بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11240
متن پرسش
سلام استاد گرامی: آیا خداوند انسانها را با انداختن شک در دل در برخی مسائل امتحان می کند یا نه اگر شکی ایجاد شد کار شیطان است که انسان را به هلاکت و گمراهی بکشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرصورت شک به خودی خود چیز بدی نیست و موجب می‌شود که انسان عمیق‌تر فکر کند، مگر این‌که تسلیم شک شویم. به همین جهت مرحوم شهید مطهری می‌فرمایند: «شک؛ گذر گاهی خوب و منزلگاه بدی است». موفق باشید
10883
متن پرسش
ﺳﻼﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻋﺰﯾﺰ: ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺳﻮﺍﻝ ۱۰۸۳۰ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ می خواستم ﻓﻘﻂ به ﺧﺎﻃﺮ این‌که ﺟﻮﺍﺏ ﺳﻮﺍﻝﻫﺎ ﺭﺍ می‌دید ﺗﺸﮑﺮ کنم پس ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻮقع و ﺩﺭ ﺍین زمانه ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ پیش ﻫﺮ ﮐﺴﯽ که می رویم ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﻫﺎی ﺑﯿﺨﻮﺩ ﻭ مزخرف می کنند ﺍﻣﺎ ﭘﯿش ﺷﻤﺎ ﮐﻪ می آییم ﻣﯽ‌ﮔﻮﯾﯿﺪ فقط خدا ﻭ ﺭﺍه ﺭﺍ نشان می‌دهید و به ﻗﻮﻝ خودتان ﺍﻓﻘﯽ جدید ﺟﻠﻮﯼ پایمان می‌گذارید. ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻣﻦ ده ﻧﮑﺘﻪ ﺍﺯ معرفت النفس ﻭ برهان صدیقین ﻭ حرکت جوهری شما را کار کرده‌ام و سعی می‌کنم ریاضت ﺷﺮﻋﯽ ﺑﮑﺸﻢ. به ﺧﺪﺍ ﺑﻌﻀﯽ مواقع اکثرا در شب وقتی به درختی زمین دست نخورده ای ﻭ ﻏﯿﺮﻩ نگاه می‌کنم یک حالت عمیق و با نشاطی به ﻣﻦ دست ﻣﯽ‌ﺩﻫﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺪﺍﻭﻡ این حالت و عمیق‌ﺗﺮشدن آن چه کنم؟ اگر از دیدن این چیزها محروم شوم چه کنم؟ ﺑﻌﻀﯽ مواقع هم به ﺧﺎﻃﺮ کارهای زندگی به ﻣﻦ یک حالت ﺍﺿﻄﺮﺍﺑﯽ شدید دست می دهد ﺍﺯ (ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺗﺎ به حال) ﮐﺘﺎﺑﯽ و راهنمایی مرا کنید. ﺧﺪﺍﯾﺎ عمری ﻓﻮﻕ العاده طولانی و با برکت به آقای طاهرزاده ﮐﻪ واقعا ﻣﺎ ﺭﺍ درک می کنند ﻋﻄﺎ فرما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی آرام‌‌آرام از طریق اعتماد به دستورات الهی و عمل به آن‌ها متوجه شدیم حضرت رب العالمین در کلیه‌ی امور ما حتی امور جزئی، به نور رحمانیت‌اش حاضر است. اضطراب‌ها نمی‌توانند در روح و روان ما جا باز کنند. کتاب «جایگاه رزق در هستی» می‌تواند انسان را متذکر حضور حضرت حق در امور معاش نماید. موفق باشید
10321

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد از روز اول محرم تا اربعین می خواهم چله بگیرم. اولا آیا این کار خوب است؟ ثانیا چکار بکنم در این چله؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر آمادگی‌های معرفتی و روحی باشد، چله‌گرفتن بسیار کمک می‌کند به‌خصوص که زیر نظر استادی باشد که عالِمِ مرشد باشند، ولی فراموش نکنید این مدتی را که انتخاب کرده‌اید با کراهت روزه‌ی روز عاشورا روبه‌رو می‌شوید. موفق باشید
9390

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: چرا میگوییم صفات رذیله نظیر غرور، بخل، خصوصا دروغ نمی تواند در خدا راه داشته باشد؟ در جایی خواندم که به این علت این صفات در خداوند راه ندارد که این صفات ناشی از نیاز است و این با واجب الوجود بودن خدا متعارض است. اما مثلا در بسیاری از انسان ها دروغ گفتن ناشی از نیاز نیست و به صورت صفت اخلاقی آنها بروز میکند. خواهشمندم با کلمات ساده پاسخ دهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت اگر کسی از همه‌ی جهات کامل باشد معنا نمی‌دهد که بخواهد با دروغ‌گفتن نقص خود را پنهان نماید و یا کمال غیر واقعی را به خود نسبت دهد. موفق باشید
4680
متن پرسش
سلام علیکم بنده از ابتدای ماه رجب حال خوشی داشتم و با شور اشتیاق به عبادت و روزه گرفتن مشغول بودم تا اینکه یک مال شبهه ناک خوردم و خیلی از حالات معنوی ازمن گرفته شده .... سوال ینده این است که اساسا وقتی با این موارد رو به رو میشویم (که حال معنوی از ما سلب می شود) چه کار باید انجام دهیم تا به احوالات گذشته برگردیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر به ما نفرموده‌اند با استغفار جبران مافات کنیم؟ موفق باشید
1081

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم.در جزوه ی شریف« آخرالزمان شرایط ظهور باطنی ترین بعد هستی» و در باب«جهان در حال آمادگی جدایی حق از باطل»؛اگر به فرمایش حضرتعالی در آخرین مرحله آخرالزمان، باطنی ترین بعد غیبی نبی خاتم(ص)[ولایت تامّه حق تعالی]در وجود نازنین خاتم الاولیاء حضرت مهدی(عج) ظهور پیدا می کند و از طرف دیگر همه ائمه اطهار(ع) نیز (که کلّهم نور واحدند) منتظر ظهور آن حقیقت غیبی اند که در وجود مقدس امام زمان(عج) محقق می شود، اولاً فلسفه رجعت سایر حضرات معصومین(ع) و سایر اولیاء الهی(مثل حضرت امام خمینی(رض) ) با چه دلیل عقلی همراه است؟ و ثانیاً آیا همه امامان معصوم(ع) رجعت می فرمایند یا نه و چرا؟ با تشکر . التماس دعا.یاعلی
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی آری ائمه«علیهم‌السلام» در حقیقتِ خود نور واحدند ولی با مشرب‌های‌ گوناگون و لذا می‌توان گفت: شرایطی باید فراهم شود تا آن مشرب‌ها به صورت کامل ظهور پیدا کنند و با نور مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» آن شرایط فراهم می‌شود تا سایر امامان و یا اولیائی مثل حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» رجعت کنند و مشرب خود را به فعلیت برسانند. در این‌که همه‌ی امامان رجعت می‌کنند یا نه، روایات مختلف است. در رجعت امام علی«علیه‌السلام» و امام حسین«علیه‌السلام» بیشتر تأکید شده است. موفق باشید
775

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام من از وقتی بیدار میشوم تا وقت خواب سعی ام بر انجام ندادن گناه و مراقبت و کسب رضایت خداست ولی اخر روز سنگینی بار گناه را بر قلبم احساس میکنم که تمام فکر و ذهنم را به خود مشغول میکند که برایم خیلی ازار دهنده است لطف فرمایید مرا راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: همین طور است که می‌فرمایید و لذا رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» توصیه به هفتاد بار استغفار در آخر روز فرمودند و خودشان نیز چنین می‌کردند و می‌فرمایند: « إِنَّهُ لَیُغَانُ عَلَى قَلْبِی حَتَّى أَسْتَغْفِرُ فِی الْیَوْمِ مِائَةَ مَرَّة» یعنى: پرده تاریکى دلم را فرا میگیرد و هر روز هفتاد مرتبه استغفار میکنم.. موفق باشید
31106
متن پرسش
سلام علیکم: استاد سوالی داشتم در کیفیت انفاق و ایثار: فرض بفرمایید اگر در ماه ۱۰ واحد حقوق و رزق دریافت کنیم چه میزان آن را باید در راه خدا انفاق کنیم؟ برای مثال اگر اشتباه نکنم در مورد سید هاشم حداد میخونیم که سید علی اقا قاضی بهشون گفتن هر وقت فقیری به سمتت آمد دست در جیب کن و هر چه در جیبت است را بده. که نوعی ایثار است. حال در مسیر سلوک الی الله شخص از رزق و روزی خود چه میزانی را باید برای انفاق و ایثار در راه خدا کنار بگذارد؟ آیا سخت گیری و آینده نگری و تدبیر در این امر به نوعی شرک خفی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند: «وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا» (اسراء/29) و دستت را بخیلانه بسته مدار [که از انفاق در راه خدا باز مانی] و به طور کامل هم [در انفاق] دست و دل باز مباش [که چیزی برای معاش خودت باقی نماند] که در نهایت [نزد شایستگان] نکوهیده [و در زندگی خود] درمانده گردی.

آری! چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش / چون رنده ز کار خویش بیگانه مباش

تعلیم ز ارّه گیر در کار معاش / نیمی سوی خود می کش و نیمی می‌پاش

موفق باشید 

18329
متن پرسش
استاد سلام: این آقایون یه جوری پیام دادند (مثل آقایان مظاهری و امینی و ....) و یه جوری توی تشییع جنازه مصاحبه کردند (مثل سردار قاسمی و ...) که گویا قرائت آقای هاشمی از امام کاملا صحیح بوده و حالا یا قرائت رهبری رو باطل می دونند و یا اساسا اختلافی بین این دو قرائت قائل نیستند. لذا ما یه جورایی گیج شدیم که آیا ما داریم به آقای هاشمی اشتباه نگاه می کنیم یا اونها؟ لطفا راهنمایی کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 18312 در این مورد داده شد، به نظرم تحلیل جناب آقای دکتر سعداللّه زارعی که در روزنامه‌ی کیهان تاریخ چهارشنبه 22 دی‌ماه نیز در این مورد تحلیلی دقیق و واقع‌بینانه است. عین تحلیل را در زیر خدمتتان ارسال می‌کنم. موفق باشید

تشییع هاشمی، استعاره سخاوت(یادداشت روز)

«رحلت ناگهانی» آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی برای رهبر و ملت ایران سخت بود و می‌توان گفت در دو دهه گذشته مرگ هیچ شخصیتی به اندازه مرگ او برای کشور شوک‌آور نبود. پیام بسیار بلند و پرنکته رهبر معظم انقلاب اسلامی و مقایسه آن با پیام‌های دیگر هم عظمت این تفاوت را به خوبی نشان می‌دهد. مرحوم هاشمی روز سه‌شنبه با حضور بزرگ مردم تهران و بر دوش آنان راهی سفر آخرت شد و در کارنامه 82 ساله او آنقدر نقاط برجسته وجود داشت که بتوان گفت ان‌شاءالله «راضیهًْ مرضیه» خدا را ملاقات خواهد کرد.
هاشمی البته از جمله شخصیت‌هایی بود که تقریبا همواره موافقان بزرگ و مخالفان بزرگی داشت و در هر دو سر طیف هم اهل حقیقت و اهل باطل وجود داشتند و می‌توان گفت از این رو بود که هیچکس از کنار «رحلت ناگهانی» او عبور نکرد و همه مکثی کرده و گواهی دادند که یک شخصیت موثر سیاسی جهان از میان رفته است.
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، هاشمی رفسنجانی یک شخصیت محوری نهضت حضرت امام بود و در این راه تا آنجا استقامت کرد که می‌توان بدون مبالغه او را «مجاهدی نستوه» دانست. شکنجه‌های تقریبا منحصر بفردی که جامعه ما کم یا بیش از آن خبر دارد کافی است تا بگوییم او در مسیر حمایت از امام راحل عظیم‌الشان به تمام معنا فداکاری کرد. در این میان رژیم پهلوی، آمریکا و انگلیس و هر فرد و جریان مرتبط با آنها به دلیل مخالفت با نهضت ‌اسلامی حضرت امام با هاشمی نیز به عنوان یکی از سرداران آن مخالف بوده و در همه فشارها علیه او همداستان بودند. در این دوره هاشمی البته موافقان بزرگی هم داشت، بخش وسیعی از نخبگان مذهبی و توده‌های متدینی که آوازه فداکاری هاشمی را شنیده بودند، طیف وسیع موافقان او را در این دوره تشکیل می‌دادند.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به طیفی که در گذشته مخالف آقای هاشمی بودند، منحرفین، منافقین و ملی‌گرایانی که مخالف استقرار نظام جمهوری اسلامی و بویژه مخالف الگوی ولایت‌فقیه بودند، اضافه شدند و حقد و کینه آنان از امام و روحانیت و اصل هویت‌بخش ولایت‌فقیه بطور طبیعی به سمت هاشمی‌رفسنجانی به عنوان یک معتمد اصلی حضرت امام رفت کما اینکه در این دوره توده‌های متدین و نخبگان اسلام‌گرا هم از آنجا که او را یک «ستون انقلاب اسلامی» دانسته و تمام آمال و آرمان خود را در سایه انقلاب قابل تحقق می‌دانستند، به هاشمی رفسنجانی دل ‌بسته بودند و به طور جدی از او حمایت می‌کردند؛ رأی بالای مردم به هاشمی‌رفسنجانی در سه دوره مجلس شورای اسلامی در زمان حیات حضرت امام از این موضوع حکایت می‌کند. بنابراین در مرحله ده ساله «تثبیت» انقلاب اسلامی نیز هاشمی مخالفان بزرگ و موافقان بزرگی داشت.
بعد از ارتحال حضرت امام که کمی پس از آن آیت‌الله هاشمی رفسنجانی سکان دولت را در دست گرفت همان طیف‌بندی سابق وجود داشت یعنی او به عنوان رئیس‌جمهور نظام جمهوری اسلامی به میزانی که مورد عنایت رهبر معظم انقلاب اسلامی و مردم دین‌مدار بود از سوی دشمنان اسلام و انقلاب و منحرفین زیر فشار تبلیغاتی و سیاسی قرار داشت. مردم در دوره ریاست‌جمهوری از شخصیتی که با خطبه‌های بسیار دلنشینی که او در دوره ریاست مجلس درباره «عدالت اجتماعی» بیان کرده بود و علاوه بر آن در منظر مردم، او فردی «بسیار توانمند» ارزیابی می‌شد، توقع داشتند که مشکلات اقتصادی و اجتماعی آنان حل و فصل شود. هاشمی رفسنجانی در این بین و با اراده حل مشکلات مردم و با نیت خیر راهی را برگزید که در عمل آن اراده و نیت را محقق نکرد. «توسعه اقتصادی» کلید واژه‌ای بود که با آن سیاست‌های دوره سازندگی توضیح داده می‌شد و در کانون این نگرش «رشد اقتصادی کشور» قرار داشت، بر بنیانی استوار بود که آرام آرام امید توده‌های مردم به دولت را کاهش می‌داد و از این رو بود که 3-2 سال پس از اجرای سیاست‌های موسوم به توسعه اقتصادی، آراء آقای هاشمی‌رفسنجانی (در دور دوم ریاست‌جمهوری) کاهش معناداری پیدا کرد. در واقع مردم ایران در دوره دوم ضمن آنکه کماکان اعتماد خود را به شخص آقای هاشمی ابراز کردند اما به او یادآور شدند که سیاست‌های اقتصادی و کارگزاران این عرصه او را نمی‌پسندند و خواستار اصلاح و تغییر می‌باشند. سیاست توسعه اقتصادی با آن برنامه که تنظیم شده بود آرام آرام به شبکه اقتصاد جهانی نزدیک شد و توقع داشت به دلیل همسویی در نگرش تئوریک اقتصاد، از سوی آنان مورد پشتیبانی قرار گیرد اما غرب بر‌خلاف آنچه درباره «ماهاتیر محمد» -  نخست‌وزیر سال‌های دهه 60 و 70 شمسی مالزی - عمل کرد، از پشتیبانی مالی از دولت‌ آیت‌الله هاشمی به دلیل نسبت آن با انقلاب و نظامی که غرب نمی‌خواست آن را به رسمیت بشناسد و شاهد بالیدن آن باشد، خودداری کرد و از این رو سیاست‌هایی که برای بهبود وضع اقتصاد کشور طراحی شده بود، از منظر توده‌هایی که امام ضمن آنکه آنان را صاحبان اصلی انقلاب می‌دانست، «پابرهنگان» خطاب می‌کرد، موفق ارزیابی نمی‌شد. مردم به خصوص حاصل دستاورد این سیاست‌های اقتصادی را با آنچه پیش از این هاشمی مستقیما ذیل واژگان‌آشنای «عدالت اجتماعی» وعده داده بود، ناهمخوان می‌دیدند. از این رو بود که در این مقطع در کنار طیف دشمنان هاشمی که همان دشمنان انقلاب اسلامی بودند یک طیف «منتقد سیاست‌های هاشمی» اضافه شد که از قضا در درون خانواده انقلاب اسلامی قرار داشت. منتقدان به هیچ‌وجه دشمن هاشمی نبودند کما اینکه در دوره‌ای که او رئیس‌جمهور بود برای موفقیت دولت در اهداف خود، مشفقانه به او کمک کرده بودند و پیوندهای قدیمی خود را هم با او حفظ کرده بودند. هاشمی نیز هیچگاه از این طیف منتقد تلقی دشمن نداشت و خود را از آنان جدا نمی‌دانست. بعدها منتقدان هاشمی در صحنه داخل به دو گروه تقسیم شدند، گروهی که با نگاه به اصول و اهداف انقلاب اسلامی، پاره‌ای از سیاست‌ها و افکار او را در مسیر درست نمی‌دانستند و خواهان اصلاح بودند و گروهی که در فضای محدود قوه مجریه دنبال موقعیت‌هایی بودند و درست یا نادرست هاشمی رفسنجانی از آنها دریغ کرده بود. گروه دوم در پاره‌ای از موارد مرز انتقاد و دشمنی را از میان برداشتند و با عبارات سخیفی که شما از آن خبر دارید، از او یاد می‌کردند. در دوره اصلاحات وقتی هاشمی که از شدت اهانت‌ها به تنگ آمده بود از یک مقام ارشد دولت خواسته بود که جلوی این اهانت افراد و مجامع‌ اصلاح‌طلب را بگیرد او در پاسخ گفته بود «بازی اشکنک دارد، سرشکستنک دارد»! این طیف البته بعدها تلاش کردند تا «سالوس‌مآبانه» هاشمی را در طیف خود تعریف کنند اما در عمل و در نهایت، آیت‌الله هاشمی هیچگاه آنان را راضی نکرد. در این دوره مخالفان جبهه انقلاب و نظام کماکان با او که مثل گذشته او را یک ستون نظام می‌دانستند، مخالف بودند و طیف وسیع نیروهای انقلاب او را در جمع خویش ارزیابی و در حد یک شخصیت محوری نظام به او احترام می‌گذاشتند و نیروهای منتقد او در خانواده انقلاب ضمن اصراری که بر اصلاح بعضی روش‌ها و نگاه‌ها داشتند، مطمئن بودند که هاشمی از خانواده انقلاب جدا نمی‌شود.
تشییع پرشکوه و کم‌نظیر مردم تهران و برگزاری پرتعداد مجالس سوگواری در شهرستانها به خوبی نشان داد که مردم قدر شخصیت‌های دلسوز خود را می‌دانند و پاسخگوی مهری که دیده‌اند هستند. ارتحال ناگهانی آیت‌الله هاشمی دو طیف موافقان و منتقدان هاشمی رفسنجانی را بشدت متاثر کرد کما اینکه در خطوط رسانه‌های غربی و عربی وابسته به غرب می‌توان نفرت آنان از هاشمی رفسنجانی را دید. در تشییع جنازه آیت‌الله هاشمی در تهران همه نخبگان منتقد و بخش عمده توده‌هایی که در عملکرد اقتصادی او اشکال می‌دیدند آمده بودند، طیف‌های بسیجی، هیاتی و مردم محروم غلبه داشتند و این نشان می‌دهد که هم رشته پیوند آیت‌الله با این بخش از مردم و هم محبت گرم این مردم تا آخرین روز حیات آقای هاشمی رفسنجانی برقرار بوده است. در راهپیمایی بزرگ پشت جنازه این شخصیت که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، «نمونه کم‌نظیری از نسل اول مبارزان ضد ستم‌شاهی و از رنجدیدگان در این راه پرخوف و خطر» بود، هم عظمت مردی که بر دوش‌های محبت مردم تشییع می‌شد، برجسته بود و هم عظمت مردمی که با اشاره رهبری و جمعبندی دقیق رهبری از 59 سال دوستی ایشان با مرحوم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به صحنه آمدند، آشکار بود. خداوند آیت‌الله عزیز ما را در جوار رحمت واسعه خویش جای دهد و این مردم قدرشناس را برای انقلاب نگه دارد.  سعدالله زارعی

18251
متن پرسش
سلام استاد عزیز: خیلی ازتون گله مند و دلگیر هستم بنده این سوال را قبلا دو بار پرسیدم!! منتهی دریغ از یک کلمه جواب،آ خ چرا؟ یک بار دیگه ازتون می پرسم ان شاءالله که پاسختان را ببینم فرض بفرمایید که جنابعالی به طور دقیق چه توصیه ای به جناب روحانی می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گله‌ی فراوان بنده از کاربرانی است که سؤال خصوصی می‌پرسند و بنده مکرر به صورت خصوصی جواب می‌دهم، و به جای آن‌که سری به ایمیل خود بزنند، از بنده دل‌گیر می‌شوند. این نوع برخوردها موجب می‌شود که حتی ما از ادامه‌ی جواب به سؤال کاربران به طور کلّی منصرف شویم. بنده برای آن‌که سؤال این کاربر در معرض دید عموم قرار نگیرد، مجبور شدم اصل سؤال را از وسط سؤال جدید حذف کنم. آیا کار بنده باید به این‌جاها ختم شود؟!!! موفق باشید

16373

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام.: 1. ببخشید آیا ممکن است امام معصوم (ع) در دادن خبر از آینده یا غیب اشتباه کند؟ آخه در جایی نوشته بود که گویا امام حسین (ع) گفته اگه نبود آیه ای در قرآن، همه اتفاقات آینده رو یک به یک می گفتم. لطفا بگویید این سخن به چه معنی است؟ آیا ممکن است در خبر دادن آینده، امام اشتباه کند؟ 2. آیا کسانی که از اولیا خدا به فنای ذات می رسند و متصل به لوح محفوظ می شوند آیا ممکن است باز هم در خبر دادن از آینده اشتباه کنند؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم انسان‌هایی که به مبادی حوادث دست یافته‌اند و قبل از آن‌که حادثه ظهور یابد، آن را می‌یابند در دادنِ خبر اشتباه نمی‌کنند إلاّ این‌که ما انسان‌ها در تطبیق سخن آن‌ها به خطا دچار شویم. مثل آن‌که روایت ساختگی در مورد مهدی عباسی را با حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» تطبیق می‌دهند. موفق باشید

15923

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: خدا قوت حلول ماه معظم شعبان و اعیاد این ماه را تبریک عرض می کنم موضوع سوال: ازدواج بنده فرد علیه السلامی نیستم که همه دستورات اسلامی مثل مستحب و مکروه را عمل کنم فقط سعی می کنم به حلال و حرام مقید باشم و اهل مسجد؛ که این دوره و زمانه به ماها می گویند «مذهبی». به نظر من در مورد ازدواج اگه فرد مقابل از لحاظ ایمان و اخلاق و خانواده متوسط باشد (مثل خودم) شخص مناسب است و برای زندگی مشترک باید تا جایی که ممکن هست سادگی و قناعت پیشه کرد. مثلاً بجای جهزیه ی 40 یا 50 میلیونی می شود با حدود 10 میلیون و حتی کمتر، آبرومندانه زندگی را شروع کرد. 1. سوال من اینه، الان که آنقدر ازدواج سخت شده به ویژه برای مذهبی ها، اگر موارد مناسبی پیدا شود. آیا من می توانم بر مهریه سبک مثل 14 سکه ای که مدنظر نظر رهبر انقلاب هم هست پافشاری کنم تا آنجا که اگر قبول نکردند از این موارد صرف نظر کنم؟ (این را هم بگویم مهریه هایی که من با آن مخالفم دارای ارقام عجیب و غریب و نجومی نیست، همین چیزی که متاسفانه عرف شده و حدود 300 ، 400 میلیون تومان است را می گویم) البته منظور من از این سخت گیری هم مبارزه و مقابله با این چشم و هم چشمی ها است و هم اینکه بتوانم در طول زندگی این هدیه را بپردازم. 2. با توجه به دیدگاهی که نسبت به آیات و روایات دارید ملاک های اصلی ازوداج را برای دختر و پسر توضیح دهید، که اگر در این زمینه ها دچار افراط و تفریط هستیم از آن خارج شویم. با تشکر. در پناه خدا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر خانواده‌ی دختر پیشنهاد چنین قباله‌ای را بنماید، کار خوبی است، مشروط بر آن‌که شناخت کافی از سلامت شخصیت آن مرد داشته باشد. ولی مرد نباید چنین شرطی را بگذارد زیرا این شائبه پیش می‌آید که می‌خواهد اگر خواست راحت همسرش را طلاق دهد به‌خصوص که این موارد پیش آمده است. آری! قباله‌ای در حدّ مبلغ 100 تا 200 میلیون تومان در حال حاضر افراط نیست. اگر دختر و پسر اصل انقلاب و ولایت را پذیرفته‌اند، قاعدتاً زمینه‌ی ادامه‌ی حیات طیّب برایشان فراهم است. موفق باشید

15533

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم چند منبع معتبر و خوب می خواستم در مورد خواب و سرّ خواب و ... اگه میشه راهنماییم کنید استاد. کتاب ده نکته رو خوندم. ممنونم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب رؤیا از نظر دین و روانشناسی، محمد رضا رضوان طلب نکات قابل توجهی در این مورد دارد. در ضمن کتاب انسان‌شناسي‌در انديشه‌ی‌امام خميني«رضوان‌الله‌عليه»، مؤسسه‌ی تنظيم ‌و نشرآثار امام‌خميني می‌تواند تذکراتی برای شما داشته باشد. موفق باشید

14991
متن پرسش
سلام و درود: استاد فرزانه و فاضل از میان فیلسوفان غربی حاضر در این قرن کدام یک مورد توجه بقیه فیلسوفان غربی عصر حاضر است؟ نظر شما در مورد تفکراتش چیست؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دکارت و کانت و هگل و هایدگر، ستون‌های تفکر غرب‌اند. باید بیش از آن‌که بخواهیم آن‌ها را نقد کنیم، سعی کنیم آن‌ها را بفهمیم. موفق باشید

14950
متن پرسش
عرض سلام و ادب و درود خدمت شما استاد فرهیخته و گرامی و سایر دست اندرکاران و مسببین انتشار سخنان حق، به حق مداران. ان شاء الله که خداوند منان به شما بزرگواران توفیق روز افزون عنایت فرماید. سوالی دارم که مدتهاست ذهن بنده را مشغول کرده و آن اینست که موسیقی چه تاثیری در روح و نفس و قلب انسان دارد؟ آیا هر نوعی از آن را که در نظر بگیریم اثر سوء دارد؟ پس اگر اینگونه است چطور در دوران تمدن شکوهمند اسلامی بزرگوارانی نظیر حکیم فارابی و شیخ الرئیس و ... درباره ی برخی سازها کتاب دارند؟با توجه به حدیث شریف حسنات الابرار سیئات المقربین به طور کلی گوش دادن به موسیقی و آواز غیر غنایی و حلال چه حکمی از جهت عرفانی دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- موسیقی اگر در راستای جهتی مقدس نباشد، عمل لغوی است ولی اگر از طریق موسیقی محتوایی مدّ نظر قرار بگیرد، تأثیر آن محتوا را شدت می‌دهد، به اصطلاح می‌گویند «موسیقی آن‌چنان را آن‌چنان‌تر می‌کند» 2- جریان فارابی چیز دیگری است. او توانسته با ارتعاشاتی که ایجاد می‌کند همان چیزی را در نفس و روان انسان پدید آورد که پدیده‌های مادی به نحوی آن را پدید می‌آورد. شنیده‌ام اخیراً موسیقی‌هایی ایجاد شده است که عیناً کار مواد مخدّر را انجام می‌دهند. یعنی ارتعاشات، در سلسله‌ی اعصاب همان نقشی را ایفاء می‌کنند که مواد مخدّر انجام می‌داد. ظاهراً برادر علامه طباطبایی نیز به آن‌چه فارابی دست یافته بود، دست یافته بودند و آثاری را در این مورد مکتوب کرده‌اند، ولی چون نگران سوء استفاده از آن بودند، آن‌ها را دفن نمودند. موفق باشید 

14378
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد عزیز: نمی‌دانم درد دل خود را چطور بیان کنم. در ابتدا از حضرتعالی و کاربران محترم عذر می‌خواهم که مطلبم طولانی می‌شود. اما چاره‌ای ندارم. مطلبم را از این طریق مطرح می‌کنم تا ان‌شاءالله با پیگیری و همراهی دیگر مراجعه کنندگان به سایت عزیز المیزان که در این باره با بنده توافق دارند بلکه بشود کاری کرد و از این دردسر عظیمی که گریبان جوانان مملکت ما را گرفته است و کیان مملکت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را به خطر انداخته است، نجات پیدا کنیم. معضلی که در نظر دارم با شما درمیان بگذارم، به ورزش حرفه‌ای و به‌ویژه فوتبال ارتباط دارد. می‌دانیم که مقام معظم رهبری بعد از اینکه به مقام الهی ولایت نائل شدند از اولین سیاستهایی که اعلام کردند حمایت از ورزش قهرمانی بود و آن را برای ایجاد انگیزه در توسعه ورزش همگانی و همچنان نماد نشاط و سلامت جامعه در منظر جهانیان با اهمیت تلقی کردند. واضح است که راه رسیدن به قهرمانی در جهان – البته معمولا و نه ضرورتا – ورزش حرفه‌ای است. اما مشکل در این است که آیا همانطور که از آموزه‌های دینی برداشت می‌شود و رهبر معظم هم همین را تأکید دارند، قهرمانی و به تبع آن ورزش حرفه‌ای وسیله است یا هدف؟ متأسفانه تلقی مسئولان اجرایی کشور در عمل و نه ادعا صورت دوم یعنی هدف بودن ورزش است و از این رو نگاه ایشان به ورزش حرفه‌ای همان نگاهی است که در غرب به ورزش است که این نگاه باعث می‌شود ورزش حرفه‌ای با همان لوازم و حواشی در کشور نهادینه شود. البته با یک تفاوت اساسی و آن اینکه در غرب مؤسسات تجاری با سرمایه گذاری روی ورزش آن را به مرحله سوددهی می‌رسانند و پس از مدتی از سود سرشار آن استفاده می‌کنند اما در ایران مسئولان روی ورزش به اسم «سرمایه گذاری» همواره و الی الابد از سرمایه بیت المال که سهم مردم مستضعف و از جمله بینوایان و پابرهنگان است، «هزینه» می‌کنند و از بیت المال و حق مردم به جیب مشتی مفت خور زالو صفت سرازیر می‌کنند. اما خطری که جوانان، نوجوانان و نونهالان ما و به تبع، آینده کشور ما را تهدید می‌کند چیست؟ می‌دانیم که یک جوان برای پیشرفت، علاوه بر انگیزه‌های شخصی به الگو نیاز دارد. وجود الگو است که او را وامی‌دارد با هر جان کندنی هست مشکلات و ناملایمات را پشت سر بگذارد و یقین پیدا کند که اگر این مسیر را به همان دلیل که دیگران پیموده و به نتیجه رسیده‌اند، طی کند حتما به نتیجه خواهد رسید. حال سؤال این است که در حال حاضر اجتماع ما چه طیفی را به جوان به عنوان الگو معرفی می‌کند؟ یک پزشک متخصص، یک مهندس زحمت‌کش، یک صنعت‌گر کارآفرین، یک مخترع؟ نه! اینها معرفی نمی‌شوند. الگوی جوان ما یا فوتبالیست است یا خواننده پاپ و یا بازیگر سینما! نیاز به دلیل هم نیست. مثل روز روشن است. جوان وقتی می‌بیند اگر بخواهد به آن شغلهای مفید مورد نیاز جامعه برسد و در کنار خدمت به مردم یک زندگی آبرومند برای خود تشکیل دهد باید درس بخواند، بی خوابی بکشد، خون دل بخورد، اگر پزشک است شب و روز در بیمارستان کشیک باشد، اگر مهندس است روز و شب دنبال انجام پروژه‌های سنگین باشد، اگر مخترع است باید کلی مطالعه و تحقیق کند و کلی سرمایه‌گذاری کند تا یک اختراع جدید به ثبت برساند تازه اگر اختراع او را دیگران به اسم خود ثبت نکنند، چیزی که متأسفانه در مملکت ما خیلی رخ می‌دهد؛ بله اینها الگوی جوان معرفی نمی‌شوند. این کارها زحمت دارد و درآمد زیادی هم ندارد. جوان اگر می‌خواهد پیشرفت کند لازم نیست درس بخواند، لازم نیست بی‌خوابی بکشد، لازم نیست به مغز خود فشار بیاورد، لازم نیست چند سال زحمت بکشد تا ثمر کار خود را ببیند تازه آن هم اگر شرایط جور باشد. جوان می‌بیند اگر دنبال عشق جوانی خودش باشد بی‌سواد هم که باشد اشکالی ندارد. کافی است هنر دنبال توپ دویدن را بلد باشد. بازی می‌کند، کیف جوانیش را می‌برد و بدون زحمت فوق‌العاده به همة امکانات مادی می‌رسد. اگر یک کارمند در ماه دو میلیون تومان و در سال بیست و چهارمیلیون تومان و در سی سال خدمت – با صرف نظر از تورم و افزایش حقوق – حدود هفتصد تا هشتصد میلیون تومان درآمد داشته باشد، یک مهندس مثلا با یک سوم این زمان مثلا در ده سال این درآمد را داشته باشد و یک پزشک مثلا با پنج سال، یک فوتبالیست تنها با یک فصل بازی، تکرار می‌کنم «بازی» – یعنی عشق و حال – همین درآمد را دارد. خب جوان با خود می‌گوید: مگر مغز خر خوردم (از تعبیر عامیانه‌ام عذر می‌خواهم) این همه زحمت بکشم بعد هم معلوم نیست موفق بشوم یا نشوم. میروم هم ورزش می‌کنم و هم به ثروت می‌رسم. این یک طرف مشکل. طرف دیگر کسانی هستند که به رغم این همه وسوسه، یا عقلشان و یا توان جسمیشان و یا علاقه‌شان اجازه نداده است به فوتبال بپردازند و دنبال درس را گرفتند. وقتی می‌بینند با این همه زحمت و تلاش باید بازهم دنبال یک زندگی آبرومند بدوند و تلاش طاقت‌فرسا تحمل کنند، و می‌بینند از طرفی مسئولان اجرایی توان مدیریت استفاده از این تخصص را ندارند و از طرف دیگر با چراغ سبزی که غرب به آنها نشان می‌دهد و وعده یک زندگی راحت را به آنها می‌دهد و امکان پیشرفت بیشتر علمی را برای آنها فراهم می‌سازد، خیلی باید دغدغه میهنشان را داشته باشند که نلغزند و فریب وعده‌های آنها را نخورند و این زحمت‌ها را بر خود هموار کنند. یادم می‌آید قرارداد یکی از فوتبالیستها برای یک فصل بازی یعنی یک سال، دو میلیارد تومان بود. درست است که همه این پول به او نمی‌رسد اما درصد بالایی از آن مال او خواهد بود. فکر کردم اگر این پول را بین چهل نفر انسان با استعداد تحصیل کرده توزیع می‌کردند، هر نفر پنجاه میلیون تومان، ولو به صورت وام بهتر نبود (اگر چه ارزش آن را داشت حتی اگر کمک بلاعوض هم می‌بود مشروط به اینکه آن را در عملی کردن تخصصشان در جامعه مصرف کنند). و آیا دیگر این چهل نفر فرضی با این تسهیلات حاضر بودند بازهم مملکت خود را ترک کنند؟ بنده یک فرض که شاید خیلی‌ها آن را فوق‌العاده بدبینانه بدانند و انجام آن را غیرممکن، مطرح می‌کنم. اگر اساسا فوتبال حرفه‌ای از این مملکت برچیده شود، چه اشکالی پیش می‌آید؟ در نگاه کلان فوتبال هزینه بر است نه سودآور. یعنی بیت المال با واسطه (برای باشگاه‌های نیمه دولتی یا خصوصی) یا بی واسطه (برای باشگاه‌های دولتی) برای آن هزینه می‌شود. باشگاه‌های خصوصی و نیمه دولتی و حتی دولتی مشروط به تأسیس باشگاه‌های ورزشی و اداره آنها، از معافیتهای مالیاتی کلان برخوردار خواهند شد. پس در هر صورت بخش عمده مخارج از بیت المال و بخش کوچکی از جیب مردم تأمین می‌شود. حال اگر همانطور که گفته شد این هزینه در امور علمی و آموزشی مملکت هزینه شود بهتر است و مانع خروج استعدادهای درخشان از مملکت شود یا صرف فوتبال؟ حتی اگر این کار موجب هجوم فوتبالیستها به سمت باشگاه‌های خارجی شود. نگه‌داشتن اینها برای کشور مفیدتر است یا نگه‌داشتن تحصیل‌کردگان و دانشمندان؟ تهدید دیگر این است که جوانانی که به فوتبال حرفه‌ای روی می‌آورند، آنها که از ایمان قوی و سواد کافی و فرهنگ اجتماعی مناسبی برخوردار نیستند، وقتی با این ثروت انبوه روبرو می‌شوند، «بعضاً» مدیریت صحیحی در خرج کردن این ثروت ندارند و با زمینه‌های شهوانی که به اقتضای سن و سالشان دارند، به‌راحتی به فساد و فحشا و انواع و اقسام منکرات دچار می‌شوند که متأسفانه اندکی از اخبار آن در رسانه‌ها درز پیدا می‌کند و صدالبته خیلی خبرها هم مخفی می‌ماند. بروز فساد و فحشا حقیقت تلخی است که در فوتبال ما رخنه کرده است و مسئولان گوش خود را گرفته‌اند تا اخبار آن را نشنوند. و مگر همین فحشا نیست که خبر آن را یکی از جوانان سالم وادی فوتبال در برنامه زنده 90 به گوش همه مردم رساند و مردم را هشدار داد نونهالان خود را به مدارس فوتبال نفرستند اگر می‌خواهند مورد تعرض افراد فاسد قرار نگیرند. ببخشید که خیلی حرف زدم. اما چاره‌ای نداشتم. درد دلی بود که باید مطرح می‌کردم. خیلی تعجب می‌کنم که ورزشی که از اساس با یک طرح استعماری به وجود آمده است – از نظر بعضی کارشناسان توپ نماد کره زمین است که اینها بین خود می‌چرخانند – چطور اینقدر مهم شده است که بجای اینکه عامل نشاط و پویایی جامعه باشد نماد فساد اقتصادی اخلاقی و خشونت و غیبت و تهمت شده است. به قول حضرت استاد طاهرزاده در پاسخ به سؤال 14220 ورزش را بیش از اندازه بزرگ کرده‌اند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. نظام ورزشی ما به‌خصوص فوتبال در مسیری نیست که تابلویی از ارزش‌هایی باشد که انقلاب اسلامی متذکر آن است. ولی عنایت داشته باشید برای عبور از این مشکل کارهای بخشنامه‌ای جواب نمی‌دهد. باید در یک عزمِ ملی و با رویکرد فرهنگی از آن مشکل به مرور عبور کرد زیرا فعلاً نمی‌شود میلِ به این ورزش‌ها را از روح جوانان بیرون کرد. لااقل در حال حاضر نظام رسانه‌ای ما تا این حدّ به چنین موضوعاتی دامن نزند! موفق باشید

13744

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: آيا چنانچه در رابطه با هسر فكر زن ديگري انسان بكند در حكم زنا مي‌باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر اخلاقی نباید این‌کار را کرد، ولی از نظر فقهی حکم زنا را ندارد. موفق باشید

13697
متن پرسش
سلام علیکم: انسان اگر با ذره بین حکمت متعالی به عالم هستی و تمام شونات اش نگاه کند شاید بتواند مصداق انسان عاقل شود. انسان عاقل هرچیز را به نحو کلی نظاره گر است نه به نحو جزئی. دوری از محسوسات دارد و انس با معقولات. از صور و معانی جزئیه رهاست و در کلیات سیر می کند. ابزارش در علوم و فنون عقل است نه قوه ی واهمه و خیال و متصرفه. بلکه اگر این انسان عاقل شود و با عقل فعّال ارتباط برقرار کند مصداق همان شیعه ای می شود که امام اش کالمعقول بین المحسوس است. علی ایّ حال صحبت از این است که باید بتوان عقل را در تمام رگه های علوم رسوخ داد و شأن اصلی علوم را ظهور داد و آن ها را از محدوده ی ماده و صور و محسوسات رها کرد و به آنان از نگاه کلی و تجرید شده و معقول نظر کرد. اگر مطلبی را نظاره گر هستیم به صورت و محسوس آن توجهی نداشته باشیم بلکه بتوان با فنّ تأویل و تفسیر انفسی متون تا جایی به بطون آن دست یافت و آن بطون را به عنوان یک مبنای علمی تببین و مکتوب کند. بعضی از دوستان طلبه در حال پیاده کردن این شیوه در ادبیات عرب هستند و خب برکات زیادی داشته که استنباط هایی از قرآن و حدیث که مبتنی بر ادبیات عرب می باشد با این شیوه روح جدیدی گرفته و مطالب بسیار شریف و لطیفی یافت می شود. بنده چون به تاریخ علاقه داشتم می خواستم این شیوه را در تاریخ پیاده کنم. وقتی ما با مباحث تاریخ روبرو می شویم در واقع با همان عالم ماده روبرو هستیم چون با داستان و صور و محسوسات روبرو هستیم. در مباحث تاریخ که بصورت داستان بیان می شود با تقویت کردن قوای وهمیه و خیاله روبرو ایم و اگر بخواهیم از این تاریخ ادراک عقلانی و تجرید شده ای از زمان و مکان داشته باشیم باید چه بکنیم؟ این ایده اجمالا به ذهن بنده رسیده ولی نمی دانم چگونه باید در این وادی کار کرد آیا شما می توانید کمک کنید یا نوشته و یا کتابی مرتبط معرفی کنید. آیا قبلا کسی این کار را انجام داده است که انسان بتواند مطالب همان شخص را تکمیل کند. نکته: البته تاریخ را بصورت داستان خواندن عیب نیست و شاید هم خیلی کار آمد باشد ولی باز هم باید دانست که هنوز در عالم ماده و صورت هستیم و اگر بتوان تاریخ را تا عالم عقل سیر داد شاید بتوان استفاده ی بهتر از تاریخ اسلام برد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تاریخ هم باید متوجه‌ی حقیقتی شد که در زمان‌ها و ادوار مختلف، چهره‌های خود را به نور اسماء و صفات در حادثه‌ها می‌نمایاند، لذا است که تاریخ، تاریخِ ظهور انوار الهی است و قرآن در بسیاری از موارد متذکر چنین ایّامی است تحت عنوان «ایّامُ اللّه». منتها به عنوان یک بحث عقلی و فلسفی، هگل و از آن دقیق‌تر هایدگر در کتاب «هستی و زمان خود» این کار را کرده است. اگر استاد حاذقی «هستی و زمان» هایدگر را تدریس کند، می‌تواند از اشارات او نکات دقیق قرآنی را تبیین نمایید. زبان تفکر هایدگر زبان خوبی برای تبیین سنن الهی است که قرآن در متن تاریخ متذکر آن شده. موفق باشید

12587

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام علیکم: لطفا جهت عمیق شدن در قرآن، کدام یک از تفاسیر المیزان، موضوعی آیت الله جوادی آملی و یا تسنیم را توصیه می فرمایید؟ تشکر از عنایت شما، التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده توصیه می‌کنم جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» را مطالعه فرمایید، در آن‌جا عرایضی شده. موفق باشید

10776
متن پرسش
سلام بر استاد: به نظر شما بهتر نیست بعد اتمام نماز جماعت بجای اینکه بلافاصله روی برگردانیم و با یکدیگر دست بدهیم و یا پشت بلندگو تکبیر اعلام کنند بجای این نوع اعمال چند دقیقه ای اعمال مخصوصی که بعد از نماز آمده را بدون اینکه با کسی صحبتی بکنیم انجام دهیم و بعد از آن با یکدیگر دست بدهیم و یا تکبیر و..؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت از حضرت صادق«علیه‌السلام» داریم وقتی دو مؤمن همدیگر را ملاقات می‌کنند به همدیگر سلام کنند و مصافحه نمایند - دست بدهند - حال شما بعد از معراجی که در نماز داشتید به سوی مردم برمی‌گردید و به آن‌ها سلام می‌کنید و مصافحه می‌کنید و از حضرت حق می‌خواهید انقلاب اسلامی را با همه‌ی لوازم آن تا ظهور حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» حفظ کند. موفق باشید
10679
متن پرسش
سلام: حضرت استاد همانطورکه واقفید پارادایم سازی نقش محوری در جهت دهی افکار دارد به عنوان مثال افلاطون برای تعریف و تفکر در انسان از تمثیل پرنده و قفس استفاده کرده و سوالاتی را بر اساس آن طرح و پاسخ گفته. و بعد ارسطو این تمثیل را اشتباه و ناقص دانسته و تمثیل انگشتری و طلا را مطرح کرده و... همان طور که مشخص است با تغییر پارادایم ها سوال ها تغییر می کنند و به تبع آن پاسخ ها و تصویر نوینی در هر کدام از دو تمثیل در رابطه به انسان می دهد و به نوعی هر کدام انسان شناسی را بر اساس آن طراحی و جهت دهی می کنند. حال پرسش اینجاست برای این که تمثیلی بیاوریم تا انسان شناسی را بر اساس دیدگاه وجودبینی دنبال کنیم تا رابطه بین حق و خلق و نقش محوری انسان که اشرف خلق می باشد را نشان دهد کدام است؟ در متون دینی و عرفانی و فلسفی تمثیل هایی نظیر خورشید و اشعه و یا آینه و تصویر و یا موج و دریا و... آورده شده است. حال کدام یک از این تمثیلها جامع تر می باشد و باید به چه نحوی تقریر شوند؟ اگر هم منبع مفصلی در این رابطه دارید لطفا معرفی کنید. یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی ما باید تمثیل را به میان آوریم که موضوع در پیش ما نباشد در حالی‌که در مورد انسان، نفس ناطقه در پیش انسان است کافی است به روش حضوری خود انسان را به خود انسان نشان دهیم و در همین رابطه تعلق وجودی او را به خداوند در فطرت او متذکر شویم به همان روشی که قرآن فرمود: «فَإِذا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ ‏»(عنکبوت/65). هنگامى که سوار بر کشتى شوند، خدا را با اخلاص مى‏خوانند. موفق باشید
9945
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت. چطور پیامبر و حضرت امیر علیماالسلام حاکمان و والیان خودشان را انتخاب می کردند، ولی امروز انتخاب رئیس جمهوری و رئیس مجلس را رهبر انتخاب نمی کند؟ سوال من این است که امروز جامعه ما قابلیت آن را هنوز ندارند یا باید سیاست اسلامی همینطور باشد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حاکمیت جامعه باید مردم شرکت داشته باشند. زیرا امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» به مردم می‌فرمایند: ای مردم! حکومت از آنِ شما است به هرکس که می‌خواهید بدهید. لذا یک روز بیعت با حاکم، نظر عمومی لحاظ می‌شده و امروز با انتخابات. در هر صورت باید نظر مردم در صحنه باشد. موفق باشید
9896
متن پرسش
سلام: با عرض خسته نباشید. بنده مناظره ی آیت الله سیدان و آیت الله جوادی را مطالعه کرده با این که از بسیاری از مطالب سر درنمی آوردم ولی از آنجایی که ده نکته و معاد شما را گوش داده ام اصول کلی مطالب را می فهمیدم. استاد من که یک طلبه ساده و معمولی هستم این نکته برایم حاصل شد که آقای سیدان اصلا به حرفهای آقای جوادی گوش نمی دهد و فقط حرف خودش را تکرار می کند!!! و اینکه اصلا موضوع را بکلی قاطی می کرد. و آقای جوادی چند بار نکته ای را تکرار می کردند و ایشان دوباره حرف اول خودش را می زد. استاد روایات و آیاتی که آقای جوادی اشاره می کردند همگی متقن بودند ولی آقای سیدان بی تفاوت از کنار آن می گذشتند!!!! و اگر نگاهی ساده به مناظره بکنیم می فهمیم که شاهد مثال های قرآنی آقای جوادی بسیار بیشتر از آقای سیدان است و آقای جوادی بحث را بی حاشیه و دقیق باز کردند. من از بسیاری از حرفهای سیدان چیزی نفهمیدم جز اصرار بر مادی بودن معاد و اینکه ایشان اصلا درباره معاد تامل نداشته اند و با این که همه ی حرفهای آقای جوادی را تایید می کردند باز مادی بودن را اصرار می کردند. استاد دوست داشتم چند خطی پیرامون مناظره بیان کنید و علت حرفهای آقای سیدان را بیان نمایید و آیا برداشتهای من صحیح بوده است یا نه.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌که آقای مهدی مروارید که مناظره را تنظیم کرده‌اند جانب آقای سیدان را گرفته‌اند در حدّی که آیت اللّه جوادی از این طرز جمع‌آوری مطالب ناراحت شده بودند، بنده با خواندن این کتاب؛ عظمت حکمت آیت‌اللّه جوادی را دیدم که چگونه مثل یک کوه حرف خود را بدون هرگونه اضطرابی می‌زنند و مسئول عدم توجه به آن حرف‌ها را، طرف مقابل می‌کنند و چگونه آقای سیدان با یک نوع سطحی‌نگری حاضر نیستند به عمق آیات و روایات توجه کنند و در آخر آیت‌اللّه جوادی با آوردن روایت معراج نشان دادند چه اندازه سخنان آقای سیدان از معارف بلند اهل‌البیت«علیهم‌السلام» فاصله دارد. موفق باشید
8293

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم مدتها پیش بنده خدایی سوالی مطرح کرد به عنوان تفاو ت قربانی کردن قبل از اسلام و قربانی کردن در بعد از شریعت دین اسلام و اصلا فرقی بین آنها هست یا نه ، بنده در جواب ایشان آیه 86 سوره مریم را جواب دادم و نذر یا قربانی را عهدی بین بنده و خدا معرفی کردم ، ولی ایشان دوباره سوال خود را پرسید و بیان می دارد جوابش را هنوز نگرفته است. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: چون قربانی‌کردن قبل از اسلام مبتنی بر سنت ابراهیم«علیه‌السلام» هنوز باقی‌مانده بود اسلام آن را امضاء کرد و کلیات آن را پذیرفت. منتها آن‌ها برای بت‌ها به عنوان واسطه‌های بین خودشان و خدا قربانی می‌کردند و اسلام بت‌ها را شکست تا قربانی برای خدا باشد. موفق باشید
5233
متن پرسش
سلام خسته نباشید . طاعات و عبادات مقبول . ببخشید به نظر شما چطور می شود ظرفیت پیدا کرد ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان بیشتر متوجه توحید خداوند از یک طرف و معرفت به نفس از طرف دیگر شود، رویکردش جهت قرب الهی و متخلق‌شدن به اخلاق الهی بیشتر می‌شود و این است معنای ایجاد ظرفیت. موفق باشید
نمایش چاپی