بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14912
متن پرسش
سلام و ادب خدمت شما استاد عزیز و گرامی: استاد من در مورد رزق و روزی مطالبی جمع آوری کردم و تصمیم دارم اجرا کنم. متاسفانه به شما دسترسی ندارم. در صورت امکان این محتوا را ببینید و اگر قسمتی را می‌دانید که اشکال دارد به من بگویید تا حذف کنم و اگر شما مطلبی مدّ نظرتان است که در این مورد برای عموم مردم خوب و تاثیرگذار است؛ بیان فرمایید ممنون دارتان می‌شوم. اگر مطالب ساختار ادبی ندارد عذر خواهی می‌کنم قصدم نشان‌دادن محتواست. بسم الله الرّحمن الرّحیم: عوامل گشایش رزق و روزی: امام باقر«علیه‌السلام» فرمودند: کسی که دهان خود را به سوی آسمان باز کرده و می‌گوید خدایا مرا روزی بده، در حالی‌که برای به‌دست‌آوردنِ روزی تلاش نمی‌کند، دشمن دارم. عوامل افزایش رزق: 1. درستکاری؛ رعایت تقوای الهی (و من یتق الله یجعل له مخرجا) 2. استغفار (اکثر الاستغفار تجلب الرزق) 3. خوش اخلاقی 4. انفاق (مفتاح الرزق الصدقه) 5. با وضو بودن 6. نشسته شانه زدن 7. انگشتر عقیق در دست داشتن 8- شکر نعمت (الحمد الله رب العالمین) 9. دست کشیدن از کار هنگام صدای اذان 10. نماز شب (ان صلاه الیل تضمن الرزق نهار ) 11. شستن دست قبل و بعد از غذا. 12. صله رحم 13. نیکی به پدر و مادر (پیامبر«صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم» هرکس دوست دارد عمرش افزوده شود و روزی‌اش فراوان باشد، به پدر و مادرش صله و احسان کند) ( پیامبر«صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم» هرکس عهد کند به پدر و مادرش نیکی کند و صله‌ی رحم به‌جا آورد ضمانت می‌کنم مال و عمرش افزایش یابد) 14. قرائت سوره‌ واقعه هنگام خواب 15. کمک به مومنان 16. خلال‌کردن دندان 17. انجام تعقیبات نماز (به‌خصوص نماز صبح و عصر) 18. همسایه ی خوب‌بودن 19. مهمان نوازی 20. قرائت آیه‌ی «ما شاءالله لا قوة الا بالله» 21. زیاد صلوات فرستادن. عوامل فقر: 1. گناه‌کردن (ان العبد لیذنب فیروی عنه الرزق) (اللهم غفر لی ذنوب التی تغیر النعم) 2. اسراف 3. ظاهر به فقر 4. نفرین پدر و مادر 5. تنبلی و کسالت (کثرت النوم و الکسل یورث الفقر حضرت امیر«علیه‌السلام») 6. گوش‌کردن موسیقی حرام 7. بی توجهی به نیازمندان 8. ترک نهی از منکر 9. خوردن و آشامیدن در حالت جنابت 10. ترک رابطه‌ی خویشاوندی 11. خواب قبل از طلوع آفتاب 12. بی‌حرمتی به نان 13. باقی‌گذاشتن تار عنکبوت در خانه 14. شستن اعضای بدن در دستشویی 15. نشستن ظرف‌ها در منزل 16. سخن دروغ‌گفتن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تنظیمی است بسیار عالی در موضوع رزق. حقیقتاً هر اندازه انسان به رعایت این نکات توفیق بیابد، به همان اندازه رزقی پاک و با برکت نصیب او خواهد شد. موفق باشید

14002
متن پرسش
1. چگونه می شود که محی الدین که یک فرد سنی مذهب است به این درجات شهودی برسد در حالی که در مورد مساله امامت سنی ها مشکل دارند چگونه با عقیده ی ناقص می شود به این مقامات رسید؟ 2. منظور آیت الله جوادی که می فرماید لقمه ی حرام تبدیل به اندیشه می شود چیست مگر می شود ماده تبدیل به چیز مجرد شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ آیت‌آلله جوادی صراحتا معتقد‌اند محیی‌الدین از نظر عقیدتی شیعه است و بعضی معتقد‌اند حتی از نظر فقهی نیز شیعه است ولی تقیه کرده و مرحوم آیت‌الله حسینی تهرانی در کتاب روح مجرد نظر علمایی که محیی‌ الدین و مولوی را شیعه می‌دانند آورده‌است وجناب آقای دکتر حسین غفاری در کتاب ارزشمند «جدال با مدعی» تحقیق بسیار خوبی در ساختار شیعی تفکّر محیی‌الدین کرده‌اند. 2ـ ماده به عنوان علت معدّه، بستری است تا نفس ناطقه قوه‌هایش را به فعل تبدیل کند؛ حال اگر نفس بستری را انتخاب کرد که سالم نیست، جهت تبدیل قوه‌ی آن به فعل، آن شخصیت، شخصتی انسانی و الهی نخواهد بود. موفق باشید

11865
متن پرسش
با سلام: بنده بعضی مواقع که اعتقادات و طرز تفکر بعضی انسانها در زمانهای قدیم و حال را می خوانم در اینکه چرا این انسانها دچار چنین اعتقادات و یا باورها شده اند دچار حیرت و سرگشتگی می شوم که این ها مگر عقل نداشته اند که به این افکار و باورها دچار شده اند، مثلا کسانی که ادعای خدایی می کرده اند و یا کسانی معجزات را با اینکه می دیدند انکار می کردند، و یا همین افرادی که عالم خارج را انکار می کردند و یا همین که یکی از کاربرانتان در سوالی درباره انکار وجود توسط گرگیاس پرسیده بود، درک این چیزها و فهم این چیزها که از بدیهیات است، مگر این انسانهای منکر، عقل نداشتند؟ این طرز تفکرها و اعتقادات اینگونه افراد باعث مشغول شدن فکر بنده و حیرتم می شود و نمی توانم این موضوع را هضم کنم و دلیل قانع کننده برای خودم بیاورم که به این دلیل اینها اینگونه اعتقاداتی پیدا کرده اند، چون به نظرم هیچ توجیهی برای اینگونه اعتقادات و باورها وجود ندارد، وقتی اینگونه اعتقادات را در کتابی می خوانم نوعی ناراحتی در من به وجود می آید که به چه دلیل نمی فهمیدند؟ چه سودی برایشان داشته، آیا واقعا این واضحات و بدیهیات را نمی فهمیدند و یا خود را به نفهمی زده بودند؟ این قانع نشدن در بنده نوعی حیرت نامطلوب و آزاردهنده به وجود می آورد که فکرم را مشغول می کند، لطفا راهی جلوی پای بنده بگذارید و دلیلی قانع کننده برای بنده بیاورید که بتوانم دلیل این همه نفهمی و انکار بدیهیات توسط این افراد را درک کنم و حیرتم برطرف شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 11855 عرض شد ریشه‌ی این نوع موضع‌گیری‌ها یا سیاسی بوده و یا قبیله‌ای و یا مثل بهائیت جریان‌های استعمار دنبال این حرکات بوده، حتی دعوای اشعری و معتزلی را راه انداختند تا اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و شیعه دیده نشود، چیزی که امروز ملاحظه می‌کنید. باید سعی کرد در این نوع موضع‌گیری‌ها جایگاه تاریخی آن‌ها را پیدا کرد. موفق باشید

11745

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یکی از سوالاتم همچنان از ماه پیش بی جواب مانده، بماند و اما... اگه کسی برای اولین بار بخواد مشرف به ایوان نجف و کربلای سیدالشهدا شود و 40-50 روز وقت داشته باشه چه نسخه ای براش می پیچید بجهت آمادگی قبل از زیارت؟ کسی را تصور کنید که نماز قضا زیاد داره، نذر برآورده شده ولی عمل نشده زیاد داره، گناه فراوان فراوان داره، چه کند تا روش بشه برود نجف؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوه‌ای روی سایت هست در رابطه با آداب زیارت و دعا، إن‌شاءاللًه مفید خواهد بود. موفق باشید

11212

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب حضور استاد بزرگوار: بنده مدتهاست که کتابهای شما را مطالعه می کنم و از سخنرانی های شما استفاده می کنم و هر جا جلسه ای در این رابطه باشد اگر توفیق الهی شامل حالم شود شرکت می کنم. اما مشکلی که دارم این است که مطالب کتابها را خیلی زود فراموش می کنم هرچند در لحظه گوش دادن یا خواندن می فهمم و احساس می کنم به جانم می نشیند اما زود فراموش می کنم. البته خیلی تغییر خاصی در خودم حس نمی کنم. آدم عجولی نیستم اما همیشه احساس می کنم خیلی وقتم کم است اما نمی دانم چه کار باید بکنم. لطفا مرا راهنمایی کنید. اگر ذکری هست در این رابطه بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: الحمداللّه که مطالب کتاب‌ها را فراموش می‌کنید. مگر کتاب درسی است که می‌خواهید یاد بگیرید و امتحان بدهید؟ کتاب تذکر است تا آرام‌آرام تصمیم‌های بلندی بگیرید. دلواپس نباشید، إن‌شاءاللّه خدا کمک می‌کند. موفق باشید
10862
متن پرسش

سلام استاد: زیارت قبول. میشه بفرمایید کربلا چه خبر بود و شما چه دیدید؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانی بس عظیم و بزرگ در مقام عصمت و طهارت به نام حضرت حسین بن علی«علیه‌السلام» در کربلا حقایقی را به نمایش گذارد که بس عظیم بود که تنها انسان‌های معصوم توانِ دیدن آن را داشتند و در زیارت‌نامه‌هایشان آن نگاه را عرضه نمودند و بنده در بین عمل آن امام و نگاه این امام سعی داشتم با زیارت‌نامه‌های مأثور از امامان، به حقیقت کار حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» نظر کنم و خدا را شکر می‌کنم که به تصدیق محتوای آن زیارات مفتخرم و ارزش معارفی که دنبال کرده‌ام را در تصدیق مضامین زیارت اربعین و زیارت اول از زیارات امام حسین«علیه‌السلام» یافتم. چه بگویم که چگونه خداوند در زیارت اربعین حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» چه حرف‌هایی با ما دارد!! موفق باشید

9908
متن پرسش
سلام: با عرض ادب و احترام استاد بنده بعضی مشکلات اخلاقی را می فهمم چگونه آنها را حل کنم؟ چون شنیدم و واقعا هم این طور است که مرض اخلاقی هم مثل مرض جسمی نیازمند طبیب است. طبیب کجاست؟ که بروم پیش آن؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت‌اللّه بهجت در این روزگار می‌فرمایند: «علم تو استاد تو است». مباحث معرفت نفسی شروع خوبی است تا با کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» دستتان را در دست علی مرتضی«علیه‌السلام» قرار دهید و چون بچه آهو آن حضرت را دنبال کنید. موفق باشید
9566
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم استاد گرامی: ما در سیر مطالعاتی «فصل چهارم آشتی با خدا » هستیم و «شرح جنود عقل و جهل» را هم چند جلسه گوش داده ایم. اما به خاطر اهمیتی که نماز می تواند در پیشرفت معنوی داشته باشد دوستان مایلند آداب الصلاه را به جای شرح جنود شروع کنیم. لطفا بفرمایید کدام مورد بهتره؟ اول شرح جنود و بعد آداب الصلاه یا بر عکس؟ یا توصیه دیگری دارید؟ آیا حضرت امام غیر از آداب الصلاه کتاب اخلاقی دیگری هم درباره نماز دارند؟ سئوال دیگری هم دارم: بحثی درباره اینکه عجله از شیطان هست داشتیم دوستی می گفت درباره شهیدی مطلبی خوانده که تمام کارهایش مثل غذا خوردن و حتی نمازش را سریع می خوانده تا وقت برای اعمال صالح بیشتری داشته باشد، یا امام جماعتی را نام بردند که خیلی با سرعت نماز و سایر کارهایش را انجام می دهد تا از عمر بهره بیشتری ببرد. به نظر جنابعالی این کارها با این نیت صحیح تر و بهتر هست یا در هر حال با تانی انجام دادن؟ اصلا آیا تفاوتی بین سرعت و عجله هست؟ خدا خیرتان دهد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بحث «جنود عقل و جهل» یک بحث اخلاقی است و همه‌وقت جا دارد که کار کنید. پیشنهاد می‌کنم بعد از «آشتی با خدا»، آداب الصلواة را شروع کنید و در کنار آن شرح حدیث «جنود عقل و جهل» را داشته باشید. کتاب دیگر حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مورد نماز یعنی «سرّ الصلواة» بسیار تخصصی است 2- این حرف درستی نیست که ما به بهانه‌ی انجام اعمال صالح بیشتر در عبادات خود عجله کنیم و عملاً نه از این عبادت نتیجه میگیریم و نه از عبادات دیگر. موفق باشید
8871
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی فرموده بودید که روح چون دارای وحدت ذاتی میباشد نمیتوان ویژگی ها و صفاتش رو تقسیم بندی کرد و اگر کسی مثلا شنوائی را به قسمتی از روح نسبت دهد مشخصا درک درستی از روح و صفات متجلی آن نداشته، حال سوالی مطرح میشود که آیا همین نسبت رو میتوان به دین توحیدی اسلام داد به این ترتیب که دین توحیدی اسلام چون دارای وحدت ذاتی میباشد پس اجزای آن(قرآن و اهلبیت ) قابل تقسیم و تفکیک نمیباشند و اهلبیت (ع) عین اسلام و اسلام عین اهلبیت (ع) است (و ایضا قرآن) و آیا میتوان گفت که تعبیر نبی مکرم اسلام (ص) در حدیث ثقلین که میفرمایند این دو هرگز و ابدا از هم جدا نمیشوند ناظر بر همین مطلب است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: مسلّم نمی‌توان اسلام را تقسیم کرد و به بعضی از قسمت‌های آن ایمان آورد و به بعضی از قسمت‌های آن کفر ورزید. همچنان که نمی‌توان نمونه‌های کامل دین‌داری یعنی اهل‌البیت«علیهم‌السلام» را از اسلام جدا کرد، در آن صورت از ظهور کامل اسلام درعالم غفلت کرده‌ایم. موفق باشید
8843
متن پرسش
یه استادی داره آیت الله بهجت به نام : آیت الله قاضی .. ایشون میگه : اگه کسی نمازشو اول وقت بخونه و به جایی نرسه بیاد تف کنه تو صورت من .. منظورش مقام و مرتبه معنوی بوده یا هم دنیایی و معنوی؟ اگه فقط یکی از این دو بود باید تو سخنشون بیان می کردند!! میشه توضیح بدید؟ سالهای زیادی هست که نمازم اول وقت هست و در نماز تا حدودی توجه دارم ولی توفیقی حاصل نشده!!!؟؟علت چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: در نماز اول وقت، انسان درست در آن زمان همان کاری را می‌کند که باید بکند و درنتیجه خداوند هم همان برخوردی را با بنده می‌کند که مصلحت بنده است و خداوند از این طریق هزاران مانع را بدون آن‌که ما بدانیم از جلو ما برطرف کرده و آرام‌آرام هزاران جاده‌ای که سعادت ما در آن است را در جلوی ما می‌گشاید. موفق باشید
7962
متن پرسش
سلام استاد برای این بظاهر روحانیونی که براحتی اینهمه سرمایه های معنوی کشور و عالَم، نظیر امام و علامه حسن زاده و آیت الله جوادی و ... رو بر سر مسائلی نظیر وحدت وجود (که خودشان هم مطمئنم چیزی از آن نفهمیده اند و حرف چهار تا استاد معلوم الحال که نمیخواهم اسم بیاورم را میزنند) تخطئه میکنند و خطرشان به نظر اینجانب از صد اوباما برای این نظام و دین بیشتره نباید فکری شود؟2.یکی از همین مغز جامدان در مورد فصل معشوقه و صبیان و غیره ی اسفار ملاصدرا که در کتاب او این آدرس بود : جزء2 سفر ثالث اسفار چاپ مصطفوی ص 178 به بعد،که چون به عربی بود بنده خوب نتوانستم موضوع را بفهمم و آن روحانی با آن جمودش میگفت ملاصدرا در این فصل گفته زیر یک لحاف رفتن با نوجوان برای سلوک قبیح نیست! میشود بفرمایید آن فصل اصلا در مورد چیست و این موضوع چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- بهترین راه آن است که وحدت وجود در محافل علمی به‌خوبی تبیین شود تا معلوم گردد چقدر در توحید نکته‌های دقیقی در اعتقاد به وحدت وجود نهفته است 2- اولاً: این آقایان بین نظر به شمایل در بستر عشق عفیف را که عرفا مطرح می‌کنند با نظر به اعضاء تحت تأثیر شهوات فرق نمی‌گذارند. ثانیاً: این‌ها استعارات عرفانی که عموماً شاعرانه است را درست درک نمی‌کنند. لذا وقتی حافظ می‌گوید: «رشته‌ی تسبیح اگر بگسست عیب ما مکن.... دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود» و گزارش می‌دهد از حالت سلوکی خود آن‌گاه که تجلیات نور الهی موجب شد که نظم ذکرش به‌هم بخورد را، به ظاهرش تعبیر می‌کنند و تصوراتی مادی از آن در ذهن می‌آورند. عین این تعبیر در فصل عشق در کتاب اسفار هست که تنها کسانی متوجه مقصود این بزرگان می‌شوند که در تمام فضای کتاب اسفار سیر کرده باشند و حالا به این‌جا رسیده باشند . ولی اگر بخواهند یک پاراگراف را در آورند و در معرض دید عموم قرار دهند از فهم مقصود اصلی در حجاب می‌روند. موفق باشید
7843
متن پرسش
سلام علیک و ریحانه استاد سال جدید بر شما پر بار و پر نعمت باشد استاد روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله)برخورد کردم که حضرت فرمودند:اجل ها و مدت عمر بهائم و حشرات زمین ومورچه ها وکیکها وملخها واسب ها و همه جنبنده ها و غیر اینها در تسبیح آنهاست و وقتی تسبیح آنها به پایان رسید خدای متعال ارواح آنان را قبض میکند و قبض ارواح آنان به ملک الموت مربوط نیست.اولا میخواستم معنای اینکه قبض روح آنان با تسبح آنان است چیست ودر ثانی اینکه قبض روح آنان به ملک الموتی که روح انسان را قبض میکند نیست بلکه خداوند روح انان را میگرد حالا یا خود خداوند یا به اسباب دیگر این جا منظور چیست؟ البته بعد از مطالعه ی کتاب از علامه طهرانی و استا محمد شجاعی به جواب هایی دست یافتم و تامل هم نمودم ولی میخواستم با جواب شما یافته های خود را تطبیق دهم .التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شاید نقش موجودات ذی‌حیات مذکور در رابطه با طبیعت فقط مدّ نظر است از آن‌جهت که قرآن می‌فرماید «خلق لکم ما فی الارض جمیعا» همه‌ی آن‌چه در زمین‌ هست را برای شما انسان‌ها خلق کردیم. پس وقتی نقش آن موجودات در انضباط طبیعت به پایان رسید به طور طبیعی روح آن‌ها برگشت می‌کند و قبض خاصی که جناب عزرائیل علیه‌السلام به عهده دارند برای آن‌ها لازم نیست. موفق باشید
5669
متن پرسش
سلام.نقش گفتمان جبهه پایداری در پیشبرد انقلاب اسلامی چیست؟خطرات در راه آنان چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: قبلاً عرایضی داشته‌ام اجازه بدهید فعلاً وارد این موضوعات نشویم. ولی در هرحال بنده وجود این جبهه را یکی از برکات انقلاب اسلامی می‌دانم. در عین آن‌که حق انتقاد را برای خود محفوظ می‌دارم. موفق باشید
4780
متن پرسش
سلام استاد. این احمدی نژادی که شما تازه به کنهش پی بردید برای ما خیلی وقته دستش رو شده بود. آقای طاهرزاده دوباره بیندیشید شاید احمدی نژاد را شناختید. 8 سال از عمر من جوان گذشت با صدای بلند از دولت می پرسم برای من چه کردی؟ وقفوهم انهم لمسئولون.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا با قرارگرفتن در ذیل رهنمودهای رهبری و هشت سال از دولتی دفاع کردید که به تعبیر رهبری عزیز «کارهای برجسته‌ای انجام داده» هشت سال عمر باطل‌کردن است؟ نکند شما هم تحت تأثیر حرف‌های بعضی از نامزدها و ماهواره‌ها قرار گرفته‌اید؟ چرا ماوراء این تبلیغات، خودتان فکر نمی‌کنید. با تمام امید به حماسه‌ای فکر کنید که خداوند برای این ملت بزرگ مقدر کرده. «أَ لَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیب»؟ موفق باشید
4029

اومانیسمبازدید:

متن پرسش
سلام انسانگرایی عصر جدید یعنی چه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی اومانیسم که در تعریف آن می‌توانید به کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» رجوع فرمایید. موفق باشید
2755
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز اقای طاهرزاده و همه اداره کنندگان این سایت که حقیقتایک سایت اسلامی ناب است وخداوندراسپاسگزارم که مرا بااین استادعزیزکه انسان را به حضور می برد اشنا کرداماسئوال اینجانب ایا نفوس ائمه بعد ازشهادتشان درتکوین ویا تشریع همان نقش درزمان حیاتشان را دارد با سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مقام اصلی ائمه«علیهم‌السلام» فوق جسم آن‌ها است و لذا همیشه در عالم حاضرند و در همین رابطه شما در زیارت آن‌ها اظهار می‌دارید: «اشهد انک تشهد مقامی و تسمع کلامی و ترد سلامی» سلامم را جواب می‌دهی، حرفهایم را می‌شنوی (اصلاً داری مرا می‌بینی) می‌ماند که مسئولیت اصلی اداره‌ی جهان امروز به عهده‌ی حضرت صاحب‌الزمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» است ولی همه‌ی امامان از کسی که به آن‌ها متوسل شود دستگیری می‌کنند. موفق باشید
1466

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. انسان کامل مان امام است؟ ایا در یک دوران واحد بیش ازیک انسان کامل در جهان زندگی می کند؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: همیشه یک نفر امام است. موفق باشید
1241

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی. استاد مشکلی دارم که امیدوارم با پاسخ‌تان مرا از سردرگمی نجات دهید:من دختری هستم که سعی می‌کنم به شعائر دینی پای‌بند باشم، دیدگاهم راجع به تقابل با نامحرمان این است که تعاملات نباید از حد خاصی فراتر رود و نیز این‌که نباید در خلوت به ایشان فکر کرد حالا این فکر هرچه می‌خواهد باشد. اخیرا آقایی به بنده ابراز علاقه کرده که البته نوع علاقه‌مندی ایشان گویا از نوع خاص است ایشان که به لحاظ ظاهری انسانی موقر و متین است مدعی است عرفان اسلامی را یکسال و نیم کامل کار کرده و به‌خصوص اندیشه‌های ابن عربی را قبول دارد، ایشان در خواست ارتباطی کاملا متعالی را داشتند و صراحتا گفتند که اهل ازدواج نیستند ومعتقد به عشق هستند و ازدواج عشق را می کشد و ...و من صریح‌تر از خودشان گفتم طبق باورهای من ازدواج چیزی است که انسان را به سکون و آرامش می‌رساند و باعث می‌شود آدمی قدم‌های بعدی را بردارد و توقف نکند برعکس عشق از این گونه که انسان را دائما در یک تکاپو و هیجان بی نتیجه غرق می کند و بعد در پایان عمر انسان با یک مجموعه‌ی پوچ مواجه می‌شود چون این هیجانات در عالم جایگاهی ندارد. در عین حال که پیامبر صلی الله علیه و آله لابد چیزی فراتر از ما می دانستند که ازدواج را سفارش کردند(البته شایان ذکر است منظور من اصلا این نبود که بنده و ایشان ازدواج کنیم و به ایشان گفتم کاملا مشخص است که دیدگاه‌های ما متفاوت است چون ایشان نگاه گزینشی به دین دارند مثلا هرموقع دلشان بخواهد روزه می‌گیرند یا نماز می‌خوانند و می‌گویند طبق عادت و .. نمی خواهند عبادت کنند و... ولی خب نگاه من به دین حداکثری است و همین کافیست که من و ایشان اصلا به درد هم نمی‌خوریم) منتهی خب این بحث‌ها در پاسخ به ایشان پیش آمد. ایشان معتقد است که فکر کردن به نامحرم اشکال ندارد بلکه نوع فکر مهم است و عین القضات می گوید در یکی است و راه‌ها بسیار است. در عین حال مرا از این نظر زیر سوال بردند که چرا از فضایی که به دور خودتان بسته‌اید پنجره‌ای به بیرون نمی زنید که لااقل تماشا کنید نه که خارج شوید و دنیا چیزی که شما فکر می کنید نیست و خدا اصلا این کسی که شما فکر می کنید نیست. این صحبت‌ها را مطرح کردند چون من به ایشان گفتم طبق اعتقادات من اگر کسی غیر خدا در قلبم بیاید احساس می‌کنم به خدا خیانت کرده‌ام و قلبم به من دروغ نمی گوید و من هرچیز را از قلبم استفتاء می‌کنم من حتی اگر با یک نامحرم ناخواسته شوخی کنم احساس میکنم دلم از عبادت و یاد خدا استقبال نمی کند و حس خوبی ندارم. بنابراین به طریق اولی می‌دانم که این نوع ارتباطات هرچند که همیشه حول محور عرفان و فلسفه و دین بچرخد مرا از مسیر باز می‌دارد. البته ایشان انسان محترمی بود و پذیرفت و رفت. اما سوال من این است: من درست فکر می‌کنم یا او؟ حرف‌هایی که ایشان می‌گفت پر بود از رگه های واقعیت. و این‌طور نبود که انسانی باشد که قصد سوء استفاده داشته باشد اما می‌گفت انسان باید همیشه در عشق به سر ببرد حتی او ساعت‌ها نی می‌نواخت و ازاین طریق بسیار با خدا ارتباط برقرار کرده بود و در موقع این کار روزه می‌گرفت تا آ ن نوا کاملا پر از احساس حقیقی باشد. آیا خدا آنگونه که من فکر میکنم نیست. اگر راهی که من میروم درست است چرا ایشان با ذکر و با سکوت به لحظاتی در زندگیش رسیده است که من با عبادت نمیرسم؟ نه که بگویم شیرازه ذهنم از هم پاشیده شد اما خب خیلی فکر کردم. ایشان معتقد بود خانم‌هایی مثل من در امر ازدواج به خصوص محکوم به شکست هستند، اما من خیلی اینجور فکر نمیکنم بخودم میگم جایگاه توکل کجاست؟هرچند یکبار درزندگیم برای همین موضوع با توکل پیش رفتم و آنچنان ضربه ای خوردم که تا گیاه ازسر قبرم بروید فراموش شدنی نیست هرچند در آن ضربه بسیار رشد بود و در عین حال بعدها برکاتی را نصیبم کرد. بهر حال لطفا مرا راهنمایی کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: خدا را شکر می‌کنم از دقت و بصیرتی که خداوند به شما داده. وقتی همه‌چیز را خدا ایجاد کرده و او عین وجود است و وقتی هرجا پای نقص هست پای عدم هست، پس عین وجود عین کمال است. برای رسیدن به زیباترین زیبایی‌ها باید به واقعی‌ترین واقعیات یعنی خدا رجوع کرد و برای رجوع به خدا باید مطمئن باشیم که در مسیری صحیح قرار داریم و خداوند با ارسال رسولان و معجزات همراه آنان ما را به شریعت خود مطمئن کرده، پس در رابطه با اُنس با خدایی که عین وجود و عین کمال است نمی‌توان به وَهمِ خود تکیه کرد و بخواهیم به نام عشق به خدا ، از مسیر شریعت الهی بیرون رویم. مسلّم ما باید از دنیایی که دینداری را در حدّ قالب شریعت نگه داشته جلو‌تر بیاییم و به شریعت و طریقت و حقیقت نظر کنیم تا نه‌تنها از وَهم و عشق‌های خیالی – حتی به اسم عرفان – آزاد شویم، بلکه راه رجوع به حقیقتی بس زیبا – یعنی خدا – را بیابیم. گفتی چرا آن آقا با ذکر و سکوت به لحظاتی در زندگی‌اش رسیده که شما با عباداتتان نرسیده‌اید. آیا واقعاً آن راهی که آن آقا بدون شریعت طی می‌کند راه رجوع به خدا است و یا راه خلوت با خیالات خود؟ راهی که شیطان هیچ مزاحمتی برای رونده‌ی او ایجاد نمی‌کند چون قسم خورده است در مسیری قرار می‌گیرد که به سوی خدا باشد. می‌گوید: « قالَ فَبِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیم‏ » : اکنون که مرا گمراه ساختى، من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آنها کمین مى کنم! و این است راز این‌که شیطان شما را به صدها خیال مشغول می‌کند تا راه شریعت الهی را طی نکنید و شما و سایر مؤمنین با پایداری بر این راه شیطان را روسیاه می‌کنید و جهت‌گیری خود را به سوی خدا تثبیت می‌نمایید تا در وقتی شرایطِ «إلَیهِ راجعون» فراهم شد با تمام وجود به سوی او برگردید. حساب کنید این افراد در برزخ قیامت به کجا رجوع دارند و مؤمنین معتقد به شریعت الهی به کجا رجوع می‌کنند. موفق باشید
588

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی . ضمن تسلیت ایام فاطمیه سوالاتی در مورد بانوی بزرگوار اسلام حضرت فاطمه (س) داشتم : 1)آیا حضرت فاطمه (س) هم همچون خداوند صفاتشان از ذاتشان جدا نیست ؟به این معنی که آیا فاطمه عین فاطر است یا نه ؛ صفات ایشان بر ایشان عرض گشته ؟ اگر جواب احتمالی این است که حضرت فاطمه عین اسم فاطر خداوند است پس قبل از ظهور این اسم خداوند ، حضرت فاطمه خلق نشده بودند در صورتی که حضرت علی خلق شده بودند(منظور حقیقت حضرات است نه شخصشان) . و این در تناقض با این مطلب به نظر میرسد که حقیقت فاطمه و علی (ع) از وحدت یکسانی برخوردار باشند و به نوعی حقیقت فاطمیه را متکثر تر از حقیقت علویه نشان میدهد ! اما اگر جواب احتمالی این باشد که حقیقت فاطمیه در عین وحدت است و فاطریت او مربوط به نزول او به مراتب پایین تر میشود ؛ دراین صورت تناقض وجود دارد با تعریفی که از فاطمه (س) هست. مگر نه این که فاطمه ، فاطمه بودنش به مفطوریت اوست ؟ 2) آیا اگر مفطوریت را از فاطمه (س) برداریم در این صورت میشود حقیقت علویه ؟ 3)اگر جواب سوال فوق خیر میباشد آیا میتوان حالتی متصور شدکه صفتی عرضی نباشد اما عین آن موجود هم نباشد ؟ 4)ابن عباس در حدیث عجیبی میگوید : "ما کنت ادری ما فاطر السموات والارض حتی احتکم الی اعرابیان فی بئر». یکی از آن ها (اعراب) میگفت :"انا فطرتها" و میخواست بگوید من ابتدا این چاه را حفر کردم و من صاحب اولش هستم . و ابن عباس میگوید از این جا فهمیدم که این یک خلقت صد در صد ابتدایی ""در انسان"" است. میخواهم بدانم که ارتباط فطرتی که خمیره ی انسان بر آن مفطور گشته با اسم فاطر خداوند چیست ؟ سوالم را واضح تر بیان میکنم . با توجه به این که همه چیز برای خلق شدن عین ربط به فاطر هستی ، زهرا (س) است چه طور امکان خلق موجوداتی فاقد فطرت (حیوان ها) وجود دارد ؟ مگر نه این که آن ها برای
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: تمام مجردات ذات و صفاتشان متحد است، منتها خداوند وجودش از خودش است و بقیه وجودشان از خدا است و هر وجودی در هر مرتبه‌ای صفات خاص خود را دارد که از وجود و ذاتش جدا نیست. لذا هر موجودی مظهر صفت و یا صفات خداوند می‌تواند باشد که بحث آن در برهان صدیقین مبسوطاً آمده است، شاید اگر آن بحث را دنبال کنید سؤال خود را روشن‌تر بیان بفرمایید. موفق باشید
19396

سند بیست سیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرانقدر آقای روحانی گفتن که رهبر سند بیست سی رو اشتباه متوجه شدن. گزارش غلط بهشون داده شده. در چهاچوب نظام اجرا میشه. من واقعا نگران شدم. با این همه مخالفت رهبری ایشون بازم اصرار دارن. ظاهرا هم همه خوابیدن! چه کنیم؟ خیلی نگرانی داریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور نیست، جناب آقای ازغدی و دکتر کچوئیان که هر دو از اعضای شورای انقلاب فرهنگی هستند روشن نمودند قضیه طور دیگری است و احتمالاً روزهای آینده این موضوع بیشتر روشن می‌شود. موفق باشید

18097

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ﺑﺎ ﺳﻼﻡ ﺧﺪﻣﺖ اﺳﺘﺎﺩ: ﻣﻦ ﻃﻠﺒﻪ ﻫﺴﺘﻢ و ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﻧﻬﻢ ﺣﻮﺯﻩ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺗﺤﺼﻴﻞ ﻫﺴﺘﻢ. ﺳﻮاﻟﻲ ﻛﻪ اﺯ اﺳﺘﺎﺩ ﺩاﺷﺘﻢ اﻳﻨﻪ ﺁﻳﺎ ﻟﺰﻭﻣﺎ ﻫﺮ ﻛﺴﻲ ﻃﻠﺒﻪ ﺷﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﻟﺒﺎﺱ ﺭا ﺑﭙﻮﺷﺪ؟ ﻭاﻳﻨﻜﻪ ﺁﻳﺎ اﻣﺮﻭﺯﻩ ﺑﺮ اﺛﺮ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﻋﻠﻴﻪ ﺭﻭﺣﺎﻧﻴﺖ ﺗﺒﻠﻴﻎ ﺩﻳﻦ ﺑﺪﻭﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﻮﺛﺮﺗﺮ ﻧﻴﺴﺖ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺩﺭ ﻧﺴﻞ ﺟﻮاﻥ؟ ﻣﻤﻨﻮﻥ
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد در جواب سؤال‌های شماره‌ی 13418 و 16713 و 17925 شده، خوب است که به آن‌ جواب‌ها رجوع شود. موفق باشید

16616
متن پرسش
سلام: چطور می توان همیشه خود را حاضر در محضر حق دید؟ مباحث شما در این زمینه را مطالعه کرده ام علی الخصوص در مورد ماه رمضان. منتها مشکلی وجود دارد: چگونه حال حضور و مراقبه دائمی برای انسان پیدا می شود. آخر ما در رجب و شعبان در حد توان - البته که کوتاهی هایی هم داریم - تلاش خود را برای آمادگی برای رمضان می کنیم. در ماه رمضان هم به خیال خودمان همه عزم خود را جزم می کنیم تا به تقوا، فرقان، حتی خود خدا برسیم، باور کنید چند سال است که در رمضان اضطراب شدیدی می گیریم که این بار چه می شود؟ آیا این بار خداوند خودش را جزای روزه ما می کند؟ انصافا هم توفیقاتی داشته ایم ولی باز به نظر یه جای کار اشکال داره. به نظرم یه چیزی کمه. هر چی زور می زنیم... استاد لطفا راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم ماه رمضان ماه رحمت و مغفرت و برکت است و قرائت یک آیه قرآن در این ماه، نقش یک ختم قرآن را در زندگی ما پدید می‌آورد، چه جای اضطراب؟!! با چنین امیدواری هم متوجه‌ی حضور خود در محضر حق باشید و هم امیدوار به احیای شب قدر و برکات آن باشید. موفق باشید

15628
متن پرسش
سلام و ارادت حکیم فاضل: تفاوت بنیادین و اساسی بین فلسفه غرب و فلسفه اسلامی (حکمت متعالیه ملاصدرا) چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع چیزی نیست که بتوان در سؤال و جواب دنبال کرد. تفکر، تفکر است هرچند موضوعاتِ مورد تفکر مختلف باشد. موضوعات فلسفه‌ی غرب وسعت زیادی دارد از تومیست‌ها بگیر تا رمانتیک‌ها و کلاسیک‌ها و ایدئالیست‌ها. پیشنهاد بنده آن است که اگر ما با حکمت متعالیه به‌خوبی آشنا شویم و سپس به آن فلسفه‌ها رجوع کنیم، بهتر می‌توانیم استفاده نماییم. موفق باشید

14991
متن پرسش
سلام و درود: استاد فرزانه و فاضل از میان فیلسوفان غربی حاضر در این قرن کدام یک مورد توجه بقیه فیلسوفان غربی عصر حاضر است؟ نظر شما در مورد تفکراتش چیست؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دکارت و کانت و هگل و هایدگر، ستون‌های تفکر غرب‌اند. باید بیش از آن‌که بخواهیم آن‌ها را نقد کنیم، سعی کنیم آن‌ها را بفهمیم. موفق باشید

14245
متن پرسش
سلام استاد عزیز: چرا شخصی مثل عبدالکریم سروش دچار این عقاید و طرز تفکر می شود و چه پروسه ای در زندگی و عقاید او و نفس او اتفاق افتاده که در دام الحاد و کفر افتاده و خود نمی فهمد اما فکر می کند که می فهمد یا به قول معروف در دام جهل مرکب افتاده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه بنده در ارتباط مستقیم با آقای دکتر سروش دستگیرم شد آن بود که ایشان با توجه به استعداد بسیار قوی‌ای که داشتند چون خود را از استاد بی‌نیاز دیده بودند، واقعاً به عمق معارف دست نیافته بودند و لذا با نظرات خود بیشتر به‌سر می‌برند بدون این‌که جایگاه و خواستگاه معارف را یافته باشند. موفق باشید

نمایش چاپی