سلام و رحمة الله: استاد طاهر زاده عزیز آیا می توان گفت که ما در محاسبات مان در خصوص دشمن در مواردی خوش بينانه عمل کرده و آن را دست کم گرفته و کوتاهی می کنیم؟ از سخنرانی رهبر شهید در جمعه نصر گرفته که فرمودند ما هیچ احتمالی نمیدیم که دشمن بخواد از بیرون به ما حمله کنه و تا صحبت شما در خصوص محاصره دریایی ترامپ که آن را احمقانه خطاب کردید ولی امروز در برنامه هایی همچون به وقت ایران و افرادی همچون آقای مهدی محمدی اون را موثر دانستند و یا در موردی ديگر که عرض کردم مسائل را خوش بینانه نگاه میکنیم بدین جهت بود که خود آقا نیما در برنامه به وقت ایران هم اشاره داشتند که این محاسبه اسرائیل از اینکه ما به تهدیدات مون عمل نمیکنیم ناشی از رجز های بی مورد فرمانده هامون هست که بی جا رجز می خوانند و در وقت عمل کوتاهی می کنند مثل سخن اون بزرگواری که می فرمود اگر خلبان اسرائیلی از روی باند بلند شه و ایران را بزنه وقتی برگرده اسرائیل نیست که روش بشینه و این موارد طبق گفته بچه های به وقت ایران در دستگاه محاسباتی دشمن اثر گذار هست و یا آقای مهدی محمدی در اوایل مذاکرات چندین بار گفتند که باید محاصرات برداشته شود و تحت هیچ عنوان نباید تثبیت بشود و آتش بس کامل در لبنان اجرا شود تا ما به مذاکره برویم که هیچ کدام شان محقق نشد و محاصره همچنان باقیست و ما مانديم و خوش خیالی های مان از اساتید. استاد ما ریشه این مشکلات را از کجا بینیم؟ و چطور جمع بندی کنیم که هر دفعه پیش خودمون نگیم که نکنه این حرفا که میزنن همش خیال باشه و با واقعیت ها ما سوپرایز بشیم مثل زمانی که اقای خوش چشم گفتند که جنگ نمیشه و اگر هم بشه رهبر را نمی زنند؟ استاد اگر ما این نظام را دوست نداشتیم این سوال را که ناشی از نگرانی ها هست نمی پرسيديم و واقعا هم نگرانی داره که چرا سخن اساتید و عزیزان ما در اون سطح که خودشان مد نظر ها می آوردند محقق نمیشه و نکنه این ديدگاه ها موجب اشتباه رفتن مسیر بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد همانطور که جنابعالی دقت فرمودهاید، در نگاه تمدنی و اینکه بحمدالله ایران میتواند جهانی برای بشر این دوران شود؛ بسیار مفصل است. و همچنانکه مکرراً عرض شده https://eitaa.com/bartarin_hozoor . ما در این شرایط تاریخی که انسانها هر کدام در سوبژگیِ خود جهانی هستند که باید با جهان آنها ارتباط برقرار کرد به راحتی نمیتوان در میدان ردّ و قبول اهل فکر مسئله را تمامشده به حساب آورد. عرض شد بحث آن مفصل است بخصوص در شرایطی که طلوع خورشید تمدن نوین اسلامی در حال ظهور است. در رابطه با اینکه باید در فهمِ انسانها حاضر شد که امری ماورای معنای ظاهری کلمات آنان است؛ در این رابطه مصاحبهای با جناب حجت الاسلام آقای روح الامین شده است که فکر میکنم امکان تفکر در این موضوع را میگشاید. https://eitaa.com/varastegi_ir/2244 موفق باشید
سلام استاد: در کتاب جایگاه رزق در هستی فرمودید رزق خودش میاد با کمی تلاش. حالا بنا، روحانی یا حسابدار باشید اما در صحبت حضوری من گفتم میخوام طلبه بشم فرمودید خونه و ماشین کسی برات تامین میکنه برو حوزه اما اگه نه برو فرهنگیان و از حقوقش استفاده کن، خب این با حرف کتاب در تناقض هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! رزق، مقسوم است و خداوند راههای کسب آن را در مقابل ما میگشاید. با توجه به شرایطی که فرمودید و قبولی دردانشگاه فرهنگیان گمان میرود مسیر رزق شما حضور در دانشگاه فرهنگیان باشد. ولی اگر خداوند جنابعالی را علاقهمند کرده به حضور در حوزه، ان شاءالله از همان طریق رزق شما را نیز فراهم میکند. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار این روایت یعنی چی؟ امام باقر علیه السلام فرمودند: «خدا در روز قیامت نسبت به بندگان خود به اندازه ی عقلی که به آنها داده خرده گیری می کند.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همینطور است. همانطور که در سؤال 42252 ملاحظه میفرمایید حضرت یونس «علیهالسلام» فقط در آن حدّ که خدا به آن حضرت نفرموده بودند برود، و رفتند؛ اینچنین سختگیری شد. حضرت یونس «علیهالسلام» کجا و بندههای عادی کجا! موفق باشید
با سلام: رفقا در گروه جهادی نورالزهرا سلام الله علیها فعالیتهایی جهت کمک به نیازمندان انجام میدهند که در جای خود ارزشمند است. حال سوال شده است که آیا باید این نوع فعالیتها را به اطلاع دیگر افراد برسانند و یا بی سر و صدا انجام دهند؟ با تشکر باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنایی که خداوند میفرماید: «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» آری! باید به کمک همدیگر در کارهای خیر شرکت کنیم. و از این جهت بقیه را در جریان قراردادن، نوعی کمک کردن به آن افراد است تا در این امور خیر شرکت کنند و این نوع تبلیغ، غیر از خودنمایی و ریاکاری میباشد که افراد بخواهند خود را مطرح کنند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که قبلاً عرض شد https://eitaa.com/matalebevijeh/22414 به همان معنایی که خداوند میفرماید: «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» آری! باید به کمک همدیگر در کارهای خیر شرکت کنیم. و از این جهت بقیه را در جریان قراردادن، نوعی کمک کردن به آن افراد است تا در این امور خیر شرکت کنند و این نوع تبلیغ، غیر از خودنمایی و ریاکاری میباشد که افراد بخواهند خود را مطرح کنند. موفق باشید
سلام و عرض ادب: استاد بنده نوجوانی پسر و ۱۶ ساله هستم. یک قِسم سوالاتی ذهنم رو بسیار درگیر کرده. چرا من خلق شدم؟ چرا من انسان خلق شدم و موجود دیگری خلق نشدم؟ چرا من مرد خلق شدم و زن خلق نشدم؟ چرا من توی این کشور و این شهر به دنیا اومدم و جای دیگری متولد نشدم؟ چرا توی این برهه تاریخی به دنیا اومدم؟ چرا توی این خانواده به دنیا اومدم؟ چرا... یا بعضی وقت ها هم أعوذ بالله این سوال ها برام به وجود میاد که: أعوذ بالله چرا من معصوم و امام خلق نشدم؟ یا أعوذ بالله چرا من که موجودیت دارم اون موجود واجب الوجود (خدا) نشدم؟ این چراها خیلی ذهنم رو درگیر کرده. اگر میشه پاسخم رو بدید و اگر کتابی هم هست معرفی کنید. ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این روحیه، روحیۀ خوبی است. از این جهت خوب است که با یک برنامۀ مطالعاتی، خودتان به بهترین شکل میتوانید جواب این سؤالات را بدهید. پیشنهاد میشود با کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و شرح استاد وحدتیفر شروع فرمایید https://eitaa.com/tafakorism/3776 و سپس با کتاب «آشتی با خدا» و کتاب «چه نیازی به نبی» کار را ادامه دهید. که اصل کتابها و صوت آن روی سایت هست. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: ببخشید استاد برای من چالش تکراری پیش اومده که فکر میکنم قبلا هم خیلی ازش صحبت شده ولی هنوز برام روشن نیست. گاهی ما قبض و بسطهای روزمره رو داریم که بحثش جداست، گاهی فراتر از روزمره احساس میکنیم یک تاریخی در زندگیمون عوض شده و وارد تاریخ دیگری از عمرمون شدیم و این رو کاملا احساس میکنیم یک شور و حیات دیگری داریم در عین همه قبض و بسطها و فشار و درگیریهایی که تو دل خود همین تاریخ جدید هم هست. اما به یک آن انگار اون تاریخ اون حضور جدید از دست میره! انگار همه چیز از دست رفته. من همه این سالها همش اینو به گناهان ربط میدادم و هی فکر میکردم حتما گناهی کردم که اینطوری شده و احوالات و حیات نویی بوده که از دست رفته. اما هنوز نمیدونم این اتفاق چیه و چطور باید باش مواجه شد. این رو هم باید جزو قبض و بسطهایی حالا فراتر از روزمره بدونیم و نگاه علت و معلولی که هی بگیم از گناهه ندونیم؟ یا نمیدونم چطور باید در این احوالاتی که به شدت منفی و احساس از دست رفتن همه اونچه تاریخ نو و حضور نویی بوده همچنان زندگی کرد و فعال بود؟ همش فکر میکنم آیا آقای شهید ما هم این فروبستگیها رو تجربه میکردن؟ چطور همیشه انقدر فعال بودن و حیات داشتن؟ این داشتن حیات و شور دائمی در هر احوالی واقعا برام پرسشه. ازتون ممنونم خدا شما رو حفظ کنه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «ای برادر عقل یک دم با خود آر / دمبدم در تو خزان است و بهار» در خزان صبر میکنیم تا بهارمان سر برسد. خیلی سر به سر خود نگذارید معلوم نیست آن عباداتی که در این شرایط میکنید از نظر بهره و نتیجه کمتر از آن عباداتی باشد که در بهار قلب انجام میدهید. صبر در مسیر دینداری غوغا میکند. معلوم است که در این مسیر گاهی ما با بهارِ شور و شوق معنوی روبهروئیم، و گاهی با خزانِ آن. عمده آن است که بدانیم در حال بسطِ بهاری شکر پیشه کنیم و در حالت قبض پاییزی صبر. موفق باشید
سلام علیکم خدمت استاد گرانقدر: ۱. ببخشید اینکه میگویند ذکر لا اله الا الله فقر می آورد آیا حقیقت دارد؟ ۲. اگر فقر می آورد منظور فقر مالی هست یا فقر سلوکی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به ما فرموده اند: «سید الکلام» قول «لا اله الا الله» می باشد و با این ذکر انسان، راه انس با حضرت محبوب را بر قلب خود می گشاید، چرا باید به این حرفها توجه کرد؟! موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: میشه بفرمایید جریان دقیق جام زهر چی بوده؟ آخر ما نفهمیدیم امام واقعا ناراضی بودند و مسئولین به خصوص آقای رفسنجانی امام رو یه جورایی دور زدند یا امام با توجه به شرایط این تصمیم رو خودشون گرفتند و با توجه به شرایط امکان ادامه جنگ نبود؟ یا.... هرکسی یه چیزی میگه این روزها.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به پیام حضرت امام خمینی به ملت ایران در سالگرد کشتار خونین مکه در رابطه با (قبول قطعنامه 598) در ۲۹ تیر ۱۳۶۷ رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/leaflet/462?mark=%D8%AC%D8%A7%D9%85%20%D8%B2%D9%87%D8%B1 در ضمن سؤال و جوابهای شمارۀ ۳۸۳۲ و ۲۱۰۶۵ در این مورد نکاتی را در بر دارد. موفق باشید
بسمه تعالی. عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد فرزانه و عزیز. غرض از مزاحمت : ۱. اولا عرض تبریک روز عید غدیر با تاخیر ۲. ثانیا، میخواستم نظر حضرت استاد را در مورد حضوری بدانم که در آن تصمیمات فرماندهان ما همان تصمیم مردم است و مردم به آن اعتماد دارند. چه میشود که مردم مذهبی بیشترشان در فضای مجازی احساس همراهی با فرماندهان دیپلماسی و گاهی حتی با فرماندهان نظامی نمیکنند! متن جالبی در ایتا دیدم که در کانال منتشر کردم که اینجا تقدیم شما میشود:
ان شاء الله زودتر به این بلوغ برسیم که برای فرماندهان میدان، تعیین تکلیف نکنیم. وقتی ما که هیچ تجربهای در مسائل نظامی نداریم، و هیچ اطلاعی از شرایط و اطلاعات مگو نداریم، صرفا از روی هیجان، تکلیفی را برای نیروهای نظامی مشخص میکنیم، در صورت عدم تحقق خواستهمان، یا رسماً سیاسیون را متهم به دخالت در امر نظامیون میکنیم، یا ناخواسته چنین برداشتی را در ذهن مخاطبمان ایجاد میکنیم. نتیجه هم یک چیز است، تصور دودستگی در میان مسؤلین سیاسی و نظامی و ایجاد تردید و ناامیدی در جامعه. ای کاش زودتر به این بلوغ برسیم سخن سدید - [ @tafakorism | تفکریسم ] التماس دعا یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همۀ سخن همین نکتهای است که فرمودهاید. ای کاش به لطف الهی به این بلوغ سیاسی و اجتماعی برای حضور در ایرانی که در حال حاضرشدن در همۀ جهان است، برسیم که به توصیۀ رهبر معظم انقلاب با اعتماد به مسئولان و با امیدواریِ تمام، دلگرمِ حضور در راهی باشیم که آغاز کردهایم و خود را مشغول شایعاتی که بعضاً توسط دشمنان ساخته شده است، نگردیم.
آری! اکنون ایرانیان با یک حادثه بزرگی روبهرو شدهاند و اینکه ما در این حادثه چگونه باشیم که ادامۀ آمریکا نشویم، موضوع بسیار مهم میباشد. و از این جهت جمهوری اسلامی به لطف الهی در آستانۀ حوادث این تاریخ به کشوری تبدیل شده که به خوبی میتواند از بحرانهای پیشآمده توسط فرهنگ غربی برای جوابگویی به نیازهای اصیل بشر جدید عبور کند، وقتی ما به شخصیت بزرگ ملت ایران بیندیشیم و در بستر رهنمودهای رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای گرفتار کوتهبینیها و اختلافات جزئی که ما را از آن افق بلند غافل میکند نگردیم. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم. شناختِ بستر؛ شناختِ ظرفیت هر موجودی بنای بر خلق فطری، خدا جوست و در راه یافت الهِ خود است. حال در این مسیر مائیم و ظرفیتی که در نسبت با آن در راه یافتیم. ظرفیتی که میتوان آن را با شناختِ بستر شناخت و رحمت الاهی را در نسبت با حدیث "رحم الله من قدر نفسه" از آنِ خود کرد. همانگونه که مرحوم صدرا میفرماید "النفس جسمانیه الحدوث روحانیه البقاء" که نشان از حضورِ نقشِ جسم و جسمانیت در شکل گیری نفس است. بستری از جمله محل تولد، عادات و رسومات، علایق، خوراک و ... در آن حضور دارد و نقش آفرینی میکند. بیشک خامنه ای شهید را آن پدر عالم و آن مادر عالمه بباید، آن همسر زاهد بباید، آن سادگی بباید. آه را که درد است این سخن! و منی که زمانی بر دل می نگرم خود را طالب نهایت عشق و از خود گذشتن میبینم، اما عادات و اعتقادات خانوادگی و ... چون زنجیری بر پا بسته شده و از تعیّن بخشی آن مانع می گردد
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این نکتۀ مهمی است که متوجه باشیم همۀ موارد جسمانی و بیرون از نفس، معدّات و زمینهها هستند و نقش اصلی مربوط به نفس ناطقه است و عزمی که در درون خود دارد. چه بسیار کسانی که در محیطی خاص و خانوادهای غیر اصیل بودند، ولی با عزم فطری خود آن شدند که شدند. موفق باشید
استاد سلام: درعلم پزشکی امروزین و داروهایی که ساخته شده ما نمی دانیم هنگام مریضی به پزشک رجوع کنيم یا نه؟ چون از طرفی هنگام مریضی در دین آمده باید به پزشک مراجعه کرد و از طرفی پزشکان در تشخیص و تجویز بی پروا و بی رویه اقدام می کنند که در موارد بسیاری هوش مصنوعی بهتر از آنها عمل می کند و جدای از اسراف هایی که در زمینه دارو انجام می دهند هیچ اعتمادی به تجویز آنها نیست و داروها هم به خودی خود به بدن آسیب های فراوانی می رساند و ضررات بلند مدت بسیاری برای بدن دارد و ضررش بیش از نفعش است. ما چگونه در دستگاه دین و فضای مداوای امروزین مسئله بیماری و رجوع به پزشک را حل کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال علم پزشکی در جای خود به عنوان یک علم تجربی جایگاه خود را دارد هرچند بینقص نیست. ولی نمیتوان در شرایط امروز از آن منصرف شد همانطور که امامین انقلاب منصرف نشدند. آری! باید به پزشکانی رجوع کرد که در کنار آن علم، حکمت نیز داشته باشند. موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز: متاسفانه یا خوشبختانه بنده با سن بسیار کمی که دارم با آثار ابنعربی و قونوی آشنا شدم. متاسفانه یا خوشبختانه متوجه میشم که قونوی و ابن عربی چه میگن. خوشبخانه یا متاسفانه نه تنها برام سنگین بلکه شوق من رو برای طلب خدا بیشتر میکنه. بنده بارها که مزاحم شما شدم فرمودید خودشناسی کار کنید بنده از کتاب جوان و انتخاب بزرگ تا آشتی با خدا را مطالعه که کردم یک چیزی متوجه شدم خودشناسی یعنی خودفراموشی یا فناء. از نظر بنده مهم تر از تجرد نفس ارتباط خود با خداست که معلوم میکنه نسبت خود با خدا مثل سایه و صاحب سایه هست. الان چیزی که برای من سوال شده که نکنه سیر و سلوک در سن من خطرناک باشه و وقتش در ۸۰ سالگی باشه. هر چه طلب معرفت کردیم فهمیدم که من دچار مفهوم ذهنی خشک خدا شدم و درگیر ذات خدا هستم که آرامش ندارم. وقتی که حسین آینه خدا نما رو دیدم متوجه شدم یک نسبت حسین که با وجه تاریخی من و امثال من میشناسند حقیقتش نسبتش با خدا نسبت سایه و صاحب سایه هست در واقع حسین (ع) نبود که با یزید بیعت نکرد خدا بود. حسین نبود که شمشیر کشید. خدا بود حسین نبود که آن سخان تن لرزان را میگفتد در واقع خداست. گوینده خداست. شنونده خداست. بیننده خداست. فاعل حقیقی خداست. دو حسین یک نوری از حقیقت محمدیه است که آینه تمام نمای خداست من خدا را در حسین میبینم. اما ترس بنده اینکه دارم راه اشتباه میرم و این مباحث مال ۸۰ و ۹۰ سالکی هست نه ۱۵ سالگی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این انوار اسمای حسنای خداوند است که در شخصیت اولیای الهی به ظهور می آید و این غیر از ذات خداوند است که قابل فکر و قابل رؤیت نیست. اگر انسان با خداوند از طریق مظاهر اسمای الهی مأنوس شود، هر اندازه جلو و جلوتر رود بیشتر با حضرت معبود و حضرت محبوب مأنوس میشود. موفق باشید
سلام علیکم: خدا قوت التماس دعا داریم .حاج آقا با توجه به سخنرانی ۱۴۰۲ رهبر شهید با طلاب و مبلغان از طرفی و از طرف دیگر روح حاضر در جهان کنونی (که عبارت باشد از سرعت در فهم رسانه ای و مجازی) به نظر شما در وضع کنونی تبلیغ به شیوه منبر و سخنرانی چقدر موثره؟ و در آینده چقدر موثره؟ به نسبت گذشته که تقریبا تمام تبلیغ در منبر و سخنرانی منحصر میشد، اکنون و آینده چند درصد در سخنرانی منحصر میشه و چه ابزارها و چه شیوه های دیگری حضور خواهند شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این نکته، نکتۀ مهمی میباشد و از این جهت نمیتوان در ادامۀ تبلیغ دین از حضور در فضای مجازی غفلت کرد. با اینهمه بالاخره مسجد و منبر استعداد آن را دارد که نکاتی را با مخاطب در میان بگذارد که فقط در آن فضا، آن نکات امکان ظهور و تذکر دارد. و از این جهت باید متوجۀ نیاز اصیل افراد امروزین تاریخمان بشویم و در آن راستا فضای «اشاره» به حقیقت را به میان آوریم. که البته این مطلب، عرض عریضی دارد. حداقل خوب است که طلاب عزیز نسبت به آن بیندیشند. موفق باشید
به نام خدا سلام و عرض ادب و احترام دارم خدمت شما استاد عزیز و گرامی: با توجه به اینکه تحلیل جنگ از جهتهای مختلف مورد اهمیت هست ازتون درخواست دارم تحلیل و نگرش توحیدی خود را نسبت به جنگ اخیر بفرمایید و لطفا در خصوص نسبت ترس با ایمان و اینکه برخی از افراد با کمترین و کوچکترین تهدید ترامپ و همدستانش تمام پیکره توحید خود را از دست میدهند و عظمت و دست الهی بر سر ملت و جامعه اسلامی را نادیده میگیرند هم ممنون میشم تحلیلی داشته باشید و بفرمایید یک جامعه توحیدی. و ایمانی با چه معیارهایی از ایمان به قله خواهند رسید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین رابطه تا کنون ۴۵ نکته تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در کانال https://eitaa.com/bartarin_hozoor مطرح شده است. از جمله شماره ۴۴ آن اشارات که عنوان آن «نگاه توحیدی به رخداد ها و برکات آن» میباشد 2- ترس را میتوان یک امر روانی دانست. مهم آن است که با اعتماد به سنت الهی که آن دفاع از حق و شکست باطل است، مسیری که به لطف الهی برایمان در این تاریخ به طور خاص پیش آمده است، ادامه دهیم. موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار. حقیر دورههای اخلاقی زیادی گذراندم، و از محضر یکی از اساتید بزرگ اخلاق که مورد تایید شماست بهره بردم، و همهی آرامش زندگیم رو مدیون آن استاد بزرگ هستم که چند سالیست به رحمت خدا رفتند. یکی از بزرگترین مسائلی که در خودم پیدا کردم که ظاهراً اکثر مشکلاتم ریشه در همین موضوع داره سنگدلی و مهربان نبودن بنده است، بنحوی که اگر کاری هم برای دیگران می کنم از روی وظیفه یا بجهت انجام واجب و مستحب است، نه از روی محبت و دل رحمی و درک عواطف. آیا راهی برای درمان این حالت وجود داره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به انسانیت انسانها نظر کنیم و صفایی که در بنیان آنها نهفته است و دلسوزی و ارادت برای آنها، زمینۀ تجلیات انوار الهی از طریق همان انسانها به ما میشود. و در این رابطه حتی باید خطاهایشان را نادیده گرفت و تنها دشمنان خدا و دشمنان انسانیت از این قاعده مستثنی میباشند. موفق باشید
مغفولات_جنگ برای گذار از دوگانه (جنگ_معیشت) سر تفنگ را نباید فقط به سمت اصلاح طلبان تندرو بگیریم. مشهود است که آن ها تلاش می کنند معیشت را دستاویز تحقق لیبرالیسم مطلق و تقابل با سیاست مقاومت جمهوری اسلامی سازند. اما آنچه مشهود نیست سر طیف دیگر است که حقيقتا معیشت را به بهانه جنگ و مقاومت قربانی می کند و درد آنکه برخی تحت تاثیر آن هستند. غافل از اینکه این سناریو بخشی از همان پازل طیف اصلاح طلب است منتها در سمت راست میدان! باید مقاومت کرد. باید در میدان بود. باید خیابان را حفظ کرد. باید عرصه نظامی را حفظ کرد. باید زندگی کرد. باید با خانواده بود. باید تفریح رفت. باید کار کرد. و صدها باید دیگر. اگر این باید ها در کنار هم قرار نگرفتند آن وقت عده ای خواهند گفت: باید مقاومت کرد. باید در میدان بود. باید خیابان را حفظ کرد. باید عرصه نظامی را حفظ کرد. اما باید زندگی کرد. اما باید با خانواده بود. اما باید تفریح رفت. اما باید کار کرد. و صدها امای دیگر! بخش مشکل ساز ماجرا همین اما هاست! چرا اما؟ مگر این ها دوگانگی یا حتی فاصله ای دارند؟ این ها عین هم و در امتداد هم هستند! مقاومت سبک زندگی و شیوه زندگی ماست. نه یک عنصر تحمیل شده بر آن. آنچه این دوگانگی را می سازد و کم کم مردم را از میدان حضور به در می کند ساخت این اما هاست. و این اما ها در شیوه تحلیلی غلط و رفتارهای غلط ما انقلابیون و مذهبی ها رخ می دهد. خاطره ای از حضرت امام نقل شده است که عده ای وارد منزل ایشان می شوند و خطر جدی ورود بالگرد های آمریکایی (حمله آمریکایی ها) را به ایشان با اضطراب متذکر می شوند. نقل شده که حضرت امام در حال نشان دادن یک گل به نوه شان بودند و در همین حال بدون اینکه از این کار دست بکشند فرمودند (آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند!) و سپس نشان دادن همان گل را ادامه دادند و با لبخند مکالمه را با نوه شان ادامه دادند. حتی برخورد امام هنگام ورود به کشور (احساس خاصی ندارم!) و مواردی از این دست گویای همین است که وزنه توحید در سینه ی حضرت امام باعث شده بود که ایشان به این راحتی ها تحت تاثیر اتفاقات جا به جا نشوند! زندگی همواره برای حضرت امام ادامه داشت و اتفاقا همین روحیه مقاومت بود که زندگی را جریان می بخشید و به آن شأنی عارفانه و آرام می داد! زندگی که مختل نمی شد! نمونه ای در زندگی ایشان نمی یابید که برخوردشان با خانواده یا اعمال عبادی شان متاثر از تنش های سیاسی و جنگ و مقاومت شده باشد. چون اتفاق مقاومت بود که به زیست ایشان اینقدر آرامش و ثبات بخشیده بود. ما کجای کاریم که گاهی به سبب حضور در خیابان و تحت تاثیر جنگ و مقاومت گاهی نمازمان هم قضا می شود! گاهی مديريت نمیکنیم و دیگر نمیتوانیم برای خانواده، تفریح، دوستی، صله رحم و حتی عبادت آنگونه که لازم است وقت بگذاریم. ما بعضا در ساحت درستی قرار نداریم مگرنه اتفاق حضور در خیابان باید سبب افزایش همدلی ها، صله رحم ها، افزایش کیفیت عبادات، حتی افزایش رزق ما شود. عده ای وانمود می کنند که مقاومت نمیتواند وارد معیشت مردم شود و آن را مختل خواهد کرد. اما به گونه ای نباشد که اندیشه و رفتار و عملکرد ما همین امر را به گونه ای دیگر تایید کند که : معیشت نمیتواند وارد مقاومت مردم شود و به واقع معیشت و پرداختن به زندگی سبب مختل شدن مقاومت خواهد شد. هر دو این ها دو روی یک سکه اند. حال آنکه وزنه توحید در سینه و اندیشه انسان آنچنان معیشت و مقاومت را در هم تنیده می سازد که زیستن عین مقاومت کردن و مقاومت کردن عین زیستن است. باید مثل حضرت امام بود. برادر و خواهر عزیز مبادا مقاومت و حضور شما در صحنه خیابان به زندگی شخصی تان، به روابط شما با خانواده و دوستانتان، به کمک شما به پدر و مادرتات، به سلامت زندگی و یا کیفیت عبادت های شما تاثیر منفی بگذارد که اگر چنین باشد مکر و راهزنی شیطان است. در ساحت توحید زندگی شخصی و مقاومت به هم برسند نه تنها تناقض و دوگانگی درکار نخواهد بود بلکه مطابق سیره شهدا رشد در یکی رشد در دیگری را خواهد داشت. دستی که میخواهد این دو را از هم تفکیک کند دست شیطان است. چه با دست راست بیاید چه با دست چپ! اگر این ها از هم جدا شدند. کالبدی از خود خواهید ساخت که بدون فراگیری روح توحید، تلاش میکند صرف چند دیدگاه سیاسی در میدان حاضر باشد و در نهایت نیز با همان دیدگاه از میدان خارج خواهد شد «نمیتوان با تفکر جناحی حضور در صحنه تاریخی امروز را محقق ساخت.» مقاومت عین زندگی است. زندگی کنید تا مقاومت کنید! و مقاومت کنید تا زندگی کنید! هیچ کس به اندازه امام زیستن را تجربه نکرد! و هیچ کس به اندازه امام در تولد مقاومت در این صحنه تاریخی نقش نداشت! م.ح.ک سلام و رحمت خدمت استاد عزیز. ممنون میشم نظر و دیدگاه خودتون رو در خصوص متن بالا بیان بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ سخن و همۀ زندگی در همیشۀ تاریخ یک کلمه بیشتر نیست که خداوند در خطاب به هر آن کس که انسانیت انسانها را درک میکند، میفرماید: «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً» (نساء/۷۵) چرا در راه خدا، مردان و زنان و كودكانى كه تضعيف شدهاند، پيكار نمىكنيد؟! همان افراد (ستمديدهاى) كه مىگويند: «پروردگارا! ما را از اين شهر كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر! و از طرف خود، براى ما سرپرستى قرار ده! و از جانب خود، يار و ياورى براى ما تعيين فرما» آیا سبک و جایگاه ما در نسبت با مظلومان عالم بخصوص مردم فلسطین چنین جایی نیست؟ و آیا راز مقابلۀ جبهۀ استکبار و صهیونیسم با ما به جهت همین دفاع مقدس از مظلومان نمیباشد تا از این طریق در سنت دفاع از حق در مقابل باطل قرار گیریم؟ که راز آرامش حضرت سیدالشهدای انقلاب یعنی امام خامنهای بود.
حقیقتاً روزنۀ توحید الهی یعنی قلب حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» جز همین راه نبود که در آیۀ فوق با همۀ بشریت در میان گذاشته شد زیرا در این حالت است که اتفاقاً زندگی در سلامت خود ادامه مییابد در مقابل روح رانتخواران و الیگارشیها که معلوم نیست چه چیزی را به نام زندگی برای خود تعریف کردهاند که همه چیز هست جز زندگی. آری! حقیقتاً آن کس که زندگی و مقاومت را دو چیز میداند، حقیقتاً در اختیار شیطان قرار خواهد گرفت زیرا در راهی که رهبر الهیِ این تاریخ در مقابل مردم ما گشودند؛ قرار ندارد. و در این مورد برای خودآگاهیِ تاریخی باید سخنها گفت. موفق باشید
سلام محضر استاد عزیز: من یک سال پشت کنکور موندم خودم خواستم که فرصت داشته باشم فکر کنم چیکار کنم و الان انشاءلله میخوام بخونم برم جامعه الزهرا قم. خانواده مذهبی دارم ولی به حوزه نظر خوبی ندارن میگن بری حوزه همین دینی که داری و از دست میدی و همه تو حوزه میخوان امام خمینی بشن و هیچکسم نمیشه و حوزه جلو فعالیت فرهنگی و میگیره و هزارتا مسئله دیگه. سوالم از شما اینه با چه دیدگاهی باید وارد حوزه بشم من اینقدر فهمیدم که میخوام عمرم رو صرف این مباحث بکنم و در این راه باشم. ببخشید وقت شما رو گرفتم. لطفا یک راهنمایی راجع به حوزه بکنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد کاربران عزیز سؤالات متعددی فرمودهاند که خوب است با رجوع به آنها ان شاءالله تصمیم خود را به بهترین نحو بگیرید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87%20%DB%8C%D8%A7%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87&tab=quests&inner_tab=all-quest موفق باشید
سلام علیکم: در آخرین سوال درباره تزاحم حکم قصاص سران آمریکا و مذاکره با آنها سوالی پرسیدم که جواب شما برای بنده قانع کننده نبود. بگذارید سوال رو طور دیگه مطرح کنم. هر مذاکره به توافق و تفاهمی باید منتج بشه و اینها هم تا امضا رئیس جمهور کشور طرف مذاکره نباشد اعتباری ندارد! حال که به فرموده امام جامعه امضا رئیس جمهور آمریکا فاقد اعتبار است آیا جایگاهی برای مذاکره باقی میماند یا طبق معمول مذاکره کننده های ما با دیدن پوست موز روی زمین باید بگویند ای وای دوباره باید به زمین بخوریم؟؟؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به پیام رهبر معظم انقلاب نسبت به دلسوزی مسئولین محترم، وقتی رهبر معظم انقلاب به خوبی جایگاه رئیس جمهورآمریکا و آمریکا را آنچنان روشن میفرمایند «...که امضای رئیسجمهور امریکا چقدر بیارزش و نامعتبر است و زورگوئی، تمامیّتخواهی و وحشیگری، اجزاء لاینفک مرام و مسلک آمریکایی میباشد. امروز شیطان بزرگ بار دیگر چهرهی واقعی و بدون نقاب خود را آشکار کرده تا این تجربهی تاریک از جنایت و بدعهدی، سند محکم دیگری بر دروغگویی، غیرمنطقی و غیر قابل اعتماد و پلید بودن آمریکا باشد.» فکر نمیکنم جایگاهی برای تفاهم حتی تفاهمی که مفاد آن را ما تعیین کرده باشیم باقی مانده باشد. به هر حال این رهبر انقلاب هستند که با بصیرت تمام و درک شرایط تاریخی مان تصمیم میگیرند. موفق باشید
سلام و عرض ادب: چهل و هشت سال پیش ۹ شهریور ۱۳۵۷ امام موسی صدر ربوده شد، پرسش بنیادین این است که چرا امام موسی صدر بدست فراموشی سپرده شده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که در این مورد بسیار تلاش شد، ولی وقتی معمر قذافی به درک واصل شد راهی برای ادامه نمانده است وگرنه عزیزان هرگز کوتاه نیامده و هنوز هم کوتاه نمیآیند. موفق باشید
به دلیل اشتباهی که سالها پیش در مشورت و اصرار برای یک تصمیم مهم در زندگی یکی از عزیزانم داشتم، اکنون دچار عذاب وجدان و افسردگی شدید شدهام. با اینکه سالهاست متوسل به اهلبیت (ع) و نذر و نیاز های بسیار کردم که اگه اجابت میشد، به آسودگی میرسید، اما وضعیت آن عزیز تغییر نکرده و دیگر امیدی به رهایی او از این پیش آمد نیست، این موضوع باعث شده نسبت به الطاف الهی ناامید شوم و احساس گناه عمیقی مرا رها نکند. چگونه میتوانم این بار سنگین را از دوش بردارم و آرامش قلبی و اعتمادم به تقدیر الهی را دوباره به دست بیاورم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این احوال که بالاخره وظیفۀ شما در عین استغفار و تلاش برای جبران است؛ باید به این نکته هم فکر کرد که شاید تقدیر او چنین بوده است و بدین لحاظ نباید از رحمت الهی مأیوس شد. موفق باشید
به نام خدای حکیم سلام علیکم استاد بزرگوار شیخ نظامی هستم شاگرد همیشگی شما همانطور که مستحضرید به لطف هدایت ها و مباحث عالی شما در پانزده سال گذشته برای بکارگیری مباحث معرفت نفس در روشهای تربیتی کودک و نوجوان، در خانه معرفت مشهد، تلاش های زیادی انجام گرفته است. در زمبنه دستیابی به شیوه های انتقال مفاهیم عمیق معرفت نفس به نسل نو، انچه انجام شده است به شرح ذیل است. الف: برکزاری سالانه کارگاه های آموزشی تخصصی برای مربیان و والدین آشنا به مباحث معرفت نفس، ودر پایان هر دوره، بررسی و ارزیابی نقاط قوت و ضعف و کارآمدی روش های ارائه شده با بکارگیری عملیاتی آن ها توسط شرکت کنندگان و ارائه طرح درس و ارتقاء محتوای اموزشی در سال بعد. ب:انجام پژوهش های علمی و دانشگاهی در قالب پایان نامه های دانشجویان روانشناسی ایرانی و غیر ایرانی به منظور ساماندهی مبانی روشهای ارائه شده در قالب علمی قابل استناد. استاد ارجمند در آستانه برگزاری دهمین دوره کارگاه آموزشی تخصصی هستیم. در این دوره ابتدا مخاطبان مجموعه صوتی در باب مقایسه مبانی تمدن ایران شیعی، و تمدن غرب در انسان شناسی و جهان بینی و ظهور این مبانی در انواع محصولات فرهنگی و تربیتی را دریافت می کنند. هدف از این محتوای آموزشی آنست که شرکت کنندگان ، خود قدرت تحلیل و بررسی و شناخت در انواع مفاهیم ارائه شده به نسل نو را داشته باشند مثلا انسان و جهانی که به فرزند ما در داستان سیندرلا عرضه می شود با مبانی تمدنی ما چه تمایزها و یا اشتراکاتی دارد و مربی یا والد این نگاه را در دوره آموزشی تمرین کند تا کم کم بتواند به متربی هم این نکاه را منتقل کند. این مساله از نگاه ما می تواند یک نکاه فرقان گونه به مربی یا والد بدهد و به تدریج این نگاه به متربی نیز منتقل گردد تا هر محصولی اعم از پوشاک، فیلم ، کتاب، موسیقی و.. را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد و سپس در شناخت نسبت خود با آن، آگاهانه آن را انتخاب یا کنار بگذارد یا محتاطانه انتخاب نماید. در بخش دوم مباحث مطرح شده در جلد هشت اسفار در باب معرفت نفس به شیوه های متنوع عملی در کار با کودک و نوجوان ارائه می گردد. بنا بر این هست که کودک و نوجوان با این مباحث مواجه شوند در قالب های مختلف مانند بازی یا داستان و.. و روش بیان مستقیم کمتر استفاده شود، یک فرایند تجربه خود حقیقی در قالب های مختلف مانند بازی یا داستان و.. و روش بیان مستقیم کمتر استفاده شود. در نهایت برای بزرگسالان انتقال مفاهیم معرفت نفس که درنگاه اول برای برخی ثقیل و غیر قابل ارائه به کودک می آید، راهگشا گردد. غرض از این مطلب اینست که حضرتعالی توصیه و تذکاری در اصلاح این طرح اگر لطف بفرمایید، قطعا راهگشای ماست.اینکه محتوای کلی را مناسب می دانید و چه خلأ یا غفلتی ممکن است رخ داده باشد؟ اطلاعات دقیق تر دوره در کانال بارگزاری شده و سایر همراهان با مباحث ارزشمند حضرتعالی می توانند نکات پیشنهادی خود را به ایدی مسوول دوره منتقل و همراه ما باشند. لینک اطلاعات دوره خدمت دوستان https://eitaa.com/khanemarefat/2863
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید شکر کرد که متوجۀ راهی شدهاید که راه بشر آخرالزمانی میباشد، بشری که سؤالهای نهایی دارد و تنها با جوابهایی که جواب آن سؤالات است، قانع میشود و از این جهت است که گفتهاند: در این دوران، انسان خودش مسئلۀ خودش شده است. زیرا هیچ چیزی جز خودش را معنای بودن حقیقیاش احساس نمیکند و اگر بودن خود را که همان معنای او میباشد در میدان معرفت نفس در ابعاد گوناگون با او در میان نگذاریم تا وسعت خود را در امورات مختلف زندگی احساس نکند؛ پوچی و نیهیلیسم آزارش میدهد. حکایت نسبت او با خودش به عنوان حضوری بیکرانه و بودنی در نسبت خودش با دیگران به عنوان نسبت انسانیت او با انسانیت دیگر انسانها – که همان روحیۀ تمدنیِ بشر جدید است- و نسبت او با خالق خود که روحیۀ عبودیت است. آری! انسان آخرالزمانی در این سه نسبت میتواند متوجۀ خودش باشد به عنوان آن سه نوع نسبت. و بحمدالله در روشهای تربیتی خود متذکر این نوع حضور هستید تا آنجایی که در جلسۀ اخیر بحثی تحت عنوان «نظر به جایگاه تاریخی دو فکر به جای تقلیل آن دو فکر به دو اختلاف» https://eitaa.com/matalebevijeh/23497 شده است . به تفاوت جملۀ «حَسْبُنَا كِتَابُ الله» که خلیفۀ دوم در مقابل سخن پیامبر اسلام«صلواتاللهعلیهوآله» گفت، آنجایی که رسول خدا«صلواتاللهعلیهوآله» در آن حالت احتضار فرمودند: «کاغذ و دواتی برای من بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که پس از آن گمراه نشوید.» فکر کنید که دو نوع فکر است نسبت به انسان و راهی که باید در مسیر عبودیت از طریق آخرین دین، که دینِ آخرالزمانی است برای بشر آخرالزمانی طی کند و این است تفاوت تفکر اهل سنت با تفکر شیعه که در این دوران میتوان بازخوانی کرد و به نسبت انسان در سه نسبتی که عرض شد باید بیندیشیم. موفق باشید
سلام علیکم با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: از حضرتعالی عالی آموختیم اشخاصی نظیر مقام معظم رهبری شخصیت جامعی دارند و تجلی اسم الله هستند. بنابراین میشود نتیجه گرفت اگر کسی محبت خدا به قبلش رسیده باشد قطعا ایشان را دوست دارد. در مورد حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای این طور حس میشود که تجلی خوبی و محبوبیت در ایشان شدت خاصی دارد. از حضرتعالی درخواست دارم بفرمایید، حکمت و اراده الهی در جذبه خاصی که در شخصیت ایشان تجلی یافته چیست؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید بسی شکر کرد که چگونه در قلب مبارک رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالیعلیه» نوری را متجلی کرده است که حاصل آن، بصیرتی اینچنین است که متوجۀ حضور تاریخی ما ذیل انقلاب اسلامی اینگونه حکیمانه هستند و حکایت نوری که بر قلب این مردم مبعوثشده است را اینچنین حکیمانه در پیامهای خود بر زبان جاری میکنند که مردم، حقیقتاً احساس میکنند حکایت عمیقترین ابعاد وجودی آنها در این پیامها به ظهور میآید. گویا قصۀ تبیین همان انواری است که بر جان انسانهای این دوران نازل شده، به حکم آنکه خداوند به پیامبرش فرمود: «...وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (نحل/۴۴) و اینجا است که مردمِ مبعوثشده احساس میکنند آنچه را باید در این تاریخ بیابند و در آن حاضر شوند را در کلام رهبر معظم انقلاب احساس میکنند. مگر این نکته، نکتۀ سادهای است که ایشان در پیامشان میفرمایند:
«یکی از امور ضروری برای دستیابی به این هدف، علاوه بر تلاش شبانهروزی و ابتکار مستمر، تبیین و روایت قدرت و قوّت ایران و ملّت عزیز آن میباشد. ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حلِّ مشکل است. گاه بیان صادقانه ضعفهای خود در وقتی که دشمن به روحیّه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است و ای بسا دلهای دوستان و همراهان را دچار نگرانی نموده و ایشان را سرگردان و متحیّر سازد. بلی، هرگاه شنوندهی این بیانهای صادقانه تنها مردم و دلسوزان ما باشند، اِشکال تقلیل مییابد. امّا قوّت و قدرت و نقاط مثبت بهموجب آموزهی قرآنیِ «و امّا بِنِعمَة ربِّکَ فَحَدِّث» نیازمند روایت و برجستهسازی است.»
هزار نکتۀ باریکتر ز مو در این فراز از پیام ایشان در هفتۀ دولت نهفته است که متذکر ارادۀ الهی برای درک «ایران هرچه قویتر» هستند تا ما به جای مطرحکردن ضعفها و بهانهگرفتنها به عظمت راهی بیندیشیم که خداوند در مقابل ما گشوده است. موفق باشید
در چمن آیید و بربندید دید
تا نیفتد بر جماعت هر نظر
من زیانها کردهام من دیدهام
زخمها از چشم هر بیپا و سر
چشم بد دیدیم ما کز زخم او
روسیه گردد عیان شمس و قمر
دور باد از رزم شیران چشم سگ
دور باد از مهد عیسی کون خر
تیر پرانست از چشم بدان
خلوت آمد تیر ایشان را سپر
لیک چشم نیک و بد آمیختهست
قلب را هر کس بنشناسد ز زر
زاهدانش آهها پنهان کنند
خلوتی جویند در وقت سحر
لیک این مستان به حکم خود نیند
نیستشان جز حفظ حق حصنی دگر
باد کم پران مزن لاف خوشی
باد آرد خاک و خس را در بصر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «خلوت آمد تیر ایشان را سپر» زیرا در آن تنهاییها که اگر با هزاران خلق بهسر میبرند، جان آن ها متصل به خداوند است. و این حکایت مردم و ملتی است که با بصیرت خود میدانند خداوند اراده کرده است تا این ملت را در مقابل استکبار پیروز گرداند. ایران در جنگ رمضان و با حضور شبانه مردم در میادین نشان داد یک ملّت به معنای واقعیِ آن در صحنه است. مردم ما در وجدان تاریخی خود متوجۀ حضور دیگری شدند که همان حضور «تمدنی در عین قدسی بودن» میباشد و احترام به انسانیت انسانها، نکتهای که نباید از آن غفلت کرد. و این یعنی این مردم «لیک این مستان به حکم خود نِیاند» مبعوثشدهگانی هستند ذیل ارادۀ الهی. موفق باشید
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: بنده چون مقیم خارج از کشور هستم و به تازگی به کشور عزیزمان ایران آمده ام فقط چند روزی توفیق حضور در تجمعات خیابانی را پیدا کرده ام. حس عجیبی دارد همین حضور ساده در خیابان و این پرچم تکان دادن به ظاهر معمولی. گویی انسان به نیابت از مظلومین و آزادگان جهان، هرچند کوچک ولی دارد کاری می کند. شوقی وصف ناشدنی در وجود انسان ایجاد می شود. این همان پرچم است که در مسابقه فوتبال هم آن را با افتخار بالا برده ایم ولی انگار این پرچم بالا بردن با آن پرچم بالا بردن حسی کاملاً متفاوت در انسان ایجاد می کند! شاید بخاطر این باشد که در خیابان این پرچم تبدیل به نماد حق شده است ولی در مسابقه فوتبال تنها سخن از برد و باخت است و نه از حق و باطل! چیز دیگری که توجه مرا به آن جلب کرد نگاه هاست؛ نگاه های مردم به یکدیگر. وقتی در خیابان پرچم تکان می دادم و به ماشین ها و مردم مختلف نگاه میکردم یک تفاوت عمده را حس می کردم. مردمی که خود پرچم به دست بودند و ماشین هایی که پرچم داشتند نگاهی آشنا همراه با حب به یکدیگر به هم داشتند. گویی سالهاست همدیگر را می شناسند و در یک عالم بسر میبرند ولی نگاه بی تفاوت ها به من غریب بود. گویی که اصلاً در این عالم نیستند، نه تنها نگاهشان به من، که بی تفاوت ها نگاهشان به یکدیگر هم آشنا نیست، غریب است. شاید به خطر باشد که در دنیای فردیت خود گرفتارند و نسبتی با یکدیگر و با این حضور تاریخی ایجاد نکرده اند. حسی که بنده داشتم این بود که ما و بی تفاوت ها در دو عالم متفاوت زندگی می کنیم. بی تفاوت ها از این نگاه ها بی خبرند. استاد عزیز راز این نگاه های همراه با همدلی و حب و شوق را در چه می دانید؟ با کمال تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نگاه تاریخی به رخدادها، هر حرکتی آینهای خواهد بود به سوی آیندهای که آن حرکت، بدان اشاره دارد. حال یا به گفتۀ شما تکاندادنِ پرچم پیروزی یک تیم است در مقابل تیم رقیب و آیندهای که در ذهنها میماند بدون آنکه حیاتبخش باشد و به انسان وسعتی به گستردگی انسانیت بدهد و این درست برعکسِ حضور فوقالعادهای است که در دل جنگ رمضان برای ملّتی به ظهور آمد که در بنیۀ وجودی آنها به نهایتی نظر داشتند که همۀ انسانها ذیل انسانیت کامل، خود را در خود جستجو کنند. و اینجا است که تکاندادن پرچمها توسط این ملت، حکایت حضور شبانه مردمی در میادین میباشد که آن ملّت به معنای واقعیِ یک ملّت در صحنه است. مردم ما در وجدان تاریخی خود متوجۀ حضور دیگری شدند که همان حضور «تمدنی در عین قدسی بودن» میباشد و احترام به انسانیت انسانها، نکتهای که نباید از آن غفلت کرد تا نسبت به آگاهیِ خاصی که در جان مردم جاری میباشد، به «خودآگاهی» نایل شوند. امری که در https://eitaa.com/bartarin_hozoor/118 و https://eitaa.com/bartarin_hozoor/127 بدان اشاره شد. و ضرورت روایت این حضور از طریق توجه به خودآگاهیِ این مردم عزیز، عاملی خواهد بود تا هرکس در جان خود انسانها را دعوت به جهانی بکند که جهان آمریکایی نیست. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/246 موفق باشید
سلام و نور و رحمت بر استاد عزیز🌹 استاد چرا با مطالعه ی کتب اخلاقی بزرگان از جمله امام خمینی رحمه الله و سایر علما و آشنایی با راهکارهای رفع رذایل اخلاقی باز هم در کنترل نفس ناتوانایی هایی وجود دارد؟ و اینکه با چه میزانی میتوان متوجه بود که گفتار و کردار ما بر اساس خواسته های نفسانی نیست؟ استاد اینکه در کتب عرفانی به این نکته اشاره شده که انسان تا زمانی که نفس خود را مهار نکردهام کار خیری هم که انجام دهد باز هم نفسانی است یعنی چه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سلوکی که انسان به لطف الهی بتواند از امیال نفس امّاره و رذائل اخلاقی عبور کند، سیرۀ اولیای الهی بسیار راهگشا میباشد. آری! حقیقتاً تا نفس امّاره در میان است، جهتِ ما به سوی خودمان است و نه به سوی خدا. مهم آن است که با کشیکِ نفس کشیدن، بیش از همه خودمان خود را متذکر شویم که جهت الهی کارها به حاشیه نرود. موفق باشید
