باسمه تعالی: سلام علیکم: شدیدالقوی مقامِ وجود حضرت جبرائیل«علیهالسلام» است که وَحی الهی را به پیامبر«صلواتاللّهعلیهواله» میآموزد. ولی موضوع معراج، مقام بالاتر از ارتباط پیامبر با حضرت جبرائیل است. تفسیر مشهور به تأویلاتِ محیالدین که انتشارات بیدار چاپ کردهاند، نکاتی در این مورد دارد 2- در مورد فرزندانی که بعد از تولد فوت میکنند، چه نحوه زندگی باید داشته باشند؛ بحث زیاد شده است. همین اندازه بدانید که یا به قول ملاصدرا در همان احساس وجودیِ خود تا ابد بهسر میبرد و یا بنا به بعضی روایات، در قیامت برای آنها صحنهای امتحانی فراهم میکنند تا شخصیت آنها روشن شود 3- همانطور که علامه طباطبایی در تفسیر سورهی حشر میفرمایند؛ زلزلهی قیامت گرفتنِ هر موجودی است از خودش و این با زلزلههای معمولی متفاوت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن حدّ که لازم است باید با ارحام غیر محرم ارتباط داشت ولی اگر بیخود بهانهای برای صحبت فراهم کنیم مثل آن است که بیدلیل با نامحرم صحبت کردهایم. باید ارتباط طوری باشد که گمان نکند ما نسبت به شخصیت آنها بیگانه و بیتفاوتیم، ولی نه بیشتر از آن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها از طریق قوهی واهمه است که انسان به گناهان و شهوات اصالت میدهد و انسانهای مؤمن با عدم پیروی از قوهی واهمه، خود را از گرفتاریهای فوقالذکر نجات میدهند. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رقص سماعی که بعضی از گروههای عرفانی در گذشته بر آن وارد میشدند، غیر از اداهایی است که این روزها عدهای صوفینما دارند. مجلس سماع آدابی داشته است از جمله آنکه عموماً جوانان که تحت تأثیرِ وَهمِ جوانی هستند نمیتوانستند وارد شود. به قول مولوی: «چون رهند از دست خود دستی زنند ** چون جهند از نقص خود رقصی کنند · مطربانشان از درون دف میزنند ** بحرها در شورشان کف میزنند». اساساً آن حالت وَجد در اختیار خودشان نیست و فعلاً آن نحوه حضور از تاریخ، بربسته شده است و شبیه آن همان حالتِ بر سینه و بر سرزدنی است که در عزاداریِ حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» بعضاً برای عدهای پیش میاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تمام اسفار اربعه مربوط به قوس صعود است و در رابطه با اختیار انسان میباشد 2- فیض اقدس از شئون الهی است و تجلی حق است برای خودِ حق. ولی فیض مقدس، مقامِ اولین مخلوق یعنی عقل اول یا مقام محمد و آل محمد«علیهمالسلام» میباشد که به یک معنا، مظهر مقام خلیفةاللهی است. بدین جهت فکر میکنم تطبیقی که میفرمایید مشکل باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بالاخره یک نوع حساسیت روحی است و خوب هم هست، میماند که ما چارهای نداریم که از این وسائل استفاده کنیم 2- اگر در اینترنت بیوگرافی جناب «رنهگنون» را جستجو کنید جواب خود را مییابید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا عنایت داشته باشید که آن نوع موسیقی که عرفا بدان نظر دارند صورتی قدسی دارد که حاصل اُنس با آن فضای معنوی جمعالجمعی، مثنوی مولوی است و از آنجایی که مولوی سخت عالِم متشرعی است، باید گزارشهای افلاکی را در آن فضا معنا کرد. و موضوع سماع و حلّیت آن در بین فقها مورد بررسی است و این غیر از ساز و آوازهایی است که ما تصور میکنیم. موفق باشید
