آیا گردش سیارات به دور خورشید یکی از جلوه های این هست که عالم ماده دائم در حال بالقوه و بالفعل شدن هست ؟ یعنی ما می توانیم بگیم که اینها در اعراض این حرکت هستند؟!!
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع حرکت جوهری به موضوع خاصی در عالم اعراض نظر ندارد؛ ذات عالم عین حرکت است و معلوم است که هر حرکت عرضی ریشه در جوهر و ذات دارد. موفق باشید
متنی نوشتم درباره حوادث اخیر. نظر مبارکتان را میخواستم. 🔸حضور در عالَمی دیگر ✍علی جلالی در عالَم تخصصها هر کاری را به اهلش میسپارند و جنگ هم متخصصان خود را میطلبد. بسیاری از مردم ایران که خود را محروم از حضور در میدان جنگ میدیدند و کار جنگ را به اهلش واگذاشته بودند، اکنون میدانی برای حضور در این جهاد مقدس یافتهاند. جهادی که در خیابانها و میدانهای شهر رقم میخورد چون دشمن میدان جنگ را در خیابانها قرار داده. شاید این مکرِ خدا بوده که دشمن به میدانی طمع کند که اتفاقاً عرصه را برای حضور یکایک مردم باز میکند. مردان و زنان و نوجوانانی که هرشب پرچم مبارزه در دست، خود را در لشکر سپاه اسلام مییابند و روزها به ظاهر به کار تخصصی خود مشغول میشوند ولی در دلهایشان شوری است که آنان را به کاری دیگر در زمانی دیگر فرامیخواند. به حضور در میدان در دل شب. انگار محلی برای کارِ حقیقی یافتهاند. این مردم تخصصشان در میدان بودن است! با این شور شبانه، وقتی روزهنگام به کار خود برمیگردند، در کارشان معنایی دیگر مییابند و آن شورِ جهاد به تخصصهایشان رنگ دیگری میزند. گویی دل، معنابخش و راهبرِ دست میشود! و دست، عادت روزمره را وامینهد و پی خواستِ دل میرود. بهظاهر همان کار روزانه را انجام میدهد ولی این بار با دلی بیدار! و شاید قدمی پیشتر رود و میدان کار روزانه را همان میدان جهاد شبانه ببیند و همین کار عادی را جهادگونه انجام دهد. اما دوستان! انگار عالَم امروز با عالَم گذشته فرق کردهاست. بعد از ده اسفند انگار همه نسبتهای ما تغییر کرده و به دنیای دیگری پا گذاشتهایم. شاید سالهاست که مقدمات این عالم جدید فراهم شده ولی من این چند روز بیشتر حسش میکنم. ما روزها در عالَمِ دیروز به سر میبریم و شبها به عالَمِ امروز سفر میکنیم. برخیهامان سردرگم میان دو دنیای متفاوتیم. علایق عالَمِ دیروز و شور عالَم امروز را توأمان میخواهیم. ما درحقیقت به دنبال یافتن خودیم در میان این دو عالَم. هنوز از آن عالَم نبریدهایم و به یکباره در عالَم جدیدمان خانه نگرفتهایم که ساکن و برقرار باشیم. شاید بخشی از بیقراریهایمان از این سرگشتگی میان دو عالَم است. ما تا خود را در فراق آن عالَم نو حس نکنیم، بیهوده بر تختهپارههای عالَمِ گذشته خود چنگ میزنیم. دوستان! گویی محبوبی زیبارو که سالها انتظارش را میکشیدیم در عالَم جدید رخ نمایانده، وقت آن نرسیده که عزمی در ما پیدا شود تا به سوی آن معشوق نقل مکان کنیم؟ مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست میکنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم حافظ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله همانطور که میفرمایید و پرسشگر سوال شماره 41390 فرمودهاند، افقی بزرگ در مقابل ما گشوده شده و همچنان که در پرسش و پاسخ شماره41375 عرض شد، مهم آن است که متوجه جایگاه این حضور به عنوان خودآگاهی به این حضور باشیم که در واقع یک عنایت خاص الهی میباشد؛ عنایتی که خداوند قلبهای این مردم را در برگرفته تا آنچه که باید در راستای نابودی ابرقدرتها در این تاریخ اعمال کند، توسط این مردم انجام شود و غفلت از این خودآگاهی خطر ریزش ها را پیش میآورد در حالی که میتوانیم همچون شعلهای آتش با نظر به اراده الهی همچنان شعلهور بمانیم. موفق باشید
عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیز ●|اگر غم لشکر انگیزد|● ای رهبر عزیز تو با اهل و عیال و عزیزانت شهید شدی، ما هم این روزها با مادر و پدر زن فرزندانمان به میدانهای شهر آمدهایم. همه میگویند عزاداری برای شما باشد برای بعد ولی ما دیگر با این شهادت عزادار نیستیم. ما به گفته تو پیامبرانی هستیم که در لحظه بعثت باری را به دوش کشیدهایم که حضوری برایمان رقم زده که خود را در آغوش خدا قرار گرفته میبینیم. «پرّ کاهم در مصاف تند باد / خود نداند در کجا خواهد فتاد.» آنچه با ماست دلتنگی توست و اگر این مردم آماده پذیرش این بعثت نبودند و این مردم نبودند که بار تاریخ را در این سالها بر دوش کشند این داغ و دلتنگی کمر آنها را دو نیم کرده بود و دیگر توانی برای این راست قامتی تاریخی نداشتند. چه کسی تصور میکرد این مردم برای چنین روزهای اینگونه آماده باشند که بتوانند بار این رسالت به دوش بگیرند. انگار روزها و سالها منتظر چنین روزهایی بودیم که شیدا و بی اختیار و با چنان مستی، سرنوشت تاریخ را رقم زنیم. و خود از آن خبر نداشتیم. به راستی با این مردم چه کردی که شایسته این بعثت شدند؟ و حالا با این حال تو را، به وسعت همۀ حضوری که در این عالم داشتی احساس کنند!؟ «اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد / من و ساقی به هم سازیم و بنیادش بر اندازیم»
باسمه تعالی: سلام علیکم: از نبودنِ رهبر انقلاب و داغ دلتنگیِ ایشان گفتید که حقیقتا نمیتوانیم نبودِ او را احساس کنیم و وای اگر گمان کنیم او نیست؛ در آن صورت هیچ چیزی از ما نمیماند.
مردم ما امروز بنیادِ غم را برانداختهاند و چه اندازه زیبا مردم ما دست در دست ساقی جانها یعنی حضرت حق انداخته تا حیات دیگری را رقم بزنند و اینجاست که میبینی که غم آری که غم هرگز نتوانسته جان ما را در بر بگیرد.
به این نکته بیاندیشید که افرادی که نسبت به جبهه مقابله با اسرائیل و آمریکا بی تفاوتند، چیزی نمیگذرد که خودشان از خودشان بدشان میآید زیرا در شخصیت انسانی و فطرت الهی خود که انقلاب اسلامی آن را برای آنها گشود حاضر نشدند و از آن طرف حتما متوجه شدهاید که سرداران و فرماندههان میدان به خوبی میفهمند برای مردمی بزرگ و عظیم میجنگند و نه برای گروه و حزبی خاص و اینجاست که این سرداران و فرماندههان حاضرند سالها برای این مردم بجنگند و از آن طرف مردمِ ما در خیابان ایستادهاند تا ایران شرایط خود را بر جبهه استکبار تحمیل کند و این است زیباترین زندگی همراه با نظر به شهادت. https://eitaa.com/hosein_darabi/42006 موفق باشید
سلام ، داشتم فکر میکردم در زمینه کمک الهی به مومنین در مسائل جهادی ، دیدم ایران ما از نظر جغرافیایی شرایط مساعد دفاعی برای ما دارد ، حالت یک دژ مقاوم هست با سدهای طبیعی و ... خداوند این موهبت را به ما داده ، بعد به ذهنم رسید مثلاً اگر این حس مجاهدت دولت و ملتی مومنانه برای مردم کشوری که طبیعت ساده ای دارد پیش میآمد ، خدا چگونه آنها را که کشوری دچار بر نقاط ضعف طبیعی است حمایت میکند ؟ با خودم گفتم ، خدا هر کاری را که وعده داده انجام میدهد ، برای آنها با روشی دیگر انجام میداد ، و ما هر جای جهان باشیم ، فقط باید مومن بودن را و تلاش و توکل بر خدا را در خود مستقر کنیم ، خدا خودش میداند چگونه مومنین را نصرت دهد . نظر شما چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که می فرمایید و در این رابطه خداوند وعده دادهاست که «العاقبة للمتقین». باید به این نکته که بسیار مهم میباشد بسیار بیاندیشیم که جهان هستی طوری از طرف حضرت حق مدیریت و ایجاد شده که هرگز جامعه و انسانی که در مسیر تقوای الهی قرار داشتهباشد بدون آینده و بدون رستگاری و پیروزی نیست چه در دنیا و چه در آخرت. موفق باشید
سلام وقتتون بخیر ببخشید استاد من بعد از سالها و طی تمام راهها و درمانهای پزشکی که برای باردار شدن گذراندم و نتیجه نگرفتم، به گزینه فرزندخواندگی رسیدم اما نمیتونم تشخیص بدم که آیا این کار مورد رضای خدا هست یا نه! درواقع دوست ندارم صِرفاً بخاطر راضی کردن نفس خودم و مانند بقیه شدن، این کار را انجام دهم؛ نظر شما درمورد به سرپرستی گرفتن چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سرپرستی کودکی که بیسرپرست مانده، در ذات خود کار خوب و پسندیدهای است. موفق باشید
سلام و عرض ادب! جناب استاد مگر نه اینکه مهم است انسان در دنیا چه طلبها و نیاتی داشته باشد؟! چون خدا پاسخ میدهد! من تا یاد دارم در طلب این بودم که آدم مفید و به درد بخوری باشم اما نمیدانم خدا نخواست یا کوتاهی خودم بود که در هیچ زمینه و عرصه و تخصصی به کار نیامدم. من یک انسان فوق العاده معمولی هستم که هیچ کاری از من برای بقیه برنمیآید. این ناکارآمدی را در این روزهای جنگ و بحران وقتی مثلا نیروهای هلال احمر را میبینم، بیشتر حس میکنم؛ من حتی به مصلحت خداوند از نعمت فرزند هم محروم شدهام که مثلا بگویم مأموریت و مسئولیت من پرورش و تجلی صفات خدا در این کودک است! پس اینهمه طلب چه میشود!!!!؟؟؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر کسی را استعداد و شرایط خاصی دادهاند. مهم آن است که متوجۀ همان کوره راهی که به ظاهر به چشم نمیآید و در مقابل ما گشوده شده است، باشیم و از همان جا شروع کنیم. موفق باشید
سلام نظرتون ر در باره استغاثه برای پیروزی در باره جبهه آمریکایی صهیونیستی بفرمایید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوب و ارزشمندی میباشد بخصوص با مدد به آیت الکرسی و قرائت آن آیۀ عظیم و عزیز که موجب حضور «حیّ قیّومیِ» حضرت ربّ العالمین میشود و یا قرائت حدیث کسا که نسبتی بین ما و آل عبا«علیهمالسلام»، که همان اولیای معصوم هستند، برقرار میکنیم. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد مگر نمی گویند که معاد معادجسمانی است؟اگر آدم کسی رو دوستش داشته باشه بعد از وفاتش یا شهادتش او رو قطعی اگر بخواد ببینه میبینه؟ اگر معشوق شهید بشه و دوستش داشته باشیم اگر بعد از وفات یا شهادتمون باز هم اون عالم یعنی قیامت بخواهیم ببینیمش قطعی میبینیمش؟ اگر این دیدار قطعی نباشه چه کنیم قطعی بشه ؟ اصلا میشه کاری کرد که قطعی بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «معاد»، جسمانی است ولی توجه داشته باشید که جسم قیامتی انسان ها، صورتِ عقاید و اخلاق آنها میباشد هرچند معلوم است که آن جسمِ قیامتی، جسم فردی است که در دنیا به آن نام و آن روش بوده. موفق باشید
سلام و احترام خدمت استاد محترم در خصوص مطلبی که یکی از دوستان در جایی بیان فرموده بودند که مردم نباید اراده خودشان را به نظام تحمیل کنند؛ چراکه کارشناس برخی مسائل نیستند و از امور و مصالح و مفاسد مطلع نیستند یادداشتی نوشتهام که آن را برای نقد و تصحیح با شما در میان میگذارم: دوست عزیز گمان میکنم نوع نگاه شما به مردم با نگاه امام راحل، امام شهید و رهبری عظیم الشأن، تفاوتهایی دارد و مردم اثبات کردهاند که در درک درست مسائل و اقدام به موقع بسیار بهتر از مسئولین و کارشناسان و خواص عمل کردهاند. در همین خصوص نکاتی را عرض میکنم: امام شهید انقلاب در دیدار ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ فرمودند: (این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.) این جملات آنطور که ما معتقدیم خداوند آنچه قرار است در تاریخ اتفاق بیافتد را بر قلب ولی زمان و عارفترین عرفا نازل میکند خبر از یک تغییر جدی در آینده انقلاب اسلامی میدهد. و آن این است که از این پس جمهوری اسلامی قرار است هر چه بیشتر اسلامیت خود را در جمهوریت خودش نشان بدهد. قلبهای مردم محل نزول اراده الهی و دست و دهان مردم اسباب تحقق اراده الهی خواهند بود و خداوند مردم را برای این کار مبعوث کرده و مردم کار را تمام خواهند کرد. اگر معتقد باشیم امام شهیدمان به عنوان یک حکیم دانشمند هر واژه را با دقت و براساس حس پاسخگو بودن در برابر خداوند متعال انتخاب میکنند، واژه بعثت برای مردم واژهای است که حرفهای عمیقی در آن نهفته است. آنچه تا این لحظه چه در جنگ ۱۲ روزه، چه در جمع کردن بساط کودتاچیان در دی ماه و چه پیش از آن در حوادثی مانند فتنههای ۸۸ و ۹۸ و ۴۰۱ و ... رخ داده بود حکایت از نقش محوری مردم در بقای حکومت اسلامی داشت. نقشی پر رنگ توأم با بصیرت، بیداری، شجاعت و اقدام به موقع مردم؛ لکن امروز آنچه به دست نیروهای مسلح اتفاق میافتد، نه اراده مسئولین و جامعه نخبگانی و دانشگاهی که اراده مردم است. ارادهای که ظهور اراده حضرت حق برای سرکوب کفار شیطان زاده، شیطان صفت و شیطان پرست است. نابودی آنانی که برای خوشایند شیطان کودک آزاری میکردند و گوشت انسان میخوردند و شراب خون کودکان را مینوشیدند و نسل کشی به راه انداختند تا شیطان را خشنود کنند. حالا آنچه از زبان مسئولین و جامعه نخبگانی میشنویم چیزی جز تسلیم ایشان دربرابر این اراده پولادین مردم نیست که حیات و آزادگی و احساس قرب و بندگی خود را در ماندن در خیابان میدانند. اگر نبودند این مردم شاید همین مسئولین چیز پیگری میگفتند و راه دیگری میرفتند و شاید دستهایشان لرزان و ارادههایشان سست میگردید؛ ولی مردم معادلات را عوض کردند. و خداوند این مردم را اینگونه برای احیای امر خود مبعوث فرموده است.... آیا باز هم معتقدید که مردم نمیدانند و نمیفهمند و باید سکوت کنند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به حکم آیۀ 44 سورۀ نحل که خطاب به پیامبر میفرماید: «وَأَنزَلنَآ إِلَيكَ ٱلذِّكرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِم وَلَعَلَّهُم يَتَفَكَّرُونَ» در هر زمانی خداوند ارادۀ خود را در جان مردم نازل می کند و پیامبر خدا و یا رهبران قدسی عملاً متذکر همان حقیقتی میباشند که در جان مردم نازل شده. و در این مورد همچنان که رهبر عزیزمان در پیام نوروزی خود فرمودند بحمدالله بسیاری از مسئولین کشور نیز همراهی کردهاند.آقای وحید اشتری مصاحبه ای با آقای علیزاده در جدال کرده اند که خوب است به آن توجه شود https://dl.jedaal.tv/voices/1405/01/e872.mp3 موفق باشید
سوال اول: گفتیم که عالم ماده عین حرکت است درسته که ما وقتی رفتیم تو تخت خواب مون ( جابجایی مکانی) صورت گرفته و در آنجا مستقر میشیم و تصور می کنیم که متوقف شدیم اما حرکت جوهری ما ( شدید شدن ) ادامه داره و یکی از جلوه هاش کار کردن قلب ما در خواب است؟ سوال دوم : آیا می توانیم بگوییم کشف یک سیاره جدید بخاطر خلق شدن مدام آن سیاره و یکی از جلوه های حرکت جوهری آن سیاره کشف شدن آن هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید آنچه میفرمایید مربوط به تغییرات و حرکات عرضی است که ریشه در ذات و جوهر عالَم مادی دارد و حرکت جوهری نوع دیگری از حرکت است که آن، ذاتی است که عین حرکت است. موفق باشید
یک جایی خارج از هیاهوی شهر هست که اونجا آدما به هم نزدیکترن. آدما آدم ترن. بی شیله پیله ترن. میشه بدون اینکه فکرت مشغول کلمه و جملهٔ بعدی و نتیجه و ... باشه، فقط بشنوی و ببینی و حرف بزنی. اونم نه هر حرفی؛ حرفایی که تو شهر نمیشه زد. اونجا آدما شاعر ترن. اصلا از شهر دور میشن که شاعر باشن. که بتونن ببینن و حرف بزنن. وگرنه اصلا کی دیگه حرف میزنه؟ تو هیاهوی شهر که نمیشه حرف زد. میدانی؟ برای رسیدن به آن نقطه خارج از شهر، باید از شهر گذر کنی. باید بگذری از شهر. حاج قاسم از شهر گذشته بود و رفته بود در بیابانها. که ببیند. که همچنان شاعر باشد. که بتواند حرف بزند. بهای دیدن، گذشتن از شهر است. شهر کجاست؟ هیاهوی انسانها و تمام مناسباتش. از تکنیک گرفته تا اراده به قدرت و نئولیبرالیسم و همهٔ بدبختیهایش. آنجا که میگویم، آن جزیرهٔ نور آشامان و نورخواران، ساکنانی دارد. احمدی روشن و فخری زاده که علم را یک راه برای سلوک میدیدند، آن جزیرهٔ نورِ نور را پای راکتورها و میان مقالهها و کتابها میدیدند. حتما شنیدهای آنکه فخری زاده از حافظ غزلی میخواند که دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند. عماد مغنیه و ابراهیم عقیل و سید حسن نصرالله که نقشه کشیدند و تونل زدند و فکر کردند و فکر کردند و فکر کردند و پرچمی علم کردند به نام حزب الله لبنان، آن جزیره را در همان تپههای جنوب لبنان به چشم دیده بودند. آنجا که شهیدی شهید قبلی را تشییع میکرد، آنجا که نور بود و نور بود و نور. حتما شنیدهای که آن مداح لبنانی میخواند هذا الجنوب کربلاء و صوت الشهدائنا متی ترانا و نراک.. و حتما آن شهید مدافع امنیت را دیدهای که چند ساعت قبل از شهادت زمزمه میکند به یمن تلخی هجران، وصال شیرین است.. اینها ساکنان آن جزیرهاند. آوینی و همت و باکری. ابو مهدی المهندس و شهریاری و طهرانچی... در شهر ماندن که چیز خاصی ندارد. مگر شهر به کسی هم وفا کرده؟ باید بار و بندیل را جمع کرد و از شهر رفت. به سمت آن جزیرهٔ نورآشامان و نورخواران. که نور میتابد و میشود دید و شنید. و حتما شنیدهای که سید حسن نصرالله آن کلام معروف حضرت امیر را نقل میکند که آه من قلة الزاد و بعد السفر و وحشت المسیر. آه از کم بودن توشه و دوری سفر و وحشت راه. آه... آشفتگیه؛ باید ببخشید...
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی توجه به مردی که در کنار مردم بود و با شخصیت همه جانبۀ خود به افقهای بلندی اشاره میکرد که این شبها مردم با نظر به آن افقها در خیابانها ایستادهاند.
آری! امت دارد خود را پیدا میکند با شهادتی که سرنوشت منطقه را تغییر میدهد، زیرا شهادتی بود در بستر مقاومت. و این است که باید از خود پرسید: چگونه در رُخداد شهادت رهبرمان باید حاضر شد؟ آیا حقیقتاً میتوان به این نکته فکر کرد که آن مرد بزرگ، خودش با نظر به نتایجی که شهادت او پیش میآورد؛ شهادت خود را رقم زد؟ زیرا همه میدانیم شهادت در جایی حاضر میشود که تفکری در میان باشد و عملاً با شهادت، آن تفکر بیشتر روشن میگردد. موفق باشید
استاد عزیزم سلام بلطف خدا از ابتدای جنگ جلسه هفتگی حدیث کسا مون روزانه شده. بخشی از جلسه دعا و توسل و استغاثه داریم و بقیه جلسه عملیات بسته بندی داریم. بسته بندی برای نیروهای امنیتی،قشر خاکستری و... از خوراکی تا متن و نامه حتی الحمدلله در کنار خانمها بچه ها هم با مربی تولیداتی دارند از تهیه پلاکارد برای تجمع شبانه گرفته تا نوشتن دست نویس و نقاشی برای رزمنده ها... الحمدلله به تازگی دیدار از خانواده شهدا هم روزی مون شده که ان شاالله قدر بدونیم الحمدلله گروه ما مردمی هست و همه هزینه ها از طریق مردم تامین میشه و الحمدلله دوستان یاری میکنند خواستم ازتون مشورت بگیرم که با توجه به پتانسیل گروه مون و تاریخ امروز چه پیشنهادی برای ادامه مسیرمون دارید؟ به لحاظ محتوایی به لحاظ مخاطب و... چه نکاتی رو در نظر داشته باشیم وپیسنهادتون برای ما خانمها چیه ؟ خدا حفظتون کنه
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: باید خدا را شکر کرد که او چنین راهی را در این زمانه مقابلتان گشوده. ثانیاً: همانطور که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41375 https://lobolmizan.ir/quest/41375 عرض شده است باید با نظر به معارف توحیدی از طریق تدبّر در قرآن به حضوری فکر کرد که بعداً با خطر ریزشها روبهرو نشویم. و د راین رابطه تدبّر در آیت الکرسی بسیار مهم است و این آیۀ شریف، جایگزین خوبی است برای حرزهای مطرحشده و یا دعای نادعلی. https://lobolmizan.ir/sound/686?mark=%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%B3%DB%8C موفق باشید
سلام علیکم عید شما مبارک. برنامه جدال گفتگو با آقای دکتر زرشناس و سخنان ایشان بسیار قابل دفاع و ارزش هست. ایشان اقتصاد جمهوری اسلامی را خوب درک و حقیقتا ایشان یک استاد واقعی هستند. سخنان ایشان دقیقاً در مقابل خطرات بسیار مضری است که حتی در میان آخوند های معروف هم رخنه کرده. حقیقتا ایران ما بستر کاملا آماده ای است برای رفع تمام مشکلات حتی مشکل سکونت و زندگی عادلانه. در گذشته وقتی فرزندی ازدواج میکرد یک زمین از زمین های خدارا بر میداشتند و اهالی روستا با هم آنرا میساختند و یا زمینی را برای کشت و معاش استفاده میکردند بدون اینکه حکومتی سرمایه داری بر آن حاکم باشد زیرا طبیعت مال خداست نه حتی مال کسی که سند بزند. چرا باید زمینی در توهمات و دروغ های سرمایه دارها بعنوان بالای شهر و زمینی پایین شهر قلمداد شود؟! مگر زمین با زمین فرق دارد! مگر زمین یا خانه آنجایی نیست که انسان در آن احساس آزادی و شور زندگی و ساخت داشته باشد و این همه زمین خدا داریم. ایران ظرف مدت بسیار کوتاهی میتواند به عدالت برسد فقط کافی است سرمایه داری را با زور حکومت که مردمی است مجازات و زندانی کنند تا هر آدمی زمینی به آن رایگان برسد و قیمت گزاریهای دروغین را یکشبه حذف کنند و نگذاریم سرمایه داری عدالت را و حقوق طبیعی مارا تحقیر کند، این ما هستیم که آنها تحقیر میکنیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همینطور است و هرکس باید در ابتدای زندگی که به عنوان یک خانواده تشکیل داده است، صاحب یک زمین باشد و این حداقل کمکی است که باید به او بشود و از این طریق نه تنها مشکل یک خانواده حل میشود بلکه از جریان زمینخواری که با این کار نبض اقتصاد را در دست گرفتهاند عبور خواهیم کرد. موفق باشید
🚨 انتشار برای اولین بار 🔰 نقل معتبر گفتگوی شهید لاریجانی با امام شهید؛ ساعاتی پیش از شهادت امام چند ساعت پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، شهید علی لاریجانی برای دیدار با رهبر معظم به دفتر رفت. لاریجانی برای توضیح از طرح حمله و ترور نزد «قائد شهید» آمده بود؛ او جزئیات این طرح را از منابع مختلف به دست آورده بود و پروندهای نیز همراه داشت تا بتواند به سؤالات احتمالی پاسخ دهد. او گفته بود «این بار نه یک فشار معمولی است و نه یک پیام عادی، بلکه خبر یک تصمیم است! دشمن تصمیم گرفته شما را به هر قیمت به شهادت برساند، حتی اگر لازم باشد تمام آسمان را با آتش موشکها بسوزاند.» رهبر معظم با جدیت به سخنان او گوش میدادند. لاریجانی ادامه داد که ما برای شما مکانی امن فراهم کردهایم، جایی که از دید دشمن پنهان خواهید بود، جایی که نه بمبها به آسانی میرسند و نه هواپیماهای جنگی میتوانند آن را هدف قرار دهند. لاریجانی با لحنی ملتمسانه گفت: «این یک مخفیگاه نیست، بلکه محل اقامت موقتی است تا طوفان بگذرد و شما از دیدها دور بمانید.» سپس سکوت کرد. حضرت آقا با لبخندی مهربانانه به او نگریست و برخاست. لاریجانی میگوید: احساس کردم که تاریخ نیز همراه او برخاسته است. رهبر شهید با آرامش پرسید: «وقتی نزد من میآمدید، انتظار چه پاسخی داشتید؟» لاریجانی با تردید گفت: «میترسیدم که شما رد کنید، اما بدانید! امروز ملّت به شما نیاز دارد؛ ما نمیتوانیم این جنگ را بدون فرمانده خود بجنگیم.» ایشان فرمودند: «از نظر امور حکومتی و امنیتی، سخن شما درست است، اما بیایید از زاویهای دیگر نگاه کنیم.» سپس پرسیدند: «اگر من خودم پنهان شوم، چگونه از سربازانم بخواهم در برابر مرگ بایستند؟ چگونه به مردم بگویم نترسند؟ اگر من میدان را ترک کنم، چگونه دیگران را به پایداری دعوت کنم؟» لاریجانی گفت: باتوجه به وضعیت، احساس کردم دری از کربلا در سینه رهبر گشوده شده! حضرت آقا یادآور شدند: که سپاه حضرت سیدالشهداء علیهالسلام به ظاهر بسیار کوچک بود و میدانستند که در برابر آن دشمن پیروزی جنگی میسر نیست، اما به جای پنهان شدن، به میدان آمدند. لاریجانی دوباره گفت: «تاریخ تنها همان یک واقعه کربلا نیست! در تاریخ ما امام دیگری (امام مهدی) نیز هست که غیبت او نشان میدهد گاه پنهان شدن حکمت است، نه ترس» رهبر معظم آهی کشید و فرمود: «تفاوت اینجا است که وقتی امام مهدی علیهالسلام غایب شدند، پشت سرشان قومی آماده جنگ نبود. من چگونه غایب شوم در حالی که ملت من آماده جهاد است!؟ چگونه پنهان شوم وقتی ارتشم در برابر آتش دشمن مقتدرانه ایستاده است؟ اگر رهبری پشتوانه نداشته باشد، غیبتش حکمت است؛ اما اگر ملت پشت سر او باشد و او برای نجات جانش پنهان شود، این پرسشی سنگین بر وجدان تاریخ خواهد بود.» لاریجانی گوید: خاموش شدم و پاسخی نداشتم. ساعتی نگذشت که شد آنچه شد!!! سبحانالله! منبع: طلاب جامعة المصطفی 🇮🇷 @i_a_ou سلام و عرض احترام نمیدونم چقدر موثقه اما با مباحث بعثت مردم خیلی مرتبطه
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست حکایت ما در این «وقتِ تاریخی» همین است که در این نوشته مطرح شده است. و آیا راز نترسیدن مردممان را نباید در همین استقبالی دانست که آن رهبر شهید از شهادت داشتند؟ آیا جز این است که در این شهادتها ما تا اینجاها جلو نیامدیم که حقیقتاً بیش از پیش خود را در وسعتی «ماورای مرگ و زندگیِ دنیایی» احساس میکنیم؟ امری که درست، در مقابل جبهۀ یهودیزدهای است که سخت از مرگ میهراسد و اگر باید به حضور آخرالزمانی فکر کرد آن حضور، چیزی نیست جز تقابل دوجبههای که یکی در عین ادعای حضور جهانی، سخت از مرگ میترسد و دیگر جبههای که در عین حضور جهانی و تعالی انسان، ماورای «مرگ و زندگیِ دنیایی» خود را معنا کرده. و این است راز حضور آخرالزمانی ما. موفق باشید
با سلام رهبری معظم در مورد ظهور عام صحبت کردند لطفا بفرمایید ظهور عام یعنی چه؟ و در مقابل ظهور خاص چیست آیا به معنی فرج است با ظهور تدریجی یا ظهور صغری یا ..؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا آنچه مدّ نظر ایشان است به میانآمدن همین معنویتی است که بحمدالله جان مردم ما را و حتی مردم دیگر کشورها را فرا گرفته، تا آنجایی که نوعروسان کشمیری زیورآلات خود را به ایران هدیه میکنند ایرانی که به خوبی، آنها میدانند سرنوشت آیندۀ جهان را تغییر خواهد داد. موفق باشید
«اللهم ما بنا من نعمة فمنک» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. گاهی دلمان میخواهد در بستر تاریخی که با شهادت و خون رهبر معظم انقلاب گشوده شده است به عالی ترین و زیباترین شکل ممکن بدرخشیم و خودمان و دیگران را هر چه بیشتر در احساس حضور و چشیدنِ چنین تاریخی شریک کنیم. آیا چنین طلبی شائبه خودنمایی دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ سخن در این مبناییترین سؤال است که فرمودید: چگونگی حضور در بستر تاریخی که با شهادت رهبر شهیدمان گشوده شد! امری که اکنون جان مردممان را فرا گرفته و حکایت حضور آنان در میدانها در اوج وابستگی از همین قرار است. ولی و صد ولی، ما در میان «حضور تاریخی» و «خودآگاهی» قرار داریم و این، حساسترین موضوعِ تاریخیِ امروز و فردای ما میباشد که اگر در این حضور تاریخی به خودآگاهیِ تاریخی وارد نشویم، خطر آنکه همین عزیزان که امروز اینچنین با زیباییِ تمام جانِ منوّرشان را در این میدانها به میان آورده و احساس میکنند؛ فردا نتوانند آن را ادامه دهند زیرا هر «آگاهیِ تاریخی» باید در «خودآگاهیِ تاریخی» ادامه یابد، وگرنه ریزشهایی پیش خواهد آمد.
«خودآگاهیِ تاریخی» نگاهی آوینیگونه میخواهد تا معلوم شود آنچه با شهادتِ گرم و متعالیِ آن رهبر بزرگ برای ما پیش آمده، امری نیست که ما اراده کرده باشیم تا گمان کنیم با ارادۀ خود میتوانیم آن را ادامه دهیم زیرا که حکایتی از ارادۀ الهی میباشد که این روزها اینچنین جان انسانها را در بر گرفته و باید آن را پاس بداریم و همواره خود را در معرض آن عنایت خاص الهی قرار دهیم. و این یعنی «خودآگاهیِ تاریخی» و این یعنی حضور در فردایی که در «اکنونِ» خود آن را آغاز کردهایم. و اینجا است که باید از خود بپرسیم: «خود را در چه کسی جستجو میکنیم؟» بنده سعی دارم خود را در آن رهبر شهید که بسی گشوده و گسترده و متعالی بود، جستجو نمایم. موفق باشید
سلام به استاد عزیز. از شما زیاد میشنویم که علت علاقهمندی جوانان به رهبری حتی آنانی که چندان مقیّد به ظاهر عبادی خود نیستند؛ علت ساده و سیاسی و یا احساسی نمیباشد. برای بنده بسیار مهم است که حقیقتاً باز نگاه و نظر شما را در این رابطه بیشتر بدانم که به گفتۀ شما نگاه و دیداری که باید در این صحنهها داشته باشیم، چه نگاه و دیداری باید باشد؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که متوجه شدهاید، حقیقتاً باید نسبت به نظر جوانان به رهبر شهید مطلب را سطحی و ساده ندانست زیرا باید متوجه بود در جهانی که بشر جدید به انسان میاندیشد، چه اندازه متفاوت خواهد بود که قهرمان انسانها شخصیتی همچون رهبر شهید انقلاب یعنی آیت الله خامنه ای باشد یا فردی مانند دونالد ترامپ. این است آن مرز جدّی که در تاریخ آخرالزمانی پیش آمده. و ایران متذکر نظر به قهرمانی است که بشر جدید با روحیۀ ربّانی خود به دنبال آن است. و راز تزلزل نظم غربی نسبت به معنایی که به عنوان زندگی برای انسان تعریف کرده؛ در این نکته است. و انسان جدید بهخصوص جوانان متوجه شدهاند نظم غربی و آن زندگی، توهّمی بیش نیست و از این جهت به دنبال زندگیِ دیگری میباشند و در این رابطه رهبر شهید انقلاب را افقی برای زندگی خود در این تاریخ یافتهاند.موفق باشید.
سلام خدمت استاد گرامی. همۀ سؤال و تعجب من از حضور دختران و بانوانی است که با اینکه چندان به ظاهر رعایت حجاب را نکردهاند، تا این اندازه متوجۀ شخصیت آیت الله امام خامنهای شهید هستند و به گفتۀ شما گویا در شناخت زمان و در تاریخ بسیار موفق هستند. به نظر شما راز این قضیه در کجا هست؟ آیا میتوانیم به آن سخن شما که میفرمایید ماورای افکار عمومی، مردم ما در وجدان تاریخیِ خود که شهدا ایجاد کردهاند، حاضرند؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً با شهادت رهبر معظم انقلاب، مردم متوجه شدند ماورایی دارند بیش از آنکه فکر میکردند و از این جهت متوجه شدند نباید به وعدههای لیبرالها دل سپرد که در آن صورت انسانها از مقام لاهوتی و معنوی خود تنزل میکنند و این است راز رجوع جوانان ما، حتی آنهایی که به ظاهر مقیّد به ظاهر شرع نیستند، به شخصیت رهبر شهید و حضوری که با شهادت ایشان پیش آمد؛آن ها بیشتر به شخصیت رهبرشهید انقلاب نظر انداختند و در نتیجه درآن شخصیت با نوعی «غیبآگاهی» آشنا شدند و در نتیجه قهرمان آنان از این به بعد نمیتوانستند شخصیتهای تعریفشده در فرهنگ مدرن باشند، شخصیتهایی که حقیقت را به حجاب میبرند. در حالیکه آن رهبر شهید نمایشِ «غیب» بود، در عین مقابله با استکبار، با هویتی قدسی. موفق باشید
سلام استاد عزیز استاد آقای شهیدمان میفرمودن هیچ جای قرآن وعده پیروزی و نصرت داده نشده اگر شما حمله کنید اما اگر به شما حمله شود قطعا پیروزی و نصرت الهی به شما میرسد استاد اطرافیان از من میپرسندکجاست وعده نصرت الهی برای مردم غزه اسراییل ظرف ۲ سال غزه را با خاک یکسان کرد چرا خدا مسلمان مظلوم را یاری نکرد؟استاد چه بگویم در جوابشان؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اندیشیدن در این موارد بسیار ظریف است و با نگاه به درک حضور تارخی یک ملت جایگاه رخدادها معلوم میشود. آیا خود مردم غزّه و مجاهدان حماس هم که به دفاع خود پرداختند، چنین تصوری دارند که پیروز نشدهاند؟ و یا به خوبی متوجه هستند از یک طرف مانع شدهاند که در جریان طوفان الاقصی اسرائیل در خلع سلاح حماس ناکام شده است؟ و از طرف دیگر فلسطین را به موضوع جهانی تبدیل کردهاند تا بنا به گفتۀ شهید هنیه، خطر بزرگ حضور از نیل تا فرات اسرائیل را به حاشیه ببرد خطری که برای همۀ مسلمانان منطقه پیش آورده بودند. گویا خود مردم غزّه بیشتر از ما میدانند چه رسالت تاریخی بزرگی را بر عهده دارند. و از این جهت حتی توصیههای تغییر سرزمینشان را نمیپذیرند، سرزمینی که به ظاهر چیزی برای زندگی کردن نمانده. و از این جهت عرض شد باید زیاد به این نکات فکر کرد. بخصوص که بنا بر آن بود تا اسرائیل در معنای خود حضوری جهانی داشته باشد و حال، به کشوری شکستخورده در وجدانهای عمومی تبدیل شده است بدون هیچ آیندهای زیرا مظلومیت، بیداری میآفریند، و مظلومیت گسترده، بیداری گسترده میآفریند.. موفق باشید https://aparat.com/v/ahuaxog
سلام استاد بزرگوار. با توجه به اینکه فرمودهاند ماه مبارک رمضان، ماه نجات از آتش دوزخ هست و در شب های مبارکه قدر هم از خدای متعال درخواست کردیم«الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب» از کجا بفهمیم که از آتش رها شده ایم یا نه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: «تو مگو ما را بدان شَه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». آری! «با کریمان کارها دشوار نیست» و از این جهت باید سخت به رحمت واسعۀ او که هیچ طلبی را بیجواب نمیگذارد، امیدوار بود و همین میل و طلبی که برای ادامۀ دینداری در ما ایجاد کرده است؛ جواب اوست. برای بعد از ماه رمضان و برنامههایی که باید داشته باشیم، بیندیشید. از خواندن 50 آیۀ قرآن در هر روز و دعای صباح در هر صبحگاه و انجام نافلهها با رکوع و سجود طولانی در حدّ توان. موفق باشید
سلام به شما ، بگذار کمی بگویم مدت هاست سکوت کرده ام ،استاد خیلی مضطربم، جسمم پر از ضعف و روحم از آن ضعیف تر شده ،از دست خودم می نالم ،از فکرهایی درکارم که آزار بوده اند،آرزوهای زیادی در دل دارم و غم های زیادی گلویم را فشار میدهد،نمیدانم خدا مرا می بخشد ،اتلاف عمر و نفس گناه کمی نیست، استاد چکارکنم افسار نفسم از دستم در رفته و میلی به کشیدن آن هم ندارم ،کتابهای زیادی مانده که نخوانده ام ،مسئولیتهای زیادی که در انجامش مانده ام ،استاد حتی نمیدانم چه سوالی باید بپرسم چون شما مطابق آن پاسخ میدهید، نانوشته ها را خودت بخوان،راستی اگر خواستیم کتاب المیزان بخرم چند جلدی را انتخاب کنیم،در خیلی از کتابهای دینی که معرفی میکردید این مشکل را داشتیم،که چند جلدی و ترجمه چه کسی باشد مثلا اصول کافی تحف العقول و...
باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی را! آری! زندگی را بنگرید آنگاه که با روحانیتی توحیدی به سوی ما میآید تا ما خود را در بستر تاریخی ادامه دهیم که تاریخ مقابله با باطلی است که به جنگ حق و حقیقت آمده است. در اینجا است که زیبایی زندگی به میان میآید و مطالعۀ کتابها و روایاتی که متذکر نور توحید و نور ایمان است، لازم میگردد. در مورد کتاب شریف «المیزان» بالاخره خوب است از ابتدا شروع کرد و با ترجمۀ 20 جلدی مرحوم استاد موسوی همدانی. در مورد «اصول کافی» و «تحفالعقول» هم نباید معطل ترجمهها شد، مهم محتواهای زیبایی است که این روایات عزیز متذکر آن هستند. موفق باشید
سلام مجدد در باره سوال 41364 ، توضیح دهم خشمی که دارم مخصوص این جنگ جاری است نسبت به آمریکا و اسرائیل هست ، بیش از حد خشمگینم کرده ، حتی نسبت به حرفهای خائنانه ای که گاهی در جامعه میشنوم یا حتی بعضی از اقوام ، چیزی نمیگویم ولی آنها را شریک در خون شهدا میبینم و اصلا دوست ندارم با آنها حرف بزنم ، و این خشم تاثیر زیادی روی من گذاشته ، سوالم اینه چطور این خشم را کنترل کنم ، احساس میکنم برای ذهنم که میخواستم متمرکز بر خدا باشد ، دارد تمرکزی غیره توحیدی ایجاد میکند ، و کنترل کردنش در رفتار آسان است ولی در درون سخت ، همواره خشم و تپش قلب دارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره به ما دستور دادهاند باید همانطور که رهبر شهیدمان در این امور با متانت عمل میکردند؛ جلو برویم و خشم خود را با نظر به افق توحیدی که به لطف الهی در مقابلمان گشوده شده است، فرو ببریم. موفق باشید
سلام حقیقتا خداوند مهمانی بزرگی از شهادت را گشوده اند که انسان با خودش میگوید خدایا در این مهمانی مارا هم بپذیر و قلب انسان حسرت عظیمی را از شهادت میبرد و متوجه امر بزرگی میکند که در راهش هستیم. شهید دکتر لاریجانی انسان سیاسی کم نظیری بودند از این جهت که سیاستمدار حکیم_عالم و کارکشته ای بودند و چنین حکمت هایی را از خداوند برای خود و سیاستمداران جمهوری اسلامی از خداوند مسئلت داریم انشاءالله. درست که حکمت انواع مختلفی دارد اما همه انواع حکمت ها را برای ادامه اسلام نیازمندیم. خداوندا زبان این عزیزانی که امروز فوج فوج در توحید حاضرند را برون از جهان پوشالی وحشی که با عنوان «رسانه» جنایت ها کرده را بگشا، که خاک قدوم این عزیزان حاضر در میدانها طوطیای چشم ماست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند آقای دکتر لاریجانی را رحمت کند که دلسوزانه در خدمت انقلاب بودند و مسلّماً شهادت ایشان در تنفر هرچه بیشتر نسبت به رژیم صهیونی راهگشا خواهد بود. موفق باشید
سلام ، جناب استاد ، نمیدونم چکار کنم سرتاسر وجودم خشم شده نمیتونم کنترل کنم ، این حس داره سرتاسر وجودم را میگیره ، میترسم آسیب بزنه به ذهنی که میخوام برای بندگی خدا تربیتش کنم ، استاد خشمم انگار در کنترلم نیست ، ی رهنمودی راهکاری بهم بگید ، چطور خشمم را در ساختار توحید کنترل یا با تعریف کنم
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که بزرگان ما مکرراً تأکید فرمودهاند خشم، آنچنان است که عبادت شش هزار سالۀ ابلیس را نابود کرد همان ابلیسی که پای ایمان مؤمنین نشسته است تا آنها را با خشمی که بر آنها غلبه میکند، زحمات دینداری آنان را از بین ببرد. در این مورد خوب است به کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» رجوع شود. در این مورد در شرح آن کتاب عرایضی شده است که میتوانید ملاحظه فرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/660?mark=%D8%B9%D9%82%D9%84%20%D9%88%20%D8%AC%D9%87%D9%84 موفق باشید
بسمه تعالی؛ سلام علیکم. ملت مسلمان ایران، در اوج ایمان!. آیا امروز اینچنین نیست که ملت مسلمان راه صد ساله را یک شبه طی میکنند؟ آیا اینچنین نیست که جنگ رمضان احاد ملت ایران را به اوج رسانده است؟ آیا چنین نیست که ایمان در اوج خود به ظهور رسیده و دیگر مسلمانی و "کجدار و میریزی" دیگر معنایی ندارد؟ آیا اینچنین نیست که دیگر انسان ها عادی نیستند و هر آن کس که خرامان خرامان ایمانِ شکسته بسته ای داشت، امروز در نهایت ایمان خود حاضر گشته؟ امروز دیگر مسلمانی به معنای یک چیز عادی در صحنه نیست. در روزی که شیطان و شیطانیان در نهایت خود به صحنه آمدند و در مقابل، عادی ترین انسان ها نیز احساس هویت میکنند و خود را در این صحنه در مقابل شیطان بزرگ مینهند، آیا این بدین معنی نیست که عادی ترین ها به بهترین نحو خود ظهور کرده و به صحنه آمده؟ اینچنین احاد مردم همچون شهدای دفاع مقدس، ره صد ساله را یک شبه طی کرده اند، و حتی جلو تر از شهدای دفاع مقدس حاضر میشوند؛ که در دفاع مقدس نهایت سلوکشان شهادت و مرگ تن بود، اما امروزه مرگ تن کمتر در این سلوک جریان دارد و این گویای راهی فراتر است... الله اکبر از این زمانه! الله اکبر از این مردم که دیگر هیچ انسان ضعیفی وجود ندارد و هرکس در نهایت خود استقرار یافته
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. حقیقتاً جهانی در مقابل ما با شهادت رهبر عزیزمان گشوده شده است که تصور آن را هم نمیکردیم. در این رابطه عرایضی در جلسات 5 و 6 «آیات قرآنی و نظر به وجه حضرت حق و در طلب دیدار او»https://eitaa.com/matalebevijeh/22021 شده است. امید است تذکری باشد با توجه به تاریخی که آغاز شده است. موفق باشید
