بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8050

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. یکی از دوستانم میگفت بنده در خانه هم جلوی پدر و مادرم با پیراهن هستم و پیراهن را در نمیاورم. ( یعنی با عرق گیر و رکابی و... در خانه نمیچرخم). علت را سوال کردم گفت هر چه انسان پوشیده تر باشد بهتر است. خواستم بپرسم آیا واقعا پیراهن پوشیدن اینقدر تاثیر دارد نسبت به کسی که در خانه عرق گیر میپوشد؟! یعنی کسی که پیراهن دارد از نظر معنوی در شرایط بهتری قرار دارد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور است. حتی داریم اگر کسی لخت بخوابد عمرش کوتاه می‌شود یعنی عمرش بی‌برکت می‌شود. علاوه بر این‌که این کار دوستتان یک نوع ادب است که خدا دوست دارد، نباید اگر کسی این کار را نکرد به او بدبین بود. موفق باشید
7696
متن پرسش
سلام علیکم. این سوال را تا الان به خیلیها نشان داده ام.از اساتید حوزه و دانشجویان رشته فلسفه ... هرکدام یک چیزی میگویند. متن سوال : جهان در حال تبدیل قوه به فعل است.(منظور تکامل یافتن). حال عالم ماده نیز همان عالم بالا است منتها به نازله. بر اساس حدیث جنود عقل وجهل این عقل است که پس از آمدن به برمیگردد. این جهان هم برمیگردد از نازله به تکامل یافته.(تبدیل قوه به فعل و سپس قیامت). حال آیا می توان گفت عالم ماده دارای عقل است؟ دلایل: همه چیز در آسمان و زمین تسبیح خداوند را می گویند.اما شما نمی فهمید.اسراء-44. نکته:این فقط عقل است که میتواند تسبیح خداوند را گوید زیرا این عقل است که حقیقت را درک میکند. تجربی:برای خودم هزاران بار اتفاق افتاده.برای مثال:میخواهم یک کار بدی بکنم یک دفعه یک اتفاقی می افتد.یا حتی برای کارهای خوب نیز همین طور است. ابوسعید ابولخیر:فکر بدی به ذهنم رسید شتر لگد زد.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این موضوع در برهان صدیقین به‌خوبی اثبات می‌شود که هر مخلوقی در درجه‌ی وجودی خود همه‌ی کمالات را دارا می‌باشد منتها در حدّ نازله‌اش، و حضرت حق که عین وجود است عین کمال است، و از آن‌جایی که حضرت حق منشاء وجود همه‌ی مخلوقات است، منشاء کمال همه‌ی مخلوقات نیز می‌باشد. موفق باشید
7125
متن پرسش
سلام علیکم. ببخشید صفت غضب خداوند صفت سلبی است یاثبوتیه؟وچگونه دو صفت متضاد غضب و رحیمیت در خداوند جمع میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی! همه‌ی حرف در توحید همان است که حضرت حق جامع اضداد است و در عین آن‌که اول است آخر است و در عین آن‌که ظاهر است باطن است و سالک به جایی می‌رسد که به نور توحید در یک لحظه اولیت و آخریت حق را احساس می‌کند. آری غضب خداوند از آن‌جهت که عدم رحمت است جزء صفات سلبی است به این معنا که خداوند با گرفتن رحمت خود غضب خود را آشکار می‌کند. موفق باشید
3234
متن پرسش
با سلام شما در کتاب انگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شوند فرمودید که روش شرطی کردن در نظام تربیتی اسلام وجود ندارد. ولی وقتی خدا در قران می گوید غیبت نکن و بلافاصله میگوید ایا دوست دارید گوشت برادرتان را بخورید دارد ما را شرطی می کند. که در هنگام غیبت تصویر گوشت برادمان که داریم انرا میخوریم در ذهن ما ایجاد می شود و این یک نوع شرطی کردن است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این مثال که زدید شرطی‌کردن نیست، حکایت یک حقیقت است که جنبه‌ی باطنی عمل غیبت . ولی در کتاب و در شرطی که عرض کرده‌ام گفته شده است در ابتدای امر به‌خصوص برای کودکان شرطی‌کردن داریم منتها نباید انسان‌ها را در عمل در حدّ شرطی‌کردن نگه داشت. موفق باشید
655
متن پرسش
با عرض سلام 1.در جزوه ی المیزان و روش ... مخاطب شما عموم است؟2.پیشنهاد سیر مطالعاتی شما به طلبه های سال اول و دوم در طولانی مدت
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: 1- اساساً کار با المیزان در توان عموم نیست و بنده نیز برای آن‌هایی که می‌توانند المیزان را بفهمند آن روش پیشنهاد کرده‌ام. 2- سیر مطالعاتی مورد نظر بنده همان سیری است که در سایت لب‌المیزان پیشنهاد شده است. موفق باشید
14204
متن پرسش
سلام استاد: مزاحم همیشگی شما باز هم مزاحم شد. 1. کتاب «شراب طهور» از مهدی طیب چگونه است به عنوان کتاب تقویتی مباحث خوانده شود؟ 2. آقای طیب در جایی از این کتاب می گویند: آن دسته از عرفایی که یکباره به عرفان رسیده اند با جذبه الهی که اصطلاحا به آنها عارفان مجذوب یا سالک مجذوب گویند، آنها برای دستگیری به عنوان استاد راهنما نمی توانند مفید باشند. بنده در عقیده استاد داشتن الان هم عقیده شما هستم. ولی این شبهه شد برایم. یعنی آیت الله بهجت نمی تواند استاد خوبی باشد؟ چون سالک مجذوب بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خوب است 2- آیت اللّه بهجت در زمره‌ی چنان سالکانی نبوده‌اند. ایشان به مرور و با زحمت‌هایی که کشیده‌اند، منوّر به نور عرفان شده‌اند و لذا می‌توانستند دستگیری کنند. ولی سخن جناب آقای طیب در جای خودش سخن درستی است در حدّی که خواجه عبداللّه انصاری می‌فرماید: مجذوب سالک نیز باید منازل سلوک را مثل سالک مجذوب طیّ کند تا بتواند نسبت به احوالات خود، خودآگاهی داشته باشد. موفق باشید

13420
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در سال های اخیر تعدادیی از دوستان قدیمی من از دین برگشته اند و حتی یکی از آنها کاملا به خداوند کافر شده و آتئیست شده است. بابت این دوستانم ناراحتم بابت اینکه دوست ندارم این شرایط را داشته باشند، بابت خودم هم نگرانم که نکند دیدار این دوستان منجر به بی ایمانی من شود و از طرفی سردرگم هستم که من در این دوستان چه وظیفه ای دارم؟ و چگونه می توانم ایمان خود را به اصول دین تقویت کنم تا خود به مشکل برنخورم. یکی دوبار سعی در توجیه یکی از دوستانم کرده ام ولی همانطور که در تفسیر سوره آل یس فرمودید ممکن است که بخواهم حرف حق بزنم ولی مطمئن نیستم که حرف حق را بتوانم خوب بزنم بنابراین تصمیم گرفتم با شما مشورت کنم. حال سوالات اصلی من شامل موارد زیر است: 1. چه کنم که ایمان خودم به گونه ای شود که در برخورد با این دوستانم آنها را تحت تاثیر تفکر توحیدی قرار دهم و خود تحت تاثیر آنها قرار نگیرم؟ 2. اصلاً من در برابر این دوستانم چه وظیفه ای دارم؟ با توجه به اینکه این دوستانم حتی نماز می خوانده اند و بعضاً خانواده های مذهبی دارند. 3. آیا ارجاع دادن دوستانم به خود شما، استاد عزیز، برای ملاقات حضوری ممکن است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی انسان ایمان خود را نسبت به حضرت حق وجودی و حضوری کرد دیگر به همان معنایی که خود را احساس می‌کند، خالق خود را و سیر ابدی خود را احساس می‌نماید. در این مورد شرح کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح «رسالة الولایه» که هر دو بر روی سایت هست، إن‌شاءاللّه کمک می‌کند 2- وظیفه‌ی شما نسبت به دوستتان در آن حدّ است که به آن‌ها تذکر دهید تحقیق لازم در این مورد بکند، اگر آماده بود شرح «برهان صدیقین» را دنبال کند، در تهیه‌ی کتاب و شرح کمکش کنید 3- به شکل ملاقات حضوری نمی‌توانم خدمت عزیزان باشم. موفق باشید

11427

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: سوالی در مورد کتاب اخیر (امام خمینی ...) داشتم استاد در کتاب جامعه و تاریخ در قسمت انواع جامعه که 4 قسمت می کنند نطر 3 را قبول می کنند. برای من سوال پیش آمده که نظر شما در این کتاب در مورد روح جامعه نظر سوم است یا نظر چهارم می شود کمی توضیح دهید؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بیشتر نظر علامه را در ذیل آیه‌ی 200 سوره‌ی آل‌عمران پذیرفته‌ام که هر جامعه‌ای روح خاص خود را دارد و در قسمت دوم کتاب «مادی‌شدن دین» نظر علامه را آورده‌ام. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

11060

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا حدیث زیر، قدسی است؟ و تا چقدر معتبر است؟ «من دعانی اجبته، و من سألنی اعطیته، و من اطاعنی شکرته، و من عصانی سترته، و من قصدنی ابقیته، و من عرفنی حیرته، و من احبّنى ابتلیته، و من احببته قتلته، و من قتلته فعلى‏ دیته، و من على دیته فأنا دیته‏» هر که مرا بخواند، اجابت کنم، و هر که از من بخواهد بدهمش، و هر که طاعت من دارد شکرش کنم، و هر که در من عاصى شود بپوشم او را، و هر که قصد من کند مقصودش در کنار نهم، و هر که مرا شناسد متحیّرش کنم، و هر که مرا دوست دارد به بلاش ابتلا کنم، و هر که را دوست دارم او را بکشم، و هر که را من کشم دیت من دهم، و آن را که دیت من دهم، دیت او من باشم‏. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً این جمله حدیث نیست، نفحه‌ای است که بر قلب عارفی افتاده که با مبانی دینی تطبیق می‌کند و از این جهت مورد عنایت بعضی از علماء قرار گرفته است. موفق باشید
10807
متن پرسش
سلام استاد شما فرمودید که: عالَمی که انقلاب اسلامی به بشریت عرضه می‌کند با عالَمی که فرهنگ مدرنیته به میان آورده است تفاوت ماهوی دارد. با ورود به عالَم انقلاب اسلامی حقایقی در افق روح انسان آشکار می‌شود که به‌کلی از روحیه‌ی فردگرایی یا «Individualism» فاصله می‌گیرد و حقیقت را در گستردگی احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت سایر انسان‌ها می‌یابد و دیگر اقتصادی همراه با عدالت و معنویت به صحنه می‌آید، چیزی که در افق عالَم انسان غرب‌زده به‌کلی ناپدید شده و عامل دوگانگی‌ها و تنفرها گشته است. سوال بنده این است که دقیق بفرمایید که Individualism 1- یک روحیه است یا تفکر؟ 2- بین این دو چه تفاوتی است؟ 3- چرا شما فرموده اید: روحیه و نه تفکر؟ 4- اینکه توتالیتر منطق است؟ آیا می شود گفت که منطق توتالیتر که منطق دیکتاتوری است در مخالف آزادی بیان حضرت روح الله است؟ 5-این جمله درست که پوپر و جین شارپ در فتنه 88 ظهور اجتماعی در ایران داشتند؟ از لحاظ تفکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2 و 3 – برای ایجاد یک روحیه در تاریخ، فلسفه و تفکری شکل می‌گیرد که پس از مدتی آن تفکر روحیه‌ای به ملت می‌بخشد مثل تفکر دکارت که روحیه‌ی غربی را شکل داد و البته این غیر از آن است که تفکر فیلسوفانه جواب میلی است که در زمانه به وجود می آید. 4- روحی که فکر می‌کند می‌تواند با نیروی اسلحه همه‌چیز را تغییر دهد روح توتالیتِری است 5- باید دید گوینده‌ی این سخن از چه زاویه‌ای این حرف را می‌زند. آری روح فتنه‌ی 88 اصالت‌دادن به غرب و رویارویی غرب با هر امر قدسی است. موفق باشید
9479
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: گفته می شود که افلاطون در کتاب جمهوریت خویش به اشتراک جنسی زنان معتقد بوده است! این حرف به نظر درست است که به نظر افلاطون به تفکر الهی نه از دیدگاه ادیان بلکه به نوعی عقلانیت محض می نگریسته است. مخصوصا اینکه هیچ دینی برای او ذکر نشده است، حتی سوای از درستی و غلطی راسل نقل قولی دارد که افلاطون بعد از عرضه دین موسی (ع) خود را بی نیاز از دین دانسته است. حالا شاگرد اخوی علامه طباطبایی (ره) با مکاشفه ای از شیخ اشراق روح بزرگی از توحید را در افلاطون نشان می دهد. حالا سوال این است که آیا افلاطون واقعا درک درستی از دین نداشته است و آن را با وجود تعقل بی فایده می دانسته است یا شاید نوعی تقیه به آن مواضع او را وادار کرده است؟ درباره فلوطین هم که هم اندیشه با افلاطون است داریم که تمایلات یهودی داشته و مسیحیت زمان خود را نپذیرفته است یا شاید در یهودیت هم ثابت نبوده است! چگونه این ها عالم را می دیدند که دین و رسالت رسولان را در سخنان خود به صراحت حداقل نمی آوردند؟ از این ها عجیب تر سخنان آیت الله جوادی است که به صراحت افلاطون را پیرو حضرت ابراهیم (ع) می دانند! اما سند رسمی نمی آورند. به نظر می رسد فلاسفه یونانی مثل افلاطون از موحدان و غیره چیزهایی شنیده و در آن فضای تعقلی خوب اندیشه نموده اند ولی به دین و رسالت نرسیده اند. آیا این ممکن است که عقل ضرورت نبی را نفهمد؟ تشکر از شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه ما از افلاطونی سراغ داریم که از طریق متون غربی، مثل کاپلستون و راسل به ما رسیده، او معتقد بوده در طبقه‌ی سربازان و افسران نباید زن و همسر انحصاری باشد و چنین افلاطونی مسلّم نمی‌تواند مقید به دین انبیاء الهی بوده باشد ولی از آن طرف آنچه از افلاطون در متونی سراغ داریم که وارد جهان اسلام شده او شخصیتی است متأله و الهی حال یا باید سخنانی آنچنانی او را که غربی‌ها از او نقل کرده‌اند را به یک نحوی تأویل کرد و مقصد دیگری را از آن دنبال نمود و یا همین‌طور که ما تا صدسال یش بین افلاطون و ارسطو و افلوطین تفکیک نمی‌کردیم و اثولوجیا که از افلوطین است به ارسطو نسبت می‌دادیم، شاید بیش از یک افلاطون بوده که نوشته‌هایشان با همدیگر مخلوط شده. موفق باشید
7081
متن پرسش
سلام اگر کسی همه ی محاسن خوب را دارا باشد ولی حجاب نداشته باشد مشکل ان چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم:در آن صورت بنده‌ی خدا نیست، و از خدایی که همه‌ی خوبی‌ها را دارد منقطع شده. موفق باشید
6047
متن پرسش
سلام.می دانم احتمال آن کم است که این سوال را پاسخ گویید.اما برای من سوال است و چه می شود کرد.استاد آیا شما بعد از این همه سال زحمت و مطالعه و از حصول به حضور رفتن هم اکنون می توانید برزخ و قیامت را مشاهده کنید؟شما برزخیان و احوالات آن ها را می بینید؟راهی که به دوستان و جوانان و شاگردان می آموزید در خود شما به ثمر نشسته است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید این سؤالات جواب‌دادنی نیست ولی «آنقدر هست که بانگ جرسی می‌آید» مگر می‌شود انسان از یک حقیقت بیگانه باشد و شب و روز خود را بر روی آن بگذارد. دعا کنید حجاب‌های بین ما و حق همواره رقیق‌ و رقیق‌تر شود تا بتوانیم با عالم غیب و معنویت معاشقه کنیم بدین لحاظ پس تصور نفرمایید که بنده را به برزخ راه داده‌اند و راحت بنده از آن‌جا برای عزیزان گزارش می‌کنم. ما به نور محمد و آل محمد«علیهم‌السلام» اعتما داریم و امیدواریم بتوانیم در سایه‌ی آن انوار مقدس عصازنان جلو برویم. موفق باشید
4497
متن پرسش
با سلام: کسی که دارای عیوب بیشمار و دارای رذایل اخلاقی زیادی است چگونه انها رابرطرف نماید 2-چراما وقتی در حال وهوای دینی قرار میگیریم دگر به ظاهر خود اهمیت نمی دهیم درحالی کسانی که دراین وادی نمیباشندتمیز ترند انها بشاش ترند وما افسرده 3-کتابی معرفی کنیدکه همه ابعادما رشد دهد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنگرد که چگونه آن رذایل اخلاقی او را از حضور در عالمی بالاتر از این عالم محروم کرده و بداند «آب گِل خواهد که در دریا رود.... گِل گرفته پای او را می‌کشد» وقتی دین را فهمید به رذایل اخلاقی به عنوان یک مانع نگاه می‌کند و آرام‌آرام از آن‌ها روی برمی‌گرداند 2- تعادل آن است که ظاهر خود را نیز آراسته کنیم ولی نه به صورتی که حالت فخر بر دیگران پیش آید 3- کتاب‌های اخلاقی مثل «معراج السعاده» و یا «شرح حدیث جنود عقل و جهل» خوب است. موفق باشید
3369
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و احترام و تسلیت به مناسبت 28 صفر و شهادت امام رضا (ع) دو سوال داشتم ؛ با اجازه ؛ 1- حضرت امام خمینی (رض) حفظ نظام را از واجبات می دانند و از طرفی دیگر تعطیلی احکام اسلامی را در صورت مصحلت نظام بی اشکال دانسته اند . سوالی که در اینجا پیش می آید این است که هنگامی که نظام جز برای حفظ و گسترش اسلام نیست چگونه می تواند حکمی دینی را تعطیل نماید ؟ 2- حضرت امام خمینی (ره) بعد از سخنان حضرت آقا در نمازجمعه دی ماه 1367 درباره برخی مسائل اقتصادی و برنامه های دولت در نامه ای که اگر اشتباه نکنم در تاریخ 16 دی ماه 1367 بود، حضرت آقا را مورد سرزنش قرار می دهند که چرا درباره حکومت اسلامی و شان ولایت مطلقه فقیه آنگونه سخن گفته اند . البته حضرت امام فرموده بود که حسب ظاهر سخنان . پنج روز بعد حضرت امام (ره) در پاسخ به نامه حضرت آقا نامه ای می نویسند که لحن آن کاملا متفاوت از نامه چند روز پیش شان خطاب به حضرت آقا بود . چرا حضرت امام (ره) آن گونه حضرت آقا را خطاب قرار داده و سرزنش نمودند و چند روز بعد در تمجید و تعریف از ایشان و ماموریت جدید حضرت اقا در تبیین حدود ولایت مطلقه فقیه نامه نوشتند ؟ با تشکر فراوان و شرمندگی به خاطر گرفتن وقت تان ممنون یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- احکام بعضاً کلی است و بعضاً جزیی. ترک موقت بعضی از احکام جزیی مثل قطع ید سارق به تشخیص ولیّ فقیه جهت حفظ نظام منطقی است چون بحث الأهم فالمهم پیش می‌آید 2- حضرت امام در خطاب به رهبری خواستند متذکر شوند توسعه‌ی ولایت فقیه چه اندازه گسترده است و در این مورد نمی‌توانند کوتاه بیایند ولی در مورد احترام به شخصیت مقام معظم رهبری آن اقدام بعدی را انجام دادند. موفق باشید
3219
متن پرسش
در سؤالات گذشته، از شما پرسیدیم: «همة علما ذیل شخصیت امام هستند یعنی چه؟»، فرمودید: «یعنی پذیرفته‌اند امروزه دینداری در مسیری که حضرت امام تعیین کرده‌اند، دینداری حقیقی است.». در این راستا سؤال می‌شود: اولاً آیا صرف پذیرفتن، کافی است برای قرارگرفتن ذیل شخصیت؟ یا این پذیرش، قلبی و تشکیکی است و با عمل تشدیدمی‌شود؟ ثانیاً از این تعبیرِ «ذیل شخصیت» خیلی از دوستان برداشت می‌کردند که منظور شما این است که: «امام‌خمینی به ما فیض می‌رسانند و با ارادة خودش ما را از عالم برزخ تربیت می‌کنند، همانگونه که یک استاد اخلاق زنده شاگردش را تربیت می‌کند.». اما با توجه به این جواب شما، ظاهراً منظورتان از «ذیل شخصیت قرارگرفتن»، تنها همین است که: «آن شخص را به عنوان «الگو» بپذیریم و به سیره‌اش عمل کنیم، در این صورت اگر چه آن شخص (چه زنده باشد و چه مرده) متوجه ما نباشد و با ارادة خودش درصدد تربیت ما برنیاید، ما ذیل شخصیت او قرارگرفته‌ایم.»، آیا این برداشت ما صحیح است؟ ثالثاً پس از نوشتن این سؤال، عبارات «ملکوت خود» و «ملکوت حضرت امام» را در متن کتاب جستجوکردم، مطلب جدیدی دستگیرم نشد. آیا منظور شما هم از این که «ملکوت ما ذیل ملکوت حضرت امام قراربگیرد» آیا همین الگوگیری است ولو شخصی که الگوست، اراده‌ای برای تربیت ما نکند؟ لطفاً اگر این بحث را در قسمت خاصی از کتاب مفصلاً توضیح داده‌اید، صفحة کتاب را بفرمایید تا آن قسمت را مطالعه کنم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: خوب است در این مورد سی‌دی‌ها هم گوش داده شود. اقل ارتباط با امام الگوگیری از ایشان است ،‌ولی نفس ناطقه‌ی انسانی که گرفتار گناه نباشد توان تجلی به قلب‌های مستعد را دارد و هم‌اکنون می‌تواند به ما مدد برساند که در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» این نکته روشن شده. ولی فکر می‌کنم در خود کتاب معنای ارتباط با ملکوت امام عرض شده است و روشن شده که با آمادگی فکری و اخلاقی می‌توان با آن ملکوت همین حالا مأنوس شد و احساس ارتباط وجودی داشت. موفق باشید
12805
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: استاد عزیز بنده در بحث روح و فطرت و انسانیت (که امام به عنوان انسان کل است) به برخی اشکالات بر خوردم لطفا راهنمایی بفرمایید. ما یک تن داریم و یک من داریم (که همان روح یا نفس ماست) که تن ما ابزار من ما است و ما از این ابزار استفاده می کنیم تا بتوانیم روح خودمان را رشد دهیم و به آن مبدا روح که همان مقرب ترین ملک نزد خداوند است و قرب خداوند است برسیم. و اینکه ما میل به کمال (چه منفی و چه مثبت) داریم بر اساس فطرت ما است که با رجوع به انسانیت می توان روح را به آن مقصد اصلی اش رساند و اوج فطرت انسانیت است و در اصل فطرت ما همان امام است. و فطرت جان جان همه انسان ها است و مقصد روح انسان می شود فطرت. خیلی شرمنده هم همه رو جابه جا فهمیدم کمک بفرمایید
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب خوب متوجه شده‌اید، منتها در مباحث عرفانی؛ بین روح و نفس فرق هست ولی در این‌جا این‌دو به یک معنا گرفته شده است. در مباحث عرفانی آن وَجه از نفس ناطقه که به بدن نزدیک است، «نفس» گویند و مرتبه‌ی بالاتر از آن را «قلب» می‌گویند و بالاتر از آن «روح» است که باطن قلب می‌باشد. موفق باشید

9565
متن پرسش
با سلام: استاد گرامی بنده برایم سوال شده چرا تو جامعه اسلامی همه باید چند رو بگردند؟ به این خاطر می گویم که این خدشه به دین می زند و مردم دین گریز می شوند. روی هم رفته چیزهایی دیده می شود از بسیجیان و مومنان و افرادی که در محیط بیرون با حجاب کامل دیده می شوند. مثلا با توجه به اینکه من در شهرستان هستم و خیلی به قول خودمان بد حجابی سرایت نکرده (یا به قول شما محیط دینی) قرار گرفتیم، دوستان در مورد عروسی خانمی تعریف می کردند که ایشون بسیجی اهل دعای ندبه و همسرشون سپاهی و چنان رفتاری در مجلس عروسی با نامحرمان دارند که ایشون می گفت این قشر فقط خودشون هستند و حرفهاشون. حال چرا باید این طور باشد و این دردی از جامعه ما را دوا نمی کند که فلان بسیجی چنان کاری کند و بدبینی را افزایش و روحیه بسیجی را بد جلوه می دهد. چرا ما از درون به مرحله ای رسیدیم که خودمان هم از خودمان گریزان باشیم. چرا جوان مومن ما از خانمش می خواهد از شهر خود که دور می شود آرایش کند و در انظار دیگران باشد. استاد گرامی بنده خودم مجردم،اینها را که می بینم خیلی حرص می خورم واقعا تاسف می خورم و اگر از این رفتار ها نکنی عقب افتاده ای. ین آقایان را که می بینم نگران می شوم نکند کسی همسر بنده شود که چنین خواسته هایی داشته باشد. موفق باشید..
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان متوجه حقیقت دین باشد و ایمان داشته باشد دستورات دین در همین دنیا ذات انسان را در راستای قرب الهی متحول می‌کند، هرگز آن‌طور که شما می‌گویید عمل نمی‌کند. ولی از طرف دیگر ما نباید فکر کنیم دین اسلام دین خشکی است، زیرا اسلام اجازه می‌دهد در عین رعایت حرام و حلال الهی زمینه‌های نشاط زندگی را از دست ندهیم. مواظب باشید برداشت خودتان را از بعضی قسمت‌های اسلام، عین اسلام ندانید در عین آن‌که اگر کسی به نام بسیجی خلاف اسلام عمل کرد هم توجیه نکنیم و صریحاً به آن‌ها تذکر دهیم. موفق باشید. (در ضمن به عرض جنابعالی و سایر کاربران عزیزی که آدرس الکترونیک و یا ایمیل خود را ثبت نمی‌کنند می‌رسانیم که این سایت از آن‌جایی که بنا دارد سؤالاتی را در معرض دید کاربران قرار دهد که بیشتر در رابطه با معارف اسلامی و سلوک اخلاقی و یا مربوط به مبانی انقلاب اسلامی است، چنانچه ایمیل خود را ثبت نفرمایید از جواب‌دادن معذوریم)
8336

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم (اصلاح سوال) با توجه با پاسخ سوال 8328 ابن ملجم چون مختار بود می توانست در حیات خود دوباره با حضرت عهد کند و ولایت حضرت علی را بپذیرد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور است چون انسان در ذات خود مختار است هرچند خدا و اولیاء او می‌دانند او در آینده با اختیار خود چه چیزی را انتخاب می‌کند. موفق باشید
5998

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . سوالات دوستان و جوابهای شما را میخواندم . در بعضی جاها دوستان را به جزواتی که تدریس کرده اید ارجاع داده اید . مثل روش سلوکی آیت اللّه بهجت(رضوان‌اللّه‌علیه , یا قرآن هرگز تحریف نشده است از علامه حسن زاده , یا چرا باید از فقیه پیروی کنیم . اما اینها در قسمت جزوات سایت نبود . فایل حکم شرعی مجسمه هم خراب است . این ها را باید از کجا تهیه کنیم ؟ و سوال دیگر اینکه سخنرانی های شما هرو روز تو سایت قرار داده میشود و آپدیت میشود ؟ و سوال سوم که مهمتر هم هست اینکه من همیشه در ذهن ام روش سلوکی مثل آقای قاضی را در ذهن داشتم , یعنی شیوه استاد و شاگردی , اما اینطوری که من در سوالات مطالبی دستگیرم شد اینکه شیوه ی سلوکی شما کمی فرق دارد . اگر بخواهم تفکر شما را در مورد سیر و سلوک بدانم که آیا استاد لازم است یا نه ؟ آیا استاد ما علم ماست یا نه ؟ و... فایل سلوک ذیل شخصیت امام و شرح دستورالعمل آقای بهجت را دارم . همین ها کافیست ؟ یا بحث و سخنرانی و کتابی دیگر هم در مورد سلوک دارید ؟ فقط چون بحث های شما را بسیار دوست دارم میخواهم با تفکر شما در مورد سیر و سلوک و شیوه ی آن آشنا شوم که چه مقدار استاد مهم است و چه مقدار علم . با تشکر
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد جزوات با مسئول سایت تماس بگیرید 2- سعی بر این است که صحبت‌های روزهای شنبه و دوشنبه‌، آخر هفته بر روی سایت بیاید 3- در جزوه‌ی روش سلوکی ایت اللّه بهجت إن‌شاءاللّه جواب سؤال‌تان را می‌گیرید که چرا آیت اللّه بهجت می‌فرمایند: «علم تو استاد تو است» و اگر مباحث کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را دنبال بفرمایید إن‌شاءاللّه موضوع برایتان روشن می‌شود. موفق باشید
2416
متن پرسش
با سلام و تشکر. خواهشمند است توضیح بفرمایید با توجه به اینکه ملایکه جسم مادی ندارند: 1- منظور از سجده کردن ملایکه بر حضرت آدم چیست؟ 2- منظور از آیه قرآن که می فرماید ملایکه دارای دو سه و چهار بال هستند چیست؟ 3- منظور از اینکه بالهای فطرس ملک سوخته بود و آن را به قنداق امام حسین مالید و شفا یافت چیست.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- شاید سجده‌ی ملائکه به معنای تسلیم‌بودن در مقابل آدم بود و یا شاید به صورت تَمَثُل برزخی بوده 2- ملائکه حقیقتاً در مقام تجلی در عالم مثال برای کسی که مستعد باشد به صورت موجوداتی بال‌دار ظاهر می‌شود صفاى خیال پیامبر(ص) آنچنان بود که جیرئیل را به خوبى ادراک مى‏نمودند و ظهور صورت جبرئیلu با ششصد بال، ظهور آن ملک مقرب است در عالم خیال حضرترسول خدا(ص) آن ملک را با ششصد بال طوری میبینند که «قَدْ مَلْأَ مَا بَیْنَ السَّماءِ اِلیَ الْاَرْض» بین آسمان و زمین را پر کرده بود. ظاهراً بال‌های فرشتگان ظهوراسمائی است که در موطن عالم مثال به آن صورت ظهور دارند 3- در مورد فطرس ملک در سؤال‌های قبلی(2375) نظرم را عرض کردم به آن‌جا رجوع فرمایید. موفق باشید
1999

موسیقیبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده پیشاپیش از وقت گذاریتان در رفع شبهات ومسائل جدید ممنونم می خواستم اگر مقدور تان هست در مورد موسیقی در اسلام و فواید ومضرات آن و مسائل جزئی آن و لزوم یا عدم لزوم استفاده از آن توضیحاتی بفرمایین؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در مورد موسیقی بحث‌های خوبی شده و کتاب‌های متعددی چاپ شده و حتی در اینترنت می‌توانید مقالات خوبی را به‌دست آورید. بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم. توصیه مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» آن است که سیاست نظام اسلامی ترویج موسیقی نیست. بنده فکر می‌کنم حداقل چیز لغوی است و تا آن‌جا که ممکن است باید از آن اعراض کرد. موفق باشید
797

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی جناب استاد ایا ایه الکرسی فقط همان ایه اول است ؟ یا شامل دو ایه بعدی هم می شود؟ برخی نظر دارند که همین که می گوییم ایه الکرسی معلوم می شود منظور یک ایه است و طبق نقل اقای ری شهری در کتاب زمزم عارفان ظاهرا مرحوم اقای بهجت همین نظر را داشته اند ولی بعضی از بزرگان مانند مرحوم ایه ا... کشمیری می فرمودند انهایی که می گویند یک ایه است بیخود گفته اند و ایه الکرسی هر سه ایه است. بحث دیگری که اینجا مطرح است این است که بزرگانی مانند ایه ا... بهجت و کشمیری که هر دو بزرگوار با ملکوت اذکار اشنا هستند چرا دو نظر متفاوت دارند مثلا در بعضی از دستورات که می گویند ایه الکرس را صد مرتبه بگویید چگونه بر انها روشن نمی شود که منظور یک ایه است یا سه ایه بر اساس ان ملکوتی که تشکیل می شود
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: آن‌جایی که می‌فرماید آیت‌الکرسی خوانده شود منظور همان یک آیه است. ولی یک وقت می‌فرماید آیت‌الکرسی تا «هم فیها خالدون» خوانده شود، که معلوم است نظر بر سه آیه دارد و در مواردی که معلوم نیست منظور یک آیه است یا سه آیه، ممکن است بنا بر احتیاط و برای رسیدن به کمال مطلوب بفرمایند سه آیه خوانده شود، ولی در همان موارد هم چون شرع دقیقاً مشخص نفرموده یک آیه یا سه آیه، اگر کسی یک آیه را بخواند إن‌شاءالله به نتیجه می‌رسد. موفق باشید
17105

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: 1. ببخشید استاد فرمودید که خمینی کبیر، اسفار نخوانده؟ یعنی اصلا نخوانده یا پیش استاد نخوانده و خودش خوانده؟ 2. استاد می شود من هم به این روش عمل کنم و مثلا فقط منطق و بدایه و نهایه رو بخونم و بدون خواندن اسفار حتی جلد 1 آن و حتی شواهد الربوبیه، سراغ تمهید القواعد و فصوص بروم؟ آیا شما این طریق را برای کسی تجویز می کنید؟ خواهشا تا اونجایی که اطلاع دارید بفرمایید که مرحوم خمینی عارف و رهبر کبیر، چه مقدار فلسفه خوانده بودند؟ چه با استاد و چه بی استاد؟ 2. آقای طاهرزاده حقیر مدت هاست که قصد ورود به عرفان عملی را دارم و چندین نفر انسان کارکرده در این زمینه را پیدا کرده ام. خواستم اگر ممکن است بفرمایید که به نظر شما به کدام یک از این عزیزان می شود رجوع کرد؟ و شما با کدام یک آشنایی دارید؟ 1. حجت الاسلام تحریری شاگرد آیت الله سعادتپرور 2. حجت الاسلام کمیلی شاگرد مرحوم حداد 3. حجت الاسلام عبدالقائم شوشتری 4. حجت الاسلام حسن نمکی طهرانی ساکن طهران و برادر آیت الله سعادتپرور هستند که البته سن بالایی دارند و حدود 90 سال سن دارند و اصلا نمی دانم شاگرد قبول می کنند یا نه؟ ولی از برخی افراد موثق شنیدم که شاگرد علامه طباطبایی و آیت الله انصاری همدانی بوده اند. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حضرت امام همه‌ی اسفار و سایر کتاب‌های مرحوم ملاصدرا را بدون استاد خوانده‌اند و مشکلی در فهم آن‌ها که نیاز به استاد باشد، نداشتند 2- شما هم باید به خودتان رجوع کنید که آیا بدون استاد می‌توانید کتاب‌های مذکور را مطالعه نمایید؟ 3- در مورد استاد عرفانِ عملی باید ذوق خود را در نظر بگیرید که با کدام‌یک از اساتید فوق همخوانی دارد. موفق باشید

12410
متن پرسش
استاد گرامی، سلام و عرض ادب: زن عموی بنده معتقد به حجاب نبوده و از 20 سال قبل که وارد خانواده ی ما شده اند جلوی نامحرمان حتی روسری هم بر سر نمی کند، مگر بعضی از مردهای خیلی غریبه تر که احیانا عموی من نظر خوبی به آنها نداشته و از ایشان خواسته اند که جلوی آنها روسری بپوشد. من 8 ماه است که عقد کرده ام و از همان ابتدا دغدغه ی این را داشته ایم که منو همسرم که مقید هستیم چگونه باید روابط خانوادگی خود را با ایشان تنظیم کنیم. ما با عموهایم زیاد رفت و آمد داریم و این مسئله را سخت تر می کند چون مواجهه ی ما با ایشان سالی یکی دو بار نیست که بتوان یک جوری آن را مدیریت کرد. در این هشت ماه همسرم بوده که به امید بهتر شدن وضعیت حجاب ایشان و برهم نخوردن روابط ما با عمویم و حفظ رضایت و احترام پدرم، مدارا کرده و هر جا ایشان هم بوده اند همسرم راضی شده اند که بیایند ولی سر به زیر و معذب نشسته اند. من در این مدت هر دفعه به زن عمو و برخی از فامیل گفته ام که همسرم از این وضع ناراضی هستند و از زن عمویم با نرمی و شوخی خواسته ام که روسریشان را بپوشند ولی کوتاه نمی آیند و می گویند همانطور که من به نظرات شما احترام می گذارم و چادر مشکی شما را تحمل می کنم شما هم باید به عقاید من احترام بگذارید و من را بدون روسری قبول کنید. منو همسرم فکر می کنیم که اگر بخواهیم همینطور با مدارا ادامه بدهیم به زودی این رفت و آمد ما تبدیل به توقع آنها و وظیفه ی ما می شود و این ما هستیم که همیشه ناراحتیم و چه بسا در تربیت فرزند هم دچار محذورات و مشکل خواهیم شد. استاد وظیفه ی ما چیست و راه درست برخورد با اینگونه رفتارها خصوصا که از این نمونه آدمها در خانواده ها زیادند چیست؟ پیشاپیش از پاسخگویی شما تشکر کرده و بابت طولانی شدن پرسشم عذرخواهی می کنم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه داشته باشید اسلام آمد تا مرز حق و باطل اعمال انسان‌ها را مشخص کند و ما در زیر سایه‌ی اسلام هرگز نمی‌توانیم مثل کسانی فکر کنیم که خود را از اسلام جدا می‌دانند و تحت عنوان آن‌که به عقیده‌ی ما احترام می‌گذارند ما هم باید به عمل غیر شرعی آن‌ها احترام بگذاریم. خدای ما چنین چیزی را از ما نمی‌پذیرد. وظیفه‌شما و همسر شماست که در جلسه‌ای که معصیت خدا در آن واقع می‌شود شرکت نکنید. موفق باشید

نمایش چاپی