سلام استاد گرامی: رهبر شهیدمان امام خامنهای در شعرشون دقیقا به اسفند ماه امسال اشاره کردهاند، شعری که رهبر انقلاب اسلامی ایران سرودهاند: مستانه در این میکده بیتاب و قرارم. نستوهتر از سجده گذاران، سر دارم. عشاق پریشان دل سرمست بدانند. لبیک من از عمق سماوات بخوانند. یاران و رفیقان، همه در جنت اعلا. خوش منظرهای دیدهام اندر بر مولا. افسوس که من دیر به مقصود رسیدم. مفهوم شهادت ز لب یار شنیدم. نوروز من امسال کنار شه خوبان. همراه رفیقان و شهیدان و غریبان. امسال دگر نوبت سرداری ما شد. یعقوب صفت، روح و تن ازغصه رها شد. زندان تنم را به دل خاک سپردم. از توشهی ره جز می و معبود نبردم. در حسرت راه شهدا چشم به راهم. هنگامهی تقدیر، سپهدار سپاهم. شمس و قمر از خون دلم آگه و انگار. یوسف شده در بزم وفا طالب دیدار. طاغوت اگر جسم مرا کرده نشانه. اسفند شود جان پی عشاق روانه. نابودی کفار رقم خورده در این جنگ. مفهوم کلامم شده با عشق هماهنگ.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عجیب است که چگونه خداوند اینچنین روح و روحانیتی را در آن مرد الهی قرار داد تا ما در نسبت به حضورِ آخرالزمانی انسان که حضوری است به وسعت همۀ انسانها؛ بیندیشیم، در جوانانی که گویا با روحانیتی خاص در ظهور و بالیدن هستند و به امامِ شهیدشان میاندیشند و باز میبالند. ارادت به آن مرد الهی چه غوغایی در جوانان ما ایجاد کرده است. موفق باشید
سلام و عرض ادب و عرض تسلیت خدمت استاد محترم و معزز جناب اصغر زاده: سوالی داشتم از خدمت شما، این کتب و سایتهایی که تعبیر خواب دارن مورد وثوق هستن یا خیر؟ البته بنده یک مورد از سایتهای خبری مهم رو هم دیدم که تعبیر خواب میزاره مثل سایت دانشجوی جوان. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جایی که خواب افراد حتی اگر یکسان باشد، نسبت به شخصیت افراد متفاوت است؛ نمیتوان به این نوع نوشتهها و اظهار نظرها اعتماد کرد. موفق باشید
باسلام و احترام خدمت استاد گرامی و سپاس از لطف شما -باتوجه به اینکه نفس تدبیر بدن میکند و از این جهت که عالیست (به نسبت جسم) با استفاده از ابزار جسم افعال خود را در عالم ماده به ظهور میرساند؛ -باتوجه به اینکه اعمالی همانند نمازشب در کلام معصوم(علیهم السلام)، چهره انسانرا نیکو و زیبا میکند؛ چند مسیر برای تفکر باز میشود: ۱) آیا صرف داشتن چهره زیبا، دال بر شدیدتر بودن جایگاه نفس آن شخص نمیتواند باشد؟ برای مثال زیبایی چهره حضرت یوسف(علیهالسلام) را ناشی از نفس مدبره عالیتر ایشان نسبت به سایرین بدانیم؟ ۲) از آنجایی که جسم چیزی جز تجلی نفس در عالم ماده نیست، فلذا تجلی اسماء جمالی در دل یک انسان در نشئه جسمانیست که موجب زیبایی ظاهر میشود. ولی در تاریخ زیبارویانی وجود داشتند که افعال سوء از آنها سر میزده است. ۳) آیا میتوان از دیدِ مشارب به این قضیه نگریست؟ مثلا نفسی که مشربش موسوی باشد، جسمش قدرتمند است یا اویی که یوسفیست چهره زیبایی دارد و... که این امر، سلوک آن فرد را از عالم ماده-به تبع مشربش- ممکن میسازد؟ ۴) آیا اینطور نیست که تجلی نفس در عالم ماده -بهحسب تجلی خدا به اسمی در آن نفس- دارای ویژگی هاییست؟ مثلا قدِ بلند را -که در عرف نشانه سلطه و قدرت تلقی میشود- تجلی اسمی به همان معانی بدانیم؟ یا چهره زیبا را تجلی اسم جمال و...؟ ۵) موردی که پیش میآید اینست که مثلا فردی هیچ نشانهای در جسم خود مبنی بر قدرت، جمال و... نمیبیند و مثلا فقط تجلی اسم حیات را مینگرد. این فرد بهلحاظ شدت وجودی از آنهایی که قدرت و جمال ظاهر دارند، ضعیفتر است؟ ۶) البته به این توجه هست که بهرهمندی هرکس به میزان شدتیست که در سیر خود میگیرد. عمده بحث اینجا بود که صفات کمال ظاهری(رنگ، قد، تناسب و...) که در جسم افراد مشاهده میشود، به سبب فیض بیشترست نسبت به سایرین؟ ۷) اگر نشانه فیض شدیدتر است که این افراد ارجمندتر هستند نسبت به کسانی که درین ویژگیها ضعیفترند. افراد صاحب جمال و قدرت، بطور ذاتی دارای جذبه اند و میل انسانی به مسئله زیبایی و قدرت، موجب جذب بسوی ایشان میشود. حال موردی که پیش میآید اینست که گاها این افراد در جبهه مقابل حق قرار گرفتهاند و به سبب کشش جمالی و قدرت خویش، مردمان را اغوا میکنند. سالک باید از چه منظری روبهرو شود که هم جمال و قدرت ظاهری را تماما تجلی حق ببیند و هم مقهور و تحت تاثیر زیبایی و قدرت افرادی که مقابل جبهه حق اند قرار نگیرد؟ ۸) دلم رضا نمیدهد که بگویم زیبایی ظاهری بعضی از افراد از جانب شیطان است-البته متکی به احساس نیستم-. (این مورد مسئله خوبی در مواجهه با رسانه است، زیرا افرادی که در رسانه های معاند فعال اند غالبا زیبا، خوشصدا، بلندقد و... هستند و سالک هم میخواهد آنهارا هم تجلی حق ببیند و هم نمیخواهد مقهور سخنان ناروای اینان بشود). باتشکر فراوان
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2 - نفس انسان به حکم: «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا» در ذات خود در تعادل کامل است که در شرح آیۀ مذکور در سورۀ «شمس» تا حدّی در مورد نکتۀ «سوّی بودن» نفس عرایضی شده است و همۀ حرف را باید بر این مبنا دنبال کرد 3- نمیدانم میتوانیم در این مورد به موضوع فکر کرد یا نه؟ 4- آری! ولی به زمینههای ظهور استعدادهای نفس در دوران جنینی و به استعدادهای طبیعتی که انسان در آن رشد میکند و حتی به تاریخی که در آن قرار دارد؛ میتوان فکر کرد 5- فکر نمیکنم. زیرا نشانۀ نگاه ما به آن جسم ضعیف اینچنین است ولی معلوم نیست که در جای خود چنین باشد 6- به طور کلی نمیتوان به این نتیجه رسید ولی قابل توجه است 7- مهم، اصالت شخصیت است و جسم به خودی خود هر اندازه هم که زیبا باشد، زمینه و مُعِدّات به حساب میآیند و نه علت و ملاک حقانیت در جانها 8- مهم، استفادۀ منفی این افراد است از استعداهایشان و اتفاقاً این افراد در خطر هلاکت بیشتری قرار دارند و قرآن مکرراً متذکر به این افراد است نسبت به استعدادهایی که برای امتحاندادن به آنها داده. در این مورد چه اندازه جناب حجتالاسلام استاد سید محمد باقر طباطبایینژاد، در برنامۀ محفل قرآن شبکۀ 3، این موضوع را خوب و خوبتر روشن نمودند و خدا را شکر که چنین افراد آگاه به قرآن در کنار دیگر داوران عزیز قرآنی در میدان هستند. موفق باشید
سلام و عرض احترام: شما در پاسخ به سوال ۴۰۱۸۲ فرمودید «ملتها با رژیمی روبرو خواهند بود که هیچ حقی برای آن ملتها قائل نیست اگر آن حق، موجب استقلال و تواناییِ آن ملت در مقابل رژیم صهیون که نماد کامل استکبار در این زمانه است؛ باشد.» بنظر میرسد این امر طبیعی باشد. زیرا هر ملتی تلاش میکند توانایی دشمنان خود را تضعیف کند. پس رژیم صهونیستی نیز نباید حقی برای ملت هایی که قصد نابودی آن را دارند قائل شود. ایراد این استدلال چیست؟ سپاسگزارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ولی زیبایی زندگی در آن است که هر ملتی و هر دولتی نسبت به حقوق دیگر ملتها احترام قائل باشد و این غیر از آن است که عدهای به بهانۀ قومِ برگزیده، زندگی مردمانی همچون مردم فلسطین را نادیده بگیرند. موفق باشید
سلام آقای طاهرزاده وقت شما بخیر: امیدوارم حالتون خوب باشه. اعیاد شعبانیه رو تبریک میگم. ببخشید من هر وقت دچار یه حالت معنوی خوبی میشم یا یه کار خوبی انجام میدم بعدش یه خرابکاری بزرگ میکنم. دقت کردم همیشه این اتفاق میافته. مثلا چند شب پیش وقتی مناجات شعبانیه رو خوندم و خیلی به دلم نشست، کلی گریه کردم و توبه کردم. چند ساعت بعدش عین احمقا نشستم تا صبح جوک خوندم و ولگردی مجازی کردم. یا چند وقت پیش قرآن خیلی خوبی خوندم بعدش سر یه موضوع بیخودی با پدرم دعوام شد. یا یه عهدی با خدا بستم که یه کاری انجام بدم بعدش نشستم تا صبح سریال یانگوم رو دیدم! یعنی اگه یکی به من بگه یانگوم میبینم میگم چقدر تباهی بعد خودم در اوج کار و زندگی نشستم فیلم دیدم. نمیدونم این دام شیطانه یا خودم زیادی احمقم یا هردو. فقط میدونم خسته شدم از دست خودم. ۸ ساله که نیستم. ربع قرن زندگی کردم چشم رو هم بذارم وقت مرگم میرسه. لطفا یه راهکار واقعی بهم بدید. جملات انگیزشی و کلی به کارم نمیاد. من خیلی زود تحت تأثیر قرار میگیرم و حتی گاهی تا چند ماه خوب پیش میرم اما بعدش دوباره جا میزنم. چی کار کنم که شده به قدم برم جلو، اما واقعا برم جلو. نه اینکه توهم پیشرفت داشته باشم و دوباره ببینم دارم عمرم رو با چرت و پرت هدر میدم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید به خودمان برنامه بدهیم و در برنامهدادن، سختگیری نکنیم. ولی در دلِ آن برنامهها کارها را جلو ببریم تا روزمرّهگیها ما را گرفتار خود نکند. به گفتۀ جناب مولوی: «مر سفیهان را رُباید هر هوی / زانکه نَبوَدشان گرانی قوا». گرانی قوا همان برنامهریزیها است. موفق باشید
سلام و عرض ادب بر استاد معزز مردد بودم مجددا مصدع حضرت عالی شوم یا نه. با این حال با توجه به خطیر بودن شرایط و سابقه خطاهای بزرگ حکمرانان در دو-سه سال اخیر و پیچیدگی بیسابقه تحولات سیاسی و تشتت آرائی که فکر میکنم برخی بزرگان را هم میتواند به اشتباه بیاندازد نکاتی عارض میشوم. در نوشتههای قبلی بر اهمیت شناخت انضمامی از تاریخ و امروز در کنار بصیرتهای کلی دینی و معنوی برای نیل به بصیرت حقیقی تأکید کرده بودم. یکی از واقعیات انضمامی امروز نقش آقای قالیباف و تیم مشاوران ایشان است و مطلب اخیر شما در تمجید از ایشان داعی برای این نامه جدید شد. از یک منظر کلی، ما شاهد یک دودستگی جدی در جناح انقلاب هستیم. از یک سو جناح سیاسی آقای قالیباف با سابقه مدیریت شهرداری تهران و ریاست مجلس که با دولت اصلاح طلب پزشکیان که مورد حمایت اصلاحطلبان تندرو است ائتلاف کرده است و از سوی دیگر جناح خالص انقلابی که اغلب شخصیتهای نخبه/باسابقه مستقل بدون سابقه و/یا لاحقه سیاسی حزبی و دولتی هستند. این دو جناح در عمده مسائل مانند اقتصاد و سیاسی خارجی دارای اختلاف نظرات جدی کارشناسی و البته اعتقادی هستند که با توجه به اوضاع وخیم سه سال اخیر اختلافات آنها به دعواهای لفظی پیروانشان کشیده است. این تلقی من از این شکاف است. اما با کمال تعجب مطالب جناب استاد را که درباره آقای قالیباف میخوانم (خصوصا پاسخ ۴۱۹۹۲) تصویری متفاوت میبینم. تلقی جناب استاد ظاهراً این است که آقای قالیباف مجسمه بصیرت و ایثار و حضور آگاهانه در میدان خطیر امروز در کنار مشاورانی آگاه هستند و منتقدین ایشان مشتی افراد کینهای و تندرو هستند که علتش عمق نداشتن ایمانشان است! در حقیقت به نظر میرسد جناب استاد، روایت جناح آقای قالیباف را دربست پذیرفتهاند و حاصل کار یک نگاهی است که ناخواسته سر از تملق و مداحی درآورده است! بنده در سؤال ۴۱۹۷۳ به طور مفصل به خطاهای جدی آقای قالیباف و آقای مهدی محمدی در جریان مذاکرات اشاره کردم. تقاضا دارم استاد گرامی مجدداً آن مرسوله را مد نظر قرار دهند. در این فقره موارد بیشتری عرض میکنم. جناب آقای مهدی محمدی، با توجه به هوش بالایی که دارند، روایتی از مذاکرات ارائه میکنند که طبق آن هر اتفاقی بیفتد نگاه آنها نقض نمیشود و لذا همیشه میتوانند وقایع را توجیه کنند. ابتدا میگفتند هدف تفاهمنامه تثبیت دستاوردهای میدانی است. اما ضمن آن این را هم میگفتند که البته ما خوشبین نیستیم و میدانیم به احتمال زیاد ترامپ سعی خواهد کرد تفاهمنامه را نقض کند. طبق این روایت دوگانه زیرکانه، تفاهمنامه چه نقض بشود چه نشود ایشان میتوانند بگویند مصیب هستند چون هر دو حالت را پیشبینی کردند. اما سؤال جدی این است که آیا دستاورد نقدی که تفاهمنامه به ترامپ و نتانیاهو داد قابل اغماض است؟ اعم از خروج هزاران نفتکش از تنگه و بهبود جدی بازار نفت و ذخایر نفتی استراتژیک آمریکا (https://farsnews.ir/EnqelabStreetTV/1784220470438521935/)، ضمن خروج ترامپ از زیر فشار انتقادات سیاسی و لغو مصوبه احتمالی کنگره برای محدود کردن اختیارات جنگی او و اقدام به محاصره دریایی ایران بعد از تفاهمنامه و اقدام اسرائيل به اشغال و پاکسازی قومی جنوب لبنان بعد از ۲۵ سال پایداری تمامیت ارزی لبنان و ضربات جدی به زیرساختهای حزبالله. آیا همه این خسارتها که برخیشان واقعا جبرانناپذیر نیز هستند قابل اغماض است؟ به علاوه آقای قالیباف تفاهمنامه را سند شکست آمریکا نامیدند و گفتند میخواهند گرهای که با دست باز میشود را با دندان باز نکنند. معنی این تعبیرها آیا این نیست که بر خلاف القائات آقای محمدی، آقای قالیباف به توفیق این تفاهمنامه خیلی خوشبین بودهاند و به آن دل بسته بودند؟! به علاوه آیا مذاکره مستقیم با آمریکا بعد از منع آن از طرف رهبر شهید آن هم بعد از شهادت ایشان معنای بسیار زشتی ندارد؟ یعنی انگار تیم مذاکرهکننده بگوید با وجود حذف شخصیت معنوی بزرگ ایران که مانع مذاکرات بوده است ما حالا خودمان حاضریم مذاکره مستقیم کنیم با شیطانی که حالا دستش به خون رهبر ما هم آلوده است؟! به نظر شما آیا چنین برداشتی در ذهن بسیاری از سیاسیون غربی و مردم خودمان شکل نمیگیرد؟ پیشتر این هم عرض شد که مجموعه وفاق و آقای قالیباف و محمدی تظاهر میکردند که در مذاکرات همه چیز با رهبر معظم هماهنگ است. روایتی که آقای نبویان و برخی دیگر از نخبگان جبهه انقلاب دادند و بعدا با پیام علنی رهبری تأیید شد این بود که بر خلاف قول آنها تخطیهای جدی در مذاکرات از خطوط رهبری اتفاق افتاده بود که موجب تذکر جدی ایشان شده بود که منجر به اعلام برائت محترمانه ایشان از مذاکرات در پیام علنی ایشان شد! بنده برخی از این موارد را در سؤال ۴۱۹۷۳ هم مطرح کرده بودم اما استاد محترم با تذکر یک سری کلیات به راحتی از کنار همه آنها بدون هیچ پاسخی عبور کردند و امروز میبینم به یک نگاه تملقآمیز و شاعرانه از آقای قالیباف و محمدی رسیدهاند! بنده تلقیام این است نگاه عارفانه و رومانتیکی که حضرت استاد به عالم و آدم دارند (که در جای خود بسیار مطلوب و عالی است) اما از حیث روششناختی این تهدید را ایجاد میکند که با نگاه اسماء اللهی! و رحمانی! به شایستگیهای نسبی و سمبولیک افراد (مانند سابقه ایثارگری آقایان پزشکیان و قالیباف) این خطاها و اشکالات جدی آنها را نبیند؛ خصوصاً که در اطراف آقای قالیباف مشاورانی هستند که شخصاً انسانهای مؤمن و نجیب و باهوشی هستند اما چه کنیم در عرصه پیچیده سیاست ایمان و نجابت و هوش به تنهایی کافی نیست و برخی مسائل سیاسی آنقدر تخصصی و فنی و پیچیده و نیازمند ملاحظات جامع است که متخصصین هم دچار اشتباه میشوند، چه برسد به اینکه استاد گرامی بخواهند ایده غروب هستهای و طلوع نفتی آقای شاکری مشاور اقتصادی آقای قالیباف را که ایدهای برای همکاری نفتی استراتژیک با آمریکا بوده را به عنوان یک سند افتخار برای آقای قالیباف تلقی کنند با اینکه این ایده به عنوان یک ایده استعماری از طرف کارشناسان انقلابی نقد شده است! بگذریم که همین آقای شاکری با دفاع از راهاندازی سیاست ارز توافقی به دست آقای همتی، در فاجعه سقوط بیسابقه ارزش پول ملی در دو سال اخیر که نهایتاً موجب شورشهای دیماه شد مقصر هستند. مطالبی که عرض شد به طور تفصیلی از طرف نخبگان جبهه انقلاب مطرح شده است ولی نه تنها مسموع واقع نشده بلکه ایشان در این مدت از طرف جریان اصلاحات و برخی نزدیکان آقای قالیباف مورد طعن و هتاکی قرار گرفتهاند اما حضرت استاد میپندارند این نخبگان منتقد آقای قالیباف هستند که دچار تندروی هستند آن هم به دلیل ضعف ایمان! متاسفانه همین نگاه اما به شکل غلیظتر و تندتر آن در آقای دکتر مجتبی زارعی هم هست که یگانه همّ خود را در این دو سال درگیر شدن با همه نخبگان منتقد وفاق و آقای قالیباف کردهاند و همزمان داعیه سیاست فطرت و متعالیه نیز دارند! استاد محترم! فرصت بیشتر برای تفصیل این انتقادات فنی و تخصصی نیست. اما تأمل در لیست بلندبالای منتقدان آقای قالیباف که طیفی از چهرههای نخبه سیاسیتر تا فنیتر جبهه انقلاب را تشکیل میدهد باید موجب شود که در اعتماد مطلق به دو سه چهره متخصص اطراف آقای قالبیاف تردید نمایید: آقایان رسایی، ثابتی، نبویان، ایزدخواه، جبرائيلی، صمصامی، فؤاد ایزدی، عطا بهرامی، یوسف عزیزی، علی عبدی، فرشاد مؤمنی، حسین راغفر، حسین دهباشی و ... این تصور که این طیف متنوع که همگی یا سابقه سیاسی قابل توجه و/یا سابقه علمی و تخصصی دارند و اغلب درستترین پیشبینیها را در موضوعات مختلف داشتهاند همگی اشتباه میکنند و فقط آقای قالیباف و محمدی و شاکری درست میگویند به نظرم ناشی از کانالیزه بودن منابع اطلاعاتی استاد گرامی است. برای آشنایی بیشتر با این طیف منتقد گفتگوی اخیر دراین لینک را نیز علاوه بر لینکهای پیامهای قبلی پیشنهاد میکنم https://www.aparat.com/v/gaf2w28 حضرت استاد هر طور صلاح دیدند این پیام را با کم یا زیاد منتشر بفرمایند یا نفرمایند. مشکلی نیست. عذرخواه از تصدیع و التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت! در راستای دو گفتگویی که تحت عنوان«ما را گفت و گویی در میان است» https://eitaa.com/matalebevijeh/23124 و https://eitaa.com/matalebevijeh/23167 عرض شد . عنایت دارید که ورود اینگونه به این مباحث نیاز به فرصت زیاد دارد تا بتوانیم روح و روحیۀ همدیگر را درک کنیم بخصوص که بنده ابداً و ابداً منتقدین به آقای قالیباف را «مشتی افراد کینهای و تندرو» نمیدانم و نگفتهام. و این بسیار برای امثال عزیزانی چون جنابعالی خطرناک است. و از آن بدتر اینکه میفرمایید: «در حقیقت به نظر میرسد جناب استاد، روایت جناح آقای قالیباف را دربست پذیرفتهاند و حاصل کار یک نگاهی است که ناخواسته سر از تملق و مداحی درآورده است». خدا به من و شما هر دو رحم کند. به من رحم کند اگر چنین نگاهی دارم! و به شما رحم کند اگر چنین برداشتی از سخنان بنده حقیر دارید! به نظر بنده همۀ مشکل آن است که جایگاه تاریخی تفاهم نامه درست دیده نشود و فکر میکنم رهبر معظم انقلاب با تمام امید در این آخرین پیامشان سعی بر آن داشتند تا از این زاویه ما را وارد تاریخی کنند که بتوانیم «همدیگر» را بفهمیم و در این صورت نگاه امثال جنابعالی به بنده به اینکه گمان شود منتقدین آقای قالیباف تندرو هستند، به کلی تغییر میکند زیرا بنده عزیزان را دعوت به «تفکر» میکنم و اتفاقاً نگاه جناب آقای دکتر مجتبی زارعی در حالت کلی، نگاه حکیمانه میدانم https://eitaa.com/Dr_Zareii_Siasatefetrat/4015 و این را برای امثال جنابعالی بسیار خطرناک میدانم که شخصیتی همچون آقای دکتر مجتبی زارعی را درک نکنید.
آرزومندم افرادی مانند آقایان رسایی و ثابتی و نبویان بتوانند افرادی چون آقای زارعی را درک کنند، در آن صورت است که ما در جهان «دیگری» وارد میشویم که بحث آن مفصل است. حقیقتش انتظار داشتم بعد از پیام اخیر رهبر انقلاب این نوع نگاه که بیشتر نفی نگاه هر آنکس غیر از نگاه خودتان است تغییر کند، به همان صورتی که جناب آقای دکتر سعدالله زارعی در یادداشت اخیر خود در روزنامه کیهان تحت عنوان «توشهای از پیام بصیرت و جهاد رهبر انقلاب» در این مورد متذکر نکات خوبی شدهاند. https://eitaa.com/MANABEVIZHEH/797
البته بنده با نظر به دغدغههای دلسوزانه جنابعالی و امثال جنابعالی به هیچ وجه ناامید نمیباشم، از آن جهت که انقلاب اسلامی راهی میباشد به سوی تعالی هرچه بیشتر انسانها در انسانیت خود و دیگران، امری که در پرسش و پاسخ شماره ۴۲۰۵۹ میتواند مدّ نظر قرار گیرد. https://eitaa.com/matalebevijeh/23300 و سعی بنده آن است در سلسله مطالب «روایتهای برترین حضور» https://eitaa.com/bartarin_hozoor متذکر همین امر باشم که البته گویا هنوز زمانۀ آن نرسیده است. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: عذرخواهم. در حیرتم از عزیزانی که شما را متهم به دفاع از مذاکره و جریان وفاق میکنند! در حالیکه استاد طاهرزاده اساساً «در جای دیگری ایستاده» و تلاش میکنند کشور دچار دوقطبی نشود. چون دو قطبی شدن، کشور و انقلاب را از سیر تمدنی و جهانی شدنِ خودش عقب می اندازد. استاد طاهرزاده با شناختی که از تقدیر تاریخی و ارادهی الهی در تاریخ کنونی دارند، بدون هیچ نگرانی و با آرامش مخصوص به خودشان به راحتی می دانند که حوادث چگونه در حال پیشروی به سوی مقاصد خودش هست. باز هم از محضر استاد بزرگوار عذرخواهم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفۀ اصلی ما این است که همواره «تفکر»، در میان باشد و به همین جهت در روایات داریم عبادات ما هم در حدّ تفکر ما قبول میشود و نه به جهت کثرت عبادات. و از این جهت باید متوجۀ جایگاه موضوعات شد و اینکه بحمدالله ما در شرایطی هستیم که با قدرت در میدان مقابله با استکبار در صحنه هستیم و از این جهت هر دو جریان که صادقانه موافق یا مخالف مذاکره با آمریکا هستند را، میفهمیم بدون آنکه یکی را حقّ و دیگری را باطل بدانیم. موفق باشید
سلام: چه تدبیری باید اتخاذ کنم که دخترم به جای اینکه به سمت پوشش نسل جدید بره، با عشق به چادر علاقمند بشه؟ گاهی می پوشه و گاهی نه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: دختران ما که در خانوادههای مذهبی رشد کردهاند بحمدالله متوجه هستند و میدانند صفای انسانیِ یک بانو در آن است که مواظب باشد از طریق پوشش خود، چشمها را به سوی جسم و ظاهر خود نکشاند تا امکان بروز شخصیت او که در محاوره با مردم، ایمان و اندیشه و سلحشوری و عزّت آن خانم میباشد؛ به حاشیه رود. حال با توجه به این باور، باید آن دختر بررسی کند چگونه در جوامع مختلف ظاهر شود که آن شخصیت خاص ایمانیاش محفوظ بماند و بتواند در دل آن شخصیت، خود را به ظهور آورد. با توجه به این امر به نظر بنده در اکثر موارد، چادر چنین نقشی را به خوبی برای بروز آن شخصیت به میان میآورد مگر موارد خاصی که خود دختران با ایمان ما تشخیص میدهند اگر با حجاب کامل ولی بدون چادر حاضر شوند، نقش ایمانی و عزت انسانی خود را بهتر انجام میدهند. تشخیص با خود آنان است. موفق باشید
سلام علیکم: خدا قوت. پیرو پرسش ۴۱۷۶۰ چه منابعی برلی آشنایی بیشتر پیشنهاد میدهید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حال حاضر منبع خاصی در نظر ندارم. ولی مباحث مربوط به دوران گذشتۀ چین، هر کدام میتواند نکاتی را داشته باشد. کتاب «آسیا در برابر غرب» از مرحوم شایگان کتاب بسیار خوبی میباشد. موفق باشید
سلام: طاعات و عبادات شما قبول باشه انشاءالله. یک سوال: حضرت امیر علیه السلام میفرمایند: نامه ۳۱ «وَ أَنْ أَبْتَدِئَكَ بِتَعْلِيمِ كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَأْوِيلِهِ» پس در آغاز تربيت، تصميم گرفتم تا كتاب خداى توانا و بزرگ را همراه با تفسير آيات، به تو بياموزم. کتاب فرزندم اینچنین باید بود رو هم نگاه کردیم، آیا ممکنه تفسیر باطنی این جمله رو بیشتر برامون توضیح بدید. ۱. چرا امام ابتدای تربیت را با قرآن آغاز می کند؟ ۲. آیا در مسیر تربیت می توانیم فقط از قرآن استفاده کنیم؟ ۳. چرا در مدارس و مراکز تربیتی از تربیت قرآنی غافل هستیم؟ و ... با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ ما در هر صورت باید تربیت را با نظر به قرآن و اشارات قرآنی شروع کنیم. میماند که آمادگیها متفاوت است و البته آمادگیهایی که اهل البیت «علیهمالسلام» حتی در کودکی دارند، چیز دیگری است. امید است جامعۀ ما و مراکزتربیتی ما به جایی برسند که بتوانیم از طریق قرآن و اشارات خاص آن، نظام تربیتی خود را شکل دهیم. موفق باشید
با سلام و احترام: استاد عزیزتر از جانم ما جمعی از خواهران انقلابی با پشتوانه معارفی که شما دریچه و افق آن را به روی ما باز کردید که حقیقتاً این معارف به ما قدرت تفکر و اندیشیدن را داد که آموختیم در کار فرهنگی باید مسئله محور باشیم نه مناسبت محور و مدرسه را میدان فرصت بدانیم و همواره با پرسشی از جایگاه و رویداد مدرسه ذیل انقلاب اسلامی وارد ساحت های مدرسه شویم شروع بهکار کردیم (دبیرستان نورفضه سابق شعبه ۱ با اسم جدید دختران ایران) در راستای حضوری که بعد از شهادت آقای شهیدمان برایمان بیشتر ظهور کرد و با فراز و نشیبهایی که برای مدرسه پیش آمد بر آن شدیم تا با عزم و اراده ای دوباره مسیر آمده را بازخوانی کنید تا انشاءالله بتوانیم در افق تاریخی انقلاب اسلامی پیشاز پیش حاضر شویم قطعا نظرات و راهبری های شما استاد عزیز برای رسیدن به افق و چشم اندازی متعالی در این راستا تاثیر گذار و راهگشا خواهد بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان این کار خوبی که آغاز کردهاید قرار گرفتم که خواهرانِ با همّت و قابل اعتماد به چنین کار ارزشمندی در راستای اهداف نظام آموزشی که باید ان شاءالله همۀ این موارد را در بر بگیرد؛ ورود کردهاند. به امید آنکه از دغدغههای خانوادههای متعهد نسبت به فرزندانشان کمی کاسته شود با همان رویکردی که رهبر معظم انقلاب آیت الله مجتبی خامنهای فرمودند:
«ایران عزیز، همچنان که در پی سالها تلاش در جایگاه یک قدرت نظامی ظاهر شده، انشاءالله و به فضل الهی با ترسیم خطوط هویت ایرانی اسلامی و رسوخ هر چه بیشتر آن در اذهان و نفوس جوانان این کشور به دست مربیان و معلمین، و با اولویت دادن به مصرف کالاهای تولید داخل که نتیجۀ تلاش کارگرانِ زحمتکش ایرانی است، مسیر عبور بهسوی قلّههای پیشرفت و تعالی را خواهد پیمود.»
و اینجا است که وظیفۀ خواهران محترم صدچندان میشود برای تحقق چنین آرمانی و البته این وظیفه، نباید منحصر به آن مدرسه باشد. بقیۀ مسئولینِ تربیتی نیز به عهده دارند نسبت به امری که رهبر معظم انقلاب متذکر آن هستند، حساس باشند. موفق باشید
با سلام خدمت استاد محترم: کتاب ادب خیال را خواندم ولی ی مشکلی که دارم. نمی دانم چرا گاهی مثلا یه کلاسی که در گذشته می رفتم را، به جای هزار خاطره خوب. یک خاطره بدش، حال مرا به شدت بد می کند. و یا حتی گاهی نسبت به یک شخص اینطورم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حکم آنکه شیطان با وسوسههایش همواره در صراط مستقیمی که انسان قرار میگیرد؛ به سراغ انسان میآید، این نوع وسوسهها و خطورات را به فال نیک بگیرید و با تذکر به نور توحیدی که خداوند مقابل شما گشوده است، راه را ادامه دهید و امیدوار باشید. موفق باشید
سلام و عرض خدا قوت: میگن که زمانی انسان دچار قبض میشود، اصلاً نه میتواند نمازی بخواند، نه میتواند عبادتی کند، نه میتواند جایی برود، نه میتواند بگوید، نه میتواند بخندد. این ها رشحاتی از حال قبض در وجود انسان است. در این مواقع باید متوجه باشیم وجود ما با وجود پیغمبر اکرم (صلیالله) و با وجود امیرالمؤمنین (علیهالسلام) خلق شده است. آن لحظه که بیدلیل دلمان میگیرد، مفتاح و کلید گشایش این حال و انقباض، فرو رفتن درون خود و جستجوی مقام ولایت است. اگر به آن نزدیک شدیم، این نور گسترش پیدا میکند و قلب را میگیرد و انفتاح پیدا میشود. چطور و چگونه از کلید قفل قبض ها استفاده کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در «بسط» و گشودهشدن قلب به سوی حضرت معبود، مائیم و شکر. و در «قبض» و تجلیِ جلال او، مائیم و صبر، به همان معنایی که فرمودند: «در بلا هم میچشم الطاف او / مات اویم مات اویم مات او» و این حالت، همان توجه وجودی به حضرت محبوب است بدون نظر به حتی اسمی خاص از اسمای الهی. موفق باشید
به نام خدا در میان هیاهو های بیهوده اهل دنیا، گمشدگان از این جنگ مقدس و آه از خفتگان بیچاره، و در این شرایط آخرالزمان خوشا بحال رهبر شهیدمان. او چنان پروازی کرد که که کس نکرده و راهی دراز جلوی ما باز کرده. به خدای متعال قسم که او برد و ما جاماندیم و حال با این حسرت سخت به خود آمدیم. خوشا! که مرد بود رهبرم فرار از خطر نکرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نه تنها آن مرد فرار از خطر نکرد بلکه متوجۀ تاریخی شد که دیگر تاریخ قرن آمریکایی نیست. باید از خود پرسید رئیس جمهور آمریکا یعنی ترامپ در حال حاضر یک خبرنگار است تا خبرهایی که میخواهد، بسازد و یا رئیس جمهور است تا جمهور را رهبری کند؟ عجیب است که این رئیس جمهور تا آنجا از تاریخ خود و از کارهای خود بیخبر و بیگانه است که در مصاحبۀ خود با خبرنگاران فکر میکند امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» را شهید کرده است، «فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ»!! آیا برای صاحبان اندیشه در چنین صحنههایی جای عبرت نیست، تا به افول و بیآیندگی آمریکا بیندیشند و به قرنی که قرن آمریکایی نیست؟ در این صورت است که باید امیدوار بود که حتی حاکمان کشورهای عربی به خود آیند. https://eitaa.com/zaghsefid/19411
بنده بر این باورم که آینده باید کسانی باشند که حس کنند پیوندشان با رهبری، بیش از آنکه ناشی از اشتراکات مذهبیِ متعارف باشد، به اعتبارِ «انسانیت» است. بشر جدید که گرفتار روزمرگی شده، تنها راه نجات خود را در «حضورِ فردایی» میبیند؛ فردایی که به «اکنونِ» او معنا و زندگی ببخشد. یک «شورِ اکنونِ معنوی»، در ازای حضور در آن فردای خاص، سراغ مردم آمده است؛ همین شور است که هیمنهی استکبار و اسرائیل را ذوب میکند. ما در حال تجربهی یک «بودِ» بزرگ هستیم؛ شوری معنوی که در آن، اکنونِ خود را در پیوند با آن فردای متعالی حس میکنی. باید اینها را به درستی فهم کرد. موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله استاد داشتم فکر میکردم که این روایت "لا جبر و لا تفویض،بل امر بین الامرین" یکی از مصادیقش میتونه همین حضور مردم در خیابان باشه، از طرفی خودشون هستن که شب به شب پا میشن میان توی خیابون ولی از طرف دیگه هم انگار دست خودشون نیست ، اگه ازشون بپرسید برا چی اومدید باید کلی فکر کنن که یک جواب بدن ولی از اون طرف با بالاترین انگیزه و بدون هیچ تردیدی حاضر میشن، هیچ عقل حسابگری پشت انگیزشون نیست که مثلا بگن پاشیم بریم ثواب ببریم یا... ولی نمیتونن هم نیان #بعثت_مردم
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز همینطور است. زیرا به حکم آیۀ: «...لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولا...» این خداوند است که اراده فرموده با حضور مردم در میادین شهر، هزاران نقشۀ دشمنان اسلام را خنثی کنند و در همین رابطه، موضوعِ «آگاهی از آگاهی» مطرح شد. https://eitaa.com/matalebevijeh/22291 موفق باشید
سلام و عرض ادب ببخشید استاد در پاسخ سوالی فرموده بودید که در بحث باردارشدن، این روح است که رحم خود را انتخاب میکند؛ این انتخاب بر چه مبناییست؟ آیا کسی که هیچ وقت انتخاب نمیشود، ایراد از اوست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جایی که انتخاب، ذاتیِ روح انسان است میتوان گفت از همان ابتدا یعنی در عهد اَلَست، هر روحی میتواند رحمی که مناسب خودش است را انتخاب کند. میماند که ممکن است رحمی زمینۀ پذیرش روحی که بتواند در آن میدان رشد کند، نداشته باشد و اینجا است که آن خانم چنانچه فعالیتهای لازم را جهت تشکیل جنین انجام داد ولی نتیجهای حاصل نشد؛ باید راضی به قضای الهی باشد که در جای خود نوعی حضور در ایمان به حساب میآید. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم ، با عرض سلام و درود خدمت شما استاد فرزانه، خدا به شماها ، و سلامتی و قوت عنایت فرماید که برامون وقت میگذارین، یه سوال اینکه این متن زیر در فضای مجازی نشر پیدا میکنه نظرتون در مورد ای کاش های متن زیر چیه؟ احساس می کنم نظری که میده انکار رهبر شهید مون نمیدونستن چکار کنن و الان دارند نظر میدن که کاش این جنگ تهاجمی رو همون اول، زمان شهید سلیمانی انجام میشد؟ به نظرم این متن یه نقدش اینکه این همه اثر رو نداشت که الان تاثیر گذار تر است. شرمنده که متنش طولانیه .... 👇🔴👇🔴👇🔴👇 🔴 حتما بخوانید و نشر دهید/مهم تجربه تلخ: تدافعی جنگیدن یعنی شکست تهاجمی جنگیدن یعنی پیروزی 🔻 وقتی ترامپ جنایتکار، فرمانده سپاه قدس ایران و ستون اصلی نظامی کشور، حاج قاسم سلیمانی را در دی ماه ۹۸ ترور کرد، انتظار همگان آن بود که ایران تمام پایگاههای امریکا در منطقه را به آتش بکشد. 🔻یعنی کاری که ۶ سال بعد در ترور رهبر شهیدمان و ستون کل ایران صورت گرفت. درحالیکه آن زمان فقط ۱ پایگاه امریکا در عراق یعنی عین الاسد را هدف گرفتیم. پاسخی ضعیف. بدون بازدارندگی. تشجیع کننده دشمن به ترورهای بعدی. 🔻کمتر از یک سال بعد، شهید فخری زاده، ستون هسته ای ایران در خاک کشورمان ترور شد. پاسخ ایران: هیچ! چرا؟ علت چه بود؟ وردهای خناسان نفوذی دولت روحانی که مدام کلمات "تله جنگ"، " بالا نبردن سطح تنش"، "تنش زدایی" را نشخوار میکردند. درست آنچه دشمن میخواست. 🔻همین تدافعی عمل کردن، بستر ترورهای بعدی را ساخت. دهها تن از فرماندهان سپاه قدس در سوریه ترور شدند. و پاسخ ایران: هیچ! تنش زایی نکنیم! در تله جنگ نیفتیم. (کلمات مورد علاقه روحانی و ظریف خائن) بعد: 🔻اسراییل یک حمله شبانه علیه ایران کرد. پاسخ ایران، باز هم بازدارنده نبود. سپس: شهید رئیسی و یارانش ترور شدند. اسماعیل هنیه در خاک تهران ترور شد. و سیدحسن نصرالله ترور شد. 🔻جالب است همین خطا را هم حزب الله کرده بود. تصاعدی و فرسایشی جنگیدن. غیرتهاجمی بودن. و منجر به زمان دادن به دشمن و شهادت تک تک فرماندهان حزب الله شد. 🔻 مجددا در آبان ۴۰۳ اسراییل حمله دومی علیه ایران کرد. برخلاف انتظارات، ایران هیچ واکنشی نداد!! 🔻و همین تعلل، باعث جنگ مستقیم و تهاجم همه جانبه امریکا و اسراییل و کشتن تمام فرماندهان رده اول و دانشمندان هسته ای در خرداد ۱۴۰۴ شد. (جنگ ۱۲ روزه) پاسخ ایران در این جنگ، باز هم تدافعی بود، نه تهاجمی. به محض درخواست آتش بس دشمن، آن را پذیرفتیم. 🔻و همین پاسخهای تدافعی و احتیاط های بیجا سبب بزرگترین ضربه نظامی به ایران یعنی ترور رهبر انقلاب و فرماندهان کلیدی نظام در اسفند ۱۴۰۴ شد. و طمع دشمن به براندازی نظام اسلامی. 🔻 حال فرض کنید در همان قدم اول، به محض پاره کردن برجام توسط ترامپ، ایران تنگه هرمز را بسته بود.. و به محض ترور شهید سلیمانی، ایران تمام پایگاههای امریکا در کل منطقه را به آتش کشیده بود. 🔥 🔻 آیا امریکا و اسراییل جرات ترورهای بعدی و جنگ اقتصادی و نظامی علیه ایران در گامهای بعد را داشتند؟ هرگز. 🔻راهبرد اصلی جنگ با امریکا و اسراییل باید تهاجمی باشد وگرنه دشمن تا ویرانی کامل ایران جلو و جلوتر می اید. 🔻 در جنگ کنونی، هفته اول جنگ، حمله به سرتاسر پایگاههای امریکا در کشورهای عربی و همزمان حمله به اسراییل و خصوصا پیوستن حزب الله به جنگ، وجوه تهاجمی جنگ است. 🔻در این میان، ایران همچنان احتیاط میکند. نگذاریم روزی بیاید که افسوس بخوریم که: ای کاش ناوهای امریکا را کاملا منهدم و غرق کرده بودیم. ای کاش اف ۳۵ ها و بی۲ ها را در ناو و آشیانه شان زده بودیم تا این همه شهید نمیدادیم. 🔻 ای کاش با یک عملیات خاص نتانیاهو را کشته بودیم. کاش با یک موشک خاص، کاخ سفید و ترامپ را بمباران میکردیم. مقابله به مثل با حمله به بیت رهبری. مگر قرآن نفرمود رئوس کفر را بکشید تا نکشید فتنه تمام نمیشود. 🔥 ای کاش تا نابودی کامل پایگاههای امریکا در منطقه دست نمیکشیدیم
باسمه تعالی: سلام علیکم: این ای کاشها، اکثراً سخنان آقای علیزاده در جدال بود که بحمدالله بعد از جنگ رمضان و دفاع مقدس ما، متوجه شد اشتباه میکرده و تعبیر خود ایشان این بود که ما این مدت کور بودیم و به گفتۀ او «نام سیدعلی خامنهای به عنوان معمار بزرگ امنیت ملی ایران در تاریخ میماند.» https://abrehamrahi.ir/o/public/ZzhOaXbt/
بحمدالله مغز تصمیمگیریِ کشور به جهت روحیۀ توحیدی که در میان است، همواره در جمعبندی نهایی بهترین تصمیمات را گرفتهاند. در این مورد خوب است به سخنان آقای مهدی محمدی در رابطه با موضوع جایگاه دفاع مقدس ما و شرایطی را که ایران مطرح کرده توجه فرماییدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/22107 موفق باشید
با سلام و احترام استاد عزیز یکی از نزدیکان شما را در تجمع دیدم. گفتم استاد کجا هستند؟ فرمودند(نقل به مضمون) چون ساعت تجمعات دیر هست(۹ شب به بعد)، استاد شرکت نمیکنند. ببخشید واقعا ناراحت شدم و گفتم آیا آن رزمندگان پشت لانچر هم که نیمه شب با شجاعت بیدار می مانند، ما هم به جهت نقش آفرینی میدانی وظیفه نداریم که کمی ساعت خوابمان را جابجا کنیم؟ حضرتعالی بعنوان الگوی بخش اعظمی از مردم منطقه، حضورتان بسیار تشویق کننده و افزاینده جمعیت خواهد بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در آن پیام عرض شدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/22022 حقیقتاً از نظر جسمی ناتوان هستم. یک شبی هم که افتخار آمدن داشتم از نظر جسمی به مشکل افتادم وگرنه حقیقتاً این حضور را حضوری الهی میدانم از جنس بعثتی که برای انبیاء پیش میآید تا تاریخِ دیگری را پیش آورند. موفق باشید
در نخستین پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران حضرت آیت الله امام سید مجتبی خامنهای ایشان در وصف رهبر شهید مرحوم والدشان مینگارند: «مشت دست سالمش را گره کرده بود.» به نظر شما این حاکی از چیست؟ محمد باقر آقائی
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید حکایت از روحیۀ مقاومت آن عزیز داشته باشد در مقابل جبهۀ استکبار به همان معنایی که قبلاً فرموده بودند: «کوتاه نمیآییم». موفق باشید
سلام وعرض ادب خدمت استاد گرامی: استاد من واقعا درک میکنم یه حضور تاریخی در جریانه و من باید زرنگ باشم که از این حضور تاریخی جا نمونم. معنای حق و باطل رو خیلی خوب فهمیدم ولی نمیتونم بیانش کنم وقتی بقیه در مورد سیاست حرف میزنن میدونم دارن اشتباه میگن ولی نمیتونم دفاع کنم و اصلا حوصله بحث و جدال ندارم باهاشون. به دلیل شغل همسرم که در این شرایط نمیتونن منزل باشن و باید برای مقابله با جبهه کفر وارد عمل بشن و این چند وقت در منزل تنها بودیم و منازل مون هم جای حساس و خطرناکی هست و اینکه واقعا از صدای جنگنده و بمب داشت قلبم می ایستاد اومدیم شهرستانی که هیچ خبری از حوادث جنگ نیست. استاد دلنگرانیم از نبودن همسر یک طرف و اینکه اینجا هستیم مرتب شبکه اینترنشنال روشنه. خانواده طرف جبهه کفر هستند و مادرم هم مجبوره یه بار طرف منو بگیره و یه بار طرف اونا بیشتر داره کلافم میکنه، پیش خودم میگفتم اگر همونجا زیر بمب و این صداها میموندم هزاران بار بهتر از این بود که بیام اینجا. پسرم هم مرتب میگه برگردیم. استاد موندم چیکار کنم. بین دلنگرانیم های مادرم و فشاری که روی من هست و از طرفی خیلی میترسم. نمیدونم چرا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه به خوبی میتوان گفت در چنین فضایی که به زیباییِ تمام حقّ در مقابل باطل ایستاده و جای هیچ ترسی نیست؛ حرفی نداریم و هرکس باید حتی تا مرز زیباترین زندگی و حضور که شهادت است، خود را بیابد و با توجه به این امر بررسی فرمایید در کجا میتوانید با روحیۀ سلحشورانۀ خود نقشآفرینی کنید به همان معنای حضور نرمی که بانوان توانایی بیشتری دارند تا معنای مقاومت را نشان دهند. https://eitaa.com/matalebevijeh/21948 موفق باشید
سلام: داشتم کتاب ماجرای فکر آوینی رو دوباره می خوندم رسیدم به اون قصه کاشی کاری قمصر و نماز سه دقیقه ای چطور میشه زندگی رو عبادت کرد؟ فقط آرام بودن در کارها باعث دوری از عجله و تکاثر فرهنگ مدرنیته میشه؟ فکر نکنم. چطور میشه نگاهی غیر از این رو توی دنیایی مثل امروز پیاده کرد؟ ما هر روز از همه چیز عقبیم که من فکر میکنم واقعاً حق داریم. عمرمون سریع رد میشه و برای اینکه بهش برسیم باید بدوییم. من بیست سالمه فقط سه تا کتاب خوندم، این فاجعه است، با اینکه کل زندگیم در حال دویدن بودم، احساس میکنم هنوز هم عقبم هنوز به جایی نرسیدم که بگم دیگه من راضی ام. این حرف از بعد مادی نیست. من نمی گم ما باید همیشه در ابعاد مادی پیشرفت کنیم، از یه جایی به بعد دیگه باید متوقف بشیم و عمر رو با چیزهایی که به دست آوردیم ادامه بدیم. اما من هنوز به اون نرسیدم و نمیدونم میرسم یا نه. خیلی ها رو دیدم که کل عمرشون در حال دویدن بودن، خیلی ها هم دیدم که با چیزهایی که بدست آورده بودن زندگی رو ادامه میدادن و عطش پیشرفت رو نداشتن و قانع بودن اما فکر نکنم هیچکدوم از دو گروه اونجور که شهید آوینی می گفت زندگی رو عبادت کرده باشن چون هر دو درگیر جهانی هستن که از روح بریده. چطور میشه تو این دنیا روح آرامش داشته باشه وقتی اصلا به حساب نمیاد هرچقدر هم که بخوایم از مدرنیته و فرهنگش دوری کنیم نمیشه، نمیدونم نمی تونم درک کنم، با این قضیه که شرح دادم با تمام وجود درگیر بودم و هستم من یه زمانی به شدت کار کردم، با تمام وجود، بعدش دیدم دیگه نمی تونم ادامه بدم بریدم بدجوری هم بریدم و هنوز هم درگیرشم، برای آرامش هیچ راهی پیدا نکردم جز دوری از مسئولیت ها، وقتی یه مسئولیتی رو ترک کنی، یه کاری رو انجام ندادی و عذاب وجدان انجام ندادن اون کار گردنت رو میگیره و فشار میده حتی بدون اینکه کاری کنم تحت فشار بودم و در حقیقت اصلا به آرامش نرسیدم سعی کردم مسئولیت هام رو سبک و سبک تر کنم اما به هیچ وجه پاسخگو نبود، انگار دیگه نمی خواستم توی این دنیا باشم حقیقت این بود که من فقط از مسئولیت هام شونه خالی نکردم از دنیا بریدم. انگار دیگه جای زندگی من نبود بخاطر اینه که من الان اینجام و دارم با شما صحبت میکنم به قول استاد می خواستم در دنیای دیگه ای حاضر بشم و از حضوری که همه درگیرشن فاصله بگیرم اما نمی تونم، نمیدونم چطور باید در دنیای دیگه ای حاضر شد وقتی درگیر حضور توی این دنیا هستیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ملاحظه میکنید که نمیتوانید از جهانی که آوینیها در آن حاضر بودند، بیگانه باشید و اینجا است که باید با روحیۀ «متانت» و «صبر» و «دلسوزی»، خود را در جهانِ بین دو جهان حاضر کنید. امری که در کتاب « انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان، تفکر در مواجهه با متفکران و فهم ایران و انقلاب» https://lobolmizan.ir/sound/807?mark=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%20%D8%AF%D9%88%20%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86 و صوتهای مربوطه از آن سخن گفته شد. در این حالت نه نسبت به مسئولیتهایی که احساس میکنید، بیتفاوت میشوید و نه گرفتار عملزدگی خواهید شد. و این یعنی شهید آوینیها و شهید حاج قاسم سلیمانیها. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استادطاهرزاده عزیز: حالتون خوبه؟ میدونم این روزا خیلی مشغله دارید ولی استاد یه سوال ازتون دارم جوابش کمک بزرگی بهم میکنه. خواهش میکنم اگه براتون مقدوره جواب بدید. استاد طبق تعلیمات دینی، هیچ اجلی جلوتر از وقت خودش واقع نمیشه. بنده این حرف رو زیاد شنیدم. خواستم ببینم آیا از نظر مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین دلیلی برای این حرف وجود داره؟ بنده قبلا این دو مبحث (شرح ده نکته و برهان صدیقین) رو گذراندم. هیچ نوع جوابی به جز جواب از زاویه مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین برام قانع کننده نیست. اصلا [اگر هم از این زاویه نمیشه این موضوع رو بررسی کرد] اگه امکان داره درمورد این حرف و برداشت درستی که باید از این حرف داشت توضیحاتی بفرمایید. اگر واقعا همچین حرفی به اون صورت که من (ذهن اولیه) برداشت کردم درست باشه شجاعت آدم بینهایت میشه. چون دیگه چه به دل خطر بزنه یا به دل خطر نزنه تاثیری در تعجیل یا تاخیر در مرگش نداره. استاد هیچ آدم عاقلی وجود نداره که شهادت رو دوست نداشته باشه. ولی صحبت سر نوع شهادت و اثر بخشی بیشتر اونه. توی خیابون راه بری و موشک بزنه شهید بشی کجا، نبرد مستقیم با کفر در رکاب امام زمان کجا! خواهش میکنم توضیح بفرمایید. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث «معرفت نفس» روشن میشود که نفس ناطقه با تدبیر بدن، بالقوهگیهای خود را به فعلیت تبدیل میکند و چون قوهها تبدیل به فعل شد از تدبیر بدن منصرف میشود و مرگ، محقق میگردد. ولی چگونگیِ جهتدادن قوهها به فعلیت، به اراده و اختیار انسان است و قرآن نیز در رابطه با اینکه مرگِ انسان از قبل تقدیر شده؛ میفرماید: «مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ» (حدید/۲۲) حاکی از آنکه قبل از حتی به دنیاآمدن، اندازه و طول عمر هرکس مشخص شده. و اینطور نیست که کسی گمان کند میتواند دیگری را بدون تقدیر الهی به قتل برساند. آری! مردن در دست خداوند است ولی خوب مُردن در دست ما میباشد. و از این جهت باید تقاضای خوبمردن و در سبیل الهی شهیدشدن داشت. ترامپ و ترامپها گمان میکنند رهبر ما را شهید کردند؛ نه! آن مرد الهی با مواضع حکیمانه و قاطع خود بهترین مرگ را برای خود رقم زد تا راهی باشد برای عبور از جبهۀ استکبار. موفق باشید
بسم رب الزهرا. ای امید و ملجا و پناه ما به کجا؟ ای دستت قهر موسی و چشمانت لطف عیسی ما را به کجا شکایت و شکوه؟ ای مولای ما ای سید و سرور دل های غمین ما ما را به کجا شکایت و شکوه؟ نه هرگز تو را و مرگ؟ مرگ از آن ماست و هرگز راست قامتان و ایستادگان برای خدا را مرگی نیست... آری میان ما و شنیدن دوباره خطبه های بلیغ تو میان ما و دیدن دوباره قامت سر بلند تو میان ما و آرمان بلند تو میان ما و راهِ قیام برای آرمانِ امام مان میان ما و آمدن بقیت الله ارواحنا له فدا همین خون ها فاصله است پس ای فرومایگان و آخرین بازماندگان پست ترین اهل زمین بر جان و تن ما بتازید و نعل های ارابه های مرگتان را آماده کنید و باز و باز بتازید که از این روز دیگر ما کفن پوشان را جز به آرمان خونخواهی تاریخ کربلا و کربلاییان آسودگی و آرامشی نیست. ای شیپور مرگ بنواز که ما را از این پس جز پناهِ مولا و امام ما ملجائی برای آسودن نیست آری سرهای ما از این پس عارییتیست از برای خونخواهی حسین و مستضعفان کربلای حسینی به طول تاریخ اسلام تا خونبهای نایافتنی سید و مولای ما... ما را مرگ در بستر، هرگز ما خانه به دوشان را مگر دیگر غم عالم به چه داریم؟ ما را زین پس هجرت و جهاد، مرکب و مقصد، آرمان و آمال هزار اندی ساله انتظار شیعیان مظلوم در طول تاریخ اسلام است. زنهار ای ساکنان حرم و آستانِ آل الله الرحیل الرحیل مرکب ها را مهیای راه و بار هجرت بندیید دیدار وه که چه نزدیکیست... همرهان و هم سفران هزار اندی سال غربت مستضعفان و جانبازی و شهادت و انتظار منتظرانِ در راه برپایی حکومت جهانی توحید و اسلام از هر زمانی در تاریخ امروز، نزدیک تر به مقصد و مقصود این راه است. آری به نزدیکی سلامی دوباره به کربلاییان و عاشوراییان تاریخ از اصحاب سید الشهدا تا سرداران شهید آخرالزمانی او حاج قاسم و حاج احمد و ابومهدی و حاجی زاده و سلامی و باکری... او خواهد آمد به انتظار ِآمدنمان وه چه شیرین و چه نزدیک است بنگر بر صفحات تاریخ و دوباره بخوان صبح چه نزدیک است... لبَّيك اللّهمّ لبَّيك، لبَّيك لا شريك لك لبَّيك، إنّ الحمد و النّعمة لك و الملك، لا شريك لك لبَّيك اِنا علی العهد راسخون انشالله آمنین.
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفتی: «هرگز راستقامتان و ایستادگان برای خدا را، مرگی نیست» و گفتی: در انتظار حکومت جهانیِ توحید، هستی نزدیک و نزدیکتر به آنچه در پیش است. آری! گفتی، ولی نگو فردا؛ که او در امروزت حاضر است. انتظار، چیزی جز حضور نیست. مهم، «تولّی و تبری»ای است که به لطف الهی ما با تمام وجود در آن حاضر شدهایم. و این یعنی «بودن» و باز «بودن». آری! او خواهد آمد، ولی نه به معنای آمدنِ فردایی که حجتیهها میگویند؛ آمدنی که بسی حاضر است و باز حاضرتر میشود. خدا میداند در شهادت این مرد، چه اندازه مردم عزیز ما احساس حضوری در اکنونِ خود در نسبت با سیدالشهدای انقلاب دارند و دارند خود را در وسعت حضور انسان کامل احساس میکنند. چه اندازه تفاوت بسیار است بین مردمی که با شهادت آن مرد الهی بیش از پیش، «خود» شدهاند با آنهایی که نسبت به چنین تاریخی بیگانه و بیگانهترند. تفاوت را! تفاوت را! موفق باشید
سلام علیکم: درود بر شما. سوالم این هست که چرا ما از محاصره دریایی واهمه داریم؟ میدانم بحث واردات کالاهای اساسی و صادرات نفت و... هست، اما متوجه نمیشم چرا ما نمیتوانیم یا نمیخواهیم محاصره دریایی را بشکنیم؟ آقای محمدی هم در صحبت ها و مخصوصاً مصاحبه ای که اخیرا داشتند میشد به طور ضمنی فهمید که گویا محاصره دریایی مسئله بغرنجی هست و شکستنش به این راحتی نیست. بنده نمیفهمم وقتی موشک ها و پهپادهای ما اهداف مختلف دور و نزدیک را علیرغم وجود رادارها و سامانه های پدافندی هدف قرار می دهند، چگونه نمیتوانند موانع و مزاحمت های محاصره دریایی را هدف قرار دهند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اهل نظر و رفقای برنامۀ «به وقت ایران» در عین آنکه قبول دارند محاصرۀ دریایی وسیلهای است تا ما از مدیریت تنگۀ هرمز منصرف شویم؛ ولی بحمدالله عزم مسئولان کشور همه و همه مدیریت بر تنگه میباشد حتی اگر به قیمت آن باشد که وقتی صحنه برای ما نیست، برای هیچکس نباید باشد و این لطف بزرگ خداوند است که ما را در چنین شرایطی قرار داده که میتوانیم با آمریکا بجنگیم و به قول آقای دکتر مهدی محمدی در آخرین سخنان خود: ترامپ شکست خورده و هیچ کاری نمیتواند بکند. https://eitaa.com/mohammadi61 موفق باشید
سلام خدمت شما: اگر ماجرای سقیفه بنی ساعده اتفاق نمی افتاد، تاریخ اسلام چگونه رقم میخورد؟ شما در کتاب بصیرت و انتظار فرج گفتید که اگر سقیفه اتفاق نمیافتاد باز هم یک انتظاری برای آمدن موعود رقم میخورد، لزوم این انتظار را نمیفهمم. اگر غدیر پذیرفته میشد و امام علی (ع) خلیفه اول مسلمین میشد، چه اتفاقی می افتاد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً در راستای نهایتی که باید پیش آید، نیاز به نوعی آمادگی میباشد که امّت باید در خود ایجاد کند و از این جهت شاید آن غیبت که همراه با وارستگی و انتظار است؛ زمینۀ حضور آن نهایتی باشد که با انسان کامل محقق میشود. موفق باشید
