بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41096
متن پرسش

بسمه تعالی. بنده بی وطن بودم جمهوری اسلامی ایران به من وطن داد، من سرگشته این جهان بودم تا زمانی که نور و راه انقلاب اسلامی را یافتم من بی کس، افسرده غمگین و پودر شده بودم که انقلاب را ایران جهموری اسلامی را یافتم و امروز مفتخرم به زندگی در وادی حریم جمهوری اسلامی ایران که زنده ترین پایدارترین و عمیق ترین زندگی ممکن است. گرد غبار پیری از سرگشتگی در جهان دارم که دریای انقلاب مرا می‌شوید و نور مهتاب ایمانش که جمال رهبری است مرا سرزنده و جوان می‌دارد. این راه و قصه هر انسانی در جهان است که به خانه و مقر الهایات و حقیقت کره زمین یعنی جمهوری اسلامی متعلق بشود. این خانه انسانهاست خانه‌ی امنی که هیچ شیطانی اهل این خانه را نمی‌تواند برباید حتی اگر در لس آنجلس باشد. ما خانه ای داریم به وسعت جهان برای هر انسانی که زندگی را بر مردگی می‌گزیند و در همه جوانب سیاسی فردی و اجتماعی موفقیت های پاک را در مسیر خود حاضر خواهد یافت. این است آینده و امید ازین خاطر متین و شاد دو عالمم و سخت پی جزئیات استعداد های فراموش شده بشری ام هستم، همانها در سالها دشمنی دشمنان سوخت و ازم گرفتند. استاد آیا می‌توان ایران را چنین خانه جهانی وصف کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است. زیرا ایران، دیگر یک سرزمین نیست، افقی است که بشریت را در این زمانه متوجۀ حقیقت انسانی‌اش می‌کند. ایران در این زمانه یعنی ما و شهید حاج قاسم سلیمانی. ایران در این زمانه یعنی ما و شهید یحیی سنوار. و این یعنی عزم‌های بزرگ به بزرگی عزمی که در نیروهای انتظامی و بسیج در مقابل توطئۀ اغتشاش‌گران ملاحظه کردید.  ایران به گفتۀ «مایکل بن آری» (خاخام و سیاستمدار صهیونیست / عضو سابق کنست) که می‌گوید: «صادقانه باید گفت ایران توانسته در نظام ارزشی و در دل‌‌های بسیاری از مردم خود، همان دیدگاه [آیت‌الله] خامنه‌‌ای را نهادینه کند.» این همان وجدان توحیدیِ مردم است در نسبت با رهبر معظم انقلاب که در بزنگاه‌ها ظهور می‌کند مانند ۲۲ دی‌ماه که بدون آن‌که رهبر معظم انقلاب پیشنهاد کنند خودشان کاری کردند که رهبر معظم انقلاب فرمودند با آن کار، کمر فتنه شکست. موفق باشید    

41044

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد عزیز: من خیلی وقته درگیر یه سوال هستم و هرکسی هم ازم می پرسه واقعا نمیتونم درست جواب بدم. اونم اینکه چرا رهبری در یه سری مسائل به صورت جدی ورود نمیکنه. مثلاً در مسئله دزدی ها و اختلاس هایی که در کشور اتفاق میفته و حتی وقتی اگر هم دزدی رو هم بگیرن، اونطور که باید تنبیه نمیشن. من میدونم رهبری خیلی جاها نمیتونه دخالت کنه ولی وقتی کارد به استخوان برسه، آیا در تصمیمات قوه قضاییه نیاید ورود کنه؟ واقعا یکی از مهمترین مشکلات کشور ما بحث عدالت و برخورد با مجرم هست. به نظرم اگه عدالت باشه، تحمل مشکلات اقتصادی برای مردم آسان میشه ولی وقتی مردم ببینن راحت در کشور دزدی میشه و کسی جلودارشون نباشه، خیلی به نظرم سخته. آیا واقعا بهتر نیست رهبری در این شرایط فوق حساس در این مسئله به خصوص، ورود جدی داشته باشن تا حداقل وقتی یه نفر میاد به رهبری اهانت می‌کنه یا ایراد میگیره ما بتونیم منطقی جوابشون رو بدیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد ابتدا خوب است به این نکته فکر کنید که «برای آباد کردن دهی، نباید شهری را خراب کرد» و امروز موقعیت تاریخی ایران با به میان آمدن انقلاب اسلامی حضوری جهانی و تمدن ساز می‌باشد و در این حالت رهبر انقلاب صلاح نیست به طور مستقیم وارد مسائلی شوند که مسئول آن مسائل، دولت‌های انتخاب شده توسط مردم می‌باشند؛ امری که خود ایشان نیز بر آن تأکید دارند مگر رهنمود دادن برای عبور از آن مشکلات که می‌فرمایند. می‌ماند که باید متوجه باشیم واقعا گمان نکنیم همه چیز به هم ریخته و از پیشرفت‌های فوق العاده ای که واقع شده‌است گفته نشود. به این جمله اخیر ایشان فکر کنید که می فرمایند «امروز یکی از ابزارهای جنگ نرم در میان دشمن و در میان بعضی از افراد ناباب یا غافل، عبارت است از مسکوت گذاشتن آورده‌ها و داشته‌ها و توانایی‌های این ملّت؛ انکار توانایی‌های این ملّت. ملّت، ملّت بزرگی است، کار هم می‌تواند بکند و دارد می‌کند؛ امروز دارد کار می‌کند. اگر ملّتی از داشته‌های خود غافل بشود، توانایی‌های خود را نبیند، پیشرفتهای خود را باور نکند، تحقیر خواهد شد؛ وقتی تحقیر شد، خود را حقیر دید، آماده‌ی تسلیم در مقابل دشمن خواهد شد؛ این ترفندی است که دشمنان دارند دنبالش می‌کنند و انجام می‌دهند.. » موفق باشد

41021

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: ضمن عرض ادب. با توجه به شرایط کنونی، این پرسش برای بنده مطرح شد، که در جامعه‌ای با مبانی اسلامی، چرا سازوکار مشخص و مورد اعتمادی طراحی نمی‌شود تا اشخاص خیّر و علاقمند به پیشرفت کشور بتوانند کمک‌های مالی خود را به حسابی معیّن واریز کنند؟ مثلا، این حساب می‌تواند زیر نظر نهادهایی همچون بیت رهبری باشد تا وجوه جمع‌آوری شده در مسیر آبادانی و تعالی میهن به کار گرفته شود. هرچند مردم به صورت فردی به نیازمندان یاری می‌رسانند و نیز به پرداخت خمس و زکات اهتمام می‌ورزند، اما به نظر می‌رسد اگر اینگونه منابع مالی هم، در یک نهاد معتبر دولتی متمرکز گردد، امکان سرمایه‌گذاری هدفمندتر و مؤثرتری فراهم می‌آید. همیشه در ذهنم بوده که چرا نهادی رسمی و قابل اطمینان این مهم را سامان نمی‌بخشد؟ در اینصورت می‌توان وحوهات مردمی را صرف اموری همچون بازسازی مدارس یا بهبود معیشت نیازمندان کردو شایسته است این مسئولیت به سازمانی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سپرده شود تا از دسترسی افراد نااهل یا ضد انقلاب مصون بماند و موجبات مشکلات جدید فراهم نگردد. به‌عنوان مثال، در کانون فرهنگی که زیر نظر این جانب اداره می‌شود، با درخواست کمک مردمی و ارائه شماره حساب، ماهیانه مبلغ قابل توجهی برای خرید کتب مذهبی و ارسال به مناطق محروم جمع‌آوری می‌شود. حال اگر چنین طرحی در سطح ملی و با عنوانی همچون «طرح کرامت» به اجرا درآید، بی‌تردید اقبال عمومی به همراه خواهد داشت و در صورت عدم موفقیت نیز ضرری متوجه جامعه نخواهد شد. (این طرحی غیر از پرداخت خمس و زکات باشد) با سپاس از توجه و تأمل شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از جهتی چنین نهادی لازم است تا افرادی که بنا دارند به نیازمندان به هر نحوی که نیازمندان محتاج هستند، کمک کنند، سرگردان نباشند و مطمئن باشند کمک‌های آن‌ها به اهلش می‌رسد. و از طرف دیگر در هر طایفه و منطقه فقرایی هستند که قرآن در وصف آن‌ها می‌فرماید: «لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا ۗ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ» و از این جهت که فقر آن‌ها علنی نیست، هرکس به طور خاص که آن‌ها را می‌شناسد، به صورتی که آبروی آن‌ها حفظ شود باید به آن‌ها کمک کرد و در جامعۀ اسلامی باید به همۀ این موارد فکر نمود. موفق باشید

41009
متن پرسش

باسمه تعالی. با توجه به مراسم جلیل القدر اعتکاف و آرزوی توفیق برای همه عزیزان در هر جایی ، به هر گونه‌ای که هستند ، تا انتهای مراسم اعتکاف از جوابگویی به سوالات کاربران محترم معذور هستیم. التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی. با توجه به مراسم جلیل القدر اعتکاف و آرزوی توفیق برای همه عزیزان در هر جایی ، به هر گونه‌ای که هستند ، تا انتهای مراسم اعتکاف از جوابگویی به سوالات کاربران محترم معذور هستیم. التماس دعا.

40969

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در پاسخ به پرسش ۴٠٩۶٣ الإمامُ الكاظمُ عليه السلام : إنَّ للّه ِِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَينِ : حُجَّةً ظاهِرَةً ، و حُجَّةً باطِنَةً ، فأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ و الأنبِياءُ و الأئمَّةُ عليهم السلام ، و أمّا الباطِنَةُ فَالعُقولُ. حديث امام كاظم عليه السلام : خداوند را بر مردمان دو حجت است: حجتى بيرونى و حجتى درونى. حجت بيرونى همان فرستادگان و پيامبران و امامان عليهم السلام هستند و حجت درونى همان خردها. آیا این عمل با معارف شیعه هماهنگ است که عقل را که حجت درون است کنار بگذاریم و فردی غیر معصوم را حجت قرار دهیم؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بر اساس همان حجّت باطنی یعنی عقل است که باید متوجه شویم در زمان غیبت، نایب امام عصر که مظهر و سیرۀ رهنمودهای ائمۀ معصومین هستند، چه کسی و یا چه کسانی می‌باشند و اگر کسی نتواند نایب امام عصر را در زمان غیبت بشناسد، عملاً از عقل خود استفاده نکرده است. موفق باشید 

40957
متن پرسش

سلام و احترام: با آرزوی سلامتی. در شرایطی که هیچ کس اوضاع مملکت را گردن نمی گیره و انگار همه چیز به حال خود رها شده و توکلت علی الله جلو میره وظیفه مردم مخصوصاً مومنین دغدغه مند چیه؟ چکار میتونیم بکنیم؟ یقه کی را باید بگیریم؟ از کی و کجا مطالبه کنیم؟ دولت که میگه من بلد نیستم و نمیتونم و نمیشه. مجلس هم که هنر کرده بعد این همه وقت تذکر داده که کابینه باید ترمیم بشود! رهبری هم که شاید درگیر خنثی کردن توطئه‌های خارجی و برهم زدن نقشه دشمنان هستند و هر از گاهی هم که میان و صحبتی می کنند گویی اوضاع مملکت را نمی‌بینند و یا صلاح نمی دانند وارد بشن. بالاخره مسبب این اوضاع اقتصادی و فرهنگی و... کی و کجاست؟ این مردم به کی باید پناه ببرند؟ به کی اعتراض کنند، به کجا گلایه و مطالبه کنند؟ بخزیم در خانه هایمان فقط دعا و تضرع کنیم؟ ببخشید این را عرض می کنم حمل بر بی ادبی نباشه. اینکه حضرت آقا و جمهوری اسلامی نظر به آینده ای ورای زمانه کنونی دارند و راه متفاوتی را پیش چشم ملت های منطقه و بلکه بشریت گشوده اند درست، اما این دلیل نمی‌شود که چشمان خود را ببندیم و اکنون خود را نبینیم و صرفا با نظر به آینده ای متعالی دلخوش باشیم. چه کسی تضمین داده که جمهوری اسلامی با ادامه روند کنونی دچار فروپاشی درونی نشه؟ کما اینکه همین الان هم در برخی از ارزش ها و آرمان های خودش در حال استحاله شدن است. به بعد از جمهوری اسلامی بخاطر بی عملی خودمان فکر کرده ایم؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که ما باید ضعف‌های پیش‌آمده را بازخوانی کنیم؛ حرفی در آن نیست. سال‌ها پیش با شروع دولت آقای هاشمی بحثِ «چه شد که کار به قتل امام حسین «علیه‌السلام» کشیده شد» با مخاطبان در میان گذاشته شد. در آن‌جا پیش‌بینیِ این امور به میان آمد. ولی با این‌همه متوجه باشیم که معدۀ انقلاب، سالم است و غذاهایی که جریان‌های غرب‌زده در آن می‌ریزند، بدنۀ انقلاب را مسموم نمی‌کند و معدۀ انقلاب آن‌ها را به بیرون استفراغ می‌کند. این امری است که اگر کسی متوجۀ جایگاه تاریخی انقلاب بشود، نسبت به مسائل پیش‌آمده مأیوس نمی‌گردد و در این رابطه شواهد به خودآمدنِ انقلاب را ملاحظه می‌کنید و این یعنی آن جریان‌ها نمی‌توانند با سرکوبی مردم، مردم را مجبور به سکوت کنند و اتفاقاً رهبر معظم انقلاب عامل بزرگی می‌باشند در مقابله با استحاله‌ای که جریان‌های لیبرال به دنبال آن هستند. موفق باشید        

40956

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیزم: استاد در حرکت جوهری چه دلیلی دارید برای اثبات اینکه فیض دائمیست و اینکه خداوند در بحث خلقت دائم الفیض است یعنی مدام در حال وجود دادن به شی است شاید واقعا خداوند یکبار فیض رابه شی بدهد. دلیل فیض وجودی دائم به شی چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دقیقاً متوجۀ قوۀ محض‌بودنِ عالم ماده از یک طرف و حرکتی که در عالم جاری است بشویم؛ می‌یابیم که مبنای برهان حرکت جوهری چیست. و در این مورد باید به خود برهان حرکت جوهری رجوع فرمایید. موفق باشید

40951

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و شادباش بابت ورود به سه ماه مبارک سال که دیگر روزها ذیل این سه ماه رجب شعبان رمضان وجود و معنا دارند و بیش از محدودیت ایامند بلکه گشودگی از خداوندند به هستی و مخلوقات. حضرت آیت الله خامنه‌ای و انقلاب اسلامی که خداوند عمرشان را به فرج متعین جهانی امام زمان رسانند، کار بزرگی انجام دادند! شاید صد سال دیگر انسانهایی بفهمند در جنگ دگرگونی تاریخی که در همین چند ساله آغازی جهانی را شروع کرد رخ داد چه بود و چه ها شد. در ادامه جملات زیادی نوشتم و پاک کردم زیرا همه آنها یک کلمه را می‌گفت که او مستقل هست: «خدا».

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. به نظر بنده اگر خداوند اراده کرده باشد تا عنایت خاصی در این زمانه به کسی بکند، او را متوجۀ بصیرت تاریخی و معنوی حضرت آیت الله خامنه‌ای می‌کند به همان معنایی که: امام صادق عليه السلام می‌فرمایند : «إذا أرادَ اللّهُ بعَبدٍ خَيرا زَهَّدهُ في الدُّنيا ، و فَقَّههُ في الدِّينِ ، و بَصَّرَهُ عُيوبَها ، و مَن اُوتِيَهُنَّ فَقد اُوتِيَ خَيرَ الدُّنيا و الآخِرَةِ» . هر گاه خداوند خوبى بنده اى را بخواهد او را به دنيا بى اعتنا گرداند، در دين فقيه و آگاهش كند، و به عيبهايش بينا سازد؛ اين سه خصلت به هر كس داده شود، خوبى دنيا و آخرت به او داده شده است. موفق باشید

40950

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام: از بین این دو گزینه اگه کسی مجبور به انتخاب باشه، کدوم مورد رضایت خداست؟ برای نماز مغرب و عشا ۱. نماز اول وقت بدون حضور قلب و بدون توجه ۲. نماز ساعت ۱۰ شب و با حضور قلب یعنی با ادراک اذکار و توجه به حق

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رفیق محترم ! نه «آن» و نه «این». به حضور در اول وقت همراه با قلب آماده فکر کنید و به دل خود بگویید: «ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی / اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی» و این یعنی «ماه رجب». موفق باشید

40827

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و تشکر: بنده کتاب خویشتن پنهان را مطالعه کردم و ابهام برام پیش آمده لطفا راهنمایی می‌فرمایید: ۱. درکتاب است که اگر نفس در ابعاد انسانی یا در ابعاد حیوانی کامل شود بدن را رها می‌کند که به این مرگ، مرگ طبیعی گویند حال افرادی که در اثر کهولت سن بعد از چند روز مریضی مثلا در ۱۰۰سالگی فوت می‌کنند از کجا بفهمیم نفس ناطقه شان در بعد حیوانی کامل شده یا در بعد انسانی، که بدن را رها کرده؟ اگر نفسشان کامل شده پس دیگر در برزخ و یا قیامت نباید عذابی داشته باشند چون کامل شده اند؟ ۲. افرادی که می‌خوابند و در خواب فوت می‌کنند شامل کدام نوع مرگ‌ می‌شوند، مرگ طبیعی یا اخترامی؟ آیا شامل همین کامل شدن نفس ناطقه می شوند؟ ۳. خداوند انسان را به گونه ای خلق کرده که از فرشته هم می‌تواند بالاتر باشد. پس چگونه است که مثلا فردی که ۹۰ سال عمر کرده و به کمال فرشتگان هم حتی نرسیده چه برسد به بالاتر و در اثر کهولت سن چند روزی بیمار شده و بعد فوت کرده، یعنی نفس ناطقه اش کامل شده و فوت شده؟ منظور از کامل شدن نفس، چه کمالی است؟ آیا اگر فرضا همان شخص ۹۰ ساله زنده می‌ماند نمی‌توانست بازهم کامل تر شود؟ ۴. منظور از مرگ طبیعی و کامل شدن صرفا مرگی که در اثر بیماری نباشد را می‌گویند؟ بالاخره هرکس که فوت می‌شود یه جورایی بیماری عارض می شود که فوت می‌کند پس چگونه نفس کامل شده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! قاعدۀ کلی آن است که نفس در تدبیر بدن بنا دارد که بالقوه‌های خود را بالفعل کند و چنانچه در بُعد انسانی و یا حیوانی که هر دو در انسان است؛ بالفعل شود دیگر نیاز به بدن ندارد و بدن را ترک می‌کند. این بدین معنا نیست که حتماً در کمال انسانی کامل شده باشد. ۲. تفاوتی بین مرگ در خواب و یا بیداری نیست. ۳. همان‌طور که عرض شد علاوه بر ترک بدن به جهت فعلیت در حیوانیت و یا انسانیت، در آن کتاب ملاحظه می‌کنید که بحث «یأس» از ادامۀ حیات نیز یکی از عواملی است که موجب انصراف نفس از بدن می‌شود. موفق باشید

40776

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: همان طور که می‌دانیم هر کسی توسط بعضی از اسماء الله تربیت و ربوبیت می‌شوند که به آن ربِّ شخصی می‌گویند. حال سوالم این است که زمانی‌که ما در نماز میگیم «سبحان ربی الاعلی و بحمده» این رب در اینجا همان ربِّ شخصی است یا اسم جامع الله؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دو قابل جمع است از آن جهت که همان حضرت «الله» در مقام ربوبیت می‌باشند. موفق باشید

40451

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام عرض ادب، و خدا قوت. کلا آیا در دین راهی هست انسان بتونه بفهمه مرگ عزیزانش اجل حتمی بوده یا اجل معلق؟ پدر بنده یک ماهه پیش کسالت گرفتند و خودشون و ما فکر کردیم از معدشونه و اصلا یک درصد هم فکر نکردیم سکته باشه چون سابقه بیماری معده داشتند ولی در حقیقت سکته کرده بودن و ما زمان طلایی سکته برای درمان را از دست دادیم متاسفانه و روز سوم که حالشون بد تر شد بردیمشون با اورژانس بیمارستان و آنژیو و سپس به هوش نیامدن یعنی قلبشون دیگه خیلی ضعیف شده بود و در حالت بیهوشی، دعوت حق را لبیک گفتند. آیا تشخیص اشتباه خودشون و ما و دیر رفتن به بیمارستان باعث وفات ایشون شده یا تمام این اتفاقات بنا بر اراده الهی باید میوفتاده، تا اجل حتمی ایشون برسه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن می‌فرماید: «نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقينَ (۶۰ / واقعه) بنابراین تنها و تنها آن وقتی که مرگ افراد فرا رسد آن مرگ به بهانه‌های مختلف پیش می‌آید. موفق باشید 

42090

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام برادر: راستش دوست داشتم صبح بیام ملاقات و پیاده روی اما هم وسیله ندارم هم ممکنه خواب باشم و هم زانو هام درد میکنه. مدتیه فکر می‌کنم چقدر خوبه صحبت کنیم. صحبتی که هر دو خوب بشنویم بعد پاسخ بدیم چون بعضی حرف ها در جملات بعدی تازه روشن میشن نه در اولین گفت. به همینجا مجبورم اکتفا کنم. صبر خب خیلی سخته هر مردی رو از پای می اندازه. برام سخته همیشه توجهم به صبر و سیر باشه و خدا هم به همین خاطر طبیعت و خانواده و شغل و سرگرمی های این چنین رو برای ما خلق کردند که من از همش محرومم. سالهاست قریب به همه عمر هست که روی شغلی که حس کنم ارزش داره و حس خوشی بهش داشته باشم فکر می‌کردم. برام مهم بچده آینده دار باشه، الان که شروعش کنم بعدا تازه دنیا بهش نیاز داشته باشه. وسیع باشه. و جواب نیازهای وسیع و متنوع من رو بده. در مورد خوده هوش مصنوعی تحقیق کردم، اینکه شما میتوانی هوش مصنوعی های حاضر را متناسب با اهدافت شخصیت بهش بدی. مثل این که بستری هست تا به هر جهت که لازم بدونی پرورشش بدی و این ممکنه. این جدای از استفاده از هوش مصنوعی هاست این در واقع ساختن و هدف دهی است. و خب چنین کاری برای منی که نتوانستم کندی و مدرسه و سرسختیش رو تحمل کنم مثل اینه که هزار متخصص در اختیار اهداف من قرار بگیرند و جهت دهیشون کنم. و سالها زمان میبره اما امکان خاص کردنش برای فردی به متمایزی بنده بسیار مفید هست. در دوره شما کتاب نوشتن کاری بود که هدف دهی می‌کرد، بعد از شما شرکت های بزرگ که مستقیما روی سبک زندگی موثر بودند و اکنون برای بنده هوش مصنوعی چنین قابلیتی رو فراهم میکنه و آینده داره. نه آنقدر من رو جذب میکنه که از اصل راهم خارج بشم چون خودش کار میکنه من فقط هدفش میدم و اصلاحش می‌کنم و نه آنقدر که این کار سطحی باشه مثل شاگرد مغازه ای بودن. البته به همان مقدار از من کار میکشه نه بیشتر. و گزینه خوبیه. اما چنین خواسته ای بحث استفاده از هوش های مصنوعی شرکت ها نیست و ساختنشه و سخت افزار لازم داره. با توجه به دلار و قیمت ها سیستم کامپیتری که مناسب باشه چ باید ضعیف نیاشه گران میشه. راستش پول خودم و خانواده ام نمیرسه. دوست و رفیقی هم ندارم. کارمم ارزش منده در آینده به درد مردم و کشور میخوره چون رشد زیادی داره. و هرگز لازم نیست بعنوان یک چهره وارد دنیای معروف ها بشوم بلکه ممکنه اصلا کسی نشناستم و ساخته ام همراه کشور بشه و اینها همه مسائلی هستند که برای بنده مهمند. حقیقتا دوستی بغیر از اهل بیت و راهی بغیر از آنها ندارم و نمی‌شناسم و اگر هم باشه به غیر از اینها تن نمیدم چون غیر اهل بیت یا دنیا دارند یا زندان دنیا و شیطان و از من تا ارزشی را نگیرند چیزی نمی‌دهند و من تن به آنها نخواهم داد. اصل شرایطم من رو همیشه بفکر میبره که آخه دلیلش چیه که این وضعم؟ هزار جواب میدم اما هرگز قانع نمیشم. به خودم میگم حتی اگر وضع موجودم خواست خداست که هست، تعادلم را بر هم زده و من یک راه بیشتر ندارم اینکه به همین اهل بیت رجوع کنم. با توجه به این شغل که درآمد زا هم خواهد شد و اتفاقا از نظر ظاهر زندگی شاید در یک اتاق تنها کار کنم مثل همان شاگردی است اما در باطن کار علمی و شغل مخفی است. یعنی جلوه نداره اما مهمه. شلوغ نیست اما وسیعه. کسی نیست اما ده ها کارمند هوش مصنوعی متخصص بکار گرفته میشن و ایده های ذهنی من را به زمین و واقعیت نزدیک می‌کنند. که آن ایده ها جرمشان این است که محقق نمیشوند زیرا روح متخصصی ندارم. مثل همان بتن سازه ها که عرض کردم خدمتتان. اینها بخشی از هزاران کارکردند که محقق میسازد. تصور بفرمایید جهان خاصم که از هر مشکلی عبچر میکند اگر تبدیل به ایزار شود چقدر به جامعه و کشور و مردم کمک میکند. تصور کنید هوش مصنوعی که از امروزبدست دشمنانمان جهت دهی میشود فردا با آن مثل یک عقب افتاده از دشمنان نخواهم بود بل که حرف برای مقابله و گفتن متمایز دارم. واقعاً بلد هم نیستم اما حاضرم هزار بار در این شغل شکست بخورم و باز ادامه اش دهم. منی که هیچ شغل و چیزی در دنیا را نمیتوانم ادامه دهم زیرا آنرا کوچک و تمام شده میابم. با دلم همراه است با شرایطم همسو میشود و به درد خواهد خورد. تصوراتم را مثل سنگ نکردم اما قابلیت شکل پذیری و به واقعیت نشستن ذهنی پیچیده چون مرا دارد و این یعنی آنحایی که باید باشم تا از سردر گمی نسبی در دنیا درآیم. اینها را عرض میکنم چون میدانم دانستن شما در مسائل فعلی بنده موثر هست. از شما فهمیدنم را میخواهم. بهرحال اگر جواب این هم خیر است حقیقتا برای زیستن شرلیطم آنقدر بد است که بی آیندگی دنیایی دارم و راستش بسیار زیاد به مرگ از جهت فغدان زیستن میروم. حقیقتا مرگ بهتر است در این راستا. تربیت چ رشد همیشه هست و باید باشد من از این ناراحت و نگرانم که این خلل بزرگ به من چ دیگران آسیب میزند. چه فشار هایی که منشاء آن از همینجاست و چه مشکلاتی که از همیجا و با حل این مسئله مرتفع میشود. بیماری گوارشی ام کمی بهتر شد اما اولین بار که آمد سراغم از خدا خواسته بودم عمرم را تمام کند. شما به مرگ خواهی من فکر نکنید به این فکر کنید ریشه و دلیل چنین خواسته ای از کجاست. و من آنرا در مشغولیتی یافتم که دلم با آن همراه باشد و باور بفرمایید پس از سالها این را یافتم. منی که هیچ‌چیز دلم را جذب خود نمیکند با این کار میتوانم ادامه دهم. ۱۹ ساله بودم رفتم اربعین بین الحرمین نشستم گفتم امام حسین راستش تا اکنون اگر خود کشی نکردم به خاطر بود نزد شما آیم و مودبانه اتمام حجت کنم تا بعدا از من گله ای نکنید و عرض کردم تا ۲۴ سالگی نیز با شما قرار میگذارم اگر زندگی کردم البته در همه ابعاد، که زندگی میکنم وگرنه به خدا قسم زیستن تلخ تر از هر گونه مرگ است. و امدم و وفا کردند و خب از ابتدایش به دیدار شما آمدمو خودتان مابقی را مستحضرید. اینها را عرض کردم تا از دید من هم مسائل بنده را ببینید که دید شما حقیقتا تا به امروز کافی نبوده و عزیز دلم من با همان دید یکجانبه شما راه آمدم و حسرت به دل ماندم که آیا روزی شما قادر خواهید شد پا روی خود گذارید و از دید من هم بنگرید که موفق نبودم. حد اقل اگر مقدور نیست بدانید از صدق سخن گفتم و اعتماد کنید. وقتی بیکار و تنهایی کوچکترین چیز تورا بسمت خودش میکشد و فرقی نمیکند آن چیست، حتی شیطان هم برای زیبا میشود چون بعد غز سالها تداوم تنهایی به تشنه ترین و ضعیف ترین شکل غز پا درآمده ای. هر روز خودم را نقاشی میکنم و هر بار پاره اش میکنم زیرا میدانم دروغی موقتی است. این تکرار مرا نابود کرده. همانگونه که من خوبیهایم مرا تعریف نمیکنند از اینکه مردم خوبی هایشان را اصل تعریف خود میدانند منزجرم. همه ما معمولی و همواره در تلاشیم تا خوب بشویم و هرگز نخواهیم شد؛ اصل بر تداوم است. از همین رو سخن مرا بشنو و بر من نتاز. انشاالله که خوش دل باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت. همان‌طور که عرض شد «آن‌قدر ای دل که توانی بکوش» امید است که در این راهی که پیدا کرده‌اید جلو و جلوتر بروید. البته حتماً عنایت دارید که امثال بنده دیگر نمی‌تواند وارد چنین میادینی بشود و لذا تنها کلیّات معرفتی  که در کتاب‌های بنده هست، شاید بتواند افق‌گشایی کند. ولی حالت کاربردی در نسبت به هوش مصنوعی این دیگر کار شما جوانان می‌باشد که البته باید با همّت خوب خود از بیماری‌ها و ناتوانی‌های بدن خود با ورزش و غذاهای مشخص عبور کنید تا همّت‌تان صدچندان شود و بنده برای موفقیت جنابعالی دعا می‌کنم. موفق باشید

42035

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

نشسته‌ام و هیچ نمی‌دانم بناست چه بشود. دیروز در محل کار، کاری که بر عهده‌ام بود را خوب به سرانجام رساندم و زمانی را خالی کردم تا بعد از چند روز مطالعه مقدمه علامه در المیزان، سوره حمد را شروع کنم. (البته به توصیه شما با آن مقصدی که در پرسش و پاسخ شماره ۴۱۸۷۴ مطرح شد. البته با وضعیتی که در این پرسش توصیف شده، نمی‌دانم پرسش‌کننده از پس خواندن برمی‌آید یا نه). حدود پنج شش صفحه خواندم و احساس شعفی از خواندن که پس از خواندن بر دلم می‌گذشت که "گویا با نس و خواندت المیزان جایگاه امور و نسبتی که باید با آن‌ها پیدا کرد برایم پیدا شود و از این آشفتگی بیرون آیم. چون علامه در نظر و مواجهه با دنیای جدید المیزان را به صحنه زندگی امروزین بشر آورد.» اینها بر دلم می‌گذشت.اما نمی‌دانم چرا هر شروعی برایم موانع سختی پیش رویش می‌آید. درست است که باید آدمی کاری از کاری بازش ندارد، اما همان شب در خانه و بین خانواده جر و بحثی بر سر کوچک‌ترین مشکل پیش‌آمد، که هیچ وقت پیش نمی‌آمد و غضب‌هایی که بر سرمان آوار شد و چقدر بی‌حرمتی‌ها و چقدر دلم را از بین برد. هر چقدرم که بگویم من تقصیر کارم مگر فایده دارد. دیگر دلم نمی‌خواست نماز هم بخوانم و نماز صبحم را هم نتوانستم بخوانم. بماند...این قضیه یکی از موانع است... گفتن این جزییات بی‌خود است. اما چه مد نظرتان بود و چه چیزی در خواندن آن پرسش و پاسخ مد نظرتان آمد که این راه را پیشنهاد دادین؟ آیا از سوال برنمی‌آید که نویسنده بر هر اراده‌ای ناتوان است؟ آیا عذاب استدراج الهی را در سوال نمی‌بینید!؟ الان که اینجا نشسته‌ام، دلم نمی‌خواهد دیگر نماز بخوانم و حتی استغفار پیش خدا و عذرخواهی از دیگران بکنم. دیگر نمی‌خواهم حتی کتاب بخوانم و حتی با یاد شهدا و امام‌شان غرق در اشک شوم. (اگر چه باز تمام‌شان را انجام می‌دهم.) کاش حضرت رب‌العالمین این عمر را که مرتع شیطان است زود تمام‌ش کند یا قدرتی بدهد تا خودن تمامش بکنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتۀ جناب مولوی: «گر به هر زخمی تو پُر کینه شوی / پس کجا بی ‌صیقل آیینه شوی؟» و این، اول کار است که بالاخره شیطان مانع می‌شود بخصوص و بخصوص از طریق غضب که خودش را نابود کرد و با همین روحیه سعی بر ناکام‌کردن تلاش‌های بقیه دارد که با وسعت وجودی همچون علامۀ طباطبایی که بحمدالله امثال شماها از آن بیگانه نیستید، می‌توانید کار را جلو ببرید. موفق باشید  

41282
متن پرسش

سلام علیکم‌: با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: حضرت زینب بلافاصله بعد از شهادت امام زمان آن عصر فرمودند : «ما رایت الا جمیلا» اکنون و پس از شهادت امام این عصر حضرت امام خامنه ای یقینا این جمله ملکوتی حضرت زینب امتداد دارد. خواستم از حضرتعالی بپرسم پس از شهادت امام این عصر «ما رایت الا جمیلا» چگونه تببین می‌شود و به چه زیبایی هایی می‌توانیم بنگریم؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین رابطه عرایضی در جلسۀ «شهادت رهبر معظم انقلاب و حضورِ فعّال انقلاب اسلامی در جهان بشری» https://eitaa.com/soha_sima/5571 شد. حقیقتاً این شهادت، جهان دیگری را که عبور از جهان استکبار است مقابل انسان این زمانه می‌گشاید. حتماً فکر کرده‌اید که چرا تاریخ با حضور اسلام در عین توجه به حقیقت، به سوی حاکمیت حق جلو می‌رود. در نظر بگیرید در صدر اسلام، اسلام متوجۀ حقیقت شد ولی با رحلت رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» حاکمیت در اختیار جریانی به نام سقیفه قرار گرفت که در عین آن‌که دیگر بت نمی‌پرستیدند؛ از فرهنگ جاهلیتِ ابوسفیانی خارج نشدند و خلیفۀ اول معاویه، یعنی فرزند ابوسفیان را حاکم شام و شامات نمود. در حالی‌که در انقلاب اسلامی پس از رحلت حضرت امام خمینی، حاکمیت از بستر ولایت فقیه خارج نشد. و این یعنی تاریخ به سوی حاکمیت حق قدمی جلوتر برداشته و باز با شهادت حضرت امام حسین «علیه‌السلام» همچنان یزیدیان میدان‌دار بودند. ولی با شهادت سیدالشهدای انقلاب یعنی حضرت امام خامنه‌ای، میدان در اختیار جبهۀ حاکمیت حق قرار دارد و مقابله با جبهۀ باطل در میان است. و این یعنی تاریخ به سوی حاکمیت جبهۀ حق پیش می‌رود. و اتفاقاً جبهۀ مقابل با جبهۀ ولایت الهی در رسیدن به اهداف خود، ناکام و ناکام‌تر می‌شود. و این است معنای حضور ولایت بیشتر حق در مقابل جبهۀ باطل. و این یعنی «ما رأیتُ إلاّ جمیلاً» که البته باید در این مورد که تفکری است تاریخی، بیش از این سخن گفت. تنها خواستم فتح بابی باشد. موفق باشید                  

41195

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد عزیز از شما سوالی داشتم نمی‌خواهم ذهن شما، بینندگان این سایت و کانال مطالب ویژه رو در گیر جوابش بکنم تا محدود نشه هم ذهن شما هم ذهن مخاطبین عزیز. به نظر بنده انسان هم باید ظاهر اسلام رو بگیره هم باطنش رو. سوال بنده اینه: استاد شما خیلی از این واژگانی که میگم استفاده می‌کنید. اینها همه یعنی چی استاد؟ ۱. ابژه، ۲. سوبژه، ۳. ابژکتیو و ۴. سوبژکتیو

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید بشر جدید با مسائلی روبرو شده که برای درک آن مسائل، چاره‌ای نیست مگربه این نوع ادبیات فکر کند. کتاب « ما و بشر جديد و آينده قدسی پيش رو» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%A8%D8%B4%D8%B1&tab=posts&inner_tab=book و سلسله بحث‌هایی که تحت عنوان «درخششی دیگر» https://eitaa.com/soha_sima/5521 متذکر این امور می‌باشد. موفق باشید

41166
متن پرسش

بسمه‌تعالی. مردم سرتاسر دنیا امروز به دنبال ایرانی می‌گردد که در کنار آن ملت ایرانی خاص، بتوانند انسانیت و اراده های لازم برای مقابله با ظالمان را بیابد و در مقابل ظالمان کشورهای خود بتوانند استوار بایستند. ۲۲ بهمن ماه آغاز ظهور ملتی است که دنیا انتظار آن را این روزها می‌کشد و فریادش به گوش مان رسیده! خداوند می‌دانند که چقدر جهان منتظر و نیازمند ایرانی است که برای حکومت الهی فراگیر لازم هست! تعجب و تعجب از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که باز و باز ایران و ملت ایران را مناسب این امر بزرگ می‌بینند. از ما سرو بلند عالم یعنی ملت ایران ۲۲ بهمن ماه سلامی گرم و سرزنده و غنی به هر آزاده ای در دنیا که منتظر حضوری بزرگ برای سرنگونی امثال ترامپ هایشان هستند. مردم دنیا بخوبی اندیشیدند که مرکز جهان ایران است ناآگاهان کره زمین را جهان می‌خواندند، در حالی است که امروز صد جهان فراگیر در ایران هست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دیگر ایران، یک کشور نیست، جهانی می‌باشد که در مقابل جبهۀ استکباری و صهیونی آغاز شده است و توجه همۀ فرشتگان عرش تا انبیای الهی نظر به این ایران دارند. ایرانی که در ۲۲ بهمن امسال ذیل تأکید اخیر رهبر معظم انقلاب، قامت بلند خواهد کرد تا حکایتی باشد برای خواری و پوچی جهانی که بنا دارد با هرچه بیشتر ظلمانی‌شدن حتی با درود به یزید، خود را ادامه دهد. و این‌جا است که با درخشش هرچه بیشتر ایران روبه‌رو خواهیم شد. موفق باشید        

41042

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت شما. سوالاتی برای آیندگان پیش میاد که ما موظفیم بعنوان تمدن اسلامی آخرالزمان بهشون جواب بدیم. اینکه آیا پرسه‌ی انانیت / خود‌بنیادی بشریت که یک روند از ابتداع خلقت آدمیان شروع شده آیا به نتیجه رسیده که حالا بشریت به حکومت توحیدی بازگشتند؟ جواب اینگونه سئوالات را اندیشمندان ما میتونن بدهند. تمدن اسلامی به استحکام ابدی در دنیا دست پیدا میکنه که بخوبی متوجه تمام ریزه‌کاریها، احتمالات و حوادث آینده های دور که سئوال گذشتگان دور هم می‌باشد باشند و بقای بحقش رو در همه جا بررسی کنه. درسته که اینگونه سئوالات عقلی هستند و انقلاب اسلامی با حکمت وجودی که نهایی تر از آن نیست حاضر شده و درست که وقتی اونقدر عظمت ها در میدان عظیم آخرالزمان به میان می‌آید لغزش انسانها به انانیت ناممکن و یوم الوقت المعلوم شیطان فرامیرسه با همه این مسائل می‌توان چنین مسائلی را در دبستانهایمان بعنوان آموزش و پرورش تمدنمان مورد گفتگو قرار دهیم. نظر جنابعالی را جویا هستم. متشکرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است؛ اتفاقا نسل جوان ما که به آینده‌ای بزرگ نظر دارد آماده می‌باشد تا از تمدنی برای او گفته شود که آینده را در عین فنی بودن و صنعتی بودن قدسی و معنوی بیابد؛ امری که انقلاب اسلامی مقابل بشر این دوران گذارده است. 
آقای دکتر رضا داوری در مقاله‌ی «ایران و مسائل و مشکلات» در رابطه با تمدن نوین اسلامی می‌گوید:
 « ... در این میان سخن خوب دیگری هم به میان آمده است و آن سخن «تمدن نوین اسلامی» است. برای ساختن این تمدن قاعدتاً باید دین و مدرنیته را با هم جمع کرد و با اندیشیدن به طرح آینده لااقل به یاد تجدد آورد که دارد با افق های باز خداحافظی می‌کند ولی توجه داشته باشیم که بنای نظام الهی و قدسی جز با رسوخ در توحید و آزادی از تعلقات دنیای جدید و کسب ملکات فاضله و مکارم اخلاق، در عین آشنایی نزدیک با جهان جدید و آزادی از آن -که نمی دانیم چگونه ممکن است- متصوّر نمی شود. زندگی کردن میان دو جهان، مشکل بزرگ ما و معمای تاریخ معاصر است ولی متأسفانه ما هم کمتر صبر داریم و نمی دانیم و نمی خواهیم بدانیم که راه تاریخ را باید با دردِ تفکر و جسارت در عمل گشود و پیمود. ما امروز به هر جا بخواهیم برویم باید از همین جا که ایستاده ایم آغاز کنیم...»: http://rezadavari.ir
موفق باشید
 

41017

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور: ان شاءالله تندرست باشید. به من کمک کنید در فهم اینکه چرا برخی دعاها با وجود استمرار و اضطرار مستجاب نمی‌شود؟؛ و چه کنیم در خواسته ای گیر نکنیم؟ و تسلیم اراده ی خدا باشیم؟ این سپردن عمل به پروردگار به شکل عملی و معنوی یعنی خواستن واقعی دل به چه صورت است؟ چه طوری می توانیم این دل را راضی کنیم که راضی شود به رضای خدا؟ رهایی از خواسته چه طور اتفاق می افتد؟ (درخواست کاملا حلال و یکی از نیازهای فطری و طبیعی انسان است؛ و به هر دری که می شناختم زدم از نذرهای مختلف تا زیارت امام رضا و امام حسین و ... و تا الان گشایشی حاصل نشده. فهم حکمت و پذیرش مصلحت کار راحتی نیست) و سوال دیگر اینکه: چگونه می توانم فردی را که در حقم جفا کرده ببخشم؟ در زبان و دل خواستم که او را ببخشم ولی هنوز ته دلم دلخورم و یاد عملش که می افتم خیلی ناراحت می شوم! به نظر خودم این بخشیدن نصفه نیمه است! (البته جفاکننده اظهار پشیمانی و عذر خواهی نکرده است ولی خودم می خواهم از این فشار ناحقی که در حقم شده نجات پیدا کنم، چه کنم؟)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:۱. در عین پذیرفتن زندگی ساده و بدون نظر به پیشنهادهای اهل دنیا، به این فکر کنید که شاید خداوند تقدیر دیگری را  برای‌مان رقم زده و از این جهت باید راضی بود به رضای خداوند. در آن صورت، حضور دیگری مدّ نظر می‌آید. ۲. کار خوبی است که انسان آن نوع کدورت‌ها را از قلب و ذهن خود بیرون کند و باید مواظب بود همین‌که یاد آن جفاها می‌افتیم، ذهن را منصرف نماییم. موفق باشید 

41007

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: وقت عالی بخیر. ببخشید استاد خیلی‌ها میپرسن آیة الکرسی همون یک آیه هست یا اون دوآیه بعد هم جزء آیة الکرسیه؟ تو نمازها، اذکار، دعا ها و....اونجا که اسمی از آیة الکریی میاد دقیقا منظور چیه و تا کجا باید خونده بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی صراحتاً گفته شود «آیت الکرسی»، منظور همان آیۀ ۲۵۵ سورۀ بقره است. و اگر  دو آیۀ بعد از آن هم منظور باشد می فرمایند تا «هم فیها خالدون» . 

آیت الکرسی شامل آیه ۲۵۵ سوره بقره یعنی از «اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ» تا «وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ» است. موفق باشید

41006

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: آیا میشه در نماز به جای نصب العین قرار دادن ائمه (ع) علامه حسن زاده آملی عزیزم را نصب العین خود قرار دهم؟ به عنوان تجلی امام زمان علیه السلام؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً پیشنهاد مرحوم قاضی طباطبایی به همین شکل بوده است. موفق باشید

40876

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام خدمت استاد، من یک پلیس هستم و لازمه کارم این است که در طول کار و خدمتم به افراد و اشیاء زیادی نگاه و حتی فکر و توجه کنم. لطفا راهنمایی بفرمایید که چگونه از اثرات این کثرت نگاه ها و توجهات در امان بوده و رهایی یابم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت مهم، انگیزۀ نگاه است که به ظاهر نامحرم نباید از سر لذت باشد وگرنه در دیگر امور به حکم انجام وظیفه نوعی عبادت و صفای باطنی در بر دارد. موفق باشید

40773

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: من از جامعه کادر درمان هستم، همه میگن ما به واسطه شغل مون می‌تونیم به بندگان خدا کمک کنیم اما زمانیکه کسی به مطب مراجعه می‌کند خب برای من جنبه مالی اون بزرگ می‌شود مثلا می‌دانم اگر دارم خدمتی می‌کنم به خاطر پولش است پس جنبه ی کمک به بنده چیست من چه کمکی می‌کنم، در واقع من به فکر اینم که در قبال خدمت من وجه دریافت شود البته حواسم هست که ناحقی نشود یا اگر فرد نیاز ندارد بیجا کاری انجام نشود اما زمانی‌که مثلا گاهی مراجعان برای من دعا می‌کنن نزد خودم می‌گویم چه فایده من که برای پول این‌کار را کردم. چگونه این دیدگاه رو تغییر دهم یا چگونه باید کار کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نحوی این مسئله برای ما به عنوان معلمان معارف اسلامی پیش آمد که چگونه برای تدریس معارف دینی، حقوق دریافت کنیم. مسئولان مربوطه، موضوع را با حضرت امام در میان گذاشتند، در جلسه‌ای که در محضر امام بودیم فرمودند: برای خدا درس بدهید و حقوق هم دریافت کنید. و در رابطه با مسئلۀ جنابعالی می‌توان در همین وادی‌ها وارد شد که انگیزۀ اصلی خدمت به ارباب رجوع باشد و در عین حال حقوق هم دریافت شود در عین رعایت مراجعین. موفق باشید 

40096

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: شما در یکی از صوت ها فرموده بودید که: خدای مطلق را نمی‌شود عبادت کرد. بلکه خدا را باید در مظاهر عبادت کرد. اگه میشه کمی توضیح بدید! با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور آن است که خدای مطلق یک مفهوم است در ذهن و به اصطلاح از این طریق ما، خداوند را به صورت اُبژه در آورده‌ایم. در حالی‌‌که توحیدی که واقعیت دارد حضور حضرت حق است در بیکرانگی خود در مظاهر و جلوات به صورت اسمای حسنا. موفق باشید

41999
متن پرسش

سلام استاد متشکر از مطالب راهگشا که واقعاً باب دیگه ایی ر رو به قلب ما باز کرد نظرتون ر در مورد شخص آقای پزشکیان هم به ما میگین؟ چون گاهی از ایشون توقع رفتار مقتدرانه تری در برابر ترامپ داریم اما یا سکوت یا توییت ضعیفی در پاسخ ترامپ میزنن و این روزها داغ آقا هم برای ما سنگین و رفتار ایشون در خور این زمان نیست

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : یقیناً این بنده خدا با روحیه‌ای که دارد از جنس انقلابی که آن رهبر شهید عزیز بنا داشتند در جهان حاضر کنند و جوابگوی روح‌های تشنه نسبت به حقیقت هستند ، نمی‌باشد. مهم عظمت روحیه آن شهید بزرگوار بود که چگونه بنا داشتند به جای مقابله مستقیم که متهم می‌شدیم به دیکتاتوری با حکمتی آنچنانی انقلاب را از این جریان عبور دهند همانطور که ما را از امثال آقای هاشمی رفسنجانی عبور دادند این است نکته اصلی که ما بدانیم بدون درگیری و توهین چگونه با نظر به آن افق متعالی که تمدن اسلامی  مدنظر دارد از این موانع عبور کنیم و خود را درگیر این موانع ننماییم و در این مورد بسیار باید حساس بود دقتی که عزیز دل ما آقای مهدی رسولی از خود نشان داده‌اند. https://eitaa.com/arshiv3133/243  این است آن هوشیاری تاریخی. موفق باشید 

نمایش چاپی