بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14490

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام من و خانم و دختر 2-3 ساله ام از ابتداي زندگي مشترك (5 سال) در طبقه پائيني منزل پدرم زندگي مي كنيم. بعد از تولد فرزندم و بعد از اينكه كمي بزرگ شد مشكلاتي بين خانوم و خانواده من به وجود اومد. پدر و مادرم چون اولين نوه شون بدنيا اومد اونهم دختر و اونها فرزند دختر نداشتن روزي دو بار و هر بار يكي دو ساعت (صبح و شب) دخترم رو پيش خودشون ميبرن و باهاش بازي ميكنن و اين امر خوشايند خانومم نيست و فكر ميكنه باعث كم شدن محبت بچه نسبت به اون ميشه و همچنين معتقده تربيت دوگانه بوجود مياد و از اين مسائل ... من هم فعلاً توانايي اجاره جاي مستنقلي رو ندارم ... به نظر استاد بهترین و شایسته ترین برخورد اینجانب در این رابطه با والدین و همسرم چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی همسرتان نباید نگران باشند. با تخم محبتی که پدر بزرگ و مادر بزرگِ کودک در روح او می‌کارند، موجب می‌شود که آن کودک به همه محبت بورزد و تربیت دوگانه در این موارد مصداق ندارد. موفق باشید

13643
متن پرسش
سلام استاد: جواب شما در سوال ۱۳۶۳۵ رو تا حدودی متوجه شدم اما در زمینه نفس در آیه وارد شده (لاتکونوا کالذین نسوا الله....) یعنی اگر خدا را فراموش کنیم خودمان را از یاد بردیم اما در حدیث آمده (من عرف نفسه عرف ربه) یعنی اگر خودمان را فراموش کنیم خدا را فراموش کردیم این اختلاف چگونه قابل حل است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند در آیه‌ی مذکور می‌فرماید: اگر خدا را فراموش کنید خودتان را و موضوعات مهم خود را فراموش می‌کنید و به امور فرعی می‌پردازید، لذا از آن‌هایی نباشید که خدا را فراموش کردند. و روایت مذکور می‌فرماید: حال که نباید خدا را در امور خود فراموش کنید، اگر می‌خواهید ربوبیت ربّ را بشناسید، خود را باید بشناسید. موفق باشید

13446
متن پرسش
سلام استاد گرامی: استاد من الان که به المیزان مراجعه می کنم می بینم هنوز برایم زود است. از طرفی خیلی دوست دارم وارد دریای المیزان بشم برای همین منظور قصد دارم کارهای زیر را انجام بدم تا فهم المیزان برایم راحت تر بشه: 1. مطالعه کتاب از برهان تا عرفان همراه با شرح «ده نکته را خوانده ام» 2. مطالعه کتابهایی از امام از قبیل آداب الصلاه و اربعین حدیث «اندکی از آنها را خوانده ام» 3. مطالعه کتاب اصول فلسفه علامه با شرح شهید مطهری «2مقاله اول را خوانده ام» استاد به نظر شما این کارها میتونه به من کمک کنه؟ چون کار نسبتا زمان بری است به دلگرمی و راهنمایی شما نیاز دارم. بی زحمت اگه پیشنهاد دیگری دارین بفرمائید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نیاز به اصول فلسفه نداشته باشید و آداب الصلواة امام را با شرحی که بنده عرض کرده‌ام، دنبال بفرمایید. اربعین حدیث، مردافکن است، به مراتب از تفسیر المیزان مشکل‌تر می‌باشد. بحث معاد را با شرح بنده دنبال فرمایید و سپس صوت سوره‌های روم، شوری، زمر، عنکبوت را با حوصله دنبال کنید و آرام‌آرام وارد المیزان شوید. موفق باشید

13403

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت. پس کتب شما که بحمدلله هم خودم هم در گروهی که در مسجد تشکیل داده ایم داریم روی آنها کار می کنیم. پس این کتب اگر بخواهید سیر مطالعاتی عرفان بفرمایید چگونه می فرمایید برای من طلبه؟ الان وارد اسفار شده ام روی جلد ۸ و ۹ دارم کار می کنم. اگر تذکری توصیه ای دارید خواهشمندم بفرمایید تا إن شاءالله آن را اجرا کنم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه پس از کار بر روی اسفار، با ورود به مباحث فصوص الحکم که جناب استاد یزدان‌پناه شرح فرموده‌اند، نتیجه‌ی لازم را خواهید گرفت. موفق باشید

12914
متن پرسش
سلام: استاد بنده قبلا در مورد برون فکنی پرسیده بودم که فرمودید اطلاعی ندارید. برون فکنی فعالیتی است که در زمان خواب روحمون از بدنمون جدا می شود و می توانیم در محیط اطراف حرکت کنیم. در سایت ها و کتاب ها روشهای مختلفی از قبیل باز کردن چاکرا و یا قرار گرفتن در حالت خواب و بیداری ذکر شده اما خودم قبلا تجربیات اندکی داشتم (خیلی محدود) وقتی که ذکر می گفتم یا دائم الوضو بودم وقت اذان خود به خود بیدار می شدم یا این که یک بار تا حدی از بدنم بالاتر رفتم. دوست دارم این قضیه را از طریق شرعی و اسلامی دنبال کنم آیا همچین تجربه ای در عرفان اسلامی وجود دارد و آیا دستورالعملی می توانید به بنده معرفی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سلوک عرفانی سالک سعی دارد از خودْ فانی و به حق باقی شود و از این‌جهت نظر به این نوع حالات که شما می‌فرمایید ندارد. نمونه‌ی سلوک عرفانی را در کتاب شریف «منازل السائرین» خواجه عبداللّه انصاری می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید

11282
متن پرسش
چرا شما در جواب سوال 11232 فرمودید: (س: با سلام: اگر کسی دچار شک نسبت به عالم خارج از ذهن شد و این فکر که نکند چیزهایی که می بیند خیال باشد به ذهنش خطور کرد، به خود چه بگوید و چگونه استدلال کند تا از این شک رها شود؟ ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: این فرد باید خود را متوجه این امر کند که دلیلی ندارد خود را گرفتار چنین شک بنماید، در حالی‌که به طور طبیعی متوجه است عالم خارج واقع است و او احساس می‌کند. کسی که آب می‌خورد و سیراب می‌شود هرگز نمی‌گوید نکند من آب نخورده‌ام. بهترین دلیل بر وجود عالم خارج از ذهن همین‌که انسان این پدیده‌های خارجی را احساس می‌کند به همین جهت در سخنان قبلی عرض کردم این یک امر بدیهی است و بنا نیست ما به ادراکات بدیهی خود شک کنیم و یا به شکی که در این مورد پیدا می‌کنیم توجه نماییم. موفق باشید) ولی در جواب سوال 11249 فرمودید: (س: با سلام خدمت شما استاد گرامی: بنده چند وقتی است دچار وسواس فکری شدم و به طوری که افکار مزاحم بدون دلیل مثل تفکرات سوفسطایی ها میاد سراغم و هی آزارم میده که نکنه اینایی که می بینم خیال باشه و ....، هرچه استدلال میارم این افکار دست بردار نیستن و هی آزارم میدن، بعضی وقت ها احساس ناتوانی در مقابل این افکار دارم، لطفا مرا راهنمایی کنید چگونه خودم را از این تفکرات نجات بدهم تا خدای ناکرده با این حالت روحی و تفکرات خسر الدنیا و الاخرت نشم. ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: این چیز بدی نیست و إن‌شاءاللّه شما را از یک شخصیت ساده به شخصیت عمیق دینی تبدیل می‌کند. هنر شما باید این باشد که جواب اشکالاتی که به ذهن‌تان می‌رسد را با تحقیق و تعمق بدهید، نخواهید با جواب‌های ساده و سرسری از شرّ سؤالات‌تان راحت گردید. این سؤالات می‌خواهد شما را به تحقیق و تعمق بکشاند. موفق باشید) این دو چه فرقی با هم دارند که جواب و روش برخورد با موضوع متفاوت است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دوی موضوع قابل توجه است زیرا از یک طرف باید شک در اموری مثل وجود خدا و یا وجود معاد را گذرگاه خوبی دانست زیرا که به انسان تعمق می بخشد، و از طرف دیگر نباید به آن شکی که انسان به امور بدیهی شک می‌کند توجه کرد و بخواهد امور بدیهی که برایش روشن است را از طریق استدلال حل کند زیرا قبل از آن‌که بخواهد موضوع را با استدلال به‌دست آورد در پیش او به روشنی هست، مثل همین‌که بنده می‌یابم جنابعالی سؤال کرده‌اید و این سؤال به‌عنوان یک واقعیت در مقابل من موجود است. موفق باشید
10731

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در چه مواردی دروغ واقعا دروغ است؟ مثلا جایی که نمیتونم از غذاشون بخورم اشکال داره بگم خوردم؟ چون اگه بفمن نمیخوام بخورم ناراحت میشن، یا غذا میدن ببرم خونه، اگه به دروغ بگم غذا تو یخچال دارم این دروغه؟ مثلا نمیخوام شب نشینی طولانی برم هیچ دلیلی ازم نمیپذیرن جز اینکه بگم جای دیگه دعوت دارم، اینها دروغه؟ مرزش تا کجاس. چون من میخوام دروغ ساده هم نگم برام دردسر میشه و ناراحتی ایجاد میشه در واقع بدتر میشه، چه کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید محملی را مدّ نظر داشته باشید که نخواهید صریحاً دروغ بگویید. چرا به جای آن‌که به دروغ بگویید غذاخوردم، نمی‌گویید در حال حاضر مایل نیستم؟ در بقیه‌ی موارد هم باید به همین شکل عمل کنید که گرفتار دروغ صریح نشوید. موفق باشید
8821
متن پرسش
سلام علیکم در مورد این مطلب که خداوند فرموده است هرکس به غیر من امید داشته باشد نا امیدش می کنم. خواستم سوال کنم اگر ما به بعضی عوامل امید داشته باشیم و متوجه باشیم خدا آن را مایه امیدواری ما قرار داده باز هم شامل این حدیث قدسی می شویم؟ مثلا ما به کار و پولمان امید داشته باشیم ولی متوجه باشیم خدا آنها را باعث امیدواری ما قرار داده است. 2. ما بارها متوجه نبودیم که باید به خدا امیدوار باشیم و امید به غیر خدا داشته ایم و بر عکس سوال اول حتی متوجه نبودیم که خدا آن مورد را مایه امیدواری ما قرار داده ست ولی به نتیجه مورد نظر دست یافته ایم علت چیست؟ 3. آیا این قیاس درست است که همانطور که داریم «یا من یعطی من لم یسئله و لم یعرفه ....» اگر کسی هم به غیر خدا امید داشته باشد باز هم خدا از باب کرم ممکن است کار او را حل کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: 1- در هر صورت نباید به کار و پول‌تان ذرّه‌ای امید داشته باشید زیرا ممکن است خداوند بخواهد از طریق دیگری شما را جلو ببرد و لذا اگر کار و پول‌تان را از شما گرفت به مشکلات روحی دچار می‌شوید. 2- علت همه‌ی مشکلات، غفلت از توحید ناب است. 3- همین‌طور است، خدا که کار خودش را می‌کند چرا ما غافل باشیم؟ موفق باشید
6971
متن پرسش
سلام علیکم . استاد بزرگان اهل کرامت با بزرگان اهل توحید در مبانی عملی و نظری چه تفاوتی دارند ؟ میدانم در کتابهای شما هست ولی دقیقا نمیدانم در کدام کتاب است . میشود توضیح کاملی بدهید . با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «جایگاه و مقام واسطه‌ی فیض» در پاورقی مفصلی عرایضی داشته‌ام مبنی بر این‌که اهل توحید تمام ابعاد خود را نفی می‌کنند تا حق ظهور کند، ولی اهل کرامت قوای نفس خود را رشد می‌دهند. به پاورقی کتاب جایگاه و معنى واسطه فیض، ص: 317 و پاورقی ص: 321 رجوع فرمائید. موفق باشید
6708
متن پرسش
سلام علیکم. ببخشید چند سوال متفرقه داشتم. 1-آیا این عالم ماده با این وسعت که دانشمندان عدد کهکشان هایش را بی نهایت شمرده اند می تواند بیهوده خلق شود و ما صرف نظر به آخرت از این عالم غافل شویم و توجهی به ان نداشته باشیم؟ به نظر شما آیا همین عالم نشان از اسرار آفرینش ندارد که خدای متعال ما را با همین عالم محشور می کند(مِنْهَا خَلَقْنَاکُمْ وَفِیهَا نُعِیدُکُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُکُمْ تَارَةً أُخْرَى) 2-اگر حورالعین مجردند و ما که با همین جسمانیت محشور شویم پس آن تلذذ جسمانی را چگونه توجیه می کنند؟ 3-چرا باید چشم باطن بین ما از اول حیات دنیوی بسته باشد و به امید اینکه روزی مجرد از جسم شویم و آن مناظر حقیقی عالم را ببینیم عمریحسرت بکشیم. مگر چه اشکالی داشت که از اول تولد با خدای خود و امام با صورت های حقیقی رابطه برقرار کنیم؟ 4-بنده با مداحی شور در هیئت و حروله حس حضور در محضر امام حسین(ع)به من دست می دهد.آیا این احساس واقعی است یا وهم است؟ 5-خواندم که برای ارتباط با حقیقت هستی ابتدا باید اوهام و خیالات خود را الهی کنیم. مثلا هنگام زیارت امام معصوم(ع) حضرت را آنطور که وصف شده اند تصور کنیم. ولی تا کجا این راه ادامه دارد تا اینکه بتوانیم صدای حضرت را بشنویم. حقیقتا از خیالات نورانی گرچه لذت بخش است اما خسته شده ام. 6-اصلا درک صداها و بوها و صحنه های حقیقی عالم با همین اندام های جسمانی صورت می گیرد؟ 7-آیا واقعا به ظهور امام زمان (عج) نزدیک شده ایم. بیانات بزرگان در این رابطه را چطور تفسیر می کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این عالم خلق شده تا بستری باشد برای تعالی انسان در دنیا و روبه‌روشدن با تعالی کسب‌شده در ابدیت 2- حورالعین وجودشان مثالی است و از این لحاظ دارای وجود شدیدتری هستند و با جسمانیتی کامل‌تر که نقص جسمانیت ماده را ندارند در آن عالم حضور دارند3- انسان باید برای به‌دست‌آوردن کمالات، خودش زحمت بکشد 4- نمی‌دانم چون چنین تجربه‌ای نداشتم. باید روح عبودیت را در ما بیفزاید 5- زیارت جامعه‌ی کبیره معرفت درستی در مورد جایگاه امامان معصوم«علیهم‌السلام» به ما می‌دهد 6- خیر 7- نمی‌دانم. موفق باشید
5964
متن پرسش
سلام علیکم. جناب استاد: بنده در حال حاضر در مقطع ارشد فلسفه تحصیل می کنم و تا حدودی با مباحث معرفت نفس و غرب شناسی آشناییت دارم . قصد دارم تا موضوع پایان نامه ام را مرتبط با همین مسایل انتخاب کنم .مسله ی ای که ذهن مرا درگیر خود کرده این است که آیا می توان بر اساس حکمت صدرا یک نظام آموزشی داشت؟ ساختار نظام آموزشی امروز چه نسبتی با وهم دارد؟ شما فرمودید انسان مدرن در توهم چیزیست که نیست اما مثلا کامپیوتر وقتی ساخته میشود که دیگر در خارج موجود است؟آیا نظام آموزشی مدرن تفکر عمیق را از انسان میگیرد؟(با توجه به صوت شما در شرح کتاب مدرنیته و توهم)چگونه؟تفکر عمیق مورد نظر حکمت صدرا چگونه است؟ در کل این موضوع برای پایان نامه مورد تصدیق شما هست؟(نظام آموزشی از منظر حکمت صدرا) با تشکر فراوان از حضرتعالی.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: برای پایان‌نامه موضوع خوبی است. در معنای سوبژه‌کردن همه‌چیز توسط غرب و تَوهمی زندگی‌کردن، در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌‌تعالی‌علیه‌« عرایضی داشته‌ام. در جزوه‌ی « علوم انسانی عبوراز مدرنیته ونظر به اسما الله. » نیز دلایلی در رابطه با این‌که چرا نظام آموزش باید با نظر به اسماء الهی شکل بگیرد، مباحثی شده که به کار شما می‌آید. موفق باشید
4200
متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . .نمیدانیم این مطلبی را که به خدمتتان عرض میکنیم شما هم بدان رسیده اید یا خیر. . .اما پیگیری که از صحبت های بزرگان داریم،مشاهده میکنیم که کمتر دعوت به عمل می آید از بچه های بسیجی در امر ورود به اقتصاد انقلاب اسلامی،امری که واقعا اگر بچه های ولایی در این مسئله قدم بگذارند،قطعا گام بلندی به سوی حماسه اقتصادی برخواهیم داشت. . . مواردی که ما مشاهده میکنیم که تا یک بچه ولایی در امر اقتصاد قدم میگذارد و دقیقا بر اساس نرخ تصویبی خودش و حلال و حرامش قدم برمیدارد و چقدر برکت برای خودش و بقیه می آورد. . .امری که اگر ولایی ها دعوت به همکاری شوند واقعا ورود و حضور این نیرو چه بسا مارا به سمت ابر قدرت اقتصادی هم پیش ببرد. . .اما یک نیروی ولایی از مهم شدن و ثروت مند شدن میترسد و اینکه ما به انها این مطلب را رسانده ایم که پول بد است،حال آنکه قدم برداشتن در ذیل انقلاب اسلامی و تلاش برای اقتصاد بسیار عالی که ذیل فرمایش رهبری هست بسیار لازم است،اما چه کنیم که بزرگان و مراجع دعوت به همکاری از جوانان ولایی نمیکنن. . . ما هم که دستمان به جایی بند نیست. . .خلاصه استاد احساس فقر شدید ولایی ها در امر اقتصادی میکنیم و البته این دولت کار بزرگی کرد که الان مشاهده میکنیم در این امر افراد خوبی قدم گذاشتند چه اینکه اگر یک ولایی با آن ویژگی هایی از جمله کار مفید بالا،احترام متقابل به ارباب رجوع،راهنمایی به بهترین نحو و اصلا همان سبک زندگی اسلامی و... به عرصه قدم بگذارد چه ها که نمیشود.. . .لطفا این مطلب را مد نظر شریفتان هم قرار دهید و در این امر هم احساس وظیفه ای بکنید. . . این حقیر را ببخشید که به خودش اجازه توصیه به استادش را داد. . . موفق باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف بسیار درستی است و به گفته‌ی آیت‌اللّه‌جوادی«حفظه‌اللّه» کشوراسلامی باید ثروتمند باشد و با تولید این کار عملی است، هرچند افراد باید قناعت پیشه کنند. موفق باشید
1132

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام و احترام خدمت استاد موضوع پایان نامه جن وشیطان از دیدگاه قرآن،انجیل وتورات است ممکن است منابعی در این زمینه به ویژه در باب انجیل وتورات معرفی کنید
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی در مورد انجیل و تورات چیزی نمی‌دانم. موفق باشید
19828
متن پرسش
من تا حالا چند بار تلاش کردم ولی نتونستم خود ارضایی را ترک کنم چه راهکاری برام دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاّ: سعی کنید خودتان با دست خودتان مسیر گرفتاریِ خودتان را فراهم نکنید و آن نگاه‌کردن به جنس مخالف است، حتی به صورت او نباید نگاه کرد چه رسد بخواهید به آن عکس‌های مستهجن نگاه کنید و صورت‌های قدرتمندی را به جان خود بیندازید که مجبور شوید با خودارضایی فشار آن صُوَر را بر خود کم کنید. ثانیاً: اگر جلو خود را گرفتید و به آن عکس‌ها و فیلم‌ها نگاه نکردید، بعد از مدتی آن‌چنان قدرتِ صورت‌های ذهنی آن‌ها در تحریک شما کم می‌شود که تصورش را هم نمی‌کردید که چنین عفتی در شما هست، در آن حد که گویا اصلاً زنی در عالم وجود ندارد که شما طالب ارتباط با او باشید. در این سن به این «عفت» فکر کنید که سخت به آن نیاز دارید. حتماً در جریان صحبتی که با علامه محمدتقی جعفری«رحمة‌اللّه‌علیه» شده، هستید که  از ایشان می پرسند چی شد كه به این كمالات رسیدید؟!

ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میكنن و اظهار می كنند كه هر چه دارند از كراماتی ست كه بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده: ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم. خیلی مقید بودیم که در جشن ها و ایام سرور، مجالس جشن بگیریم و ایام سوگواری را هم، سوگواری می‌گرفتیم. یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می‌خواندیم و یک شربتی می‌خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می‌دادیم. یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی، که نجف آبادی بود، معدن ذوق بود. او که می‌آمد مَنْ بِه اَلکفایه، قطعا به‌وجود می‌آمد جلسه دست او قرار می‌گرفت.

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (10 الی 21 مرداد) که ما خرماپزان می‌گوییم. نجف با 25 و یا 35 درجه خیلی گرم می‌شد. آن سال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه‌هایی بوجود آمده بود که عرب‌های بومی را اذیت می‌کرد ما ایرانی‌ها هم اصلا خواب و استراحت نداشتیم. آن‌سال آنقدر گرما زیاد بود که اصلا قابل تحمل نبود. نکته‌ی سوم این‌که حجره‌ی من رو به شرق بود. تقریبا هم مخروبه بود. من فروردین را در آن‌جا به‌طور طبیعی مطالعه می‌کردم و می‌خوابیدم. اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود. گرما واقعا کشنده بود، وقتی می‌خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که با دست نان را از داخل تنور بر می دارم، در اقل وقت و سریع.

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع، در بغداد و بصره و نجف، گرما تلفات هم گرفته بود، ما بعد از شب نشستیم، شربت هم درست شد، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که کتابی هم نوشته به نام «شناسنامه‌ی خر» آمد. مدیر مدرسه‌مان، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود، به آقا شیخ علی گفت: آقا شب نمی‌گذره، حرفی داری بگو، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد. عکس یک دختر بود که زیرش نوشته بود «اجمل بنات عصرها» زیباترین دختر روزگار. گفت : آقایان من درباره‌ی این عکس از شما سوالی می‌کنم؛ اگر شما را مخیر کنند بین این‌که با این دختر به طور مشروع و قانونی ازدواج کنید - از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد -  و هزار سال هم زندگی کنید. با کمال خوشرویی و بدون غصه، یا این‌که جمال علی (علیه السلام) را مستحباً زیارت و ملاقات کنید. کدام را انتخاب می‌کنید؟ سوال خیلی حساب شده بود. طرف دختر حلال بود و زیارت علی (علیه السلام) هم مستحبی.

گفت آقایان واقعیت را بگویید. جا نماز آب نکشید، عجله نکنید، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت: سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی‌ها؟

معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا «مدیر مدرسه» این‌طور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می‌افتاد. نفر سوم گفت: آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (علیه السلام) معروف است که فرموده‌اند: «یا حارث حمدانی من یمت یرنی» ای حارث حمدانی هر کس بمیرد مرا ملاقات می کند. پس ما إن‌شاالله در موقعش جمال علی (علیه السلام) را ملاقات می‌کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعاً سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت: آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت: بلی گفت: والله چه عرض کنم. (باز هم خنده‌ی حضار) نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم: من یک لحظه دیدار علی (علیه السلام) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی‌دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت چنین حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره‌ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه‌ای که شیعه و سنی درباره امام علی (علیه السلام) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت: این آقا خود علی (علیه السلام) است. من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده بود دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت: آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی‌خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون به هم می‌خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل (مدیر) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت: آقا دیگر از این شوخی‌ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است. امید است که این نوع عفت‌ها و تقواها به جامعه‌ی ما برگردد تا جامعه‌ی اسلامی رهِ صدساله را یک‌شبه طی کند. موفق باشید.

17404
متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته: استاد بزرگوار، در برخی متون دینی در خصوص اینکه حضرت زهرای مرضیه علیها السلام به امام علی علیه السلام فرمودند: ابوالحسن چرا مانند جنین در خود جمع شده ای... حال آنکه نانخورش فرزندانم را می برند و.... که حضرتعالی فرمودید اینها سند ندارد و شبیه نثر مسجع است و حضرت زهرا با همسرشان اینگونه و با این نثر حرف نمی زدند و ... حال دو پرسش برایم مطرح است: 1. بنده در امالی شیخ صدوق مطلب را دیدم با این مضمون که: امام علی علیه سلام باغی را می فروشند و تمام وجه آن را به فردی نیازمند که مشغول دعا کردن بود و به فقرا می بخشند وقتی مراجعت می کنند حضرت زهرا علیها السلام معترض می شوند که من و پسرانت گرسنه ایم و همه باغ را چرا بخشیدی و ... و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می رسند و می فرمایند علی را رها کن و... استاد جان خودتان قضاوت بفرمایید در این صحنه حضرت زهرا (س) مانند یک خانم کاملا معمولی برخورد کردن!! آیا این روایات هم بی سند است؟ پس چرا شیخ صدوق ذکر کرده؟ 2. استاد ممکن است در طول تاریخ سعی شده باشد روایاتی با این مضامین که اولا حضرت زهرا (س) و امام علی (ع) اختلاف نظر داشته اند و ثانیا حضرت زهرا (س) دایم جوش خود و فرزندانشان را می زده اند که نکند نداشته باشیم بخوریم و .... جعل شده باشد با هدف اینکه موضوع فدک و ولایت و ... یک امر سبک و در این حد قلمداد شود؟ اگر آری، آیا چنین مغز متفکر و منحرفی در آن زمان بوده که چنین جریان انحرافی را راهبری می کرده؟ 3. استاد چرا اهل سنت طبق روایاتشات امام علی را العیاذبالله فردی بدخلق در منزل معرفی می کنند که دایم با دختر مکرم پیامبر سر ناسازگاری داشته؟ 4. استاد جان، نهج البلاغه ننثر مسجع و شیواست حتی در مکالمات دو نفره حضرت امیر، ولی ما قبولش داریم پس چرا جملات منتسب به حضرت زهرا (س) را به علت اینکه نثرآنگین است و با این گفته که حضرت زهرا (س) در منزل با امام علی (ع) اینگونه حرف نمی زده با این نثر، را رد می کنیم؟سپاسگزارم. سعه صدرتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نمی‌دانم. شاید حضرت زهرا«سلام‌اللّه‌علیها» به وسعتِ بخشش علی«علیه‌السلام» در حالی که خانواده در تنگنا بوده‌اند، نظر داشته‌اند و مسلّم این نوع تذکرات، حضرت را از مقام عصمت نازل نمی‌کند. 2و 3- مسلّم در طول تاریخ سعی فراوان شده است که شخصیت امیرالمؤمنین و امام حسن«علیهماالسلام» را که مقابل مستقیم معاویه بوده‌اند، به شدت تحریف نمایند تا آن‌جایی که مطرح می‌کنند امام حسن«علیه‌السلام» 300 همسر داشته‌اند. در حالی‌که در یک تحقیق کامل که یک استاد اهل سنت انجام داده است، در طول زندگانی حضرت تعداد همسران ایشان در آن شرایط تاریخی،  از 13 نفر بیشتر نبوده‌اند. و این نه به معنای آن است که در یک زمان 13 همسر داشته باشند. آری! وظیفه‌ی ما است که تلاش کنیم با نگاه اجتهادی، متونِ خود را که مسلّم با حدیث‌سازیِ اُمویان و یهود – مثل اتحادی که امروز بین آل سعود و صهیونیسم پیش آمده است - آلوده شده است، پاک گردانیم. 4- ملاحظه فرمایید که سخن‌گفتن زن و شوهر با سخن‌گفتن با افرادی که باید موضوعاتِ معرفتی را با آن‌ها در میان گذارند و در نهج‌البلاغه مطرح شده است، متفاوت باید باشد. موفق باشید

16997
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد آن کسانی که در مسیر عرفان قدم می زنند ادعای دیدار مکرر حضرت ولی عصر (عج) را می کنند البته در محافل بسیار خصوصی، بسیار در رعایت دین مقیدند اهل کشف و شهود و.... هستند و به نظر می رسد واقعا این طور است و اهل دکان باز کردن نیستند ولی کاری به مسائل سیاسی و انقلاب ندارند، تا چه حد مسیرشان درست و قابل اطمینانند؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» را گم کرده‌اند و با خیالات خود زندگی می‌کنند، فردا هم که حضرت تشریف بیاورند این‌ها مشغول امام زمانی هستند که رؤیت کرده‌اند. موفق باشید

12938

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با توجه به بحث «مصباح الهدایه» برای ایجاد ظرفیت در خود برای درک حضوری مباحث عرفانی چه کارهایی باید بکنیم و شخصی همچون میرزا جهانگیر خان قشقایی برای بهره بردن از اسفار(یا هر کتاب عرفانی) چه کاری را باید انجام دهد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معارف اولیه و رعایت دستورات شرع و تعمق در آن‌چه می‌دانید، شما را جهت شوق لازم آماده می‌کند. موفق باشید

11416
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز شما فرمودید که بعد از مبحث برهان صدیقین و حرکت جوهری مباحث معاد را دنبال کنیم این در حالی است که طبق سیر مطالعاتی موجود روی سایت می بایست مباحث قرآنی و نهج البلاغه و سپس توحید را دنبال کرد. لطفا بفرمایید آیا سیر مطالعاتی قرار داده شده روی سایت درست است یا که خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوعات معرفتی ابتدا بحث «ده نکته از معرفت نفس» و «آشتی با خدا» و سپس «برهان صدیقین» و بعداً معاد باشد و در کنار آن مباحث قرآنی و روایی مثل نهج‌البلاغه و «ای اباذر»، و با توجه به این قاعده اگر همان سیر مطالعاتی روی سایت را هم دنبال بفرمایید به همان نتیجه‌ای که باید برسید می‌رسید إن‌شاءاللّه. موفق باشید    

10510
متن پرسش
سلام: در جلسه دوشنبه گفتید برای شخص با تقوا کار یک نوع سلوک است. ۱- لطفا بیشتر توضیح دهید که هدف کار کردن رو چگونه در خود اصلاح کنیم بگونه ای که در سلوک موثر باشد؟ ۲- اگر در محل کار بعضا بیش از حدی که معصومین فرمودند از ما انتظار کار کردن داشته باشند مثلا ۱۲ الی ۱۶ ساعت در این جور مواقع نیت ما چگونه باید باشد اگر به آنها بله بگوییم نشان دهنده این است که ما رزق رو دست آنها می بینیم و تن به کار بیش از حد داده ایم. (یقینمان هنوز آن قدر کامل نشده که جرات نه گفتن داشته باشیم) اگر جواب نه به آنها بدهیم که مثلا مساوی است با از دست دادن کار (البته می دانم که اشکال در کمی تقوا ست) بنده فکر می کنم با شرایط موجود فعلا طبق مسیری که موجود هست پیش برویم و به صورت جدی سعی در حفظ تقوا و ورع داشته باشیم تا به لطف خدا به مرحله ای برسیم که جز الله نبینیم و اگر کسی خواسته بیجا داشت با قاطعیت جرات نه گفتن را داشته باشیم. آیا این فکر بنده درست است؟ لطفا توضیح بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی با کار خود یک نیاز جامعه را جواب می‌دهید و انگیزه‌ی شما بیش از آن‌که پول باشد خدمت است آن کار سلوک الی اللّه خواهد بود 2- بالاخره خداوند فعلاً این کار را برای شما مقدّر کرده و چون ترک آن یک نوع بیکاری است آن را به فال نیک بگیرید. موفق باشید
10365
متن پرسش
با سلام: سوالم در خصوص رویکرد خلیفه دوم نسبت به معاویه است و این که چگونه زمینه سازی فراهم شد تا خاندانی که دشمن درجه یک اسلام بودند در نهایت تعجب خلیفه مسلمانان شدند. روایات زیادی در مورد مذمت آل ابوسفیان داریم و این که حکومت بر آنها حرام است و این که اگر معاویه را در بالای منبر دیدید او را بکشید. اما با این حال خلیفه اول پس از فتح شام یزید بن ابوسفیان که مورد لعن پیامبر بود را حاکم اونجا کرد و خلیفه دوم معاویه رو بعد از مرگ برادرش حاکم کرد. رسول جعفریان تو کتاب تاریخ سیاسی اسلام می نویسد خلیفه دوم با این که نسبت به کارگزارانش سخت گیری زیادی داشت اما در خصوص معاویه این گونه نبود و به نظر من همین باعث شد معاویه در شام قدرت پیدا کنه و بعدا ادعای خلافت بکنه و اون فجایای بعدی که بنی امیه مرتکب شدند رقم بخورد. لطفا در خصوص هدف خلیفه دوم از این کار (گذاشتن معاویه به عنوان حاکم شام و بازخواست نکردنش) توضیح بدید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از همان ابتدا جریان سقیفه برای ادامه‌ی خود چون پایگاه مردمی نداشت و یک جریان حزبی بود، مجبور بود به امویان به سرکردگی ابوسفیان باج بدهد و لذا نمی‌توانست نسبت به معاویه سخت‌گیری کند و این در مورد هر جریان غیر مردمی در همه‌ی تاریخ صادق است. داستان باج‌دهیِ جریان سقیفه به امویان را در لابه‌لای تاریخ دنبال کنید. موفق باشید
9601

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: 1. آیت الله مصباح فرمودند: «ثواب حرکت پیاده به سمت مرقد امام را مساوی ثواب پیاده روی بسوی بارگاه نورانی امام حسین علیه السلام میدانیم» به نظر شما این حرف درست است؟ لطفا توضیح بفرمایید. 2. شما می فرمایید پشت هر تکنیکی فرهنگ خاص خوابیده است، آیا این عمومیت دارد چون برای مثال ما چگونه بگوییم پشت تکنولوژی میکروفون یا دوش حمام فرهنگی خوابیده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چرا چنین نباشد؟ بستگی به نیّت شخص دارد که با چه نیتی این کار را انجام دهد. اگر متوجه شود از این طریق حضرت امام را تجلیل و تعظیم کرده و موجب تبلیغ اسلام شده، به نتیجه‌ی مورد نظر می‌رسد 2- این را باید در کتاب «گزینش تکنولوژی» دنبال کنید. بحث از روحی است که این تکنیک را در نسبتی که با طبیعت برقرار می‌کند ایجادکرده. موفق باشید
9345
متن پرسش
بسم االه الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: اگر قرآن در ماه رجب شب مبعث تدریجا شروع به نزول کرد پس آن نزول دفعی کی بوده است؟ آیا قبل از بعثت حضرت رسول صلی الله علیه و آله بوده است؟ با کمال تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نزول دفعی قرآن به قلب مبارک پیامبر علی‌القاعده باید قبل از بعثت آن حضرت نه یک بار که چندین بار تجلی کرده باشد، حال چه در شب‌های قدر و چه در غیر شب‌های قدر. در آن صورت است که رسول خدا«صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» جای‌جای تک‌تک آیات را به شکل حضوری در حقیقت نوریِ قرآن می‌شناسند. موفق باشید
8908

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام. شما طنز «دکتر سلام » رو که مال خبرگزاری دانشجوست را می بینید؟ نقدهاش اثر گذاره و به نظر کار هنری خوبی از جبهه ی انقلاب اسلامیه. نظر شما چیه؟ آیا این نوع نقد که با طنز درآمیخته از نظر اخلاقی مورد تاییده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: بنده قبلاً نیز عرض کردم کار سالم و مفیدی است. موفق باشید
8619

عین ثابتهبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز من بعد از کمی تفکر و تحقیق در مورد ارتباط بین عین ثابته هر کس با اختیارش، به نتیجه زیر رسیدم. لطفا اگر این نتیجه گیری درست است ان را تکمیل کنید و اگر غلط است تصحیح کنید. عین ثابته هر کس، سیر هر کس است از پایین ترین مرتبه تا بالا ترین مرتبه وجودی خودش. حال هر کس با همتی که از خود نشان میدهد میتواند خود را در این سیر بالا و پایین کند. با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: از این جهت حرف درستی است. زیرا اختیار ذاتی انسان است. موفق باشید
7188
متن پرسش
سلام علیکم استاد . خسته نباشید در آیات شریفه قرآن آمده است و نفخت فیه من روحی . این آیه را استاد شجاعی در جلد اول مقالات به زیبایی روشن میکنند که روح همان ملک مقرب است که اسما ی الهی به صورت کامل و جامع در او جلوه کرده و وجود بقیه هم از همان روح است . پس روح صادر اول است . اما شرح زیارات جامعه را گوش میدادم فرمودید امام صادر اول است .من دچار دوگانگی شدم . ما از روح (ملک مقرب) هستیم یا از امام ؟ از لحاظ مرتبه ی وجودی کدام یک شدید تر هستند ؟ روح شدید تر است یا امام ؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت روح که همه‌ی ملائکه حتی از آن صادر شده‌اند، با حقیقت محمدی«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» که «اَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَّه‏ » است منطبق است. با دو اعتبار به آن حقیقت روح یا حقیقت محمدی«صلواة‌اللّه‌علیه‌واله» گفته می‌شود. موفق باشید
نمایش چاپی