بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11457
متن پرسش
سلام علیکم: بنده چندین سال پیش مسیر زندگیم را با اطمینان و شوق انتخاب کرده و وارد حوزه شدم در همان چند ماه ابتدایی طلبگی به دلیل یکسری مشکلات که حلش از عهده خودم خارج بود و فکرم را کامل به خود مشغول کرده بود، مجبور به ترک حوزه شدم که مبادا از امکانات حوزه بدون درس خواندن استفاده کنم و جای کس دیگری را که بهتر از من است بگیرم، و همش از خودم می پرسیدم چرا من در این موقعیت ناب باید دچار این مشکل شوم که البته الان می فهمم این چرا گفتن از حیله های شیطان بوده و باعث بی صبری و زمین خوردنم شده، همیشه در حسرت آن موقعیت از دست رفته هستم، و سالهاست که پشیمانم که چرا حوزه را آن هم از همان ابتدا ترک کردم، الان به این نتیجه رسیده ام که آن مشکلات طاقت فرسا امتحان الهی بوده که شاید اگر طاقت می آوردم و عجولانه حوزه را ترک نمی کردم قطعا مورد عنایت خداوند قرار می گرفتم و خداوند مشکلاتم را با ید قدرت و حکمتش حل می نمود، بعد از آن بنده از طریق دانشگاه در یک رشته فنی مسیر زندگیم را ادامه دادم اما حسرت حوزه همیشه در دلم هست و حس می کنم حوزه را کم دارم، نمی دانم چرا بعد از آن هر موقع می خواهم به سمت حوزه و علوم دینی حرکت کنم یکسری مشکلات فکری برایم پیش می آید که دست و پایم را می بندد، که البته این هم فهمیده ام که از ترفند های شیطان است چون خودم رفتاری کرده ام که شیطان فهمیده که با ایجاد آن مشکلات فکری و یکسری القائات می تواند مرا از پیگیری علوم دینی و حوزه دور کند. استاد گرامی از شما می خواهم به بنده کمک کنید و بنده را راهنمایی کنید تا بنده بتوانم از شر شیطان و این القائات خلاص شده و بتوانم وارد حوزه و تحصیل علوم دینی شوم که یقین دارم بهترین و شاید تنها راه رستگاری لااقل برای بنده ورود به حوزه و تحصیل علوم دینی است، می دانم اگر نتوانم از طریق حوزه تحصیل علوم دینی کنم حسرتش تا آخر عمر در دلم خواهد ماند، لطفا بنده را راهنمایی کنید و بگویید برای حل این مشکل چه کنم؟ لطفا بنده را خیلی دعا کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگو هستم. همان‌‌طور که به رفقایی که در موقعیت شما هستند عرض کرده‌ام اگر علاقه و استعداد درس حوزه در شما هست و رویهم‌رفته خانواده هم همراهی می‌کنند به خدا توکل کنید و نگران سایر مشکلاتی که در جلو شما سبز می‌شوند نباشید. موفق باشید

11359
متن پرسش
سلام علیکم: آیا زمانی می آید که انسان از حالت قبض رها شود و در بسط باشد؟ آیا راهی هست که کمک شود تا از حالت قبض بیرون بیاییم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً پس از مدتی بسط به سراغ‌تان می‌آید. راه‌کار در راضی‌شدن به رضایت الهی است تا خطاب آیه‌ی «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعی‏ إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً» شامل شما نیز بشود. إن‌شاءاللّه. موفق باشید  

9576
متن پرسش
درمان بدبینی: با عرض سلام و ادب خدمت شما استاد گرامی. دختری 16 ساله می شناسم که مدتی است نسبت به کارهای مردم به خصوص مومنین دچار بدبینی است البته شاید اشکال متوجه طرز برخورد قشر مذهبی جامعه ما هم باشد، نمیدانم. استاد شما برای درمان بدبینی و سوظن چه راهی توصیه می کنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اخیراً در جلسه‌ی 46 شرح دعای «مکارم الأخلاق» عرایضی داشته‌ام، إن‌شاءاللّه در این مورد مفید خواهد بود. إن‌شاءاللّه در قسمت جلسات فایل های صوتی روی سایت قرار می‌گیرد. موفق باشید
9035

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام با عرض خسته نباشید خدمت استاد عزیز: بنده میخواستم تحقیقی در مورد عهد الهی با محوریت آیه ابتلا با در نظر گرفتن اندیشه علامه طباطبایی (رحمه علیه) انجام بدم. میخواستم ببینم به غیر تفسیر، علامه این بحث را در جایی دیگری انجام داده یاخیر؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده اطلاع ندارم. آیت‌اللّه جوادی در تفسیر آیه‌ی 173 سوره‌ی اعراف بحث مفصلی در رابطه با عهد الست کرده‌اند. موفق باشید
8669

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. استاد بحث خداوند وجود اشیاء را می‌دهد و نه خاصیت آن‌ها را. اگر بخواهیم این مبحث را کمی مفصل تر بخوانیم در اسفار با موضوع و یا سرفصل خاصی ذکر شده است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: الآن حضور ذهن ندارم ولی همین که متوجه باشید وجود دارای مراتب است و هر مرتبه‌ای آثار خود را دارد به نظرم مشکلی نمی‌ماند. بد نیست سری به عدل الهی شهید مطهری بزنید. موفق باشید
8089

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد سلام خداقوت. در بین اقوام کسانی هستندکه پیرو فرقه درویشی نعمت الهی هستند. و گاهی در مجامعی که تعدادشان بیشتر میشود و هم فکر دارند شروع میکنند به بدگویی از نظام، انقلاب و امام خامنه ای و ... میدانم که جواب دادن و بحث با ایشان سودی ندارد چون با سند و دلیل حرف نمیزنندو صرفا شایعات بین خودشان را نقل میکنند. البته چنانچه از اعتقادات دینی حرف بزنند بهتر میتوان پاسخ آنها را گفت ولی عموما از اعتقادات حرفی نمیزنند. با این وصف تکلیف بنده چیست (که معمولا در اینجور جمعها تنها هستم) ممنون از شما
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر زمینه‌ای برای اظهار نظر نیست تکلیفی ندارید. همین‌که بی‌محلی می‌کنید و می‌نمایانید که حرف‌هایشان را نپذیرفته‌اید کار خوبی است.
7772
متن پرسش
سلام ....اگر ابن سینا وملاصدرا و....در زمان جنگهای تحمیلی عراق به ایران بودند برای جنگ می رفتند یا خیر؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این دو بزرگوار هر دو شیعیان سلحشوری هستند که اگر در صحنه‌ی مبارزه با کفر قرار گیرند از سرداران آن جبهه خواهند بود. مگر نقش آیت اللّه جوادی«حفظه‌اللّه» و سایر علماء را در جنگ فراموش کرده‌اید؟ موفق باشید
5366

روش قرآنبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. خسته نباشید. خدا قوت. استاد جان، چرا اینقدر در قرآن بعضی مطالب تکرار شده است؟مثلا مدام خداوند در سوره های مختلف و پشت سر هم قضیه حضرت موسی و حضرت ابراهیم و قوم لوط و ثمود را تکرار می کند.چرا؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر جایی از زاویه‌ای و با نظر به سنتی خاص حادثه را مطرح می‌کند. اگر دقت کنید حیران می‌شوید از این‌که چگونه با طرح حادثه به صورت مختصر نتایجی این‌چنین عمیق را ارائه می‌دهد. موفق باشید
5166
متن پرسش
1.سلام.جناب استاد من طلبه هستم دریکی ازحوزه های تهران.یک سلسه مباحثی به نام مبانی طلبگی درحوزه ما دنبال می شود که مباحث گوناگونی در آن مطرح می شود.ولی موضوعی که خیلی مرا مشغول کرد وهنوز هم به آن معتقد نیستم ازاین قرار است که مسئول مدرسه ما که انسان محترمی است درباره ی این که درباره موضوعات دین چه کسانی باید داخل شونداین طوری نظرمیدادند که ابتدا باید اجتهاد فقهی-اصولی داشته باشیم وبعد به علوم اسلامی وارد شویم وهرکسی که در این زمینه مجتهد نیست حق ندارد که اظهار نظری درباره دین کند ومطمئنا سبب انحراف می شود.این خلاصه نظر ومبنای ایشان می باشد. 1.ابتدا سوال من این است که آیا می شود تمامی علوم اسلامی را زیر فقه مصطلح تعریف کرد ودید؟وآیا این ظلم به دیگر علوم نیست وارزش گذاری کردن تعالیم اسلام نمی باشد؟ 2.اصلا فقه واصول در دیگر علوم نظیر فلسفه یا عرفان یا تفسیر چه کارکردی دارد؟واگر دارد نسبت اینها چه قدر می باشدومقدار لزوم چه قدراست؟واصلا چرا نمی گوییم که لازمه ی ورود به فقه واصول مثلا داشتن اجتهاد فلسفی باشد؟ 3.آیا این خود ایجاد اصطکاک وسستی در یک جامعه دینی نیست که فقط بگوییم یک عده خاص می توانند راجع به دین اظهار نظر کنند؟البته اینها دلیل می آورند که چگونه که یک شخصی که پزشک نیست طبابت کند ازهزار جا مواخذه می شود چرا درباره دین هرکس به خود اجازه می دهد اظهارنظر کند؟ 4.نظر امام خمینی (ره)ورهبر انقلاب در این باره چیست؟
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم که « إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آیَةٌ مُحْکَمَةٌ أَوْ فَرِیضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلَاهُنَّ هُوَ فَضْل‏ .حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» می‌فرمایند: « بدان که انسان به طور اجمال و کلى داراى سه نشئه و صاحب سه مقام و عالم است: اوّل، نشئه آخرت و عالم غیب و مقام روحانیت و عقل. دوم، نشئه برزخ و عالم متوسط بین العالمین و مقام خیال. سوم، نشئه دنیا و مقام ملک و عالم شهادت. و از براى هر یک از این [ها] کمال خاصى و تربیت مخصوصى است و عملى است مناسب با نشئه و مقام خود، و انبیاء، علیهم السلام، متکفل دستور آن اعمال هستند. پس کلیه علوم نافعه منقسم شود به این سه علم، یعنى، علمى که راجع است به کمالات عقلیه و وظایف روحیه، و علمى که راجع به اعمال قلبیه و وظایف آن است، و علمى که راجع به اعمال قالبیه و وظایف نشئه ظاهره نفس است.اما علومى که تقویت و تربیت عالم و روحانیت و عقل مجرد را کند، علم به ذات مقدس حق و معرفت اوصاف جمال و جلال، و علم به عوالم غیبیه تجردیه، از قبیل ملائکه و اصناف آن، از اعلى مراتب جبروت اعلى و ملکوت اعلى تا اخیره ملکوت اسفل و ملائکه ارضیه و جنود حق جلّ و علا، و علم به انبیا و اولیا و مقامات و مدارج آنها، و علم به کتب منزله و کیفیت نزول وحى و تنزل ملائکه و روح، و علم به نشئه آخرت و کیفیت رجوع موجودات به عالم غیب و حقیقت عالم برزخ و قیامت و تفاصیل آنها، و بالجمله، علم به مبدأ وجود و حقیقت و مراتب آن و بسط و قبض و ظهور و رجوع آن. و متکفل این علم پس از انبیا و اولیا، علیهم السلام، فلاسفه و اعاظم از حکما و اصحاب معرفت و عرفان هستند. و علومى که راجع به تربیت قلب و ارتیاض آن و اعمال قلبیه است، علم به منجیات و مهلکات خلقیه است، یعنى، علم به محاسن اخلاق، مثل صبر و شکر و حیا و تواضع و رضا و شجاعت و سخاوت و زهد و ورع و تقوى، و دیگر از محاسن اخلاق، و علم به کیفیت تحصیل آنها و اسباب حصول آنها و مبادى و شرایط آنها، و علم به قبایح اخلاق، از قبیل حسد و کبر و ریا و حقد و غشّ و حبّ ریاست و جاه و حبّ دنیا و نفس و غیر آن، و علم به مبادى وجود آنها و علم به کیفیت تنزه از آنها. و متکفل این نیز پس از انبیا و اوصیا علیهم السلام، علماى اخلاق و اصحاب ریاضات و معارف‏اند. و علومى که راجع به تربیت ظاهر و ارتیاض آن است، علم فقه و مبادى آن، و علم آداب معاشرت و تدبیر منزل و سیاست مدن، که متکفل آن علماى ظاهر و فقها و محدثین هستند پس از انبیا و اوصیا، علیهم السلام. و باید دانست که هر یک از این مراتب ثلاثه انسانیه که ذکر شد به طورى به هم مرتبط است که آثار هر یک به دیگرى سرایت مى‏کند، چه در جانب کمال یا طرف نقص. مثلا اگر کسى قیام به وظایف عبادیه و مناسک ظاهریه، چنانچه باید و مطابق دستورات انبیاست، نمود، از این قیام به وظایف عبودیت تأثیراتى در قلب و روحش واقع شود که خلقش رو به نیکویى و عقایدش رو به کمال گذارد. و همین طور اگر کسى مواظب تهذیب خلق و تحسین باطن شد، در دو نشئه دیگر مؤثر شود، چنانکه کمال ایمان و احکام عقاید تأثیر در دو مقام دیگر مى‏نماید. و این از شدت ارتباطى است که بین مقامات است. بلکه تعبیر به «ارتباط» نیز از ضیق مجال و تنگى قافیه است، باید گفت یک حقیقت داراى مظاهر و مجالى است. و همین طور، کمالات‏ مقامات ثلاثه بسته به کمالات هر یک است. کسى گمان نکند که بدون اعمال ظاهریه و عبادات قالبیه مى‏تواند داراى ایمان کامل یا خلق مهذّب شود، یا اگر خلقش ناقص و غیر مهذب شد، اعمالش ممکن است تامّ و تمام و ایمانش کامل شود، یا ممکن است بدون ایمان قلبى اعمال ظاهریه‏اش تامّ و محاسن اخلاقیه‏اش کامل گردد. وقتى اعمال قالبیه ناقص شد و مطابق دستورات انبیا نگردید، احتجاباتى در قلب و کدوراتى در روح حاصل مى‏شود که مانع از نور ایمان و یقین مى‏شود. و همین طور اگر اخلاق رذیله در قلب باشد، مانع از ورود نور ایمان است در آن. پس، بر طالب مسافرت آخرت و صراط مستقیم انسانیت لازم است که در هر یک از مراتب ثلاثه با کمال دقت و مواظبت توجه و مراقبت کرده و آنها را اصلاح کند و ارتیاض دهد، و هیچیک از کمالات علمى و عملى را صرفنظر ننماید. گمان نکند که کفایت مى‏کند او را تهذیب خلق یا تحکیم عقاید یا موافقت ظاهر شریعت، چنانچه هر یک از این عقاید ثلاثه را بعضى از صاحبان علوم ثلاثه دارا هستند پیغمبر اکرم، صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، در این حدیث شریف علوم را منقسم به سه قسمت مى‏فرماید، و هیچ شک نیست که این علوم ثلاثه راجع به این مراتب ثلاثه است. چنانچه شهادت به این مدعا مى‏دهد علوم متداوله در کتب الهیه و سنن انبیا و اخبار معصومین، علیهم الصلوة و السلام، که علوم آنها منقسم به همین سه قسمت شود: یکى علم به اللّه و ملائکه و کتب و رسل و یوم الآخرة، که کتب سماویه، و بالخصوص کتاب جامع الهى و قرآن کریم ربوبى، مشحون از آن است. بلکه مى‏توان گفت تنها چیزى را که کتاب خدا از هر چیز بیشتر متکفل است همین علم است. و دعوت به مبدأ و معاد است به طریق برهان صحیح و تبیان کامل که محققین بیان آن را فرمودند. و دو مرحله دیگر در کتاب الهى نسبت به این مرتبه قدر قلیلى دارد. و احادیث ائمه هدى، علیهم السلام، نیز در این مقصد فوق حد احصاء است، که از مراجعه کتب معتبره که پیش تمام علما، رضوان اللّه علیهم، مقبول است از قبیل کافى شریف و توحید صدوق و غیر آن مطلب روشن شود. و همین طور راجع به تهذیب باطن و اصلاح خلق و تعدیل خلق در کتاب الهى و اخبار وارده از اهل بیت، علیهم السلام، فوق مأمول وارد است. منتها پیش ما بیچاره‏ها و گرفتاران آمال و امانى این کتب و این ابواب مهجور مانده و مورد اعتنا و اعتبار نیست. و بیاید روزى که خداى تعالى از ما مؤاخذه فرماید و بر ما احتجاج نماید و ائمه اطهار علیهم السلام، نعوذ باللّه، از ما برائت جویند بواسطه برائت ما از احادیث و علوم آنها. پناه مى‏برم به خداى تعالى از سوء عاقبت و بدى مرجع. و احادیث راجعه به فقه و مناسک ظاهره نیز محتاج به ذکر نیست که جمیع کتب ما مشحون از آن است. پس، معلوم شد علوم شریعت منحصر به این [سه‏] قسم است بر طبق احتیاجات بشر و مقامات ثلاثه انسانیه. و هیچیک از علماى یکى از این علوم حقّ اعتراض به دیگرى ندارند، و لازم نیست اگر انسان داراى علمى نشد از آن تکذیب کند و به صاحب آن علم جسارت نماید. پیش عقل سلیم همان طور که تصدیق بى‏تصور از اغلاط و قبایح اخلاقیه به شمار مى‏آید، تکذیب بى‏تصور نیز همین طور، بلکه حالش بدتر و قبحش افزون است. اگر خداى تبارک و تعالى از ما سؤال کند که شما که مثلا معنى «وحدت وجود» را به حسب مسلک حکما نمى‏دانستید و از عالم آن علم و صاحب آن فن اخذ نکردید و تعلم آن علم و مقدمات آن را نکردید، براى چه کور کورانه آنها را تکفیر و توهین کردید، ما در محضر مقدس حق چه جوابى داریم بدهیم جز آنکه سر خجلت به زیر افکنیم. و البته این عذر پذیرفته نیست که «من پیش خود چنین گمان کردم.» هر علمى مبادى و مقدماتى دارد که بدون علم به مقدمات، فهم نتیجه میسور نیست، خصوصا مثل چنین مسئله دقیقه که پس از عمرها زحمت باز فهم اصل حقیقت و مغزاى آن بحقیقت معلوم نشود. چیزى را که چندین هزار سال است حکما و فلاسفه در آن بحث کردند و موشکافى نمودند، تو مى‏خواهى با مطالعه یک کتاب یا شعر مثنوى مثلا با عقل ناقص خود ادراک آن کنى! البته نخواهى از آن چیزى ادراک کرد- رحم اللّه امرأ عرف قدره و لم یتعدّ طوره. [1] و همچنین اگر از حکیمى متفلسف یا عارفى متکلف سؤال شود که تو که عالم فقیه را قشرى خواندى و ظاهرى گفتى و طعن به آنها زدى، بلکه طعن به یک رشته از علوم شرعیه که انبیا، علیهم السلام، از جانب رب الارباب براى تکمیل نفوس بشریه آورده بودند زدى، و تکذیب و توهین از آنها نمودى، به چه جهت دینیه بود؟ و آیا با چه دلیل شرعى و عقلى جسارت به یک دسته از علما و فقها را جایز دانستى؟ چه جوابى در محضر حق تبارک و تعالى دارد جز آنکه سر خجلت و انفعال را پیش افکند. در هر صورت، از این مرحله بگذریم که ملالت آور است. آنچه به نظر قاصر در این باب مى‏آید با شواهدى که مذکور نشده ذکر مى‏کنم، و پس از آن، به ذکر یک نکته مهمه، که شیخ بزرگوار ما، جناب عارف کامل، شاه آبادى، دام ظلّه، بیان کردند، مى‏پردازم. بدانکه «آیه محکمه» عبارت است از علوم عقلیه و عقاید حقه و معارف الهیه.و «فریضه عادله» عبارت است از علم اخلاق و تصفیه قلوب. و «سنّت قائمه» عبارت است از علم ظاهر و علوم آداب قالبیه. و دلیل بر این ترتیب آن است که کلمه «آیه» که به معنى «نشانه» است مناسب با علوم عقلیه اعتقادیه است، زیرا که آن علوم نشانه‏هاى ذات و اسماء و صفات و دیگر معارف است، و سابقه ندارد که در علوم دیگر به آیت یا نشانه تعبیر شود. مثلا در کتاب الهى در موارد کثیره بعد از آنکه اقامه برهان بر وجود مقدس صانع، یا بر اسماء و صفات آن ذات مقدس، یا بر وجود قیامت و کیفیات آن و عالم غیب و برزخ مى‏فرماید، دنباله آن مى‏فرماید: «این آیت است یا آیات است براى متفکرین یا عقلا.» «1» و این تعبیر رایجى است نسبت به این علوم و معارف. و لیکن اگر دنبال ذکر یک فرعى از فروع شرعیه، یا یک اصلى از اصول اخلاقیه، ذکر شود که «این آیت است»، خالى از رکاکت نیست. چنانچه ظاهر است. پس، معلوم شد که آیت و علامت و نشانه از مناسبات و مختصات علوم معارف است. چنانچه توصیف به «محکمه» بودن نیز مناسب با این علوم است، زیرا که این علوم در تحت میزان عقلى و برهان محکم است، و اما سایر علوم را به حسب نوع برهان محکم و استوار نیست. در هر صورت، اى عزیز، تو در تمام عوالم برزخ و قبر و قیامت و درجات آن محتاجى به معارف حقه الهیه و علوم حقیقیه و اخلاق حسنه و اعمال صالحه. در هر درجه که هستى بکوش و اخلاص خود را زیادت کن و اوهام نفس و وساوس شیطان را از دل بیرون نما، البته نتیجه برایت حاصل مى‏شود و راهى به حقیقت پیدا مى‏کنى و طریق هدایت براى تو باز مى‏شود و خداوند تبارک و تعالى از تو دستگیرى مى‏فرماید. خدا مى‏داند که اگر با این علوم ضایعه باطله و این اوهام فاسده و کدورات قلبیه و اخلاق ذمیمه منتقل به آن عالم شویم چه ابتلا و مصیباتى در دنبال داریم و چه عقبات و درکاتى در پى داریم و این علوم و اخلاق براى ما چه ظلمتها و وحشتها و آتش‏ها فراهم مى‏نماید..» .( چهل حدیث ص: 386) ملاحظه می‌کنید که حضرت امام برای هرکدام از سه علم جایگاه خاصی قائل‌اند و نمی‌توان گفت اگر کسی فقه می‌داند همه‌ی علوم اسلام را می‌داند و اگر کسی فقه نمی‌داند هیچ علمی از علوم اسلامی را نمی‌داند تا اظهار نظر کند. آری مسلّم اگر یک فیلسوف اسلامی نسبت به فقه بیگانه باشد در مواقعی که نظر او به فقه مربوط است درست سخن نمی‌گوید. همان‌طور که اگر یک فقیه از فلسفه بیگانه باشد و بخواهد نظراتی بدهد که به فلسفه مربوط است درست سخن نمی‌گوید. مقام معظم رهبری فلسفه را فقه اکبر می‌دانند و با این‌که تأکید دارند فلسفه در حوزه‌ها رونق بگیرد هرگز تدریس و آموزش فلسفه را مشروط نکرده‌اند که باید اجتهاد در فقه داشته باشیم. هرچند بنده سخت معتقدم اگر طلبه‌ی فلسفه‌خوان از فقه بهره‌ی کافی نداشته باشد بیش از آن‌که مفید باشد مضر خواهد بود. موفق باشید
5148
متن پرسش
آن دانشمندی که حدس زد مولکول بنزن کروی است، معلوم حضوری‌اش چه بود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بر روی موضوع متمرکز بود و زوایای مختلفی را مدّ نظر داشت و لذا آماده بود تا آن حدس بر او اشراق شود. موفق باشید
1629

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز طبق سخن شما در جزوه سلوک...... چند سوال برایم پیش امده 1.آیا میشود این که میفرمایید تکامل طولی نمیباشد بلکه ادواری است توضیح یا منبعی در مورد آن معرفی کنید 2.جایگاه تاریخ اسلام ؛تاریخ وشناخت اهل بیت (علیه السلام) (غیر از جایگاه نوری آنها) مثلا فضایل یا کرامتهای ایشان در تفکری که برای تمدن سازی وسلوک میباشد کجاست اصلا جایگاه این علوم را در عالم امام عزیزمان لطفا مشخص کنید تا انگیزه برای خواندن آنها فراهم شود
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- موضوع تاریخ ادواری را به صورت پراکنده در کتاب‌های نقد مدرنیته می‌توانید دنبال کنید. مرحوم مددپور در کتاب‌هایش اشاراتی دارد 2- با توجه به این‌که ارزش تاریخ، به حاکمیت ائمه«علیهم‌السلام» است شیعه بر غدیر تأکید می‌کند. وقتی جامعه با حاکمیت انسان‌های قدسی اداراه شد، جامعه علاوه بر راهنمایی‌های تشریعی از مددهای تکوینی نیز بهره‌مند می‌شود. ما امروز با در دست‌گرفتن این علوم ،زمینه را فراهم می‌کنیم تا بر اساس اهداف خودمان علوم را جهت دهیم و تا بر این علوم مسلط نشویم نمی‌توانیم جهت‌گیری لازم را به‌دست آوریم. موفق باشید
19366

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: استاد از چهار شنبه عصر تا حالا موضوع دیدار آقای رئیسی با امیر تتلو خواننده ی رپ جنجال به پا کرده و تحلیل های مختلف وجود دارد، خارج از فضای انتخابات شاید تتلو توبه کرده باشد یا نکرده باشد یعنی درخواست برای این دیدار می تواند انگیزه های متفاوتی داشته باشد آیا دیدار آن هم به حالت رسمی ضروری بود؟ بهتر نبود یک دیدار سرپایی دم فرودگاه باشد بدون فیلم برداری؟ قشر غیر مذهبی که او را می شناسند بحث توبه و این حرف ها را قبول ندارند و خوب اطلاعات آن ها از این آدم بیشتر از ماست. همین مانده بود که قشر مذهبی پاسخ گوی رفتار های آقای تتلو هم باشد. تحلیل شما چیست و چگونه با مسئله برخورد کنیم؟ استاد گیج شدم. کمکم کنید. خدا خیرتان دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم نامه سر گشاده جناب آقای رائفی‌پور به آقای امیرحسین مقصودلو یعنی آقای(تتلو)، جواب خوبی برای سؤال شما باشد که می‌نویسد:

«سلام امیر حسین عزیز: به خاطر  این روزها به حالت #غبطه می خورم نه فقط از این جهت که # مظلوم واقع شده ای! بلکه بیشتر برای این که معیار تشخیص # حق از # باطل گشته ای، نگران #فحش ها و # بی_احترامی هایشان نباش! این روزها باید در #تاریخ این مرز و بوم ثبت شود! کاری ندارم  بزرگوارانی که این نوشته را می خوانند، به چه عزیزی # رای می دهند، هر که رای بیاورد #رئیس_جمهور #ایران و همه #ایرانیان است. اما با این کار دارم که عده ای که صبح و شب دم از #آزادی می زنند و حتی از حق # سگ‌ها می‌گویند چرا برای # مخالفان_سیاسی‌شان پر ارزنی احترام قائل نیستند! این # دیکتاتورهای # لیبرال هرکه برخلافشان فکر کند و حرفی بزند را قلع وقمع می‌کنند. این‌ها دم از مردم می زنند اما اساسا مرادشان از مردم، ساکنان # اتوبان_همت به بالا است! مگر ندیدی یکی از همین‌ها اخیرا گفته  است: رعیت دنبال یک گونی # سیب زمینی و یک گونی # برنج بیشتر است! دقت کن ! او مردم را #رعیت خطاب می کند همان مدلی که # ارباب‌ها مردم را خطاب می‌کردند. # دموکراسی در نگاه این جماعت یعنی تو حق داری فقط شبیه آنها فکر کنی وگرنه عقب افتاده هستی! مگر نشنیده ای که بزرگان سیاسی هم فکرشان هم مانندخودشان به مردم  #شهرستان ها #توهین می کنند و آنها را فاقد #شعورسیاسی می دانند! چرا ؟ چون  در #انتخابات به #کاندیدای آنها رای نداده بودند! اصلا در نگاه این ها ساکنان شهرستان ها، #شهروند # درجه_دو به حساب می آیند و هیچ چیزشان شبیه # آدمیزاد  و انسانهای متمدن نیست. نه # شوخی_هایشان، نه لهجه_شان و نه # انتخابشان! یادت می‌آید سال 88  در دفاع از #موسوی خواندی؟ چرا آن موقع به تو حمله ای نشد؟ با استاد استاد گفتن هایشان برای #شجریان هم کاری نداشته باش ! او هم اگر مخالف این‌ها سخن بگوید روزگارش را سیاه می‌کنند ! مگر ندیدی قبل از تو با #شهاب_حسینی ، #علیرضا_افتخاری ،  #لیلا_اوتادی، #الهام_چرخنده ، #مهران_مدیری ، #علی_رام_نورایی ، # امین_حیایی و ... چه کردند؟ همین الان هم خیلی از #هنرمندان، مخالف این جماعت  می اندیشند منتها مانند تو #شجاعت ابراز #عقیده شان را ندارند، بندگان خدا #می_ترسند ، تو هم به آنها حق بده و ترسشان را به رویشان نیار! پریروز  یکی از #خواننده_ها با من تماس گرفت و گفت : به من می گویند اگر طی همین دو روز از آقای #دکتر_روحانی  حمایت کنی #مجوزت را خواهی گرفت و گرنه !!!.... به های و هویشان کاری نداشته باش اینها عده ای #اندک اما #پر_سر_و_صدایند اما مهم این است که اندک هستند. امیر جان # بخوان ، تو باید بخوانی، بخوان برای همان کسانی که به یک کیسه #برنج بیشتر می اندیشند # بخوان برای همه #شهرستانی ها و #روستایی ها #بخوان برای #ترک و #فارس و #عرب و #کرد و #لر و #بلوچ و #گیلک و #کرمانج # بخوان  برای #کارگر های بیکار شده ی #ارج و #داروگر و #قند_ورامین و #چرم_خاورمیانه و #کاشی و #سرامیک و #نساجی و #آزمایش و #فولاد_سهند و #روغن_نباتی_قو  و #ایران_چوب و ...راستی #کارگرهای_معدن یورت که 4 ماه #حقوق ماهی #هفتصد_و_پنجاه_هزار تومانی شان را نداده بودند هم یادت نرود. #بخوان برای آن جوانی که در #حلب ایستاد تا #ناموس همین #پر_سر_و_صدا ها در جلوی پای #داعشی ها نخوابد! اصلا تو باید برای #خلیج_همیشه_مسلح_فارس بخوانی، آری تو بخوان چون مطمئن هستم # دلار_های_اماراتی که دهان # ابراهیم_حامدی را بست تا در #کنسرت_امارات آهنگ #خلیج_فارسش را نخواند، در تو اثر نخواهد کرد! راستی شنیده ام " # ابی"هم  از رقیب # کاندیدای تو حمایت کرده است! # بخوان مهم نیست همان‌ها که از لغو #کنسرت ها می نالیدند دیشب به برنامه برج_میلادت # مجوز ندادند !!! و شنیده ام همان‌ها که به # رئیس_جمهور قبل اعتراض می کردند که چرا عکس پرسنلی  زهرا_رهنورد را  در مناظره ها نشان داده، الان کارشان شده انتشار عکس‌های سالهای پیشین تو!! عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر  و خدا را شکر کن که به واسطه تو این‌همه  نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد. پهلوان! تو فقط  بخوان، بخوان برای مردم و دلت را بسپار به ضامن آهو !».  موفق باشید

19341

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در آیه ۵۷ سوره نسا راجع به ازواج مطهره گفتید. ولی چرا در تفسیر المیزان آورده شده که از امام صادق (ع) در مورد معنی ازدواج مطهره پرسیده شد که جواب دادند یعنی زنانی که نه حیض می بینند و نه حدث. اگر مسئله زن و مرد نیست چرا اینگونه پاسخ دادند؟ شاید شما بگوئید با توجه به درک سوال کننده این پاسخ را دادند ولی آیا امام می خواسته این فرد سوال کننده در همان جهل خودش بماند؟ و چرادر المیزان این آورده شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در سعه‌ی آیه است که به فرمایش علامه، امامان بعضاً مصداقی از آن را مطرح می‌کنند که اصطلاحاً به آن «جَرْی» گویند و به همین دلیل خود علامه در این نوع مصداق‌ها با این‌که از طرف معصوم صادر شده است، متوقف نمی‌شوند. موفق باشید

18628
متن پرسش
سلام علیکم استاد: با توجه به اطلاق خداوند در مقام ذات، آیا در مقام فعل نیز فعلیت الله مطلق است؟ اگر فعل او نیز مطلق است حتی از قید اطلاق، امکان صدور فواحش از خداوند چگونه توجیه می شود؟ یعنی آیا فعل او از انجام فواحش منزه است؟ اگر منزه است پس خداوند در فعلیت محدود است و از طرفی اگر فعلیت او حد و قید نداشته باشد مشکلات جدی حاصل خواهد شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق وجود مطلق است و نسبت او با هرچیز، نسبتِ وجودی است. و وجود جز خیرِ محض نیست. از این جهت ارزش‌های مذکور در نسبت با خدا نیست، بلکه در نسبت با انسان‌ها است. موفق باشید

 

16499

روزهبازدید:

متن پرسش
آیا غذای روح می تواند جای غذای جسم را بگیرد؟ یا غذای روح چقدر تاثیر گذار بر جسم می تواند باشد؟
متن پاسخ

بسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «روزه دریچه‌ای به عالم معنی» که روی سایت هست در این مورد، نکاتی دارد که ان‌شاءالله می‌توند مفید باشد. موفق باشید

16353
متن پرسش
با سلام: استاد این آیه از قرآن که خداوند می فرماید اگر دعای افراد نبود خداوند اعتنایی به آنان نمی کرد یا به معنی دیگر ارجی برایشان قائل نبود، را در جایی مطالعه می کردم که نوشته بود با توجه به اینکه آیه ی آخر سوره است و با توجه به قسمت بعدی آیه و مفاهیم قبلی آیات، اینطور بر می آید که خطاب خداوند به کافران است، در اصل که اگر دست از کفرشان بر ندارند خداوند ارجی برایشان قائل نيست. اول اینکه آیا به نظر شما این برداشت درست است یا نه؟ و شما این آیه را در راستای توضیح تقدیرات انسانها و همه ی انسانها آوردید و اینکه چگونه دعا ربط با تقدیرات دارد؟ لطف می فرمایید به طوری که زحمتتان نشود مختصری در مورد اینکه این آیه در مورد تقدیرات انسانها چگونه توضیح داده می شود یا صدق می کند توضیح بفرمایید؟ مطلب را خوانده ام ولی برایم جا نیفتاده. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به آن‌چه در جواب سؤال شماره‌ی 16352 عرض شد دعا؛ نقش اساسی در تعالی تقدیر و سرنوشت انسان دارد و شواهد روایی و قرآنیِ روشنی در این مورد هست. ولی همین‌طور که می‌فرمایید آیه‌ی مذکور با دو نگاه مورد توجه قرار گرفته است و همه قبول ندارند که معنای آیه، معنایِ دعوت به دعا می‌باشد. موفق باشید

16271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: راجع به زمان دهری شما قبلا به من فرموده بودید که ملاصدرا زمان دهری را قبول ندارد. هفته گذشته هم از زمان دهری در ذیل تدریس کتاب امام نام بردید. بالاخره زمان دهری درست است یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. حضرت امام در آن کتاب بر اساس ادبیات جناب میرداماد و میرفندرسکی موضوع را مطرح می‌کنند. در هر حال بر مبنای حکمت متعالیه، زمان چیزی جز مقدار حرکت نیست تا بخواهد باطنی داشته باشد. موفق باشید

12726
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: سوالی که بنده داشتم اینه که آیا میشه برای افزایش تمرکز در نماز، چشم خود را ببندیم؟ آیا این کار صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام خمینی در کتاب «آداب الصلواة» می‌فرمایند: در ابتدای امر جهت امور سلوکی چنانچه موجب تمرکز بیشتر می‌شود، بستن چشم اشکال ندارد. موفق باشید

11285
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز خدا شما را ان شاءالله برای ما حفظ کند. استاد من سیر مطالعاتی اول شما را که در سایت هست شروع کردم و الان به مباحث کتاب از برهان تا عرفان رسیدم. خدا رو شکر مطالب رو همان موقع که می خوانم و گوش می دهم خیلی خوب می فهمم و درک می کنم اما یه مدت بعد مطالب کتاب از یادم میره چکار کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا نیست این نوع مطالب در حافظه‌ی شما بماند. بنا است در چنین فضایی فکر کنید و تفکر شما از این طریق شکل بگیرد. موفق باشید
11259
متن پرسش
با عرض سلام: بنده سوالی در زمینه اهمیت افکار و دیدگاه ها در ازدواج برایم مطرح شده است. می خواستم از حضور حضرت عالی سوال کنم. خواستگاری دارم که به لطف خدا ظاهرا از لحاظ فکری سالم و ولایت فقیه را قبول دارند و از نظر اخلاقی در سطح قابل قبولی است ولی در امر دینداری به رعایت احکام واجب و حرام اکتفا نموده و وارد سطوح بالاتر معرفتی نشده و این که ما سر یک سفره با نامحرم نمی نشینیم و روابطمان با نامحرم اقل است برایشان سخت است و می گویند با این قضیه کنار نیامدند و من باید تعدیل شوم و من هم برایم مقدور نیست و می خواهم بعد ازدواج هم ان شاءالله همین مسیر را ادامه دهم من در این موقعیت انتخاب چه باید بکنم؟ اگر در این امر خدا را ارده کرده باشم و تفویض کرده باشم در این موقعیت چطور باید عمل کنم؟ تکلیفم چیست؟ جواب رد دادن صحیح است؟ با تشکر- اجرکم عندالله
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که به احکام واجب و حرام اکتفا می‌کنند بسیار با ارزش هستند. زیرا خود خداوند در مکروه و مستحب رخصت گذارده و شما نباید عمل به مستحب یا ترک مکروه را به کسی تحمیل کنید. موفق باشید
9448
متن پرسش
سلام علیکم: با آرزوی قبولی طاعات و عبادات. در جزوه کار با تفسیر المیزان فرمودید اگر المیزان را کامل نخواندید و مردید! در برزخ به شما یاد میدهند. مگه در برزخ ما می تونیم علم حصولی آموزش ببینیم؟! اگر بله لطفا بفرمایید از چه کسی و چگونه؟ ضمنا بنده تصمیم گرفتم سیر مطالعاتی شما را آغاز کنم ضمن التماس دعا بفرمایید اگر سیر مطالعاتی الف و ب را هر دو کار کنم بهتر نتیجه می گیرم یا یکی کافیست؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان به صورت اجمالی متوجه‌ی حقایق بشود و در این حالت وارد برزخ بگردد، با رفع حجابی که در برزخ برایش پیش می‌آید آن اجمال به تفصیل مبدّل می‌گردد و از این جهت عرض کردم آن وجوهی که با رجوع به المیزان برایتان کامل نشده است، در برزخ برایتان روشن می‌گردد و در مورد سیر مطالعاتی اگر فرصت دارید آن سیری که با تفسیر سوره‌ها همراه است را کار کنید وگرنه آن سیر دیگر هم إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید
7567

عصمت انبیاءبازدید:

متن پرسش
با سلام از کودکی بهمون گفتند که فقط اهل بیت معصوم هستند و در کره زمین 14 معصوم داریم. در کتاب مبانی نظری امامت و نبوت که از شما چاپ شده، خوندم که پیامبران باید عصمت داشته باشند. سوال من این بود که عصمت اهل بیت که توی قرآن هم ذکر شده با عصمت پیامبران چه فرقی میکنه؟؟ آیا خاندان اهل بیت مثل حضرت عباس و علی اکبر و حضرت زینب هم عصمت دارند؟؟ آیا عصمت درجه داره؟؟ ممنون یاعلی مدد
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همچنان که در روایات شیعه هست اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به معنای کسانی که عصمت موهبی دارند در اسلام همان چهارده معصوم‌اند و در ادیان دیگر نیز بنا به روایات ما، همه‌ی پیامبران عصمت موهبی دارند. در این رابطه کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در قسمت "عصمت انبیاء" برایتان حرف دارد. کتاب روی سایت هست. در آن‌جا روشن می‌شود آری عصمت درجه دارد. موفق باشید
6009
متن پرسش
با سلام چهار تفاوت کلی بین پیامبر و دیگر مردان چه بوده است با استناد به آیات قران با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این طوری قرآن نخوانده‌ام. اگر به دنبال این نوع سؤالات هستید خودتان قرآن را مطالعه بفرمایید پیدا می‌کنید. موفق باشید
6002
متن پرسش
سلام خدمت استاد درپاسخ سوال5975فرمودید:تعجب بنده از آن جهت است که 1.برای بررسی ملت خود بر روی آسیب هایی انگشت گذارده اید که عموماً حاصل کار استعمارگران و حاکمان وابسته ی قاجار و پهلوی است که ملت را از نظر فرهنگی و اقتصادی به این روز کشاندند.2. انتظار بنده از جنابعالی و امثال شما آن است که معضلات و مشکلات را خیلی عمیق تر ارزیابی کنید تا راه کارِ برون رفت از آن ها در منظر شما ظهور کند. اگرمی شود توضیحات بیشتری در این دو مورد بدهید؟ (مخصوصا مورد دوم لطفانگویید:ای بی خبر بکوش که صاحب خبرشوی....). (درخواست هایی هم قبلا دوستان می کردندشمافرمودید کارهای زمین مانده مهمتری داریم). ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نمی‌گویم «ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی» زیرا منظور حافظ از صاحب خبرشدن، برطرف‌کردن حجاب‌هایی است که بین انسان و خدا هست و تا رسیدن به این وادی باید مقدماتی را طی کرد که یکی از آن‌ها عبور از روح غربی است. بنده پیشنهاد می‌کنم کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» را مطالعه بفرمایید تا سؤالاتتان مبتنی بر یک شروعی باشد. موفق باشید
5504
متن پرسش
با سلام حضور استاد گرامی ، مباحث شما در خصوص معاد را طی حدود 3 ماه گوش کردم و هم اکنون کتاب دیدگاه امام ره در خصوص معاد را در دست مطالعه دارم . لذتی که از مطالعه این حوزه نصیبم می شود مرا دعاگوی شما نموده که این باب رابه رویم گشودید . سوالم این است که حضرت امام ره می فرمایند: " پیدا کردن تجرد عقلی ربطی به داشتن شخصیت سعید یا شقی ندارد و یک انسان شقی می تواند به تجرد و کمال خودش برسد" . این در حالی است که برای رسیدن به ادراک بالاتر و تجردی شدیدتر ، باید از بعد دنیائی فاصله گرفت و به نظرم این برای کسی که شیفته دنیا است و حب آن را دارد ، تا علاقه اش را به مادیات کم نکند ،شدنی نیست . لطفا این ابهام را توضیح دهید. توفیقتان روز افزون باد . التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور از تجرد عقلی برای انسان شقی آن باشد که نفس او می‌تواند با شدت کامل با صورت‌های خیالی‌اش مرتبط شود و مفاهیمی مطابق اغراض باطل خود در خود بسازد که حاصل آن صورت‌های عذاب‌آور قیامت شود. واللّه اعلم. موفق باشید
نمایش چاپی