بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10801

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: اگر جسارت نباشد می خواستم در جواب سوال 10566 که خانمی از رفتار خشنی که او فقط نسبت به همسرشان پیدا می کردند بگویم که: طبق مطالعاتی که داشته ام، احتمالا ایشان در ارتباط جنسی با شوهرشان دچار مشکل هستند و باید با ایشان در این زمینه صحبت کنند تا این محبت ایجاد شود. التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد درستی است، به همین جهت عرض کردم آن خانم باید متوجه باشند ابتکار مسئله‌ را در دست بگیرند. موفق باشید
10791

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار: می خواستم بدونم شما با حجت الاسلام سید حسن آقامیری آشنایی دارید؟ و نظرتون رو راجع به ایشون بدونم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آشنایی ندارم. موفق باشید
10400
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد و تسلیت ایام شهادت سالار شهیدان اباعبداله الحسین علیه الاف تحیه والثناء و اصحاب با وفای حضرتش. 1) مراد مولانا این اعجوبه عرفان و معرفت از بیت «آب کم جوتشنگی آور بدست تا بجوشد آبت از بالا و پست چیست؟» اگر آب را علم معنی کنیم منظور وی این است که دنبال آموختن علم نرویم و ابتدا تشنه علم شویم بعد علم بیاموزیم. اگر این باشد تشنگی چطور حاصل می شود؟ توضیح بفرمایید 2) چرا خواندن مثنی معنوی شور و احساس غریبی به آدم می دهد و دل را به ناکجا آباد می برد؟ علتش چیست؟ 3) خداوند قسمت تمام آرزومندان کربلای معلا کند در آنجا بعد از قرائت آیه ان الله و ملائکه یصلون ... یک بار صلوات می فرستادند درحالیکه ما سه بار می فرستیم علت چیست؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مولوی در این بیت می‌خواهد ما را متذکر طلب بکند، اگر طلب رسیدن به حقیقت در ما شعله‌ور شد مطلوب خود را به‌خوبی در نزد خود می‌یابیم حتی اگر مطلوب ما علم به حقیقت باشد. مشکل بشر آن است که شعله‌ی طلب حقیقت در او شعله‌ور نشده و خود را گرفتار سیری‌های کاذب کرده. 2- مولوی در مثنوی به ما تعلیم نمی‌دهد، به ما قدرت نظرکردن می‌دهد تا حقیقت را که از همه‌ی ما نزدیک‌تر است احساس کنیم. گفت: «خویش را تعلیم کن علم و نظر/ کان بود کالنقش فی جرم الحجر» 3- فرق نمی‌کند شاید سه بار فرستادن صلوات تأکید بیشتر پذیرش آیه باشد. در ایران هم بعضی مساجد یک‌بار صلوات می‌فرستند. موفق باشید
9441
متن پرسش
در سند صحیفه سجادیه، حدیثی از امام صادق (ع) آمده که در آن، هر خروجی را قبل از ظهور، مایه بلا و اندوه ائمه و شیعیان می داند. لطفا در مورد چگونگی مطابقت این حدیث با انقلاب اسلامی توضیح بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن سند نظر به خروج با عنوان مهدی امّت مطرح است، در حالی‌که انقلاب اسلامی صورت انتظار مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» است که این‌همه بر روی انتظار و زمینه‌ی عملی انتظار تأکید شده. موفق باشید
9217
متن پرسش
با سلام: سوالی داشتم، مگر شیطان در اثر سجده نکردن بر انسان از بهشت رانده نشد پس چگونه به بهشت بازگشت و آدم و حوا را گول زدتاسیب را بخورند؟؟ از پاسخگویی شما متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شیطان از مرتبه‌ی اُنس با فرشتگان به مرتبه‌ای سقوط کرد که محل شجره‌ی ممنوعه بود و در نهایت آدم و حوا و شیطان از بهشت هبوط کردند. موفق باشید
8646

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: بعضی گفته اند منظور از شجره ممنوعه مقام و یا علم محمد و آل محمد(علیهم السلام) بوده و گویا منبع روایی هم دارد. نظر شما راجع به این تفسیر چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین طور است که هیچ کس نباید طلب مقام عصمت آن عزیزان را بکند بلکه باید به کمک هدایت آن عزیزان به سعادت برسد. موفق باشید
7237
متن پرسش
سلام استاد عزیز. من واقعا به این رسیدم که تکلیف من رفتن به حوزه هست. دقیقا سؤالم در رابطه با "جایگاه قلب" در "تشخیص و ادای تکلیف الهی" است. متأسفانه یا خوشبختانه اصلا قلبم من رو در ادای این تکلیف یاری نمی کنه. به طوری که همان روز اولی که رفتم حوزه ، احساس دلتنگی و بغضی عجیب من رو گرفته بود که به این راحتی ها این بغض از من بیرون نمی ره. انگار حوزه من را از همه‌ی آن چه که هستم دور می کنه و دلتنگی حاصل می‌شه. استاد ، من روحیه ام به فضای دانشگاه بیشتر می‌خوره تا فضای حوزه و روحیه ام مایل به ادامه تحصیل در دانشگاه هست ولی خیلی جدی زیراب دانشگاه برام خورده خصوصا در زمینه های علوم انسانی . در تضاد بین عشق و عقل چه باید کرد؟ وقتی عشق و عقل هر دو تصمیم خودشون رو گرفتن، عقل راهی جز حوزه نمی‌بیند و با تمام نقایص حوزه، برای حضور تاریخی خودش فقط و فقط به حوزه امیدوار است، ولی احساس دلتنگی و گریه شدید از حوزه تمام وجودم رو فرا گرفته. نظر حضرتعالی چیست ؟ واقعا چه باید کرد ؟ خیلی برام دعا کنید خدا دستم رو بگیره. تا حوزه هست این احساس هم هست پس اشک هم هست. متأسفانه عقلم نذاشت کنکور ارشد علوم انسانی بدم. حرفی بزنید که مرحم این زخم باشد و راهی بگشاید برای این حقیر. باز هم التماس دعا و تشکر بی پایان.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در منظر خود فهم عمیق و عمیق‌تر از آنچه تصور می‌کنید از قرآن و روایات قرار دهید و وقتی متوجه شویددر عرفان اسلامی حقایقی هست آنچنان عجیب که حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به گورباچف می‌گویند: «از کتب عرفا و به ‏خصوص محى‏الدین ابن عربى نام نمى‏برم؛ که اگر خواستید از مباحث این بزرگ‏مرد مطلع گردید، تنى چند از خبرگان تیزهوش خود را که در این گونه مسائل قویاً دست دارند، راهى قم گردانید، تا پس از چند سالى با توکل به خدا از عمق لطیفِ باریک‏تر ز موى منازل معرفت آگاه گردند، که بدون این سفر آگاهى از آن امکان ندارد» و همه‌ی این‌ها از مسیر این حوزه ممکن است، سختی‌هایش کم می‌شود. موفق باشید
6097

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.آیا طبقات هفت گانه اولیا الله(قطب نقیب اوتاد...) که در تصوف بحث می شود واقعا وجود دارد؟در روایات شیعی چیزی از آن ها به میان آمده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد اطلاعی ندارم جون بیشتر مربوط به اهل تصوف است و در عرفان به‌خصوص عرفان نظری این مباحث مطرح نیست. موفق باشید
5280
متن پرسش
سلام.جناب استاد گاهی با خواندن برخی کتب احساس تکبر وغرور به انسان دست می دهد واین حس آزار دهنده می باشد وترس از این می رود که هرچه مطالعه بیشتر شود به جای قرب به بعد از الله گراییده می شویم آیا درست این است که این کتب را دیگر نخوانیم ودست از مطالعه بکشیم ویا راه حلی برای جلووگیری از این حس بد می باشد.؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل این‌که گاهی انسان در اثر عبادت گرفتار عجب می‌شود باید به جای ترک عبادت متوجه توفیقی باشیم که از طرف حضرت حق نصیب انسان می‌شود، در مورد توفیقی هم که خداوند در کسب معارف حقه به انسان می‌دهد باید همین‌طور برخورد کرد. موفق باشید
4503
متن پرسش
باسلام:1-چکار کنیم که درهمه ابعاد مادی ومعنوی وعلمی وظاهر وباطن رشد کنیم وغافل از هیچ نشویم وهیچیک فدای دیگرنشود.لطفا ما را به کتابی ارجاء ندهید. 2-درباره این حدیث توضیح دهید. برای دنیا چنان باش که گویا تاابد زنده ای ومرگی درکار نیست وبرای اخرتت چنان باش که گویا فدا خواهی مرد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد سؤال اول اگر شما را به کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» رجوع ندهم باید در جواب سؤال شما یک کتاب مثل آن بنویسم 2- این حدیث را قبلاً در جواب سؤال یکی از کاربران توضیح داده‌ام. بحث در تعادل در زندگی است که نه‌ زندگی، ما را از قیامت غافل کند و نه توجه به قیامت، ما را از برنامه‌ریزی در زندگی باز دارد. موفق باشید
3205
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی استاد عزیز ! چند وقتی است که با توجه به تعالیمی که در کتاب های شماست در دانشگاه مشغول فعالیت هستم و نشریه میدهم همچنین در بحث های دانشجویی و مناظرات این ها را مطرح میکنم . اما نمی دانم چرا حرف هایم همانند سکه اصحاب کهف اصلا فهم نمی شود . نقش نقص و ضعف بیان من و فهم ناقصم از معارفی که شما واسطه اش بودید را نمی توان نادیده گرفت ولی نمیدانم چرا این حس به سراغم آمده که این بحث ها را نمی شود با نشریه و مناظره شروع کرد ؟ شنیدم که در اصفهان جلسه دارید . چند دوست در اضفهان دارم . با آنها که صحبت کردم گفتند استاد طاهرزاده در جلسه ای گفته که نشریه به درد نشر معارف نمی خورد . از طرفی میگویند شما هیچ وقت مناظره نکردید . سوال بعدی من این است که اگر از مناظره و نشریه ، حق ظهور تجلی نکند چه فایده ای دارند ؟ آیا حداقل نمی توانند نقش مذکر و تذکر دهنده مخاطب باشند ؟ چون میدانیم که تلویزیون هم به خاطر تصویری بودنش قادر به نشر معارف نیست ولی خب با همین تلویزیون « روایت فتح » آوینی و سریال امام علی و همچنین اخیرا مستند بسیار تاثیر گذار « آخرین روزهای زمستان-حسن باقری » ساخته شده که تذکر خوبی به مخاطب می دهند . در ادامه سوال باید بگویم که حرف های شما دوستانم در اصفهان را به این نتیجه رسانده که نشریه ندهند و به من هم همین توصیه را کردند آیا این کار و این نتیجه از صحبت های شما درست است ؟ میخواستم از خود شما بپرسم . این سوال را در مورد مناظرات دانشجویی هم پاسخ دهید . موفق باشید استاد عزیز . و من الله توفیق
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: درست است که هر فکری برای ارائه‌ زبان مخصوصی نیاز دارد و روزنامه‌ و نشریه و تلویزیون ظرفیت ظهور هر فکری را ندارند ولی باید تا آن‌جا که ممکن است با توجه به آن امر، تلاش خود را بکنیم و اگر بتوانیم مثل شهید آوینی روح آینه‌ی جادو را در اختیار بگیریم به همین جهت باید مثل شهید آوینی در روایت فتح در کنار تصور از جملات آسمانی استفاده کرد. چیزی که روح تلویزیون آن را روضه‌خوانی می‌داند و معتقد است باید تصویر پیام را برساند در حالی‌که تصویر ظرفیت هر پیامی را در خود ندارد. در هر حال «گرچه بهشت‌اش نه به کوشش دهند..... آن‌قدر ای دل که توانی بکوش». موفق باشید
2404
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته با آرزوی توفیق و عمر با برکت و عزت برای شما استاد ارجمند جوانی هستم تاحدودی به اصول پایبند مدتی پیش با دختری از سادات از خانواده ای مذهبی ازدواج کردم. ایشان اهل نماز و واجبات است اما در مباحث اعتقادی حساسیت چندانی ندارد و مواقعی که صحبت از این مسائل پیش می آید بحث راعوض می کند و گاها به کارهای مردم نگاه می کند و کاری به سنت و نگاه شرع ندارد. حالا سوالی که از شمادارم این است که چگونه می توانم تا حدودی بینش ایشان را در این مباحث روشن نمایم تا ان شاالله در آینده بتوانم زندگی در مورد رضایت خداوند داشته باشم. خداوند برتوفیقات شما بیفزاید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آرام‌آرام با مدارا و ابراز علاقه همراه با تفریح، با همدیگر در جلسات مذهبی مثل جلسات حجت‌الاسلام حاج آقای معمارمنتظرین شرکت کنید، إن‌شاءالله موفق می‌شوید. موفق باشید
2208
متن پرسش
باعرض سلام. سوالی که از حضرتعالی داشتم اینکه حضرت مسیح که به اسمان خدا رفتند ونه اینکه کشته شدند جسمشان الان کجاست در همین راستا جسم امام زمان که از نظرها غایب شدند کجاست؟آیا بحث کن فیکونی در میان است که ایشان جسم خودرا ایجاد یا نیست میکنند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین طور که در برهان صدیقین روشن شد، وجود هر اندازه که نازل شود، احکام کثرت وجسمیت را پیدا می‌کند و همان اندازه که شدید و متعالی شود، از حالت جسمانیت در می‌آید، بنابر این چون وجود مقدس حضرت عیسی«علیه‌السلام» به تعبیر قرآن بالا برده‌شده‌اند، جسمشان از حالت جسم مادی به جسم نوری شدت می‌یابد و دیگر مشکل آن که باید در جای خاصی باشد در میان نمی‌ماند. موفق باشید.
2011
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد فرزانه بعضی ازعلما می گویند که در تربیت کودک برای آموزش عقاید باید از 7 سالگی شروع کرد به خاطر اینکه در روایات سن 7 سالگی را تعیین کرده است ولیکن چند سئوال مطرح می شود1) با توجه به وضعیت رسانه های بیگانه خصوصا ماهواره و اینترنت و بعضا رسانه های داخلی و در دسترس بودن راحت آنها برای همه سنین و در ارتباط بودن فرزند ما با دوستانی که از ماهواره تغذیه می شوند آیا باز هم سن آموزش عقاید 7 سالگی است؟ 2) آیا تفاوت استعدادهای یادگیری کودکان امروز و زمان ائمه علیهم السلام تأثیری در زمان شروع آموزش عقاید نمی گذارد؟ 3) آنچه کودکان در کودکی یاد می گیرند بسیار ماندگار است مثلا اگر قرآن را حفظ کنند ماندگاری بیشتری دارد تا در سنین بزرگسالی با فرض اینکه به حفظ قرآن بپردازند در این سنین، با توجه به این مطلب آیا بهتر نیست کارهایی مثل حفظ قرآن و ... از کودکی وقبل از 7 سالگی شروع شود؟با تشکر از زحمات شما التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آموزش عقاید غیر از توصیه‌های اخلاقی است، معلوم است که ما باید از همان ابتدایی که کودک خوب و بد را تمیز می‌دهد او را متوجه بدی‌ها بکنیم و از ارتکاب آن‌ها او را برحذر داریم، آری استعدادها متفاوت است و قاعده‌ی کلی آن است که به ذهن کودکان مسائل سنگین را تحمیل نکنیم. حفظ قرآن برای ذهن کودک اگر آمادگی‌اش را داشته باشد، چیز سنگینی نیست که به او فشار آید با تکرار آیات آن‌ها در حافظه‌اش می‌ماند. موفق باشید
1270

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. استاد گرانمایه، مدتی است دچار تشویش ذهن شده ام. من همیشه سعیم بر آن بود که دانسته هایم در حیطه دین را عملی کنم بیشترین اهمیت را به حرفهای پیامبر و ائمه میدهم و ازبین نظرات صاحبنظران مختلف نظرات معصومین را بر همه ارجح میدانم خب کاملا مشخص هست که در حد فهم و درک خودم این کار می کنم. مثلا برداشتم از آیات قرآن رو سعی میکنم عملی کنم ومعلومه به باطن آیات که اشراف ندارم. داشتم زندگیمو میکردم و سعی میکردم محرماتو ترک کنم و واجباتو انجام بدم تا این که یک نفر در زندگیم پیدا شد که سیستم مغزمو پاک بهم ریخته. البته عقایدم از بین نرفته اما اون فرد معتقده این منش تعبدیه و انسان با این رویکرد هیچ چیز از خدا نمی فهمه و این عرفان و عشقه که اهمیت داره و با این رویکرد تعبدی به جایی نمیرسی و ...ببینید مثلا من اینجوریم که اگه بکسی در زندگیم بیش از خدا اهمیت بدم عمیقا ناراحت میشم و واقعا دوست دارم هرچی خدا میگه رو عمل کنم. اما ایشون میگه با سکوت و عرفان به درکهای عمیقی از زندگی رسیده.میگه خیلی ازاحادیث باید به روز بشه و به درد این دوره نمیخوره. من دیدگاهم اینه که احادیث رو میشه به روز "تفسیر" کرد نه اینکه چون زمانه عوض شده دورشون ریخت. خب خیلی ادعای ارادت به پیامبر رومیکنه و ایشون رو حائز مقام بی مقامی میدونه کسی که از مه انبیا بالاتره و ... اما روایات مربوط به پیغمبر رو یه جور دیگه ای تفسیر میکنه. حقیقتا ایشون در خیلی از حالات روحانی به جاهایی رسیدن اما یه جورایی کاملا در قید و بند دین نیست. حجاب و این جور احکامو واجب نمیدونه. معتقده باید به تاویل قرآن عمل کرد نه به شکل ظاهری آیات. استاد گرامی، سوال من این است که من همین رو از دین میدانم و تا جایی که میشه به همون عمل می کنم آخر من چطور بتوانم به آن حالات عرفانی دست یابم وقتی که دین مجموعه ایی از دستورالعملها را به ما می دهد که شاید بیشتر نتایجش را هم در آن دنیا ببینیم. من از قرآن این را میفهمم که مثلا حجاب واجب است آخر تاویلش را که نمیتوانم بروم از امام زمان بپرسم. تکلیف چیست؟ آیا دیدگاه ما تعبدی است؟ اصلا مگر تعبد بد است؟ایشان خوب بحث میکند اما من از بس که در دو وادی مختلف هستیم خیلی حوصله بحث با ایشان را ندارم اما خب دیدگاهشان را تحلیل می کنم و خیلی وقتها بهشون میگم: بهرحال درستی و نادرستی دیدگاههای ما در آن دنیا برای همدیگر مشخص خواهد شد ولی ایشان می گوید آن دنیا به این شکلی که شما فکر میکنید نیست و اینطور نیست که به درستی و نادرستی عقیده دیگری در آنجا بتوان پی برد و...بهرحال با خودم فکر میکنم شاید دیدار با این فرد فرصتی باشد که دیدگاههایم را تعمیق کنم، شاید هم این فرد نشانهایی است برای تصحیح عقایدم و چون نمیدانم خدا چرا این فرد را سر راهم گذارده گیچم که در این میان چه چیز درست و چه نادرست است. لطفا کمکم کنید. سربلند باشید و برای ما هم دعاکنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام در ابتدا پیشنهاد می‌کنم جواب کد:1241 را مطالعه کنید. ثانیاً: مطمئن باشید رعایت دستورات شریعت الهی چون مطابق فطرت انسان است و همان خدایی که فطرت را در انسان‌ها گذارده شریعت را برای انسان‌ها آورده، پس اگر مطابق شریعت الهی عمل کنیم مطابق عمیق‌ترین لایه‌ی وجود خود عمل کرده‌ایم و در فردای قیامت که ظاهر دنیا عقب می‌رود و باطن همه‌چیز آشکار می‌شود، کسانی در عالی‌ترین شرایط قرار دارند که مطابق شریعت الهی عمل کرده باشند، همان شریعتی که فقهای بزرگ آداب آن را از درون آیات و روایات استنباط کرده‌اند و اظهار نموده‌اند، همان شریعتی که عرفای بزرگ بیشتر از همه مقید به رعایت آن هستند. ثالثاً: خوب است که انسان به عقاید خود نگاه عرفانی داشته باشد ولی آن نگاهی که علمای بزرگی مثل حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» داشتند. رابعاً: ما در تمام مراحل زندگی در حال امتحان هستیم در روبه‌روشدن با فرد مذکور نیز باید طوری امتحان بدهید که شیطان تقید و تعبد شما را نرباید. قبلاً در جواب‌هایی که به عزیزان داده ام عرض شده ،هر سخنی که تعبد ما را از ما بگیرد سخن شیطانی است هرچند در قالب عرفان گفته شود و مسلّم راه ما را در مسیر رجوع إلی‌ الله می‌بندد و به بهانه‌ی سکوت ما را گرفتار ناکجاآبادها می‌کند. موفق باشید
17580
متن پرسش
سلام استاد عزیز: استاد بنده الحمدلله رب العالمین تفسیر سوره احزاب جنابعالی را گوش دادم اما چند سئوال از محضر جنابعالی دارم. 1. جنابعالی در جلسه دوم به نامه حضرت امام (ره) به آقای الویری (البته اگر اشتباه نکنم) اشاره نمودید و فرمودید همین نامه یک دستگاه بزرگی دارد. بنده در گوگل جستجو کردم اما چیزی نیافتم، لطف کنید متن این نامه را برای این حقیر ارسال نمایید؟ 2. در جلسه از این سوره فرمودید اگر کسی اشک شب و شب زنده داری میخواد باید ساده زیست باشد و با کتاب و درس بدست نمی آید که در واقع این آثار فردی ساده زیستی می باشد، اما سئوال بنده این است که ساده زیستی من بچه مذهبی معمولی چه آثار اجتماعی را در بردارد؟ در واقع چه کمکی به انقلاب و ایجاد تمدن اسلامی می کند؟ 3. و این که استاد شما در همین جلسات دو یا سه بار فرمودید ما اگر می خواهیم تمام معضلات فرهنگی کشور حل بشود تنها راهش آن است که نگاه تمدنی به انقلاب داشته باشیم، لطف بفرمایید مقصود از این حرف مشخصا چیست؟ و اگر کسی بخواهد در ایجاد این تمدن نقش آفرین باشد چه مطالعات یا اقداماتی صورت دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خود بنده هم سال‌های قبل آن نامه را دیدم و با توجه به آن‌که در آن زمان هنوز فضای مجازی به این صورت راه نیفتاده بود، فکر نمی‌کنم در فضای مجازی بتوانید آن را پیدا کنید. همین اندازه در ذهن دارم که در زمان نخست وزیری آقای موسوی بود، نامه‌ای ظاهراً در 14 بند 2- حداقل در نوعِ انتخاب ما در راستای دامن‌نزدن به اشرافیت، مؤثر خواهد بود و این‌که روح انسان از آلودگی به دنیا مصون می‌ماند 3- در نگاه تمدنی هرچیزی در نسبت به اجتماعِ مورد قبول عقل و فطرت، مدّ نظر قرار می‌گیرد و از نگاهِ فردگرایانه، انسان را آزاد می‌کند. با کتاب «تمدن‌زایی شیعه» می‌توانید شروع کنید. موفق باشید

16666

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و درود مجدد: ببخشید استاد. واقعا شرمنده که دوباره وقتتون رو می گیرم. استاد جوابتون در مورد احدیت ذاتیه خیلی برام رفع ابهام کرد. فقط یک مساله دیگه برام مونده که اگه این رو هم بهم بگید واقعا دعاگوتون هستم. و اون اینکه فرمودید رسیدن به فنای ذات در مقام احدیت، برای افراد نادری امکان دارد. منظورتون از این افراد چه کسانی هست؟ آیا شیعیان خالص حضرت علی (ع) ، امثال سید علی قاضی و علامه طباطبایی و .... را هم شامل می شود یا نه؟ بلکه فقط مخصوص پیامبر (ص) و 14 معصوم (ع) است؟ آخه داخل کتاب حکمت اسلامی استاد امینی نژاد، دیدم که نوشته بود: در امت های گذشته نهایت سِیرِ انسان، رسیدن به فنای ذاتی در مقام واحیت بود، اما به برکت وجود پیامبر اکرم (ص)، در امت ایشان، شیعیان خالص، امکان رسیدن به مراحل عالیِ فنای ذاتی که در مقام احدیت است، برایشان وجود دارد. خواستم اگر امکان دارد، توضیحی بفرمایید که مسأله چگونه است؟ بسیار ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد وقتی محمد و آل محمد«علیهم‌السلام» سبیل و راهِ الی اللّه هستند، اگر کسی خود را منطبق به راهی کند که آن‌ها گشوده‌اند، در زیر سایه‌ی آنان قرار خواهد گرفت و به یک معنا در کنار آن‌ها، مقامات آن‌ها را احساس خواهد کرد. این سؤال‌ها برای کسی که می‌خواهد سالک باشد مهم نیست، بلکه گفت: «تو پای در نه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید

16318
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: ببخشید سوالات ناقص اومدند: 1. در رابطه با نحوه و کیفیت قرآن خواندن در ماه رمضان چه توصیه ای دارید تا حداکثر استفاده را بتوان کرد؟ 2. به نظر جنابعالی با کدام سوره شروع کنیم و از چه تفسیری استفاده شود به چه کیفیتی؟ آیا خود را ملزم به خواندن یک جز در هر روز کنیم یا یک سوره را برای کل ماه در نظر داشته باشیم و روی آن کار شود و به تفاسیر آن رجوع گردد؟ زیرا متاسفانه آنطور که شایسته است افراد از قرآن بهره نمی برند و در ماه رمضان به یک قرائت صرف یا نهایتا به قرائت همراه ترجمه تحت الفظی آن بسنده می کنند. 3. شاید این برداشت شود که چون خواندن هر آیه از قرآن ثواب عظیم دارد باید روی کمیت قرآن کار کرد و توجه به کیفیت قرآن با اندازه کمیت ثواب و رفع حجب ندارد. لطفا این مسئله را نیز کمی شرح دهید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکر آیت اللّه جوادی تذکر خوبی است که می‌فرمایند در ماه رمضان هر روز یک جزء قرآن را حتی با حداقل توجه بخوانید تا ثواب ختم قرآن در ماه مبارک رمضان نصیب شما بشود. در ضمن اگر فرصت داشتید یک سوره را جهت تدبّر در آیات قرآن انتخاب کنید و بر روی آن با عمق بیشتری کار کنید. موفق باشید 

14737
متن پرسش
سلام استاد عزیز: خسته نباشید و خدا قوت اینکه در احوالات بزرگان و بعض عرفا داریم: از دین درآمدیم و با تحقیق دوباره بر دین شدیم. ما هم آیا باید چنین کنیم؟ یا اینکه همین تشیع، را که هستیم محکم کنیم با عقل و استدلال؟ آیا بنا بر این قاعده که (استدلال عقلی استثناء بر نمی دارد)، اگر ما بنا را بر این قاعده بگذاریم و تشیع خود را تثبیت کنیم و عقایدمان را محکم کنیم دیگر دینمان تقلیدی نیست؟ کمی راهنمایی بفرمایید. چون چند وقتی است مشغولیت ذهنی برایم ایجاد کرده این مساله که بالاخره من برای عقایدم باید از اول شروع کنم و یا همین که دارم را محکم کنم؟ (از معرفت النفس شروع کردم تحکیم عقایدم را). التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای سخن عرفا آن است که در مسیر شریعت الهی از تقلید به خودآگاهی رسیده‌اند. اگر انسان بر اساس عقل و قلب به دین خدا رجوع کند، دینْ به‌خوبی حقّانیت خود را می‌نمایاند. موفق باشید

14169

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وظیفه مان در حد ابشار و انذار است. حال اگر ما بیش از وظیفه مان عمل کنیم آیا کار مطلوب و درستی انجام داده ایم؟ مثلا اگر دوستمان دچار منکری (مثلا غیبت کردن است) اگر ما به او بگوییم عملش خلاف حکم خداست به وظیفه عمل کرده ایم ولی ممکن است ما به جهت دوست داشتن او با معرفی کتابها و همچین صحبت کردن با او و نشان دادن راهکار عملی رها شدن از غیبت ایشان را تا رها شدن کامل از این گناه یاری کنیم و یا ما در مسائل اعتقادی دوستمان و ظیقه ای نداریم و خودش باید دنبال علم آموزی برود، ولی ممکن است ما در دوستمان استعداد معنوی ببینینیم و خودمان از محضر علمای ربانی مواردی آموخنه باشیم که می دانیم اگر به ایشان در چندین جلسه توضیح دهیم کمک زیادی به ایشان برای جهت گیری زندگی توحیدی و آشنایی با ان عالم ربانی کرده ایم. با دو مورد بالا که مثال زدم آیا کارهای حارج از وظیه هم دارای ارزش هستند؟ 2. همان طور که مراجع می فرمایند امربه معروف و نهی از منکر در واجبات و محرمات است. حال امر به مستحب و نهی از مکروهات که واجب نیست و وهمچنین امر به اخلاقیات (غیر واجب) و نهی از مذمومهای اخلافی (غیر حرام) که وظیفه مان نیست دارای اجر و ثواب هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نمونه‌هایی که می‌فرمایید همه، صورت کمال‌یافته‌ی انذار و تبشیر است 2- این‌که می‌فرمایند امر به معروف در واجبات و محرمات، واجب است یعنی اگر بتوان انجام داد، ترک آن حرام است ولی این بدان معنا نیست که تذکر در امور مستحب ثواب خود را نداشته باشد. موفق باشید

13372
متن پرسش
سلام علیکم: آقای طاهرزاده خیلی عذر می خواهم که مزاحم شدم. آقا من می خواهم در شب قدر آینده نهایت سیر را داشته باشم و نهایت استفاده را هم ببرم. خواهشا راهنمایی ام کنید. در برنامه ام چه دستورات العمل و معرفتی را با چه نیت و نگاهی انجام دهم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌کار خاصی نمی‌خواهد انجام دهید. تنها با آرامش کامل وظایف الهی خود را در حدّ توانتان انجام دهید و در شب قدر هم، خود را به تقدیر الهی بسپارید «هرچه آن خسرو کند، شیرین کند». شما کاره‌ای نیستید و کاری هم نمی‌توانید بکنید، مگر امید به رحمت الهی. گفت: آن یکی بازی که بد من باختم/ خویشتن را در بلا انداختم. در بلا هم می‌چشم لذات او / مات اویم مات اویم مات او. موفق باشید

13130
متن پرسش

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد فرهیخته: غرض از مزاحمت، ما قصد داشتیم در روز تولد شهید آوینی 31 شهریور همایشی در تهران برای ایشان برگزار کنیم و جهت مراسم به دنبال استادی هستیم که نگاهی جامع مانند شما به این انسان حکیم داشته باشد. بسیار خوشحال می شویم اگر از وجود ارزشمند خود شما بهره مند شویم اما اگر مقدور نیست لطفا عزیزی را به ما معرفی بفرمایید. در پناه حق

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده که خودم متأسفانه نمی توانم خدمت‌تان باشم و بحمداللّه عزیزان زیادی در تهران جهت این امر تشریف دارند. مثل آقای دکتر محمد رجبی، و آقای دکتر اصغر مصلح و آقای دکتر یامین‌پور و آقای دکتر باوند و ده‌ها و صدها انسان فرهیخته‌ای که متوجه اشارات قدسی مرحوم شهید آوینی به تاریخی که در آن قرار داریم هستند، و این بهنرین نگاه به شهید آوینی است. موفق باشید

10906

رزقبازدید:

متن پرسش
با سلام 1- لطفا تدبیرالمعیشه را تعریف کنید و بفرمایید جایگاه این موضوع در نظام تقدیر الهی کجاست؟ 2-آیا دیدگاهی که می‌گوید"حالا که سیر شدم تا ظهر خدا بزرگ است" را نمی‌توان به عدم توجه به تدبیرالمعیشه متهم کرد؟ 4-آیا کسی که تدبیرالمعیشه نداشته باشد، او هم رزقش دنبال او می‌آید تا او را بیابد؟ 5- در تاریخ و حتی همین حالا مواردی از سوء تغذیه و مرگ کودکان بی‌گناه را سراغ داریم. قاعدتاً این کودکان گناهی را مرتکب نشده‌اند که رزقشان تنگ یا بسته شود. پس اگر این نبودن (نه کم بودن) رزق تقدیر الهی بوده باشد این سوال پیش می‌آید که خداوندی که آن‌ها را آفریده، اما رزق آن‌ها را نرسانده، آیا نعوذ بالله خلقتی عبث انجام نداده است؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2 و 3 و 4- تدبیر در معیشت بدین معنا است که ما وظیفه‌ی خود را نسبت به کسب رزق خود انجام دهیم ولی امیدمان به کار و کسب خود نباشد بلکه به رزّاق‌بودن خداوند باشد، حال در این فضا است که می‌توان نگران آینده نبود. ولی اگر تلاش لازم را نداشتیم و بعد گرفتار سختی شدیم باید خودمان را ملامت کنیم، چنین افرادی عملاً رزق خود را که خداوند تقدیر کرده خراب کرده‌اند 5- در مورد ظلمی که بعضاً صورت می‌گیرد و ظالمی رزق خدادادی ملتی را می‌دزدد و از دست او می‌قاپد، باید متوجه باشیم که چون خداوند هرکس را خلق کرد رزق او را هم با او خلق می‌کند، پس کسی رزق این افراد را دزدیده است همه باید تلاش کنند و حق مظلوم را از ظالم بگیرند تا در امتحان الهی موفق بیرون آیند وگرنه با آن ظالم مساوی هستند. در همین رابطه از ابوذر غفاری داریم که فرموده‌ است: « عجبت لمن لا یجد القوت فی بیته،کیف لا یخرج على الناس شاهراً سیفه" یعنی در تعجب هستم از کسی که چیزی برای خوردن در خانه‌اش پیدا نمی‌کند و شمشیر برنمی‌گیرد و بر مردم نمی‌شورد. یعنی بقیه مقصرند که چنین ظلمی به او شده. موفق باشید
9822
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بنده در حال تنظیم یک جزوه در خصوص حرکت جوهری هستم. سوالاتی از حضورتان داشتم. اگر می شود لطفا کمی مفصل توضیح دهید یا اینکه بنده را به کتابهایتان ارجاع دهید. سوال اول: شما فرمودید حرکت در مجردات راه ندارد چون فعلیت محض هستند، پس تکامل برزخیان در عالم مثال چگونه قابل توجیه است؟ سوال دوم: چرا بعضی از اعراض نفس مثل خشم می تواند در جوارح حسی ظهور کند ولی بعضی از اعراض مثل حسادت و یا صدق و دروغ نمی تواند ظهور کند؟ آیا این به خاطر محدود بودن بدن مادی است یا دلیلی دیگر دارد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در کتاب معاد روشن شد که تکامل برزخیان به رفع حجاب از آن‌ها است و نه تبدیل قوه به فعل 2- صفاتی مثل خشم تا حدّ بدن می‌تواند نزول کند ولی بعضی از صفات صرفاً در محدوده‌ی نفس حضور دارند. موفق باشید
8921
متن پرسش
با سلام: منشا نماز نخواندن چیست؟ در صورتیکه فرد اعتقاد به خواندن نماز دارد و از نماز نخواندن رنج میبرد ولی قدرت روحی مبارزه با بی نمازی را ندارد. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این وظیفه عمومی بشر است که باید عقاید حقه خود را به عمل نزدیک کند تا به تقوای لازم برسد. خطر آن‌جا است که بعضی آنچنان در نزدیکی عقیده و عمل کوتاهی می‌کنند و به‌کلّی از تقوای لازم محروم می‌گردند که حتی واجبات الهی را به مرحله‌ی عمل نمی‌کشاند. در هر صورت راه‌کارِ عملی قضیه آن است که انسان سعی کند عقیده‌ی خود را به‌خصوص در امور واجبات به عمل بکشاند تا از تقوای اولیه محروم نگردد. موفق باشید
نمایش چاپی