سلام استاد جان: امشب مدیر یه مجموعه خیریه که خصوصی هست و همش با پول مردم میچرخه صحبت کردم گفتم علاوه بر فقر مالی، مردم فقر فرهنگی هم دارند. پیشنهاد دادم ماهی یکبار سالی یکبار به این خیرها بگو یه کتاب هم به خانواده ها اهدا کنید اگر کسی تلنگر بخوره دنیا و آخرت خودت و خانوادت و خیرها آباد میشه. حالا سوالم اینه چه کتابی باشه که همه فهم باشه و راه و رسم زندگی الهی را آموزش بده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابهای استاد صفائی حائری مانند کتاب «نامههای بلوغ» و کتاب «مسئولیت و سازندگی» ان شاءالله مؤثر خواهد بود. موفق باشید
سلام استاد: در قرآن آمده که وقتی عده ای گفتند «وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَٰذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ» در آیه بعدش خداوند می فرماید: «وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ ۚ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ» اکنون سوالم این است که در قضیه: «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ» چرا علیرغم حضور رسول خدا (صلوة الله علیه) عذاب بر اون شخص نازل شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید تا حضور توحیدی رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» و یا انسانهای موحدِ تاریخساز در میان باشند، عذابی برای اضمحلال آن جامعه پیش نیاید. و این غیر از آن است که یک نفر بخواهد با ادعای خود نفیِ حقیقت بکند و معلوم است که با او برخورد میشود. موفق باشید
سلام استاد: من به شدت حس ناکارآمدی و غیر مفید بودن میکنم، خیلی کارها انجام میدم ولی روحم راضی نیست، عذاب وجدان رهام نمیکنه، نمیدونم چکار کنم، نه میتونم بیشتر از این فعال باشم نه از خودم راضی میشم، این روزا که خودم رو مدام با عروس رهبر مقایسه میکنم و میبینم فرسنگها فاصله دارم اصلا یعنی میشه من با این زندگی یه روزی شهید بشم؟ فکر نمیکنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه عهد خود با خدا را ذیل اسلام و انقلاب اسلامی و ولی فقیه همواره زنده نگه دارید، این خداوند است که با نظر به آیات جلیلالقدر قرآن به ما وعده داده است که قدمقدم ما را به جایی میرساند که: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» پس مائیم «لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا» و این یعنی نه بنای خودنمایی داشته باشیم و نه آنکه بخواهیم از مسیری که خداوند و اولیای الهی در مقابل ما گذاردهاند، فاصله بگیریم. و این یعنی نظر به توصیۀ فوق العادۀ ولی فقیه زمان حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای که فرمودند:
«از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجه و حتی موجه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملت باشند».
و این است راه امروزین ما، و چه اندازه از راهِ حقیقت فاصله دارند آنانی که به بهانههایِ حتی موجه، بعضاً در تریبونهای شبهای میدانها، به اختلافات دامن میزنند و مسئولانی که امروز با تمام وجود و در حد اندیشۀ خود در تلاشند تا ما را از مشکلاتِ پیش آمده عبور دهند؛ مورد توهین قرار میدهند. این افراد دروغ میگویند که دلسوز ملتاند زیرا متوجۀ افق بلندی که امامِ جامعه مد نظر دارند نمیباشند. و این است غفلت بزرگ امروزینمان. موفق باشید
سلام استاد: رهبر شهید برخلاف آقای طائب آن جنحوا لسلم را راجع به آمریکا صادق نمیدانستند. «نظام اسلامی معتقد است که اگر یک کشوری، یک دولتی بنای بر مخاصمهی با او ندارد، بنای بر دشمنی با او ندارد و میگوید بیایید با هم جنگ نکنیم، نظام اسلامی باید قبول کند؛ «وَ اِن جَنَحوا لِلسَّلمِ فَاجنَح لَها وَ تَوَکَّل عَلَى اللَّه». طرف، یک دولتی است که همفکر و همعقیده با شما هم نیست امّا بنای مخاصمه ندارد، میگوید بیایید با هم باشیم، با هم با مسالمت رفت و آمد کنیم؛ اشکال ندارد. «لا یَنهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَم یُقاتِلوکُم فِی الدّینِ وَ لَم یُخرِجوکُم مِن دِیارِکُم اَن تَبَرّوهُم وَ تُقسِطوا اِلَیهِم» [اگر] با شما نجنگیدند، شما را از خانه و دیارتان بیرون نکردند، معارضهای با شما ندارند، قبول کنید؛ امّا اگر دیدید که طرف، مورد اطمینان نیست، دروغ میگوید، حیله میکند، نه؛ «لا تَهِنوا وَ تَدعوا اِلَى السَّلم»؛ اگر اینجوری است حق ندارید؛ اگر احساس کردید، فهمیدید، قرینهها نشان دادند که طرف [مقابل] صادق نیست، دروغ میگوید، در ظاهر این دست را جلو آورده که با شما دست بدهد امّا با آن دست دیگرش، پشت سر یک خنجر زهرآلود را قبضه کرده و گرفته، «فَلا تَهِنوا وَ تَدعوا اِلَى السَّلم»؛ هرگز قبول نکنید. یا اگر چنانچه پیمانی بستید، «وَ اِن نَکَثوا اَیمانَهُم مِن بَعدِ عَهدِهِم»، شما هم با آنها مقابلهبهمثل کنید؛ پیمان شکستند، پیمانشان را بشکنید. سخنرانی ۲۶مرداد ۴۰۲ در دیدار فرماندهان سپاه. ما نفهمیدیم چند بار دیگر باید از آمریکا سیلی بخوریم که امثال آقای طائب «ان جنحوا لسلم» را راجع به آمریکا صادق ندانند؟! فرمودید یکدیگر را تحمل کنیم.چرا دوستان به مخالف مذاکره انگ های مختلف میرنند؟ یکی از دوستان به مخالف مذاکره با شیطان گفت که بلندگوی شیطان نشید!!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بنا به گفتۀ قرآن: « وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» اگر حتی همان دشمنان متخاصم که تا پشت شهر مدینه آمدهاند و شما را تهدید به موجودیت میکنند و حال متوجۀ ضعف خود شدهاند و تقاضای آتش بس مینمایند؛ میفرماید شما نیز کوتاه بیایید و به خداوند توکل کنید و همۀ حرف در همین توکل به خداوند است که امری بالاتر از شکست ظاهریِ دشمن برای شما تهیه دیده است و از این جهت خوب است که به این نکته بیندیشید با همین فرض که میفرماید ممکن است خدعه کنند ولی خداوند ماورای آن خدعه، شما را به نور خودش و به کمک اهل ایمان نگه میدارد: «وَ إِنْ يُريدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ» (انفال (۶۲) موفق باشید
سلام و خدا قوت محضر استاد بزرگوار: میخواستم بدانم برای اینکه موقتی بودن دنیا و یاد مرگ کاربدی بینش ما در زندگی بشه و اینکه به موت اختیاری برسم چه کار کنم و برنامه عملی چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر اندازه بیشتر جایگاه معرفتی معاد و ابدیت را درک کنیم، بیشتر میتوانیم مرگ را به عنوان دریچهای به آن حضور ابدی زیبا مدّ نظر قرار دهیم و در این رابطه پیشنهاد میشود کتاب «معاد؛ بازگشت به جدیترین زندگی» را همراه با شرح صوتی آن که روی سایت هست دنبال فرمایید 2- همینکه انسان حقیقتاً در شریعت الهی قرار گیرد و ارادۀ حضرت حق را بر ارادههای خود و آرزوهای دنیایی غلبه دهد؛ عملاً در موت اختیاری قرار گرفته است. موفق باشید
سلام استاد. خداقوت. نظرتان را درباره متنی که در چهلم آقا نوشتم، میخواستم. سپاس 🔸اگر "مرا" دیدی، سلامم را به او برسان! ✍ علی جلالی حادثه رفتنش چنان جگرسوز و مهیب بود که میترسیدیم نبودنش و بیپناهیمان، سیلی خانمانبرانداز شود و بنیاد ما را از جا بکند و بِبَرد و به یکباره در غمش فرو بریزیم و متلاشی شویم؛ پس با سیلِ غمش، جرعهای شراب سرخ حماسهاش را در شیشههای جانهای یکایکمان ریختند تا مست شدیم و از خود بیخود:
اگر نه باده، غمِ دل ز یاد ما ببرد / نهیب حادثه، بنیاد ما ز جا ببرد
شنیده بودیم که در قدیم شراب را چهل روز، بیحرکت در شیشه نگه میداشتند تا دُرد آن تهنشین شود و شراب صاف گردد؛ بعد بهآرامی از شیشه به ساغر و بعد به جام میریختندش تا دُرد به آن آمیخته نشود:
که ای صوفی شراب آنگه شود صاف / که در شیشه بماند اربعینی (حافظ)
اما از صبح دهم اسفند که جرعهای از شراب شجاعتش را با دُردِ غمش در شیشههای جانمان ریختند تا امروز که چهل شبانهروز میگذرد، یک لحظه آرام و قرار نداشتیم. نه فقط ما که انگار شیشه دنیا هم زیر و رو شد و این چهل روز دُرد و صاف شراب یکلحظه از هم جدا نشدهاست و عجیب آنکه که ما همچنان در غمش مستیم و سر از پا نمیشناسیم. این شبها که غم نبودنش میخواست سراغمان بیاید و جگرمان را پاره کند، به میخانه خیابان و میدان شهر میرفتیم و مست میشدیم؛ مستِ حماسه و غرور و شجاعت. همه مستان شهر آنجا جمع میشدند؛ جانمان به رقص میآمد و پرچمهای بیجانمان، از بوی این شراب، جان میگرفت و در دستهای بیقرارمان جولان میداد. اگر مستان عربده میکشند ما گلو پاره کردیم از بس شعر خواندیم و شعار دادیم و هَلمِنمُبارز طلبیدیم. وقتی با یارِ مستی چشم در چشم میشدیم، جوشش شراب را در چشمش میدیدیم و بوی شراب را از دهانش میشنیدیم و در دل میگفتیم: میزند از چشم و لبت جوشِ می دوش مگر میکده را خوردهای؟ اما ناخودآگاه بُغضی هم گلویمان را میگرفت و پرده اشکی پیش چشم هر دویِمان میآمد و بنای این جهانِ خراب را بر آب میدیدیم و اشکهای بر چهره نریختهمان، با هم به قدر یک کتاب حرف میزدند و لحظهای بعد، همه غمهای این کتاب، شسته میشد و از دلهایمان میرفت و باز لحظه بعد، یارِ مستی دیگر و بُغضی دوباره... ای ساقی! بیا و بگو که این چه شرابی بود که به یکباره در کامِ جانمان ریختی وقتی که روزه بودیم؟ چنانکه بعد از گذشت چهل شبانهروز، هنوز چنان مستیم که افطار نکردهایم و همچون مستان که شماره رکعت و نوبت نماز نمیدانند، هر شب ششمین وعده نمازمان را شبها در خیابان و زیر باران بمب و موشک میخوانیم با پرچمی در دست؟ هنوز مستی امانم نداده تا شبی از این بیخودی به خود آیم و یک دل سیر برایت گریه کنم و در غمت بگویم: این منم بر سر خاک تو؟ که خاکم بر سر! شرابِ غمت همه منها را بُرده است و ما همچنان در چهلمین شب رفتنت مستیم و به جای عزا، در میدان پرچم میرقصانیم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب گفتی و چه خوب گفتی. و مائیم با «بودنی» که بودنِ بودن ها است و چشم انتظارِ چیزی که نمی دانیم چیست، ولی همۀ آن چیزی است که در امروزمان از آن بیگانه نیستیم. چه احوالاتی است احوالات این چهل روزه. یک عمر به دنبال آن بودیم و نمی دانستیم آن چیزی که به دنبال آن هستیم چیست؟ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله از قول پروردگار به ما خبر دادند: أعْدَدْتُ لِعِباديَ الصّالِحينَ ما لا عَينٌ رَأتْ ، و لا اُذُنٌ سَمِعتْ ، و لا خَطَرَ على قَلبِ بَشرٍ» براى بندگان نيك خود چيزهايى فراهم آورده ام كه نه چشمى ديده است و نه گوشى شنيده است و نه به ذهن بشرى خطور كرده است. گویا ما آن قیامت را به همان معنایی که فرمود: «لا خَطَرَ على قَلبِ بَشرٍ» تجربه کردیم و باز قیامتی در اکنونِ خود در میان است. قیامتی که در کلمات شما به «گفت» آمده است. ای کاش به راحتی از این حضور که عطای الهی برای همیشۀ تاریخ آخرالزمانیِ ما می باشد؛ عبور نکنیم و گمان کنیم مسئلۀ ساده ای است که مثلاً با پذیرش شروط ده گانۀ ما توسط آمریکا، مسئله تمام می شود! در حالی که این «آغازی» می باشد که باید پاسداشت. چگونه و کجا؟! این، همۀ حرفی است که باید همچنان گفت، در مدرسه و در اداره و در حوزه و... با حضور و با آغازی دیگر و با مردمی که این شبها نوعی دیگری از زندگی را تجربه کردند. موفق باشید
با سلام و احترام جدای از بی اهمیت بودن اراجیف برخی جاسوسان سیاسی که نفس های آخر خود را در بحر عمیق ملت خروشان می کشند و بزودی فغشیهم من الیم ما غشیهم ؛ اما آنچه حق مردم نیست و نگرانی های زیادی را برای بنده ایجاد میکند و اتفاقا شلوغ بازی های سیاسیون منافق را برای کمرنگ شدن آن قسمت می دانم ، ادامه تنفس الیگارشی های "اقتصادی" بر خلاف نفاق های سیاسی هست که اگر قرار باشد همانند سابق به چپاول بیت المال و ویژه خواری ادامه دهند و برخورد بی رودربایستی و قاطعی با آن ها نشود ، مردم همانند بعد از جنگ ۱۲ روزه تمام بار مشکلات را علی الخصوص با توجه به تخریب زیرساخت ها به دوش خواهند کشید . سوال مشخص اینجاست که حیف نیست این تجمعات و اراده های اجتماعی بعد از جنگ فروکش کند و آیا نباید از این نیروی قوی اجتماعی و نورانیت فکری ای که در قاطبه جامعه ایجاد شده برای توجیه و معرفی و خرد کردن استخوانهای الیگارشی و سر منشاهای فساد در کشور و حل مشکلاتی بیش از آن استفاده کرد و آیا جهت ندادن به این نیروی عظیم که قادر به حل مشکلاتی بس سنگین و بزرگ از جنگ است ، خسارت بار نیست؟ ما اوایل پیروزی انقلاب اسلامی چه توسط قوه قضائیه و چه گروه های مختلف مردمی و دانشگاهی شاهد پاکسازی ها و عیب زدایی های موثری بودیم که اگر نبود سرعت رشد انقلاب قطعا ضعیفتر میشد. بر هیچ کسی پوشیده نیست که اصلی ترین سرمایه نظام ، امروز همانند سابق ، ملت و مردم هستند ، آیا ما پساجنگ به اقدامات متفاوت ، قاطع و فارغ از ملاحظات به نفع مردم نیازمند نیستیم؟ آنچنان که مولا در نامه فرمود یا مالک ؛ برتو باد بر رضایت رعیت زیرا رضایت عامه مردم خشم و نارضایتی خواص را بیاثر و خنثی میسازد و به دنبال آن عدم رضایت و خشنودی آنها ثمری برای حکومت تو نخواهد داشت...
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً همۀ حرف در همین نکته میباشد که ما به گفتۀ استاد خاندوزی، حال که آثار اقتصادی جنگ، جهانی شده و ما باید در مقابل مسائل اقتصادی جهان قد علم کنیم، و آن با شریانهای اقتصادی انرژی پیش میآید؛ به نحوی که آن مقابله موجب بازدارندگی شود و دشمن را به نقطۀ پشیمانکنندگی برسانیم و این با حضور در تنگۀ هرمز پیش میآید و هرگز نباید در این مورد با دشمنان معامله شود؛ آری! در چنین شرایطی اگر میدان تصمیمگیریهای اقتصادی در همان مسیر انحرافیِ دیروزین باشد، هرگز ما به اهداف بزرگی که به لطف الهی با این مردم و این مجاهدان و این رهبری پیش آمده، نخواهیم رسید و اتفاقاً یکی از نکاتی که همواره باید در جمع این مردم به میان آید و حساسیتِ لازمه ظهور کند، همین مسئله است که «ما از موشکها نمیترسیم ولی از الیگارشهای اقتصادی میترسیم». موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: فرارسیدن ماه مبارک رمضان مبارکتون باشه انشاءلله. برای این حقیر هم دعا بفرمایید. مادرم از من خواستند سوالاتشون رو از شما بپرسم خودشون بلد نیستند وارد کنند. استاد آیا امامان ما بعد از رجعت حضرت حجت (عج) امامت میکنند؟ اگر جواب مثبت است به چه نحوی امامت دارند؟ سوال دوم اینکه چرا نام حضرت علی و حضرت فاطمه و کل امامان در قرآن نیامده و آخرین سوال اینکه جایی که زیارت آل یس مخصوص حضرت حجت (عج) است چرا با سلام بر آل پیامبر شروع میشود؟ ممنون و سپاس بیکران
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد به طور نسبتاً مفصل در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، عرایضی شده است. https://lobolmizan.ir/book/252?mark=%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C
آری! حداقل بعضی از امامان رجعت دارند تا در شرایط نهاییترین حضور که با ظهور حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» پیش آمده، ابعاد شخصیتیِ خود را به ظهور آورند. در مورد سؤال دوم به گفتۀ علامه طباطبایی باید به این نکته فکر کرد که جریان مخالف اهل البیت «علیهمالسلام» که به ظاهر دیندارانه کنار پیامبر بودند، اگر نام حضرت مولا و زهرای مرضیه «علیهماالسلام» در قرآن آمده بود، قرآن را نفی میکردند. که در این مورد شواهدی در کتاب مذکور آمده است. ۳. آری! سلام بر آل پیامبر شامل وجود مقدس حضرت حجت «عجلاللهتعالیفرجه» نیز میشود. موفق باشید
عرفانی که زود و ساده و بی دردسر بدست میآید عرفان نیست بلکه شیخ و مریدبازی و اباحهگری است. عرفان به احکام شریعت عمق میبخشد تا با یقین (و نه سطحی) انجامشان دهیم. طریقت راه باطن و عالم درون است نه سرگردانی در کثرتها به اسم عرفان! عرفانی که با اباحه آشناست اسمش هوس نفسانی و شیطانی است نه عشق رحمانی و عرفانی. عرفانی که به ما توجیه رفتارهای زشتمان را یاد میدهد همان زینت دادن شیطان است. ارضای هوسهای نفسانی به اسم عشق و فنا گناهی نابخشودنی و مضحک است. وقتی عرفان از شریعت جدا شود، نه عمق بلکه پوچی مقدسنما پدید میآورد. چنین عرفانی، که با اباحهگری و توجیه گناه همراه است، در واقع انکار مسیر تزکیه و تسلیم است؛ یعنی همان چیزی که عرفای راستین از آن گریزاناند. شریعت پوست مغز طریقت است و میوه بیپوست فاسد میشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است و عرفای بزرگ برای هرچه بیشتر نزدیکشدن به عمق شریعت الهی، به آموزههای عرفانی ورود میکنند تا هرچه بهتر متوجۀ زیباییهای دریچههایی شوند که شریعت الهی در مقابل انسان میگشاید. آیا نماز را با نگاه عارفانِ واصل خواندن، مانند نمازی است که ما میخوانیم؟! موفق باشید
سلام خدمت استاد محترم و گرامی: اگر بخواهم بصورت اصولی با مبانی فکری امامخمینی آشنا بشوم حضرتعالی چه پیشنهادی دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوعات معرفتی، کتاب «مصباح الهدایة الی الخلافة والولایة» ایشان حرف ها دارد که در شرح آن عرایضی شده است و در سایت میتوانید ملاحظه فرمایید. و در امور سیاسی و اجتماعی، کتاب «ولایت فقیه» ایشان، گفتهها دارد. موفق باشید
سلام و عرض ادب: خدا به شما خیر دهد استاد، سوالی دارم، در مورد مسئله حکومت اسلامی، بعضی از اساتید، عقیده دارند که خدا تشکیل حکومت را برای پیامبر و امامان ما واجب نکرده است، و تنها چیزی که واجب شده است ابلاغ دین است، ولی زمانی که مردم از پیامبر یا امام درخواست کنند که بیا و حکومت کن، آن موقع است که واجب میشود، ارجاع میدهند به حکومت مدینه و کناره گیری حضرت علی (ع) و بعد پذیرش حکومت بعد از درخواست از حضرت علی (ع) یا عدم پذیرش حکومت امام صادق (ع) و... البته من خیلی از این حرفها را قبول ندارم، موضوع آماده سازی مردم برای حکومت هم هست، ولی خواستم، نظر دقیق شما را بدونم، آیا ایجاد حکومت جزو وظایف پیامبر و امامان شیعه نیست؟ آیا اگر روزی در جمهوری اسلامی اکثریت با مخالفان ما شد، باید بگوییم مردم دیگر نمیخواهند و مثل امام حسن (ع) کناره بگیریم، یا بحث اکثریت و اقلیت نیست، تا زمانی که توان حفظ نظام را داریم از آن محافظت کنیم و وقتی هم که نداشتیم، کشته شده و یا اسیر یا به انزوا کشانده شده خواهیم بود، بحث مواجهه در آن حالت اقلیتی که مقاومت میکنند با اکثریت که تلاش میکنند از میدان به در کنند به چه صورت است در آموزه های دینی قرآنی و سنت النبی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکومت از آنِ مردم است و وظیفۀ اولیای الهی است که اگر به آنها رجوع کردند، کوتاهی نکنند به حکم آنکه مولایمان علی علیهالسلام فرمودند: «لَولا حُضُورُ الحاضِرِ، و قِيامُ الحُجَّةِ بِوُجودِ الناصِرِ، و ما أخَذَ اللّهُ عَلَى العُلَماءِ أن لا يُقارُّوا على كِظَّةِ ظالِمٍ، و لا سَغَبِ مَظلومٍ ، لأَلقَيتُ حَبلَها على غاربِهِا» اگر نبود حضور آن جمعيت و تمام شدن حجّت با وجود يار و ياور و اگر نبود كه خداوند از دانايان پيمان گرفته است كه بر سيرى ستمگر و گرسنگى ستمديده رضايت ندهند، هر آينه مهار شتر خلافت را بر شانه اش مى انداختم.
و این بدین معنا نیست که وقتی مردم ذیل امام معصوم و یا ولیّ فقیه حکومت را در اختیار گرفتند به صرف ادعای عدهای آن حکومت را تقدیم کنند. به گفتۀ آقای رحیمپور ازغدی ملت ایران با مبارزه و شهیددادن و قیام عمومی این نظام را در دست گرفتند. حال، مدعیان مقابل با این نظام باید به همان صورت به مقابله برخیزند تا معلوم شود چه کسانی حقیقتاً برای استقرار نظام الهی حاضرند شهید بدهند. موفق باشید
با نام و یاد او سلام علیکم استاد عزیز: بنده اعتقاد قلبی به ولایت فقیه دارم و خود را جناحی نمیدانم. به تازگی به خواستگاری دختری رفتیم که ویژگی ها و معیارهای اخلاقی خوب و نمازخوان و با تحصیلات است و خانواده اصیل دارد. اما ایشان اعتقادات خاصی دارند مبنی بر اینکه ما روی حد و مرز خودمونیم و اصلا سیاسی نیستیم و نه طرفدار این طرف (حکومت) هستیم نه آنطرف (بیگانه). البته که این حرف اشتباه است و میدانم که در این زمانه انسانیت یا به نهایت خوبی متمایل است و یا نهایت بدی، و حد وسطی وجود ندارد (یا با حق است یا باطل). آیا با وجود این اعتقاداتی که خانواده عروس و خود عروس دارد ادامه آشنایی و تشکیل زندگی با ایشان را توصیه میفرمایید؟ و آیا امکان پذیر است که کم کم با گفتگوها و سیر مطالعات بعد از ازدواج دختر خانم به سمت حق و حقیقت و انقلاب گرایش پیدا کند؟ (متاسفانه این مسئله را خیلی ها فهم نکرده اند که انقلاب اسلامی حقیقتی ماورای مسئولین جمهوری اسلامی است و به واسطه عملکرد ضعیف مسئولین و سوء مدیریت آن ها، بعضا مردم، از حکومت و سیاست بدشان می آید)
باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی بدون دلدادنِ به ولیّ فقیه در این زمانه مشکل است. حال باید بررسی کنید اگر در آن دختر زمینۀ نظر به ولیّ فقیه هست، میتوانید کار را جلو ببرید. موفق باشید
سلام: محبت کنید بفرمایید علم حق به اعداد اصم چگونه است با توجه به اینکه عدد اعشارشان تا بی نهایت ادامه دارد و نیز گفته شده سبحان من لا یعلم جذر الأصم إلا هو مقصود از جذر اصم در اینجا آیا جذر عدد اصمی مثل رادیکال دو است یا مقصود از اصم اعدادی است مثل ده که جذرشان اعشار دارد یا اینکه مقصود جذر اصم منطقی است؟ متشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اعتباریات، ساختۀ بشر است و اساساً چیزی نیست که مورد علم خداوند قرار بگیرد. موفق باشید
لبیک یا خامنهای: سلام. وقتتون بهخیر. ببینید. ما نباید اجازه بدیم که دولت، مذاکره و یا اعطای اورانیوم انجام بده این دفعه دیگه نباید کوتاه بیایم. نباید دل رهبر، از ما برنجه. رهبر که نمیتوانند خودشون دستور راهپیمایی بدند ما مردم عادی، دسترسی به جایی نداریم که فراخوان بزنیم. لطفا شما موضوع رو با علما درمیون بذارید و بخواهید که با همکاری کانالهای مذهبی بزرگ دیگه، اقدام کنند و انشاءالله مردم، روز جمعه یک راهپیمایی گسترده انجام بدن انشاءالله خواهش میکنم بیتفاوت نباشید و حداقل صدای ما مردم باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید فکر کرد که مسلماً رئیس جمهور و به خصوص وزیر امور خارجه کسانی نیستند که بدون نگاه و نظر رهبر معظم انقلاب اقدامی انجام دهند. شواهد نشان میدهد که موضوع با حفظ عزت انقلاب و رسوایی جبهه صهیونیسم کارها جلو میرود. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام خدمت استاد گرامی: ببخشید استاد نشانه ی اینکه خدا از ما راضی هست چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ حساسی است و به راحتی نمیتوان مطمئن شد که خداوند از ما راضی هستند یا نه. ولی همینکه به ما لطف کرده است و توفیق عبادات خود را نصیب ما نموده، حکایت از آن دارد که از درگاهش محروممان نکرده. آری! «آنقدر ای دل که توانی بکوش / گرچه بهشتش نه به کوشش دهند». موفق باشید
سلام: شخصی هست که بدون اینکه بخواهد جن دیده است آیا این بد است؟ چه کند که دیگر این اتفاق نیافتد و دلیل اینکه دیده است چیست؟ آن فرد انسان بدی هم نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیتوان گفت آن فرد، فردِ بدی میباشد ولی به هر حال باید با تدبّر در قرآن بخصوص با تدبّر روی آیات الکرسی، روح خود را از این نوع توجهات منصرف نمود. https://lobolmizan.ir/get-file/1643/?item=0 موفق باشید
عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده بزرگوار: بنده توفیق داشتم در تشیع امام شهیدمون در قم حضور داشته باشم. من چندین مرتبه در این تشییع عظیم از افرادی که پشت تریبون حضور پیدا میکردند، شنیدم که میفرمودند هرکس در تشییع ولی زمانه خود شرکت بکند تمام گناهان او بخشیده خواهد شد. هرچه به این مسئله فکر کردم احساس کردم منظور نمیتواند این گناهان عادی روزمره مردم عادی باشد. شاید چیز دیگری در میدان هست. چرا که این گناهان روزمره عادی مردم رو اگر توبه ای واقعی به میدان بیاید خداوند میبخشد. به هر صورت احساسم این است که منظور چیز دیگری است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور آن است که انسان به تولدی دیگر میرسد به همان معنایی که قرآن میفرماید باقیماندن بر بندگی از طریق رعایت حرام و حلال الهی انسان را شبیه امامان معصوم میکند و در مقام اُنس با پروردگارش قرار میدهد. از طرفی خداوند در رابطه با پاکشدن از گناه در اثر توبه و در اثر انجام عمل صالح دو مرحله را گوشزد میکند. یک مرحله که میفرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات» یعنی اعمال خوب و الهی موجب از بینرفتن سیئات میشود و انسان با اعمالی که در نزد پروردگارش اعمال حَسن هستند خود را از گناهان آزاد میکند و در یک مرحله میفرماید: «... إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما» که اگر انسان توبهکننده و در توبهی خود عمیق باشد، نهتنها خداوند گناهان او را از بین میبرد بلکه آن گناهان را تبدیل به حسنات میکند. شاید مصداق مورد دوم حرّبنیزید ریاحی باشد که با توبهی خود به آنچنان کمالی رسید که مفتخر به شهادت در رکاب امام معصوم شد. حال سؤال شما آن است که مقام حرّ بالاتر است یا مقام کسی که چنین گناهانی را نکرده که مجبور باشد توبه کند. در ابتدای امر معلوم است که آنکسی که گرفتار گناه نشده و خود را شبیه معصوم نگه داشته برتر است ولی از آیهای که میفرماید برای بعضی گناهانشان را تبدیل به حسنه میکنیم نیز نباید به سادگی گذشت، چون دیگر نمیتوان بگوییم آن فرد گناهانی داشته زیرا میفرماید همان گناهان را تبدیل به حسنه کرده، یعنی گویا آنچنان متحول شده که فرصتهای از دسترفتهی او نیز جبران شده و به جای آن ها حسنه قرار داهاند. موفق باشید
سلام علیکم ما و قانون اساسی... شاید علی الاصول ، تحققِ اصلِ مهمِ "وَ قاتَلوهُم حَتی' لَا تکونَ فِتنَه" از طریق ادامه دادن مقاومت و تاب آوری تا ایام انتخابات کنگره و رساندن ترامپ به عاقبت کارتر و سرنگونی او ، راه درستتری بود اما لشکر اسلام با چه کنم چه کنم ها و نداریم نداریم های رئیس دولت و الیگارش منفعت در غرب طلب ، از کنار خیمه های معاویه برگشت و پا از گلوی آن بدن نیمه جان شده آمریکا برداشت تا مجددا نفت به زیر ۷۰ دلار و معیشت مردم آمریکا به دوران قبل از جنگ بازگردد ... پر واضح است که دشمن مانند جنگ ۱۲ روزه ، رفت تا با چاره اندیشی برای خلأها و باگ های این جنگ ، بعد از گذران مسائل سیاسی داخلی بازگردد . شاید علی الاصول امروز که در جنگ بوده و نصف راه را رفته بودیم تحمل سختی ها تا رسیدن به ریشه کنی فتنه ، راحت تر از چند ماه بعدی بود که دشمن تجدید قوا کرده و برای تنگه و مانند آن چاره ای جُسته سراغمان می آمد ، اما هر چه ولی جامعه از خطر اشتباه محاسباتی مسئولان فرمود افاقه نکرد. با پیام بی سابقه و منحصر به فرد رهبری معروف به "علی الاصول" ، خیلی از مسائل و مبانی قانونی کشور مورد تأمل و بعضا محل مناقشه قرار گرفته است. ابتدا باید بیان کنم که صدور این پیام هوشمندانه ، خطر خدشه وارد کردن به ولایت فقیه را دور کرد ، زیرا اگر این اختلاف نظر بعدها و پس از ضرر و زیان کشور علنی میشد این اشکال به کارآیی ولایت فقیه پیش میآمد که چگونه می شود چه بی حمایت قاطبه جامعه ( رک و راست بگویم کما در زمان رهبری شهید و برجام و وجود عوام فریبی مانند روحانی) و چه با حمایت قاطبه جامعه مبعوث شده کما زماننا هذا ، خلاف نظر رهبری انجام شود. اما این پیام صریح نشان داد در صیانت از حقوق جامعه برخواسته ای که ۱۰۰ شب است از رهبرشان سعادت و هدایت را مطالبه میکنند هیچ مسامحه ای راه ندارد. اما از موارد قابل تأمل آنکه همه ما معتقدیم ولی فقیه خاصتا بعد از انتصاب به رهبری جامعه ، مورد برخی عنایات و تفضلات خاصه الهی قرار میگیرند ، اما چگونه میشود وقتی ولی جامعه به همراه ملت ، اتفاقا باهم ، منفعت مملکت را کشف کنند قانون اساسی به چند نفر در شواریی به نام عالی امنیت ملی اجازه دهد جلوی آن کشف را بگیرند و احیانا باعث ضرر سنگین و جبران ناپذیر به جامعه شوند. جایگاه آن الهام و کشف چه می شود ؟! آیا قانون اساسی به واسطه ایجاد محدودیتی به نام شورا ، مانع از اجرای آن حکم الهی که به واسطه عنایات خاصه ربانی حاصل شده است نشده؟ عده ای گفته اند این نشان از دموکراسی است چون اینان مستقیم و غیرمستقیم نمایندگان ملت هستند! اما وقتی خود ملت رأسا پشت امام جامعه آمده و به کشفی رسیده اند و می خواهند آن را جاری کنند ، دیگر نمایندگان چه معنایی دارند؟! قابل تأمل دیگر ؛ اینکه قانون اساسی ریاست این شورا را به رئیس جمهورانی میدهد که معمولا به علت تحصیلات آکادمیک از فهم واقعی امنیت به دور هستند علیالخصوص این فرد که الفبای آن را هم نمی داند و اتفاقا مدام بر علیه امنیت ملی سخن میگوید ، خود محل تامل است و با اینکه از ابتدای انقلاب تا کنون بارها از آن ضربه خورده ایم اما در صدد اصلاح آن بر نیامده ایم. آیا احساس نمیشود ظرائفی از دید قانون اساسی پنهان مانده است ؟...
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بحث در این مورد بسی مفصل است و در عین اعتماد به عزیزانی که همه و همه دغدغۀ ایرانِ اسلامی و حضور ذیل شخصیت آن رهبر شهید را در خود زنده نگه داشتهاند و بنا دارند با قاطعیت تمام به عنوان ایرانِ ابرقدرت در مقابل متجاوزین کوتاه نیایند، آری! در عین اعتماد به آنها بالاخره طبیعی است که به هر دلیلی ضعفها و یا اشتباهاتی دارند. مهم آن است که با همان مبانی و اصولی که انقلاب اسلامی و رهبرِ الهی آن مدّ نظرها میآورند، جایگاه افراد و افکار را با همان طمأنینه بررسی نماییم. در آن صورت است که اولاً: از سایۀ خیمهگاه اصیل انقلاب فاصله نمیگیریم و با حکمت علوی از افراط و تفریطها مصون میمانیم. ثانیاً: مواظب هستیم برای آبادکردن دهی، شهری را ویران نکنیم. و این در صورتی است که با وسعت حضور جهانی تمدن نوین اسلامی در نزد خود و در نزد دیگران حاضر باشیم. در اینجا با این حضور است که میتوانیم سخنان حکیمانه و روش حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای را درک کنیم. به همان معنایی که در جواب سؤال کاربر شمارۀ 41946 عرایضی شد. و باید از خود بپرسیم ما چه نسبتی باید با سخنان و روش حکیمانۀ رهبرمان داشته باشیم که نه اندیشیدن را در این رابطه ترک کنیم و نه از اشارات شخصیت ایشان فاصله بگیریم. موفق باشید https://eitaa.com/arshiv3133/186
بسمالله الرحمن الرحیم و به نستعین آیه ۷ سوره بقره که در حرز ۲۲ امام سجاد علیه السلام نیز ذکر شده است خَتَمَ اللهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَ عَلَی سَمْعِهِمْ گویی این روزها بیش از هر زمان دیگری معنای عینی پیدا کرده است؛ حقیقتی که به چشم میبینیم و دربرابر آن، عدهای همچنان از باور به حماسهها و خیزشهای دوباره این امت سرباز میزنند. پناه بر خدا گویی چشمهایی برای دیدن و گوشهایی برای شنیدن حقیقت ندارند. این روزها تفاوتها بهطرز عجیبی برجسته شده است. از سویی کودکانمان را میبینیم که زود بزرگ شدند دانشآموز شهیده ای که گویی از ملاقات خود با رهبرش خبر میدهد، یا طفل خردسالی که در خیل جمعیت، پیشگامِ بزرگسالان شده و سرودِ مقاومت میخواند. و در سوی دیگر، متأسفانه شاهدیم که برخی بزرگسالان گویی در کودکیِ خویش متوقف شده و با گذشت بیش از ۵۰ روز، همچنان در سردرگمیها و بازیهای کودکانه خود ماندهاند. شدت و ضعف ایمان، امروز شفافتر از همیشه نمایان است؛ جایی که هموطنانی درگیرِ چه کنمهای بیپایاناند، و یا عدهای معدود، همچون منافقان و وطنفروشان، در ظلمتی کور فرو رفته و به امیدهای واهی دل خوش کردهاند. خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کن و امام زمانمان را برسان اللهم عجل لولیک الفرج
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیبایی زندگی و تاریخ در همین است که با نور اسلام و با شرافت انسانهای معصوم، هرچه بیشتر حق از باطل جدا و جداتر شود تا آنجایی که ان شاءالله در نهاییترین منزل دوران زمینیِ آدم، اوجِ حق در مقابل اوج باطل قرار گیرد که بحمدالله به خوبی در تاریخ آن حضور قرار گرفتهایم. آیا شرافتی بالاتر از این میشود که مقابل ما خبیثترین جریان یعنی استکبار و صهیون قرار گرفتهاند؟ خدا میداند همۀ پیامبران و همۀ انسانهای آزاده با هر سبک و دینی به دنبال چنین حضوری بودند و اینجا است که باید با وقار و دلسوزی و امید به آینده، جداییِ این دو جبهه را هرچه بیشتر نشان داد. موفق باشید
سلام علیکم: استاد معذرت میخوام این سوال رو میپرسم. دلم جنگ جهانی میخواد! جنگی که ابرقدرت های مستکبر عالم به خواری و مذلتِ تام و تمام نائل بشن. آیا این طلب، طلب درستی هست؟ طلب جنگ جهانی
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که در این زمانه، همچنان که رهبر معظم انقلاب مکرر متذکر شدهاند جنگ، جنگ ارادهها میباشد با حضور نرم تمدنی. در این رابطه باید به سخنانی فکر کرد که جانها را متوجه حیقیقت می کند. https://eitaa.com/matalebevijeh/21721 موفق باشید.
سلام و درود و نور رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و شما استاد مهربان و همچنین عرض تبریک بمناسبت میلاد امام حسین علیه السلام. استاد جان آیا ما الان در آخرالزمان هستیم یا نه بالاخره و میتونیم شاهد ظهور حضرت حجت و تموم شدن جنگها و نابودی کفر و نفاق و حکومت حقه الهی و حاکمیت معصوم و شیرینی زندگی توحیدی در اجتماع جهانی باشیم؟ من ناراحت میشم وقتی در اجتماع مسلمانها حرف از ظهور آقا امام عصر علیه السلام میشه (توی همین مسجدیها و هیئتی ها) ظهور ایشون رو دور و بعید میدونند و بعضی خیلی مأیوسند بخاطر شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور مون. و بهشون میگم «انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا» البته دوست دارم توی این بحبوحه جنگ روانی و نظامی کشورمون ی سخنی بفرمایید که دلمون قرص بشه به سلامت رهبرمون تا ظهور نزدیک و امنیت کشور مون. اینهمه شهید داریم میدیم. اینهمه اولیای الهی که یقینا خیلی پیش اهل بیت علیهم السلام عزیز بودند و به فرج شخصی رسیده بودند و سرداران مون که بشهادت رسیدند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا از نور حضور حضرت صاحب الأمر در این زمانه دلشاد نباشیم وقتی مییابید در میدان دینداری اصیل تا مرز مقابله با زشتترین انسانها و جریانها جلو رفتهایم و اینچنین پیروز و سرافراز بیرون میآییم. عرایضی در جواب سؤال شمارۀ 41077 شد. آری! باز شعر مولوی که: «ای از همه حاضرتر از مات سلام الله» و این یعنی نظر به ظهور آن حضرت در نایب عزیزش و امیدواری به ظهور هرچه بیشتر او تا ظهور نهایی. موفق باشید
سلام استاد: خانه دار و دیپلمه هستم و از بیاناتتون استفاده زیاد دارم، گرچه مطالب برام سنگینه. نگاه جدید شما خیلی بنده رو تو فکر میبره ولی همزمان که از تمام متدینین با تکیه بر جمله ی علی الاصولِ رهبری، پیام نه به مذاکرات دریافت میکنم و استدلالهاشون رو هم میشنوم تنم به لرزه درمیاد که نکنه اشتباه و بخاطر هوای نفسم تو موضع موافقت با مذاکرات ایستادم (اونهم با تکیه بر پیامهای سرداران سپاه مون و پیامهای شیخ نعیم و ارتباط این پیامها با پیامهای رهبری و با تکیه بر استدلالهای شما و دیگر دوستان) اشک های این دهه ی محرم من بیشتر بخاطر احساس بدبختیم بود که خدایا من کجا وایسادم، نکنه عاقبت به شر بشم!!!! و با خودم مدام میگفتم و میگم مگه میشه این همه آدم متدین و مادحین و منبری های سرشناس و خداشناس دارن میگن نه به مذاکره و... و میگن تیم مذاکره کننده ی ما اینهمه نقض از دشمن دیدن ولی همچنان دارن یطرفه تعهدات رو عمل میکنن و خون امام شهیدمون رو دارن با گندم و ذرت عوض میکنن و.... و بیشتر ترسم هم اینجاست که مدام همه چیز رو از تمام زوایا به عاشورا ربط میدن و با اینکاره مهر تایید محکمی به حرفهاشون میزنن امیدوارم حال بنده و امثال بنده رو درک کنید و با توضیحات جامع تون ما رو از سردرگمی دربیارید. حالا اینکه از قول امام خمینی (ره) می فرمایید دنیا عوض شده است، و از طرفی از تیم مذاکره کننده دفاع میکنید این یعنی تیم مذاکره کننده ما و شخصی مثل آقای پزشکیان و آقای همتی و آقایان قالیباف و عراقچی دارن با مبانی امام خمینی (ره) حرکت میکنند و تا این حد بصیر و فهمیم هستند؟ یا اینکه این اشخاص فقط طبق وظیفه ی دیپلماسی مذاکره میکنند، ولی نظارت رهبری و عمل سرداران سپاه و هماهنگی ای که سردار موسوی بین خود و میدان دیپلماسی اعلام کردند هست که داره طبق مبانی امام خمینی (ره) و امام شهیدمون پیش میره؟ ممنون که تشنگی بنده و امثال بنده رو برای باز کردن کامل این موضوع درک میکنید و ممنون که جملات و مطالب رو قابل فهم، برامون بیان میکنید🙏🏻
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که بانوان خانهدار ما تا این اندازه متفکرانه در تاریخ خود حاضرند و دغدغههایی اینچنین زیبا دارند. عنایت دارید که همۀ عرض بنده آن است که چرا یاران انقلاب همدیگر را نمیفهمند! و در این راستا است که عرض میشود چرا تیم مذاکرهکننده را به جای انتقاد، نفی میکنیم. و از این جهت بنده نخواستم از تیم مذاکرهکننده دفاع کنم، عرض بنده آن است که آنان را به عنوان فرزندان انقلاب درک کنیم، حال یا موفق میشوند و یا نه. زیرا ما بالاتر از آن هستیم که حضور تاریخی خود را محدود به این نوع مذاکرهها بکنیم و بنده از سخنان رهبر عزیز همین نکته را میفهمم. امید است که با درک همدیگر و تقوایی که مقصد نزول وحی الهی است، خود را جلو و جلوتر ببریم. موفق باشید
سلام حقیقتا خداوند مهمانی بزرگی از شهادت را گشوده اند که انسان با خودش میگوید خدایا در این مهمانی مارا هم بپذیر و قلب انسان حسرت عظیمی را از شهادت میبرد و متوجه امر بزرگی میکند که در راهش هستیم. شهید دکتر لاریجانی انسان سیاسی کم نظیری بودند از این جهت که سیاستمدار حکیم_عالم و کارکشته ای بودند و چنین حکمت هایی را از خداوند برای خود و سیاستمداران جمهوری اسلامی از خداوند مسئلت داریم انشاءالله. درست که حکمت انواع مختلفی دارد اما همه انواع حکمت ها را برای ادامه اسلام نیازمندیم. خداوندا زبان این عزیزانی که امروز فوج فوج در توحید حاضرند را برون از جهان پوشالی وحشی که با عنوان «رسانه» جنایت ها کرده را بگشا، که خاک قدوم این عزیزان حاضر در میدانها طوطیای چشم ماست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند آقای دکتر لاریجانی را رحمت کند که دلسوزانه در خدمت انقلاب بودند و مسلّماً شهادت ایشان در تنفر هرچه بیشتر نسبت به رژیم صهیونی راهگشا خواهد بود. موفق باشید
باسلام و احترام خدمت استاد گرامی شرمنده مشورتی میخواهم: بنده دانشجویی هستم که سالیانیست به دین و قرآن علاقه شدید دارم. ادبیات عرب را مقداری بیش از سطح دبیرستان خواندهام و آموزش قرآن را تا انتهای دوره تجوید گذراندهام و یکسالی هم هست که با تفسیر عزیز المیزان کمی انس گرفتهام. سیر کتب جنابعالی را هم تا عرفان نظری پیش بردهام. کتاب های امام شهید(رحمةاللهعلیه) را نیز کم و بیش کار کردهام. حال دو نیاز اساسی گریبانگیر بنده شده است: ۱) اول اینکه علاقه به دین باعث شده که کشش بیشتری به سمت قرآن و روایات داشته باشم و تپش برای انس هرچه بیشتر با آنها دارم. یک کلام بگویم دیگر انگار چیزی جز اینها تشنگیام را رفع نمیکند. رمان و اندیشه های هایدگری و امثال اینهارا هم کار کردهام که امید میرود گشایشاتی برایم رقم بزنند. الان میخواهم در قرآن و روایات عمیق بشوم. گویی از چندسال پیش هم میدانستم که عاقبت من به دروس حوزوی گره خورده است. میخواهم به لطف خدا در ادبیات عرب قویتر گردم و منطق و اصول فقه و فقه بخوانم. گویی شریعت و احکام شرعی مسئلهای شده که به سویش بروم. من خود را محتاج عملی میدانم که از جانب حق است و طلب اینرا دارم که اعمالم همه و همه در تصرف حق باشد. این جا بود که ضرورت فقه را چندی پیش متوجه شدم. از طرفی امام شهید(ره) توصیه به این داشتند که دروس حوزوی در اوج فایده، تدریس و تحصیل شوند و اضافات نداشته باشند و به زبان امروزی باشند. خواستم از جنابعالی که این آگاه به این مسیر هستید مشاورهای بگیرم که سیر بنده را اجمالا در این مسیر بفرمایید. باتوجه به روحیه ای که در خود میشناسم برایم راحت تر است که ابتدا تمام ادبیات را جمع کرده و به سراغ منطق رفته و بعد اصول و فقه. از آن جهت که تدریس اکثر کتب حوزوی در اینترنت موجود است؛ خواستم بدانم که در دوره خواندن ادبیات چه کتبی را پیشنهاد میفرمایید. پس از آن در منطق چه را؟ و بعد در اصول فقه و فقه چه سیر کتبی میبایست کار شود؟ ۲) دوم اینکه هرچه در تئوری جلو رفتم در عمل جلو نرفتم. یعنی خودم را محتاج به عملی بیشتر و بیشتر میبینم. گناهانی هست و اعمالی سر میزند که برای خودم تعجب آور است. به پلید بودن یکسری اعمال آگاهم ولی چون قلب بنده بدان آگاه نیست باز نیز این اعمال سر میزنند. در برابر هوای نفس و شیطان نفوذپذیری زیادی دارم که این در شأن یک انسان نیست؛ ورای اینکه روحانی باشد یا نباشد. خواستم راهچارهای نشانم دهید تا بلکه در عمل کوشاتر شوم. باتشکر از جناب تان
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به گفته اهل نظر در جواب سوال جنابعالی : در ادبیات، همین کتب صرف و نحو که در سال اول حوزه خوانده میشود مناسب است و اگر همراه تمرین و پیاده سازی تجزیه و ترکیب بر متون عربی باشد شما را با قواعد مورد نیاز آشنا میکند و با تمرین زیاد وقتی توانستید متن عربی را به شکل روان خوانده، کلمات را تجزیه کرده و نقش ترکیبی آنها را بیابید، برای ادبیات کفایت میکند. در مورد منطق و اصول فقه نیز همین کتابهایی که فعلا در حوزه در دوره مقدمات خوانده میشود و همچنین برای آشنایی با فقه، کتاب فقه استدلالی آیت الله ایروانی مناسب است. برای تحصیلات تکمیلی فقه و اصول، پس از این کتب، با اساتید مربوطه مشورت کنید تا راهنمایی کنند. موفق باشید.
2- در مورد عبور از گناهان به آیاتی فکر کنید که میفرماید: از طریق تقوا و پارسایی حتی «يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ» و از این جهت به عبور از آن گناهان با از بینرفتنِ آثار آن امیدوار باشید. موفق باشید
مدتی است پس مطالعات و تمرینی در باب منطق و مباحث مغالطات در جریان زندگی و تعاملات شده است که مغالطهای از کسی رخ داده و حقیر متذکر آن شدم، در جمع ها و گعده های طلبگی تا کلاس های درس، مغالطههای اساتید، اجمالا زندگی روزمره و تا آن مغالطه و تشخیص حقیر را بر منطقیون ارئه میدهم آنها آن را تایید می کنند، و این مورد برای حقیر تبدیل به یک عادتی شده تاجایی که رفقای طلبه به شوخی مرا خطاب قرار داده و میگویند: «آقا مغالطه نکن!»، اکنون سوال حقیر آنست که نظر حضرتعالی در این مورد چیست؟ محمد باقر آقائی
باسمه تعالی: سلام علیکم: معطل این نوع رابطهها نباید شد. بیشتر باید منظور گویندگان را مدّ نظر داشت حتی اگر با مقدمات مربوط به قیاس منطقی همراه نباشد. موفق باشید
