باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان به طهارت روحانی نزدیک شود، بیشتر خود را به نایب امام زمان«عجلاللّهتعالیفرجه» خود نزدیک میبیند، در آن حدّ که معنایِ بودن خود را بیش از آنکه در بقایِ خود جستجو کند، در بقایِ او مییابد و منِ برترِ خود را در شخصیت او پیدا کرده است. در این دنیا زیباترین عشقِ روی زمین، همین است و بس! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب را ندیدم ولی آقای دکتر دینانی انصافاً دیدنی و پسندیدنی است و لذا فکر میکنم شعاع شخصیت ایشان هرکجا بتابد موجب گرمی است چه آن شعاع از طریق حافظ بر ما بتابد و چه از طریق مولوی. لطفاً آدرس تهیهی کتاب را مرقوم فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از دانشمندان میگوید: «تا از اختیارداشتن از من نمیپرسی بهراحتی با اختیار خودم ـ به صورت علم حضوری ـ اموراتم را انجام میدهم ولی وقتی از آن میپرسی تازه مسئلهدار میشوم که راستی اختیار چیست؟». این دانشمند میخواهد بگوید بعضی از ادراکات ما در ساحت علم حضوری کاملاً برایمان قابل ادراک است ولی وقتی به ساحت علم حصولی آمد دیگر از ادراک آن عاجزیم. مشکل آن است که میفرمایید: چگونه بدون دلیل توجهم را از این افکار منصرف کنم. مگر برای این امور به دلیل نیاز داریم؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید نفس، «جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» است و به تعبیر ملاصدرا، بدن با نفس اتحاد انضمامی دارد یعنی بدون بدن نیز دارای حیات است و بدون بدن ناقص نمیشود و از این لحاظ وقتی بحث معرفت نفس میشود به نفس نظر میشود و این به معنای آن نیست که بخواهیم جسمانیة الحدوث بودن آن را نفی کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» از حضرت صادق (عليه السلام) در اين رابطه داریم که: «إِنَّ فِي حِكْمَةِ آلِ دَاوُدَ يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ لَا يُرَى ظَاعِناً إِلَّا فِي ثَلَاثٍ؛ مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ، أَوْ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ، أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ ذَاتِ مُحَرَّمٍ، وَ يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ لَهُ سَاعَةٌ يُفْضِي بِهَا إِلَى عَمَلِهِ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سَاعَةٌ يُلَاقِي إِخْوَانَهُ الَّذِينَ يُفَاوِضُهُمْ وَ يُفَاوِضُونَهُ فِي أَمْرِ آخِرَتِهِ، وَ سَاعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّاتِهَا فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ، فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَى تِلْكَ السَّاعَتَيْنِ»[1] در حكمت آل داود چنين است كه شايسته است مسلمانِ عاقل زمانى از روز خود را براى كارهائى كه بين او و خداوند انجام مى گيرد، اختصاص دهد و زمانى ديگر برادران ايمانى خود را كه با همديگر در امر آخرت مشاركت دارند، ملاقات كند و زمانى نفس خود را با لذائذى كه گناه نباشد آزاد بگذارد. زيرا اين زمان، آدمى را در انجام وظائف دو امر ديگرش كمك مى كند. ملاحظه مى فرماييد كه حضرت مى فرمايند از طريق لذّت با همسر حلال خود كمك بگير براى ارتباط با خدا و آبادانى آخرت؛ «فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَى تِلْكَ السَّاعَتَيْنِ» و معنى انتقالى كه عرض كردم به همين معنى است، و لذا نه بايد از آن لذّت فاصله گرفت، و نه بايد در آن متوقف شد. لذّات حرام بر عكسِ لذّات شرعى كه داراى باطن قدسى و عمق معنوى است، بى باطن و بى ريشه مى باشند و به همين جهت عمق جان مرتكبين را ارضاء نمى كنند و لذا آنها گرفتار كثرت لذات دنيايى مى شوند. موفق باشید
[1] ( 1)- الكافى، ج 5، ص 87.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که به ما فرمودهاند: «العلمُ نقطةٌ و کثرّها الجاهلون» اگر انسان با نور توحید آشنا شود بسیاری از این کثرات در آن مندک است. مثل نور بیرنگ که هفت نور را در خود دارد. عمده توحید حضوری است که در آن، حقیقتِ هر چیز در معنای خودش حاضر است. به همین جهت معلوم نیست که ما با مشغولشدن به این علوم کثیره مجبور باشیم راهِ خود به سوی خدا را طی کنیم. موفق باشید
