بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10816

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: اگر یادتون باشه کانونی در دانشگاه فرهنگیات سمنان تشکیل داده بودیم به نام کانون فرهنگ تمدن و انقلاب اسلامی که بر اساس سیر کتب حضرت عالی بود حال پس از چند جلسه احساس نیاز به یک استاد می شود. آیا استاد کسی را در سمنان می شناسند که به کتب شما احاطه داشته باشند؟ از بچه های مدرسه معصومیه ی قم می شناسیم ولی راه کمی دور است ولی اگه شما ایشان را تایید کنید مقدمات را هر طور هست فراهم می کنیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این را با جناب حجت‌الاسلام آقای نجات‌بخش در میان بگذارید، شاید بتوانند راهنمایی کنند. شماره‌ی ایشان 09133057948 می‌باشد. موفق باشید
10639
متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد محترم: چگونه استعدادهای مربوط به شخصیتمان را شناسایی کنیم تا در هستی خودمان بمانیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس فطرت و استعداد گرایش به حق و فهم دین را دارد ولی با روحیه‌های مختلف؛ حال هرکس باید تجربه کند با کدام روش می‌تواند با خدا مرتبط شود. با روحیه‌ی استدلالی یا با روحیه‌ی محبتی. موفق باشید
10544
متن پرسش
با سلام خدمت حضرت استاد: استاد بنده در دانشگاه کتاب های حضرت عالی رو به بچه ها معرفی کردم و جواب بچه ها این بود که کتاب های شما سنگین هستند. به نظر شما من به اون ها چی بگم و با کدوم کتاب شما شروع کنیم که هم براشون جذاب باشه هم زیاد سنگین نباشه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم با موضوعات مطرح‌شده در آن کتاب‌ها آشنا نیستند، نه این‌که توان فهم آن را ندارند. و از طرفی آن‌ها فکر می‌کنند باید چیزهایی را بخوانند که اطلاعات آن‌ها را بالا ببرد و چون عرایض بنده بیشتر نوعِ نگاه آن‌ها را تغییر می‌دهد، فکر می‌کنند چون اطلاعاتشان را بالا نبرده پس نفهمیدند. به آن‌ها بفرمایید آیا با خواندن آن کتاب‌ها نگاه دیگری نسبت به موضوعاتی که می‌شناسی پیدا نکردید؟ موفق باشید
9900

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا می توانیم در قنوت نماز وتر برای ائمه (ع) و پیامبر (ص) هم دعا کنیم؟ با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! مگر خودِ صلوات دعا نیست؟ موفق باشید
9679

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بعضی شما را با دکتر شریعتی مقایسه می کنند، نظرتان در مورد این قیاس و شباهت هایی که منجربه این قیاس شد را بیان فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این را تازه از شما می‌شنوم، نمی‌دانم علتش چیست؟ بنده خودم را معلم بی سر و صدایی می‌دانم که سعی می‌کنم تا آن‌جا که می‌توانم به حکم وظیفه‌ای که نسبت به اسلام و انقلاب می‌شناسم عمل کنم. البته نسل ما که در کنار نظر به حضرت امام و علمای بزرگی چون شهید مطهری از مرحوم دکتر شریعتی بی‌تأثیر نبوده اند. موفق باشید
9320

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب محضر استاد فرزانه: جوانی هستم ۳۳ ساله، (با سابقه چندین سال فعالیت های فرهنگی و قرآنی و مقید و حساس به رعایت اصول و موازین دین و احکام) که در معیارهای ازدواجم ملاکم برتری ایمان و اخلاق طرف مقابل هست به این امید که مایه پیشرفت و تعالی بنده باشند، و با این توقع تا به حال موقعیت ازدواج برایم فراهم نشده است‌‌‌، با این حال راضیم به رضای خداوند و واقفم به اینکه در قبال این تنهایی خداوند متعال چیزهایی برایم مرحمت فرموده که از شکرش عاجزم. با ابن اوصاف اولا آیا این حد معیار و ملاک توقع زیادی هست؟ دوما آیا ازدواج اینقدر مهم هست که یک نفر از این حد توقعش پایین بیاید و راضی بشه به ازدواج با فرد معمولی از لحاظ ایمان و اخلاق؟ یا بهتر بگم آیا اینقدر مهم هست که یک نفر از خودش و آینده معنویش بگذره؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر خواستگار انسان، واجبات را رعایت کند و مخالف انقلاب اسلامی نباشد و مانع تکالیف شرعی شما نشود، جای پذیرش دارد. موفق باشید
9115
متن پرسش
با عرض سلام حضور حضرتعالی: یکی از مسائلی که با شروع ماه مبارک رمضان به عنوان یک مسئله فکری آزار دهنده به سراغ من می آید مسئله ی روزه خواری در جامعه و نهی از منکر است. چون احساس می کنم به وظیفه ی خود در این موضوع به خوبی عمل نمی کنم. البته مواردی را نهی از منکر می کنم ولی برخی را نه. مثلا اگر سوار بر ماشین شخصی منکری مشاهده کنم غالبا برای نهی از منکر نمی ایستم. نمی دانم چقدر وظیفه دارم. آیا همه ی حرمت شکنان را وظیفه دارم نهی از منکر کنم؟ جسارتا جنابعالی در این گونه موارد چگونه رفتار می کنید؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون باید در نهی از منکر و امر به معروف ارتباطی منطقی برقرار شود باید اگر با منکری برخورد کردید، در فضایی صمیمی به آن فرد تذکر دهید که « مؤمن! اگر هم نمی‌توا‌نید روزه بگیرید، حرمت ماه رمضان را نگه دارید و علنی روزه‌خواری نکنید». ولی بنا نیست ما به دنبال مردم راه بیفتیم و ببینیم چه کسی روزه‌خواری می‌کند و به او تذکر دهیم. موفق باشید.
7063
متن پرسش
باعرض سلام .1استادچه کارکنیم که انسان حکیمی شویم وازسطحی نگری وشتاب درزندگی راحت شویم.2ایا می شود انسانی که 25 سال اززندگیش راباتنبلی غفلت گذرانده ازدست اینها راحت بشه چه کارکنیم که اراده قوی پیدا کنیم ازشرایطم ناراحتم دنبال راه نجات هستم کمکم کنید3برای افزایش قدرت تعقل چه باید کرد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در هیچ امری عقل را بازنشسته نکنید 2- وقتی انسان تنها خدا را همه کاره دانست، در هر صحنه ای متوجه حضور حق می شود و این امر انسان را در کارهایش جدَی می کند 3- انسان فطرتاً دارای عقل مناسب هست اگر به کار گیرد از حالت بالقوه به حالت بالفعل در می آید. یکی از این راه ها، تدبَر در قرآن است از طریق تفاسیر و مطالعه کتب علماء. موفق باشید
6523
متن پرسش
سلام استاد. این موضوع که در افواه عموم قید می شود که " گناه فلانی را شستند" به این مفهوم که مثلا تهمتی به وی زدند و این تهمت علیه اش پخش شد و... آیا واقعا در این صورت گناه فرد شسته می شود؟ یعنی این اتهامات منجر به پاک شدن کارنامه عمل فرد بی گناهی که در مظان اتهام قرار گرفته می شود؟ من روایتی را به این مضمون دیدم که اگر افرادی پشت سرت حرف زدند و این امر واقعیت نداشت تو را به ثوابی رسانده اند و...(البته قریب به این مضمون).حالا سوالم اینه که آیا واقعا گناه شسته می شود؟تشکر استاد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌قدر می‌دانم که بعضاً انسان در روز حساب به نامه‌ی اعمال خود می‌نگرد و اعمالی را در آن می‌بیند - اعم از حسنه یا سیئه – که او انجام نداده، وقتی می‌پرسد می‌گویند به غیبتی که کردی آن اعمال سیئه که به بقیه نسبت دادی به تو منتقل شد و یا به جهت غیبتی که از تو شد اعمال سیئه ات از تو برداشته گشت که البته زوایای بسیاری باید در صحنه باشد زیرا وقتی این حرف‌ها معنا می‌دهد که انسان مؤمنی عمل خلافی را انجام دهد و مایل نباشد در انظار عمومی ظهور کند بدین معنا که خودش نیز از آن عمل ناراضی است حال اگر این عمل را کسی ظاهر کند مصداق موضوع موفق می‌گردد. موفق باشید
5477
متن پرسش
بسمه تعالی باعرض سلام و ادب با توجه به اینکه نفس انسان در همه جا حضور دارد و به علت تعلق آن به بدن با جابه جایی بدن به مکان های مختلف به آنجا نظر می کند ، حال اگر انسان کمی نفس خودرا قوی کند شاید نیاز به جا به جایی بدن هم نباشد مثل مرتاض ها . حال اگر ما نیز خور را به حضور ائمه علیهم السلام ببریم می توانیم برکات این حضور در حرم آنها را دریابیم پس با این حساب رفتن جسمانی به آن حرم ها غیر از زمان های خاص که سفارش شده و علاوه بر زحماتی که بر انسان وارد می شود که خود در رشد انسان میسر است چه نقشی دارد آیا در زمانی که امکان رفتن جسمی برای انسان نیست می توان با نظر به ایشان از فیض و برکات آن زیارات مکانی بهره مند شد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری اگر نفس قوی شد مفتخر به آن حضور می‌شود ولی با این‌همه در حضور جسمانی یک نحوه کمال هست که نمی‌توان از آن گذشت. بعد از حضور جسمانی تا مدتی نفس قدرت حضورش در آن مکان ها بیشتر می‌شود و این غیر از خاطره‌ای است که با زیارت نصیبش می‌گردد. موفق باشید
4626
متن پرسش
سلام استادگرامی : شما در ده نکته معرفت سی دی شماره 8 فرق بین حضور و ظهور فرمودین که مخلوقات ظهور خدایند در آیات هم یا ظاهر و در جوشن کبیر ذکر یا ظاهر آمده ولی کلمه حاضر هزار نام خدا نیامد گر چه حاضر نام دیگر اون حق فرمودین ولی خود کلمه چه اشکالی داره که در جوشن نیاوردن دلیل داره؟ کلمه ی عربی ودر دعا نیاوردند؟ ممنون که وقت با ارزشتون را برامون می ذارین خدا خیرتون بده اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن در توصیف حضرت حق می‌فرماید خداوند « وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلیم‏ » است همه‌ی حرف را زده چون واسِعٌ عَلیم یعنی در همه‌ جا به صورت آگاهانه و عالمانه حاضر است. واژه‌ی «واسع علیم» کامل‌تر از واژه‌ی «حضور» است. ما حضور را در مقابل ظهور به‌کار برده‌ایم. موفق باشید
3398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام زیارت انشا الله قبول اقا طلبه سیرجانی 4 ماه است به علت قیام برای امر به معروف زندانی است و به حمد الله صدایی از کسی در نیامد نه از فقیه نه از فیلسوف نه از سپاه نه از بسیج حقیقتا این یعنی مرگ جامعه امام حسین برای امر به معروف شهید شد ولی ما دلمان را خوش کردیم به عزاداری به اربعین زیارت رفتن ولی از اصل قضیه غافل شدیم کسی این مرد را حمایت نکرد صدایی از کسی در نیامد
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: تا آن‌جا که اطلاع دارم رفقای با غیرت عدالت‌خواه موضوع را دنبال می‌کنند. موفق باشید
2945
متن پرسش
سلام.آیه213بقره آیه ای است که من باب حکمت وفلسفه به وجود آمدن شریعت براثر اختلاف بین انسانها صحبت میکنددرتفسیرالمیزان وتسنیم آقای جوادی تفسیر مربوط به این آیه را ملاحظه کردم صحبتهای عالی بود ولی جوابمو نگرفتم.سوالم این بود که باظهور حضرت صاحب(عج) که به وسیله ی اعمال عدالت وتوحید همه جانبه وبلوغ انسانهاودربی آن نماندن اختلافی و... آیا شریعت به این معنا که الان موجود است آن زمان هم باقی می ماند؟به عنوان مثال با بی نیاز ماندن انسانها به زکات وخمس ونبود فقیر آیا مثلا این حکم وبه همین ترتیب تمامی شریغت می تواند جای خود را به فطرت بشری که اصیلترنیزنی باشد بدهد؟باتشکرازاستاد
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ربط قسمت اول سؤال را با قسمت دوم آن متوجه نشدم. در روایت هم داریم که در زمان ظهور حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» آنچنان مردم بی‌نیاز می‌شوند که محتاج به زکات پیدا نمی‌شود ولی موارد دیگر زکات که آبادی شهر و روستا و خدمات جانبی به مردم است همواره در جای خود محفوظ است، چون این نیاز ها لازمه‌ی زندگی زمینی است. موفق باشید
2533
متن پرسش
آقای طاهر زاده این خدا کیست؟ چیست؟ چرا دست از سر ما بر نمی دارد؟ باور کنید نه می‌تونم ازش فرار کنم، نه ولم می کنه، نه می شناسمش نه راهم میده، نه نشونم میده، باور کنید منو بیچاره کرده. بابا این خدا کیه؟ چکارس؟ چکارش کنیم؟ چرا مارو تو زمین و آسمون نگه داشته؟ خب یا بیاد پایین یا ما رو ببره بالا. بدون خدا نمیشه، نمی‌تونم. از اون ور، باهاش هم نمیشه بود. چی از جون ما میخواد؟ چرا کسی نیست جواب منو بده؟ همین که میفهمم هیچی نمیفهمم خودش یه دنیا دردسر و بدبختیه، وای به حال این‌که آدم یه چیزی هم بدونه.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نمی‌دانم دنبال چی هستی؟ اگر به دنبال خدای واقعی هستی و نه خدای ذهنی، شاخصه‌ی آن خدا این است که با اندیشه به‌دست نمی‌آید و باید بدانی «هرچه اندیشی پذیرای فناست... وانکه در اندیشه ناید آن خدا است» و اگر برایت روشن شد که برای رسیدن به او باید با او مأنوس شوی و مأنوس‌شدنِ با او مشروط به آن است که «خود» را نبینی زیرا به قول فیض کاشانی، توجه کن که می‌گوید: گفتم: که روی خوبت، از من چرا نهان است؟ ...گفتا: تو خود حجابی ، ورنه رخم عیان است ! گفتم: که از که پرسم ، جانا نشان کویت ؟ ...گفتا: نشان چه پرسی ، آن کوی بی نشان است ! گفتم: مرا غم تو خوشتر ز شادمانی ...گفتا: که در ره ما ، غم نیز شادمان است ! گفتم: که سوخت جانم، از آتشِ نهانم ...گفت: آنکه سوخت او را، کی ناله یا فغان است ! گفتم: فراق تا کی؟ گفتا : که تا «تو» هستی ...گفتم نفس همین است ؟ گفتا: سخن همان است ! گفتم: که حاجتی هست ، گفتا : بخواه از ما …گفتم: غمم بیفزا، گفتا که رایگان است ! گفتم: ز فیض بِپْذیر، این نیمه جان که دارد....گفتا : نگاه دارش، غم‌خانه‌ی تو جان است ! آری وقتی هنوز ما نظر به «هستِ» خود داریم جایی برای هستِ مطلق نمی‌ماند که بخواهیم با او مأنوس شویم. قصه‌ی او با ما، قصه‌ی آن پشه است که در محضر حضرت سلیمان از باد شکایت کرد که مانع زندگی اوست و حضرت خواست باد را احضار کند تا شاکی و متشاکی را در محکمه حاضر کرده باشد. بانگ زد آن شه که اى باد صبا.... پشه افغان کرد از ظلمت بیا+ هین مقابل شو تو و خصم و بگو.... پاسخ خصم و بکن دفع عدو+ باد چون بشنید آمد تیزِ تیز.... پشه بگرفت آن زمان راهِ گریز+ پس سلیمان گفت اى پشه کجا ... باش تا بر هر دو رانم من قضا+ گفت اى شه مرگ من از بود اوست.... خود سیاه این روز من از دود اوست‏+ او چو آمد من کجا یابم قرار.....کاو بر آرد از نهاد من دمار+ همچنین جویاى درگاه خدا .... چون خدا آمد شود جوینده لا+ گر چه آن وصلت بقا اندر بقاست .... لیک ز اول آن بقا اندر فناست‏+ سایه‏هایى که بود جویاى نور.... نیست گردد چون کند نورش ظهور+ هالک آید پیش وجهش هست و نیست .... هستى اندر نیستى خود طرفه‏اى است‏+ اندر این محضر خردها شد ز دست..... چون قلم اینجا رسیده شد شکست+ ملاحظه می‌کنید که مولوی می‌خواهد بگوید «همچنین جویاى درگاه خدا... چون خدا آمد شود جوینده لا» حالا از خود بپرسید به دنبال کدام خدا هستید؟ خدای واقعی را وقتی می‌یابید که خودتان را خودتان نبینید. همه‌ی دردسرها آن است که می‌خواهیم هم «ما» باشیم و هم «خدا». بگو: «ما که باشیم ای تو ما را جانِ جان... تا که ما باشیم با تو در میان». موفق باشید
2400
متن پرسش
سلام.فکر می کنم شما به سوال من(2334) جواب نداده اید.بنده عرض کردم ویژگی ذاتی ماده،محدود و متناهی بودن آن است و نمی تواند غیر این باشد.جمع ماده ها نیز باز متناهی است و بی نهایت نمی شود.با توجه به این مقدمه ها این جهان مادی باید حتما حد داشته باشد چون حد، ذاتی آن است.پس این عالم باید محدود و تمام شدنی باشد و جایی دیگر ادامه نداشته باشد.در حالی که نمیشود این را فهمید و یا تصور کرد که دنیا یک جایی تمام بشود.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین‌طور که روح شما در کنار بدن شما نیست که از یک جایی بدن تمام شود و روح شروع شود، عالم ماده در نظام مادی یک جایی تمام نمی‌شود و مجرد شروع شود. پیشنهاد می‌کنم کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را همراه با شرح آن مطالعه فرمایید تا معنای دو ساحتی‌بودن ماده و مجرد برایتان روشن شود. موفق باشید
1112

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام اینجانب حدود سه سال است که ازدواج کردام ولی با همسرم تفاهم علمی نداریم عالم یک دیگر را درک نمیکنیم واز طرف دیگر ایشان محبتشان را ظاهر نمیکنند واز نظر جنسی سرد مزاج هستند ووابستگی شدیدی به پدر ومادرشان دارند وزندگی ما بدون انها از حیات می افتد وقتی به ایشان میگویم به زندگی خودت برس وپش من باش میگوید نمیتوانم وقهر میکند ومیگوید ای کاش اول با تو شرط کرده بودم که تو اذیت نمیشدی هیچ انگیزه ای برای زندگی مستقل ندارد خیلی با او صحبت کرده ام او قبول میکند ولی میگوید نمیتوانم من به لطف خدا برای خدا صبر کرده ام ولی کم کم دارم به گناه کشیده میشوم ونیاز به یک هم صحبت دارم ازجنس زن شما مرا راهنمایی کنید که چکار کنم از شبطان رهایی یابم وفکرم آزاد وبه سلوکم برسم (من تمام سوالهای قبلی را خوانده ام وخواهش میکنم مرا حواله به روانشناس ندهید شما بگویید چه کار کنم نمیدانم صبر یااصلا مهم نیست این مسائل
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی اولاً: با محبت به او نظر او را به خودتان برگردانید. ثانیاً: در فضایی محبت‌آمیز بحث «ازدواج تولدی دیگر» را که در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» مطرح شده با او در میان بگذارید و تشویقشان کنید که خودشان هم بخوانند. إن‌شاءالله مشکل حل می‌شود. موفق باشید
958

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید با توجه به بحث انسان در خدمت دنیا یا دنیا در خدمت انسان برداشت من این بود که شما با استفاده از تکنلوژی و کشف اختراعات مخالفید. نظر شما اینه که با گسترش تکنولوژی انسان از یاده خدا غافل میشه؟ میشه توضیح بدین؟ 2.به نظر شما فرهنگ و مردم غرب را با یک چشم دیدن و همه را در خدمت شیطان دیدن درسته؟ در صوریتیکه خیلیها در دین خودشان متدین هستند و گناههایی که بعضی از ما به وفور انجام میدهیم مانند دروغ.تهمت.غیبت و بدگویی پرهیز میکنند ممنون
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی موضوع جایگاه فکری و فرهنگی تکنولوژی و رابطه‌ی آن با فرهنگ مدرنیته موضوعی است که احتیاج به مطالعه‌ی مباحث زیادی دارد پیشنهاد می‌کنم اگر مایلید وارد این بحث شوید ابتدا کتاب «توسعه و فرهنگ» از شهید آوینی را مطالعه فرمایید سپس چهار جلد کتابی که بنده در رابطه با فرهنگ غرب نوشته‌ام مطالعه شود. موفق باشید
17253
متن پرسش
ضمن عرض سلام و ادب بنده می خواستم نظر خودم رو راجع به قضیه ذوالقرنین بیان کنم من کتاب جناب آقای مستحسن رو بطور کامل خوندم و همچنین تفسیر المیزان رو در مورد همین قضیه و می خوام چند ایراد وارد کنم: 1. ضمن اینکه نگرش ایشان نگرش خیلی خوب و در تفسیر آیات خیلی خوب وارد شدند در عین حال از بعضی قضایا غفلت کردند یکی اینکه قرآن می فرماید «یسئلونک عن ذی القرنین» اول اینکه چه کسی سوال کرد؟ پرسش کنندگان یهودی بودند که سه سوال جهت اثبات نبوت پیامبر اسلام (ص) بواسطه از ایشون پرسیدند: 1. اصحاب کهف 2. جریان حضرت موسی (ع) و خضرنبی(ع) 3. ذو القرنین و این نشون میده یه شخصیت تاریخی قبل از اسلام بوده به نام ذوالقرنین ولی آقای مستحسن اصلا به این نکته توجه نداشتند 2- نکته دیگه اینکه بنا بر قول معصوم هر آیه قرآن هفت وجه داره این دلیل نمیشه چون آقای مستحسن این نظر رو بیان کردن پس نظر دیگری باطله اگه اینجور باشه پس در مورد سایر وقایع قرآنی مثل توفان نوح و اصحاب کهف و حمله ابرهه به کعبه و سپاه فیل سوار نیز باید شک کرد بطور یقین هدف قرآن از نقل چنین داستانهایی عبرت آموزی و پند گرفتن و هدایت بشر بوده بنابراین هر واقعه می تونه هم وجه تاریخی داشته باشه و هم وجه آخرالزمانی و نباید به سادگی شخصیتی مثل علامه طباطبایی رو زیر سوال برد چون خود علامه هم نظر ابوالکلام ازاد رو خالی از اشکال نمی دونه تشکر منتظر پاسخ شما هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید نگاه جناب آقای مستحسن به موضوعِ سخت‌پیچیده‌ی آیات مربوط به ذی‌القرنین، نگاهی است در کنار سایر نگاه‌ها که از بعضی جهات، بعضی از ابعاد آیات را روشن می‌کند و همان‌طور که المیزان در حدّ خود به این موضوع پرداخته است ولی با نظر به تفسیر المیزان در این موضوع باز ابهاماتی در میان است؛ عیناً همین مسئله در مورد نگاه جناب آقای مستحسن هست. خوب است اگر فرصت کردید به عرایضی که بنده از سوره‌ی کهف در این مورد داشته‌ام و در قسمت کتاب‌ها، متن آن هست رجوع فرمایید. موفق باشید

15633
متن پرسش
سلام علیکم: در قسمت پرسش و پاسخ سوالی دیدم که ناراحت و نگرانم کرد و مرا در ماه رجب و قرب الهی شوکه کرد. در جواب سوال 12857 فرموده اید: انسان‌های وسواسی سعی بر تعالیِ وجودی و سیر إلی اللّه ندارند، بیشتر مشغول ظاهر شریعت می‌شوند و شیطان نیز از همین طریق سراغ آن‌ها می‌رود حال من خود م یقین دارم وسواسی هستم و عالم مسجدمان هم می داند که در بعضی احکام شریعت و بعضی سوالات اعتقادی که پیش می آید دچار وسواسم ولی سعی بر تعالی وجودی و سیر الی الله را به لطف خدا در وجود خودم حس می کنم و خدا و اهل البیت (ع) را در منظر قلبم قرار داده ام و توفیق سالها کسب فیض از جلسات علمای سیری را در خود می بینم و به توفیق الهی خودم را در سیر قلبی می بینم ولی خب بالاخره دچار وسواس هستم حال آن پاسخی که فرمودید مطلق است یعنی همه انسانهای وسواسی تا زمانی که گرفتار وسواس اند سعی بر سیر الهی ندارند؟ 2- آیا انسان وسواسی چون دچار وسواس است اعمالش مورد قبول واقع نمی شود یا مثل موارد دیگه جنبه کمالی ممکن است نداشته باشد؟ (من نخواستم تعریف از خود باشد و به قصد روشن شدن مطلب شرایط خودم را بیان کردم)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان سعی کند به کمک ظاهر شریعت از ظاهر به باطن و با اُنس با حقایق جلو رود، بیشتر به نتیجه می‌رسد و انسانِ گرفتار وسواس از آن جهت که گرفتار ظاهر است به خود ضربه می‌زند 2- ملاک در عمل به شریعت، رعایت ظاهر شریعت است برای سیر به باطن و اُنس با حق و متأسفانه وسواس انسان را بیشتر گرفتار ظاهر می‌کند. موفق باشید

12921

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیزم: اول اینکه توفیق روز افزون شما را از خداوند متعال خواستارم. می خواستم نظر شما را درباره دکتر حسن عباسی و مباحث ایشان بدانم. آیا موضع گیری های ایشان را حکیمانه می دانید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انتظار زیادی از جناب آقای دکتر حسن عباسی نباید داشت. در هرصورت ایشان دل‌سوزانه و هوشیارانه و مفید سخن می‌گویند. موفق باشید

12466
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام: استاد عزیز دو سوال از حضورتان داشتم: سوال اول اینکه بنده در سخنرانیهای شما در شرح حال افرادی دیدم که اینان پایشان را در جایی که قرآن باشد دراز نمی کنند، بنده در اتاقی که می خوابم قرآن هست البته غیر از آشپزخانه خانمان جایی دیگر پیدا نمی شود که کسی نخوابد بدلیل اینکه بقیه قسمتهای خانه کسی می خوابد. پس حال بدین منظور که حرمت قرآن حفظ شود چه باید کرد؟ از طرفی این فقط مخصوص قرآن است اگر مفاتیح یا صحیفه یا کتبی دیگر که آیاتی از قرآن در آنها هست بالای سر انسان باشد مثلا کتابهای شما شامل این نمی باشد؟ چون بنده کتابهای شما را هم بالای سرم می گذارم بدلیل اینکه از آنها در شبها مطالعه می کنم و نیز اینکه بعضی روی دیوار اتاقها سوره ای از قرآن نصب می کنند. ممنون می شوم این سوال را کامل پاسخ دهید. سوال دوم اینکه بنده دوستانی دارم که رعایت حجاب را چندان نمی کنند. یکی از ایشان اینقدر فضائل اخلاقی دارند که بنده خودم را در حدی نمی دانم که بتوانم امر به معروف کنم ایشان روزه شان سر جایش، نمازشان، احترام و نیکی به پدر و مادرشان و... فقط چیزی که بنده می بینم اینکه زیاد مقید به حجاب نیستند، چطور بگویم، مانتو کوتاه و بیشتر مواقع بیرون ماندن مو از روسری و مقنعه و آرایش شده وارد فضای بیرون و اداره. گفتم نه خود را در حد امر به معروف کردن می دانم و نه روش آن را می دانم چاره چیست؟ آیا باید قطع رابطه کنم؟ این یعنی سر بودن بنده که واقعا می گویم بنده ظاهر امرم درسته وقتی ایشان را در بعضی موارد می بینم غبطه می خورم یا اینکه ممکن است در طولانی مدت حداقل ظاهر بنده هم روی ایشان تاثیر بگذارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ تا می‌توانید آن‌جایی که تلقّی قرآن در میان است ادب را نگه دارید ولی هیچ وقت کتاب‌هایی مثل مفاتیح را نمی‌توان به عنوان قرآن در نظر آورد و احترامی که برای قرآن لازم است را در مورد آن رعایت کرد. 2ـ با صحبت‌های طولانی و ادامه‌ی صمیمیت اگر شرایط فراهم شد، خوب است که با منطقی دوستانه از او بپرسید شما که این‌همه خوبی را در خود جمع کرده‌اید چرا نسبت به رعایت کامل حجاب که منجر می‌شود خوبی شما کامل شود کوتاهی می‌کنید؟ عنایت داشته‌باشید که امر به معروف در فضای صمیمیت تأثیر خود را دارد و در همین رابطه قرآن می‌فرماید «مومنین و مومنات دوستان همدیگر‌اند و در این راستا همدیگر را امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند» (سوره مبارکه توبه، آیه71). موفق باشید

11305

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام آیا شما موسسه انشاء را جهت مشاوره برای راهنمایی گرفتن جهت برطرف کردن برخی مشکلات روحی مثل وسواس و ... تایید میکنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موسسه در حدّ خود تلاش‌های قابل توجهی داشته، هرچند نباید هر انتظاری را از آن عزیزان داشت. بنده جهت موفقیت هرچه بیشتر دست‌اندرکاران آن مؤسسه دعا می‌کنم. موفق باشید
10294
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: دو تا سوال داشتم که امیدوارم استاد عزیز جواب بدن. 1- ما که در سنین جوانی هستیم چگونه وقتمون رو پر کنیم که موقع پیری احساس حسرت نداشته باشیم؟ 2- برای از بین بردن دلگیری چه کار باید کرد؟ با تشکر فراوان.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید سعی کرد در دوره‌ی جوانی با معارف خوبی آشنا شد تا جهت روح ما را از خاک به سوی افلاک بیندازد در آن صورت دلگیری معنا نخواهد داد. سیر مطالعاتی روی سایت می‌تواند کارساز باشد. موفق باشید
10114
متن پرسش
با عرض سلام و وقت بخیر: همسر بنده طلبه است و در زندگی دچار یک مشکل اعتقادی اخلاقی شده ام. می خواستم اگر امکان دارد زمانی را بفرمایید تا حضورا خدمت برسم و در این زمینه از جنابعالی مشورت بگیرم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه بنده نتوانسته‌ام در تکالیفی که برای خود شکل داده‌ام فرصتی جهت این امور بگذارم. عزیزان دیگری هستند که در این موارد کمک می‌کنند. موفق باشید
9983
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: من در خانواده‌ای بزرگ شدم که خودکم‌بین هستیم و خودمان را از بقیه پایین‌تر می‌بینیم و درنتیجه با این خودکم‌بینی که سبب حقارت نفس می‌شود، دچار تکبر می‌شویم. شاید نسبت به بقیه از خیلی جهات در واقع بالاتر و بهتر باشیم، اما همین‌که در جمع قرار می‌گیریم احساس کوچکی می‌کنیم. برای رفع این حقارت و خودکم‌بینی نفس چه کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی ملاک را تقوا قرار دهید به‌کلّی از همه‌ی این مشکلات آزاد می‌شوید. به اندازه‌ی تقوایتان به خود امید وارید و بقیه را نیز به اندازه‌ی تقوایشان بزرگ می‌دارید. موفق باشید
نمایش چاپی