بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
3116
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم بنده طلبه ای هستم که می خواهم طبق توصیه های امام خامنه ای در طرح صالحین بسیج بحث سبک زندگی را مطرح کنیم ودر مورد آن کار کنیم می خواستم بدانم اگر مباحث کتاب العشرة از روایات ویا مباحث اخلاقی و مباحث آداب را بیان کنیم به این منظور ایشان نزدیک شدیم؟ وبطور کلی چه مباحثی مطرح کنیم که در بسیج منویات ایشان را پیاده کرده باشیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: حضرت آقا در بحث خودشان فرمودند ابتدا آسیب‌شناسی کنیم که چرا در این مورد کار چشمگیری نکردیم و می‌دانید که روحیه‌ی غرب‌زدگی ما را به آن آسیب‌هایی رساند که رهبری متذکر آن شدند . اگر که شریعت در عین تذکر به طهارت و مطهرات، نجاسات را هم متذکر می‌شود ما هم بتوانیم هم آداب زندگی دینی را متذکر شویم و هم زشتی‌های زندگی غربی را تحلیل کنیم بیشتر نتیجه می‌گیریم. بنده کتاب «عالم انسان دینی» را با همین نیت بحث کردم. موفق باشید
2679
متن پرسش
با سلام در دعاهای وارده مثل کمیل، ندبه، عرفه زیارت ال یاسین دعاهای صحیفه سجادیه. ایا بهتر نیست معنای فارسی دعا را بخوانیم چون در ادعیه هدف ارتباط است که با خواندن متن عربی حاصل نمی شود. لطفا بگویید اصلا خواندن متن عربی ارج دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مسلّم باید در هر دعایی معنای آن مدّ نظر باشد ولی گاهی جملات آن بزرگان بسیار عمیق‌تر و منظم‌تر از آن است که معانی فارسی ظرفیت ظهور آن‌ها را داشته باشد به همین جهت با نظر به معنای فارسیِ آن متون خود متن را بخوانید. موفق باشید
2065
متن پرسش
با سلام استاد گرامی- آیا خداوند می تواند روح انسان را معدوم نماید - تشکر
متن پاسخ
بسمه تعالی . علیکم السلام .به همان معنایی که تو انسته است ایجاد کند معدوم می کند. موفق باشید.
1604

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد من دانشجوی رشته مدیریت هستم میخواهم مقاله ای درباره مدیریت منابع انسانی در سازمانها با دیدگاه اسلام درباره انسان بدهم لطفا موضوع تحقیقی خاصی یا منبع خاصی با توجه به آثار خودتون یا دیگران معرفی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده چند جلسه بحث در شرح نامه‌ی حضرت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» به مالک اشتر داشته‌ام، شاید به کارتان بیاید. ولی در هرحال کتاب‌هایی که به استناد نامه‌ی حضرت به مالک اشتر در رابطه با مدیریت نوشته شده مفیدند. موفق باشید
1105

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزتر ازجانم پیشاپیش از اینکه وقت عزیز شما را میگیرم از شما عذر میخوام و از خدا میخوام مرا ببخشه اینکه فرمودید نماز را باید به حقیقت و باطن رساند تا بالا رود و از طریق قبول آن همه اعمال ما مقبول درگاه حق شود، آیا خیلی از افراد که دسترسی به منابع اطلاعاتی نداشتند یا خودشان زحمتی نکشیدندو نمازی را که از پدرشان یاد گرفته اند را عمری خوانده اند و اکنون در پیری به آن نماز بی باطن عادت کرده اند و از سر عادت میخوانند ، اعمالشان با نماز بی حضورشان قبول است؟باتوجه به اینکه فرموده اند اگر نماز قبول نشود سایر اعمال قبول نمی شود. باتوجه به مبانی عمیق اسلام و پیروان کم این مبانی عمیق_نسبت به پیروان اسلام سطحی و ظاهری_تکلیف اکثریتی که در ظاهر اسلام مانده اند چیست؟ سوال دوم:در جامعه کنونی که باید روحانیت مظهر ساده زیستی و روحانیت باشند میبینیم که روحانیون روی به تجمل و سوار شدن بر مرکبهایی آورده اند که طبقه متوسط مردم هم از سوار شدن بر این مرکبها محرومند، بعضا دیده میشود روحانیونی که بسیار مطرح و معروفند و حتی در بیت مقام معظم رهبری هم سخنرانی می کنند و حتی معلم اخلاق و عرفان دانشجویان میباشند بر ماشین هایی سوار میشوند که دنده اتوماتیک و بسیار شیک هستند و مظهر تجمل هستند بالاخره کدام اسلام ؟اسلامی که رسول آن بر الاغی بی پالان سوار میشد و میفرمود هرکس از سنت من اعراض کند از من نیست یا اسلامی که که روحانیت مبارز و انقلابی آن این گونه در این دوره که ساده زیستی از ارزش درآمده و نسل جوان در مشکلات مالی میسوزند اهل تجمل شده اند؟ یا اینکه این مسایل مصداق تجمل نیستند؟ خیلی وقت است این مسایل با سخنرانی و کتب شما مرا به خود مشغول کرده خواهش میکنم مرا از این سردرگمی نجات دهید
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بالاخره همان افرادی که بنا به عادت نماز می‌خوانند آن عادت چون مطابق فطرتشان است جانشان از آن نماز بیگانه نیست که سایر اعمالشان قبول نشود، ولی ملاحظه می‌کنید که آن‌طور که شاید و باید نمی‌توانند از اسلام عزیز در زندگی استفاده کنند. در موضوعات اخلاقی باید محذورات افراد را در نظر گرفت عمده آن است که ما رعایت ساده‌زیستی بکنیم و آن‌هایی که سعی در ساده‌زیستی دارند را بیشتر الگوی خود قرار دهیم ولی باز تأکید می‌کنم در امور اخلاقی نمی‌توان همه را با یک ملاک ارزیابی کرد که بحث آن مفصل است و شاید از همین طریق شیطان ما را به مؤمنین بدبین کند. موفق باشید
328

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. در حالی که عیوب زیادی داریم و میدانیم که کلیه ی عیوب از ناحیه ی "تن" بر ما حاکم است اما نمیتوانیم از ثقل "تن" و به طبع آن از خصلت های وحشتناک درونی خود و از منیت ها خلاص شویم و تسلط بر تن و شکستن ها نیاز به مجاهده ی علمی و عملی دارد ، آیا راهی هست که فی الجمله ما را از منیت هایی که حداقل آن را حس میکنیم همچون غرور ، تقاضای احترام و یا توجه از دیگران و ... رهایی بخشد ؟ مثلا راهی برای صبر ؟ یا . . . با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام تعجبم از شماست که راه رسیدن به مقصد را در جلو شما گذاشته‌اند و باز به دنبال راه هستید. عزیز من! دستورات شریعت الهی برای رهایی از همین‌هایی است که شما می‌خواهید از دست آن‌ها راحت شوید، از روزه‌ی عزیز بگیر تا نماز از جان عزیزتر، آنچنان نور توحید بر قلب انسان تجلی می‌کند که خود را هیچ هیچ احساس می‌کند چه رسد انتظار داشته باشد بقیه به او احترام بگذارند، آنچنان در اغوش توکل الهی جای می‌گیرد که یک دنیا صبر نصیب او می‌شود. گفت: گر تو خواهی حرّی و آزادگی بندگی کن بندگی کن بندگی موفق باشید
15290
متن پرسش
حضرت استاد سلام: من نمی دونم کلیپی که جانباز عزیزمون از آقای پناهیان درخواست میکنه که به رهبری بگویند صحبت رفتن نکنند را شما دیدید یا نه؟ ولی انسان وقتی چنین آدم های با اخلاص و صادقی را می‌بینه، جز اشک و حسرت چیزی برا آدم نمی‌مونه؛ واقعا چگونه مثل این جنس آدم‌ها بشیم؟! این انسانها مثل الماسِ نایاب‌اند. آدرس آن کلیپ عبارت است از: http://shahidnamimandegar.1pt.ir/page-465601.html .با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان به طهارت روحانی نزدیک شود، بیشتر خود را به نایب امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» خود نزدیک می‌بیند، در آن حدّ که معنایِ بودن خود را بیش از آن‌که در بقایِ خود جستجو کند، در بقایِ او می‌یابد و منِ برترِ خود را در شخصیت او پیدا کرده است. در این دنیا زیباترین عشقِ روی زمین، همین است و بس! موفق باشید

11898
متن پرسش
سلام علیکم: نظرتون درباره کتاب "شعاع شمس: غزلیات شمس تبریزی به روایت دکتر دینانی " چیه؟ کدام شرح حافظ را بهتر می دانید؟ (اصلا نیازی هست که بعد از شرح مولانا؛ شرح حافظ کار کنیم؟)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب را ندیدم ولی آقای دکتر دینانی انصافاً دیدنی و پسندیدنی است و لذا فکر می‌کنم شعاع شخصیت ایشان هرکجا بتابد موجب گرمی است چه آن شعاع از طریق حافظ بر ما بتابد و چه از طریق مولوی. لطفاً آدرس تهیه‌ی کتاب را مرقوم فرمایید. موفق باشید

11463
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: با توجه به جواب سوال 11443 که فرمودید: (باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همین‌که شما بدون هرگونه تأملی با بنده گفتگو می‌کنید در جان خود به صورتی بدیهی پذیرفته‌اید که بنده در بیرون هستم و شما هم به راحتی و به صورتی بدیهی با بنده گفتگو می‌کنید، مشکل از آن‌جا پیش می‌آید که از این ساحت خارج می‌شوید و می‌پرسید: «آیا خارج از نفس در زمره‌ی امور بدیهی است؟» یعنی شما از ساحت ادراک بدیهی خود خارج می‌شوید و آن را به یک موضوع ذهنی تبدیل می‌نمایید. مثل آن کسی که مدت‌ها با ریش بلند خود به راحتی می‌خوابید و نمی‌پرسید ریش خودم را زیر لحاف بگذارم یا روی لحاف، تا این‌که شخصی از او این سؤال را کرد، از این به بعد بود که هروقت می‌خوابید با این سؤال روبه‌رو می‌شد و مدت‌ها با خود درگیر بود که بالاخره ریش خود را روی لحاف بگذارد یا زیر لحاف. 2- بحثی در فلسفه در رابطه با امور ذهنی مطرح است که اگر صورت‌های ذهنی عارض بر نفس می‌شوند نفس چگونه می‌پذیرد، این عَرَضْ حکایت آن جوهر خارجی است که عرض کردم ملاصدرا چگونه مشکل را حل می‌کند، در عین بحث از حمل اوّلی ذاتی در کنار حمل شایع صناعی. موفق باشید) 1-بنده به بدیهی بودن اینکه با شما گفتگو می کنم و.... یقین دارم اما منظورم این بود که آیا عالم خارج از نفس که یک امر بدیهی می باشد با توجه به مطالب صفحه 353 جلد یک اسفار که در سوال 11443 ذکر شد آیا از جمله بدیهیاتی نیست که بتوان برای آن استدلال کرد؟ و استدلال برای آن اشکالی نداشته باشد؟ 2- لطفا در مورد این جمله که فرمودید: (مشکل از آن‌جا پیش می‌آید که از این ساحت خارج می‌شوید و می‌پرسید: «آیا خارج از نفس در زمره‌ی امور بدیهی است؟» یعنی شما از ساحت ادراک بدیهی خود خارج می‌شوید و آن را به یک موضوع ذهنی تبدیل می‌نمایید.) بیشتر توضیح دهید، منظورتان از خارج شدن از ساحت ادراک بدیهی چیست؟ و لطفا بگویید چگونه از خارج شدن از ساحت ادراک بدیهی جلوگیری کنیم و گرفتار وهم نشویم؟ احتمالا می گویید هنر شما این است که به این افکار بی توجه باشید تا قدرت حضورشان کم شود، اما چگونه بی توجه باشم و بدون آوردن دلیل توجهم را نسبت به این افکار کم کنم تا قدرت حضورشان کم شود و دیگر به سراغم نیاید؟ آیا شما معتقدید خودم را عادت دهم به این که برای هرچیزی به خصوص بدیهیات دنبال دلیل نباشم، آیا واقعا جوابی نیست یا هست ولی جواب دادن و دلیل آوردن بیهوده است؟ یعنی هرچه دلیل هم بیاوریم در دل استدلال از قبل وجدانا و بداهتا آن امر بدیهی را پذیرفته ایم و همان استدلال خود دلیل بر پذیرش آن امر بدیهیست؟ آیا همه ی بدیهیات اینگونه اند و یا نه برای برخی از بدیهیات می توان استدلال آورد؟ لطفا مثال بزنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از دانشمندان می‌گوید: «تا از اختیارداشتن از من نمی‌پرسی به‌راحتی با اختیار خودم ـ به صورت علم حضوری ـ اموراتم را انجام می‌دهم ولی وقتی از آن می‌پرسی تازه مسئله‌دار می‌شوم که راستی اختیار چیست؟». این دانشمند می‌خواهد بگوید بعضی از ادراکات ما در ساحت علم حضوری کاملاً برایمان قابل ادراک است ولی وقتی به ساحت علم حصولی آمد دیگر از ادراک آن عاجزیم. مشکل آن است که می‌فرمایید: چگونه بدون دلیل توجهم را از این افکار منصرف کنم. مگر برای این امور به دلیل نیاز داریم؟ موفق باشید

11458
متن پرسش
سلام: استاد گرامی آیا شما با این نظر ملاصدرا که در زیر آورده ام مخالفید؟ اگر نیستید چرا در کتاب خویشتن پنهان بارها غیر از آن حرف زده اید و نفس و بدن را دوگانه دانسته اید جوری که انگار بدن نیست و اصلا مهم نیست؟ «رابطه نفس و بدن از ديدگاه ملاصدرا» جسمانية الحدوث و روحانية البقاء؛ صدرالمتألّهين معتقد است روح پيش از جسم وجود نداشته است و اينگونه نيست كه قبل از تعلق و ارتباط با بدن، فعليت داشته و سپس به بدن تعلق يافته باشد. روح به وسيله حركت جوهري ماده تكون يافته است و هرچند خاصيت و اثر ماده نيست، اما كمال جوهري ماده است؛ بنابراين مبدأ پيدايش نفس، ماده جسماني است. بر اساس حركت جوهري، ماده بدني اين استعداد را دارد كه در دامان خود موجودي بپروراند كه مراحل وجودي را از ضعف به كمال طي نمايد. بنابراين استعداد و آمادگي بدني و حركت در جوهر از شرايط وجود نفس است و نفس در ضمن جوهر بودن با بدن وابستگي حقيقي دارد. معناي جسمانية الحدوث و روحانية البقاء بودن نفس اين است كه رابطه نفس و بدن، رابطه‌ي بنيادين، عميق و در اصل هستي است. خلاصه اينكه؛ ماده جسماني، در ذات و جوهر خود كامل شده و داراي درجه‌‌اي از وجود مي‏شود كه به حسب آن درجه، غيرمادي و غيرجسماني است و آثار و خواص روحي از قبيل انديشه، اراده و حالات روحي ديگر، مربوط به آن درجه از وجود است. او مي‏گويد: وقتي در قرآن تدبر مي‏نمودم، آيه‏ دوازدهم سوره مؤمنون را به دقت مطالعه كردم، متوجه شدم خداوند پس از بيان مراحل پيدايش ماده‌ي انسان (نطفه، علقه، مضغه، عظام و لحم و تكميل بدن) مي‏فرمايد: ثم انشاناه خلقا آخر.. . يعني همين ماده بدني را آفرينش ديگري كرد. به فعليتي جديد در آورديم. پس ارتباط نفس و بدن، بنيادين و در آغاز پيدايش و اصل هستي بوده است. هويت نفس وابسته به بدن است؛ ارتباط نفس و بدن رابطه خارجي عرضي نيست؛ بلكه نحوه وجود نفس و نفسيت آن به اين است كه با بدن ارتباط دارد. نفس موجودي جوهري است كه در هويتش ارتباط با بدن وجود دارد و بر او عارض نشده است. پس ارتباط نفس و بدن، ارتباط زايد بر ذات نيست؛ بلكه در محور وجود و ذات نفس، ارتباط با بدن نهفته است
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید نفس، «جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» است و به تعبیر ملاصدرا، بدن با نفس اتحاد انضمامی دارد یعنی بدون بدن نیز دارای حیات است و بدون بدن ناقص نمی‌شود و از این لحاظ وقتی بحث معرفت نفس می‌شود به نفس نظر می‌شود و این به معنای آن نیست که بخواهیم جسمانیة الحدوث بودن آن را نفی کنیم. موفق باشید

11078

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: نظر حضرتعالی راجع به (اسفار اربعه جلد هفت صفحه 171 چاپ المصطفوی) «عشق ظرفاء و الفتیان الوجه الحسان») چیست؟ بار تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در جواب یکی از سؤالات کاربران عرض کردم که این نگاه‌ها فرهنگ خاص خود را دارد. جناب آقای دکتر امامی‌ جمعه‌زاده در کتاب «سیر تحول مکتب فلسفی اصفهان از ابن سینا تا ملاصدرا» تا حدّی روشن کرده‌اند که در این موارد باید ابتدا بین عشق عفیف که به‌کلّی سالک از امیال شهوانی گذشته، با عشقی که عملاً یک میل حیوانی است، تفکیک کرد تا معنای این سخنان را بفهمیم. موفق باشید
10998
متن پرسش
بسم الله سلام: اگر انسان برای اینکه شکش خالص باشد و مطمئن باشد پیش فرضهاش کمترین تأثیر رو در انتخابهاش ‏می گذاره، تصمیم بگیره متون دینی اسلامی رو کنار بگذاره. کار درستیه؟ بنده وقتی که خواستم در عقایدم تحقیق کنم یا به عبارتی دچار یک شک شدید شده بودم همیشه یک زمزمه درونم بود که باید این طوری شکّم را خالص نگه دارم و ابتدا دنبال استدلالات برون دینی باشم که البته این اتفاق هم نیفتاد. طولی نکشید که فهمیدم کار عاقلانه ای نیست که انسان ذهن و دلش را پارکینگ مکاتب و عقاید مختلف بکند. نمی دانم این زمزمه تا چه حد عقلانی بوده و تا چه حد شیطانی و نفسانی!! نمی دانم هم این کار چقدر درست بوده! این زمزمه ها و تصمیمات هرچه و از هر نوع که بوده باشد شاید منجر شده باشد که رابطه ام با این متون کم شود اما این طور نبوده که این رابطه به کلی قطع شده باشد، برای خواندن مکاتب غیر اسلامی و غیر دینی کمترین وقت را گذاشتم در تمام این زمان ها بیشتر به مطالعه و تفکر در متون اسلامی و نظرات اساتید مسلمان پرادخته ام حتی یک ذره فلسفه هم که خوندم فلسفه اسلامی بوده، اما بالاخره این قضیه آثار قلبی بدی برایم داشته و باعث شده تحقیقاتم تا حدی ناقص و غیر روشمند جلو برود. ممنون می شوم مرا راهنمایی کنید و از درست و غلط بودن کارم آگاهم کنید و اینکه الان باید چطور ادامه بدهم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در جواب‌گویی به فطرتِ حقیقت‌یاب‌مان باید باشد، فطرتی که در عین دنبال حقیقت‌بودن حقیقت را می‌شناسد. وقتی خداوند ما را با حقیقت اسلام آشنا کرده و از طرفی با مطالعه‌ی سایر ادیان متوجه می‌شویم آن ادیان خارج از وجوه تحریفی‌شان، اشاره به حقیقتی دارند که به صورت فعّال و با نشاط در اسلام هست، چه جای نگرانی است؟ شما سعی کنید از یک طرف اسلام را عمیقاً بشناسید و در هر فرصتی هم که پیش آمد نظر سایر ادیان موجود را در رابطه با توحید و معاد و نبوت بررسی کنید تا راحت‌تر متوجه عظمت دین اسلام شوید. بنده به عنوان کسی که تا حدّی این کار را کرده‌ام این پیشنهاد را به شما دارم. موفق باشید
10066
متن پرسش
سلام علیکم: شهید آوینی می فرمایند: برای شناخت عالم جدید باید به فلسفه مجهز شویم. کدام فلسفه؟ فلسف ملاصدرا؟ فلسفه هایدگر؟...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه صدرا و هایدگر هر دو لازم است و مرحوم شهید آوینی عمق هر دو نگاه را درک کرده بود. موفق باشید
9955

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام: کودکان ما که شروع به نقاشی کشیدن می کنند نباید اجازه دهیم تصویر انسان و حیوان بکشند تا روحشان با محسوسات انس نگیرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که ممکن است این کار که می‌فرمایید خوب است چون حضرت صادق«علیه‌السلام» در این موارد می‌فرمایند: « الشَّجَرِ وَ نَحْوه » چیزهایی مثل درخت یا نهر بکشند. موفق باشید
8388

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز با توجه به سوالهای 8252 و 8359 و 8373 می خواستم به یک جمع بندی برسم 1- آیا برای سلوک فردی باید همچون امام زمان صبح و شام برای اباعبدالله ع گریه کرد و مثلا هر روز یکبار زیارت عاشورا خواند؟ مثلا روز میلاد هم اگر بود، در حوزه سلوک شخصی ، بازهم باید گریه کرد؟ 2- نظر شما راجع به دهه های عزاداری که رسم شده می گیرند چیست؟ با توجه به اینکه آقای شبیری زنجانی هم اخیرا اعتراض کردند؟ 3- آقای زائری بحثی دارند و می گویند عزاداری محرم و دسته روی عاشورا پیام خاصی دارد. اینکه اخیرا رسم شده روز شهادت حضرت زهرا س و روز شهادت امام جعفر صادق ع بیرون آمده و دسته روی میکنند باعث کمرنگ شدن پیام عزاداری عاشورا می شود؟ یعنی به عبارتی عزای اهل بیت صرفا تبدیل به غصه و ابراز ارادت می شود و آن پیام سیاسی گم میشود؟ 4- با توجه به سوال 3 و جمله رهبری که فرمودند فاطمیه باید عاشورایی برگزار شود چگونه قابل جمع است؟ 5- اینکه بعضی هیئتها در هر مراسمی اعم از جشن یا عزا، آخر جلسه را به روضه می کشانند و خیال میکنند که خیلی معنوی هستند، نظر شما چیست، آیا نشان معنویت بالای آنهاست یا همان سخن رهبری است که سال 84 در دیدار با مداحان فرمودند ما به عزاداری عات کردیم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: عرض بنده همان است کته در فحوای سخنان شما هست و تأکید بر این نکته که عزاداری محرم و دسته و سینه پیام مخصوص برای خود دارد. فکر می‌کنم منظور رهبری که فرمودند فاطمیه باید عاشورایی برگزار شود نظر به روح حماسی قضیه دارند نه این‌که دسته و سینه زنی در میان بیاید. موفق باشید
7189
متن پرسش
باسلام وخداقوت دوستی دارم که ادعامیکند برخی ازمسائل به اوالهام میشود ومیتواندتاحدکمی ذهن دیگران رابخواندومیتواندشخصیتهایی که مثل اوهستندرابشناسدومیگویدموردی درموردآینده به اوالهام شده است که فکرمیکندوقوع پیداخواهدکرد.لطفاراهنمایی بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه خودش به این حالاتش اعتماد کند و نه شما، زیرا خطر ورود شیطان در این خطورات بسیار زیاد است. موفق باشید
6956

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی خیلی خوشحال شدم که از سکوت نسبت به نقد کتابتان خارج شدید، البته جای این امر هنوز خالی است که جواب دندان شکن علمی خود را نسبت به انتقادها بیان نمایید تا جای هیچ شبهه ایی باقی نماند و راه هدایت در این زمانه روشن تر شود. البته شاید چون روح جدال را در آن دیده اید قصد دیگری داشته باشید ولی به نظر من حقیر هر انسانی اگر می تواند حقیقت را زنده کند این کار بر گردنش خواهد بود حتی اگر سوالات و شبهات از سوی منافقین و با دشمنی مطرح شود بمانند پاسخ ائمه به سوالات و شبهات. اگر نظر بنده اشتباه است بفرمایین چون که رویه پاسخ به شبهات با همان دلیلی که بیان شد،در من زیاد است. لطفا من را راهنمایی کنید. (راستی برای اینکه باب سوء استفاده بسته شود بهتر است در متن پاسخ سوال 6925 اصلاحی انجام شود،در وبلاگ آن افراد یکی از مخالفانشان با نام مستعار" برزو بیطرف" در کامنتی برای آگاه کردن آنها به اشتباهشان و متنبه کردن آْنهابا طنز گفته بود: «یک باره بیاید جزوه زمان شناسی طاهرزاده را جلوی خودش آتش بزنید!!!....» و این جمله از نویسندگان وبلاگ نیست. با عرض پوزش از تذکرم. خیلی خیلی التماس دعا متشکرم.)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر فضایی علمی فراهم شود و شرایط برای ظهور حقیقت باشد چرا انسان سکوت کند. ولی وقتی شرایط فراهم نیست چرا باید انسان اصرار داشته باشد حرفش را به کرسی بنشاند؟ موفق باشید
5842

زندگی برزخیبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز ا-اینکه در کتاب معاد گفته شده که در برزخ زمان نیست به چه معناست؟ زیرا درایه 45و46 غافر در مورد فرعونیان گفته شده هر صبح وشام در برزخ برانها اتش عرضه میشود .ایا صبح وشام نشانه زمان نیست ؟ 2-ایا فرقی بین کسی که مثلا1000سال پیش مرده ووارد برزخ شده با کسی که اکنون میمیرد وجود دارد ؟زیرا کسی که قبلا مرده نسبت به این شخصی که هم اکنون مرده مدت بیشتری در برزخ است واین به ضرر اوست خصوصا اگر که مومن هم نباشد. میخواهم از زبان خودتان بشنوم باتشکر از شما استاد گرامی
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: 1ـ با توجه به این‌که علامه طباطبایی«رحمةالله‌علیه» برزخ را هنوز وجهی از زندگی زمینی می‌دانند، برزخیان صبح و شام زمین را درک می‌کنند. 2ـ برزخ دوره‌ی آمادگی است برای ورود به قیامت همه، حتی با نابودی زمین آنقدر در برزخ می‌مانند تا جهت قیامت آماده شوند. در این حال برای مؤمنین که ضرر ندارد برای کفار که در قیامت به عذاب سخت‌تری دچار می‌شوند نیز ضرر ندارد. موفق باشید
5424
متن پرسش
سلام وخداقوت هفته ی پیش همین سوال فرستاده شد 1.نظرحضرت عالی برای شروع فلسفه چیست آیا اول باید ازمنطق شروع کرد واینکه برای شروع کتاب آموزشی ساده هست ونظرتان درمورد آموزش فلسفه آقای مصباح چیست؟ 2.علت اینکه درحوزه اینقدردیر شروع میکنند خواندن فلسفه را عیب نیست واینکه درکنارلمعه هم میشود فلسفه راخواند؟ 3.دروس لمعه خواندن حضرت آقا گفتند نیازی نیست کل آن خوانده شود یعنی چه ونحوه ی نگاه ما به خواندن لمعه باتوجه به زمان زیادی که میگیرد باید چطورباشد؟ 4.برای آشنایی با مبادی فکری حضرت عالی برای معرفی به دوستان کدام کتابهایتان را توصیه میکنید؟(سلوک ذیل امام (ره)،تمدن زایی شیعه و..). تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً جواب در شماره سوال 5348 جواب دادم
5164
متن پرسش
بسمه تعالی باعرض سلام و آرزوی قبولی طاعات دو سوال 1- اگر شخصی در رؤیا با حقیقت انسانی روحانی ملاقات کند و چهره ی او را درخیالش به همان شکل دنیایی تصور کند باید آن شخص روحانی هم این ملاقات را به یاد داشته باشد؟ 2- تفاوت بین وسایل نقلیه و ماشین های امروزی با مرکب ها در قدیم از نظر وجودی چیست؟ آیا می توان برای ماشین های امروزی هم روحی تعریف کرد و با آن ارتباط داشت؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نباید خواب را به صورت جدّی دنبال کنید 2- تفاوت در این است که روح وسایل نقلیه‌ی گذشته با حکمت همراه بوده که به خدا وصل است و روح وسایل نقلیه‌ی جدید با عجله همراه است که با شیطان ارتباط دارد. موفق باشید
3262

خوش روییبازدید:

متن پرسش
سلام.بنده از یک طرف میبینم که در سیره رسول خدا آمده ایشان همیشه متبسم و خوش اخلاق و شوخ طبع و در کل بامزه و شیرین بوده اند!از طرف دیگر هرچه در اطراف مینگرم به جز اندکی از علما در بقیه چنین چیزی نمی بینم از عالم و مرجه تقلید و فقیه گرفته تا استاد اخلاق و عارف و فلسفه دان.همه خشک،عبوس،گرفته،سخت،سرد و...اینا چگونه قابل فهم است.اصلا مگر می شود آدم خوش رو نباشد و بشود به او گفت دین دارد؟مثلا من در میان بزرگان فقط علامه حسن زاده را می شناسم که بسیار خوش رو و شوخ طبع هستند.ببینید این اصلا مطلب پیش پا افتاده ای نیست،بلکه بسیار مهم و تاثیر گذار است و حکایت از بزرگی یک نفر دارد که خوش رو باشد.آقای طاهر زاده باور کنید بسیاری حتی بلد نیستند لبخند بزنند.اگر قرار است کسی در خوف و عظمت و کبریای خداوند متعال ترسان و لرزان باشد و به خود بنگرد و خود را ذلیل ترین خلق بخواند،آن محمد مصطفی است.اگر قرار است کسی عالم به جمیع امور باشد و غرق در علم و حضور تفکر،آن محمد مصطفی است.آن وقت این آقا اینقدر خوش رو است.من نمی دانم باید بقیه را چگونه ببینم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همه را خوب ببینید و مؤمنین خوش‌رو را خوب‌تر ببینید. بالاخره نه شما بی‌عیب هستید و نه من، دعا کنید همه در جامعه به نور خُلق محمدی«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» منوّر شویم. موفق باشید
2720
متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم. . .1- استاد عزیز مجدد برگشت کردیم روی مباحث از برهان تا عرفان و سی دی هاشو کار کردیم،چون خب احساس نیاز میکردیم،آیا تایید میفرمایید که بریم و بعد از این شرح آیت الله صمدی آملی بر معرفت النفس علامه حسن زاده رو کار کنیم که در 3 جلده فکر کنم و طولم میکشه؟قبلش چه آثاری رو معرفی میکنید؟و شرح ایشون بر انسان در عرف عرفان رو کار کنیم از مباحث معرفت النفس؟نظرتون چیه؟منبع دیگه ای هم مد نظرتون هست؟. . .2 - هم زمان با اینا ما تفسیر المیزان رو هم کار میکنیم،شما فرمودید تفسیر المیزان رو میشه هم زمان باهاش تفسیر آیت الله جوادی رو هم کار کرد،منتها حضرت آقا بسیار دیر جلو میرن،به نظرتون با هم کار کنیم خوبه یا المیزان رو جدا بخونیم،تفسیرم حالا روزی یه جلسه؟آخه المیزان رو با عقل ناقصمون پیش میریم کمی زود جلو میره،ولی تفسیر آقا طولانیه.نظرتون چیه؟. . .با تشکر فراوان و عذرخواهی. . .موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- به نظرم بعد از بحث برهان صدیقین به بحث معاد بپردازید با سی‌دی و بعد کتاب «خویشتن پنهان» را کار کنید . حالت سلوکی خوبی برایتان پیش می‌آید 2- مطالعه‌ی المیزان را به همان شکلی که در جزوه‌ی «روش کار با المیزان» عرض کرده‌ام جلو ببرید. موفق باشید
465

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم اصولا مال حرام برروی روح انسان تاثیر دارد همان دلیل اصلی مخالفت کافران به ظاهر مسلمان با امام حسین -علیه السلام- سئوال من اینجاست که چرا با وجود حضرت موسی در محل و مرکز اصلی ظلم و کفر واستفاده از موالی حرام در آنجا که فرعون با ظلم به دیگران بدست آورده بود هیچ تاثیری که برروحشان نداشت، پیامبر نیز شدند؟
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی از کجا می‌فرمایید آنچه را فرعون با ظلم به بنی‌اسرائیل تصاحب کرده بود استفاده‌ی آن برای بنی‌اسرائیل و از جمله حضرت موسی«علیه‌السلام» حرام بوده؟ موفق باشید
15537
متن پرسش
سلام و اردت: باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شوهرتان اشتباه می‌کند و اگر با همسر خود درست برخورد نکند و از لذائذ خدادادی بهره نبرد شوق عبادت نیز در او کم می‌شود. لطفا این مطلب خود را بیشتر توضیح دهید؟ منظورتان از لذت خدادی چیست؟ منظورتان لذت دنیایی حلال است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» از حضرت صادق (عليه السلام) در اين رابطه داریم که: «إِنَّ فِي حِكْمَةِ آلِ دَاوُدَ يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ لَا يُرَى ظَاعِناً إِلَّا فِي ثَلَاثٍ؛ مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ، أَوْ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ، أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ ذَاتِ مُحَرَّمٍ، وَ يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ لَهُ سَاعَةٌ يُفْضِي بِهَا إِلَى عَمَلِهِ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سَاعَةٌ يُلَاقِي إِخْوَانَهُ الَّذِينَ يُفَاوِضُهُمْ وَ يُفَاوِضُونَهُ فِي أَمْرِ آخِرَتِهِ، وَ سَاعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّاتِهَا فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ، فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَى تِلْكَ السَّاعَتَيْنِ»[1] در حكمت آل داود چنين است كه شايسته است مسلمانِ عاقل زمانى از روز خود را براى كارهائى كه بين او و خداوند انجام مى‏ گيرد، اختصاص دهد و زمانى ديگر برادران ايمانى خود را كه با همديگر در امر آخرت مشاركت دارند، ملاقات كند و زمانى نفس خود را با لذائذى كه گناه نباشد آزاد بگذارد. زيرا اين زمان، آدمى را در انجام وظائف دو امر ديگرش كمك مى‏ كند. ملاحظه مى‏ فرماييد كه حضرت مى ‏فرمايند از طريق لذّت‏ با همسر حلال خود كمك بگير براى ارتباط با خدا و آبادانى آخرت؛ «فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَى تِلْكَ السَّاعَتَيْنِ» و معنى انتقالى كه عرض كردم به همين معنى است، و لذا نه بايد از آن لذّت‏ فاصله گرفت، و نه بايد در آن متوقف شد. لذّات حرام بر عكسِ لذّات شرعى كه داراى باطن قدسى و عمق معنوى است، بى ‏باطن و بى‏ ريشه مى‏ باشند و به همين جهت عمق جان مرتكبين را ارضاء نمى كنند و لذا آن‏ها گرفتار كثرت لذات دنيايى مى شوند. موفق باشید

 


[1] ( 1)- الكافى، ج 5، ص 87.

 

15253
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: خسته نباشید. عزاداری هایتان قبول درگاه احدیت قرار گرفته باشد. برای تخصص و محقق شدن در فلسفه و عرفان نظری میزان برداشت ما از علوم طبیعیات با تمام شاخه هایش اعم از علم الحیوان، علم النفس، علم النبات، علم المعادن، سماع طبیعی، کون و فساد، هیئت و ... و نیز نجوم اعم از قدیم و جدید و نیز مباحث فیزیک اعم از فیزیک کوانتوم و فیزیک کوانتیک، مباحث نسبیت عام و خاص در فیزیک و مبحث گرانش و .... چه مقدار باید مطالعه شود؟ چون این بحثی که بعضاً با نام ارتباط بین علوم مطرح است بحث مهمی است. اگر بنده را راهنمایی کنید متشکر می شوم. یا اگر اینکه شخصی دیگر را معرفی کنید یا کتاب یا سخنرانی و یا هر چیزی دیگری را به بنده معرفی کنید متشکر می شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که به ما فرموده‌اند: «العلمُ نقطةٌ و کثرّها الجاهلون» اگر انسان با نور توحید آشنا شود بسیاری از این کثرات در آن مندک است. مثل نور بیرنگ که هفت نور را در خود دارد. عمده توحید حضوری است که در آن، حقیقتِ هر چیز در معنای خودش حاضر است. به همین جهت معلوم نیست که ما با مشغول‌شدن به این علوم کثیره مجبور باشیم راهِ خود به سوی خدا را طی کنیم. موفق باشید

نمایش چاپی