با سلام خدمت استاد عزیز: دیدید که همان مسیر خسارتبار برجام توسط قالیباف و عراقچی تکرار شد و هیچ تضمینی وجود ندارد. دیدید که خون امام شهید پایمال شد و کاش عزیزانی که به ایشان امیدوار بودیم، مردم را ساکت نمیکردند. دیدید که عراقچی و قالیباف و پزشکیان همان هستند که قبل از جنگ بودند و ذات انسان به سادگی قابل تغییر نیست بعد از این خواهید دید و خواهیم دید که چه فجایعی بدتر از ۱۹ دی و ۹ اسفند رخ خواهد داد این فال بد زدن نیست. بیان سنت آزمودهشدهی الهی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که بدون عجله همچنان به آخرین توصیۀ رهبر معظم انقلاب بیندیشید که فرمودند:
«در همین مجال به ملّت عزیز عرض میکنم دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بخاطر مواجهه با ضربهی قاطع، چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده، کِیدِ خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تابآوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور. ابزار اصلی او در این هر دو، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف است. لذا در مقام مقابله با این بدخواهیها باید همگان با ایستادگی و روشنبینی و حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل و همصدایی نکردن با دشمن، نقشهی شوم او را خنثی نمایند. در این مقام، نقش مسئولان در پشتیبانی از این امور بسیار مهم است. هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن این کشور و مردمانش محسوب می گردد.»
اینجا است که باید ذیل بصیرت رهبر معظم انقلاب با اعتمادی که ایشان توصیه میفرمایند، صحنه را بررسی کرد و عجله نکرد. از آن جایی که فرمودند ابزار اصلی دشمن، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف است.
راستی را! شما در کنار کدام رسانه قرار دارید که به چنین یأس و تردیدی رسیدهاید؟ به سخنان خانم میریام ادلسون معروف به «بانوی لابی» با اصالت اسرائیلی-آمریکایی، سومین اهداکننده مالی به حزب جمهوریخواه، بهویژه دونالد ترامپ. فکر کنید که با ثروت انبوه خود به گفته خودش رسانههایی را شکل داده تا سمّ ، آری تا سمّ اختلاف را در ذهن مردم ایران تزریق کند و تنها برای عبور از این نوع رسانهها، اعتماد جانانه به رهبر معظم انقلاب است که به تاییدات الهی در میدان مقابله با استکبار فرمانروایی میکنند. موفق باشید
سلام با قلبی آکنده از درد برای شما مینویسم. برای شمایی که سلوک ذیل شخصیت امام را از شما یاد گرفتیم اما خودتان خلاف مواضع امام در استکبار ستیزی موضع گرفتید. محکمات بیانات امام شهید در باب مذاکرات با آمریکا رو به اسم تغییر دوران و زمان زیر پا گذاشتید و قبل از دفن پیکر مطهرشان افکار ایشان را به خاک سپردید. از شما یاد گرفتیم ذات تغییر ناپذیر است اما با آمریکای شیطان بزرگ و به قول رهبر شهید تروریست بالذات!! باب مذاکره باز کردید همه اینها به کنار ، ثمره ۴۰ روز مقاومت رو با ثمره ۶۰ روز مذاکره مقایسه کنید و لااقل از تجربه عبرت بگیرید برای بار سوم به میز مذاکره حمله کرد از غربگرایان انتظاری نیست اما شما چرا با این قوم همنوا شدید؟ استاد گرامی ما از شما منظومه فکری گرفتیم این موضع شما هیچ کجای آن جانمایی نمیشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخنان شما بهانهای شد تا نهتنها با شخص جنابعالی بلکه با عزیزانی که باید در این شرایط تاریخیِ حساس عمیقاً بیندیشند، عرایضی داشته باشم. ملاحظه میکنید که به ظاهر، نمیتوانیم همدیگر را بفهمیم تا آنجایی که بالاخره گمانتان بدون آنکه بخواهید، آن است که بنده و امثال بنده در جبهۀ دشمن و در میدان شهادت آن قائد عظیم قرار داریم. تنها امیدم آن است که حداقل امثال شما دلسوختگان نسبت به این انقلاب، کمی بیشتر از پیش به پیام رهبر عزیزمان حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای و امیدی که ایشان به ایرانِ بزرگ در آینده دارند؛ بیندیشید. ملاحظه میکنید که ایران بزرگ با قاطعیت تمام بر مواضع خود ایستاده است و قاطعیت آقای قالیباف در همین رابطه ترامپی که گمان میکرد چندروزه کار را تمام می کند؛ دیوانه کرده. مسلّماً ضربات سهمگینی به کلّ جریان استکباری وارد شده و برای غرب آسیای جدید باید زیاد فکر کرد. نمیدانم به جملات اخیر آقای مهدی محمدی که به جهت مشاوربودنِ با آقای قالیباف در جریانهای اصلی مذاکرات هستند؛ فکر کردهاید؟ که ایشان چرا از دروغهایی که داخل کشور توسط افرادی که به ظاهر، موجهاند، گِله دارند؟ https://eitaa.com/mohammadi61/978 آیا به گفتۀ ایشان امید تفرقه بین یاران انقلاب، امری نیست که ما باید با اجماع ملّی در دشمنان از بین بریم تا این پیروزی بزرگ را بهتر بچشیم؟ باز باید به نکاتی که آقای مهدی محمدی میگویند بدون آنکه بخاهیم مرید کسی باشیم، فکر کنیم. به گفتۀ ایشان آن کسی که کشتی را سوراخ میکند، پیروزی حتمی ما را سخت میکند و واقعاً مقصر است، زیرا ایران جدیدی در جهان و در داخل، «آری!» در داخل متولّد شده و ما باید این پیروزی را با روحیۀ تمدنی و درک همدیگر پاس بداریم. https://eitaa.com/matalebevijeh/22868 در حالیکه رزمندگان عزیز ما و مردم خیابان و مسئولان، تماماً یکدست برای این ایران تلاش میکنند. چرا متوجه نباشیم که آمریکا هم جنگ را و هم مذاکرهای که با قاطعیت جلو رفت؛ باخته است؟ در این مورد خوب است به سخنان آقای مهدی محمدی در برنامۀ «ایران من» کمی فکر کنیم https://telewebion.ir/episode/0x16c55afa زیرا ما در جنگ تمدنی قرار داریم، اتهام چرا؟! موفق باشید https://eitaa.com/sot_enghelabi/22233
سلام استاد عزیز: خدا قوت استاد جان. این روزها خیلی دوستان در مورد زیارت اربعین و سفر کربلا سراغ میگیرند. درک بنده این است که یک قسمت عمدهی حضور و ایستادن ما در میادین و تجمعات برای حفظ امنیت داخلی و خنثی کردن توطئه و کودتاهای داخلی دشمن مزدور است و سفر اربعین شبیه سالهای قبل شاید ممکن نباشد چون میادین خالی میشود. نظر شما چیست؟ آیا امسال سفر اربعین میروید و به چه نحوی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر شرایط، همینطور باشد که اکنون هست، معلوم است که موضوع سفر اربعین شبیه سالهای قبل نیست و تغییر میکند. باید منتظر شرایط بود. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار ۱. در غدیر خورشیدی که طلوع می کند و می شکفد علی است در دل تمام کویرها باران بهاری علی است خورشید شکفته در غدیر است علی در ملک محمدی تنها کسی که امیر و پادشاه است علی است عید غدیر مبارک. ۲. «الدّنيا تُسلِمُ» میشه استاد این روایت رو در حد توانتون شرحش بدین؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر غدیر بدان معنا میباشد که در بستر اسلام، نگاهها باید به انسانی باشد که نماد کامل اسلامیت همه ما میباشد، این غدیر و این نگاه به حضرت مولی الموحدین علی علیه السلام مبارکتان باد.۲. آری! در فضای سؤال و جواب ورود به این نکات، نیاز به وقت موسع دارد. احتمالاً بتوانید در فضای مجازی جواب آن را بیابید. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار من دلم میخواد تو این افق باشم اما یکم کارهام بی نظمه. آیا این بی نظمی سد نیست؟ اگر هست چه کنم این سد برداشته شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال باید در زندگی برنامه داشته باشیم و هرچیزی را در جای خود قرار دهیم بدون هر افراط و تفریطی. موفق باشید
با سلام و نور خدمت استاد گرامی: استاد، در برخی مجامع عرفانی مسائلی مطرح می گردد که تضاد بسیاری با شریعت حضرت محمد (ص) دارد. مسائلی از قبیل محرم شدن شاگردها با استاد، ترک همسر و عدم فرزند داری و مسائل دیگر. اساتید خود را صاحب شریعت معرفی می کنند و یا می گویند این باطن شریعت است و شما به آن احاطه ندارید. یا به ابن عربی این مطالب را ارجاع می دهند یا به مولانا و غیره. اساتید خود را صاحب مقام ولایت می دانند و بر این اساس می گویند که بر مال و جان انفس شما مقدم هستیم. یا می گویند که در زمان ظهور هم امام زمان (روحی له الفدا) در مواجهه با زنان نیمه عریان هم استقبال گرمی دارند و از این قبیل مسائل. اگر هم شخصی چون و چرا می آورد او را ترد می کنند و برچسب عامی و از راه افتاده یا عدم استعداد سلوک بر او می زنند. استاد این مسائل بشدت در جامعه در حال رشد است و بسیار نگران کننده. چرا بزرگان هرگز در این حیطه وارد عمل و بحث و فحص نگردیده که رابطه ی استاد و شاگرد علی الخصوص استاد مرد و شاگرد زن باید به چه صورت باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک و حجّت ما تا قیام قیامت، قرآن و سیرۀ اهل البیت «علیهمالسلام» است و از این نوع مدعیان عرفان که می فرمایید باید به شدت حذر کرد زیرا این افراد، شیطانهای خطرناکی هستند و وظیفه است که به مراکز اطلاعاتی خبر دهید. اتفاقاً عارفان وارسته به شدت در رعایت مرزهای نامحرم، مقیّد و مقیّدتر میباشند. موفق باشید
سلام استاد: در این شرایط فعلی در جامعه ما زمزمه هایی را از جانب افراد میشنویم که چرا جایگاهی و بستری برای اعتراض موثر در عرصه های حداقل اقتصادی وجود نداره و تا اونها میخوان از حق اعتراض استفاده کنند دشمن فرصت پیدا میکنه و اونا به اغتشاش تبدیل میکنه و حق اعتراض از آنها سلب میشه و صدای آنها گم میشه و مسئله به حاشیه میره و چکار کنند که بتونن فضای اعتراض بدون اغتشاش را داشته باشن؟ در گزینه بعد انتقاد بسیار شدید دارند که چرا هیچ مسئول و هیچ بخشی مسئله اقتصادی را مطرح نمی کنن و از مواجه با اون طفره میرن و چرا به هیچ عنوان به این مسائل پرداخته نمیشه که از هاله ابهام حداقل یکمی به سمت شفافیت بره و اصلا در قشر مردمی و انقلابی هیچ کس دلیل هایی برای بحث اقتصاد را نمیدونه و از اون مطلع نیست و خب از فشارهای بی دلیلی که به اونها میاد دارند خسته میشن. مردم ما مردمی هستند که اگر باهاشون صحبت بشه درک فهم مسائل را دارند و تحمل خودشون را وسعت میدن اما همانطوری که رهبر شهید ما در آخرین سخنرانی های خود فرمودن گرانی های اخیر هیچ دلیلی ندارن و من از اون قشر زیاد میشنوم که از دلسوزی که برای انقلاب دارن میخوان حداقلی ترین چیزهایی که حقشون هست را لااقل بدونن که رضایت شون حاصل بشه. الآن گرونی های اخیر واقعا داره فشار میاره بعضی ها ماورای نیاز شون چیز میخوان و زیاده خواهی دارند و ناله میزنن از وضع موجود که ما کاری به اونها نداریم ولی اون دسته ای که اندازه نیازشون امکانات میخوان براشون خیلی فضا سخت شده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مسلّم این گرانیها ریشه در اقتصاد معیوب ما دارد که متأسفانه در بدنۀ دولتها نفوذ کردهاند و البته نقش دشمن هم در این گرانیها در میان است. میماند که ان شاءالله از طریق همین مردمی که در خیابانها نقشههای دشمن را خنثی کردهاند، در ادامه، مطالباتشان باید در راستای عدالتخواهی باشد که آرمان انقلاب اسلامی بوده است هرچند فعلاً نباید این موضوع را عمده کرد تا دشمنان گمان کنند ما گرفتار اختلافات داخلی هستیم. ولی بنا نیست که موضوع عدالتخواهی را در شرایطی که به لطف الهی برای عبور از نظام سرمایهداری پیش آمده است به حاشیه برانیم. این حضور در میادین و خیابانها به این راحتیها نباید ترک شود. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز، این روزها همه چیز ما را به اندیشیدن میخواند و همه چیز تأمل برانگیز است... داشتم به بعثت مردم میاندیشیدم. اول اینکه آیا این بعثت برای همهی مردم است یا برای آنان که در انتظار راهی بودند و در کوران حوادث این تاریخ چشم به راه حضوری و حیاتی و خدمتی بودند؟ گویا حتی این بعثت مراتبی دارد، مثلا حس میکنم تا وقتی در نسبت با هم و با ایمان و امید و وحدتی که امام شهیدمان ما را رهنمون داد و برای تعالی ایران امام رضایی قوی و آزاد از خویشتن خویش چون قطرهای افتاده در بیکرانه دریای انقلاب اسلامی هستیم در این بعثتیم و دیگر بحث فرد و جمع نیست، ما امت شدهایم و وجودمان برانگیخته شده و در عزم و ارادهای خدایی خویش را سپردهایم و ارادهمان جز اراده او نیست... نشانهاش احوال تجمعات و احوال تشیع شهدا و مراسمات پی در پی و نحوه حضور مردم است... و البته زبانهایی که گاهی در قالب شعار و شعر و گاهی در قالب متن و گاهی حرفهایی بسیار ساده با زبان عامیانه مردم بیان میشود... حتی گاه به اینکه بعثت امری است امیوار نه امری علمی میاندیشم ... یعنی هرکس در فقر و طلب بیشتری است و دلسوزی جدیتری دارد، بیشتر بهرهمند است... خلاصه جای صحبت بسیار است... امیدوارم فرصت گفتگویی فراهم شود... پیرو یک گفتگوی کوتاه با دوست اهل تفکری اینگونه به زبانم جاری شد: آری، هر بعثتی با إقرأیی همراه است، و حال در چه صورتی این گفتی که به صحنه آمده است دچار گشتل نمیشود یا در قاب بُرده نمیشود!؟ مثالی میزنم تا بتوانم سؤالم را مطرح کنم طلبی غرب را فرا گرفته بود که میخواست با آن حق را در طبیعت رؤیت کند، گویا این طلب برایش بعثتی بود، حالا این بعثت به جایی رسید که نفس اماره به صحنه آمد و به جای اینکه با طبیعت مواجه شود خواست طبیعت را در تسخیر خود در آورد و شد آنچه که دیگر آب را آب نمیبینیم و آن را نیروگاه میبینیم و درخت را درخت نمیبینیم و الوار و چوب میبینیم و دیگر حقیقت را با طبیعت نمیبینیم. حال عرض بنده اینجاست، اتفاق عظیم بعثت مردم پیش آمده است و یک عده میخواهند آنرا به چنگ بکشند و به دست آورند، در حالی که پدیده بعثت مردم در دست نمیآید، و به خاطر همین خیلی سعی میکنند بقیه را با خود همراه کنند. میخواهند آنرا مصادره به مطلوب خودشان کنند و جالب آن است که مردم دلزده میشوند، یعنی به قول دوستی نفسانیت افراد تو ذوق میزند، احوال نفسانیشان پیداست و آزار دهنده است و حتی مردم میخواهند که با اینها یک جوری برخورد بشود متوجه شوند و دست بردارند. آری امت مبعوث شده خواهان حفظ و تعالی بخشیدن بعثت خویش است. آیا شعارها و حرفهایی که زده میشود همه از جنس بعثت است؟ یا بر اساس زاییدههای ذهن قبلی ماست؟ کدام زبان، زبان بعثت است و صاحب اثر و کدام نه!؟ کدام إقرا از بالاست و از بُعد حقی ماست و کدام از پایین و بُعد نفسانی ماست؟ دوم اینکه گویا تاریخ انقلاب اسلامی، تاریخ و وقت بعثتهاست، بعثتهای فردی بسیار دیدهایم، حتی اربعین هم گویا بعثت است، آن هم بعثت مردم اما این بعثت، بعثت عجیبی است، عجیب و پرسوز و بشارت آور، صراط همین جاست، کجایند منتظران تاریخ؟ کجایند شهدای عزیز تاریخ از صدر تا اکنون؟ البته همه حاضرند در تمام این لحظات باشکوه و چرخانندگان همه این میدانها آنانند. ان شاء الله بیناتر و شنواتر و بصیرتر و عاقلتر شویم تا بیشترین بهره را از این ایام ببریم. انشاءالله زبان آوینیها گشوده شود و جانهای آزادگان جهان بهرهمند. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد بعثت مردم حتی شهید مطهری عزیز میفرمایند: «وقتی کسی مبعوث میشه، از درون خودش اون ماموریت رو پیدا میکنه و انگیخته میشه. یک انقلاب روحی و درونی در خودش ایجاد میشه که حرکت ایجاد میکنه.» و البته این نوع بعثت، نسبتی است که انسان با حضور تاریخیاش در انقلاب اسلامی برایش به ظهور میآید و لذا اگر انسان توانست خود را در فرهنگ «مقاومت» معنا کند و زندگی را ماورای زندهبودن و یا شهیدشدن احساس نماید، در بودنِ خود منوّر به إشراقی میشود که یا شهید آوینی است و یا شهید عماد مغنیه و یا شهید حاج قاسم سلیمانی، و از همه مهمتر رهبر شهیدمان. زیرا در معرض نفحات ایّام دهرِ خود قرار گرفتهاند که رسول خدا«صلّیاللهعلیهوآله» از آن خبر دادند و فرمودند: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ ألا فَتَعَرَّضُوا لَهَا». این است معنای حضور هنرمندانه در این تاریخ. زیرا همانطور که فرمودهاید چشم به راه حضور و حیاتی بودند و البته این «بعثت»، حضور در یک تاریخ است در دل مردمی که امّت شدهاند با هویتی که «آزمودم عقلِ دور اندیش را / بعد از آن دیوانه سازم خویش را». این نوع جنون، یعنی آزاد از حسابگریهای عقل فضولی. در عرایضی که با «رادیو وارستگی» شد متذکر آن شدیم https://eitaa.com/varastegi_ir/2219 .
اینجا است که در همان فضای «امّیبودن» ندایی به گوش میرسد و گفتنی آغاز میشود که با آن گفتن، تولدی در میدان تاریخی که در آن حاضر شدهایم به ظهور میآید و هر «گفتنی»، تولدی را. یعنی «امرِ قُل زان آمدت کی راستین / کم نخواهد شد، بگو دریاست این». و این است معجزۀ «إقرأ» که با آخرین پیامبر که صلوات خدا بر او باد، آغاز و گشوده شد و چه اندازه جای تأسف است که با سقیفه، آری! با سقیفه ادعای «حسبنا کتاب الله» مطرح شد و این یعنی سقیفه و این یعنی بنبست، و این یعنی مولایمان علی«علیهالسلام» که حکایت عدم جدایی از کتاب الله بود، به حاشیه رفت، و این یعنی لیبرالیسم و روشنفکری غربزده که همۀ تلاشش آن بود تا ندای عزیز دلمان را نشنوند. به امید آنکه سید علیِ شهید را به حاشیه برد، آن مردی که به گفتۀ فرزند حکیماش او را «نیز قدرت خلق معانی از طریق ساختِ به هنگام واژگان و ترکیبهای بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد» داشت. و این یعنی گفتنهایی که گفتنی نبود، هرچند که تحجّر و تعصب، بخواهند امام شهیدمان را به گفتۀ جنابعالی، مصادرۀ به مطلوب بکنند. چه اندازه رهبر شهید ما از اینان نیز دور و دورتر بودند و به آن بانویی که نمیدانست کشف حجاب او به جهت حیلۀ دشمن است، نزدیک و نزدیک تر بود.
آری! بعثتی ظهور کرده ولی «هنوز نه!» از آن جهت که «صراط» است و همواره باید از حضرت پروردگار بخواهیم «اهدنا الصراط المستقیم» تا زبانی گشوده شود و آن زبان، متذکر «تبعیت از رهبری» و «تأکید بر انسجام داخلی» و «حضور مردم در میدانها» باشد با ادبیاتی آوینیگونه. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و درود خدمت شما استاد فرزانه و انقلابی، ان شاء الله خداوند به شما و خانواده محترمتان سلامتی و تندرستی و توفیقات روزافزون عنایت فرماید که وقت گرانبها تونو برامون میذارین .... چند تا سوال ۱ـ طبق این آیه فَٱذۡكُرُونِيٓ أَذۡكُرۡكُمۡ، یاد من کنید تا یاد شما کنم، ولی در مناجات الراجین كَيْفَ أَنْسَاكَ وَ لَمْ تَزَلْ ذَاكِرِي چگونه فراموشت كنم كه هميشه به يادم بوده اي، طبق آیه من باید یاد خدا کنم که خدا به یادم باشه، در صورتی که امام سجاد علیهالسلام می فرمایند من یادت نکنم تو یادم میکنی، تناقض رو چطوری حل کنم؟ ۲ـ جدیدا در مورد تجمعات شبانه،نسل جوان به کورش کبیر می بالن که چرا خدماتش گفته نمیشه... ۳ـ در مورد هواپیمای اوکراینی که حاج آقا حاجی زاده رحمه الله ، به گردن گرفتند که خطای انسانی بود شما در یکی از سخنرانی هاتون فرمودین که از سردار نبوده، از طرف دشمن بوده ، میشه لطف کنین توضیحی بدین که بتونم قانع شون کنم یا چرا رسانه ای نمیشه که مردم فکر میکنن هنوز سردار اشتباه داشتند... میگن اگر اشتباه نداشتند چرا گردن گرفت و دیه ی اونا رو دادن... ۴ـ در شرح خطبه ی اول قسمت ۳۰ فرمودین که انسان به درجه ای می رسه همه چیز را آیه میبینه نا اهلی بچه... و هر اتفاقی که در اطرافش پیش میاد.... یعنی چی آیه میبینن... ۵ـ در همین قسمت از سخنرانی ، در مورد اینکه مومن همه چیز را با قلبش حس میکنه رو لطفاً با مثال بازش می کنین... ۶ـ چرا سخنرانی سوره فتح و کتاب سوره فتح و آینده روشن مجاهدان سالک شما رو هم زمان هر فصل میخوانم ولی در جمعی که ختم سوره فتح داره خونده میشه تفسیرش و نکات زیبایی که شما در این دو جا شرح دادین چیزی برای گفتن ندارم و برام سنگینه... خدای مهربان حافظ شما التماس دعای شدید التماس دعای فرج
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! نسبت ما به حضرت محبوب آن است که ما یاد او کنیم تا او نیز یاد ما نماید به اعتبار توجه خاصی که او به ذاکرین دارد ولی در نسبت او به مخلوقاتش، آن یاد و آن آگاهی، همیشگی است 2- به هر صورت شخصیت کوروش کبیر شخصیت ایرانیِ اصیلی است که نباید نسبت به آن بیتوجه بود ولی در فضایی که فضای افراد مذهبی در میان هستند، یادِ شخصیتی همچون مولایمان علی«علیهالسلام» در واقع آن افق انسانیِ گشوده را طوری به میان میآورد که نتیجۀ بیشتری نصیب افراد میشود 3- آقای علیزاده در کانال تلگرامی خود با یکی از اساتیدِ اباالفضل نام که تحقیقی در این مورد کرده بودند، معلوم کردند که جریان چیز دیگری بوده ولی نظام اسلامی صلاح ندانست در آن مورد وارد شود 4 و 5- آری! بحث در دیداربینی میباشد که در این مورد عرایضی که در جلسات اعتکاف ماه رمضان تحت عنوان «آیات قرآنی و نظر به وجه حضرت حق و در طلب دیدار او» نکاتی مطرح گردیدhttps://lobolmizan.ir/sound/1782?mark=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA%20%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C#sound-row-5894. موفق باشید
سلام بر استاد گرامی، متن زیر تقدیم نگاهتان میشود: پدیدارشناسی «بعثت مردم» در جنگ رمضان عبور از تحلیل ها در مواجهه با رخدادهای عظیمِ تاریخی، بهویژه زمانی که ملتی با فقدانِ ظاهریِ رهبران و استوانههای وجودیِ خویش روبهرو میشود، نخستین و شاید مهلکترین لغزش، فروکاستنِ آن واقعه به یک «خبر» یا «ابژهی سیاسی» است. آنچه در این یادداشت به دنبالِ آنیم، ارائه یک تحلیلِ جامعهشناختی یا سیاسی از شهادت رهبر انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای نیست؛ چراکه تحلیل، همواره مستلزمِ فاصلهگذاری میانِ سوژه (شناسا) و ابژه (موردِ شناخت) است. حال آنکه ما در بطنِ واقعه ایستادهایم. مسئلهی ما، «چگونه اندیشیدن» به این امرِ سهمگین و در عینحال حیاتبخش است. مقصودِ ما از اندیشه، نه انتزاعیسازیِ مفاهیم، بلکه «حاضر کردنِ خویش» در این رخداد است؛ جهانی که با شهادت، بارِ دیگر برای ما گشوده شده است. آنچه امروز شاهدِ آنیم (بعثت مردم)، یک کنشِ سیاسیِ طراحیشده یا یک واکنشِ هیجانیِ گذرا نیست؛ بلکه نوعی «فراخوان» وجودی است که در اعماقِ جانِ ملت طنینانداز شده و پاسخی از جنسِ «لبیک» را برانگیخته است. این خیزش، از جنسِ غرضورزیهای دنیوی تهی است و حکایت از نوعی «بیغرضیِ مقدس» دارد که تنها در ساحتِ توحید و ولایت قابل تفسیر است. باید متذکر بود که در دام «لفظپردازی» و «بافتنِ کلمات» نیفتیم تا زبانِ ما، حجابِ واقعیت نشود؛ یعنی به جای آنکه «آنچه هست» را به گفت درآورد، به بازتولیدِ ذهنیات و مفاهیمِ انتزاعیِ خود نپردازیم. ما نیازمندِ زبانی هستیم که «حضور» ما را در صحنه تثبیت کند. همانگونه که شعارها و تکبیرهایِ شبانه در نخستین ایام انقلاب اسلامی، صرفاً اصواتی خارجشده از حنجره نبود، بلکه «نحوهی بودنِ ما» را در تاریخ تعین میبخشید. زمانی که مومن فریادِ «الله اکبر» برمیآورد، او در حالِ گزارش دادن از بزرگیِ خدا نیست؛ او در حالِ «حاضر شدن» در ساحتِ کبریاییِ حق و نفیِ طاغوت است. این سخن، جدای از بودنِ او نیست. همانطور که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «قولوا لا اله الا الله تُفلحوا». در این کلام، گفتنِ ذکر، عینِ رسیدن به فلاح و رستگاری است، نه مقدمهی آن. بنابراین، جستجوی ما برای یافتنِ زبانی متناسب با این ایام (ایامِ شهادت و فقدان)، در حقیقت جستجو برای یافتنِ جایگاهِ تاریخیِ خودمان است. اگر نتوانیم این «گفت» را پیدا کنیم، اگر زبانمان لکنت داشته باشد، آن گرمای وجودی و آن حرارتِ ایمانی منتقل نخواهد شد و ما تنها نظارهگرانی سرد باقی خواهیم ماند. خداوند در قرآن کریم به آن اعرابی که گمان میکردند با پذیرشِ ذهنیِ وجودِ خدا به ایمان رسیدهاند، میفرماید: «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ». ایمان، یک گزارهی منطقی نیست که در ذهن بایگانی شود؛ ایمان، آتش است. همانگونه که سخن گفتن از آتش کسی را گرم نمیکند، باورهایِ صرفاً مفهومی نیز جانِ انسان را مشتعل نمیسازند. ایمان آنگاه رخ میدهد که: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ». این «وجل» و این لرزشِ دل، نشانهی برقراریِ یک ربطِ وجودی با حضرتِ حق است. در این حالت، انسان دیگر «سوژه»ای در برابرِ یک ابژه نیست؛ بلکه مستغرق در «ایمان» است. انقلابِ اسلامی، و بهتبع آن رخدادهای عظیمی همچون شهادتِ رهبرانِ الهی، بسترِ این گذار از «باور» به «شهود» را فراهم میکنند. وقتی ملتی در تشییعِ پیکرِ مطهرِ شهیدی شرکت میکند و بیاختیار اشک میریزد و قلبش میلرزد، او در حالِ تجربهی ایمان است؛ تجربهای که حتی پوست و گوشتِ او را نیز متأثر میکند: «تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ». انسانِ مدرن، خود را در حصارِ آگاهیها، باورها و «من»ِ خودبنیادش زندانی کرده است. اما شهادت، این حصار را میشکند. وقتی ما با حقیقتِ شهادت روبهرو میشویم، گویی از زندانِ تنگِ خودپرستی آزاد شده و در افقی بیکران قرار میگیریم. در مواجهه با صحنههایی که امروز تاریخ برای ما رقم زده است، آیا ما قادریم از تحلیلهای سیاسیِ سطحی عبور کنیم و تنها «نگاه» کنیم؟ آیا میتوانیم دستِ قدرتِ خدا را ببینیم؟ حاج قاسم سلیمانی میفرمود: «باید دستِ قدرتِ خدا را دید». این دیدن، بزرگترین کاری است که در صحنههای تاریخی میتوان انجام داد. اگر نتوانیم ببینیم، گرفتارِ برخوردی غائبانه و مفهومزده خواهیم شد. پناه بردن به دژِ توحید در عصرِ اضطراب دشمنِ ما، که ماهیتی جز «دروغ» و «فریب» ندارد، حتی وقتی خبرِ راست (مثل خبرِ شهادت) را مخابره میکند، در پیِ ایجادِ رعب و یأس است. رسانهی دشمن، کارخانهی تولیدِ یأس است. در مقابل، انسانِ مؤمن باید به کدام پناهگاه بگریزد؟ قرآن کریم میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا». قولِ سدید، سخنی است محکم، استوار و ریشهدار در حقیقت. در این لحظاتِ مهیب، تنها راهِ نجات، باز کردنِ زبان به ذکرِ حق و پناه بردن به آیاتِ الهی است. «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ». اگر ما در این لحظات، زبانمان به توحید باز نشود، ترس بر ما مستولی خواهد شد. اما تجربهی تاریخیِ ما نشان داده است که هرگاه خونِ شهیدی بر زمین ریخته، به جای ترس، نوعی «بیداری» و «شجاعت» در رگهای جامعه تزریق شده است. شهید سلیمانی میگفت: «من هیچوقت از مرگ نمیترسیدم». این نترسیدن، یک شعار نیست؛ یک «یافتهی وجودی» است. ما با دو ساحتِ زبانیِ کاملاً متمایز و درعینحال متصادم روبهرو هستیم: «زبانِ رسانهی تکنیکال» و «زبانِ فطرتِ بیدار». در یکسو، دستگاهِ عظیمِ رسانهایِ دشمن قرار دارد که ماهیتش بر «اعتبار» و «بازنمایی» استوار است. این رسانه، حتی آنگاه که «خبرِ راست» را مخابره میکند، در بطنِ خود حاملِ یک «دروغِ وجودی» است زیرا غایتِ این خبر، ایجادِ یأس، گسستِ تاریخی و القایِ پایانیافتگی است. دشمن با ترورِ فیزیکی، به دنبالِ ترورِ معناست. او گمان میبرد با حذفِ «دال»، «مدلول» نیز فرو میریزد. این همان خطایِ محاسباتیِ استکبار است که هستی را تنها در «موجوداتِ حاضر» میبیند و از «وجودِ ساری و جاری» غافل است. در مقابل، «زبانِ صدق» قرار دارد؛ زبانی که از حنجرهی ملتِ داغدار اما ایستاده برمیآید. این زبان، کارکردی متفاوت دارد. شنیدنِ خبرِ شهادت در این ساحت، به جایِ آنکه بذرِ ترس بپاشد، چاهِ توحید را در درونِ مؤمن عمیقتر میکند. اینجا خبر، نه یک اطلاعرسانیِ صرف، بلکه یک «تذکر» است که ندایِ «یا لَیتَنا کُنّا مَعَکُم» را در جانها زنده میکند. مؤمن با شنیدنِ خبرِ شهادت، به جای فرار از مهلکه، خود را در میانهی میدان مییابد؛ گویی شهادتِ رهبر، او را به «شهادتطلبی» فراخوانده است. شهید آوینی در مستند روایتِ فتح، دوربین را نه برای ثبتِ وقایعِ جنگ، بلکه برای کشفِ «انسانِ انقلابِ اسلامی» به کار میگرفت. او به دنبالِ ثبتِ خمپارهها نبود؛ او به دنبالِ ثبتِ حالتی در چهرهی رزمندگان بود که نشاندهندهی «عبور از ترس» و «ورود به ساحتِ یقین» بود. آنچه امروز در چهرهی مردم میبینیم – همان مردمی که شاید تا دیروز غرق در روزمرگی بودند – «ظهورِ ناگهانیِ فطرت» است. این مردم، با زبانِ شهید آوینی سخن میگویند، بیآنکه شاید کتابهای او را خوانده باشند. این بدان معناست که حقیقتی که آوینی کشف کرد، متعلق به گذشته نیست؛ حقیقتی است که در «جانِ زمان» نهفته است و هر بار با «شهادت»، از قوّه به فعل درمیآید. هوشِ مصنوعی و قهرِ تکنیک جهانِ آینده، جهانِ سیطرهی هوشِ مصنوعی و قهرِ تکنیک خواهد بود. اگر انسان نتواند آن «ایمان» و «حضورِ بیکرانه» را تجربه کند، در چرخدندههایِ این ماشینِ عظیم له خواهد شد. انقلابِ اسلامی، تنها پناهگاهِ بشر در برابرِ این طغیانِ تکنولوژیک است. هوشِ مصنوعی میتواند احتمالِ جنگ و صلح را محاسبه کند، اما نمیتواند «عشق به شهادت» و «ایستادگی در برابر ابرقدرت» را پیشبینی کند. اکنون، جهان با حیرت به ما مینگرد. نه به خاطرِ نفت یا موقعیتِ ژئوپلیتیک ما، بلکه به خاطرِ این «معمایِ وجودی»: «این ملت کجای تاریخ ایستاده است که با شهادتِ رهبرانش، نه تنها نمیمیرد، بلکه زندهتر میشود؟» ✍🏻سید علی روح الامین هشتم فروردین ۱۴۰۵ (بیست و نهمین روز شهادت رهبر انقلاب)
باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیۀ بنده؛بیش از آنکه بخواهم نکته و یا نکاتی در مواجهه با نوشتۀ خوب جنابعالی عرض نمایم پیشنهاد میکنم رفقای عزیز با مطالعۀ مبناییِ این گفتگو، «اندیشیدن» را تمرین نمایند.
سطر سطر این متن ، تذکری است تا خود را در تاریخی که هستیم درک کنیم و این همان زبانی است که در راستای حضور انسان در نزد خود، سخت به آن نیاز داریم تا جانمان این حضور را احساس کند به همان معنایی که اهل ایمان در نسبت با آن حضور به مقام «وجلت قلوبهم» نایل میشوند و جانشان، خود را بیش از پیش در صحنههای حضور خدا احساس میکند و این یعنی «ایمان»، به همان معنایی که جنابعالی به خوبی متذکر آن شدید و از یک طرف این حالت، افقی است تا حضور همه جانبۀ خدا را در همۀ ابعاد هستی احساس کنیم و از آن طرف، پوچی و بیهویتی و یأس دشمن را بیابیم. و این یعنی بیداری و شجاعتی که با شهادت رهبر عظیم الشأنمان در جان مردم مان به ظهور آمد و در نتیجه همۀ استکبار در برابر این ملت با عزمی که به ظهور آمد، گرفتار پوچیِ تاریخی شد تا ما هرچه بیشتر در معرکهای که گشوده شده حاضر و حاضرتر شویم که به گفتۀ جنابعالی حکایت عبور از ترس و حضور در یقینی است «ماورای مرگ و زندگیِ دنیایی» که حقیقتاً با نور انقلاب اسلامی به ظهور آمده تا بشریت نهتنها به گفتۀ جنابعالی از طغیان تکنولوژی عبور کند، بلکه جهانی را بسازد که انسان در انسانیت خود، قدرت تکنولوژی را خنثی کند به همان معنایی که فرمودید با شهادت رهبرشان نهتنها نمیمیرند بلکه زندهتر میشوند.
خواستم تنها با کلمات جنابعالی همراهی کرده باشم تا رفقا دوباره متن شما را بخوانند و ان شاءالله در جمع خود به بحث بگذارند و جنابعالی نیز در گفتگوهای خود با دیگر رفقا این بحث را به صورت جلساتی ممتد از اجمال به تفصیل در آورید. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد گرامی ببخشید من چند سالی هست و قتی قرآن را باز میکنم آیاتی از این قبیل میآید که چه بسیار مردم ستمگری در شهر ها بودندکه نابودشان کرد سوره ی انبیا و... آیاتی با همین مضمون ببخشید استاد یعنی این جریانات این سالها همه بلا هست و عذاب
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع آیات متذکر سنت الهی در مقابل جریانهای غیر توحیدی میباشند که مقابل انبیای الهی قرار گرفتهاند و در رابطه با استخاره، معلوم است که متذکر نفیِ آن تصمیمی است که انسان با استخاره میخواهد جایگاه آن تصمیم را بداند. موفق باشید
سلام و ادب: در مورد جواب سوال شماره ۴۱۳۰۵ که فرمودین در مورد فرهنگ انتظار، باید بیش از پیش بیندیشیم را میشه توضیح بدین. دقیقا باید چیکار کنیم؟ ممنون و التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» و کتاب «مبانی نظری مهدویت» شده است که خوب است به آن دو کتاب که متن آن روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام استاد عزیز: شما در سخنرانی ها و صحبت کردنتون خیلی مسلط هستید و آثاری از ترس و استرس و بالا رفتن ضربان قلب مشاهده نمیشه. ماشاءالله خیلی آرام و با اعتماد به نفس هستید. می خواستم بدونم برای رسیدن به این حالت و نداشتن ترس از سخنرانی و ابراز وجود، کدوم کتاب های شما رو مطالعه کنم؟ بنده علاقه شدیدی به نوع بیان شما دارم، مطالب را حضوری و شهودی منتقل می کنید و از این بابت دوس دارم این نقص خودم را با مطالعه در آثار شما برطرف کنم. خدا به شما خیر کثیر عنایت کنه🤲
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه پیشنهاد میشود سری به سیر مطالعاتی سایت «لُبّ المیزان» بزنید https://lobolmizan.ir/page/seyr کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست متذکر نکاتی خواهد بود که ان شاءالله راهگشا میباشد. موفق باشید
سلام استاد عزیز: سبکبالان خرامیدند و رفتند مرا بیچاره نامیدند و رفتند سواران لحظه ای تمکین نکردند ترحم بر من مسکین نکردند اسیر و زخمی و بی دست و پا من رفیقان این چه سودا بود با من؟ رفیقان رسم همدردی کجا رفت؟ جوانمردان جوانمردی کجا رفت؟.. اگر دیر آمدم مجروح بودم اسیر قبض و بسط روح بودم در باغ شهادت را نبندید به ما بیچارگان زانسو نخندید رفیقانم دعا کردند و رفتند مرا زخمی رها کردند و رفتند رها کردند در زندان بمانم دعا کردند سرگردان بمانم شهادت نردبان آسمان بود شهادت آسمان را نردبان بود چرا برداشتند این نردبان را؟ چرا بستند راه آسمان را؟ بر این در وایِ من قفلی لجوج است بجوش ای اشک هنگام خروج است در میخانه را گیرم که بستند کلیدش را چرا یا رب شکستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: و آن کلید، با شهادت آقای شهید ایران حقیقتاً پیدا شد و بحمدالله مردمی به صحنه آمده اند که ماورای مرگ و زندگی به همان معنای شهید زنده به میدان آمده اند که حقیقتاً این معجزۀ همان شهید عزیزی است که سبکبالانه رفت و تاریخی را به عنوان ایران بزرگ در مقابل ما گشود که نه تنها دشمنان انقلاب اسلامی فکر آن را هم نمی کردند و اساساً نمی فهمند چه کرده اند و چه شد؟!!! حتی متأسفانه بعضی از دوستان انقلاب هم متوجۀ عظمت این کار نشده اند. نمونه ای از آن در قسمت دوم سؤال و جواب شمارۀ 42151 با عنوان "رهبر شهید و انسانیت و فتح بابی برای دختران جوان"عرض شد که چگونه با شهادت آن مرد الهی، انسانیت به عنوان گمشدۀ بشریت به ظهور آمد تا هرکس حقیقتاً به دنبال انسانیت است آقای شهید ایران را مدّ نظر آورد که این در جای خود یک مکتب می تواند باشد به عنوان مکتب آقای شهید ایران. موفق باشید
سلام: من ۲۸ سالمه پارسال آزمون وکالت و قضاوت قبول شدم اما هنوز مصاحبه این ها رو نرفتم به خاطر شرایط جنگ، توانمندی درس خوبی داشتم در دوران تحصیل، از مدت ها پیش دوست داشتم بیام حوزه امسال هم ثبت نام کردم و قراره دو روز دیگه برم مصاحبه مدرسه معصومیه قم، اما مردد هستم. برای تمدن سازی اسلامی و کمک به ظهور حضرت این علاقه دروس حوزه در من ایجاد شده خیلی از نشانه ها هم من رو به این سمت سوق میدهد خیلی زیادن اما نمیدانم الان اول تکلیف کارم رو مشخص کنم. ازدواج کنم سال دیگه بیام یا همین امسال با توکل برم داخل حوزه، برخی مواقع شیطان با تسویف و درگیری زن و زندگی آدم رو دور میکنه از مسیر درست، من چطور تشخیص بدم مسیر درست رو؟ الان دوزار پول ندارم و دنبال ازدواج هم هستم آن چه بر ذهن شما جاری میشود هدایتی است از طرف خدا برای من، پس در پاسخگویی خدا رو در نظر بگیرید و سر سری عبور نکنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته تصمیم در این نوع گذرگاهها کار سادهای نیست و هرکس باید بر اساس شرایط زندگیاش تصمیم بگیرد. آنچه همیشه بنده در این رابطه عرض کردهام آن است که اگر خداوند علاقه به حوزه را در شخصی ایجاد کرد، آن را امر مهمی بداند و به راحتی از آن منصرف نگردد. موفق باشید
سلام و ادب به محضر شریف شما استاد گرامی: من خیلی وقت نیست که با شما آشنا شدم. در شهر شما هم نیستم، و به جلسات شما هیچ دسترسی حضوری ندارم، و فقط از دور با مطالبی که در کانال و سایت گذاشته میشه در جریان مبانی فکری شما قرار میگیرم. وقتی میبینم برخی از شاگردان قدیمی شما که گویا سالها از محضر شما بهره بردند، در جریانات سیاسی فعلی به شما ایراد میگیرن، و بعضا دیگه محضر شما رو قابل استفاده نمیدونن آه از نهادم بلند میشه. چون میبینم منی که قبلا مثل الانِ اون بزرگواران فکر میکردم، به دنیای فکریِ تازهای قدم گذاشتم که خیلی گستردهتر و عمیقتر از قبل است، و این عزیزان دارن از دریای عمیقی که توش بودن بیرون میرن و گسترهی جریانات رو بر خودشون تنگ میکنن. اذعان دارم که ممکنه هنوز فرمایشات شما استاد بزرگ رو کامل فهم نکنم، و گاهی احساس میکنم انقدر ژرف و خاصه که برای روح کوچک امثال من قابل هضم و درک دقیق نیست، ولی باز با این حال این رو میفهمم که عین حق و حقیقته، و جلوتر از زمانهست، شایدم به همین دلیله که بعضیها با اینکه روح پاکی دارند ولی مباحث و نظرات شما رو بر نمیتابند، اما فرمایشات شما، حتی ذره ذرهی پاسخهای شما به سوالات، برای بنده جذابیت عجیبی داره و بیش از هر مطلبی برام قابل استفادهست. از شما سپاسگزارم. و از خداوند متعال قدرت فهم مطالب و مباحث و نظرات شما استاد عزیز را برای خود و دیگر دوستان خواستارم. و همچنین از شما خواهش میکنم جهت عاقبت بخیری و شهادت حقیر و دیگر آرزومندان، از اعماق قلب پر از حقایقتون دعا بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره خوبیِ قضیه آن است که ان شاءالله حالت مریدی و مرادی در میان نیست و به نظر بنده بعد از جنگ رمضان و حضوری که ایران به عنوان یک قدرت جهانی پیدا کرده، موضوعِ سیاستی است که عین دیانت است آن هم به معنای جهانیِ آن. و این نکته را با حضور تمدنی مدّ نظرآوردن، کار سادهای نیست و این در واقع از طریق طاهرزادهای در حال تذکر است که در عین نظر به انسانِ جهانیشده، متذکر ایرانی است که حتی ایرانیها میخواهند ایرانیتر شوند. و این غیر از حضور در ایرانی است که مردم ما در محدودۀ باورهای فردی بخواهند خود را ادامه دهند. شاید مباحث « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor و شرحی که رفقا در بعضی از قسمتهای این متون داشتهاند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22984 و https://eitaa.com/matalebevijeh/22970 و چند جلسۀ دیگری که رفقا در آن موضوع بحث کردندمفید باشد. موفق باشید
استاد عزیز سلام. چیزی که من می فهمم اینه که شما هر کس که مطابق فکر خودتان حرف می زند را اهل فکر و زمانه فهم خطاب می کنید و دیگران نمی توانند با شما هم فکر شوند و یا دروغگو هستند و یا لایق پرخاش در مسجد هستند چون یه حرفی زدند. متن پیام رهبری در مورد توافق صریحا مشخص است. یه دوستی پیام می فرستد حاشیه متن آقا را پر رنگ می کند و وزن اصل پیام را کم می کند و شما خدا را شکر می کنید که چنین اهل فکری هستند. آیا آقای مهدی محمدی حرف های خلاف واقع ندارند؟ من پیام آقای برزگر را که شما مطالبشون را تایید می کنید برایتان فرستادم خطای گفتارشان را به عرض رساندم اما شما ترجیح دادید این خطاها را ندیده بگیرید. اغماض های کلامتان خیلی زیاد شده. حقیقت حضور زمانه چیست که از خطاهای موافقمان تفاهم می توان گذر کرد ولی نمی توان نیم نگاهی هم به کلام منتقدان داشت. برهان صدیقینی برای درک زمانه ارائه دهید که این تناقضات را پوشش بدهد و الا بنده و طیف گسترده ای از مخاطبان همیشگی شما از شما دلسرد خواهیم شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال هنوز همهی حرف بنده آن است که باید جریانهای دلسوز اعم از طرفداران مذاکره و یا مخالفان مذاکره همدیگر را درک کنند و این طور نیست که یک جبهه بنای خیانت داشته باشد و اساساً به این نکته فکر کنید چرا رهبر انقلاب با آن که نظر دیگری داشتهاند اجازهی امضاء آن تفاهمنامه را به آقای رئیس جمهور دادند. آن هم مشروط بر آن که دو سوم شورای عالی امنیت ملی آن را تأیید کنند. آیا این حکایت از آن ندارد که مصلحت نمیدانستهاند در آن شرایط نظر خود را بدهند حاکی از آن که ممکن است دولت آمادگی آن نوع برنامه را نداشتهباشد؟ ولی با این حال مسئولیت را به دوش شعام گذاشتند بدان معنا که آنها ذیل نظر رهبری به هر چه رسیدند رئیس جمهور عمل کند. بنابر این، این نه تحمیل به رهبری حساب میشود و نه به نحوی مقابلهی رئیس جمهور با رهبری. و به همین جهت در پیام خود میفرمایند «تفاهم نامه ای بین رئیسجمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاشهای زیادی را بهعمل آوردند» با توجه به این امر نباید طوری تصور شود که ما فضا را فضای دو قطبی کنیم و از جامعیتی که نظام اسلامی بدان نیاز دارد عدول نماییم. و حال این ماییم و جهانی که «سیاست آن عین دیانت آن و دیانت آن عین سیاست آن است» این است جهانی که در پیش است و باید نسبت به آن بسیار بیندیشیم.
زیرا وقتی میتوانیم از غرب عبورکنیم که غرب را به خوبی بشناسیم و تنها در آن صورت است که متوجه میشویم باید به انسان دیگری فکر کرد تا روشن شود آنچه در ایران تمدنی در عرصۀ «زیستن با دیگری» اهمیت دارد، حقیقتِ جاری و ساری در زندگی است که با نگاه تاریخی به رخدادها پیش میآید. در این حالت است که همدیگر را میفهمیم. نکتهای که جناب حجت الاسلام آقای محسن عباسی ولدی به خوبی مطرح فرمودند https://eitaa.com/arshiv3133/134 موفق باشید
سلام: سوال من ۳ قسمت دارد: ۱. آیا می توان گفت همان طور که معمولا افراد متقی برای دنیا، برای آخرت، برای سعادت، برای خودسازی شون اهل (سر و کار مأنوس اهمیت دادن) نماز شب، دعا، تلاوت قرآن، ذکر.. هستند اهل روزه مستحب هم هستند؟ ۲. حد کمی احکام؟ مثلا در مورد نماز شب مطلوب و معروف این است که هرشب می خوانند اگر نشد قضا. وضو: مطلوبش دائم الوضو. تلاوت قران: روزی ۵٠ آیه یک جزء.. حد معروف و مطلوب روزه مستحب چه مقدار است. (معمولا در توصیه های اخلاقی سفارش به ۳ روز مشهور در ماه می کنند آیا این مقدار حداقل است حد مجاز است آیا ما روزه ی ایام البیض را نداریم روزه ی پنج شنبه جمعه، روزه ی ایام خاص در مفاتیح، روزه ی حاجت، روزه ی نذر برای معاقبه؟!) ۳. ویژگی روزه چیست که با وجود این که فرد اهل کم خوردن جوع اهل عفت (اخلاقی حد اعتدال بین شره و خمود) هم است (مثلا پیامبر اسلام) باز روزه می گیرد [درست است که شرط روزه نیت است و رعایت مفطرات ولی آن چه چیزی است که باعث می شود با وجود این که یک فرد به مقام عفت در خوردن و آشامیدن رسیده باز روزه می گیرد) تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه ما به دستور علمای اسلام در واجبات کوتاهی نکنیم و در مستحبّات در حدّ توان عمل کنیم، ان شاءالله موجب رضایت پروردگار قرار میگیریم. مهم، عمیقشدن در معارف توحیدی است که در این مورد خوب است به بحثی که تحت عنوان «در موضوع توحید» است رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AF%D8%B1%20%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9%20%D8%AA%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF&tab=sounds موفق باشید
با سلام: بنده ۴۱ سالمه از نوجوانی درگیر مساله اثبات خدا هستم و زندگیم به خاطر ناراحتی و ترس ناشی از عدم رسیدن به نتیجه بسیار عذاب آور شده. مساله من اینه که میترسم خدا موجودی باشه که جدای از من و به صورت دومین موجود در برابر من باشه و اگه اینطور باشه شاید بخواد منو عذاب کنه ولی اگه بتونم اثبات کنم که وجود من ذره ذره اش از خداست و آیت خدا ست خدا بی دلیل عذابم نخواهد کرد مشکلم حل میشه. بخاطر همین سالهاست تمام براهین اثبات وجود خدا و وحدت وجود رو مطالعه و تحقیق کردم به عنوان مثال کتاب تبیین براهین اثبات خدا (جوادی آملی) دروس صوتی حوزه بدایه نهایه، الحکمه تمهید القواعد، شرح منظومه سبزواری به صورت صوتی (استاد زنجیر زن حسینی) کتاب های فراوان در باره وحدت وجود، کتب استاد یزدانپناه، کتب شهید مطهری، چند ده مقاله در رابطه با براهین صدیقین و انواع کلیپ ها و مشاوره مذهبی و مناظرات ولی به نتیجه نرسیدم. مساله به این روشنی نیست به عنوان نمونه بسیاری از اساتید حوزه وحدت وجود رو قبول ندارن مثل آیت الله سیدان، حجت الاسلام گندم کار، استاد فیاضی، استاد مصباح که قایل به تداخل وجودیه. حتی خود ملاصدرا اوایلش تشکیک وجود رو میپذیره. برای همین مجبورم به احتمال عمل کنم با خودم میگم یا خدا کمال مطلقه و نامحدود وجودیه و بنابر این خداست که فقط وجود داره و اندکی از کمالات خدا به شکل من ظاهر شده و بنا رو بر این بزار و مسلمان باش، ولی باز با خودم میگم بخاطر اینکه دلیل قاطع نداری به احتمال حتی یک در هزار هم که باشه ممکنه خدا جدای از تو باشه و اشتباه پرستشش کردی و عذابت خواهد کرد. عمل به احتمال باعث میشه موقع اشهد ان لا اله الا الله گفتن نماز با خودم بگم چطور شهادت میدی توکه دلیل قاطع نداری. خواهش میکنم کمک کنید اگه ممکنه این نامه من رو به یک انسان صاحب کرامت برسونید و ایشون دستورالعملی بدن یا راهی پیش پام بزارن تا ازین وضع نجات پیدا کنم. چون از لحاظ براهین قانع نشدم. وقتی فرض میکنم خدا موجودی جدا از منه و از فاصله ای بیرون از من داره به من و اعمالم نگاه میکنه برای ابطال این نظر استدال میارم که فاصله بین من و اون موجود فضای خالی یا خلا یا همون نبود وجود باید باشه تا دو تا موجود جدا از هم تحقق پیداکنه یکی من و دیگری خدا، بعد میگم که خلا رو یا عدم وجود رو چون درک میکنی و مثلا میگی این فضای خالیه یا این نبودن وجوده همین اشاره کردن و بکار بردن لفظ (این) اثبات میکنه که در بین من و خدا هم وجودی موجوده (خلا) پس این سه چیز به هم پیوسته هستن و یکی هستن حداقل در عالم مادی جدایی نیست و همه به هم متصلند ولی باز به شک میافتم. استاد جوادی آملی پس از کلی بحث و بررسی براهین مختلف خدا شناسی و نقد اونها از قبیل نظم و صدیقین و براهین عرفا همه اونا رو دارای اشکال میدونن و به نظرم درست هم میگن و در آخر یک خط چکیده برهان میارن میگن: شکی نیست واقعیتی وجود دارد (برهان صدقین علامه طبا طبایی) و این واقعیت نا محدود است زیرا اگر محدود بود از حد آن به بعد سفسطه آغاز میشد و این باطل است (تکمیل شده آیت الله جوادی آملی) ولی این رو من درک نمیکنم و درستیش برام قابل فهم نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال بخواهید و نخواهید یک چیز بیشتر نیست و آن، خدایی است که همۀ عالم را وجود داده است و به عنوان وجودی مطلق، هر مخلوقی جلوهای از وجود اوست به نور اسمی از اسماء حسنای او. و اینجا است که مائیم و حضرت معبود و راهی که پیامبر خدا«صلواتاللهعلیهوآله» در مقابل گذارده است تا با حضرت محبوب خود زندگی را معنا کنیم. «یک نکتهات بگویم خود را مبین که رستی». خوب است در این مورد به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن که هر دو در سایت «لب المیزان» هست، رجوع فرمایید و یا به کانال «معرفت نفس» https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh رجوع فرمایید. موفق باشید
استاد جان سلام: ما بحمداللَّه در جمع دوستانی هستیم که در مسجد و مراسمات مذهبی و این جنس کارها حضور دارند و سال های زیادی هست که دوستی ما ادامه دار بوده و در فراز و نشیب ها حفظ شده. اما مطلبی هست و اینه که یکی از این رفقا اخلاق هایی داره که در کارهایی که انجام میده دید ما ها را نسبت بهم دیگر کمی تغییر داده اما در مقابل ما هم تفأل خیر به کارها میزنیم ولی بعضی از جاها سیاست هایی که به خرج میده و فضا را به سمت دیگری می بره برامون خیلی روشن و ملموس میشه. با این اوصاف پیشنهاد شما چیست و چگونه باید برخورد کرد؟ اگر هم صلاح میدونید نصیحتی بکنید که در چنین مواردی به صورت کلی بدونیم باید مبنا مون چی باشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این امورسیرۀ اولیای الهی و علمای ربّانی باید مدّ نظر باشد و در هر موردی در عین تحمل و اغماض نسبت به ضعفهای همدیگر، ملاکِ ما سیره و سخن آن عزیزان باید قرار گیرد و در این رابطه با یکدیگر صحبت و مراوده داشته باشیم. موفق باشید
سلام و عرض ادب: احساس میکنم خدا خیلی از من بدش میاد و من رو لایق نمیدونه و از من «ناامیده». «خدا» از من ناامیده. البته خیلی بهم لطف داره و خیلی اوقات حس معنوی و ادراکات معنوی دارم. چون لطف خدا شامل همه میشه. ولی حس میکنم دیگه هیچ امیدی بهم نداره و برای همیشه رانده شده هستم. من ناامید نیستم و این حسه باعث نمیشه تلاش نکنم. یعنی همه چیز سر جای خودشه. ولی خب بدجوری به قلبم افتاده که دیگه کاملا رانده شدم از درگاه او. مثل شیطان که دیگه نمیتونه برگرده و «خدا بهش امیدوار نیست». به نظر میاد خدا چیزی از من میدونه که ازم ناامیده. که اون چیز رو یا خودم نمیدونم چیه یا میدونم ولی کوچک می شمارم. و مثل شیطان، نفسم طوری تعین گرفته که هیچ راهی ندارم. دلایل متعددی هم داره این حسم. شما تایید میکنید؟ با این درکم چه مواجهه ای داشته باشم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هیچ وجه چنین نیست. خدایی که در اوج رحمت است به هیچ وجه بر مخلوق خود بیتوجهی نمیکند. «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» بگو: ای بندگان من که [با ارتکاب گناه] بر خود زیاده روی کردید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است؛ در ضمن سری به سؤال و جواب شماره ۳۶۲۵۷ بزنید. مهم آن است که راه اُنس با خداوند را از طریق معارف عالیه مانند «معرفت نفس» طی کنیم. و البته به نتایج مورد پذیرش جان خود میرسیم. موفق باشید
سلام استاد خسته نباشید: برخی میگویند خدا عمل را از کسی قبول می کند که دنبال حقیقت رفته باشد و همه کارهایش را کرده باشد و به یقین رسیده باشد؟ ما برای به یقین رسیدن در امور اعتقادی مان حتماً باید کل دنیا را بگردیم و همه چیز را ببینیم تا به یقین برسیم، یا اگر از علمای دینی بپرسیم و کتاب های مختلف بخوانیم یا مثلاً کسانی که علاقه دارند، در حوزه علمیه تحصیل کنند، نمی توانند به یقین برسند و حتماً باید حرف کل مردم دنیا را بشنوند و بین آنها به حقیقت اعتقاداتشان برسند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! یقین، معرفت به حقیقت است که نسبت به حقیقت هیچگونه ضعفی انسان نداشته باشد و این ربطی به گشتن و سفر به دنیا ندارد! باید در مسیر دستیابی به حقیقت با قرآن و تفاسیر ارزشمندی مانند «المیزان» و با نهج البلاغه آشنا و آشناتر شد. موفق باشید
سلام خدمت استاد بزرگوار: سوالی دارم: طبق توصیه حضرتعالی من تمام صحبتهای آقای مهدی محمدی را گوش می دهم.که میگوید مذاکرات هم بخشی ازجنگ است و به آقای قالیباف هم تا حد زیادی اعتماد دارم اما بازهم نگرانیم راجع به نتیجه مذاکرات با توجه به تجربه تلخ برجا م برقرار هست که چطور خطوط قرمز رهبر شهید رعایت نشد درحالیکه گفته میشد که مذاکرات برجام با هماهنگی رهبر شهید انجام شده. البته به دیگران که در این مورد خیلی مخالف و بدبین هستند توصیه به حفظ وحدت میکنم لطفا بیشتر راهنمایی فرمایید چگونه این نگرانی را برطرف کنم و اطمینان پیدا کنم که درانجام وظیفه خود در دفاع از دستاوردهای شهیدان و رزمندگان کوتاهی نکرده ام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید توصیههای رهبر معظم انقلاب بخصوص پیام فوقالعادهای که به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم مطرح فرمودند که در واقع، وظیفۀ بسیار بزرگی بر دوش ما خواهد بود و آن رعایت «وحدت» است. تا آنجایی که فرمودند: « بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند». و این حکایت از آن دارد که با توجه به چنین رویکردی میتوان بسیار نسبت به آینده امیدوار بود و خود را مشغول اموری که موجب بدبینی نسبت به مسئولان میشود، ننمود. موفق باشید
سلام طاعات و عبادات شما قبول باشه انشاءالله یک سوال: در فایل سخنرانی که از حاج آقا طائب فرستاده بودید، ایشون فرمودند تحمیل بر امام معنی نداره اما امام خمینی رحمه الله علیه میفرمایند در ماجرای حکمیت؛ هم حکمیت تحمیل شد، هم حکم تحمیل شد. اگر توضیح دهید ممنون میشم. با تشکر از شما استاد عزیز.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته همانطور که میفرمایید تعبیر واژۀ تحمیل، ممکن است متفاوت باشد. در مورد فرمایش حاج آقا طائب، بیشتر باید بر این نکته فکر کرد که پذیرش پیشنهاد آتش بس در عینی که توان ادامۀ جنگ را داریم؛ از نظر قرآن جا دارد یا نه؟ تأکید حاج آقا طائب آن است که میتوان آن نوع پیشنهاد را پذیرفت. موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و شما استاد بزرگوار: با توجه به اینکه خیلی از علمای کشور میفرمایند که مطالبات تون رو در قالب پلاکارد در تجمعات شبانه بیان کنید، مختصر و مفید و بصیرت افزا انگار که یک منبر سخنرانی رو در چند جمله یا کلمه خلاصه کرده باشیم، میخواستم نظرات و شعارهای متناسب و دشمن شناسانه حضرتعالی رو بدونم چون من هر روز برای مردم محله مون پلاکارد مینویسم و میدم که شبها ببرند. با تشکر، اجرتون با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف. التماس دعا در هر لحظه و نماز شبهای تان. یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با توجه به آن که باید در آن پلاکاردها جملات کوتاهی باشد که اشاره میکند به آنچه دیدنی نیست، ولی در منظر جان انسانها به ظهور میآید. فکر میکنم سلسله نکاتی که تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است»https://eitaa.com/bartarin_hozoor شده است و شرح آن نکات https://eitaa.com/soha_sima/5759 و یا نکاتی که در سلسله سؤالات برگزیده به میان میآید، بتوانید نسبت به آنچه دنبال میکنید بیابید، https://lobolmizan.ir/category/127?tab=posts&inner_tab=spost . وخواهران در کانال «صراط» تلاشهایی دارند ان شاءالله میتوانید نکاتی را بیابید. موفق باشید
