سلام و خسته نباشید گاهی وقت ها ه تو ذهنم میاد که چرا باید به حرف گوش کنم و عبادت و بندگی کنم؟ بندگی کنم که چی بشه؟ مثلا آخرش میخواد که چی بشه؟ بندگی کنیم که به خدا برسیم؟ واسه چی باید به خدا برسیم؟ خب ما وجود داریم دیگه، حالا بود و نبود خدا چه فرقی به حالمون میکنه؟ اگه خدا هم باشه چرا باید به حرفش گوش کنیم؟ گوش کنیم که چی بشه؟ نماز بخونیم که چی بشه؟ روزه بگیریم که چی بشه؟ خمس بدیم که چی بشه مثلا؟ گناه نکنیم که چی بشه؟ چرا نباید خودمون هرجوری که دوست داریم زندگی کنیم؟ چرا هرکی به حرف خدا گوش نکنه عذاب میشه و میره جهنم ؟ چرا بهشت؟ چرا جهنم؟ به نظرتون این کارها مسخره نیست؟ چرا باید دین داشته باشیم؟ دین داشته باشیم یا نداشته باشیم، چه فرقی میکنه؟ داریم زندگیمون رو مثل بقیه میگذرونیم دیگه چه فرقی میکنه؟ پرا خدا گناهان رو خلق کرد؟ چرا خدا اسم بعضی از کارها رو گناه گذاشت؟ بعضی ازگناهان هستند که با عقل جور درنمیاد مثل نگاه به نامحرم؛ الان اگه من به زن دایی و زن عمو و دختر عمه و دختر خالم نگاه کنم، هیچ فرقی با نگاه نکردنش نداره الآن این چه فرقی میکنه؛ تازه اگه به مخاطب نگاه نکنیم، اوضاع بدتر هم میشه و فکر میکنه مخاطب رو آدم فرض نمی کنیم؛ مثلا موقع صحبت با نامحرم چرا باید سرمون رو پایین بندازیم؟ اون موقع که خیلی بدتر میشه؛ میخوان راجع به موضوعاتی از قبیل فلسفه عبادات و فلسفه انجام واجبات و ترک محرمات بدونم؟ حرف خدا رو گوش کنیم که چی بشه؟ چرا کسی که به حرف خدا گوش نده، میره جهنم؟ مگه خدا مهربون نیست؟ مگه خدا بنده هاشو دوست نداره؟ مگه نمیگه اگه انسان میدونست چقدر مشتاقشم ، بند بند وجودش از بین میرفت؟و... لطفا من رو راهنمایی کنید و منابعی هم راجع به این موضوع برام معرفی کنین؛ برای اینکه به همه سوالاتم جوا بدم باید چه کتابایی رو بخونم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که به جای دنبالِ جواب بودن برای تک تک سؤالات، باید با مطالعه در موضوعات معرفتی بخصوص معرفت نفس متوجۀ جایگاه انسان و نسبت انسان با خدا بشوید، تا خود به خود آن سؤالات جواب داده شود. به نظر می آید بحث «آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین» https://lobolmizan.ir/sound/642?mark=%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C بتواند به عنوان شروع، خوب باشد. موفق باشید
سلام علیکم ادراک و تحلیل حضرتعالی از توقف جنگ، آتش بس یا هر چه بنامیم چیست؟ ما به پیچیدگی ها و دشواری های میدان،سیاست و تصمیم گیری ها و همچنین نادانسته های خود واقفیم. به تصمیم شعام هم احترام می گذاریم علیرغم اینکه دلهایمان پر از کینه و خشم از دشمن خونخوار است. اما از طرف دیگر نمی توانیم بپذیریم با اینکه بارها در طول جنگ تحمیلی سوم از طرف مسئولین مختلف سیاسی و نظامی و... مطرح شد که این دفعه آتش بس در کار نخواهد بود، با اینکه در آخرین ساعاتی که ضرب الاجل ترامپ رو به پایان بود، سپاه بیانیه شدید الحنی داد که خویشتن داری تمام شد با کشورهای منطقه، با اینکه مذاکره با این خوک کذاب را بارها آزموده این و نتیجه از قبل مشخص است، با اینکه... ما نمیتوانیم بپذیریم این تصمیم خلق الساعه نبوده و در نهایت کج سلیقگی گرفته نشده. اگر هم می خواستید این تصمیم را بگیرید لااقل می گذاشتید قدری از این ضرب الاجل بگذرد. لااقل به تقویم نگاه می کردید و می دیدید که روز ملی فناوری هسته ای و فتح آندلس را در پیش داریم. در شرایطی که خیابان و میدان هم نوا و هم جهت بودند و یکدیگر را تقویت می کردند، سیاسیون نیز علیرغم اختلاف نظرها تقریباً همدل بودند به یکباره چه اتفاقی افتاد؟ این عدم اطمینان و اعتماد مردم ریشه در جایی دارد، در عدم اعتماد به شیطان بزرگ، در حافظه تاریخی دور و نزدیک از برخی فشارها و جفاها... ما می دانیم تا همین جا هم پیروزی های بزرگ مادی و معنوی زیادی به دست آورده این. ولی این رسمش نیست. این نحوه تعامل با مردم درست نیست. مردم داغدار، مردم غیور، صبور و داغدیده. باز هم تاکید می کنم ما به هرگونه تصمیمی احترام می گذاریم اما از ما نخواهید بدبین نباشیم، از ما نخواهید آرام بگیریم به بهانه تفرقه و چه و چه. از ما نخواهید بپذیریم که تصمیم به آتش بس اگر هم واقعاً عقلانی و منطقی و بر اساس واقعیات صحنه بوده- که البته شواهد و قراغچیز دیگری نشان می دهد- به زشت ترین صورت ممکن گرفته و اعلام شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می آید نکاتی که جناب آقای استاد مهدی محمدی با اشرافی که نسبت به موضوعات دارند، قابل توجه است. خوب است در این موارد رفقا به 4 فایل از سخنان ایشان با دقت نظر فرمایند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22231 موفق باشید
سلام دوباره بر شما استاد بزرگوار می توان گفت(شیطان) جلوهای از خیال و توهم است که نمی گذارد انسان از جهان کثرت ها جدا شود و مجبور به انتخاب یا پذیرش کثرتی در میان همان کثرت ها شود و به وحدت نرسد چون تصاویر متعدد و بی شمار با ابعاد و رنگ های متفاوت می بیند و بیشتر انسان ها جز عارفان و انسان کامل دچار توهم یا خیال اولیه هستند چون تشبیه و تنزیه را نمی توانند با هم در یکجا مشاهده کنند بخاطر همین است که گفته می شود که شیطان فرشته ای بود که جایگاهش بالاتر از بقیه فرشتگان بود و اتفاقا یکی از پاک ترین شان بوده است و من می خواهم از این جلوتر بروم و بگویم اتفاقا او معنای سجده به انسان را کاملا درک و فهم کرد و مثل بقیهی فرشتگان نبود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این بود که در مقابل عظمت آدم به عنوان حامل اسمای الهی، تاب تحمل نداشت و این است که استکبار و صهیونیسم را تاب تحمل اینهمه عظمت که انقلاب اسلامی و آن قائد عظیم الشأن نشان دادند، ندارند. و حال «والعاقبةللمتقین» و این است راز استحکام و امید و عدم یأسی که مردم ما به خوبی احساس کرده اند. موفق باشید
سلام استاد عزیز استاد آقای شهیدمان میفرمودن هیچ جای قرآن وعده پیروزی و نصرت داده نشده اگر شما حمله کنید اما اگر به شما حمله شود قطعا پیروزی و نصرت الهی به شما میرسد استاد اطرافیان از من میپرسندکجاست وعده نصرت الهی برای مردم غزه اسراییل ظرف ۲ سال غزه را با خاک یکسان کرد چرا خدا مسلمان مظلوم را یاری نکرد؟استاد چه بگویم در جوابشان؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اندیشیدن در این موارد بسیار ظریف است و با نگاه به درک حضور تارخی یک ملت جایگاه رخدادها معلوم میشود. آیا خود مردم غزّه و مجاهدان حماس هم که به دفاع خود پرداختند، چنین تصوری دارند که پیروز نشدهاند؟ و یا به خوبی متوجه هستند از یک طرف مانع شدهاند که در جریان طوفان الاقصی اسرائیل در خلع سلاح حماس ناکام شده است؟ و از طرف دیگر فلسطین را به موضوع جهانی تبدیل کردهاند تا بنا به گفتۀ شهید هنیه، خطر بزرگ حضور از نیل تا فرات اسرائیل را به حاشیه ببرد خطری که برای همۀ مسلمانان منطقه پیش آورده بودند. گویا خود مردم غزّه بیشتر از ما میدانند چه رسالت تاریخی بزرگی را بر عهده دارند. و از این جهت حتی توصیههای تغییر سرزمینشان را نمیپذیرند، سرزمینی که به ظاهر چیزی برای زندگی کردن نمانده. و از این جهت عرض شد باید زیاد به این نکات فکر کرد. بخصوص که بنا بر آن بود تا اسرائیل در معنای خود حضوری جهانی داشته باشد و حال، به کشوری شکستخورده در وجدانهای عمومی تبدیل شده است بدون هیچ آیندهای زیرا مظلومیت، بیداری میآفریند، و مظلومیت گسترده، بیداری گسترده میآفریند.. موفق باشید https://aparat.com/v/ahuaxog
سلام و عرض احترام: ۱. اگر مردم ایران نظام جمهوری اسلامی را به هر دلیلی نخواهند چگونه میتوانند آن را تغییر یا سرنگون کنند؟ ۲. بنظر شما اکنون آیا مردم این خواسته را ندارند؟ لطفا بر پایه آمار برایم استدلال کنید. سپاس گزارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه در پرسش و پاسخ شمارۀ 41228 عرض شد بحث در نظر در سنتهای لایتغیّر الهی در میان است و اینکه مواظب باید بود تحت تأثیر رسانهها، گمان نکنیم فضا، فضایی است که رسانهها دامن میزنند. در حالیکه مسلّماً به حکم آیۀ «إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقين»، آینده از آنِ اهل تقوا میباشد و ملاحظه فرمودید در ۲۲ دیماه و ۲۲ بهمنماه که رسانههای جبهۀ استکبار طوری تبلیغ کرده بودند که مردم از نظام جمهوری اسلامی منصرف شدهاند؛ چگونه بسیار بیشتر از سالهای قبل برای دفاع از نظام به میدان آمدند و از این جهت باید اساساً فریب این نوع ادبیات را که مردم نظام اصیلی که متذکر انسانیت انسان است؛ نمیخواهند، نخورد. آری! معلوم است که بنده و امثال بنده انتقادها و اعتراضهایی نسبت به ترکِ فعلها و کوتاهیهای نظام اجرایی داریم، ولی راه حل رفع مشکل، تغییر نظام نیست، بلکه اصلاح امور است در بستر همین نظام که مسلّماً بهترین نظام موجود در این زمانه در روی زمین است و خار چشم دشمنان انسانیت. موفق باشید
با سلام و احترام: امکان دارد لطف کرده و نظرتان را درمورد این پیام بفرمایید. سپاس https://eitaa.com/porsa_andishe/778
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در تاریخی قرار گرفتهایم که انسانهای وارسته، نه تنها از دوگانگیِ فرقهای شیعه و سنی عبور کردهاند، حتی تا آنجایی در میدان عبور از نژادپرستی روح غربی به میدان آمدهایم که به انسانیت انسانها نظر داریم.
مسئلۀ ما با یهودیت، مسئلۀ رازآمیزی است. یهودیت به معنای صهیونی آن، روحی است که از خاک کنده شده، آسمان هم ندارد و لذا با خدا و فرشتگان ارتباط ندارد، و خدایش نفس امّاره است، خدایش بانک و بانکداری است. این قوم، ریشه ندارد، بیوطن است، خدا خواسته مهجورِ درگاه حق شوند، چون از خاک کنده شده، حتی نمیتواند مانند مردم کشاورزی و کار یدی بکند، راندۀ درگاه حق است، نمیتواند زراعت کند تا ابراهیم خلیل «علیهالسلام» با او آشتی کند. یهودیگری دنیا را به فساد میکشاند و به گمان خود میخواهد با مقابله با انقلاب اسلامی قرآن از میان ما برود ولیبرالها بیایند، ترور میکنند. گروه فرقان و گروه به اصطلاح مجاهدین خلق در خدمت تامّ و تمام صهیون بوده و هستند. وقتی اومانیسمِ خودبنیاد بیاید، کارش به ترور میکشد زیرا از نور ایمان محروم است و در نتیجه با ولیّ فقیه مقابله میکند، ولیّ فقیه متوجۀ سیر توحیدی در این زمانه است و برای انسانی معنا پیدا میشود که متوجۀ نور شریعت محمّدی «صلواتاللهعلیهوآله» شده باشد که آغاز دورانِ نظر به انسانیت انسانها در افق نظر به انسان کامل است. و اینجا است که مقابلۀ انقلاب اسلامی با یهودیگری و صهیونیسم و از آن طرف مقابلۀ یهودیگری با انقلاب اسلامی مربوط به ذات این دوران است و خطای لیبرالها در همین است که گمان میکنند برای تعالی انسانِ این تاریخ راهی جز راهی که انقلاب اسلامی به میان آوردهاند و رهبر انقلاب بر آن تأکید دارند، در میان است. موفق باشید
سلام استاد عزیز: شهید سردار سلیمانی در بخشی از وصیتنامه خودشون که مناجات کردن با پروردگار گفتن....، خدایا وحشت همه وجودم را فرا گرفته. من قادر به مهار نفس خود نیستم. رسوایم نکن. من متاسفانه به گناهی اعتیاد پیدا کردم و مدت زیادی هم هست. هرکاری هم میکنم که نجات پیدا کنم اما انگار زمین و زمان داره دست به دست هم میده که من مرتکب گناه بشم. واقعا گیر خیلی بدیه. با نظر به مناجات سردار سلیمانی، این رو میفهمم که خدا باید منو نجات بده. البته شأن و مقام سردار سلیمانی اونقدر بالاست که چه بسا همچون ائمه که اصلا گناهی نمیکردن ولی خودشون رو در مقابل پروردگار گناهکار میشناختن، هستن. ولی برای امثال من... واقعا چه کنم؟ گرچه که هیچوقت امیدم رو از دست ندادم و در قلبم مطمئنم به هدفم میرسم چون خدا رو خیلی بزرگتر از همه چی میبینم ولی خب قریب به ۸ سال هست درگیر هستم و الان ۲۶ سالمه. خیلی از خودم ناراحتم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همان اُنس با حضرت حق بخصوص در این ماه شریف شعبان به کمک مناجات گرانقدر «شعبانیه» به لطف الهی، حضرت محبوب ما را از نفس امارّه مان پس میگیرد و ما را از آنِ خود میکند و منظور آن شهید بزرگوار نیز همین است که با مناجات با خدا از آنِ خدا شود و دیدید که شد و توانست تا آنجا پیش برود که با بصیرت الهی خود فهمید جمهوری اسلامی حَرم شده است. به همان معنایی که آن شاعر عزیز فرمود:
پیراهن خونین شهیدان، کفن ماست جمهوری اسلامی ایران، وطن ماست
موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام: میخواستم شروع کنم به مطالعه کتاب های استاد. اگر زحمتی نیست میخواستم یه لیست از کتابهای استاد رو به ترتیب اولویت مطالعه برام بفرستید. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان سیر مطالعاتیِ سایت ان شاءالله راهگشاست. https://lobolmizan.ir/page/seyr موفق باشید
نشستهام و هیچ نمیدانم بناست چه بشود. دیروز در محل کار، کاری که بر عهدهام بود را خوب به سرانجام رساندم و زمانی را خالی کردم تا بعد از چند روز مطالعه مقدمه علامه در المیزان، سوره حمد را شروع کنم. (البته به توصیه شما با آن مقصدی که در پرسش و پاسخ شماره ۴۱۸۷۴ مطرح شد. البته با وضعیتی که در این پرسش توصیف شده، نمیدانم پرسشکننده از پس خواندن برمیآید یا نه). حدود پنج شش صفحه خواندم و احساس شعفی از خواندن که پس از خواندن بر دلم میگذشت که "گویا با نس و خواندت المیزان جایگاه امور و نسبتی که باید با آنها پیدا کرد برایم پیدا شود و از این آشفتگی بیرون آیم. چون علامه در نظر و مواجهه با دنیای جدید المیزان را به صحنه زندگی امروزین بشر آورد.» اینها بر دلم میگذشت.اما نمیدانم چرا هر شروعی برایم موانع سختی پیش رویش میآید. درست است که باید آدمی کاری از کاری بازش ندارد، اما همان شب در خانه و بین خانواده جر و بحثی بر سر کوچکترین مشکل پیشآمد، که هیچ وقت پیش نمیآمد و غضبهایی که بر سرمان آوار شد و چقدر بیحرمتیها و چقدر دلم را از بین برد. هر چقدرم که بگویم من تقصیر کارم مگر فایده دارد. دیگر دلم نمیخواست نماز هم بخوانم و نماز صبحم را هم نتوانستم بخوانم. بماند...این قضیه یکی از موانع است... گفتن این جزییات بیخود است. اما چه مد نظرتان بود و چه چیزی در خواندن آن پرسش و پاسخ مد نظرتان آمد که این راه را پیشنهاد دادین؟ آیا از سوال برنمیآید که نویسنده بر هر ارادهای ناتوان است؟ آیا عذاب استدراج الهی را در سوال نمیبینید!؟ الان که اینجا نشستهام، دلم نمیخواهد دیگر نماز بخوانم و حتی استغفار پیش خدا و عذرخواهی از دیگران بکنم. دیگر نمیخواهم حتی کتاب بخوانم و حتی با یاد شهدا و امامشان غرق در اشک شوم. (اگر چه باز تمامشان را انجام میدهم.) کاش حضرت ربالعالمین این عمر را که مرتع شیطان است زود تمامش کند یا قدرتی بدهد تا خودن تمامش بکنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتۀ جناب مولوی: «گر به هر زخمی تو پُر کینه شوی / پس کجا بی صیقل آیینه شوی؟» و این، اول کار است که بالاخره شیطان مانع میشود بخصوص و بخصوص از طریق غضب که خودش را نابود کرد و با همین روحیه سعی بر ناکامکردن تلاشهای بقیه دارد که با وسعت وجودی همچون علامۀ طباطبایی که بحمدالله امثال شماها از آن بیگانه نیستید، میتوانید کار را جلو ببرید. موفق باشید
سلام عرض میکنم خدمت استاد طاهرزاده عزیزم که هرچه در حوزه غرب شناسی دارم را از ایشان دارم. در خصوص سوال مطرح شده۴۱۸۷۶ حرف امت مبعوث شده نه دعواهای جناحی است و نه دیدید دیدید گفتن حرف فقط یک چیز است که لااقل مسئلههایی که به حیات و ممات انقلاب وابسته است را از عینک ولی فقیه ببینیم.وقتی امام خامنه ای علی الاصول نظر دیگری داشتند چرا برای تفاهم نامه ۲۵ بار(طبق نظر اقای ذاکانی اصرار به رهبری) پیش رهبری برده شود.حرف امت مبعوث شده این است که چرا وقتی عده ای از همین مردم کف خیابان میگفتند امام جامعه رضایت ندارد انگ سوپرانقلابی و خوارج میخوردند. در واقع همان تیتر روزنامه هممیهن را همین که بزرگ نوشته بود همه چیز با اذن رهبری است را همین جریان بر سر امت مبعوث شده میزدند. درواقع در این چند شب قبل، اغلب تریبون داران با اینجور صحبت کردن،غیر مستقیم به امت مبعوث شده میگفتند شما نقد نکنید، صحبت نکنید، همهچیز هماهنگ است. امت مبعوث شده هم در این شب قدر دانستند که بله در زمان جنگ هم میشود چیزی را خلاف نظر رهبری تحمیل کرد و پیش برد.ای کاش جای این صحبتها علی الاصول برگردیم به نظر امام جامعه.از ادامه دادن در مسیرِ نظری غیر از نظر آقا برگردیم خداوند عاقبت همه ما را ختم ب شهادت کند. ان شاالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید موضوع بسیار حساسی در میان است از این جهت که رهبر انقلاب به هر دلیلی مصحلت ندیدند نظر خود را به صراحت مطرح کنند و در پذیرش نظر دولت هم اذن برای امضا کردن تفاهم دادند. آیا دولت توان اجرای آن را چه اندازه دارد نمیدانیم ولی هر چه هست نباید گفته شود مسئولان امر نظر خود را بر رهبری تحمیل کردند. https://eitaa.com/arshiv3133/131 آری به هر حال رهبری بصیر مطابق ظرفیت زمانه جامعه ما را جلو و جلوتر خواهند برد. https://eitaa.com/barzegar1359/4121
موفق باشید. جناب استاد سید جواد میری در کانال خود در تلگرام در رابطه با جایگاه تاریخی جنگ رمضانی ما نکاتی را تحت عنوان «امید و ناامیدی: امکان ناممکنها» فرموده اند که خوب است به آن نکات فکر شود.
امید و ناامیدی: امکان ناممکنها
من نمیدانم شما چگونه با این جنگی که بر ما آوار شد روبرو شدید ولی "چیزی" در درون من با این جنگ "رخداد" و من نمیخواهم این رخی که در پس این حوادث خود را بر من نمایاند رها کنم. درک من از این رخداد این است که ما را با مفهوم "سنت الهی" دوباره آشتی داد و ما را از سطح به نحوی به عمق برد و جانهای ما را متحول کرد. البته مانند بسیاری از رخدادهای زندگی بسیاری از ما ممکن است "رخداد" را تبدیل به "امر مبتذل" کنیم و خود را از دایره تحول وجودی خارج کنیم تا بتوانیم به تنظیم کارخانه برگردانیم ولی فهم من از موقعیت این است که باید "امید" را باور داشت. به دنبال این کلمه بودم که به سخنی از امام علی این آموزگار بزرگ بشری برخوردم که میگوید
كُن لِما لا تَرجُو أرجى مِنكَ لِما تَرجُو ؛ فإنّ موسى بنَ عِمرانَ عليه السلام خَرَجَ يَقتَبِسُ لِأهلِهِ نارا، فَكَلَّمَهُ اللّه عزّ و جلّ فَرَجَعَ نَبيّا ، و خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَأٍ فَأسلَمَتْ مَع سُليمانَ عليه السلام ، و خَرَجَ سَحَرَةُ فِرعَونَ يَطلُبُونَ العِزَّةَ لِفِرعَونَ فَرَجَعُوا مُؤمِنِين"َ .
به عبارت دیگر، او میفرماید به آنچه "اميدش" را ندارى اميدوارتر باش از آنچه بدان اميد دارى ؛ زيرا كه موسى بن عمران عليه السلام رفت كه براى خانوادهاش آتش برگيرد اما در آن جا خدا با او به سخن در آمد و او پيامبر برگشت؛ ملكه سبا نيز از كشور خود بيرون آمد، اما به دست سليمان عليه السلام مسلمان شد؛ و جادوگران فرعون براى تقويت قدرت فرعون بيرون آمدند اما ايمان آوردند و برگشتند. هنگامیکه به این جمله و مثالهایی که علی میآورد میاندیشیم به این نتیجه میرسیم که در پس حوادث که ممکنها را ناممکن میکند و ناممکنها را ممکن آنگاه باید بلندای تحلیل را عوض کرد و از چشماندازی دیگر به هستی و خویشتن و جامعه و تحولات آن اندیشید. برای ما بسیاری از امیدها ناممکن بود و بسیاری از ناممکنها واقعیات روزمره مسلط بر حیات جمعی ما اما این جنگ هندسه جامعه را متحول کرد و آنچه را امیدش را نداشتیم برایمان ممکن کرده است و البته سختیها، رنجها، مشقتها، مرگها و دردهای بیشماری را هم بر جانهای ما وارد کرده است ولی کیست که نداند در پس هر تولدی "دردها" نهفته است. من به آینده ایران امیدوارم و بر این باورم که هر جریانی به این "سیل امید" بپیوندد در فردای ساختن ایران جایی خواهد داشت و هر جریانی به دنبال تحمیل ناامیدی به جامعه باشد خواهی نخواهی از صحنه معادلات فردا حذف خواهد شد. بادهایی در حال وزیدن است و خود را باید در معرض آنها قرار دهیم تا کشتیهای وجودمان به حرکت درآیند و ...
سیدجواد میری
سلام علیکم: آیا باور کنیم که پس از این همه هزینه و خسارت، باز هم ما اعتقادی به خائن و اجنبی و منافق در داخل کشور نداشته باشیم و کاری از پیش نبریم؟ چرا اسم نفاق و خیانت را اختلاف سلیقه و عقیده و نظر میگذاریم؟ ما قائلیم که زباله به هیچ عنوان نباید در منزل بماند زیرا برای خانواده خطرناک است و آن را به بیرون می اندازیم اما چگونه به خطر زباله برای اجتماع قائل نیستیم؟ آیا اردوغان اشتباه کرد که بعد از کودتای نافرجام، طیف وسیعی از مزدوران تندروی مخالف و محاربین پنهان نظام خود را قلع و قمع کرد و حتی معلم را از کلاس درس بیرون کشید؟ اگر نمیکرد دوام میآورد؟ چرا نباید امثال عباس عبدی و آخوندی و ظریف و روحانی و اکوایران ها که صرفا نظرات مخالف ندارند و مسجل شده که در تیم دشمن بازی می کنند حداقل اخراج شوند؟ آیا این اسمش دموکراسی است یا خیانت به نظام و مردم؟ اصلا ما در کشورمان مرز مخالف با معاند و مزدور داریم؟ صادق زیبا کلام یکی از ذلیل ترین و خودتحقیرترین ها که حتی روی پرچم اسرائیل راه نمی رود، در این مملکت استاد دانشگاه است و مغز جوانان معصوم را مسموم میکند، این را به کی بگوییم؟ کرباسچی رانت خواری که از پای چوبه دار فراری اش می دهند در این حکومت صاحب روزنامه میشود و انتقام خود را از آن طریق از حاکمیت و مردم میگیرد .. وای خدای من! بحث، بحثِ عقیده است؛ آن خانم ناقص پوشی که شب ها پرچم به دست در خیابان است بر خلاف محاربان و منافقان بی عقیده ای که در لایه های مختلف دولتی و غیردولتی همزمان با محاصره دریایی شروع به گران کردن دلار و انواع سنگ اندازی ها در معیشت مردم کرده اند به وطن عقیده دارد. چرا هنوز باید کسانی را که نه به جمهوری اسلامی و نه به آرمان هایش کوچکترین اعتقادی دارند صاحب منسب باشند یا اصلا باشند؟ نکته مهم اینکه اکنون که خود مردم درخواست جاروی این غبارها را دارند هنوز هم حاکمیت محافظهکاری می کند و این غیر از ظلم به مردم هیچ چیز دیگری نیست... سوال بنده از شما اینست که آیا این جنگ پرهزینه و این بیداری و تنبه بی نظیر مردم یک آزمایش بزرگ برای حاکمیت نیست و عدم بهره وری کافی از آن به نفع ملت مؤاخذه الهی را به همراه نخواهد داشت؟ قطعا خداوند چک سفید امضا به کسی نداده است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: دغدغههای بسیار ارزشمندی است و حقیقتاً هم کوتاهیهایی شده. ولی و صد ولی «برای آبادکردنِ دهی نباید شهری را خراب کرد» از آن جهت که ما در حال شکلگیری تمدنی هستیم که مسلّماً افرادی که نام بردید دیر یا زود به حاشیه میروند و از این جهت ابداً نباید کار آقای اردوغان را حجّت گرفت زیرا بحمدالله هم اکنون ما هزاران هزار مرتبه از ترکیه، جلو و جلوتر هستیم و ملاحظه فرمودید که بحمدالله مسئولین مربوطه تا حدّی برای به حاشیه بردن رانتخواران اقداماتی کردهاند و باید امیدوار بود تا از طریق همین نهضتی که در خیابانها پیش آمده است، به کلی ما از مواردی که فرمودید عبور کنیم. البته و صد البته اگر گرفتار اختلافات داخلی و اتهاماتی که متأسفانه به همدیگر میزنیم؛ نباشیم و نیروهای انقلاب با تأکید بر انسجام قوای سهگانه، همدیگر را بفهمند. موفق باشید https://kayhan.ir/fa/news/330962/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2
سلام استاد: تبریک بابت روز معلم، به خاطر چیزهای زیادی که از شما یاد گرفتم اما حقیقتا موضع گیری های شما سر بحث مذاکرات مرا ناامید کرد و ناامیدتر آنوقت که به عنوان استاد اخلاق دلواپسی ها و نگرانی های افراد دلسوز و انقلابی را با الفاظ به تو چه جواب میدادید، حتی اگر این دلسوزی ها درست نبوده باشه که البته زمان نشان خواهد داد که کاملا درست بوده شما نباید با این تندی جواب میدادید، بگذریم. حسن روحانی: برای ما این مهم بود که بفهمید تنها راه، مذاکره است! الحمدلله فهمیدید! مذاکره مستقیم با آمریکا بعد از تجاوز دوم و ترور اماممان آن هم با هیاهوی ۸۷ نفره و بستن دهان منتقدان، تابو را شکست و راه را بست بر انتقاد به هر سازشی که در دولتهای آینده رقم خواهد خورد! دست ظریفها تا ابد باز شد! خب بالاخره مالک اشتر یا ابن عباس یا هرکس دیگه ای هم به حکمیت میرفت بازهم بازی توی پلن و زمین معاویه بود...! مثل اینکه یادتون رفته که اصل این مذاکره از کجا اومده و از چه خطوط فکری نشئت گرفته؟! مذاکره از موضع قدرت تون چرا هیچ خروجی نداره و با یه سری خزعبلات نمایشی و تبلیغاتی پوچ دارید سر مردم رو گرم میکنید؟! راستش حمایت الان شما از مذاکرات و آقای قالیباف مرا یاد حمایت های شما از هاشمی رفسنجانی در صوت های قدیمی تان میاندازد آنهم با چه الفاظ و تعابیری! البته الان زمان روی دور تند میگذرد و به زودی متوجه اشتباه خود خواهید شد با احترام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از لطفی که نسبت به بنده دارید؛ در اینکه مسلّماً آنچه فرمودید از سر دلسوزی میباشد حرفی نیست، ولی عنایت داشته باشید وقتی این پیروزیِ بزرگ که در مقابله با استکبار برایمان به عنوان یک سرمایه میماند که بتوانیم آن را در داخل کشور و در مناسباتی که نسبت به همدیگر داریم، درست معنا کنیم و بنگریم چگونه جریانهای به ظاهر با روحیۀ انقلابی و مقابله با استکبار با نظام اسلامی همراهی نداشتند، همچون آقای شمسالواعظینها در کنار ملت انقلابی و نظام اسلامی قرار گرفتهاند. خطر در آنجا است که ما هنوز آن جریانها را غیر خودی بدانیم و به بهانۀ مذاکرات قبلی با آمریکا که حقیقتاً با نوعی سازش همراه بود، در این زمان و در این تاریخ هم آنها را متهم کنیم و از خود برانیم. غافل از اینکه اساساً مسیر کشور ایران تغییر کرده و شهادت رهبر انقلاب از یک طرف و حضور مردمِ مبعوثشده در میدانها از طرف دیگر؛ صحنه را تغییر داده و همه متوجۀ ایرانِ دیگری شدهایم. این است آن حضوری که نباید از آن غفلت کرد، حال چه به مذاکرات در چنین فضایی موافق باشیم و چه موافق نباشیم، شایسته است که به جای نفیِ همدیگر، همدیگر را «فهم» کنیم.
اگر با نگاه پدیدارشناسی و نظر به جایگاه تاریخی موضوعات و افراد بیندیشیم حتماً متوجۀ مسیر تاریخی شخصیت آقای هاشمی خواهید بود که یکجا رهبر شهید انقلاب فرمودند: «هیچ کس برای من آقای هاشمی نمیشود» و یکجا در نمازی که برای ایشان خواندند جملۀ معروف «اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا» که عموماً برای متوفی میخوانند برای ایشان نخواندند و در همین راستا حتماً جزوۀ «چه شد که کار به قتل امام حسین «علیهالسلام» کشیده شد؟» را در
کتاب راز شادی امام حسین در قتلگاه صفحه 13
« https://eitaa.com/kotobtaherzadeh/1341 »
که آن سال ها مطرح شد را ملاحظه کرده اید که در جزوه اصلی مقایسهای بین خلیفۀ دوم و آقای هاشمی شده که به جهت سختگیری های ارشاد نام ایشان را حذف کردیم، و همۀ حرف آن است که پدیدهها و رخدادها و اشخاص را در بستر تاریخی که در آن هستند و در آن هستیم، بنگریم تا متفکرانه زندگی کنیم. https://eitaa.com/mohammadi61/915 موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر بارها رهبری و بسیاری دیگر بر اهمیت فضای مجازی تاکید داشتند (کشتارگاه ) الان سالهاست پیام رسال داخلی توسعه داده اند نزدیک دو ماهه اینترنت بین الملل رو هم که بسته اند میری تو همین پیام رسان های داخلی (روبیکا) جستجو میزنی لینکدونی گروه: چندین سایت برات میاد هرکدوم که می خای عضو شو بلافاصله مطالب جنسی بسیار زشت و زننده ارسال می شه افرادی که در حال رد و بدل کردن محتوای جنسی -مکالمه جنسی و در اون مایه ها هستند و یا گاهی توهین به مقدسات و پیامبر اکرم ، امیرالمومنین و ... بسیار بدتر و شنیع تر و بی ضابطه تر از فضاهای مجازی خارج از ایران (اونایی که ما دیده بودیم) علت رو یه توضیحی می فرمایید؟! دقت فرمایید من نگفتم در یک فضا دور افتاده وضع اینگونه بود اغلب فضا ها و اینکه مطمئنا کسی که فضایی مثل روبیکا دستشه کاملا اشراف داره چقدر از مطالب جنسی و پورن و مشابه اون هستند اینها چیزی نیست که مخفی باشه
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند نظام اسلامی در حدّ توان موظف است فضای مجازی را مدیریت کند، ولی عنایت داشته باشید که عمدۀ مطلب در آن است که بتوانیم مردم را آگاه کنیم که برای حفظ روان و روح خود، خودشان چشم و گوشششان را نسبت به چنین میدانهایی حفظ کنند به همان معنایی که رهبرانقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای متذکر آن شدند و فرمودند: «مراقبت از گوشهایمان که پنجره مغز و قلب است در مقابل رسانه های تحت حمایت دشمن یا همسوی با ایشان امری لازم است. مسلماً آن رسانه ها خیر خواه کشور و ملت ایران نیستند و این معنا بارها ثابت شده است. بنابراین یا اساساً مواجهه و استفاده از آنها را ترک کنیم یا اقلاً با سوء ظن فراوان با هر چیزی که ارائه میدهند برخورد کنیم.» موفق باشید
بسمه تعالی سلام علیکم نظرات چند تن از متخصصین که در مورد صهیونیسم و یهود بود را که مشاهده کردم میگفتند یهودیها همیشه میدانستند که قرار است تاریخ بشری تحولی را تجربه کند از این روی وارد میشدند و سعی میکردند خودرا در آن تاریخ با همان برتری جویی های یهودی جا کنند مثل رنسانس، تا ماندگار شوند حتی همین جنگ نیز میدانستند که نظم جهان تغییر کرده و این جنگ را همراه آمریکا به همین دلیل راه انداختند و دلیل پذیرش این همه عواقب برایشان همین است که باید عرض شود وقتی پای نهایت یعنی نهایت انسانیت باز شده هیچ حتی مومن یا خاصی نمیتواند انسانیت بشریت را به خود قائم کند مگر اهل بیت صلوات الله که آنها نیز عین و ذات انسانیتی هستند که خداوند آن را به آنها ظهور و مامور کرده چه رسد که دشمنان ما بخواهند یا توانند در این چنین تاریخی خودرا جای دهند؛ همین است که نمیفهمند و ترامپ احمق که زاده آمریکای جنگ جهانی است و با توهم همان جهان نیست جنگ جهانی، فکر میکند میتواند در این تاریخ هم حاضر شود. بچه های پرورش یافته جنگ جهانی مثل ترامپ که امروز پیر هستند در جاهای دیگر آمریکا مشابه او بودند و همین منوال را طی کردند و شکست خوردند. و این احمق هم همین بلا سرش آمده منتهی هیچ چیزی غیر از این خاطره نیست توهم انگیز ندارد و حال خودش نیز فهمیده. حال که متن جنابعالی با تیتر«ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است- ۵» را مشاهده کردم نکته اصلی این متن در فراز آن«و این یعنی به ظهورآمدنِ آیندهای که ظلمانیترین جبهه در نفیِ انسانیت انسانها یک طرف و نورانیترین جبهه در پاسداشت انسانیتِ انسانها در طرف دیگر قرار میگیرد» چیزی که در فهم این سخن فهمیدم یعنی با شهادت رهبر انقلاب خلق آخرالزمان با کمال معنای استقلال آزادی جمهوری اسلامی با همین بعثت، خلق الله خودرا به حق یافت و مرحله ای عظیم به استقلال توحید رسید. حال دشمنی آنها با خود حضرت صاحب تاریخ و تاریخ خود حضرت آغاز شده که این یعنی میدانی برای جنگ مستقیم با امام(عج الله) و این یعنی همان جنگجویی امام علی صلوات الله که هرگز دشمنی به سوی او می آمد عقب نمیکشید تا آن را دو نصفه و بنیادش را از بین ببرد. حال اگر موضوع برفرض زدن بمب اتم برای عقب راندن امام صلوات الله هم باشد هرچند دور از واقعیت باشد، اینجاست که با غیرت خود حضرت روبرویند نه فقط با مومنین. و باید گفت راز جنگ امروز که چشم در مقابل چشم است با آغاز این تاریخ تغییر میکند تا از بند این کشمکش ها عبور کنیم و به نهایت وارد شویم. ( ببخشید استاد برایم سخت است نوشتن در این سایت و وقتی که دیدم بزرگواران وارد میدان این سایت شدند خوشحال و خداراشاکرم از آمدن آن عزیزان شاید بنده حقیر کم کم با آمدن آنها معاف شوم از نوشتن و خود را طور دیگری جستجو کنم که سخت پی آنم از این رو اگر همین متن را هم منتشر نفرمایید و بنده را معاف فرمایید به آن نیازمندم و اگر بدردتان خورد خودتان از آن استفاده فرمایید. از طرفی سئوال خصوصی قبلی را که فرستادم به من کد پیگیری نداد و حتما شما جواب را ایمیل کردید که کل سیستم ایمیل فعلا در ایران با اینترنت ملی در دسترس کسی نیست و نتوانستم جواب شمارا بخوانم که ناراحت شدم که محروم ماندم از صحبت شما. من درگیر خودم شدم و نیاز دارم با خودم تنها باشم).
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که در این آخرین دوران این چنین جبهۀ حق در مقابل باطل قد برافراشته و همچنان که می فرمایید روز به روز زیبایی این صحنه بهتر و باز بهتر خود را به ظهور می آورد. مهم آن است که اولاً: نگاهمان تاریخی باشد و ثانیاً: به سنت های الهی نظر داشته باشیم به جای فضایی که رسانه ها ایجاد می کنند به گمان آن که میتوانند جهان را آن طور که می خواهند بسازند. آری! اینکه می فرمایید بعضی از جواب ها به ایمیل افراد ارسال می شود. موفق باشید
سلام علیکم بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَى أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَزُيِّنَ ذَلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَكُنْتُمْ قَوْمًا بُورًا ۱۲ فتح. دوستان درباره سلبریتی های خائن و ساکت می پرسند و ناراحتند ، گفتم اجازه بدهید آیه شریفه را بر پایه آن ها معنی کنم : و شما سلبریتی ها و چهره های خائن و خموش و درس آموختهی مکتب زیباکلامِ مرعوبی که می گفت روزی جنگ شود آمریکا یک تیر چراغ برق در این کشور سالم نمیگذارد و مکتب ظریفیسمی که می گفت آمریکا می تواند با یک بمب کل سامانه دفاعی ما را از کار بیندازد ، میپنداشتید رهبر و جمهوری اسلامی از این جنگ پبروز بر نخواهند گشت و کار تمام است ، پس چیزی نگوییم که به مذاق اربابان آینده خوش نیاید تا بعد از آن هم بتوانیم از طریق بیت المال به چپاول بیت المال و پر کردن جیب هایمان ادامه دهیم ، اما چه بد گمانی کردید زیرا شما پسا جنگ ، دیگر جایی و خریداری در جامعه بیدار شده و تجلی یافته جدید نخواهید داشت و محکوم به افول و نابودی خواهید بود و کنتم قوما بورا ...
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنها حتماً در فهم مردم و انقلاب اسلامی و تاریخی که برای آغاز انسانی دیگر آغاز شد اشتباه کردند و این ما هستیم و راهی که رهبر عزیز شهیدمان در مقابل ما گشودند و بدون درگیری با آنها مسیر را به اعتبار «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراما» ادامه خواهیم داد و مسلّماً اکثر آنها متوجۀ اشتباه خود شدهاند وبا بنای فرهنگ تمدنساز، بیرون انداختن این افراد به هیچ وجه صلاح انقلاب نیست بدون آنکه بخواهیم خط آنها را دنبال کنیم. موفق باشید
سلام علیک و رضوانه فص حکمة ابراهیمیه فی کلمة ثورة الاسلامیة این جنگ امروز ما حکمت ابراهیم محمدی در ذیل انقلاب اسلامی بود آنجا که در برابر تمدن نمرود زمانه ابراهیم وار به بت خانه تمدن غرب وارد شدیم و بی محابا تبر به دست و با شجاعت توحیدی دست به شکستن بت ها زدیم و این جز با رَوح الله میسر نبود و اینک مائیم و ندا و صدای توحیدی که به گوش عالمیان رساندیم که دیگر این بت خانه حاجتی نمی دهد و طلب فردای انسان نخواهد بود. ضربه ما به کاخ ویران تمدن غرب ضربه به عالم خیالی و توهمی مدرنیته بود که آدمی را در سرگردانی خیالات و در آرزوهای بی انتها اسیر توهمات بی اساس کرده است و آدمی در پی ارضا و اشباع و طلب آن حاضر شد تا اصیل ترین اصالت ها را زیر پا بگذارد تا به آن سراب مقصود و قبله نامعلوم عالم مدرن دست یابد و چه پوچ عالمی آنگاه که در برابر حضور توحیدی تاریخ فرو می ریزد و می پاشد و این تازه شروع فردایی است که آدمی در نهاد جانش طلب آن را داشت و اگر ما این حضور فرداها و پس فردا ها را برایش ترسیم نکنیم در بی عالمی و بی سکنایی ویرانه های خراب آباد مخیلات مدرنیته گم خواهد شد و امروز این انقلاب اسلامی است که راه فردای انسان را برایش پیش چشم های بشریت حاضر کرده است تا در افق معناهای اصیل از حقیقت و حیات و معناداری از عالم خود را پیدا کند و سکنی گزیند و وای به حال آنکه امروز در نقطه ای که باید حاضر شود حاضر نگردد. جنگ ما ابراهیمی است اما در شریعت ختمی و در نهایی ترین و اصیل ترین تاریخ انسان (تاریخ مهدی موعود)، و این حس حضور ما را برای فردایی که از آن ماست بیش تر میکند چون آن ابرانسان تاریخ و آن منجی اصیل آدمی و آن طلب نهاده در جان انسان ها و آن شراب طهور بشر از سکره ها و مستی ها عالم غربی از آن ماست. انسانی که امروز غرب را دیگر مأوای انس با حقیقت نمی داند و از فردای پیش روی غرب مأیوس و ناامید است در طلب فردایی می گردد که مطلوب جان و مونس تنهایی کشندهٔ نهیلیسم زدگی باشد. این فردا از آن ملتی است که امروز پرچم دار طلیعه ظهور صبح فردای انسان نهایی این تاریخ است. انقلاب اسلامی در مرحله گذر از صورت غرب زدگی است و اگر متوجه این امر عظیم نباشیم و غفلت کنیم زبان سخن با انسان های حقیقت طلب و حق جوی تاریخ را از دست داده ایم و علاوه بر آنکه عزم های که امروز برای عبور از غرب که به خیابان آمده است را برای تولدی دیگر در فردایی که غیر از زمانه دیروز آن هاست را پاس نداشتیم. انسان ها این شب ها در خیابان باید بدانند در حال رقم زدن تاریخ فردایی غیر از غرب و غرب زدگی هستند و این طلب های متعالی که امروز در خیابان ها به میان آمده اند را اگر مراقبت نکنند و اعتلا نبخشند در طلیعه فجر فردای این پیروزی آن شعفی که نصیب خاصان تاریخ از گذار این معرکه است را کم تر حس خواهند کرد. تاریخ حیات قدسی امروزین ما ثمره خونی است بس عظیم که در امتداد تاریخ کربلا برای ویرانی کاخ عظیم اموی جاری شد و پاسداشت این خون جز به ویرانی بت خانه غرب و عزم ابراهیمی ملت سلحشور محمدی برای حضور برین فردای انسانیت نخواهد بود. سلوک ابراهیمی ملت شریف و عظیم ایران امروز با گام های حضور در تاریخ مهدی موعود به یک عزم جمعی تاریخی انسان به فعلیت رسیده است و ما در حال یک سلوک آگاهانه در دل تاریخ در ذیل عصر مهدوی هستیم و این همان طلب و اشتیاق قلبی پیامبران و امامان برای حرکت انسان ها در گذر از ظلمات تاریخ شان بود و ما امروز شاهد این حرکت انسان در مسیر فعلیت اش هستیم. و چه خوش تقدیری است این شب های قدر از پی هم که نصیب حرم محمدی ایران شده است و چه خوش امانتی که به دوش پاسداران حرم عظیم ایران اسلامی در حال گذر از عصری تلخ از صورت انسانی به عصری روشن از انسان و انسانیت تا انسان ها بیش از پیش از سایه تحقیر تکنیک و مسابقه های جانکاه بی ثمر غرب برای بقا حیوانی نجات پیدا کنند. . این شب قدر ان شالله با بهترین تقدیر قضای طلب معهود عهد انسانی را که فراموش بشر مهبوط در غرب شده بود را به دنبال خواهد داشت و این مبارک سحر و این خجسته ایام به آغوش انسان بر می گردد و عالم بشریت دگر گونه جوان خواهد شد. سحری که از پس ظلمت امروزین در حال رقم خوردن است نتیجه تقدیر عزم های انسان هایی است در تاریخ که راضی به حیات تاریخی غرب به عنوان طلب جان شان نبودند و برای فردای دیگری که غرب از طلوع خورشید شرق طلب حقیقت کند خیابان را سجاده طلب عبودی و مناجات با خدا کردند تا بار دیگر به انسان ها در برابر ملائکه فخر کند و بار دیگر زمینیان مورد سجده ملائکه قرار بگیرند و بال ملائک فرش قدم های این آدم ها. امروز تکوین و تشریع نظام عالم در یگانگی به یاری آدمیان آمده است . راز حضور این همه سرزندگی در این شب ها و روزها را باید در امدا دنظام تکوین عالم که در خدمت اراده و طلب آدمیان قرار گرفته است مشاهده کرد. دیگر این انسان با دیروز متفاوت خواهد بود........... حرف زیاد بود و اما از اینکه اطاله کلام موجب آزار دل آگاه و روشن و بیدار وبصیر و خردمند این جمع و حضرتعالی که سرآمد این جمع خردمند هستید نشود از زبان درازی خود داری کردیم و باقی رشته سخن را به سخن های پس از هم که به زودی به ظهور خواهدآمد سپردیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه زیبا سخن گفتهاید و چه اندازه حکیمانه به اموری اشاره فرمودهاید که هر فراز از آن، میدانی میباشد که میتوان با اندیشیدن به آن فراز، افقی را مقابل خود احساس کرد و به حضوری که به تعبیر جنابعالی به نوعی سرزندگی میتوان دست یافت. آری! از تقابل عالَم خیال و توهّم در مقابل نظام حقیقتگرایِ انقلاب اسلامی سخن گفتید و اینکه در «اکنون» آن عالمِ توهّمی در حال فرو ریختن است و آنان این را برنمیتابند، هرچند چارهای ندارند زیرا به گفتۀ جنابعالی این انقلاب اسلامی است که راه فردایی اصیل را که به نهاییترین حضور منجر میشود مقابل انسانها گشوده و دیگر، انسان در غرب و غربزدگی نمیتواند خود را ادامه دهد. و چه خوب فرمودید که این مردم با عزم امروزین خود که عبور از غرب است به خیابانها آمدهاند برای تولدی دیگر. و آری! و صد آری! اگر متوجۀ جایگاه تاریخی این حضور نگردند به آن نتیجۀ اصیلِ پایداری که باید نایل شوند، معلوم نیست نایل گردند.
به گفتۀ جنابعالی در عزم ابراهیمی، ملت سلحشور محمدی«صلواتاللهعلیهوآله» گامهایی بس بلند به سوی تاریخی برداشتهاند که در نهایت، نورِ عظیمترین انسان در جلوۀ انسانیت متعیّن میشود. و سلام بر مهدی«عجلاللهتعالیفرجه» و سلام بر آیندهای چنین بزرگ که در این شبهای قدرِ میدانها، خداوند آغوش خود را به سوی مردم گشوده است تا راز حضور انسانیتِ انسان در مأوای الهی به میان آید. و به اشکهای آیت الله جوادی و نظر به عظمتی که برای حضور این شبها متذکر میشوند باید توجه کرد. https://eitaa.com/tafakorism/4946 و به سخنان آقای مسعود فراستی بنگرید که با بصیرت هنرمندانۀ خود چه اندازه خوب این حضور را «فهم» میکند. https://eitaa.com/simafekr_com/750 موفق باشید
سلام استاد: نمیدانم چه سری در این خون پاک ریخته شده ی سیدالشهدای انقلاب هست که به شدت نسبت به ایمان قبل از شهادت رهبری پشت کرده ام و انگار حس می کنم همه اش مفهومی بیش نبوده و در امروز بعد شهادت فقط دنبال پیدا کردن ایمان ناب امام خامنه ای هستم، اما نمیدانم چگونه ایمانی است این ایمان و با دستان خالی به شدت در جستجوی آنم، اصلا نمیتوانم مثل ماه رمضان های سابق کمیت عبادات را داشته باشم و فکر می کنم تمام آن عباداتم در حد فردیت تنگ خودم بوده و تنها می توانم بگویم به خدای خامنه ای رستگار شده ام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، موضوع مهمی است و نکته، نکتۀ مهمی میباشد و نباید به سادگی از آن گذشت. واژهها توان وصف آنچه را که میفرمایید ندارند. در بحثی که اخیراً تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» شد، ان شاءالله اشاراتی به آنچه متذکر شدهاید برای رفقا پیش میآید. ان شاءالله صوت آن در اسرع وقت در اختیار رفقا قرار میگیرد. باید در این مورد همچنان اندیشید و باز اندیشه کرد. موفق باشید https://eitaa.com/soha_sima/5591
من این روزها بیش از دیروزهای خود که با امام حسین شهید «علیهالسلام» اشکها ریختم و به او فکر میکردم که چگونه آن امام بزرگوار در کربلا با آن عزمی آهنین در مقابل کوهی از فتنه که یزدیان ایجاد کرده بودند، با شخصیتی در اوج بصیرت و حکمت و دلسوزی، ایستاد و در نزد خود گمان میکردم آن امام عزیز را فهمیدهام، ولی امروز با نظر به امام شهید این دوران، تازه با او با همۀ حکمت و شجاعت و دلسوزی و بصیرت که داشت، فهمیدم امام معصومِ ما یعنی امام حسین «علیهالسلام» چه اندازه بیش از هزاران هزار برابر امام شهیدِ این دوران بوده است. این یعنی من امروز آن امامِ شهید کربلا را با امام شهید این دوران تجربه کردم که چه اندازه آن امام معصوم بزرگ و بزرگتر بود و امام شهید این دوران چقدر بزرگ بود و این بزرگی در دل نظر به سنتهای لایتغیّر الهی در مقابل رسانههای دیروزِ یزیدیان و فضای مجازی امروزِ یهودیگری، میتواند مدّ نظر قرار گیرد، تا با همان ایمان و آرامشی که امام حسین «علیهالسلام» در قتلگاه و شما ای امام شهید در این زمان به نمایش آوردید، ما ایمان و آرامش را تجربه کنیم و جایگاه فریب و دغلکاریِ فرهنگ رسانه را «فهم» نماییم.
«السلام علیک یا رحمة الله الواسعه». سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. ما کم و بیش و به صورت خیلی اجمالی حس میکردیم که سرنوشت رهبر معظم انقلاب چنین سرنوشت سرخ و زیبایی است. حتی آن جایی که به جناب آقای محمود کریمی فرمودند ای ایران بخوان! من احساس کردم که حضرت آقا دارند برای شهادت آماده می شوند. آن جایی هم که چند روز قبل از شهادت شان فرمودند: «مثلی لایبایع مثل زید»، بیشتر چنین احساسی را پیدا کردیم. چون سیدالشهداء «علیه السلام» این جمله را در آستانه شهادت مطرح فرمودند. به نظر حضرتعالی آیا ثمره این خون و این شهادت، کمتر از معجزه اخراج کامل آمریکا از منطقه و نابودی کامل رژیم صهیونیستی و آزادی قدس و فلسطین اشغالی است؟ و آیا چنین برکاتی بدون خطراتی عظیم ممکن هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست شهادت این مرد الهی یک اتفاق نبود و نیست، یک رخداد تاریخی است تا جهان دیگری به ظهور آید که از یک طرف جبهۀ استکبار با تمام قد خود از طریق ترامپ آن را گشوده است، و از طرف دیگر جبهۀ انقلاب اسلامی است که رهبر معظم انقلاب همچنان که در جواب سؤال شمارۀ 41283 عرض شد با نظر به انسانیت انسانها آن را گشودند و این یعنی «غلبۀ نرمافزاری بر هیمنۀ پوچ استکبار» در منطقه که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید داشتند و مردم ما با بعثت این روزها و شبهای خود در حال رقمزدن آن میباشند و معلوم است که آگاهی به این حضور کار آسانی نیست مگر با مدّ نظرداشتنِ شخصیت رهبر شهیدمان. موفق باشید
سلام علیکم: طاعات و عباداتتان قبول درگاه حق ان شاءالله. سؤالی که خدمت شما استاد عزیز داشتم این هستش که اخیراً زمزمه هایی برای رهبر بعدی هم از طرف داخل هم از رسانه های خارجی شنیده شده که رهبر بعدی سید مجتبی خامنه ای خواهد بود. ولی در صورت تایید هر چند که ما ایمان داریم اراده خدا و خواست حضرت بوده ولی همواره چند چیز جای سوال خواهد داشت که آنها را خدمت شما عرض میکنم. ۱. در صورت تایید چگونه شده است که پس از رحلت امام خمینی زمزمه رهبری فرزند ایشان مطرح نشد ولی الان تا این حد مسئله رهبری آقا مجتبی مطرح شده است؟ ۲. اگر ایشان رهبر بشوند باید به رسانه هایی که یک عمر با تمسخر آنها را متهم به دروغ گویی می کردیم از این پس اعتماد کنیم چون تا اینجا هر چه در تحلیل ها و پیش آمدهای سیاسی پیش بینی و ادعا می کردند طبق برنامه پیش رفته است. ۳. آیا با رهبر شدن سید مجتبی خامنه ای جمهوریت نظام خدشه دار نمی شود و بهظاهر به سمت موروثی شدن حرکت نمی کند؟ ۴. خود رهبری مانع از ورود ایشان به عرصه سیاست و اجتماع بودند حال آیا اگر خود رهبری در مجلس خبرگان حضور داشتند با رأی خبرگان موافق بودند یا نه؟ ۵. و در پایان در کاندیدای رهبری بهترین شخص سید مجتبی خامنه ای بوده است و این سؤال هایی که خود بنده پرسیدم موجب نمی شود که در انتخاب ایشان اختلاف نظر پیش بیاید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این خبرگان ملت میباشند که بنا به مسئولیت خود هر آن کس را که برای رهبریِ انقلاب شایسته دیدند، انتخاب می کنند. و البته مقایسۀ مرحوم احمدآقا که یک طلبۀ دلسوز بودند با آقا مجتبی خامنهای که یک مجتهد مسلّم با کرسی درس خارج بسیار دقیق؛ صحیح نیست. و مسلّماً اگر خبرگان با صداقتی که ما از آن عزیزان سراغ داریم، ایشان را انتخاب کردند، حتماً با ایمانی که در شخصیت آنها هست، باید به انتخاب آنها اعتماد کرد. و عنایت داشته باشید که آیت الله آقا مجتبی خامنهای در ریزترین موضوعات کشور حاضر بودند هرچند نمیخواستند علناً طوری حاضر باشند که در عرض پدرشان حساب شوند. موفق باشید
سلام علبکم و جزاک الله خیرا. استاد رساله الولایه یکی از مطالب ویژه آن این است که تشریعیات ریشه در حقایق ماورا الطبیعی دارد که در عالم دنیا به صورت قانون و شریعت ظهور میکند با این وصف چرا وضوی اهل سنت را باطل نمیدانیم و نماز با آنها را درست میدانیم یا چرا ازدواج سایر ادیان را بر اساس سنت خودشان درست میدانیم و دهها مثال دیگر که با آن حقیقت ملکوتی تطبیق ندارد و مرتبه نازله آن حقیقت نیست و بشر آن را تغییر داده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اعتباریات دینی، مسلّماً ریشه در نفس الامر دارد ولی گویا نفس الامر را وسعتی است که این نوع اعتباریات هم نسبتی با آن نفس الامر برقرار میکنند. مهم صورتِ اصلی اعتباریات است که بیشترین ارتباط را با نفس الامر داشته باشند که سیرۀ اهل البیت «علیهمالسلام» از این نوع است و البته این غیر از آداب من درآوردی است که هیچ مبنای نفس الامری ندارند. موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت ارواحنا فداه: استاد من سخنرانی انتظار و نجات از اکنون زدگی شما رو گوش دادم ولی اون قسمتی که راجع به توحیدی بودن امیرالمؤمنین علی علیه السلام و جمع بین گذشته و حال و آینده صحبت کردید هیچی نفهمیدم، از لحاظ ذهنی میفهمم ولی از لحاظ شدن و عینیت یافتن وجودم هنگ میکنه. و اینکه فرمودید توحیدی شدن یعنی با تمام انبیا و اولیا و حضرت حجت ارواحنا فداه تا الان یکجا حضور داشتن. البته فکر نمیکنم منظور شما حضور مادی باشه که البته حضور مادی رو هم ممکنه شامل بشه، ولی یقینا حضوری از جنس حرکت وجودی و سنخیت و عینیت پیدا کردن است. مثل ضرب المثل آنچه جوان در آینه بیند پیر در خشت خام بیند. یا به دریا رفته میداند مصیبتهای طوفان را، خلاصه. یا اینکه حضرت آیت الله خامنه ای میفرمایند من زیر بیرق ابالفضل علیه السلام هستم، این یک حرف نیست یا اظهار علاقه و ارادت و محبت نیست، واقعا حضرت آقا در فقر محض و مطلق و تسلیم اراده و عبد محض بودن خودشون رو و از طرفی حل شدن در قدرت و اراده الهی شون رو به ما نشون میدن. و بخاطر این نحوه وجودشون و اتصال و فانی شدن شون هست که امید به آینده دارند چون فقط ظهور اراده الهی رو میبینند و هزاران بار در زندگی شخصی و اجتماعی شوند تجربه کردند. اما اینکه ما باید با انبیای گذشته معین داشته باشیم چنانکه حضرت علی علیه السلام میفرمایند انگار من با اونها بودم، شاید بدلیل این باشه که نوعیت حوادث تاریخی و گذشته از جنس تقابل خیر و شر و حق و باطل هست که حضرت اینگونه میفرمایند. مثلا من خودم فکر میکنم تا زمانی که جنس غربت و خون دل خوردن انبیای گذشته علیهم السلام از آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی مسیح علیهم السلام را درک نکنم و حل در وجود توحیدی شون نشم همسنخ نهایی ترین پیامبر حضرت محمد صلی الله علیه و آله نخواهم شد و فکر کنم این معنی جمع بین گذشته و حال و آینده و حضور در چادر حضرت حجت ارواحنا فداه باشه. یا حق. انشاءالله که راضیة مرضیه باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که فرمودید خوب است ولی عنایت داشته باشید ما در ذات انسانیت خود نسبت به انسانها نوعی یگانگی در عین تشکیکیبودن و شدت و ضعفداشتن، در انسانیت با آنها دارا هستیم به همان اعتبار وجود که همه مراتب وجود را دارا هستند در عین شدت و ضعف. موضوع انسانیت همانطور که در کتاب «مبانی نظری مهدویت» عرض شد امری انسانی و تشکیکی است و قرار است ما از جهت انسانیت خود با انسانها رابطه برقرار کنیم. در آن صورت اولیای الهی را نهایتِ حضور خود در افقی مییابیم که نسبت به آنها بیگانه نیستیم و هر آنچه در مسیر شریعت الهی بهتر و عمیقتر قدم برداریم، نسبت خود را با آنان بیشتر احساس میکنیم به همان معنایی که جناب مولوی فرمود: «شیر را بچه همی ماند به او / تو به پیغمبر به چه مانی، بگو؟». موفق باشید
سلام: با توجه به باب یقظه ی منازل السایرین به نظر می رسد اکثرا مادون یقظه باشند یا اگر هم در یقظه باشند فائز در تکمیل آن نیستند لا اقل فرد باید عامدانه گناه نکند ولی می بینم که بسیاری مبتلای گناه هستند وقتی انسان این باب را مدنظر قرار می دهد و می بیند که حاصل عمرش این بود که دون یقظه باشد حقیقتا اگر پوچ است پوچ تر می شود. من خود بسیار عرفان نظری دوست بودم ولی حال همه برایم هیچ و پوچ است وقتی که در باب اول مانده بلکه دونش هستم و این تازه باب اول است که قاعدتا باید آسانترین باب باشد منتها جناب خواجه همان گام اول را آنچنان سخت مطرح می کنند که تا سیه روی شود هر که در او غش باشد. منازل آتشم زد چه کنم عمرم بر باد رفت. حشر دون یقظه ای چه حشری خواهد بود و چه حاصلی دارد تا ابد بدون یقظه در نیام دون یقظه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه بحمدالله متوجۀ نقش گناه شدهاید، در رابطه با برباددادنِ عمر، یقظۀ مبارکی است و در همین رابطه انسان میتواند با امید به رحمت و مغفرت الهی، مسیر دینداری را ادامه دهد بخصوص با ذکر مخصوص ماه شعبان. https://eitaa.com/matalebevijeh/21473 موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله: استاد متن سوال و جواب شماره ۴۱۰۶۹ را فرستادم برای مادری که اون شب نوجوان ۱۵-۱۶ ساله اش را فرستاده بود پایگاه بسیج و عکسالعمل ایشان: "واااااااااای خیییییلی عجيبه، دقیقا اون شب منم همین حال را داشتم، اولش که میخواست بره خیییییییییلی بد بود، انگار پشیمون شده بودم، دلم میخواست نره😭 توسل کردم به حضرت زهرا و بعدش ورق برام برگشت، یعنی با اینکه خیلیا برگشتند بهم که چرا گذاشتی بره و تو دلم را خیلی خالی کرده بودن و...، اومدم خونه راحت خوابیدم. پسرم نصفه شب اومد و گفت مامان خییییلی وحشتناک بود، ولی یه چیزی منو آروم می کرد، دستم را یه لحظه هم از رو گردنبندم که اسم یاصاحب الزمان روش نوشته برنمیداشتم😭 فردا دیدم همه میگفتند، ما دیشب از استرس امیر نخوابیدیم، به خواهرم گفتم خاک بر سرم، نمیدونم من چِم شده؟؟!!، چرا اینقدررر خونسرد شدم؟؟!!! نکنه از مهر مادریم کم شده،؟؟!! گفتم یا شاید هم نمیفهمم، چراااا اینقدررررر آرومم ؟؟!! خواهرم گفت هیچ کدوم اینا نیست، حضرت زهرا قلبت را آروم کرده😭 حالا فهمیدم قضیه چی بوده...😭"
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجه شود با انقلاب اسلامی چه راهِ عزیزالقدر و گرانقدری مقابل جوانانمان گشوده شده، هزار بار باید شکر کنیم که این عزیزان، به چه راه بزرگی در تاریخ خود قدم گذاشتهاند. و اتفاقاً در این رابطه باید به شعفِ شهیدان فکر کنیم که چگونه در این راه با روبهروشدن با شهادتشان متوجۀ نقش بزرگ شهادتشان در استحکام نظام توحیدی انقلاب اسلامی میشوند تا نهتنها آنها را از دست رفته ندانیم، بلکه زندهتر از حیات دنیایی احساسشان کنیم و این است راز آرامش امثال شما و درک حضوری را که فرزندتان در آن قدم گذاشت. دیگر برایتان مهم نبود که چگونه برگردد و این است راز امیدواری که در خانوادۀ شهداء و همسران و فرزندان آنان ملاحظه میکنید.
آری! انقلاب اسلامی میدانی است که در هر کجای آن ایستاده باشیم، در بهشت و لقاء الهی ایستادهایم. خوشا به حال جوانانی که ارادت به رهبری را یافتند و ره صدساله را یک شبه طی کردند، چه با رفتن و شهادت و چه با ماندن و بسیجیبودن. آیا حرکت نرمی که در راستای عبور از شبهات جبهۀ استکبار در میان است، همین نسبتی نیست که جوانان ما باید با رهبر معظم انقلاب بیابند؟ این است راه حقیقی. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: ما اگر انقلاب اسلامی را در مقابل غرب بخواهیم بشناسیم و من اینگونه تعبیر میکنم که انقلاب آنتی تزیست در مقابل تز غرب و خب اگر اینچنین نگاه کنیم با وجود فساد ها و نبود مثالی برای اسلامی بودن جز اسم اسلامی که پشت ارگان ها خورده و ندیدن آرمان های ۵۷ که خب ما تنها به آن ها دلخوش کرده ایم؛ اما اثری نمیبینم. میشود اینچنین گفت که ما به سنتزی نخواهیم رسید؟! اینگونه که اگر کسی به من بگوید مثالی از اسلامی بودن بزن مثالی ندارم اینها چطور با هم جمع خواهند شد؟! و نقدهای زیادی ممباب بی مسئولیتی ها و.. که قطعاً شما از من بهتر میدانید و وقت شما را نمیگیرم اما میخواستم بدانم این چه نسبتی است که با انقلاب میتوان برقرار کرد و با وجود اینهمه اشتباهات و ضعف ها میتوان از آن دفاع کرد و با آن بود؟! با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا به سخن رهبر معظم انقلاب فکر کردهاید که فرمودند:
«امروز یکی از ابزارهای جنگ نرم در میان دشمن و در میان بعضی از افراد ناباب یا غافل، عبارت است از مسکوت گذاشتن آوردهها و داشتهها و تواناییهای این ملّت؛ انکار تواناییهای این ملّت. ملّت، ملّت بزرگی است، کار هم میتواند بکند و دارد میکند؛ امروز دارد کار میکند. اگر ملّتی از داشتههای خود غافل بشود، تواناییهای خود را نبیند، پیشرفتهای خود را باور نکند، تحقیر خواهد شد؛ وقتی تحقیر شد، خود را حقیر دید، آمادهی تسلیم در مقابل دشمن خواهد شد؛ این ترفندی است که دشمنان دارند دنبالش میکنند و انجام میدهند.» (۱۳/۱۰/۱۴۰۴)
آیا عظمتی بزرگتر از روز ۲۲ دیماه به عنوان جبهۀ نرم مقابل استکبار ممکن بود؟ آیا دلگرمیِ آزادگان جهان نسبت به حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی امری نیست که ما را امیدوار کند به تاریخی دیگر که تاریخ سیطرۀ استکبار نباشد؟ موفق باشید
سلام استاد: ما درگیر یک جنگ همه جانبه هستیم. نظامی، اقتصادی، فرهنگی و در جنگ هم هم زدیم و هم خوردیم در جبهه فرهنگی، هم رویش داشته ایم هم ریزش همانطور که از نظر حجاب متاسفانه به مشکل خوردیم نظام غرب هم از دست نفوذ تفکر انقلاب کلافه شده، آیا میشه به این موضوع امید وار بود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! آری! تاریخی که با انگیزۀ توحیدی ذیل نبوت پیامبر خدا شروع میشود، آنچنان نیست که با تقابل تاریخ دیروزین، هرچند آن مقابله به جهت سابقهای که دارد؛ قوی باشد، شکست بخورد و «بشّر الصّابرین» تذکر به آنانی است که حضور آن تاریخ را در آیندۀ پیش رو مدّ نظر دارند و با حمله و ستیزۀ جبهۀ استکباریِ دیروزین، خود را نمیبازند، زیرا به خوبی به فردای دیگری میاندیشند، فردایی که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» تا آنجا مدّ نظر قرار داد که فرمودند: «مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبههایدار میروند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته میشوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.» ملاحظه کنید آن مرد در دلِ تاریخی که آغازگرِ آن بوده است، تا کجاها را مدّ نظر داشته است و ما در مقابله با تاریخ استکبار برای حضور در تاریخ آخرالزمانیِ خود تا اینجاها ایستادهایم. تا در معنای حقیقی خود ایستاده باشیم.
آیا نمیتوان گفت که ایران به عنوان یک تاریخ با هویت خاص خرد خسروانی در جلوه فرهنگ تشیع، طوری به میدان آمده است که استکبار تحمل چنین ملتی را ندارد؟ آیا همین که بعد از حمله ترکیبی رژیم صهیون ایران منفعل نشد و به گفته آنان به کما نرفت و توانست مقابله کند، حکایت از پیروزی ایران به حساب نمیآید تا ما معنای زندگی در این تاریخ را در تقابلی که با رژیم صهیون پیش آمده درک کنیم؟ موفق باشید
