بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18173
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر چند سوال از خدمتتان داشتم: 1) آیا این حر ف درست است که با توجه به تجرد ادراک و اینکه علم مرتبه ای از مراتب وجود است و همچنین حرکت جوهری نفس و بحث اتحاد ادراک و مدرِک و مدرّک که در تمام مراتب ادراک از جمله ادراک حسی و خیالی جاری است نتیجه می شود که اولا در ساحت آگاهی حسی، ما صرفا با خود نفس و انشائات اش روبه رو هستیم و ثانیا آگاهی چیزی جز حرکت دایمی نفس از قوه به فعل نیست. حرکتی که در آن نفس در هر مرتبه از ادراک با آن مرتبه متحد می شود و در این فرایند خود نفس مجرد است که در تجردش تعین می یابد. پس نفس همان آگاهی و آگاهی همان معلوم بالذات است که در یک حرکت دایمی است. یعنی مبتنی بر حکمت صدرایی آگاهی و نفس با هم یکی می شوند. 2) اگر نفس در هر مرتبه از علم با آن مرتبه متحد می شود و به فعلیت جدید می رسد پس در نتیجه در مرتبه ادراک حسی آیا نفس با انشائات خودش متحد می شود و در اثر اتحاد با انشائات خودش به فعلیت جدید می رسد؟ 3) از طرفی مبتنی بر مبانی صدرایی با توجه به اینکه ماده عین غیبت برای خودش است، پس نمی تواند متعلق اداراک علم حضوری که حضور خود معلوم نزد عالم است، قرار بگیرد؛ اما از طرف دیگر شما قبلا در بحث تطابق ذهن و عین فرمودید که بین ذهن و عین اتحاد وجودی برقرار است. پس حالا چطور ممکن است که در نحوه ارتباط آگاهی ما با جهان خارج از یک طرف چون مادی است متعلق علم حضوری نیست و از طرف یگر با ما خارج می توانیم نحوی ارتباط وجودی و حضوری ورای ارتباط مفهومی و ماهوی برقرار کنیم؟ با عرض پوزش آیا در مباحثتان بحث ادراک نفس از جهان خارج را به طور مبسوط بحث کرده اید؟ در صورت امکان فقط آدرسش را بفرمایید. در ضمن بنده صرفا تقریر حضرتعالی را از این بحث در صدرا می خواهم نه تقریر علامه یا شهید مطهری و ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- احسنت از برداشتی که در رابطه با نحوه‌ی ادراکات شده است 2- در ادراکات حسّی، نفس ناطقه آماده می‌شود تا با ارتباط با مبادی‌الصور آن صورت‌ها را در خود ابداع کند. پس عملاً نفس از طریق خودش به فعلیت نرسیده است 3- همان‌طور که متوجه شده‌اید در ادراکات حسّی، نفس آماده می‌شود تا با وجود علمیِ مطابق شیئ خارجی متحد گردد و به آن علم حضوری پیدا کند، نه با موجودات مادی که عین غیبت‌اند. از آن طرف نفس به جهت تجردی که دارد به معلوماتِ بالعرض خود یعنی پدیده‌های مادی احاطه دارد و وجهِ وجودی آن‌ها از او غایب نیست تا این‌که نتواند معلومات بالذات خود را که ابداع کرده، درست و همه‌جانبه بشناسد و مشکلِ دوگانگی بین «عین» و «ذهن» پیش آید. عرایضی در چند جزوه‌ای که در رابطه با «معرفتِ نفس و حشر» شده است می‌تواند کمک‌کار باشد. و از آن مهم‌تر بحث «برکات نظر در نسبت بین «وجودِ نفس» با «صِرفُ‌الوجود» که فایل‌های صوتی آن همراه با متن مربوطه بر روی سایت هست. موفق باشید 

17789

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. محضر مبارک استاد طاهر زاده سلام علیکم: نظر جنابعالی در مورد این سخن آیت ا... وحیدخراسانی‌ که در مورد فلسفه و عرفان فرمودند که: «اگر می شناختیم امام ششم علیه السلام کیست دنبال این و آن نمی رفتیم، قی کرده های فلاسفه یونان را نشخوار نمی کردیم، زباله های عرفان اکسلوفان را هضم نمی کردیم، خواه ناخواه واماندیم و بیچاره شدیم و از این اقیانوس معرفت محروم شدیم. عرفان پیش من است، همه ی مولوی را می خواهید پیش من است، هرجا را می خواهید برایت می گویم، فلسفه را بخواهید از اول اسفار تا آخر از هرجا بگی، از اول مفهوم وجود تا آخر مباحث طبیعیات برایت می گویم، اما همه اش کشک است. هرچه هست در قرآن و روایات است» چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه اسفارخوانده‌هایی مثل امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و آیت اللّه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» طور دیگری است. موفق باشید

17137
متن پرسش
سلام استاد، خسته نباشید: در پناه حضرت حق باشید ان شاءالله، این روایت شریف را چگونه معنا کنیم تا با مبانی اعتقادی و معرفتی ما در مورد ایمان بمعنی الاخص جور در بیاید؟ «العلم علمان، علم الابدان و علم الادیان»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌فرمایند دو نوع علم داریم: یکی علمی که به ما آگاهی‌هایی در محدوده‌ی بدن می‌دهد و دیگر علمی که غیر از علم اولی است و ادیان الهی ما را متوجه آن می‌کنند. این روایت نمی‌خواهد این دو علم را در عرض هم قرار دهد و از عظمت علمِ ادیان بکاهد. موفق باشید

16339
متن پرسش
با سلام: گروهی قرآن را یک کتاب شاخص و بی همتا می دانند و به تفصیر طولانی آن پرداخته و حتی بعد از گذشت 14 قرن هنوز بدآن استناد می کنند. بنده این مهم را اصلا قبول ندارم، علت: 1. خداوند آنقدر قدرتمند است که بدون واسطه و تفسیر براحتی می توانست هر آنچه می خواهد بگوید، چرا باید آن را در لفافه بیان کند لفافه ای که بقول حضرت علی (ع) قرآن دو پهلوست و می تواند حتی در تفصیر ضد آن را نتیجه گرفت. اینکه ما قرآن را بدین شکل تفسیر می کنیم دال بر ناآگاهی ماست و خداوند قطعا می توانست براحتی این چالش را برطرف کند. هر چیزی را می توان به درازا تفسیر کرد. شعر اول کتاب حافظ توسط ظریفی نزدیک به صد صفحه تفسیر شد ولی حافظ جهت مقدمه کتاب خود شعر مذکور را فقط در یک صبح سرود! لذا تفصیر طولانی آن شخص اصلا سندیت ندارد. 2. هدف از آفرینش تکامل است و انسان همچون سطر کوچکی از کتاب آفرینش این دوره تکامل را می بایست طی کند. قرآن کتاب احکامی است که برای انسانهای متحجر 14 قرن پیش آمده و هدف آن ثبت قوانینی برای بهتر زیستن انسانها بوده است. اگر خداوند می خواست کتابی فراگیر و همه فن حریف برای تمامی طول عمر آدمی خلق کند قطعا بهتر از این می توانست بیان کند. ولی خداوند این را می دانست که انسان که چکیده ای از وجود خداوند است در آینده تکامل پیدا کرده و قطعا کتاب و قوانین را بهبود می دهد. اینکه ما به کتابی که 14 قرن پیش آمده در این دوره اکتفا کنیم توهین به خود خدا و هدف تکامل اوست. لطفا جواب این سوال بنده را بدهی با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه با لطفی که حضرت حق به ما داشته است با اُنس نسبتاً طولانی که از طریق تفسیر المیزان با قرآن برایمان فراهم شد، چیز دیگری غیر از آن‌چه شما تصور می‌فرمایید از قرآن یافتم که در هیچ کتاب و گفتاری حتی شبیه آن را نیافتم. و این قصه‌ی هرکسی است که با قرآن مأنوس شده است به طوری‌که مترجم آلمانیِ قرآن، می‌فرماید مسلّم این کتاب نمی‌تواند سخن بشر باشد. سخن خدایی است که خواسته است بشر را تربیت کند. اگر جنابعالی نیز مدتی به کمک تفسیرهایی که موانع ارتباط با قرآن را برطرف می‌کند، با قرآن آشنا شوید در نگاه خود تجدید نظر می‌نمایید زیرا قرآن خطاب به پیامبر خود می‌فرماید: «وتَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَّدِلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ» سخن پروردگارت که سخنی صادق و همه‌جانبه است، به انتها رسید و هیچ کلمه‌ای و سخنی نمی‌تواند جایگزین او شود، زیرا که خداوند از یک‌طرف شنوای نیاز و مطالبه‌ی بشریت است و هم نسبت به آن‌چه به مصلحت انسان‌ها است، آگاه است. موفق باشید

15722
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد و حکیم فاضل یکی از علل عقب ماندگی کشورهای اسلامی روحیه استثمارگری آمریکا و اروپا است. ولی آنها اراده قویی برای ظلم دارند. آنها به افغانستان و عراق و... حمله می کنند. ولی برخی از مسلمانان حوصله و ارراده زیادی برای پیشرفت سازی کشورشان ندارند. چرا آنها در ظلم اراده و توان بالایی دارند؟ در حالی که ظالم بخاطر عدم ارتباط با خداوند باید توانشان کم باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قدرت ظالمان از ضعف مسلمانان است که حقِ اسلام را با اُنس با حضرت حق به شکل حضوری و قلبی ادا نکرده‌اند تا غیر حق را به چیزی نگیرند. موفق باشید

15601

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت 1. با مطالعه برخی نظرات آقای مستحسن در مورد برخی آیات احساس بدی به بنده دست داده است. استاد، احساس می کنم برخی جاها تاویل است. نمی دانم شاید اشتباه می کنم. برخی جاها هم از اعداد جفری استفاده می کند. که او را متهم کرده است در بین بعضی. البته من این دومی را قبول ندارم چون در حد یک عدد ابجد بوده. ولی در مورد تاویل کمی شک کردم. 2. کدام مباحث را به پدرم بدهم گوش کند؟ حوصله ی مباحث فلسفی و عقلی محض را ندارد. ولی اخیرا صوت آل عمران شما را گوش می داد که در مورد نفوذ دشمن صحبت فرمودید خیلی خوشش آمد. راهنمایی بفرمایید التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا نیست از جناب آقای مستحسن بی‌تأمل و تعقل بپذیرید! مسلّم نکات خوبی در نوشته‌های ایشان هست ولی نه بدان معنا که تماماً تسلیم تفکر ایشان باشیم 2- مباحث قرآنی و شرح صوتی نامه‌ی 31 کمک‌شان می‌کند. موفق باشید

13878
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد! می بخشید استاد امسال در مراسم شیر خوارگان که جمعه اول محرم بر گذار می شود شرکت کردم در آنجا گهواره هایی به عنوان نمادی از گهواره علی اصغر گذاشته بودند شنیدم بعضی از خانم ها به عنوان تبرک دست به این گهواره ها می کشیدند وقتی اعتراض کردم یکی از ائمه جمعه فرموده بودند که اشکال ندارد و نباید خیلی مقابل اعتقادات مردم ایستاد اما به نظر من ما باید مردم را از این سطح بیرون بیاوریم و آنها رشد دهیم اصلا مگر به پا کردن خیمه عزا هر سال برای امام حسین علیه السلام به این منظور نیست که معرفت مردم بالا برود و آنها در مسائل معنوی رشد کنند پس نباید این جلسات منجر به رشد دادن خرافات آنها شود. خواستم بدانم نظر شما در این باره چیست و اگر اشتباه است چگونه جلوی آن را بگیریم؟ مسأله دیگر اینکه لباس هایی به عنوان لباس برای شیر خوارگان تهیه شده که بعضی افراد آنها را به عنوان گرفتن حاجت به خانه می برند تا سال آینده اگر حاجتشان برآورده شد با مقداری پول یا لباسی دیگر می آورند این هم درست است؟ دیگر آنکه خانم ها وقتی می آیند یک چیز متبرک می خواهند مسوولان می گفتند پارچه ای را که با ضریح ابا عبدالله متبرک شده بیاوریم و به آنها بدهیم، نظرتان را در این مورد بفرمایید؟ من گفتم این همایش هم مثله بقیه روضه ها ست و فرقی ندارد نباید امامزاده درست کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا خرافات؟! این کارها در جای خود یک نوع عقلانیت است که متوجه‌ کیفیاتی می‌باشد که در عالم هستی وجود دارد. مگر شما ضریح مقدّس اولیاء الهی را به صرف انتساب به آن بزرگان نمی‌بوسید و راه نظر به انوار امام برایتان گشوده می‌شود؟ این‌ها اعتقادات درستی است با عقلی ماوراء عقل کمّیت گرا. موفق باشید

13793

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ﺳﻼﻡ و ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﻴﺪ: اﺳﺘﺎﺩ ﺳﻮاﻟﻲ ﻛﻪ ﺩاﺭﻡ اﻳﻨﻪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺩﺭ ﺩﻳﻦ ﻣﺎ و ﻣﺬﻫﺐ ﺷﻴﻌﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﺑﻪ اﺳﻢ ﺳﺤﺮ و ﺟﺎﺩﻭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩاﺭﻩ؟ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻳﻨﻜﻪ ﺭﻭاﻳﺎﺗﻲ ﺭﻭ اﻣﺎﻣﺎﻥ و ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﺩﻳﺪﻡ ﻛﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻫﻤﭽﻴﻦ اﺗﻔﺎﻗﻲ ﺭﻭ ﺗﺎﻳﻴﺪ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ. ﻣﺪﺗﻲ ﻗﺒﻞ ﻳﻚ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻣﺸﺎﻭﺭ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﻆﺮﻡ ﺣﺮﻓﺎﻱ ﺩﻳﻨﻲ ﻗﺸﻨﮕﻲ ﻫﻢ می زد ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﻛﻪ ﺟﺎﺩﻭﺕ ﻛﺮﺩﻥ و ﺗﺎ ﺳﺤﺮ رﻭ ﺑﺎﻃﻞ ﻧﻜﻨﻲ ﺷﺮاﻳﻄ ﺯﻧﺪﮔﻴﺖ ﻫﻤﻴﻨﺠﻮﺭﻱ ﻣﻴﻤﻮﻧﻪ. ﻳﻌﻨﻲ ﻣﻤﻜﻨﻪ ﻛﺴﻲ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺗﻘﺪﻳﺮﻱ ﺭﻭ ﻛﻪ ﺧﺪا ﺩﺭ ﻧﻆﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﻐﻴﺮ ﺑﺪﻩ؟ ﺩﺭ اﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻗﺪﺭﺕ يک ﻧﻔﺮ ﺩﻳﮕﻪ و ﺧﻮاﺳﺖ ﻳﻜﻲ ﺩﻳﮕﻪ ﻣﻘﺪﻡ ﺑﺮ اﺭاﺩﻩ ي ﺧﺪا ﻧﻤﻴﺸﻪ؟ اﻻﻥ ﻻﺯﻡ ﻫﺴﺖ ﻣﻦ ﻛﺎﺭﻱ ﻛﻨﻢ ﺑﺮای ﺑﺎﻃﻞ ﻛﺮﺩﻥ يک ﺟﻴﺰﻱ ﺑﻪ اﺳﻢ ﺟﺎﺩﻭ؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» شده است. کتاب بر روی سایت هست. انشاءاللّه با دقت کتاب را مطالعه فرمایید جواب سؤال‌هایتان را می‌یابید. موفق باشید

13783
متن پرسش
با سلام: می خواستم بدانم حیوانات بعد از مرگ چه اتفاقی برایشان می افتد آیا آنها هم مثل ما من و تن دارند با توجه به این که من هرگز نابود نمی شود پس بعد از مرگ چه می شوند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «معرفتِ نفس و حشر» و «خویشتن پنهان» شده است مبنی بر این‌که از نظر فلسفه‌ی اسلامی نفسِ حیوانات به صورت کلّی محشور می‌شود، نه به صورت جزیی و فردی. بدین معنا که ما در آن‌جا نفس گوسفند داریم اما نه گوسفند خاص. موفق باشید

13394

بدون عنوان@بازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا هر بی عدالتی به معنای ظلم است؟ مثلا شخصی به دو نفر فقیر با شریط یکسان تفاوت می گذارد و به یکی کمتر و به یکی بیشتر کمک می کند. (البته مثالم بخاطر روشن شدن سوال بود و سوال کلی ام همان بود که اول عرض کردم)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دوکس دارای شرایط مساوی باشند، ولی متفاوت با آن‌ها برخورد شود ظلم است. ولی اگر متفاوت‌اند ولی متفاوت با آن‌ها برخورد شود، ظلم و بی‌عدالتی نیست. مرحوم شهید مطهری در کتاب «عدل الهی» در این مورد نکات ظریفی دارند. موفق باشید

13385

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم اقای طاهرزاده خیلی ببخشید مزاحم میشوم اقای طاهرزاده اگر صللاح میدانید این مطلب را به نمایش بگذارید این مطلب نتیجه تحقیقات شخصی بوده واثر فوق العاده ان را در خود دیده ام لذا برای استفاده سایر کاربران این پیام را فرستادم و فقط یک پیشنهاد است و الا زیاده روی یا نساختن داروها به فرد به عهده خود تان میباشد بنده طی جستجوهایی که در سوالات داشتم دیدم که یکی از مشکل های قشر مذهبی مجرد فشار های جنسی و شهوت است یا استمنا طبق تحقیقات ناقصی که حقیر کرده این مشکل بعد از مدتی عادت شده و همین که شرایطش پیش اید شهوت فرد شعله میگیرد لذا لازم است که فرد پس از اصلاح مزاج داروهایی مصرف کند مثلا فرد سوداوی به علت فکر و توهم زیاد به این مشکل دچار میشود که لازم است اصلاح مزاج شود
متن پاسخ

باسمه تعالی

علیکم السلام،انشاءالله اصلاح مزاج توسط ؛داروهای گیاهی ،بهبود تغذیه وتغییرسبک زندگی      کمک کننده است ولی همانطورکه اشاره نموده ایدخود درمانی می تواندخطرناک باشدلذا بایدبه اهل فن مراجعه شود.

 

12491

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
در کتاب «زن انگونه که باید باشد» در صفحه ی 122 در صحبتی از امام علی(ع) آوردید که گاهی البته در موارد بسیار خاص وظیفه ی یک مسلمون حکم می کنه که ازدواج نکنه و یک مثال برای این شرایط زدید. اما اگر امکانش باشد مایلم همه ی شرایطی رو که دین اسلام فرد رو موظف به ازدواج نکردن میکنه رو بدونم خیلی ممنونم. یعنی میخوام بدونم آیا شرایطی در دین تعریف شده که بنا به اون شرایط وظیفه حکم کنه که تا آخر عمر ازدواج نکنیم؟ راستی میخوام بدونم دقیقا نوبت چاپ اول این کتابتان چه سالی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرایط ازدواج‌نکردن انسان اعم از زن و مرد را هرکس خودش تشخیص می‌دهد که آیا چنین روحیه‌ای در او هست و یا روح او آماده‌ی آن نوع زندگی که در کنار جنس مخالفش زندگی خود را مدیریت کند نیست و لذا همان دینی که اصرار بر ازدواج دارد، در موارد استثنایی آن‌طور می‌فرماید که ملاحظه کردید. و یا در قرآن صفت حضرت یحیی«علیه‌السلام» را «حصور» می‌نامد بدان معنا که بنای آمیزش با زنان را نداشته. موفق باشید

11703
متن پرسش
سلام خسته نباشید: آیا نفسه ناطقه من در تمام مکان ها حضور دارد؟ یک خواهشی هم داشتم اگر امکانش هست فایل صوتی هر کتاب رو تو سایت قرار بدین. بنده نمیتونم سی دی های شمارو تهیه کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای جواب‌گرفتن نسبت به این سؤال زحمت بکشید کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» را مطالعه فرمایید، در ضمن همه‌ی کتاب‌ها فایل صوتی ندارند و سایت هم ظرفیت همه‌ی صوت‌ها را ندارد. موفق باشید

10344

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: سوالم این بود: من شنیدم به عنوان حدیثی که خداوند می فرماید (به مضمون) اگر بنده ای ذره ای لذت گناه در دلش باشد لذت مناجاتم را به او نمی چشانم با اینکه انسان دارای نفس لوامه است و شیطان همیشه او را وسوسه می کند و ما در جهاد با آن باید باشیم منظورم اینه من خیلی سعی می کنم گناه نکنم اما آدم بالاخره می داند لذتی دارد که به خاطر خدا از آن چشم پوشی می کند این حدیث چه می خواهد بگوید؟ التماس دعا دارم از خدمتتون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم طلب و تقاضای انسان است که آن تقاضا رجوع به مناجات با حق باشد و با امیال نفس امّاره کنار نیاید و آن امیال را مثل اهل دنیا تصدیق نکند. موفق باشید
9006
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز دیگه خسته شدم، کم آوردم نفسم به خفت و خاری کشوندم این ماه رجب کلی زور زدم که با گرفتن روزه های زیاد بتونم تا یه حدی مهارش کنم اما الان کمتر از ده روز مونده به ماه رمضان مرتکب اعمالی شدم که حتی سابقا هم آنقدر وقیح نبودم. احساس خیلی بدی دارم. شرم حضور دارم. از بودنم خجالت میکشم. دوست دارم حال سابقم برگرده اما نفسم سوارم شده. این بار ان امه که میخوام توبه کنم خودم حس میکنم این مسخره کردنه، همه جوره نذر کردم و قسم خوردم و قول دادم اما... دیگه از خودم متنفرم. پریشب دوست داشتم پوزم را مثل سگ به درگاه خدا شاید... استاد حتی فکرش را هم نمیکردم انقدر وقیح بشم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید هر وقت شرایط لذّات شرعی بود شما آن را انتخاب کنید نه این‌که لذّات، شما را انتخاب کنند. نگران نباشید، مشکل حل می‌شود «آب گِل خواهد که در دریا رود .... گِل گرفته پای او را می‌کشد» بالاخره پاهایتان را از این گِلِ لذّات رها می‌کنید و به دریا می‌روید. موفق باشید
7971
متن پرسش
سلام استاد خسته شدم . بارها و بارها توبه کرده ام اما باز گناه کرده ام و توبه شکستم دیگه خسته شدم از توبه های الکی و بیخود و از گناه . استاد انگیزه در همه ی کارهامو از دست دادم در مطالعاتمو و ... . استاد بارها و بارها از ائمه خواستم ، جمکران و قم و مشهد و کربلا و مکه و ... رفتم توسل گرفتم و نذر کردم و عهد کردمو و ... و ازشون خواستم کمکم کنند ، بهم استقامت بدند ، شیرینی گناه رو ازم بگیرند ، در جدال نفس و شیطان با من کمکم کنند که بتونم برشون پیروز بشم اما انگار هیچ کدامشان به نداهام و توسلاتم جواب نمیدهد . بارها با حالت های مختلف و در مجالس و مکان های شریف ازشون خواستم و توسل گرفتم اما انگار اهمیتی بهم نمیدند . استاد الانم که این نامه را برایتان مینویسم مدتی نمی گذرد از اینکه که توبه کردم در مشهد و خدمت حضرت و قول و عهد با حضرت بستم که حضرت هم باز متقابلا کمکم کنند و دستم را بگیرند مواقع گناه و ... اما باز نه کمکی و نه ندایی .... الان هم باز مرتکب گناه شده ام و همه ی عهد و قولام رو شکستم و نمیدونم چیکار کنم . دیگه هر وقت اسم توبه و عهد و ... میاد اصلا انگیزه ندارم و اهمیت نمیدم از بس تا حالا توبه کردمو شکستم .پ استاد بگید باید چیکار کنم که دیگه ازین شرایط خلاص بشمو راحت . استاد به ائمه قسم دوست دارم خودم رو وقفشون کنم و تمام وقت و زندگی ام رو بذارم برای خدمت به خدا و اهل بیت و این نظام و انقلاب و کشور اما چه کنم استاد با این مشکلات که از همه چیز منو انداختند و انگیزه ی همه چیز رو ازم گرفتند . دعام کنید استاد . تشکر . یاعلی ** ازمسئولین سایت درخواست دارم اگه امکان داره جوابم رو برام ایمیل کنند . ممنون و تشکر **
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر ائمه«علیهم‌السلام» دستتان را نگرفته بودند نه این نامه را می‌نوشتید و نه این اندازه مستأصل بودید، همان‌طور گناه می‌کردید و بی‌خیالش بودید. در دل‌تان نوری انداخته‌اند که گناه را می‌شناسد و آن را نپذیرفته. همین راهی را که تا حال با توسلات رفته‌اید کارساز است و همین اراده‌ای را که دارید تا سرباز آقای سیدعلی خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» باشید شما را نجات می‌دهد. بنده هم دعا می‌کنم. موفق باشید
7235
متن پرسش
سلام علیکم. درپاسخ سوال قبلی فرمودید حرام وحلال الهی را رعایت کنم.اما هر چه درکارهایم فکر میکنم این طوری نیست.شما در صوتهای از برهان تا عرفان به یک نکته شیطان که وسوسه میکند اشاره کردید : شیطان در ظاهر وسوسه میکند اما در اندیشه میگویدرهایش کن.تمام کارهای من نیز بدین ترتیب است.وسوسه می اندازد که خدا نیست تا اثبات میکنم یا می گوید رهایش کن یا هم می گوید قبول نمیکنم.هرکلکی که بگویید زده ام تا رها شوم.اما نمیشود.گاهی میخواهم خودکشی کنم اما ازکی؟از یک طرف هم شهوت و غضب.دیوانه شده ام.دانشجوام نمی دانم چه کنم؟نه میتوانم درس بخوانم نه...گاهی نیز میگویم خدا را رها کن.اما چگونه زندگی کنم؟راستی توسل وذکر وقرآن را نیز رها نکرده ام اما باز نمیشود. ازدست بوس میل به پابوس کرده ام خاکم به سر ترقی معکوس کرده ام
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل عقلی در رابطه با عقاید خود ندارید. مشکل قلبی هم با رعایت دستورات شرعی و صیقل‌دادن آن رفع می‌شود، عجله نکنید. تغذیه‌ی خوب و ورزش هم فراموش نشود. موفق باشید
7059
متن پرسش
باسلام: لطفا در خصوص نظریه راسخان در علم در باب امر بین الامرین توضیح بفرمایید. با تشکر از ایزد یکتا بخاطر شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به جزوه ی جبر و اختیار رجوع فرمایید. موفق باشید
6471
متن پرسش
سلام.حضرت استاد مدت زمانی دراز است که راجع به بسط عدالت در تمدن مهدوی(ع) می اندیشم.وگمانم این است که این ارزش وبسط آن در حکومت مهدوی غیر از آن مفهوم ساده واولیه ای است که در اذهان نقش بسته وتصور می کنند.به عنوان مثال اگر زمینی در قرن ها قبل توسط شخصی غصب شده است وبه ورثه رسیده ودر حال حاضر یک مکان ارزشمند ومفید برای جامعه وحتی مسجد ساخته شده است به نظر حقیر عدالت حکم می کند که این زمین به صاحبان اصلی اش برگردانده شود ومثلا اگر در پی ریزی یک بنا ودر ساختن آن حتی شنی غیرعادلانه دراین بنا استفاده شده ویا حق یک کارگر ساده یک روز در آنجا ضایع شده این بنا براساس وپایه ی عدالت اصل بنا نشده است و وجودش به یک نحو شرعی نیست وبا نظام تکوین هم خوانی ندارد.وبنابراین دربسط ارزش عدالت به دست یداللهی مهدی (ع) باید نابود شود.حالا با بسط این مثال های ساده می توان نتیجه گرفت این تمدن مدرن وهرتمدن شبیه به این که از ابتدا با چپاول منابع وثروت از طبیعت وانسان ها به نامشروع وظلم به خود ودیگران که کلان آن کفر والحاد است منافی عدالت می باشد ومسلما مهدی(ع) نباید با تکیه برحتی ذره ای از این تمدن الحادی که ریشه ی تاریخ آن به ابتدای نزاع جبهه ی حق وباطل است تمدن عظیم خود را بنا کند ومسلما باید جهانی دیگر با زیربنای توحید وروبنای عدالت از نو ساخته شود ویک دگرگونی عظیم اتفاق بیفتد که شاید تصورآن هم بسیار دشوار باشد. می خواستم نظر شما را دراین باره بدانم واینکه این نگرش تا چه حدی صحیح است وتاچه حد نگاهی افراطی وغیر واقعی نسبت به تمدن مهدوی (ع)وبسط این ارزش مهجور می باشد.؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نه‌تنها هیچ افراطی در این نگرش نیست بلکه این اولین شرط تجلی انوار غیب توسط آن موجود مقدس است که واسطه‌ی فیض بین ارض و سماء است و تازه وسعت عدالتی که جهان ظرفیت آن را دارد بسیار بالاتر از عدالت اقتصادی است. خوشا به حال آن‌ها که می‌فهمند این جهان چه ظرفیت فوق‌العاده‌ای دارد و بدین لحاظ در ذیل تبعیت از ولّی فقیه زمان ،منتظر آن حضرت هستند و سعی می‌کنند بین علم و عملشان تخلفی نباشد و آنچه را حق می‌دانند سعی می‌کنند در عمل بدان مقید باشند. موفق باشید
6135

معنای حکیمبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. استاد گرامی، در جای جای متون دینی ما صحبت ازحکمت و حکیم و راههای حکمی است و هر یک از بزرگان معنایی برای حکمت ارائه داده اند.1. استاد تعریف حضرتعالی از حکمت چیست؟2. اسم حکیم خداوند به کدامجنبه از صفاتش برمی گردد؟تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکیم کسی است که جایگاه هرچیزی را می‌داند و هدف آن چیز را می‌شناسد و مصداق کامل این صفت حضرت حق است و مبنای حکمت الهی علم و ربوبیت اوست که می‌داند جایگاه هرچیز در هستی کجا است و چگونه آن را به هدف مطلوبش برساند. موفق باشید
3523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرانقدر غرض از مزاحمت دراین زمانه که نمی شود به کسی زود ااعتمادکردبنده 2دختر دارم که از هر جهت شایسته به لطف خدا تربیت شدهاند اما حالا متاسفانه با مشکل ازدواجشان روبرو هستم راههای مختلفی را امتحان کرده ام اما نتیجه نداده خواستم از محضر شریفتان که بفرمایید آیا این مشکل من راه حل معنوی دارد ؟(چون در متون دین ما همه چیز وجود دارد )خواهش مکنم مرا در این زمینه یاری کنید زیرا دخترها به مرز 30سال رسیده ولی هنوز ازدواج نکردهاند وهمین مسئلهمشکلات فراوانی در روح واندیشه من ایجاد کرده واحساس می کنم در مواقعی مرا از خدا وراه سلوک دور می کند خواهش می کنم کمکم کنید (اگر امکان دارد جواب را به ایمیلم بفرستید در پناه حق موفق وموید باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بسپارید به خدا و بنا به روایات در هر روز 21 آیت‌الکرسی بخوانید تا خداوند گشایش لازم را ایجاد کند. موفق باشید
3280
متن پرسش
سلام. استاد یکی از آشنایان تعریف می کرد یک نفر استاد دانشگاه و .. در شهرشان است که ادعا می کند با اجنه در تماس است و مشکلات افراد را حل می کند تابحال این آشنای ما را چندصدهزاتر تومان تیغ زده-البته مشکل این آشنامون هم حل شد-چون مایل بود ازدواج کند الان هم با یک جوان مومن دانشجوی دکتری خوب و ... ازدواج کرده، اما این اقای رمال همچنان به مطالبه پول ادامه داده و می گوید اگر پول ندهند زندگیشان را می پاشد و ...حتی به خانمهایی که به وی مراجعه می کنند زنگ می زند و بالحن جنسی و بسیار بد با ایشان صحبت می کند و قصد برقراری رابطه دارد استاد سوال من این است آیا معرفی و لودادن این آدم به مقامات اطلاعاتی و امنیتی گناه است؟آیا مصداق خبرچینی نیست؟ آیا خدا بدش نمی آید؟خیلی دلم میخواهد این شیادان اینچنینی به دام بیفتند اما ممکن است اجنه را به جان زندگی من بریزد؟ من به خدا توکل کردم و معوذتین را خواندم و مطئنم هیچ جنی نمی تواند کاری به من داشته باشد. اگر شما بگویید لودادن این آدم اشکال ندارد حتما معرفیش می کنم. تاحالش را بگیرند. لطفا مرا راهنمایی کنیدممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین طور که متوجه‌اید این ها شیادانی هستند که باید به بدترین شکل با آن‌ها برخورد کرد و آن بنده های خدائی که می‌خواهند به کمک رمال و جادوگر مشکل‌شان را حل کنند باید بدانند که مثل دیگر‌ کار‌های شیطان نتیجه‌ی نهایی برایشان ندارد و این‌ها چوب جدایی از دین و روحانیّت را می‌خورند. بنده عرایضی در این رابطه در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» داشته‌ام. موفق باشید
1636

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد گرامی در کتاب آشتی با خدا در رابطه با کفر و پوچی فرموده اید دل بستن به پوچی ها در واقع یک نوع کافر شدن است این دل بستن به پوچی ها یعنی اینکه کاملا بی خدا شده ایم یا ایمان وجود دارد ولی کامل نیست؟ در پاراگراف آورده اید منظور کفر اخلاقی و سلوکی است نه کفر فقهی که باعث خروج از دین می شود مگر می شود در مرتبه کفر طبقه بندی کرد که انجا کافر شده اینجا نه؟ کفر یکی است یعنی بی خدایی مطلق ممنون موید باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: کفر فقهی یعنی طوری انسان عمل کند که از دستگاه دین بیرون بیاید، مثل این‌که کسی منکر خدا و رسول شود ولی کفر اخلاقی، آن است که در عین باقی‌ماندن در دستگاه دین، جهت‌گیری‌های ما مطابق آن چیزی نباشد که دین گفته. مثلاً قرآن در رابطه با گرایش به یهود و نصاری می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ » ای مؤمنان هرکس با پذیرفتن یهود و نصاری از دین خود برگشت و مرتد شد او را می‌بریم و افرادی را می‌آوریم که خدا را دوست دارند و خداوند هم آن‌ها را دوست دارد. علماء دین این نوع ارتداد را ارتداد اخلاقی می‌دانند، چون انسان‌ها در این حالت در عین انجام آداب مسلمانی، به یهود و نصاری گرایش دارند. موفق باشید
796

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی حضرتعالی در یکی از سخنرانی ها فرمودید رامین جهانبگلو که پسر خاله آقای نصر است غیر از رامین جهانبگلو است که به جرم براندازی دستگیر شد در صورتیکه در کتاب شوالیه های ناتو فرهنگی پیام فضلی نژاد تصریح دارد که رامین جهانبگلو برانداز پسر خاله نصر می باشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: اشتباه از بنده بود و در سی‌دی‌های جدید این قسمت حذف شد. موفق باشید
32348
متن پرسش

با سلام: بعضی از خواهران جبهه فرهنگی لازم دیدند با خواهر محترم خانم دکتر انسیه خزعلی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری تماس داشته باشند. هر کدام از کار بران محترم اطلاع دارند که چگونه این کار را انجام دهند خبر دهند تا به آن خواهران اطلاع دهیم.

 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منتظر خبردهیِ کاربران محترم هستیم. موفق باشید

نمایش چاپی