بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
3126
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالی در جایی خواندم مرحوم ملاصدرا نهایتا حدوث زمانی عالم را قبول میکند در اثر تدبر در ایات لطفا توضیحی بفرمایید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ملاصدرا همیشه حدوث زمانی عالم را قبول داشته ولی نه به معنایی که متکلمین می‌گویند بلکه به آن معنایی که ذات عالم ماده عین حرکت است و هرلحظه عالم جدید می‌شود و زمان عالم هم که تابع حرکت است جدید است. موفق باشید
2954

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم بنده هر سال مراسم تاسوعا وعاشورا را به روستای خود میروم با اینکه جمعیت روستا خیلی کم است اما همه اهالی کوچ کرده از روستا در این ایام به روستا برمیگردند و انجا مراسم برگزار میکنند امسال تصمیم گرفتیم به جوانان وکسانی که سواد دارند در این ایام کتاب هدیه دهیم اما نمیدانیم چه کتابی بدهیم که در این دنیای پر از شک و شبهه و غربی مطالب ان عمیق و همه جانبه وجرقه ای باشد بر دلهای عزاداران. لطفا اگر کتابی میشناسید معرفی کنید ترجیحا کتابهای خودتان را معرفی کنید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده خیلی در مورد کتاب‌هایی که به درد افراد معمولی بخورد اطلاع ندارم، شاید کتاب‌های مثل «پدر عشق ، پس عشق» و یا «آفتاب در حجاب» و یا «صمیمانه با جوانان وطنم» از آقای مهدی شجاعی خوب باشد.،
2312

تعریف عصمتبازدید:

متن پرسش
عصمت چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مقامی است که انسان به‌کلی از گناه در عمل و از عقیده‌ی باطل در نظر، فاصله دارد. موفق باشید
2155

هستی شناسیبازدید:

متن پرسش
سلام.1.ذات چیست؟2.آیا می توان به ذات چیزی پی برد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ذات هرچیز همان وجود آن چیز است و با نگاه وجودبینی می‌توان نظر به ذات هرچیز کرد. ولی همان‌طور که فلاسفه فرموده‌اند «وجود» قابل تعریف نیست. موفق باشید
541

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید می خواستم بپرسم آیا با دلایل عقلی می توان اثبات کرد شهدا زنده هستند؟آیه که اشاره به زنده بودن دارد منظور از زنده بودن شهید چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در سوالی که با کد شماره‌ی 526 جواب داده شد، جوابتان را می‌توانید پیدا کنید. موفق باشید
326

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد گرامی. من طبق گفته ی شما که فرمودید نتیجه ی ماه مبارک رمضان در روز عید فطر به ما نشان داده میشود( یا چیزی شبیه به این) انتظار درک این روز را داشتم اما هیچ چیزی در روز عید فطر به من داده نشد ! و اگر بگوییم که هیچ چیزی از سفره ی خداوند در ماه رمضان بر نداشتم هم که این طور نبوده چون در شب های قدر و روز های بعد از آن حالات عجیبی داشتم و به شهود احساسات جالبی داشتم. میخواهم ببینم علتش چیست که هیچ چیز عایدم نشد ؟ ممکن است قلبم در روز عید فطر آنقدر حجاب گرفته که این ادراک از من سلب شده یا از همان ابتدا هیچ چیزی نداشتم و اگر حالاتی داشتم از صدقه ی سر بزرگواری بوده که در آن شب خدمت ایشان بودیم ؟

متن پاسخ

باسمه تعالی علیکم السلام نمی‌دانم چرا انتظار دارید که از طریق احوالات جزئیه مزد و اجر شما را بدهند؛ وقتی مطمئن هستید که با پروردگار کریمی روبه‌رویید که می‌خواهد به هر بهانه‌ای بنده‌پروری کند دیگر مطمئن باشید اگر شما یک قدم جلو رفته‌اید او قدم‌ها جلو آمده است. موفق باشید

14008
متن پرسش
سلام: استاد شخصی از اساتید چند وقتی است به شرح مثنوی پرداخته اند و به نظر می رسد بار معنایی را نسبت به شروح دیگر حتی علامه جعفری و آقای زمانی و... بهتر رعایت می کنند. چون فلسفه و عرفان ظاهرا خوانده اند. خودشان می گفتند نزد علامه روشن درس خواندم. چون بنده نگاه کاملی ندارم گفتم شما مرا راهنمایی کنید. این لینک سایت موسسه حکمت ایران است که جلسات ایشان در آن موجود است. اگر صلاح می دانید نگاهی بیندازید. کلا بنده بدنبال شرح مثنوی هستم در به در. راهنمایی کنید حضرت استاد. http://www.irip.ir/Home/Single?id=230 دکتر علی رافعی. یا استاد علی رافعی التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای استاد علی رافعی بحمدالله در شرح مثنوی موفق‌اند. موفق باشید

12855
متن پرسش
با سلام استاد لطفا بفرمائید: 1. رابطه ی گناه مخصوصا از نوع شهوت جنسی و شکم و چشم چرانی با تقویت قوه واهمه و زیاد شدن خیالات مزاحم و بیهوده چیست؟ 2. چه اتفاقی در خود نفس و چه اتفاقی در ارتباط نفس با منبع نور الهی و واسطه فیض می افتد که با گناه مخصوصا از نوع شهوت جنسی و شکمی و چشم چرانی قوه واهمه قوی می شود و خیالات مزاحم زیاد و قوی می شوند؟ 3. چرا مومنین واقعی هیچگاه دچار توهم و خیالات مزاحم و بیهوده نمی شوند؟ نفس آنها چگونه است که به این نوع مشکلات دچار نمی شوند؟ 4. چه راهکاری برای درمان و خلاصی از این نوع درد و مصیبت هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها از طریق قوه‌ی واهمه است که انسان به گناهان و شهوات اصالت می‌دهد و انسان‌های مؤمن با عدم پیروی از قوه‌ی واهمه، خود را از گرفتاری‌های فوق‌الذکر نجات می‌دهند. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست کمک می‌کند. موفق باشید

12531
متن پرسش
سلام: خسته نباشید و نماز و روزهاتون قبول حق. لطفا بفرمایید با یک مثال ساده حد و مرز و معیار بین الامرین چیست و کجاست؟ (لا جبر و لا فویض .....)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آخر کتاب «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی» در قسمت «انسان و اختیار» در این مورد عرایضی هست. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

11472
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده: بنده در رشته کارشناسی برق فارغ التحصیل شده ام. اما در هنگام تحصیل و بعد از آن احساس کردم که این مباحث پاسخگوی نیازهای درونی من نیست. و احساس می کنم به مباحث فلسفه، عرفان و حکمت اسلامی علاقه مند هستم. حالا می خواهم از طریق دانشگاه این رشته را ادامه بدم و همچنین سیر مطالعاتی شما را شروع کنم. به نظر شما کار درستی انجام می دهم؟ و برای بنده که اطلاعات چندانی در این زمینه ندارم از کجا شروع کنم؟ با تشکر فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای عزیزانی که می‌خواهند در کنار کار دانشگاهی، مطالعات مذهبی داشته باشند سیر مطالعاتی روی سایت ان‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید

11444
متن پرسش
با سلام: آیا می توان نسخه PDF یا word کتب استاد طاهرزاده را دانلود کرد؟ چگونه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بله می‌توانید. امکان این کار بر روی سایت هست. کنار هر کتابی علامت PDF و word هست روی آن کلیک کنید. موفق باشید

11202

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد گرامی: با توجه به جواب سوال 11193، آیا شما منکر این سخن ابن سینا هستید که: ابن سینا: سئوال می کنیم از سوفسطایی که آیا اینکه واقعیت را انکار می کنید به حق بودن حرف خودتان علم دارید یا به باطل بودن آن علم داید یا در آن شک دارید. اگر گفتند علم داریم که حق است یا علم داریم که باطل است پس به حقیقتی اعتراف کرده اند و اگر گویند که شک داریم به آنها گفته می شود که آیا به شک خودتان علم دارید یا به آن هم شک دارید اگر گفتند که شک داریم باز گوییم که به شک خود علم دارید یا نه و همینطور تا بی نهایت اگر شک آنها ادمه داشته باشد که این می شود تسلسل و محال است. یا آیا منکر دلیل بدیهی و محکم زیر هستید در مورد محال بودن تسلسل شک؟ هر شک وابسته به دو احتمال اثباتی و سلبی است، یعنی در دیدگاه شک کننده هر یک از دو طرف سلب و اثبات ممکن الوقوع است، در غیر این صورت، شک به یک جاده ی یک طرفه تبدیل می شود و دیگر شک نخواهد بود. بر این مبنا، باید در دیدگاه شک کننده، هر یک از دو طرف اثبات و سلب ممکن الوقوع باشد، یعنی او به دو گزاره ی «طرف اثباتی ممکن الوقوع است» و «طرف سلبی ممکن الوقوع است» مطمئن باشد و به محتمل بودن هر یک از آنها یقین داشته باشد، زیرا اگر به جای اطمینان و یقین، به هر یک از دو گزاره ی فوق شک داشته باشد، گرفتار یک تسلسل بی پایان خواهد شد، مثلا اگر به گزاره ی «طرف اثباتی ممکن الوقوع است» شک داشته باشد، خود این شک به دو احتمال اثباتی و سلبی قبلی وابسته خواهد شد، یعنی در دیدگاه او ممکن الوقوع بودن طرف اثباتی و ممکن الوقوع نبودن آن هر دو محتمل خواهد بود؛ بنابراین، احتمال اثباتی اول، خود به دو احتمال اثباتی و سلبی قبلی وابسته خواهد شد و چون، طبق فرض، هر احتمالی خود امری غیریقینی و مشکوک است، باز برای هر احتمال قبلی به دو احتمال سلبی و اثباتی قبل تری نیاز خواهد شد و به همین صورت این زنجیره تا بی نهایت پیش خواهد رفت و گرفتار یک تسلسل محال خواهیم شد. معنای این سخن این است که برای شک در یک گزاره، باید به بی نهایت گزاره ی قبلی شک داشته باشیم و بی نهایت احتمال سلبی و اثباتی را تعقل کنیم و این چیزی است که با محدودیت های ذهنی ما ناشدنی است؛ بنابراین، شک بدون یقین، ناشدنی و ناممکن خواهد بود و این همان ادعای ماست که هر شک به یقین وابسته است و آن، یقین به ممکن الوقوع بودن طرف اثباتی و سلبی گزاره ی مشکوک است. به نظر بنده به هیچ وجه نمی توان محال بودن تسلسل شک را انکار کرد چون امریست بدیهی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکال ندارد این‌طور که می‌فرمایید وارد شویم، ولی صحبت بر سر آن است که چرا تسلسل در شک باطل است؟ مگر اگر به شکِ خود علم داشتیم منجر می‌شود که از شک خارج شویم؟ طرف می‌گوید آری به شک خود یقین دارم و این یقین، یقینِ به شک است و منجر به رفع شک نمی‌شود. باید در مورد رفع شک موضوع بدیهی‌بودن علم به خارج را از یاد نبرد. خوب است که نظری هم به جواب سؤال شماره‌ی 11199 بیندازید. موفق باشید
10865
متن پرسش
سلام: آیا با انجام اوامر الهی و ترک محرمات تخلیه و پس از آن تحلیه صورت می گیرد؟ آیا حصول تخلیه و تحلیه قطعی ست؟ آلوسی در تفسیر خود در ذیل آیه 33 سوره احزاب می گوید این آیه در بیان این است که اگر اهل بیت (ع) به اوامر الهی عمل کنند و از نواهی او دوری کنند قطعا تخلیه و تحلیه در آنها صورت می گیرد اما در افراد دیگر این امر قطعی نیست یعنی ممکنه تخلیه و تحلیه حاصل نشه. به نظر شما این حرف درسته " و الآیة متضمنة الوعد منه عزّ و جلّ لأهل بیت نبیه صلّى اللّه علیه و سلم بأنهم أن ینتهوا عما ینهی عنه و یأتمروا بما یأمرهم به یذهب عنهم لا محالة مبادئ ما یستهجن و یحلیهم أجلّ تحلیة بما یستحسن، و فیه إیماء إلى قبول أعمالهم و ترتب الآثار الجمیلة علیها قطعا و یکون هذا خصوصیة لهم و مزیة على من عداهم من حیث إن أولئک الأغیار إذا انتهوا و ائتمروا لا یقطع لهم بحصول ذلک." روح المعانی /ذیل ایه 33 احزاب
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر رویکرد ما به جای فرار از جهنم رجوع الی اللّه باشد رعایت اوامر و نواهی الهی جهت امر تحلیه کافی است و تحلیه‌ی بعد از تخلیه حاصل می‌شود و از آن جهت که رویکرد اهل‌البیت«علیهم‌السلام» در همه‌ی امور «ابتغاءً لوجه اللّه» بود آلوسی آن سخن را گفته. موفق باشید
9924
متن پرسش
با سلام: استاد یه سوالی که فکرمو درگیر کرده این‌که آیا ما باید در مواجهه با افراد بدحجاب امر به معروف کنیم یا نه؟ افرادی که با بدحجابی خود پرده دری می‌کنند. استاد مدت‌ها بود که فکر می‌کردم با اخلاق خوش میتونم این کار را انجام بدم، با پوشش مناسب تمیز و اسلامی خود، می‌گفتم چیزی نگم نکنه که از اسلام زده شوند، ولی سکوت ما وضع را داره بدتر می‌کنه. استاد وظیفه‌ام را نمیدونم. درضمن آیا حضور در مکان‌هایی که این‌گونه افراد زیاد رفت و آمد می‌کنند، درسته؟ آیا حضور یه اکیپ خانم محجبه کنار ساحل یا بولینگ یا در رستوران خودش کار فرهنگی نیست حتی اگه احتمال گناه داده بشه؟ چون قطعا نگاه ناپاک به ما افتاده میشه. آیا نبود ما باعث نمیشه وضع بدتر بشه و آروم آروم جبهه را به مقابل بدیم و ما گوشه‌گیر بشیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک بحث ساده‌ای نیست و مسلّم فرهنگ غرب هویت خود را از طریق همین بی‌بند و باری‌ها حفظ می‌کند ولی این بدین معنا نیست که افراد بی‌حجاب بخواهند کارگزار غرب باشند. در هر حال ما از یک طرف باید با مباحث فرهنگی ضعف‌های تمدنی غرب را به‌خوبی روشن کنیم تا غرب از الگوبودن در آید و از طرف دیگر تا آن‌جا که ممکن است فضا را جهت تبرج و خودنمایی افراد بی‌بند و بار تنک کنیم بدون آن‌که خودمان را مستقیم و به صورت فردی درگیر نمائیم مگر آن‌که زمینه‌ی ارتباط مستقیم ما وجود داشته باشد. از جهت کار عمیق تاریخی باید بدانیم که ما برای حضور در آینده‌ی انقلاب به پرورشی نیاز داریم که جایگاه افراد و افکار و جریان‌ها را در تمدن اسلامی تعیین می‌کند و نه در تاریخ محدود و در جزیره‌ای جدا از همه‌ی ملت‌ها. عادات و ملکاتی که قبلاً با آن زندگی می‌کردیم برای ادامه‌ی کار کافی نیست، شخصیت‌هایی را باید مدّ نظر آورد که آن‌ها از یک طرف بر نفس خود مسلط بوده‌اند و تحمل رقبای خود را داشتند و تنها ایده‌های ایمانی را مدّ نظر قرار دهند و از طرف دیگر به وسعت حضور انقلاب اسلامی در آینده‌ی جهان فکر کنند. آن کسی‌که این حرف‌ها را با برنامه‌های سفارشی و رسمی یکی می‌گیرد ابداً متوجه سخن ما نیست و هنوز متوجه پرورشی که باید آغاز کند، نشده است. ابتدا باید جایگاه تاریخی و قدسی انقلاب را بفهمند تا سجیه و خصلتی را که برای ادامه‌ی انقلاب نیاز داریم در خود بپرورانند. باید دورتر از امروز را دید تا در امروز به درستی تصمیم بگیریم و عمل کنیم. این است عبور از بلای اکنون‌زدگی. موفق باشید
9150
متن پرسش
در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» شما فرمودید که: «جوانی، برای کودک، به عنوان غایت به شکل بالفعل در خارج هست.»، من اشکال کردم که اصلاً جوانی و پیری چیزی مستقل از بدن نیست که مابازای خارجی داشته باشد. شما در پاسخ نکات مفیدی فرمودید؛ از جمله این که: «هر حرکتی باید به سوی غایتی باشد»، این‌که مسلّم است و حقیر هم منکرش نبودم. و نیز فرمودید: «در هر حرکتی قوه‌ها به فعل تبدیل می‌شود»، این هم مسلّم است. البته بعد استدلالی می‌کنید مبنی بر این‌که: «اگر بی‌نهایت قوه در میان باشد، که لازم می‌آید بی‌نهایت عدم در میان باشد.»، البته این استدلال ربطی به آن نکته ندارد که: «در هر حرکتی قوه‌ها به فعل تبدیل می‌شود»، بلکه برای اثبات این مطلب است که: قوه‌ی «محض ممکن نیست، بلکه مقداری فعلیت لازم است.». در ادامه فرمودید: «وقتی در هر حرکتی قوه‌ها به سوی هدفی خاص در حال تبدیل‌شدن به فعل هستند، می‌گوییم محال است غایت مفقود باشد.»، این، همان نکته‌ی اول است که: «هر حرکتی باید به سوی غایتی باشد»، که عرض کردم این مسلّم و واضح است. اشکال حقیر این بود که: غایتِ «پیری» چطور در خارج موجود است؟! این، درست است که بدن ما به سوی غایت پیری در حرکت است و لذا پیری بالقوه موجود است، ولی این که «غایتِ پیری، الآن برای یک جوان، بالفعل موجود است.» را من نمیفهمم!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید با عرضی که در جواب 9145 کردم موضوع روشن شود. زیرا ارسطو وقتی مثال پیری را می‌زند نظر به تبدیل قوه به فعل دارد و در آن دستگاه پیری به همین معنا است و چیزی به نام فرسایش که یک حرکت نسبی است مدّ نظر نیست. باید سعی کرد مقصد و منظور اَقایان را از مثال‌هایشان درک کرد و به استدلالشان توجه نمود و نه به مثال‌هایشان. برای معنای تبدیل قوه به سوی فعل و نظر به آن فعلیت و غایتی که موجود است مثال سیر انسان از حرکت مادون به حرکت برتر قابل توجه‌تر می‌باشد به آن معنی که از یک طرف شما باید حرکتی داشته‌باشید ـ‌ چون قوه‌ی محض وجود ندارد ‌ـ و از طرفی باید حیاتی برتر در جلوی شما واقع باشد هر چند شما نسبت به آن هنوز در حالت بالقوه‌اید و معنای غایت مفقود محال است را در این فضا باید مدّ نظر قرارداد. موفق باشید
8667

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم " استاد بزرگوار در کتاب مبانی نظری و عملی حب اهل بیت از صفحه 202 الی 205 موضوعی طرح شده با عنوان ارتباط جان ها با امام قبل از تولد "که به شرح یک حدیث پرداخته شده است " (کافی ج 1 ص 438 ) در شرح این حدیث اشاره شده که جان هر انسان قبل از بدن با امامش روبرو شده و اشاره کردین که همه شما با امیرالمومنین علیه السلام در وقتی که فقط جان بودید بیعت کردید اما در صفحه 204 نوشته شده قضیه این است که شما قبل از این که به صحنه حیات دنیایی بیایید اختیارا خودتان را به صحنه ی ارتباط با حق یا عدم ارتباط با حق سپرده اید و بعد تقاضای حضور عینی و خارجی و دنیایی کرده اید و خداوند هم از آنجایی که سمیع و علیم است این تقاضا را شنید و پذیرفت . استاد عزیز من با موسسه تماس تلفنی گرفتم اما متآسفانه نتوانستم جواب مناسبی دریافت کنم " در صورت امکان این مسئله را برای من کمی توضیح دهید که پس تکلیف فطرت خداجوی انسانها چه میشود و اینکه انسان از خدا تقاضا کرد و خدا پذیرفت یعنی چه ؟ خواهش میکنم به صورت ساده و قابل فهمی به این پرسش پاسخ دهید . ممنون التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این نکته‌ی اخیر بحث ساده‌ای نیست که انتظار دارید بتوانیم راحت بحث کنیم. پیشنهاد می‌‌کنم سر فرصت مباحث مربوطه به اعیان ثابته را دنبال کنید تا ان‌شاءالله بشود چند موضوعی را که فرمودید با هم تطبیق دهیم. موفق باشید
6938

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ﺳﻠﺎﻡ. ﻋﻤﺪﻩ ﺍﺷﻜﺎﻝ ﺟﻨﺎﺏ ﻓﻴﺎﺽ ﺑﺮ ﻣﻠﺎﺻﺪﺭﺍ ﺟﻴﺴﺖ?ﺟﻮﻥ ﺍﻳﺸﻮﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺟﺪﻱ ﺍﻱ ﺭﻭ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ و ﻣﻴﻜﻮﻳﻨﺪ ﻛﺴﻲ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم، چیزهای پراکنده‌ای شنیده‌ام ولی حرفی که منجر به نفی مبانی حکمت متعالیه شود، نشنیده‌ام. موفق باشید
6241
متن پرسش
سلام استاد خداقوت در پاسخ سوال 6201 فرمودید تا وقتی جنبه های بالقوه در انسان هست اختیار معنا میدهد ... سوال اینجاست که پس چگونه در اعیان ثابت برای انسان اختیار قائلید؟ مگر انجا عالم الوهیت و مجرد نیست که فعلیت محض و فاقد قوه میباشد پس چگونه ما انسانها انجا با اختیار خود نحوه حیات خود در این دنیا را انتخاب کرده ایم؟ ممنون استادو التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اعیان ثابته‌ی هرکس برای خودش مقام امکان او است و تا مسئله امکان ذاتی اعیان ثابته روشن نشود ابداً اعیان ثابته فهمیده نمی‌شود. موفق باشید
5878
متن پرسش
با سلام: استاد من گاهی اوقات دچار بی‌حوصلگی می‌شوم و حتی حوصله‌ی گفتگو با خدا و این‌که مشکلم را به او بگویم و از او کمک بخواهم را ندارم یک گوشه می‌نشینم و فقط گریه می‌کنم بعد از گذشت چند ساعت هم پشیمان می‌شوم که چرا لحظاتی که می‌توانم بهترین استفاده را از آن‌ها بکنم این‌گونه سپری می‌شود! نظر شما درمورد این مشکل چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: پیشنهاد می‌کنم کتاب «آشتی با خدا» را تا آخر بخوانید. موفق باشید
5258

قطع رحمبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرانمایه و آرزوی صحت و سلامتی. استاد یکی از مشکلات و دغدغه‌های عمیق بنده که بخصوص نمود آن در این مراسم‌های به اصطلاح افطاری به شدت برایم رخ نمود، جوانان وحتی میان‌سالان و افراد مسنی هستند دیگر در صحبت‌هایشان بی‌رحمانه همه چیز را زیر سوال می‌برند. از روزه و ماه رمضان گرفته (البته ماهواره و متاسفانه بعضی موارد داخلی خودمان از جمله مثلا فتوای آقای شبیری زنجانی در ساختارشکنی روزه داری بی تاثیر نیست) تا حتی معاذاله وحیانی بودن کتاب آسمانی و ... البته بحث‌های مطرح شده عمیق نیست ولی شدیدا در حال گسترش است. از طرفی دلم می‌سوزد و مواردی را مطرح می‌کنم ولی با توجه به اینکه مطالعه عمیقی پشت آنها نیست، صرفا به مباحثاتی بیهوده منجر می شود. بحث صله ارحام و نزدیکی افراد هم مطرح است. واقعا در این جلسات چه می‌توان کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت ما نباید قطع رحم کنیم، اگر آمادگی داشتند و جنابعالی هم توان روشن‌کردن موضوع را در خود دیدید موضوع را برایشان روشن می‌کنید. در مورد فتوای مذکور نیز شایان ذکر است اولا اگر یک مجتهد نظرش را مستند به منابع اسلامی نقل کند، نبایستی به فتوا اعتراض کرد (البته بنده نفیا و اثباتا در مورد مجتهد بودن فرد مورد نظر و صحت و بطلان نظرشان تخصصی برای نظر دادن ندارم) ثانیا: فتوای مد نظر شما از جناب آقای بیات زنجانی است نه از آیت الله شبیری زنجانی که از مراجع تقلید مورد تأیید جامعه‌ی مدرسین می‌باشند. موفق باشید
4122
متن پرسش
سلام استاد گرانقدر. سالی پر ازمعنویت داشته باشید. استاد اسم «یالطیف» چه برکاتی دارد؟اینکه می گویند روزانه 129 مرتبه برای گشایش بخت دختران بخوانید درست است؟ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اسم لطیف عبارت است از تصرف حق در امور بندگان، آن هم تصرفی خفی و لذا با رجوع به حضرت حق با اسم لطیف، حضرت حق إن‌شاءالله به همان شکلی که روح انسان طلب می‌کند امورات انسان را اصلاح می‌نماید.موفق باشید
3490

ولایت فقیهبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: ان شاءالله خدا خیرتون بده می خواستم بپرسم چرا در کتابها در مورد ولایت فقیه اونچه شما در سی دی ولایت نبی تا ولایت فقیه توضیح واضح می دهین کتاب پیام های آسمانی سوم درس یازدهم مبحثی داره به نام رهبری در عصر غیبت ، از امام خامنه ای زیاد حرفی به میان نیامده فقط در حد اسم بردن خیلی این مبحث در کتابها ثقیل و مبهم است ؟ لطفا برامون دعا کنین
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: موضوع ولایت فقیه یک موضوعی علمی است که باید به همان روش علمی بحث شود و مصداق آن را خبرگان باید تعیین کنند. موفق باشید
2858
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی شما در کتاب "ادب خیال و عقل وقلب" فرمودید که انسان 4 بعد دارد. بنده از عالمی شنیدم که نفس اماره، لوامه و مطمئنه هم از ابعاد ما هستند. می خواستم بپرسم که اولا این نفس ها با چهار بعدی که شما بیان فرمودید(بدن، خیال، عقل و قلب) چه ارتباطی دارند و ثانیا در کل ما چند بعدی هستیم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نباید مباحث اخلاقی و فلسفی را مخلوط کرد. نفس امّاره و لوّامه و مطمئنه مربوط به مسائل اخلاقی است. موفق باشید
1704
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم .استاد عزیز از اینکه برای جوابدهی سوالات ما وقت عزیزتان را صرف میکنید ممنونیم اجرکم الله.مقام معظم رهبری حفظه الله قبلا نامهای مذهبی برای سال انتخاب میفرمودند در سالهای اخیر بیشتر شعارها اقتصادی است .این دلیل خاصی دارد ایا شعارهای دینی ومذهبی و بیدار کردن روح مذهب گرای جامعه تاثییر بیشتری نسبت به شعارهای اقتصادی ندارد؟سوال دوم آیا کار وتلاش اقتصادی بیشتر روزی مادی یک جامعه را بیشتر میکند یا حرکت جامعه بسوی تقوی و عمل صالح؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام با تحقق نظام جمهوری اسلامی و در بستری که نظام اسلامی فراهم کرده است، اگر نظام اسلامی بتواند در فضای تحریم‌های دشمنان استکباری راه خود را ادامه دهد، قدرت اسلام به نمایش می‌آید و این که چگونه اسلام می‌تواند دنیا و آخرت انسان‌ها را تأمین کند و همین‌طور که می‌فرمایند با تأکید بر تقوا و عمل صالح، باید جامعه‌ی اسلامی وابسته به استکبار نباشد و این عین عمل صالح است. موفق باشید
771

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز (دامت توفیقاته) خدا قوت طبق نقل برخی از سیاستمداران اردوگاه اصولگرا از جمله جناب آقای ....بخشی از توصیه های رهبر معظم جنبه ولایی دارند و برخی جنبه ارشادی در فرمایشاتی که جنبه ارشادی دارند میتوان بر اساس سلیقه و نظر خویش عمل کرد یا موضع گرفت ولی در فرمایشات ولایی و استراتژیک چنین نیست و تابع امر و نهی رهبری هسنیم برای بیان این نکته آنها بحث حق والی بر رعیت مبنی بر نصیحت و مشورت را بیان میکنند عین جمله ایشان چنین است: " باید خود را در معرض شان هدایتی رهبری قرار می دهیم و شان هدایتی، استدلالی است" " ما همه یک پدر داریم و بقیه با هم برادریم" با توجه به فتوای رهبری در مورد شمول اعتقاد و التزام به ولایت مطلقه فقیه و همچنین ایرادات نگاه افرادی مثل همان فرد چگونه میتوان بین دستورات ولایی و ارشادی تفکیک کرد؟ در جنگ احزاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) سیاستی را برای از بین بردن اتحاد قبایل کفار اعمال کردند و به یکی از آنها وعده ثلث خرمای یثرب را دادند ولی روسای قبیله اوس و خزرج به پیامبر گفتند اگر این مساله وحی است سمعا و طاعتا ولی اگر نظر خودتان است مخالفیم! استاد عزیز آیا میتوان چنین برخورد کرد ؟ به دلیل بیسوادی قادر به آوردن استدلال در مورد تحلیل اشتباه بودن چنین نگاهی نیستم ولی قلبا معتقدم سلیقه و نظر و توصیه معصوم مثل وحی حرمت اطاعت دارد همچنین نسبت به ولایت فقیه این مساله صادق است لطفا مرا مفصلا راهنمایی فرمائید. خداوند شما را در حصن حصین خویش محفوظ دارد و مورد رحمت قرار دهد. یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: آری دستورات خدا و رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» و ائمه‌»علیهم‌السلام» و پیرو آن دستورات ولی فقیه یا وِلایی و مولوی است و یا ارشادی. به طوری که حضرت علامه‌طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» دستور خداوند به آدم«علیه‌السلام» را که می‌فرماید: به این شجره نزدیک نشو، دستورات ارشادی می‌دانند و نتیجه می‌گیرند که چون آن دستور ولایی و مولوی نبود تخلف از آن عصیان به‌حساب نمی‌آید تا عصمت حضرت آدم«علیه‌السلام» را از بین ببرد. از محتوای حکم و دستور روشن است که منظور إعمال ولایت است. یا یک توصیه‌ی ارشادی، می‌ماند که آیا اگر توصیه‌ی انسان‌های معصوم را عمل کنیم بهتر از مشکلات خارج نمی‌شویم؟ اگر حضرت آدم«علیه‌السلام» توصیه‌ی خدا را شنیده بود گرفتار هبوط و عریانی می‌شد؟ در عین آن‌که نمی‌خواهیم بگوییم اگر کسی توصیه‌ی ارشادیِ ولی فقیه را نپذیرفت فعل حرام انجام داده ، معتقدیم خداوند به ولی امر مسلمین مددهای خاص می‌کند و لذا اگر به توصیه‌های ایشان عمل شود مسلّم ملت به مشکلات کمتری گرفتار می‌شوند. موفق باشید
نمایش چاپی