با سلام و تشکر از شما: پیرو سوال مطروح شمارهی ۴۲۱۳۸ که فرمودید: «بحث در این مورد مفصل است. در جمعبندی میتوان گفت عقل، آن استعداد فطری و خداوندی می باشد که از یک طرف متوجۀ واقعیات عالم است در مقابل توهمات، و از طرف دیگر متوجۀ عبودیت ذاتی انسان است در مسیر «ما عبد بها الرّحمن»، بقیۀ عقلها در نسبت با موضوع خاص مطرح است مانند عقل ریاضی یا عقل تکنیکی. موفق باشید»
اگر کتاب مناسبی سراغ دارید لطفا بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه عقل، عنایت الهی و فطری میباشد، هر اندازه که از طریق تدبّر در قرآن با قرآن مأنوس شویم، آن عطای فطری خود را مینمایاند. و در همین رابطه قرآن در آیه ۱۰ سورۀ انبیاء میفرماید: «لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ» بیتردید کتابی به سوی شما آمد که حکایت یادِ شما نزد خداوند بود و خداوند با یادی که از شما داشت، آن را برای شما نازل کرد. آیا تعقل نمیکنید تا از طریق همان تعقل نهتنها متوجۀ حقّانیت کتاب خدا شوید؟ بلکه به عظمت گوهر عقل خود نیز پی ببرید. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: بنده دو سال هست خویشتن پنهان را مباحثه میکنم و خیلی تلاش کردم که نگاه غائبانه نداشته باشم و جنبه پایدار انسان ها را ببینم و شهود کنم که همه چیز جلوه های حضرت حق است ولی در مسیر لقاءالله مشکل اساسی پیش آمده که از طرف همسر و فرزند خیلی اذیت میشم به نحوی که اصلا نمیتونم گاهی به درون برم و نگاه جلوه ای داشته باشم و هر روز شکست میخورم. و گاهی که اذیت نیست پیشرفت های خوبی حاصل میشه. از جهتی هم میدانم این امتحان این مرحله است که اگر رد شوم چشمه های جوشان معرفت هست ولی نمیدانم باید چطور رد شوم. شما بفرمایید بنده چه عملی انجام بدم واقعا کم مانده این راه را برای همیشه کنار بزارم ولی امید به لقاء و رسیدن به عالم بقا درونم زبانه میکشه و بنده را نگه داشته. اگر نرسم جهنم را در همین دنیا تجربه میکنم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در دل معرفت گرانقدر خودشناسی به همان راهی که کتاب «خویشتن پنهان» متذکر آن است؛ در جهانِ وسیع و بیکرانۀ خود به علم حضوری وارد و حاضر میشویم و در این فضا، همین حضور است که ما را به صفایی نایل میکند که بهترین برخورد را با افراد داشته باشیم به همان معنایی که جناب شیخ الرئیس ابن سینا که این روزها یاد خیر او برای اهل فکر شیرین است؛ میفرماید: «الْعارِفُ هَشٌّ بَشٌّ بَسَّامٌ یبَجِّلُ الصَغیرَ مِنْ تَواضُعِهِ کما یبَجِّلُ الْکبیرَ، وَ ینْبَسطُ مِنَ الْخامِلِ کما ینْبَسطُ مِنَ النَّبیهِ، وَ کیفَ لا یهِشُّ وَ هُوَ فَرْحانٌ بِالْحَقِّ وَ بِکلِّ شَیی ء فَإنَّهُ یرَی الْحَقَّ فیهِ، وَ کیفَ لا یسْتَوی وَ الْجَمیعُ عِنْدَهُ سَواسِیةٌ. أَهْلُ الرَحْمَةِ قَدْ شُغِلُوا بِالْباطِلِ. (الاشارات و التنبیهات، تنبیه چهارم، نمط نهم / 388)» انسان عارف، گشاده رو و شکوفا [بوده و] همواره تبسّمی بر لب دارد. عارف، مردمِ کوچک و افتاده را با فروتنی خود، همان گونه تعظیم و تکریم می کند که مردم بزرگ و چشمگیر را. و برعکس، آری! و برعکس، آنکه نتواند در صفای خود حاضر شود همۀ تلاشش آن است که به هر شکلی، دیگران را نفی کند. به همان معنا که جناب مولوی فرمود: « زآنک هر بدبخت خرمنسوخته / مینخواهد شمع کس افروخته» و این یعنی چنانچه انسان در جان خود به زیبایی تمام حاضر شود، به دیگران عشق میورزد، عشقی که رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» با تمام وجود به مردم داشتند. https://lobolmizan.ir/special-post/1699?mark=%D9%84%D9%8E%D8%B9%D9%8E%D9%84%D9%8E%D9%91%D9%83%D9%8E%20%D8%A8%D9%8E%D8%A7%D8%AE%D9%90%D8%B9%D9%8C موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: عذر خواهم. گاهی با مسائل و مشکلات روحی و عجیبی مواجه می شویم که نمیدانیم از آن ها چگونه عبور کنیم. از نگاه اسلام و اهل البیت «علیهم السلام» در چنین شرایطی چه باید کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همچنانکه در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرض شده اگر ما به روح و عقل خود برنامه ندهیم، خیالات ما به ما برنامه میدهند که هیچ ثمرهای ندارد. پیشنهاد میشود به آن کتاب رجوع شود. موفق باشید
چرا رؤسای جمهور ما - غیر از آنهایی که شهید، یا رهبر و یا عزل شدند - مابقی آنها (که تعدادشان کم هم نبود)، بعد از دو دورهی چهارساله ریاست و پس از دوبار تأیید صلاحیت، دوبار تنفیذ و دوبار تحلیف، ممنوعالتصویر شدند؟! یعنی از چشم افتادند؛ مطرود و منفور شدند! چرا چنین شدند؟! به نظر شما عجیب نیست؟! این در حالی است که سنّ آنان در زمان داوطلبی برای ریاست جمهوری، از پنجاه سال، گذشته بود و تحوّل در شخصیت و شاکلهی انسان در این سِنین، پدیدهای نادر، همانند «جابجا کردن کوه» است! این پدیده (مطرود شدن و از چشماُفتادگی) را در مورد: رؤسای قوهی قضاییه، رؤسای مجلس شورای اسلامی، رؤسای شورای نگهبان، فرماندهان کل سپاه پاسداران، نمایندگان مقام معظم رهبری در نهادها و ارگانها، و بسیاری از مقامات دیگر، به «نُدرتِ کَالعَدَم» میبینید! اگر هم دیده شود، واقعاً یک استثنا است. کجای کار اشکال داشته است؟! خواستم نظر استاد طاهرزاده بزرگوار را در این خصوص جویا شوم. سپاسگزارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دموکراسی به همان معنایی که مردم مسئولان اجرایی کشور را انتخاب کنند؛ خوب است. ولی نیازمند فرهنگی هستیم که در این رابطه، مردم مان ماورای فضای وعدههای نامزدهای ریاست جمهوری بتوانند بهترین را انتخاب کنند تا این مشکلات پیش نیاید و از این جهت باید امیدوار به مردمی بود که با بعثتِ تاریخی خود از آن مشکلات عبور کرده باشند. موفق باشید
سلام بر استاد گرامی: سوالی ذهنم را درگیر کرده. در کشور ما مراسمات دینی متعدد و زیادی در خیابان ها و محلات از جمله غدیر و نیمه شعبان و محرم و سایر اعیاد و شهادت ها (و یا سایر مراسمات مانند تشیع شهدا و ۲۲ بهمن و روز قدس و همین تجمعات این شب ها) برگزار می شود که واقعاً جای شکرش باقی است. اما خب در این مراسمات بحمدالله تعداد زیادی از مردم می آیند و خب بر طبق قاعده خیابان های زیادی بسته می شود و یا به خاطر جمعیت زیاد و موکب های زیاد، صداها زیاد می شوند و خب برخی که در این مراسمات حضور پیدا نمی کنند و حالا یا در خانه هستند و یا نمیخواهند بیرون بروند که به خاطر شلوغی ها در این روزها نمی شود، می خواستم ببینم که بر این امر هم حق الناس تعلق می گیرد؟ یعنی اگر حق الناس تعلق بگیرد، مردم با حضور در این مراسمات و یا حتی جشن گرفتن آنها، ثواب که نمی برند، گناه هم می کنند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: روی هم رفته میتوان گفت آری! قواعد و قوانین و سنتهای یک اجتماع، جزیی از آن اجتماع است و همانطور که برای حفظ جامعه باید قوانین رانندگی را در عین محدودیتهایی که پیش میآورد، بپذیریم، جایگاه سنتهای یک جامعه که راز بقای آن جامعه میباشند را نیز باید همواره در نظر داشت ولی در عین حال باید طوری آن سنتها انجام گیرد که تا حدّ ممکن مراعات دیگران بشود، ولی هرگز نباید آن سنتها که یک جامعه را در حیات تاریخیاش حفظ میکند، به حاشیه رود. موفق باشید
اشتباه شد استاد در ۴۱۴۷۳ بجای اصالت وجود گفتم حرکت در جوهر بنظرم با فهم و درک توحیدی می تونیم اصالت وجود را درک کنیم اصالت در توحید است و با مفهوم وجود رابطه تنگاتنگی دارد
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است و ما هنوز آن طور که شایستۀ فهم اصالت وجود است با این اندیشۀ بزرگ مواجه نمی شویم. عرایضی تحت عنوان «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» شده است خوب است به آن مباحث رجوع شود. https://lobolmizan.ir/sound/1398?mark=%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA موفق باشید
سلام استاد از زمانی که جنگ آغاز شده تا الان هیچ ترسی از جبهه کفار و صهیونیست در قلبم احساس نکردم و همیشه که اطرافیان برخی احتمالات خطرناک یا شکست رو مطرح میکنن فارغ از اینکه حتی استراتژيست ها هم که محاسبات دنیوی دارن این احتمالات را تایید نمیکنند ، اما من به یاد جمله امام خمینی می افتم که در پاسخ به شعار ما همه سرباز توایم خمینی فرمودند ما همه سرباز خدا هستیم ، ملت ما مقاومت میکنند نیروهای مسلح جان بر کف شجاعانه در حال جهاد هستند و امید همه به خداست ، خداوند هم پناه و یاور این ملت هست تا این لحظه که همین طور بوده انشاالله پس از این هم همینطور هست هیچ ترسی نسبت به جبهه کفار و صهیونیست در قلبم احساس نمیکنم و دلم محکمه به بخشی از آیه ۱۴۱ سوره نسا " و لن یجعل اللهُ للکافرینَ علی المومنینَ سبیلا " ، اما نمیدونم چرا وقتی به منافقان داخلی فکر میکنم نه اینکه لزوما منافق و خائن باشند اما آنچه روشن است به آرمان ها و ارزش های انقلاب تعهدی ندارند به خط امام راحل پشت کردند و وعده های الهی امام شهید را باور ندارند و بعضا ضعیف النفس هستند و خدا را در نظر نمیگیرند ، وقتی به اینها فکر میکنم باید اعتراف کنم که کمی میترسم که اینها موفق بشوند ملت ما را از افقی که در پیش داریم باز دارند و نتایج مقاومت ملت را ضایع کنند جنگ به نقطه ای رسیده که دشمنان مستأصل هستند و تمام راهبردهای انها شکست خورده است ما نباید زمینه را برای خروج آبرومندانه انها فراهم کنیم
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی حق در میان باشد هر جریانی اعم از دشمن خارجی و یا دشمن داخلیِ آن جبهه گرفتار پوچی و بی ثمری و شکست میشود و بدترین شکست که احساس پوچی و بی ثمری باشد؛ نصیب کسانی میشود که حق را می شناسند و نسبت به آن بی تفاوت و یا دشمنی می کنند. مطمئن باشید بیچاره ترین و محروم تریم انسانها همین ها هستند با نوعی سرخوردگیِ فوق العاده که بهترین راه حل را خودکشیِ خود می بینند. در آینده ما با نظر به این جریان، عبرت هایی در پیش داریم. موفق باشید
سلام واحترام. دعوت دیگران برای آمدن به میان مردم بطور کلی وافراد که همچنان جبهه قوی دارند مثلا میگن اینا که تو خیابون خودشون گفتن ترامپ بیاکمک حالا ریختن تو خیابون. یا بزن که خوب میزنی ؛میگن نگویین اینا که نزنند.شهادت بچه ونوزاد تقصیر پاسدار جماعت ميدونند وباید کلا نابود بشن چه بگیم فقط افراد که بشه .نه بحث این حرفا اون هم بخاطر وظیفه دفاع وپشتیبان از ایران وایرانی غیرتمند
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضورِ مردمیِ این شبها بسیار عظیمتر از این سخنان است. حقیقتاً یک عنایت الهی میباشد در مقابل نقشۀ نتانیاهو که گمان میکرد با حملۀ نظامیِ اولیه، وطنفروشان به خیابان میآیند و رژیم را سرنگون میکنند. غافل از آنکه حضرت ربّ العالمین با نوری که در قلب مردم انداخت، چیز دیگری را اراده کرده بود. کاربر محترم سؤال شمارۀ 41433 نکات ظریفی را در این رابطه در کلام خود به میان آوردهاند که خوب است بدان توجه شود. موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر نظرتون در باره دنبال کردن اخبار جنگ از طریق رادیو جدال چیه؟ بنظرم با اینکه این برنامه نکات مثبت زیادی داره ولی با توجه به ینکه مشاور ندارن اشتباهاتی دارند برای مثال با تصویر کشیدن بدترین حالت و مواجه با اون ، انسان مقداری سست میشه مقایسه کنید با بیان محکم و امیدبخش و در عین حال دقیق و واقعی مشاور راهبردی رئیس مجلس ، جناب مهدی محمدی https://eitaa.com/tahlil_ata/3776
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای استاد مهدی محمدی با اشرافی که دارند ، نکات دقیقی را در رابطه با موقعیت ما در رابطه با جنگ با آمریکا و اسرائیل مطرح کرده اند که خوب است مورد توجه رفقا قرار گیرد. https://eitaa.com/mohammadi61. موفق باشید
سلام وقت بخیر: عرض تسلیت شهادت پدر بزرگوار امت اسلامی و فرماندهان و هموطنان عزیزم. سوال داشتم استغاثه قوم بنی اسراییل چه شرایطی داشت که خداوند هفتاد سال انتظار را بر آنها بخشید؟ چگونه باید استغاثه کرد؟ واقعا باید انقطاع از دنیا رخ بدهد؟ ولی هرچه در خودم و اطرفیان و مردم نگاه میکنم میبینم نشانه انقطاع نیست ما که دلواپس افطار و سحریم ما که در گیر روزمرگی هستیم حتی در همین شرایط بحرانی و جنگی آیا میشه به این حضور مردم و به این دعاهای فرجی که در میادین خوانده میشود امید داشته باشیم که خداوند فرجی میکند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید شکر کرد که چگونه مردم به چنین بصیرت و شعور الهی رسیدهاند که با حضور در میدانها دارند تاریخ دیگری را در راستای ادامۀ انقلاب اسلامی میگشایند. بیحساب نیست که رهبر شهید عزیزمان با بصیرت تاریخی خود فرمودند:
«البتّه در این فتنۀ اخیر و قبل از این در بقیّۀ حوادث، مسئولین ــ مسئولین انتظامی، بسیج و سپاه و دیگران که مسئولیّت داشتند ــ کاملاً به مسئولیّت خودشان عمل کردند، امّا آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، «مردم» بودند؛ هم این دفعه اینجور بود، هم سال ۸۸ اینجور بود، هم موارد دیگر اینجوری بود. وقتی که مردم وارد میدان میشوند و تصمیم میگیرند، آتشها را خاموش میکنند، شعلهها را خاکستر میکنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را «مبعوث» خواهد کرد برای مقابلۀ با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد».( 12/11/1404)
و از این جهت باید به بعثتی که در جان مردم پیش آمده است بسیار فکر کرد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد بزرگوار: چه خوش است که در سالگرد وفات ام المومنین حضرت خدیجه ی کبری از زبان شما توصیفی درباره ی آن بانوی فداکار بشنویم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بصیرت را! که چگونه آن بانوی محترم در آن فضا، که همه چیز حکایتِ غلبۀ بتپرستی بود، میتوانند به حضور تاریخی فکر کنند که تاریخ دیگری است و اینجا است که آن حضرت، فقط همسرِ شوهرشان نبودند؛ بلکه همراه و یاور آخرین پیامبر بودند برای نهاییترین حضور با بصیرت تاریخی و عزمی پولادین. و از این جهت باید به حضرت خدیجۀ کبری «سلاماللهعلیها» و بصیرت تاریخی و عزم پولادین آن بانوی بزرگوار اندیشه کرد. موفق باشید.
با سلام: استاد به نظرمیرسه خیلی مباحث دینی و حتی بعضا کلاسهای سطح بالای عرفانی حالا اینطورکه من فهمیدم انطورکه باید فرد را به حرکت برای متحقق شدن به اعمال دینی و رعایت مباحث دینی سوق نمیده و نداده. بعضی میگن باید موضوعات مباحثه بشه ولی من فکرمیکنم اونم تازه از یه طرف دیگه فرد را توی یه حالت خوابی میبره، شاید علت این باشه فرد مباحث فلسفه را نخونده و یا اصلا مباحث را نمیگیره، بعضی مبحث تربیت را برای بیدار کردن افراد جلو میبرن، ولی گمانم آنچه بیشتر ازهمه فرد را هم به دنیای عقل میبره هم باعث میشه به مسایل دینی اش عمل کنه همان بحث تفکر هست، یعنی گاه فرد یه حدیث با تعقل و تفکر بفهمه چقدر جلوتر از آنی هست که هزار کلاس عرفان و.. طی کرده، استاد به نظر شما هم اینطوره؟ یعنی اگر فرد بخواد روی مباحث دینی وقت بگذاره بهترنیست اینطور پیش بره تا در افراد دین داشتن محقق بشه و از طرفی رفتار دینی تولید بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بخصوص در این زمانه تفکر حِکمی در افقی که جناب صدرالمتألهین مطرح فرمودهاند، برای حیات متعالی و معنوی بسیار مهم است و از آن طرف هم باید عنایت داشته باشید که مباحث عرفانی باید از طریق اساتید مربوطه به صورت سینه به سینه منتقل شود و مطالعۀ کتابهای عرفانی کافی نیست. موفق باشید
سلام علیکم وقت شما بخیر...
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سؤال شمارۀ 42229 به طور شخصی به ایمیل تان جواب ارسال شده. موفق باشید
سلام استاد عزیز: ممنونم از پاسخ گویی و وقتی که برای ما میذارید. بنده همانطور که شما قبلا توصیه کرده بودید در حال مطالعه و پیگیری مباحث از برهان تا عرفان هستم. به لطف خدا که شما رو واسطه قرار دادن و زبان گویای شما رو برای بنده به ظهور آوردن کتاب رو همراه با شرح اون پیگیری کردم و الآن در آخرین صفحات کتاب هستم. در مورد حرکت جوهری سوال داشتم. برهان اول حرکت جوهری چندتا بخش داره. بخش اول گفته اگر با چشم واقع بین دقیقا به اطراف خود بنگریم، هیچ چیزی نمی بینیم که در حال تغییر و تحول نباشد؛ حال چه این تغییر کند باشد چه سریع. سوال بنده همینجاست. با اینکه بنده هم هر چیزی که نگاه می کنم رو تغییرپذیر میدونم اما گوشه ذهنم میگم ممکنه یک چیزی در عالم ماده وجود داشته باشه که در حال تغییر و تحول نباشه ولی من خبر نداشته باشم. از کجا معلوم همچین چیزی وجود نداشته باشه؟! از کجا معلوم یک چیزی باشه که اصلا در اعراض خودش تغییری نداشته باشه، نه رنگ، نه بو، نه مزه، نه وزن، نه صافی و زبری و نه کوچکی و بزرگی. هیچ کدام تغییر نکند. اگر بتوانیم همچین موجودی در این عالم تصور کنیم، خب می توانیم بخش اول این برهان رو نقض کنیم. این نشون میده که این بخش یقینی نیست. درست متوجه شدم؟ لطفا برامون باز بفرمایید. خیر دنیا و آخرت نصیب شما باد 🤲🙏🌹🙏🌹🙏
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرکت جوهری نظر به عالم ماده دارد با هر گونه تغییر و تدریج و تقسیمی که باشد به همان معنایی که حتی یک پدیدۀ مادی شکسته شود برعکسِ پدیدههای مجرد. و صفاتی مثل زبری و صافی، پدیدههای خارجی مستقلی نیستند که به عنوان پدیدۀ مادی مدّ نظر باشد. مهم آن است که متوجه باشیم آیا حرکاتی که در عالم ماده به هر نحوی هست؛ ریشه در چه نحوه از بودن عالم ماده دارد؟ حرکت جوهری روشن میکند ذات عالم ماده اقتضای چنین تغییری را به اعتبار قوۀ محض بودن دارد. موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز: احتراما بنده یه فرد مذهبی هستم که با برخی بستگان که خیلی هم عقیده بنده نیستند سرمایه گزاری نموده و تالار پذیرایی (اکثراً مراسمات عروسی) احداث کرده و در آن مشغول به کار می باشیم. (شراکت حدود ۱۷ درصد) محل کار بنده با توجه به ماهیت آن، از لحاظ رعایت حلال و حرام چندان مناسب نبوده و اینجانب نیز خیلی توان ایجاد تغییرات را ندارم. لازم به ذکر است بنده کارمند هستم و این شغل دوم بنده بوده که در اکثر روزها تقریباً تا نیمه شب من را مشغول میکند لذا: ۱. من را از وقت گذاشتن به اندازه لازم برای خانواده محروم کرده. ۲. تا حد زیادی مانع از پرداختن به خود و مسائل مذهبی شده. ۳. محیط کار برای یک فرد مذهبی خیلی مناسب نیست. دلایل ماندن: بصورت نه چندان زیادی مانع از برخی منکرات خواهد شد (مثل رعایت عدالت در حقوق کارکنان، مانع برگزاری مراسم های عروسی مختلط و...) نیاز مالی برای خرید خانه و البته طمع و میل به دنیا هم بی تاثیر نیست. حال سوال بنده این است تکلیف بنده چیست؟ ۱. ترک این مشارکت و یا عدم حضور و اجاره دادن سهم خود به شرکا ۲. ادامه شراکت و تلاش برای تأثیر بیشتر در مانع شدن از منکرات؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه میفرمایید، آری! به هر حال، زندگی بزرگتر و عزیزتر از آن است که انسان اسیر این نوع حضورها باشد که میفرمایید. و از این جهت سعی بفرمایید با انتخاب زندگی ساده، خود را از این نوع شرایط آزاد کنید. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: ۱. وقتی در جلسه ای سخن از زبان و نسبت فاخر آن با ایمان به میان آوردید، به یاد دارم که سخن از آن رهبر فرزانه و توجه و تمایلشان به شعر و ادبیات فارسی به میان آمد. اینطور که ایمان در حد اعلای آن جز در ادبیات اعلا به ظهور نمی آید. ۲. در گذشته در سوال شماره ۴۱۵۳۵ از جنابتان جویا شدم که: بستر، از جمله محل تولد، عادات و رسومات، علایق، خوراک و ... در ظهور ظرفیت ایمانی نقش آفرینی میکند. و گفتم که بنده چون در این بستر دچار ضعف هستم، ظرفیت ایمانی عظیم را ندارم. اما شما از بزرگانی سخن گفتید که مقهور بستر نشدند و شدند آنکه شدند. اما سوالم را بدین جهت میبرم که مگر نه اینکه نوع گفتار و گویش و لهجه ی ما ظرفیتی برای ظهور ایمان است؟ پس همچو منی که در نسبت با بسترم تا حدی مجبور به یک گویش ضعیف دور از ادبیات فاخرم، از آن فخر ایمانی بدورم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همۀ آن مقدمات به گفتۀ حکیمان و صاحبنظران، معدّات هستند و نقش علت حقیقی ندارند و از این جهت انسانها میتوانند هرچه بیشتر از اعتباریات حتی از زمان و مکان و عاداتها و گذشتههای غلط عبور کنند و به خود آیند و فضیل عیاضگونه آن شوند که شدند. موفق باشید
سلام و ادب: ناظر به مطالب اخیر در رابطه با تفاهم نامه و مذاکره فرمودید و صحبت های سردار قاآنی، وقتی نظر رهبری و مردم این نبوده است و حالا افرادی که نظر خودشان را بر رهبری تحمیل کردند و رهبری طبق عقلانیت نظام با ایشان مدارا کرده و مسئولیت کار را به عهده آنها گذاشته، چرا باز هم با ادبیات عقلانیت و ...حرف اصلی مردم و رهبری را نزنیم؟! چرا باز هم مماشات کنیم و نام آن را تفکر بگذاریم؟ نمیشود به خطای خود در تحلیل اذعان کرده و برگردیم به شهود ایمانی مردم و نظر دقیق رهبری از خسارت محض بودن مذاکره؟ رهبری صریح گفتند!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که در جواب سوال شماره 41879 عرض شد، مهم درک جایگاه اذن رهبر انقلاب برای امضاء تفاهمنامه است که از یک طرف چرا رهبر انقلاب اذن خود را منوط به قبول دو سوم شورای عالی امنیت ملی کردند و نظر خود را به شکل علنی نفرمودند و از طرف دیگر چرا امثال آقای سردار قاآنی برای آن تفاهمنامه جایگاه مثبتی قائل بودند؟ در این موارد است که باید فکر کرد و کار را ساده به قبول یا رد صحنه تبدیل نکرد و این است که ما را از حضور تمدنی که جهان آمادهی پذیرش آنند محروم میکند. https://eitaa.com/arshiv3133/133 موفق باشید
امام شهید (ره)، در ماجرای «فتنهی ۸۸»، در تاریخ ۲۰ شهریورماه ۱۳۸۸، در خطبههای نماز جمعهی تهران فرمودند: «مراقب باشید یک نظام جمهوری اسلامی تقلّبی نخواهند برای ما درست کنند.» آیا این دغدغه امام شهید، برطرف شد؟ نظر جناب استاد طاهرزاده در خصوص «شکلگیری یک جمهوری اسلامی تقلبی» چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نظامی که توانسته است تا آنجایی جلو رود که برای استکبار مسئله شده است، همان جمهوری حقیقی میباشد. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/106 موفق باشید
سلام استاد: خدا قوت. با توجه به شرایط موجود و تاریخ جدیدی که در آن حضور پیدا کردیم و توصیه های موکد رهبر شهید در باره تشکیل تشکل های مردمی و ظرفیت به وجود آمده در خیابانها و میادین در اثر خون رهبر شهید آیا وظیفه عالمان، صاحب نظران، اندیشمندان، مفسران و افرادی چون شما نباید نقش ایفا کنید، نباید سازمان داد و نقش داد به مردمی که تشنه فرصت برای کمک هستند، ولی خلاصه شدند در چند ساعت تجمع که اگر در این شرایط فریاد در سکون باقی بمانند هم حضور کم رنگ خواهد شد و هم اثرش کم میشود. مثلا از ۲ماه بیشتر مردم در میدان هستند که میتوانست هر میدانی تبدیل به یک سکو باشد در مدیریت با فضای مجازی، تشکیل کانالی مخصوص خود آن میدان، ورود افراد با نفوذی چون شما یا گروه مکتب الصادق و امثالهم. میتوان همه میدانها را مجهز به چنین ارتباطی کرد و سر حلقه ها باهم خط دهی کنند. فضا را و مطالبه گری با چه لحن و قلمی و از چه کانالی و پیگیری تا رسیدن به جواب. میشد مردم نظر دهند و بهترین نظرها روش تحقق شود و مردم را امیدوار کرد با مسولیت دادن به آنها مثل رسد کردن گرانیها و اعلام آن در خود کانالها و بعد مثلا سوق دادن مردم به خرید نکردن بعضی موارد و از این دست کارها که دست مافیا بسته شود. دولت متوجه حضور مردم بصورت میدانی و کاربردی شود الان این فرصت هست و امثال شما که خون دلها خوردید و این انقلاب به این میدان رسید را میتوان بهتر و سریعتر به اهداف عالیه و وعده داده شده رساند. البته حقیر در جایگاهی نیستم که به بزرگانی چون شما توصیه داشته باشم فقط از روی دلسوزی پیش نهاد داده شد، البته این پیشنهاد جای چکش کاری دارد ولی به نظر میرسد میتوان بهره خیلی بهتر از حضور مردم برد. التماس دعای فراوان
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله مردم حقیقتاً در کلیّت خود متوجه هستند که جایگاه این حضور، فعلاً تثبیت حضورِ مردمی در مقابل جریانهای متأثر از فرهنگ دشمن است و همین حضور را باید سخت پاس بداریم و بدانیم امیدِ دشمن آن است که با اغتشاشات داخلی، به آرمانهایش برسد و حقیقتاً مردم ما در جان خود متوجۀ جایگاه خود برای خنثیکردن امید دشمن شدهاند. آری! هر اندازه بهتر جایگاه تاریخی این حضور، تبیین شود؛ ما برای عبور از دیگر مشکلاتمان آمادهتر خواهیم شد. باید بدانیم راههایی در میان است برای هرچه مردمیکردنِ اقتصاد کشور، و این با نظر به آیندهای دیگر که شروع شده است باید معنای خود را بیابد و از این جهت این نکتۀ بسیار مهمی است که باید نسبت به آن آیندۀ دیگر غافل نبود هرچند، اکنون نباید ذهنها را متوجۀ آنها کرد. و در همین رابطه سلسله مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor روزانه با رفقا در میان گذاشته میشود. موفق باشید
با سلام: شنیدم که ملاک در مسیر صحیح بودن فرد، کیفیت ارتباط وی با معصوم علیه السلام است، هرچند ممکن است دیگران (همسر) از وی راضی نباشند. لطفاً این نکته را تبیین بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما در نسبت با خدا و با حضور قلب جلو میرویم و ملاک این حضور و ادامۀ آن، سیرۀ ائمه «علیهمالسلام» میباشد و در این مسیر مدارا با دیگران بهخصوص با همسر خود، جزو کیفیت این مسیر است. موفق باشید
با سلام و احترام: الحمدلله که زمان انقلاب، امثال شما دوآتشه و اهل انگشتر شکاندن بودید! (مزاح بنده اشاره به روی میز زدنتان در آموزش و پرورش دارد!) وگرنه اگر آن زمان هم مثل الان مدام حرف از بخاطر دهی شهری را ویران نکنیم و مسئول خائن نداریم و وحدت بی قید و شرط و... بود، امثال بنی صدرها عزل و شوت که نشده بودند هیچ، تمام نقشهشان را هم عملی کرده بودند. چگونه باور نکنیم و بر حذر نداریم که امروز جبهه نفاق داخلی از طریق رئیسجمهور ساده لوح (و نه ساده)، در حالیکه خودش هم ان شاءالله خبر ندارد، دست در دست و هماهنگ با دشمن در حال انتقام از نظام اسلامی و سرنگونی آنست؟ جبهه نفاق و رهبران پیر و فرتوت آن بعد از القای این امر به دشمن که مانع تمام اهدافشان و مانع فروختن و دو دستی تقدیم کردن کشور، رهبر شهید است، دشمن را ترغیب کردند و اکنون بعد از شهادت و کنار زدن ایشان توسط دشمن، هم مدیون هستند و هم فرصت را تکرار نشدنی می یابند فلذا با تمام قوا و با هزار نقشه مشترک با دشمن به میدان آمده اند و ما همچنان میگوییم ان شاءالله بز است... شما را چه شده که مصداقی از آن همه آیاتِ نفاق در زماننا هذا نمی یابید؟! از نظر کاملا شخصی اینجانب، متاسفانه با سرعتی که جریان نفاق گرفته است، بزودی نظام مقدس اسلامی و رهبری معظم بالاجبار بین دو راهی حفظ نظام یا برخورد و پاکسازی منافقینِ شمشیر کشیده و فرصت را نهایی یافته قرار خواهند گرفت و امت حزب الله باید به دقت تحولات را رصد کند و البته فقط منتظر امر رهبری باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: صفای این شور و دلسوزیِ شما. خدا میداند اگر در آن زمان که بنیصدر بود و انقلاب، تهدید میشد، باز قرار گیریم؛ نهتنها باید روی میز زد، در زمرۀ کسانی باید قرار گرفت که مشهور شدیم «به کفشزنها به رئیس جمهور» آنگاه که بنیصدر به میدان امام آمد و صراحتاً مقابل حضرت روح الله «رضوان اللهتعالیعلیه» قد علم کرد و حضرت امام نیز او را از مسئولیتی که به او داده بودند، عزل کردند. و حال، مائیم و ایرانی که بناست جهانی شود و حقیقتاً این ایران، ایدۀ حکمرانی و زندگی در جهانی شده است که مردم به دنبال تعالی هستند و اگر بنا داشتیم تنها از شرّ ترامپ راحت شویم اینهمه احتیاط که رهبر معظم انقلاب نسبت به عدم اختلاف دارند، لازم نبود. به سخن حجّت خدا در این زمانه حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالی» فکر کنید که بر حفظ اتحاد مقدس و حفظ حرمت مسئولان دلسوز و خدمتگزاران نظام اسلامی بویژه دولت محترم تاکید داشتهاند و دوری از آنچه موجب انشقاق و دو دستگی در جامعه و زمینه ساز نسبت های نادرست به مسئولان محترم می شود، در جهت اهداف بدخواهان و دشمنان قسم خورده ملت ایران است. اینجا است که باید متوجه باشیم با تاریخ دیگر و آیندۀ دیگری روبهرو هستیم که حتی حضرت سجاد «علیهالسلام» راه و روش زیدبن علی آن مرد شجاع و متقی و بنیانگذار انصارالله را ادامه ندادند و این است که شما امروز با شیعه به وسعت جهان روبهرو هستید و انصار الله عزیز را با آن حماسه و صفا در عین آنکه به یک معنا در زمرّۀ اهل سنت قرار دارند؛ ذیل دفاع از خود قرار دادهاید. اینجاست که باید در مواجهه با آنچه در جنگ رمضان پیش آمد و ایران را نمادی خاص در مقابل جبهه استکبار قرار داد، با نگاه تاریخی نگاه کرد و از این زاویه این رخداد را بررسی نمود و معلوم است که در رابطه مقابله با آمریکا با دو نوع حضور پیش میآید که به نظر میآید نگاه تمدنی به این رخداد ما را در فهم پیامهای رهبر انقلاب دقیقتر و هرچه دقیقتر میکند. موفق باشید
ذیل پرسش و پاسخ ۴۲۱۲۲ و ایضا خیلی قبلتر ۳۴۸۸۰ که شاید این نوع مواجهه شما از آنجا شروع شد و از این قبیل پرسش و پاسخها. این مواجهه شما که بزرگ شدنی و قد کشیدنی در پیش است را در مواجهه با احوالی که داریم چشیدهایم و همچنان در حال چشیدن. ما را به آیندهای بزرگ حوالت و بشارت میدهید، اما شاید حرف نادرستی نباشد که به اندازه بودن در آن آینده بزرگ جان ما نیز میبایست هماکنون وظیفه متعالیش را بیابد. به قربان آقای شهیدمان و حاجقاسم عزیزمان. اصل حرفم این است که این احوالات تنها نشان از آینده بزرگی است که بزرگانی چون شما از آن متوجه آیندهای بزرگ میشوید؟ کتاب «راه کربلایی شهید رئیسی» را خواندم و به تکرار خواندم و تذکربه قصه بیوجودیای که در این پرسش و پاسخها میبینیم به حضور چشیدهام، اما به من بگویید عمر و جوانیای که میگذرد و اکنونمان چه میشود؟ این خوندلها را با آغوش باز پذیراییم و اصلا تو بگو اگر یک روز این خوندل نباشد استغفار میکنیم که نکند خدا دست از سر ما برداشته باشد؟ و شاید این سلوکمان است. شاید در بین این پرسش و پاسخهای از این جنس، با وجود درک آیندهای بزرگ که به تذکر شما ما نیز بدان یقین میکنیم، مسئلهای دیگر نیز هست و آن چگونه به سر بردن و بودن در این اکنون است؟ نمیخواهم به انتزاع گویی و طلب راه حل و راهکار مطلب را تقلیل دهم، منتها چگونه باید به سر برد؟ خوب میدانم و به خوبی احساس میکنم که با کلماتی که در پاسخ میآید و رجوع به متونی که داریم میبایست بودنی متعال یافت اما شما نیز این جانکندن را درک میکنید. بماند. من نیز قربان نویسنده این سخنان و شجاعتش میروم که چه خوب درد ما را به ظهور آورد. شاید در ناتوانی در آنچه باید گفت لسانالعیب کمکم کن و تفعلی: دانی که چنگ و عود چه تَقریر میکنند؟ / پنهان خورید باده که تَعزیر میکنند / ناموسِ عشق و رونقِ عُشّاق میبَرند / عیبِ جوان و سرزنشِ پیر میکنند / جز قلبِ تیره هیچ نشد حاصل و هنوز / باطل در این خیال که اِکسیر میکنند / گویند رمزِ عشق مگویید و مشنوید / مشکل حکایتیست که تَقریر میکنند / ما از برونِ در شده مغرورِ صد فریب / تا خود درونِ پرده چه تدبیر میکنند / تشویشِ وقتِ پیرِ مغان میدهند باز / این سالِکان نگر که چه با پیر میکنند / صد مُلکِ دل به نیم نظر میتوان خرید / خوبان در این معامله تقصیر میکنند / قومی به جِدّ و جهد نهادند وصلِ دوست / قومی دگر حواله به تقدیر میکنند / فِیالجُمله اعتماد مکُن بر ثباتِ دهر / کـاین کارخانهایست که تغییر میکنند / مِی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب / چون نیک بنگری همه تزویر میکنند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف در این عرصۀ بزرگ همچنان مقاومت است و باز مقاومت، امری که کاربر عزیز در سؤال شمارۀ 42169 متذکر آن بودند. و به گفتۀ جنابعالی بنایتان این نیست که این امر را نادیده بگیرید بلکه سخن آن است که چگونه و باز چگونه تا نه زبانمان زبانِ معترضی شود که میگوید انقلاب اسلامی توان به دستیافتن اهداف خوب خود را ندارد و نه زبان آنانی باشد که گمان کنند همه چیز گل و بلبل است و ناتوانی آن عزیزانی که در کرایۀ خانههایشان و خرج فرزندانشان ماندهاند را نبینیم. و شاید جناب حافظ آنجا که میفرماید: «پنهان خورید باده که تَعزیر میکنند» حکایت همانهایی است که به نام انقلاب به میدان آمده بودند تا «ناموس عشق و رونق عشاق ببرند» اینان به حکم «عیب جوان و سرزنش پیر میکنند» از همه کس سریع القلمگونه و موسی غنینژادگونه طلبکارند. گویند: «رمز عشق نگویی و نشنوید / مشکل حکایتی است که تقریر میکنند» و فریبکاری را تا اینجاها جلو میبرند تا فرزندان انقلاب از سادهترین مطالبۀ خود که داشتن مسکن است در سرزمین گستردۀ ایران، منصرف شوند و گمان کنند شیخ و حافظ و مفتی و محتسب همه تزویر میکنند. در حالیکه ملاحظه کردید آقای شهید ایران و فرزندان انقلاب بعضاً خانهای برای سکناگزیدن ندارند. موفق باشید
استاد عزیز سلام. خدواند انشاءالله شما را حفظ کند. در رابطه با فرمایشات جنابعالی در خصوص ( هویت معلم در دنیای پسا جنگ ) ما مانده ایم و سبکی که هنوز به صورت مطلوب در ما ایجاد نشده تا همواره بتوانیم در نسبت با دانش آموزان به گونه ای شویم که همچون مغناطیس آنها را از فضای بی معنایی که در آن گرفتار شدند و خود را به تعبیر خودشان در باتلاق درس می بینند نجات دهیم. بزرگترین همّ و غم آنها نبود معنا از تعاریفی که برای آنها در خصوص درس کرده اند می باشد. آنها می خواهند این درس ها برایشان معنا پیدا کند و با درس ها نسبت پیدا کنند ولی فضای آموزشی برای آنها تعریف کرده که بخوان و حفظ کن و بیست بگیر و بعد هم فراموش کن و او به قول خودش می گوید، پس کو فایده اش؟ استاد سبک تان را به ما هم یاد بدهید تا همچون دانش آموزی که می فرماید درس خواندن برای من همانند فرو رفتن خنجری در قلبم بود و هیچ ارتباطی با آن نمی توانستم برقرار کنم و حال خود را مدیون استادی همچون شما می داند که موجب قبولی آن در کنکوری شدید که متقاضی اش دانش آموز گریز پایی بود که خوب تحصیل نمی کرد و حال رئیس سازمان برنامه و بودجه این کشور شده و از سخنانی که همچون مغناطیسی آن را به عالم معنا کشیده دم می زند https://eitaa.com/vo_isf/36901 و اکنون ما هستیم و راز این سخنانی که راه ارتباط ما با دانش آموز و دانش آموز با درس را در مقابل ما می گشاید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ابتدا رفاقت و احساس یگانگی با دانشآموز است که غذای جان معلم میباشد و معلم باید به دانشآموز، حقیقتاً بیش از جان خود عشق بورزد زیرا او وسعت معلمش میباشد. قبلاً عرض شد و به نظرم در خاطراتم باشد که از شهریور که هنوز یک ماه به گشوده شدن مدارس بود بنده آنچنان دلم هوای دانشآموزانی را میکرد که حتی نمیدانستم چه کسانی باید باشند؛ ولی به عشق آنها اشک میریختم. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA&tab=posts&inner_tab=leaflet . نکتۀ دوم اینکه بنده قابل آن نیستم ولی علت علاقمندیِ بنده به معلمی فرصتهایی بود که معلم میتواند مطالعه کند مانند سه ماه تابستان و تعطیلات عید، و اینکه 4 روز در هفته بیشتر درس نمیدهد بخصوص که سعی بر آن بود که زندگی معلمی را زندگی سادهای قرار دهیم و همسر بنده نیز به اهمیت کار واقف بودند. به همین جهت اگر چندین مرتبه باز به دنیا بیایم حتماً کسوت معلمی و یا کسوت روحانی بودن را انتخاب خواهم کرد. عرایضی در این رابطه شده است که خوب است سری به آن بزنید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85&tab=sounds موفق باشید
سلام و عرض ادب: ببخشید استاد آیا اجنه قابل دیدن هستند (مثلا اینکه میگن به جای پا، سم دارند) و دقیقا چین؟ و آیا خطری برای انسان دارند چون در قرآن گفته شده به خدا پناه میبرم از شر جن و انسان.
باسمه تعالی: سلام علیکم:عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست، شده است. به نظر میاید نباید چندان معطل این امور شد و با اذکار توحیدی مانند آیت الکرسی میتوان آنها را دفع نمود. موفق باشید
۱. استاد چرا عده ای با وجود صراحت کلام سید علی خمینی سخنران مدعو مراسم رهبری ، باز با تقطیع و شیطنت و نامردی سعی دارند به فتنه گری و بی اعتبار سازی نهادها و تصمیمات نظام ادامه دهند؟ ۲. خاطر شریفتان هست سالیان قبل در یکی از انتخابات ها رهبر شهید گفتند نظر من به فلان کاندیدا نزدیکتر است ، بر اساس قاعده ای که عده ای دارند تشریح و بنا میگذارند که مسئولان وقتی نظر رهبری را میفهمند دیگر حق ندارند خلافش را انجام دهند و بالاترین نهاد نظام یعنی شعام را انگ میزنند و تخطئه میکنند که آرائشان باطل است چون میدانستند نظر رهبری این نیست ، بر این مقدمات این افراد نتیجه نخواهند گرفت که مسئولین موظفند آراء انتخابات را در مثال فوق دستکاری کنند؟ و یا اگر سهام حق ندارد رای دیگری دهد پس به طریق اولی مردم حق ندارند رای دیگری دهند ؟ عاقبت این حرف های عجیب به کجا ختم میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : حقیقتاً به نکته مهمی متذکر هستید و دغدغه بنده نیز از همین جنس است که چرا همدیگر را نمیفهمیم و چرا در جهانِ نیروهای انقلاب که انگیزههای مقدس دارند حاضر نباشیم ؟ بنده نیز همین نوع فعالیتهایی که متذکر شدهاید را دیدهام و واقعاً نگران هستم که چرا بعضیها با انگیزه های به ظاهر انقلابی و ولایی ، چنین میکنند. امید است مردم عزیز ما مرز خود را از این افراد جدا کنند . نمونه کارهایی که انسان را نگران میکند میتوانید ملاحظه بفرمایید https://eitaa.com/arshiv3133/250 که چگونه با تقطیع سخنان حجت الاسلام آقای سید علی خمینی عملاً موضوع را تغییر میدهند. خود مردم ما باید با هوشیاری و سواد رسانهای متوجه این امور باشند. اتفاقاً آقای مهدی محمدی متذکر همین امر شدند که جناب حجت الاسلام سید علی خمینی بر آن تاکید داشتند https://eitaa.com/mohammadi61/1046 موفق باشید
