بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41571
متن پرسش

بسم رب الزهرا «قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ» گویند که جمیع خلایق و موجودات را بازگشتیست و بازگشت به سوی اوست انسان از ابتدای خلقت خویش در حال بازگشت است و این بازگشتن است که ما را به سوی او میخواند رجعت و بازگشتن همه گویای یک کلام است و آن خودِ بازگشت و یا باز_گشت است آری ما از مقام وحدت و انس و الفت جدا میشویم و هبوط به کثرت و غربت و دوری میکنیم تا باز گردیم آری بازگردیم و راز این همه بازگشتن است و به یاد آوردن و پاسداشتن دوباره قالو بلی مان. همه ما در سر آغاز هستی انسانی خویش در یگانگی با او و در مقام عهد و انس به او و عهد با او قالو بلی گفته ایم و این گشت انسان در هستی است که همواره بازگشت خویش را با بلی و یا هم بلاءِ او جستجو کند تا این عهد به تفصیل آمده و انسان در مقام اختیار و مختار بودن حق را به تفصیل و جامعیت انسانی خویش بجوید و او را در لابلای هزار حجاب و احتیاج و ابتلا باز جوید. آری همه ما در شهادت سید و مولایمان و رهبرمان بار دیگر قالو بلی مان را یافتیم و مرگ را اختیار کردیم و خود را در آیینه شهادتش فرا خواندیم. انسان در تطاول زمان و حیات محتاج همواره ذکر و یاد و خوانش دوباره قصه و داستان خویش است و گویند آدم نیز در غم و یاد و اشک به کربلا بود که توبه اش پذیرفته شد و بازگشت به سوی حق. شهادت سید و رهبر و مولای ما همانا جلوه ای دوباره از کربلا بود و توبه تاریخی ما به سوی او تا انسان امروز و فردا در یاد و روضه این شهادت قصه خویش را در جهان امروز باز جوید و همواره خود در کارزار کربلایی انقلاب اسلامی در مقاومت و ایستادگی در برابر جهان و جبهه تاریخی استکبار و کفرِ جهان امروز باز خواند و باز جوید. ما همه از آن اوییم و به سوی او باز می‌گردیم و این اوست که در ایام و ادوار تاریخی و هر زمان جلوه میکند و رنگ بر هستی تاریک ما میزند تا او را باز و باز لابلای اوراق زمان و تاریخ بتوانیم بازجوییم. آری این او بود که با شهادت رهبرمان به اسم اتم ظاهر و باطن به تاریخ ما جلوه کرد که او را با آیات و مظهریت تاریخی شهادت نهایی ترین انسان های تاریخ همواره باز خوانیم و باز جوییم. آری تا انسان انسان است و هستی هستیِ او، انسان حامل امانت تاریخی انسانیت است تا در مقام انس و یگانگی با حق در ادوار زمان و تاریخ اسم اتم او را خواند و به مظهریت اسما حسنی او ظاهر شود. خاتم الانبیا و پیامبر ما متصف به امین و امانت دار بودن است و رهبرمان به اقتدای بر او متخلص به امین؛ ما نیز اقتدا به مقتدای مان داریم و پاسبان و پاسدار عهد تاریخی مان با امام شهیدمان هستیم و امانت دار رسالت تاریخی انسان امروز خواهیم بود و خود را در شهادت کربلایی او باز و باز در یاد کربلا فرا خواهیم خواند. آری: چو ره به قبله‌ی امن است پایمردی کن خطا مکن، ز توهم به ناکجا مگریز چو تیر راه هدف گیر و بر هدف بنشین ز کجروی به حذر باش و از خدا مگریز «امین» خلق و امانت‌گزار یزدان باش به صدق کوش و خطر کن ز مدعا مگریز إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ ۖ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا صدق الله العلی العظیم..

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نهضت ایمانی امام حسین«علیه‌السلام»، مردمان به خود آمدند و معلوم شد چگونه خداوند حافظ دین خود می‌باشد زیرا با حضور ولیّ الهی در جهان، خداوند جهان را رها نکرده است و نمی‌گذارد که تاریکی و نومیدی بر جهان غلبه کند و فهمیدند هرچه قدرتِ ایمان شدیدتر باشد گذر از  شرّ نظمِ استکباریِ امویِ جهان عمیق‌تر است و در خودآگاهی جدید که با شهادت امام خامنه‌ای پیش آمد، طوری در جهان حاضر می‌شویم تا معلوم شود انسان، نه از دانش و تکنیک جدید بیگانه است و نه از دین، و به عالم چنان می‌نگرد که هرچیز را در نسبت با انسانیت انسان می‌بیند و نه در حجاب 150 سالۀ غرب‌زدگی و ما با نظر به چنین حضوری کربلا را در این تاریخ برای خود بازخوانی کردیم و توانستیم در مقابل تجاوز غرب متذکر جهان دیگری شویم که روحیۀ نژادپرستانۀ غرب که غیرِ خود را به چیزی نمی‌گیرد، نقش‌آفرین نباشد و گمان کند می‌تواند آخرین تصمیم باشد.
آیا به موقفِ تاریخی خود فکر کرده‌ایم؟ موقفی که خداوند ظهوری از اسماء الهی را اراده کرده است که ترامپ و غرب، حجاب آن ظهور هستند و ما با درک درست غرب و حجاب‌بودنِ آن‌ها نسبت به آن اسماء، می‌توانیم آن اسماء را که اسماء عبور از غرب‌اند بشناسیم. آن اسماء، موقف تاریخی ما می‌باشد و می‌توان در آن موقف حضور پیدا کنیم و خود را همچون رهبر شهید انقلاب در حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بیابیم که در بصیرت تاریخی خود اظهار نمودند: «این قرن، قرن نابودی ابرقدرت‌ها است»؛ با نظر به چنین حضوری ما با معنای دیگری به خداوند رجوع می‌کنیم نکته‌ای که به گفتۀ جنابعالی شهادت را نیز باید بازخوانی نماییم و در منظر پیامبر امین«صلوات‌الله‌علیه‌واله» به رهبری نظر کنیم که متخلّص به «امین» بود و رسالت تاریخی خود را با نظر به آن مرد با جدّیت تمام درک کنیم و در آن حاضر باشیم. و این یعنی نظر به قبلۀ امن و آینده‌ای که در پیش است و پایمردی و صبر در این میدان. موفق باشید        
 

41433
متن پرسش

سلام علیک و رضوانه فص حکمة ابراهیمیه فی کلمة ثورة الاسلامیة این جنگ امروز ما حکمت ابراهیم محمدی در ذیل انقلاب اسلامی بود آنجا که در برابر تمدن نمرود زمانه ابراهیم وار به بت خانه تمدن غرب وارد شدیم و بی محابا تبر به دست و با شجاعت توحیدی دست به شکستن بت ها زدیم و این جز با رَوح الله میسر نبود و اینک مائیم و ندا و صدای توحیدی که به گوش عالمیان رساندیم که دیگر این بت خانه حاجتی نمی دهد و طلب فردای انسان نخواهد بود. ضربه ما به کاخ ویران تمدن غرب ضربه به عالم خیالی و توهمی مدرنیته بود که آدمی را در سرگردانی خیالات و در آرزوهای بی انتها اسیر توهمات بی اساس کرده است و آدمی در پی ارضا و اشباع و طلب آن حاضر شد تا اصیل ترین اصالت ها را زیر پا بگذارد تا به آن سراب مقصود و قبله نامعلوم عالم مدرن دست یابد و چه پوچ عالمی آنگاه که در برابر حضور توحیدی تاریخ فرو می ریزد و می پاشد و این تازه شروع فردایی است که آدمی در نهاد جانش طلب آن را داشت و اگر ما این حضور فرداها و پس فردا ها را برایش ترسیم نکنیم در بی عالمی و بی سکنایی ویرانه های خراب آباد مخیلات مدرنیته گم خواهد شد و امروز این انقلاب اسلامی است که راه فردای انسان را برایش پیش چشم های بشریت حاضر کرده است تا در افق معناهای اصیل از حقیقت و حیات و معناداری از عالم خود را پیدا کند و سکنی گزیند و وای به حال آنکه امروز در نقطه ای که باید حاضر شود حاضر نگردد. جنگ ما ابراهیمی است اما در شریعت ختمی و در نهایی ترین و اصیل ترین تاریخ انسان (تاریخ مهدی موعود)، و این حس حضور ما را برای فردایی که از آن ماست بیش تر میکند چون آن ابرانسان تاریخ و آن منجی اصیل آدمی و آن طلب نهاده در جان انسان ها و آن شراب طهور بشر از سکره ها و مستی ها عالم غربی از آن ماست. انسانی که امروز غرب را دیگر مأوای انس با حقیقت نمی داند و از فردای پیش روی غرب مأیوس و ناامید است در طلب فردایی می گردد که مطلوب جان و مونس تنهایی کشندهٔ نهیلیسم زدگی باشد. این فردا از آن ملتی است که امروز پرچم دار طلیعه ظهور صبح فردای انسان نهایی این تاریخ است. انقلاب اسلامی در مرحله گذر از صورت غرب زدگی است و اگر متوجه این امر عظیم نباشیم و غفلت کنیم زبان سخن با انسان های حقیقت طلب و حق جوی تاریخ را از دست داده ایم و علاوه بر آنکه عزم های که امروز برای عبور از غرب که به خیابان آمده است را برای تولدی دیگر در فردایی که غیر از زمانه دیروز آن هاست را پاس نداشتیم. انسان ها این شب ها در خیابان باید بدانند در حال رقم زدن تاریخ فردایی غیر از غرب و غرب زدگی هستند و این طلب های متعالی که امروز در خیابان ها به میان آمده اند را اگر مراقبت نکنند و اعتلا نبخشند در طلیعه فجر فردای این پیروزی آن شعفی که نصیب خاصان تاریخ از گذار این معرکه است را کم تر حس خواهند کرد. تاریخ حیات قدسی امروزین ما ثمره خونی است بس عظیم که در امتداد تاریخ کربلا برای ویرانی کاخ عظیم اموی جاری شد و پاسداشت این خون جز به ویرانی بت خانه غرب و عزم ابراهیمی ملت سلحشور محمدی برای حضور برین فردای انسانیت نخواهد بود. سلوک ابراهیمی ملت شریف و عظیم ایران امروز با گام های حضور در تاریخ مهدی موعود به یک عزم جمعی تاریخی انسان به فعلیت رسیده است و ما در حال یک سلوک آگاهانه در دل تاریخ در ذیل عصر مهدوی هستیم و این همان طلب و اشتیاق قلبی پیامبران و امامان برای حرکت انسان ها در گذر از ظلمات تاریخ شان بود و ما امروز شاهد این حرکت انسان در مسیر فعلیت اش هستیم. و چه خوش تقدیری است این شب های قدر از پی هم که نصیب حرم محمدی ایران شده است و چه خوش امانتی که به دوش پاسداران حرم عظیم ایران اسلامی در حال گذر از عصری تلخ از صورت انسانی به عصری روشن از انسان و انسانیت تا انسان ها بیش از پیش از سایه تحقیر تکنیک و مسابقه های جانکاه بی ثمر غرب برای بقا حیوانی نجات پیدا کنند. . این شب قدر ان شالله با بهترین تقدیر قضای طلب معهود عهد انسانی را که فراموش بشر مهبوط در غرب شده بود را به دنبال خواهد داشت و این مبارک سحر و این خجسته ایام به آغوش انسان بر می گردد و عالم بشریت دگر گونه جوان خواهد شد. سحری که از پس ظلمت امروزین در حال رقم خوردن است نتیجه تقدیر عزم های انسان هایی است در تاریخ که راضی به حیات تاریخی غرب به عنوان طلب جان شان نبودند و برای فردای دیگری که غرب از طلوع خورشید شرق طلب حقیقت کند خیابان را سجاده طلب عبودی و مناجات با خدا کردند تا بار دیگر به انسان ها در برابر ملائکه فخر کند و بار دیگر زمینیان مورد سجده ملائکه قرار بگیرند و بال ملائک فرش قدم های این آدم ها. امروز تکوین و تشریع نظام عالم در یگانگی به یاری آدمیان آمده است . راز حضور این همه سرزندگی در این شب ها و روزها را باید در امدا دنظام تکوین عالم که در خدمت اراده و طلب آدمیان قرار گرفته است مشاهده کرد. دیگر این انسان با دیروز متفاوت خواهد بود........... حرف زیاد بود و اما از اینکه اطاله کلام موجب آزار دل آگاه و روشن و بیدار وبصیر و خردمند این جمع و حضرتعالی که سرآمد این جمع خردمند هستید نشود از زبان درازی خود داری کردیم و باقی رشته سخن را به سخن های پس از هم که به زودی به ظهور خواهدآمد سپردیم.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه زیبا سخن گفته‌اید و چه اندازه حکیمانه به اموری اشاره فرموده‌اید که هر فراز از آن، میدانی می‌باشد که می‌توان با اندیشیدن به آن فراز، افقی را مقابل خود احساس کرد و به حضوری که به تعبیر جنابعالی به نوعی سرزندگی می‌توان دست یافت. آری! از تقابل عالَم خیال و توهّم در مقابل نظام حقیقت‌گرایِ انقلاب اسلامی سخن گفتید و این‌که در «اکنون» آن عالمِ توهّمی در حال فرو ریختن است و آنان این را برنمی‌تابند، هرچند چاره‌ای ندارند زیرا به گفتۀ جنابعالی این انقلاب اسلامی است که راه فردایی اصیل را که به نهایی‌ترین حضور منجر می‌شود مقابل انسان‌ها گشوده و دیگر، انسان در غرب و غرب‌زدگی نمی‌تواند خود را ادامه دهد. و چه خوب فرمودید که این مردم با عزم امروزین خود که عبور از غرب است به خیابان‌ها آمده‌اند برای تولدی دیگر. و آری! و صد آری! اگر متوجۀ جایگاه تاریخی این حضور نگردند به آن نتیجۀ اصیلِ پایداری که باید نایل شوند، معلوم نیست نایل گردند.
به گفتۀ جنابعالی در عزم ابراهیمی، ملت سلحشور محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» گام‌هایی بس بلند به سوی تاریخی برداشته‌اند که در نهایت، نورِ عظیم‌ترین انسان در جلوۀ انسانیت متعیّن می‌شود. و سلام بر مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» و سلام بر آینده‌ای چنین بزرگ که در این شب‌های قدرِ میدان‌ها، خداوند آغوش خود را به سوی مردم گشوده است تا راز حضور انسانیتِ انسان در مأوای الهی به میان آید. و به اشک‌های آیت الله جوادی و نظر به عظمتی که برای حضور این شب‌ها متذکر می‌شوند باید توجه کرد. https://eitaa.com/tafakorism/4946 و به سخنان آقای مسعود فراستی بنگرید که با بصیرت هنرمندانۀ خود چه اندازه خوب این حضور را «فهم» می‌کند. https://eitaa.com/simafekr_com/750  موفق باشید
 

41391
متن پرسش

متنی نوشتم درباره حوادث اخیر. نظر مبارکتان را می‌خواستم. 🔸حضور در عالَمی دیگر ✍علی جلالی در عالَم تخصص‌ها هر کاری را به اهلش می‌سپارند و جنگ هم متخصصان خود را می‌طلبد. بسیاری از مردم ایران که خود را محروم از حضور در میدان جنگ می‌دیدند و کار جنگ را به اهلش واگذاشته بودند، اکنون میدانی برای حضور در این جهاد مقدس یافته‌اند. جهادی که در خیابان‌ها و میدان‌های شهر رقم می‌خورد چون دشمن میدان جنگ را در خیابان‌ها قرار داده. شاید این مکرِ خدا بوده که دشمن به میدانی طمع کند که اتفاقاً عرصه را برای حضور یکایک مردم باز می‌کند. مردان و زنان و نوجوانانی که هرشب پرچم مبارزه در دست، خود را در لشکر سپاه اسلام می‌یابند و روزها به ظاهر به کار تخصصی خود مشغول می‌شوند ولی در دل‌هایشان شوری است که آنان را به کاری دیگر در زمانی دیگر فرامی‌خواند. به حضور در میدان در دل شب. انگار محلی برای کارِ حقیقی یافته‌اند. این مردم تخصصشان در میدان بودن است! با این شور شبانه، وقتی روزهنگام به کار خود برمی‌گردند، در کارشان معنایی دیگر می‌یابند و آن شورِ جهاد به تخصص‌هایشان رنگ دیگری می‌زند. گویی دل، معنابخش و راهبرِ دست می‌شود! و دست، عادت روزمره را وامی‌نهد و پی خواستِ دل می‌رود. به‌ظاهر همان کار روزانه را انجام می‌دهد ولی این بار با دلی بیدار! و شاید قدمی پیش‌تر رود و میدان کار روزانه را همان میدان جهاد شبانه ببیند و همین کار عادی را جهادگونه انجام دهد. اما دوستان! انگار عالَم امروز با عالَم گذشته فرق کرده‌است. بعد از ده اسفند انگار همه نسبت‌های ما تغییر کرده و به دنیای دیگری پا گذاشته‌ایم. شاید سالهاست که مقدمات این عالم جدید فراهم شده ولی من این چند روز بیشتر حسش می‌کنم. ما روزها در عالَمِ دیروز به سر می‌بریم و شبها به عالَمِ امروز سفر می‌کنیم. برخی‌هامان سردرگم میان دو دنیای متفاوتیم. علایق عالَمِ دیروز و شور عالَم امروز را توأمان می‌خواهیم. ما درحقیقت به دنبال یافتن خودیم در میان این دو عالَم. هنوز از آن عالَم نبریده‌ایم و به یکباره در عالَم جدیدمان خانه نگرفته‌ایم که ساکن و برقرار باشیم. شاید بخشی از بی‌‌قراری‌هایمان از این سرگشتگی میان دو عالَم است. ما تا خود را در فراق آن عالَم نو حس نکنیم، بیهوده بر تخته‌پاره‌های عالَمِ گذشته خود چنگ می‌زنیم. دوستان! گویی محبوبی زیبارو که سالها انتظارش را می‌کشیدیم در عالَم جدید رخ نمایانده، وقت آن نرسیده که عزمی در ما پیدا شود تا به سوی آن معشوق نقل مکان کنیم؟ مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست می‌کنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم حافظ

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله همان‌طور که می‌فرمایید و پرسشگر سوال شماره 41390 فرموده‌اند، افقی بزرگ در مقابل ما گشوده شده و همچنان که در پرسش و پاسخ شماره41375 عرض شد، مهم آن است که متوجه جایگاه این حضور به عنوان خودآگاهی به این حضور باشیم که در واقع یک عنایت خاص الهی می‌باشد؛ عنایتی که خداوند قلب‌های این مردم را در برگرفته تا آ‌نچه که باید در راستای نابودی ابرقدرت‌ها در این تاریخ اعمال کند، توسط این مردم انجام شود و غفلت از این خود‌آگاهی خطر ریزش ها را پیش می‌آورد در حالی که می‌توانیم همچون شعله‌ای آتش با نظر به اراده‌ الهی همچنان شعله‌ور بمانیم. موفق باشید

41349
متن پرسش

با سلام و نور خدمت استاد 🌹 استاد این مدت صدای انفجارها ترس زیادی در دلم ایجاد کرده بود و از این مسئله بشدت ناراحت بودم که چرا قلبم تا این حد سست و ضعیف است آیا ترس مرگ است یا .... برخی را میدیم که به پشت بام ها می رفتند برای دیدن نقاطی که پرتابه ها و موشک ها اصابت کرده و با خونسردی تماشا می کردند. بارها بر قلبم نهیب می زدم که چرا می ترسی. از تک تک آنها علت نترسیدن را می پرسیدم و آنها جواب می گفتند که مطمئن هستند اسرائیل به مناطق مسکونی حمله نخواهد کرد. این جواب برای قلبم مورد قبول نبود. و خداراشکر بعد از اینکه در این سحرگاه به لطف خداوند رحمان و رحیم شما را دیدم و سخنانتان را شنیدم قلبم زبان گشود و گفت که مبادا اطمینان قلب و سکون را با اعتماد بر شیطان بنیان بنهی که خانه ای می شوم مانند خانه ی عنکبوت . و مگر نه این است که الا بذکرالله تطمئن القلوب !!! خداراشکر که بر شیطان بزرگ آمریکا و اسرائیل تکیه نکردیم و اعتماد را بر این مبنا قرار ندادیم و سخن دیگر اینکه در این شب ها وقتی همراه خواهران دینی خود در خیابان ها شعار می دهیم چقدر این حرکت مانند حرکات زینبی است با این تفاوت که اینبار نه مانند آن روزها در اسارت بلکه در اوج آزادی و آیا این آزادی جز این است که به برکت اشک هایی است که بر امام حسین علیه سلام ریختیم و این آزادی هدیه ای زینبی است بر زنان ما که این چنین در این برهه تاریخ اینگونه زینب وار و با صلابت در میدان ها حاضر شده اند🌱 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی حضوری ماورای مُردن و یا ماندن. آری! مردم ما بحمدالله به خوبی «مُردن» را پشتِ سر گذاشته‌اند و به حضوری نظر دارند که رهبرِ شهیدمان در مقابل ما گشودند تا مُردن را به رسمیت نشناسیم و همواره به حیاتی فکر کنیم که با نظر به حضرت حق در آن حاضریم. و این یعنی حضوری ماورای مُردن و یا ماندن. موفق باشید

41270

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: صبحِ امروز سروده‌ای حاصل شد که آن‌را با جنابتان به اشتراک می‌گذارم: بسم الله الرحمن الرحیم {گلستان‌گونه‌ای ناچیز تقدیم به پدر شهیدم امام خامنه‌ای (قدّس اللّه نفسه الزکیة)} «امین» آغاز: |نور حی قیوم که به وساطتِ «امینِ» وی بر جان خسته‌دلان تابید و آواز امیدی کز نای نومیدان دمید: [ای از دریچه جانِ تو زنده آدم ها• وی مظهر تمامی انوار و ساکنِ دلها]| ..... |بسیار کم است از برای «پیر مغان» ماده و مدت که او زیِّ برتری داراست ماورای جهان و عسرت: [نوری بیامد و دست تورا گرفت• از نور اوست نور رخت ماهِ دلربا!- ملحق بدو شدی که بیشتر بتابانی• نورِ وُرا که اوست آفتابِ مشرقها]| ..... |ماهی که در آب اوفتاده است را چه بهره از آب و آسودگانِ وجود را چه ادراک از هستی؟: [تا شب قرار نداشته باشد به آسمان•روز از پیِ چه‌ عیان میشود به محفلها؟]| ..... |به حکمِ «بَلْ احیاءٌ» زنده‌ای که مرگ در او راهی ندارد و به قولِ «عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ»، نزدِ پروردگارت روزی خوری که نقصان نپذیرد: [ای زنده‌تر ز زندگانی ماست زندگی‌ات•از شمع توست حرارت به جانِ انسانها- الحق«امینِ» خدای بودی و به‌حق رستی•در نزد او تا که خوری بی‌حساب روزی‌ها]| ..... |راهی که حکایت نموده‌ای معقول و مرا از باور به‌غیر معذور کرده است: [بر ذره‌ای بتاب تا به عرش روی کند•کز تو عیان شده‌ست راه و رسم منزلها]| پایان؛ ..... سه‌شنبه ۱۲ اسفندماه ۱۴۰۴/اصفهان/سرودهٔ «قطره»

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. او امین خدا بود در زمین، تا ما او را آینۀ نمایش انوار الهی بنگریم. او متوجۀ سنت‌های لایتغیّر هستی بود و هرگز نباید از آن نوع حضور که آن مرد الهی با شخصیت خود متذکر آن بود، غفلت کنیم.  https://eitaa.com/matalebevijeh/21846  موفق باشید

41238

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیک: با آرزوی قبولی طاعات و عبادات. آیا صحیح است که بگوییم کار شیطان صورت دادن به نقاط ضعف انسان و نفسانیات از طریق قوه وهم و خیال می‌باشد که آن ضعفها به صورت حدیث نفس یا صورت خیالی عارض بر انسان شده و شخص را به سمت عمل سوق می‌دهد و حال اینکه انسان عمل بکند یا نکند تابع اراده خودش می‌باشد اگر پاسخ مثبت است در ماه رمضان که شیاطین در رنجیر هستند این مسایل نباید در نفس ایجاد شود و تصورات شیطانی نمی‌باست وجود می‌داشت ولی هست و این را چگونه باید توجیه کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! شیطان از آن جهت که بتواند انسان را تا مرز ارتکاب به گناهان بکشاند، در ماه رمضان در محدودیت است. ولی به هر حال وسوسۀ شیطان در جای خود همواره در میان است و انسانِ روزه‌دار به خوبی می‌تواند بر وسوسه‌های این شیطان غلبه پیدا کند. موفق باشید

41190

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علبکم و جزاک الله خیرا. استاد رساله الولایه یکی از مطالب ویژه آن این است که تشریعیات ریشه در حقایق ماورا الطبیعی دارد که در عالم دنیا به صورت قانون و شریعت ظهور می‌کند با این وصف چرا وضوی اهل سنت را باطل نمی‌دانیم و نماز با آنها را درست می‌دانیم یا چرا ازدواج سایر ادیان را بر اساس سنت خودشان درست می‌دانیم و دهها مثال دیگر که با آن حقیقت ملکوتی تطبیق ندارد و مرتبه نازله آن حقیقت نیست و بشر آن را تغییر داده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اعتباریات دینی، مسلّماً ریشه در نفس الامر دارد ولی گویا نفس الامر را وسعتی است که این نوع اعتباریات هم نسبتی با آن نفس الامر برقرار می‌کنند. مهم صورتِ اصلی اعتباریات است که بیشترین ارتباط را با نفس الامر داشته باشند که سیرۀ اهل البیت «علیهم‌السلام» از این نوع است و البته این غیر از آداب من درآوردی است که هیچ مبنای نفس الامری ندارند. موفق باشید 

40890

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ما درگیر یک جنگ همه جانبه هستیم. نظامی، اقتصادی، فرهنگی و در جنگ هم هم زدیم و هم خوردیم در جبهه فرهنگی، هم رویش داشته ایم هم ریزش همانطور که از نظر حجاب متاسفانه به مشکل خوردیم نظام غرب هم از دست نفوذ تفکر انقلاب کلافه شده، آیا میشه به این موضوع امید وار بود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! آری! تاریخی که با انگیزۀ توحیدی ذیل نبوت پیامبر خدا شروع می‌شود، آنچنان نیست که با تقابل تاریخ دیروزین، هرچند آن مقابله به جهت سابقه‌ای که دارد؛ قوی باشد، شکست بخورد و «بشّر الصّابرین» تذکر به آنانی است که حضور آن تاریخ را در آیندۀ پیش رو مدّ نظر دارند و با حمله و ستیزۀ جبهۀ استکباریِ دیروزین، خود را نمی‌بازند، زیرا به خوبی به فردای دیگری می‌اندیشند، فردایی که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه»  تا آن‌جا مدّ نظر قرار داد که فرمودند: «مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه‌های‌دار می‌روند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته می‌شوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.» ملاحظه کنید آن مرد در دلِ تاریخی که آغازگرِ آن بوده است، تا کجاها را مدّ نظر داشته است و ما در مقابله با تاریخ استکبار برای حضور در تاریخ آخرالزمانیِ خود تا این‌جاها ایستاده‌ایم. تا در معنای حقیقی خود ایستاده باشیم.
آیا نمی‌توان گفت که ایران به عنوان  یک تاریخ با هویت خاص خرد خسروانی در جلوه فرهنگ تشیع، طوری به میدان آمده است که استکبار تحمل چنین ملتی را ندارد؟ آیا همین که بعد از حمله ترکیبی رژیم صهیون ایران منفعل نشد و به گفته آنان به کما نرفت و توانست مقابله کند، حکایت از  پیروزی ایران به حساب نمی‌آید تا ما معنای زندگی در این تاریخ را در تقابلی که با رژیم صهیون پیش آمده درک کنیم؟ موفق باشید        
 

41927
متن پرسش

سلام و احترام: سخنی با جناب آقای حداد و تایید استاد طاهرزاده بر منش ایشان در مواجهه با پیام حضرت آقا. حرفت حق جناب آقای حداد عادل ولی ما زخم خوردیم. ما می‌ترسیم حق هم داریم بترسیم وحشتناک هم حق داریم. اون ایامی که ازش حرف می‌زنید و اون طرز فکر با شدت و ضعف به قوت خودش باقیست. وقتی از رئیس دولت که از چرخش ۱۸۰ مواضع ترامپ حرف میزنه تا رئیس کل بانک مرکزی که از بلامانع بودن خرید گندم و ذرت از آمریکا حرف میزنه تا دیگران... ما حق داریم بترسیم. ما ضمن بکارگیری تمام تلاش خود برای حفظ وحدت همراه با مقام معظم رهبری ناظر و منتظریم ببینیم چکار می کنند. ما نمی‌گذاریم دشمن فریبکار این‌دفعه سر ما و مسئولان کلاه بگذارد. بالای سرتان خواهیم بود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای دل و جان شما شوم که می‌دانید با چه دشمنان کثیف و غدّاری روبرو هستیم، آن هم در نهایت حیله‌گری. ولی آیا تجربه نکرده‌ایم که ما وقتی به حکم وظیفه در مسیر تقوا، سیاست و دیانت را در کنار هم داشته باشیم، خداوند روز به روز بر خواری دشمنان و پیروزی ما بر آن‌ها افزوده است؟ حتی در عین ناتوانی کسانی که می‌خواهند از آمریکا دارو و گندم بخرند. در حالی‌که به گفتۀ استاد مجتبی زارعی « گندم و ذرت آمریکایی عین نجاست سیاسی است!» https://eitaa.com/Dr_Zareii_Siasatefetrat/3828  موفق باشید

41902
متن پرسش

سلام علیکم حضرت استاد: اگر نگاهی از نو به مسئله‌ی انقلاب اسلامی در دنیای جدید داشته باشیم، گویا انقلاب اسلامی، پیش‌آوردنِ همان «صحنه‌ی کربلایی» بود تا جهان دوباره به اشک بر حسین (ع) نائل شود. تمامی شهدای ما در این سال‌ها، هر یک به نحوی، تذکری به کربلا بودند و به یک معنا، کربلا را از گذشته‌ای که با فاصله‌ای بعید با آن روبه‌روییم، برای ما زنده کردند. آن اشکی که در نسبت با شهدا جاری شد، در حقیقت همان «اشک عرشی» است که ما در نسبت با حضرت اباعبدالله (ع) دنبال می‌کنیم. لذا، می‌توان مسئله‌ی انقلاب اسلامی و طریقی را که حضرت امام (ره) و حضرت آقا فراروی ما نهادند، از این منظر مورد توجه قرار داد. 🔹 بشری که این اشک را گم کرده و در دل روزمرگی‌ها مستحیل گشته بود، به واسطه‌ی انقلاب اسلامی و شهادت‌هایی که در بطن آن به وقوع پیوست، دوباره وارد این ساحت قدسی شد و انسان بار دیگر در افق کربلا اشک ریخت و توانست کربلا را در خویشتنِ خویش بازیابد. 🔸 اگر به دغدغه‌های بزرگان در باب تبیین عاشورا دقت کنیم، درمی‌یابیم که زنده نگه داشتن عاشورا، حماسه‌ی آن و برپایی مجلس روضه و اشک بر حضرت اباعبدالله (ع)، همواره امری بوده که از دل فهم‌هایی که می‌خواستند آن را منجمد و متصلب کنند، سر برآورده است. در دوره‌ی اخیر و پیش از انقلاب، می‌توان جریانات مختلفی را در نسبت با عاشورا ردیابی کرد، اما نکته‌ی عمده این است که انقلاب اسلامی، برای آن اشک، یک «صحنه» پیش آورد؛ صحنه‌ای که توانست اشک را دوباره به تاریخ بازگرداند. به «تعزیه» به مثابه یک پدیدار بیندیشید. تعزیه‌ی اصیل و آن فضای وجودی‌ای که پدید می‌آورد، چه نقشی در برقراری نسبت ما با کربلا دارد؟ آیا نمی‌توانیم انقلاب اسلامی را نیز از جنس همین گشودگی هنرمندانه و وجودی در تاریخ ببینیم؟ شهدای بزرگ ما هر یک در جایگاهی و در ایفای نقشی نسبت به کربلا قرار گرفتند تا آن «صحنه» پدیدار شود و انسان‌ها بتوانند خود را در کربلا بیابند؛ نه آن‌که صرفاً امری از گذشته را مرور کنند. انقلاب اسلامی و طریقی که در برابر ما گشود، به یک معنا «احیای کربلا» است. 🔹 این مسئله نیازمند تأملی بیش‌تر است. ما اغلب چنین می‌اندیشیم که کربلا صرفاً یک «استراتژی» یا «روش» برای مقابله با ظلم است و شاید آن را صرفاً به مثابه یک «ابزار» می‌بینیم، نه یک «غایت». اما اگر به نحو دیگری به مسئله نظر کنیم، درمی‌یابیم که کربلا خودْ «غایت» است. تشیع مسیری را دنبال می‌کرد تا «کربلایی» پیش آید و صحنه‌ای کربلایی محقق شود؛ صحنه‌ای که در آن، کربلای امام حسین (ع) بار دیگر در منظرها آشکار گردد. در این پیش‌آمدن کربلاست که نسبت حضوری انسان با حقیقت مکشوف می‌شود. گویا در این صحنه، انسان به «دیدار» و «ملاقات» می‌رسد و غایت خلقت انسان محقق می‌شود. این همان ظهور مقام «خلیفةاللهی» انسان است. 🔸 ممکن است در تصور عادی، این پرسش پیش آید که اگر راهی که در برابر ما گشوده می‌شود به کشته شدن می‌انجامد، پس هدف چیست؟ علت این پرسش آن است که نگاه‌ها همواره به «هدفی بیرونی» معطوف است و کربلا راهی برای نیل به آن هدف تصور می‌شود، اما کمتر بدین معنا می‌اندیشیم که «پدیدار شدن کربلا» و «تحقق صحنه‌ی کربلایی»، خودْ غایت خلقت انسان بر روی زمین است. اینکه این عالم، «کربلا» شود، اصلی‌ترین مسئله است. نکته اینجاست که مسیر کفر نیز به یک معنا در جهت ممانعت از تحقق کربلاست؛ می‌خواهد راهی در برابر انسان بگشاید که او به کربلا نرسد. 🔹 نمونه‌ی تاریخی آن، قصه‌ی معاویه است. معاویه تمام تلاش خود را به کار می‌بست تا کار به «کربلا» کشیده نشود. مسیری را دنبال می‌کرد و راه‌هایی پیش می‌آورد که امام حسن (ع) نتوانند کربلا را به آن معنا محقق سازند، هرچند که ایشان طریق را به نحو کامل طی کردند. در تاریخ معاصر خود ما نیز، طریقی که حضرت آقا در این سال‌ها پیمودند، قابل تأمل است. دائماً مسئله، «مذاکره» و «صلح» بود. استراتژیست‌های بزرگ دنیا به ذهنشان می‌رسید که با انقلاب اسلامی وارد یک تقابل سخت شوند که مثلاً به شهادت آقا بینجامد. توانایی انجام آن نیز برایشان چندان دور از دسترس نبود، اما آن‌ها خود واقف بودند که این نقطه، همان نقطه‌ای است که اگر به آن نزدیک شوند، گویا هدف و غایت انقلاب اسلامی محقق شده و دیگر از دستشان کاری برنمی‌آید. از همین روست که در چالش‌های سیاسی اخیر، برخی در غرب، اقدام به چنین تقابلی را «اشتباهی فاحش» می‌دانستند، زیرا «پیدا شدن کربلا» را در آن می‌دیدند. شاید این واژگان را به کار نبرند، اما واقعیت آن است که برنامه‌ریزی‌هایشان معطوف به ممانعت از تحقق این کربلا بود. اما حضرت آقا به نحوی طریق را پیمودند که این کربلا محقق شد. ‌ ‌ 🔸 همه‌ی ما به نوعی دچار غم‌هایی نسبت به دنیا و مصائب آن می‌شویم، اما شاید از درک راز این غم عاجز باشیم و ندانیم این غمی که در این جهان به سراغمان می‌آید چیست و چه امری در برابرمان قرار گرفته است. شاید اگر به مسئله‌ی کربلا و شهادت بیندیشیم، تازه درک کنیم که «غم واقعی» و «غم مقدس» چیست؛ آن غمی که گویا خداوند انسان را برای قرار گرفتن در آن به جهان آورد. این غم، همانا پیدا شدن مقام «خلیفةاللهی» انسان است؛ یعنی همان وسعتی که می‌توانست برایش پیش آید. 🔹 ما به نحوی رازگونه با کربلا مواجه می‌شویم؛ گویا این غم اصیل در وجود ما زنده می‌شود و ما می‌توانیم غمی را که بر آن سرشته شده‌ایم و بر اساس آن در جهان مقام گرفته‌ایم، بیابیم. با این منظر، به روایات توجه کنید: روایاتی که می‌گویند توبه‌ی آدم (ع) در روضه‌ی امام حسین (ع) شکل گرفت، یا رازی که خضر به موسی (ع) گفت قصه‌ی کربلا بود، یا همه‌ی انبیا و اولیا پیش از واقعه، به کربلا آمدند. معنای اینها چیست؟ معنایش آن است که مسئله‌ی کربلا را نباید در یک فهم زمان‌مند و مکان‌مند محدود متوقف کرد. 🔸 اگر انسان متوجه این غمی بشود که در کربلا هست و آن «شعف حضوری» که در آن پیدا می‌شود، آن‌گاه است که بودن او بر روی زمین معنادار می‌شود و انسان خود را از فریب شیطان رها می‌کند و در عالم خلیفةاللهی‌اش حاضر می‌شود. 🔹 با این دید، به مسئله‌ی انقلاب اسلامی بازگردیم؛ انقلاب اسلامی راهی است برای این که ما در کربلا قرار بگیریم و اشک بر حسین (ع) بریزیم. با این نگاه درمی‌یابیم که ما وظیفه‌ای فراتر از «برپا کردن کربلا در روزگار خویش» نداریم و این نباید با یک نحو کشته شدن صرف اشتباه گرفته شود. فرعون به یک معنا بنی‌اسرائیل را نمی‌کشت، بلکه آنان را در ساحتی نگاه می‌داشت که «استخفاف» شوند، خفیف و بی‌مقدار گردند و راه کربلا برایشان بسته شود. تا آنجا که وقتی فشار به اوج رسید و کشتارها آغاز شد، بنی‌اسرائیل طریق خود را با موسی (ع) یافتند. تلاش کفر، بستن راه کربلاست؛ می‌کوشد شما را به سوی این شهادت روانه نکند. این معنا هم در تاریخ جدید کاملاً قابل درک است و هم در متن تاریخ کربلا. امروز نیز نقد و خطاب استراتژیست‌های دنیا به امثال ترامپ همین است که «تو آن کاری را که نباید می‌کردی، کردی و آنچه نباید می‌شد، شد.» 🔸 اگر نتوانیم در این فرهنگ بیندیشیم، شاید معادله را به گونه‌ای دیگر تصور کنیم و متوجه نباشیم که آنچه ما به دنبالش بودیم، با شهادت محقق شد. این همان نقطه‌ای است که می‌توان گفت: «ما رأیتُ الا جمیلاً». «جمیل» یعنی پیدا شدن آن غمی که سراسر شعف برای حضور تاریخی انسان پیش می‌آورد و همان غم اصیل است. از همین روست که در روایات اهل‌بیت (ع)، حضرت رضا (ع) می‌فرمایند: «اگر می‌خواهی بر چیزی گریه کنی، بر سیدالشهدا گریه کن.» یعنی مسئله‌ی تاریخی انسان و بودنش در این جهان، در نسبت با امور مختلف، در گرو پیدا شدن آن اشکی است که بر حضرت اباعبدالله (ع) ریخته می‌شود. 🔹 عالم اشک، عالمی است که در نظر شما، افق بلندی ظاهر شده و شما را از روزمرگی‌ها، چالش‌ها، دعواها و فراز و فرودهایی که می‌خواهند در آن گرفتارتان سازند، بیرون می‌برد. شاید دیگر فقط یک غم دارید و آن غم، غم جدایی از این نسبت است؛ غم دوری از آن افقی که در برابرتان گشوده شده، اما هنوز در طلب آن هستید. اشک، اینجا اشکِ پیدا شدن این افق در ماست و ما را از همه‌ی آن غم‌هایی که به یک فروبستگی می‌کشاند و زمین‌گیرمان می‌کند، رها می‌سازد. نظام کفر جهانی ما را درگیر چالش‌ها می‌کند تا زمین‌گیر این غم‌ها شویم و سپس با خوش‌خیالی و دل‌خوش‌کنک‌های واهی، ما را به عقب براند. اما ما با قصه‌ی کربلا، افق‌های بلندتری را در نظر می‌آوریم و از این اسارت آزاد می‌شویم. 🔸 اگر امروز نگران آینده‌ی خود و مسیری هستیم که ملت ایران در نسبت با حقیقت می‌خواهد طی کند، باید به نسبت خود با شهادت حضرت آقا بیندیشیم و اینکه به چه نحو می‌توانیم در این مسیر حاضر شویم. شاید بتوان گفت سیاسی‌ترین و تاریخی‌ترین امری که امروز با آن مواجهیم و می‌توانیم به واسطه‌ی آن به سوی آینده‌ای حقیقی گام برداریم و بر همه‌ی فریب‌ها و چالش‌های پیش رو فائق آییم، راهی است که به سوی این روضه برای خود می‌گشاییم. 🔹 اما این نه به معنای یک سنت مناسکیِ صرف، بلکه گشودن طریق و پیمودن مسیری است تا اشکی جاری شود و نسبت خود را در آن اشک بازیابیم. در تاریخ تشیع می‌بینیم که اهل‌بیت (ع) با اشارات خود، آن ذوق‌ها و اندیشه‌های عمیق را وظیفه‌مند می‌دانستند تا در زبان، راهی به سوی این اشک برای انسان‌ها بگشایند. آنان شاعران و شخصیت‌های عالم اسلام را به این نحوه از شعر و هنر توجه می‌دادند و خود مسیری را در تاریخ تذکر می‌دادند تا این راه برای مردم گشوده شود و ماجرا به یک برخورد سطحی و صوری ختم نشود. 🔸 تشیع همواره خود را در جستجوی راهی می‌یافت تا انسان‌ها خود را در عالم روضه و اشک بر حسین (ع) باز یابند. و امروز این راه، هویتی جهانی یافته است، چه در پدیدار عظیم اربعین و چه در سنخ شهادتی که شهدای انقلاب اسلامی رقم زدند. همه‌ی اینها پیش‌آوردنِ عالمی است که در آن، اشک جایگاه حقیقی خود را بازیابد. 🔹 همه‌ از سر نسبت و ارادت، دوست دارند برای آقا گریه کنند. اما پرسش این است که آیا جایگاه این روضه را به عنوان یک امر تاریخی که در مقابل ما گشوده شده و وظیفه‌ای که برای یافتن آینده‌ی انقلاب بر دوش ماست، می‌بینیم؟ آیا می‌توانیم بیندیشیم که چه راهی برای خود و مردممان بگشاییم تا با این اشک، آینده را بیابند و از فریبی که آمریکا برایمان تدارک دیده، آزاد شویم؟ اگر نتوانیم این نحو نسبت را دنبال کنیم، هرچند تحلیل‌گری حاذق، استراتژیستی ماهر باشیم و نقشه‌های دشمن را بدانیم، آزاد نخواهیم شد. چرا که نسبت ما با حقیقت از یک نسبت وجودی به یک نسبت مفهومی بدل شده است. ما شاید درست و غلط را ببینیم، اما نمی‌توانیم مسیر حقیقی را طی کنیم. 🔸 تاریخ انقلاب مشحون از کسانی است که ذکاوت، هوش و تحلیل داشتند، اما نتوانستند مسئله را در این سطح بفهمند و در مقابل، کسانی که توانستند مسئله‌ی شهادت را به این معنا دریابند، همان‌ها بودند که خود را از این فریب‌ها آزاد کردند. اگر نگران آینده‌ی سیاسی و تاریخی کشوریم، بزرگ‌تر از این قصه‌ی اشک و روضه بر سید شهیدان انقلاب، وظیفه‌ای برای خود نمی‌توانیم بیابیم. 💠 کانال و سایت وارستگی: 🔺 @varastegi_ir 🔎 http://varastegi.ir/4358 ‌ ‌ ‌

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه دهید در مواجهه با  کربلا و میدان گشوده‌ای که به میان آورده‌اید. تنها از اشک بگویم. آری! کربلا و یک سینه سخن از اشک و افقی عرشی که در مقابل انسان گشوده می‌شود تا جان انسان با اشک‌هایش قدم‌قدم تا عرش، خود را جلو و جلوتر ببرد و با سیدالشهدای جنگ احد، اشک به معنای عرشی‌اش به توصیۀ پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» شروع شد آن‌گاه که فرمودند جناب حمزه گریه‌کن ندارد. راستی را! آن اشک چه آغازی بود که نسبت آن افراد با جناب حمزه نسبت پدر و برادرشان که شهید شده باشد، نبود بلکه پیامبر خدا خواستند با اشک برای جناب حمزه در نسبت با آن شخصیت، افقی گشوده شود و باز اشک و باز کربلا و شخصیتی که «قَتیلُ العَبَرات» یعنی کشتۀ اشک‌ها شد. و باز اشک و اشک‌های رهبر شهید برای حاج قاسم و برای شهید رئیسی. و باز اشکی که در پیش است در تشییع و تدفین سیدالشهدای انقلاب اسلامی که خدا می‌داند همۀ فرشتگان عرشی و همۀ انبیای اولی‌العزم در آن میانه حاضرند تا «ارض» به سوی «عرش» جلو و جلوتر رود و افقی که همۀ انبیاء و اولیاء و مولای‌مان حضرت صاحب الزمان «علیه‌السلام» آمادۀ به ظهورآمدنِ آن هستند؛ گشوده می‌شود. حال مائیم و درک این حقیقت بزرگ که تنها با این نوع از اشک به ظهور می‌آید. موفق باشید  

41763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام و عرض تبریک عید سعید غدیر: در جلد ۲ شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه فرمودید وقتی خداوند مقصد رو بهت نشون داد وقت عبادت کردنه و باید با عبادت انس بگیریم. سوالم اینه که من با عبادت انس ندارم. برای انس با عبادت، دعا رو باید به برنامه ی روزانه ام (قرآن و تدبر و معارف) اضافه کنم؟ و مثلا روزی یه صفحه از دعای صحیفه رو با خدا نجوا کنم؟ یا صبر کنم هر وقت حال دعا کردن اومد دعا کنم و با خدا حرف بزنم؟ ممنون. التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برشما نیز این عید مبارک باد. آری! اگر در کنار قرآن و معارف الهی بتوانیم دعاهای شریف القدری مانند دعای صباح و مناجات‌های خمس عشر را دنبال کنیم، به لطف الهی به افق‌های معنوی اصیلی متذکر خواهیم شد. شرح دعای صباح https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C%20%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD&tab=sounds و شرح مناجات التائبین https://lobolmizan.ir/sound/824  را می‌‌توانید در سایت دنبال بفرمایید. موفق باشید

41702
متن پرسش

پیش نویس: سلام علیکم با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: امام خمینی فرمودند: سربازان من در گهواره ها هستند و همچنین فرمودند: امید من به شما دبستانی هاست. در این شب‌ها حضور کودکان و نوجوانان و حتی نوزادان در گهواره در این تجمعات چشمگیر است. و مشاهده می‌شود با چه شوری شعار می‌دهند، سرود می‌خوانند، خودشان را مزین به پرچم و سربند ایران می‌کنند و... جالب است انگار پدر و مادر ها می‌داننند این حضور چه اثری در جان فرزندانشان دارد و چه بسا معتقد هستند اثر به حضور آوردن فرزندانشان در تجمعات خیابانی کمتر از به حضور آوردنشان در امکان متبرکه نیست. با تذکرات اساتید معنوی معتقدیم این تجمعات مهبط ملائکه الهی است و قلب کوکان و نوجوانان به جهت لطایف روحی، استعداد درک الطاف الهی را دارند. از محضر حضرتعالی درخواست دارم نظرتان را درباره حضور گسترده کودکان و نوجوانان در تجمعات خیابانی، بیان نمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری و حضور مردم در این شب‌ها حکایتی است بس غیر قابل توصیف همچنان که عرض شد شاید خود ما نیز ندانیم چه بر جان ما می‌گذرد و فردای حضور در همین دنیا و یا در یوم الفصل می‌یابیم که چه گشودگی‌های توحیدی برای همه‌گان و حتی برای کودکان و نوجوانان پیش می‌آمده‌است و مسلم بدانید احساس معنوی خاصی که در کودکان و نوجوانان‌مان در این شب‌ها برایشان نهادینه می‌شود چراغ راهی خواهد بود تا در ادامة زندگی همواره آن حضور را مد نظر داشته‌باشند. اینجاست که خواهم گفت: این شب‌ها راهی برای فردای فرزندان ما پیش می‌آورد تا در تاریخی که تاریخ عبور از آمریکا می‌باشد آنان راه را از چاه بشناسند و گرنه باز تحجر و باز غرب زدگی. خوشا به حال آنانی که در این شب‌ها بیش از آن‌که با انگیزه‌ای سیاسی برای مقابله با جبهة استکبار گرد هم آیند، به آینده‌ای فکر کنند که آیندة حضور انسانیت انسان‌ها با وسعت معنویتی است که هر کس دیگری را آینه نور ایمان خود بنگرد و این یعنی آینده‌ای که در پیش است. موفق باشید

41664

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت شما استاد عزیز: مشکل جوانان امروز اینه که در ارتباط با خانواده هاشون مشکلاتی را دارند. خانواده ها درکی از جوانان و حس های آنان و شرایطی که جوانان در اون هستند ندارند و این موجب میشه که رفتارهایی که جوان انتظار داره از والدینش را باهاش انجام ندن و جوان حسش نسبت به خانواده اش حس دلسردانه و نا امیدانه بشه و از اونها دور بشه و صفا و صمیمیتش را با خانواده از دست بده به طوری که بودن در کنار خانواده براش اذیت کننده بشه و خانواده هم در مواردی به اون بخوان مواردی را تحمیل کنند و یا محدودیت هایی را برای اون بزارن. و در این بین بعضی اوقات از دست ما در میره و گاها با خانواده درست برخورد نمی کنیم و این موجب دلخوری و پشیمانی و نزاع میشه و توفیقات از آدم سلب میشه و سخت میتونه رابطه با خانواده برقرار کنه چکار کنیم که این مسئله ارتباط نگرفتن و سبک ارتباط گرفتن جوان با خانواده اش حل بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئلۀ بسیار مهمی است تحت عنوان «گسست نسل‌ها». آری! هم خانواده‌ها باید متوجۀ نسل جدید شوند که در این مورد در کتاب «ما و بشر جديد و آينده قدسی پيش رو» https://lobolmizan.ir/book/1599?mark=%D9%82%D8%AF%D8%B3%DB%8C عرایضی شده است و هم جوانان عزیز ما باید قدرت تحمل خانوداه را که ریشۀ گذشتۀ آن‌ها می‌باشد با هزاران تجربه، داشته باشند تا از جهان مدرن که جهان جداییِ نسل‌ها می‌باشد با قرارگرفتن ذیل اسلام و انقلاب اسلامی عبور کنند. موفق باشید

41479

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم ادراک و تحلیل حضرتعالی از توقف جنگ، آتش بس یا هر چه بنامیم چیست؟ ما به پیچیدگی ها و دشواری های میدان،سیاست و تصمیم گیری ها و همچنین نادانسته های خود واقفیم. به تصمیم شعام هم احترام می گذاریم علیرغم اینکه دل‌هایمان پر از کینه و خشم از دشمن خونخوار است. اما از طرف دیگر نمی توانیم بپذیریم با اینکه بارها در طول جنگ تحمیلی سوم از طرف مسئولین مختلف سیاسی و نظامی و... مطرح شد که این دفعه آتش بس در کار نخواهد بود، با اینکه در آخرین ساعاتی که ضرب الاجل ترامپ رو به پایان بود، سپاه بیانیه شدید الحنی داد که خویشتن داری تمام شد با کشورهای منطقه، با اینکه مذاکره با این خوک کذاب را بارها آزموده این و نتیجه از قبل مشخص است، با اینکه... ما نمی‌توانیم بپذیریم این تصمیم خلق الساعه نبوده و در نهایت کج سلیقگی گرفته نشده. اگر هم می خواستید این تصمیم را بگیرید لااقل می گذاشتید قدری از این ضرب الاجل بگذرد. لااقل به تقویم نگاه می کردید و می دیدید که روز ملی فناوری هسته ای و فتح آندلس را در پیش داریم. در شرایطی که خیابان و میدان هم نوا و هم جهت بودند و یکدیگر را تقویت می کردند، سیاسیون نیز علیرغم اختلاف نظرها تقریباً همدل بودند به یکباره چه اتفاقی افتاد؟ این عدم اطمینان و اعتماد مردم ریشه در جایی دارد، در عدم اعتماد به شیطان بزرگ، در حافظه تاریخی دور و نزدیک از برخی فشارها و جفاها... ما می دانیم تا همین جا هم پیروزی های بزرگ مادی و معنوی زیادی به دست آورده این. ولی این رسمش نیست. این نحوه تعامل با مردم درست نیست. مردم داغدار، مردم غیور، صبور و داغدیده. باز هم تاکید می کنم ما به هرگونه تصمیمی احترام می گذاریم اما از ما نخواهید بدبین نباشیم، از ما نخواهید آرام بگیریم به بهانه تفرقه و چه و چه. از ما نخواهید بپذیریم که تصمیم به آتش بس اگر هم واقعاً عقلانی و منطقی و بر اساس واقعیات صحنه بوده- که البته شواهد و قراغچیز دیگری نشان می دهد- به زشت ترین صورت ممکن گرفته و اعلام شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می آید نکاتی که  جناب آقای استاد مهدی محمدی با اشرافی که نسبت به موضوعات دارند، قابل توجه است. خوب است در این موارد رفقا به 4 فایل از سخنان ایشان با دقت نظر فرمایند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22231 موفق باشید

41373
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی. همۀ سؤال و تعجب من از حضور دختران و بانوانی است که با اینکه چندان به ظاهر رعایت حجاب را نکرده‌اند، تا این اندازه متوجۀ شخصیت آیت الله امام خامنه‌ای شهید هستند و به گفتۀ شما گویا در شناخت زمان و در تاریخ بسیار موفق هستند. به نظر شما راز این قضیه در کجا هست؟ آیا می‌توانیم به آن سخن شما که می‌فرمایید ماورای افکار عمومی، مردم ما در وجدان تاریخیِ خود که شهدا ایجاد کرده‌اند، حاضرند؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً با شهادت رهبر معظم انقلاب، مردم متوجه شدند ماورایی دارند بیش از آن‌که فکر می‌کردند و از این جهت متوجه شدند نباید به وعده‌های لیبرال‌ها دل سپرد که در آن صورت انسان‌ها از مقام لاهوتی و معنوی خود تنزل می‌کنند و این است راز رجوع جوانان ما، حتی آن‌هایی که به ظاهر مقیّد به ظاهر شرع نیستند، به شخصیت رهبر شهید و حضوری که با شهادت ایشان پیش آمد؛آن ها بیشتر به شخصیت رهبرشهید انقلاب نظر انداختند و در نتیجه درآن شخصیت با نوعی «غیب‌آگاهی» آشنا شدند و در نتیجه قهرمان آنان از این به بعد نمی‌توانستند شخصیت‌های تعریف‌شده در فرهنگ مدرن باشند، شخصیت‌هایی که حقیقت را به حجاب می‌برند. در حالی‌که آن رهبر شهید نمایشِ «غیب» بود، در عین مقابله با استکبار، با هویتی قدسی. موفق باشید
 

41367
متن پرسش

سلام به شما ، بگذار کمی بگویم مدت هاست سکوت کرده ام ،استاد خیلی مضطربم، جسمم پر از ضعف و روحم از آن ضعیف تر شده ،از دست خودم می نالم ،از فکرهایی درکارم که آزار بوده اند،آرزوهای زیادی در دل دارم و غم های زیادی گلویم را فشار میدهد،نمیدانم خدا مرا می بخشد ،اتلاف عمر و نفس گناه کمی نیست، استاد چکارکنم افسار نفسم از دستم در رفته و میلی به کشیدن آن هم ندارم ،کتابهای زیادی مانده که نخوانده ام ،مسئولیتهای زیادی که در انجامش مانده ام ،استاد حتی نمیدانم چه سوالی باید بپرسم چون شما مطابق آن پاسخ میدهید، نانوشته ها را خودت بخوان،راستی اگر خواستیم کتاب المیزان بخرم چند جلدی را انتخاب کنیم،در خیلی از کتابهای دینی که معرفی میکردید این مشکل را داشتیم،که چند جلدی و ترجمه چه کسی باشد مثلا اصول کافی تحف العقول و... 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی را! آری! زندگی را بنگرید آن‌گاه که با روحانیتی توحیدی به سوی ما می‌آید تا ما خود را در بستر تاریخی ادامه دهیم که تاریخ مقابله با باطلی است که به جنگ حق و حقیقت آمده است. در این‌جا است که زیبایی زندگی به میان می‌آید و مطالعۀ کتاب‌ها و روایاتی که متذکر نور توحید و نور ایمان است، لازم می‌گردد. در مورد کتاب شریف «المیزان» بالاخره خوب است از ابتدا شروع کرد و با ترجمۀ 20 جلدی مرحوم استاد موسوی همدانی. در مورد «اصول کافی» و «تحف‌العقول» هم نباید معطل ترجمه‌ها شد، مهم محتواهای زیبایی است که این روایات عزیز متذکر آن هستند. موفق باشید 

41320
متن پرسش

به نام خدا سلام: امید در افق های دیدگانمان در این جنگی که دشمن راه انداخته روشن شد. قبلا چشم چشم می‌انداختیم امیدی نبود. همه متعمقین اندیشمند و بزرگان متمدن هر قومی در هر کجای دنیا و تاریخ می‌گفتند زندگی واقعی در غلبه و توجه انسان به وجهه کیفی که در شرایط های خاص سخت زیستی و تقابل با بیخیالی است، برای انسان شکل می‌گیرد پیش می‌آید و راه زندگی در دنیا را می‌گشاید. خداوند این راز محکم از زندگی را در بشریتش دید که در ادیانش پسندید و ما را به آن دعوت کرد. توجه پیوسته به سنت های عالم از جمله آگاهی به پایداری و پیروزی حق که در شرایط جنگ سلحشورانه کاری با دشمن کرده که اسرائیلیها و آمریکاییها توان زندگی کردن را ندارند؛ نتانیاهو از لحظه آغاز جنگ گفته جنگ وجودی است! که تا پای نابودی یا نابود کردن است و هیچ کم‌تر از نابودی کامل یک طرف آن را تمام نمی‌کند. ما جواب آن‌را در خیابان ها بخوبی گفتیم که تا انتهای ریشه کن شدن آنها اراده داریم. لحظاتی دارد رقم می‌خورد که تاریخ بشری است نام ملت در آینده از برترین دوره های تاریخی ایران و اسلام را نشان می‌دهد از این تقابلی که تمام آینده بشریت مدیون آن است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است که خداوند ما را در فضایی از تاریخ‌مان قرار داده تا که مردم ما و نه‌تنها رزمندگان‌مان، زندگی را تجربه کنند. مهم آن است که متوجۀ تاریخی باشیم که دشمن ما بدون آن‌که متوجه باشد، برای ما گشوده است تا مردم ما ذیل حضور امامِ شهیدمان با فرزند عزیز ایشان در این جبهه حاضر و حاضرتر شوند. این‌جا است که باید گفت: «دادنِ سر چه عجب، داشتن سر عجب است». دشمن بیچاره ما را از زدنِ زیرساختهای‌مان می‌ترساند، غافل از آن‌که ما در این میدان برای از دست‌دادنِ همه چیز آماده‌ایم تا معنی تاب‌آوری و مقاومت در مقابل چنین دشمنی را تجربه کنیم و به جهان بشری نشان دهیم معنای حضور آخرالزمانی چگونه است. موفق باشید    

41202

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوار: آیا بعد از مرگ محفوظات ذهنی و اطلاعات انسان که در مغز ذخیره شده کلا از بین می‌رود که در این صورت انسان با خودی مواجه می‌شود غیر از آنچه در دنیا بود و چه بسا دچار سر درگمی می‌شود چرا که اکثر غالب انسانها برداشتی که از خود دارند بر اساس همین اطلاعات ذهنی و سوابق گذشته زندگی است و آیات صحیح است بگوییم بلافاصله سه رکن اصلی انسان یعنی عقاید و ملکات اخلاقی و اعمال او به صحنه می‌آید و خبری از نام و نام خانوادگی و مهارت‌های شغلی و علوم طبیعی در آنجا نیست یا اینکه ذهنیات هست و با عبور از کانالها و عتبات مختلف محفوظات از بین رفته و انسان به خود واقعی برمی‌گردد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بعد از مرگ، دقیقاً مائیم و جهانی دیگر و روبه‌روبودن با عقاید و ملکات و خُلقیاتِ‌مان. آری! دنیا را با خود نمی‌بریم ولی تصورات دنیایی را با خود می‌بریم، قراردادهای خودساختۀ دنیا آن‌جا نیست. به پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و سیره و سبک و مشی آن حضرت، بیشتر باید اندیشید. موفق باشید

41178

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: استاد معذرت میخوام این سوال رو می‌پرسم. دلم جنگ جهانی می‌خواد! جنگی که ابرقدرت های مستکبر عالم به خواری و مذلتِ تام و تمام نائل بشن. آیا این طلب، طلب درستی هست؟ طلب جنگ جهانی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که در این زمانه، همچنان که رهبر معظم انقلاب مکرر متذکر شده‌اند جنگ، جنگ اراده‌ها می‌باشد با حضور نرم تمدنی. در این رابطه باید به سخنانی فکر کرد که جان‌ها را متوجه حیقیقت می کند. https://eitaa.com/matalebevijeh/21721 موفق باشید.

41133

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

لبیک یا خامنه‌ای: سلام. وقت‌تون به‌خیر. ببینید. ما نباید اجازه بدیم که دولت، مذاکره و یا اعطای اورانیوم انجام بده این دفعه دیگه نباید کوتاه بیایم. نباید دل رهبر، از ما برنجه. رهبر که نمی‌توانند خودشون دستور راهپیمایی بدند ما مردم عادی، دسترسی به جایی نداریم که فراخوان بزنیم. لطفا شما موضوع رو با علما درمیون بذارید و بخواهید که با همکاری کانال‌های مذهبی بزرگ دیگه، اقدام کنند و ان‌شاءالله مردم، روز جمعه یک راهپیمایی گسترده انجام بدن ان‌شاءالله خواهش می‌کنم بی‌تفاوت نباشید و حداقل صدای ما مردم باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید فکر کرد که مسلماً رئیس جمهور و به خصوص وزیر امور خارجه کسانی نیستند که بدون نگاه و نظر رهبر معظم انقلاب اقدامی انجام دهند. شواهد نشان می‌دهد که موضوع با حفظ عزت انقلاب و رسوایی جبهه صهیونیسم کارها جلو می‌رود. موفق باشید

41094
متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله: استاد متن سوال و جواب شماره ۴۱۰۶۹ را فرستادم برای مادری که اون شب نوجوان ۱۵-۱۶ ساله اش را فرستاده بود پایگاه بسیج و عکس‌العمل ایشان: "واااااااااای خیییییلی عجيبه، دقیقا اون شب منم همین حال را داشتم، اولش که می‌خواست بره خیییییییییلی بد بود، انگار پشیمون شده بودم، دلم می‌خواست نره😭 توسل کردم به حضرت زهرا و بعدش ورق برام برگشت، یعنی با اینکه خیلیا برگشتند بهم که چرا گذاشتی بره و تو دلم را خیلی خالی کرده بودن و...، اومدم خونه راحت خوابیدم. پسرم نصفه شب اومد و گفت مامان خییییلی وحشتناک بود، ولی یه چیزی منو آروم می کرد، دستم را یه لحظه هم از رو گردنبندم که اسم یاصاحب الزمان روش نوشته برنمی‌داشتم😭 فردا دیدم همه می‌گفتند، ما دیشب از استرس امیر نخوابیدیم، به خواهرم گفتم خاک بر سرم، نمیدونم من چِم شده؟؟!!، چرا اینقدررر خونسرد شدم؟؟!!! نکنه از مهر مادریم کم شده،؟؟!! گفتم یا شاید هم نمی‌فهمم، چراااا اینقدررررر آرومم ؟؟!! خواهرم گفت هیچ کدوم اینا نیست، حضرت زهرا قلبت را آروم کرده😭 حالا فهمیدم قضیه چی بوده...😭"

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجه شود با انقلاب اسلامی چه راهِ عزیزالقدر و گران‌قدری مقابل جوانان‌مان گشوده شده، هزار بار باید شکر کنیم که این عزیزان، به چه راه بزرگی در تاریخ خود قدم گذاشته‌اند. و اتفاقاً در این رابطه باید به شعفِ شهیدان فکر کنیم که چگونه در این راه با روبه‌روشدن با شهادت‌شان متوجۀ نقش بزرگ شهادت‌شان در استحکام نظام توحیدی انقلاب اسلامی می‌شوند تا نه‌تنها آن‌ها را از دست رفته ندانیم، بلکه زنده‌تر از حیات دنیایی احساس‌شان کنیم و این است راز آرامش امثال شما و درک حضوری را که فرزندتان در آن قدم گذاشت. دیگر برایتان مهم نبود که چگونه برگردد و این است راز امیدواری که در خانوادۀ شهداء و همسران و فرزندان آنان ملاحظه می‌کنید.
آری! انقلاب اسلامی میدانی است که در هر کجای آن ایستاده باشیم، در بهشت و لقاء الهی ایستاده‌ایم. خوشا به حال جوانانی که ارادت به رهبری را یافتند و ره صدساله را یک شبه طی کردند، چه با رفتن و شهادت و چه با ماندن و بسیجی‌بودن. آیا حرکت نرمی که در راستای عبور از شبهات جبهۀ استکبار در میان است، همین نسبتی نیست که جوانان ما باید با رهبر معظم انقلاب بیابند؟ این است راه حقیقی. موفق باشید              
 

41073

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

۱. جایگاه تلاش و کوشش انسان در رسیدن کجاست؟ اصلا حدی دارد؟ یا انسان تا هر جا که توانست باید تلاش کند؟ ۲. برایم نامه‌ای باز می‌شود و همه‌ی نامه‌ها از من عمل می‌خواهد و تکانی تا در بی‌خبری نمانم؛ آیا این یعنی کاری را انجام بدهیم که خدا دوست دارد؟ یا چیز دیگری در این میان است؟ ۳. عاشقی کردن در این زمان و زمانه به چه شکلی است؟ اصلا شکلی دارد؟! یا ندارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ آنچه مدّ نظر دارید را با نمونه و اسوه‌ قراردادنِ انسان‌های کامل یعنی ائمه «علیهم‌السلام» می‌یابید زیرا که آن‌ها «سبیل الی الله» هستند تا ما در میدان کمال خود جلو و جلوتر رویم به همان معنایی که جناب مولوی فرمود: «بی نهایت حضرت است این بارگاه / صدر را بگذار، صدرِ توست راه». پیشنهاد می‌شود بحثی که اخبراً در رابطه با شخصیت پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» تحت عنوان «نسبت ما با رسول خدا و شریعت محمدی» شده است را دنبال فرمایید. امید است مفید افتد.
   https://eitaa.com/matalebevijeh/21437 موفق باشید
 

42174
متن پرسش

سلام و احترام خدمت استاد گرامی: ببخشید استاد در مورد مطالبه ی حجاب که از ۳۱ مرداد تا ۵ شهریور در اصفهان مقابل استانداری تو گروه ها دارن اطلاع رسانی می‌کنند و مردم رو تشویق می‌کنند که شرکت کنند به نظر شما الان این کار درست هست و ما باید حتما شرکت کنیم؟ از کجا متوجه شویم این کار قانونی هست یا نه؟ یا اینکه زمان این کار الان صحیح هست؟ چون زمان واکسن هم همین تحصن ها انجام می‌شد. هر چند همه ی ما الان از وضعیت بی‌حجابی و عریانی بعضی خانم ها ناراحتیم ولی گفتم الان که دشمن در کمین زدن وحدت ماست آیا این کار صلاح هست یا نه ربطی به وحدت ندارد و باید مطالبه شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته باید بین بی‌حیایی و برهنگی با حجاب ضعیف تفکیک کرد و معلوم است که همه ما نسبت به برهنگی‌ها و بی‌حیایی‌هایی که بعضاً پیش آمده معترض هستیم و برای رفع این مشکل نباید فعلاً بر حجاب ضعیف به عنوان بی‌حجابی تاکید شود و همه آنها را به عنوان یک جریان تلقی نمود و با همه آنها مقابله کرد. با این همه به نظر می‌آید وقت این حرف‌ها در این زمان نیست تا نتانیاهو بتواند به ترامپ گزارش دهد که در داخل کشور ایران اغتشاش هست و به زعم آنها می‌توان کار ایران را یکسره کرد. و بنده با نظر جنابعالی موافق هستم که در شرایطی نیستیم که فعلاً امری غیر از موضوع مقابله دشمن را به همان طریقی که نظام به عهده دارد، کار دیگری را به میان آوریم. بخصوص که دولت، آمادگی مقابله با چنین جریانی را ندارد و عملاً در کارهایی که جهت کم‌کردن بار مشکلات مردم و جنگ است، باز می‌ماند بخصوص که بار فرهنگی این مشکل مهم‌تر از بار دولتی و اجرایی آن است. و ریشه این نوع برهنگی‌ها را باید با عمق بیشتری بررسی نمود، مسئله ساده‌ای نیست که بتوان به سادگی از آن عبور کرد. نکاتی در رابطه با سوالی که رفقا فرمودند عرض شد که خوب است به آن نکات نیز فکر شود https://eitaa.com/arshiv3133/382 به خصوص که ما در طلوع حضور تمدنی خود هستیم و ایران به وسعت انسانیت انسان‌ها در عین تعالی انسان‌ها وارد تاریخ شده است در ضمن می‌توان به راهکارهایی که در شماره های ۱۱۶ و ۱۱۷ متن‌های «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» مhttps://eitaa.com/bartarin_hozoor  مطرح شده نیز فکر کرد. موفق باشید

42161
متن پرسش

سلام علیکم: این سخن از خواهریست: به نظرم قبل از اینکه بپرسیم زن چرا باید حجاب داشته باشه یا چرا نداشته باشه؟ باید یه سؤال اساسی‌تر رو جواب بدیم اصلاً زن رو چقدر می‌شناسیم؟ زن فقط ظاهر و مو و لباسش نیست که همه بحث‌ها برسه به حجاب. زن یه انسانه با شخصیت، فکر، احساس، انتخاب، عزت و هویت خودش. وقتی هنوز زن رو درست نشناختیم، اینکه فقط درباره پوشش اون بحث کنیم، یه جور نگاه کردن از یه زاویه خیلی کوچیکه. حجاب هم اگر قراره درباره‌ش حرف بزنیم، باید از دل شناخت جایگاه زن، نگاه به کرامتش و فلسفه این انتخاب فهمیده بشه؛ نه اینکه فقط بگیم چون باید یا چون نباید سؤال اصلی شاید این نباشه که زن چرا حجاب داره یا نداره؟؛ سؤال اینه که زن کیه که این‌همه درباره‌ش تصمیم می‌گیریم، قضاوتش می‌کنیم و درباره‌ش حرف می‌زنیم، ولی هنوز درست نشناختیمش؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! زن را روحانیتی خاصی می‌باشد و در راستای همان روحانیت، رسالتی و جمالی است و جلالی، و هر اندازه در جلال خود بیشتر حاضر باشد، متوجۀ عظمت خود می‌گردد و حجاب برای زن یعنی متوجه باشد جمالش را جلالی است که نباید آن جلال مقهور جمالش شود و تنها در میدان جمالش به نمایش آید و در آن متوقف شود. در حالی‌که به گقتۀ جناب حافظ: که ای بلندنظر شاهبازِ سِدره‌نشین / نشیمن تو نه این کُنجِ محنت‌آبادست. تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر /  ندانمت که در این دامگه چه افتادست. و حقیقتاً این حضور، مصداق شخصیت زن و جایگاه حجابی می‌باشد که او باید رعایت کند تا جلالش همچنان محفوظ بماند. موفق باشید    

42024
متن پرسش

در باب رسانه و جایگاه آن. سؤال: با توجه به نقش رسانه و تأثیر آن چه راه‌کاری دارید که ما بتوانیم از رسانه و استعدادی که دارد، استفاده کنیم ولی گرفتار انحرافات آن نگردیم؟ 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آگاهی از جایگاه رسانه برای جبهۀ انقلاب، فراتر از یک انتخاب، یک ضرورت تاریخی است. ولی مسئلۀ بنیادین این‌جاست که توجه داشته باشید ما عموماً در فضای «تکنیک غربی» تنفس می‌کنیم که دارای سیطره و هیمنۀ خاص خود است. اگر فعالیت رسانه‌ای با تأمل عمیق فکری همراه نباشد، فعالان این حوزه علی‌رغم تسلط بر فنون و ابزارهای تولید محتوا، ناخواسته در پازل رقیب بازی کرده و در «پرتگاه» هویت‌زدایی سقوط خواهند کرد و با توجه به این‌که رسانه در ذات خود پیچیدگی‌هایی دارد که اگر به درستی درک نشود، عملاً به نام مبارزه با رسانه در مسیری قرارمی‌گیریم که رسانه به دنبال آن است. در حالی‌که چالش اصلی، تقابل میان «جهانی که رسانه می‌سازد» و «جهانی است که خداوند بر بستر سنت‌ها بنا نهاده است». رسانه‌های مدرن بر پایۀ مدیریت اراده‌های بشری، جهانی در راستای توهّمات بشری خلق می‌کنند؛ اما در اندیشۀ اسلامی، رسالتِ رسانه توجه به جهانی است که خداوند ساخته است و تفاوت ماهوی میان رسالت پیامبر اکرم«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و رویکرد ابوسفیان در مفهوم «تغییر جهان» نهفته است. ابوسفیان نماد تمدنی پیچیده بر بنیاد جاهلیت بود که حتی در قالب «سقیفه» و با پوسته‌ای از شعائر دینی (همچون نماز) بازتولید شد؛ جهانی که در آن اراده‌های بشری بر جایگاه حق تکیه می‌زنند، در حالی‌که اسلام و دنقلاب اسلامی در این تاریخ، مخاطب را به سوی «سنن الهی» سوق می‌دهد. این همان مرز باریک میان «تفکر انقلابی» و نگاه‌های «ظاهرگرایانه» مانند جریان حجتیه است که آینده را صرفاً در تغییر صوریِ حاکمان می‌بینند، نه در استقرار انسانیت ذیل توحید. رسانه نباید ابزاری برای سرگرمیِ صرف یا تشدید تنش‌های بی‌حاصل باشد. هدف غایی، ارائه یک «سیره» یا «سبک حیات» قدسی است که در آن «حضور در سنت‌های الهی جاری در هستی» تجربه شود. ولی برنامه‌هایی که صرفاً به دنبال مشغول‌سازی مخاطب هستند - حتی با تغییر ظاهرِ مجری از بی‌حجاب به باحجاب- همچنان در ساحت جهان مدرن باقی مانده‌اند؛ چرا که جهان مدرن برای پوشاندن پوچیِ ذاتی خود، ناگزیر از «مشغول‌سازی» مداوم انسان است. مواجهِ با فضای مجازی به مراتب دشوارتر و پیچیده‌تر از مبارزه با بت‌پرستی در صدر اسلام است. برای عبور از این بحران، بازگشت به «تفسیر المیزان» به عنوان یک ضرورت استراتژیک مطرح می‌شود. علامه طباطبایی در این اثر، قرائتی از دین ارائه می‌دهند که بر حضور در «سنن لایتغیّر الهی» استوار است. در صورتی که بدون تکیه بر آن مبانی نظری، حتی ممکن است فعالیت‌های کثیر رسانه‌ای رفقا به سلبریتی‌زدگی و استحاله در فرهنگ جهانی منتهی شود؛ اگر ذیل سنت‌های الهی خود را قرار ندهیم و بر مبنای آن سنت‌ها کار را دنبال ننماییم. راز آرامش و اقتدار امام خمینی و رهبری شهید«رضوان‌الله‌تعالی‌علیهما»، زیستن در افق سنت‌های الهی و داشتن «نگاه تاریخی» به پدیده‌هاست. فعالیت رسانه‌ای زمانی ارزشمند و «عبادی» خواهد بود که در ذیل تاریخِ آغاز شده با انقلاب اسلامی و در جهت ظهور انسان کامل معنا شود. فعالان رسانه‌ای باید متوجه باشند که آیا در تاریخ جدیدی که با انقلاب اسلامی و حضور تمدنی آن پیش آمده، تنفس می‌کنند، یا همچنان در اسارت زمان‌پریشیِ جهان مدرن هستند؟ تنها با این خودآگاهی تاریخی است که می‌توان از دام چاله‌های رسانه‌ای عبور کرد و به سوی حقیقت رهنمون شد، که این اول بحث است در سلسله بحث‌های «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه»، در این بعثت تاریخی» عرایضی در این مورد شده که خوب است به آن‌ مباحث رجوع شود. https://lobolmizan.ir/special-post/1771?mark=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA%20%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C#sound-row-5886 این‌جا است که باید به هستی‌شناسیِ رسانه در افق انقلاب اسلامی نظر کرد و متوجه تقابل «سنن الهی» و «تکنیک مدرن» بود تا در رابطه با بحران تکنیک، ضرورت تأمل معرفتی در جبهۀ فرهنگی بیش از پیش جدّی گردد. موفق باشید        

نمایش چاپی