بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
12869

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار: بنده چند ماهی است که دیدم به زندگی عوض شده و عالم را به گونه ای دیگر می بینم. قبل از آن خیلی آدم ناامیدی بودم و فکر می کردم هر کار خوبی هم انجام بدم چون خدا توی حساب خیلی دقیقه آخر کارم جهنمه، اما خواهری دارم که سیر کتابای شمارو می خونه و خیلی با هام صحبت کرد و متدین هم هست. من نیز به حرفاش گوش دادم و از طرف دیگه یکی دو تا از کتابای شما رو که خوندم و دیدم بکل عوض شده و بعد از اینکه در خواب دیدم امام زمان (عج) امده و من یاریشان کردم و در همان عالم خواب گفتم باید نزد فلان عالم بروم تا خوب شووم به این انسان شریف زنگ زدم و ماجرا را گفتم و ایشان هم کمک کردند و همان باعث شد جدی تر وارد مسیر سیر الی الله شوم تا اینکه خدا توفیق داد و سه ماه پیش به زیارت خانه خدا رفتم که خود بر توفیقات بنده افزود و خیلی بر من تاثیر گذاشت. استاد بزرگوار من اهل نماز صبح نیستم هر کار می کنم هم نمی تونم نماز صبح بخونم یک بار از یکی از علما صاحب نفس پرسیدم چه کنم توفیق دیدار امام زمان (عج) را داشته باشم ایشان گفتند نماز شب بخوانم نمی دانید با چه شور و شوقی نماز شب می خواندم اما نماز صبحم قضا می شد شب تا ساعت 2 بعد از نیمه شب بیدار بودم و نماز شب می خواندم اما نماز صبح نه چون می دانستم حتی اگر نماز شب نخوانم و به امید نماز صبح زود بخوابم باز هم بیدار نمی شوم برای همین با خود گفتم نباید اجازه بدم شیطان توفیق نماز شب را بگیرد برای همین هم اینکار رو کردم، تا اینکه در خصوص اینکه چه کنم نماز صبحم را بخوانم از شما پرسیدم و شما فرمودید فعلا قضاش رو بخونم تا جاش توی قلبم باز شه و دو تا کتاب هم معرفی کردید اما وقتی از همین عالم بزرگوار گفتم که من نماز شب را می خوانم و صبحم را قضا می خوانم گفت نه اینکار را نکن شما نماز صبح را بخوان نماز شب را هم اگر توانستید قبل از نماز صبح وگرنه اشکال ندارد بعد از نماز صبح بخوان، به این شکل برکات خیلی زیادی برایتان خواهد داشت. منم اولین نماز صبح و نماز شبم را خواندم و الان دو ماه است که نه دیگر نماز صبح می خوانم و نه همان نماز شب را نمی دانم باید چه کنم؟ این عالم بزرگوار شاید بر من سخت می گیرد شاید هم نه من آدم تنبلی هستم. یک بار خواب دیدم که شب تاریکی است و من با پسرم از دره ی ترسناکی که پر از خار شتر هست بالا می رویم با سختی تا خودم را به نزد این عالم برسانیم شب از نیمه شب گذشته بود رسیدیم به در خانه خیلی قدیمی که این عالم در آن منزل داشتند و گویی قبل از آن مولا علی (علیه السلام) در آن سکونت داشتند وارد خانه شدیم تا ایشان را ببینیم، پسر کوچک ایشان جلو آمد و گفت حاج آقا خوابند شما بروید و وقت دیگری بیایید من هم گفتم باشد، در همان حین بالای حیاط خانه اسبی ظاهر شد که نوری درون شکمش شروع به تابیدن کرد و تمام آن اسب نورانی شد، اسب شیهه ای کشید به نشانه اینکه این عالم خواب هستند در حیاط و بالا نیایم من هم با خودم گفتم من که نمی خواستم بالا بیام چرا این اسب اینچنین می کند. خلاصه برگشتم به پسر حاج آقا گفتم الان هوا خیلی تاریک است و من با این بچه کوچک خیلی می ترسم از این دره برگردم گفت من باهاتون میام ضمن اینکه مردی هم مرا تعقیب می کرد و من از او می ترسیدم پسر راه افتاد در حالیکه عصایی در دست داشت و پیشاپیش حرکت می کرد، به دره رسیدیم این پسر عصا بر زمین می زد و همه جا روشن و سبز می شد و گل سبز می شد جالب اینکه از آن خار شترهای درشتی که در پایم فر می رفت وقتی که آنها را از پا در می اوردم به سرعت خوب می شد با کمال تعجب به پسر گاه می کردم که عصا بر زمین می زد و همه جا گلستان می شد حتی مرد غریبه ای که دنبالم بود نیز با تعجب نگاه می کرد پسر حاج آقا ضمن اینکار زیر لب می گفت ان قلت... یادم نیست دقیقا چه می گفت من هم همان را تکرار می کردم و می گفتم این است پاداش کسانی که خدا را عبادت کنند به پسر دو ساله ام که پشت سرم بود نگاه کردم به این معنی که بیا ببین وعده خدا حق است نظر شما در مورد این خواب چیست؟ استاد بزرگوار و در مورد نماز صبحم چه کنم؟ دوست ندارم حالات معنوی ام را از دست بدهم و الان هم برنامه ریزی کرده ام و کتابهای شما و استاد مطهری را می خوانم و می خواهم از این به بعد دیگر گونه زندگی کنم. با تشکر و سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست اگر بتوانید زود بخوابید و نزدیک آفتاب‌زدن، برای نماز صبح بیدار شوید و دو رکعت نماز سریعِ خواب‌آلوده بخوانید و دوباره بخوابید؛ این نسبت به نماز شب ترجیح دارد، مگر این‌که نتوانید و همان‌طور که عرض کردم در اسرع وقت نماز صبح‌تان را قضا کنید. موفق باشید

12324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: برای اینکه یک تولید کننده علم باشیم در فلسفه و عرفان، مانند ملاصدرا، چگونه باید درس بخوانیم؟ از چه کتابی فلسفه را شروع کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از طی مقدمات لازم در فقه و اصول و طی مقدماتی مثل «بدایة الحکمه» و «نهایة الحکمه» آماده‌ی رجوع به اسفار اربعه‌ی ملاصدرا شوید و سپس به فصوص الحکم محی‌الدین برسید. موفق باشید

11211
متن پرسش
با عرض سلام: نظر شما در مورد اتفاقاتی که پس از فوت مرتضی پاشایی- خواننده معروف- و جمعیت زیادی که برای تشییع او آمده بودند و بازتاب گسترده ای که در سطح جامعه داشت چیست؟ آیا این حادثه نشان از گسترش پرشتاب غربزدگی در جامعه نیست؟ آیا این وقایع همچون آژیر هشداری نیستند که گهگاه ما را از خواب و خیال خوش سیر به سوی تمدن اسلامی بیدار می کنند؟ ما هم همچون غرب گروه های مرجع اجتماعی مان خوانندگان و هنرپیشه ها شده اند. شما برای وضعیت نسل جوان و آتی نگران نشدید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این هست، ولی تلویزیون هم برای آن‌که جریان‌های منفی، مرحوم پاشایی را مصادره نکنند در حضور زیاد مردم در تشییع ایشان نقش داشت، از طرفی تمدن اسلامی جایی هم برای این افراد دارد. موفق باشید
10046

معنای طینتبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سوال بنده در مورد بحث طینت و وجه جمع با اختیار و همچنین بحث ثواب و عقاب است. توضیح آنکه از احادیث طینت اینطور استنباط می شود؛ که اصولاً برخی ها از ابتدا و ذاتاً خوب هستند و برخی ها از ابتدا و ذاتاً بد. پس اگر خب؛ عمل صالح کرد هنری نکرده چون به اقتضای طینتش بوده و اگر بد نیز اعمال خلاف انجام داد لایق سرزنش نیست چون او نیز به اقتضای طینتش بوده. تا جائیکه روایت داریم که عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَ مَعِی رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّی لَأَغْتَمُّ وَ أَحْزَنُ مِنْ غَیْرِ أَنْ أَعْرِفَ لِذَلِکَ سَبَباً فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ ذَلِکَ الْحَزَنَ وَ الْفَرَحَ یَصِلُ إِلَیْکُمْ مِنَّا لِأَنَّا إِذَا دَخَلَ عَلَیْنَا حُزْنٌ أَوْ سُرُورٌ کَانَ ذَلِکَ دَاخِلًا عَلَیْکُمْ لِأَنَّا وَ إِیَّاکُمْ مِنْ نُورِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَجَعَلَنَا وَ طِینَتَنَا وَ طِینَتَکُمْ وَاحِدَةً وَ لَوْ تُرِکَتْ طِینَتُکُمْ کَمَا أُخِذَتْ لَکُنَّا وَ أَنْتُمْ سَوَاءً وَ لَکِنْ مُزِجَتْ طِینَتُکُمْ بِطِیْنَةِ أَعْدَائِکُمْ فَلَوْ لَا ذَلِکَ مَا أَذْنَبْتُمْ ذَنْباً أَبَداً ... خب از ظاهر حدیث اینطور استنباط می شود که پس معصومین (ع) هنری نکرده اند که معصوم بوده اند. چون طینتشان خالص بهشتی و علیینی است. اگر طینت ما نیز خالص علیینی بود ما نیز گناه نمی کردیم به تصریح خود معصوم در روایت. حال این مسأله را چطور باید حل کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده توجه به معنای طینت است که متوجه باشیم بعضی از انسان‌ها از نظر طینت و شخصیت عموماً امور الهی را انتخاب می‌کنند و شخصیتاً خود را در انتخاب‌های معنوی می‌پرورانند با این‌که می‌توانند انتخاب‌های غیر الهی داشته باشند و اهل‌البیت«علیهم‌السلام» نمونه‌ی کامل چنین شخصیتی هستند به همین جهت عبادات طولانی دارند، زیرا می‌خواهند بهترین انتخاب را بکنند، در حالی‌که می‌توانستند غیر از این عمل کنند. حال آن انسان‌هایی که به این معنا به شخصیت اهل‌البیت«علیهم‌السلام» نزدیک‌اند از طینت‌ آن‌ها برخوردارند. موفق باشید
9426

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام. پیرو سوال (9317) یک بحثی مطرح میشود که اگر رهبری این حرف را میزنند که برای حضرت زهرا (س) سینه زنی لازم نیست پس چرا خودشان در ایام فاطمیه در بیت مراسم سینه زنی برپا میکنند؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مراسم عزاداری غیر از مراسم سینه‌زنی است. موفق باشید
8624
متن پرسش
با سلام دوستی از دوستان من دارای لکنت زبان شدید است به طوری که در لب خوانی هم دچار لکنت شدید میشود و در حین صحبت کردن دچار قفل های شدید میشود. درمان های مختلفی انجام داده ولی موثر نبوده است. این شخص در نماز خواندن دچار مشکل میشود و شاید هر نمازی بخاطر لکنت شدید حدود 45 دقیقه طول بکشد. توی ادا کردن تلفظ کلمات هم مشکل زیادی پیدا میکند. چه با صدای آروم بخواند و چه بصورت لب خوانی باز هم لکنت میکند. اکثر افراد دارای لکنت وقتی با خودشون تنها حرف میزنند دچار لکنت نمیشوند ولی دوست من حتی موقعی که تنها میخواهد نماز بخواند، باز هم لکنت میکند. میخواستم سوال کنم که آیا میشود نماز خوندن را فقط در ذهن خواند؟؟ مثلا اینگونه که اصلا لب ها تکانی نخورد و فقط در ذهن سوره را مرور کند و در ذهن بخواند؟؟ آیا اینگونه نماز خواندن اشکالی ایجاد میکند؟؟ اگر شما راه حلی دارید ممنون میشم پیشنهاد کنید... یاعلی مدد
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این را باید از مرجع تقلیدشان بپرسند. برای انسان‌هایی که می‌توانند صوت الفاظ را ادا کنند باید این کار را بکنند ولی این مورد را از دفتر مرجع تقلیدشان سؤال کنند. موفق باشید
8505
متن پرسش
سلام علیکم استاد منطق دانشگاه ما موضوع بوسیدن دست بزرگان را مطرح کردند که بزرگی ایستاده و افرادی در صف دست ایشان را می بوسیدند و این کار را اشتباه این بزرگان می دانستند و می گفتند فرزندشان فیلمی از بزرگی به ایشان نشان داده. من در این رابطه جستجو کردم و فیلمی را از امام خمینی (ره) دیدم که در مجلسی عده ای به نوبت دست ایشان را می بوسیدند. حرف دیگری که این استاد می زدند درمورد این بود که پیامبر (ص) در جمع به گونه ای می نشستند که اگر کسی وارد می شد نمی توانست تشخیص دهد که کدام یک از افراد پیامبر (ص) است و می گفتند چرا بزرگان اکنون این گونه نیستند؟ ومثالی باز هم از قول فرزندشان می زدند که گروهی به خانه ی آیت الله بهجت (ره) رفته و ایشان روی صندلی نشسته و بقیه روی زمین نشسته اند و یا بزرگان دیگر. ایشان نمی توانند جواب فرزندشان را به طور منطقی بدهند. خواهشمندم مطلب را برای ما روشن کنید. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- اگر حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» طالب دست‌بوسیدن‌شان باشند همان است که آن استاد می‌فرمایند. ولی اگر مردم طالب باشند و حقیقتاً با این دست‌بوسیدن‌ به برکاتی می‌رسند، آیا حضرت امام می‌توانند بخل بورزند؟ در مورد دوم عنایت داشته باشید خداوند به رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» دستور دادند منبری بسازند تا در موقع وعظ مردم در زحمت نباشند و لذا بین دورِ هم نشستن در شرایط معمولی و بین آن‌که یک عالم بر کرسی وعظ نشسته یا مشکل بدنی دارد باید فرق گذاشت. موفق باشید
7652
متن پرسش
باسلام چند وقتی است جناب پناهیان در سخنرانی هایشان اشاراتی میکنند مبنی بر نزدیک بودن ظهور . با عباراتی نظیر " یا زینب مثل اینکه شما مقدمه ساز ظهور هستی" اشاره به درگیری های سوریه. یا مثلا پس از تاکید بسیار زیاد که برای ظهور دعا کنید ، میگویند خبرهایی هست که من نمی توانم بگویم. یا اساسا طرح مباحثی که به قول خودشان قواعد ظهور است. در همین زمینه چند ماه پیش جناب رسول جعفریان نامه ای عتاب آمیز به پناهیان نوشتند با مضمون نقد همین رفتارهای پناهیان. البته کمی با زبان بی ادبی. خواستم نظر شما را بدانم. آیا این نحوبرخورد با ظهور توسط جناب پناهیان درست است؟ آیا این انحراف نیست؟ آیا این تعیین وقت نیست؟ آیا این سبک کردن بحث ظهور نیست؟ اصلا وقتی سیره حضرت امام و رهبری را با این افراد مقایسه میکنیم ، می بینیم تناقض وجود دارد. رهبری به فکر ساخت تمدن اسلامی است ولی این افراد دائما توجه مردم را به نزدیک بودن ظهور معطوف میکنند. لطفا توضیح کامل بدهید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده سخنان آقای پناهیان را در آن رابطه که آقای جعفریان اشکال کرده بودند دنبال کردم. سخنان آقای پناهیان را سخنانی منطقی دیدم و اتفاقاً ما را متوجه آینده‌ای می‌کنند که ماوراء زندگی غربی باید فکر کنیم. قبلاً در این مورد عرایضی داشتم. موفق باشید
5497
متن پرسش
سلام. امیدوارم حالتون خوب باشد من اقا خامنه ای رو خیلی دوست دارم این حس دوست داشتن به حدی است که من عکس ایشان یا صحبت های ایشان رو که میشنوم ناخود اگاه اشک از چشمانم جاری میشه ولی خودم احساس میکنم این محبت همراه با معرفت نیست من زندگی نامه ایشان را خوندم . میشه شما منو راهنمایی کنید که چیکار انجام بدم معرفتم به اقا بیشتر بشه از شما ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این لطف خدا است به شما، سعی کنید با اُنس با معارف الهی مثل معرفت نفس این علاقه را عمیق کنید. موفق باشید
5376
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی در جواب آگنوستیک ها چه میتوان گفت ؟ من به دنبال نقد و جواب درستی به اونها بودم که متاسفانه مطلب مناسبی نیافتم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بهترین روش معرفت نفس است که به صورت حضوری طرف را با خودش روبه‌رو می کند در آن حال هراندازه هم بخواهد به همه‌چیز شک کند در این‌که کسی هست که نمی‌تواند منکر وجود او شود، حتی اگر آن‌کس، به همه‌چیز شک دارد و این شروع خوبی است تا بفهمد نمی‌تواند به «لا ادری» خود ادامه دهد. مرحله‌ی بعدی آن است که آیا این انسانی که در هیچ حال نمی‌تواند به وجود خود شک کند و بدون بدن نیز خودش خودش است، می‌تواند در درون خود نسبت به حرکاتی که تحت عنوان حق و باطل مطرح است بی‌تفاوت باشد؟ در این حال بحث فطرت شروع می‌شود که شروع خوبی است برای نجات از روح آگنوستیک. موفق باشید
2528
متن پرسش
با سلام خدمت حضرت استاد می خواستم بدانم اگر کسی گرفتار ترس شده باشد باید چکار کند با توجه به اینکه این از کمی توکل به خداوند است برای اینکه توکل انسان به خداوند زیادتر شود باید چه کرد؟ واساسا راهکار از بین بردن ترس چیست؟ (بیشتر سوال من در مورد کسی است که از جن وشبیه آن مثل اینکه دائم احساس حضور کسی پیش خود را دارد ووحشت می کند)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اساس ترس وَهم است و وَهم با عقل از میدان زندگی می‌رود. اموری که موجب تعقل می‌شود تفکر در قرآن و کتاب علمایی مثل شهید مطهری و علامه طباطبایی و آیت‌الله جوادی و حضرت امام است. ورزش هم می‌تواند واهمه را کنترل کندو مطالعه‌ی کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» در این امر إن‌شاءالله کمک می‌کند. موفق باشید
373

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند.در خصوص بحث امامت و عصمت و انچه از قران میشود استفاده و اثبات کرد از دوران دانشجویی در دانشگااه علوم پزشکی و در رادیو معارف بسیار شنیدهام و به نظر هم خیلی متین است اما ته دل نمیتوانم بپذیرم اهل تسنن چرا با این دید به این ایات و روایات نگاه نمیکنند .؟ نمیتوانم بپذیرم که تقییه میکنند (همچننان که بعضی ها این را دلیل میدانند.)ایا چون از ابتدا اینجور در ذهنشان نقش بسته است نمیتوانند جور دیگری فکر کنند ؟ اگر علت این باشد این مسئله در خصوص مسیحیان هم باید صدق کند؟میتوانم بگویم این مسئله بزرگترین دغدغه دینی من وخیلی افراد است که باعث میشود ته دل محکم کمی احساس سستی کنیم ومسلم است این شرایط چراگاه شیطان است و در موقع مقتضی ضربه خود را خواهد زد .لطف فرموده پاسخ دهید ارادتمند شما .دکتر صادقی .تبلیغ شما را در سایتم میکنمwww.drsadeghilab.ir
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام عنایت بفرمائید که یکی از طرفندهای دشمنان اسلام آن است که وقتی نتوانستند در مقابل رهنمون‌های دینی حرفی منطقی داشته باشند، موضوع را سیاسی وجناحی می‌کنند و این سخت‌ترین ضربه‌ای است که همیشه به مسیر های هدایت‌‌های الهی وارد شده ، از طرفند فرعون بگیرید که به مردم مصر گفت: «این مرد – یعنی حضرت موسی – نقشه کشیده است شما را از شهرتان بیرون کند» و سعی کرد از این طریق موضوع نبوت حضرت را در حجاب ببرد. یا وقتی جادوگران در مقابل معجزه‌ی حضرت متوجه شدند کار موسی«علیه‌السلام» چیزی فوق معجزه است و اسلام آوردند، گفت: این نقشه‌ای بوده از قبل که موسی به عنوان رئیس جادوگران با تبانی جادوگران کشیده. یا در دهه‌های اخیر موضوع دفاع انقلاب اسلامی از مردم مظلوم فلسطین و شیعیان لبنان را سعی کردند سیاسی جلوه دهند و حقانیت موضع‌گیری انقلاب اسلامی را در حجاب ببرند. در موضوع ولایت جامعه‌ی اسلامی پس از رحلت رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله»، جنابعالی عنصر اُموی را ساده نگیرید که چگونه کار را تا آن‌جا کشاندند که بالاخره معاویه جانشین پیامبر«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» شد و در این دوره آن‌قدر فضا را آلوده کردند و جعل حدیث نمودند که سال‌ها طول می‌کشد تا گرد و غبارها فرو نشیند و جهان اسلام متوجه اصل مسئله بشود. اقدام بسیار کارساز مرحوم علامه‌ی امینی در «الغدیر» یکی از آن اقداماتی است که آرام‌آرام فضا را شفاف می‌کند و مرز بین جریان اموی در جهان اسلام را از سایر مسلمانان روشن می‌نماید و این اولین قدم است. کتاب «حزب علوی و حزب اُموی» از آقای حجت‌الاسلام دکتر محسن حیدری، از انتشارات دفتر انتشارات اسلامی نکات خوبی در این رابطه دارد. در ضمن جزوه‌ی «چه شد که کار به قتل حسین«علیه‌السلام» کشیده شد؟» با ویرایش جدید که بر روی سایت هست، إن‌شاءالله می‌تواند کمک کند. موفق باشید
15309

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
من دوست دارم به احکام دینم پایبند باشم. اما مشکلی با پدرم دارم. ما متاسفانه ماهواره داریم. پدرم علاقه دارد و برخی شبکه ها که موسیقی ها و تصاویر زن های بی حجاب را نشان می دهد را نگاه می کند. من دوست ندارم محیط خانواده را ترک کنم اما مجبورم موقع روشن شدن آن دجال زمان به خلوتی فرار کنم. از اینکه من بخواهم برای پدرم نهی از منکر کنم احساس می کنم درست نیست. شما استاد عزیز من را رهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درست کاری می‌کنید که با پدرتان درگیر نمی‌شوید و از طرفی نشان می‌دهید که علاقه‌ای به این برنامه‌ها و این وسایل ندارید. موفق باشید

14581
متن پرسش
با سلام: حضرت استاد بنده تا صوت 6 حمد امام رو گوش گرفتم. 1. در موضوع جعل شما جعل رو به وجود زدین مگ این مربوط به تشکیک در وجود نیست؟ یعنی عرفان جعل رو به وجود نمیزنه درسته؟ به همین خاطر اینجا واسم سوال پیش اومد که امام دارن بر اساس تشکیک وجود جلو میرن یا عرفان؟ 2. فرمودن زبان شما اسم الله هست دست شما اسم الله هست و... بعد گفتید اسم الله هست یعنی خود الله هست .. از آنجایی که این مخلوقات فانی در الله هستند پس زبان و دست و... خود الله است .. اینجا برداشت من این بود که منظورتون اینه که اینها تجلی الله هستند که الله به تمام شدیت در اینها ظهور و حضور داره و اینها هم چون ممکن الوجود هستن هیچ ذاتیتی ندارن و فانی در او هستن پس او در صحنه است .. نه این که الله در این دست ضعیف ظهور کرده و در عقول شدیدتر ظهور کرده بلکه این شدت و ضعف مربوط به ظرفیت مخلوقات هست که متعلق به خودشونه و الله به تمام شدت در اینها ظهور داره ازین بابت هست که میگیم الله در صحنه هست و مخلوق خود الله هست آیا درست گفتم؟ چون در خویشتن پنهان فرمودین من که به صورت بینایی ظهور می کنم تمام من به شدیت و کمال خودم در بینایی ظهور میکنه و محدودیت مال بینایی هست نه مال ظهور من در بینایی اگه درست یادم باشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جعلِ وجود در این‌جا یعنی ممکن‌الوجود را وجود‌دادن، نه آن‌که نظر به جعلِ مطلق وجود باشد که آن معنا نمی‌دهد 2- تا این‌جا خوب آمده‌اید، بدون عجله ادامه دهید. موفق باشید

14370
متن پرسش
سلام: 1. نحوه رجوع به کتاب شرح چهل حدیث امام چگونه است؟ 2. ماهیت هم تشکیکی است استاد؟ اگر اینگونه باشد هرچه در مباحث فلسفی رشتیم پنبه می شود!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از آشنایی با مباحث «عرفان نظری» می‌توان با کتاب «چهل حدیث» حضرت امام مأنوس شد. 2- تفاوت «ماهیت» و «وجود» در همین است که ماهیت به معنای چیستیِ چیز، تشکیک‌پذیر نیست، مگر آن‌که ماهیت را به معنای دیگری بدانیم که امثال شیخ اشراق و مرحوم میرفندرسکی می‌دانند. موفق باشید

12559

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: علت اختلاف نظر در بعضی از احکام فقهی بین مراجع محترم تقلید در چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع در قسمت دوم کتاب «چه نیازی به نبی» تحت عنوان «فلسفه‌ی تقلید از فقیه» به صورت نسبتاً مفصل بحمداللّه عرض شده. به آن کتاب که بر روی سایت است رجوع فرمایید. موفق باشید

12436
متن پرسش
سلام علیکم: طاعات شعبانیه حضرتعالی مقبول حضرت حق. بنده در فرمایشات آیت الله بهجت (ره) مشاهده کردم که ایشان مکررا به ترک معاصی در عمل و اعتقاد سفارش می کنند یعنی جزیی از محرمات که بایستی برای ترک آن برنامه جدی داشت را محرمات اعتقادی عنوان می کنند. استاد گرانقدر می شود کمی در رابطه با این دسته از محرمات توضیح بفرمایید و یکی دو نمونه مصادیق آن را ذکر فرمایید تا بتوانیم به تفتیش آن در اعتقاداتمان بپردازیم؟ متشکرم. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: محرمات اعتقادی، اعتقاداتی است که با نحوه‌ای از شرک مخلوط باشد و یا جنبه‌ی مفهومی آن از جنبه‌ی حضوری آن بیشتر باشد. مثل این‌که بخواهیم با علم کلام و یا فلسفه به نیایش خداوند بپردازیم، در حالی‌که استدلال در هر صورتش برای دفع شبهه است نه ارتباط با حضرت حق. موفق باشید

10080
متن پرسش
سلام: جاهای مختلفی دیدم که حضرت علی(ع) را به عقل کل و حضرت زهرا(س) را به نفس کل نسبت داده اند. آیا منظور از عقل کل، تعین اول و ثانی است و منظور از نفس کل تعین های خلقی است؟؟ و یا اینکه منظور از عقل کل و نفس کل نفس رحمانی است با این تفاوت که عقل کل، حالت اندماجی نفس رحمانی است؟؟ در عرفان داریم که بین قوس صعودی و نزولی فرق هایی است. از طرفی روایت داریم که «اول ما خلق الله نوری» آیا مربوط به قوص صعود است یا قوس نزول؟؟ در جایی خواندم که در مسیر قوس نزول همه حقایق از جمله خوبی ها و بدی ها مندمج بوده اند، مثل انسان ها که حقیقت همه انسانها یکی بوده است، فرعون و موسی، پیامبر و ابوجهل و .. همه یکی بوده اند و بعد از اینکه آمده اند در این دنیا با انتخاب های خودشون ،خوبی از بدی جدا می شود و فقط خوب ها به اون جایگاه اصلی برمی گردند و یکی از دلایل خلقت و آورده شدن انسان به عالم ماده همین بوده است که خدا دوست داشت، کمالات خود را صاف و زلال مشاهده کند ولی چون همه حقایق یکی بود، خودش یک نقص به حساب می آمد و انسان را آورد در دنیا که انسان های خوب کمالات خود را بالفعل کنند و خداوند در آینه این انسان ها کمالات خود را مشاهده کند. با این توضیح آیا نور محمدی(ص)،به قوس صعود برمی گردد یا به قوس نزول؟؟ اگر به قوس صعود برمی گردد، جایگاه حدیث(اول ما خلق الله نوری) کجاست؟؟ ممنون یا علی مدد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید تطبیق جایگاه اولیاء الهی با مقاماتی که در اصطلاحات فلسفی و عرفانی مطرح است، کار آسانی نیست به‌خصوص که بعضاً تعریف‌های متفاوتی از اصطلاحات عرفانی و فلسفی در میان است و یا با اعتبارات مختلفی موضوع مورد نظر قرار می‌گیرد از جمله همین نکته که می‌فرمایید در قوس نزول همه‌ی حقایق مندمج‌اند. زیرا این اندماج به معنای شخصیت‌های مجزای افراد نیست، بلکه نظر به درجه‌ی وجودی افراد دارد و نه شخصیت مجزای افراد به همان معنایی که حقیقت محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» جامع همه‌ی مراتب وجود است و «چون که صد آید نود هم پیش ما است» و اوّلُ ما خلق‌اللّه به معنای واسطه‌ی فیض در هستی مسیر تجلی انوار الهی به همه‌ی مخلوقات است. شاید بد نباشد تعبیری که برای مولا علی«علیه‌السلام» در رابطه با تعیّن اول و زهرای مرضیه«سلام‌اللّه‌علیها» در رابطه با تعیّن ثانی می‌فرمایید ولی به اعتبار مظهریت در حالی‌که این ذوات مقدس در مقام خود همه در فنای ذاتی و تعیّن اول جای دارند. در مورد راز خلقت بحث نقص رسا نیست، بلکه بحث انگیزه‌ی نظرکردن حضرت حق خود را در اسماء بهتر است که در فصّ آدمی مورد بحث قرار می‌گیرد. نور محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» از نظر تکوین به قوس نزول برمی‌گردد و از نظر تشریع به قوس صعود که این خودش عرض عریضی نیاز دارد. موفق باشید
10048

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: در کتاب «معاد بازگشت به جدی ترین زندگی» صفحه 62 در پاراگراف آخر شما جهت توضیح بیشتر درباره نحوه حضور مومنان در برزخ داستان مومن آل یاسین را مطرح فرموده اید اما به اشتباه نام مومن آل فرعون و همراهی او با حضرت موسی علیه السلام ذکر شده است. شهید مطهری هم در کتاب معادشان توضیح می دهند دلیل اینکه به آن شخص یاری دهنده آیین رسولان فرستاده شده مومن آل یاسین می گویند این است که داستان این مومن در سوره یس آمده و بنا بر سیاق مومن آل فرعون و این دو مومن دو فرد متفاوتند و آنی که شما بنا بر آیه 27 سوره یس در مقام توضیح هستید مومن آل یاسین است نه مومن آل فرعون. جسارت بنده را ببخشید. یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این اشکال از آن جهت که شما می‌فرمایید وارد است ولی از آن جهت که جریان بحث این مؤمن در سوره‌ی یاسین آمده عرض شد مؤمن آل یاسین. باید گفته می‌شد مؤمن سوره‌ی یاسین تا با حبیب نجّار اشتباه نشود. موفق باشید
9941
متن پرسش
سلام حضرت استاد: خسته نباشید. یکی از خواسته های فطری ما کسب علم و دانش است. کسی که خداوند به او استعدادهای زیادی داده اعم از هنر و حافظه قوی و فهم فلسفی و عرفانی و ریاضی و... و می تواند با برنامه ریزی و وصل به حق، ذوالفنون شود (مثل علامه حسن زاده) ولی با بطالت و بی برنامگی و تنبلی فقط در یک حوزه متخصص شود یا در هیچ حوزه ای نشود، دیر یا زود فریاد نارضایتی فطرت در دنیا بلند می شود و منشا برخی افسردگی ها، همین جواب ندادن به استعدادهاست و در قیامت هم مثل استعداهای عرفانی جای خالی این استعدادها ولو دانشمندی در علوم پایه باشد را می بیند و حسرت می خورد و حسرت نداشتن مقامات علمی را می خورد. درست است در آنجا شیمی و خطاطی و زبان انکلیسی و... به درد نمی خورد ولی ملکه اینها را با خود آنجا می برد و از این ملکه خیلی کار برمی آید. (همانطور که علامه مجتهد در طب قدیم و ریاضی و نجوم و...هستند) ولی این نارضایتی صادق فطرت با نارضایتی کاذب غریزه که طلب علم برای مدرک و شهرت و مقام و ثروت باشد خیلی متفاوت است و شما، غصه نخوردن برای مدرک و اینکه آن را دنیا می دانید قسم دوم است نه اول و باید دقت کرد. اگر این استنباط من از فرمایشات شما درست باشد خیلی ها با کوتاهی در استعدادها، قیامت حسرت خواهند خورد. درست فهمیده ام درس را استاد؟ می خواهم مقاله ای تنظیم کنم ببخشید استاد که همه نوع سوال ساده ای می پرسم. سپاس بسیار از این همه لطف شما در تحمل من.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی می‌فرمایید. منتها عنایت بفرمایید در قیامت که شرایط «اِلَیْهِ راجِعُون» است و رجوع إلی اللّه در میان است، ما از نداشتن علوم و ملکاتی در حسرت هستیم که در این رجوع باید به ما کمک ‌کند و از نوع علم و عمل را کم داریم. موفق باشید
8968
متن پرسش
سلام علیکم. 1- متعرض ماهیت اشیاء شدن مانند تکنولوِژی یعنی چه؟ 2- منظور از اینکه تمدن غرب کاری به ماهیت اشیا ندارد چیست؟ چرا؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ماهیت در حرف عزیزان در این نوع جملات آن است که ما باید روح و ذات تکنولوژی را ماوراءظاهر آن بشناسیم و بدانیم در چه فرهنگی و با چه اهدافی پدید آمده. 2- می فرمایند تمدن غربی بیشتر جنبه ی کاربردی پدیده ها را مدَ نظر دارد بدون آن که به جایگاه آن پدیده ها در کلیت زندگی نظر داشته باشند و این که تکنولوژی خودش به کار گیرندگانش را اسیر خود می کند. موفق باشید
7770
متن پرسش
سلام علیکم اجمالا سوالم را مطرح می کنم آنچه که ما از حکمت متعالیه و اصالت وجود فهم کرده ایم و سعی کرده ایم که حضورا درک کنیم، آن است که آنچه که بدون واسطه از واقعیت بماهو واقعیت حکایت می کند، مفهوم وجود است نه سایر مفاهیم که ماهوی هستند. و درکلام برخی شارحین و همچنین در برخی عبارات جنابعالی در کتب مختلف تان، برمی آید که مفاهیم همه اعتباری اند، حتی مفهوم وجود و انچه اصیل است، خود وجوذ است سوال اینجاست که مفهوم وجود با خود وجود تفاوتی دارد؟ چه؟ و آیا مفهومی که اعتباری ست و اصالتی ندارد، می تواند از واقعیت عینی بدون واسطه، حکایت کند؟ چگونه؟ و سوال دیگر که شاید بی ربط به سوال قبل نباشد، آن است که منظور از وجود دقیقا چیست؟ آیا منظور وجود مطلقی ست که عالم را فراگرفته و همه چیز طلق ملک اوست؟ یا منظور، وجود هرشیئی ست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: گفت: «چون گهر در بحر گوید بحر کو .... و آن خیال چون صدف دیوار او»، «گفتن آن کو حجابش می‌شود.... ابرِ تابِ آفتابش می‌شود». همه‌ی مشکل آن است که از «وجود» می‌پرسی، در حالی‌که تا از «وجود» بپرسی «گفتن این کو حجابت می‌شود» از چیزی که فقط می‌توان با تجربه‌ی هستی خود به آن نظر کرد سؤال می‌کنی؟ در حالی که تنها از ساحت حضور خود می‌توانی آن را احساس کنی. همه‌ی مشکل در این است که می‌پرسی «مفهوم وجود با وجود چه تفاوتی دارد؟». «بودن» یک درک حضوری است و خودش خود را می‌نمایاند و افق هستی تو است بدون هیچ نحوه مستوری، آشکارشدگی‌اش به نحوه‌ی نگاه شما بستگی دارد و نه به سؤال کردن‌تان. پدرم در آمده تا در شرح کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» این را متذکر شوم تا بفهمیم حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در تفسیر سوره‌ی حمد به کجا اشاره دارند. ما تنها با وجود است که می‌توانیم با عالم ارتباطی درست برقرار کنیم و آن‌ از مستوری نسبت به ما خارج می‌شود و در عالَم ما احساس میگردد. موفق باشید
5104
متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات و عذر خواهی از تصدیع وقت حضرتعالی. حاج‌آقا برای دفع بلا و رفع نگرانی از اتفاقات ناگوار که در اثر خواب و یا القائات نفس و یا... پیش آمده و پریشانی ایجاد می‌کند به طور کلی و در آستانه‌ی شب‌های قدر چه باید کرد؟ آیا قربانی کردن گوسفند با خرید گوسفند کامل که به نیت خاص ذبح نشده و پوست و... آن جدا گردیده برای توزیع بین فقرا متفاوت است؟ اگر گوسفند در خانه و در ملک شخصی قربانی شود با قربانی توسط قصاب در جای دیگر متفاوت است؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد تخصصی ندارم. موفق باشید
5079
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز اینجانب یک خانم هستم که رشته ام روانشناسی است و حدودا سه سالی است که پیگیر مباحث جنابعالی هستم. در یک سال اخیر تلاش هایی در جهت ادامه تحصیل در خارج از کشور انجام دادم و امسال شرایط ادامه تحصیل در مقطع دکترا در کشور آمریکا برایم فراهم شده است و حدودا تا کمتر از یک ماه آینده باید کشور را ترک کنم. شرایط عالی است و به لطف خدا موفق به دریافت بورس کامل از دانشگاه مقصد شده ام. اما از حدود دو ماه پیش که این شرایط پیش آمده من دچار تردید های بسیار زیادی شده ام. مدام احساس می کنم این مطابق رضای خداوند نیست و نگرانم همان جهت گیری اندکی هم که با عنایت پروردگار و پیگیری مباحث در مسیر الهی اتفاق افتاده با قرار گرفتن در این راه از دست برود. آنقدر در این راه متزلزل هستم که حتی قدرت توکل کردن بر خدا را هم ندارم چون دائم چیزی به من می گوید که در مسیر بیراهه به خدا توکل کردن چه مفهومی دارد؟! از طرف دیگر من در رشته خودم در ایران الحمدلله به خوبی وقت صرف کرده ام و تا حدودی به نواقصی که در این رشته وجود دارد آگاهی یافته ام و با توجه به شرایط رشته و دانشگاه و استاد خوبی که فراهم شده است تقریبا یقین دارم که انشاالله این سفر دستاوردهای خوبی برای فعالیت در دانشگاه های کشور در اختیار قرار خواهد داد. زیرا گذشته از برخی مباحث که با نگاه های دینی ما در تناقض است، در برخی از زمینه ها ی روانشناسی در کشور آمریکا بسیار خوب کار شده و اصلا نمی توان از این موضوع غفلت کرد که ما در کشور به این مباحث نیازمندیم . مثلا مباحث مربوط به کودکان یا حتی بزرگسالان. از آنجا که فرصت ادامه تحصیل در رشته های علوم انسانی در آمریکا بسیار مشکل تر از رشته های فنی و علوم پایه به دست می آید نمی توان از این فرصت صرف نظر کرد ولی همانطور که گفتم تردید ها ی بسیاری برای من وجود دارد. از سوی دیگر من مجرد هستم و پدر و مادر مسنی هم دارم که نگران آن ها هستم. همه اینها باعث می شود دائم فکر کنم خداوند راضی به این مسیر نیست و این اجازه نمی دهد که به بهره وری هر چه بیشتر از این فرصت فکر کنم. خواهشمندم بنده را راهنمایی فرمایید. با تشکر و احترام
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از جهت اول نگرانی به خود راه ندهید و با رسالت الهی به ادامه‌ی تحصیل بپردازید ولی از جهت دوم اگر پدر و مادرتان به شما نیاز دارند و نبودن شما موجب می‌شود مشکلی برایشان پیش آید باید تأمل کنید. موفق باشید
3702
متن پرسش
باسمه تعالی.سلام علیکم.بنده پرسش و پاسخها را به طور مرتب مطالعه می کنم.در چند مورد در رابطه با اطاعت از ولی فقیه پاسخهایی را از حضرتعالی خواندم که با تفکرات بنده تناقض دارد.لذا دوست دارم نظر حضرتعالی را در رابطه با مقاله ای که نوشتم و در یکی از نشریات به چاپ رسیده است را بدانم:"آیا ولی فقیه اشتباه می کند؟ در چند بند نکاتی را در رابطه با سوال فوق عرض می کنم: 1- خداوند از ما چه چیزی خواسته است؟ با مراجعه به قرآن با این آیه مواجه می شویم: أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و اولی الامر منکم. خداوند از ما اطاعت محض از رسول الله و امامان معصوم را خواسته است؛ حال چه رسول الله اشتباه بکند و چه نکند(ما معتقد به عصمت رسول الله هستیم ولی بنده می خواهم نکته دیگری را عرض کنم.دقت بفرمایید). طبق ادله ی عقلی و نقلی فراوان اطاعت از نایب عام امام زمان در عصر غیبت کبری (که همان ولی فقیه است) واجب عینی است. یعنی خداوند از ما اطاعت از ولی فقیه را خواسته است. حال ما نباید کاسه ی داغ تر از آش شویم و بگوییم: ولی فقیه که عصمت ندارد، پس چگونه از او تبعیت کنیم. ما فردای قیامت برای تبعیت از ولی فقیه حجت شرعی داریم و حتی در صورت تبعیت از اشتباه ولی فقیه باز هم نزد خدا ماجور هستیم، انشاءالله. این مساله تقریبا شبیه فتواهای مختلف مراجع در رابطه با یک موضوع واحد است. بالاخره حکم اسلام یکی است ولی ما موظف به تقلید از مرجعمان هستیم حتی اگر وی در استنباط حکم دچار اشتباه شده باشد. اگر مجتهد بر اساس استنباط خود، حکم حقیقی اسلام را استخراج کرده باشد، دو اجر دارد ولی اگر تلاش خود را انجام داد و فتوایش مطابق با حکم حقیقی اسلام نبود، باز هم یک اجر نزد خداوند متعال دارد. ۲- ولی فقیه چه زمانی اظهار نظر می کند؟ این از مسلمات است که ولی فقیه تا در مساله ای به یقین نرسد، لب به سخن باز نمی کند. بارها حضرت آقا فرمودند که بنده چون در مسایل اقتصادی صاحب نظر نیستم، اظهار نظر نمی کنم و فقط خطوط کلی را بیان می کنند. نتیجه اینکه تبعیت از یقین ولی فقیه بر تمام ما واجب عینی است هر چند که بعدها مشخص شود ولی فقیه اشتباه کرده است. ما باید در هر لحظه به وظیفه مان عمل کنیم. ۳- منظورمان از اشتباه چیست؟ این از قطعیات است که امام معصوم در اداره جامعه از علم غیب و عصمت خود استفاده نمی کردند. به عنوان شاهد، حضرت امیرالمومنین بر اساس سوابق افراد برای شهرهای مختلف والیانی قرار می دادند. ولی بعد از مدتی به خاطر تخلف والیان آنها را عزل می کردند. حال آیا تبعیت از امیرالمومنین مخدوش می شود؟ آیا می توان گفت که تبعیت از حاکم بعدی که امیرالمومنین قرار می دهد واجب نیست چون ممکن است که امیرالمومنین بعد از مدتی صلاحیت او را هم زیر سوال ببرند!!! نتیجه آنکه هر اشتباهی سبب عدم اطاعت از ولی امر نمی شود. ۴- با توجه به قاعده لطف، آیا ولی فقیه اشتباهی که منتج به عدم تبعیت از وی شود، انجام می دهد؟ برای پاسخ به این سوال بهتر است داستان شیخ مفید را مرور کنیم: در زمان شیخ مفید قدس سره شخصی از روستایی به خدمت ایشان رسیده و سوال کرد : زنی حامله فوت کرده و حملش زنده است ؛ آیا باید شکم زن را شکافت و طفل را بیرون آورد یا این که به همان حالت او را دفن کنیم ؟ شیخ فرمود : با همان حمل (طفل) زن را دفن کنید. آن مرد برگشت ، ولی متوجه شد سواری می تازد و می آید . وقتی نزدیک او رسید ، گفت : « ای مرد ؛ شیخ مفید فرمود : شکم آن زن را شکافته و طفل را بیرون آورید ، بعد او را دفن کنید » . مرد روستایی همین کار را کرد. پس از مدتی ماجرای آن سوار را برای شیخ نقل کردند . ایشان فرمود : من کسی را نفرستاده بودم . معلوم است که آن شخص حضرت صاحب الزمان علیه السلام بوده اند . حال که ما در احکام شرعی اشتباه می کنیم ، همان بهتر که دیگر فتوا ندهیم ؛ لذا در خانه خود را بست و بیرون نیامد . اما از ناحیه مقدسه حضرت صاحب الزمان علیه السلام توقیعی صادر شد که بر شما است فتوا دادن و برما است که نگذاریم شما در خطا واقع شوید . این مساله همان قاعده ی لطف است. یعنی عنایات حضرت بقیت الله متوجه نواب خود می باشد و آنها را رها نکرده است. حال آیا منطقی است بگوییم: امام زمان که حاضر نیست به خاطر حکم نائب خود حتی یک جنین بمیرد، عنایت وتوجهش شامل امام المسلمین – که هر سخنرانی اش مناسبات منطقه و جهان را تحت تاثیر قرار می دهد- نمی شود. امام زمان در حدیثی اینگونه می فرمایند: إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَلا ناسینَ لِذَکْرِکُمْ، وَلَوْلا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ الَّلأْواءُ وَاصْطَلَمَکُمُ الاَْعْداءُ ؛ ما در رسیدگى و سرپرستى شما کوتاهى و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم که اگر جز این بود، دشوارى ها و مصیبت ها بر شما فرود مى آمد و دشمنان، شما را ریشه کن مى نمودند. حسن ختام این مطلب هم سخنی از امام عزیزمان است که در جریان فتنه ی ۸۸ و پس از قیام میلیونی ۹ دی فرمودند: هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر میکند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن على (علیه السّلام)را مى‌‌‌بیند. این کارها کارهائى نیست که با اراده‌‌‌‌ى امثال ما انجام بگیرد؛این کار خداست.این دست قدرت الهى است." با تشکر از الطاف استاد گرانقدر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله متوجه نکات ارزنده‌ای شده‌اید و حق همین است که فرموده‌اید ولی در همین رابطه فقها به استناد سخنان ائمه«علیهم‌السلام» می‌فرمایند حال اگر بر اَحدی از آحاد مکلفین ثابت شد حاکم اسلامی که فقیه است ،در امری در حکم خود اشتباه کرد، فقط خودآن فرد می‌تواند به آن حکم عمل نکند. یعنی فرض اشتباه را به‌کلی منتفی نکرده‌اند و بحث قلیل‌الاشتباه را به میان می‌کشند و این‌که با فرض قلیل‌الاشتباه‌بودن ولیّ امر مسلمین ،باز عاقلانه‌ترین روش تبعیت از اوست نکته ظریفی است. موفق باشید
نمایش چاپی