سلام خدمت استاد گرامی: بر اساس متن پرسش ۴۱۱۱۸ مزاحم وقتتان شدم، بسیار بسیار ممنونم از پاسخهایی که داده بودید واقعا جانم آرام شد، خدا خیرتان دهد، ممنونم، بهترین رزقها روزیتان ان شاءالله، فرموده بودید در رابطه با یکی از سوالها با دوستان صحبت میکنید و پاسخ میدهید، پرسش مربوط به ارائه بحث برهان صدیقین در این تاریخ و نحوه ارائه آن بود که فرمودید مجدد پیام دهم و جویای پاسخ دوستان شما شوم. مطلب دیگر در پاسخ یکی از سوالها فرموده بودید برای شروع بحث غرب شناسی از دو جزوه تاریخ غرب خودتان شروع کنم، منتها متوجه شدم صوتهای آن کامل نیستند، حقیقتا بنده خود گام به گام با صوتهای شما جلو میروم با گوش کردن و متن و سپس ارائه، اگر صوت نباشد بنده قادر نیستم خود جزوه ها را بیان کنم، چون شروع خود من هم با سیر مطالعاتی شماست تا ان شاءالله کم کم راه بیفتم، صوت نباشد، زبان الکن است، حال مانده ام چه کنم. ممنونم برای وقتی که میگذارید استاد گرامی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد «برهان صدیقین» رفقا قول دادهاند در اسرع وقت فایلی که سادهتر موضوع در آن مطرح شده است را بیابند تا خدمتتان ارسال شود. بنابراین جنابعالی باز مطلب را دنبال بفرمایید. ۲. دو جزوهای که در رابطه با «تاریخ فلسفۀ غرب» پیشنهاد شد، از متون درسیِ بنده بود که فلسفۀ غرب از آن طریق درس داده میشد. علاوه بر آن میتوانید به کتاب «مدرنیته و توهم» همراه با صوتهای آن رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/685?mark=%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86%DB%8C%D8%AA%D9%87 موفق باشید
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد بزرگوار: استاد حال در فردای حضور در راهپیمایی تاریخی ۲۲ بهمن امسال به این دعا بسنده می کنم که «خدایا ما را نیز از بصیرت پیرمردها و پیرزن های افتاده و ساده دلی که امسال هم مثل این ۴۷ سال لطف حضور در این مسیر توحیدی را به آنها عطا کرده ای محروم نگردان؛ خدایا پناه می بریم به تو از آن علمی که روشنفکران ما را به جای طلب رضای خدا به دنبال طلب رضای فرعونیان زمانه انداخته است». به راستی در روزگاری که جبهه کفر و ظلم با همه توان سخت و نرم خود به صحنه آمده و با عقل موزی و حسابگر خود پیش بینی می کردند که ۲۲ بهمن را دیگر از رونق خواهند انداخت، تو به قدم های مردم چگونه قوت بخشیدی که در حماسه ای این چنین حضور یافتند؟ چه اندازه زیبا فرعونیان و غرب زدگان داخلی را از فتنه ها و نقشه های شومشان مأیوس کردی!؟ کدام اراده ها، کدام پاها و قدم ها لطف این حضور را پیدا میکنند تا در مقابل مستکبران این زمانه وسیله محقق شدن اراده الهی باشند!؟ خداوند این بصیرت را به چه کسانی عطا میکند؟ چه می دانیم، شاید پا هایی که در این مسیر به راه افتادند متعلق به همان هاییست که این فراز زیارت عاشورا را با اخلاص کامل خوانده اند که «یا ابا عبدالله انى سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامة» و خداوند اراده کرده است تا این مردم در این زمانه با همین قدم زدن هایشان در جنگ باشند با کسانی که در تاریخ با «حسین ها» در جنگ بوده اند و در صلح باشند با کسانی که با «حسین ها» در صلح بوده اند! ای مردم عزیز ساده دل و پاک طینت، خداوند به پاهایتان قوت بخشید و دل هایتان را همواره از عشق حسین لبریز کرد و چشم هایتان را با اشک برای حسین جلا داد که شما آنهایی هستید که همواره در تاریخ سربلند بوده و خواهند ماند. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که پیش بینی میشد و عرض شد https://eitaa.com/matalebevijeh/21724 دیروز حکایت حضور همه انبیا و اولیا و فرشتگان بود تا ما خود را به وسعت توحید حضرت محبوب در بین این مردم احساس کنیم. چه اندازه حضرت روح الله دقیق مردم را فهمیدند که فرمود «اگر من هم برگردم ملت اسلام برنمی گردد» این است معنای بصیرت تاریخی که این مردم و حضرت امام متوجه آن بودند و هستند. موفق باشید
سلام وعرض ادب و احترام: استاد بزرگوار بنده خیلی نمیتونم درسطح این بزرگوارانی که از شما سوأل میکنن، طرح سؤال کنم چون سوادم در حد شما نیست فقط سوالی ذهنم رو مشغول کرده است رابطه لیلة القدر و یوم الفصل چیست؟ آیا میتونیم بگیم یوم الفصل، یومِ لیلة القدر است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به سورۀ مرسلات و آیاتی که میفرماید: «لِيَوْمِ الْفَصْلِ ﴿۱۳﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الْفَصْلِ ﴿۱۴﴾ اگر متوجه باشیم «یوم الفصل» در اکنونِ ما حاضر است و هر روز میتواند روزِ روشنشدن حقیقت باشد؛ برای یافتن چهرههای دیگر حقیقت، آری! هر روز را لیلۀ القدری هست که به «مطلعالفجری» میرسد. عرایضی در رابطه با سورۀ مرسلات و سورۀ قدر شده است. خوب است که اگر فرصت داشتید به آن مباحث رجوع فرمایید. موفق باشید https://lobolmizan.ir/get-file/4801/?item=0 و https://lobolmizan.ir/book/1095?mark=%D9%85%D8%B1%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AA
سلام و عرض ادب از اینکه برای بار چندم مزاحم وقت گرامی شما میشوم شرمنده و بابت اینکه شما با سعه صدر پاسخگو هستید سپاسگذارم. امروز صوتی از صحبتهای آقای مهدی محمدی (مشاور آقای قالیباف) به دستم رسید که بخشی از اون، خیلی عجیب بود!! متن زیر همون بخش هست: «بذارید یه چیزی رو خیلی راحت و صادقانه به شما بگم و اون اینه که حالا ممکنه واقعاً باز یه عدهای به شهادت برسند؛ امروز نه، دو ماه دیگه. دو ماه دیگه نه، شش ماه دیگه. این فوقالعاده مهمه که توی اون لحظات، یأس و ناامیدی رخ نده. اگر لحظهی سختی دوباره برای ملت ایران ایجاد شد، به نظر من استحکام و قوی بودن در اون لحظه مهمترین عاملی است که اون زخمی را که به ما وارد شده، جبران خواهد کرد. ببینید، زخم شهادت حضرت آقا، کم چیزی که نبود. ما هنوز احتمالاً نمیدونیم چه بلایی سرمون اومده. چه چیزی این رو جبران کرد؟ استحکام مردم.» این مطلب در لینک زیر توسط جناب شکوهیانراد متخصص علوم سایبرنتیک و علوم شناختی تبیین شده است https://eitaa.com/SHRChannel/5580 بنده قبلا هم نسبت به باز نشر مواضع آقای محمدی هشدار داده بودم، لطفا تجدید نظر بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بیش از ۲۰ سال است آقای استاد مهدی محمدی را میشناسم. حداقل به صحبت امروز ایشان توجه بفرمایید که چه اندازه نسبت به ادعای اخیر ترامپ و تغییر موضع او با دقت، مخاطبان خود را در جریان میگذارد که چگونه واقعیت پنهان کردن شکست آمریکا از طریق ترامپ، امری نیست که بتوان از آن غفلت کرد و اگر ملاحظه بفرمایید ایشان سه فرض را مطرح میکنند به امید آنکه آمریکا به نحوی از مهلکه خود را فراری دهد حتی اگر در حدّ عملیاتی محدود باشد. ولی به گفتۀ ایشان با دیپلماسیِ پیروزمندانۀ ما نه، بازگشاییِ تنگۀ هرمز آنطور که آنها گمان دارند و نه هستهای امری نیست که آنان بتوانند بر ما تحمیل کنند و به گفتۀ ایشان یا مجبورند شرایط ما را بپذیرند و یا به جنگی دامن میزنند که باز شکست نصیبشان میشود و به گفتۀ استاد محمدی با اتحاد ملی و آمادگیِ روحی و کنار همدیگر انسجام خود را حفظ کردن. در این مورد خوب است به آخرین سخن ایشان با دقت توجه فرمایید. https://eitaa.com/mohammadi61/939 . آری! این مائیم و آیندهای بس بزرگ؛ آن آیندهای که سؤال شمارۀ 41688 متذکر آن میباشد که چگونه مردم جهان به ایرانی نظر دارند که ایران نمایش سلحشوری و تقوا میباشد. و انتقام خون رهبر شهیدمان، ادامۀ برنامههای آن رهبر عزیز میباشد، ادامۀ برنامۀ رهبری که دشمنان ما گمان کردند با شهادت او آن راه و آن برنامه متوقف و از میان برداشته میشود، در حالیکه ما در کربلا با توجه به همین نکته، قاتلان امام شهیدمان را ناکام گذاشتیم و این خصوصیات فرهنگ شیعه میباشد نسبت به هر شهیدی و انتقام خون شهید ما شکلگیری نظم جدید جهانی میباشد، با اشارات انقلاب اسلامی و از این جهت این جنگ، جنگ تمدنی خواهد بود، با نظر به بحرانهایی که در تمدن غربی پیش آمده است. پس مسئلۀ ما شخص ترامپ نیست، مسئلۀ ما نظامی است که تفاوت عمیقی با آن داریم، نظامی که بر عکس نظام موجود، در آن همه اُبژۀ قدرت حاکم نمیباشند تا مجبور شوند مانند نظام جهانی موجود برای نگهداری مردم این همه دروغ بگوییم. موفق باشید.
با سلام: مراد از علم نافع چیست؟ آیا علوم دانشگاهی به جز علوم حوزوی و قرآنی علم نافع به حساب می آیند؟ منظور دقیق از واژه نافع چیست، و از کجا بدانیم در این مسیر گام برمیداریم. با تشکر از جناب استاد. التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ماورای علوم رسمی که هر کدام برای زندگی میتواند مفید باشد؛ عنایت داشته باشید که موضوع علم نافع یعنی علمی که جهتگیری انسان را اصلاح میکند تا در بستر آن علم، انسانها از تجربههایشان در امور اجتماعی بهترین نتیجه را بگیرند وگرنه به جای گزیدهشدن از یک سوراخ، هر روز از دهها سوراخ گزیده میشوند زیرا حکمت لازم را که همان علم نافع است در میدان دید خود نسبت به امور به کار نگرفتهاند. موفق باشید
سلام خدمت استاد محترم و گرامی: اگر بخواهم بصورت اصولی با مبانی فکری امامخمینی آشنا بشوم حضرتعالی چه پیشنهادی دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوعات معرفتی، کتاب «مصباح الهدایة الی الخلافة والولایة» ایشان حرف ها دارد که در شرح آن عرایضی شده است و در سایت میتوانید ملاحظه فرمایید. و در امور سیاسی و اجتماعی، کتاب «ولایت فقیه» ایشان، گفتهها دارد. موفق باشید
سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی استاد عزیز: در این روزگاری که زندگی میکنیم، بارها بعضی ذهنیات ما راجع به مسائل تغییر کرده. مثلاً در باب مسئله شهادت. در جنگ دوازده روزه، شهدای عزیزی داریم که شاید با معیارهای ذهن ما همخوانی نداشته باشند؛ همه اهل نماز شب یا حافظ قرآن نبودند. همه دانشمند نبودند، و .... خیلی فکر میکنم به این موضوع این روزها. لطفا بفرمایید چه خصوصیتی و سبک زندگیای انسان رو این طور عاقبت به خیر میکنه؟ علاوه بر واجبات و محرمات، باید چطور زندگی کرد که لایق شهادت شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم طلب قبل از خلقت آنها بوده که میخواستهاند با شهادت خود وسیله رسوایی دشمنان حقیقت باشند به همان معنایی که جناب عطار میفرماید «صد هزاران طفل سر ببریده گشت / تا کلیم الله صاحب دیده گشت». موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد برای یادگیری تاریخ برای سيرش از چه کتابی باید شروع کنم؟ آیا کتابی در این مورد سراغ دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد تاریخ اسلام برای شروع، کتاب آیت الله سبحانی خوب است و در مورد تاریخ معاصر، آثار آقای دکتر موسی حقانی و آقای دکتر موسی نجفی مفید میباشد. موفق باشید
سلام علیکم: یه بررسی در مورد شرایط پیش آمده جهان هست که در حال حاضر بقای نظام غربی در میان آمده و سرنگونی کل غرب مطرح شده و بحث سطح جنگ مثل پنجاه سالی که گذشت نیست و به نقطه حساس پایانی رسیده. اگه خودمون رو بذاریم جای غرب میفهمیم ترامپ خودش رو خراب کرده و یک مهره سوخته شده یک پیر مرد که آخر عمرشه و حسابی بی آبروست و میشه ازش استفاده کرد برای حمله اتمی و سلاح های عجیب و غریبی که از بعد جنگ جهانی ساخته و مخفی شدند علیه ایران زیرا ایران موجودیت جهانی غربیها را هدف گرفته و از نگاه اونا باید نابود بشه وگرنه سرنگونی همه آنها دارد رقم میخورد. خوب معلومه هرکسی از اتم استفاده کنه رانده جهان خواهد شد مدتی بعد حتی اروپاییها بیانیه میدن آمریکا را محکوم میکنند و یک شکست بزرگه اما میتونن ترامپ رو بندازن جلو تا ایران رو نابود کنه بعد هم خوده تشکلات آمریکا ترامپ رو دستگیر و دادگاه تشکیل بدن اعدامش کنند و رئیس جهمور جدیدی با ابراز تاسف از ترامپ جنایتکار بار دیگر با نویدهایی آمریکای صلح آفرینی بسازه و نوید دنیای بدون جنگ را بده و این بار بدون ایران و همه مشکلات جهانیشون حل بشه در خالیه که اگه ایران نباشه کسی حاضر به جنگ با آمریکا مثل ایران نیست و تغییرات صلح آفرین جایگاه غرب را حفظ خواهد کرد. خوب معلومه موشک جواب اتم نیست و ایران در دیدگاه اونها شکست میخوره و راحت میشن و دشمنانی مثل روسیه هرگز در حد ایران نیستند که بخوان آمریکا را نابود کنند و میتونند باهاشون کنار بیان. حالا از دید اسلام و خدا و ایران بررسی کنیم: اگر خداوند اجازه بدهند ایران با اتم نابود بشه بعد امام زمان برای برپایی علم جدید اسلام مجبور به ظهور شوند مردم میگویند حالا که میلیونها نفر کشته شدیم آمدی؟! خب زود تر می آمدی و اگر با شروع جنگ قبل از حمله اتمی حضرت ظهور کنند و از توانهای ماورای سلاح های علوم تکنیکی استفاده فرمایند و درواقع خداوند در جنگ با دشمنانش تقلب کنند که قبلاً کردند این راه پیش روست. در آخر شما بفرمایید آیا حد جنگ را موشکی میبینید یعنی آنقدر بازدارنده هست که اتم و صدها سلاح های مخفی غرب را جوابگو باشد یا خیر چون این پرسش خیل زیادی از مردم دنیا بوده. بهرحال با توجه به خواست خداوند ما پیروزیم ولی این احتمالات فکری دشمنان و سطح افکار عموم است که از شما درخواست پاسخی داریم متشکرم. خوب است شرایط های احتمالی را بشناسیم تا منقطی و آرام باشیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به امری مافوق این امور در این تاریخ باید فکر کرد و آن سنت خداوند است در دفاع از حق در مقابل باطل. و این غیر از تقابل آمریکا با ژاپن و یا آمریکا با شوروی میباشد و از این جهت هر اندازه انقلاب اسلامی و مردم عزیز ما بر هویت توحیدی خود بیشتر حاضر شوند، به همان اندازه مورد عنایت الهی قرار میگیرند در راستای به افولرساندن جبهۀ استکبار و بحمدالله مردم ما با همۀ بمباران تبلیغاتی که از طریق رسانههای دشمن میشوند، در بزنگاهها در وجدان توحیدی تاریخیِ خود در میدان حاضرند و در این جنگ ترکیبی مسلّماً این جبهۀ توحیدیِ انقلاب اسلامی است که بنا دارد معنای دیگری را به بشریت امروز نشان دهد. عرایضی در جلسۀ اخیر شنبه شب eitaa.com/matalebevijeh/21496و یکشنبه https://eitaa.com/matalebevijeh/21507 شده است که ان شاءالله ما را متوجۀ حضور تاریخیمان خواهد کرد.
در زمان و زمانه ای که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان می تواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله می کند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را می نمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی که با خشن ترین جبهۀ استکبار روبه رو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهاییترین شکل. موفق باشید https://eitaa.com/IMANI_mohammad/6504
سلام جناب طاهر زاده: تفسیر دیشب شما را گوش کردم. در اواسط می فرمایید یحیی سنوار و سید حسن نصرالله، در نور توحیدی باید این دو عزیز را ببینیم و نمی توانیم یکی را از خودمان بدانیم و آن دیگری را نه! در صورتیکه همه می دانیم از بعد تاریخ اسلام و تشیع، بزرگترین دشمن حضرات ائمه ما خلفا بودند آنانیکه به ناحق به جایگاه معصوم تکیه زدند. قران نیز در تایید می فرماید «ان المنافقون فی الدرک السفل»، قران نمی فرماید کفار مقابل اسلام در پایین ترین درجه جهنم هستند می فرماید منافقین در پایین ترین درجه جهنم هستن کاملا خلاف شعار «شیطان بزرگ آمریکاست». چگونه با تمرکز به ظلم امریکا و اسرائیل آنها را دشمن بزرگ می دانید اما از ظلم و گناهان درون جامعه براحتی می گذرید و یا آنرا توجیه می کنید؟ قران می فرماید «لن یتقبل منکم انکم کنتم قوما فسقین»، چطور می شود با ابتلا به فسق و گناه خود را برحق دانست؟ مگر می شود با گناه به خدا رسید؟ جالب اینجاست که در آخر جلسه را با آیه «لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ» ختم می کنید که باز گوشزد می کند «الیکم انفسکم» و نمی گوید بر شما باد استکبار ستیزی! بر شما باد مبازره با دشمن خارج و رها کردن دشمن درون، منافق درون جامعه و هوای نفس درون! حقیقتا عجیبه!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد فکر کنید که این نوع دوگانگیها در بین ما و اهل سنت وجود ندارد مگر آنچه وهّابیها دامن میزنند. به گفتۀ جناب علامۀ امینی، اکثر اهل سنت همان فضائلی که ما برای مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» قائل هستیم، اهل سنت برای خلفا بخصوص برای خلیفۀ دوم قائلند. و از آن طرف شدیداً خود را محبّ اهل البیت میدانند. سخنان شهید یحیی سنوار را در مورد حضرت علی «علیهالسلام» و کربلا نشنیدهاید؟ و با آن ارادتی که به ایران و رهبر معظم انقلاب دارد؟ مهم آن است که متوجه باشیم در چه تاریخی به سر میبریم که ائمه «علیهمالسلام» تلاش کردند این دوگانگیها در جهان اسلام از بین برود تا آنجایی که حضرت صادق «علیهالسلام» توانستند امامان اهل سنت را جذب مکتب خود نمایند که در جای خود بسیار کار مهم و ارزشمندی است. آری! باید متوجه باشیم در چه تاریخی به سر میبریم؟! موفق باشید
آیا به نظر حضرتعالی در سیر و سلوک باید تبعیت محض آنهم از یک استاد داشته باشیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این تاریخ چنین امری چندان لازم نیست. در این رابطه به جزوۀ «شرح مختصر دستورالعمل آیت الله بهجت (رحمة الله علیه)» رجوع شود.
https://lobolmizan.ir/leaflet/231?mark=%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA . موفق باشید
سلام: با توجه به حدیث امام مجتبی (ع) در مورد آداب سفره، که میفرمایند خوردن غذا با سه انگشت از مستحبات است، انجام و عملی کردن این حدیث را به جهت دستیابی به محبت الهی، توصیه میفرمایید یا خیر؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در آن شرایط، آن کار مورد توجه و قابل ارزش بوده و هست. ولی در شرایط جدید میتوان به همین روشی که معمول است عمل کرد هرچند نکات آن حدیث در جای خود نکات ارزشمندی است و اگر عرف اجازه دهد خوب است به همان صورت عمل شود. ولی نباید از علمای خود انتظار داشت که از عرف، فاصله بگیرند تا متهم شوند به بیتاریخی. موفق باشید
سلام و عرض ادب بر استاد معزز مردد بودم مجددا مصدع حضرت عالی شوم یا نه. با این حال با توجه به خطیر بودن شرایط و سابقه خطاهای بزرگ حکمرانان در دو-سه سال اخیر و پیچیدگی بیسابقه تحولات سیاسی و تشتت آرائی که فکر میکنم برخی بزرگان را هم میتواند به اشتباه بیاندازد نکاتی عارض میشوم. در نوشتههای قبلی بر اهمیت شناخت انضمامی از تاریخ و امروز در کنار بصیرتهای کلی دینی و معنوی برای نیل به بصیرت حقیقی تأکید کرده بودم. یکی از واقعیات انضمامی امروز نقش آقای قالیباف و تیم مشاوران ایشان است و مطلب اخیر شما در تمجید از ایشان داعی برای این نامه جدید شد. از یک منظر کلی، ما شاهد یک دودستگی جدی در جناح انقلاب هستیم. از یک سو جناح سیاسی آقای قالیباف با سابقه مدیریت شهرداری تهران و ریاست مجلس که با دولت اصلاح طلب پزشکیان که مورد حمایت اصلاحطلبان تندرو است ائتلاف کرده است و از سوی دیگر جناح خالص انقلابی که اغلب شخصیتهای نخبه/باسابقه مستقل بدون سابقه و/یا لاحقه سیاسی حزبی و دولتی هستند. این دو جناح در عمده مسائل مانند اقتصاد و سیاسی خارجی دارای اختلاف نظرات جدی کارشناسی و البته اعتقادی هستند که با توجه به اوضاع وخیم سه سال اخیر اختلافات آنها به دعواهای لفظی پیروانشان کشیده است. این تلقی من از این شکاف است. اما با کمال تعجب مطالب جناب استاد را که درباره آقای قالیباف میخوانم (خصوصا پاسخ ۴۱۹۹۲) تصویری متفاوت میبینم. تلقی جناب استاد ظاهراً این است که آقای قالیباف مجسمه بصیرت و ایثار و حضور آگاهانه در میدان خطیر امروز در کنار مشاورانی آگاه هستند و منتقدین ایشان مشتی افراد کینهای و تندرو هستند که علتش عمق نداشتن ایمانشان است! در حقیقت به نظر میرسد جناب استاد، روایت جناح آقای قالیباف را دربست پذیرفتهاند و حاصل کار یک نگاهی است که ناخواسته سر از تملق و مداحی درآورده است! بنده در سؤال ۴۱۹۷۳ به طور مفصل به خطاهای جدی آقای قالیباف و آقای مهدی محمدی در جریان مذاکرات اشاره کردم. تقاضا دارم استاد گرامی مجدداً آن مرسوله را مد نظر قرار دهند. در این فقره موارد بیشتری عرض میکنم. جناب آقای مهدی محمدی، با توجه به هوش بالایی که دارند، روایتی از مذاکرات ارائه میکنند که طبق آن هر اتفاقی بیفتد نگاه آنها نقض نمیشود و لذا همیشه میتوانند وقایع را توجیه کنند. ابتدا میگفتند هدف تفاهمنامه تثبیت دستاوردهای میدانی است. اما ضمن آن این را هم میگفتند که البته ما خوشبین نیستیم و میدانیم به احتمال زیاد ترامپ سعی خواهد کرد تفاهمنامه را نقض کند. طبق این روایت دوگانه زیرکانه، تفاهمنامه چه نقض بشود چه نشود ایشان میتوانند بگویند مصیب هستند چون هر دو حالت را پیشبینی کردند. اما سؤال جدی این است که آیا دستاورد نقدی که تفاهمنامه به ترامپ و نتانیاهو داد قابل اغماض است؟ اعم از خروج هزاران نفتکش از تنگه و بهبود جدی بازار نفت و ذخایر نفتی استراتژیک آمریکا (https://farsnews.ir/EnqelabStreetTV/1784220470438521935/)، ضمن خروج ترامپ از زیر فشار انتقادات سیاسی و لغو مصوبه احتمالی کنگره برای محدود کردن اختیارات جنگی او و اقدام به محاصره دریایی ایران بعد از تفاهمنامه و اقدام اسرائيل به اشغال و پاکسازی قومی جنوب لبنان بعد از ۲۵ سال پایداری تمامیت ارزی لبنان و ضربات جدی به زیرساختهای حزبالله. آیا همه این خسارتها که برخیشان واقعا جبرانناپذیر نیز هستند قابل اغماض است؟ به علاوه آقای قالیباف تفاهمنامه را سند شکست آمریکا نامیدند و گفتند میخواهند گرهای که با دست باز میشود را با دندان باز نکنند. معنی این تعبیرها آیا این نیست که بر خلاف القائات آقای محمدی، آقای قالیباف به توفیق این تفاهمنامه خیلی خوشبین بودهاند و به آن دل بسته بودند؟! به علاوه آیا مذاکره مستقیم با آمریکا بعد از منع آن از طرف رهبر شهید آن هم بعد از شهادت ایشان معنای بسیار زشتی ندارد؟ یعنی انگار تیم مذاکرهکننده بگوید با وجود حذف شخصیت معنوی بزرگ ایران که مانع مذاکرات بوده است ما حالا خودمان حاضریم مذاکره مستقیم کنیم با شیطانی که حالا دستش به خون رهبر ما هم آلوده است؟! به نظر شما آیا چنین برداشتی در ذهن بسیاری از سیاسیون غربی و مردم خودمان شکل نمیگیرد؟ پیشتر این هم عرض شد که مجموعه وفاق و آقای قالیباف و محمدی تظاهر میکردند که در مذاکرات همه چیز با رهبر معظم هماهنگ است. روایتی که آقای نبویان و برخی دیگر از نخبگان جبهه انقلاب دادند و بعدا با پیام علنی رهبری تأیید شد این بود که بر خلاف قول آنها تخطیهای جدی در مذاکرات از خطوط رهبری اتفاق افتاده بود که موجب تذکر جدی ایشان شده بود که منجر به اعلام برائت محترمانه ایشان از مذاکرات در پیام علنی ایشان شد! بنده برخی از این موارد را در سؤال ۴۱۹۷۳ هم مطرح کرده بودم اما استاد محترم با تذکر یک سری کلیات به راحتی از کنار همه آنها بدون هیچ پاسخی عبور کردند و امروز میبینم به یک نگاه تملقآمیز و شاعرانه از آقای قالیباف و محمدی رسیدهاند! بنده تلقیام این است نگاه عارفانه و رومانتیکی که حضرت استاد به عالم و آدم دارند (که در جای خود بسیار مطلوب و عالی است) اما از حیث روششناختی این تهدید را ایجاد میکند که با نگاه اسماء اللهی! و رحمانی! به شایستگیهای نسبی و سمبولیک افراد (مانند سابقه ایثارگری آقایان پزشکیان و قالیباف) این خطاها و اشکالات جدی آنها را نبیند؛ خصوصاً که در اطراف آقای قالیباف مشاورانی هستند که شخصاً انسانهای مؤمن و نجیب و باهوشی هستند اما چه کنیم در عرصه پیچیده سیاست ایمان و نجابت و هوش به تنهایی کافی نیست و برخی مسائل سیاسی آنقدر تخصصی و فنی و پیچیده و نیازمند ملاحظات جامع است که متخصصین هم دچار اشتباه میشوند، چه برسد به اینکه استاد گرامی بخواهند ایده غروب هستهای و طلوع نفتی آقای شاکری مشاور اقتصادی آقای قالیباف را که ایدهای برای همکاری نفتی استراتژیک با آمریکا بوده را به عنوان یک سند افتخار برای آقای قالیباف تلقی کنند با اینکه این ایده به عنوان یک ایده استعماری از طرف کارشناسان انقلابی نقد شده است! بگذریم که همین آقای شاکری با دفاع از راهاندازی سیاست ارز توافقی به دست آقای همتی، در فاجعه سقوط بیسابقه ارزش پول ملی در دو سال اخیر که نهایتاً موجب شورشهای دیماه شد مقصر هستند. مطالبی که عرض شد به طور تفصیلی از طرف نخبگان جبهه انقلاب مطرح شده است ولی نه تنها مسموع واقع نشده بلکه ایشان در این مدت از طرف جریان اصلاحات و برخی نزدیکان آقای قالیباف مورد طعن و هتاکی قرار گرفتهاند اما حضرت استاد میپندارند این نخبگان منتقد آقای قالیباف هستند که دچار تندروی هستند آن هم به دلیل ضعف ایمان! متاسفانه همین نگاه اما به شکل غلیظتر و تندتر آن در آقای دکتر مجتبی زارعی هم هست که یگانه همّ خود را در این دو سال درگیر شدن با همه نخبگان منتقد وفاق و آقای قالیباف کردهاند و همزمان داعیه سیاست فطرت و متعالیه نیز دارند! استاد محترم! فرصت بیشتر برای تفصیل این انتقادات فنی و تخصصی نیست. اما تأمل در لیست بلندبالای منتقدان آقای قالیباف که طیفی از چهرههای نخبه سیاسیتر تا فنیتر جبهه انقلاب را تشکیل میدهد باید موجب شود که در اعتماد مطلق به دو سه چهره متخصص اطراف آقای قالبیاف تردید نمایید: آقایان رسایی، ثابتی، نبویان، ایزدخواه، جبرائيلی، صمصامی، فؤاد ایزدی، عطا بهرامی، یوسف عزیزی، علی عبدی، فرشاد مؤمنی، حسین راغفر، حسین دهباشی و ... این تصور که این طیف متنوع که همگی یا سابقه سیاسی قابل توجه و/یا سابقه علمی و تخصصی دارند و اغلب درستترین پیشبینیها را در موضوعات مختلف داشتهاند همگی اشتباه میکنند و فقط آقای قالیباف و محمدی و شاکری درست میگویند به نظرم ناشی از کانالیزه بودن منابع اطلاعاتی استاد گرامی است. برای آشنایی بیشتر با این طیف منتقد گفتگوی اخیر دراین لینک را نیز علاوه بر لینکهای پیامهای قبلی پیشنهاد میکنم https://www.aparat.com/v/gaf2w28 حضرت استاد هر طور صلاح دیدند این پیام را با کم یا زیاد منتشر بفرمایند یا نفرمایند. مشکلی نیست. عذرخواه از تصدیع و التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت! در راستای دو گفتگویی که تحت عنوان«ما را گفت و گویی در میان است» https://eitaa.com/matalebevijeh/23124 و https://eitaa.com/matalebevijeh/23167 عرض شد . عنایت دارید که ورود اینگونه به این مباحث نیاز به فرصت زیاد دارد تا بتوانیم روح و روحیۀ همدیگر را درک کنیم بخصوص که بنده ابداً و ابداً منتقدین به آقای قالیباف را «مشتی افراد کینهای و تندرو» نمیدانم و نگفتهام. و این بسیار برای امثال عزیزانی چون جنابعالی خطرناک است. و از آن بدتر اینکه میفرمایید: «در حقیقت به نظر میرسد جناب استاد، روایت جناح آقای قالیباف را دربست پذیرفتهاند و حاصل کار یک نگاهی است که ناخواسته سر از تملق و مداحی درآورده است». خدا به من و شما هر دو رحم کند. به من رحم کند اگر چنین نگاهی دارم! و به شما رحم کند اگر چنین برداشتی از سخنان بنده حقیر دارید! به نظر بنده همۀ مشکل آن است که جایگاه تاریخی تفاهم نامه درست دیده نشود و فکر میکنم رهبر معظم انقلاب با تمام امید در این آخرین پیامشان سعی بر آن داشتند تا از این زاویه ما را وارد تاریخی کنند که بتوانیم «همدیگر» را بفهمیم و در این صورت نگاه امثال جنابعالی به بنده به اینکه گمان شود منتقدین آقای قالیباف تندرو هستند، به کلی تغییر میکند زیرا بنده عزیزان را دعوت به «تفکر» میکنم و اتفاقاً نگاه جناب آقای دکتر مجتبی زارعی در حالت کلی، نگاه حکیمانه میدانم https://eitaa.com/Dr_Zareii_Siasatefetrat/4015 و این را برای امثال جنابعالی بسیار خطرناک میدانم که شخصیتی همچون آقای دکتر مجتبی زارعی را درک نکنید.
آرزومندم افرادی مانند آقایان رسایی و ثابتی و نبویان بتوانند افرادی چون آقای زارعی را درک کنند، در آن صورت است که ما در جهان «دیگری» وارد میشویم که بحث آن مفصل است. حقیقتش انتظار داشتم بعد از پیام اخیر رهبر انقلاب این نوع نگاه که بیشتر نفی نگاه هر آنکس غیر از نگاه خودتان است تغییر کند، به همان صورتی که جناب آقای دکتر سعدالله زارعی در یادداشت اخیر خود در روزنامه کیهان تحت عنوان «توشهای از پیام بصیرت و جهاد رهبر انقلاب» در این مورد متذکر نکات خوبی شدهاند. https://eitaa.com/MANABEVIZHEH/797
البته بنده با نظر به دغدغههای دلسوزانه جنابعالی و امثال جنابعالی به هیچ وجه ناامید نمیباشم، از آن جهت که انقلاب اسلامی راهی میباشد به سوی تعالی هرچه بیشتر انسانها در انسانیت خود و دیگران، امری که در پرسش و پاسخ شماره ۴۲۰۵۹ میتواند مدّ نظر قرار گیرد. https://eitaa.com/matalebevijeh/23300 و سعی بنده آن است در سلسله مطالب «روایتهای برترین حضور» https://eitaa.com/bartarin_hozoor متذکر همین امر باشم که البته گویا هنوز زمانۀ آن نرسیده است. موفق باشید
سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیزم: آرزویم همه این است که حاصر باشم / در حضوری که حیات است محیا باشم. هر چه زمان میگذرد بیشتر بیشتر این سوال و بهتر است بگویم نیز در وجودم رخ می نماید که چگونه میتوان حاضر شد و این حضور را هم به آن آگاه بود؟؟ مطالبی به نظر رسید که خواستم از منظر شما استاد عزیزم بپرسم آیا این یافت درست است؟ آیا حضور امام حسین در همه ی ادوار تاریخی به دو صورت است؟ یعنی علاوه بر حضور کلی ایشان و وجود خود حضرت آیا می توان جان افرادی چون سید حسن ها و سید علی ها را هم جان هایی تهی از خود و سرشار از روح حسین دانست؟ آیا نه این است که از جان این بزرگواران بوی حسین و روی حسین می اید؟ آیا این ها همان آینه ی جمال یار نیستند؟ بعد از شهادت رهبر عزیزمان در میدان علیخانی متنی را تهیه و خدمت مردم عزیز خواندم آنجا گفتم امروز جهان نه با یک خامنه ای که با میلیون ها خامنه ای روبروست. استاد آیا اینگونه است که این افراد چون به شهادت می رسند گویی سیری از وحدت به کثرت رخ می دهد و در جان های آزاده خانه می کنند و چون مردم مبعوث می گردند این سیر از کثرت رو به وحدت می گذارد و دایره سیر و کمال و رشد کامل می گردد و اینجا انسان کامل حاضر است.ایا یکی از رموز تاکید رهبر معظم و آن والظاهر والباطن همین است؟ و استاد عزیزم پرسش دیگرم که خواستم با شما در میان بگذارم این است که چه در جان رهبر عزیزمان هست که با ایشان می توان حضرت حجت را تجربه کرد؟ برای حفظ ایشان توصیه شما بر چه عمل قرآنی و محمدی هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! «آنکه عمری در پی او میدویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبرو». مگر نایب حضرت حجت«عجلاللهتعالیفرجه» آینۀ ظهور انوار آن حضرت نمیباشند که با شخصیت همهجانبۀ خود اشاره به آن حقیقت نهایی انسانی دارند؟ خدای را بسی شکر که ما با چنین مرد الهی، احساس نمودیم چگونه راه انس با حضرت محبوب برای انسانها گشوده است. و البته این، اولِ حرف است. 2- حکایت نایب الامام بودنِ آن رهبر شهید را ساده نگیرید. هیچ زمانی را نخواهید یافت که «او» با ما نباشد. آیا جز آن است که خداوند او را در همه ابعاد پرورش داد تا ما امروز با کسی روبرو باشیم که پرورش یافته خداوند است در همه ابعاد، به همان معنایی که پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند: «من رآنی فقد رأی الله» آیا تشییع آن مرد الهی نظر به افقی نیست که او با شخصیت همه جانبه خود در مقابل ما گشود تا انسانیتی را که انسانها میتوانند در آن حاضر شوند بنگریم؟ موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: دیدگاه یک هموطن کف خیابون آن قرائت هوشمندانه و نزدیکتر به پیام زیرکانه و حکیمانه رهبر جدیدمان آیت الله سید مجتبی خامنه ای درباره مذاکرات https://eitaa.com/rahbar_enghelab_ir/677 به احتمال قوی توسط تیم روانشناسی کاخ سفید رمز گشایی شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نوعی کپی و تقلید از این پیام در کنترل و مدیریت مذاکرات را به ترامپ دیکته کرده است و او با یک تاخیر فاز ۴۰ روزه نوعی کپی از پیام رهبری را در ترکیه بیان میکند که بلا تشبیه (علی الاصول) با ادامه مذاکرات موافق نیستم اما به تیم مذاکره کننده (کوشنر و ویتکاف) اجازه میدهم تا به مذاکره ادامه دهند. بسیار جا دارد در کنار بحثها و گفتگوهای سیاسی و تفسیر موافقت و مخالفت پیام رهبری با مذاکرات، که در جای خود لازم هم هست به ابعاد حکمرانی هوشمندانه و دانش بنیان و روانشناسی سیاسی اجتماعی پیام پرداخته شود و تاثیرات آن بر تیم مذاکره کننده خودی و طرف مقابل و تقویت و هدایت تیم مذاکره کننده از بعد هوش مستقل و آزاد ولایت مداری و آتش به اختیار در حوزه مذاکرات به بحث گذاشته شود یعنی در عین اینکه نوعی استقلال و ابتکار عمل به مذاکره کننده میدهد از ابتدا تا انتها آنرا در یک مدار و مدیریت پاسخگویی به ملت و ولایت قرار میدهد.
باسمه تعالی: سلام علیکم : اتفاقا دقیقاً موضوع به همان صورت که میفرمایید باید ادامه یابد تا استیصال جبهه استکبار دائماً مد نظر باشد و اینکه مقابله با آمریکا و اسرائیل باید با منطقهای کردن جنگ و حتی فرا منطقه ای ادامه یابد از آن جهت که نگاهها به ایران عوض شده و ما باید با شأن ایران مقتدر در مقابل نظم استکباری در میدان حاضر باشیم و علی الاصولِ رهبر معظم انقلاب متذکر این نکته بزرگ است که همان لایتمداری میباشد در عین احترام به ابتکارات مذاکره کنندگان که حقیقتاً بنا ندارند با رهنمودهای رهبر انقلاب مقابله کنند. در این مورد خوب است سری به سوال و جواب شماره 42002 بزنید. موفق باشید
سلام استاد: من دانشجوی کارشناسی ام، رشته دانشگاهم هنره و تقریبا ربطی به مسائل فلسفی و عرفان و... نداشته، خیلی دورم از این فضا! اما خیلی علاقه مند به یادگیری ولی نمیدونم دقیقا دنبال چی باید بگردم و از کجا شروع کنم؟! دوست دارم فلسفه یادبگیرم و اتفاقا سمت فلسفه هایدگر و... جذب میشم ولی ظاهرش رو میفهمم و نمیدونم از کجا بخونم. با شنیدن کتابایی مثل جامع السعادات و آداب الصلاه و... خیلی مشتاق میشم ولی میدونم مباحثشون به شدت سنگینه و نمیدونم اون قدم های اول کجاست و چطور باید برم سمتش، در واقع اینطور بگم، از خوندن مقالات شهید آوینی بیشتر کشیده شدم به این سمت و سو، ولی همانطور که احتمالا از نحوه پرسشم معلوم باشه فضا برام به شدت گنگه! حتی چیزی که دنبالشم رو هم مثل اینکه نمیدونم چیه! احساس میکنم یه جورایی مسائل دینی و فلسفیه شاید. از دیدن پژوهشگرا و اساتیدی مثل شما که به این مسائل تسلط دارن خیلی حس خوبی میگیرم و به شدت مشتاق آموختنم ولی نمیدونم نقطه آغاز کجاست و قدم های بعدی چیه؟! نگرانم که نکنه دیر شده باشه برای شروع این مسائل. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که ابتدا سری به سیر مطالعاتی سایت بزنید که در واقع، مخاطب اصلیِ سایت در این رابطه امثال جنابعالی هستند بخصوص با رجوع به بحث «ده نکته در معرفت نفس» و بحث «برهان صدیقین» که هر دو بحث، هم کتاب و هم صوت آن را در سایت مییابید. و پس از آن خوب است که به شرح سورۀ «زمر» و سورۀ «آلعمران» که روی سایت هست رجوع فرمایید. به امید روزی که آغازی شود برای آنچه که به دنبال آن هستید. موفق باشید
سلام استاد: تبریک بابت روز معلم، به خاطر چیزهای زیادی که از شما یاد گرفتم اما حقیقتا موضع گیری های شما سر بحث مذاکرات مرا ناامید کرد و ناامیدتر آنوقت که به عنوان استاد اخلاق دلواپسی ها و نگرانی های افراد دلسوز و انقلابی را با الفاظ به تو چه جواب میدادید، حتی اگر این دلسوزی ها درست نبوده باشه که البته زمان نشان خواهد داد که کاملا درست بوده شما نباید با این تندی جواب میدادید، بگذریم. حسن روحانی: برای ما این مهم بود که بفهمید تنها راه، مذاکره است! الحمدلله فهمیدید! مذاکره مستقیم با آمریکا بعد از تجاوز دوم و ترور اماممان آن هم با هیاهوی ۸۷ نفره و بستن دهان منتقدان، تابو را شکست و راه را بست بر انتقاد به هر سازشی که در دولتهای آینده رقم خواهد خورد! دست ظریفها تا ابد باز شد! خب بالاخره مالک اشتر یا ابن عباس یا هرکس دیگه ای هم به حکمیت میرفت بازهم بازی توی پلن و زمین معاویه بود...! مثل اینکه یادتون رفته که اصل این مذاکره از کجا اومده و از چه خطوط فکری نشئت گرفته؟! مذاکره از موضع قدرت تون چرا هیچ خروجی نداره و با یه سری خزعبلات نمایشی و تبلیغاتی پوچ دارید سر مردم رو گرم میکنید؟! راستش حمایت الان شما از مذاکرات و آقای قالیباف مرا یاد حمایت های شما از هاشمی رفسنجانی در صوت های قدیمی تان میاندازد آنهم با چه الفاظ و تعابیری! البته الان زمان روی دور تند میگذرد و به زودی متوجه اشتباه خود خواهید شد با احترام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از لطفی که نسبت به بنده دارید؛ در اینکه مسلّماً آنچه فرمودید از سر دلسوزی میباشد حرفی نیست، ولی عنایت داشته باشید وقتی این پیروزیِ بزرگ که در مقابله با استکبار برایمان به عنوان یک سرمایه میماند که بتوانیم آن را در داخل کشور و در مناسباتی که نسبت به همدیگر داریم، درست معنا کنیم و بنگریم چگونه جریانهای به ظاهر با روحیۀ انقلابی و مقابله با استکبار با نظام اسلامی همراهی نداشتند، همچون آقای شمسالواعظینها در کنار ملت انقلابی و نظام اسلامی قرار گرفتهاند. خطر در آنجا است که ما هنوز آن جریانها را غیر خودی بدانیم و به بهانۀ مذاکرات قبلی با آمریکا که حقیقتاً با نوعی سازش همراه بود، در این زمان و در این تاریخ هم آنها را متهم کنیم و از خود برانیم. غافل از اینکه اساساً مسیر کشور ایران تغییر کرده و شهادت رهبر انقلاب از یک طرف و حضور مردمِ مبعوثشده در میدانها از طرف دیگر؛ صحنه را تغییر داده و همه متوجۀ ایرانِ دیگری شدهایم. این است آن حضوری که نباید از آن غفلت کرد، حال چه به مذاکرات در چنین فضایی موافق باشیم و چه موافق نباشیم، شایسته است که به جای نفیِ همدیگر، همدیگر را «فهم» کنیم.
اگر با نگاه پدیدارشناسی و نظر به جایگاه تاریخی موضوعات و افراد بیندیشیم حتماً متوجۀ مسیر تاریخی شخصیت آقای هاشمی خواهید بود که یکجا رهبر شهید انقلاب فرمودند: «هیچ کس برای من آقای هاشمی نمیشود» و یکجا در نمازی که برای ایشان خواندند جملۀ معروف «اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا» که عموماً برای متوفی میخوانند برای ایشان نخواندند و در همین راستا حتماً جزوۀ «چه شد که کار به قتل امام حسین «علیهالسلام» کشیده شد؟» را در
کتاب راز شادی امام حسین در قتلگاه صفحه 13
« https://eitaa.com/kotobtaherzadeh/1341 »
که آن سال ها مطرح شد را ملاحظه کرده اید که در جزوه اصلی مقایسهای بین خلیفۀ دوم و آقای هاشمی شده که به جهت سختگیری های ارشاد نام ایشان را حذف کردیم، و همۀ حرف آن است که پدیدهها و رخدادها و اشخاص را در بستر تاریخی که در آن هستند و در آن هستیم، بنگریم تا متفکرانه زندگی کنیم. https://eitaa.com/mohammadi61/915 موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده 1_خداوند چگونه انسان ها را مبعوث می کند؟ 2_در این عالم چه انسانهایی چه در ظاهر و چه در باطن وارد زندگی انسان می شوند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بعثت، امری نیست که انسانها بتوانند خودشان در آن مورد اراده کنند و چگونگی آن را بیابند، نوعی حضور است که خداوند در جان انسانها ماورای ارادۀ آنها ایجاد میکند 2- نمیدانم. موفق باشید https://lobolmizan.ir/special-post/1771
سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. در یک نگاه کلی و کلان و تمدنی، جایگاه این جنگ کجاست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سلسله عرایضی تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» طی چند شماره شده است به این امید که متوجه باشیم در آیندۀ تاریخی، چه نوع حضوری باید داشت و چه نظمی در مقابل نظم جهان استکباری باید به میان آید. https://eitaa.com/matalebevijeh/22159 . موفق باشید
برای زیارت آستان و درگاه حضرت امام رضا (علیهالسلامـ❣️ـ) نکاتی بفرمائید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوهای در رابطه با چگونگی زیارت آن حضرت، روی سایت هست. پیشنهاد میشود به آن جزوه رجوع شود. https://lobolmizan.ir/leaflet/624?mark=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%B1%D8%B6%D8%A7 موفق باشید
سلام خدمت شما استاد طاهر زاده عزیز: به تازگی مطلبی خواندم که خاطره ای از امام موسی صدر در آن گفته شده بود که ایشان در مکانی در لبنان سخنرانی می کردند که یکی از این خواهران مسیحی به سمت ایشان رفت و ایشان را در آغوش گرفت و بوسید و آیت الله بروجردي که از مسئله با خبر شدند واکنش ایشان این بود که اگر خانم با دست رد امام موسی صدر هتک می شدند کار درستی نبود ولی از طرفی هم داریم که احمد کاظمی ها می گویند که برای رضای هیچکس جهنمی نشوید حال سوال اینجاست که ۱. این دو مسئله را یا مسائل اینگونه را چگونه می توان جمع کرد ۲. اسلام تا چه حدی در این موارد دست شخص یا ما را باز گذاشته است ۳. در مواردی هم پیش می آید برای خودمان که مثلا در یک جمعی طرف مقابل که دختر است دستش را دراز کرده و به اصطلاح خودمان می گويد بزن قدش . در این موارد چه باید کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مطلع هستید خود جناب شهید موسی صدر عزیز، مجتهد بودهاند و آن مواجهه طوری بوده که حالت غافلگیری داشته و میدان انتخابی در میان نبوده. ولی چنانچه نامحرمی بخواهد دست بدهد، همانطور که رهبر معظم انقلاب با خانم ایندیراگاندی عمل کردند سریعاً دست خود را به داخل عبایشان بردند و دست دادند. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد: بنده یک زندگی معمولی دارم سر کار میرم و.. اما احساس میکنم کار خاصی برای ظهور امام زمان یا وظیفه اجتماعی نمیکنم. من چجور باید مسئولیت زندگی ام رو پیدا کنم؟ روزهای من بسیار به بیهودگی میگذرد. هر چند هم خانه داری میکنم هم شاغل هستم، همچنین مال و پول هم که بدست می آید در چه راهی خرج شد که هدر نرود حال اگر بخواهم از لحاظ دینی برای مال و زمانم برنامه ریزی کنم و یک تقسیم بندی داشته باشم به چه صورت است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در دوران بیمعناشدن انسان ، انسانها معنای خود را با حضور در تاریخی که ذیل ارادۀ الهی در این زمانه شکل گرفته پیدا کنند که به نظر بنده آن تاریخ، تاریخی است که با انقلاب اسلامی شروع شده است. امری که جناب هایدگر به دنبال آن بود و آقای دکتر احمد فردید فرموده بودند ای کاش او در زمان ظهور انقلاب اسلامی زنده بود تا با خدای آقای خمینی متوجۀ خدایی میشد که به دنبال آن بود. پیشنهاد میشود مباحثی که تحت عنوان «نیستانگاری» روی سایت هست، دنبال شود. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&tab=sounds
با سلام و خسته نباشید: سوال اول. وقتی فساد خیلی زیادی توی مسئولين جامعه هست چرا نباید مردم آنها را دشمن خود بدانند و چرا حکومت در این زمینه به وظایف خود اونطور که باید عمل نمیکند. یه اغتشاشگر را زود شناسایی و اعدام میکنن ولی اختلاسگر راحت میچرخه برای خودش. چرا بزرگانی مثل شما نباید در ملأعام اعتراض بکنند علیه این موارد؟ مگه جزیی از امر بمعروف و نهی از منکر نیست؟ اینکه مصلحت نیست و باعث از بین رفتن وفاق میشود فکر کنم قانع کننده نیست. سوال دوم. حتما که امام علی چشم بصیرت شان باز بوده، پس چرا بعضا مسئولینی انتخاب کرده اند که بعدا مشخص شده خائن هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! بنده با تجربهای که در مسئولیتهای اجرایی داشتم؛ پس از مدتی به این نتیجه رسیدم ما برای ادامۀ انقلاب نیازمند به معارف عمیق قرآنی هستیم. به همین جهت از آن مسئولیتها استعفا داده شد ولی بالاخره ما باید متوجه باشیم «برای آبادکردن دهی نباید شهری را خراب کرد» و این روش رهبر معظم انقلاب است که در راستای تحقق تمدن اسلامی و راه عبور از امثال آقای رفسنجانیها که مسلّم خائن نیستند، ولی متوجۀ اهداف متعالی انقلاب اسلامی نیز نمیباشند، که باید مستقیماً درگیر نشد، زیرا به هر حال خائن نیستند ولی جاهلاند و گمان میکنند میتوانند با مذاکره، آمریکا را نرم کرد. تذکری که در جواب سؤال شمارۀ 41037 بدان اشاره شد. ۲. ملاک، همواره وضع فعلی افراد بوده و نمیتوان با اطلاع از فردای افراد آنها را از موقعیت امروزینشان محروم نمود وگرنه حجّتی برای آنها خواهد شد در مقابل ما و حال با نشاندادن خود حجّتی میشوند برای ما. موفق باشید
سلام آقای طاهرزاده: حالتون خوبه؟ ممنونم که وقت گذاشتید برای کار مردم. قشنگ احساس میکنم مثل بچهای هستم که وسط کار مهم یه آدم بزرگ اومده گیر داده آقا آقا توپم پاره شده. اما برای اینکه انقدر درجا نزنم و عقب عقب نرم به راهنمایی نیاز دارم. من چی کار کنم که از نظر تئوری فول همه چیز رو میدونم ولی به عمل که میرسه خراااااب میکنم؟ اخیرا یه تعداد از دوستان سابقم بهم ظلم کردن و گره بزرگی به زندگیم انداختن. علاوه بر این وقتی دستشون رو شد زخم زبون زیادی بهم زدن و دلمو شکستن. بعدش هم برای جلوگیری از خراب شدن وجهه خودشون همه جا ازم بد گفتن و راه حلهای دیگه رو هم بستن. تمام این کارها رو به دلیل حسادت و تنفر از اعتقادات مذهبی من انجام دادن. وگرنه من دوست بدی نبودم و حتی خودشونم از فداکاریهایی که بارها براشون انجام میدادم تعجب میکردن. مشکل من اینه که از نظر تئوری میدونم خدا از ظالم و خائن و کافر خوشش نمیاد و حتما جزای کارشون رو میده. میدونم از مومن مظلوم دفاع میکنه. و میدونم نباید «من» انقدر برام مقدس باشه که با یه توهین بهش بشکنم و ناامید بشم. میدونم نباید انقدر در افکار شیطانی غرق بشم و حتی به گناه بیفتم (چون کلی غیبتشون رو کردم، به فکر انتقام افتادم و حتی خودم حسادت کردم). میدونم خدا همه گرهها رو باز میکنه. میدونم نباید به نظر مردم اهمیت بدم ولی خیلی برام مهمه دیگران چی میگن و در دید بقیه بینقص باشم. و میدونم دنیا انقدر کوتاهه که تا یه مدت دیگه اینا از یادم میره. و میدونم آزمایش خداست که دوباره دارم توش گند میزنم. بارها هم برام موارد مشابهش پیش اومده. افرادی که روز و شبم رو سرشون سیاه کرده بودم الان دیگه برام کوچکترین اهمیتی ندارن. اما همون موقع با بیتابی و بیشعوری جلوی خدا سرافکنده میشم و چند قدم از خدا دور میشم. اما شهوت محبوبیت و حب نفس داره من رو میکشه. معرفت نفس و برهان صدیقین و معاد هم نتونست آدمم کنه. چی کار باید بکنم؟ چی کار کنم که میدونم ولی نمیکنم؟ خیلی ممنونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه بحمدالله متوجه هستید صبر بر این سختیها، ساحت دیگری را در مقابلتان میگشاید، باید شکر کنید به همان معنایی که فرمود: «خلق را با تو بد و بدخو کند / تا تو را ناچار رو آن سو کند». میماند باید به نحوی که خدا کمک میکند خطاهای خود را نسبت به اطرافیان و دوستان جبران نمایید و به این نکته فکر کنید: «مظلومیت، بیداری میآفریند، و مظلومیتِ گسترده، بیداری گسترده میآفریند.» موفق باشید
به نام خدا سلام علیکم: تقابل ما با آمریکا و اسرائیل امری ذاتی است. ما هدفی از جنگ با آنها نداریم که برای دست یافتن به آن، برنامه ریزی های حقوقی کنیم. هدف ما «خود بودن توحیدی است» این است که برای بیشتر خود شدن مان متجاوزان را از سرزمینهایمان عقب میرانیم. دشمنان ما هر سیاستی را سربریده اند هیچ احدی نتوانسته از آنها پیروز شود مگر انقلاب اسلامی که متوجه جنگ نرم ایمانی در تاریخ توحیدی است. این جهان زیبا، زاییدهی دردِ نبودن است، شهدا سوختند تا ریشه بدوانند و ما به ثمر نشینیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همینطور است. «در جهان جنگ این شادی بس است / که بر آری بر عدو هر دم شکست» و این است راز زندگی توحیدی و شکست هر روزینِ شیطان. به این جملۀ امیرالمؤمنین «علیهالسلام» بیندیشید که میفرمایند: «من نور وحى و رسالت را مى ديدم و شميم نبوّت را مى بوييدم. هنگامى كه بر پيامبر وحى نازل شد، فرياد شيطان را شنيدم. گفتم: اى رسول خدا! اين چه فريادى است؟ فرمود: اين شيطان بود كه از عبادت خويش [از سوى مردم] نوميد شد. همانا آنچه را من مى شنوم، تو نيز مى شنوى و آنچه را من مى بينم تو هم مى بينى جز اين كه تو پيامبر نيستى، اما البته وزير [و دستيار] هستى. راستى كه تو در راه خير و صلاح هستى.» و حکایت امروز ما نیز همین است که مردم مجاهدی ذیل نور امیرالمؤمنین «علیهالسلام» به صحنه آمدهاند و شیطان همچنان شیون میزند، و خداوند را شاکریم که مردمی اینچنین بزرگ داریم که از حیلههای شیطان به خوبی گسستهاند. موفق باشید
