بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2123
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز خدا قوت دانشجوی سال چهارم رشته علوم قرآن و حدیث هستم در جایی که تحصیل می کنم دروس حوزوی هم در قالب واحد ارائه می شود.ولی متأسفانه همان مطالبی را که در مورد مضرات سیستم دانشگاهی فرمودید دامنگیر من و دوستانم و این دانشگاه شده است از جمله اینکه صرفا درسها (حتی دروس حوزوی)برای پاس کردن خوانده میشود نه از باب انجام وطیفه و به نحو احسن هم اکنون هم دوستان من در حال آماده شدن برای کنکور ارشد هستند ولی من سر دوراهی گیر کرده ام که آیا به این روال مدرک گرایی ادامه بدهم و شروع کنم به تمرین تست زدن و ... یا از همین الان دروسی را که خوانده ام (اعم از ادبیات و فقه و اصول)را مرور کنم و از این سیستم بعد از اخذ مدرک لیسانس خارج شوم و به حوزه بروم و و ادامه تحصیل بدهم؟ خواستم نظرتان را در مورد مدرک دانشگاهی بدانم،آیا اگر من حس کنم در دانشگاه عمرم با یک سری دروس(در قالب واحد)در حال تلف شدن است و هیچ بار علمی ندارد باز هم باید در دانشگاه ادامه تحصیل بدهم؟ یک دنیا ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام:بالاخره حوزه‌ی علمیه جهت معارف الهی جای مناسب‌تری است و میدان گسترده‌ای جلوی ما باز می‌کند ولی شما باید به شرایط خود توجه کنید که ریسک نکنید. موفق باشید
1661

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب به محضر معلم محترم جناب استاد طاهرزاده. ابتدا از شما عذر خواهی میکنم که وقت شریفتان را می‌گیرم. امروز ما متأسفانه در سطح کشور با افراد و گروه‌هایی روبرو هستیم که در قول و عمل به شکل شگفت آور و عجیبی با بعضی از افراد و گروه‌های صدر اسلام و انقلاب شباهت پیدا کرده‌اند. از آنجا که تذکرات مختلفی که از طرق گوناگون به آنها می‌رسد را به چیزی نگرفته و همان مسیر قبلی را با اصرار بیشتری ادامه می‌دهند، ما نسبت به این افراد و گروه‌ها و آینده‌ی هولناکی که در پیش دارند دچار سوء‌ظن شده‌ایم. و چون این سوء‌ظن در ما شدت یافته قدری نگران شده ایم که نکند دچار اشتباه شده‌ایم. فعلا سؤالی که از محضرتان داریم این است که آیا این سوء‌ظن از مصادیق آن سوء‌ظن‌هایی‌ست که قرآن به ما خبر می‌دهد از آن تبعیت نکنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام در هر صورت سوء ظن به مسلمانانی که در ذیل ولایت ائمه«علیهم‌السلام» قرار دارند و در حال حاضر شخصیت علمی و عملی حضرت امام را پذیرفته‌اند و تابع دستورات معظم رهبری هستند، درست نیست ولی سؤال شما مبهم بود، من نتوانستم مصداق منظور شما را تصور کنم. موفق باشید
515

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم امام خمینی (ره ) در کتابی اشاره دارند کاری که حتی شبه ریا در آن می رود را باید ترک کرد در بسیاری از فعالیت های اجتماعی من چنین شبه ای وجود دارد آیا ترک همه ی این کارها باعث متوقف شدن رشد اجتماعی نمی شود به علاوه من این کار ها را به این امید انجام می دهم که با گذشت زمان ریای آن ها از بین برود بلکه این کار ها برایم امری عادی شود و تا به حال فکر می کرده ام اگر یک حالتی در درون انسان وخیم نیست می تواند با بی اعتنایی به آن این حالت را از بین ببرد حال می خواهم بدانم شما چه راهی را پیشنهاد می کنید؟ از بحث مبانی معرفتی مهدویت تا صفحه ی 60 آن من این گونه فهمیدم که نسبت ما به امام زمان مثل نسبت ایشان به خداوند است یعنی رابطه ی ایجادی اگر این گونه باشد هیچ انسانی نمی تواند به این مقام برسد چون به هر حال کسی که موجودی را ایجاد می کند از او بالاتر است حال سوال من این است که با فرض بالا ما انسان ها غایتی داریم که هرگز به آن نمی توانیم برسیم آیا این حرف درست است و اگر درست است آیا با حکمت خداوند سازگار است؟ آیا حضرت علی در دوران حکومت خود به فکر تشکیل لشگر نظامی که همیشه در خدمت حکومت باشد بود و اگر نبود چرا؟ آیا در احکام قضایی اسلام ساختن زندان نیز هست یا نه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- ریا به این معنی است که انسان از ابتدا یک عمل دینی را بدون آن که اعتقادی به آن عمل داشته باشد, جهت جلب نظر مردم انجام دهد. حال اگر کسی واجبی را انجام داد به جهت آن که خداوند دستور داده است ولی در ضمن نفس امّاره‌ی او از درون به صحنه آمد که آری آن کار را انجام بده که معلوم شود تو اهل انجام واجبات و ترک محرمات هستی.به این عمل ،عمل ریائی نمی گویند، چاره‌ی کار آن است که توجه خود را به همان انگیزه‌ی اول معطوف کنیم و به نفس امّاره اعتنایی ننماییم، نه این‌که از کاری که باید انجام دهیم خودداری کنیم. در مستحبات و فعالیت‌های اجتماعی هم موضوع از همین قرار است که به اعتبار مستحب‌بودن و خدمت به مردم انجام دهیم و به شوق نفس امّاره بی‌اعتنا باشیم. آری اگر انگیزه‌ی اولیه‌ی شما آن بود که برای جلب نظر مردم انجام دهید، بدون آن‌که نظر به واجب‌بودن و یا مستحب‌بودن آن داشته باشید آن عمل باطل است و در اعمال مستحب اگر احساس کردید بیش از آن‌که جنبه‌ی مستحب‌بودن آن مدّ نظر شما است، جنبه‌ی جلب نظر مردم مطرح است باید آن عمل را ترک کرد. 2- غایت انسان قرب الهی است که از دریچه‌ی نظر به انسان کامل و به مدد انوار آن ذوات مقدس ممکن است و لذا ائمه«علیهم‌السلام» در روایات می‌فرمایند: با اطاعت و محبت به ما، با ما محشور می‌شوید. یعنی در ذیل نوری قرار می‌گیرید که آن‌ها قرار دارند. 3- حضرت علی«علیه‌السلام» در عین آن‌که به رسم آن زمان از قبایل و شهرها لشکرگیری می‌کردند، یک مجموعه‌ی جان بر کف داشتند به نامه «شُرطه» که شرطه‌های امروزی که در کشورهای عربی هستند، از آن زمان معمول شد. 4- در اسلام بیشتر با حدّ و تعزیر و جریمه‌، خلافکاران را تنبیه می‌کنند ولی حبس‌کردن نیز در حدّ محدودی مطرح بوده. موفق باشید
445

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی لطفاً یک سیر مطالعاتی از کتب حضرت آیت‌الله‌جوادی«حفظه‌الله‌تعالی» ارائه کنید . بنده به لطف خدا بحث آشتی با خدا و ده نکته را کار کرده و تقریباً دو سوم از کتب شهید مطهری «رحمت الله علیه» را مطالعه کرده ام .
متن پاسخ
بسمه تعالی . علیک السلام حقیقتا در مورد جواب سوال شما کار نکرده ام
14986
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: ان شاءلله بنده هفته آینده عازم مشهد مقدس هستم و نایب الزیاره همه دوستان، استاد عزیز جهت استفاده بیشتر از این فرصت و انس بیشتر با امام رضا (ع) و بهره بیشتر بردن از این زیارت، اگر توصیه ای دارید لطفا در اختیار بنده حقیر قرار دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز خاصی ندارم جز این‌که فراموش نکنید حقیقتاً به زیارت امامی می‌روید که امکانِ قرارگرفتن در معرض پرتو نورِ عصمت، برای شما هست. بعد از اذن دخول و زیارت به همان شکلی که در مفاتیح هست، نماز جعفر طیّار در هر روز از روزهای زیارت فراموش نشود. در هر روز گویا روز اول است، تمام آداب را به‌جا می‌آورید. و در هر عصر با زیارت جامعه‌ی کبیره، حضرت را زیارت کنید. و قبل از اذن دخول با این ابیات زیارت را شروع کنید:

«دل همیشه غریبم هوایتان كرده است / هواى گریه پایین پایتان كرده است 

 وَ گیوه ‏هاى مرا رد پاى غمگینت / مسافر سحر كوچه هایتان كرده است

 خداش خیر دهد آن كسى كه بال مرا / كبوتر حرم باصفایتان كرده است 

 چگونه لطف ندارى به این دو چشمى كه / كنار پنجره‌هایت صدایتان كرده است؟

 چگونه از تو نگیرم نجات فردا را / خدا براى همین ها سوایتان كرده است 

چرا امید ندارى مدینه برگردى / مگر نه آنكه خدا هم دعایتان كرده است

 میان شهر مدینه یگانه خواهرتان / چه نذرهاى بزرگى برایتان كرده است

 تو آن نماز غریب همیشه ‏ها هستى / كه كوچه‏ هاى خراسان قضایتان كرده است

سپیده ‏اى و به رنگ شفق در آمده ‏اى / كدام زهر ستم جابجایتان كرده است»

علی اکبر لطیفیان. موفق باشید

13455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: امام حسین (ع) مقابله با فرهنگ معاویه را وظیفه خود می دانست. لذا بعد از رسیدن خبر شهادت مسلم نیز دست از راه خود برنداشت. هر چند می دانست تنهاست و شهید می شود. حال سوال اینجاست که چرا امام حسن (ع) نیز که همچون سیدالشهدا تنها بودند این راه را ادامه ندادند تا شهید بشوند؟ در حالی که در زمان هر دو حضرت فرهنگ معاویه یکی بود. اگر جواب این است که زمان قیام برای امام حسن (ع) مهیا نبود، دوباره این سوال پیش می آید که از کجا بفهمیم که زمان ما زمان قیام امام حسین (ع) است یا صلح امام حسن (ع)؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد عرایضی در کتاب «جایگاه تاریخی حادثه ها و هنر اصحاب کربلا در فهم آن» شده است. متن کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

12413
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: در سخنرانی ای از آیت الله جوادی آملی فرمودند: (اهل سیر و سلوک اواخر شعبان در نهايت تلاش و كوشش اند كه خسارت ها را جبران كنند. ماه شعبان مده از دست قدح كين خورشيد از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد مي گويد: درياب ماه شعبان را و گرنه ماه مبارك رمضان خبري نيست! ماه مبارك رمضان ماه راه است، نه ماه جايزه! http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1685666) منظورشان چیست؟ آیا کسی مثلا ماه رجب و شعبان را از دست بدهد دیگر ماه رمضان خبری نیست؟! یعنی دیگر شخص امیدی به خبر نداشته باشد؟! همچنان که از آیت الله انصاری همدانی علت عدم بهره بردن افراد از ماه مبارک رمضان را پرسیدند ایشان به این مضمون علت آن را عدم استفاده از ماه رجب دانستند. یا نه اصلا خیر ماه شعبان با ماه رمضان تفاوت دارد و منظور آقای جوادی این نبوده که عدم استفاده از ماه شعبان دلیل عدم استفاده از ماه رمضان است؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دوی این بزرگواران متوجه‌اند که در ماه رجب و شعبان حضرت حق، افق را به ما می‌نمایاند و ماه رمضان جاده‌ی سیر به سوی آن افق به روی ما گشوده می‌گردد. به همین جهت است که اگر بهره‌ی لازم را از طریق استغفارهای ماه‌های رجب و شعبان نبریم بیشتر در ماه رمضان به حکم وظیفه‌ی الهی عمل می‌کنیم و کمتر به شوق سیر إلی اللّه نایل می‌شویم. موفق باشید

12360
متن پرسش
با سلام و احترام وتبریک این اعیاد: به نظر شما کل زدن، دست زدن و استفاده از سبکهای موسیقی در مراسمات جشن ائمه (ع) جایز است؟ وقتی به این مراسم ها می روم بیش از آنکه عظمت و بزرگی ائمه را حس کنم، احساس می کنم آنه را در حد خودمان پایین آوردیم که اینگونه برایشان جشن می گیریم. آیا واقعیت هم همین است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً سیره‌ی ائمه با حضور هر نوع موسیقی فاصله دارد و اساساً موسیقی ما را از اشارات بلند و عمیقی که اهل‌البیت در منظر ما قرار داده‌اند، محروم می‌کند. به همین جهت نه‌تنها نباید خودمان به چنین کارهایی دست بزنیم، باید در چنین جلساتی حاضر نگردیم. می‌ماند که مردم عوام چون راهی جهت تجلیل از امامان‌شان نمی‌شناسند در این حدّ عمل می‌کنند. آری! حرام نیست، ولی بهره‌ای آنچنانی هم برای آن‌ها نخواهد داشت. موفق باشید     

11749
متن پرسش
سلام استاد عزیز: آنچه که می نویسم درد دلی است از آن موقع که این به اصطلاح توافق هسته ای را شنیدم بسیار غصه می خورم که استکبار یک خاکریز دیگر از جبهه انقلاب را تصرف کرد. از آن جهت که به کمک ایادی داخلی خود دست به این اقدام زد، اگر تاسیسات هسته ای ما را بمباران کرده بودند بسیار سرفراز تر بودیم، کیست که نداند امریکا به خاطر چند سانتریفیوژ این همه هجمه نمی کند بلکه می خواست دستاورد فرزندان انقلاب را به نابودی بکشاند و جبهه جهانی انقلاب اسلامی را تضعیف کند، اگر مطلبی برای تسلی دل این دل سوختگان دارید که لطفا بیان نمایید، در غیر این صورت که فقط درد دلی بود. والسلام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور نیست که تصور می‌کنید. در جواب سؤال شماره‌ی 11688 عرایض مختصری داشتم. تیم مذاکره‌کننده؛ هم بهانه را از دست دشمن گرفتند و هم بستر داشتن انرژی هسته‌ای را برای ما فراهم کردند. فراموش نکنید که ما مطابق قراردادی که با روسیه بسته‌ایم تا ده سال نمی‌توانیم باطری‌های اتمی وارد رآکتور بوشهر کنیم بنابراین از انبارکردن اورانیوم عدول کردیم نه از ایجاد اورانیوم. در این بیانیه یا به یک معنا قرار داد رویهمرفته آنچه مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» می‌خواستند عملی شده و تیم مذاکره‌کننده‌ی هسته‌ای به عنوان نماینده‌ی انقلاب اسلامی در صحنه حاضر شدند و نه نماینده‌ی حزب و گروه خاص. توافق اخیر در خصوص برنامه هسته‌ای، ایران به عنوان یک قدرت فرامنطقه‌ای، از برقراری یک وضعیت جغرافیای سیاسی جدید در خاورمیانه حکایت دارد. ایران در این مصاف سیاسی موفق شد توانمندی خود را به اثبات برساند و کار را به جلو ببرد و این نیاز به فهم صحیح و همه‌جانبه از بیانیه‌ی لوزان دارد. نیاز ما به انرژی هسته‌ای در آن حدّ که امروز بدان نیاز داریم در بیانیه‌ی لوزان مورد توجه بوده است و کاهش تولید اورانیوم به جهت اعتمادسازی به طرف مقابل است از آن جهت که می‌داند ما امروز نیاز فراوانی به اورانیوم غنی‌شده نداریم و لذا دیگر کسانی که از امکان ایجاد بمب اتم در ایران سخن می‌گفتند و ما را بدان متهم می‌کردند، مورد تمسخر جهانی خواهند بود و جنگ‌طلبان آمریکا و لابی صهیونیست نمی‌توانند افکار جهانیان را در اختیار خود بگیرند و از آن طرف مسلّم‌شناخته‌شدنِ حقّ هسته‌ای ما نکته‌ی بسیار مهمی است و از این جهت گله‌ی بنده از بعضی نیروهای دلسوز انقلاب آن است که چرا طوری سخن می‌گویند که گویا دولت، با دشمنان انقلاب ائتلاف کرده است. آری باید منتظر ماند تا معلوم شود جریان 1+5 می‌تواند در فضایی که در لوزان تصمیم گرفت، تصمیم خود را عملی کند و یا جریان‌های جنگ‌طلب غربی در تحقق آن تصمیمات موانع جدّی ایجاد می‌کنند که در آن صورت باز این ایران است که هویت غیر تسلیحاتی فعالیت‌های هسته‌ای او به اثبات رسیده است چیزی که رهبری عزیز آن را به عهده‌ی مذاکره‌کننده‌گان گذاشته بودند. موفق باشید

9544
متن پرسش
سلام علیکم: بعضی می گویند: اگر بگوییم فلان مشکل یا فلان سختی بوجود می آید، آن مشکل یا سختی بوجود می آید. آیا چنین چیزی بواقع صحیح است؟ اگر اینگونه است حتمی است یا ممکن است واقع شود؟ 2. بالعکس مورد قبل می گویند اگر بگوییم فلان کار خیر واقع می شود. پس واقع می شود. آیا این صحیح است و اگر صحیح است حتمی است یا ممکن است واقع شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم‌رفته می‌فرمایند: زبان؛ مقدِّر است به همان معنایی که می‌فرمایند، و به همین جهت به ما فرموده‌اند: «تفعلوا بالخیر» یعنی امید به ظهور خیر برای خود داشته باشید. با این‌همه باید زمینه‌ی آن در شخصیت و رفتار ما باشد. موفق باشید
6185
متن پرسش
سلام استاد عزیز. من به عنوان شاگرد حقیر شما که البته هیچگاه توفیق حضور در کلاس های شما را نداشتم, شبهه ای در ذهنم بوجود آمده در مورد نظرات جالب . و تعجب انگیز از طرف شما! من و خیلی از دوستان دیگر در عرصه سیاست داشتیم در منجلاب شطرنج هاشمی فرو می رفتیم... که به یکباره با فرمایشات شما برخورد کردیم و راه را یافتیم و حامی پدیده ای به نام احمدی نژاد شدیم و از او عبرت گرفتیم خلاصه ماهم از دکتر و دولت ایشان به عنوان خاکریز اول ولایت دفاع کردیم تا پای جان!!! هرکسی نقدی می کرد به فرمایشات شما رجوع می کردیم و می فهمدیم که بله فلانی اشتباه کرده حالا فلانی هرکسی می خواهد باشد... یادگرفتیم هرکسی حرفش با حرف آقا نمی خواند ازش عبور کنیم ! ببخشید استاد مجبورم اسم ببرم(قصد توهین نیست یا مقابله نیست...) حضرت علامه مصباح حفظه الله ایشان نظراتی در مورد دولت و دکتر احمدی نژاد داشتند که با کمک شما و فرمایشات حضرت آقا فهمیدیم زیاد اگر نگویم کاملا اشتباست! مثل انحراف، فراماسون،بزرگترین خطر برای اسلام آن هم از صدر تا الان، رمال، مخالف امام خامنه ای و ... که تا یک روز می شود نام برد!!! خلاصه این همه شبهه را به کمک شما و... جواب دادیم ولی... تعجب و اوج سوال من اینجاست که شما استاد ما معلم فکری ما اخیرا نظراتی گفتید و می گویید که ما را متحیر کرده و دقیقا مخالف نظرات راسخ و متیقن شما هستند... و دیگر آن حمایت سراسر عشق شما از دکتر یا به تعبیر خود شما خاکریز رهبر نمی بینیم! و کلمات و سخنان شما بویی مثل بوی انتقاد به خود گرفته و حتی مخالفان و منتقدان دولت دکتر محمود را تایید کرده اید کسانی که هر حرفی را به دکتر زدند حتی بیشتر از دشمنان و مخالفان حزبی مثل اصلاح طلبان و... شما فرمودید آن شخص(اسم نمی برم ولی کمی پیش اشاره کردم) ایشان همیشه مواضع خوبی داشتند و علت مخالفتشان با دکتر این بود که بع تعبیری دست دکتر را بگیرند تا به انحراف نرود!!! استاد عزیز لطفا ،به عنوان شاگرد حقیرت تقاضا می کنم حرف نهایی و قلبی خود را در مورد پدیده احمدینژاد و مهندس مشایی اعلام کنید تا من و خیلی های دیگر از این تحیر خارج شویم... ما بارها عبرت های پدیده احمدی نژاد را خوانده ایم ولی قسمت زمان شناسی آن با ... نمی خواند‍!؟ راستی یک مطلب فراموش شد که استاد چشم خیلی ها به تحلیل های شماست صحیح یا غلط به هر حال چشمشان به شماست!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بنده و جنابعالی پذیرفته‌ایم بیانگر یک تفکر سیاسی نباشیم و در هر تاریخ و در هر شرایط متذکر تفکری باشیم که به نور الهی باید در آن شرایط در صحنه باشد و از این جهت هنوز باید خاک‌ریز رهبری و اهداف متعالی ایشان بود و با همان عقلی که متوجه بی‌انصافی‌هایی بودیم که به آقای احمدی‌نژاد روا می‌داشتند در ادامه و به کمک همان عقل وجوه دیگر تاریخ خود را نیز نگاه کنیم و از طرف دیگر نیز غافل نباشیم که فکر می‌کنم در جواب سؤال‌های شماره‌ی6140و6136و6100و5865و5797و5731 سعی کردم آن وجوه دیگری را که باید مورد تفکر قرار گیرد مدّ نظر عزیزان قرار دهیم تا با سعه‌ی بیشتری وارد تاریخ جدیدی شویم که اقتضای انقلاب اسلامی است و موجب می‌شود تنها در گذشته و امروز خود زندگی نکنیم و از حضور در آینده باز بمانیم، آن‌طور که اصول‌گرایی سیاسی و حزبی باز ماندند و عملاً گرفتار بی‌تاریخی شدند. بنده امیدوارم دوستان عزیز سعی کنند موضوعات را ماوراء یک نگاه سیاسی محدود بنگرند و حداقل در ابتدای امر با بنده همدلی کنند شاید با این معلم پیر بتوانید قدمی جلوتر بگذارید. و آنچه باید در فضایی دیگر و در تاریخی دیگر به آن نگاه کرد مدّ نظر قرار دهید. می‌فرمایید: حرف نهایی و قلبی خود را در مورد پدیده‌ی احمدی‌نژاد و مهندس مشائی اعلام کنم؛ چگونه بگویم چیزی را که شما باید لابه‌لای سخن بنده به صورت حضوری احساس کنید. بنده شما را دعوت به نگاه وسیع‌تری می‌کنم و نه به اطلاعات بیشتر. اگر کسی به شما بگوید هوای تازه‌ای را که بیرون از چهاردیواری اطاق است به من نشان بده، چکار باید بکنید؟ سخن در این نیست که در آن اطاق هوای قابل تنفس نیست، سخن در آن است که در هوای تازه با وسعت بیشتری از اکسیژن روبه‌روئید. هوشیاری بالاتری نیاز است . سرباز انقلاب اسلامی تنها در وسعتی به وسعت تاریخ کربلا می‌تواند مدافعی پرشور و فداکار و بصیر باشد ولی طرز خدمتگزاری او خیلی پیدا نیست هرچند با شکوه است، با این همه هرچه کار سخت‌تر می‌گردد و هرچه روزگار تیره‌تر می‌گردد و شناخت جبهه‌های خودی از غیر خودی مشکل‌تر، او درخشنده‌تر می‌شود. اگر دشمن از هر سو در آید تا قلعه‌ی راز ماندگاری ما که اتحاد در جبهه‌ی خودی‌ها است را فتح کند، ما نیز از هر اسلحه‌ای استفاده می‌‌کنیم تا او را مثل همیشه ناکام بگذاریم. ما در این عالم چه جایی داریم برویم، جز این‌که در کنار این انقلاب توحیدی باشیم و با رهبری عزیز زندگی کنیم؟ وقتی می‌خواهیم دست از این انقلاب حسینی بر نداریم چگونه می‌توانیم آن‌هایی که دغدغه‌ی حفظ این انقلاب را دارند با خود دوگانه ببینیم؟ نمی‌دانم از عبرت‌های پدیده‌ی احمدی‌نژاد چه برداشت کرده‌اید که چون ابر مرد – فوق مسائل جزیی انقلاب – خود را در صحنه نمی‌یابید؟ گفت «دامن مزن آتش را، دست من و دامانت». موفق باشید
5804
متن پرسش
با سلام و احترام می خواستم بدونم نظر شما در مورد دیدگاه و آثار مرحوم شیخ علی صفایی (ع-ص) چیست ؟ آیا دیدگاه ایشان را به دیدگاه خودتان نزدیک می دانید ؟ در صورت امکان توضیحات کامل ارائه فرمایید التماس دعا یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: بنده قبلاً نظرم را در رابطه با محتوا و روش عالمانه‌ و همه‌جانبه‌ی آثار مرحوم حضرت استاد صفایی عرض کرده‌ام. در جواب شماره 1570 موفق باشید
4224

تناسخبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. در خصوص نظریه تناسخ و دیدگاه اسلام در این خصوص سوال کرده بودم، فرمودید قبلا توضیحاتی داده اید، هرچه در سایت گشتم، نیافتم . لطف می کنید ادرس دقیق تر بدهید.یا شماره سوال را مشخص کنید و عنوانش را. سپاسگزارم بینهایت
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سؤال‌های شماره‌ی 2994 و 1136 می‌توانید إن‌شاءالله جواب سؤال خود را پیدا کنید. موفق باشید
3485

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز بنده چند ماه بود که در فکر ازدواج بودم و تقریبا هیچ مشکلی برای این امر نبود .(لازم به ذکر است که نیاز بنده به ازدواج روحی-عاطفی ست) دو مورد برای خواستگاری رفتم ،که یک مورد تقریبا آنها نپذیرفتند و مورد دیگر طبق فرموده شما برای بنده پذیرفتنی نبود. و دیگر هیچ مورد دیگری پیدا نشد. در حالی که بنده توسلات زیادی انجام داده بودم و دیدم خبری نشد ، با خودم فکر کردم که حتما قسمت بنده نیست که در حال حاضر ازدواج کنم و یا شاید صلاح نیست. بنده قبلا خیلی اهل مطالعه سیر مطالعاتی شما بودم و تقریبا با مشورت خودتون آماده شده بودم که تفسیر حضرت علامه رو شروع کنم ولی بعد از این موضوع دیگر دل و دماغ مطالعه ندارم. نمیدونم باید چیکار کنم؟ لطفا راهنماییم کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هم خواستگاری را ادامه دهید و هم جهت مطالعه به خودتان برنامه بدهید. موفق باشید
3267
متن پرسش
با سلام نظر جنابعالی در مورد این حدیث که می فرماید هر انقلابی تا قبل از ظهور شکست می خورد چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: قبلاً عرض شد. منظور انقلابی است که به اسم حضرت مهدی«عجل‌الله تعالی‌فرجه» و با ادعای آن‌که رهبر آن حضرت ولی‌عصر«عجل‌الله تعالی‌فرجه» است، محکوم به شکست است. موفق باشید
2572
متن پرسش
با سلام جناب استاد در خصوص بحث ماهیت و وجود من دچار مشکل شدم چون حس میکنم در بحث اصالت وجود مطلب به نحوی ارائه میشود و در بحث وجود ذهنی به نحو دیگر در اصالت وجود مطرح میشود انچه در خارج تحقق دارد وجود است بعد نفس ما از طریق قوای خود با وجود خارجی ارتباط پیدا میکند و وجود خارجی که دارای تشکیک هست را بصورت صور و ماهیتها درک می نماید یعنی ما در خارج صورتها و ماهیت نداریم و وجود خارجی به صورت وجودی برای ما محسوس نیست بلکه معقول است و توسط براهین به وجود ان پی میبریم بلکه به صورت ماهیت ها انرا درک میکنیم و نفس انها را در اثر ارتباط با وجود خارجی میسازد ولی در خارج ماهیت نداریم بعد این ماهیت بوسیله نفس در ذهن تحقق پیدا میکند که همان وجود ذهنی میشود یعنی اگر ما از ذهن ازاد شویم دیگر عالم خارج را بصورت ماهیتها نمیبینیم این ان چیزیست که از اصالت وجود فهمیده میشود. ولی در بحث وجود ذهنی میگوییم در خارج صورتها را داریم نفس از طریق قوا انها را میگیرد و در ذهن تحقق میدهد این خلاف بحث اصالت وجود است یا عوارض که جز ماهیت ها هست را میگیرد در صورتیکه ما در بیرون عوارض نداریم بلکه نفس وقتی وجود خارجی را بصورت ماهیت درک کرد ان ماهیت را به جوهر و عرض تقسیم میکند در صورتیکه ما در بیرون فقط وجود داریم که نه جوهر است نه عرض سوالی دیگر هم پیش میاید و ان این است که اگر ما قبول کنیم نفس وقتی صورتها را تشکیل و تحقق داد چرا همین را درباره خارج نگوییم که در بیرون هم ما صورت داریم و انها توسط وجود تحقق پیدا کرده است که البته با بحث اصالت وجود تداخل دارد چون انجا میگوییم اگر در خارج هم ماهیت داشته باشیم یا باید با وجود متحد باشد و الی اخر حالا همین در مورد وجود ذهنی هم پیش میاید که این صورتها در ذهن ایا با وجود متحد است و همان بحثها خلاصه ما نفهمیدیم چه شد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین‌طور که مستحضرید اصالت وجود روشن می‌کند وجود در مراتب مختلف و یا در شرایط و زمینه‌های مختلف به صورت‌های متفاوت ظهور می‌یابد، حال اگر آن صورت ـ که چیزی نیست جز حدّ وجود ـ در ذهن آمد از آن‌جایی که عارضی بر ذهن شده چیزی جز حقیقت شیئ خارجی است. می‌گوییم همان وجود است که در مرتبه‌ای خاص ـ که وجود در آن مرتبه نسبت به مرتبه‌ی شیئ خارجی در مرتبه‌ی بالاتری قرار دارد که موجب مجردشدن آن وجود شده - به صورت علم ما در آمده زیرا نفس ناطقه با روبه‌روشدن با شیئ خارجی مستعد می‌شود تا وجودی با همان صورت در ذهن خود ابداع کند که به آن وجود ذهنی می‌گویند که به حمل اولیِ ذاتی همان شیئ خارجی است هرچند از نظر درجه‌ی وجودی در مرتبه‌ی علم قرار گرفته. فراموش نفرمایید وجود ذهنی چیزی نیست جز علم و علم مقول به تشکیک است، یعنی یک حقیقت وجودی است. پس در هر حال اصالت وجود ثابت است و ماهیت بالعرض مطرح است. موفق باشید
2341
متن پرسش
1-چرا خمس به طلبه ها داده میشود و به دانشجویان داده نمی شود.مگر دانشجویان تحصیل علم نمی کنند؟این خود نوعی تبعیض نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مصرف خمس جهت تبلیغ دین است و اموری که موجب اقامه حوزه های علمیه و نشر اسلام می‌شود، بودجه‌ای که دولت جهت امورات یک دانشجو هزینه می‌کند بسیار بیشتر است از شهریه‌ای که به یک طلبه داده می‌شود که همه‌ی زندگی او درس‌خواندن و درس‌دادن است بدون آن‌که بعد از درس‌خواندن بخواهد یک شغل دولتی داشته باشد و حقوق ماهیانه بگیرد. موفق باشید
2237
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام استاد بزرگوار. در روایت داریم که در زمانی که مهدی آل محمد(عج) ظهور میکند اگر کافری در پشت یا زیر سنگی پنهان شده باشد سنگ ندامیدهد ای مومن در زیر من یا پشت من کافری پنهان است چگونه این موضوع را میتوان توچیه کرد آیا بوسیله ی حرکت جوهری میتوان این پدیده را توجیه کرد که چون ماده موجود است حکایت از آن دارد که حضرت فیاض در حال فیاضی هست و در آن زمان حضرت فیاض فیضی خاص به ماده یا سنگ آن عصر میدهد به طریقی که آن سنگ سخن میگوید یا اینکه آن سنگ فیض شفافی میگیرد به طریقی که تمام ابعاد وجودیش مانند شیشه شفاف میشود ومومن میتواند تمام سمت و سوهای مکانی آن سنگ یا دیگر اشیاء را ببیند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در بحث برهان صدیقین داشتیم که وجود مطلق همه‌ی کمالات را دارا است و عین آن کمالات است و هر اندازه، وجود نازل شود، آن کمالات نازل می‌شود و لذا هیچ وجودی از علم و شعور خالی نیست، کافی است یک کسی مثل یاران حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» در میدان باشد تا از شعور آن سنگ الهام بگیرد مضافا بر این که در زمان ظهور حضرت، عالَم به قیامت نزدیک می‌شود و حیات شدید‌تری پیدا می‌کند. موفق باشید.
1931
متن پرسش
با سلام با توجه به مطالب کتاب تمدن زائی شیعه این برداشت می شود که فرق ما با دیگران در نوع نگاهمان است به حوادث روزگار،که در واقع بیشتر توصیف می باشد. ولی به لحاظ عملکرد و سیب زمینی نبودن فرقی بین ما با این دیدگاه و دیگران نیست و در واقع هر دو تماشاگریم.با توجه به اینکه پیشروی تمدن غرب هم از ناحیه ای است که ما هم از همان ناحیه منتظر ظهورات تمدن شیعه هستیم راهکار عملی علاوه بر داشتن دیدگاه عالی چیست یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در هر حال به هر اندازه که نگاه ما به عالم و آدم درست باشد نوع برخورد و تصرف ما با سایر نگاه‌ها متفاوت خواهد بود و عملا به تمدّن دیگری منجر می‌شود. موفق باشید.
1845
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشی.حدود یک ساله از حوزه علمییه خواهران فارغ التحصیل شده ام .اینکه انسان اصول وکارهای الهی خیلی باارزشی رو درک میکنند ولی به سمت تحقق انها در وجودش نمی پردازد دلیلش چیست(مانند حفظ حجاب اسلامی الهی).استاد واقعا معذب هستم در خیلی مواقع و از یک ناراحتی درونی همواره دارم چکار باید کرد چه توصیه ای می کنید؟باتشکر.
متن پاسخ
گفت: اول قدم آن است که او را یابی.... آخر قدم آن است که با آن باشی» درس و بحث حوزه و مدرسه شما را به سراغ خدا فرستادند از این به بعد باید با پای دل به سوی حق رفت و با او اُنس گرفت و در این راه حجاب‌ها را برطرف کرد، حرام و مکروه موانع طی مسیرند. کتاب «اسماء؛ دریچه‌ی اُنس با حق» را نگاه کنید إن‌شاءالله راه نشان‌تان می‌دهد. موفق باشید
1730
متن پرسش
سلام علیکم. حضرت استاد من کارمند هستم، کارهایی را بر عهده دارم و بنده انجام وظیفه می کنم گاهی نیازی نیست مافوق در جریان روند کارها قرار گیرد اما از یک سو اگر دائما گزارش ندهیم و دم چشمش نباشیم حمل بر کارنکردن و بی کفایتی می شود(حداقل در سازمان ما چنین است) و لاجرم در زمان تعدیل نیرو و ...اولین کسانی خواهی بود که حذف می شوی استاد سوال من این است که اینکه من به خاطر پرهیز از این موضوع ارائه گزارش دهم مصداق این امر نیست که غیر خدا را در امور موثر دانسته ام؟ چون دائما در چنین شرایطی احساس بدی دارم و فکر میکنم کدام خلوص نیت؟کدام کار برای خدا انجام دادن؟!اما از سویی آنچه دلگرمم می کند استناد به روایات معصومین است که فرضا می فرمایند"...با امرا با حذر رفتار کنید ..." (بهرحال این مافوقها در سازمان امیر هستند) و یا جملاتی شبیه اینکه: با منافق مدارا کنید(چون مافوقهای سازمان ما بعضا نماد نفاق و دورویی هستند). استاد تکلیف من چیست؟چگونه یک کارمند می تواند خلوص نیت داشته باشد و برای خدا کار کند؟آیا صرف اینکه هدف کسب روزی حلال باشد خلوص نیت است؟لطفا مرا راهنمایی کنید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام شما در این امری که می‌فرمایید وظیفه‌ای دارید که فعالیت‌های خود را به مافوق خود گزارش دهید که او بداند امور چگونه جلو می‌رود و بر آن اساس برنامه‌ریزی کند. موفق باشید
18298
متن پرسش
سلام استاد عزیز: لطفا نظرتون رو در مورد بیانات عبدالکریم سروش در وب سایت زیر را بیان کنید. التماس دعا http://zeitoons.com/23628
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم آزاداندیشیِ ما اقتضا می‌کند که چنین مناظره‌هایی در میان آید تا ما را از چنگال جزم‌اندیشی‌ها و در جازدن‌ها و تقلیدها و تکرار خطاها رهایی دهد، می‌ماند که این مناظره‌ها باید در محافلی علمی انجام گیرد تا از هوچی‌گری‌ها و عوام‌فریبی‌ها به دور بماند. موفق باشید

17134
متن پرسش
سلام: در فایل صوتی کتاب «چگونگی به فعلیت رسیدن باورهای دینی» فرمودید امام علی (ع) می فرمایند چگونگی بهشت به قلب هیچ کس خطور نمی کند. سوال من این است که امام معصوم و یا اولیای خدا که از کثرت ها آزاد شده اند و در همه عوالم حاضرند و قیامت و بهشت و جهنم را می بینند با توجه به این سخن امام علی (ع) چه چیزی را می بینند؟ مگر آنها خصوصیات بهشت را نمی دانند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید با نظر به عظمت بهشت و تجلی اسماء الهی به صورت جامع در آن مقام، حضرت می‌خواهند وسعتِ حقیقت بهشت را برای مخاطبان خود مطرح کنند. موفق باشید

16908
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: شبتون بخیر. ان شاءالله که خوب هستین. خدا بهتون طول عمر و سلامت بده، استاد بنده الان نزدیک به یک سال میشه تقریبا که ذکر یونسیه رو در سجده به عدد 400 دارم. اما بعضی ها میگن که این ذکر جزء اذکار خاص هستش و باید اجازه استاد باشه و بعضی ها هم میگن به تعداد 400 جزء اذکار عام هستش و اجازه ولی و استاد رو نمیخواد. حالا بنده سردرگم شدم که این ذکرو ادامه بدم یا اینکه بعد از یک سال که دارمش قطعش کنم. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید استاد. تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید خود را در حالت حضرت یونس«علیه‌السلام» در وسط دریا در شکم ماهی حس کنید که تنها دادرسِ شما حضرت حق است و لذا با گفتن این ذکر، امیدوارِ قسمت بعدی آن هستید که حضرت حق می‌فرماید: «وکذالک ننجی‌المؤمنین» یعنی هر مؤمنی را که چون یونس«علیه‌السلام» با خدا مرتبط شود، از تنهایی و تنگنایی نجات می‌دهد. لذا با چنین رویکردی، اگر ذکر مذکور را داشته باشید، مشکلی پیش نخواهد آمد و به طور عادی به اموراتِ خود می‌پردازید و اگر هم در بعضی موارد، کارِ لازم‌تری پیش آمدع آن کار را انجام می‌دهید. موفق باشید

11733
متن پرسش
سلام استاد عزیز: گاها که امام خمینی رحمت لله علیه یا علمای دیگر را می خواهم به عنوان الگو و یک زندگی مطلوب انتخاب کنم دچار یک نوع بی میلی می شوم چرا که در زندگی این بزرگان وارد شده مثلا 18 ساعت مطالعه داشتند و یا مثلا یک دقیقه هم حتی سر سفره از کتاب یا قرآن استفاده می کردند که وقت هدر نرود و یا... با این وضعیت کی برای خانواده وقت می گذاشتند کی با همسر صحبت می کردند؟ کی به تربیت فرزند صحبت با فرزند گوش کردن حرف آنها کی با دوستان بودند کی به کوه و دشت و استفاده از آیات آفاقی و....؟ آیا انسان اگر بخواهد به مقامات این بزرگان برسد در آخرت باید حتما مانند ایشان این قدر مطالعه و ... باشد؟ 2- اگر دانشجویی که حالا طلبه شده و بالتبع با سن26 سال هنوز پایه دوم است اگر بخواهد به نهایت کمالی که می تواند برسد، برسد چقدر باید به تفریح حلال چقدر زمان برای همسر بگذارد؟ آیا می شود که فردی روزانه 4 ساعت از 24 ساعت برای همسر قرار دهد و به نهایت کمال برسد؟ اگر آری آیا و چرا بزرگان این طور بودند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- یکی از مشکلاتی که در سیره‌نویسی‌ها می‌بینیم همین است که وجهی از شخصیت افراد بزرگ را برجسته می‌کنند و بزرگی آن‌ها را که به جهت تعادل در امور انسانی بوده متذکر نمی‌شوند.! فکر می‌کنم به همین جهت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در آن روایت مشهور می‌فرمایند: «حُبِّبَ إِلَيَّ مِنَ الدُّنْيَا ثَلَاثٌ النِّسَاءُ وَ الطِّيبُ وَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاة» براى من پسنديده شده از دنيا سه چيز: زنان، و بوى خوش، و نور چشم من در نماز است‏. تا برای بشریت معلوم کنند اسوه‌ی شما، انسانِ متعادلی است و در همین رابطه مولوی در وصف رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌گوید: «نه بشر بودی و نه خسته ز خاک/ ای بشیر ما، بشر بودی و پاک». 2- وقتی انسان در مسیر صحیح قرار گرفت 26 سال که سهل است، اگر 90 ساله هم باشد افقی از نورانیت را در مقابل خود می‌یابد که همه‌ی هستی او را تشکیل می‌دهد. موفق باشید   

نمایش چاپی