بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9710

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: از اینکه وقت می گذارید کمال تشکر را دارم. 1- در محیط خود (خوابگاه) دوستانی می بینم که آرامش را در وجود آنها احساس می کنم و فکر می کنم دارای یک سیر واحدند و تذبذب ندارند، چه طور می شود کسی این طور می شود؟ 2- من هم سعی می کنم مواد شرعی را رعایت کنم با مستحاباتش تا جایی که روحم می کشه ولی احساس اینکه در یک مسیرم، احساس اینکه دارم درست میرم، احساس اینکه ارتباط با خدا و... ندارم چرا؟ (البته من وسواس دارم و وسواسم هم بخاطر نگاه عقلی به مسائل شرعی است و صفر و یکی می بینم و در نتیجه مثلا یک چیزی که هیچ کس اعتنا نمی کند من می بینم و مجبور به طهارت و یا... می شوم) 3- بعضی از این افراد را که می بینم نمی دانم چرا خوشم نمی آید ازشان، به نظر شما چرا؟ و چکار باید کنم؟ مثلا یکی از آنها همیشه زیر لب دارد قرآن یا ذکر می گه همیشه راه میره ظرف می شوره کلاس میره ... همیشه! ولی من خوشم نمی یاد در صورتی که می دانم کار خوب را او انجام می دهد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هر اندازه انسان عقاید توحیدی خود را محکم کند به همان اندازه جایی برای غیر خدا نمی‌ماند تا انسان را مضطرب کند 2- سعی کنید با تدبّر در قرآن بهترین برخورد را با وسواس خود بکنید. در این موضوع وسواس به خرج دهید که هرچه بیشتر به عمق مقصد آیات برسید 3- باید همیشه حرکات مؤمنین را حمل بر صحت کرد و از خدا بخواهید نسبت به مؤمنین غِل و کینه نداشته باشید. موفق باشید
9499
متن پرسش
سلام: چند ساله هر که ازم میپرسه چرا رهبرتون «سگ» و «گرگ» و «مثل سگ پشیمون میشن و مثل سگ می ترسن» در بیاناتش استفاده میکنه جواب جالبی ندارم. آیا این رفتار با آموزه های قرآنی و روایی و مشی ائمه (ع) میخونه؟ بی تعصب جواب بدین. من کاملا موافق رهبری هستم و البته معتقدم صهیونیست ها را نباید با سگ مقایسه کرد چون از ارزشهای سگ وگرگ کم میشه اونا پست تر از حیوانات هستند. این شبهه را برای من منطقی حل کنید لطفا. یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نزد حکما تعبیراتی این‌چنین وقتی به‌جا مصرف شود بی‌اشکال است، نمونه‌اش جملات حضرت علی«علیه‌السلام» به اشعث‌ بن قیس کندی که حضرت تعبیر « وَ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِینَ حَائِکٌ ابْنُ حَائِکٍ مُنَافِقٌ ابْنُ کَافِر.... لعنت خدا و لعنت لعنت کنندگان، بر تو باد اى متکبّر متکبّر زاده، «1» منافق پسر کافر » به‌کار می‌برند. یا در قرآن برای بلعم باعورا صفت سگ هار را به‌کار می‌برد و می‌فرماید: «فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ» اگر دنبالش کنی به تو حمله می‌کند و اگر رهایش هم بکنی به تو حمله می‌کند. منظور این‌که تنها باید این جملات را به‌جا مصرف کرد. آیا اصطلاح پشیمانی کامل را می‌توان در غیر «چون سگ پشیمان است» به‌کار برد؟ موفق باشید
5242
متن پرسش
با عرض سلام استاد تکلیف آن دسته از دانشجویانی که با مباحث شما آشنا شده اند و بعد از دانشگاه حوزه را انتخاب کرده اند و اکنون که به گذشته مینگرند تصور بیشتر موفق بودن در دانشگاه به آنها دست میدهد چیست؟ بازگشت به علم و دانشگاه صنعت یا ادامه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به روحیه‌ی خودشان دارد اگر احساس کنند رسالت تاریخی خود را از طریق حضور هرچه بیشتر در جامعه از طریق تبلیغ دین می‌توانند انجام دهند خوب است در حوزه بمانند حتی اگر در نهایت امام جماعت یک مسجد در گوشه‌ی یک روستا باشند و از این طریق در تاریخی که در آن هستند نقش‌آفرینی کنند. ولی اگر احساس می‌کنند با حضور در فضای صنعتی می‌توانند خود را در این تاریخ معنا کنند در عین عالم‌بودن به معارف دینی، باید در دانشگاه و صنعت حضور یابند. عمده معنادارکردن خود در ذیل انقلاب اسلامی و شخصیت اشراقی حضرت روح‌اللّه است وگرنه در بی‌معنایی به‌سر خواهیم برد، چه در حوزه و چه در دانشگاه. موفق باشید
4410
متن پرسش
سلام استاد عزیز عرض ارادت خدمت شما من 25 سالمه . توی بحث امر به معروف و نهی از منکر خیلی ضعیفم یعنی یه جورایی ترسو، بزدل و دارای عدم اعتماد به نفس و ... که خودم فکر می کنم بخاطر رفتار والدین در طول زندگی و شاید هم دارم توجیه می کنم به هر حال این ویژگی ها را دارم و وقتی امر به معروف و نهی از منکر نمی کنم خیلی ناراحت می شم. می گم با خودم چی می خوای جواب خدا بدی ؟ نهی از منکر کن ولی باز این کار را نمی کنم. تو روضه وقتی مصائب حضرت را می شنوم می گم با خودم حضرت جان خود را داد تو حاضر نیستی یک کلمه بگویی که مثلا این کار منکر است؟ موقع توبه می بینم اگر بگم توبه دارم دروغ می گم چون می دانم نهی از منکر نمی کنم چکار کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرط امر به معروف و نهی از منکر آن است که یک نحوه صمیمیت در میان باشد تا شما بتوانید با تذکر دلسوزانه طرف مقابل را متوجه معروف نمایید و از منکر باز دارید چون قرآن می‌فرماید: «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ ». با توجه به این امر فکر نمی‌کنم اگر شرایط آن فراهم باشد شما کوتاهی کنید. باید تلاش کرد فرهنگ استکباری رسوا شود تا جوانان ما تحت تأثیر آن فرهنگ نباشند. کاری که امثال حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و رهبری عزیز«حفظه‌الله» انجام می‌دهند. موفق باشید
3009
متن پرسش
سلام علیکم! لطفا در مورد احادیث زیر توضیح دهید چون خیلی عجیب هستند: 1- «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالا مَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ هُوَ یُصِیبُ حَظّاً مِنَ الزِّنَى‏...» منظور این روایت چیست؟!!! آیا علما و اولیاءالله امثال حضرت امام(ره)، علامه طباطبائی(ره)، آقا سید علی آقا قاضی(ره)، شیخ انصاری(ره)، شیخ مفید(ره)، آیت الله بهجت(ره)، آیت الله جوادی حفظه الله و سایر علمای متقدم و متأخر نیز مشمول این «مَا مِنْ أَحَدٍ» هستند؟!!! اگر هستند مثلاً زنای این بزرگواران چیست؟!!! البته اگر این بزرگواران مشمول حدیث نباشند؛ مردم عادی که 99/9% مردم شاید هم بیشتر هستند؛ همگی مشمول حدیث می شوند. آیا این نتیجه گیری درست است؟!!! اگر درست باشد یعنی همه انواع و مراتب زنا که در این حدیث مد نظر است گناه است؟!!! 2- «سُلَیْمَانُ ع إِنَّ الْغَالِبَ لِهَوَاهُ أَشَدُّ مِنَ الَّذِی یَفْتَحُ الْمَدِینَةَ وَحْدَه‏» خب چند نفر هستند که بتوانند یک شهر را به تنهائی فتح کنند؟!!!(تازه اگر این الف و لام المدینة را الف و لام جنس یا عهد بگیریم. اما اگر الف و لام استغراق باشد که می شود کل شهرها که اوضاع بازهم خرابتر می شود.) عملا شاید از هر یک میلیون نفر یک نفر نیز نتواند. حال می گوید غلبه بر هوای نفس از فتح یک شهر به تنهائی نیز سخت تر است. آیا واقعاً اینطور است؟!!! در حالی که به نظر می رسد هر فردی در طول عمرش بارها بر هوای نفسش غلبه کرده باشد. 3- «وَ قَالَ ع: مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهِیدُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ لَکَادَ الْعَفِیفُ أَنْ یَکُونَ مَلَکاً مِنَ الْمَلَائِکَة» این هم مانند موارد قبل عجیب است. باز هر فردی در طول عمرش بارها اتفاق افتاده که بتواند کاری کند؛ اما عفت بخرج داده و آن کار را نکرده. این یعنی فرد مورد نظر نزدیک ملائکه شده؟!!! یعنی ملائکه شدن اینقدر راحت است؟!!! آیا همین عفیف های عادی و عرفی اصطلاحی که خیلی ها عفیف هستند نیز مصداق این روایت هستند یا در این روایت منظور از عفیف چیز دیگری است؟! 4- «عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ لَهُ رَجُلٌ إِنِّی ضَعِیفُ الْعَمَلِ قَلِیلُ الصَّلَاةِ قَلِیلُ الصَّوْمِ وَ لَکِنْ أَرْجُو أَنْ لَا آکُلَ إِلَّا حَلَالًا وَ لَا أَنْکَحَ إِلَّا حَلَالًا فَقَالَ وَ أَیُّ جِهَادٍ أَفْضَلُ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ.» این هم هکذا. ظاهراً خیلی ها هستند که هم عفت بطن دارند هم عفت فرج. یعنی همگی اینها دارند افضل الجهاد می کنند طبق این روایت؟!!! 5- «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَا مِنْ عِبَادَةٍ أَفْضَلَ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْج‏» این هم مانند مورد قبل.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- ملاحظه فرمایید که روایت در ادامه می‌فرماید: زنای چشم ، نگاه‌کردن و زنای دهان ، بوسیدن و زنای دست، لمس‌کردن است و می‌خواهند بفرمایند عموماً انسان‌ها به غیر از معصوم به نحوی گرفتاراین امور شده‌اند. حدّاقل در آن حد که یک نگاه از سر میل کرده باشند 2- آیا جز این است که کنترل میل از جنگیدن با شمشیر سخت‌تر است؟ 3- آن فرد در آن لحظه از آن‌جهت که عفت به خرج داده حتماً از ملائکه بالاتر است. 4 و 5- گویا شما برکات عفت بطن و فرج را کم گرفته‌اید، واقعاً بالاترین جهاد است که انسان با میل‌های خود مقابله کند. موفق باشید
2921
متن پرسش
با سلا م و خسته نباشی خدمت استاد بزرگوار...سوال بنده این است که در بعضی مداحیها مداحان مقام ابی عبد الله را به مقام خدا نسبت میدن وبه این صورت میخونن.....ابی عبد الله ای نام تو بهترین سر آغاز بی نام تو لب نمیکنم باز بالی بده تو برای پرواز..... بنده چنین برداشتی بدی ندارم و بعضی از دوستان فکر میکنن که گفتن این بیت شعر اشتباه و نباید مقام خدا رو به امام حسین نسبت دادو فکر میکنم که بیشتر این شعر میخواد این پیاغمو برسونه که ما همیشه و همه جا باید با عاشورای حسینی و شیوه ی زندگی ابی عبد الله رو داشته باشیم....و از شما استاد گرامی هم میخوام یه توضیحی در این مورد بدین...با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: چون ما می‌دانیم مداحان عزیز خداپرست هستند باید سخن آن‌ها را تا آن‌جا که ممکن است حمل بر صحت کنیم و همین‌طور که شما می‌فرمایید از آن ابیات این‌طور برداشت کنیم که می‌خواهند یک لحظه چشم از وجود مقدس مولایمان حسین«علیه‌السلام» بر ندارند. گوارایشان باد. موفق باشید
2544

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
شما در کتاب اشتی با خدا از طریق اشتی با خود راستین می فرمایید که تن انسان ابزاری برای نفس است و انسان به این دنیا آمده تا از طریق تن خود نفس خود را کامل کند حال سوال اینجاست که اگر همه چیز در ید نفس باشد تن چگونه می تواند او را پرورش دهد خواهشمند است این مطلب را برای درک این بنده حقیر بیشتر توضیح دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: إن‌شاءالله سعی بفرمایید بعد از کتاب آشتی با خدا موضوعِ معرفت نفس را در کتاب «ده نکته از معرفت نفس» دنبال کنید در آن‌جا در نکته‌ی پنجم این موضوع شرح داده می‌شود. موفق باشید
1589

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد من کتاب جوان و آشتی با خدا و فرزندم را خواندم حدیث عنوان بصری را گوش کردم و الان مباحث شرح جنود عقل و جهل را گوش می دهم آیا کارم درست است؟ 12 جلسه گوش کردم ولی خیلی متوجه نیستم برای خود سازی از چه کتابی باید شروع کرد با تشکر از زحمات شما
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بالاخره با همین دستوراتی که از طرف ائمه«علیهم‌السلام» به ما رسیده باید روح و روان خود را سر و سامان داد. موفق باشید
422

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم اینجانب از محضر جنابعالی سوالی داشتم که از ارایه پاسخ آن کمال تشکر را دارم. گویا شما در سخنرانی های خود مطالبی پیرامون دنیا طلبی و تجمل گرایی بیان فرموده اید که همسر بنده با توجه به ارادت وافری که به جنابعالی دارند سعی میکنند در زندگی تا آنجائی که میشود مورد توجه قرار دهند و از این جهت در زندگی مشترک ما که تازه شروع شده است سوالاتی برای اینجانب پیش آمده است که لازم دانستم از محضر جنابعالی پرسش نمایم. من خود یک طلبه هستم وبا اشرافیگری و تجمل گرایی مخالفم اما همیشه از خداوند متعال یک زندگی با امکانات رفاهی خوب را خواسته ام .البته همراه با ظرفیت . به عنوان نمونه به همسرم یشنهاد خرید یک تلویزیون LCD داده ام (با کمی پس انداز و تدبر در خرج کردن امکان خریداری هست) ولی ایشان می گویند تا زمانی که با یک تلویزیون معمولی میشود طی کرد چه نیازی به خرید LCDاست.ویا همسرم خانه ای دارد که با نقاشی قابل سکونت است ولی من پیشنهاد کرده ام که وام بگیریم (در پرداخت اقساط آن مشکلی نداریم) و تعمیر بیشتری بکنیم مثلا آشپزخانه آنرا openکنیم و در موارد دیگر هم تغییراتی بدهیم ولی همسرم استناد میکند به سخنی از مرحوم امام که حاج احمد آقا علیه رحمه نقل میکند زمانی فردی را به منزل آورده بودیم که نرده هایی نصب کند که بچه ها نیفتند مرحوم امام علیه رحمه وقتی مطلع می شود میگوید احمد شیطان همیشه از جاهای کوچک شروع می کند اول میگوید نرده بعد رنگ بعد هم خانه کوچک است باید بزرگش کنیم البته ما در این مورد(تعمیر خانه) استخاره کرده ایم خوب آمده است . حال سوال اینست که با توجه به اینکه امکان انجام امور مذکور فراهم است حال با توجه به اینکه ما درصدد هستیم پایه و اساس زندگی ما بر مبنای درست و رهنمودهای دینی باشد آیا اقدام به آن صحیح می باشد لازم به ذکر است که خانواده و اطرافیان من از امکانات رفاهی نسبتا خوبی برخوردار هستند لذا مساله شانیت که در فقه مطرح است در این موارد به چه صورت می باشد. با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی همان‌طور که خودتان مستحضر هستید مواردی که می‌فرمایید از نظر فقهی حرام نیست. بحث در موضوع اخلاقی آن است و این‌که کاری کنیم که از مقامات سلوکی و روحانی خود عقب نیفتیم. مسلّم در سیره‌ی معصومین«علیهم‌السلام» در امور دنیا تأکید بر سادگی شده است، مگر این‌که به بهانه‌ی سادگی زندگی را سخت کنیم و ذهنمان مشغول سختی‌هایی شود که خود به‌وجود آورده‌ایم. ولی در هرحال پیامبر خدا«صلّی‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: « یَا عَلِیُّ نَجَا المخففون وَ هَلَکَ الْمُثْقِلُون‏...»؛ یا على سبکباران نجات یابند و سنگین باران هلاک گردند. به‌خصوص که جنابعالی طلبه هستید و از پیامبر خدا«صلّی‌الله‌علیه‌وآله» داریم که اگر عالِمی حبّ دنیا داشت او را در علمش متهمش کنید. معلوم است علم او علم حقیقی نیست. چون مردم از عالمان دین انتظار دارند در نهایت سادگی زندگی کنند. پیشنهاد می‌کنم کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» را مطالعه فرمایید. إن‌شاءالله نور روایات راه‌گشاست. مرحوم شهید ثانی کتاب «منیة المرید» را جهت طلاب علوم دین نوشته‌اند که تحت عنوان تعلیم و تربیت اسلامی ترجمه شده، روایات بسیار ارزشمندی جهت راهنمایی طلاب علوم دینی در آن هست. موفق باشید
20650
متن پرسش
عرض سلام خدمت حضرت استاد: در آثار بعضی از کسانی که مرید جناب مولانا و حضرت شمس اند زیاد دیده می شوند که آنها را صوفی و بنیانگذار رقص سماع می دانند فلذا در بیانات جنابعالی و امام خامنه ای مدح زیادی از این دو عزیز برده شده و الان بنده کمی گیج شده ام که شما معتقدید آنها صوفی نبوده اند و رقص سماع نمی کرده اند یا می کرده اند و صوفی بوده اند و اشکالی هم در آن نمی دانید؟ اگر لطف بفرمایید بنده را توجیح بفرمایید ممنون می شوم. پیشاپیش از زحمات جنابعالی قدردانی تشکر بسیار را دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رقص سماعی که بعضی از گروه‌های عرفانی در گذشته بر آن وارد می‌شدند، غیر از اداهایی است که این روزها عده‌ای صوفی‌نما دارند. مجلس سماع آدابی داشته است از جمله آن‌که عموماً جوانان که تحت تأثیرِ وَهمِ جوانی هستند نمی‌توانستند وارد شود. به قول مولوی:  «چون رهند از دست خود دستی زنند ** چون جهند از نقص خود رقصی کنند ·  مطربانشان از درون دف می‌زنند ** بحرها در شورشان کف می‌زنند». اساساً آن حالت وَجد در اختیار خودشان نیست و فعلاً آن نحوه حضور از تاریخ، بربسته شده است و شبیه آن همان حالتِ بر سینه و بر سرزدنی است که در عزاداریِ حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» بعضاً برای عده‌ای پیش می‌اید. موفق باشید

14431
متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیز: لطف بفرمایید به دو پرسش ذیل طبق «شریعت اسلام» پاسخ دهید: 1. ارتباط کلامی یک زن با برادر شوهر خود باید در چه حدود و ثغوری باشد تا به فریضه صله ارحام خدشه ای وارد نکند؟ 2. اساسا طبق سیره اهل بیت (ع) ارتباط کلامی زن با اقوام و دوستان نامحرم بایستی چگونه باشد تا به صله ارحام خدشه ای وارد ننماید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن حدّ که لازم است باید با ارحام غیر محرم ارتباط داشت ولی اگر بی‌خود بهانه‌ای برای صحبت فراهم کنیم مثل آن است که بی‌دلیل با نامحرم صحبت کرده‌ایم. باید ارتباط طوری باشد که گمان نکند ما نسبت به شخصیت آن‌ها بیگانه و بی‌تفاوتیم، ولی نه بیشتر از آن. موفق باشید

11003
متن پرسش
آیت اللّه جوادی وَ ما أَدْراکَ ماآیت اللّه جوادی! به به روشن شدیم قرار بود جایی برای ارتباط با شما و دیگر کاربران را در سایت راه بیاندازید که گویا فراموش شد. همین خاطر اینجا بوجود آمدنم از جوابتان به فلان سوال را با عنوان مذکور بیان کردم گاهی از شما در وبلاگم می گویم و از نقطه نظرتتان حلال بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد شما را به مسئولان محترم سایت عرض کردم فرمودند با تعریفی که برای قسمت سؤال و جواب سایت کرده‌اند برایشان پیشنهاد شما ممکن نیست. شما صاحب اختیار هستید که هرچه می‌خواهید از مباحثی که بنده دارم در وبلاگ خود درج نمایید، ولی خوب است به جهت رعایت اخلاق رسانه‌ای و راهنمایی بیشتر کاربران، منبع اصلی موضوع را درج نمایید. موفق باشید
10840

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد طاهرزاده: استاد شما در کتاب «آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شوند»، معنی مقابل عزت را به گونه ای عنوان کرده اید که بنده هر چه فکر می کنم دلیل آن را نمی فهمم. شما در پاورقی صفح ی 163 کتاب، عزت را نفوذناپذیر، غلبه ناپذیر و شکست ناپذیر معنی کرده اید که معنای مقابل هیچ یک از این ها «نفله» یا «پوچ» و «تلف شده» و «هدر رفته» نمی شود. معنای مقابل عزیز به صورت تحت اللفظی طبیعتا می شود: «نفوذ پذیر» یا « غلبه پذیر» و این معنی با هدر رفته و پوچ فرق می کند. در معنای عرفی هم کسی بی عزت را تلف شده نمی پندارد. در عرف معمولا کسی را که دارای جاه و جلال و یا مقبولیت از طرف مردم است را عزتمند می نامند. لطفا توضیح دهید که چگونه این معنا را از بی عزت برداشت کردید. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان‌ها در ذیل عزت الهی قرار نگیرند تحت تأثیر امیال نفسانی خود قرار خواهند گرفت و گرفتار پوچی می‌گردند و از این جهت زندگی آن‌ها تلف می‌شود و به هدر می‌روند. موفق باشید
10512

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: به نام خدا من 25 سال دارم (قبلا خلاف میلم تا کاردانی عمران پیش رفتم) و تازه از خدمت آمده ام. اکنون بین انتخاب دو مسیر از زندگیم مانده ام. بسیار علاقمند به علوم دینی هستم. برای همین در این مانده ام که مشغول به تحصیل در حوزه شوم یا مشغول به تحصیل در رشته ی فقه و حقوق اسلامی در دانشگاه دولتی در تهران. هر دو را بسیار دوست دارم خصوصاً اینکه اشتغال در شغل های حقوقی مثل قضاوت را بسیار دوست دارم. از طرفی هم بسیار دلم با حوزه هست. علت اینکه نسبت به حوزه مرددم این هست که بعد از چند سال سربازی و با این سن (25 سال) می خواهم تازه شروع به تحصیل در حوزه کنم و دیگران خصوصاً پدر و مادرم مدام متذکر می شوند تو با این وضع تا بیایی درس بخوانی و تا بتوانی پخته شوی و بتوانی زندگی تشکیل دهی خیلی دیر است. و با این وضع مملکت، چگونه می خواهی خانه بخری و زن بگیری و خرج آن ها را بدهی. تو تا بیایی در موقعیت علمی به جایی برسی بیش از 10 سال طول می کشد و تا آن موقع می خواهی چه کنی؟ اگر از 18 سالگی شروع کرده بودی توجیهی داشت ولی الان دیگر دیر است. حوزه جای درس خواندن است و مثل دانشگاه نیست که در حین آن هم درس بخوانی و هم کار کنی؛ و از این قبیل نصیحت های مشفقانه. توضیحات آن ها منطقی هست ولی من صفای طلبه ها را با هیچ عوض نمی کنم. برای همین به علوم دینی و حوزه و استاد محوری حوزه ها بسیار علاقه دارم و تمام فکرم این هست که اگر بخواهم با سلامت و سعادت از دنیا بروم و بخواهم خودم را اصلاح کنم و خدمت به اسلام کنم بهترین راه حوزه هست هرچند از طریق دانشگاه هم می توانم ولی حوزه طبعاً چیز دیگری است. غنایی که حوزه دارد به هیچ وجه دانشگاه ندارد. اگر دغدغه ی مسائل مالی برایم با توجه به وضع فعلیم حل شود نگرانیم گویا تمام می شود زیرا نزد دو نفر که یکی از آن ها حاج آقای قاضی زاده بود استخاره کردم یکی گفت جز به حوزه اصلاً فکر نکن و فقط برو حوزه؛ و دیگری گفت موانعی فعلاً داری ولی ابتدا اون ها رو حل کن بعد سریع برای حوزه اقدام کن. اکنون می خواستم بدانم به نظر شما من با این وضع چه راهی را برگزینم و آیا به این دغدغه هایم جا دارد اعتنا کنم؟ لطفاً به تفصیل راهنمایی کنید که من در این برهه ی حساس از زندگیم چه راهی برگزینم که کم نیاورم و پشیمان نشوم و این وسوسه ها را خنثی کنم؟ بسیار متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در دانشگاه هم بخواهید رشته قوق را ادامه دهید معلوم نیست زودتر از حوزه به سر و سامان زندگی برسید. به نظرم حال که خداوند علاقه به حوزه را در قلب شما انداخته توکل کنید به خدا، خودش حلّ می‌کند. موفق باشید
10293

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام علیکم: عرض خدا قوت استاد إن شاءالله دوشنبه عازم زیارت نورانی شمس الشموس سرور و مولایم آقا امام رضا روحی و ارواحنا فداه هستم از برای این زیارت شور و حال وصف نشدنی دارم. و بنا دارم این زیارت به نیابت از حضرت ولی عصر (عج) باشد برای برنامه ریزی روز های زیارت سعی دارم به توصیه های شما در جواب سوال شماره 8536 عمل کنم ان شاء الله، اما اتفاق مبارکی که برای من رخ داده اینکه قبل از محرم عازم حرم امام رضا علیه السلام هستم که از قبل بنا داشتم اذن محرممان را از حضرت علی بن موسی بگیرم لذا استاد گرامی از شما تقاضا مندم با توجه به نزدیکی محرم و تشرف ما به حرم امام رضا و آرزوی پیاده روی اربعین تا کربلا که عمریست دل ما را لک زده توصیه ای، فرمایشی و... هر آنچه که برای نهایت استفاده از وجود مقدس امام رضا برای ورودمان به محرم مد نظرتان هست بفرمایید. اگر توصیه ی دیگری هم دارید بفرمایید. مخصوصا برای گرفتن زیارت امام حسین علیه السلام در اربعین إن شاءالله امیدوارم بر سر ما منت نهاده و مارا راهنمایی کنید تا از این زیارت نهایت استفاده را ببریم و کلا با زیارت های گذشته ام متفاوت باشد. استاد دعاگوتون هستم إن شاءالله امیدوارم تا قبل از سفر ما که دوشنبه هست جوابم را بدهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در چند روزی که آن‌جا هستید هر روز به صورت کامل زیارت کنید. اعم از اذن دخول تا نماز زیارت با سوره‌های یس و الرحمن و دعای زیارت. استمرار هر روزی موجب می‌شود که در هر روز برکات جدیدی شامل حالتان شود. موفق باشید
7164
متن پرسش
با سلام عالم احدیت و واحدیت مثل عالم شهادت وجود عینی دارند یا عقل برای شرح نزول وجود مطلق یا به عبارت بهتر تجلی وجود مطلق به عالم شهادت چنین تقسیم بندی ای کرده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال در نظام طولی هرچقدر عالم وجود نازل شود از وحدت به کثرت می‌گراید و لذا احدیت و واحدیت در جای خودشان هستند و مظاهر آن‌ها است که در عالم شهادت نزول می‌کنند. موفق باشید
6645

طی‌الأرضبازدید:

متن پرسش
باسلام میخواستم بدونم نحوه ی انتقال جسم در طی الارض به چه صورت انجام میشه ایا در نقطه ی مقصد بدن جدیدی تشکیل میشه یا اینکه همون جسم انتقال پیدا میکنه و اینکه در دو حالت میخواستم بدونم به چه صورته اگه میشه پاسخ رو برام ایمیل کنید واینکه توی کدوم جزوه یا کتاب دربارش بخونم اگه میشه جواب رو سریع برام بفرستید چون ضروریه با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث طی‌الأرض در کتاب «از برهان تا عرفان» در قسمت حرکت جوهری شده است. و هر دو فرض که فرموده‌اید هست. اولیاء الهی توان تصرف در مبادی ایجاد بدن را دارند و لذا به جای آن‌که بدن این‌جا تشکیل شود در آن‌جایی که آن‌ها می‌خواهند ایجاد می‌شود، کاری که عاصف‌بن‌برخیا با تخت بلقیس کرد. ولی بعضاً طی‌الأرض به کمک جنّیان انجام می‌شود که در آن صورت انتقال سریع است کاری که عِفْریتٌ مِنَ الْجِن‏ می‌خواست با تخت بلقیس انجام دهد. موفق باشید
6158
متن پرسش
با سلام واحترام خدمت استاد عزیز.من وهمسرم شش سال است با کلاس ها و کتب شما اشنا شده ایم ولی من مدتی است کلاسهای شما را ترک کرده و علاقه ای به امدن این کلاسها ندارم چون این مباحث هیچ تاثیری در من نداردناگفته نماند در زندگی با همسرم بسیار مشکل دارم و از اینکه پای جلسات شما بنشینم و نتوانم رفتارم را اصلاح کنم خجالت میکشم از شما خواهش میکنم من را راهنمایی کنید ایا ترک کردن این کلاسها درست است یا نه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره راه حل مسئله آن نیست که از جلساتی که متذکر اخلاق فاضله و معارف حقه می‌شوند – حالا هرکجا که می‌خواهد باشد – فاصله بگیرید. آرام‌آرام سعی کنید با تواضع هرچه بیشتر مشکل را حل کنید. موفق باشید
5863
متن پرسش
استادمحترم لطفاراهنمایی بفرماییددررابطه بافرمایش رهبری درموردازدیادنسل وظیفه ماچیست وتاچندفرزندوچه زمانی این تکلیف ازدوش کسانی که قدرت تولید دارندساقط است
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: در آن حدّ که بتوانید فرصت لازم را جهت تربیت آن‌ها بگذارید، این بستگی به افراد و شرایط دارد لازم نیست محدودیتی برای آن تعیین کرد. موفق باشید
5648
متن پرسش
عرض سلام و خدا قوت مدتیه به خاطر تحصیل همسرم به همراه فرزند کوچکم از اصفهان به تهران مهاجرت کردیم. میخواستم اگه توصیه ای دارید بهم بکنید و بپرسم با وقتهای اضافه ای که در طول روز دارم چه کنم که بهترین استفاده رو کرده باشم؟ ممنونم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز از فرصت پیش‌آمده در تعالی روح با عبادات و تدبّر در قرآن و رشد معارف الهی با مطالعه‌ و حضور در جلسات مذهبی، غفلت نکنید. موفق باشید
5266
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید بزرگان سفارش میکنند برای رفیق شدن با حضرت عزرائیل، اعمالی را به ایشان اهدا کنید یا برای سلامتی ایشان صلوات اهدا کنید سؤالم این است این اعمال چه تأثیری برایشان دارد؟ ایشان جزء ملائکه هستند و ما منا الا و له مقام معلوم با این اهدا مقام آنها که بالاتر نمیرود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم. با بهترین رجوع به حضرت عزرائیل«علیه‌السلام»، با بهترین تجلیات آن ملک مقرب روبه‌رو می‌شویم چون ملائکه‌ی مقرب دارای تجلیات مختلف‌اند. موفق باشید
4627

ولایت فقیهبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم شما فرمودید امام فرمودند هر کس ولایت فقیه را منکر شود مرتد است لطفا منبع کلام امام را بفرمایید چون ما پیدا نکردیم ؟/2. آیا نظر امام درمورد مرتد بودن چنین شخصی در حکم همان مرتد خدا و اهل البیت است؟البته ما می دانیم ولایت فقیه امداد ولایت خداست و لی حتی اگر کسی به این مساله علم داشته باشد و منکر شود چگونه می تون حکم به ارتداد او داد ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آنچه در ذهن دارم حضرت امام فرمودند: هرکس منکر ولایت فقیه باشد و لوازم آن انکار را بداند مرتد است. به این معنا که متوجه باشد لازمه‌ی انکار ولایت فقیه، انکار حاکمیت حکم خدا و رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» است. و به نظر منطقی می‌آید که چنین کسی مرتد باشد. یکی از جملاتشان در کتاب ولایت فقیه چاپ نجف این است « هر که اظهار کند که تشکیل حکومت اسلامی ضرورت ندارد منکر ضرورت اجرای احکام اسلام شده»2 - به نظرم تفصیل این موضوع نیاز به بحث فقهی دارد تا شقوق آن روشن شود. موفق باشید
3886
متن پرسش
با عرض سلا م/سوال :اگر بتوانند مغز افراد را جدا کنند و مغزها را جابه جا کنند روح به کدام جسم میرود!!!!!!
متن پاسخ
مه تعالی: سلام علیکم: بر فرض امکان، روح بدنی را انتخاب می‌کند که با گرایش‌های آن بسازد، همان‌طور که در دوره‌ی جنینی بدنی را انتخاب کرد که با گرایش‌های مردبودن یا زن‌بودنش می‌ساخت. موفق باشید
3424
متن پرسش
با سلام حضور استاد گرامی. استاد سوالی از حضورتان داشتم:استاد من سعی می کنم در عبادات مخلص باشم و در طول شبانه روز یک سری کارها را در راه خدا انجام میدم و دوست ندارم احدی از انها مطلع باشه؛ اما سر کار وقتی به وظایفم عمل می کنم -باتوجه به اینکه به لطف خدا از استعداد و توانمندی خوبی در کارم برخوردارم بدم نمیاد رئیسم بدونه مثلا فلان اقدام را من انجام دادم یا فلان مطلب را من تنظیم کردم، ته دلم خوشحال میشم که به خاطر اقدامات موثری که انجام میدهم مورد تشویق قرار بگیرم-البته نه اینکه مدام به این فکر باشم، با تحقیق روی روحیات و اخلاق و درونم فهمیدم که انگار بدم نمیاد رئیسم تشویقم کنه، (البته درمورد این آدم اینجوره)، استاد مدام با خودم درگیرم که خدایا! آیا باید در تمام احوال و کارها خالص باشم؟ یا در سرکار صرفا به وظایفم عمل کنم و حالا بدمم نیاد مورد تشویق قرار گیرم هم طوری نیست؟2.استاد سوال دومم اینه که سالها پیش یک روحانی می گفتن: نماز آمپر روحه و هر آدمی میخواهدبداند چقدر باخداست، پقدر به وعده های الهی یقین داره خلاصه چه بنده ایی به نمازش نظر کنه. استاد این حرف تاچه حد دقیقه؟اگه هست؛ چه کنیم نمازمون رو ارتقاء بدیم؟تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- چه اشکال دارد که هم انسان برای خدا کار کند و هم در ازاء انجام وظیفه در سر کار انتظار داشته باشد ارزش کارش را بشناسند فکر نمی‌کنم این دو با هم منافات داشته باشد چون در عرض هم نیستند بلکه در طول هم‌اند 2- حرف درستی است برای بررسی بیشتر به ابتدای کتاب «آداب‌الصلواة» از حضرت امام خمینی«رضوان‌اله ‌تعالی‌علیه» رجوع فرمایید. موفق باشید
2782
متن پرسش
با سلام. می خواستم بدانم آیا تغییر اسم افراد در طالع و اتفاقات زندگی آنها اثر دارد و آیا مبنای روایی در این کار است؟ در بین مردم مصطلح است که اگر فردی چند بدیمنی مکرر نصیبش شود می تواند به کمک علم اعداد اسم خود را تغییر داده و از این اتفاقات رهایی یابد؟ اگر این موضوع صحت دارد، کیفیت تعیین آن چگونه است و به چه کسانی در این موارد می بایست رجوع کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» عرض کرده‌ام این‌ها حرف‌های بی‌پایه‌ای است به آن‌جا رجوع کنید، چون ما حق نداریم بی‌دلیل اسم خود یا فرزندان و یا همسر خود را تغییر دهیم مگر آن‌که اسم آن‌ها تداعی‌کننده‌ی یک انسان متعالی نباشد. موفق باشید
نمایش چاپی