بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18223

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: 1. نظر علامه طباطبایی در خصوص جمع آوری قرآن به چه شکل است؟ آیا معتقدند قرآن در زمان پیامبر (ص) به همین ترتیب سور جمع شده بوده (مانند نظر علامه حسن زاده در کتاب قرآن هرگز تحریف نشده)؟ یا نه بعدا جمع اوری شده است؟ لطفا ذکر منبع بفرمایید. ۲. در مورد علامه طهرانی، وقتی سوالات و جواب های شما را می خواندم این موضوع برایم سوال شد که چرا شما در مورد ایشان از لفظ دانشمند استفاده می کنید؟ آیا در عارف واصل بودن یا جزء اولیاء بودن ایشان نظری دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چیزی در این رابطه از علامه‌ی طباطبایی به یاد ندارم، احتمالاً همان نظر علامه‌ی حسن‌زاده را معتقد باشند وگرنه علامه‌ی حسن‌زاده در کتاب مذکور متذکر می‌شدند 2- مسلّم ایشان عالمی جلیل‌القدر و عارفی ارزشمندند، ولی نه به معنایی که بعضی در مورد ایشان غلوّ می‌کنند و فرقه‌ای برای خود راه انداخته‌اند. موفق باشید

14439

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد اگر ما در سوره مبارکه کهف نظر آقای مستحسن را نپذیریم و نظر علامه را بپذیریم. پس باید اینطور باشد که: (ذوالقرنین همان کورش است. ولی نه آن کورش تاریخ که پر از تحریف است. بلکه کورشی که خداوند در قرآن معرفی می کند) درست است؟ یعنی باید جوانان بدانند که اگر ذوالقرنین کورش باشد، در این صورت باید صفات کورش را در قرآن باید جستجو کرد. درست است استاد؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و در آن صورت عملاً موضوع ذوی‌القرنین با حضرت مهدی«علیه‌السلام» منتفی خواهد بود. در هر صورت موضوعی نیست که خیلی راحت بتوان یک نظر را پذیرفت و نظر دیگر را منتفی دانست. موفق باشید

13681
متن پرسش
به نام خدای محمد، با سلام خدمت استاد محترم: می خواستم بدانم که حکمت الهی از این که قلب انسان را در هر لحظه، روز، هفته، ماه و غیره متذکر یک نوع یا یک جزء از عالم ماده یا معنا می نماید چیست؟؟؟ بالفرض برای بنده اتفاق افتاده که در یک لحظه یا روز پیش خودم گفتم اصلا باید چرا درس بخوانم؟ برای چی تلاش کنم؟ در حالی که الحمدالله به خوبی می دانم برای چی، یا در فاز معنوی و معنادر یک لحظه پیش خودم میگم حالا مگه بهشت چه خبره و از این دست مثال ها، یا علی مدد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان در سیر علم حصولی خود فضای علم حضوری را برای خود شکل ندهد طبیعی است که آن حالت که می‌فرمایید برایش پیش می‌اید زیرا تنها با مفاهیم مرتبط است و نه با نور حقیقت. در اُنس با حقیقت است که شور و امید فراهم می‌شود. پیشنهاد می‌شود کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را همراه با شرح صوتی آن مطالعه فرمایید. موفق باشید

13523
متن پرسش
سلام استاد: سوالی داشتم: استاد چرا خداوند بندگی خودش رو معیار و ملاک رستگاری قرار داده؟ چرا خداوند اینقدر تسبیح و ستایشش رو دوست داره؟ چرا با این که خداوند شیطان رو به خاطر غرورش از بهشت بیرون انداخت، اما خودش اینقدر مغروره و دوست داره همه براش سجده کنند؟ چرا خداوند هی دوست داره تسبیح بشه و کسانی رو که تسبیحش نمی کنند به طرز فلاکت باری نابود میکنه و در آخرت هم چیزی بهشون نمیده؟ چرا خداوند راه دیگه ای برا رستگاری قرار نداده و همه رستگاری در اطاعت محض و سجده و رکوع از خودش خلاصه میشه؟ چرا خدا اینقدر مغروره؟ سوالم اینه که چرا خدا جهان هستی را طوری تعبیه و خلق کرده که همه تسبیحگوی او باشند! خدا میتونست دستور بده بدون اینکه بخواد کسی براش به سجده بیفته!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا در تصور جنابعالی خداوند یک شخص است. در حالی‌که آموزه‌های توحیدی به شما می‌آموزند که حضرت حق یک حقیقت است، حقیقتی که منشاء همه‌ی کمالات و زیبایی‌ها است و لذا هرکس بخواهد به آن حقایق عالیه نزدیک و منوّر شود باید حجاب بین خود و انوار اسماء الهی را برطرف نماید و قصه‌ی تسبیح و تنزیه حضرت حق به همین معنا است که در منظر خود، محدودیت های موجودات محدود را به خدا نسبت ندهیم تا تجلیّات حضرت رب‌العالمین بر قلب ما تجلی کند و در رکوع خود، خودیت خود را می‌شکنیم تا جمال دوست رخ بنمایاند. به همین جهت جناب حافظ می‌فرماید: «میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست / تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز». موفق باشید

11956

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر شما: راه و روش درمان و ریشه کردن شک و تردید چیست؟ اگر شک و تردید به گونه ای باشد که واضح ترین استدلالها هم برای رفعش کارساز نباشد چه کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابن سینا می‌گوید این افراد با رجوع به مباحث ریاضی می‌توانند تفکر خود را شکل دهند. موفق باشید

11865
متن پرسش
با سلام: بنده بعضی مواقع که اعتقادات و طرز تفکر بعضی انسانها در زمانهای قدیم و حال را می خوانم در اینکه چرا این انسانها دچار چنین اعتقادات و یا باورها شده اند دچار حیرت و سرگشتگی می شوم که این ها مگر عقل نداشته اند که به این افکار و باورها دچار شده اند، مثلا کسانی که ادعای خدایی می کرده اند و یا کسانی معجزات را با اینکه می دیدند انکار می کردند، و یا همین افرادی که عالم خارج را انکار می کردند و یا همین که یکی از کاربرانتان در سوالی درباره انکار وجود توسط گرگیاس پرسیده بود، درک این چیزها و فهم این چیزها که از بدیهیات است، مگر این انسانهای منکر، عقل نداشتند؟ این طرز تفکرها و اعتقادات اینگونه افراد باعث مشغول شدن فکر بنده و حیرتم می شود و نمی توانم این موضوع را هضم کنم و دلیل قانع کننده برای خودم بیاورم که به این دلیل اینها اینگونه اعتقاداتی پیدا کرده اند، چون به نظرم هیچ توجیهی برای اینگونه اعتقادات و باورها وجود ندارد، وقتی اینگونه اعتقادات را در کتابی می خوانم نوعی ناراحتی در من به وجود می آید که به چه دلیل نمی فهمیدند؟ چه سودی برایشان داشته، آیا واقعا این واضحات و بدیهیات را نمی فهمیدند و یا خود را به نفهمی زده بودند؟ این قانع نشدن در بنده نوعی حیرت نامطلوب و آزاردهنده به وجود می آورد که فکرم را مشغول می کند، لطفا راهی جلوی پای بنده بگذارید و دلیلی قانع کننده برای بنده بیاورید که بتوانم دلیل این همه نفهمی و انکار بدیهیات توسط این افراد را درک کنم و حیرتم برطرف شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 11855 عرض شد ریشه‌ی این نوع موضع‌گیری‌ها یا سیاسی بوده و یا قبیله‌ای و یا مثل بهائیت جریان‌های استعمار دنبال این حرکات بوده، حتی دعوای اشعری و معتزلی را راه انداختند تا اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و شیعه دیده نشود، چیزی که امروز ملاحظه می‌کنید. باید سعی کرد در این نوع موضع‌گیری‌ها جایگاه تاریخی آن‌ها را پیدا کرد. موفق باشید

9908
متن پرسش
سلام: با عرض ادب و احترام استاد بنده بعضی مشکلات اخلاقی را می فهمم چگونه آنها را حل کنم؟ چون شنیدم و واقعا هم این طور است که مرض اخلاقی هم مثل مرض جسمی نیازمند طبیب است. طبیب کجاست؟ که بروم پیش آن؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت‌اللّه بهجت در این روزگار می‌فرمایند: «علم تو استاد تو است». مباحث معرفت نفسی شروع خوبی است تا با کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» دستتان را در دست علی مرتضی«علیه‌السلام» قرار دهید و چون بچه آهو آن حضرت را دنبال کنید. موفق باشید
9566
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم استاد گرامی: ما در سیر مطالعاتی «فصل چهارم آشتی با خدا » هستیم و «شرح جنود عقل و جهل» را هم چند جلسه گوش داده ایم. اما به خاطر اهمیتی که نماز می تواند در پیشرفت معنوی داشته باشد دوستان مایلند آداب الصلاه را به جای شرح جنود شروع کنیم. لطفا بفرمایید کدام مورد بهتره؟ اول شرح جنود و بعد آداب الصلاه یا بر عکس؟ یا توصیه دیگری دارید؟ آیا حضرت امام غیر از آداب الصلاه کتاب اخلاقی دیگری هم درباره نماز دارند؟ سئوال دیگری هم دارم: بحثی درباره اینکه عجله از شیطان هست داشتیم دوستی می گفت درباره شهیدی مطلبی خوانده که تمام کارهایش مثل غذا خوردن و حتی نمازش را سریع می خوانده تا وقت برای اعمال صالح بیشتری داشته باشد، یا امام جماعتی را نام بردند که خیلی با سرعت نماز و سایر کارهایش را انجام می دهد تا از عمر بهره بیشتری ببرد. به نظر جنابعالی این کارها با این نیت صحیح تر و بهتر هست یا در هر حال با تانی انجام دادن؟ اصلا آیا تفاوتی بین سرعت و عجله هست؟ خدا خیرتان دهد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بحث «جنود عقل و جهل» یک بحث اخلاقی است و همه‌وقت جا دارد که کار کنید. پیشنهاد می‌کنم بعد از «آشتی با خدا»، آداب الصلواة را شروع کنید و در کنار آن شرح حدیث «جنود عقل و جهل» را داشته باشید. کتاب دیگر حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مورد نماز یعنی «سرّ الصلواة» بسیار تخصصی است 2- این حرف درستی نیست که ما به بهانه‌ی انجام اعمال صالح بیشتر در عبادات خود عجله کنیم و عملاً نه از این عبادت نتیجه میگیریم و نه از عبادات دیگر. موفق باشید
8850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم لطفا اگه میشه فایلهای صوتی سایت رو با یک فرمت دیگری مثل ام پی تری یا ویو قرار بدید تا بشه رو تمام موبایلها هم شنیده بشه ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: مسئول محترم سایت جهت استحضار
7962
متن پرسش
سلام استاد برای این بظاهر روحانیونی که براحتی اینهمه سرمایه های معنوی کشور و عالَم، نظیر امام و علامه حسن زاده و آیت الله جوادی و ... رو بر سر مسائلی نظیر وحدت وجود (که خودشان هم مطمئنم چیزی از آن نفهمیده اند و حرف چهار تا استاد معلوم الحال که نمیخواهم اسم بیاورم را میزنند) تخطئه میکنند و خطرشان به نظر اینجانب از صد اوباما برای این نظام و دین بیشتره نباید فکری شود؟2.یکی از همین مغز جامدان در مورد فصل معشوقه و صبیان و غیره ی اسفار ملاصدرا که در کتاب او این آدرس بود : جزء2 سفر ثالث اسفار چاپ مصطفوی ص 178 به بعد،که چون به عربی بود بنده خوب نتوانستم موضوع را بفهمم و آن روحانی با آن جمودش میگفت ملاصدرا در این فصل گفته زیر یک لحاف رفتن با نوجوان برای سلوک قبیح نیست! میشود بفرمایید آن فصل اصلا در مورد چیست و این موضوع چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- بهترین راه آن است که وحدت وجود در محافل علمی به‌خوبی تبیین شود تا معلوم گردد چقدر در توحید نکته‌های دقیقی در اعتقاد به وحدت وجود نهفته است 2- اولاً: این آقایان بین نظر به شمایل در بستر عشق عفیف را که عرفا مطرح می‌کنند با نظر به اعضاء تحت تأثیر شهوات فرق نمی‌گذارند. ثانیاً: این‌ها استعارات عرفانی که عموماً شاعرانه است را درست درک نمی‌کنند. لذا وقتی حافظ می‌گوید: «رشته‌ی تسبیح اگر بگسست عیب ما مکن.... دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود» و گزارش می‌دهد از حالت سلوکی خود آن‌گاه که تجلیات نور الهی موجب شد که نظم ذکرش به‌هم بخورد را، به ظاهرش تعبیر می‌کنند و تصوراتی مادی از آن در ذهن می‌آورند. عین این تعبیر در فصل عشق در کتاب اسفار هست که تنها کسانی متوجه مقصود این بزرگان می‌شوند که در تمام فضای کتاب اسفار سیر کرده باشند و حالا به این‌جا رسیده باشند . ولی اگر بخواهند یک پاراگراف را در آورند و در معرض دید عموم قرار دهند از فهم مقصود اصلی در حجاب می‌روند. موفق باشید
6714
متن پرسش
به نام خدا با سلام بنده مشغول طرح پایان نامه سطح 3 می باشم که موضوع پایان نامه را به پیشنهاد و همکاری استادم نقش حکومت در ایجاد تمدن اسلامی قرار دادم. مشغول مطالعه و گردآوری طرح بودم که با کتاب تمدن سازی شیعه شما آشنا شدم که شاید بتوان گفت نه تنها مسیر فکری من در پایان نامه که حتی موضوع سخنرانی هایم را هم تحت تاثیر قرار داد. اکنون که می خواهم طرح بنویسم کمی سر در گم شده ام و هنوز نتوانسته ام بر اساس تفکراتی که از شما آموخته ام مسیر جمع آوری طرحم را پیدا کنم. لطفا اگر می شود کمی مرا راه نمایی کنید. متشکرم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در جلسه‌ی سخنرانی بنده در محرم امسال تحت عنوان «جریان روشنفکری و تقابل آن با تمدن» و« کربلا نقطه عطف تقایل تمدن اسلامی با تمدن جاهلی.» که متن سخنرانی و صوت شرح آن در صفحه‌ی اول سایت هست کمک کند. در ضمن کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» نیز راه‌گشا است. موفق باشید
6282

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام اقای طاهرزاده. امیدوارم حالتون خوب باشه.تازه با شما و اثار شما اشنا شدم.سوالم در مورد روایتی ک خیلی من ب فکر واداشته تنها 1در خواست دارم اینکه برام روشن کنید ایا چنین حدیثی صحیحه یا حتی شما تا بحال اون شنیدید.. روایت این هست ک پیامبر برای حجامت میرن پیش یکی از صحابه خودشون اون فرد مرید و عاشق ایشون بوده بعد از اتمام کار فرد خون حجامت را سر می کشند ک پیامبر از این کار ناراحت می شوند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم این روایت را شنیده‌ام ولی آخر آن را نشنیده‌ام که پیامبر از خوردن خون حجامت خود ناراحت شوند. در هر حال وقتی خداوند در آیه‌ی 33 سوره‌ی احزاب می‌فرماید شما اهل‌البیت را از هرگونه پلیدی پاک کردم و لذا نه نقص علمی داشتند و نه نقص عملی و نه پلیدی جسمانی و به همین جهت طرف خوب می‌فهمیده آن خون مثل سایر خون‌ها پلید نیست. البته ما بیشتر به کمال آن بزرگان در جنبه‌های علمی و عملی نظر داریم و سیره‌ی علماء دین آن است که به جای ورود به این نوع ابعاد آن ذوات مقدس به ابعاد علمی و عملی آن‌ها ورود پیدا کنند. موفق باشید
5894
متن پرسش
باسلام خدمت استاد گرامی جلسات روزهای چهارشنبه قبل از یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری تعطیل گردید... آیا این جلسات که شرحی بر تفسیر سوره ی حمد بود در مکان دیگر و زمان دیگری تشکیل می گردد... پیشاپیش از پاسخ گویی شما سپاسگزارم
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: فعلاً در جای دیگر تشکیل نمی‌شود. موفق باشید
5669
متن پرسش
سلام.نقش گفتمان جبهه پایداری در پیشبرد انقلاب اسلامی چیست؟خطرات در راه آنان چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: قبلاً عرایضی داشته‌ام اجازه بدهید فعلاً وارد این موضوعات نشویم. ولی در هرحال بنده وجود این جبهه را یکی از برکات انقلاب اسلامی می‌دانم. در عین آن‌که حق انتقاد را برای خود محفوظ می‌دارم. موفق باشید
5540
متن پرسش
با سلام و قبولی طاعات و عبادات 1- بنده مغازه ای ( فروش بستنی ، شربت و آبمیوه های سالم سنتی است ) دارم که جهت ترویج حجاب و عفاف ، بنری زده ام که بر روی آن نوشته ام "ورود خانم ها فقط با حجاب اسلامی " از شما استاد عزیز و گرامی تقاضا مندم اگر نقصی و یا اشتباهای در این مورد است . راهنمایی بفرمایید ؟ و یا طرحی در جهت ترویج احکام و مبانی دین اسلام و فرهنگ سازی صحیح و سالم ، این بنده حقیر را راهنمایی بفرمایید .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون تجربه نشان داده بعضی از خواهران بی‌حجاب عنادی با دین ندارند و به جهت تربیت غلط و یا عادت غلط رعایت حجاب را نمی‌کنند به جای آن‌که بنویسید فقط خانم‌های با حجاب وارد شوند، بنویسید؛ «خواهران محترم! سعی بفرمایید با رعایت حجاب، محیط زندگی را هرچه معنوی‌تر بنمایید». و سعی کنید مستقیم به مشتری‌های بی‌حجاب چشم ندوزید تا متوجه شوند از وضع ظاهری آن‌ها دلگیر هستید. موفق باشید
4059

«مکر»بازدید:

متن پرسش
سلام علیکم 1- استادعزیز در مورد صفت مکاریت در آیات متعدد قرآن کریم درمورد خداوند وانسان یک نتاقضی و جود دارد .علامه جوادی (خدا حفظشان کند )ظاهرا اعتقاد دارند که مکر خوب داریم ومکر بد داریم . اما می دانیم حداقل مکر در لغت به معنای حیله به کار بردن در کار حالا در مورد خداوند وقتی می خواهیم به کار ببریم می توانیم بگویم که کافران مکر می کنند یعنی فکر می کنند که از قدرت وحکمت خداوند فرار کرده اند ولی خداوند مکر می کند واز همانجا که کافران فکر می کنند که از دست خدا در رفته اند گرفتار شان می کنیم (مکرو ومکرالله والله خیر ماکرین ).می بینیم مکر از جنبه و زاویه دید انسان ها بیان شده است و گرنه خداوند هم در علمش می دانست که این انسان با اراده خودش از این راه می رود به نتیجه دلخواهش نمی رسد . و شان خداوند متعالی از اینکه هدفی را دنبال کند اجل است . خدا را شاکرهستم برای همه نعمت هایش از جمله نعمت ولایت . انشالله خدا کمک کند که شکر مان را وحمد ما را هروز کاملتر کند خداخیرتتان دهد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر «مکر» را به معنای چاره‌جویی بگیریم یک واژه‌ی غیر ارزشی نخواهد بود حتی آن‌جایی که خداوند از قول عزیز مصر نقل می‌کند که می‌گوید: مکر زنان عظیم است. ولی خداوند آن را نقد نکرده. چون به این معنا است که زنان توان چاره‌جویی عظیمی در کار خود دارند. با این توصیف که مکر به معنای چاره‌جویی باشد معنای مکر الهی به این شکل است که خداوند در مقابل چاره‌جویی کافران برای نفی تأثیر نبوت ، چاره‌جویی می‌کند و خدا بهترین چاره‌‌جوها است زیرا به تعبیر علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» دستِ طرف مقابل را می‌خواند. موفق باشید
4047
متن پرسش
سلام م چندتاسؤال پرسبدم چچه طور از بین اینهمه جواب،‌ جواب سؤالم پیداکنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سایت المیزان از نظر فنی این امکان را دارد که به طور هم‌زمان جواب سؤالات را برای ایمیل کاربران ارسال کند ولی این مشروط بر آن است که عزیزان ایمیل خود را در محل مربوطه بنویسند تا حتی اگر صلاح نبود سؤال و جوابشان در معرض دید سایر کاربران قرارگیرد برای خودشان ارسال شود و لذا اگر سؤال عزیزان طوری نبود که در معرض دید همگان قرار گیرد و از طرفی ایمیل هم ننوشته باشند، نمی‌توانند به جواب سؤال خود دسترسی پیدا کنند. موفق باشید. موفق باشید
3740
متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله. استاد گرامی سوالی ازتون داشتم. سالها پیش دوستی داشتم که جز انسانهای نیک روزگار بود از این لحاظ که هرکس این آدم را می دید ناخواسته به یاد خدا می افتاد. من هم همیشه در موقع دیدار ایشان به یاد خدا بودم. آنچنان انرژی از ایشان صادر می شد که جذبه ای عجیب به سمت خدا ایجاد می کرد. البته ایشان حقیقتا مدام تلاش می کرد کسی به خود ایشان علاقمند نشود و این را از سکنات و رفتارش می شد فهمید و همین بود که در دیدارشان آدم جذب خدا می شد نه جذب این فرد. روزی که به جبر زمانه از ایشان جدا شدم از معدود دفعاتی بود که برای جدایی رفیقی اشک ریختم اما در همان لحظه می دانستم من برای این آدم خاص گریه نمی کنم برای لحظاتی که به یاد خدا آراسته بود دلم تنگ می شود...استاد من همان موقعها در احوالات ایشان دقت کردم دیدم کار خاصی نمی کتد مثلا دایم اهل نماز شب باشد و... نبود منتهی بسیاربسیار زیاد با یاد شهدا مانوس بود، خیلی ارادت ویژه ای به شهدا داشت. ولایت پذیری ایشان در قبال مقام معظم رهبری بسیار بالا بود؛ و دل بسته اهل البیت علی الخصوص امام حسین علیه السلام بود. به کلیه حلال و حرامهای دین نیز پای بند بود. آیا این صفات می تواند آدمی را جایی برساند که هرکس می بیندش به یاد خدا بیفتد؟در روایات خوانده ایم بهترین ذوستان کسانی هستند که انسان را به یاد خدا بیندازند، ایا این صفاتی که عرض شد این قابلیت را دارد؟این دوست ما اصلا نمی گداشت کسی به طور ویژه به وی علاقمند شود و برخی این ایراد را به شخصیتش وارد می ساختند که چرا این فرد در تحکیم روابط تلاشی نمی کند اما به نظرم کاملا رفتارش مطابق دین بود هم در جمع بود و هم نبود...استاد بعد از آن دیگر کسی مثل او را ندیدم. چگونه می شود اینگونه آینه یاد خدا بود؟مانوسی با شهدا این کشش را دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آری شهداء کسانی‌اند که از پل صراط دنیا عبور کرده‌اند و راه ورود به لقاء‌الله را نمایاندند، بهترین و سریع‌ترین راه با نظر به سیره‌ی شهداء ظهور می‌کند. إن‌شاءالله. موفق باشید
3442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی لطفا چند نفر را معرفی بفرمایید که در رابطه با لعن و سب در شیعه کار کرده باشند و نظر و اثر مکتوب قابل ارجاع داشته باشند؟حداقل دو نفر و کتب مربوطه؟ در بیشتر کتب فقط چند روایت پراکنده در تایید و یا رد وجود دارد و نظر و تفسیر و بحثی نیست!  با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اطلاع ندارم. موفق باشید
2857
متن پرسش
با سلام در کلاس اندیشه اسلامی استاد فرمودند هیچ برهان کاملی برای اثبات خدا وجود نداردو تمامی برهان ها دارای نقص هستند و دانشجویان را ارجاع دادند به کتاب فلسفه علم اقای جان حوک .می خواستم نظر جنابعالی را در این ارتباط بدانم و اگر کتابی در نظر دارید برای جواب به این شبهه معرفی نمایید(البته ایشون معتقد هستند که خدا وجود دارد ولی برهان کاملی برای اثبات وجود ندارد)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اشکال آقای جان هیک و امثال او آن است که تنها به روش‌های حسّی تکیه دارند و تنها برهان نظم را می‌شناسند. پیشنهاد می‌کنم به کتاب «از برهان تا عرفان» رجوع فرمایید تا ملاحظه شود چگونه ملاصدرا دلایل عقل‌پسندی در اثبات وجود خدا به عنوان حقیقتی که عین کمال است، ارائه داده است. موفق باشید
2027
متن پرسش
سلام.پسری 16 ساله هستم و علاقه شدیدی به قرآن و معارف آن و مطالعه تفسیر دارم لذا یکسال پیش خواندن تفسیر را شروع نمودم ابتدا از هر روحانی و متخصص این حوزه می پرسیدم می گفت تفسیر نمونه یا نور را بخون من هم چنین کردم و حتی یک جلد از نمونه را خوندم ولی دیدم خیلی ساده است و پاسخگوی من نیست لذا نمیدونستم چکار کنم تا اینکه با نوارهای تفسیری آقای جوادی املی آشنا شدم ، قبلاً تسنیم اقای جوادی را مقداری ش را خونده بودم ولی دیدم خیلی خیلی سخته ولی نوارهاشون آسونه و بدرد من میخوره و شروع کردم به گوش دادن ان. الان هم تصمیم دارم با این روش تفسیر کار کنم که ابتدا نوارهای اقای جوادی را گوش بدم سپس انچه میفهمم بنویسم و برم جلو. ایا چنین روشی مناسبه؟ اگر نه چکار کنم؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: کار بسیار خوبی است به شرطی که ابتدا آیه‌ای که استاد بحث می‌فرمایند را بنویسید و سپس نکات کلی فرمایش ایشان را در ذیل آیه یادداشت کنید. موفق باشید
1023

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام و احترام محضر استاد گردانقدر با توجه به ارزش و عمق کتاب المیزان، پیشنهاد جنابعالی برای روش مطالعه ی این کتاب چیست؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بنده در جزوه‌ی «چگونگی کار با المیزان» نظر خود را عرض کرده‌ام. جزوه بر روی سایت هست. موفق باشید
21317
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام خدمت استاد عزیز: استاد بی تردید سخن حضرت امیر را پس از این که لشکریان معاویه خلخال از پای یک زن یهودی که در ذمه حکومت علی می زیست را در آوردند، خوانده اید که فرمود اگر انسان طلب مرگ کند او را ملامت نکنید و حتما خبر دختر دو ساله کرمانشاهی که بر اثر سرما جان داد را نیز خوانده اید، حال نباید گفت بمیرند مسئولان کشور؟ واقعا بمیرند مسئولانی که در ولنجک، لواسان، زعفرانیه و... در خانه های ملیاردی پر زرق و برق استخر دار مشغول خوش گذرانی هستند. استاد جان عجب انقلاب و حکومتی شد. پر واضح است این آشی است که هاشمی برای این انقلاب پخت. اما استاد جان خودمان را جر می دهیم تا ثابت کنیم که این ها کاری به انقلاب و رهبری ندارد اما در مقابل پاسخهایشان دیگر کاملا لال شده ایم. می گویند و انگار کم کم داریم باور می کنیم راست هم می گویند این چه رهبری است که نتوانست انحراف هاشمی را جلوگیری کند؟ بر فرض شرایط اجازه نمی داد این همه تعریف و تمجید برای چه بود؟ استاد: هاشمی اول و دوم نکنید متن حکم تنفیذ هاشمی در دور دوم را بخوانید اگر دور اول بود می گفتیم رهبری نمی دانست او چه فکری دارد اما هاشمی چهار سال فکرش را نشان داد پس این همه تعریف در تنفیذ دور دوم او را تائید می کرد (خداي بزرگ را سپاس كه در اين نوبت نيز، رأي مصيب ملت، مسؤوليت را به دستهاي تواناي مردي سپرد كه در ميدانهاي دشوار، لياقت و امانت و صلاحيت و كارداني و برجستگي او را آزموده بود. مردي بزرگ از سابقينِ اوّلينِ انقلاب و از حوارييّن و انصار ديرين امام راحل. عالِمي متفكّر، سياستمداري هوشمند، فقيهي زمان شناس، مجاهدي خستگي نشناس، برادري مهربان براي ضعيفان و مديري كاردان براي كشور.) جالب این که این القاب و شلغاب در حکم دوره اول به مراتب کم رنگ تر است. راستی هاشمی فقیهی زمان شناس بود که تا هم فیها خالدون تفکر لیبرالی را در این کشور که دکتر شهریار زرشناس اخیرا مبسوط در یک مصاحبه آن را توضیح دادند، نهادینه کرد. خدائیش هاشمی در دوره اول ریاست جمهوری برادری مهربان برای ضعیفان بود او و همفکرانش که معتقد بودند از لوازم نا خواسته توسعه له شدن اقشار ضعیف است و اگر در شخص هم بود در تفکر و برنامه اقتصادی که بانی فقر و فساد و تبعیض و اشرافیت و اختصاصی سازی و کاخ سعد آباد و هزار کوفت و زهرمار دیگر بود واقعا دولت هاشمی شایسته لقب دولت کریمه امام زمان بود؟ استاد این شبهه های بی جواب که هیچ کجا جوابش را نیافتیم دارد دمار ما را در می آورد. وقتی به دوستی می گفتم رهبری بعضی صحبتها را مجبور بود بگوید برایم این مثال را آورد. با عرض معذرت. جوانی در عروسی در جمع رقصید، پدر خبر دار شد و او را مواخذه کرد که بی غیرت مگر تو را نیاموختم که رقص در دین مبین کاریست حرام و سبک، پسر گفت پدرجان مرا به زور بلند کردند. پدر خشمگینانه فریاد کشید بی مروت اگر به زور بلندت کردند پس دیگر آن قر و قمیش ها چه بود؟ استاد چه کسی پس از هشت سال که کار تمام شده بود گفت هیچ کس برای من هاشمی نمی شود. استاد نگوئید خودش فرموده منظور رابطه دوستی بوده آخر در آن موقعیت که بحث اجرا و ریاست جمهوری بود چه ربطی به رفاقت داشت؟ برداشت مردم هم کاری به رفاقت نداشت. به یاد دارم به امام جمعه شهرمان درباره هاشمی سخنی گفتم بی درنگ در پاسخ گفت رهبری فرموده هیچ کس برای من هاشمی نمی شود و مرا ساکت کرد. تک تک فسادها و جنایاتی که به خاطر فقر و مهمتر از آن تبعیض و دنیا پرستی در این مملکت می شود پای آنانی است که این شرایط را فراهم ساختند. شخصی از بجه های جبهه جمله درد آوری می گفت 2500 سال حکومت شاهنشاهی نتوانست دین را از مردم بگیرد و این آخوندها گرفتند. باور کن استاد فوج فوج مردم خصوصا جوانان نسبت به دین بدبین می شوند و می گویند اگر جایی خبری بود خود اینها اینقدر دروغ نمی گفتند و نمی دزدیند و اینچنین تجملاتی و دنیا دوست نمی شدند. باز هم بگویم بمیرند مسئولین جمهوری اسلامی که در حکومتشان رئیس مجمع تشخیص این مملکت با بنز می رود در استخر وی آی پی فرح سکته می کند و مفسر قرآنش مصداق خلق عظیمش می خواند و رئیس جمهورش در خانه 800 متری در ولنجک تهران زندگی می کند و ... و از طرفی کودکانی بر اثر سرما در چادر می میرند و زنانی برای سیر کردن شکم بچه هایشان زنا می دهند و.... کجایی امام که صحبتهایت دیگر شبیه به افسانه شده. در شعارهای انقلاب می گفتیم بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر بار دیگر روزگار چون شکر آید. چه قدر روزگار شکری شد ؟ اگر یک بار به مردم حق می دادند این روزگار چون شکر را می خواهند یا آن تلخ تر از زهر آن وقت متاسفانه نتیجه عجیبی را مشاهده می کردیم. کجایی امیرالمومنین که با نام شما چه جنایاتی نمی کنند؟ استاد ایملیم مثل حالم خراب است. شبهه ما مخصوصا درباره رهبری را پاسخ بده. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  1- دوره‌ی دوم آقای هاشمی که عملاً تحول اساسی در افکار جریان منتسب به آقای هاشمی پیش آمد از اواسط حضور ایشان در مجمع تشخیص مصلحت بود با طرح نظریات امثال اقای سریع‌القلم که توانست با زمینه‌ای که از قبل در آقای هاشمی بود آن جریان را به این نتیجه برساند که باید با عقلِ مدرن موضوعات را تجزیه و تحلیل کرد و چون آن جریان حتی امثال آقای روحانی که در آن جلسات شرکت می‌کردند به معنی واقعی با معارف قدسی امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» آشنا نبودند و توجه به تقدیر الهی و معنی تقدیر و نحوه‌ی تقدیری که با انقلاب اسلامی به‌وجود آمد؛ در آن‌ها نبود، به‌راحتی جهت اصلی خود را نسبت به قبل تغییر دادند و این‌جا است که حتی می‌بینی آقای روحانیِ اول غیر از آقای روحانیِ دوم است 2- آن‌چه پیش آمد معلوم کرد ما برای حضور اسلام در این تاریخ به چیزی از اسلام نیاز داریم که آن ماوراء موضوعاتِ رسمی است که در حوزه‌های علمیه مطرح می‌شود که در جای خود نه‌تنها لازم، بلکه ضروری است و در زمان خود که فرهنگ مدرنیته چهره‌های نهایی خود را بروز نداده بود و به ظهور نیاورده بود، کافی بود. ولی امروز اگر آموزه‌های قدسی حضرت امام در کنار حرکت سیاسی ایشان برای حفظ هویت دینی و انقلابی ما به صحنه نیاید، همین است که می‌بینید 3- عمده عرض من در این قسمت نهفته است که اگر بخواهیم حقیقتاً تمدنی بیرون از آن‌چه غرب برای عالَم و آدم تعریف کرده است؛ به میان آوریم، تنها محتوایِ قدسی کافی نیست، باید به روشی بیندیشیم که چگونه در چنین تاریخی آن تمدن به میان آید. اگر بخواهم رفقا را به طور اختصار در این مورد اخیر به تفکر دعوت کنم، به علت رازِ نیامدن نامِ حضرت علی«علیه‌السلام» در قرآن دعوت می‌کنم که به گفته‌ی علامه‌ی طباطبایی شرایط تاریخی هرگز اجازه نمی‌داد این مسئله‌ی بسیار مهم به صراحت مطرح شود، وگرنه آن‌چنان سیطره‌ی اصالت‌دادن به فرهنگ جاهلیت قوی بود که به‌کلّی به اسلام و دیانت خدا پشت می‌شد. حال به من بگو! در این شرایط جز این است که باید کاری کرد که نه از حضور تاریخی علی«علیه‌السلام» غفلت شود، و نه وفاداران به فرهنگ جاهلیت در عین پذیرفتن نبوت حضرت محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» به‌کلی به جاهلیت گذشته برنگردند؟ بنده همه‌ی مدیریتِ رهبری را از همین جنس می دانم که از یک طرف، اصالت‌های انقلاب زیر پا گذاشته نشود و از طرف دیگر، جریانی که هم می‌خواهد انقلابی باشد و هم نمی‌تواند از آن نوع زندگی که غرب برای بشر امروز تعریف کرده؛ دل بکند، به تقابل کلی دست نزند تا إن‌شاءاللّه انقلاب به مرور فرزندان خود را که از جمله شما هستید، با همه‌ی عصبانیت که دارید؛ بپروراند و مسلّم بدانید این کارْ شدنی است و می‌شود. پیشنهاد جدّی بنده آن است که به موضوع اخیر بسیار فکر کنید. به‌خصوص به سخنان اخیر رهبری در دیدار با خانواده سردار شهید علی ییلاقی فرمانده اسبق لشکر 25 کربلای استان مازندران که می‌فرمایند:

«اوّلاً جوان این نسل، جوان نسل سوّم، از جوان نسل اوّل امیدبخش‌تر است درصورتی‌که بتواند ایمانش را حفظ کند. جوان نسل اوّل، کسانی بودند که از روی احساسات، از روی هیجان [کار کردند]؛ احساسات بود، احساسات خوبی هم بود و همان احساسات کار کرد، یعنی یک نظام کهن را سرنگون کرد و اسلام را رو آورد؛ این را ما کوچک نمی گیریم، امّا غالباً دانه‌دانه افراد - نمی‌گویم همه - از روی احساسات لانه‌ جاسوسی را آن روز رفتند و با شجاعت تمام گرفتند، امّا بعداً رفتند با آمریکایی‌ها صحبت کردند و عذرخواهی کردند؛ این ناشی از چیست؟ ناشی از کم‌عمق بودنِ آن انگیزه است. آن انگیزه متّکی به یک زیرساخت محکم نبود؛ انگیزه بود، امّا زیرساختش محکم نبود. جوان‌های امروز  - [هرچند] بعضی [از آنها] هستند که بی‌خیال در خیابان راه می روند؛ زمان جنگ هم بودند، نه اینکه نبودند - امّا آن [جوانی] که دنبال وظیفه می‌رود، می فهمد چه‌کار دارد می‌کند. یک نمونه‌اش همین حججی است و صدها نمونه، بلکه هزارها نمونه از این قبیل وجود دارد.
لذا من به جوان امروز درصورتی‌که انگیزه و ایمانش درست باشد، اعتمادم و امیدم بیشتر است تا به جوان آن روز. شماها آن جوان امروز هستید. آینده مال شماها است، این مملکت مال شماها است. ما می‌رویم، ما نقشمان تمام شده، ما خواهیم رفت؛ آنکه می‌ماند و این کشور را باید به اوج برساند، شماها هستید. هرچه می توانید خودتان را بسازید، هم از لحاظ فکری بسازید، هم از لحاظ ایمانی بسازید؛ هم فکر را درست کنید، هم ایمان و دل را درست کنید. با خدا اُنس داشته باشید، اگر می‌توانید، تا آنجایی که می‌توانید، نماز شب بخوانید؛ نماز را خوب بخوانید، با توجّه بخوانید، قرآن را بخوانید. اینها چیزهایی است که می‌تواند جای این شهدا را پر کند؛ این کارها لازم است. من به شماها بیشتر امید دارم، به همین جوانِ نسل شما؛ [البتّه] ‌اشخاص شما را نمی‌خواهم بگویم، چون آشنایی ندارم، امّا به این نسل من بیشتر اعتماد دارم و بیشتر امید دارم تا آن (نسل قبلی)». موفق باشید

16616
متن پرسش
سلام: چطور می توان همیشه خود را حاضر در محضر حق دید؟ مباحث شما در این زمینه را مطالعه کرده ام علی الخصوص در مورد ماه رمضان. منتها مشکلی وجود دارد: چگونه حال حضور و مراقبه دائمی برای انسان پیدا می شود. آخر ما در رجب و شعبان در حد توان - البته که کوتاهی هایی هم داریم - تلاش خود را برای آمادگی برای رمضان می کنیم. در ماه رمضان هم به خیال خودمان همه عزم خود را جزم می کنیم تا به تقوا، فرقان، حتی خود خدا برسیم، باور کنید چند سال است که در رمضان اضطراب شدیدی می گیریم که این بار چه می شود؟ آیا این بار خداوند خودش را جزای روزه ما می کند؟ انصافا هم توفیقاتی داشته ایم ولی باز به نظر یه جای کار اشکال داره. به نظرم یه چیزی کمه. هر چی زور می زنیم... استاد لطفا راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم ماه رمضان ماه رحمت و مغفرت و برکت است و قرائت یک آیه قرآن در این ماه، نقش یک ختم قرآن را در زندگی ما پدید می‌آورد، چه جای اضطراب؟!! با چنین امیدواری هم متوجه‌ی حضور خود در محضر حق باشید و هم امیدوار به احیای شب قدر و برکات آن باشید. موفق باشید

15083
متن پرسش
سلام استاد: نوکرتم. شبهه ای برام پیش اومده: الان جدیدا یه عده میگن آقا صددرصد پرچم انقلاب رو میده به امام زمان (عج). یه عده دیگه ام که بیشترشون طرفدار روحانی اند میگن نه. امکان داره رهبر بمیره و نتونه برسونه. پس رهبر بعدی میرسونه و... خود روحانی ام گفت اینو. یه عده دیگه ام میگن. حضرت امام خودش گفته بوده بعد از من سیدی این انقلاب رو به دست صاحب اصلیش می رساند... حالا من گیج شدم. کدومو باور کنم؟ کی راست میگه. هرکدومشون یه ذره راس میگن یه ذره اشتباه. خیلی ذهنم درگیر شده. حدیث کذب الوقاتون چیه پس؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما هرچه می‌بینیم نور حضرت صاحب الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» را در کلام و قلب مبارک حضرت آیت اللّه‌خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» می‌بینیم. و از حضرت حجت«علیه‌السلام» تشکر می‌کنیم که بر ما منت گذاشته و چنین نایبی را در این تاریخ، پرورانده است. بقیه را هم به عهده‌ی حضرت حجت«سلام‌اللّه‌علیه» می‌گذاریم. حضرت این ملت را رها نمی‌کنند، آقا از این ملت گله ندارند، ایشان ضعف‌های کوچک را به چیزی نمی‌گیرند که از مددهای بزرگ ما را محروم کنند. موفق باشید

نمایش چاپی