سلام استاد: به نظر شما با توجه به شرایط امروز کشور ماندن در ایران و شرکت در تجمعات خیابانی مهمتر است یا شرکت در راهپیمایی اربعین؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو حضور در جای خود خوب است. اگر بتوانیم آن دو را جمع کنیم، شاید بهتر باشد. در این مورد نظری به سؤال و جواب شمارۀ 42028 بیندازید. موفق باشید
استاد گرامی سلام علیکم: احتراما در بعضی پاسخ ها در حمایت از آقای قالیباف و عملکردشان اشاره به مشاورین دانشمند نظیر مهدی محمدی و مجید شاکری کرده اید. آیا از تفکرات مجید شاکری و نظریات مخرب لیبرال سرمایه داری ایشون اطلاع دارید؟ اگر آدرس ایتا بدهید کلیپ های نشریات ایشون رو براتون می فرستم. در ضمن عملکرد مجلس به ریاست قالیباف در مورد عدم اخطار به دولت لیبرال در مورد افزایش نرخ ارز و عدم پیگیری لازم در مورد قانون حجاب و تعطیلی عمدی مجلس در سه ماه اخیر هم مورد قبول مردم نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم : عنایت دارید که بنده به نظر امثال جنابعالی احترام میگذارم و نسبت به آن نگاه فکر میکنم ولی همانطور که ملاحظه کردید نگاه بنده به موضوعات و برداشتی که جنابعالی دارید متفاوت است. پیشنهاد میکنم از میدان ردّ یا قبول افراد به میدان تفکری که در افق تمدن نوین اسلامی میتوان حاضر شد فکر بفرمایید. که البته بحث در این مورد بسیار است. شاید تذکرات نودگانه «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor بتواند تفکری که نیاز این تاریخ است را متذکر شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23180 موفق باشید
هر چه به تو نگاه میکنم و به مشیِ لحظه به لحظه و در هر میدان مبارز بودنت، به اینکه تاریخ صدر اسلام را تمام لحظات مبارزه گونهاش از جهاد اکبر و اصغر را در این زمانه حاضر کردی، حیرت میکنم. تو نیز "لمعهای"و "لمحهای" از آسمان ولایت بودی که به ما عطا شدی. اینکه چگونه این سیره و این مشی را یافتی نمیدانم، اما در اوج زمینگیری و زمینخوردگیام هنوز تو را طلب دارم و زندگیِ مبارزهگونهات را هر چند هنوز ناکامِ ناکام خود را مییابم. اینکه این زمینگیری را چگونه فکر کنم بماند، این مبارزه عطای الهیای است که به خاطرش تو را به ما دادند :" مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وِلاَيَتِكُمْ طِيباً لِخَلْقِنَا (لِخُلْقِنَا) وَ طَهَارَهً لأَِنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَهً لَنَا وَ كَفَّارَهً لِذُنُوبِنَا ". مقاومت و مبارزه عطایی الهی است که در تو جلوهگر شد. و این افقی که از تشییع شما میرود که روشنتر و روشنتر شود، مشی مبارزه در تمام وجوه را میطلبد. آری افق آینده را تشییع تو روشن کرده است، آینده بدون آمریکا و اسرائیل در افق تشییع تو میتوان از سر حیرت به نظاره نشست، هر چند عادات غربیمان کوره راهش کرده است. تشییع تو را که میبینم، آری عزای تو از جنس عزای سیدالشهداست و باید با ارادهای قویتر این راه را برویم، اما غمی سنگین از جنس هدر رفتن عمر و نیافتن و نرفتن و نشدن بر دلم سنگینی میکند. تو را و شهیدانت را که میبینم، بگو چه کنم؟ حاج قاسمت را که میبینم، تمام غمهای از دست رفتنم و اینکه چه عمری از من تباه شده بیچارهام میکند. بماند... شربتی از لب لعلش نچشيديم و برفت روی مه پيکر او سير نديديم و برفت گويی از صحبت ما نيک به تنگ آمده بود بار بربست و به گردش نرسيديم و برفت بس که ما فاتحه و حرز يمانی خوانديم وز پی اش سوره اخلاص دميديم و برفت عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد ديدی آخر که چنين عشوه خريديم و برفت شد چمان در چمن حسن و لطافت ليکن در گلستان وصالش نچميديم و برفت همچو حافظ همه شب ناله و زاری کرديم کای دريغا به وداعش نرسيديم و برفت خواجه حافظ شیرازی @Esharenakhana
باسمه تعالی: سلام علیکم : همه عرض بنده آن است که . نه!!! هیچ زمانی را نخواهید یافت که «او» با ما نباشد. آیا جز آن است که خداوند او را در همه ابعاد پرورش داد تا ما امروز با کسی روبرو باشیم که پرورش یافته خداوند است در همه ابعاد، به همان معنایی که پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند: «من رآنی فقد رأی الله» آیا تشییع آن مرد الهی نظر به افقی نیست که او با شخصیت همه جانبه خود در مقابل ما گشود تا انسانیتی را که انسانها میتوانند در آن حاضر شوند بنگریم؟.
در جواب یکی از کاربران محترم عرض شد: در جمال آن امام شهید، ربوبیت حضرت ربّ العالمین را به تماشا بنشینیم و بیندیشیم و باز بیندیشیم چگونه در جمال این رهبر شهید میتوانیم حضور ربوبیت حضرت ربّ العالمین را نظاره کنیم به همان معنایی که در «عهد الست» که اصیلترین حضور برای هر انسان است؛ حضرت ربّ العالمین به ظهور آمدهاند و میپرسند: «الست بربّکم؟» و این ماییم که به جهت حاضرشدن در عالیترین حضور که از جنس حضوری است که در تشییع رهبر شهید برایمان پیش آمد، جواب دادیم: «بلی شهدنا». آری! میبینیم ربوبیت تو را که چگونه در صحنههایی اینچنین به ظهور آمدی. راستی را! در آن شرایط به کدام شخص نظر کردیم و گفتیم آری! میبینم که تو پروردگار عالم به ظهور آمدهای و من تو را مشاهده میکنم؟ آیا حکایت ما با رهبر شهیدمان از این جنس نیست؟ که مردم عزیز ما در این رابطه در جمال شخصیت رهبر شهید به ملاقات پروردگار عالم رفتهاند تا راهی که راه انس با خداوند است را تجربه کنند.
همه عرض بنده در همین نکته است که میتوانیم در شخصیت آن رهبر شهید نور ربوبیت حضرت رب العالمین را بنگریم و این است نظر به آینه ربوبیت حضرت رب العالمین. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام الله علیکم استاد طاهرزاده عزیز، امیدوارم که در صحت و سلامت باشید. لطفاً راهنمایی بفرمایید که با توجه به نامه اخیر امام خامنهای و جدا نمودن مردم و خودشان از خواصی که مغایر با نظر ایشان امضای تفاهمنامه کردند. و نیز بیانیه ۱۰ مادهای اکثریت اعضای مجلس خبرگان، پیرو این پیام، موضع ما در قبال جریانی که در کشور به دنبال «عبور از ولیفقیه» و ایجاد تنش بین دولت و رهبری هستند. جریانی که سعی میکند خود را جناح غالب معرفی کرده و نظراتش را تحمیل کند. جریانی که در دولتهای گذشته نیز به دنبال تضعیف جایگاه ولایتفقیه بوده و اکنون تز «عبور از رهبری، با رهبری» را مطرح کرده است و متاسفانه مسئولینی که ناشی از دل سپردن به این طیف، در حال دور شدن از مردم و امام جامعه هستند، چه باید باشد؟ آیا اکنون نباید مردم از خواصِ سردرگم فاصله بگیرند، حول محور ولایت متمرکز شده و مطالبه شفافیت و حفظ ولایتفقیه را در خیابانها فریاد بزنند، تا دولت و مسئولان بدانند که مردم نظارهگر عملکرد آنها هستند تا به تعهد خودشان عمل کنند، و اگر از خطوط قرمز عبور کنند، هزینه سنگین آن را پرداخت خواهند کرد؟ آیا میشود گفت این مطالبه، که مطالبه رهبری هم هست، وحدت شکنی است یا اتفاقاً عین عقلانیت است؟ ارادتمند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته بیندیشید که چگونه آن رهبر شهید در مسیر ادامۀ انقلاب از این موانع، انقلاب را عبور دادند. حکایت، حکایت بسیار پیچیده و دقیقی میباشد و حقیقتاً اگر ما نتوانیم در دل همین فرهنگ حضور خیابانی خود تکلیف خود را با موضوع اقتصاد لیبرالی و سیاست وابسته به نظم غربی حل کنیم، همچنان غمی که جنابعالی دلسوزانه از آن یاد میکنید، ما را فرا میگیرد. همین اندازه میدانم که آن رهبر شهید با روشی خاص به جای درگیریِ مستقیم با این جریانها، روش عبور از آنها را پیشه کردند که نمونۀ آن را در نسبت آن رهبر شهید با آقای هاشمی ملاحظه فرمودید، و این به جهت آن است که آن مرد الهی با آگاهیهایی که نسبت به معنای تمدن در تاریخ جدید داشتند عمل میکردند و شخصیت «رُمان»خواندۀ ایشان را ساده نگیرید و از این جهت تصور بنده آن است که ما اگر با همان نگاه تمدنی که در پیش است، موضوعات را دنبال نکنیم، همان خطر جنگ جهانی اول و دوم که در دل تمدن نوخواستۀ غربی پیش آمد، ما را تهدید میکند و اتفاقاً متفکران جهان غرب پس از آن دو جنگ متوجه شدند از «دیگری» غفلت کردند که این در جای خود عرض عریضی دارد. که البته امثال جنابعالی در این مورد اهل فکر هستید. در اشاراتی که تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» شده است سعی بر آن است تا رفقا در این مورد نیز بیندیشند. https://eitaa.com/bartarin_hozoor موفق باشید
سلام مجدد به جناب استاد طاهرزاده: عذرخواهم باز مصدع میشوم چون نکات مهمی در خصوص موقع و مقام بحث وجود دارد که نیاز هست مورد التفات استاد مکرم قرار گیرد. اگر دغدغه حضرت عالی استفاده نکردن از لفظ «خائن» برای جریان وفاق است از حیث عدم ایجاد تشنج در فضای سیاسی، چند نکته گفتنی است: ۱. شأن بحث ما به نظر حقیر بسیار فراتر از این بود که صرفاً با بیان تذکرات مربوط به زبان و ادب بخواهد رفع رجوع شود. اما چون چنین چیزی تلقی شد نیاز هست توضیحاتی عرض کنم. اولا بنده در مرسوله، آقایان پزشکیان و قالیبالف را «خائن» خطاب نکردم و اصولا محور بحثام الصاق یک سری القاب و عنوانها به افراد نبود. ما به روابط سازمانی قابل اثبات و مستند آقایان ظریف و سریع القلم با شبکه نهادهای راکفلرها اشاره کردیم که معمار کلان برجام از آمریکا بودند و مذاکرات اخیر هم در همان راستاست چنان که عرض خواهد شد. ۲. در خصوص آقایان پزشکیان و قالیباف، قطعا میتوان بین خطاهایی که با حسن نیت اما از سر تأثر از گفتمان استعماری اصلاحات نشأت میگیرد و خطاهایی که سر از خبث طینت است تفکیک کرد، فلذا از استفاده از القابی چون «خائن» برای ایشان اجتناب کرد. ۳. این جدای از این بحث است که اصولاً لوازم و شرایط احراز «خیانت» برای مسئولین چیست. اجمالا آنچه روشن است اینکه نفس وجود «حسن نیت» در مسئولینی که کشور را دچار ضربات مهلک کردند، نافی مسئولیت دنیایی و عقوبت الهی برای آنها نیست. اگر فرموده امیر حکمت علیه السلام را ملاک قرار دهیم نفس پذیرش مسئولیت برای افراد که صلاحیت اندیشهای و علمی لازم برای آن را ندارند در احراز خیانت کفایت میکند. و ضمناً خوب میدانید که برخی شخصیتهای منفی صدر اسلام مثل سعد ابن ابی وقاص با «حسن نیت» با اوامر ولایی مخالفت میکردند! ۴. اینکه رهبری جدید، اختلاف خود با تیم آقایان قالیباف و پزشکیان را علنی کردند و تمام مسئولیت را متوجه آقای پزشکیان کردند، به معنی جدی بودن اختلافات است. بدیهی است اگر «مصلحت» ایجاب کند که با دولت و رئیس مجلس مستقر برخورد انتقادی هم شود، تلاش برای حفظ آرامش کشور و جلوگیری از تنش ضروری است؛ چون دشمن ممکن است از تنشهای احتمالی ناشی از تذکر خطاهای بزرگ مسئولین نیز به نفع خود استفاده کند اما... ۴.۱ با توجه به سابقه برجام، ضربات مهلک و کشنده به کشور در عملکرد دوساله جریان وفاق، از جمله اقدام دشمن به ترور رهبر شهید با علم به اینکه ایشان مانع پیشرفت مذاکرات با وفاقیون هستند!، نظر کارشناسیِ کارشناسان نخبه و «فهیم» مبنی بر اینکه پذیرش آتشبس فرصت بازسازی اقتصاد و نظامی و سیاسی را برای ترامپ لعین و حمله مجدد به کشور از موضع قویتر را فراهم کرد، قلع و قمع بیسابقه شیعیان به دست اسرائيل در همان ساعات اولیه آتشبس از جمله نابودی ۶۰ روستا، رسیدن نبطیه پایگاه تاریخی مقاومت به مرز سقوط و دسترسی دشمن به شهرکهای زیرزمینی حزبالله، دروغها و خلافگوییهای مکرر جریان وفاق درباره مذاکرات، افشاگریها از پشت پرده مذاکرات با رهبری که دال بر تهدید آقای پزشکیان به استعفاء در صورت عدم پذیرش خواستههای آنان و تذکرات شدید رهبر فعلی به تیم مذاکره کننده به دلیل تخطیهای جدی در مذاکرات پاکستان بود؛ و عقبتر، نقش جریان اصلاحات در سقوط سوریه باتوجه به افشاگریهای اخیر آقای وحید جلیلی مبنی بر مخالفت آقای ظریف با گسترش روابط اقتصادی استراتژیک با سوریه و دهها نکته گفته و نگفته دیگر در خصوص مجموعه جریان اصلاحات/وفاق، ما نمیتوانیم هیچ نتیجهای جز «وجوب برخورد انتقادی جدی» با این جریان بگیریم در عین اینکه میدانیم تنشهای سیاسی نیز به ضرر کشور است با این حال... ۴.۲ چنانکه تجربه برجام و وفاق اثبات کرد، مدارا و مماشات با این جریان میتواند نتایجی چون قتل رهبری و سقوط حماس و شهادت مقامات نظامی و قلع و قمع حزب الله و کن فیکون شدن فرهنگ و اقتصاد کشور را داشته باشد. لذا با توجه به این ملاحظات این سؤال پیش میآید که آیا واقعا از نظر آن استاد محترم، مشکلات ناشی از برخورد انتقادی با جریان وفاق، از این فجایعی که در همین ۲ سال سر کشور آمد، بیشتر و خطرناکتر و فاجعهبار تراست؟!!! کدام دعوای سیاسی از نظر شما میتوانست چنین بلاهایی بر سر کشور بیاورد و تاکجا میتوان با این روند مهلک و مخرب وفاقیون که با خیرهسری عجیبی جلو میرود مماشات کرد؟!! ۳. در خصوص نکته شما درباره «فهم» فکری جریانها بنده با توجه به مطالعات وسیعام در فلسفه، عرفان نظری، تاریخ روابط بین الملل، اقتصاد سیاسی و تاریخ نبردهای اطلاعاتی و حتی جنبههای باطنی منازعات ما با دشمن، نسبت به عقبه فکری و سازمانی جریانهای سیاسی کشور بحمدالله بصیرتهای نظری و تاریخی قابل توجهی به دست آورده ام. مثلاً مدتها است دریافتیم که چارچوب فکری آقای ظریف و سریعالقلم که در دانش روابط بینالملل از آن تعبیر به «بینالمللگرایی» میشود عیناً رویکردی است که خاندان شیطانی راکفلر یک قرن است در دنیا برای بسط سلطه جهانی زرسالارانی چون خودشان ترویج کردند. روابط سازمانی ظریف و سریعالقلم نیز با شبکه راکفلرها را مستنداً «فهمیدیم». خوب حالا که اشتراک فکری و راهبردی و سازمانی بین جریان لیبرال در سیاست خارجی با منحوسترین زرسالاران غرب را «فهمیدیم» و رد پای همانها را در برجام و مذاکرات اخیر و مقاله اخیر ظریف در فارن افرز (نشریه پایگاه راکفلرها) دیدیم تکلیف چیست؟ به اسم وفاق و حفظ آرامش کشور، در برابر این جریان متحد با دشمن سکوت کنیم؟! ۴. سیاههای که برای استاد عزیز ارسال کردیم، اتفاقاً بر اساس «فهم تخصصی» و ۲۰ سال سابقه مطالعات بینرشتهای حقیر بوده است، نه شور احساسات انقلابی! بر این اساس، به عنوان یک متخصص و از منظر کارشناسی، میتوانیم حتی به رویکرد رهبر شهید در مماشات با این جریان نیز انتقاد وارد کرد. مماشات و مدارایی که موجب قربانی شدن خود رهبر شهید، و ایجاد فرصت برای شبکه نفوذ دشمن برای جرح و تعدیل خونین در ساختار سیاسی کشور با هدف برکشیدن جریان غربگرا و سوق نظام سیاسی به سمت استحاله، تسلیم نهایی یا فروپاشی شود، آیا واقعا به اسلام و مسلمین است؟ آیا مماشات و مدارای امیرالمؤمنین علیه السلام با جریان حکمیت در نهایت نتیجه خوبی داشت و آیا اگر ما بعد از جریان حکمیت بودیم باید از نتیجه حکمیت دفاع میکردیم یا متذکر اراده اولیه و اصلی امیرالمؤمنین علیه السلام که جنگ جنگ تا رفع فتنه بود میشدیم و جریانی که حکمیت را با نتایج خسارتبارش تحمیل کرده نقد و نصیحت میکردیم؟! ما عرائضی که خدمت حضرت عالی داشتیم را با دو حدیث از ائمه بصیرت علیهم السلام پایان میدهیم که التفات کلی به آن در اندیشه حضرت عالی دیده میشود اما چه کنیم که در بزنگاههای تاریخی اختلاف بین مؤمنین در صغرویات است نه کبرویات، و تذکر کبرویات هنگام اختلاف در صغرویات مغالطه است. العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس لایحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر با ادله تفصیلی که در بالا ذکر شد اجازه دهید آقایان حداد عادل یا قالیباف را مصداق اهل بصر و صبر ندانیم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه میفرمایید که در این موارد مانند شما فکر نمیکنم. عرایضی در کتاب «سوره جاثیه و راز زمینگیری امّتها» در رابطه با آیۀ «قُلْ لِلَّذينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْماً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ (۱۴)» شده است. با فرض اینکه حتی افرادی که میفرمایید امید به ایّام الله نداشته باشند؛ ما نمیتوانیم آنها را متهم به مقابله با حقیقت بکنیم. خوب است به آن بحث رجوع شود. صفای دلهایی که دل در گرو موفقیت جبهۀ حق در مقابل باطل دارند با هر جریانی که میخواهند باشند. بحمدالله ما در شرایطی هستیم که با قدرت در میدان مقابله با استکبار در صحنه هستیم و از این جهت هر دو جریان که صادقانه موافق یا مخالف مذاکره با آمریکا هستند را، میفهمیم، بدون آنکه یکی را حقّ و دیگری را باطل بدانیم. https://eitaa.com/mohammadi61/1025 موفق باشید
سلام استاد: استاد به خدا دلم میسوزه برای جایگاه شما که داره به آقای مهدی محمدی گره میخوره استاد جان، تو را به خدا بفرمایید فایلهای ایشون را در کانالتون نگذارن. آخه کدوم یک از بزرگان فکری جبهه انقلاب اینگونه عمل میکنن؟ استاد، آقای محمدی در این مدت هم تحلیلهای اشتباه داشته (که البته از هر تحلیلگری تا حدی طبیعیه ولی نه در قضایای ساده اون هم از ایشون که بیش از بقیه به اخبار دسترسی داره) و بدتر از اون اخبار اشتباه به مردم گفته مثل قضیه لبنان، هماهنگی همه چیز با رهبری و.... و بدتر تر از اون اینکه گوشه کنایه به مخالفینش میزنه و بدتر تر تر اینکه حرفهای قبل خودش رو نقض میکنه https://eitaa.com/hamidkasiri_ir/13110 و بدتر تر تر تر اینکه برداشتهای اشتباه داره مثل اینکه به نامه رهبری تمسک میکنه و میگه رهبری صریحا! اجازه مذاکرات زوریخ را دادند. استاد الان یه فاصله ای بین ایشون و تحلیلگران انقلابی افتاده و با دفاع شما از ایشون، شما هم در فضای ایشون تعریف میشید نه اینکه ایشون از شما آبرو بیابد اصلا استاد، آقای محمدی خوب، عالی، هلو، ماه، گل، تحلیلگر، همه چی تمام ولی شان شما کجا و اینکه فقط و فقط از ایشون دفاع کنید و به مخالفین دلسوز اعتنا نکنید کجا. به بقیه بگید «دیگری» را نیز بشنوید و خودتون به هیچ «دیگری» ای اعتنا نکنید. استاد نمیگم حرفهاش رو قبول نکنید ها (اون رو هر کسی خودش جمع بندی میکنه) بلکه فقط میگم خواهشا بفرمایید توی کانال نگذارن و خودتون رو در سمت ایشون تعریف نکنید. استاد به خدا دلمون میسوزه هر چند دیر شده و نه شما این نصح مشفقانه را میپذیرید و نه اتفاق خاصی میفته بیشتر درد دل بود ببخشید وقتتون رو گرفتم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر از این نوع دلسوزیها. همان طور که متوجه شدهاید ما بحمدالله به عنوان یک تمدن، در حال طلوع در این تاریخ هستیم و همچنانکه در مباحث https://eitaa.com/bartarin_hozoor عرض میشود شرط تحقق تمدن، فهمِ «دیگری» میباشد و اینجا است که به نظر بنده آقای مهدی محمدی به عنوان کسی که به جهت موقعیت و شخصیتش توان تذکر دارد، نکاتی را مطرح میکنند تا میدان تفکر باشد و این غیر از مرید و مرادبازی است. موفق باشید
سلام استاد: در صحبتهای شما دیدم که ایمان به ایمان رهبری یا تاریخی شروع شده با خدای خامنهای ووو من خیلی دلم میخواد به رهبر خیلی خیلی خیلی علاقه خاص داشته باشم و مطیع محض باشم اما هر کاری میکنم این اتفاق نمی افته گاهی در دلم به صحبتهای رهبر شهید خیلی نقد داشتم در رفتارهای متفاوتی که در دو دولت احمدی نژاد و روحانی ایجاد شد، و در دولت روحانی دیدم خدمات خیلی خوب دیده نشد و بیشتر ضعفها دیده شد و در دولت احمدی نژاد با وجودی که همه ما میدیدبم احمدی نژاد تغییر مسیر دادند اما ایشان نقاط قوت را بیشتر از ضعفها میدیدند، انکار احساسی در دلم ایجاد میشد خودشان بیشتر شخصیت اصول گرا هستند با مثلا نزدیک به پایداری ووو الان دوست دارم نسبت به آقا سید مجتبی اینطور نباشم و خیلی اطاعت محض داشته باشم اما با اولین پیام سیاسی ایشان و پس از آن ایجاد یک جو سمی در شهر قم باعث شد یه کم دلسرد بشم و نقدهایی داشته باشم که کاش مثلا یه کم توضیح بیشتری در مانسون میدادند که با اصل مذاکره مخالف نیستند ووو شما چه راه حلی به من پیشنهاد میدهید که من عاشق ولی فقیه امشوم و مطیع امر ایشان و حضوری بدون اراده و تصمیم و نظر کنار ایشان داشته باشم؟ سوال دوم اینکه چطور با خدای خامنه ای شهید پیش روم و چه مباحث و کتابی را پیشنهاد میکنید؟ سوم اینکه من احساس میکنم دیگه زندگی ما باید با این روحیه مقاومت شدید پیش بره و جو دوگانگی و دوقطبی هایی که پیش میاد واقعا انرژی از ما گرفته برای بالا بردن ظرفیتمان و برگشت به زندگی ای که از نظر آرامش در قبل داشتیم چه کنیم، خیلی در شرایط تجافی خاصی هستم روزها خسته و مطالعات و پیگیری ویسهای شما یه کم کمتر شده از بس شبها که میریم بیرون کف خیابان فشار دو قطبی و حاشیه ها اذیت کننده است روزها انرژی از ما گرفته میشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حقیقتاً باید پیامهای رهبر معظم انقلاب را با دقت مطالعه کرد. به عنوان نمونه میتوانید نگاه حاج آقا تویسرکانی را در رابطه با آخرین پیام رهبری مدّ نظر قرار دهیدhttps://eitaa.com/rahe_khamenei/51560 2 - کتاب «خون دلی که لعل شد» برای تدبّر نسبت به شخصیت رهبر شهید راهگشا میباشد. ۳. به جهت اجتماعات شبانه، جلسات رسمی هفتگیِ اینجانب فعلاً تعطیل شده است. عرایضی در روز تاسوعا شده است که میتوانید به آن رجوع فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/23022 . در رابطه با عبور از این نوع دوقطبیها تذکرات اخیر آقای مهدی محمدی میتواند مؤثر باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/23026 موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: دیدید که همان مسیر خسارتبار برجام توسط قالیباف و عراقچی تکرار شد و هیچ تضمینی وجود ندارد. دیدید که خون امام شهید پایمال شد و کاش عزیزانی که به ایشان امیدوار بودیم، مردم را ساکت نمیکردند. دیدید که عراقچی و قالیباف و پزشکیان همان هستند که قبل از جنگ بودند و ذات انسان به سادگی قابل تغییر نیست بعد از این خواهید دید و خواهیم دید که چه فجایعی بدتر از ۱۹ دی و ۹ اسفند رخ خواهد داد این فال بد زدن نیست. بیان سنت آزمودهشدهی الهی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که بدون عجله همچنان به آخرین توصیۀ رهبر معظم انقلاب بیندیشید که فرمودند:
«در همین مجال به ملّت عزیز عرض میکنم دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بخاطر مواجهه با ضربهی قاطع، چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده، کِیدِ خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تابآوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور. ابزار اصلی او در این هر دو، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف است. لذا در مقام مقابله با این بدخواهیها باید همگان با ایستادگی و روشنبینی و حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل و همصدایی نکردن با دشمن، نقشهی شوم او را خنثی نمایند. در این مقام، نقش مسئولان در پشتیبانی از این امور بسیار مهم است. هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن این کشور و مردمانش محسوب می گردد.»
اینجا است که باید ذیل بصیرت رهبر معظم انقلاب با اعتمادی که ایشان توصیه میفرمایند، صحنه را بررسی کرد و عجله نکرد. از آن جایی که فرمودند ابزار اصلی دشمن، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف است.
راستی را! شما در کنار کدام رسانه قرار دارید که به چنین یأس و تردیدی رسیدهاید؟ به سخنان خانم میریام ادلسون معروف به «بانوی لابی» با اصالت اسرائیلی-آمریکایی، سومین اهداکننده مالی به حزب جمهوریخواه، بهویژه دونالد ترامپ. فکر کنید که با ثروت انبوه خود به گفته خودش رسانههایی را شکل داده تا سمّ ، آری تا سمّ اختلاف را در ذهن مردم ایران تزریق کند و تنها برای عبور از این نوع رسانهها، اعتماد جانانه به رهبر معظم انقلاب است که به تاییدات الهی در میدان مقابله با استکبار فرمانروایی میکنند. موفق باشید
سلام و ارادت خدمت استاد گرامی: حتماً در جریان هستید که آقای علی علیزاده در کانال جدال این روزها به کلّی در رابطه با مذاکره به هر صورتی که باشد، موضع منفی دارد و به شکلی حتی بی ادبانه آقای قالیباف را تحقیر می کند. خواستم نظر جنابعالی را در مورد ایشان و کارهایشان بدانم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان این صبحتهایی که میفرمایید هستم و البته اشکال ندارد که کسی و یا جریانی مخالف مذاکره باشند. اشکال بنده به روش ایشان است که اولاً: متوجۀ جایگاه تمدن نوین اسلامی در مواجهه با تمدن غربی نیستند که تمدن اسلامی به شرافت و کرامت انسانها با هویت جهانی نظر دارد که در https://eitaa.com/bartarin_hozoor/109 و https://eitaa.com/bartarin_hozoor/110 سعی شده است متذکر این امر باشیم. ثانیاً: ما در تمدن نوین اسلامی با نظر به حضور تمدنیِ خود باید به جهانِ دیگر افراد بیندیشیم و برای اهل تفکر در عین تفاوتی که با همدیگر داریم جایگاه، قائل باشیم.
تهمت به یاران انقلاب و یاران رهبری، با عنوان حزب اللّهیهای تندرو و ایجاد دوگانگی بین جریانی که در مذاکره وارد شده با ریاست آقای قالیباف و مخالفان مذاکره، به صورتی که امثال آقای علی علیزاده در کانال جدال مطرح میکنند و سعی در تحقیر شخصیت آقای قالیباف دارند، روش یاران انقلاب و یاران رهبری نیست. مردم ما همانطور که متوجه شدهاند کار بزرگی در مقابله با آمریکا در جنگ رمضان انجام دادهاند، امری که معلوم نیست امثال آقای علیزاده متوجۀ جایگاه این رخداد عظیم در نسبت با انقلاب اسلامی و جایگاه تاریخی آن شده باشد. از این جهت باید همدیگر را در عین تفاوت نگاه درک کنیم تا کسی به خود اجازه ندهد یک جریان را در مقابل جریان دیگر تحقیر کند. از این جهت باید متوجه باشیم مشکل آمریکا و اسرائیل با ایران امری بلند مدت است و به یک معنا ذاتی میباشد و اگر مذاکره هم به یک معنا به نتیجه برسد، به معنای صلح با آمریکا نیست. متاسفانه امثال آقای علیزادهها در کانال جدال در عین آنکه ممکن است قصد خیر داشته باشند متوجۀ این نوع حضور که تمدن نوین اسلامی در نظر میآورد نیستند و از این جهت ضعف ها را برجسته میکنند و این برعکس توصیه و روش رهبر شهیدمان میباشد و این به جهت نسبت غلطی هست که با موضوع انقلاب اسلامی در مواجهه با تمدن غربی به میان میآید. موفق باشید
سلام بر استاد طاهرزاده عزیز: امیدوارم که در صحت و سلامت باشید و ما را از دعای خیرتان فراموش نفرمایید. حضرت امام خمینی در تأویل «فاخلع نعلیک» فرمودهاند که در میعادگاه به حضرت موسی خطاب به قطع ریشههای محبت دنیا و مهمترین آنها زن و فرزند باشد، رسید. لکن به رسول ختمی مرتبت امر به حبِّ علی مرتضی شد. که در این سِرّ جذوه ای است که دم از او نزنم. سپاسگزار خواهم بود چنانچه حضرتعالی ما را از این سِرّ مطلع سازید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در مسیر اُنس با حضرت محبوب باید از هر آنچه در این راه حجابِ آن اُنس میشود منصرف شد و نسبت به هر آنچه مظهر آن راه میباشد، همچون مولایمان علی «علیهالسلام» دل سپرد. و البته این به معنای نفی جایگاه زن و فرزند نیست آنها در جای خود راههای اُنس با زندگی معنوی هستند. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز، این روزها همه چیز ما را به اندیشیدن میخواند و همه چیز تأمل برانگیز است... داشتم به بعثت مردم میاندیشیدم. اول اینکه آیا این بعثت برای همهی مردم است یا برای آنان که در انتظار راهی بودند و در کوران حوادث این تاریخ چشم به راه حضوری و حیاتی و خدمتی بودند؟ گویا حتی این بعثت مراتبی دارد، مثلا حس میکنم تا وقتی در نسبت با هم و با ایمان و امید و وحدتی که امام شهیدمان ما را رهنمون داد و برای تعالی ایران امام رضایی قوی و آزاد از خویشتن خویش چون قطرهای افتاده در بیکرانه دریای انقلاب اسلامی هستیم در این بعثتیم و دیگر بحث فرد و جمع نیست، ما امت شدهایم و وجودمان برانگیخته شده و در عزم و ارادهای خدایی خویش را سپردهایم و ارادهمان جز اراده او نیست... نشانهاش احوال تجمعات و احوال تشیع شهدا و مراسمات پی در پی و نحوه حضور مردم است... و البته زبانهایی که گاهی در قالب شعار و شعر و گاهی در قالب متن و گاهی حرفهایی بسیار ساده با زبان عامیانه مردم بیان میشود... حتی گاه به اینکه بعثت امری است امیوار نه امری علمی میاندیشم ... یعنی هرکس در فقر و طلب بیشتری است و دلسوزی جدیتری دارد، بیشتر بهرهمند است... خلاصه جای صحبت بسیار است... امیدوارم فرصت گفتگویی فراهم شود... پیرو یک گفتگوی کوتاه با دوست اهل تفکری اینگونه به زبانم جاری شد: آری، هر بعثتی با إقرأیی همراه است، و حال در چه صورتی این گفتی که به صحنه آمده است دچار گشتل نمیشود یا در قاب بُرده نمیشود!؟ مثالی میزنم تا بتوانم سؤالم را مطرح کنم طلبی غرب را فرا گرفته بود که میخواست با آن حق را در طبیعت رؤیت کند، گویا این طلب برایش بعثتی بود، حالا این بعثت به جایی رسید که نفس اماره به صحنه آمد و به جای اینکه با طبیعت مواجه شود خواست طبیعت را در تسخیر خود در آورد و شد آنچه که دیگر آب را آب نمیبینیم و آن را نیروگاه میبینیم و درخت را درخت نمیبینیم و الوار و چوب میبینیم و دیگر حقیقت را با طبیعت نمیبینیم. حال عرض بنده اینجاست، اتفاق عظیم بعثت مردم پیش آمده است و یک عده میخواهند آنرا به چنگ بکشند و به دست آورند، در حالی که پدیده بعثت مردم در دست نمیآید، و به خاطر همین خیلی سعی میکنند بقیه را با خود همراه کنند. میخواهند آنرا مصادره به مطلوب خودشان کنند و جالب آن است که مردم دلزده میشوند، یعنی به قول دوستی نفسانیت افراد تو ذوق میزند، احوال نفسانیشان پیداست و آزار دهنده است و حتی مردم میخواهند که با اینها یک جوری برخورد بشود متوجه شوند و دست بردارند. آری امت مبعوث شده خواهان حفظ و تعالی بخشیدن بعثت خویش است. آیا شعارها و حرفهایی که زده میشود همه از جنس بعثت است؟ یا بر اساس زاییدههای ذهن قبلی ماست؟ کدام زبان، زبان بعثت است و صاحب اثر و کدام نه!؟ کدام إقرا از بالاست و از بُعد حقی ماست و کدام از پایین و بُعد نفسانی ماست؟ دوم اینکه گویا تاریخ انقلاب اسلامی، تاریخ و وقت بعثتهاست، بعثتهای فردی بسیار دیدهایم، حتی اربعین هم گویا بعثت است، آن هم بعثت مردم اما این بعثت، بعثت عجیبی است، عجیب و پرسوز و بشارت آور، صراط همین جاست، کجایند منتظران تاریخ؟ کجایند شهدای عزیز تاریخ از صدر تا اکنون؟ البته همه حاضرند در تمام این لحظات باشکوه و چرخانندگان همه این میدانها آنانند. ان شاء الله بیناتر و شنواتر و بصیرتر و عاقلتر شویم تا بیشترین بهره را از این ایام ببریم. انشاءالله زبان آوینیها گشوده شود و جانهای آزادگان جهان بهرهمند. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد بعثت مردم حتی شهید مطهری عزیز میفرمایند: «وقتی کسی مبعوث میشه، از درون خودش اون ماموریت رو پیدا میکنه و انگیخته میشه. یک انقلاب روحی و درونی در خودش ایجاد میشه که حرکت ایجاد میکنه.» و البته این نوع بعثت، نسبتی است که انسان با حضور تاریخیاش در انقلاب اسلامی برایش به ظهور میآید و لذا اگر انسان توانست خود را در فرهنگ «مقاومت» معنا کند و زندگی را ماورای زندهبودن و یا شهیدشدن احساس نماید، در بودنِ خود منوّر به إشراقی میشود که یا شهید آوینی است و یا شهید عماد مغنیه و یا شهید حاج قاسم سلیمانی، و از همه مهمتر رهبر شهیدمان. زیرا در معرض نفحات ایّام دهرِ خود قرار گرفتهاند که رسول خدا«صلّیاللهعلیهوآله» از آن خبر دادند و فرمودند: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ ألا فَتَعَرَّضُوا لَهَا». این است معنای حضور هنرمندانه در این تاریخ. زیرا همانطور که فرمودهاید چشم به راه حضور و حیاتی بودند و البته این «بعثت»، حضور در یک تاریخ است در دل مردمی که امّت شدهاند با هویتی که «آزمودم عقلِ دور اندیش را / بعد از آن دیوانه سازم خویش را». این نوع جنون، یعنی آزاد از حسابگریهای عقل فضولی. در عرایضی که با «رادیو وارستگی» شد متذکر آن شدیم https://eitaa.com/varastegi_ir/2219 .
اینجا است که در همان فضای «امّیبودن» ندایی به گوش میرسد و گفتنی آغاز میشود که با آن گفتن، تولدی در میدان تاریخی که در آن حاضر شدهایم به ظهور میآید و هر «گفتنی»، تولدی را. یعنی «امرِ قُل زان آمدت کی راستین / کم نخواهد شد، بگو دریاست این». و این است معجزۀ «إقرأ» که با آخرین پیامبر که صلوات خدا بر او باد، آغاز و گشوده شد و چه اندازه جای تأسف است که با سقیفه، آری! با سقیفه ادعای «حسبنا کتاب الله» مطرح شد و این یعنی سقیفه و این یعنی بنبست، و این یعنی مولایمان علی«علیهالسلام» که حکایت عدم جدایی از کتاب الله بود، به حاشیه رفت، و این یعنی لیبرالیسم و روشنفکری غربزده که همۀ تلاشش آن بود تا ندای عزیز دلمان را نشنوند. به امید آنکه سید علیِ شهید را به حاشیه برد، آن مردی که به گفتۀ فرزند حکیماش او را «نیز قدرت خلق معانی از طریق ساختِ به هنگام واژگان و ترکیبهای بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد» داشت. و این یعنی گفتنهایی که گفتنی نبود، هرچند که تحجّر و تعصب، بخواهند امام شهیدمان را به گفتۀ جنابعالی، مصادرۀ به مطلوب بکنند. چه اندازه رهبر شهید ما از اینان نیز دور و دورتر بودند و به آن بانویی که نمیدانست کشف حجاب او به جهت حیلۀ دشمن است، نزدیک و نزدیک تر بود.
آری! بعثتی ظهور کرده ولی «هنوز نه!» از آن جهت که «صراط» است و همواره باید از حضرت پروردگار بخواهیم «اهدنا الصراط المستقیم» تا زبانی گشوده شود و آن زبان، متذکر «تبعیت از رهبری» و «تأکید بر انسجام داخلی» و «حضور مردم در میدانها» باشد با ادبیاتی آوینیگونه. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز استاد خواستم نظرتان را در مورد این متن را که در وصف امام شهید نوشتم، بفرمائید: «به یقین در آسمانها و زمین برای مؤمنان نشانههایی ست»؛ و تو، آیت و نشانهای از آیات خدا بودی که در بیستونهم فروردین سالِ هزاروسیصدوهجده، نازل شدی بر دامنِ زنی که عقبهاش به نجف برمیگشت. شاعر اهل قلم بود و خوشسروزبان. وسکوت و سربهمهریِ همسرش را برای دلِ مشتاق و بازیگوشِ کودکانش جبران میکرد. تو تمامِ آن روزها که در تبریز، نجف و مشهد راه میرفتی و قد میکشیدی، نشانهٔ خدا بودی. جوانه میزدی و هر جوانه را یکجا میگذاشتی تا روزی نهال بشود و از قِبَلِ سایهاش، دلها آرام بگیرند در طریقِ هشیاری. نشانهٔ خدا بودی آنگاه که هیچچیز جلودارِ مبارزه و خیزشِ تو نمیشد و حتی زندان هم نمیتوانست روحِ روندهات را متوقف کند. تو نشانهٔ خدا بودی و پیوسته در حالِ جلو رفتن؛ چراکه تو جاری بودی. دریایِ آرامِ متواضعی که آمده بود تا اللهاکبر بگوید و انقلاب را تا همیشه سبز نگه دارد. آیتِ خدا بودی، نه فقط در این سیوهفتسالی که صدایت میزدیم «امام!»؛ آیت خدا بودی از همان دم که آفریده شدی و از ذر به رحمِ مادر رسیدی. تو نشانهٔ خدا بودی برای قلوبِ جهانیان؛ برای همهٔ آزادیخواهان و آزادگان. برای هرکسی که از ذلت و زیرِ سایهٔ سیاهِ ظالمین بودن خسته است و پیِ عزت میگردد. برای هرکسی که دلش برای نوایِ مظلوم آب میشود و میخواهد در مسیر مبارزه با ستم، ماندگار بماند. نشانهٔ خدا بودی! تو را فرستاده بود تا نگاهت کنیم و مسرور باشیم. تا محبوبِ ما باشی و دوست بداریمت. تا یاد بگیریم از تو! نشانهٔ خدا بودی؛ که حبّت نازل شد توی دلهامان و با هیچچیز پاک نشد. فقط ریشه کرد و ولایت یادمان داد. نشانهٔ خدابودی تو! تو که تکیه میدادی به صندلی سادهات و فرشِ زیرِ پایت، گلیمی سادهتر بود. تو که آستینِ نخریشِ لباست، تا مدتها پشتِ پلکهایمان بود. تو که بچهها در مقابلت مبهوت میماندند و زبانِ عشقشان، دُرِّ غلتان در چشم بود و دستی که لایِ محاسنت میچرخید و صورتی که طلبِ بوسه داشت و سری که تقاضای نوازشی پدرانه میکرد. تو که وقتی حرف میزدی، قلب به جای سینه در تمام تن میتپید و چشم حظ میبُرد که دارد نگاهت میکند و گوش… لبریزِ عشق بود که صدایت را میشنود. آمدی بیدار و هشیار و مبعوثمان کردی و رفتی. تو نشانهٔ خدا بودی؛ در راهِ خدا زندگی و جهاد کردی، برای خدا جان دادی و به خدا بازگشتی! نشانهٔ خدا، آقا وسیدِ محبوبِ ما؛ تولدت مبارک.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همانطور که به خوبی مطرح فرمودهاید آن رهبر شهید پروریدهشدۀ خاصِ خداوند بود و شایستگی آن را داشت تا خداوند از طریق آن مرد الهی در این تاریخ، راهی مقابل بشر امروز بگشاید به همان معنایی که . در همين رابطه حضرت علي«علیهالسلام» ميفرمايند: «...وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ«صلواتاللهعلیهوآله» مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً اَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ، لَيْلَهُ وَ نهارَهُ» از همان لحظهاي كه پيامبر«صلواتاللهعلیهوآله» را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشتهي خود را مأمور تربيت آن حضرت كرد تا شب و روز، او را به راههاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند.
و این در مورد همۀ انسانهای بزرگ مصداق دارد و از این جهت بسیار شایسته است تا شخصیت آن رهبر شهید را آینه و اشاره و راهی بدانیم برای حضور هرچه بیشتر در زندگی اسلامی در این تاریخ. موفق باشید https://dl.jedaal.tv/voices/1405/01/e895.mp3
سلام استاد عزیز. زیارت تان قبول درگاه حق انشاءالله. خداوند شما را حفظ نماید. استاد راستش بعد از شنیدن خبر مذاکره آنقدر حرصه مان تنگ است که اگر کارت به ما بزنید خونمان در نمی آید ونزدیک است که قلبمان از شدت درد در هم شکند. من شبی که قرار به حمله ترامپ به ایران در ساعت 3 بود با خیالی آسوده خوابیدم با این امید که می ارزد که صبح بیدار نشده یا حتی تیتر خبر فردای آن روز با شروع کردن انفجار های اتمی باشد. حاضر بودم آن شب تکه تکه شوم و این خبر را در صبح نبینم. و من با وجود اینکه بروزرسانی جنگ را توسط مهدی محمدی گوش کردم باز هم می گویم یک بار از تحلیل های خوش چشم که در گروه گزاشتید در قبل جنگ و یک بار از تحلیل های این آقا ضربه خوردیم. ما را بیخود در مسائل جنگ امیدورا کرد. حداقل میدانم که از مسئولین آمریکا که احمق ترین ها هستند احمق تر هم وجود دارد و آن هم مسئولین جمهوری اسلامی ایران هستند. استاد قلب مان پر از درد است و بغضی در گلو داریم که نزدیک است که جانمان را بگیرد. استاد من کاری ندارم که این آقایون می گویند ترامپ دروغ می گوید که مثلا مذاکره در کار نبوده مهم این است که آنچه دشمن میخواست به هر نحو و روشی انجام گرفته. استاد هر چه از جانب ترامپ و آمریکا شنیده ایم شده است و هیچ دوروغی ما از اون نشنیدیم از ابتدا تا انتهای جنگ و من چاره ای جز این ندارم که این را بگویم وقتی که ما هر چه این چند وقت از شبکه های خارجی و از زبان آن ها شنیدیم محقق شده و من دیگر با هیچ رویی نمی توانم سر خم شده ام را جلوی کسانی که قلبا با جبهه دشمن زندگی کردن و وعده های او را برای من می گفتند و من با افتخار می گفتم هیچ کدام از آنها محقق نخواهد شد بلند کنم و من یقین دارم که هر چه او بگوید خواهد شد اگر این هم نبوده به لطف مسئولان احمق ما الان او راست گو شده است چرا که در همان اول جنگ هم گفت که نهایتا در آخرین فاز جنگ در 9 آوریل تمام خواهد شد و الان در 9 آوریل جنگ تمام شد. دلمان به چه خوش باشد؟ به گندهایی که جبهه ما گوشه گوشه پشت سر هم دارن بالا میارن؟ اون از انتشار عکس خلبان آمریکا در تلویزیون که راننده سمند در اومد و اون از انکار مذاکره توسط خود ما و عیان شدن آن، آن هم در شبی که ترامپ تهدید به نابودی تمدن ما و حرکت انقلابی در جنگ کرد؟ استاد همه اینهایی که ما داریم دنبالش میریم جز توهم خوش بینانه چه میتونه باشه؟؟؟ جز فریب قشر مایی که نمیدونم دیگه باید چیکار میکردیم که نکردیم باشه؟ چرا به دوروغ باید دلمون را به اسم پیروزی خوش کنیم وقتی که در جنگ قبلی هم می فرمودید پیروز شدیم که اگر شده بودیم حمله مجدد نمی شد. استاد با چه استدلالی قلب مون را آروم کنیم؟؟ شورشا در آوردند این مذاکرات حتی شوخیش هم مسخرس خیلی خیلی مسخرس یعنی مسئولین ما انقدر احمق هستند که دشمن ما را نمی شناسند و یا آنقدر دوروغ گو هستند که بگویند ما به چرخه توافق جنگ و دوباره توافق پایان می دهیم و باز همان کار را انجام دهند؟ اون هم از رهبر مون که اصلا انگار نه انگار که اتفاقاتی داره میفته تو کشور و هیچ موضع گیری یا پیامی ازشون دیده نمیشه تا الان بعد از این همه ساعت پس از آتش بس. استاد خیلی خیلی شکسته شدیم و روحیه مون خراب شده با این خبر و با اتفاق لبنان بعد از این خبر امیدورام در پاسخ این سوال چیزی بشنویم که ما را دوباره احیا کند و نخواهید که فقط تنفس مصنوعی بدید که همین که دشمن به طمعش نرسید ما پیروز شدیم. ازتون اصل مطلب و حقیقت و رو راستی را طلب میکنیم. التماس دعای فراوان از شما استاد عزیز تر از جانمان
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این ضعف ها که رهبر شهیدمان نیز متذکر آن بودند همچنان که در جواب پرسش شمارۀ 41481 عرض شد عقل و ایمان، حکایت از آن می کند که باید امیدوارانه به آینده ای نظر کرد که نظم جهانی، نظم عبور از جبهۀ استکبار است و البته و صد البته در این مسیر باید بیش از پیش در رعایت مرز تقوا، خود را وارد نمود به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب در پیام خود در چهلمین روز شهادت قائد عظیم الشأن مان متذکر آن شدند. موفق باشید
سلام استاد عزیز . مطالب شما را به دقت از مطالب ویژه پیگیری میکنم و استماع میکنم .هر شب هم حتما در تجمعات حضور دارم ،توصیه رهبر شهید به دعاها و قرآن وو اما مدتیست احساس دلتنگی شدید دارم احساس عقب ماندگی شدید ،میکنم شاید هم به نوعی پوچی نمیدانم .مدیتیشن خیلی دلم گرفته گاهی به این فکر میکنم چاره ای و راهی جز شهادت نیست و نگران مرگ عادی ،از طرفی وقتی میگویند برای حفاظت از خود فلان دعاها خوانده شود ووو اصلا نمیدانم طلبم این روزها چیست با وجود این همه زیبایی و اینکه انگار آسمان به زمین چسبیده اما من خودم را انگار گم کرده ام ،احساس میکنم اینقدر گیر ها دارم که هیچ وقت لایق شهادت در راه خدا نخواهم بود ،کلا احساس بدی نسبت به خودم پیدا کرده ام ،ممنون میشوم راهنمایی فرمایید 😔😔😔
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالت در جای خود حکایتی است از آن جهت که: «دوست دارد یار این آشفتگی» . و این ماییم و همچنان حاضربودن در همین صحنهها از آن جهت که حضور بیکرانۀ او بالاتر از آن نحوه توجه خاص او میباشد که در ابتدای سلوک سالک با آن نحوه خاص با او مأنوس است که این، غیر از آن حیرانی است که در انتها پیش میآید و مواجهۀ سالک است با بیکرانگیِ حضرت محبوب، و اینکه «ندانم چه ای، هرچه هستی تویی». و این همان تقاضای «ربّ زدنی تحیّرا» میباشد که نبیّ اکرم«صلواتاللهعلیهوآله» در طلب هرچه بیشتر آن بودند. و در این دوران و این شب ها در بستر حیرتی بیشتر، چه کسی این دلها را ماورای رسانههای دشمن در این میدانهای شهر هدایت میکند؟ مردمی که در جای خود نقش اسلحهها را انجام میدهند و با این حضور میدانند که در حال تغییر نقشۀ منطقه هستند. حضور مردمی، چه معجزههایی پیش آورده و در پیش دارد، امری که امامین انقلاب متوجه آن بودند.باز به پرسش شماره 41415 فکر کنیدوآن آیه که میفرماید: «لِیَقْضِیَ اللهُ أَمْراً کانَ مَفْعُولاً» موفق باشید
می توان این روشنی دل سالک به این بلاخره بعد از این همه ریاضت و تزکیه نفس به مرحله تقرب الی الله می رسه ناشی از تجلی و ظهور اسم حبیب است؟! که حاکی از عشق خداوند و عاشقی سالک است؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! فرمود: «آنقدر ای دل که توانی بکوش» و در این مسیر، حضرت محبوب است که جلوهگری میکند و باز رُخ بر میتابد و سالک میماند و فراق در عین امید. موفق باشید
عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیز ●|اگر غم لشکر انگیزد|● ای رهبر عزیز تو با اهل و عیال و عزیزانت شهید شدی، ما هم این روزها با مادر و پدر زن فرزندانمان به میدانهای شهر آمدهایم. همه میگویند عزاداری برای شما باشد برای بعد ولی ما دیگر با این شهادت عزادار نیستیم. ما به گفته تو پیامبرانی هستیم که در لحظه بعثت باری را به دوش کشیدهایم که حضوری برایمان رقم زده که خود را در آغوش خدا قرار گرفته میبینیم. «پرّ کاهم در مصاف تند باد / خود نداند در کجا خواهد فتاد.» آنچه با ماست دلتنگی توست و اگر این مردم آماده پذیرش این بعثت نبودند و این مردم نبودند که بار تاریخ را در این سالها بر دوش کشند این داغ و دلتنگی کمر آنها را دو نیم کرده بود و دیگر توانی برای این راست قامتی تاریخی نداشتند. چه کسی تصور میکرد این مردم برای چنین روزهای اینگونه آماده باشند که بتوانند بار این رسالت به دوش بگیرند. انگار روزها و سالها منتظر چنین روزهایی بودیم که شیدا و بی اختیار و با چنان مستی، سرنوشت تاریخ را رقم زنیم. و خود از آن خبر نداشتیم. به راستی با این مردم چه کردی که شایسته این بعثت شدند؟ و حالا با این حال تو را، به وسعت همۀ حضوری که در این عالم داشتی احساس کنند!؟ «اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد / من و ساقی به هم سازیم و بنیادش بر اندازیم»
باسمه تعالی: سلام علیکم: از نبودنِ رهبر انقلاب و داغ دلتنگیِ ایشان گفتید که حقیقتا نمیتوانیم نبودِ او را احساس کنیم و وای اگر گمان کنیم او نیست؛ در آن صورت هیچ چیزی از ما نمیماند.
مردم ما امروز بنیادِ غم را برانداختهاند و چه اندازه زیبا مردم ما دست در دست ساقی جانها یعنی حضرت حق انداخته تا حیات دیگری را رقم بزنند و اینجاست که میبینی که غم آری که غم هرگز نتوانسته جان ما را در بر بگیرد.
به این نکته بیاندیشید که افرادی که نسبت به جبهه مقابله با اسرائیل و آمریکا بی تفاوتند، چیزی نمیگذرد که خودشان از خودشان بدشان میآید زیرا در شخصیت انسانی و فطرت الهی خود که انقلاب اسلامی آن را برای آنها گشود حاضر نشدند و از آن طرف حتما متوجه شدهاید که سرداران و فرماندههان میدان به خوبی میفهمند برای مردمی بزرگ و عظیم میجنگند و نه برای گروه و حزبی خاص و اینجاست که این سرداران و فرماندههان حاضرند سالها برای این مردم بجنگند و از آن طرف مردمِ ما در خیابان ایستادهاند تا ایران شرایط خود را بر جبهه استکبار تحمیل کند و این است زیباترین زندگی همراه با نظر به شهادت. https://eitaa.com/hosein_darabi/42006 موفق باشید
بسمه تعالی سلام علیکم استاد عزیز؛ نقلی از آیت الله بهاالدینی است که بعد از حضرت اقا ظهور امام زمان رخ خواهد داد؟ آیا شما این نقل را تایید می کنید؟ اگر این نقل درست باشد آیا بدا رخ داده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور مرحوم آیت الله بهاءالدینی همین ظهوری باشد که در جان مردم به میان آمده که در جواب پرسشهای شمارۀ 41343 و 41346 بدان اشاره شد. موفق باشید
حقیر مدتی است به مطالعهی آثار استاد شهید مرتضی مطهری اشتغال داشته و به کاوش در نظرات و نوشتهجات و بیانات معظمله میپردازم، اکنون سوال حقیر آنست که این آثار را چگونه مطالعه کنم تا برایم ماندگار و متفاوت شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید خدا را شکر کنید که چنین علاقه و توفیقی در دنبالکردن اندیشۀ استاد شهید مرتضی مطهری را خداوند به شما داده است. با انُس طولانی و یادداشتکردن نکات مهم همانطور که آن مرحوم در کتاب «امامت و رهبری» پیشنهاد فرمودهاند. موفق باشید
سلام و رحمت: ببخشید استاد، ممکنه شیطان رو دید؟ در اینصورت باید تغییر رویه داد؟ یا باید ایستادگی کرد؟ بشخصه یکبار قبلا این حالت رو تجربه کردم و دچار وحشت شدم، با ایستادگی به وسیله ولی خدا حل شده بود، اولین بار بود این حالت رو داشتم و وحشت کرده بودم. ولی الان دیگه مطمئن نیستم این راه درستی باشه هر وقت دچار چنین وضعی میشم کمی عقب می نشینم تا برطرف بشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر صورت ما نباید در دیدن و یا ندیدنِ شیطان که عموماً با توهّمات همراه است، متوقف شویم. مهم توجه به خطوات شیطان است که قرآن در آیات مربوطه متذکر آن میشود که همان وسوسههای حبّ نفس و عدم تواضع نسبت به حقّ و حقیقت است که آیات قرآن هرکدام در جای خود به زیبایی تمام متذکر آن میباشد. ۲. نباید به آنچه برای کسانی که با تجربههای مرگ خود و یا حالت کما، برایشان پیش آمده با همۀ احترامی که برایشان قائل هستیم؛ اعتماد کنیم زیرا بالاخره آنچه برای این افراد پیش میآید مصون از صورتهای خیالی نیست. در حالیکه این ما هستیم و آیات قرآن و قواعد و سنتهای لایتغیّر الهی که میتوانیم با نظر به آن سنتها و سیرۀ اولیای معصوم الهی زندگی کنیم. موفق باشید
با سلام و احترام: اینکه میبینم بعضی افراد که با حجاب اجباری مخالفن، بهانه میارن که این نظام مشکلی نداره فقط بحث حجاب اجباریشون ما رو دیوونه میکنه، نشون میده که الان این موضوع حجاب باعث دو قطبی شدن جامعه هست، و باز ممکنه حتی در صورت آتش دوطرفه بس دشمن رو به طمع بندازه همونطور که متاسفانه موجب تطمیع دشمن بودند در حمله متجاوزانه اخیر، دستور چه میفرمایند استاد محترم در نوع مواجهه با این قضیه و ایجاد اتحاد نسبی بین دوقشر بوجود آمده در این زمان؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً واژۀ حجاب اجباری، ساختۀ رسانههای دشمنان انسانها و انسانیت است. آنچه نظام مقدس اسلامی متذکر بانوان است، حفظ شخصیت آنان میباشد که بازیچۀ فضای فمینیستی و شهوانیِ جریان استکبار نشوند. مهم گفتگویی است که باید با دختران و با بانوان در این رابطه در میان بگذارید. در این رابطه عرایضی تحت عنوان: «تقابل آزادی و حجاب! چرا؟» شده که خوب است به آن مباحث رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/special-post/1050 موفق باشید
سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیزم: آرزویم همه این است که حاصر باشم / در حضوری که حیات است محیا باشم. هر چه زمان میگذرد بیشتر بیشتر این سوال و بهتر است بگویم نیز در وجودم رخ می نماید که چگونه میتوان حاضر شد و این حضور را هم به آن آگاه بود؟؟ مطالبی به نظر رسید که خواستم از منظر شما استاد عزیزم بپرسم آیا این یافت درست است؟ آیا حضور امام حسین در همه ی ادوار تاریخی به دو صورت است؟ یعنی علاوه بر حضور کلی ایشان و وجود خود حضرت آیا می توان جان افرادی چون سید حسن ها و سید علی ها را هم جان هایی تهی از خود و سرشار از روح حسین دانست؟ آیا نه این است که از جان این بزرگواران بوی حسین و روی حسین می اید؟ آیا این ها همان آینه ی جمال یار نیستند؟ بعد از شهادت رهبر عزیزمان در میدان علیخانی متنی را تهیه و خدمت مردم عزیز خواندم آنجا گفتم امروز جهان نه با یک خامنه ای که با میلیون ها خامنه ای روبروست. استاد آیا اینگونه است که این افراد چون به شهادت می رسند گویی سیری از وحدت به کثرت رخ می دهد و در جان های آزاده خانه می کنند و چون مردم مبعوث می گردند این سیر از کثرت رو به وحدت می گذارد و دایره سیر و کمال و رشد کامل می گردد و اینجا انسان کامل حاضر است.ایا یکی از رموز تاکید رهبر معظم و آن والظاهر والباطن همین است؟ و استاد عزیزم پرسش دیگرم که خواستم با شما در میان بگذارم این است که چه در جان رهبر عزیزمان هست که با ایشان می توان حضرت حجت را تجربه کرد؟ برای حفظ ایشان توصیه شما بر چه عمل قرآنی و محمدی هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! «آنکه عمری در پی او میدویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبرو». مگر نایب حضرت حجت«عجلاللهتعالیفرجه» آینۀ ظهور انوار آن حضرت نمیباشند که با شخصیت همهجانبۀ خود اشاره به آن حقیقت نهایی انسانی دارند؟ خدای را بسی شکر که ما با چنین مرد الهی، احساس نمودیم چگونه راه انس با حضرت محبوب برای انسانها گشوده است. و البته این، اولِ حرف است. 2- حکایت نایب الامام بودنِ آن رهبر شهید را ساده نگیرید. هیچ زمانی را نخواهید یافت که «او» با ما نباشد. آیا جز آن است که خداوند او را در همه ابعاد پرورش داد تا ما امروز با کسی روبرو باشیم که پرورش یافته خداوند است در همه ابعاد، به همان معنایی که پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند: «من رآنی فقد رأی الله» آیا تشییع آن مرد الهی نظر به افقی نیست که او با شخصیت همه جانبه خود در مقابل ما گشود تا انسانیتی را که انسانها میتوانند در آن حاضر شوند بنگریم؟ موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: دیدگاه یک هموطن کف خیابون آن قرائت هوشمندانه و نزدیکتر به پیام زیرکانه و حکیمانه رهبر جدیدمان آیت الله سید مجتبی خامنه ای درباره مذاکرات https://eitaa.com/rahbar_enghelab_ir/677 به احتمال قوی توسط تیم روانشناسی کاخ سفید رمز گشایی شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نوعی کپی و تقلید از این پیام در کنترل و مدیریت مذاکرات را به ترامپ دیکته کرده است و او با یک تاخیر فاز ۴۰ روزه نوعی کپی از پیام رهبری را در ترکیه بیان میکند که بلا تشبیه (علی الاصول) با ادامه مذاکرات موافق نیستم اما به تیم مذاکره کننده (کوشنر و ویتکاف) اجازه میدهم تا به مذاکره ادامه دهند. بسیار جا دارد در کنار بحثها و گفتگوهای سیاسی و تفسیر موافقت و مخالفت پیام رهبری با مذاکرات، که در جای خود لازم هم هست به ابعاد حکمرانی هوشمندانه و دانش بنیان و روانشناسی سیاسی اجتماعی پیام پرداخته شود و تاثیرات آن بر تیم مذاکره کننده خودی و طرف مقابل و تقویت و هدایت تیم مذاکره کننده از بعد هوش مستقل و آزاد ولایت مداری و آتش به اختیار در حوزه مذاکرات به بحث گذاشته شود یعنی در عین اینکه نوعی استقلال و ابتکار عمل به مذاکره کننده میدهد از ابتدا تا انتها آنرا در یک مدار و مدیریت پاسخگویی به ملت و ولایت قرار میدهد.
باسمه تعالی: سلام علیکم : اتفاقا دقیقاً موضوع به همان صورت که میفرمایید باید ادامه یابد تا استیصال جبهه استکبار دائماً مد نظر باشد و اینکه مقابله با آمریکا و اسرائیل باید با منطقهای کردن جنگ و حتی فرا منطقه ای ادامه یابد از آن جهت که نگاهها به ایران عوض شده و ما باید با شأن ایران مقتدر در مقابل نظم استکباری در میدان حاضر باشیم و علی الاصولِ رهبر معظم انقلاب متذکر این نکته بزرگ است که همان لایتمداری میباشد در عین احترام به ابتکارات مذاکره کنندگان که حقیقتاً بنا ندارند با رهنمودهای رهبر انقلاب مقابله کنند. در این مورد خوب است سری به سوال و جواب شماره 42002 بزنید. موفق باشید
سلام استاد عزیز امیدوارم حالتان خوب باشد. این نوشته را خطاب به آقای شهیدمان نوشتم. نمیدانستم با آن چه کنم و دوستی پیشنهاد داد برای شما ارسال کنم. ببخشید اگر طولانیست و وقتتان را میگیرد.
رهبر عزیز! دلم میخواهد بتوانم تمام این هفته پیش رو را، لحظه لحظه و ثانیه ثانیهاش را در پی شما باشم. در راهی که هر لحظهاش با اشک یاد شما میکنم. قلبم از جا کنده شده.. دیر کنده شد، اما شد.. شما جانفدای اسلام و ایران شدید، نه امروز و در شهادت، شهادت آخرین لحظه جانفدایی بود، تمام عمرتان جانفدا بودید. نمیتوانم از شما بنویسم و از صبر و همت والا و دلسوزی و فداکاریهایتان، در کلمات منِ حقیر نمیگنجد.. از خودم مینویسم، که چقدر از شما دورم.. دور از نه از بعد جغرافیا و معنویت و کمالات و..(که البته اینها هم هست) دورم از جایی که میتوانم شما را ببینم. کاش این چشمها توان دیدن بزرگ مردی تاریخی را داشت، مردی که به قولی نه از امروز است و نه از فردا، مردی که از پسفرداها آمده بود. مردی که دشمنانش هر حربهای را به کار گرفتند تا عظمتش را در هم بشکنند، چرا دروغ بگویم من هم بارها و بارها به شما شک کردم، به اینکه این حرفها ممکن است درموردتان درست باشد؟ نمیدانم به خود آن روزهایم چه میتوانم بگویم؟ سر به تاسف تکان بدهم یا چه؟ چه کنم که باز آن من تکرار نشود؟ دشمن کم زحمت نکشید اما نشد، مگر شما چگونه بودهاید که اینقدر باطل در برابر شما در تلاش و تکاپوست؟ امروز یکی از دوستانم! پیام داد و با خشم از دیکتاتوری شما نوشت. برایم جالب بود که چقدر الان باید دست و پا بزنند که بتوانند کلمات را پشت سر هم ردیف کنند تا باز هم شما را در هم بشکنند، اما چقدر زور میزنند و نمیشود.. اکنون که شما در ظاهر رفتهاید و از دنیای مادیت جدا شدهاید پس این همه خشم از کجاست؟ خشم از آنجایی نیست که همه کار کردند تا نام شما را با کلمات دیگری تعریف کنند اما نشد که نشد که نشد؟ آقا سیدعلی جان! کاش میتوانستم در تمام تشییعهای این هفته و تمام مراسمها و تمام روضهها باشم، کاش میتوانستم تمام اشکهایم را در این یک هفته تمام کنم و برای شما بریزم. این اشکها را برای چه نگه دارم؟ برای کدام غم و شادی در دنیایی که حتی از استخوان لیسیده خوک در دست آدم جذامی هم پستتر است.. میخواهم این اشکها را برای شما و راهی که با امید و صبر و خون دل خوردن طی کردید، تمام کنم.. باید اشک بریزم برای آقایی که نشناختمش.. تاریخ نشان داده آنهایی که زمانه خود را درنیافتهاند، در نهایت "هیچ جا" نبودند. من نمیخواهم از مردم "هیچ جایی" باشم آنهایی که در عافیت و سلامت، عمر را به پایان رساندند و هیچ عمل زشتی مرتکب نشدند و حتی نماز و روزه و اعمالشان را به درستی ادا کردند، اما اهل "هیچ جا" بودند.. مرا اهل دیاری کنید که خودتان ساکن آن بودید..
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکایت، حکایتِ امام امّت در میان است که همان حکایت روح در میان جسم است تا در جمال آن امام شهید، ربوبیت حضرت ربّ العالمین را به تماشا بنشینیم و بیندیشیم و باز بیندیشیم چگونه در جمال این رهبر شهید میتوانیم حضور ربوبیت حضرت ربّ العالمین را نظاره کنیم به همان معنایی که در «عهد الست» که اصیلترین حضور برای هر انسان است؛ حضرت ربّ العالمین به ظهور آمدهاند و میپرسند: «الست بربّکم؟» و این ماییم که به جهت حاضرشدن در عالیترین حضور که از جنس حضوری است که در تشییع رهبر شهید برایمان پیش آمد، جواب دادیم: «بلی شهدنا». آری! میبینیم ربوبیت تو را که چگونه در صحنههایی اینچنین به ظهور آمدی. راستی را! در آن شرایط به کدام شخص نظر کردیم و گفتیم آری! میبینم که تو پروردگار عالم به ظهور آمدهای و من تو را مشاهده میکنم؟ آیا حکایت ما با رهبر شهیدمان از این جنس نیست؟ که مردم عزیز ما در این رابطه در جمال شخصیت رهبر شهید به ملاقات پروردگار عالم رفتهاند تا راهی که راه انس با خداوند است را تجربه کنند؟ و با نظر به سیره و سخنان آن رهبر شهید، خود را در راه انس با خدا حاضر کنند، به همان معنایی که فرمود: «چون یافتمت جانان / بشناختمت جانان». آری! زیرا ما در آن حضور اصیل او را که نمایش ربوبیت حق بود، یافتهایم. پس خواهیم گفت:
دیر آمدی ای نگار سرمست
زودت ندهیم دامن از دست
از رای تو سر نمیتوان تافت
وز روی تو در نمیتوان بست
ای سرو بلند بوستانی
در پیش درخت قامتت پست
بیچاره کسی که از تو ببرید
آسوده تنی که با تو پیوست
و اینجا است که حکایت رفیقی را که گفتید هزار تلاش میکند تا شخصیت آن رهبر شهید را نفی کند، مشخص میشود که چه اندازه با خود باید در همۀ ابعاد بجنگد؛ «بیچاره کسی که از تو ببرید». موفق باشید
سلام با قلبی آکنده از درد برای شما مینویسم. برای شمایی که سلوک ذیل شخصیت امام را از شما یاد گرفتیم اما خودتان خلاف مواضع امام در استکبار ستیزی موضع گرفتید. محکمات بیانات امام شهید در باب مذاکرات با آمریکا رو به اسم تغییر دوران و زمان زیر پا گذاشتید و قبل از دفن پیکر مطهرشان افکار ایشان را به خاک سپردید. از شما یاد گرفتیم ذات تغییر ناپذیر است اما با آمریکای شیطان بزرگ و به قول رهبر شهید تروریست بالذات!! باب مذاکره باز کردید همه اینها به کنار ، ثمره ۴۰ روز مقاومت رو با ثمره ۶۰ روز مذاکره مقایسه کنید و لااقل از تجربه عبرت بگیرید برای بار سوم به میز مذاکره حمله کرد از غربگرایان انتظاری نیست اما شما چرا با این قوم همنوا شدید؟ استاد گرامی ما از شما منظومه فکری گرفتیم این موضع شما هیچ کجای آن جانمایی نمیشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخنان شما بهانهای شد تا نهتنها با شخص جنابعالی بلکه با عزیزانی که باید در این شرایط تاریخیِ حساس عمیقاً بیندیشند، عرایضی داشته باشم. ملاحظه میکنید که به ظاهر، نمیتوانیم همدیگر را بفهمیم تا آنجایی که بالاخره گمانتان بدون آنکه بخواهید، آن است که بنده و امثال بنده در جبهۀ دشمن و در میدان شهادت آن قائد عظیم قرار داریم. تنها امیدم آن است که حداقل امثال شما دلسوختگان نسبت به این انقلاب، کمی بیشتر از پیش به پیام رهبر عزیزمان حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای و امیدی که ایشان به ایرانِ بزرگ در آینده دارند؛ بیندیشید. ملاحظه میکنید که ایران بزرگ با قاطعیت تمام بر مواضع خود ایستاده است و قاطعیت آقای قالیباف در همین رابطه ترامپی که گمان میکرد چندروزه کار را تمام می کند؛ دیوانه کرده. مسلّماً ضربات سهمگینی به کلّ جریان استکباری وارد شده و برای غرب آسیای جدید باید زیاد فکر کرد. نمیدانم به جملات اخیر آقای مهدی محمدی که به جهت مشاوربودنِ با آقای قالیباف در جریانهای اصلی مذاکرات هستند؛ فکر کردهاید؟ که ایشان چرا از دروغهایی که داخل کشور توسط افرادی که به ظاهر، موجهاند، گِله دارند؟ https://eitaa.com/mohammadi61/978 آیا به گفتۀ ایشان امید تفرقه بین یاران انقلاب، امری نیست که ما باید با اجماع ملّی در دشمنان از بین بریم تا این پیروزی بزرگ را بهتر بچشیم؟ باز باید به نکاتی که آقای مهدی محمدی میگویند بدون آنکه بخاهیم مرید کسی باشیم، فکر کنیم. به گفتۀ ایشان آن کسی که کشتی را سوراخ میکند، پیروزی حتمی ما را سخت میکند و واقعاً مقصر است، زیرا ایران جدیدی در جهان و در داخل، «آری!» در داخل متولّد شده و ما باید این پیروزی را با روحیۀ تمدنی و درک همدیگر پاس بداریم. https://eitaa.com/matalebevijeh/22868 در حالیکه رزمندگان عزیز ما و مردم خیابان و مسئولان، تماماً یکدست برای این ایران تلاش میکنند. چرا متوجه نباشیم که آمریکا هم جنگ را و هم مذاکرهای که با قاطعیت جلو رفت؛ باخته است؟ در این مورد خوب است به سخنان آقای مهدی محمدی در برنامۀ «ایران من» کمی فکر کنیم https://telewebion.ir/episode/0x16c55afa زیرا ما در جنگ تمدنی قرار داریم، اتهام چرا؟! موفق باشید https://eitaa.com/sot_enghelabi/22233
بسم الله الرحمن الرحیم. استاد یک سوال که اکثر مردم دارند این است که چرا مسئولان مردم را در جریان اموری که میگذرد قرار نمیدهند؟ مگر مردم محرم این نظام نیستند؟ چرا باید ما بعضی از اخبار را ابتدا از سانههای دشمن بشنویم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه وظیفه مسئولان مربوطه است که مردم را در جریان تصمیمات کلی قرار دهند، بحثی نیست ولی به گفته یکی از مسئولان وزارت امور خارجه که در برنامه به وقت ایران تشریف آورده بودند باید متوجه بود هر تصمیمی امکان تغییر دارد پس نمیتوان آن را به عنوان خبر مطرح کرد در حالی که هنوز نهایی نشده است ولی طرف آمریکایی با عملیات روانی خود اولاً سعی میکند با آن عملیات اگر بتواند تصمیمسازی کند. ثانیاً خبری که میدهد آنطور نیست که اگر غلط درآمد مسئولیتی در قبال آن داشته باشد. آری بعضا حدس میزنند و درست در میآید ولی ما نمیتوانیم آنطورعمل کنیم. از این جهت باید اولاً سواد رسانهای خود را تقویت کنیم. ثانیاً بنا به توصیههای اکید مقام معظم رهبری حقیقتاً به مسئولان اعتماد داشته باشیم از آن جهت که همه آن عزیزان با تصمیمات جدی در میدان هستند. باز تاکید میشود به سخنان رهبر معظم انقلاب که بر حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل تاکید دارند زیاد فکر کنید زیرا نقشه دشمن به تعبیر ایشان کاشتن بذر تردید و یاس و بدگمانی و اختلاف است. موفق باشید
به نظر میآید خوب باشد نامه آقای مقصودی مجری برنامه ثریا و جواب استاد مهدی محمدی را همراه با آخرین سخن ایشان مدنظر داشته باشد 👇
سلام علیکم: پیرو مطلبی که در خصوص برنامه اینترنتی #خیابان_انقلاب — که در جمع مردم حاضر در میدان ولیعصر (عج) اجرا شد — نگاشتهاید، همانطور که در برنامه نیز عرض کردیم، ما در این برنامه آمادگی داریم در گفتوگوهای دوسویه در خدمت مسئولان مذاکرات یا افراد نزدیک به تیم مذاکرهکننده باشیم. لذا از جنابعالی دعوت میکنیم در این گفتوگوها حضور یابید تا با اشرافی که دارید، به تبیین دقیق موضوع بپردازید و به پرسشها و ابهامات مردم و کارشناسان منتقد پاسخ دهید.
اساساً هدف برنامه اینترنتی #خیابان_انقلاب، طرح دغدغهها و نگرانیهای مردم و کارشناسان درباره تحقق ۱۰ شرط شعام و رهبری عزیز است و امیدواریم این مطالبه با پاسخگویی مسئولان یا افراد مرتبط مواجه شود تا انشاءالله نگرانیهای مردم برطرف گردد.
حتماً به مردم حق میدهید که با توجه به تجربههای پیشین از زیادهخواهی و فریبکاری دشمن در مذاکرات، و اعتماد برخی مسئولان به دشمن در ماجرای برجام، از روند کنونی نیز نگرانیهایی داشته باشند. باید به مردم و کارشناسان فرصت داد تا دغدغههای تخصصی خود را مطرح کنند، مبادا خداینکرده «ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان»، کشور را به سمت تحمیل برجامی دیگر از سوی دشمن سوق دهد.
بیتردید اتحاد مردم با مسئولان در شرایط بیخبری از داخل و پروپاگاندای دروغین روزانهٔ دشمن، خدشهدار میشود. اگر مردم از ایستادگی مسئولان در برابر دشمن آگاه شوند، اتحاد ملی تقویت میگردد. بنابراین حضور جنابعالی و سایر اعضای مرتبط با تیم مذاکرهکننده برای گفتوگو با کارشناسان و پاسخگویی به پرسشها، بهترین کمک برای تبیین موضوع و افزایش اتحاد ملی است.امیدوارم دعوت برنامه «خیابان انقلاب» را بپذیرید و در روزهای آینده میزبان شما نیز باشیم. با احترام محسن مقصودی
"بسمه تعالی"جناب آقای مقصودی عزیز سلام علیکم: از اینکه من را به برنامه خود دعوت کرده اید سپاسگزارم. من بیش از نود شب است با خانواده خود هر شب در میدان ولیعصر می ایستم و بابت شدت اخلاص، ایمان و پایمردی مردم بر آنها رشک می برم. همه دارایی امروز ما همین مردمی هستند که عاشقانه و مومنانه پای انقلاب ایستاده اند و از هیچ فداکاری دریغ نکرده اند. از اهتمامی که برای تبیین مسائل برای مردم دارید ممنونم اما آنچه می کنید با هدفی که دارید منطبق نیست. همانطور که رهبران حاضر وشهید انقلاب مکررا هشدار داده اند تفرقه، امروز پروژه اصلی دشمن است و نمی توان به نام تبیین، ذهن و دل مردم را آشفته کرد و خیابان، یعنی اصلی ترین سرمایه امروز انقلاب اسلامی را به میدان تفرقه بدل نمود. مردم در خیابان باید دلگرم شوند نه دلسرد. من از روز اول جنگ، به حسب وظیفه، یک شب در میان، با انتشار فایل های صوتی با مردم سخن گفته ام و این کمترین وظیفه ای است که بر عهده من است. از این به بعد هم این کار را خواهم کرد. لذا من مشکل تریبون ندارم و انتظار نداشته باشید در برنامه ای مشارکت کنم که چند ساعت بعد از پیام رهبری درباره ضرورت تاب آوری مردم و اجتناب از تفرقه، در آن می نشینند و می گویند «مذاکره خیانت به خون امام شهید است»، «مذاکره کنندگان عقب مانده هستند» و قس علی هذا. اکنون زمانه حسن روحانی نیست که شما نگران برجام شده اید. غربگرایان مدت هاست دیگر بر کشور حاکم نیستند و نخواهند بود. کشور را سربازان و فدائیان ولی فقیه اداره می کنند. ایران عزیز ما امروز در میانه جنگ است و در این هنگامه، لرزاندن دل مردم، بی اعتماد کردن آنها به مسئولینی چون محمدباقر قالیباف که جانشان کف دستشان است و عمر خود را به مبارزه گذرانده اند، تعقیب اهداف یک جریان سیاسی خاص که در میانه جنگ به فکر بازی های سیاسی و انتخاباتی است و از همه مهم تر، سخن گفتن به گونه ای که گویی آمریکا و اسراییلی در کار نیست و هر مشکلی هست در داخل است؛ بازی در زمین دشمن و آب ریختن در آسیابی است که ترامپ و نتانیاهو آن را می چرخانند. خطای محاسباتی مسئولین زمانی رخ خواهد داد که انسجام و وحدت جامعه به چالش کشیده شود. آن روز است که مسئولان خطا خواهند کرد. ضرورت اطلاع رسانی درباره موضوع حساس و پیچیده ای چون مذاکرات، دلیل موجهی نیست تا به جان ذهن و روح جامعه بیفتیم و با نفرت پراکنی علیه سربازان ملت دشمن را به طمع بیندازیم. همین حالا دشمن در انتظار نشسته تا در صفوف ملت تفرقه ای ایجاد شود و 18 دی و 9 اسفند 1404 را تکرار کند. اگر چنین شد فاجعه رخ خواهد داد. مراقب باشید که آب در آسیاب دشمن نریزید، مردم را بی اعتماد و هراسان نکنید، و دشمن را درباره از دست رفتن انسجام داخلی در ایران به اشتباه محاسباتی نیفکنید که اگر چنین شد دوباره این خاک درمعرض تهاجم قرار خواهد گرفت و آنها که در این زمانه حساس قدر انسجام ملت را ندانستند و پروژه سیاسی خود را بر اوامر ولی و منافع و مصالح امت ترجیح دادند، مسئول خواهند بود. از زحماتی که می کشید و دغدغه و اهتمامی که دارید ممنونم. مهدی محمدی 15 خرداد 1405
https://eitaa.com/mohammadi61/967
