سلام علیکم استاد: یه مسئله ای هست خیلی داره اذیتم میکنه، داغون شدم. بنده خدا رو شاکرم که مقید به نماز اول وقت هستم و نمیزارم قضا بشه، نماز نزد بنده اصل زندگی من است با نماز زندگی می کنم، ولی نماز صبح دیروزم به دلیل خستگی زیاد و دیر خوابیدن و غیر عمد بیدار نشدم، الان به خاطر همین خیلی معذبم انگار قتل نفس کردم، انگار مأیوس شدم، انگار دیگه بدرد خدا و اهل بیت نمیخورم و صدها درد دیگر. خواهشا بهم دلداری کنید و واقعا چرا اینجوری شده با اینکه خدا میدونه من مقید به نماز اول وقت هستم نه فقط اداء نماز، مگه خدا دوستم نداره چرا بیدارم نکرد؟ آیا من دیگه بدرد نمیخورم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با خدا گفتگو کنید و عرضه بدارید: خداوندا! یا فرشتۀ خود را برای بیدارکردن این بندۀ حقیر برسان تا نمازم را در اول وقت بخوانم و یا به هر حال اگر به خودم واگذاریام، همین است که میبینی. باید مرا با همین ضعف بپذیری. https://lobolmizan.ir/quest/36257?mark=%D9%84%D8%A8%DB%8C%DA%A9%20%D9%85%D8%A7 و https://lobolmizan.ir/quest/5900?mark=%D9%84%D8%A8%DB%8C%DA%A9%20%D9%85%D8%A7 موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم استاد جان قصد مطالعه در باب برزخ و احوالات نفوس در برزخ را دارم، ممنون میشم منابعی معرفی بفرمایید. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابی تحت عنوان «معاد بازگشت به جدی ترین زندگی» روی سایت هست با شرح صوتی آن https://lobolmizan.ir/sound/652?mark=%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%AF . البته لازم است قبل از ورود به مباحث آن کتاب، مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» دنبال شود. موفق باشید
سلام وقت بخیر: آیا جریانی بعد از تشکیل حکومت پیامبر یا تشکیل حکومت امام علی هست که بر پایه تفکر حلقه های میانی داوطلبانه یک گفتمانی رو در جامعه غالب کنند که معمول مسئولین مخالف آن گفتمان هستند یا درحال تفسیر دیگری از آن گفتمان هستند. قصد بنده الهام گیری برای اجرای گفتمان اقتصادی مقاومتی (بر پایه اصول ۱. اقتصاد دانش بنیان ۲. خصوصی سازی ۳. تولید براساس تعاونی) در جامعه امروزی با توجه به شرایط حاکم در کشور و مسئولین و جامعه هست یا یک جریان اجتماعی پسا انقلاب خودمان یا در هر کشوری یا تاریخ دیگری
باسمه تعالی: سلام علیکم: شیعه به عنوان حکومت در حکومت حتی قبل از تشکیل سلسلۀ صفویه همواره در بین خود حکومت نرمی داشته است و عملاً به نحوی با ولایت فقیه، کار را بدون حکومت رسمی ادامه میداده و البته در این زمانه ما در مواجهه با جهان غرب و نظر به فرهنگ توسعۀ بشر جدید میتوانیم به همان صورت حکومت در حکومت منتها در دل نظام جهان موجود، بنیانی را به میان آوریم. به همین جهت نباید از فرهنگ توسعه به همان معنای غربی آن غفلت کرد. موفق باشید
سلام و درود و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت ارواحنا فداه و استاد مهربانم. استاد میشه لطفاً بفرمایید در دوران رجعت انسانهایی که مرده بودند و تمایل دارند برگردند، به قالب جسد خاکی برمیگردند یا با جسم برزخی هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نفسِ آمادۀ آنها از همین دنیا، بدنی برای خود ایجاد میکند و در کنار حضرت بقیة الله«عجلاللهتعالیفرجه» به میدان میآیند. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر. ببخشید استاد چرا گاهی اوقات ما میل به نماز شب داریم و به آن سمت هم میریم و ادامه میدهیم ولی چرا وسط راه احساس می کنیم که کاری را از پیش نبوده ایم و کم کم دل سرد می شویم، چیکار باید بکنیم که چنین احساسی بهمون دست نده و این حرکت ادامه دار بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این حالت را امری طبیعی بدانید و در همین رابطه توصیه در صبر بر طاعت میشود تا به مرور برکات حاضرشدن در میدان عبادات ظهور کند، ان شاءالله. موفق باشید
سلام: چند روز قبل که شما به ملاقات مزار حاج قاسم رفته بودید در کانال مطلب ویژه پستی به اشتراک گذاشتید در مورد کمک شهدا به مشکلات مردم و فرمودید که منکر مشکلات نیستیم اما امداد شهدا را جدی میدانیم. این ویدئو مربوط به یک خیریه مردمی است که در آن یک اتاقی دارند برای شهدا و هرکسی مشکل حادی دارد را به آنجا میبرند تا با شهدا درددل کنند و با مردم خیر نیز به اشتراک میگذارند. بنده همیشه از اینکه استقامت و جنگ نرم و جنگیدن هایمان مثل اوایل انقلاب اسلامی بروزات فیزیکی ندارد خسته میشدم و دوست داشتم زندگیم بدنم و همه حرکاتم بروز بیرونی هم داشت اما با دیدن این صحنه که یک خانم عمیقاً رنج دیده و عرض کنم این رنح ها را خیلی ها دیدیم و مصادف شدنش با آن پست شما برایم آرامش بخش است. ما هر حرکتی میکنیم دارد اتفاق می افتد. چقدر این خیریه در دیدگانم خوب است و از بودنش لذت میبرم. ببینید حرف های خانم را و تا آخر که چه شد با توسل به شهدا. https://uploadkon.ir/uploads/ce8d05_25VID-20251205-094937-530.mp4
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که به هر حال این زمینهها بین انسانها فراهم است. موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله: امام معصوم فرمود در قیامت شما را شفاعت میکنیم ولی از برزخ شما میترسیم ولی مواردی از شفاعت و کمک اهل بیت به شیعیان در برزخ گزارش شده مثل کمک امام رضا به آیتالله حائری ذر برزخ یا کمک به آیتالله اصفهانی توسط امام حسین در برزخ اینها چگونه با آن حدیث قابل جمع است؟ جزا الله خیرا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً آن شفاعتی که انسان در طوفان مرحلۀ قیامت نیاز دارد، منظور آن روایت است که انسان را حتی از انسانبودن خارج میکند و به صورت غیر انسان محشور میگردند. اینجا است که فرمودهاند اگر صورت انسانیِ خود را حفظ کرده باشید شما را شفاعت میکنیم به اعتبار اینکه مراتب عالیۀ انسانیت را برای ما پیش میآورند. موفق باشید
با سلام و احترام و تشکر فراوان از عنایات جنابعالی. متن بنده از سه قسمت تشکیل شده است: ۱. اظهار فقر و عجز برای اینکه کارمان راه بیفتد یا برای اینکه واقعا و حقیقتا عاجز و فقیریم؟ یعنی عجز و فقر، خود وسیلهای شده که به اراده مان برسیم یا از لحاظ حقیقی و در نسبتی فقیرانه و عاجزانه بهسر میبریم؟ اقرار به ضعف گاهی معنای خودشیرینی و نمایش و تفنن به خود میگیرد تا بلکه خدا {خواسته ام} را اجابت کند. اینجا دیگر عبدی نیست که نسبت عبد با معبود داشته باشد بلکه منم و ارادهام و اوست و ارادهاش. با این تعریف که حقیقت چیزی نیست که بتوانم به چنگش درآورم و فقط و فقط این انتظار است که در نسبتی {شایدانه} امید به آن میرود که حقیقت آشکار شود؛ دیگر همه افعال و اعمال و گفتار آدمی نه برای رسیدن به هدفی خاص، بلکه برای گشایشی از سوی معبود انجام میگیرد. شاید شریعت نحوه صحیح این زیست در هوای شاید هاست. جایی که انسان عبادت میکند نه برای تسخیر عالم و طمع بهشت و ترس دوزخ بلکه برای حقیقت، و حقیقت چیزی جز عین ربط بودن که نیست. اینجا دیگر {اراده خودمختار من} معنایی ندارد. ۲. از طرفی داریم که: «و ان لیس للانسان الا ما سعی» در این فضا معنای درستِ سعی چیست؟ اگر سعی به همان معنا باشد که من اراده کنم و کاری کنم و نتیجه ای بگیرم که باز سرگرم اراده معطوف به قدرت خودم شدم و دوباره آن نسبت عبد با معبود به حجاب رفت! حتی اگر بگوییم که سعی انسان و اراده انسان در طول اراده اللهی است و ایده و عمل و نتیجه معطوف به قدرت خداست، اینجا مشکلی پیش میآید و آن اینست که پس فعل شر هم اراده خداست. برای نمونه بیاییم و افعال صهیونیست را به اراده خدا نسبت دهیم و بگوییم او با اراده خدا کودک می کشد! از طرفی اینجا نیازمند تبیین دیگری از مسئله جبر و اختیار است. هرجا حرف از اختیار میزنند آن اراده خودمختار برداشت میشود. دلیل شان هم این است که میزان و حسابرسی باید براساس یک انتخابی باشد و آن انتخاب از اراده خود آدم نشأت می گیرد. وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی (۳۹) وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُری (۴۰) ثُمَّ یُجْزاهُ الْجَزاءَ الْأَوْفی (۴۱) وَ أَنَّ إِلی رَبِّکَ الْمُنْتَهی (۴۲) وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَ أَبْکی (۴۳) وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْیا (۴۴) حال باید چگونه به این مسائل نظر کرد که هم «اراده معطوف به قدرت من» دخیل نباشد و هم مسئله «میزان و حسابرسی» حل شود؟! ۳. معنای دعا: در دعا کردن هم نوعی دوگانگی پیش میآید. اول اینکه دعا به معنای این باشد که من در انتظار چیزی هستم و دعا میکنم که گشودگی برای رسیدن به آن چیز اتفاق بیفتد و در اینجا قید نمیکنم که آن چیز چیست و فقط منتظرم که چیزی که اراده خداست واقع شود. دوم اینکه دعا کنیم که مثلا خانه دار شویم و قید کنیم که چهچیزی میخواهیم و در اینجا اراده و خواست خود را به عرصه بیاوریم. در دومی ظاهراً باز {اراده من} وسط است و من چون قدرتش را ندارم از خدا میخواهم که اراده من را به اجابت برساند. ولی دعاهای وارده بعضا همین بو را میدهند یعنی مثلاً دعا داریم برای اینکه ازدواج کنیم و در اینجا این ازدواج به عنوان خواست من به میان می آید. از آن طرف دعاهایی داریم که درفضای اولی سیر میکنند مثلا ادعیه وسعت رزق که چون معنای رزق هرگونه گشودگی ای هست پس دعای افزایش رزق و روزی در فضای انتظار و رضا و تسلیم بهسر میبرد (درصورتی که افزایش رزق هدف نباشد و واقعا حالت انسان انتظار گونه باشد) اما دعای افزایش مال یا ازدواج یا ظفر بر دشمنان و ازین قسم، چنین حالی ندارند و انگار انسان مقرضانه و خودمحورانه برای رسیدن به خواستهاش ورای اینکه برسد یا نرسد دعا میکند. حال آنکه هر دو نوع دعا از معصوم (علیهمالسلام) وارد شده است و نمیتوانم بپذیرم که معصوم که عین عبد و در شدت عبد بودن بهسر میبرد اراده معطوف به قدرت خود را داشته باشد. خواهشمندم این ۳ مطلب را برای بنده تببین بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤالاتی با زوایای خوبی را به میان آوردهاید. در اولین سؤال، اگر همانطور که متوجه هستید بتوانیم در نسبت خود با حضرت معبود به افقی نظر کنیم که عملاً او به عنوان «او» و نه شخصی و یا چیزی، مدّ نظر باشد؛ نسبت ما با همۀ علم و همۀ حیات به ظهور میآید به همان معنایی که حضرت صادق «علیهالسلام» در اشاره به حضرت محبوب میفرمایند: «اِنَّ اللهَ عِلُمٌ لا جَهَلَ فيه، حياةٌ لامَوتَ فِيه» و البته این راهی است که ما از این طریق از سالها نگاهِ متافیزیکی در الهیات عبور میکنیم و در همین افق به سؤال دوم نظر کنید که بودنِ ما همچنان در میدان توجه به «او» میباشد و این یعنی «و ان لیس للانسان الا ما سعی» به این معنا که همچنان در این حضور و توجه به سوی «او» حاضر و باقی و صابر باشیم از آن جهت که صبر حقیقی، در راهبودن است و در راه، راه را طیکردن. و در سومین قسمت سؤال، در عین حاضرشدن در دعای حقیقی که گشودهشدن جان است به سوی رحمت واسعۀ «او» که نمونۀ آن را در مناجات عزیزالقدر «شعبانیه» مییابید؛ بخصوص در آن فرازی که اظهار میدارید: «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک...» و تقاضا دارید تمام بودنِ شما، توجه و باز توجه باشد تا آنجایی که تقاضا دارید: «... و تصیر ارواحنا معلقۀ بعز قدسک» و این یعنی: «گم شدن در گم شدن دین منست / نیستی در هست آیین منست.» آری! در دل این حضور، برای معاشقهای بیشتر حتی از او میخواهیم که نمک طعام ما را هم بدهد وگرنه ما را چه به نمکخواستن؟! موفق باشید
سلام استاد: متنی نوشته بودم در حوالی این ایام و اینکه وظیفه امروز ما چیست لطف بفرمایید ملاحظه کنید و راهنمایی بفرمایید. «إنَّ مِنَ النّاسِ مَفاتيحَ لِذِكرِ اللّهِ ؛ إذا رُؤوا ذُكِرَ اللّهُ» بعضی از آدمها کلید ذکر خدا هستند و با دیدن آنها موفق به ذکر میشود. (رسول الله) چند وقتی است که گویا فرصت صحبت با خدا بیشتر برایمان پیش آمده است و این به دو جهت است که دومی به نظرم حداقل برای خودم دارای اهمیت بیشتری است. یک آنکه در ایام رجب و شعبان و بهترین ایام و ماههای خدا داریم زمان سپری میکنیم و دومی آنکه مهمتر است آدمهایی که کلید ذکر خدا بودند برایمان و سالها در کنارمان بودند و نشناختیمشان و با پرپر شدنشان ذکر و یاد خدا را برایمان به تصویر کشیدند. با شهادت دلیرانه و شجاعانه و ایثارگرانه مدافعان انقلاب اسلامی بار دیگر در این دنیای تاریک نور عبادت و ایمان خداوند متعال را منور کردند و مردم آماده و حاضر این نور را دریافت کردند و حماسه ۲۲ دی را آفریدند و جهان را آبستن دنیای جدیدی کردند. اینها چه خوب شاگردانی برای اساتید خود چه خوب فرزندانی برای پدران خود بودند. آنان که حرف امام و مولای خود را به جان شنیدند و مانند شهدای انقلاب و دفاع مقدس برای به گوش دیگران رساندنش جان را بر کف دست گرفتند. و آن نه قدرت و نه ثروت و نه مقام و نه جایگاه و نه هیچ چیز دیگر بوده و تنها یک چیز بوده ایمان و توکل به خداوند متعال که تمامی ویژگیهای قبلی را در خدمت ایمان گرفته بودند. امروز حرف از جنگ و خطر آمریکا و اسرائیل برای ایران و حرف از دگرگونی نظام حاکم بر کشور ایران است. اینها تماماً تهدیداتی بزرگ و خطرناک و خطرآفرین برای کشور مااست. ولی نگاهی اجمالی به ۴۷ سال عمر انقلاب اسلامی راه و مسیر و نتیجه را برایمان به تصویر میکشد. ۴۷ سال پیش مردم از حکومت طاغوت به ستوه آمدند و حکومتی اسلامی را برپا کردند تا بتوانند جامعه اسلامی را در جهان به روی آورند جامعه الهی که بتوانند زمینه ساز ظهور منجی عالم بشود و برای ظهور او چه چیز لازم است؟ بلاشک همه میدانیم که با ظهور حضرت حجت به یکباره قرار نیست تمام مشکلات حل شود و حضرت اشارهای بکنند و جهان گل و بلبل بشود و قرار است حضرت با همین مردم به کار جهان سامان دهند همانطور که ما از دین اسلام فهمیدیم و امام امت و حضرت امام خامنهای فهمیدند و در این جهت مردم را به صحنه آوردند و با همین مردم طاغوت سرنگون شد با همین مردم در بسیج مشکلات امنیتی و سازمانی و محلی کشور حل شد و همچنان حل میشود و با همین مردم در جهاد سازندگی انفال به دست مردم رسید و رفاهی حداقلی در همه جای کشور به پا شد. اما امروز مردم غیر از انتخابات کجای این کشور نقش آفرینند؟ مهمترین مشکل کشور که امروز معضل ما است و به قول رهبری مگس به روی آن زخم نشسته است مشکل اقتصاد است غیر از سوء مدیریتها در بحثهای اقتصادی ما نیاز به یک راه حل مادام العمر و یک نحوه اقتصاد اسلامی برای تمدن اسلامی خود داریم تا اینجا که ما فهمیدیم برای حل مشکل اقتصاد باید تولید داشته باشیم و آن هم تولید واقعی داخلی تا بتوانیم تولید سرمایه کنیم. امروز خب ما میخواهیم چه تولید کنیم تا بتوانیم مشکلات متعدد خود از قبیل آب و برق و گاز خودرو و مسکن را حل کنیم و یا بتوانیم در صنعتهای بزرگ نسل جدید جهان یعنی کامپیوتر و هوش مصنوعی رقیب جدی جهان شویم و یک تریبون عظیم و بزرگ برای صادرات تمدن اسلامی داشته باشیم. با نظر به تمام اینها تنها راهی که جلوی ما باقی میماند تلاش برای رسیدن به این تکنولوژی هااست. و این با قدم زدن در راه علم و فناوری همچون کاظمی آشتیانیها به دست میآید کسانی که رمز بودن در جهان بیمعنایی را فهمیدند و با بودنشان راهی ساختند و با رفتنشان صدها نفر را مثل خود به این راه دعوت کردند کسانی که هرگاه به مشکل میخوردند کار را با توسل و توکل درست میکردند همچون باکریها و همتها و خرازیها و کاظمیها و امروز در عرصه علم آشتیانیها با احمدی روشن ها امروز یک چالش بزرگ پیش روی ماست امروز بودن نسل جدید دانشجو با چه چیزی معنا میشود؟ دانشجو امروز قرار است در چه چیز محو شود تا هویدا شود؟ آن هم در امروز جمهوری اسلامی که دنیا چشم دیدن آن را ندارد و با تمام قوا برای نابودی آن تلاش میکند. شهید باکری مهندس خوب مکانیک بهترین شهردار شهر ارومیه و از بهترین و پاکترین مردم روی زمین که با خواندن زندگیش انسان توفیق ذکر پیدا میکند چرا به یکباره شهرداری و زندگی را رها کرده و به میدان جنگ میگذارد اگر غیر از این است که در شهرداری هم میشد به انقلاب و نظام خدمت کرد. اما کلان مسئله کشور آن روز چه بود؟ جنگ نظامی. و امروز چیست؟ جنگ نظامی؟ جنگ اقتصادی؟ جنگ فرهنگی؟ جنگ... امروز ما درگیر تمام موارد فوق هستیم ولی تمام اینها شاخههای یک درختند و باید ریشه پیدا شود اگر ریشه قطع شود بسیاری از مشکلات حل میشود به قولی امروز باید کلان مسئله ایران را پیدا کرد مسئله امروز ایران دوری و فراموشی دانشگاه و علم و فناوری است که اگر ما بتوانیم با علم و فناوری به تکنولوژی برسیم بسیاری از نیازمندیهای خود را در جنگ نظامی برطرف خواهیم کردیم. با علم و فناوری چرخ اقتصاد و تولید را به راه انداخته و با صادرات آن اقتصاد را پویا خواهیم کرد و با حرف داشتن در جهان و شناساندن این نحو از زندگی فرهنگ خود به خود فراگیر میشود. و امروز دانشجوی ما باید خود را بتواند در کلام مسئله پیدا کند و معنا بگیرد امروز با زندگی دانش بنیان میتوان کشور را به سمت و سوی چیزی بهتر از بهترینها هدایت کرد امروز بدانید که کم و بیش جوانانی در عرصههای مختلف در حال انجام این امرند و جای خالی ما در کنارشان احساس میشود. و اما زندگی دانش بنیان یعنی چه؟ احمد کاظمی درباره نیروی زمینی سپاه بیان میکند: « اگر امروز نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیروی زمینی حسن باقری و مهدی باکری و همت و متوسلیان بشود برادران, آمریکا چه آمریکا است ده برابر آمریکا را هم شکست میدهد.» مگر خصوصیت نیروی زمینی حسن باقری و مهدی باکری و همت و متوسلیان چه بوده؟ مگر غیر از این بوده که با تمام قوای خود در صحنهها حاضر میشدند و بقیه را به خدا میسپردند؟ مگر غیر از این چیزی بوده است؟ و البته شهید کاظمی ادامه میدهد: «ما امروز دریایی از تجربه هستیم یک لحظه به خودتون این را نگید که آمریکا میاد بمب میزنه داغون میکنه آمریکا غلط کرد آمریکا مقابل شما بچهها بدونید و در مقابل وضعیت امروز نیروی زمینی بدونید که خوار و شکست خورده است. آمریکاییها بالندگیشون به این تجهیزاتشونه این تجهیزات تا یه وقتی میتونن جلو برن در مقابل اراده آدمهایی که برای خدا کار میکنند این شکست میخوره شک نکنید.» ما اگر اراده کنیم آماده شویم وارد صحنه که شدیم خداوند هم نصرت خود را خواهد رساند و این همان زندگی دانش بنیان است که حضرت آقا میفرماید دانشجویان اگر در صحنه علمی حاضر شوند و اراده بکنند به تولید به ساخت یک دستگاهی، تکنولوژی و آماده آن بشوند خداوند قطعاً به آنها کمک خواهد کرد. و این است که رهبری میفرمایند: «والله ابرقدرتها در مقابل این ملت خاضع و مجبور به تسلیم خواهند شد.» اراده ملتها صحنهها را تغییر میدهد. امروز حواسمان باشد که آیا برای نظم جدید جهانی و حس اثرگذاری خودمان و معنا پیدا کردنمان در فردای جهان همانند آنهایی که انقلاب کردند و ارزش جان خود را در این راه پیدا کردند. اراده کردهایم یا نه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله به نکات خوبی اشاره فرمودهاید و حقیقتاً جوانهای عزیز ما با نظر به همین حضور است که میتوانند امروز و فردای خود را از پوچی و نیستانگاری آزاد کنند. خوب است که کاربران عزیز به نکاتی که فرمودید با دقت نظر کنند. زیرا در زمان و زمانه ای که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان می تواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله می کند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را می نمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی که با خشن ترین جبهۀ استکبار روبه رو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهایی ترین شکل.
با توجه به اینکه انسان در مسیر توحید و شریعت اسلامی از «آگاهی» به سوی «خودآگاهی» می رود و از «خودآگاهی» به «دل آگاهی» نایل می گردد که همان تفکر حضوری است که منجر به درک موقعیت تاریخی می شود که در آن تاریخ حاضر است. می توان گفت آن مادر شهید و آن خانم خانه داری که در راهپیمایی ۲۲ دیماه شرکت می کند؛ متفکرتر از بسیاری از تحصیل کرده های غربزده می باشند زیرا تفکر، همواره با «تقوی» و ورع همراه است تا به حکم: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (نحل/۴۴) انسان ها متوجۀ تفکری می شوند که در دل شریعت محمّدی «صلوات الله علیه وآله» پیش می آید و جریان غربزدۀ بی تقوا و بی ورع هرگز نمی تواند از آن شریعت بهره مند شود و به تفکری که آیۀ مذکور متذکر آن است برسد. موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار: استاد در سیر مطالعاتی تون هستم، استاد چه طور به مقام «و لو بلغ ما بلغ» برسم، هنوز معارفی که کسب کردم مفهومی ست و به قلب نرسیده، ولی ترسم از آن جاست که با توجه به فتنه ها و طوفان های پیش رو دیر بشه، به آینده این انقلاب کاملا امیدوارم، و از جایگاه این حادثه ها با خبرم، ولی از خودم می ترسم که کم بیارم، نگرانی ام از خودمه، مثل بید بر سر ایمان خود می لرزم. بیم دارم در مواجهه با حقیقت کم بیارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این قرآن است که با ما در مسیر حضور در میدان آخرالزمان سخنها دارد. در این رابطه عرایضی شب گذشته با نظر به قرآن شد که میتواند برای فهم زمانۀ خود مفید باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/21496
به این فکر کنید که با توجه به اینکه هر تاریخی با نوعی تفکر حضوری آغاز میشود و در آن راستا روح مردم را دگرگون میکند و در نتیجه افکار بیگانه به اصل ظلمانی خود باز میگردند، امامان به عنوان انسانهایی که متوجۀ تاریخ خود و ارادۀ الهی در زمانۀ خود بودند، بعد از نبیّ، مقامشان چنین بود که وحی الهی را از اجمال به تفصیل میآوردند و لذا باطنهای شریر به وسیلۀ آنها آشکار میشد و مردم به کمک آنها با آموزههای الهی آشنا میشدند ولی با مواجهۀ ما با غرب، فرهنگ اسلامی ما سنت اصیل نبوی خود را فراموش کرد و تحت تأثیر خودخواهی فرهنگِ خودبنیادِ غرب، حق النّاس فراموش شد و آنطور که شایسته بود تا انسانها نسبت به هم یگانه باشند، نسبت به هم بیگانه شدند ولی با انقلاب اسلامی به عنوان تاریخِ ادامۀ سنت اصیل نبوی، عالَمی دینی برای مردمان جلوه کرد، عالمی که انسانها نسبت به همدیگر احساس یگانگی دارند و مدتها از آن غافل بودند و این است معنای حضور در تاریخ انقلاب اسلامی و درک وجودی خود در این تاریخ که با نظر به امام حسین «علیهالسلام» و کربلا به ما برگشت نمود. موفق باشید
سلام استاد عزیز: وقت بخیر، خداقوت، حضرت آقا دیروز فرمودند ایمان اباذری باید داشت. میخوام نظر استاد رو بدونم دقیقا منظور چیست؟ ایمان اباذر چی بود؟ و آیا ما میتونیم برسیم یا نه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به جناب اباذر فکر کنید که چگونه در زمان عثمان هر روز به دارالعمارة میرفت و نسبت به عدم تقسیم صحیح بیت المال اعتراض می نمود به جهت نفوذ جریان اموی در دارالعمارة. که داستان آن مفصل است. و همین امر موجب تبعید جناب اباذر شد و امروز نیز باز جریان عدالتخواه و باز تذکر نسبت به تقوا و عدالت. موفق باشید
سلام عیدتون مبارک: طلبه درس خارج هستم. آدمدرونگرایی هستم و نمیتونم سخنرانی کنم. میخواستم ببینم خوبه که برم برنامه نویسی هوشمصنوعی با پایتون یاد بگیرم و کلا تخصصی وارد اون حوزه بشم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر استعداد کار با هوش مصنوعی را دارید خوب است که در آن کار ورود کنید. ولی برای ارائۀ معارف الهی اعم از قرآن و روایات کافی است جنابعالی با مخاطبان خود آیات قرآن را به کمک تفاسیر در میان بگذارید حتی مطالب اصلی را یادداشت نمایید و آن یادداشتها را برای مخاطبان بخوانید. کاری که بنده انجام میدهم. و شنیدهام مرحوم شهید مطهری نیز چنین روشی در منبر داشتند. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: ۱. برای اولین بار به زیارت علامه حسنزاده آملی رفتم در جلسه اول مرا در آغوش گرفت در حدی که تا یک ساعت و نیم حدودا نمیتوانستم حرف بزنم و جلسه دوم علو خود را به من نشان داد و به من راه ورود ندادند خیلی خیلی تجربه ی شیرینی بود شخصی را که از نوجوانی دوست داشتم را دیدمش. استاد تا حالا که چند روز میگذرد فکر من پر از علامه شده، خیلی بیشتر شده. در این خصوص یک نکته ای بفرمایید. ۲. استاد من بلدم به بقیه محبت کنم ولی نمیدانم وقتی دیگران من رو اذیت میکنند و به من ظلم میکنند و... تا کی ببخشم تا کی اغماض کنم و کی اقدام مقابله به مثل کنم و کی کاملا تمام قد فرد مقابل را نابود کنم. خیلی اعصابم را خورد میکنند ولی میترسم اقدامی بکنم و گناه کنم طرف مقابل خیلی گستاخی میکند و من میترسم حرفی بزنم و جهنمی شوم. خیلی نیازمند راهنمایی و داشتن قدرت تمییز هستم. دست بوستان هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود با تأمّل و پیگیری توصیههای حضرت علی «علیهالسلام» به فرزندشان امام حسن «علیهالسلام»، راه را به آن صورتی که نیاز امروز ما میباشد بیابید؛ و ادامه دهید تا به لطف الهی از همۀ این گردنهها بتوانید عبور کنید. موفق باشید https://lobolmizan.ir/sound/706 و یا https://lobolmizan.ir/book/294?mark=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%85
با سلام: استاد چطوری میشه از قضیه میلاد حضرت زهرا (س) یه برداشت سیاسی کرد، یعنی مثل غدیرکه امام (ره) اون را با سیاست مرتبط دونستن، در مورد شهادت و نحوه شهادت ایشان بعضی تحلیل ها شنیدم که نوع سیاست را میشه برملا کرد ولی یه وقت به ذهنم رسید چرا ما همش میخواهیم با عزاداری سیاست را بگیم و سیاست را با عزای اهلبیت گره میزنیم یعنی نمیشه با شادی ولادت سیاست را گره زد، شاید اینکه زنان خیلی با سیاست جور نمیشن اینه که ما همش با غم و غصه گره زدیم و شاید تولد امام خمینی با میلاد حضرت زهرا (س) هم همین را میخواسته بگه، آیا میشه چنین تحلیلی داشت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکتۀ مهمی است که متوجۀ نقش تاریخی و سیاسی اولیای الهی بشویم و در این رابطه بحث بصیرت تاریخی حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» در کتاب «بصیرت حضرت فاطمه سلام الله علیها» مطرح شده و در هفتههای گذشته که موضوع شهادت حضرت پیش آمد، با توجه به همین امر، مباحثِ «نظر به جایگاه تاریخی حضرت فاطمه زهراسلاماللهعلیها» به میان آمدhttps://lobolmizan.ir/special-post/1747 . موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: لطفا بفرمایید که چگونه چنین چیزی ممکن است که حضرت سیدالشهدا (ع) در بچگی خبر از شهادت خودشون میدن در حالیکه هنوز به مقام امامت نائل نشدند و هنوز روح القدس به ایشان تعلق نگرفته که علم کان و مایکون را بدانند در صورتیکه امام زمانشان هنوز زنده بودند و لازمه ی عالم بودن به کان و مایکون داشتن روح القدس و تعلق اون به ایشان است، ضمن اینکه میدانیم علت تمام معجزات و عالم بودت به غیب تعلق روح تاییدیه به اشخاصی که بعدا امام شدند میباشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت همان روحانیتی که منجر به امامت آن حضرت میشده، از همان ابتدا در شخصیتشان حاضر بوده و به حکم آن روحانیت متوجۀ آیندهای بودند «قبل ان یکون» قبل از آنکه واقع شود. موفق باشید
سلام حاج آقا: ببخشید یه قبایلی از انسان ها هستن که عذرخواهی میکنم زندگی شون مثل حیواناته؛ مثلا هر چیزی پیدا کنن شکار میکنن و گاهی خام و گاهی پخته میخورن ؛ مثل موش، سنجاب، مارمولک خام، سیراب شیردون خام و کثیف، میمون و حتی خون بز. و بالاتنه شون رو نمی پوشونن. بسیار کثیفن درست مثل حیوانات. برای اینکه شیر آب ندارن، پایین لبشون رو سوراخ میکنن و آب رو در دهان کرده از این سوراخ لب به عنوان شیر آب برای شستن دست و صورت و تمیزکردن بچه ها استفاده میکنن و... . مطلقا اثری از عناصر انسانی در این افراد دیده نمیشه. فاقد هرگونه تمدن نیز هستن. رسوم عجیب غریب و ظالمانه و خرافاتی هم دارن. خیلی برام سوال شده که آیا اینها به دلیل این زندگی لجنی در جهنم باقی میمونن یا اینکه فقط بدنشون مثل انسانه و درواقع حیوانن و خداوند از اینها به اندازه انسان ها انتظار نداره؟ وضعیت قیامتی اینها چی میشه با این فرم اولیه و لجن گونه ی زندگی شون؟ حتی آنچه در قرآن درباره آدم و حوا اومده، درباره اینها صدق نمیکنه. مثلا بعضا مردان خود را نمی پوشونن. ولی مهم تر از همه اینه که با نگاه کردن بهشون متوجه میشین که اثری از تفکر انسانی و الهی در آنان یافت نمی شود. آیا جزو گونه ی انسان محسوب میشن؟ و بعد از مرگ، چی میشن؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید اگر نحوهای از روح انسانی در آنها جاری باشد، میتوان گفت مصداق آیۀ ۹۸ نساء که میفرماید: «إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا» باشند که پیامی و هدایتی برایشان نیامده. ولی اگر روح انسانی در آنها نیست، به حکم: «وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ» بدون هرگونه حساب و عقابی در زندگی قیامتی خود حاضر خواهند بود. البته در این مورد باید بیشتر تحقیق شود که بر آن قوم چه میگذرد. موفق باشید
سلام حاج آقا: من یه مدتی هی صوت گوش میدادم و قرآن خوندم. و الان داشتم صوت سخنرانی آخرتون رو گوش میدادم که از گذشته گفتین و ناگهان گذشته مثلا شش ماه قبلم یادم اومد و متوجه شدم ناخواسته چقدر تغییر کردم. الان یاد قبل میفتم خیلی ناراحت میشم. یعنی چه بلایی قراره سرم بیاد با این همه تغییر. ولی میگم بهش فکر نکنم خدا هوای منو داره و اتفاقی خارج از اراده او برام نمی افته. فقط مسیرو ادامه بدم. وقتی به جلو نگاه میکنم تعجب میکنم از این همه عقب ماندگی و این همه ضعفی که دارم. و وقتی به عقب نگاه میکنم بازم تعجب میکنم از چیزی که چند ماه قبل بودم و حس شرمندگی اذیتم میکنه. میخواماصلا به گذشته و آینده فکر نکنم فقط برم جلو و همه غصه هارو بدم به خدا بگم خودت برام درستش کن. خوبه اینجوری؟ فاصله ی زیاد گذشته با آینده ام رو نمیتونم هضم کنم. خیلی دوره.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه خداوند میفرماید: «و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» و مژده می دهد هر آن کس در مسیر او جلو و جلوتر برود، راههای درک بیشتر حقیقت و عبور از ضعفها و نقصها را مقابل انسان قرار میدهد باید امید وار بود و این یعنی: «گرچه بهشتاش نه به کوشش دهند / آنقدر ای دل که توانی بکوش». موفق باشید
سلام: سوالی در مورد علائم ظهور حضرت مهدی علیه السلام داشتم. این حدیث در کتاب نوائب الدهور: بسم الله الرحمن الرحیم. کتاب نوائب الدهور فی علائم ظهور. جلد یک. حدیث سی و ششم. صفحه یکصد و هفتاد و دو: چون فرود آید عیسی بن مریم و کشته شود دجال بهره می برید زنده می مانید شبی را که طلوع می کند آفتاب از مغرب خود و تا اینکه بهره ببری بعد از خروج دجال چهل سال که نمی میرد احدی و بیمار نمی شود و می گوید مرد به گوسفندها و حیواناتش که بروید چرا کنید در چنین مکان و چنان مکان و در چنین ساعت و چنان ساعت بیایید و دیده می شود حیوانات در میان دو زراعت می روند و از آن خوشه ای نمی خورند و با سم های خود شاخه چوبی را نمی شکنند و مارها و عقرب ها ظاهر می شوند و احدی را اذیت نمی کنند و درندگان درب خانه ها می آیند و خوردنی می خواهند و به احدی آزار نمی رسانند و مرد یک صاع یا یک مد خوردنی گندم یا جو یا حبوبات را می گیرد و می افشاند در زمین بدون آنکه آن را شخم و شیار کند و رنج ببرد پس دخل می آورد هر دانه ای یا مدی هفتصد دانه یا هفتصد مد. سوال اینکه این حدیث مربوط به قبل از ظهور است و اینکه چهل سال کسی نمی میرد و مریض نمی شود به چه معنی است؟ آیا احتمال دارد ناظر به مسئله رجعت باشد؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این روایات عزیزالقدر مربوط به زمانی است که با حاکمیت انسان کامل، حق و حقیقت در همۀ جوانب جامعه حاکم میشود و طبیعت نیز به عالیترین شکل استعدادهای خود را ظاهر میکند. مانند آنچه در شخصیت رهبر شهید ملاحظه کردید. موفق باشید
سلام و عرض ادب استاد گرانقدر طی مطالبی که تحت عنوان شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی فرمودید ما و دوستانمون بر آن شدیم بحث مهم سنت های الهی در قرآن رو مورد نظر قرار داده ودر خود قرآن و روایات و از جمله بیانات رهبر شهیدمون به گفتگوبپردازیم به امید سنت هدایت و امداد حق تعالی ... و برای ظهور بیشتر سنت ظهور حق در جانمان و جمعمان از شما استاد گرانقدر تقاضا داریم در خصوص مطالعه منابع مورد نیاز و روش راهنمایی بفرمایید و من الله التوفیق لکم
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مکرراً عرض شده یکی از شاخصههای تفسیر قیّم «المیزان» برای هرچه بیشتر مأنوسشدن با حقایقی که قرآن با ما در میان میگذارد؛ توجه به سنتهای الهی میباشد. نمونهاش جزوۀ «سنّت سقوط تمدنها از نظر قرآن در الميزان»https://eitaa.com/jozavatlobolmizan/1550 میباشد و این تازه ابتدای کار است به همان معنایی که عرض شد راز آرامش آن رهبر شهید چیزی نبود جز توجه به سنتهای الهی و ارادهای که حضرت حق برای نابودی جبهۀ استکبار اراده کرده است. https://eitaa.com/matalebevijeh/22373 موفق باشید
سلام خدا قوت طبق تذکرات در رابطه با کتاب معرفت نفس و حشر در لینک زیر: https://lobolmizan.ir/leaflet/205 منظورتون از شرایطی که روح آمادگی کامل دارد وارد بحث شوید. را بفرمایید. . در حین مطالعه کتاب امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه بودم که با این کتاب و این نوع نگاه مجددا و مکررا روبرو شدم. و احساس کردم یا طلب کردم که بدان بپردازم. از طرفی با مباحث شما در این چند ساله مانوس بودهام و اما هنوز به طور جدی به معرفت نفس و حشر نپرداخته بودم. از طرفی غرض مراجعه جدیام_ با درد و رنجی جانکاه_ به کتاب تقدیر توحیدی، فکر در مورد چگونگی طی مسیر و طی کردن راه آینده است پس از شهادت حضرت آقا . با توجه به وجود افرادی در کنارم که پروای آینده ندارند بدین معنا که در عمیق ترین لایهها متذکر این رخداد و چگونگی ادامه آینده انقلاب نیستند و شاید خودم هم نباشم. همان طور که در مباحث آیات قرآنی و نظر به وجه حضرت حق به خصوص این مطلب را حس کردم. از طرفی ضعف وجودی خودم و به هم ریختگیها نیز مد نظرم میآید. همانگونه که حاج قاسم نیر در آخرین سخرانی خود با س.پ.ا.ه در سال ۹۸ نیز متذکر این امر بود و خوب متذکر شده بود که به چه وضعی افتادهایم و چه چیز را از دست دادهایم و بنده نیز در چنین وضعی قرار دارم. اما تفاوتش در ضعف وجودی و زمینگیر بودنم است، گرچه به حکم "هر چقدر ای دل که توانی بکوش" نَنِشتهام، اما سخت برایم پیش میرود. از طرفی با خودم میگویم تحول وجودی با کلام معجزهآسا و پیامبرگونه آوینی از یک طرف و درد و رنج حقیقی دکتر داوری از طرف دیگر ممکن است. آری با شهادت آقا بیچاره شدم اما نمیدانم چرا ماندهام و از طرفی اگر شهادت بخواهد نصیبم شود خود را آماده نمیابم و شهادت را موثر نمیدانم و از طرفی ماندن اینگونه و در بین افرادی که شاید نسبتی با آقا ندارند_در عین پر تلاش و انقلابی بودن_ و عقلانیت لازم و ایمان لازم را ندارند سخت فکری و مستاصل و درماندهام میکند. ولی میدانم که تمام اینها از ضعف وجودی خودم است چرا که اگر در خودآگاهی تاریخی زمانه مستقر بودم خود را در ایمانی از جنس ایمان رهبر شهیدم مییافتم. القصه اینکه حدود سه الی چهار سال است در جایی مشغول خدمت هستم و حتی حدود سه سال پیش بود که در عین تلاش شبانه روزی و گرفتاریها مشغول مطالعه خرد سیاس دکتر داوری همراه صوتهای شما بودم و بدین قصه میاندیشیدم. و در تلاش برای یافتن راه و یافت درکی دیگر. هم اکنون نیز هم رنج بیوجودی خود را دارم و هم رنج این بروکراسی بیمعنا کننده آدمها و از طرفی غصه ماندن. با حاج قاسم و ابومهدی و سید حسنها و عماد و به خصوص حسن تهرانی مقدم چه گریهها که نکردم و چه طلبها. حال بعد از آقا چه کنم. میدانم که اهل اشارهایم و از پراکنده گوبی ام عذر میخواهم. اینها غر زدن نیست و درد دل است و طلب راه. اگر امکانش هست پاسخ را خصوصی برایم ارسال کنید. متن پیام گویای این مطلب هست. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، بیتفاوتنبودن به حساسیتی است که در این دوران خاص و در این مرحله از تاریخ انقلاب، سراغ ما آمده است که نیاز به اندیشۀ خاصی دارد تا به گفتۀ استاد حمید رضا محمدی https://eitaa.com/varastegi_ir/2193 با حرکات و سکنات و گفتار خود میتوانیم بیمعنابودنِ زندگی غربی را بیش از پیش نشان دهیم و روشن نماییم با مقابلهای که ایران عزیز در این مرحله از تاریخ با آمریکا نمود؛ آخرین میخ به تابوت قرنِ آمریکایی زد و از این حضور، آری! از این حضور غافل نباشیم.
آیا به موقفِ تاریخی خود فکر کردهایم؟ موقفی که خداوند ظهوری از اسماء الهی را اراده کرده است که ترامپ و غرب، حجاب آن ظهور هستند و ما با درک درست غرب و حجاببودنِ آنها نسبت به آن اسماء، میتوانیم آن اسماء را که اسماء عبور از غرباند بشناسیم. آن اسماء، موقف تاریخی ما میباشد و میتوان در آن موقف حضور پیدا کنیم و خود را همچون رهبر شهید انقلاب در حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعلیه» بیابیم که در بصیرت تاریخی خود اظهار نمودند: «این قرن، قرن نابودی ابرقدرتها است»؛ با نظر به چنین حضوری ما با معنای دیگری به خداوند رجوع میکنیم. موفق باشید
یک جایی خارج از هیاهوی شهر هست که اونجا آدما به هم نزدیکترن. آدما آدم ترن. بی شیله پیله ترن. میشه بدون اینکه فکرت مشغول کلمه و جملهٔ بعدی و نتیجه و ... باشه، فقط بشنوی و ببینی و حرف بزنی. اونم نه هر حرفی؛ حرفایی که تو شهر نمیشه زد. اونجا آدما شاعر ترن. اصلا از شهر دور میشن که شاعر باشن. که بتونن ببینن و حرف بزنن. وگرنه اصلا کی دیگه حرف میزنه؟ تو هیاهوی شهر که نمیشه حرف زد. میدانی؟ برای رسیدن به آن نقطه خارج از شهر، باید از شهر گذر کنی. باید بگذری از شهر. حاج قاسم از شهر گذشته بود و رفته بود در بیابانها. که ببیند. که همچنان شاعر باشد. که بتواند حرف بزند. بهای دیدن، گذشتن از شهر است. شهر کجاست؟ هیاهوی انسانها و تمام مناسباتش. از تکنیک گرفته تا اراده به قدرت و نئولیبرالیسم و همهٔ بدبختیهایش. آنجا که میگویم، آن جزیرهٔ نور آشامان و نورخواران، ساکنانی دارد. احمدی روشن و فخری زاده که علم را یک راه برای سلوک میدیدند، آن جزیرهٔ نورِ نور را پای راکتورها و میان مقالهها و کتابها میدیدند. حتما شنیدهای آنکه فخری زاده از حافظ غزلی میخواند که دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند. عماد مغنیه و ابراهیم عقیل و سید حسن نصرالله که نقشه کشیدند و تونل زدند و فکر کردند و فکر کردند و فکر کردند و پرچمی علم کردند به نام حزب الله لبنان، آن جزیره را در همان تپههای جنوب لبنان به چشم دیده بودند. آنجا که شهیدی شهید قبلی را تشییع میکرد، آنجا که نور بود و نور بود و نور. حتما شنیدهای که آن مداح لبنانی میخواند هذا الجنوب کربلاء و صوت الشهدائنا متی ترانا و نراک.. و حتما آن شهید مدافع امنیت را دیدهای که چند ساعت قبل از شهادت زمزمه میکند به یمن تلخی هجران، وصال شیرین است.. اینها ساکنان آن جزیرهاند. آوینی و همت و باکری. ابو مهدی المهندس و شهریاری و طهرانچی... در شهر ماندن که چیز خاصی ندارد. مگر شهر به کسی هم وفا کرده؟ باید بار و بندیل را جمع کرد و از شهر رفت. به سمت آن جزیرهٔ نورآشامان و نورخواران. که نور میتابد و میشود دید و شنید. و حتما شنیدهای که سید حسن نصرالله آن کلام معروف حضرت امیر را نقل میکند که آه من قلة الزاد و بعد السفر و وحشت المسیر. آه از کم بودن توشه و دوری سفر و وحشت راه. آه... آشفتگیه؛ باید ببخشید...
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی توجه به مردی که در کنار مردم بود و با شخصیت همه جانبۀ خود به افقهای بلندی اشاره میکرد که این شبها مردم با نظر به آن افقها در خیابانها ایستادهاند.
آری! امت دارد خود را پیدا میکند با شهادتی که سرنوشت منطقه را تغییر میدهد، زیرا شهادتی بود در بستر مقاومت. و این است که باید از خود پرسید: چگونه در رُخداد شهادت رهبرمان باید حاضر شد؟ آیا حقیقتاً میتوان به این نکته فکر کرد که آن مرد بزرگ، خودش با نظر به نتایجی که شهادت او پیش میآورد؛ شهادت خود را رقم زد؟ زیرا همه میدانیم شهادت در جایی حاضر میشود که تفکری در میان باشد و عملاً با شهادت، آن تفکر بیشتر روشن میگردد. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. استاد بزرگوار جناب آقای اصغر طاهرزاده حفظهالله سلام علیکم. شهادت حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه الصلوه والسلام همچنین شهادت حضرت امام حاج سیدعلی حسینی خامنه ای قدس الله نفسه الزکیه و تعدادی از خانواده محترمشان و شهادت سرداران اسلام و شهادت تعدادی از مردم شریف ایران مخصوصا شهادت جانسوز دانش آموزان مدرسه طیبه میناب را خدمت حضرت بقیه الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له الفداء و مردم شریف و آزاده ایران و شما استاد عزیز و بزرگوارم تسلیت عرض نموده و انتخاب بجا و شایسته حضرت امام سید مجتبی حسینی خامنه ای حفظه الله را خدمت امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف و ملت بزرگوار ایران و شما استاد برجسته قران کریم تبریک عرض میکنم و توفیق روز افزون ایشان برای خدمت به اسلام و مسلمین و مستضعفان جهان را از درگاه خداوند متعال خواستارم. احتراما بنده کارزاری در فضای مجازی راه اندازی کردم در اعلام بیعت با حضرت امام سیدمجتبی حسینی خامنه ای حفظه الله که کسانیکه مایلند بتوانند از این طریق بیعت خود را اعلام نمایند، لذا از شما درخواست میکنم اگر صلاح میدانید دستور بفرمائید لینک این کارزار را که ذیلا اعلام میکنم در کانال های گروه فرهنگی المیزان قرار دهند و به دوستان و شاگردان محترمتان سفارش بفرمائید که اولا کارزار را امضا کنند، ثانیا در گروههایی که تشریف دارند ارسال فرمایند تا ان شاء الله بحول و قوه الهی بتوانیم کارزار را با امضای بسیار بالا تقدیم معظم له بنماییم. قبلا از بذل عنایت شما کمال تشکر و قدردانی را بعمل میآورم. https://www.karzar.net/291706
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته عنایت داشته باشید که آنچه این سایت برای خود تعریف کرده، جوابدادن به سؤالات کاربران محترم است و با اینحال پیشنهاد جنابعالی در معرض دید کاربران محترم قرار میگیرد. موفق باشید
به نام خداوند. از فکر خطور هم نمیکرد پس از جنگ ایران و اسرائیل هنوزم هم اصلا احمقی باقی مانده باشد که در مملکت مان دشمن جمهوری اسلامی باشد! زیرا حق بشدت ظهور کرد. از همین روی خداوند با اغتشاشات و در مقابلش تضاهرات دی ماه ملت ایران را غربال نهایی کرد زیرا میخواهد ملت ایران در میدان های بسی برتر از همه دنیا حاضر شوند و به نتیجه جانفشانی هایشان برسند و مادری تمام آزادگان و دلباختگان انسانیت و توحید را بکنند. ۲۲ بهمن ماه اراده خداوند در غربال حق و باطل و تحقق «ملت جمهوری اسلامی ایران برای بهشت قرب خداوند و استقرار در آینده هست» و به نتیجه انتخاب امتحان های اعلای آخرالزمان خویش نایل میشوند. آیا زبان فارسی صرفاً کسی را ملیت ایرانی میبخشد یا برای ایرانی بودن که معنی نام ایران یعنی «سرزمین نجیبزادگان و شرافتمندان» است، جایی برای نانجیب ها و بی شرف ها می ماند؛ این اراده ای بوده که روح های خسروانی و موحد بنیانگذاران ایران باستان برای ایران داشتند زیرا همانطور که بدترین افراد از سر ریز اروپای وحشی یهودی، که حتی اروپا هم از شدت جنایاتش آنها را نمیتوانست بپذیرد و دنبال ساختن مملکتی بودند که قاره سرخ پوستان را پیدا و آنها را سلاخی، سرزمین ها را سرقت کرده و بنای استبداد جهانی را نهادند همانطور که پیداست روح بنیانگذاران آن شیطان ها خود را معرفی کردند: (کریستوف کلمب در نامه خود مینویسد: مردم سرخ پوست «بسیار مهربان، صلحطلب و سادهلوح» هستند! به راحتی هرچه میخواهی به آنها دیکته کنی، اطاعت میکنند. آنها خدمتگزاران خوبی خواهند شد. به راحتی میتوانیم آنها را مسیحی (عهد جدید یهود) کنیم. از آنجایی که آنها ساده و مطیع هستند، میتوان به راحتی آنها را وادار به کار در مزارع و استخراج طلا کرد. من میتوانم به اعلیحضرت ها تمام طلایی که نیاز دارند، برده و ادویه به هر مقداری که بخواهند، بدهم. این سرزمین برای استقرار شهرها و قلعهها و تبدیل آن به قلمرو پادشاهی بسیار مناسب است). این روح غرب وحشی روحی یهودی که امروز در غزه هم اوج گرفته مثل اپستین یهودی که آمریکا را محل نهایت یهودی بودنش یافت و روح های یهودی را در خود جای و برای نشان برتری و سلطه یهود از آنها مدارک برای باج گیری جمع کرد یک نمونه نهایی یهودیست. یهودی گری مرز ندارد چنان که ایرانی بودن بی مرز است چه اغتشاشگران مسلح یا سیاستمداری با ایده های مغربی یا سعودی هایی در کنار کعبه نیز یهودی هستند هرچند یک یهودی بی اصالت اما سرباز و برده ای برای یهودیان اصیلند. یهودیها هر ساله تعداد مردم دنیا را تقسیم بر تعداد مردم خود میکنند تا بدانند چند برده دارند! بله! این غربال بزرگ در ۲۲ بهمن ماه در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی از شریف ترین ایرانی مسلمان عالم حضرت امام خمینی رضوان الله که علیه امروز جهانی شده و قول ایشان که فرمود «دلخوش به حداقل های مادی نباشید ما شما را به مقام انسانیت میرسانیم» و حقیقتا با مقاومت اقوام انقلاب او مثل فلسطینـ لبنان و ملت ایران در تمام دنیا مقام انسانیت را حاضر و معرفی کرد و ایران را مأمن و خانه توحیدـ شرافتـانسانیت و نجیب زادگی و قله آمال پیامبران و معصومین کرد زیرا امکان این تعالی را داشتیم و البته زیرا خداوند برای ظهور خود، برترین امکانات را برمیگزیند و ایران محل ظهور خدا شده است. جان و همه وجودمان فدای تمام و کمال تک تک انسانهای برتر زمان یعنی افراد حاضر در ۲۲بهمن ماه. این ملت ایران برگزیدگان و شرافتمندان و نجیب زادگان عالم هستی هستند. غبطه به یکایک ملت ۲۲ بهمن جمهوری اسلامی ایران و شاد باش به تعالی مبارکشان باد. خدا را شکر که یهودیها نتوانستند مثل دیگر کشور ها ایران را هم از آن خود کنند، بیچاره کره جنوبی یا ترکیه یا عربستان که امروز بی هویت ترین و احمق ترین و البته بی فرهنگ ترین اقوام دنیا شدند از پی آنکه اراده کردند غربی بشوند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید شرایط، شرایطی است که ما در تقابل یهودیگری در اوج بیتاریخیِ آن و هویت خسروانیِ ایرانیِ شیعی در اوج درخشش آن قرار گرفتهایم و معلوم است که در چنین طوفانی انتخاب بزرگ، انسانیتی بزرگ را در پی دارد و اینجا است که اگر شخصیت رهبر معظم انقلاب را که خدا برای این دوران پرورانده است؛ مدّ نظر قرار ندهیم حتماً سقوط خواهیم کرد، هرکه میخواهد باشد با هر سابقهای. https://eitaa.com/zaghsefid/171157 موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: استاد بنده خیلی دوست دارم با جون و دل به مردم هر خدمتی که میتونم بکنم یا خیلی کارهای دیگه که شاید بتونم یکم موثر باشم ولی لکنت زبان دارم و همین باعث میشه که موقع انجام کار که میشه از این لکنت بترسم عقب بکشم یا مثلاً برای شغل آینده هدف هایی داشتم ولی یک جای یادم افتاد که من چون لکنت دارم صحبت کردن یکم برام سخته بخاطر همین ترسیدم و همه هدف هام رو گذاشتم کنار. استاد هر کاری میخوام بکنم این میاد بیادم که تو لکنت داری و نمیتونی اونو انجام بدی بعدش کلا عقب میکشم. میشه یک راه نمایی بکنید که من از این لکنت نترسم و بتونم به لطف خدا کار کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، سبک خاصی است که با اعمال خود به میان میآورید و پیشه میکنید و نشان میدهید با محبت خود، نیّت خدمتگذاری دارید و علاوه بر آن به همین صورت که با نوشتن میتوانید فعالیت کنید، در جای خود کار خوب و ارزشمندی است. موفق باشید
با عرض سلام: استاد اگر نسل جوان این دوره را بخواهید با نسل جوان گذشته که همدوره شما بودند مقایسه کنید تأثیر میل درونی افراد در سیر و سلوک را در کدام نسل بیشتر ارزیابی می کنید؟ چون در دوران رسانه و اطلاعات دسترسی به منابع علمی یا حکمت و عرفان بسیار آسان شده و از طرفی دسترسی به امور و ابزاری که موجب غفلت انسان می شود هم بیشتر فراهم گردیده و گسترده شده به طوری که انسان نسل امروز بیشتر در معرض گناه و غفلت قرار دارد تا انسان نسل دیروز. ظاهراً میل و کشش درونی یک انسان در دوران امروز بیشتر تعیین کننده است که فرد به چه سمت و سویی کشیده شود. آیا این به نفع بشر شده یا به ضرر او؟ آیا در مجموع شرایط گذشته را برای سیر و سلوک معنوی انسان مناسبتر ارزیابی می کنید یا شرایط امروز را؟ متشکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: یحث در موضوع بشر جدید است و تقابل تضادها، که از یک طرف اوج طوفان انسانبراندازِ آخرالزمانی در میان است و از طرف دیگر اوج طلب نهاییترین نهایتهای قدسی. و اینجا است که به سخن جناب مولوی میتوان نظر کرد که میفرماید:
چونک سرکه سرکگی افزون کند
پس شکر را واجب افزونی بود
قهر سرکه، لطف همچون انگبین
کین دو باشد رکن هر اسکنجبین
آری! جمع خوبیها و بدیها، میدانی است تا ما متوجه باشیم آنچنان نیست که در این ظلمات آخرالزمانی مأیوس باشیم بخصوص آنجایی که در دل چنین طوفانی متوجه جوانانی میشویم که حججیها نمونۀ آنها میباشند و اینجا است که متوجۀ بصیرت رهبر معظم انقلاب میشویم که میفرمایند امروز جوانان ما، جوانان خوب و آمادهای هستند. و دیدی که خطاب به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا فرمودند:
جوانان عزیز!
امسال کشور شما، به برکت ایمان و اتّحاد و اعتماد به نفس، در دنیا اعتبار و وزانتی تازه یافت. تهاجم سنگین ارتش آمریکا و زائدهی ننگین آن در این منطقه، مغلوب ابتکار و شجاعت و فداکاری جوانان ایران اسلامی شد. ثابت شد که ملّت ایران با بهرهگیری از توانائیهای خود، در سایهی ایمان و عمل صالح، و در رویاروئی با مستکبران فاسد و ظالم، میتواند بایستد و دعوت به ارزشهای اسلامی را با صدائی رساتر از همیشه به دنیا برساند.
ملاحظه میفرمایید که دقیقاً نگاه رهبر معظم انقلاب به روحانیتی است که جوانان ما را در برگرفته. و حتی چند وقت پیش به دولت محترم نیز فرمودند چند جوان را به کار بگیرید تا مثلاً مشکل گازهای در حال سوخت منطقۀ خوزستان را مرتفع کنند. بنابراین بسیار باید امیدوار بود به جوانانی که در این گذرگاههای طوفانی انتخابهای بزرگی دارند. اینجا است که متوجۀ جایگاه تاریخی رهبر معظم انقلاب نیز باید باشیم به همان صورتی که جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای سید هاشم الحیدری با ما سخن میگوید. https://eitaa.com/amoud313nasr/8404 موفق باشید
