بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
3456
متن پرسش
سلام علیکم آیا اگر خداوند امتحاناتی که برای اهل بیت علیهم السلام لحاظ میکند را بسیار سخت کند آیا باز ایشان از این امتحانات سربلند و معصوم بیرون می آیند؟ یعنی هر قدر هم خداوند امتخاناتش را مشکلتر نماید باز ائمه بزرگوار ، معصوم باقی میمانند؟ (به شوخی:خداوند نمیتواند امتخاناتی بگیرد که اهل بیت نتوانند از پس آن برآیند؟)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: چون اهل‌البیت«علیهم‌السلام» متوجه حکمت و رحمت حضرت حق هستند می‌دانند هرچه از طرف حضرت رب برسد موجب کمال و تعالی آن‌ها است تا آن‌جایی که حضرت اباعبدالله«علیه‌السلام» وقتی با حنجره‌ی بریده‌ی حضرت علی اصغر روبه‌رو می‌شوند عرض می‌کنند خدایا چون زیر نظر تو است تحمل آن برایم آسان است. موفق باشید
2755
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز اقای طاهرزاده و همه اداره کنندگان این سایت که حقیقتایک سایت اسلامی ناب است وخداوندراسپاسگزارم که مرا بااین استادعزیزکه انسان را به حضور می برد اشنا کرداماسئوال اینجانب ایا نفوس ائمه بعد ازشهادتشان درتکوین ویا تشریع همان نقش درزمان حیاتشان را دارد با سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مقام اصلی ائمه«علیهم‌السلام» فوق جسم آن‌ها است و لذا همیشه در عالم حاضرند و در همین رابطه شما در زیارت آن‌ها اظهار می‌دارید: «اشهد انک تشهد مقامی و تسمع کلامی و ترد سلامی» سلامم را جواب می‌دهی، حرفهایم را می‌شنوی (اصلاً داری مرا می‌بینی) می‌ماند که مسئولیت اصلی اداره‌ی جهان امروز به عهده‌ی حضرت صاحب‌الزمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» است ولی همه‌ی امامان از کسی که به آن‌ها متوسل شود دستگیری می‌کنند. موفق باشید
2168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم.جناب استاد خداقوت.در خانواده ای زندگی میکنم که در حال حاضر فقط چندپسر مجرد به همراه یک مادر در خانه هستیم وتاحدودی ازنظر معیشتی درتنگناد هستیم وبرادر بزرگتر ی داریم که ازدواج کرده و از نظر مالی هم فوق تامین میباشد و در بیرون از شهر ما زندگی میکند و انتظار کمک مالی که ما از این برادر داریم و عدم اجابت ایشان باعث شده که مدام برادران در پشت سر ایشان از او بدگویی کنند وحتی چندین بار باخود او هم صحبتهایی شده ولی علی الظاهر دست خانم او در این قضیه دخیل است و شاید هم اصلا دوست نداشته باشند از نظر مالی کمکی به مادر و برادران خود بکند چیزی که هست بدگویی بیش ازحد متمادی و نتیجه نگرفتن است نحوه ی برخورد و رویکرد ما طبق تعالیم اسلامی با این موضوع چگونه باید باشدخواهش میکنم مفصلا در این مورد بابی از معارف اسلامی را به روی بنده بگشایید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: حضرت سجاد«علیه‌السلام» می‌فرمایند: یکی از خصوصیات انسان باید این باشد که امیدش به آنچه در دست بقیه است نباشد. وظیفه‌ی شما است که هیچ انتظاری از برادر خود نداشته باشید و به آنچه خداوند برایتان قرار داده راضی باشید. کاملاً برخوردتان با برادرتان طبیعی و خوب باشد و مواظب باشید گرفتار غیبت او نشوید. موفق باشید
1466

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. انسان کامل مان امام است؟ ایا در یک دوران واحد بیش ازیک انسان کامل در جهان زندگی می کند؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: همیشه یک نفر امام است. موفق باشید
987

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام حضور محترم استاد گرامی. استاد من سوالی از محضر شما داشتم. من در سال گذشته به مدت یک سال و نیم دوران پر استرس و پر دردی رو تحمل کردم و یک خانواده تا می توانستند من را اذیت کردند و زجر دادند. در تمام آن مدت به خدا پناه بردم و از او گشایش خواستم و با اینکه می توانستم ضرباتی به ایشان بزنم اما ایشان را به خدا واگذار کردم. اکنون که مدتی است آن مسئله تمام شده اما به خاطر آزارهایی که این خانواده به من دادند گاهی احساس انزجار قلبی از ایشان میکنم. با اینکه میدانم و قبول دارم فرمایش مولا علی علیه السلام را که فرمود کسی که به تو ظلم میکند به نفع تو ضرر خود کار میکند، اما نمیدانم چرا نمیتوانم ایشان را ببخشم. البته به خدا قول دادم در اولین فرصت که لطمات وارده از سوی ایشان را برایم جبران کرد حلالشان کنم. حال مشکل من این است که من همیشه خوابهای روحانی و خوبی میدیدم و حالات معنوی داشتم اما از زمانی که کینه اینها ته دلم جاگرفته دیگر از آنها خوابها و حال خوش خبری نیست. لطفا مرا راهنمایی کنید که چه کنم؟استاد گرامی مرا دعا کنید. باسپاس
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بحمدالله خودتان متوجه‌اید که «در سینه‌ی پُر کینه اَسرار نمی‌گنجد» عذر خلق را بپذیرید . آن‌ها با بدی شما بد بوده‌اند، موضوع را رها کنید تا موضوع ارزشمندی در افق جان شما طلوع کند. موفق باشید
18338
متن پرسش
بسیار سپاسگذارم که وقت می‌گذارید و ابعادی را روشن می کنید. امیدوارم صبر شما در جواب دادن به سوالات ما بینوایان گیج تمام شدنی نباشد. استاد آیا شما قبول دارید که اعمال انسان طبق شاکله و استعداد و اقتضائات عین ثابته ی اوست یا نه؟ آیا شما قبول دارید که استعداد و اقتضائات عین ثابت انسان از فیض اقدس به مشیت اولی از طرف خود خود خدا به انسان داده شده است یا نه؟ اگر قبول دارید پس انسان عروسک کوکی خداست که آنچنان می رقصد که خودش طرح نموده... نمک نمی تواند شیرینی را به ذات خود بیفزاید و شوریش را از دست دهد چون که از ابتدا نمک خلق شده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده افتخار می‌کنم که در خدمت رفقا باشم و منّت می‌کشم.

عنایت داشته باشید که در مورد «عین ثابته» از این موضوع غفلت نشود که اگر همان‌طور که می‌فرمایید فیوضاتی که برای عین ثابته است از فیض اقدس و مشیت الهی است؛ از طرف دیگر آن فیوضات مطابق آمادگیِ خود انسان است و طلبی که در ذات خود کرده و همواره در این طلب، به جهتِ ذاتِ مختاربودنش می‌تواند تجدید نظر کند و منشأ پذیرش فیض متفاوتی گردد. به همین جهت عرض شد «عین ثابته» آن انتخاب بنیادینِ انسان است. موفق باشید

15628
متن پرسش
سلام و ارادت حکیم فاضل: تفاوت بنیادین و اساسی بین فلسفه غرب و فلسفه اسلامی (حکمت متعالیه ملاصدرا) چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع چیزی نیست که بتوان در سؤال و جواب دنبال کرد. تفکر، تفکر است هرچند موضوعاتِ مورد تفکر مختلف باشد. موضوعات فلسفه‌ی غرب وسعت زیادی دارد از تومیست‌ها بگیر تا رمانتیک‌ها و کلاسیک‌ها و ایدئالیست‌ها. پیشنهاد بنده آن است که اگر ما با حکمت متعالیه به‌خوبی آشنا شویم و سپس به آن فلسفه‌ها رجوع کنیم، بهتر می‌توانیم استفاده نماییم. موفق باشید

14509
متن پرسش
سلام: وقت بخیر و خسته نباشید. ببخشید مزاحم میشم. من از استان فارس هستم و خیلی علاقه به سیر و سلوک و عرفان دارم و کتاب در این مورد هم زیاد خوندم اما بعضی ها یه حس بدبینی ایجاد میکنن و هشدار میدن که اصلا وارد عرفان نشو و حذر کن می خواستم شما راهنماییم کنین ممنون میشم لطف کنین راهنمایی کنین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با سیر مطالعاتی روی سایت یعنی پس از مطالعه‌ی «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و شرح «رسالة الولایه» علامه و شرح تفسیر حمد امام و شرح «مصباح الهدایه» حضرت امام إن‌شاءاللّه در افق شخصیت خود مطلوب خود را لمس خواهید کرد. آن عرفان زنده‌ای که مورد نیاز ما است در چنین جاهایی پیدا می‌شود. موفق باشید

14245
متن پرسش
سلام استاد عزیز: چرا شخصی مثل عبدالکریم سروش دچار این عقاید و طرز تفکر می شود و چه پروسه ای در زندگی و عقاید او و نفس او اتفاق افتاده که در دام الحاد و کفر افتاده و خود نمی فهمد اما فکر می کند که می فهمد یا به قول معروف در دام جهل مرکب افتاده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه بنده در ارتباط مستقیم با آقای دکتر سروش دستگیرم شد آن بود که ایشان با توجه به استعداد بسیار قوی‌ای که داشتند چون خود را از استاد بی‌نیاز دیده بودند، واقعاً به عمق معارف دست نیافته بودند و لذا با نظرات خود بیشتر به‌سر می‌برند بدون این‌که جایگاه و خواستگاه معارف را یافته باشند. موفق باشید

13086
متن پرسش
سلام: امام خمینی، جهاد اکبر ص۲۳ : چه طور شد فقه و اصول به مدرس نیاز دارد، درس و بحث می خواهد، برای هر علم و صنعتی در دنیا استاد و مدرس لازم است، کسی خودرو و خودسر در رشته ای متخصص نمی گردد، فقیه و عالم نمی شود، لکن علوم معنوی و اخلاقی که هدف بعثت انبیا و از لطیف ترین و دقیق ترین علوم است، به تعلیم و تعلم نیاز ندارد و خودرو و بدون معلم حاصل می گردد؟! لطفا توضیح بفرمایید که این تعلیم و تعلمی که امام (ره) می فرمایند چیست؟ یعنی در همان حد که ما وظیفه خود را بشناسیم و مثلا عرفان را دقیق مطالعه کنیم و صوت اساتید مجربی مثل شما را گوش دهیم و کتب معتبر را مطالعه کنیم، صرفِ همین ما را سیر می دهد؟ آیا منظور از معلم اینست که مدام به محضرش برویم؟ حالات خود را بیان کنیم و خوابهایمان را برایش بگوییم؟ یا اینکه خود امام با تفسیر سوره حمد این را فهماندند که در این زمان دیگر می شود بدون رجوع خاص هم راه رفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در آخر سؤال خود متذکر هستید واقعاً شرایط تاریخی صحبت امام در کتاب «جهاد اکبر» با آن فضای بسیار سنگینی که برای عرفا ایجاد کرده بودند، با شرایط تاریخی که حضرت امام به‌وجود آوردند و در متن آن، سوره‌ی حمد را تفسیر فرمودند زمین تا آسمان فرق می‌کند و حقیقتاً امروز به‌خوبی نسل ما اشارات عرفا را می‌فهمند و از این جهت تمام عالم شده است استادِ سلوکی ما. فرزانگی در یگانه‌ماندن با عالَمی است که انسان نیز جزیی از آن عالَم است و انسان باید در این وجود یگانه‌ی خود باقی بماند و تنگاتنگ با آن ادامه‌ی حیات دهد. امروز بعد از آن‌که مدرنیته خواست به نام پیشرفت به جنگ طبیعت برود بشر، جمله‌ی غرب را می‌فهمد. مگر در عرفان عارفان نداریم: «اگر آزادی برای آدمی معنا داشته باشد، نه در اجتماع و نه در زندگی بلکه در نسبت او با وجود و با حضرت حق است. این آزادی با سپردن حیات خویش با خداوند به‌دست می‌آید». آیا امروز که آزادی‌های دروغین رسوا شدند این جمله بهتر فهمیده نمی‌شود؟!! موفق باشید  

12337
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: شما در بحث برهان صدیقین فرمودید صفات خداوند در مخلوقاتش به نازله هست مثلاً درخت هم در حد وجود خودش علم و قدرت و حیات و... دارد، در صورتی که در بحث ملائکه می فرمائید هر فرشته حامل یک اسم است یعنی مثلاً فرشته ی قبض فقط اسم قابض را حامل است و از اسماء دیگر مثل علیم، سمیع و بصیر و حّی و... برخوردار نیست یا اینکه در اسم قبض این اسم را به کامله دارد و بقیه را به نازله؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرقی نمی‌کند در مورد فرشتگان هم از نظر درجه‌ی وجودی قضیه از همان قرار است. منتها در موقع ظهور بر اساس ظرفیت شرایطی که باید ظهور کنند به اسم خاصی ظهور می‌کنند که ما آن‌ها را در رابطه با ظهورشان، جبرائیل و عزرائیل و اسرافیل می‌نامیم. مثل نفس شما که در مرتبه‌ی خود، جامعیت دارد ولی در موطن گوش با قوه‌ی سامعه ظهور می‌کند. موفق باشید

12131
متن پرسش
استاد بزرگوار سلام: می خواستم در مورد یکی از مشکلات زندگی‌ام از شما مشورت بگیرم. من روحیه‌ای پیدا کردم که اصلا نمی‌توانم برای خودم برنامه ریزی کنم و آن را به انجام رسانم. مقداری که بررسی کردم چند دلیل برای آن پیدا کردم که دلیل اول را صرفا برای هم‌فکری بیشتر عرض می کنم و بیشتر منظور سوالم روی چگونگی برنامه ریزی و بررسی دلیل دوم است: 1. ضعف بدنی که از اولی هم که به یاد دارم این ضعف و سرگیجه با من همراه بود و بعد از آن، از کلاس اول دبیرستان که بودم تا الان که حدود ۱۲سال می گذرد دچار یک بیماری مضمن معدوی شده و از آن به بعد هم سه بار به دلیل دیگری که احتمالا آن هم منشا در ضعف دارد عمل جراحی داشتم. و سرماخوردگی های پی در پی و ضعف اعصاب و ضعیف شدن حافظه، به طبیب که مراجعه کردم دلیل بسیاری از این ها را غلبه‌ی سودا می‌دانست. الان ذهنیتی پیدا کردم که دائم انتظار دارم یک مریضی به سراغم بیاید. 2. روایاتی شنیدم یا خواندم مثلا از حضرت علی (ع) نقل شده که «من خدا را این گونه شناختم که هر چه برنامه ریزی کردم برنامه ام را به هم زد» و یا روایتی که «خدا برای جلوگیری از گناه بزرگ عجب و کبر انسان را دچار گناهان کوچک تر می کند» خوب به هم ریختن برنامه ها که بزرگ‌تر از گناه نیست و روایات دیگری که الان به خاطرندارم. الان به گونه‌ای شده که اصلا جرئت برنامه‌ریزی و اراده ی اجرای آن را برای زندگی خودم ندارم و فقط در کاری موفقم که آن را کس دیگری مدیریت کند. استاد چه کنم که: ۱- این ذهنیتی که از برنامه‌ریزی برای من درست شده، صحیح شود و ۲- در مورد تفسیر روایات بالا و دستگاهی که این روایات در آن قرار می گیرند توضیح دهید. شاید این هم از برکت ماه رجب باشد که این مسئله را تا این حد متوجه شدم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از روایتی که از حضرت علی«علیه‌السلام» آوردید برمی‌آید که حضرت برنامه‌ای که لازم بوده می‌ریختند و در متن آن برنامه متوجه می‌شدند اراده‌‌ای متعالی جهت دیگری را تقدیر می‌نموده و از این طریق متوجه حضور حضرت حق در عالم می‌شدند. و در مورد روایت دوم ،حضرت حق برای نجات مؤمنین از عجب گناهی را جلو آن‌ها قرار می‌دهد تا گمان نکنند هرچه اراده کنند عملی است، ولی نه به آن معنا که مؤمنین نسبت به وظایف ایمانی خود کوتاهی کنند. در هرحال شما نیز بر اساس توانایی خود نسبت به وظایف شرعی خود وظیفه‌تان را انجام دهید و بقیه را به خدا واگذارید و بدون دلیل خود را گرفتار دغدغه‌های بی‌جا نکنید. موفق باشید  

10821
متن پرسش
با سلام خدمت حضرتعالی: استاد مدتی است که نفس‌ام دچار لجبازی شده و سعی می‌کند با هر کار خیر یک شرّ به طرق مختلف تحمیل کند. نظر حضرتعالی در این مورد برای درمان چیست؟ آیا شرایط محیط خانواده تاثیر دارد چون خواهر دوقلو دارم و....؟ در پایان خداوند شما را در کنف عنایت حضرت ولی عصر برای ما حفظ بفرماید. در ضمن ملتمس دعای حضرتعالی هستم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه قرار همین است که نفس امّاره مانع کار خیر شود، هرکس به هرجا رسید با مخالفت با نفس امّاره رسید. إن‌شاءاللّه آرام‌آرام مزه‌ی برکات مخالفت با نفس امّاره را خواهید چشید. برای آن‌که در این مورد افراط نکنید تنها و تنها در رعایت حرام و واجب الهی اصرار داشته باشید و در مکروه و مستحب در حدّ امکان عمل کنید. موفق باشید
10656

رزقبازدید:

متن پرسش
با سلام: نظر استادی در باب احادیثی که می فرماید رزق روزت را داشته باش و حریص برای فردا نباش، این بود که از باب مثال در همین نان خریدن ها باید مواظب بود که وقتی نانوایی هم می رویم به قدر نیاز همان روزمان نان تهیه کنیم ای بسا ما برای دو روز نان می خریم و عده ایی را که آخر وقت به نانوایی می رسند از رزق همان روز یا شبشان محروم می کنیم. و مثال هایی از این دست. خواستم نظر شما را در این گونه حساسیت به حقوق دیگران بدانم که نظرات صحیح است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند ما اندوخته‌ی یک سال را نگه می‌داریم و بقیه را به نیازمندان می‌دهیم. با توجه به این امر باید عمل کنیم، البته اگر ذخیره‌‌کردن ما موجب کمبود نشود. و در رابطه با آن روایات باید در صحنه‌ی عمل که مشغول کسب و کار هستیم متوجه باشیم نگران رزق آینده‌ی خود نباشیم، رزق آینده در آینده ظهور می‌کند. موفق باشید
9782

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اگر می شود جزوه جدید حرکت جوهری را رو سایت بگذارید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اقدام می‌شود. موفق باشید
8828
متن پرسش
سلام علیکم با توجه به سوال 8703 ، شما در جواب این دوست عزیز فرمودید که «خداوند عین هستی است و عین هستی، هستی آفرین است بدون اینکه نیاز باشد هستی او به هستی دیگری وابسته باشد» اما باز هم برای بنده قابل فهم نیست اگر امکان دارد بصورت یک مثال عامیانه توضیح دهید نه فلسفی. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: عنایت داشته باشید این بحث نیاز به مقدمه دارد. به همین جهت عرض کردم بحث برهان صدیقین را دنبال بفرمایید. حیف نیست در این موضوع بسیار مهم اقدام لازم ننماییم؟! بنده 17 جلسه در شرح برهان صدیقین عرایضی داشته‌ام، إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید
8395
متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد برای پاکسازی وهم از فکر بد و ورود آن چه باید کرد.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شاید کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کمک کند. موفق باشید
8249
متن پرسش
سلام حاجی خداوکیلی انقد میشینید تو کتابا و جلسات میگید بندگی کنید چیزایی بتون میدن و چیزایی درک میکنید که بیان نمیتونید بکنید و قابل گفتن نیست و از این حرفا بدون تعارف و شکسته نفسی شما بعد از این همه سال زانو زدن در مکتب صدرا و محی الدین و طباطبایی ها و اخیرا امام چیزی دستتون اومده یا هنوز اندر خم یک کوچه اید اگه دستتون نیمده بذارید خدا وکیلی غربی زندگی کنیم لا اقل دنیامون خراب نشه دست ما جوونا را بی خودی تو حنا نذارید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: چه کار به من داری؟! اگر واقعاً چیزی دستت نیامده و روح و روانت پس از این حرفا می‌تونه تصدق غرب بشه، بسم اللّه، چرا معطلی؟ نکنه نازکش می‌خوای برای ماندن در دین؟ این خبرا نیست. تازه باید ناز خدا را هم بکشی که محل‌ات بذاره. خداوند در قرآن به رسولش می‌فرماید: «یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏ × إِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ غَیْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ بَصیرٌ بِما تَعْمَلُون‏» آن‌ها بر تو منّت مى‏نهند که اسلام آورده‏اند؛ بگو: «اسلام آوردن خود را بر من منّت نگذارید، بلکه خداوند بر شما منّت مى‏نهد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده است، اگر(در ادّعاى ایمان) راستگو هستید × خداوند غیبت آسمان‌ها و زمین را مى‏داند و نسبت به آنچه انجام مى‏دهید بیناست!». موفق باشید
7789
متن پرسش
سلام استاد عزیز با عذرخواهی از تصدیع مجددا اوقات. پیرو سوال 7784، بنده سیر انسان بعد از مرگ در مقوله معاد را مد نظر داشتم. ظاهرا انسان بعد از مرگ هم سیری دارد آیا این سیر به محو کامل تشخص و تمایز انسان تا آن جا که کاملا در ذات احدی فانی شود منجر می شود یا این که انسان تا ابد شخصیت متمایز خود را در آخرت حفظ می کند؟ ظاهرا آیه کل من علیها فان و یبقی وجه ربک... با حالت اول انطباق دارد.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: چون انسان با انتخاب‌های خود هویت خود را می‌سازد و ابدیت او همواره با همین هویت همراه است هیچ‌وقت تشخص او از بین نمی‌رود، در عین آن‌که در حق فانی است. فانی‌شدن آنچه در زمین است و باقی‌بودن وجه رب با این موضوع منافات ندارد، زیرا در قیامت همه‌ی مخلوقات بالحق موجودند و با وجه حقانی‌شان در محضر حق حاضر می‌شوند که در اصطلاح عرفانی به آن تلوین بعد از تمکین می‌گویند. در این مقام هر موجودی خودش است ولی با جنبه‌ی حقانی‌اش، حتی اهل جهنم با جنبه‌ی حقانی غضب الهی در قیامت هستند و جاودانه در آتش‌اند و عذاب می‌بینند. موفق باشید
7398
متن پرسش
باسلام 1.ما می گوییم ملاصدرا آخرش به وحدت شخصی وجود رسید و آنرا پذیرفت پس چرا برای اثبات حرفهای معاد و چیزهای دیگر متوسل به تشکیک وجود می شویم؟ 2. امام خمینی جمله ای دارند که روحانیون نباید تجمل گرا باشند حال بنده طلبه هستم آیا برای خودم مبل خریدن جز تجمل گرایی محسوب می شود یانه؟ 3. بنده طلبه هستم در مورد ازدواج آیا بهتر این نیست که با دختری ازدواج کنیم که خانه دار باشد و کارهای بیرون از خانه از جمله در حوزه درس خواندن یا در دانشگاه درس خواندن را نداشته باشد و در خانه خودش مطالعات علمی داشته باشد چون در صورتی که خانه دار نباشد در مسایل تربیت فرزند و... شاید دچار مشکل شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تشکیکِ وجود در ابتدای امر به عنوان یک کار آموزشی بسیار کارساز است، مضافاً آن‌که یک نحوه تشکیکِ وجود هم هست که با وحدت شخصی وجود می‌خواند و آن تجلی حق بر اساس عین ثابته‌ی مخلوقات است در تعیّن ثانی که حق برای خودش مطابق عین ثابته‌ی مخلوقات تجلی می‌کند 2- به نظرم همین طور است، چه نیازی است که طلبه مبل داشته باشد 3- امروز شرایط طوری نیست که بتوان این حرف‌ها را به صورت مطلق زد. گاهی حضور زنان در اجتماعی بسیار لازم است ولی به شرطی که اصل را بر حفظ نظام توحیدی خانه قرار دهند. موفق باشید
5779

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: من شرح حکمت متعالیه آیت الله جوادی آملی را تهیه کردم . من رشته‌ام حوزوی نیست اما مطالعه‌ی زیاد در مباحث دینی دارم. یکی از دوستانم که حوزوی بود گفت قبل از حکمت متعالیه باید روی منطق مسلط باشم . به نظر شما لازم است ؟ یعنی بدون منطق، اسفار را متوجه نمیشوم ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: علماء فلسفی عموماً در سخنان خود اصطلاحات منطق را به‌کار می‌برند و از این لحاظ باید حداقل اصطلاحات منطقی را بدانید. موفق باشید
3428
متن پرسش
بسمه تعالی - سلام علیکم استاد عزیز در مورد معاد دچار شبه بزرگی شده ام بنده فکر میکنم هرکسی که میمیرد در واقع برزخی باید بر روح او بگذرد تا آماده ورود به قیامتش کند واینطور نیست که باید منتظر بماند تا بقیه آدم ها هم بمیرند چون در موطن بدون زمان پس از مرگ در واقع همه آدم ها مرده اند و انسان با قیامتی که همین الان برپاست روبرو میشود و وارد آن طامه کبری میشود و حساب و کتاب و بقیه موارد .....حالا این برزخ بسته به حجابهای انسانها و تعلقات آنها یا سخت است و طولانی یا آسان است و زود . شبه من اینجاست که نکند این عالم حیات دنیا انتها نداشته باشد و الی الابد ادامه دارد وانسانها مرتب زیاد میشوند حتی کرات دیگر را هم برای زندگی انتخاب میکنند و خلاصه اتفاق خاصی قرار نیست بیافتد و هر کس بمیرد مراحل برزخ و قیامت برای او طی میشود مثلا برای مثال بصورت یک فیلم که در ان قیامت را برای همه نشان میدهند و آن فرد به نقش زنده خود در آن فیلم می پیوندد ( فقط مثال است ). وآن صحنه های هولناک آتش گرفتن دریاها و جابجایی کوهها در واقع صورت باطنی دریاها و کوههاست که انسانها آنرا در قیامت خود میبینند ولی انسانها ی این دنیا تا زنده اند این متلاشی شدن کوهها را نمیبینند و زلزله قیامت فقط در موطن پس از مرگ و قیامت رویت میگردد . وخداوند متعال همیشه در پاسخ به سوال "چه وقت قیامت برپا میشود ؟"پاسخ های پر رمز و راز فرموده ومستقیم اشاره نفرموده . امیدوارم حمل بر شبه فکنی و چرند گویی نشود چکار کنم این فکر خیلی از ذهنم را اشغال کرده به دادم برسید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: چندان هم فکر خطرناکی نیست چون در این فکر هیچ بُعدی از معاد انکار نشده بلکه می‌فرمایید نکند دنیا به آخر نرسد و قیامت افراد شروع شود.که علاوه بر این‌که ظاهر آیات قرآن حکایت از آن دارد که به‌کلی این نظام از بین می‌رود دلایل عقلی و علمی نیز حکایت از آن می‌کند که این جهان در حال از بین‌رفتن است به جهانی دیگر. حرکت جوهری ثابت می‌کند که قوه‌های جهان ماده در حال تبدیل‌شدن به فعلیت است که در آن صورت این جهانی به جهانی دیگر تبدیل می‌شود که قرآن در موردش می‌فرماید: «یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْض‏». درضمن، اصل دوم ترمودینامیک یعنی اصل آنتروپی نیز تأکید بر ویرانی نظام کهکشانی این عالم دارد. موفق باشید
2518
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر این که در کتاب زن... می فرمایید علامت دوست داشتن مقدس آن است که مانع بندگی خدا نشود و ما را به خود مشغول نکند یعنی چه؟(الان یک ماه است که عقد کرده ایم ولی یک سری از برنامه های مذهبی اعم از مطالعه یا عبادات مستحبیمان کاهش یافته است نگرانی ما آن است که در طولانی مدت زندگیمان با دین زاویه پیدا کند لطفا راهنمایی فرمایید.)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: چون در شرایط جدیدی قرار گرفته‌اید باید مطابق شرایط جدید برنامه‌ریزی کنید. رعایت حقوق همسر، خودش یک نوع عبادت است. موفق باشید
2145
متن پرسش
3- مباحث تفسیری شما چقدر در ارائه‌ی مباحث شما کمک می‌کند و چه پیشنهادی برای مربیان مباحث برای سیر تفسیری دارید؟
متن پاسخ
حاصل همه‌ی مباحث باید خود را در اُنس با قرآن و روایات نشان دهد. مباحث تفسیری و مباحثی که بر روی روایات می‌شود آینه‌ای است که نشان می‌دهد اگر عزم انسان اُنس با حقیقت باشد و بستر ولایت امامان را با توجه به انقلاب اسلامی شناخت و موانع اُنس را نیز با شناخت فرهنگ مدرنیته درک کرد، چقدر قرآن و روایات کارسازاند. مباحث قبلی امکان تدبّر در قرآن را برای ما فراهم می‌کند، به همان صورتی که قرآن در ابتدای سوره‌ی بقره می‌فرماید: «در این کتاب بدون شک هدایت متقین هست» و بعد متقین را کسی می‌داند که به غیب ایمان داشته باشد و در ادامه‌ی سوره‌ی بقره بحث یهودشناسی را به میان می‌آورد که امروز با غرب‌شناسی می‌توان آن را تطبیق داد. در هر صورت پیشنهاد بنده آن است عزیزانی که بر روی مباحث کار کرده‌اند مدتی با مباحث تفسیری و روایی مأنوس شوند تا از یک طرف ارزش مباحث مطرح‌شده را بشناسند و از طرف دیگر متوجه عظمت قرآن و روایت شوند که اگر با روحیه‌ی تدبّر به قرآن و روایات رجوع کنند همه‌ی حقیقت را در آن‌جا می‌یابند و با ایمانی که نسبت به قرآن و روایات به‌دست می‌آورند به‌خوبی می‌توانند در امور فردی و اجتماعی قرآنی زندگی کنند.
1302

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی.سلام علیکم.آیا شما سیر مطالعاتی خاصی را در زمینه «معرفت النفس» پیشنهاد می کنید؟ یا اینکه این موضوع نیاز به سیر خاصی ندارد و عمده توجه به حضور نفس ناطقه و جایگاه آن در عالم تکوین است؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام برای فهم حضور نفس ناطقه و جایگاه آن در عالم تکوین، روش صدرایی روش موفقی است. موفق باشید
نمایش چاپی