باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه طرف عفت نگه داشته و ذیل ارادهی الهی خود را حفظ کرده، در واقع برای خدا جایگاهی بالاتر از میل خود قائل شده و این خود، یک نحوه فنای از خود و بقای به حق است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً در این جنگ که خطر شهادت پیامبر«صلواتاللّهعلیهوآله» در پیش بود، بر عکسِ بقیهی جنگها حضرت علی«علیهالسلام» را جانشین خود کردند و روایت مشهور «أنتَ مِنِّي بمَنزِلَةِ هَارونَ مِن مُوسَي إلا أنَّه لانَبيَّ بَعْدي» در خطاب به علی«علیهالسلام» فرمودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر واقعاً نیازمند است ما نباید به حالت طلبکاری او به او نگاه کنیم. بنده دعاگو هستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از 40 سال از حضور انقلاب اسلامی در این تاریخ میتوانیم در نسبت خود با مدرنیته و مواجههی خود با غرب، تفکری که مناسب امروزمان است داشته باشیم. آیا هنوز باید نگران بود که انقلاب اسلامی از طریق فرهنگ مدرنیته گرفتار استحاله گردد؟ و یا انقلاب اسلامی میتواند در جهانی جدید مشارکت کند؟
آنچه شدیداً در این تاریخ به آن نیازمندیم، فهمِ درست غرب است از آن جهت که دیگر ادعای یونیورسالبودن خود را نهتنها از دست داده است، بلکه خودْ نیز مثل قبل چنین ادعایی ندارد. البته این سؤال همیشه باید مدّ نظر ما باشد که چگونه میتوان غرب را فهمید و شرایطِ امکان غربشناسی چیست؟ آنچه از آثار امثال دکتر رضا داوری برمیآید آن است که هنوز غربْ درست فهم نشده و با فهم غرب، ما جایگاه خود را بهتر میشناسیم.
با توجه به اینکه موضوع نفیِ فراروایت و يكتا انگارى مدرنيسم جايش را به تنوع و تكثر داده است و مركزيت گرايى تاريخى و انحصار معرفتى غرب از عرصه روابط انسانى و فرآيند نظام سازى اجتماعى کنار رفته و تکثر، بستری شده برای سهیمشدن ما در دنیای جدید، ایرانِ اسلامی با سابقهی تمدنی خود میتواند در صحنهی تاریخ جهانی پا بگذارد و از این جهت معنی دیگری از جهان مدرن به تجربه آید. با فهمِ غرب از این جهت، جایی در عالم برای ما پیش آمده است و آستانهای برای فهمِ جهان مدرن که ما نیز در آن نقش داریم، در مقابل ما گشوده شده است تا ما جهانی را تجربه کنیم که خودمان در هویت آن بینقش نیستیم. بلکه در جایی قرار گرفتهایم که نه در غرب هستیم و نه در گذشتهی خود، که نگران سیطرهی غرب بودیم و با فهمِ درست امکانات جهان مدرن میتوانیم در آن مشارکت کنیم و از سرمایههای اصیل دینی و فلسفی خود برای ظهور در جهان جدید بهره بگیریم و به یک معنا خود و سرمایههای خود را در این تاریخ و مطابق این تاریخ بشناسیم و این بدون درک حقیقت انقلاب اسلامی که صدای خدا در این تاریخ است، ممکن نیست. آری! اگر با تمام وجود، جانمان حقیقتِ انقلاب اسلامی را نچشیده باشد، قصهی ما قصهی همانی است که رفت آب بیاورد و آب بردش و نتوانست هیچ تأثیری در تاریخی که با انقلاب اسلامی گشوده شده، داشته باشد. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد انسان و کمالی که باید خودش برای خود شکل دهد و جهت مابالقوهی خود را از مسیر حیوانی به مسیر فرشتهمنشی تبدیل کند، موضوع فرق میکند با اینکه بگوییم چون معلول، ذاتش معلولبودن است چرا باید نسبت به او وظیفهی خاص داشت. در راستای این وظیفه است که انسان وَجه انسانی خود را شکل میدهد 2- در مسیر طبیعی آری! نفس آرامآرام از بدن منصرف میشود و لذا بدن همچنانکه مشاهده میکنید روز به روز ضعیفتر میگردد ولی در مورد اولیاء الهی که به مدد نور الهی عمل میکنند نه بر اساس نسبتی که بین نفس ناطقه و بدن است، موضوع فرق میکند و این جدای از وَجه سیر آنهاست که نفس آرامآرام از بدن منصرف میشود و در این مورد تفاوتی با بقیه ندارند 3- در سیری که به سوی معاد داریم هر اندازه وَجه حقّانی خود را بیشتر رشد دهیم فصل اخیر ما همان وَجه نهایی ما است که رشد یافته است و در زیر سایهی حق با آن وَجه زندگی میکنیم 4- آری! به همین جهت بنده معتقد نیستم با جوانها که در این ظلمات یک روز زمین میخورند و مردانه و جانانه زمینگیر نمیشوند و باز شیطان را مأیوس میکنند؛ باید با زبانی خاص صحبت کرد، نه آنها را مأیوس کرد و نه انتظار داشت در قابی از عصمت زندگی را ادامه دهند. هنر جوان امروز آن است که اگر در یک مرحله شیطان را امیدوار میکند در مراحل زیادی او را مأیوس مینمایاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن میفرماید در روز قیامت شیطان به کسانی که به دنبال او راه افتادند میگوید من فقط شما را دعوت کردم و شما با ارادهی خود دعوت مرا پذیرفتید، پس خود را ملامت کنید؛ «فَلا تَلُومُوني وَ لُومُوا أَنْفُسَكُم» پس جایی برای اضطراب نمیماند. شاید از اینکه مرحوم شهید مطهری فرمودهاند شیطان در تکوین بینقش نیست منظور خاصی داشتهاند، ولی در هرحال حوزهی عمل شیطان نسبت به ما دعوت است و انتخاب با ما است، ما موظفیم به جای آن، آنچه را خدا میگوید عمل کنیم. موفق باشید
