بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6211
متن پرسش
با سلام و ادب همانطور که می دانید حوزه های علمیه امروز و علومی که در آن تدریس می شود بگونه ای است که ابتدا به ساکن انسان را متخصص دین شناس نمی کند بلکه مهارت فهم آیات و روایات را به انسان می آموزد که سرانجام آن اجتهاد است و لذا این خطر همواره وجود دارد که کسی به اجتهاد برسد اما اسلام را به عنوان یک مکتب جامع که پاسخگوی همه نیازهای بشریت است نشناسد و نتواند ترسیم کند! لذا سیر مطالعاتی اندیشمندان اسلامی برای پر کردن این خلا، امری لازم و ضروری است. اگر این مهم را تایید می فرمائید، لطفا به این سوال پاسخ دهید که سیر معرفت دینی چه ملزومات و مقصدی دارد؟ و به ویژه پاسخ به این سوال که : در حوزه معرفت دینی عده ای براین باورند که در آغاز باید بر مبانی صرف عقلی و استدلالی کار کرد تا ذهن از شبهه آزاد گردد و قوه تفکر قوی شده و از اعوجاج حفظ شود. و آنگاه سراغ سیر معرفت حضوری نظیر علم النفس رفت چرا که در این صورت می توان با تعقل مطلوب و نگاه جامع برهانی، از افراط و تفریط در این خصوص پیشگیری کرد و راه تفکر و شهود عرفانی را سریع تر طی نمود. در مقابل عده ای می گویند تربیت قلب مقدم بر تربیت عقل است و چونکه قلب حقیقت انسان است و سرمایه قرب لذا ابتدا باید در محضر نور حق و معرفت حضوری حضرت رب العالمین (نظیر علم النفس) کار را آغاز کرد و نور گرفت و سیر نمود. بنا بر نظر عده دوم این امر بدیهی است که عقل در ذیل قلب آدمی است و لذا اگر قلب به حضور الهی، ادب شود خواه ناخواه عقل هم تربیت می گردد و ازشبهات آزاد می شود و در این حالت می تواند رجوع محکمتری به حقایق داشته باشد. البته اگر در مواردی نیاز بود سیر عقلی و منطقی، قوی تر طی شود، می توان بعد از اینکه قلب انسان به حضور رسید و شهد شیرین انس را چشید، این گام را طی نمود. با توجه به این دو نظر در حوزه معرفت دینی، حضرتعالی چه تحلیلی دارید؟ با نهایت سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده هر دو شکلی که می‌فرمایید درست است و هر کدام از دو روش بستگی به خود فرد و روحیه‌ی او و استادی دارد که با آن آشنا و مرتبط شده؛ بعضی‌ها روحیه‌ی استدلالی دارند، این‌ها نمی‌توانند از روش‌های فلسفی شروع نکنند چون تا عقلشان قانع نشود دلشان به صحنه نمی‌آید ولی بعضی‌ها جنبه‌ی تجردشان بر جنبه‌ی استدلالشان غالب است که به اصطلاح عرفان به آن‌ها «مجذوب سالک» یا «مراد» گویند. این‌ها آمادگی آن را دارند که سخنان قلبی را بشنوند و تصدیق کنند و در مرحله‌ی بعد، جهت جامعیت شخصیت به امور استدلالی رجوع می‌کنند. از آن طرف نقش استاد هم مهم است که با اشارات قلبی سخن خود را تفهیم می‌کند یا با استدلال‌های عقلی. به اصطلاح خواجه عبدالله انصاری بعضی از بدایات به نهایات می‌رسند و بعضی از نهایات به بدایات. موفق باشید.
3305
متن پرسش
سلام استاد از پرسش و پاسخ سایت متوجه شدم که عازم مشهد هستید میتونم بپرسم چه تاریخی؟ اخه من از تهران آثار شما رو پیگیری میکنم و توفیق دیدار حضوری شما رو ندارم شاید بتونم توفیق پیدا کنم شما رو تو مشهد ببینم. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: به لطف الهی عازم کربلا بودم و پس از دعاگویی به شما و دوستان برگشتم. موفق باشید
3058
متن پرسش
با سلام و عرض خدا قوت. ایا تفاوت رتبه پیغمبر با سایر معصومین نشانه تفاوت درجه تقرب انهاست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به دلیل سخن خود ائمه«علیهم‌السلام» که برای رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» ارزش بیشتری قائل بودند و به دلیل آن‌که طبق روایات در نظام تکوین نور سایر ائمه«علیهم‌السلام» از نور رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» بوده باید مقام قرب رسول الله«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» بیشتر باشد ولی از نظر فهم شریعت و اظهار آن همه دارای چنین مقامی هستند. موفق باشید
2254
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت جناب استاد طاهر زاده و مسئولین سایت لب المیزان. بنده تازه با اندیشه های استاد آشنا شده ام و قصد دارم از کتاب ها و شرح های ایشان استفاده کنم، اما یک دغدغه در ذهنم هست که ممنون میشم بهش پاسخ دهید. 1- آیا استفاده از کتاب های موجود در سایت و کپی کردن فایل ها و انتشار آن مورد اجازه ی ناشر کتاب و استاد به عنوان مؤلف هست؟ یا صرفا برای آشنایی عموم در سایت قرار داده شده اند؟ 2- آیا تبدیل متون کتابها، به کتاب موبایل (از طریق نرم افزارهای موجود) و استفاده و انتشار آنها مجاز است؟ و مشمول قانون کپی رایت نمی شود؟ 3- آیا کپی کردن DVD های استاد مجاز است؟ با توجه به اینکه به راحتی کتاب ها و جزوات و DVD ها را از طریق همه جا نمی توان تهیه کرد و لااقل بنده به راحتی به آنها دسترسی ندارم. با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1ـ هر کس مجاز است از سایت المیزان هرطور خواست استفاده کند. مگر این که ناشری دیگری بخواهد یکی از کتاب‌ها را نشر دهد . 2ـ تهیه کتاب موبایل از کلیه کتب منتشره درمراحل آخری خوداست وبزودی بطوررایگان دراختیار عزیزان قرار خواهد گرفت. 3ـ بلی. موفق باشید.
1932
متن پرسش
سلام علیکم یکی از مشکلات طلاب این است که حوزه آنها را به صورت جامع رشد نمی دهد. یعنی در نهایت دید جامعی نسبت به دین (قرآن، روایات، علوم مختلفت تفسیر و تاریخ و ...) ندارند. آیا سیر درسی و مطالعاتی ای وجود دارد که طلبه از سال اول آن را دنبال کند تا در نهایت واقعا اسلام شناس شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: حوزه‌های علمیه طوری طلبه را از نظر علمی تربیت می‌کنند که به خوبی می‌تواند به متون دینی مراجعه نماید و بهره‌ی لازم را از آن‌ها ببرد و بقیه‌ی انسان‌ها را نیز از متون دینی بهره‌مند کند. اشکال کار آن است که طلبه گمان کند فقط باید آن موضوعاتی که در حوزه تدریس می‌شود را بداند، در حالی که سیره‌ی بزرگانی مثل امام و شهید مطهری‌ها این بود که با زمینه‌ی حوزوی که داشتند خودشان به متون روایی و فلسفی و عرفانی رجوع می‌کردند و خود را توانا می‌ساختند. طلبه در سال‌های اول حتی تا دوره‌ی سطح باید سعی کند بیشترین وقت خود را صرف ادبیات و سایر متون درسی کند و در حدّ محدودی به بقیه‌ی کتاب‌ها رجوع کند تا آن‌که در درس خارج فرصت پرداختن به قرآن و برهان و عرفان به نحو مناسب برایش پیش آید. موفق باشید
1892

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم من دختری 24 ساله هستم که در رشته مهندسی درس خواندم و بعد ازدواج کردم مطالعات زیادی دارم و سخنرانی هم زیاد گوش میدهم اما هر روز پزمرده تر میشوم و احساس میکنم که دارم عمرم رو هدر میدم نه سرکار میرم و نه درس میخونم به شدت احسای میکنم دارم عمرمو استعدادمو هدر میدم البته به حفظ قران مشغولم و کلاسهای اخلاق هم میروم اما نمیدونم باید چه جور از استعدادهام استفاده کنم ادم باهوش و با استعدادی هستم این نکته هم بیشتر اذیتم میکنه ممنون میشم اگه راهنماییم کنید سوال دوم)در دوران مجردی به شخصی علاقمند بودم و او هم همینطور اما نشد که باهم ازدواج کنیم و الان به دلیل ارتباطات خانوادگی گاهی ان شخص را میبینم از طرفی از نظر عاطفی و روحی شوهرم درکم نمیکنه به خاطر همین خیلی فکرم پیش اون شخص میره و ذهنم رو درگیر میکنه ممنون میشم اگه راهنماییم کنین و سوالم را در بخش پرسش و پاسخ عمومی قرار ندهید ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اولاً: اگر فضای مناسبی جهت کار در رشته‌ی تحصیلی خود می‌شناسید از فعالیت‌های اجتماعی عقب‌نشینی نکنید. بنده این نکته را در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» عرض کرده‌ام که چرا امروزه همه نباید به فعالیت در خانه بسنده کنند. ثانیاً: باکتاب‌هایی که معارف الهی را به شما متذکر می‌شود قلب خود را سیر دهید. بنده همان سیر مطالعاتی را پیشنهاد می‌کنم که در سایت لب المیزان قرار دارد. ثالثاً: کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه کنید تا متوجه باشید چگونه خیال خود را در موضوع آن آقایی که قبل از ازدواج به او علاقه‌مند بودید کنترل کنید و متوجه شوید این کار شما چه آثار منفی در پی دارد. موفق باشید
1300

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی آقای طاهرزاده چرا علیرغم اقرار شیطان بر ناتوانی در اغوای مخلصین شیطان سراغ حضرت ابراهیم می‌رود که حضرت به او سنگ می زنند ولی بنابر استدلال جنابعالی چون حضرت یوسف جزو مخلصین هستند شیطان حتی برای بردن یاد خدا از ضمیر حضرت هم نمی تواند به حضرت یوسف نزدیک شود؟
متن پاسخ
به همان دلیل که حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» از مخلَصین هستند و شیطان نمی‌تواند کوچک‌ترین تأثیری بر آن حضرت داشته باشد حضرت شیطان را می شناسند و رمی می‌کنند حاکی از آن‌که مانع تأثیر او می‌شوند. همان چیزی که برای حضرت یوسف«علیه‌السلام» پیش آمد و حضرت عرض کردند «معاذ الله» و به خدا پناه بردند و از تذثیر شیطان مصون ماندند. موفق باشید
91
متن پرسش
با سلام.باتوجه به داستان حضرت خضر در قران چطور کشتن آن طفل توجیه می شودقصاص قبل از جنایت نیست؟
متن پاسخ

جواب: علیک السلام؛
همان‌طور که در آن داستان متوجه‌اید، نظام عالم بر دو اساس می‌گردد؛ یکی بر اساس نظام تشریع و شریعت انبیاء، و یکی هم بر اساس تکوین و اراده‌ی خاص خداوند که به دست اولیاء خاص آن اداره می‌شود. آری! اگر حضرت موسی اعتراض نمی‌کردند، از شریعت خود عدول کرده بودند، چرا که طبق شریعت نمی‌شود قبل از جنایت قصاص کرد. ولی همان‌طور که قرآن صراحت دارد حضرت خضر فرمود: «ما فَعَلْتُه مِنْ اَمْری» من آن کار را به فرمان خود نکردم. پس معلوم است خدایی که خالق همه‌ی موجودات است، تصرف‌های خاصی را نیز به‌عهده‌ی اولیاء خود می‌گذارد.

18066
متن پرسش
باسمه تعالی با سلام: برای بنده سوالی بدین شرح پیش آمده که چون در بخش احکام آمده است که خواندن شعر در مسجد مکروه است و بنده بنا داشتم در عین خواندن قرآن و بحث بر روی مسایل دینی و احکام و روایت با دوستان در مسجد گاهی از اشعار بزرگان همچون مولوی و حافظ و عطار و .. استفاده کنیم و از منطق الطیر عطار برای بازگویی بعضی مسائل و همچون شعر شیخ صنعان بهره بگیریم. به نظر جنابعالی آیا این هم همان حکم جاری در مورد مکروه بودن خواندن شعر را شامل می شود؟ ممنون می شوم توضیح بفرمایید. اجرکم عندالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم اشکال داشته باشد. موضوع از این قرار بوده که در صدر اسلام اعراب به جهت یک عادتی که از زمان جاهلیت مانده بود، آن‌ها در مسجد می‌نشستند و جلسه‌ی شعرخوانی راه می‌انداختند آنهم نه از نوعِ اشعاری که مثل اشعار مولوی و حافظ حکمت‌آمیز باشد. موفق باشید

18026

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: شما در جواب سوال ۱۸۰۱۷ فرمودید که آیت الله جوادی فرمودند محیی الدین شیعه بوده ولی در جواب سوال ۱۷۸۹۴ فرمودید که آیت الله جوادی فرمودند محیی الدین بسیار به شیعه نزدیک بوده. از این کلام دوم بر می آید که شیعه نبوده ولی به شیعه بسیار نزدیک بوده.حال نفهمیدم کدام یک از این دو کلام درست است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنان‌چه دقت بفرمایید در جواب به آن سؤال عرض شده که: حضرت آیت اللّه جوادی فرمودند محی‌الدین در عقاید شیعه بوده. و این غیر از آن است که بگوییم که از همه لحاظ حتی از نظر فقهی شیعه باشد و در نتیجه می‌توان گفت که او به شیعه بسیار نزدیک است. آیت اللّه حسینی طهرانی در کتاب «روح مجرد» در مورد تشیع مولوی و محی‌الدین نکاتی فرموده‌اند که خوب است به آن کتاب رجوع شود. موفق باشید

16649
متن پرسش
سلام استاد حکیم: در سوالی فرموده بودید نظر من در مورد خلفا اینگونه نیست؛ می خواستم بدونم نظر شما در مورد خلفای اهل بدعت چیست؟ با اینکه ما این همه روایت در لعن آنها داریم؟ در حال حاظر بنده با اهل سنت هم در ارتباطم برای همین خواستم نظر درست در مورد خلفا را بدونم!؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در یکی از خاطرات‌شان می‌فرمایند: امام تصور می‌کردند که برادران اهل سنت، احترام خاصی برای معاویه قائل نیستند و از این جهت صراحتاً او را نقد می‌کردند – نه لعن – ولی بعد که به ایشان عرض شد اهل سنت، معاویه را نیز محترم می‌شمارند از آن به بعد حضرت امام از انتقاد به معاویه نیز خودداری نمودند تا این اندازه احترام به برادران اهل سنت را برای خود فرض می‌دانستند. عرایض نسبتاً مفصلی در بحثی که نسبت به آیه‌ی 4 سوره‌ی احزاب در تبیین آن سوره شد؛ خدمت عزیزان شده است. موفق باشید

16228
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: با بند بند وجودم معنی «لئن کفرتم ان عذابی لشدید» را احساس می کنم ... در اثر اشتباهاتی که در زندگی داشته ام دچار مشکلات زیادی شده ام و مقدار زیادی بدهکارم. در اثر شراکتی که با خانواده همسرم کردم و سرم کلاه گذاشتند و مسائل دیگر من با خانواده و فامیل همسرم قطع رابطه کرده ام و او نیز به تلافی با خانواده و فامیل من قطع رابطه کرده است نه کسی به منزل ما می آید و نه ما به منزل کسی می رویم که شرح آن وقت گیر است. همچنین دچار افسردگی شدید شده ام و از رحمت و کمک خدا هم ناامیدم و معتقدم خدا در جاهای حساسی می توانست کمکم کند تا راه را اشتباه نروم ولی این کار را نکرده است. پس چه دلیلی دارد که الان که دچار عذاب الیم شده ام کمکم کند. هر کار می کنم این افکار از ذهنم خارج نمی شود. همسرم 39 ساله و دارای یک دختر 10 ساله هستم به دلیل قطع روابط دچار تنهایی شدیدی شده ایم. به همین دلیل اخیرا همسرم بطور مکرر اصرار و التماس می کند که یک فرزند دیگر می خواهم. همچنین فرزندم نیز از تنهایی شدیدا رنج می برد و بطور مستمر آن را اظهار می نماید. آنها می گویند اگر فرزند بیاید رزق خود را نیز می آورد ولی من شک دارم چون کارمندم و دولت نمی تواند و یا قصد آن را ندارد که در وضعیت معیشت کارمندان گشایشی ایجاد کند حتی اگر برای یک عید مذهبی مبلغی واریز کنند از اضافه کار کم می کنند و بالعکس ... برای هر فرزند 30 هزار تومان واریز می کنند که هزینه یک روز نوزاد نیز نمی شود با این شرایط نمی دانم چکار کنم؟ خودم بچه دوست دارم و می دانم باعث شادی خانواده می شود ولی خیلی می ترسم هم به دلیل مسائل اقتصادی و هم مشکلات روحی و خانوادگی که عرض کردم و فکر می کنم اگر فرد جدیدی را به خانواده اضافه کنم در حقش خیانت کرده ام. با وجود آنکه معتقدم خدا مرا فراموش کرده و کمکم نمی کند، آیا در این مورد می توانم به استخاره پناه ببرم؟ اگر جواب مثبت است نزد چه کسی برای استخاره بروم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید خود را در زیر سایه‌ی شریعت الهی قرار دهید. همین‌که قطع رابطه با ارحام کرده‌اید – چه ارحام سببی و چه ارحام نسبی – فعل حرام انجام داده‌اید. اغماض و چشم‌پوشی از افراد را فراموش کرده‌اید. از رزّاق‌بودنِ حضرت حق غفلت دارید. این ضعف‌ها کارها را به این‌جا کشانده است و روز به روز، مشکلات بیشتر می‌شود. پیشنهاد بنده آن است که اولاً: مباحث دعای مکارم را که در قسمت صوتِ سایت هست، دنبال بفرمایید و ثانیاً: گتاب «جایگاه رزق در هستی» را که در قسمت نوشتاری سایت می‌باشد، دنبال کنید. إن‌شاءاللّه زندگی با معنای دیگری شروع خواهد شد. موفق باشید 

15610

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا در دعای ماه رجب «اسئلک بالمولودین فی رجب...» اشاره ای به حضرت علی نشده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. شاید در موضوع تولد امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» چون زیارت دیگری برای آن روز مطرح است، در آن زیارت مطرح نشده است. موفق باشید

14227

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: نام کانال تلگرامی را از قیم المیزان به استاد طاهرزاده تغییر دادم. به مسئولین سایت بگویید اگر می خواهند در سایت بزنند بنویسند (کانال رسمی استاد طاهرزاده) البته همه اینها منوط به اجازه استاد می باشد. بنده سعی دارم مطالب را به بهترین شکل عرضه کنم. تا تصرفی باشد در فضای مجازی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بهتر است که نام بنده بر روی کانال نباشد تا اولاً: موجب انتظارات بیش از حدّ از آن کانال نگردد. ثانیاً: با خودتان ارتباط‌های مستقیم برقرار شود و خودتان بتوانید جواب‌گو باشید و مجبور نگردید موضوعات را به بنده حواله دهید که معلوم نیست از عهده‌ی من برآید زیرا وقتی کانال به اسم بنده باشد، عملاً به‌جای این‌که شما را مخاطب قرار دهند، بنده را مخاطب قرار می‌دهند. موفق باشید

13928
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: بنده امسال به تازگی وارد حوزه علمیه شدم و چند مدتی است که مشغول شدم. می خواستم ببینم چرا با این که وارد حوزه علمیه شدم اخلاق بنده با اینکه خوب نشده بدتر هم شده؟ آیا مشکل از بنده است یا حوزه یا دوستانی که روی من تاثیر می گذارند؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌کدام؛ بالاخره درس‌های خشک ادبیات و منطق فضای تذکر به حق را کم می‌کند. در این موارد باید خودتان برای خودتان برنامه‌ریزی کنید نباید این موارد را از حوزه انتظار داشته باشید. موفق باشید                                                                                                                                    

12960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
می خواستم نظر شما را در مورد نوشته اخیر دکتر داوری درباره توافق هسته ای بدانم؟ 2. آیا این نوع نگاه دست کشیدن از آرمان ها نیست؟ تفاوت این نگاه با نگاه یک انسان غرب گرای طرفدار آمریکا چیست؟ 3. به نظرمی آید این نگاه شور و حرارت انقلابی جوانان را می کشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در مورد سخنان جناب آقای دکتر داوری برداشت دیگری دارم. پیشنهاد می‌کنم به جواب سؤال شماره‌ی 12948 رجوع فرمایید. موفق باشید

11792
متن پرسش
منظور از جمله ما می دانیم نفس شما چه چیزی را به شما القا می کند و ما از رگ کردن یا رگ قلب به شما نزدیکتریم چیست؟ منظور از ما چه کسانی هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی مواقع حضرت حق با واژه‌ی «ما» اراده‌ی خود را در عالم متذکر می‌شود تا ما را متوجه‌ی نقش عوالم مجرد نسبت به عالم ماده بنماید و در همین رابطه می‌فرماید نظام عالم مجردات که برای آن‌ها مکان و زمان معنا ندارد از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است. موفق باشید

10868
متن پرسش
سلام علیکم استاد: سوال بنده در مورد برکت است. این برکت دقیقاً یعنی چه؟ مکانیزم دنیایی ای و مادی اش چطور است دقیقاً؟ خب فرضاً اگر حقوق بنده ماهی یک میلیون تومان است؛ همین قدر است دیگر. این یک میلیون که نمی شود 2 میلیون. گوشتی که کیلویی 30 هزار تومان است؛ نیز نمی شود 20 هزار تومان. ایضاً سایر قیمت ها. پس اینکه می گویند فلان مال برکت دارد یعنی چه؟ چطور است برخی ها با ماهی یک میلیون یا حتی کمتر دارند زندگی را می گذرانند؛ خوب هم می گذرانند. برخی نیز ممکن است با ماهی 3 یا 4 میلیون باز هم گیر خرج و برج زندگی باشند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی نور الهی وارد زندگی‌ها شد آن رزقی که برای ما مقدر شده مثل حقوق ثابتی که یک کارمند دارد، در جهتی مصرف می‌شود که حقیقتاً باید مصرف شود و در نتیجه انسان با نتایج آن رزق روبه‌رو می‌شود وگرنه طوری آن را مصرف می‌کنیم که در جهت نیازهای حقیقی ما مصرف نشده. موفق باشید
9972

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام، ادب و احترام خدمت استاد بزرگوار در یکی از برنامه های رادیو معارف (از زبان استاد محمدی) شنیدم که پس از جریان مباهله نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله از محضر خداوند سه درخواست کردند (برداشتن عذاب استیصال از نوع بشر، مرتد نشدن امت اسلام به یکباره و منحرف نشدن امت ایشان پس از رحلت حضرت محمد (ص) که خداوند دو در خواست اول را پذیرفتند و اما درخواست سوم آن حضرت مستجاب نشد. حال سوال این است که با توجه به مستجاب الدعوه بودن آن حضرت و داشتن علم غیب ایشان چگونه ممکن است دعایشان مردود گردد یا ایشان دعایی بکنند که می دانند مستجاب نمی گردد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر می‌شود پیامبری که خداوند در وصف او فرموده: «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏» از سر میل خود سخنی بگوید و تقاضایی بکند که با اراده‌ی الهی متفاوت باشد؟! لذا از آن‌جایی که ائمه‌«علیهم‌السلام» به ما فرموده‌اند؛ اگر سخنی از ما نقل شد که مطابقت با قرآن نداشت آن را به دیوار بزنید، ما نمی‌توانیم به این نوع روایات اعتماد کنیم. موفق باشید
8429
متن پرسش
سلام علیکم عبارات ذیل خطبه فدکیه خطاب به امیر المومنین قدری باورش مشکل به نظر می رسد. لطفا راهنمایی فرمایید. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر منظورتان آن خطابی است که زهرای مرضیه«سلام‌اللّه‌علیها» به حضرت علی«علیه‌السلام» داشته‌اند که بعضى از مورّخین در رابطه با موضوع بعد از این خطبه آورده‏اندکه: چون دختر پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله وسلم آن‏گفتار را در مسجد مدینه فرمود و ابابکر با او برخوردى بى‏ادبانه کرد و حتّى به‏ على علیه السلام توهین کرد که در خانه نشسته و از زنان کمک مى‏گیرد، («شرح نهج‏البلاغه»، ابن ابى‏الحدید، ج 16، ص 214) حضرت به خانه آمد و به شوهر خود چنین گفت: «پسر ابوطالب! تا کى دست‏ها را به زانو بسته‏اى، و چون تهمت‏زدگان در گوشه خانه نشسته‏اى؟ مگر تو نه همان سالار سرپنجه‏اى؟! چرا امروز در چنگ اینان رنجه‏اى؟ پسر ابوقحافه، پرده حرمتم را درید و نان و خورش فرزندانم را برید! ...». چنانچه ملاحظه مى‏فرمایید؛ جمله فوق حالت سجع و آهنگین دارد، یعنى نظم خاصّى بر آن حاکم است. جناب آقاى دکتر شهیدى‏ در کتاب زندگى فاطمه‏زهرا علیهاالسلام مى‏فرماید: «چگونه چنین چیزى ممکن است که فاطمه علیهاالسلام با على علیه السلام این‏طور سخن گفته باشد؟ شیعه براى این دو بزرگوار مقام عصمت قائل است، آیا مى‏توان پذیرفت دختر پیامبر این‏چنین شویش را سرزنش کند، آن‏هم براى نان و خورش فرزندانش؟ آنچه مى‏بینید این است که این قسمت از گفتار پر از آرایش معنوى و لفظى است؛ اعم ازاستعاره، تشبیه، کنایه، طباق و سجع. اگر خطبه از چنین آرایش‏ها برخوردار باشد، زیور آن است، سخنى است که براى جمع گفته مى‏شود، باید در دل شنونده جا کند. در چنین گفتار، خطیب در عین حال که به معنى توجّه دارد، به زیبایى آن و نیز به آرایش لفظ باید توجّه داشته باشد، امّا گفتگوى گله‏آمیز زناشویى آن هم‏ در خانه خود، چرا باید چنین باشد؟ مگر دختر پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم مى‏خواست قدرت خود را در سخنورى به شوهر خویش نشان دهد؟»« زندگى فاطمه زهرا علیهاالسلام»، دکترشهیدى، ص 142.))) ظاهراً حق با جناب آقاى دکترشهیدى است که این قسمت را بعداً به کلمات حضرت اضافه کرده‏اند. و مى‏توان امکان داد براى از بین‏بردن پیام اصلى خطبه فاطمه‏زهرا علیهاالسلام که عالى‏ترین ابعاد معرفتى و سیاسى را گوشزد مى‏کند، چنین پیرایه‏هایى را بدان وصل کرده باشند. وقتى متوجه باشیم حضرت زهرا علیهاالسلام چگونه در آن خطبه جبهه‏اى را گشوده‏اند که تا نهایت تاریخ، سرنوشت‏ساز خواهد بود روشن می شود مسئله بصیرت حضرت فاطمه علیهاالسلام خیلى از این حرف‏هاى عادى که در مورد حضرت مى‏زنند، بالاتر است. موفق باشید
8124
متن پرسش
سلام علیکم حضور استاد گرامی بنده به شدت اسیر هوای نفسم هستم، به طوری که توان نه گفتن به نفس را ندارم. میگوید برو پای تلویزیون میروم، میگوید برو فلان فیلم و تصویر نامربوط را ببین می بینم و ... . از این وضعیت خود به شدت ناراحتم ولی راه نجات را نمی دانم. در صورت امکان راهکارهای عملی به بنده نشان دهید؟ خدا شما را حفظ کند.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: با طولانی‌کردن رکوع و سجود در نمازهای مستحبی و حضور در جماعت مسلمین شیرینی مخالفت با نفس را به خودتان بچشانید. موفق باشید
6966
متن پرسش
هوالمحبوب سلام و عرض ادب خدمت استاد محترم آقای طاهر زاده. بنده چند روز پیش سوالی در رابطه با نحوه مواجه با المیزان و وعده های الهی داشتم و شما فرمودید که باید کل قرآن مطالعه شود این بار سوالم را ریزتر بیان می کنم. تحقیق بنده در رابطه با هفت وعده الهی برای خوشبختی می باشد در مقابل کتابهای غربی که رازهای موفقیت را چاپ می کنند. برای اینکه سریعتر به نتیجه برسم و کاری درخور شایسته تحویل بدهم و وقت چندانی برای مطالعه کل قرآن ندارم لذا از شما می خواهم راهنمایی ریزتر به بنده در رابطه با کتابهای کمکی و همچنین وعده هایی که در قرآن برای موفقیت و خوشبختی و آرامش در دنیا و آخرت وجود دارد را به بنده معرفی کنید. یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید عنایت داشته باشید معنای خوش‌بختی در اسلام با مکاتب روان‌شناسی متفاوت است. در مکاتب روان‌شناسی سعی می‌شود با خالی‌کردن ذهن‌ها از موضوعات اضطراب‌آور انسان‌ها را نسبت به همه‌چیز بی‌تفاوت کنند و به تعبیر آقای دکتر شریعتی انسان‌ها را پر از هیچی می کنند تا خوش‌بخت باشند. در حالی‌که در اسلام سعی بر آن است که انسان‌ها از دنیا و کثرات دنیایی به سوی حقیقت وَحدانی عالم یعنی حضرت حق سیر کنند و در متن چنین رویکردی معلوم است که عالی‌ترین راز آرامش در توکل است و در دل این رویکرد می‌فرماید: «وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ» و آنان با کارهای نیکو،کارهای زشت افراد را جواب می‌دهند. یا می‌فرماید: «وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیم‏»، خوبی و بدی مساوی نیست، پس بدی افراد را با نیکی و نیکوکاری جواب بده، پس در آن‌حال بین تو و آن‌کسی‌که با تو دشمن بود آنچنان رفع خصومت می‌شود که گویا از اول دوستان بسیار صمیمی بوده‌اید. ولی نه به صورت لیبرالیته که دیگر گناه و ثواب مساوی باشند و حساسیت‌های الهی از انسان گرفته شود. شما سعی بفرمائید خوش‌بختی واقعی برای انسان را در رعایت حرام و حلال الهی و رویکرد قیامتی دنبال کنید که امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» در نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه به فرزندشان نوشته‌اند و به‌خوبی متذکر آن هستند و معنای مکارم‌الأخلاق را نشان می‌دهند. موفق باشید
6167

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام جهت پژوهش در زمینه ورود یا منع ورود کودکان به مساجد لطفا چند منبع معرفی نمایید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها همان روایاتی است که نمونه‌اش را عرض کردم. موفق باشید
5311
متن پرسش
با عرض سلام وآرزوی قبولی طاعت.استاد عزیز!اخیرا با عده ای پزشک بحثهای دینی داشتم . یکی از آنها مسأله سالم ماندن بدن پس از مرگ را مورد نقد وپرسش قرار داد که قادر به ارائه پاسخ قانع کننده به او نبودم. سوال او کاملا منطقی ونه از سر انکار وعناد بود که : اساسا سالم ماندن بدن جسمانی چه حسنی برای روح ما دارد؟ در حالی که عموما وغالبا بنا بر مخفی ماندن بدن در زیر خاک است، این سالم ماندن بدن برای ما چه مزیتی خواهدداشت؟ چرا باید قانون طبیعت و چرخه طبیعی زوال بدن مادی و بازگشت ان به طبیعت ،نقض شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این بحث و با توجه به همین نکته که آن عزیز فرموده‌اند در کتاب «خویشتن پنهان»، صفحه‌ی.113 عرض شده به آن‌جا رجوع فرمایید. که خلاصه آن این استکه: اگر عزم نفس انسان قوی باشد امکان تأثیر میکروب‌ها بر بدن را به آن‌ها نمی‌دهد و میکروب‌ها نمی‌توانند بر بدن تأثیر بگذارند، می‌توان علت نپوسیدن بعضی از بدن‌ها را بعد از مرگ تبیین کرد، چون روح آن‌هایی که بدنشان در قبر نمی‌پوسد آنچنان گرفتار گناهانشان نیست که توجه به بدن را به‌کلی از دست بدهند، زیرا اندک توجهی به بدن کافی است تا باکتری‌ها نتوانند بر بدن این افراد غلبه کنند. همین‌طور که در حال حاضر باکتری‌ها نمی‌توانند بدن شما را بپوسانند، چون قدرت حیاتِ روح شما، بر فعالیت باکتری‌ها غلبه دارد. وقتی که انسان مُرد همان باکتری‌هایی که در محیط هستند و در حال حاضر نمی‌توانند بدن انسان را تحت تأثیر خود قرار دهند، با مرگِ انسان فعالیت حیات‌مندِ آن باکتری‌ها بر بدن انسان غلبه می‌کند و بدن را تجزیه می‌نمایند ولی علت آن‌که در حال حاضر باکتری‌ها بدن ما را تجزیه نمی‌کنند آن است که بدن ما توسط نفس ناطقه در حیات است و آن حیات آن‌قدر قدرت دارد که مانع غلبه‌ی حیات باکتری‌ها و تأثیر آن‌ها بر بدن ما ‌شود، ولی اگر بدن انسان ضعیف شود، حیات آن باکتری‌ها مؤثر می‌افتد و نه‌تنها در تجزیه‌ی بدن‌ها بعد از مرگ مؤثر خواهد بود حتی در هنگام زندگی دنیایی اگر حیات نفس ناطقه‌ - به جهت غفلت از توحید و توجه به کثرات- از حیات باکتری‌ها ضعیف‌تر شود با تأثیر آن‌ها بر بدن، انواع بیماری‌ها در بدن ما ظاهر می‌شود. اما این‌که نپوسیدن بدن چه نفعی برای شخص متوفی دارد معلوم نیست تنها این نشان می‌دهد که روح متوفی تا این اندازه حضور و وسعت دارد که تحت تأثیر عوامل خارجی قرار نمی‌گیرد و شاید این کمالی برای روح متوفی باشد با این‌که می‌دانیم بدن برزخی و قیامتی انسان از جنس دیگری است. موفق باشید
4029

اومانیسمبازدید:

متن پرسش
سلام انسانگرایی عصر جدید یعنی چه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی اومانیسم که در تعریف آن می‌توانید به کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» رجوع فرمایید. موفق باشید
نمایش چاپی