سلام: چند وقتی است که تصمیم گرفته ام به معنای واقعی مسلمان شوم و با خدا انس بگیرم، از آنجایی که تازه کار و جوان هستم و همچنین در خانواده ای نه چندان معتقد و مذهبی بزرگ شده ام نمی دانم که از کجا باید شروع کنم، میخواهم هر چیزی را از جمله آیات قرآن و اسلام و احکام و... را با دلیل و برهان بپذیرم تا از وسوسه های شیطان و اطرافیانم و تمسخر دیگران در این مسیر سست نشوم، از شما میخواهم به طور جدی مرا راهنمایی کنید، چون به هر دری میزنم جوابی نامطلوب میگیرم و آنچنان که باید به جواب شبهات و سوالاتم نمیرسم. ممنون میشم از شما که راهی مناسب را به من نشان دهید، یا کتابی خوب معرفی کنید یا فردی مناسب معرفی کنید یا هرچیزدیگری... فقط دلم میخواهد که به معنای واقعی نزدیکی به خدا را احساس کنم و نماز هایم را با خضوع و حظور قلب بخوانم، لطفا کمکم کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی سایت در رابطه با همین نوع سؤالات تنظیم شده است. در این رابطه پیشنهاد میشود ابتدا مباحث مربوط به «جوان و انتخاب بزرگ» https://eitaa.com/tafakorism_archive/77 دنبال شود و سپس به مباحث مربوط به «ده نکته در معرفت نفس» بپردازید. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh/215 موفق باشید
سلام استاد گرامی: رهبر شهیدمان امام خامنهای در شعرشون دقیقا به اسفند ماه امسال اشاره کردهاند، شعری که رهبر انقلاب اسلامی ایران سرودهاند: مستانه در این میکده بیتاب و قرارم. نستوهتر از سجده گذاران، سر دارم. عشاق پریشان دل سرمست بدانند. لبیک من از عمق سماوات بخوانند. یاران و رفیقان، همه در جنت اعلا. خوش منظرهای دیدهام اندر بر مولا. افسوس که من دیر به مقصود رسیدم. مفهوم شهادت ز لب یار شنیدم. نوروز من امسال کنار شه خوبان. همراه رفیقان و شهیدان و غریبان. امسال دگر نوبت سرداری ما شد. یعقوب صفت، روح و تن ازغصه رها شد. زندان تنم را به دل خاک سپردم. از توشهی ره جز می و معبود نبردم. در حسرت راه شهدا چشم به راهم. هنگامهی تقدیر، سپهدار سپاهم. شمس و قمر از خون دلم آگه و انگار. یوسف شده در بزم وفا طالب دیدار. طاغوت اگر جسم مرا کرده نشانه. اسفند شود جان پی عشاق روانه. نابودی کفار رقم خورده در این جنگ. مفهوم کلامم شده با عشق هماهنگ.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عجیب است که چگونه خداوند اینچنین روح و روحانیتی را در آن مرد الهی قرار داد تا ما در نسبت به حضورِ آخرالزمانی انسان که حضوری است به وسعت همۀ انسانها؛ بیندیشیم، در جوانانی که گویا با روحانیتی خاص در ظهور و بالیدن هستند و به امامِ شهیدشان میاندیشند و باز میبالند. ارادت به آن مرد الهی چه غوغایی در جوانان ما ایجاد کرده است. موفق باشید
بسم رب الزهرا. ای امید و ملجا و پناه ما به کجا؟ ای دستت قهر موسی و چشمانت لطف عیسی ما را به کجا شکایت و شکوه؟ ای مولای ما ای سید و سرور دل های غمین ما ما را به کجا شکایت و شکوه؟ نه هرگز تو را و مرگ؟ مرگ از آن ماست و هرگز راست قامتان و ایستادگان برای خدا را مرگی نیست... آری میان ما و شنیدن دوباره خطبه های بلیغ تو میان ما و دیدن دوباره قامت سر بلند تو میان ما و آرمان بلند تو میان ما و راهِ قیام برای آرمانِ امام مان میان ما و آمدن بقیت الله ارواحنا له فدا همین خون ها فاصله است پس ای فرومایگان و آخرین بازماندگان پست ترین اهل زمین بر جان و تن ما بتازید و نعل های ارابه های مرگتان را آماده کنید و باز و باز بتازید که از این روز دیگر ما کفن پوشان را جز به آرمان خونخواهی تاریخ کربلا و کربلاییان آسودگی و آرامشی نیست. ای شیپور مرگ بنواز که ما را از این پس جز پناهِ مولا و امام ما ملجائی برای آسودن نیست آری سرهای ما از این پس عارییتیست از برای خونخواهی حسین و مستضعفان کربلای حسینی به طول تاریخ اسلام تا خونبهای نایافتنی سید و مولای ما... ما را مرگ در بستر، هرگز ما خانه به دوشان را مگر دیگر غم عالم به چه داریم؟ ما را زین پس هجرت و جهاد، مرکب و مقصد، آرمان و آمال هزار اندی ساله انتظار شیعیان مظلوم در طول تاریخ اسلام است. زنهار ای ساکنان حرم و آستانِ آل الله الرحیل الرحیل مرکب ها را مهیای راه و بار هجرت بندیید دیدار وه که چه نزدیکیست... همرهان و هم سفران هزار اندی سال غربت مستضعفان و جانبازی و شهادت و انتظار منتظرانِ در راه برپایی حکومت جهانی توحید و اسلام از هر زمانی در تاریخ امروز، نزدیک تر به مقصد و مقصود این راه است. آری به نزدیکی سلامی دوباره به کربلاییان و عاشوراییان تاریخ از اصحاب سید الشهدا تا سرداران شهید آخرالزمانی او حاج قاسم و حاج احمد و ابومهدی و حاجی زاده و سلامی و باکری... او خواهد آمد به انتظار ِآمدنمان وه چه شیرین و چه نزدیک است بنگر بر صفحات تاریخ و دوباره بخوان صبح چه نزدیک است... لبَّيك اللّهمّ لبَّيك، لبَّيك لا شريك لك لبَّيك، إنّ الحمد و النّعمة لك و الملك، لا شريك لك لبَّيك اِنا علی العهد راسخون انشالله آمنین.
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفتی: «هرگز راستقامتان و ایستادگان برای خدا را، مرگی نیست» و گفتی: در انتظار حکومت جهانیِ توحید، هستی نزدیک و نزدیکتر به آنچه در پیش است. آری! گفتی، ولی نگو فردا؛ که او در امروزت حاضر است. انتظار، چیزی جز حضور نیست. مهم، «تولّی و تبری»ای است که به لطف الهی ما با تمام وجود در آن حاضر شدهایم. و این یعنی «بودن» و باز «بودن». آری! او خواهد آمد، ولی نه به معنای آمدنِ فردایی که حجتیهها میگویند؛ آمدنی که بسی حاضر است و باز حاضرتر میشود. خدا میداند در شهادت این مرد، چه اندازه مردم عزیز ما احساس حضوری در اکنونِ خود در نسبت با سیدالشهدای انقلاب دارند و دارند خود را در وسعت حضور انسان کامل احساس میکنند. چه اندازه تفاوت بسیار است بین مردمی که با شهادت آن مرد الهی بیش از پیش، «خود» شدهاند با آنهایی که نسبت به چنین تاریخی بیگانه و بیگانهترند. تفاوت را! تفاوت را! موفق باشید
سلام و درود استاد عزیزم برای اینکه زیرساخت راه سلوکی محکم باشه راهنمایی بفرمایید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال بعد از مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و شرح کتاب «معاد، بازگشت به جدّیترین زندگی» این شمائید و رجوع به قرآن با «المیزان» عزیز که خوب است قبل از آن به جزوۀ «تفکر قرآنی» رجوع شود https://eitaa.com/matalebevijeh/21839 . موفق باشید
زندگی چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی یعنی طلوع انسان در میدانِ آخرین دین. و این یعنی طلوع مولای متقین «علیهالسلام» در بستر اسلام. و زندگی یعنی طلوع انسان در بستر انقلاب اسلامی. و این یعنی شهید حاج قاسم سلیمانی. و زندگی یعنی مقابله با استکبار در بستر هویت دینی و قدسی. و این یعنی شهید یحیی سنوار و کتاب «خار و میخک». موفق باشید
سلام علیکم: با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: دیروز در کانال مطالب ویژه در لینک زیر https://eitaa.com/matalebevijeh/23497 فرمایشی داشتید با عنوان: (نظر به جایگاه تاریخی دو فکر به جای تقلیل آن دو فکر به دو اختلاف) با توجه به این بحث مطلبی به ذهنم رسید: در نمازهای واجب هر روز ۱۰ مرتبه این آیه قرائت میشود: «صراط الذین انعمت علیهم» از کلمه الذین متوجه میشویم که اشاره به اشخاصی دارد «اهل البیت» چون اگر میفرمود: «صراط الذی» خب محدود به پیامبر میشد .از حضرتعالی درخواست دارم این آیه را ار دریچه بحثی که دیروز فرمودید شرح مختصری بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مسلّم در نماز تقاضای ما گشودن راهی است که خداوند در مقابل انسانهای معنوی و قدسی قرار داده. می ماند که کسانی که می گویند قرآن ما را کافی می باشد عملاً جریان را به گذشته برمی گردانند؛ غافل از آنکه ما در اکنونِ خود در کنار قرآن نیاز به انسانهایی داریم که صراط و راهی باشند تا قرآن را در همین امروز ما در سیره و سخن خود به ظهور آورند وگرنه عملاً قرآن یک کتاب آموختنی می شود به جای آنکه کتاب هدایت باشد و معنی انسانیتِ ما را در نسبت با انسان های کامل به ظهور آورد. موفق باشید
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد برای آشنایی با شخصیت ابن عربی و موضوع کتاب های ایشان چه منبع و کتاب را معرفی میکنید که ایشان را و کتب ایشان را به خوبی معرفی کند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «محیی الدین ابن عربی؛ چهره برجسته عرفان اسلامی» نوشته محسن جهانگیری، تحقیقات خوبی در آن کتاب هست و پس از آن کتاب «فصوص الحکم» ابن عربی بسیار پر مطلب است. موفق باشید
سلام استاد عزیز: امیدوارم سلامت باشید. این متن شرح حالیست از چیزی که با خودم تجربه میکنم. ببخشید اگر طولانیست و وقتتان را میگیرد. دلم میخواهد به حافظ بگویم از این حال عجب، که من در شلوغی و روزمرگی آرامترم تا در خلوت و تنهایی.. در خلوت و تنهایی برای من هوا طوفانیست، آشوب است و انگار در پهنه اقیانوس با باری از هیچ رها شدهام. وقتی در سکوت میروم، تاب خودم را ندارم. چقدر این سکوت سنگین است، انبار هیچهایم شده. آیا تا به حال بار هیچ را به دوش کشیدهای؟ باید در شلوغی کارها و آدمها اینقدر غرق شوم که ابدا آن سکوت را احساس نکنم. دیدی چطور بچهها را آرام میکنند؟ مدام با اسباب بازیها صداهای مختلف میسازند تا حواسش پرت شود و آرام شود. من هنوز هم با اسباب بازیها سرگرمم، تنها تفاوتش این است که اسباببازیها بزرگتر شدهاند و البته بازیگردان هم الان خودم هستم! با همه این اوصاف خواستم فکری کنم برای آن صداهای ساختگی. با خودم گفتم بگذار رهایشان کنم گفتم بگذار یاد بگیرم چگونه با خودم سر کنم و خلوت و تنهایی را خواستم. (البته نمیدانم این فعل خواستن را چگونه صرف کنم؟ من خواستم یا کس دیگری خواست یا اصلا مجهولش کنم و یا به ماضی و آینده ربطش بدهم) نوشتن از این قسمت قصه از همه جا سختتر است. نمیدانم چه شد که به خودم آمدم و دیدم در سکوت نشستهام. بگذریم، حتی خودم هم نمیتوانم باور کنم چگونه آدم چیزی را برمیگزیند که تاب بودنش را ندارد؟ کاش برای این سوال پاسخی پیدا شود. دیگر نمیتوانم بنویسم، بلد نیستم ادامه بدهم ولی یک جا تو خوب گفته بودی: دلم ز حلقه زلفش بجان خرید آشوب / چه سود دید ندانم که این تجارت کرد. من هم نمیدانم..من هم نمیدانم جناب حافظ.
باسمه تعالی: سلام علیکم: زمانه، زمانهای است که برای عبور از نیستانگاری و پوچی باید به «وجود» نظر داشت و به خوبی یافتهاید که چگونه به جای حضور در «انبارهای هیچ» خود را در سکوت حاضر کنید و معلوم است که «وجود» چیز خاصی نیست، حضوری است که پیش میآید بدون اراده، ولی با «انتظار». و همۀ غزلهای حافظ چنین حکایتی دارند. در این رابطه عرایضی در سلسله مباحث «انقلاب اسلامی، انتظار، وارستگی» https://lobolmizan.ir/sound/1096?mark=%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C شده است. موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیز در مورد بحث حضرت هارون و حضرت موسی وقتی حضرت موسی از کوه طور برگشتند جواب حضرت هارون این بود که به خاطر تفرقه با گوساله پرستی بنی اسرائیل مقابله نکردند حال سوالم این هست که بین شرک گوساله پرستی و تفرقه کدام اولویت دارد؟؟ و آیا نباید شرک که گناه نابخشودنی هست بر تفرقه ترجیح میدادند؟؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور آن قوم در غیاب حضرت موسی«علیهالسلام» آن بود که با پرستش گوساله، خدای حضرت موسی را میپرستند و از این جهت به حضرت هارون«علیهالسلام» میگفتند دخالت نکنند تا خود حضرت موسی«علیهالسلام» بیایند. و این غیر از آن نوع شرکی است که بهکلّی از آموزش انبیاء بیرون است که البته معلوم است این از تفرقه، خطرناکتر است. موفق باشید
استاد این جمله محترمانه «دنیای فردا دنیای گفتمان است» هست منتها بعد از ۲ جنگ وجودی و شهادت رهبر و این همه طفل بیگناه. ما شما رو دوست داریم ولی اخبار به روز رسانی های جنگ رو منعطف به یک جریان نکنید که سابقه نظر مخالف ولی فقیه اون هم وسط جنگ وجودی میگیره و بهش افتخار هم میکنه ین جمله آقای قالیباف که ان شاء الله به آغوش ملت برگرده و جبران کنه یک ننگ در کارنامه او محسوب میشه که فرمودن سنگرها رو باید از رزمنگان پشت لانچر بگیریم و به اقتصاد برسیم. شما که نفستان پاک است و اگر ارتباطی با ایشان دارید این قل و زنجیر را که فکر میکنم ایشان در حال تبدیل شدن به مهره جریان غربگرا شده را از دست و پای ایشان باز کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه در جلسۀ امروز عرض شد https://eitaa.com/matalebevijeh/23240 ما هر دو جریان را دلسوز میدانیم. مهم آن است که با نگاه تمدنی به صحنه بنگریم. موفق باشید
سلام استاد: به نظر جنابعالی چرا رهبر گفتن ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز؟ بوی جدایی از دولت میده یا اشتباه میکنیم؟ و اینکه عده ای مدام تاکید دارن کودتایی در حال رخداد است که رهبر شهید بعد از حوادث دی ماه به آن اشاره کردن. آیا اینها بدبینی است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را! حقیقتاً خداوند ملت مبعوثشده را تا آنجا ارتقاء داد که ولیّ امر مسلمین، انسانی که مسلّماً مؤید به عنایات خاص الهی است، مردم را در همان فضای عنایات خاص احساس میکند و این، شامل هرکس و هر جریانی است که خود را ذیل انقلاب اسلامی و ایرانی که مقابل ابرقدرتها ایستاده است، قرار داده و از این جهت نباید دولت را بهکلّی از این حضور جدا کرد هرچند متأسفانه هستند کسانی که در اطراف دولت در این حضور، آن طور که شایسته است حاضر نیستند ولی ملت ما و رهبر معظم انقلاب بحمدالله معطل این جریانها نیستند چرا که «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب» . موفق باشید
سلام و نور خدمت استاد گرامی: تفکر آماده گر چه رابطه ای با عمل فعلی و اکنونی ما دارد؟ در «تفکر آماده گر» وقتی انسان به حال خود و تلاش های بی ثمر خویش برای تغییر مینگرد، به «بیوجودی» خود آگاه شده و به دنبال «طلب وجود» میرود و در «انتظار» است تا وجود پیش بیاید. در این حال حالت آدمی باید برای برنامه ریزی و انجام فعالیت های روزانه (که به اراده نیاز دارند) چگونه حضوری داشته باشد و چگونه در انتظار باشد؟ آیا اینکه در انتظار باشیم تا تحول وجودی پیش بیاید ما را نسبت به انجام تکالیف اکنون منفعل نمیکند؟ چرا که حال فعلی ما حال بیوجودی است و در این بیوجودی توقعی برای انجام تکلیف نیست و عزم و اراده برای تغییر وضعیت از بین رفته است. شاید داستان بدتر از این بشود و فرد برای اینکه طلب وجودش بیشتر شود بی وجودی خود را با انجام معصیت و ترک تکلیف و بدتر کردن وضع فعلی ثابت کند. برای حقیر در این موضوع مشکلِ عملی پیش آمده و در انجام تکالیف سست شده ام. لطفاً اگر مقدور است در این باره شرحی داشته باشید و اگر صلاح میدانید بنده را راهنمایی کنید. آشنایی حقیر با تفکر آمادهگر با این صوت دکتر نجاتبخش بود و گویا هرچه میگفتند برایم اتفاق افتاده بود و می دانستم. https://varastegi.ir/?p=2979 با تشکر و عذرخواهی
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت تفکر آمادهگر، حکایت حضور در بودنی میباشد که بودنِ اکنونِ بیکرانۀ ما به حساب میآید با نظر به «وجود»، چه از نظر هایدگر و چه از نظر صدرا در بستر «معرفت نفس». مهم آن است که در بستر «اصالت وجود» موضوعِ معرفت نفس را مدّ نظر آوریم. در این حالت است که بودنی در اکنون در عین بیکرانگی در ما پیش میآید و اینجا است که در هر جایی و در هر کاری که باشیم گویا در مرکز هستی و جهان هستیم و این نیاز امروزین همۀ بشریت است. وقتی با چنین حضوری شخصیتی همچون حضرت آیت الله امام خامنهای شهید در افقی که مولایمان علی «علیهالسلام» در پیش است، را مدّ نظر میآورند به همان صورتی که ملاحظه میکنید کسانی در میدانهای شهر کنار همدیگر هستند که اگر با نظر به بودنِ خود در نسبت با آن مرد الهی در میدان نباشند، سالها از همدیگر فاصله دارند و اینجا است که حتی عرض شد ایرانِ آینده و مردمی که باید در آن ایران حاضر باشند؛ پدیدۀ خاصی میباشد و اینجا دیگر بحث تکلیف و عدم تکلیف در میان نیست، بحثِ بهسربردن با خود در میان است. و مائیم و این حضور و امروز و فردایی دیگر. خدا نکند که آن رهبر شهید در افقی که برای ما گشوده است، فراموش شود که در آن صورت، حقیقتاً خود را فراموش خواهیم کرد و همچون زندگی در جهان مدرن، با توهّمات خود بهسر خواهیم برد. موفق باشید
سلام علیکم: خدا قوت. پیرو پرسش ۴۱۷۶۰ چه منابعی برلی آشنایی بیشتر پیشنهاد میدهید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حال حاضر منبع خاصی در نظر ندارم. ولی مباحث مربوط به دوران گذشتۀ چین، هر کدام میتواند نکاتی را داشته باشد. کتاب «آسیا در برابر غرب» از مرحوم شایگان کتاب بسیار خوبی میباشد. موفق باشید
سلام و نور و رحمت خدا بر شما استاد عزیزم🌹 استاد، در کلام رهبر جوان و فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی که الحق فرزند اسلام ناب محمدی (ص) هستند چند بار به (شکر عملی) اشاره فرموده اند. آیا در این باره ما را با زبان وجود شناختی این حکیم نسبت به این وظیفه آگاه می فرمایید. و اینکه ایشان در هر پیامی ما را متوجه حضرت حجت بن الحسن می فرمایند را چه سری است؟ به نور حق مبین کلام الله باشید ان شاءالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ دقیقی است تا متوجه باشیم نسبت به راهی که خداوند در مقابل ما میگشاید، به شکر زبانی بسنده نکنیم و در عمل نشان دهیم که در آن لطف الهی حاضریم. مثل شکر عملی نسبت به حضور در این شبها و یا شکر عملی نسبت به نعمت تنگۀ هرمز که باید با مدیریت آن توسط ایران، شکر عملی داشته باشیم و از آن طرف، مگر جز آن است که حقیقتاً صحنه، صحنۀ حضور برآوردهشدنِ اهداف بلند حضرت مولای حیّ و حاضرمان حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» میباشد؟ که چگونه آن حضرت طالب به بلوغرساندن راهی است که با انقلاب اسلامی و بخصوص با شهادت آن رهبر عزیز پیش آمد. خدا میداند آن حضرت چه اندازه خوشحال و امیدوار هستند، حال میماند که حضرت محبوب و حضرت معبود موانع موجود را با لطفی که به این مردم میکند، برطرف نماید تا کار به تأخیر نیفتد. و از آن طرف باید از آن حضرت در عین آنکه به ظاهر غائباند؛ تقاضا کنیم که ما را یاری نمایند تا نسبت به عنایات خاصۀ ایشان، کارها جلو و جلوتر رود و به تأخیر نیفتد. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: در اوایل کتاب سدره المنتهی علامه حسنزاده آملی عزیزم در خصوص «بسم الله الرحمن الرحیم» فرمایشاتی فرموده اند. من فکر نمیکنم در این دنیا بتوانم آنچنان از این جمله استفاده کنم میخواستم بپرسم چگونه میتوانم در عوالم بعدی از فیوضاتش بهرمند شوم. اگر با همون تکرار با حضور قلب ۱۹ بار یا بیشتر همون ۷۸۶ بار و سپس ۱۳۴ صلوات. بالاخره اگر تخم این ذکر شریف را در نفس خودم بکارم. آیا در عوالم بعدی بهرهمند از خواص این ذکر شریف میشوم ؟ کامل یا ناقص؟ استاد شما ما رو کجا بردید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جنابعالی بیشتر سعی بفرمایید از معارف توحیدی که ایشان بسیار از آن سخن گفته اند به خصوص از مباحث معرفت نفسی ایشان استفاده نمایید. موفق باشید
سلام و نور استاد: استاد آیا برای اعمال عبادی پیشنهادی دارید؟ احساس میکنم وقتی برنامه ای را در نظر می گیرم بعد از مدتی رها می شود به این دلیل که بنظر مانند بیماری هستم که به عطاری رجوع کرده و هر چه میخواهد استفاده میکند در نهایت یا بهبود نمی یابد و یا اگر بدتر نشود خسته می شود. بینهایت از پاسخگویی شما سپاسگزارم و البته عذرخواهی میکنم که وقت شریف شما را می گیرم. استاد برای همه ی راهنمایی ها ممنونم و ان شاءالله اجر شما با مولا صاحب الزمان
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید در یک بستر زندگی طبیعی به خودمان برنامهای بدهیم که هر قسمت از زندگی در جای خود قرار گیرد. بدین معنا که هم وظایف خانوادگی خود نسبت به همسر و ارحام طرفین در جای خود قرار گیرد و هم تدبّر در معارف الهی یعنی روایات و آیات در جای خود باشد. و در همین رابطه در روایت داریم: «تُوزیع الْوَقْت، تُوسِيعُ الوقت» اگر وقت درست تقسيم شود گسترش مى يابد و زمان براى انجام همه ى كارها پيدا مى كنيم. و این یعنی نباید کاری ما را از کاری باز دارد به همان وسعت اهل ایمان. البته معلوم است که در این مسیر نباید از ملامت ملامت کنندگان ما را هراسی باشد. موفق باشید
سلام علیکم: با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: پیام ارسالی یکی از دوستانمون که امسال توفیق داشتن به حج مشرف بشن را محضر شما و مخاطبان گرامی به اشتراک میگذارم و ممنون میشم نظرتان را بیان بفرمایید. با تشکر. رحمت و رضوان خدا بر قائد شهید ما که ایران و ایرانی، بلکه اسلام و مسلمین، مخصوصا شیعیان را عزیز کرد.
از وقتی اومدیم عربستان روزی نبوده که به خاطر ایرانی بودنمون بهمون احترام نذارن. توی مدینه: راننده مصری که با دستاش لایک نشون میداد و میگفت: ایران، أحب؛ ایران، مقاوم؛ بعدش صدای موشک درمیآورد. یا مغازهدار کنار هتل که وقتی از کنارش رد میشدیم، آروم میگفت: شیعه، عزیز. اون یکی مغازه دار که تحویلمون میگرفت و باهامون شوخی میکرد و آخرش میگفت: ببخشید، أمزح! اون جوون دانشجوی پاکستانی که کنار من نشسته بود و مشغول حل مسائل ریاضی بود؛ وقتی که بلند شد بره، با لبخند بهم گفت: ایرانی؟ ماشاءالله؛ انگار دلش میخواست اون یه ساعتی که کنار هم بودیم، باهام از عزت ایران بگه، اما دوربینای مجهز به هوش مصنوعی، مانع میشدن. اون چنتا افغانستانی که با فارسی حرف زدنشون، خودشون رو همزبون ما میدونستن و به این همزبونی افتخار میکردن و به هر بهانهای باهامون همکلام میشدن. اون پلیس داخل مسجد النبی که وقت نماز، در حالی که با بقیه برخورد خوبی نداشت، به ما اجازه میداد که روی سنگفرش نماز بخونیم. اون پسر نظافتچی مسجد النبی که وقتی دید خیلی وقته دارم قرآن میخونم، برام یه لیوان آب آورد. اون پلیسای امر به معروف که تا میفهمیدن ایرانی هستیم، ترجیح میدادن خودشونو بزنن به اون راه. توی مکه: موقع اولین ورود به هتل، مراسم استقبال از کاروان کرمانیها با شربت و شیرینی خامهای همراه با پخش صوت رهبر شهید که سلام به چهارده معصوم میدن؛ پخش سرود جمهوری اسلامی که اینقدر برامون جالب بود که همه بلند تکرار میکردیم؛ بعدشم صلوات خاصه امام رضا علیه السلام. ورودی مسجد الحرام زن و مردی که ظاهراً اروپایی بودن، وقتی زنه پرچم روی دوشمون رو دید، با هیجان زد به شوهرش و گفت: نگاه کن ایرانی، ایرانی! بعدش شروع کرد فیلم گرفتن. بازم توی مسجد الحرام مثل مسجد النبی صدای ماشاءالله گفتن مردمی که میفهمیدن ما ایرانی هستیم. از همه اینا جالبتر، وقتی دیشب داشتم طواف مستحبی انجام میدادم، حس کردم یکی از پشت سرم دست گذاشته روی شونهام؛ اولش توجه نکرم؛ چون توی اون شلوغی، برای اینکه نخوری زمین، گرفتن دیگران طبیعیه؛ اما وقتی دیدم خیلی وقته که دستشو بر نمیداره و داره شونهام رو ماساژ میده، رومو برگردوندم، دیدم یه جوون قد بلند و رشید پشت سرمه و با لبخند و البته با احتیاط (به خاطر دوربینای مجهز به هوش مصنوعی)، گفت: ایران، عزیز؛ نصرکم الله و مرتب دعا میکرد؛ بعدش شونهام رو فشرد و از کنارم رد شد و گفت: ماشاءالله! جلو که افتاد،. دیدم پشت لباس احرامش نوشته: شؤون الحاج العراقی خلاصه ما خیلی عزیزیم و این عزت رو مدیون اون مردی هستیم که دستش توی دست اهل بیت بود؛ پاشو جای پای اهل بیت میذاشت؛ گوشش به فرمان ولی عصر بود؛ توکلش به خدا بود و ایران و ایرانی رو دوست داشت و همه ما رو عزیز کرد. 🌴🌴🌴🌴🌴🌴
باسمه تعالی: سلام علیکم: این است آن صحنه و صحنههایی که امام عزیز و رهبر شهید ما مدّ نظر داشتند که با سبک خاص خودشان یعنی متانت و دلسوزی و صبر نشان دادند ایران انقلابی و اسلامی یعنی چه. و از این جهت نیز ما باید با تقوا و وارستگیِ لازم، عامل دلسپردنِ مردم جهان به ایران باشیم که در بین خودمان تقوا را رعایت کنیم و از این جهت صادقانه از دلسوزانِ انقلاب و اسلام انتظار هست به اختلافات دامن نزنند و به گفتۀ استاد مهدی محمدی آنچه نقشۀ دشمن را خنثی میکند اتحاد ملی و آمادگی روحی برای مجاهده در مقابل استکبار، و انسجامی است که ذیل دستورات رهبر انقلاب در میان است. https://eitaa.com/mohammadi61/939 . با توجه به این امر، ما مطمئناً به آیندهای درخشان دست مییابیم. موفق باشید
با سلام و احترام: استاد عزیزتر از جانم ما جمعی از خواهران انقلابی با پشتوانه معارفی که شما دریچه و افق آن را به روی ما باز کردید که حقیقتاً این معارف به ما قدرت تفکر و اندیشیدن را داد که آموختیم در کار فرهنگی باید مسئله محور باشیم نه مناسبت محور و مدرسه را میدان فرصت بدانیم و همواره با پرسشی از جایگاه و رویداد مدرسه ذیل انقلاب اسلامی وارد ساحت های مدرسه شویم شروع بهکار کردیم (دبیرستان نورفضه سابق شعبه ۱ با اسم جدید دختران ایران) در راستای حضوری که بعد از شهادت آقای شهیدمان برایمان بیشتر ظهور کرد و با فراز و نشیبهایی که برای مدرسه پیش آمد بر آن شدیم تا با عزم و اراده ای دوباره مسیر آمده را بازخوانی کنید تا انشاءالله بتوانیم در افق تاریخی انقلاب اسلامی پیشاز پیش حاضر شویم قطعا نظرات و راهبری های شما استاد عزیز برای رسیدن به افق و چشم اندازی متعالی در این راستا تاثیر گذار و راهگشا خواهد بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان این کار خوبی که آغاز کردهاید قرار گرفتم که خواهرانِ با همّت و قابل اعتماد به چنین کار ارزشمندی در راستای اهداف نظام آموزشی که باید ان شاءالله همۀ این موارد را در بر بگیرد؛ ورود کردهاند. به امید آنکه از دغدغههای خانوادههای متعهد نسبت به فرزندانشان کمی کاسته شود با همان رویکردی که رهبر معظم انقلاب آیت الله مجتبی خامنهای فرمودند:
«ایران عزیز، همچنان که در پی سالها تلاش در جایگاه یک قدرت نظامی ظاهر شده، انشاءالله و به فضل الهی با ترسیم خطوط هویت ایرانی اسلامی و رسوخ هر چه بیشتر آن در اذهان و نفوس جوانان این کشور به دست مربیان و معلمین، و با اولویت دادن به مصرف کالاهای تولید داخل که نتیجۀ تلاش کارگرانِ زحمتکش ایرانی است، مسیر عبور بهسوی قلّههای پیشرفت و تعالی را خواهد پیمود.»
و اینجا است که وظیفۀ خواهران محترم صدچندان میشود برای تحقق چنین آرمانی و البته این وظیفه، نباید منحصر به آن مدرسه باشد. بقیۀ مسئولینِ تربیتی نیز به عهده دارند نسبت به امری که رهبر معظم انقلاب متذکر آن هستند، حساس باشند. موفق باشید
سلام استاد: من الان تقریبا در سن ۱۵ سالگی هستم. از سن کم (قبل از رسیدن به سن بلوغ شرعی) وارد وادی فلسفه و عرفان شدم. اما به جای رسیدن به آرامش، ذهنم درگیر سوالات بنیادینی مثل جبر و اختیار، حقیقت متافیزیکی و نقد مکاتب مختلف شده. حتا شک به اسلام و وجود خدا و... حس میکنم نمیتوانم از این پرسشها فرار کنم، ولی در عین حال میترسم در این راه گم شوم. میخواهم حقیقت را کشف کنم، نه صرفاً اطلاعات جمع کنم. راهنمایی کنید چگونه از این سرگردانی فکری بیرون بیایم بدون اینکه از عقل و منطق فاصله بگیرم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این دغدغهها، دغدغههای مبارکی میباشد و از این جهت باید راهی را در مقابل خود بگشایید و همواره در آن راهها موارد مدّ نظر را به میان آورید. ابتدا جوان باید از طریق معرفت نفس متوجۀ جهان معنویت بگردد تا تصوری از عالَم غیب داشته باشد. و سپس متوجۀ جایگاه نبوت بگردد که مسیر رجوع به خداوند است. در این مورد کتاب «چه نیازی به نبیّ» و کتاب «نامههای بلوغ» از مرحوم استاد على صفایى حائرى میتواند راهگشا باشد تا ان شاءالله آرامآرام با سورههای کوچک قرآن و تدبّر مختصر در آن سورهها، افق اُنس با حضرت پروردگار از آن طریق برایش گشوده شود. موفق باشید
سلام خدا قوت: در فصل دوم کتاب امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه در سر عنوان «حکمت متعالیه و زیر ساخت های فکری تمدن اسلامی» الی آخر فصل که به مباحث عشق و عشق مجازی و حقیقی و مباحث علوم و فنون و صنعت و اکتشاف و اختراع، همچنین در ادامه در نظر به سیره امام و تامل در آینده الی آخر فصل: در سراسر مطالعه این عناوین گویا از نظر به عالم غربی در کنار عالم خودمان و تمدن اسلامی ناگزیر بودم_شاید علتش هنوز تسخیر تکنیکی و تکنولوژی غربی باشد_ و دائم مد نظرم مباحث دکتر داوری به خصوص خرد سیاسی در زمان توسعه نیافتگی است. و همچنین تذکراتی که در کتاب عقل تکنیکی و مباحث آن مد نظر میآید. به نظرم رسید بد نباشد بعد از شهادت حضرت آقا که ورود به مرحلهی جدیدی از تاریخمان است، خصوصا که هنوز در نهادها و سازمانهایمان و حتی در خود سازمانهای نظامیمان، به خصوص آنها که در بطن تکنیک و تکنولوژی و صنعت بوده و درگیر این چنین مباحث هستند، برای ادامه راه آینده و نحوه بودنمان فکر کنیم. و نیاز به بازخوانی داریم. به خصوص استقامت در امر دانش بنیان_که به نظر بنده خیلی راه داریم_ و عزم طی کردن این راه که چگونه میسر خواهد بود. و منالله توفیق
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را بسی شکر که به یک معنا، ما را از روزمرّگی و بنبستهای توهّمی که همان بیآیندگی میباشد و غربزدگی؛ به نور اسلامِ امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» و اسلام رهبر شهیدمان عبور داد و چه عبوری! و چه صراطی! سالها از خدا طلب میکردیم که «اهدنا الصراط المستقیم» و حال به خود آمدهایم که چه طلب بزرگی را با این جمله، به میان میآوردیم و نمیدانستیم آن صراط، راهی است که این مردان بزرگ به ما نمایاندند و خودشان نیز همان «صراط» بودند. آری! و اینجا است که بازخوانی، معنا میدهد زیرا همچنان باید رفت و رفتنی که منقطع از دیروز نیست، ولی توقف در آن نیز نمیباشد. و حال ما و ایرانی جدید و حضوری که همه چیز باید با این حضور جدید، معنای دیگری پیدا کند. از دانش و علم بگیرید و اخلاق و سلوک، تا در این حضور ما به وسعت انسانیتِ آخرالزمان در نسبت با همدیگر و نسبت با دیگر مردمان جهان حرفهای گفتنی داشته باشیم مانند حرفهای آیت الله سید مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالی» در پیامشان به مناسبت روز خلیج فارس و روز بزرگداشت کارگر و معلّم؛ که اگر با دقت و با تعمّق کافی به آنها نظر کنیم، دقیقاً همان سخنی میشود که فرمودید به عنوان «آغازی پس از آغاز». موفق باشید
به نام خدا در میان هیاهو های بیهوده اهل دنیا، گمشدگان از این جنگ مقدس و آه از خفتگان بیچاره، و در این شرایط آخرالزمان خوشا بحال رهبر شهیدمان. او چنان پروازی کرد که که کس نکرده و راهی دراز جلوی ما باز کرده. به خدای متعال قسم که او برد و ما جاماندیم و حال با این حسرت سخت به خود آمدیم. خوشا! که مرد بود رهبرم فرار از خطر نکرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نه تنها آن مرد فرار از خطر نکرد بلکه متوجۀ تاریخی شد که دیگر تاریخ قرن آمریکایی نیست. باید از خود پرسید رئیس جمهور آمریکا یعنی ترامپ در حال حاضر یک خبرنگار است تا خبرهایی که میخواهد، بسازد و یا رئیس جمهور است تا جمهور را رهبری کند؟ عجیب است که این رئیس جمهور تا آنجا از تاریخ خود و از کارهای خود بیخبر و بیگانه است که در مصاحبۀ خود با خبرنگاران فکر میکند امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» را شهید کرده است، «فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ»!! آیا برای صاحبان اندیشه در چنین صحنههایی جای عبرت نیست، تا به افول و بیآیندگی آمریکا بیندیشند و به قرنی که قرن آمریکایی نیست؟ در این صورت است که باید امیدوار بود که حتی حاکمان کشورهای عربی به خود آیند. https://eitaa.com/zaghsefid/19411
بنده بر این باورم که آینده باید کسانی باشند که حس کنند پیوندشان با رهبری، بیش از آنکه ناشی از اشتراکات مذهبیِ متعارف باشد، به اعتبارِ «انسانیت» است. بشر جدید که گرفتار روزمرگی شده، تنها راه نجات خود را در «حضورِ فردایی» میبیند؛ فردایی که به «اکنونِ» او معنا و زندگی ببخشد. یک «شورِ اکنونِ معنوی»، در ازای حضور در آن فردای خاص، سراغ مردم آمده است؛ همین شور است که هیمنهی استکبار و اسرائیل را ذوب میکند. ما در حال تجربهی یک «بودِ» بزرگ هستیم؛ شوری معنوی که در آن، اکنونِ خود را در پیوند با آن فردای متعالی حس میکنی. باید اینها را به درستی فهم کرد. موفق باشید
در روزهایی که خاک و دود روی آسمان نشسته بود، دختران ایران آرام و بیادعا پا به میدان گذاشتند؛ نه برای آنکه دیده شوند، برای آنکه کم نگذارند. چادرهای خاکیشان گواه قدمهایی بود که کنار مردان برداشته میشد؛ قدمهایی که هیچوقت عقب نرفت. صدای خندههای خستهشان از آشپزخانههای ساده بلند میشد؛ همانجا که بخار غذا روی صورتشان مینشست و مهربانی را با طعم آرامش در دل رزمندهها میریخت. وسط کارهای جهادی، همانطور که آستینهایشان گِلی بود، وقت نماز که میرسید، سکوتی میکردند و قامتشان را روی خاک میگذاشتند؛ انگار جهان برای چند لحظه آرام میشد. پرچمی که میدوختند، روی زانوهایشان میلرزید، اما دستهایشان محکم بود؛ مثل دلشان. کودکی که خواب بود، پرچم را در دست کوچکش چنان گرفته بود که انگار امنیتش را از همان رنگها میگرفت. و مادری که در میان رفتوآمدها بچهاش را شیر میداد، لبخندی آرام داشت؛ لبخندی که میگفت هنوز زندگی جریان دارد، حتی در دل سختیها. در تمام آن روزها، دختران ایران فقط کمک نکردند؛ آنها با حضورشان، با لطافت و قدرتشان، با اشکهای پنهان و لبخندهای پیدا، دل روزهای تلخ را روشن کردند. روز دختر، یادآور همان دخترانی است که بیصدا اما عمیق، ستونهای مهربانی آن روزها بودند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. و از این جهت باید متوجۀ جایگاه زن در تاریخی بود که تاریخ پاسداشت انسان است به جای «تاریخ مذکر» که گویا زنان در تاریخ وجود ندارند. اتفاقاً آقای حسین قدیانی بحثی تحت عنوان «زن و جمهوری اسلامی» داشتهاند که متذکر این نکته میباشند که: « اگر تا دیروز این جور فکر میکردیم که زندگی بدون زن معنی ندارد، از امروز باید این را هم اضافه کنیم که حتی جنگ هم بدون زن عاری از مفهوم و خالی از محتواست.» خوب است به آن متن رجوع فرمایید. https://eitaa.com/ziafat_andishe/1612 در این رابطه است که باید بپرسیم چرا روز دختر؟ موفق باشید
با سلام و احترام مدتی است این سوال ذهن من را به خود مشغول کرده که وظیفهی خانواده در قبال نوجوانانی که دچار انحرافات عقیدتی و سیاسی و اخلاقی شده و در گرداب فتنه های آخرالزمانی فرو رفته اند چیست؟ از فتنه ۱۴۰۱ تا کنون دسیسه های دشمن و نقشه هایی که برای جوانان و نوجوانان مان کشیدند که موجب شست وشوی ذهنی و بی بند و باری اخلاقی و رفتاری بسیاری از آنها شده و آنهارا دچار انحراف و گمراهی کرده ادامه دارد ، برخی جوری دچار انحراف شده اند که فکر میکنند دین و اسلام ریشه تمامی بدبختی ها و جنایات است . متاسفانه حتی در خانواده های مذهبی و معتقد هم چنین افرادی به چشم میخورند و مایه ناراحتی و رنج خانواده اند. در این فضای مسموم و اخرالزمانی که برخی از نوجوانان معصوم به علت غفلت والدین به گمراهی کشیده شدند ، وظیفه ی ما نسبت به انها چیست؟(متاسفانه خواهر و برادر من هم😭 )
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره ما بی تقصیر نیستیم و دشمنان ما تقصیرهای ما را اولاً: بزرگ کرده اند و ثانیاً: به پای اسلام و انقلاب نوشته اند و همچنان که مکرر عرض شده این جوانان، دشمن حقیقت نیستند، حقیقت را نمی شناسند و ما با رفتار و گفتار خود و با سبکی که آنها متوجه شوند برای نگاه و نظرشان، احترام قائل هستیم باید آنها را به خود آوریم. موفق باشید
سؤال: 10- ما در قرآن آیاتی درباره کنیز مِلکی داریم: (نساء/3) – (نساء، آیات 24 و 25) و ... و فارغ از بحث معرفتشناسانه نسبت به آیات، آیا در جامعه کنونی چنین فَکتی ممکن است؟ با توجه به اینکه اسلام طالبانی یا اسلام داعشی با اشاره به آیاتی از این دست زن را به عنوان موجودي درجه فرعی و ثانوي میانگارند و به او هرگونه ظلم فردي و اجتماعی روا میدارند. جواب: به نظر بنده این موارد مربوط به آن تاریخ بوده و امروزه نباید در این موارد وارد شد. سلام این مطلب رو در سایت پیدا کردم جواب جناب عالی را دیدم اما مگه نمیگویند که مطالبی که در قران امده در تمام زمان ها وجود دارد و باید اطاعت شود؟پس چرا شما گفتید که این برای ان زمان هست و دیگه در تاریخ الان وارد نمیشه؟ فارغ از ایاتی که نشانه پایین بردن مقام زن است چرا در قران و در احادیث در اکثر اوقات مردان را مخاطب قرار میدهند؟مگر زنان هم قرار نیست پا به پای مردان به ان هدف تعالی برسند و رشد کنند؟ چرا انقدر شبهه برای حقوق زن در اسلام وجود دارد و برای حقوق مردان هیچگاه شبهه ای به وجود نیامده است؟ چگونه میتوان این شبهات رو برطرف کرد و به قران با دید برابری کامل نگاه کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر همچنان آن شرایط فراهم شود باز همان قواعد جای خود را باز می کند مانند حکمی که در مورد شطرنج داشتیم که وقتی دیگر شطرنج قمار به حساب نمی آید، موضوعِ آن احکام تغییر می کند و اگر چنانچه باز شطرنج به همان صورت دیروزین در آید باز همچنان همان احکام و همان روایات جای خود را دارد. مثل آنکه در آیۀ 5 سورۀ مائده می فرماید از این پس زنان اهل کتاب برای شما حلال شدند در حالی که در ابتدا چنین نبود. فرمود: «الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ وَ لا مُتَّخِذي أَخْدانٍ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ». موفق باشید
با سلام و احترام اخیرا یکی از تحلیلگران سیاسی که مورد قبول بسیاری از مردم اصفهان هستند، به رییس جمهور نسبت بی کفایت و یاوه گو داده اند: https://eitaa.com/sayedjalalhoseyni/6208 بنده هر چه تذکر دادم فایده ای نداشت. خواستم اطلاع بدم که حضرتعالی اگر صلاح دانستید به ایشان تذکر بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکتۀ خوبی است که جناب آقای دکتر پزشکیان میفرمایند: «ایران امروز الهامبخش آزادیخواهان جهان است» و این حکایت از آن دارد که ما با مقاومت و صبر خود در مقابل آنچه جبهۀ استکبار در سالهای گذشته و بهخصوص در جنگ رمضان پیش آورده، معنای دیگری از زندگی را به مردم جهان متذکر شدهایم و اینجا است که به گفتۀ ایشان: «ایران امروز الهامبخش آزادیخواهان جهان است». و جناب آقای استاد مهدی محمدی با اشرافی که دارند ، نکات دقیقی را در رابطه با موقعیت ما در رابطه با جنگ با آمریکا و اسرائیل مطرح کرده اند که خوب است مورد توجه رفقا قرار گیرد. https://eitaa.com/mohammadi61. از آن جهت که ایشان معتقدند همۀ سران نظام متفق هستند که هیچگونه مذاکرۀ مستقیمی با آمریکا ندارند و هرگز آن نوع ادبیاتها که گفتهاند از جنس ادبیات رهبر انقلاب و مسئولان مربوطه نیست. موفق باشید
