بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41628
متن پرسش

معلمی شغل نیست؛ عشقست، ای عاشق روزت مبارک! ای معلم تو را سپاس؛ که گفت «لئن شکرتم لأزيدنّكم». قلبی که پس از بیست سال تپیدن آموخت، دستی که پس از عمری بخشیدن آموخت، فکری که پس از سالیان سال شکوفا شد، قدمی که بعد از گذر از دالانی تاریک و ظلمانی، در راه حیات و طروات گذارده شده، همه و همه مرهون شیرین سخنی توست. همه و همه در دستان پر مهر توست، در صورت برافروخته و لبخند های جان فزای توست. و تو چه کردی که انسانی در پرتو حضورت منور به حیات شد، قلبش مطمئن به توکل شد. روحش مالامال از ریحان شد. من تا پیش از دیدنت جز «تن» در بساط نداشتم، لکن اینک در راهی پیش می‌روم که جز «تن» بساطم سرشار از عشقست و جوانی! راست می‌گویم! ۲۴ سال از عمرم می‌گذرد اما تنها ۴ سال است که زنده ام! و اینک همچو پروانه می‌گردم دنبال شمع دل افروز مهدی موعود در این ایرانی که روح الله (ره) فرمود بر بال فرشتگان نشسته است. ایرانی که سراسر وسعتش همه نور است و شور. که هرگونه و در هر جا و در هر شکلی که او را التیام بخشی، جزایش خودِ ذات الله تعالی است از تو آموختم که ایران را جان خود بدانم و جانانه بنوازمش، معلم تو را سپاس.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با آرزوی توفیق برای جنابعالی. آری! حکایت همۀ ما آن است تا راهی را که یقیناً حضرت ربّ العالمین در مقابل‌مان می‌گشاید را بیابیم و حکایت‌مان آن شود که: «اول قدم آن است که او را یابیم / آخر قدم آن است که با او باشیم» و از این جهت آن رهبر شهید را، راهی می‌دانم که باید همواره مدّ نظر باشد.  آیا بعد از شهادت آن مرد، بازخوانی شخصیت‌شان به همان معنایی نیست که ماورای شهرت‌شان به آن شخصیت فکر کنیم؟ شخصیتی که به فراتر از زمانۀ خود نظر داشت و در جستجوی فردایی بود که نسبت به آن بیگانه نبود و می‌دانست از دلِ ویرانه‌ها حوادث نویی می‌شکوفد و از این جهت می‌توان گفت هیچ چون و چرایی در آن نیست که دوران دیگری در پیش است که انسانیت انسان‌ها مدّ نظر خواهد بود. امید است که او به عنوان یک راه، همواره مدّ نظرمان باشد و گفتنی‌هایی با همدیگر داشته باشیم. موفق باشید              

41607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باسلام و احترام خدمت استاد گرامی؛ در پیام اولی که راجع به مذاکرات و مطالبات مردمی خدمتتان ارسال نمودم نکاتی فرمودید که بسی مایه امیدواری بود. این مطلب را در ادامه آن ارسال میکنم. جایی که افرادی در لباس ملی-مذهبی و به‌ظاهر دلسوزِ میهن و انقلاب، سعی در ساکت کردنِ مردمِ مجاهدِ حاضر در خیابان می‌کنند! ابتدا مطلبی از دکتر منان رئیسی را میگذارم تا باتوجه به آن، ادامه دهیم: [دکتر منان رئیسی، نماینده مردم شریف استان قم در مجلس شورای اسلامی در کانال بله خود فرمودند:« تا اطلاع ثانوی هر نوع روشنگری ممنوع (حکایت یک سانسور عجیب!) 🔹امروز ظهر مهمان شبکه خبر بودم؛ نزدیک به یک هفته پیگیری می‌کردند و تماس می‌گرفتند که بیا و نهایتا بعد از چند بار پیگیری آنها، عرض کردم که امروز ظهر می‌آیم. حدود ۲۰ دقیقه گفتگو با بنده را درباره اهمیت حضور مردم، اهمیت اقتصادی و امنیتی تنگه هرمز و ‌... ضبط کردند و البته ضمن نقدی ملایم و بسیار کوتاه به برجام، تذکراتی محترمانه هم به دولت در خصوص لزوم مدیریت بازار و قیمتها دادم. قرار بود برنامه را امروز عصر پخش کنند اما پس از برنامه، در کمال تعجب مطلع شدم که احتمالا به برنامه حقیر اجازه پخش نخواهند داد! پرسیدم چرا؟! گفتند چون از برجام انتقاد کردی! یاللعجب! کار به کجا رسیده که نقد ملایم و کوتاه به موضوعی که بارها توسط رهبر شهیدمان صراحتا نقد شده است اکنون به خط قرمز رسانه ملی تبدیل شده است؟! 🔹اما آنچه بنده گفتم و به مذاق آقایان خوش نیامده چه بود؟! گفتم که گرچه حضور مردم در صحنه بسیار ضروری و لازم است اما اولا از مردم درخواست دارم که اگر نقدی هم دارند در تجمّعات خود به مسئولان کشور اهانتی نکنند چون بارها رهبر شهیدمان در این خصوص تذکر دادند؛ ثانیا معنای تقاضای حقیر برای عدم اهانت این نیست که وظیفه مردم فقط تکبیر گفتن و تایید کردن تصمیمات مسئولان است زیرا لزوما همیشه همه تصمیمات مسئولان درست نیست؛ نمونه‌اش برجام است که گرچه تصمیم مسئولان بود اما به تصریح رهبر شهیدمان جزییات این تصمیم مورد رضایت ایشان نبود؛ و یا تصمیم تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای که طبق خاطرات مرحوم هاشمی رفسنجانی، مورد رضایت رهبر انقلاب نبود. 🔹حالا با خودم می‌اندیشم که اگر مدیران رسانه ملی، تحت فشار برخی مسئولان کشور، حتی این نوع نقدهای ملایم‌، محترمانه و روشنگرانه را هم نمی‌توانند تحمل کنند پس کاش قبل از دعوت از هر مهمانی (به ویژه آن دسته از مهمانانی که حرّیت دارند و نیامده‌اند تا همه تصمیمات قبلی و آتی را توجیه و ماست‌مالی کنند) به آنها اعلام کنند که تا اطلاع ثانوی هر نوع روشنگری ممنوع! تا به این ترتیب، مهمانانی که می‌آیند تا حرفها و مطالبات مردم کف خیابان را بزنند از قبل تکلیفشان را بدانند و وقتشان را برای آمدن به استودیوهای سیما تلف نکنند! 🔹گاهی فکر می‌کنم شاید امثال بنده که مطالبات مردم کف خیابان را پیگیری می‌کنیم و گروه خونی‌مان به ماله‌کشی و ماست‌مالی نمی‌خورد در نظام حکمرانی کشور زیادی هستیم و بهتر است به دانشگاه برگردیم و عطای سیاست را به لقایش ببخشیم تا نظام حکمرانی کشور یکدست بشود و هیچ صدای مطالبه و نقدی بلند نشود! اما هرچه هست دلم به حال این ملت مبعوث شده می‌سوزد که نزدیک به ۲ ماه است که برای محافظت از انقلابشان با زن و بچه کف خیابان هستند و حالا حتی انعکاس برخی از واضح‌ترین و کم‌ترین مطالباتشان هم در سیمای ملی تحمل نمی‌شود! اما بدانند که یکبار که هیچ، صد بار دیگر هم اگر امثال بنده را سانسور کنند انشاءالله دست از پیگیری مطالبات مردم برنخواهیم داشت. 🔹نمی‌دانم، شاید هم این چند سطر سبب شود که آقایان برای تبرئه خودشان هم که شده روزهای بعد این برنامه را پخش کنند! اما آنچه مهم است اصلاح روند فعلی حاکم بر سیما است که اگر می‌خواهد واقعا ملی باشد نباید در دام محافظه‌کاری‌های کُشنده گرفتار شود و از مطالبات مردم کف خیابان فاصله بگیرد و بداند که این‌مردم مبعوث شده، دیگر وظیفه‌شان را فقط تایید کردن و تکبیر گفتن نمی‌دانند!»] 1. پس از این مطلب براستی خواستم بدانم که علت این تنگنایی و عدم سعه برای چیست که حرفها شنیده نمیشود، مردم را عوام می‌نامند، صدای فریاد های این مردم را ساکت می‌کنند و گوشی برای شنیدن خواسته هایشان نیست؟ 2. مردم با اصل مذاکره مشکلی ندارد. چیزی که مشکل است مذاکره توأم با تهدید با آمریکایی‌ست که جز به تسلیم ایران عزیز نمی‌اندیشد. هرگاه برخلافِ این گمان کردیم، رکبِ دشمنِ آمریکایی را خوردیم و کلاه گشادی به سرمان رفت! 4. آری! میدانیم که تاریخ جدیدی آغازیدن گرفته است که ما برای مذاکرات شرط تعیین میکنیم. ولی آیا بسنده کردن به همین مورد برای ما کافی است؟ مایی که بیش از این را هم به لطف خدا و اراده او می‌توانیم به‌دست آوریم؟ و این همان پیروزیِ کاملِ نهاییِ با اقتدار است. 5. ما تجربه تلخی از مذاکرات داریم. باید منصف بود و نگرانی مردم را در قبال مذاکرات محترم دانست که براستی نگرانی آور است. 6. امروز اتفاق عجیبی افتاد که خواهشمندم به آن توجه کنید؛ مشرق نیوز و تسنیم مطلبی را منتشر کردند که در آن مطلب، ده شرطِ رهبرِ انقلاب را به لوبیای سحرآمیز تعبیر کرده بودند و آنرا به تمسخر گرفته بودند. 7. وقتی جریاناتی اینچنین پلید در مطبوعات حضور دارند، به حق و انصاف است که مردم عزیز راجع به مذاکرات مطالبه‌ای نکنند و ساکت و ساکن شوند؟ 8. خدمت شما بگویم؛ بنده در تجمعات شرکت میکنم و مردم عزیز و بزرگوار، دست‌نوشته هایی بسیار محترمانه و عزتمندانه و مطالبه گرانه در دست دارند و درحال مطالبه گری هستند. بعضی از به‌ظاهر دلسوزان، سعی در جمع آوری این دستنوشته ها کرده بودند. دستنوشته هایی که روی ده شرط مذاکرات پافشاری داشتند و دستنوشته هایی که موجب اقتدار مسئولان در مذاکرات میشد. این پلاکارد ها به جرم مطالبه‌گریِ معقولانه مردمِ عزیز جمع‌آوری می شدند. 9. نمیدانم این جمله رهبر عزیز را چگونه باید فهم کنیم که :«فریاد های شما در نتیجه مذاکرات مؤثر است!». این بدان معنا نیست که اتفاقا مردم باید و باید و باید راجع به مذاکرات مطالبه نمایند، آنهم با فریاد کشیدن؟ فریاد را نمیتوان استعاره از این گرفت که صدایتان بایست به گوش مذاکره کنندگان-چه دوست و چه دشمنِ آمریکایی- برسد؟ باتشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بخواهیم و نخواهیم مردمی و مطالباتی به صحنه آمده که حکایت تاریخی است که تاریخ شکست آمریکا از طریق این ملت است و از این جهت به لطف الهی انقلاب اسلامی راه خود را بازیافته و با همان روح آرامش و پایداری از اهداف عالیه‌ای که غرب‌زدگان به حاشیه بردند، کوتاه نمی‌آیند. مسلّماً صدا و سیما در این میدان قدم‌های خوبی برداشته، ولی با اینهمه باید متوجه بود که روحیۀ انقلابی مردم را نباید به جهت ترس بعضی از جریان‌های محافظه‌کار به حاشیه برد از آن جهت که «من چه غم دارم که ویرانی بود / زیر ویران گنج سلطانی بود». باید دیوارهای ترس از آمریکا که در روح و روان بعضی رخنه کرده، با نظر به گنج‌های شور ایمانی مردم فرو ریزد و از این جهت این، اول کار است بدون هرگونه افراط و مطالبات غیر واقعی از آن جهت که بدنۀ این مردمِ مبعوث‌شده حکیم‌تر از آن است که میدان را به عده‌ای بدهند که با شعارهای افراطی بخواهند خود را مطرح کنند. موفق باشید

41521
متن پرسش

سلام استاد هیچ حس خوبی نسبت به مذاکرات ندارم فایل های اقای محمدی رو هم گوش دادم (گویا روند برای خود ایشان هم بدیع و تازه بوده و چندان در جریان امور نبوده اند ) از ادعای اینکه امریکا از پجره بسته پرید بیرون التماس برای مذاکره کرد و پیش شرط ازادی تمام پولهای بلوکه شده ایران و پذیرش غنی سازی و صلح در کل جبهه مقاومت و مذاکره بر مبنای ده بند ما رسیدند به اینکه همه موارد رو عقب نشینی کردند و فقط اینکه لطفا ، حزب الله رو نکشید ، محدودتر حمله کنید متشکریم برخورد هایی که می بینیم با اسلام شیعه حماسی که چه عرض کنم ، با اصول اولیه انسانی و مروت همخوانی نداره چیزی که ما می بینیم التماس ایران برای کوتاه امدن امریکا و تغییرات بنیادین در فرهنگ حاکم هست که تا حدودی به چشم می بینیم و طمع دشمن بر اینکه ، کار را یکسره کنه و جبهه مقاوت رو نابود کنه اقای محمدی هم فقط میگه ما هر روز ارزوی شهادت داریم ، ما از جانمون گذشتیم رفتیم مذاکره کردیم پس به ما اعتماد کنید گویا این خصلت بصیرت ایشان رو ربوده و باعث نوعی نابینایی در برخی حوزه ها شده بوی خیر نمی شنوم ز این اوضاع شما می فرمایید آیا می‌توانیم دستِ قدرتِ خدا را ببینیم؟ حاج قاسم سلیمانی می‌فرمود: «باید دستِ قدرتِ خدا را دید» این دیدن، بزرگترین کاری است که در صحنه‌های تاریخی می‌توان انجام داد. این قضه مال ان زمان بود که دست خدا چندان هویدا و عیان نبود ، الان دیگه هر کور و کر و کافر و مرتدی دست قدرت الهی رو می بینه ، اما سوال اینه آیا ما ایستادگی که باید رو داریم؟!! اگر در برابر استکبار همچنان می ایستادیم ، برای ما عزت بود و استکبار هم نمی توانست کاری کند کشور صاحب دارد ، مومنین صاحب دارند اما گویا زمزمه های دیگری شنیده می شود فعلا قضاوت نمی کنیم و سکوت می کنیم ، ولی این مسیر جدید دیگر جایی نیست که در اون انتظار نصرت و وعده الهی رو داشت و کاش باتلاق و پایان کار جبهه مقاومت در ایران نباشد برادران مظلوم لبنانی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با مذاکرات باید تفکر تاریخی نسبت به آن موضوع، همواره در میان باشد از آن جهت که ما پس از دفاع مقدس سوم در تاریخِ دیگری حاضر شده‌ایم که حال این مائیم که برای مذاکره، شرط تعیین می‌کنیم برعکسِ تاریخ گذشته که آمریکا برای ما شرط تعیین می‌کرد و غفلت از این نکتۀ تاریخی موجب شده تا بعضی با طرح سخن رهبر شهیدمان با اصل مذاکره مخالف باشند در حالی‌که می‌توان در دل همین مذاکراتی که ما می‌توانیم حاضر شویم و شروط خود را به میان آوریم؛ ضعف دشمنان را نشان دهیم و معلوم است که نتانیاهو سخت، از این موضوع نگران است و این است که ملاحظه کردید با بمبارانِ شدید بی‌سابقه به مردم لبنان خواست تا این جریان را به هم بزند و این هوشیاری تیم مذاکره و مسئولان حزب الله بود که متوجه شدند نباید برای دفاع از مردم عزیز لبنان در مسیری قرار گرفت که نتانیاهو دنبال میکرد و ملاحظه کردید که به هر حال مسئله آن‌قدر مهم است که دولت مزدور لبنان حاضر شده است با اسرائیل بر سر آتش بس مذاکره کند به امید آن‌که سخن مذاکره کنندگان ایرانی که جبهۀ مقاومت را یک‌پارچه می‌دانند؛ به حاشیه ببرد. و البته و صد البته موضوع، بسیار حساس و مهم است و نباید از یگانگیِ دیپلماسی و میدان که به خوبی پیش آمده است، غفلت کرد. موفق باشید 

41351
متن پرسش

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به 3 روز اعتکافی که در پیش است، از جوابگویی به سؤال کاربران عزیز در 3 روز آینده معذور هستیم. التماس دعا. موفق باشید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به 3 روز اعتکافی که در پیش است، از جوابگویی به سؤال کاربران عزیز در 3 روز آینده معذور هستیم. التماس دعا. موفق باشید

41349
متن پرسش

با سلام و نور خدمت استاد 🌹 استاد این مدت صدای انفجارها ترس زیادی در دلم ایجاد کرده بود و از این مسئله بشدت ناراحت بودم که چرا قلبم تا این حد سست و ضعیف است آیا ترس مرگ است یا .... برخی را میدیم که به پشت بام ها می رفتند برای دیدن نقاطی که پرتابه ها و موشک ها اصابت کرده و با خونسردی تماشا می کردند. بارها بر قلبم نهیب می زدم که چرا می ترسی. از تک تک آنها علت نترسیدن را می پرسیدم و آنها جواب می گفتند که مطمئن هستند اسرائیل به مناطق مسکونی حمله نخواهد کرد. این جواب برای قلبم مورد قبول نبود. و خداراشکر بعد از اینکه در این سحرگاه به لطف خداوند رحمان و رحیم شما را دیدم و سخنانتان را شنیدم قلبم زبان گشود و گفت که مبادا اطمینان قلب و سکون را با اعتماد بر شیطان بنیان بنهی که خانه ای می شوم مانند خانه ی عنکبوت . و مگر نه این است که الا بذکرالله تطمئن القلوب !!! خداراشکر که بر شیطان بزرگ آمریکا و اسرائیل تکیه نکردیم و اعتماد را بر این مبنا قرار ندادیم و سخن دیگر اینکه در این شب ها وقتی همراه خواهران دینی خود در خیابان ها شعار می دهیم چقدر این حرکت مانند حرکات زینبی است با این تفاوت که اینبار نه مانند آن روزها در اسارت بلکه در اوج آزادی و آیا این آزادی جز این است که به برکت اشک هایی است که بر امام حسین علیه سلام ریختیم و این آزادی هدیه ای زینبی است بر زنان ما که این چنین در این برهه تاریخ اینگونه زینب وار و با صلابت در میدان ها حاضر شده اند🌱 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی حضوری ماورای مُردن و یا ماندن. آری! مردم ما بحمدالله به خوبی «مُردن» را پشتِ سر گذاشته‌اند و به حضوری نظر دارند که رهبرِ شهیدمان در مقابل ما گشودند تا مُردن را به رسمیت نشناسیم و همواره به حیاتی فکر کنیم که با نظر به حضرت حق در آن حاضریم. و این یعنی حضوری ماورای مُردن و یا ماندن. موفق باشید

41244

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به شما استاد طاهرزاده بزرگوار طاعاتتون قبول. یک مشکلی برام پیش اومده می‌خواستم اگر ممکنه راهنماییم کنید. پسرم ۱۳ سالشه پایه هفتمه، تا قبل از اینکه پایه هفتم بیاد درسش خیلی خوب بود، البته بازیگوش و با تمرکز ضعیف و عجول در درس خواندن و دقت پایین، مثل خیلی پسرهای دیگه. اما باهوش ولی ساده، عاشق هیئت و مؤذن مسجد، چند روزی فهمیدم که توی مدرسه شون چند تا پسری که پایه های بالاترند به بچه های مدرسه سیگار الکترونیکی یا پاد می‌فروشند و پسر من هم (اینطور که خودش میگه به من) خریده تا بکشه ببینه چیه. مامان یکی از همکلاسیهاش که همسایه طبقه بالایی مون هست امروز اومده بود با پسر من دعوا می‌کرد که چرا برای پسرم سیگار خریدی و پسرش هم گفته بوده که اینها مال من نیست مال علی (پسر من) هست. پسرم گفت که پسر همسایه (دوستش) سرکار می‌رفته و پولاشو جمع کرده و پادهای گرون قیمت می‌خریده و می‌کشیده. درصورتیکه من و همسرم اصلا پول به پسرمون نمیدیم، نهایتا ماهی یا دو ماه یکبار ۲۰۰ تومن میده همسرم تا اگه ساندویچ یا تنقلاتی یا لوازم تحریر خواست بتونه بخره. از همسرم خواستم تا بره مدرسه با مدیر صحبت کنه و این جور بچه هایی که سیگار میارن و می‌فروشند رو جلوشونو بگیره. حتی پسرم میگه همه توی مدرسه می‌کشند و گوشی دارند، (پسر من گوشی نداره). واقعا این مدرسه رفتن ها جز فساد اخلاقی هیچی برای بچه هامون ندارها. من به حرفهای پسرم گوش دادم تا منو همراز خودش بدونه، ولی بهش گفتم خودت باید بتونی با توجه به اهدافت در آینده دوست خوب و بد رو تشخیص بدی و راه درست و خطا رو. دیگه نمی‌دونم چطوری باهاش برخورد کنم؟ اجرتون با حضرت زهرا سلام الله علیها

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید در دل همین طوفان‌ها، جوانان خود را به بصیرت لازم رساند. آری! حساسیت به آن ضعف‌هایی که فرمودید لازم است در ضمن در این رابطه عرایضی در پرسش و پاسخ شمارۀ 41242 شده است خوب است به آن رجوع فرمایید. موفق باشید

41202

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوار: آیا بعد از مرگ محفوظات ذهنی و اطلاعات انسان که در مغز ذخیره شده کلا از بین می‌رود که در این صورت انسان با خودی مواجه می‌شود غیر از آنچه در دنیا بود و چه بسا دچار سر درگمی می‌شود چرا که اکثر غالب انسانها برداشتی که از خود دارند بر اساس همین اطلاعات ذهنی و سوابق گذشته زندگی است و آیات صحیح است بگوییم بلافاصله سه رکن اصلی انسان یعنی عقاید و ملکات اخلاقی و اعمال او به صحنه می‌آید و خبری از نام و نام خانوادگی و مهارت‌های شغلی و علوم طبیعی در آنجا نیست یا اینکه ذهنیات هست و با عبور از کانالها و عتبات مختلف محفوظات از بین رفته و انسان به خود واقعی برمی‌گردد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بعد از مرگ، دقیقاً مائیم و جهانی دیگر و روبه‌روبودن با عقاید و ملکات و خُلقیاتِ‌مان. آری! دنیا را با خود نمی‌بریم ولی تصورات دنیایی را با خود می‌بریم، قراردادهای خودساختۀ دنیا آن‌جا نیست. به پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و سیره و سبک و مشی آن حضرت، بیشتر باید اندیشید. موفق باشید

41974
متن پرسش

استاد این روزها که اتهام زنی و بی اخلاقی و بی تقوایی یا سکوت و عدم فهم اولویت ها و و فتنه انگیزهای برخی را به نام انقلابی گری می‌بینم بیش از هرچیز در فکر بیانیه ی استاد معظم داوری اردکانی در شب انتخابات می افتم. به راستی که امام شهید چه خوب متوجه خطر دهن لقی ها و افشای اسرار بود در سالروز شهادت امام صادق سال قبل و چه زیبا خطر این دسته که فقط فریاد زدن و هوچی گری بلدند را انذار دادند و ما نفهمیدیم. و به راستی که تقیه بالاترین مصداق تقواست که وقتی نباشد دین نیست، «لا دین لمن لا تقیه له»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم آن است که متوجۀ این ضعف باشیم و به جای تذکر و نقد به همدیگر، همدیگر را متهم نکنیم زیرا هیچکدام از ما بدون ضعف نیستیم، ولی اکثر عزیزانی که دغدغۀ حضور تاریخیِ این انقلاب الهی را دارند مایل نیستند که ما گرفتار دوقطبی و دوگانگی باشیم. پس چرا به جای انتقاد، اتّهام؟!! در حالی که امام صادق «علیه‌السلام» آن مرد الهی که برای بشریت در همۀ ابعاد و در همۀ زمان‌ها حرف‌ها دارند، می‌فرمایند: «أحَبُّ إخواني إلَيَ مَن أهدى إلَيَ عُيوبي» دوست داشتنى‌ترينِ دوستان من، كسى است كه عيب‌هايم را به من هديه دهد. موفق باشید        

41927
متن پرسش

سلام و احترام: سخنی با جناب آقای حداد و تایید استاد طاهرزاده بر منش ایشان در مواجهه با پیام حضرت آقا. حرفت حق جناب آقای حداد عادل ولی ما زخم خوردیم. ما می‌ترسیم حق هم داریم بترسیم وحشتناک هم حق داریم. اون ایامی که ازش حرف می‌زنید و اون طرز فکر با شدت و ضعف به قوت خودش باقیست. وقتی از رئیس دولت که از چرخش ۱۸۰ مواضع ترامپ حرف میزنه تا رئیس کل بانک مرکزی که از بلامانع بودن خرید گندم و ذرت از آمریکا حرف میزنه تا دیگران... ما حق داریم بترسیم. ما ضمن بکارگیری تمام تلاش خود برای حفظ وحدت همراه با مقام معظم رهبری ناظر و منتظریم ببینیم چکار می کنند. ما نمی‌گذاریم دشمن فریبکار این‌دفعه سر ما و مسئولان کلاه بگذارد. بالای سرتان خواهیم بود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای دل و جان شما شوم که می‌دانید با چه دشمنان کثیف و غدّاری روبرو هستیم، آن هم در نهایت حیله‌گری. ولی آیا تجربه نکرده‌ایم که ما وقتی به حکم وظیفه در مسیر تقوا، سیاست و دیانت را در کنار هم داشته باشیم، خداوند روز به روز بر خواری دشمنان و پیروزی ما بر آن‌ها افزوده است؟ حتی در عین ناتوانی کسانی که می‌خواهند از آمریکا دارو و گندم بخرند. در حالی‌که به گفتۀ استاد مجتبی زارعی « گندم و ذرت آمریکایی عین نجاست سیاسی است!» https://eitaa.com/Dr_Zareii_Siasatefetrat/3828  موفق باشید

41709
متن پرسش

استاد عزیزم سلام علیکم و رحمت الله: کاش برای ما روشن می‌کردید که اگر تحلیل شما درست نبود و تیم مذاکره‌کننده‌ی معلوم الحال که همگی سوابقی غیرقابل‌قبول دارند، شروط ده‌گانه‌ی رهبر انقلاب را زیرپا گذاشتند و دستاوردهای مردم و نیروهای مسلح را به ثمن بخس برباد دادند (که اکنون کم کم بوی این اتفاق به مشام می‌رسد) آنگاه چگونه به مسیری که برای سلوک الی‌الله نشان‌می‌دهید اعتماد کنیم؟ که تشخیص صواب و خطا در موضوعات سیاسی بسیار ساده‌تر است. اصلا از جواب این سوال هم که بگذریم، بفرمایید چطور ملت مبعوث از طرف خداوند، درست تشخیص دادند که باید در صحنه حضور داشته باشند اما وقتی اکثریت همین ملت مبعوث به حضرات مذاکره‌کننده بدبین هستند و به شدت نگران نتیجه‌ی کار آقایان هستند، در کمال ناباوری توسط برخی بزرگان تخطئه می‌شوند؟ حاشا و کلا که این ملت در تشخیص خطا کند. حیف خون مطهر امام شهید که اینگونه بازیچه‌ی مطامع سیاسی شده و در حال معامله با ثمن بخس است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حیف عزیزانی همچون شما که به راحتی بازیِ رسانه‌هایی را می‌خورید که بنا دارند در قالب دلسوزی، در بستر دشمنانِ ما حرکت کنند و اجازه بدهید که عرض کنم در کلام دلسوزانۀ جنابعالی این خطر که موجب امیدواریِ دشمنان و به تأخیرافتادنِ پیروزی ما می‌باشد، به خوبی احساس می‌شود. خواهش می‌کنم در این مورد فکر کنید تا دلسوزی شما منجر به ناامیدی شما نسبت به انقلاب و فرزندانِ صادق انقلاب نگردد. کافی است سری به آخرین سخنان استاد مهدی محمدی با نظر به إشرافی که نسبت به موضوعات دارند؛ بیندازید. به امید آن‌که این دوگانگی‌ها به «انسجام» و «اعتماد نسبت به همدیگر» منجر شود. حقیقتاً باید از خود پرسید این دوگانگی‌ها و عدم اعتمادها، امری غیر عادی نمی‌باشد؟ https://eitaa.com/mohammadi61/945 و https://eitaa.com/mohammadi61/946  و https://eitaa.com/mohammadi61/947 . موفق باشید          

41672
متن پرسش

«السلام علیک یا اباعبدالله » سلام استاد: عذرخواهم. با نظر به ماه محرمی که در راه است، چه افق هایی را برای تفکر و تذکر توصیه می فرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، درک عمیق جایگاه یگانگی بین زندگی و مقاومت است از شهید مطهری عزیز و کتاب «حماسۀ حسینی» و ما ادراک کتابِ «حماسۀ حسینی»! بخصوص با آن صوت‌هایی که از دل سوختۀ آن مرد الهی بر می‌خاست و کتاب «پس از ۵۰ سال» استاد دکتر جعفر شهیدی و کتاب «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت» که روی سایت هست. امید است که با اُنس با آن کتاب‌‌ها به الهاماتی نایل شوید که حکایت حضور امروزین‌تان گردد. آیا راز مطالعات حیرت‌افزای امام شهیدمان در این رابطه نبود؟ و آیا بیان بلیغ و رسای رهبر عزیزمان حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای حکایت از آن ندارد که به حکم «الولدُ سرّ أبیه»؟ که او نیز همچنان با عمقی حکیمانه می‌اندیشد و سخن می‌گوید؟ حتی در حدّ پیامی که به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی مطرح فرمودند. https://eitaa.com/hosein_darabi/45107 . موفق باشید

41575

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام آقای طاهرزاده✋ من یه مشکلی دارم اونم اینه که اعتقادات و ایمانم به خدا تعصبی هست؛ البته نه اون تعصبی که قوم و قبیله ای یا به زور باشه؛ منظورم اینه که چون اعتقادات مذهبی دارم، این اعتقادات برام تعصبی شده و اصلا نمیتونم رها کنم(منظورم رهاکردن اعتقادات نیست) ؛ حتی اگه شبهات هم باشه، بازم به خودم میگم: حداقل قرآن درسته و از طرق مختلف تحریف نشدنش اثبات شده؛ حتی کتب اعتقادی و کتب شما هم وقتی میخونم، روم اثر اعتقادی و فکری نمیزاره و باعث تغییر نگرش و دیدگاهم نمیشه موقع تموم شدن کتاب به خودم میگم هرچی باشه کلیتش اینه که خب اعتقاد دارم دیگه حالا چه و مشکلاتی از این قبیل.... و این مشکل باعث شده حس کنجکاوی من از بین بره و راجع به دین به ندرت سوال برام پیش میاد و این برام آزار دهندس؛ اصلا ایمانم یه جوری شده یه جوری مثل پوست کلفت بودن😕 اره و این من رو اذیت میکنه؛ لطفا راهنماییم کنید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ مهمی است. در این مورد خوب است متوجۀ تاریخ جدید که تاریخ جهان مدرن و بشر مدرن است؛ باشیم و شاید کتاب «ما و بشر جديد و آينده قدسی پيش رو» https://lobolmizan.ir/book/1599?mark=%D9%85%D8%A7%20%D9%88%20%D8%A8%D8%B4%D8%B1 متذکر این نکته باشد. با توجه به این امر، رجوع به قرآن برای جوابگویی به نیازهای بشر آخرالزمانی که در واقع خود ما نیز جزء آن هستیم؛ جواب می‌دهد. کاری که علامۀ طباطبایی در المیزان پیشه کرده‌اند. پیشنهاد می‌شود برای ارتباط با «المیزان» صوت عرایضی که در رابطه با سورۀ عنکبوت و سورۀ روم شده است، دنبال فرمایید. موفق باشید

41367
متن پرسش

سلام به شما ، بگذار کمی بگویم مدت هاست سکوت کرده ام ،استاد خیلی مضطربم، جسمم پر از ضعف و روحم از آن ضعیف تر شده ،از دست خودم می نالم ،از فکرهایی درکارم که آزار بوده اند،آرزوهای زیادی در دل دارم و غم های زیادی گلویم را فشار میدهد،نمیدانم خدا مرا می بخشد ،اتلاف عمر و نفس گناه کمی نیست، استاد چکارکنم افسار نفسم از دستم در رفته و میلی به کشیدن آن هم ندارم ،کتابهای زیادی مانده که نخوانده ام ،مسئولیتهای زیادی که در انجامش مانده ام ،استاد حتی نمیدانم چه سوالی باید بپرسم چون شما مطابق آن پاسخ میدهید، نانوشته ها را خودت بخوان،راستی اگر خواستیم کتاب المیزان بخرم چند جلدی را انتخاب کنیم،در خیلی از کتابهای دینی که معرفی میکردید این مشکل را داشتیم،که چند جلدی و ترجمه چه کسی باشد مثلا اصول کافی تحف العقول و... 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی را! آری! زندگی را بنگرید آن‌گاه که با روحانیتی توحیدی به سوی ما می‌آید تا ما خود را در بستر تاریخی ادامه دهیم که تاریخ مقابله با باطلی است که به جنگ حق و حقیقت آمده است. در این‌جا است که زیبایی زندگی به میان می‌آید و مطالعۀ کتاب‌ها و روایاتی که متذکر نور توحید و نور ایمان است، لازم می‌گردد. در مورد کتاب شریف «المیزان» بالاخره خوب است از ابتدا شروع کرد و با ترجمۀ 20 جلدی مرحوم استاد موسوی همدانی. در مورد «اصول کافی» و «تحف‌العقول» هم نباید معطل ترجمه‌ها شد، مهم محتواهای زیبایی است که این روایات عزیز متذکر آن هستند. موفق باشید 

41305

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: می‌خواستم موضوعی را مطرح کنم که فکرم را مشغول کرده و نظرتان را بدانم. عادي شدن یاد امام زمان: انسان ها در سختی و مصیبت یاد خدا می‌کنند و ممکن است حتی ساعت ها با گریه و التماس و دعا از خداوند بخواهند امام زمان ظهور کنند، اما همین آدم به محض اینکه آسایشی بیاید یا اینکه به روال سختی اش عادت کند همه چیز را فراموش می‌کند و به زندگی خود در کمال آسایش ادامه می‌دهد. امروز که مدتی از بمباران ها می‌گذرد، حال خود را با حال روزهای ابتدایی مقایسه کردم که رهبر عزیزمان را شهید کردند، روز اول دستم به هیچ کاری نمی‌رفت و تمام فکرم مشغول این قضیه بود، غذا از گلویم پایین نمی‌رفت، اما حال می‌بینم دوباره این غذاها برایم رنگ و لعاب دارد، با خودم گفتم مسئله ظهور امام زمان همین است. بزرگان تذکر می‌دهند که باید منقطع شد، باید واقعا از ته قلب امام زمان را بخواهیم، نه اینکه احساساتی بورزیم و این احساسات با هر نسیمی به راحتی بیاید و برود، اما انقطاع به چند صباحی گریه و ناراحت بودن نیست، این آدم باید به جایی برسد که همچون یاران نزدیک ائمه (مانند سید عبد الکریم محمودی تهرانی) اصلا بدون امامش نتواند تصور کند چطور میخواهد زندگی کند و بدون امام دِق کند و بمیرد. وضعیت این آدم ها طوری است که اگر از همان ابتدا کشوری به نام اسرائیل یا آمریکا نبود، دور هم حتی تا ده ها هزار سال می‌توانستند زندگی ای شان را با همین خوردن و خوابیدن و شغل و دانشگاه بگذرانند و هر دفعه ای یک دعای ندبه ای هم بخوانند، آنگاه امام زمان می آمدند و مردم می‌پرسیدند اصلا برای چه آمدید! احساس می‌کنم هنوز قلب ها به آن بلوغ نرسیده است که امام زمان را برای محبت به ایشان بخواهند، بلکه امام را جهت رفع حوائج و بلا ها می‌خواهند. مهم ترین مسئله اینکه این انسان ها اگر واقعا امام را می‌خواستند و از دنیا سیر بودند، ابتدا از گناهان خود توبه می‌کردن و نفوس خود را به رنج و سختی می‌انداختند، شهید شدن به این نیست که (بدون در نظر گرفتن تعریف فقهی شهادت) یک بمب بر سرمان بخورد و بمیریم، در حالی که کارنامه مان پر از سیاهی است، اعمال و افکار و نیاتمان پر از آلودگی و عدم طهارت است، شهید شدن یعنی عالم شدن و برای اسلام مفید بودن، برای خدا هیچ شدن، چه بسا علماء بدون اینکه دشمن آنان را بکشد، می‌میرند اما شهیدند. شاید یکی از حکمت های اینکه این مسائل در هنگام رمضان پیش آمد و رهبر عزیزمان هم در این ماه شهید شدند و اینکه صیحه آسمانی قبل از ظهور در ماه رمضان و محرم است، این باشد که در این ماه ها به دلیل اینکه شیاطین اسیر هستند، انسان راحت تر می‌تواند به عالم معنا وصل شود. پس می‌فهمیم تمام ماجرا در این خلاصه می‌شود که انسان باید از هر چیزی دل بکند فقط خداوند را ببیند. البته با این همه زرق و برقی که در آخرت الزمان اطراف آدم ها را گرفته‌ و این همه بستر عدم طهارت مانند بانک های ربوی، می‌توان درک کرد که چرا پیامبر عزیز اسلام فرموده اند: زمانی بر مردم خواهد آمد که صبر نمودن در برابر مسائل دین ـ و عمل به دستورات آن ـ همانند در دست گرفتن آتش گداخته است. نتیجه اینکه باید انسان ها به درکی برسند که محبت گونه امام را بخواهند، به دور از احساسات زود گذر و نفسانی و با دل کندن از هر چیزی دنیایی‌.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این که صبر و پایداری تنها در بستر حضور در سنت معنا می دهد وگرنه انسان گرفتار شتابزدگی و تهاجم‌های پیش‌دستانه می‌شود. در بستر صبر و با نظر به سنت‌های لایتغیّر الهی، آینده بیش از حضوری که آغاز شده است ادامه می‌یابد و این است معنای «انتظار» در فرهنگ مهدیت که نه حضور در آن به صورت یک آرزو می‌باشد و نه در آن انتظار نوعی اُبژگی و باوری مفهومی در میان است و نه آنچنان است که آن حضور تماماً در نزد ما و در اختیار ما باشد، ولی با «صبر» و «پایداری» ما آن حضور به ظهور می‌آید، به همان معنایی که رهبر شهیدمان فرمودند: «اگر مقاومت کردید قله‌ای فتح می‌شود که از بعد از زمان رسول خدا تا الآن انجام نگرفته...». و این‌جا است که باید در موضوع فرهنگ انتظار، بیش از پیش بیندیشیم و به آینده‌ای که در اکنونِ خود به آن فکر کرده‌ایم، امیدوار باشیم. اخیراً عرایضی تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» شده است. ان شاءالله صوت آن در اسرع وقت در اختیار رفقا قرار می‌گیرد. موفق باشید   https://eitaa.com/soha_sima/5591

41280
متن پرسش

با سلام و عرض ادب و تبریک و تسلیت شهادت حضرت آقا: ما در مواجهه با کتابهای اخیر شما با این نظر مواجه هستیم که می توان با انقلاب اسلامی به توسعه رسید بدون تبعاتی که تمدن مدرن دارد که به نوعی احساس می‌شود حرفی است بعد و پیشرفته تر از حرفهای دکتر داوری زیرا شاید ایشان ما را به توسعه ای دعوت می کنند که غربی است و عقل خاصی دارد و تبعات خاص خود را دارد حالا با وجود بحثهای شما که تکامل ان بحثها است باز هم ما در این موقعیت نیاز به سخنان دکتر داوری داریم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی آقای دکتر داوری آن است که ما را متوجۀ فکر و فرهنگ توسعه نمایند که در جای خود یک تاریخ است و از این جهت نباید از اندیشۀ این مرد متفکر غفلت نمود و البته باید متوجۀ محذورات ایشان باشیم که مخاطب خود را صرفاً افراد مذهبی انتخاب نکرده‌اند، ولی بحمدالله متوجۀ افقی که انقلاب اسلامی در این تاریخ گشوده‌اند، می‌باشند. آقای دکتر رضا داوری در مورد انقلاب اسلامی می‌گویند: «انقلاب را دنباله تاریخ توسعه‌نیافتگی نمی‌دانستم. انقلاب حادثه‌ای پیش‌بینی نشده بود... احساسم این بود که دری در تاریخ در حال گشودن است ... اکنون به این نتیجه رسیده‌ام که انقلاب ما توانسته است آخرین تحولی را که در وجود بشر و در جهان پدید آمده است به نحوی نشان دهد.»  در ادامه می‌گویند: «انقلاب اسلامی حادثه بزرگی است و من همواره در سایه تفکر متفکران بزرگ به این حادثه و تجربه عظیم تاریخی اندیشیده‌ام»  و می‌گویند: «البته معتقدم که انقلاب باید بتواند در اساس جهان کنونی رخنه کند و اساس دیگری بگذارد.»  و در همین رابطه می‌فرمایند: «در هر صورت با نادیده‌گرفتن تجدد هیچ انقلابی صورت نمی‌گیرد. انقلاب بازگشت به گذشته و تجدید رسوم آن نیست. در انقلاب باید از غرب و از میان آن (و نه از کنارش) گذشت. غرب نمی‌گذارد هیچ قدرتی آسوده از کنارش بگذرد. من همچنان به انقلاب وفادارم به شرط این‌که آن را محدود به رعایت بعضی رسوم و ترک بعضی دیگر نکنیم و سودای حل همه‌ مسائل را از طریق إعمال قدرت سیاسی نداشته باشیم.»  و با توجه به این امر می‌فرمایند: «بنده اکنون هم از انقلاب دفاع می‌کنم و همچنان به غرب و تجدد با نظر انتقادی می‌نگرم.»  با توجه به سخنان چنین متفکری می‌توان به معنای «جهان بین دو جهان» فکر کرد، به‌خصوص آن‌جا که می‌فرماید: «انقلاب اسلامی ما توانسته است آخرین تحولی را که در وجود بشر و در جهان پدید آمده است به نحوی نشان دهد.» امری که بنده عنوان آن را حضور بشر آخرالزمانی گذاشته‌ام. موفق باشید          

41256
متن پرسش

سلام علیکم استاد عزیز: حقیقتا ما دل هامون خیلی بی قراره. حتی بزور راه میریم و نفس می‌کشیم. چون دنیا بعد حضرت آقا برای ما معنی ای نداره. قطعا شهادت حضرت آاقا چراغیست که مسیر را مشخص می‌کنه، اما سوال های داشتم استاد که اگر جواب بدین آروم تر میشم. اینکه شهادت آقا بداء است یا جزو علامت های ظهور؟ اصلا ظهور نزدیکه یا نه؟ ما تو جنگ نظامی و سخت هم آمریکا و اسرائیل رو شکست میدیم؟ و اینکه آینده انقلاب و رهبری بعدی چگونست و در آخر اینکه در حال حاضر وظیفه ما چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت بزرگی در پیش است. به حضور تاریخیِ جهان استکبار بیندیشید که گمان می‌کرد تمدنی را به میان آورده که نهایی‌ترین تمدن است با حضوری نرم که جوابگوی نیازهای بشر آخرین دوران است. با این تصور که راز بقای آن تمدن چنین خواهد بود و حال ملاحظه کنید روزگارش به جایی رسیده که برای بقای خود مجبور شد این‌گونه لشگرکشی کند در مقابل یک مرد ۸۶ ساله، به امید آن‌که با شهادت او از خطر اضمحلال رهایی یابد. و این‌جا است که اگر به آنچه در شهادت حضرت سیدالشهدای انقلاب با نگاه تاریخی بنگریم، متوجه می‌شویم جبهۀ استکبار با این کار خود تمام معنای خود را از دست داد و عملاً گور خود را کند. و این است معجزۀ شهادتِ حضرت امام خامنه‌ای در تاریخی که اتفاقات به سرعت جلو می‌رود. موفق باشید    

41245
متن پرسش

سلام علیکم: فکر آدم را مشغول میکنه که چه کردند اغتشاشگرها! آیا به خود می‌آیند که چه کردند و می‌کنند؟ بی تعارف بعنوان یه آدم دلم نمی‌خواد تو دنیایی باشم که اغتشاشگرهایی این چنین درونش هستند. مایه‌ی ننگ است. حال انسان از این همه بدی بهم می‌خورد. شهدای امنیت اغتشاشهای اخیر پاک ترین والاترین انسانهای زمان بودند و امروز زنده تر از همیشه آمدند تا بگویند: دلی نزد این انقلاب و رهبری از همه طلب کاریم! که آن دل را جز به تسلیم حق شدن بدست نمی‌آورید و شمایی که همگام شدید با آمریکا و اسرائیل، شما فرصتی دارید کوتاه. شهدا هدیه های زندگی کردنی گران‌بها و کم یابی را دارند که وای بحال آنها که لیاقتش را بدست نیاورند. و آن هدیه محبت است که انسان در خود به خود میابد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکتۀ مهم و تاریخی فکر بفرمایید که چگونه خداوند بنا دارد از طریق این انقلاب، با نظر به توانایی‌های ظاهری جبهۀ استکبار، با این همه قدرت رسانه‌ای و قدرت اسلحه‌ها، حضور دیگری را در آیندۀ بشر نشان دهد، هر چند آنان تصور می‌کنند آینده از آنِ آن‌ها است. در حالی‌که شکست پروژۀ اغتشاش به همان معنای کودتا که رهبر معظم انقلاب فرمودند، شکست جدیدی برای جبهۀ استکبار و درخشش دیگری شد برای حضور هرچه بیشتر انقلاب اسلامی در آیندۀ تاریخی بشر آخرالزمان. از این جهت چه اندازه زمانۀ زیبایی است که راه ورود در حق و جدایی از باطل تا این اندازه روشن شده است. موفق باشید 

41238

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیک: با آرزوی قبولی طاعات و عبادات. آیا صحیح است که بگوییم کار شیطان صورت دادن به نقاط ضعف انسان و نفسانیات از طریق قوه وهم و خیال می‌باشد که آن ضعفها به صورت حدیث نفس یا صورت خیالی عارض بر انسان شده و شخص را به سمت عمل سوق می‌دهد و حال اینکه انسان عمل بکند یا نکند تابع اراده خودش می‌باشد اگر پاسخ مثبت است در ماه رمضان که شیاطین در رنجیر هستند این مسایل نباید در نفس ایجاد شود و تصورات شیطانی نمی‌باست وجود می‌داشت ولی هست و این را چگونه باید توجیه کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! شیطان از آن جهت که بتواند انسان را تا مرز ارتکاب به گناهان بکشاند، در ماه رمضان در محدودیت است. ولی به هر حال وسوسۀ شیطان در جای خود همواره در میان است و انسانِ روزه‌دار به خوبی می‌تواند بر وسوسه‌های این شیطان غلبه پیدا کند. موفق باشید

41225

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام فراوان از عنایات جنابعالی سپاسگزارم. دو متن زیر از دو منتشرشده شما می‌باشد. در ظاهر تفاوت جزئی ای پیداست ولی احساس می‌کنم در باطن وجه اشتراکی‌ای داشته باشند که بنده متوجه آن نیستم. یکجا ظهور اسم را موجب در خفا رفتن بقیه اسماء، و یکجا ظهور بقیه اسماء را -به اجمال- در ذیل سایه ظهور آن اسم خاص می‌دانید که این، مفهوم خفای اولی را نمی‌رساند. خواهش بنده تبیین این قضیه است. [ظهور و خفا ما همگی با «وجود» روبه‌رو هستیم که خود را در صفتی ظاهر و در سایر صفات مخفی می‌کند. در یک درخت صفت حیات خود را ظاهر می‌کند و با ظهور آن صفت، سایر صفات در خفا می‌روند در حالی که «وجود» جامع همه صفات است. جزوه عرفان نظری-صفحه ۱۲] [...در واقع در این فراز «ذات» را به نور عظمت می‌خوانیم، زیرا بنا بر قاعده ی «بسیط الحقیقة کُلُّ الأشیاء و لیس بِشَیئٍ منها» [۱] آن حقیقت بسیط از یک طرف به جهت وحدت ذاتی اش شامل همه ی اشیاء می‌شود و از طرف دیگر چون بسیط الحقیقة است هیچ کدام از اشیاء نیست و {به این اعتبار با تجلی یک اسم، انسان از تجلی سایر اسماء به صورت اجمال بهره مند می‌شود و به حقِّ مطلق می‌رسد، منتها از دریچه ی آن اسم خاص}. اسماء حسنی دریچه های نظر به حق-صفحه۹۶ و ۹۷] با تشکر و التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جان انسان‌های اهل تقوا «در دل انگور میّ را دیده‌اند» و به همین جهت علامۀ طباطبایی در قسمت آخر آیۀ « سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» می‌فرمایند این‌که فرمود: «أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» به آن معناست که انسان در هر چیزی او را می‌بیند از آن جهت که شهید، این‌جا به معنای مشهود است همان‌طور که بعضاً خلق به معنای مخلوق می‌باشد. موفق باشید

41120

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: خدواند شما را حفظ کند. بنده چند وقتی است که با دغدغه هایی که داشته ام و با مدد الهی مشاور جوان اداره تبلیغات شهرمان شده ام که همانطور که خود شما فرمودید که حضرت آقا فرمودند (برای من مسئله تبلیغ نگران کننده هست) در این خصوص حال که خدواند فرصتی را جهت خدمت پیش آورده است و از طرف اداره نیز برای چینش برنامه ها مختار هستم در اولین قدم خواستم که با مشورت گرفتن از شما کار را ان‌شاءالله آغاز کنیم که در مورد اول عرض می‌کنم که: ۱. شما در کل برای شروع، چه کارهایی را پیشنهاد می کنید که هم جوابگوی نیاز جوانان و هم نتیجه بخش باشد چون تا به حال کارهای زیادی انجام شده که نه ادامه دار بوده نه خروجی مشخصی داشته است. ۲. مبنای ما همان حرف آقا برای جوانان است که می فرمایند سه کار تهذیب تحصیل و ورزش را باید دنبال کنند و در این زمینه چه کتاب ها و چه راه هایی برای تهذیب و تحصیل و جهاد تبیین باید مد نظرمان باشد؟ ۳. در کلیپی که اخیرا به نقل از سردار حاجی زاده منتشر شده بود که برای شلیک ماهواره قائم صد هنگام ورود تا دید تمامی بینندگان از قشرهای مذهبی هستند به مسئول مرتبط گفته بود که به این زن زندگی آزادی ها کجا هستند؟ (نشان دهنده این امر که باید این جوانان را هم همراه کنیم) ما نیز در اتفاقات اخیر از این قشر که جوان هم بودند کم نداشتیم که بی تجربه و فکر نکرده عمل کردند ولی خب ما نیز در قبال آنها کم کاری داشتیم. پیشنهاد شما برای جذب این قشر و همراه کردن آنها با انقلاب اسلامی چه می باشد؟ ۴. ما نیز قصد داریم سیر مطالعاتی شما را با رفقا از ابتدا مطالعه کرده تا هم خودمان را بیش از پیش در این جنس مباحث حاضر کنیم هم حرف برای گفتن به این نسل داشته باشیم و در این خصوص چگونه مباحث را دنبال کنیم نتیجه بهتر خواهیم گرفت؟ و در نهایت برای ما دعا بفرمایید که به لطف الهی همانطور که حاج قاسم توانستند با ایمان اخلاص و عمل کارها را جلو ببرند ما نیز این ویژگی ها را در خود تقویت کرده و حضوری از جنس او در کارها داشته باشیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1. مباحث «معرفت نفس» که از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شروع می‌شود تا «ده نکته در معرفت نفس»؛ مقدمۀ خوبی می‌تواند باشد. در مورد مباحث «معرفت نفس» خوب است به کانال «معرفت نفس» رجوع شود و هر کدام از قرائت‌ها که با روح و روحیۀ رفقا می‌خواند؛ انتخاب گردد. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh  2- در دل مباحث «معرفت نفس»، خود به خود این نکات مدّ نظر می‌آید تا انسان بهترین تصمیم را بگیرد هرچند در موقعیت بالاتر، مباحث مربوط به کتاب «جامع السعادات» بسیار کارساز می‌باشد. https://eitaa.com/jameo_saadat   3- همین‌طور است. راه ارتباط با جوانان، کار بسیار حساسی است. مهم آن است که باب گفتگو با آن‌ها را باز کنیم و جایگاه تاریخیِ انقلاب اسلامی را به عنوان آیندۀ جهان با زبان ساده با آن‌ها در میان بگذاریم که البته باید نسبت به این موضوع، بیش از گذشته مجهز شویم  4. ان شاءالله با مباحث «معرفت نفس» و سپس رجوع به شرح سوره‌های عنکبوت و زُمر که روی سایت هست؛ کار، به سوی نتیجه پیش می‌رود. در ضمن در رابطه با سؤالات خود خوب است سری هم به سؤال و جواب شمارۀ 41118 بزنید. موفق باشید

41834
متن پرسش

استاد جان سلام: در خصوص مذاکرات بنده با وجود اینکه دیدگاه آقای طائب و مهدی محمدی و دیگر اساتيد را پذیرفتم ولی سؤالاتی دارم و این سوالات بر می گردد به آنجایی که ما با قشر انقلابی گفت و گوهایی داریم و آنها در گفت و گوها مدام به سخنان رهبر شهید اشاره می کنند و طوری مسئله را می بینند که ما در نزد خود می گوئیم که راستی چرا این رهبر حکیم که رهبر جدید کلام آن را از ویژگی های بارز ایشان می دانست و یا گفت‌ و گوهایی که خود شما با اساتیدی همچون آقای نجات بخش‌ پیرامون دقیق بودن رهبری در کلام شان دارید حتی یکبار در سخنرانی هایشان در جایی نديديم که به این کیفیتی که آقای طائب و مهدی محمدی از مذاکرات صحبتی کنند و یا نظری نزدیک به نظرات این اساتید داشته باشند؟ چرا رهبر شهید حکیم ما که برای همه مسائل گفت دقیق را با ما به اشتراک می گذاشتند و با حوصله و صبر جایگاه آن را برای ما مشخص و تببین می نمودند برای بحث مذاکرات اینکار را انجام ندادند و موضعی همچون موضع کنونی برخی افراد را نگرفتند؟ و الان باعث شده که ما بيايم و وقت بزاریم که مسئله مذاکرات را برای مردم مان جا بیندازیم و این بدین جهت است که از بزرگانی همچون رهبری، هر موضعی در خصوص مذاکره بود ديديم موضع بد بودن مذاکرات بود مثل اون صحبت شون در اوج مذاکرات قبل از جنگ دوازده روزه که فرمودند مذاکره با آمریکا نه شرافتمندانه و نه آبرو مندانه هست ولی خب در ادامه مسئله را در هیچ جای دیگر تبیین نکردند که چه جور مذاکره ای مد نظرشون هست. یا در جای دیگر مثل کتاب انسان دويست و پنجاه ساله حلقه سوم صفحه ۲۸۴ که می فرمايند یکی از حيله های رایج دنیای امروز درخواست آتش بس وسط جنگ است و افراد خشک اندیش کوته بین و ظاهر بین فریب این حيله را می خورند را داریم و با این حال چگونه این صحبت را با صحبت های آقای طائب و موافقان مذاکرات می توان جمع کرد؟ و در این خصوص چگونه باید مسئله را فهم کرد استاد عزیز؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همین‌که رهبر عزیز انقلاب در این شرایط به نحوی با حضور در مذاکره موافقت کرده‌اند و بر آن ۱۰ شرط تأکید داشتند؛ و با تأکید مسئولان مربوطه اجازۀ مذاکره داده شد. ولی این بدان معنا نیست که ما همۀ تخم‌مرغ‌های خود را در سبد مذاکره قرار دهیم، آنهم با کسی که هیچ اعتباری به او نیست. از این جهت می‌توان گفت همین‌که رهبر معظم انقلاب مانند رهبر شهید صراحتاً با مذاکره مخالفت نکرده‌اند، میدان مذاکره را باز گذاشته‌اند .  https://eitaa.com/sot_enghelabi/22232 موفق باشید        

41676
متن پرسش

سلام و ارادت خدمت استاد گرامی: از پیام آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای در رابطه با پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت فردوسی؛ بسیار به وجد آمدم که چگونه رهبر جوان ما از یک طرف در توصیف پدر بزرگوارشان فرمودند: «آن‌قدر مشهور بود که شناخته نشد» و هنرش خلق معانی بود از طریق شناختِ به هنگام واژگان و ترکیب‌های بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل می‌کرد.» و حال از زبان ایشان می‌شنویم که باید متوجۀ استعدادهای زبان فارسی شد و توانایی‌های این زبان برای تبیین درست حضور مردم در خیابان‌ها و برای نشان‌دادنِ آنچه با ایران اسلامی به میان آمده است با توجه به آنکه از جنابعالی نسبت به توانایی‌های زبان و اشارات متعالی آن، سخنهایی شنیده‌ایم، هم آن‌جایی که در ابتدای سورۀ آل‌عمران از زبان و ظرفیت زبان سخن گفتید و هم اینکه چند سال پیش در رابطه با کلام رهبرشهیدمان فرمودید، زبانِ او زبان هستی است. حال خواهشمندم با نظر به پیام رهبر عزیزمان باز از «زبان» برایمان بگویید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی، سلام علیکم، اگر جناب فردوسی با بصیرت تاریخی خود در بستر تشیّع به خوبی متوجه شد که باید متذکر گذشتۀ فرهنگ ایمانی و خسروانی ما باشد تا آن‌ حماسه‌ها در ادامۀ خود تنها در خاطره‌ها نمانند و حضور فردایی خود را در کلماتی که اشاره به باطن آن خاطره‌ها در شاهنامه مطرح است با ما به گفتگو بگذرد. امروز نیز در همین راستا باید به زبانی فکر کنیم که نه‌تنها به گفتۀ رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی»: 
«رشتۀ اتصال اندیشه و مرزهای هویتی ما ایرانیان را تشکیل می‌دهد» 
بلکه می‌تواند در امروز ما زبانی باشد که به امور متعالی اشاره می‌کند و معنای بعثت مردم را در ابعاد آسمانی‌اش با جان مردم در میان گذارد. حقیقتاً سخن رهبر معظم انقلاب، سخن دقیقی است که: 
«داستان‌های اسطوره‌ای فردوسی، واقعیت زندگی و شخصیت قهرمانانۀ آنان بوده و مفاهیم انسان‌ساز، سلحشورانه، و قرآنیِ شاهنامه، همۀ اقوام و اقشار ایران را در حفظ هویت، اصالت و استقلال خود و مبارزه با «ضحّاک‌وَشانِ» متجاوز، همدل و همراه و همساز می‌کند.»
و این‌جا است که به گفتۀ ایشان: 
«تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر می‌گذارد تا همچون فردوسی برخیزند و بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم رقم زنند» 
تا معجزۀ زبان که کم‌تر از معجزۀ موشک‌ها نیست، از یک طرف قلب دشمن را بشکافد و از طرف دیگر جان‌های به بعثت‌رسیده را اوج دهد. تا روایتی باشد به گفتۀ رهبر معظم انقلاب: «روایت خیزش عظیم ملت در تاریخ» و این است که این حضور را معنا می‌کند و به گفتۀ ایشان ماندگار می‌شود. ملت را برای پاسداری از استقلال تمدنی و مقابله با تهاجم زبانی، فرهنگی، و سبک زندگی آمریکایی آماده‌تر می‌کند. آنهم با زبانی که حقیقتاً پدافندی می‌باشد در مقابل حملۀ دشمنان ما. و این است معجزۀ زبان، و این است بصیرت فوق العاده دقیق رهبر جوانِ ما که چگونه متوجۀ نقش زبان در این زمانه و این تاریخ شده‌اند به همان معنایی که جناب هایدگر بحث «زبان، خانۀ وجود» است را به میان آورد. آری! تا مردم در خیابان‌ها و میادین آثار رازآموز و تاریخی حضور خود را در جان خود احساس کنند، تا نه‌تنها از این حضور خسته نشوند بلکه به دنبال هرچه بیشتر حاضرشدن در آن حضور باشند. 
حال باید از خود پرسید کدامین است آن زبان که اشاره‌ای باشد به آنچه در جان‌ها حاضر است، حضوری که نمی‌دانیم که نمی‌دانیم ولی در جان ما حاضر می‌باشد؟ کدامین زبان است که این‌گونه با ما گفتگو کند؟ تا معلوم شود زبان فارسی برای حاضرکردن روح انسانِ آخرالزمانی در خود و در جهان چه ظرفیتی و چه گفتگویی دارد برای معنای حضورِ مردم ما در این مرحله از تاریخ در خیابان‌ها. زبانی که متذکر فردایی است که انسان‌ها در اوج انسانیت خود در خود و در عین یگانگی با خود، ذیل انسان کامل حاضرند. آری! از طریق زبان فارسی در امروز، باید با چنین زبانی در خود حاضر بود تا فردوسی در کنار تهمتن و آوینی کنار باکری قرار گیرد. و این‌جا است که باید با حساسیت تمام منتظر زبانی بود که بیشتر، زبانِ اشاره می‌باشد. در این رابطه نکاتی در مصاحبۀ «در استقبالِ کفر آخرالزمانی و در طلب زبانی برای گفتگو با بشر معاصر» https://eitaa.com/matalebevijeh/22459 پیش آمد. امید است اهل تحقیق در سخن رهبر معظم انقلاب، آغازی را برای خلق آن زبان مدّ نظر داشته باشند، حال سوال این است که کدامین زبان است که در شکل جدید جنگ که می‌خواهند بر ذهن‌ها غلبه کنند و استاد مهدی محمدی در صحبت های اخیرشان متذکر آن هستند، توانایی عبور از نقشه های دشمن را بما می دهد؟ https://eitaa.com/mohammadi61 موفق باشید. 


 

41593

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوار ان شاءالله سلامت باشید ببخشید مزاحم وقت شریف شدم یک سوالی از خدمتتون داشتم. ما قصد داشتیم یک کار تبیینی در قالب انتشار نوشته(تراکت) و گفتگوی چهره‌به‌چهره داشته باشیم و مخاطبمون هم تمام اقشار باشند یعنی چه افرادیکه نسبتی با اسلام و انقلاب دارند و آنهایی که تنها وجه مشترکشان با ما که باعث میشه پای گفتگو بنشینند، فقط مسئله ایران و دفاع از خاک هستش نه بیشتر. برای این مدل افراد، ما چطور میتونیم اون نگاه‌های بلند و آرمانهای اصیل رو مطرح کنیم؟ یعنی بطور مثال برای کسیکه ۱۸دی و بهمن‌ماه۱۴۰۴ یا سال ۱۴۰۱ در دانشگاه و خیابان اعتراض کرده ولی الان بخاطر جنگ، یا سکوت کرده یا حتی درکنار حاکمیت ایستاده چطور میشه مسئله رو از بحث ایران فراتر برد؟ خیلی از این افراد صرفا بخاطر اینکه ترس از تجزیه ایران جدی شد و یا اینکه جایگزین قدرتمندی برای حاکمیت وجود نداره(عدم اعتماد به پهلوی)، در جنگ درکنار حاکمیت ایستادند وگرنه دلیلی برای همراهی با حاکمیت نداشتند. الغرض؛ چند سوال مشخص به ذهن حقیر رسید که شاید پاسخ به اونها بتونه کمک کنه تا بتونیم باب گفتگو رو با این افراد باز کنیم که جسارتا خدمتتون ارسال میکنم. ببخشید که وقت شما رو میگیریم🙏🏻 ۱_اصلی‌ترین آرمانهای انقلاب ما چه بوده؟بالاخص برای این قشر که احتمالا مسئله ذهنیشان این موارد نیز هست: _مثل حجاب و نقش زن _چرایی وجود محدودیت‌های اجتماعی امثال مباحث حجاب و موتورسواری بانوان و... _چرا برای مقاومت در منطقه هزینه میدهیم، چشم‌انداز ما چیست؟ ظهور یا رفاه اجتماعی؟ _چرا باوجود همه‌ی نقایص و ظلم‌های حکومت، همچنان باید در این جنگ درکنار پرچم ایران ایستاد؟ _چطور میشود مخالف حکومت بود اما در جنگ درکنار او ایستاد؟ ۲_اگر جایگزینی برای این نظام وجود داشت که اقتصاد بهتری را ایجاد میکرد کافی بود تا ما آن را بپذیریم؟ اگر یک جایگزین بهتر از پهلوی برای این حکومت بود، بهتر بود که مردم آنرا سر کار بیاورند؟ درواقع اینکه مردم درکنار حاکمیت میجنگند بخاطر قوّت و ایدئولوژی حاکمیت است یا بخاطر ضعف گزینه‌های جایگزین آن؟ ⬅️⬅️⬅️

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این موردها مفصل است 1- آری! انقلاب اسلامی با نظر به کرامت انسانی و مقابله با جبهۀ استکبار، تاریخی را در مقابل انسان‌ها گشوده است و در این رابطه جمهوری اسلامی در راستای کرامت انسان، حکومتی تشکیل داده است و این مبنای اصلی نظام اسلامی می‌باشد و نباید ضعف بعضی از مسلمانان را به حساب اسلام و نظام اسلامی گذارد. معلوم است که رعایت دستورات اسلامی برای هرچه بیشتر به کمال‌رساندن انسان‌ها می‌باشد. باید با چنین فضایی گفتگوها با مخاطب صورت گیرد و یا جملاتی اشاره‌گونه نوشته شود 2- حقیقت، امری نیست که جایگزین داشته باشد هرچند ممکن است ما در مسیر رسیدن به حقیقت در ابتدای آن باشیم و بدین لحاظ نظام اسلامی چیزی نیست که برایش جایگزین تصور شود مگر هرچه بیشتر آن نظام از نقص‌ها به سوی کمالش سیر کند. شاید در سلسله مطالبی که تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» تهیه شده است و اشاراتی که در آن نوشتارها پیش می‌آید؛ بتواند وسیلۀ گفتگو و یا تهیۀ نوشتار بشود. https://eitaa.com/bartarin_hozoor  موفق باشید

41589

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام خدمت استاد محترم استاد احساس می کنم در شرایط فعلی و در موقعی که بحث مذاکرات پیش آمد موقعیتی پیش آمد تا جامعه ی حزب اللهی ما به جمع بندی درستی بین جمع نظر ولی فقیه و مردم برسند و از افراط وتفریط فاصله بگیرند،که نه به بهانه ی اینکه ولی حکمی را داده از آتش به اختیار بودن و مطالبه ی مردم غفلت شود ونه به بهانه ی آتش به اختیار بودن مردم،نسبت به حکم ولی بی تفاوت باشیم و نهایتا حکم ایشان را برحسب تحمیل و جام زهر به ایشان بدانیم. سوال دوم ام هم در خصوص اعزام‌حجاج است که بعضی آقایون بحث خیانت مسئولان نفوذی در سازمان حج را عامل تصمیم اعزام حجاج می دانند،در حالی که وقتی این نهاد ذیل ولی فقیه تصمیم می گیرد نباید چنین اتهامی زده شود،نهایتا مردم به اختیار خود وبررسی شرایط روحی شان می توانند تصمیم بگیرند ،نروند اما چنین اتهامی راهم نزنند. نظرتون را بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید که هر دو طرف در میدان پیروزی در مقابل جبهۀ استکبار دو نگاه دارند. امری که در پرسش و پاسخ https://eitaa.com/matalebevijeh/22405  عرض شد و اخیراً استاد مهدی محمدی در موضوع برنامۀ دشمن برای ایجاد اختلاف نسبت به موضوع مذاکره و عدم مذاکره نکات دقیقی فرموده‌اند که خوب است به آن نکات توجه شود. https://eitaa.com/mohammadi61 2- در این رابطه می‌توانید به جواب پرسش شمارۀ 41586 رجوع فرمایید. موفق باشید

41484

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد بزرگوار با توجه به این بیانات رهبر عزیز شهیدمان از محضر استاد سوالی داشتم. درباره نوع حیات شهدا توضیحاتی میفرمایید؟ آیا آن ها هم وارد عالم برزخ میشوند؟ اگر بله،نوع حیات برزخی آنها با سایرین به خصوص اولیاء و علماء و صالحين كه زندگی فعال دارند، چه تفاوتی دارد؟ بيانات رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران : درباره‌ی شهیدان، در دو جای قرآن تصریح شده که شهیدان مرده نیستند، زنده‌اند؛ این دیگر با صراحت است. یکی در سوره‌ی بقره است: وَ لا تَقولوا لِمَن یُقتَلُ فی سَبیلِ اللَّهِ اَمواتٌ بَل اَحیاء(۱)؛ به اینهایی که در راه خدا کشته میشوند مرده نگویید، اینها زنده‌اند. دیگر از این واضح‌تر، روشن‌تر؟ یکی هم در سوره‌ی آل‌عمران: وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ اَمواتًا بَل اَحیاء(۲)؛ تصریح شده. حالا اینکه حیات شهدا چگونه حیاتی است، یک بحث دیگری است؛ یقیناً متفاوت است با حیات زندگی مادّی ما و متفاوت است با حیات برزخی‌ای که خیلی از افراد دیگر هم در برزخ روحشان فعّال است و زنده است به یک معنا؛ این هم نیست؛ یک چیز سوّمی است و به هر حال یک حقیقت مهمّی است که قرآن به آن تصریح میکند. ۱۴۰۱/۰۶/۲۰

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در این رابطه در مواجهه با شهادت سید حسن نصرالله از زوایای مختلف و با نظر به آیات قرآن، عرایضی شده که خوب است به آن عرایض رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&tab=sounds و  https://lobolmizan.ir/sound/1770 و عرایضی که تحت عنوان  « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در چهلم رهبر به میان آمد https://eitaa.com/matalebevijeh/22244 موفق باشید

نمایش چاپی