بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15331
متن پرسش
با عرض سلام: ناظر به صوت دوم از جلسه دوم صوتهای کانال تلگرامتون، فرمودید که 1) با رعایت فضایل، نوری به عقل می رسد که در انتخاب موفق می کند. 2) هر کس عمل کند به آنچه حق می داند، خدا علمی بهش ارث می دهد. سوال اول: این علم آیا شامل علمی می شود که انسان را از سردرگمی تفاوت نظر بزرگان درآورد؟ سوال دو: آیا این علم پاسخگوی نیازهای علمی انسانی که به همه دری زده ولی در علم حصولی جواب نگرفته، هست؟ تاکید می کنم سوال در علم حصولی است مثل حقوق زن و... سوال سه: چطور با وجود فضایل در همه عرفا، عرفان را دو دسته می کنید،انقلابی و غیر انقلابی؟ در حالی که غیر انقلابیون هم فضایل ممکنه داشته باشن (بیشتر ناظر به عرفانی که در فتنه 88 شکست می خورد برام سواله) سوال چهار: مدتها برام اخلاق کانتی و الهی سوال بود و بارها جواب شنیده بودم اما سوالم حل نمی شد تا با مثال اسبی که زدید دریچه ی عمیقی از این تفاوت به رویم باز شد. سوال سه رو هم بارها پرسیدم اما برایم جا نمی افتد که بالاخره تفاوت عارفی که موضع سیاسی غلطی دارد با امام یا آقا یا احمدی نژاد چیست؟ لطفا سوال سه رو یه جوری بگید که ما خوب درک کنیم حقیقتش رو که: بالاخره چه میشود که فضایل، در انسانی منجر به انتخاب درست می شود ولی در انسانی هم نمی شود؟ و ما چگونه مطمئن شویم فضایل سبب انتخاب درستمان شده. خیلی متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2 – آری! 3- علم حضوری مثل نور است و انسان را به یک کلیّتی در مورد فهم بسیاری از امور می‌رساند. ولی در صورتی حقیقتاً عارف واقعی خواهد شد که متوجه تجلیات حضرت حق در زمان و تاریخ خود باشد و با اسمی با حضرت حق مرتبط گردد که در آن تاریخ، ظهور کرده است. به همین جهت با آمدن یک پیامبر، باقی‌ماندن بر دینِ پیامبر قبلی، کفر است. زیرا با اسمی که در قبل متجلی بوده است، دیگر نمی‌توان به طور حضوری با حضرت حق مرتبط شد، بلکه از آن به بعد در علم حصولی با آن انوار الهی مرتبط‌اند که این در واقع، ارتباط نیست بلکه اطلاع است. عمده‌ی بحث را باید در حضور تاریخیِ حادثه‌ها دنبال کنید که حضرت حق، همواره مطابق ظرف زمانه تجلی می‌کند وگرنه خدای او یک خدای ذهنی است.  - اگر بپذیریم که در هر تاریخی، فهمی و خردی به صحنه می‌آید تا آن تاریخ ساخته شود و فهم زمانه است که تفکر مخصوص آن دوران را به ما می‌دهد؛ باید در نسبت بین انقلاب اسلامی و تفکر، کمی تأمل کرد همچنان‌که همه‌ی متفکران تاریخ در زمان خود از عقل معیّن زمان خود برخاسته‌اند و از آن سخن می‌گویند. باید از خود پرسید در حال حاضر چه عقلی در میان است و معنای بی‌عقلی در این زمانه به چه معنا است. با این عقل است که می‌توان اهداف انقلاب اسلامی را تأمین کرد و نه عقل دیگر که به ما بستگی ندارد. - فهم غیر تاریخی نمی‌تواند روح تاریخ زمانه‌ی خود را تجربه و احساس کند، لذا متوجه نمی‌شود که بعضی از آرزوهایش، مربوط به تاریخ او نیست. ده‌ها سال یک خواست و آرزو را حفظ می‌کند بدون این‌که از خود بپرسد چرا جامعه‌ی او به آن آرزو و خواست نرسیده‌اند.

در تاریخِ تجدد همه‌ی آن‌چه باید در آن سرزمین شکل می‌گرفت تا آن تاریخ ظهور کند، شکل گرفت و این ربطی به تاریخ ما نداشت. آری! امور تاریخی، امور واقع‌شدنی و تحقق‌یافتنی هستند، اما در وقت و جایگاه خود و در میان مردمی که مربوط به آن تاریخ‌اند، به همان معنایی که رسول خدا(ص)فرمودند: «الْأُمُورُ مَرْهُونَةٌ بِأَوْقَاتِهَا»[1] وقوع حادثه‌ها در گرو وقت و تاریخ خاص آن‌ها است. و با این آگاهی باید متوجه باشیم همیشه و در همه‌جا قادر به هر کاری نیستیم، تنها در بستری که تاریخ ما در مقابل ما گشوده است، ما به آن‌چه باید برسیم و تقدیر و مصلحت ماست می‌رسیم؛ مگر آن‌که با فهم غیر تاریخی خود، همچنان اصرار داشته باشیم به آن‌چه در جهان تجدد است، ما نیز خواهیم رسید و باز ده‌ها سال در این آرزو دست به هیچ کاری مناسب تاریخ خود نخواهیم زد.

فهم غیر تاریخی گمان می‌کند راه توسعه‌ی غربی، آزاد از هرگونه سرزمینی و تاریخی برای هر ملتی قابل تحقق است. در حالی‌که در صدساله‌ی اخیر به جهت همین تفکر، فاصله‌ی ملت ما با توسعه‌یافتگیِ غربی، نزدیک که نه، بلکه زیاد هم شده است مگر در مصرف‌کردنِ آن‌چه جهان توسعه‌یافته عرضه می‌کند. ما نسبت به غرب دارای دو تاریخ هستیم و نمی‌توانیم برای رسیدن به غرب به فرهنگ‌ و تاریخ خود پشت کنیم زیرا در این صورت نه به درستی در تاریخ تجدد وارد می‌شویم و نه دیگر پاهایی استوار در زمین و زمان خود داریم ـ‌ از این جا رانده و از آن‌جا مانده‌ ـ و این رنج بی تاریخی است که با انقلاب اسلامی به خوبی می‌ توان از آن عبور کرد و به عهدی که مربوط به تاریخ خودمان است پایدار ماند. باید متوجه باشیم در حال حاضر در کنار تاریخ تجدد که دوران تکنیک است با انقلاب اسلامی تاریخ دیگری ظهور کرده‌است و در آن از اصولی می‌توان سخن گفت که غیر از اصول تجدد غربی است. آری دوران‌های تاریخی به راحتی ظهور و تعیّن نمی‌کنند بلکه تعیّن‌شان به اندیشه و نگاهی است که در آن‌ها به جهان و به غایات زندگی می‌شود. با توجه به این امر آیا نباید متوجه شد که تاریخ جدیدی شروع شده است؟ در ضمن بحث «زهرای مرضیه «سلام الله علیها» و هوشیاری نسبت به ظرفیت تاریخی که با اسلام شروع شد» که صوت آن نیز در صفحه‌ی اول سایت هست، نکاتی در مورد تشخیص حضور تاریخی، در اختیار شما می‌گذارم. موفق باشید

 


[1] - درر الأخبار، ص: 532

14318
متن پرسش
سلام استاد عزیز: لطفا این عبارت را از کتاب از برهان تا عرفا ن توضیح دهید. (عمر حقیقی انسان به مقدار حرکت وجودی همان انسان است و نه حرکت زمین .....) یعنی اگر عمر انسان با حرکت عرضی سنجیده شود و یا با حرکت جوهری متفاوت خواهد بود؟ اصلا مبنای محاسبه زمان در حرکت جوهری چیست؟ با کمال تشکر از جنابعالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرکت زمین ربطی به سیر و حرکت ذاتیِ ما ندارد. می‌شود 50 سال از عمر انسان به معنای 50 بار حرکتِ زمین به دور خورشید طی شود و هیچ حرکت اساسی در ذات انسان به عنوان انسان پیش نیاید تا قوه‌های او به فعلیت تبدیل گردد. موفق باشید

13143
متن پرسش
سلام استاد: چرا ما احساس نمی کنیم که امامی داریم در غیبت منتظر مقدماتی است که به دست ما باید تشکیل بشه؟ چرا شب راحت می خوابیم؟ چرا دنبالش نمی رویم؟ سراغش ر و از کسی نمی گیریم؟ چرا عادت به نبودنش کردیم و زبانن ابراز احساسات می کنیم؟ کاری به بقیه ندارم حداقل چرا من این طوری ام؟ آیا بخاطر نداشتن صفای باطن یا بخاطر معصیتهایی که کردم راه قلب و روحم مسدود شده و بی غیرت شدم؟ چکار کنم که در خودم حس کنم گمشده ای دارم و مثل فرزندی که ازت گم بشه چطور بیقراره آنگونه بی قرار باشم و به هر جایی که برم سراغ از او بگیرم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این بلایی است که همه‌ی ما گرفتار آنیم و به اندازه‌ای که از یک‌طرف متوجه‌ی ضعف‌های زندگیِ بی‌امام و از طرف دیگر متوجه برکت ظهور مقدس آن حضرت باشیم؛ مسئله حلّ می‌شود. در هر صورت باید در تذکر به همدیگر از آن انتظار مقدس به‌جای دیگری خود را مشغول نکنیم وگرنه همین فعالیت‌های فرهنگی ما حجابی خواهد شد بدون هیچ نتیجه‌ای. موفق باشید

12750
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: در جریان مباهله که حضرت علی (ع) به عنوان نفس پیامبر (ص) معرفی شده آیا این اشاره به مقام ولایت و خلیفه اللهی حضرت علی (ع) است که بالاتر از مقام رسالت پیامبر (ص) است و یا نه به اعتبار حدیث منزلت که مقام حضرت علی (ع) تفصیل پیامبر (ص) است و ظاهرا پایین تر از مقام پیامبر (ص) است. (مشابه اینکه می گوییم مقام مرد مقام عقل است و مفام زن نفس است)؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» در مقام نفس پیامبر هستند، بدین معنا است که به نور عصمت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» منوّر به مقام عصمت‌اند و چون به تابعیت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در چنین مقامی هستند، مقام رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» بالاتر است. بحث مباهله را در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید

12675

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: منظور از فتح باب در کلام عرفا چیست؟ آیا منظور بقای بعد از فناست؟ این که امثال آیت الحق سید علی قاضی بعد از سی سال مجاهده می فرمایند که تازه فتح باب شد، منظور چه فتح بابی است؟ آیا آن هدف برای سالک است و یا نشانه ای برای دانستن این که در مسیر هست یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فتح باب در هر موردی یعنی انتقال از علم حصولی در آن مورد به علم حضوری. موفق باشید

12205
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: شما در بحث معرفت النفس والحشر فرمودید روح و اول ما خلق الله، یعنی نفس پیامبر (ص) در عالم امر یک چیز است ولی شخص پیامبر (ص) در عالم ماده که نفسش از مقام روح نازل شده است مثل ما یک انسان است. سئوال بنده این است که طبق قاعده معرفت النفس نفس در مقام نفسیت تعلق به تن دارد چون بالقوه هایی دارد می خواهد به فعلیت برساند و برود. حال آیا نفس پیامبر (ص) هم مثل ما انسانها است که می خواهد بالقوه ها را بالفعل کند تا برود؟ اگر این‌گونه باشد پس این‌که می فرمایند مقام پیامبر (ص) عین علم، عین صدق، عین کرم.... است این یعنی فعلیت، اما از طرفی پیامبر (ص) هم باید کمال پیدا کند و بنده کمال پیامبر (ص) را در این می‌بینم که این عین بودن در صفات کمالی را حفظ کند همان فرق دفع و رفع که فرمودید. پس نتیجتاً پیامبر (ص) از اول عمر باید در نمازش دائم در حضور باشد و غفلت در مقامش نیست. آیا این عین علم و عین صدق و کرم و... بودن در نفس پیامبر (ص) از همان آغازی که نفس نازل شد بر بدن شریف پیامبر (ص) بوده؟ یا بعداً این امر اتفاق افتاده؟ و در ثانی نفوس که از مقام روح نازل می‌شوند اگر تفاوت کند که دوگانگی و کثرت حاصل می‌شود و در مقام روح کثرت معنا ندارد و مقام وحدت است و نیز فرمودید، جلوه‌های متفاوت مقام عقل فعّال بر اساس شرایط متفاوت است، حال این شرایط منظور عالم ماده است؟ مثلاً بدن پیامبر (ص)شرایط دریافت آن نفس متعال را دارد؟ یا منظورتان از شرایط چیز دیگری است؟ و این‌که فرمودید مظهر کامل عقل کل در این عالم پیامبر (ص) هستند یعنی چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌فرمایید تکامل رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و ائمه«علیهم‌السلام» تلاش برای باقی‌ماندن در عصمت است و لذا در عین آن‌که روح در بدن آن‌ها دمیده شد، نور عصمت هم در کنار آن روح بر آن‌ها متجلی است. در عین آن‌که هراندازه در بدن زمینه‌ی دمیدن روح با جامعیت بهتری فراهم ‌شود، بهتر خود را در مقام روح احساس می‌کند. عقل یک حقیقت متعالی است که مظهرش کامل‌ترین انسان‌ها باید باشد. موفق باشید

12117
متن پرسش
سلام: نزدیک به 7 سال است که تمرین سکوت و نفی خواطر می کنم اما نهایت مراقبتم بیش ار 10 15 ثانیه طول نمی کشد. تنها حالتی که به آن دست می یابم حالتی همچون شناور شدن است که دیگر سالهاست به ان عادت کرده ام. به نظرم پیشرفتی ندارم. چرا؟؟؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار تمرین سکوت؛ خوش‌اخلاقی، حُسن ظن به مؤمنین، صله‌ی رحم، رعایت حقوق افراد، همه و همه باید رعایت شود. موفق باشید

11305

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام آیا شما موسسه انشاء را جهت مشاوره برای راهنمایی گرفتن جهت برطرف کردن برخی مشکلات روحی مثل وسواس و ... تایید میکنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موسسه در حدّ خود تلاش‌های قابل توجهی داشته، هرچند نباید هر انتظاری را از آن عزیزان داشت. بنده جهت موفقیت هرچه بیشتر دست‌اندرکاران آن مؤسسه دعا می‌کنم. موفق باشید
11058
متن پرسش
سلام علیکم: آیا برای تسخیر تکنولوژی فناوری اطلاعات(IT) به فلسفه مابعدالطبیعه مسلط شویم؟ آیا می شود در کنار تحصیل این رشته به طور جد به فلسفه پرداخت یا کار بی فایده ای است و باید زحمت را به دوش متفکران گذاشت؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ما با مبانی هستی‌شناسی وارد این علوم شویم در درست تجزیه و تحلیل‌کردن موضوع دچار خطای پوزیتیویست‌ها نمی‌شویم. موفق باشید
10551
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی و ارجمند: نظر شما در مورد خلسه (حالتی بین خواب و بیداری) عرفایی همچون آیت اله قاضی، سید هاشم حداد چیست؟ آیا برای من که چند سالی است تزکیه و تهذیب نفس انجام داده ام پیشنهاد می کنید یا نه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حالت خلسه در اختیار ما نیست، حالتی است که برای نفس سالک پیش می‌آید. وقتی نفس آماده شد، با پیش آمدن حالتی که به آن خلسه می‌گویند از عالَم کثرات تا حدّی آزاد می شود و یک نوع هوشیاری برتر به او دست می‌دهد. موفق باشید
9557

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ سوال 9287 به 6 جزوه امام خمینی و تقدیر تارخی زمانه اشاره فرمودید، اما آنها را در سایت نیافتم. کجا می توانم پیدا کنیم؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان مباحث مربوط به مدرسه‌ی معصومیه است که در سایت در قسمت جزوات تحت عنوان شرح کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی رضوان الله علیه هست. موفق باشید
9162
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: یکی از مباحثی که به نظر می رسد باید به آن اهمیت داده شود خردورزی و تفکر در کودکان است و یا به عبارت دیگر امروز کودکان ما تحت تاثیر فضای حاکم هویت خود را در شخصیتهای غربی تعریف می کنند. آیا میتوان افقی از تفکر را به کودکان نشان داد که در آن خود را شخصیتی تمدن ساز بیابند. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً باید این کار را کرد و از همان موقعی که کودک قدرت تمیز دارد افقی را در مقابل‌اش به عنوان زندگی آرمانی تعریف کرد که هرگز خود را بازی‌خورده‌ی تمدن غربی احساس نکند. موفق باشید
8859
متن پرسش
سلام علیکم: برای فهم فصوص چه مقدماتی لازم است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین و خویشتن پنهان و معاد از یک طرف، و از طرف دیگر به عقلی مخصوص نیاز است که استاد باید تشخیص دهد. موفق باشید
7109
متن پرسش
سلام استاد عزیز از نظر اخلاق و عرفان با حشراتی که آسیب نمی زنند اما مزاحم هستم چه رفتاری باید داشت؟ در خاطرات امام آمده ایشان مگس را نمی کشتند بلکه از در بیرون میکردند. این سوال شاید خنده دار به نظر رسد اما در اتاقم مورچه ها لانه کرده اند و همه جا رژه میروند نمی دانم چه کار کنم؟ با جارو برقی جمعشان کنم خوب است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با جارو برقی جمع‌شان کنند خوب است. اگر هم مزاحم زندگی شما شدند دیگر لشکر شیطان‌اند. همان‌طور که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» آن ماری که جلو می‌آمد تا نمازشان را مختل کند، کشتند، می‌توانید حیوان موذی را قبل از آن‌که آزار برساند بکشید. موفق باشید
6878

راضی به قضابازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد بنده بعد از اینکه یک مصیبت یا شری به من می رسد تا آنجاییکه در توان بنده است سعی می کنم قلبا به خواست خدا راضی باشم. اما در همان حال، اعمال اون روز یا چند روز گذشته را تحلیل می کنم که بفهمم که علت این شر/مصیبت به خاطر کدام گناه و معصیتم بوده وتا مدتی ناخواسته خودمو در حال تجزیه و تحلیل پیدا می کنم. خودم فکر می کنم که این حدیث نفس و وسوسه شیطان است و نباید این تحلیل را انجام دهم چون با راضی بودن با رضای خدا منافات دارد. ممنون میشم بفرمایید آیا این برداشت بنده درست است یا نه؟و اصولا این تجزیه و تحلیل را باید انجام دهیم یا نه ؟ منتدار سعید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم این دو نگاه که می‌فرمایید با یکدیگر منافات ندارند چون از یک طرف راضی به قضایی هستید که رانده شده و از طرفی در جستجوی عمل بهتری هستید برای تقدیر قضایی برتر، چون باید به قضای الهی راضی بود هرچند مقضی برای شما ناگوار باشد و تلاش کنید در آینده با مقضیِ بهتری روبه‌رو شوید. با این‌همه هراندازه به قضای الهی بیشتر راضی باشیم بیشتر به قرب الهی نایل می‌شویم، إن‌شاءاللّه. موفق باشید
6418
متن پرسش
با سلام با توجه به تفسیری که از نزدیکی آدم به شجره در المیزان ارائه میشودآیا واقعا ظهوری داشته؟یا صرفا اشاره به نزدیکی آدمیان به دنیا دارد؟علامه در خود تفسیر آیات اشاره به مثل بودن این گونه آیات دارند اما در شرح روایات به این نکته اشاره میکنند که شاید بهشت مورد اشاره بهشت برزخی بوده است.در مورد سجده ملائکه به حضرت آدم چطور؟شما فرموده اید آنجا مقام آدمیت به اعتبار علم آدم السمائ کلها مد نظر است،آیا سجده ملائکه و تمرد شیطان از آن نمود خارجی به همین شکل بیان شده داشته یا خیر؟با توجه به صحبت شما که میفرمایید این مقام آدم(با توجه به قرار داشتن جایگاه آدم در قوس صعود) بالاتر زمانی بوده که به شجره نزدیک شده،ظاهرا زمان هم در آنجا مطرح نیست و ملائکه همواره در حال کتمان مقام آدم و سجود نسبت به آدم هستند،در اینجا منظور از تمرد شیطان چیست؟آیا منظور اینست که شیطان هم همواره نسبت به سجده به مقام آدمیت تمرد دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که علامه«رحمة‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند شجره صورت مثالی دنیا است که در برزخ نزولی حضرت آدم«علیه‌السلام» برای حضرت از یک جهت و برای آدمیت از جهت دیگر ظهور داشته. آری جریان آدم و ملائکه و شیطان جریان جاری در نظام هستی است و همواره چنین است. موفق باشید
5546
متن پرسش
همان طور که مرحوم علامه طباطبایی در المیزان ج10، صص 162، 171 می فرمایند اعجاز معرفتی و اعجاز بلاغی قرآن و در پی آن، تحدی به آوردن سوره، اعجاز و تحدی به یک سوره‌ی کامل است به این معنی که هر غرض هدایتی، در قالب حد اقل یک سوره‌ی کامل است و پیرو آن تحدی نیز به همین شکل است. حال سوال این است که با توجه به این که حروف مقطعه نیز جزء سوره‌هایی است که مشتمل بر آن است، اگر حروف مقطعه را از قرآن حذف کنیم چه نقصی در هدایت نوع بشر و اعجاز معرفتی انسان پیش می‌‌آید؟ حروف رمزی که برای نوع انسان‌ها مبهم است و ظاهرا فقط موجب حیرت است تا معرفت البته مگر برای اهل بیت علیهم السلام که گویی این حروف، خاص فهم ایشان است چون هر کس غیر از ایشان از «الر» هر چیزی بگوید هیچ اعتبار و سندیتی ندارد.
متن پاسخ
شاید بتوان گفت که بحث هدایت قرآن و نظر به تحدّی نسبت به هر سوره، به طور اجمال باشد و لازم نیست که آن تحدی شامل حروف مقطعه‌ی قرآن باشد و نیز خارج از سوره‌هایی که دارای حروف مقطعه است باز موضوع تحدی نسبت به آوردن یکی از آن سوره‌ها نیز تحدی به حساب می‌آید. یعنی یا این که باید بگوییم هدایت سوره‌ای مثل سوره ‌ی مبارکه‌ی بقره منهای حروف مقطعه هدایت کاملی است و فقط حروف مقطعه رازی است بین خدا و آن‌هایی که متوجه پیام آن هستند و یا باید در قرائت آن حروف انتظار هدایت تکوینی داشته‌باشیم همان‌طور که در روایات داریم «قرآئت حروف مقطعه‌ی سوره‌‌های شوری و مریم موجب دفع شر دشمنان می‌شود». عَنِ الصَّادِقِ مَنْ دَخَلَ عَلَى سُلْطَانٍ یَخَافُهُ فَقَرَأَ عِنْدَ مَا یُقَابِلُهُ کهیعص وَ یَضُمُّ یَدَهُ الْیُمْنَى کُلَّمَا قَرَأَ حَرْفاً ضَمَّ إِصْبَعاً ثُمَّ یَقْرَأُ حم عسق وَ یَضُمُّ أَصَابِعَ یَدِهِ الْیُسْرَى کَذَلِکَ ثُمَّ یَقْرَأُ وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً وَ یَفْتَحُهُمَا فِی وَجْهِهِ کُفِیَ شَرَّهُ. یعنى: «هر گاه کسى بر پادشاهى وارد شد که از او مى‏هراسد، آن لحظه که در برابرش قرار گرفت، کهیعص را بخواند و دست راستش را جمع کند، به این صورت که در وقت خواندن هر حرفى، انگشتى را جمع نموده، آنگاه حم عسق را بخواند و انگشتهاى دست چپش را همین طور جمع نماید سپس بخواند: « وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً» رویها در برابر خداوند زنده و پاینده، خوار گردیده‏اند و هر کس که ستم کرد زیان نموده است.سپس آن دو دست را در صورتش باز کند که شرّ آن سلطان کفایت مى‏شود».
4887
متن پرسش
سلام.چطور میتونم تمام سوالات مطرح شده و جواب هاشون رو داشته باشم؟آیا سایت شما میتونه این امکان رو فراهم کنه که همه ی سوالات و جواب های استاد رو در قالب یک فایل پی دی اف در اختیار کربران قرار بده ؟ یا اگه بشه مثلا هر ماه سوالات جدید رو برای دانلود بزاره؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت بررسی فرمایید.
3138
متن پرسش
باسلام و آرزوی سلامتی برای شما استاد ارجمند. جوانی هستم بزرگ شده روستا اخیرا به لطف خدا تشکیل خانواده دادم در پی تهیه مسکن هستم پول کافی برای ثبت نام مسکن مهر دارم اما دید مثبتی نسبت به آپارتمان نشینی (به خصوص مسکن مهر) ندارم .همچنین با همین پول می توانم در روستای خود زمینی تهیه کنم تا بعد ساخت و ساز نمایم . اما با توجه به امکانات کم روستا(از نظر فرهنگی مثلا جلسات فرهنگی و داشتن مسجد فعال و . . . ) دودل مانده ام چه کارکنم که پشیمان نشوم. لازم به ذکر است که همسرم نیز با زندگی در روستا مخالف است.(البته تا حدودی متوجه شده ام که جنابعاالی با کوچ از روستا به شهر و آپارتمان نشینی موافق نیستید. ) اگر لطف بفرمایید بنده را در این مسئله راهنمایی بفرمایید متشکر میشوم. خداوند شمارا حفظ بفرماید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده همان‌طور که می‌فرمایید کلیات را عرض می‌کنم شما باید بر اساس شرایط خودتان و همراهی با همسرتان زندگی خود را تنظیم کنید. موفق باشید
2800
متن پرسش
باسلام درجلسه ای این طورگفته شدکه ازبین تفاسیرموجودازقران تفسیر اقای بازرگان بسیار خوب ونگاهشان علمی است درحالی که دربقیه تفاسیردربعضی ازقسمتها مطالب درستی مطرح نشده وترجمه های اقایان دشتی والهی قمشه ای ازقران ونهج البلاغه پرازاشتباه است لطفا نظرتان رادررابطه بااین مطالب بیان کنید باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همه‌ی اشکال تفاسیری مثل تفسیر آقای بازرگان در همین است که می‌خواهند بر مبنای علوم غربی و نگاه صرفاً تجربی به چیزهایی دست یابند که متذکر حقایقی است فوق‌العاده برتر و وسیع‌تر از نگاه تجربی و این‌ها از این طریق وَحی الهی را محدود می‌نمایند. به جای این‌که خود را بالا ببرند و به پیام الهی نزدیک شوند وَحی الهی را پایین می‌آورند وآن را به نگاه اندیشه‌ی غربی محدود می‌نمایند. در ضمن در مورد این‌که می‌فرمایید ترجمه‌های مذکور پر از اشتباه است باید نمونه بیاورید تا معلوم شود حقیقتاً اشتباهی رخ داده یا آن‌کسی که می‌گوید آن ترجمه‌ها اشتباه است، در اشتباه است. موفق باشید
2340
متن پرسش
با سلام در کتاب اشتی با خدا گفتید که نفس انسان فقط هست و چیستی ندارد. در صورتی که ما میدانیم که فقط خداست که ماهیت و چیستی ندارد. و به اعتقاد فلاسفه نفس انسانها هم دارای ماهیت و هم وجود است لطفا توضیح دهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: برای وجود از آن جهت که وجود است، ماهیت یا چیستی معنا ندارد و در دستگاه اصالت وجود و تشکیکی‌بودن آن از آن جهت که به جنبه‌ی وجودی پدیده‌ها نظر شود چیستی برای آن‌ها معنا نخواهد داشت، تفاوت تنها در شدت و ضعف است. موفق باشید
1998
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم اینجانب پایه 1 حوزه علمیه می باشم باتوجه به تاکیدات مقام معظم رهبری، به نظر حضرتعالی از چه پایه ای باید مطالعه فلسفه را شروع کرد و از چه کتابی؟ چه مدتی باید بر روی فلسفه سرمایه گذاری کرد؟ بسیار ممنون و متشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: پس از گذراندن ادبیات و ملکه‌شدن در آن خوب است که بدایه و نهایه را به مرور بخوانید، ولی اسفار را چند سال که درس خارج را گذراندید شروع کنید. شاید برای ابتدای کار کتاب «ده نکته از معرفت نفس» و «از برهان تا عرفان» قسمت برهان صدیقین همراه با سی‌دی کافی باشد. موفق باشید
19929
متن پرسش
سلام: استاد شاید من قلم شیوا و روانی برای رسوندن مطلب ندارم. پیرو پاسخی که لطف فرمودید به سوال من دادید (متن پرسش و پاسخ در پایین آمده) خواستم بگم من فقط سید هاشم حداد رو به عنوان مثال عرض کردم. غرض من شخص سید هاشم حداد نیست. غرض من نوع نگاه امثال حداد به زندگی هست. چون شما در جواب فرمودید سید هاشم یک انسان معمولی بود اما امام خمینی یک مجتهد مثل آیت الله کاشانی و مدرس، اگه میدونستم از این زاویه نگاه می کنید به سوالم از همون اول سید علی قاضی رو به عنوان مثال می آوردم که خودشان مجتهد هم بودند سوال من اینه که با اینکه هر دو این بزرگواران تقریبا برای یک عصر و زمانه هستند چرا یکی «نگاهش» به «بندگی در زندگی» مثل سید علی قاضی هست و یکی دیگه مثل امام خمینی؟ چرا اینقدر بین این دو سیره تفاوت هست؟ یکی بندگی خدا رو در یک سبک میبینه و یکی دیگه در سبکی بسیار بسیار متفاوت. چرا نوع نگاه امثال آیت الله قوچانی و علامه طهرانی نسبت به تکلیف و وظیف اینقدر با امثال کاشانی و مدرس و امام متفاوته؟ بالاخره کدام؟ متن پرسش و پاسخ: سوال شما: سلام خدمت استاد بزرگوار استاد چند روز پیش شروع به خوندن پی دی اف کتاب روح مجرد کردم برای اولین بار. و حدود پنجاه شصت صفحه از این کتاب رو خوندم اما بعدش یه سوال ذهنم رو به شدت درگیر کرد طوری که دیگه نتونستم به خوندن این کتاب ادامه بدم و گذاشتمش کنار و اونم اینه که استاد به نظر شما میشه تو این دوره زمونه ای که هستیم واقعا از امثال سید هاشم حداد الگو گرفت؟ و راه ایشون و امثال ایشون رو دنبال کرد؟ خب اگر نمیشه پس چرا من زندگی نامه شون رو بخونم؟؟؟ اومدم تو بخش پرسشها و پاسخها این سوال و جواب رو دیدم:http://lobolmizan.ir/quest/15792 (لطفا یه نگاه بندازین حتما) گفتم خب طبق فرمایش شما ما باید نظر به راهی بندازیم که حضرت روح الله پیش روی ما گشود چون سید هاشم حداد و امثال سید هاشم حداد به تعبیر شما با خدای زمان خودشون زندگی میکردن و ما باید با خدای این زمان زندگی کنیم و این در بستر راهیست که امام و شهدا پیش روی ما گشودند اما استاد گیر من اینجاست: یک جست و جوی ساده تو اینترنت کردم دیدم امام دو سه سال بعد از سید هاشم حداد متولد شدند! یعنی هر دو متعلق به یک زمان و یک عصر هستند! بگذارید صریحتر بگویم: با عذر خواهی از مقام والا و بسیار بلند سید هاشم حداد بهتر نبود ایشان به جای اینکه گوشه ای بنشینند و به یک کار آهنگری (نعلبندی) قناعت کنند و مدام مشغول نماز و زیارت و دعا و ذکر و... بپردازند و به دور از هرگونه بی اعتنایی به مسایل روز و سیاست و ... مثل امام خمینی با زمان خود برخورد می کرند؟ من میدونم شما الان می فرمایید برای هر نفر وظیفه و تکلیفی وجود داره که با بقیه متفاوته اما استاد این جواب منو قانع نمیکنه اگر متعلق به دو عصر و روزگار متفاوت بودند من حرف شما رو قبول می کردم منتها نیستند استاد بالاخره راه سید هاشم یا سید روح الله؟ با تشکر پاسخ: باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: مرحوم هاشم حداد در حدّ سیره‌ی فردی به شما کمک می‌کند که چگونه ایشان به عنوان یک انسان معمولی تا آن اندازه بر روی خود کار می‌کند و از این جهت خوب است کتاب «روح مجرد» مطالعه شود. ثانیاً: ملاحظه کنید ایشان در نجف با آن شرایط خاص خود زندگی می‌کرده و حضرت روح اللّه در ایران در کنار مرحوم مدرس و کاشانی و به عنوان یک مجتهد در صحنه بوده است. موفق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در قسمت دوم جواب عرض شد که تفاوت مکان و علاوه بر آن، سیرِ موقعیتی تاریخیِ آن دو بزرگواران بسیار مهم است. و از این جهت می‌توان گفت هرکدام نقش خود را به خوبی انجام داده‌اند. راستی اگر مرحوم قاضی در ایران بود، همان آیت اللّه شاه‌آبادی نبود؟!! و موضوع عرفانِ فردی و عرفان اجتماعی در هر دو از بزرگواران مدّ نظر بوده است، ولی مطابق فهم تاریخی که هرکدام داشتند. موفق باشید

12570

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد بزرگوار سلام علیکم: لطفا در رابطه با شیوه صحیح تفکر و بطور کلی موضوع و هدف آن توضیح بفرمایید. نحوه تفکر بزرگان به چه شکل است که آنها را به سرعت جلو می برد و چگونه تفکری در اسلام باارزشتر از70سال (تردید دارم) عبادت است و به کدام تفکر در قرآن تا این حد توصیه شده است؟ مؤیّد باشید، متشکرم و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت است مراجعه فرمایید. موفق باشید

12392
متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقت شما بخیر، در مورد ذکر یونسیه که نیاز به استاد دارد از آنجایی که استاد من، به من فرموده بودند از ایشان دوباره پرسیدم که اشکالی ندارد زیاد گفته شود بدون استاد؟ ایشان فرمودند که همین سوال برای ایشان مطرح بوده و ظاهرا آیت الله جوادی آملی فرمودند اخیرا، که اشکالی ندارد بدون استاد گفته شود مخصوصا وقتی انسان مضطر شده باشد. نظر حضرتعالی چیست؟ با توجه به پاسخ حضرتعالی به یکی از سوالات.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت باید در ذکر یونسیه از کسی که جایگاه این ذکر را می‌شناسد و روح و روحیه‌ی شما را نیز می‌داند مشورت بگیرید. این غیر از آن است که گفته می‌شود ذکر خاص را باید استاد ره‌رفته‌ای تعلیم دهد. موفق باشید

نمایش چاپی