بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5311
متن پرسش
با عرض سلام وآرزوی قبولی طاعت.استاد عزیز!اخیرا با عده ای پزشک بحثهای دینی داشتم . یکی از آنها مسأله سالم ماندن بدن پس از مرگ را مورد نقد وپرسش قرار داد که قادر به ارائه پاسخ قانع کننده به او نبودم. سوال او کاملا منطقی ونه از سر انکار وعناد بود که : اساسا سالم ماندن بدن جسمانی چه حسنی برای روح ما دارد؟ در حالی که عموما وغالبا بنا بر مخفی ماندن بدن در زیر خاک است، این سالم ماندن بدن برای ما چه مزیتی خواهدداشت؟ چرا باید قانون طبیعت و چرخه طبیعی زوال بدن مادی و بازگشت ان به طبیعت ،نقض شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این بحث و با توجه به همین نکته که آن عزیز فرموده‌اند در کتاب «خویشتن پنهان»، صفحه‌ی.113 عرض شده به آن‌جا رجوع فرمایید. که خلاصه آن این استکه: اگر عزم نفس انسان قوی باشد امکان تأثیر میکروب‌ها بر بدن را به آن‌ها نمی‌دهد و میکروب‌ها نمی‌توانند بر بدن تأثیر بگذارند، می‌توان علت نپوسیدن بعضی از بدن‌ها را بعد از مرگ تبیین کرد، چون روح آن‌هایی که بدنشان در قبر نمی‌پوسد آنچنان گرفتار گناهانشان نیست که توجه به بدن را به‌کلی از دست بدهند، زیرا اندک توجهی به بدن کافی است تا باکتری‌ها نتوانند بر بدن این افراد غلبه کنند. همین‌طور که در حال حاضر باکتری‌ها نمی‌توانند بدن شما را بپوسانند، چون قدرت حیاتِ روح شما، بر فعالیت باکتری‌ها غلبه دارد. وقتی که انسان مُرد همان باکتری‌هایی که در محیط هستند و در حال حاضر نمی‌توانند بدن انسان را تحت تأثیر خود قرار دهند، با مرگِ انسان فعالیت حیات‌مندِ آن باکتری‌ها بر بدن انسان غلبه می‌کند و بدن را تجزیه می‌نمایند ولی علت آن‌که در حال حاضر باکتری‌ها بدن ما را تجزیه نمی‌کنند آن است که بدن ما توسط نفس ناطقه در حیات است و آن حیات آن‌قدر قدرت دارد که مانع غلبه‌ی حیات باکتری‌ها و تأثیر آن‌ها بر بدن ما ‌شود، ولی اگر بدن انسان ضعیف شود، حیات آن باکتری‌ها مؤثر می‌افتد و نه‌تنها در تجزیه‌ی بدن‌ها بعد از مرگ مؤثر خواهد بود حتی در هنگام زندگی دنیایی اگر حیات نفس ناطقه‌ - به جهت غفلت از توحید و توجه به کثرات- از حیات باکتری‌ها ضعیف‌تر شود با تأثیر آن‌ها بر بدن، انواع بیماری‌ها در بدن ما ظاهر می‌شود. اما این‌که نپوسیدن بدن چه نفعی برای شخص متوفی دارد معلوم نیست تنها این نشان می‌دهد که روح متوفی تا این اندازه حضور و وسعت دارد که تحت تأثیر عوامل خارجی قرار نمی‌گیرد و شاید این کمالی برای روح متوفی باشد با این‌که می‌دانیم بدن برزخی و قیامتی انسان از جنس دیگری است. موفق باشید
3428
متن پرسش
بسمه تعالی - سلام علیکم استاد عزیز در مورد معاد دچار شبه بزرگی شده ام بنده فکر میکنم هرکسی که میمیرد در واقع برزخی باید بر روح او بگذرد تا آماده ورود به قیامتش کند واینطور نیست که باید منتظر بماند تا بقیه آدم ها هم بمیرند چون در موطن بدون زمان پس از مرگ در واقع همه آدم ها مرده اند و انسان با قیامتی که همین الان برپاست روبرو میشود و وارد آن طامه کبری میشود و حساب و کتاب و بقیه موارد .....حالا این برزخ بسته به حجابهای انسانها و تعلقات آنها یا سخت است و طولانی یا آسان است و زود . شبه من اینجاست که نکند این عالم حیات دنیا انتها نداشته باشد و الی الابد ادامه دارد وانسانها مرتب زیاد میشوند حتی کرات دیگر را هم برای زندگی انتخاب میکنند و خلاصه اتفاق خاصی قرار نیست بیافتد و هر کس بمیرد مراحل برزخ و قیامت برای او طی میشود مثلا برای مثال بصورت یک فیلم که در ان قیامت را برای همه نشان میدهند و آن فرد به نقش زنده خود در آن فیلم می پیوندد ( فقط مثال است ). وآن صحنه های هولناک آتش گرفتن دریاها و جابجایی کوهها در واقع صورت باطنی دریاها و کوههاست که انسانها آنرا در قیامت خود میبینند ولی انسانها ی این دنیا تا زنده اند این متلاشی شدن کوهها را نمیبینند و زلزله قیامت فقط در موطن پس از مرگ و قیامت رویت میگردد . وخداوند متعال همیشه در پاسخ به سوال "چه وقت قیامت برپا میشود ؟"پاسخ های پر رمز و راز فرموده ومستقیم اشاره نفرموده . امیدوارم حمل بر شبه فکنی و چرند گویی نشود چکار کنم این فکر خیلی از ذهنم را اشغال کرده به دادم برسید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: چندان هم فکر خطرناکی نیست چون در این فکر هیچ بُعدی از معاد انکار نشده بلکه می‌فرمایید نکند دنیا به آخر نرسد و قیامت افراد شروع شود.که علاوه بر این‌که ظاهر آیات قرآن حکایت از آن دارد که به‌کلی این نظام از بین می‌رود دلایل عقلی و علمی نیز حکایت از آن می‌کند که این جهان در حال از بین‌رفتن است به جهانی دیگر. حرکت جوهری ثابت می‌کند که قوه‌های جهان ماده در حال تبدیل‌شدن به فعلیت است که در آن صورت این جهانی به جهانی دیگر تبدیل می‌شود که قرآن در موردش می‌فرماید: «یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْض‏». درضمن، اصل دوم ترمودینامیک یعنی اصل آنتروپی نیز تأکید بر ویرانی نظام کهکشانی این عالم دارد. موفق باشید
3060
متن پرسش
سلام علیکم. استاد آیا میتوان در یک کار گروهی تشکیلاتی که مثلا یک نشریه داده میشود و در آن برای اسلام و به خاطر دغدغه ی دینی،مطلبی اشتباه را که به نظر ما رسیده به خاطر اینکه به نظر من رسیده که اشتباه است کمک نکرد یا باید به کلیت کار نگاه کرد و اگر مطلب اشتباهی در آن بود هم آن را نشر دهیم؟اگر در آن احساس کردیم که این حرف در نشریه یک نسبت خلاف واقعی به یک فرد است و یا یک نوع توهین به کسی باشد ولی کلیت بحث دفاع از اسلام باشد چطور؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: عموماً باید به کلیت امور نگاه کرد ولی اگر این طور که می‌فرمایید ظلمی در کار است و شما در نشر آن ظلم شریک خواهید بود نباید وارد شد. موفق باشید
1642

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: 1-چرا اصولا ایات محکم ومتشابه داریم؟ چرا تمام ایات محکم نبودند تا همه براحتی به قران استناد کنند؟ ایا این متشابهات بخاطر ارتباط با جامعه است و اقتضای نظام خالقیت این تشابه گویی است؟ ایا این متشابهات این امکان را می دهد که تفاسیر یا تأویلات متفاوت و البته درست داشته باشیم؟ 2-لطفا بفرمایید در دنیای پر از اطلاعات امروز از چه منابعی باید مسائل سیاسی و اجتماعی را دریافت که از یک غرق در این فضای انفجار اطلاعات نشویم و از طرفی از مسائل اجتماعی و سیاسی غافل نگردیم؟همچنین میزان وقتی که باید برای اینگونه مسائل بگذارییم را هم بر اساس ملاک توضیح دهید چرا که هر چقدر در مسائل سیاسی و اجتماعی وقت بگذاریم باز هم کم است؟ ضمنانا اگر امکان دارد به صورت مصداقی بفرمایید که شما از چه سایتها و منابعی اطلاعات خود را بدست می اورید این شاید به ما که خیلی سرگردانیم کمک کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- هر اندیشه و اندیشمندی برای اظهار مافی‌الضمیر خود یک طرح کلی می‌دهد و بر مبنای آن طرح کلی فروعاتی را مطرح می‌کند و هرگز نمی‌شود بدون طرح کلی سخن بگوید و نمی‌شود هم فقط در کلیات بماند. به عنوان مثال خداوند یک جا می‌فرماید: «لَیسَ کمثله شَییء» هیچ‌چیز شبیه خدا نیست. این یک آیه محکم و یک مبنا است و بر این اساس می‌فرماید: «یَدُالله فوق ایدیهم» دست خدا برتر از همه‌ی دست‌ها است. وقتی شما متوجه باشید او شبیه هیچ‌چیز نیست پس دست را به معنی عضوی که پنج انگشت دارد تصور نمی‌کنید. اگر کسی مبناها و محکمات را درست درک کند آیات متشابه نمودهایی است از آن مبنا و اشکال ندارد با حفظ آن مبنا متشابهات را به صورت‌های گوناگون تفسیر کرد. قرآن می‌فرماید آن کسی که قلب منحرفی دارد بدون در نظرگرفتن محکمات مشغول متشابهات می‌شود. مثل آن‌که آیه‌ی فوق را دلیل بر آن بگیرند که خدا دست دارد پس پا هم دارد. 2- ابتدا باید اصول کلی را از شخصیت و جهت‌گیری حضرت امام و مقام معظم رهبری بگیرید. و با دقت سخنان آن بزرگواران و سیره‌ی آن‌ها را مبنای تفکر خود قرار دهید و مبتنی بر آن‌ها، می‌توان از رادیو و تلویزیون و بعضی از روزنامه‌ها و سایت‌ها استفاده کرد. چون من از اکثر سایت‌ها و روزنامه‌های مذهبی گله‌مند هستم و معتقدم بر مبنای سخن رهبری سعی بر وحدت ندارند و بیشتر رقابت‌ها را دامن می‌زنند و نه رفاقت ها را، اجازه دهید نام روزنامه و یا سایتی را نبرم. با دقت بر روی سخنان رهبری، بدون آن‌که پیش‌فرض ذهنی را در قضاوت خود دخالت دهید کمک می‌کند که سرگردانی پیش نیاید. در مورد سایرین – از جمله رئیس جمهور– هم تلاش کنید سخنان خودشان را پیدا کنید و با علم به فضایی که در آن فضا سخن گفته شده قضاوت برفرمایید. موفق باشید
1302

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی.سلام علیکم.آیا شما سیر مطالعاتی خاصی را در زمینه «معرفت النفس» پیشنهاد می کنید؟ یا اینکه این موضوع نیاز به سیر خاصی ندارد و عمده توجه به حضور نفس ناطقه و جایگاه آن در عالم تکوین است؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام برای فهم حضور نفس ناطقه و جایگاه آن در عالم تکوین، روش صدرایی روش موفقی است. موفق باشید
18675
متن پرسش
سلام جناب استاد: در یکی از سخنرانی ها یا کتابهاتون درباره دعای رب زدنی علما صحبت فرموده اید. من نیاز به اون مبحث دارم ولی نمیدونم در کدوم سخنرانی یا کتاب دنبالش بگردم. لطفا راهنمایی بفرمایید. متشکرم و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» صفحه‌ی 267 عرایضی به این شکل شده است: مولوى در نقد به خود و فرار از فانى شدن در اوامر الهى مى‏ گويد:

اى فسرده عاشق ننگين نمد

 

كاو ز بيم جان ز جانان مى ‏رمد

سوى تيغ عشقش اى ننگ زنان‏

 

صد هزاران جان نگر دستك ‏زنان‏

جوى ديدى كوزه اندر جوى ريز

 

آب را از جوى كى باشد گريز

آب كوزه چون در آب جو شود

 

محو گردد در وى و جو او شود

وصف او فانى شد و ذاتش بقا

 

زين سپس نه كم شود نه بد لقا

     

آب كوزه اگر در جوى آب، با نفى نظر به خود، خود را احساس كند جز جوى احساس نمى‏ كند.

در راستاى نفى نظر به خود ملاحظه كنيد رسول خدا (ص) تا كجا جلو رفته‏ اند كه خداوند به ايشان مى ‏فرمايد: «قُلْ رَبِّ زِدْنِي‏ عِلْماً»[1] بگو: «پروردگارا! علمم را زياد كن.» پيغمبر خدا (ص) به جاى اين كه بگويد: «پروردگارا! علمم را زيادكن.» عيناً همان سخن را به عنوان وحى تكرار مى‏ فرمايند و مى‏ گويند: «بگو: پروردگارا! علمم را زيادكن.» چون اگر ملاحظه كنيد در درون آن جمله يك نحوه نظر به خود هست و مى‏ گويد «من». در حالى كه اگر بگويد «من»، حضرت الله به عنوان حقيقت مطلق نفى مى ‏شود، چون او در كنار حضرت حق قرار مى‏ گيرد. ولى وقتى عيناً حرف خدا را تكرار بفرمايد ديگر «منِ» او در ميان نيست. به او فرموده: «قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً» او هم عيناً همان را تكرار مى‏ كند. اگر مى ‏گفت: «رَبِّ زِدْنِي عِلْماً» خودِ حضرت در ميان مى‏ آمد و اين ديگر فناى فى الله نيست. در قرآن هرجا به نحوى رسول خدا (ص) خود را در ميان دارند آنجايى است كه قبل از آن «قل» آمده زيرا ايشان به خودى خود هيچ نظرى به خود ندارند. قرآن به او مى ‏فرمايد: «قُلْ حَسْبِيَ اللّهُ لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ»[2] بگو خداى يگانه مرا بس است. حضرت به جاى آن كه بگويند: خداى يگانه مرا بس است، عيناً جمله را با «قل» تكرار مى‏ كنند. همين‏طور درآيه‏ «قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ»[3] قضيه از همين قرار است چون در متن آيه «من» هست. گفت:

فانى ز خود و به دوست باقى‏

 

اين طرفه كه نيستند و هستند

     

موفق باشید


[1] - سوره ‏ى طه، آيه‏ ى 114.

[2] - سوره‏ ى توبه، آيه‏ ى 129.

[3] - سوره ‏ى زمر، آيه‏ ى 38.

14028

حرکت جوهریبازدید:

متن پرسش
با سلام: همانطور که می دانید امروزه قول به افلاک منسوخ گردیده است و ملاصدرا حرکت جوهری را معطوف به حرکت فلک تبیین می کرد، حال با این شرایط باز هم ما مشاهده می کنیم که کل عالم ماده در حرکت است، سوال این است که حالا که فلک نقض شده کل حرکت ماده را ( (حرکت جوهری) حتی قبل از وجود خورشید و زمین و ...) به چه چیزی می توان نسبت داد که مثل فلک شعور و نفس داشته باشد؟ با تشکر...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مبانی ملاصدرا در حرکت جوهری، ربطی به حرکت افلاک ندارد. او با نظر به وابستگی عَرَض به جوهر و حرکت اعراض ما را متوجه ذاتی‌بودنِ حرکت عالَم ماده کرده است. در کتاب «از برهان تا عرفان» دو برهان در این رابطه عرض شده است. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

13928
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: بنده امسال به تازگی وارد حوزه علمیه شدم و چند مدتی است که مشغول شدم. می خواستم ببینم چرا با این که وارد حوزه علمیه شدم اخلاق بنده با اینکه خوب نشده بدتر هم شده؟ آیا مشکل از بنده است یا حوزه یا دوستانی که روی من تاثیر می گذارند؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌کدام؛ بالاخره درس‌های خشک ادبیات و منطق فضای تذکر به حق را کم می‌کند. در این موارد باید خودتان برای خودتان برنامه‌ریزی کنید نباید این موارد را از حوزه انتظار داشته باشید. موفق باشید                                                                                                                                    

13896
متن پرسش
سلام: استاد مراتب شهود عرفانی از پایین تا بالا چیست؟ می توانید کمی توضیح دهید. کتابی هم اگر معرفی کنید ممنون میشم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوعات را باید در مقدمه‌ی کتاب «فصوص الحکم» و یا مقدمه‌ی «منازل السائرین» دنبال بفرمایید. شاید اگر بعد از مباحث ده نکته و برهان صدیقین، همراه با شرح صوتی آن‌ها به مباحث شرح سوره‌ی حمد امام رجوع فرمایید جواب سؤال‌تان را بگیرید. موفق باشید

13697
متن پرسش
سلام علیکم: انسان اگر با ذره بین حکمت متعالی به عالم هستی و تمام شونات اش نگاه کند شاید بتواند مصداق انسان عاقل شود. انسان عاقل هرچیز را به نحو کلی نظاره گر است نه به نحو جزئی. دوری از محسوسات دارد و انس با معقولات. از صور و معانی جزئیه رهاست و در کلیات سیر می کند. ابزارش در علوم و فنون عقل است نه قوه ی واهمه و خیال و متصرفه. بلکه اگر این انسان عاقل شود و با عقل فعّال ارتباط برقرار کند مصداق همان شیعه ای می شود که امام اش کالمعقول بین المحسوس است. علی ایّ حال صحبت از این است که باید بتوان عقل را در تمام رگه های علوم رسوخ داد و شأن اصلی علوم را ظهور داد و آن ها را از محدوده ی ماده و صور و محسوسات رها کرد و به آنان از نگاه کلی و تجرید شده و معقول نظر کرد. اگر مطلبی را نظاره گر هستیم به صورت و محسوس آن توجهی نداشته باشیم بلکه بتوان با فنّ تأویل و تفسیر انفسی متون تا جایی به بطون آن دست یافت و آن بطون را به عنوان یک مبنای علمی تببین و مکتوب کند. بعضی از دوستان طلبه در حال پیاده کردن این شیوه در ادبیات عرب هستند و خب برکات زیادی داشته که استنباط هایی از قرآن و حدیث که مبتنی بر ادبیات عرب می باشد با این شیوه روح جدیدی گرفته و مطالب بسیار شریف و لطیفی یافت می شود. بنده چون به تاریخ علاقه داشتم می خواستم این شیوه را در تاریخ پیاده کنم. وقتی ما با مباحث تاریخ روبرو می شویم در واقع با همان عالم ماده روبرو هستیم چون با داستان و صور و محسوسات روبرو هستیم. در مباحث تاریخ که بصورت داستان بیان می شود با تقویت کردن قوای وهمیه و خیاله روبرو ایم و اگر بخواهیم از این تاریخ ادراک عقلانی و تجرید شده ای از زمان و مکان داشته باشیم باید چه بکنیم؟ این ایده اجمالا به ذهن بنده رسیده ولی نمی دانم چگونه باید در این وادی کار کرد آیا شما می توانید کمک کنید یا نوشته و یا کتابی مرتبط معرفی کنید. آیا قبلا کسی این کار را انجام داده است که انسان بتواند مطالب همان شخص را تکمیل کند. نکته: البته تاریخ را بصورت داستان خواندن عیب نیست و شاید هم خیلی کار آمد باشد ولی باز هم باید دانست که هنوز در عالم ماده و صورت هستیم و اگر بتوان تاریخ را تا عالم عقل سیر داد شاید بتوان استفاده ی بهتر از تاریخ اسلام برد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تاریخ هم باید متوجه‌ی حقیقتی شد که در زمان‌ها و ادوار مختلف، چهره‌های خود را به نور اسماء و صفات در حادثه‌ها می‌نمایاند، لذا است که تاریخ، تاریخِ ظهور انوار الهی است و قرآن در بسیاری از موارد متذکر چنین ایّامی است تحت عنوان «ایّامُ اللّه». منتها به عنوان یک بحث عقلی و فلسفی، هگل و از آن دقیق‌تر هایدگر در کتاب «هستی و زمان خود» این کار را کرده است. اگر استاد حاذقی «هستی و زمان» هایدگر را تدریس کند، می‌تواند از اشارات او نکات دقیق قرآنی را تبیین نمایید. زبان تفکر هایدگر زبان خوبی برای تبیین سنن الهی است که قرآن در متن تاریخ متذکر آن شده. موفق باشید

12295

معاد کودکانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: با توجه به بحث معاد که طبق آیه قران تجلی قلب است، می خواستم بدانم افرادی که کم توان ذهنی هستند، و یا دیوانگان که هیچ مسئولیت شرعی در قبال افکار و رفتار خود ندارند اما از طرفی اعمال و حرکات و افکار آنها در حد خودشان است و صورت نفسشان می شود و در برزخ و در قیامت هم که تجلی نفس است نفس صورتهایی که با آنها متحد شده است را تجلی می دهد آیا دیونگان هم شامل این قاعده هستند و صورتهای نفسشان تجلی می کند و باعث عذاب آنها می شود یا بحث آنها در قیامت فرق می کند؟، در ضمن تکلیف این بچه هایی که تازه متولد می شوند و می میرند چگونه است؟ و این روایت که اشاره دارد که کودکان در برزخ آموزش می بینند، طبق قواعدی که در برزخ و قیامت حاکم است که عالم تکوین است منظور از این آموزش چیست؟ و در ضمن در جواب این سئوال که دیوانگان در دیوانه شدن خود هیچ نقشی نداشته اند و مقصر نبوده اند و در هر حال از مراتب، پایین بهشت برخوردار می شوند چه پاسخی بدهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در سؤال‌های مربوط به معاد در این مورد صحبت شده، به آن جواب‌ها مراجعه فرمایید. موفق باشید

11282
متن پرسش
چرا شما در جواب سوال 11232 فرمودید: (س: با سلام: اگر کسی دچار شک نسبت به عالم خارج از ذهن شد و این فکر که نکند چیزهایی که می بیند خیال باشد به ذهنش خطور کرد، به خود چه بگوید و چگونه استدلال کند تا از این شک رها شود؟ ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: این فرد باید خود را متوجه این امر کند که دلیلی ندارد خود را گرفتار چنین شک بنماید، در حالی‌که به طور طبیعی متوجه است عالم خارج واقع است و او احساس می‌کند. کسی که آب می‌خورد و سیراب می‌شود هرگز نمی‌گوید نکند من آب نخورده‌ام. بهترین دلیل بر وجود عالم خارج از ذهن همین‌که انسان این پدیده‌های خارجی را احساس می‌کند به همین جهت در سخنان قبلی عرض کردم این یک امر بدیهی است و بنا نیست ما به ادراکات بدیهی خود شک کنیم و یا به شکی که در این مورد پیدا می‌کنیم توجه نماییم. موفق باشید) ولی در جواب سوال 11249 فرمودید: (س: با سلام خدمت شما استاد گرامی: بنده چند وقتی است دچار وسواس فکری شدم و به طوری که افکار مزاحم بدون دلیل مثل تفکرات سوفسطایی ها میاد سراغم و هی آزارم میده که نکنه اینایی که می بینم خیال باشه و ....، هرچه استدلال میارم این افکار دست بردار نیستن و هی آزارم میدن، بعضی وقت ها احساس ناتوانی در مقابل این افکار دارم، لطفا مرا راهنمایی کنید چگونه خودم را از این تفکرات نجات بدهم تا خدای ناکرده با این حالت روحی و تفکرات خسر الدنیا و الاخرت نشم. ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: این چیز بدی نیست و إن‌شاءاللّه شما را از یک شخصیت ساده به شخصیت عمیق دینی تبدیل می‌کند. هنر شما باید این باشد که جواب اشکالاتی که به ذهن‌تان می‌رسد را با تحقیق و تعمق بدهید، نخواهید با جواب‌های ساده و سرسری از شرّ سؤالات‌تان راحت گردید. این سؤالات می‌خواهد شما را به تحقیق و تعمق بکشاند. موفق باشید) این دو چه فرقی با هم دارند که جواب و روش برخورد با موضوع متفاوت است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دوی موضوع قابل توجه است زیرا از یک طرف باید شک در اموری مثل وجود خدا و یا وجود معاد را گذرگاه خوبی دانست زیرا که به انسان تعمق می بخشد، و از طرف دیگر نباید به آن شکی که انسان به امور بدیهی شک می‌کند توجه کرد و بخواهد امور بدیهی که برایش روشن است را از طریق استدلال حل کند زیرا قبل از آن‌که بخواهد موضوع را با استدلال به‌دست آورد در پیش او به روشنی هست، مثل همین‌که بنده می‌یابم جنابعالی سؤال کرده‌اید و این سؤال به‌عنوان یک واقعیت در مقابل من موجود است. موفق باشید
10578
متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: عمده ترین دلیل روایی که برا اثبات ولایت فقیه استفاده میشه منقوله عمر بن حنظله می باشد. و حال آنکه امام صادق (ع) در این روایت از واژه «حاکم» استفاده کرده و نفرموده او را ولی خود قرار دهید. و اگر منظور حضرت ولایت داشتن آن شخص بود باید لفظ مربوط به آن استفاده می شد. با این تعبیره امام (ع)، حکومت اسلامی و حاکم اسلامی را می شود ثابت کرد اما «ولی فقیه» را خیر. زیرا شخص می تواند در عین حالی که حاکم اسلامی است «ولی» نباشد. لطفأ جواب علمی و قانع کننده با توجه به روایت بدهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و آیت‌اللّه جوادی«حفظه‌اللّه» معتقدند موضوع ولایت فقیه یک موضوع کلامی است و به همان دلیل که ضرورت امام را بعد از نبی اثبات می‌کنیم، ضرورت ولایت فقیه را در زمان غیبت باید ثابت کنیم که بنده در آخرین قسمت کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» دلایل آن را آورده‌ام. موفق باشید
9997
متن پرسش
سلام علیکم: چرا خود شما شرحی بر فصوص نمی نویسید، حداقل با اسم مستعار؟ به کدام دسته از شاگردانتان و تا چه حد سیر کرده، اجازه خواندن فصوص و فتوحات را می دهید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- زمانه؛ آماده‌ی طرح فصوص‌الحکم محی‌الدین است و باید شرح و ترجمه‌ی خوبی از آن به صحنه آید. امیدوارم بنده نیز در انجام این وظیفه‌ی تاریخی بی‌نصیب نباشم 2- اگر عزیزان مباحث را تا «خویشتن پنهان» و «آن‌گاه فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» کار کرده باشند می‌توانند اشارات محی‌الدین را درک کنند. تنها به طلاب عزیز توصیه نمی‌کنم که قبل از درس خارج به فصوص رجوع کنند، زیرا از تعمق در دروس رسمی‌شان باز می‌مانند. موفق باشید
9945
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت. چطور پیامبر و حضرت امیر علیماالسلام حاکمان و والیان خودشان را انتخاب می کردند، ولی امروز انتخاب رئیس جمهوری و رئیس مجلس را رهبر انتخاب نمی کند؟ سوال من این است که امروز جامعه ما قابلیت آن را هنوز ندارند یا باید سیاست اسلامی همینطور باشد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حاکمیت جامعه باید مردم شرکت داشته باشند. زیرا امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» به مردم می‌فرمایند: ای مردم! حکومت از آنِ شما است به هرکس که می‌خواهید بدهید. لذا یک روز بیعت با حاکم، نظر عمومی لحاظ می‌شده و امروز با انتخابات. در هر صورت باید نظر مردم در صحنه باشد. موفق باشید
8828
متن پرسش
سلام علیکم با توجه به سوال 8703 ، شما در جواب این دوست عزیز فرمودید که «خداوند عین هستی است و عین هستی، هستی آفرین است بدون اینکه نیاز باشد هستی او به هستی دیگری وابسته باشد» اما باز هم برای بنده قابل فهم نیست اگر امکان دارد بصورت یک مثال عامیانه توضیح دهید نه فلسفی. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: عنایت داشته باشید این بحث نیاز به مقدمه دارد. به همین جهت عرض کردم بحث برهان صدیقین را دنبال بفرمایید. حیف نیست در این موضوع بسیار مهم اقدام لازم ننماییم؟! بنده 17 جلسه در شرح برهان صدیقین عرایضی داشته‌ام، إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید
7421

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار مدتی قبل به خواستگاری از یک دختر خانم رفتیم نظر خانواده به ویزه مادرم نسبت به این خانم منفی هست یکی به دلیل اینکه این خانم در سن 16 سالگی 2 ماه عقد بوده اند و به صورت توافقی جدا شده اند این خانم الان 24 ساله هستد و علت دوم که برایشان خیلی مهم تر هست از قیافه ایشان به شدت بدشان میاید نظر خود بنده نسبت به این قضیه این است که باید در قضیه عقد وسایر موارد دیگر تحقیق کرد اگر مورد خاصی نبود به هیچ عنوان این خانم برای اینکه عقد کرده اند مرتکب امر خلاف شرع نشده ا ندو درمورد قیافه این طور به نظرم میرسد که قیافه ایشان انقدر زیبا نبوده که خدا را از من گرفته وانقدر زشت نبوده که دنیا را از من بگیرد یک قیافه معمولی دارد در این مورد خدمت شما استخاره گرفتم سوره اعراف امد ص151 صفحه اول سوره فرمودید خوب است خودم نیز که به قران رجوع می کنم ایه ها به همین مضامین می اید مانند صفحه دوم سوره نور این در حالی است که خانواده مادر و خواهران از تهمت و فحاشی نسبت به این خانم دریغ نمی کنند ایشان ظاهر مذهبی داشته و اخلاق خیلی خوبی داشته در این خصوص شما چه نظری دارید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید به جهت آن‌که فرد مناسبی نبوده از او جدا شده، ولی بالاخره اگر خانواده با او سر ناسازگاری داشته باشند آن دختر اذیت می‌شود و معلوم نیست که آن نتیجه‌ی لازم را از زندگی‌تان ببرید. موفق باشید
6842
متن پرسش
باسلام 1.فرق سیر مطالعاتی شما و شهید مطهری چیست؟ 2.به نظرشما برای شروع با سیر شما شروع شود یا با سیر شهید مطهری؟ 3.برای جوانان 20ای 30 سال در مورد مسایل دینی چه چیزهایی کار بشود خوب است؟ 4.همانگونه که آن دنیا کارهای بد ما اگر شخصیت ما شده باشد عذاب می بینیم آیا در مورد خوبی ها هم باید آن خوبی ها شخصیت ماشده باشد یا نه؟ 5. عده ای می گویند که تفسیر المیزان یا تفاسیر دیگر را نخوانید چونکه مقلد بار می آیید و بجای این فقط دروس حوزه را بخوانید تا بجایی برسید که خودتان تفسیر بنویسید آیا این در ست است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2 - بستگی دارد روح شما با کدام کتاب‌ها بهتر مرتبط می‌شود ولی در هرحال نباید از اندیشه‌ی شهید مطهری فاصله بگیرید که از اندیشه‌ی عالم بزرگواری فاصله گرفته‌اید. 3- مباحث معرفت‌النفس و مباحث کتاب «فرزندم این‌چنین باید بود» 4- انسان در قیامت همواره با ملکات خود زندگی می‌کند. 5. تفسیر المیزان عقل را می‌پروراند تا قدرت تدبّر در قرآن در انسان ایجاد شود. موفق باشید
6216
متن پرسش
سلام.حضرت استاد این که گفته می شود عدم نمی تواند منشاءاثر باشدرا کمی توضیح دهید؟اگراین چنین است به عنوان مثال جهل عدم است ولی منشاءاثر می باشد؟ واین موضوع در مسئله شر در فلسفه چگونه بیان می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر فرصت بفرمایید کتاب شریف عدل الهی شهید مطهری را مطالعه کنید و یا سی‌دی مباحث بنده در مورد عدل الهی را گوش دهید، این مسائل برایتان بهتر روشن می‌شود. همین اندازه در جریان باشید که «عدم« به خودی خود منشأ اثر نیست ولی جهل به عنوان عدمِ ملکه است یعنی نبودنی که باید می‌بود. به عبارت دیگر علمی باید به جای این جهل بود و انسان به جهت آن که آن علم را ندارد اعمالی انجام می‌دهد که مناسب واقعیات عالم نیست همچنان که در مورد شرّ، گفته‌می‌شود سیل شر است چون منشأ عدم است در حالی که آب به خودی خود شرّ نیست. پس شر بودن شرور به نحوی ریشه در عدم دارد. موفق باشید.
4680
متن پرسش
سلام علیکم بنده از ابتدای ماه رجب حال خوشی داشتم و با شور اشتیاق به عبادت و روزه گرفتن مشغول بودم تا اینکه یک مال شبهه ناک خوردم و خیلی از حالات معنوی ازمن گرفته شده .... سوال ینده این است که اساسا وقتی با این موارد رو به رو میشویم (که حال معنوی از ما سلب می شود) چه کار باید انجام دهیم تا به احوالات گذشته برگردیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر به ما نفرموده‌اند با استغفار جبران مافات کنیم؟ موفق باشید
4576
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی شمادرشرح معرفت نفس درنکته هشتم فرمودید که مناجات شعبانیه ازقرآن بالاتراست من منظورتان رادرک نکردم لطفا بیشترتوضیح دهید. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این تعبیر را حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» از استادشان داشتند که قرآن نوری است که نازل شده و ادعیه‌، قرآنی است که صاعد شده ولی هرگز نمی‌توان گفت ادعیه از قرآن بالاتر است. آری قرآن یک حقیقتی دارد که در کتاب مکنون است و فقط مطهرون با آن تماس دارند و همان قرآن نازل‌شده و به صورت این الفاظ نورانی درآمده و ادعیه؛ سخنان انسان‌هایی است که با بهره‌گیری از این قرآن آن الفاظ را صعود داده‌اند و به حقیقت قرآن نزدیک کرده‌اند. پس به یک اعتبار می‌توان گفت اداعیه‌ای که از معصومین«علیهم‌السلام» صادر شده صورت باطنی قرآن است آن‌هم در آن حدّی که ممکن است اظهار شود. موفق باشید
775

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام من از وقتی بیدار میشوم تا وقت خواب سعی ام بر انجام ندادن گناه و مراقبت و کسب رضایت خداست ولی اخر روز سنگینی بار گناه را بر قلبم احساس میکنم که تمام فکر و ذهنم را به خود مشغول میکند که برایم خیلی ازار دهنده است لطف فرمایید مرا راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: همین طور است که می‌فرمایید و لذا رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» توصیه به هفتاد بار استغفار در آخر روز فرمودند و خودشان نیز چنین می‌کردند و می‌فرمایند: « إِنَّهُ لَیُغَانُ عَلَى قَلْبِی حَتَّى أَسْتَغْفِرُ فِی الْیَوْمِ مِائَةَ مَرَّة» یعنى: پرده تاریکى دلم را فرا میگیرد و هر روز هفتاد مرتبه استغفار میکنم.. موفق باشید
720

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام:به نظر شما در دروس حوزوی درحال حاضر کدام یک از رشته ها بیشتر نیاز جامعه است وما باید برچه اساس برای اینده درسی خود تصمیم بگیریم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام با توجه به این‌که جایگاه یک روحانی آن است که به‌خوبی فقه و اصول را کار کرده باشد، پس از آن نظر به قرآن و روایات بسیار کارساز است و برای فهم و تبیین قرآن و روایات، حکمت و عرفان کمک می‌کند و لذا سعی شود در کنار فقه و اصول، با رویکرد به قرآن و روایات به فهم فلسفه و عرفان بپردازید. موفق باشید
17563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خسته نباشید استاد سوالم اینه که در زیارت عاشورا که سلام به امام می کنیم و میگیم و «الی الارواح التی حلت بفنائک» این همون مقام فنایی هست که در عرفان مطرحه با توجه به اینکه فاء با کسره اومده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! «فِناء» یعنی آستانه. در این فراز بر شهدایی که در آستانه و کنار آن حضرت فرود آمدند و جان‌بازی کردند سلام می‌دهید. در این مورد عرایضی در کتاب «زیارت عاشورا، اتحاد روحانی با امام حسین«علیه‌السلام» شده است. موفق باشید

14512

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود استاد فاضل و ارجمند: به استاد روانشناسی خودم که طلبه است گفته ام روانشناس موفق کسی است که علاوه بر دروس روانشناسی باید مسایل معرفتی مربوط به شناخت باطن انسان را هم بداند تا بیماریهای روحی را درمان کند. در غیر این صورت راهکارش برای درمان مسکن و موقتی و ناکارآمد است. ولی قبول نمی کند. به او می گویم شما منبع تولید رذایل اخلاقی که شیطان است را باید بشناسید تا موفق باشید ولی می گوید ما راههای عدم توجه به القاهای شیطان را به مریض با استفاده از علوم غربی یاد می دهیم همین کافی است و خوب. لطفا بفرمایید به استاد و اساتیدم چه بگویم تا علوم معرفتی را ضروری بدانند. من در مقطع ارشد مشاوره مشغول هستم. سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه باید به ایشان متذکر می‌شدید؛ گفته‌اید. بنده ورود خاصی نمی‌توانم در این مورد داشته باشم مگر آن‌که خودشان تلاش کنند آن نوع انسان‌شناسی که حکمت و عرفان، مدّ نظر قرار می‌دهد را دنبال کنند. موفق باشید

نمایش چاپی