بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2329

ظلم به نفسبازدید:

متن پرسش
سلام،بنده درنظردارم درباب مبحث «ظلم به نفس درقرآن» پایان نامه سطح3 حوزه بنویسم ولی نمیدانم بایدچه کتابهایی را مطالعه کنم وتحت عنوان چه سرفصلهایی تحقیق کنم. لطفا محض رضای خدا مرا یاری کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اصل بحث را در کتاب‌های اخلاقی مثل جامع‌السعادات دنبال کنید چون همان کتاب‌ها به آیات مربوط به ظلم به نفس اشاره کرده‌اند و سپس روشن بفرمایید اولاً: هر گناهی ظلم به نفس است و شاهدهای قرآنی آن را نشان دهید. ثانیاً: هر عقیده‌ی باطلی که انسان بر خود تحمیل کند ظلم به نفس است به همین جهت خداوند در این رابطه می‌فرماید: « ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَ لکِنْ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُون‏». موفق باشید
1418

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم: سلام عرض می کنم خدمت استاد گرامی...اون طوری که خودم از خودم برداشت کردم فکر می کنم که ارتباط قلبی با ائمه نمی تونم برقرار کنم مثلا در مورد مصیبت حضرت حسین و وقایع کربلا سوالاتی دارم که هیچ گاه حل نمی شوند یعنی می رم سراغ کتاب های مختلف دلایل عقلی عظمت واقعه ی عاشورا رو می خونم و قانع می شم اما همین که می خوام ارتباط قلبی برقرار کنم دوباره اون دلایل از ذهنم می ره مثل این که اصلن وارد دلم نشده بوده و می گم خب که چی؟چرا این مصائب عظیم هستند و چرا اعظم هستند زیارت عاشورا رو به سختی می تونم بخونم چون درک نمی کنم اعظم مصابی یعنی چه؟اگر مصیبت هایی هست که جسما وارد شده مصائی بالاتر از این در تاریخ بوده و اگر از نظر معنوی هست و ضایعه ای که به اسلام و حرمت مقام انسان کامل وارد شده خب مظلومیت حضرت زهرا و حضرت علی آیا بالاتر از این نیست؟جزوه ی کربلا سیران عشق الهی رو هم خونده ام قبول دارم اما در دلم باور ندارم عشق به دلم راه نداره نمی دونم ایراد کار از کجاست.اگر مسئله ای از طریق عقلی و منطقی برام ثابت بشه باهاش ارتباط برقرار می کنم و از طرفی هم اگر ثابت هم بشه باز هم یک چیزی در درونم کمبود احساس می کنم و نمی دونم این به چه دلیلی هست من خیلی نگران هستم که نمی تونم کربلا و عشق در کربلا رو درک بکنم. این خصوصیات در من هست که دلتنگ دیگران نمی شم مگر این که کاری رو ازشون انتظار داشته باشم اون حس محبتی که دیگران نسبت به هم دیگر دارند رو من ندارم و آیا می شه گفت اگر من بخوام در مسیر سیر الهی قرار بگیرم چون وجه محبت رو ندارم شاید نتونم به طور کامل به ظرفیت خودم برسم؟ یا محبت ویژگی فطری برای همه ی انسان هاست.من آدم ایده آلیستی هستم و حتما می خوام از بعد عشق و محبت وارد دین بشم اما الان که این موضوع رو در درون خودم پیدا نمی کنم نمی دونم چه کار باید بکنم. اگر بنا به فرموده شما در جزوات نهایت ظرفیت وجود انسان در عشق و بندگی از روی عشق و حب در کربلا اتفاق افتاده و من نتونم این مسئه رو بچشم چه خسران بزرگی است.غالبا در مراسمات روضه حضرت اباعبدالله دلم می گه خب این ها که گریه نداره برای چی باید گریه بکنم اما با عقلم اون دلایل رو می چینم و خودم رو به گریه وادار می کنم. وقتی به مسئله ی ظهور فکر می کنم و دلایل عقلیش رو بررسی می کنم می گم خب ما منتظر انسان کاملی هستیم تا بیاد و شرایط رو مهیا بکنه برای بندگی کردن به طور کامل اما چه لزومی داره ما دلباخته ی چنین انسانی باشیم مگر نمی شود منتظر بود اما دلباخته نبود؟ آیا این سوال هایی که من دارم مثل همون مسئله ای نیست که شما در آشتی با خدا اشاره کرده اید که کسی که می گه که چی؟ چون به هدفش در زندگی نرسیده شاید چون من در درون محبت قرار ندارم و محبت رو نچشیدم این سوالات رو می پرسم. ممنون می شم لطف بفرمایید و راهنمایی بکنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در مورد ارتباط با حقیقت کربلا پس از آن‌که رعایت حرام و حلال الهی را دنبال کردید یک نحوه یگانگی با حضرت اباعبدالله«علیه‌السلام» پیدا می‌کنید و آن حضرت را جنبه‌ی ایده‌آل خود احساس می‌نمائید و طبیعی است که در چنین حالتی انعکاس شوق اُنس با حضرت همان اشک است که در جواب سؤال 1417 به آن پرداخته شده. در ضمن محبت به اهل بیت«علیهم‌السلام» را با معرفت به مقام قدسی آن‌ها می‌توان به‌دست آورد . سعی بفرمایید در مورد حقیقت نوری اهل بیت«علیهم‌السلام» مطالعاتی داشته باشید تا إن‌شاءالله شوق اُنس با حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» نیز در شما صورت منطقی به‌خود بگیرد. موفق باشید
1207

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلا علیکم.منظور از عملزدگی در مدیریت فرهنگی چیست؟راه دچار نشدن به آن چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: به جای آن‌که بر مبنای اصول جلو برویم به آنچه مردم می‌پسندند قانع شویم. راه چاره آن است که بر اساس اصول الهی عمل کنیم و نه بر اساس نظر مردم. موفق باشید
1160

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز , این تعابیری که در روایات یا زیارت ناحیه داریم که در سوگ امام حسین آسمان و ملائکه و پیامبر و ائمه پیشین عزادار شدند یعنی چه ؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی با توجه به این‌که جماد و نبات نیز شعور دارند و امام زمان، امام زمان عالم تکوین نیز هستند و هر برخوردی که بر امام زمان شود عالم را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد، و اقتضای عبودیت آن است که در مقابل ظلم به امام زمان همه‌ی عالم متأثر شوند، معلوم است ملائکه که «عباد مکرم» هستند نیز متأثر شوند و در این راستا حتی جماد و نبات در ذات خود متأثر می گردند. موفق باشید
829

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم فردی از آشنایان ماموریتی40 روزه به چین داشت با اینکه ایشان را در حد یک مومن مخلص انقلابی میشناسند وهست اما ایشان عقیده پیدا کرده که اکثر اعمال مردم ان دیار را به دین نزدیک تر دیده اند عدم وجود رذلیل اخلاقی جون دروغ غیبت تهمت جدل بد اخلاقی کم کاری بی نظمی اعتیاد دزدی و..... واین واقعیات تحمل وضع مردم ایران را برایش مشکل کرده چگونه می شود این وضعیت را توجیه کرد .راهنمایی بفرمایید ،با تشکر .
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: حضرت صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند: « نَصَبَ إِبْلِیسُ حَبَائِلَهُ فِی دَارِ الْغُرُورِ- فَمَا یَقْصِدُ فِیهَا إِلَّا أَوْلِیَاءَنَا » شیطان دام‌های خود را در این سرای فریب گسترانده و این کار را جز در جهت فریب‌ یاران و دوستان ما قرار نداده. ملاحظه می‌کنید که اگر کسی در صراط مستقیم باشد شیطان با او کار دارد زیرا خودش قسم خورده که « لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیمَ » فقط کسانی که بر صراط مستقیم تو هستند گمراه می‌کنم. پس کاری با مردمی که در مسیر الهی نیستند ندارد که دروغ بگویند یا دزدی نکنند، چون وقتی آن‌ها موفق هم بشوند در مقاصدی شیطانی موفق شده‌اند و لذا در این‌گونه موارد آن آشنای شما باید به مقصدی که مردم دارند فکر کند که آیا مقصد آن‌ها رجوع الی‌الله است و باز دارای سجایای اخلاقی نیکو هستند و از دام شیطان رهیده‌اند یا نه ؟ موفق باشید
819

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام برای بهتر شدن قوه تحلیل و پیدا کردن فن بیان (غیر از راه افزایش مطالعه غیر درسی) چه باید کرد با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: در مورد تقویت قوه‌ی تحلیل بالاخره باید تدبّر در آیات قرآن و مطالعه‌ی تاریخ اسلام و مطالعه‌ی تاریخ معاصر را داشته باشیم و در تقویت فن بیان، سخنرانی‌های سخنرانان مشهور را زیاد گوش بدهید. موفق باشید
18391

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا گوش دادن به تلاوت قرآن می تواند جانشین موسیقی برای رشد قوه خیال باشد؟ دوستانم به من پیشنهاد دادند چون احساساتم ضعیف است و میزان گریه ام بسیار کم (گریه برای سید شهدا) موسیقی گوش دهم. حالا می خواهم بدانم آیا گوش دادن به قرآن می تواند ضعف بنده را برطرف کند با توجه به اینکه کم متوجه معنی قرآن از طریق صوت می شوم. در بخش پرسش و پاسخ سرچ کردم پیشنهاد مثنوی مولوی را داده بودید که باز هم از لحاظ طبع شعری نیز ضعیفم. صله رحم، صدقه و عدم چشم چرانی را هم رعایت می کنم ولی باز بسیار سخت اشک از چشمانم جاری می شود یا بسیار کم احساساتی می شوم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موسیقی را جهت این امر دنبال نکنید. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را که بر روی سایت هست، مطالعه فرمایید و پیشنهادهایی که در آن کتاب می‌شود را دنبال کنید. موفق باشید

15662
متن پرسش
با سلام استاد: علت گرفتاریهای زیاد و سر به گریبان بودن و اینکه هر توسل و توکل جواب داده نمیشه و هر روز بدتر از دیروز مخصوصا در امور معنوی مثل نخوندن نماز، دعوا با پدر و مادر، بد و بیراه به خدا و زمونه، اینها میتونه به خاطر نداشتن ولایت در عالم ذر باشه و تاوانش در این دنیا اینگونه نشون داده میشه و میشه در این دنیا ولایت طلب کنیم و بهش برسیم. با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ذات خود عین اختیار است و اگر هم در عالم ذر چیزی را انتخاب کرده، هرگز در آن انتخاب، متوقف نیست هرلحظه می‌تواند هرطور خواست ادامه‌ی زندگی خود را انتخاب کند و در ولایت امام معصوم قرار گیرد و در آن فضا زندگی را ادامه دهد. موفق باشید 

13357
متن پرسش
به نام خدا با سلام و با تشکر از پاسختان: در جوابم فرموده بودید خداوند زمینه ی نور معرفت را خود به خود در مادر فراهم می کند. اما من در سه ماه اول تولد نوزادم که حقیقتا فرصت مطالعه کتابهای اخلاقی و معرفتی نداشتم به عینه متوجه افول اخلاق و سست شدن اعتقاداتم شدم که ضعف پس از زایمان هم مزید بر علت می شد ولی این نور معرفت را در خودم احساس نکردم در حالی که نیاز شدیدی به این نور داشتم و خیلی احساس می کردم از خدا دور شده ام و پس از سه دوباره ماه با مطالعه و کار معرفتی با دوستان حال روحم بهتر شد. و سوال دیگر اینکه منظورتان از کلیات و جزئیات چیست؟ و این به تعویق انداختن مطالعه جزئیات تا کی ادامه پیدا می کند. از شما به خاطر صراحت در صحبتم عذر خواهی می کنم ولی پرسیدن این سوالات را وظیفه خودم می دانم چون خیلی دیگر از مادران مبتلا به این مشکلند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سعی کنید به وظیفه‌ی خود نسبت به فرزندتان، دل بسپارید و او را به عنوان هدیه‌ی حضرت حق بپرورانید تا إن‌شاءاللّه نور تدبیر الهی بر قلب شما تجلی کند و خود را در زیر سایه‌ی پروردگار فرزندتان احساس کنید. 2- یک روحانی باید هم مطالب را بداند و هم خود را مجهز کند که بگوید ولی آن کسی که می‌خواهد عمل کند، دیگر کاری به جزئیات سخن آن روحانی ندارد، بلکه در حدّ موقعیت خود سخن او را می‌گیرد تا عمل کند؛ منظورم از عبور از جزئیات و نظر به کلیات، این نکته بود. موفق باشید

13118
متن پرسش
سلام علیکم استاد: من طلبه هستم، یک بار استادمان داستانی راجع به باقی ماندن اثر همیشگی گناه «ولو اینکه توبه کنیم» گفت که من برق از سرم پرید و خیلی نا امید شدم زیرا در گذشته گناهانی مرتکب شده ام. استادمان گفت حضرت داوود وقتی مرتکب خطایی شد تا چهل روز ناله و زاری کرد پس وحی آمد که توبه ات پذیرفته شد اما دیگر آن ارتباطی که قبلا با من داشتی هرگز بر نمی گردد. همچنین یکی از دوستانم گفت روایت است که هر گناهی انسان انجام می دهد یک جنبه ی عقلانی از او دور می شود و دیگر به وی باز نمی گردد. همچنین می گویند توبه همانند شستن لباس کثیف است پاک می کند ولی پوسیده هم می کند. استاد من با این حرف ها خیلی ناامید شده ام. لطفا واضح بفرمائید که آیا من می توانم به خدا آن تقربی را پیدا کنم که اگر گنه کار نبودم می توانستم تقرب پیدا کنم؟ آیا اثر گناه همیشه در روح باقی می ماند یا با توبه به کلی بر طرف می شود. استاد عاجزانه تقاضا می کنم راهکاری بفرمائید که اثر گناهان گذشته ام را به کلی از بین ببرد، قول می دهم هرچه بگوئید عمل کنم. «یا علی»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک ما آیات قرآن و روایات صحیح السند اهل‌البیت«علیهم‌السلام» است که در متن آن‌ها هرگونه گناهی را با نور تواب حضرت حق در صورتی‌که ما توبه کنیم، به‌کلّی منتفی می‌دانند و نه‌تنها منتفی، بلکه اگر با توبه‌ی خود زشتی گناه تا عمق جان ما پیدا شود، آن حالت به ما خودآگاهیِ تبدیل سیئه به حسنه را می‌دهد. خداوند یک‌جا می‌فرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئات»‏ (هود/114) یعنی کارهای خوب مثل عبادات و رعایت حرام و حلال به‌کلّی سیئات را می‌برد. و یک‌جا می‌فرماید: «إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً» (70) فرقان. یعنی اگر کسی از گناه دست بردارد و توبه کند و مسیر خود را در راستای ایمان و عمل صالح قرار دهد نه‌تنها آثار گناهان او به‌کلّی از بین می‌رود بلکه آن گناهان به حسنات تبدیل می‌شود و روحیه‌ی بسیار زیبا و پاک به او هدیه می‌گردد و در همین راستا در قرآن داریم: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ» (222) بقره. یعنی خداوند آن‌هایی که توبه کردند و از گناه پاک شده‌اند را دوست دارد و آن‌ها محبوب خدایند. و در روایات هم که این‌همه تأکید می‌شود هرکس از گناهی توبه کند همانند آن است که آن گناه را نکرده است؛ جایی برای ناامیدی نمی‌ماند. موفق باشید

11362

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: جمعی از طلاب حوزه علمیه مشهد هستیم که در موضوعات تربیتی مطالعه می کنیم و در میدان عمل هم درگیر کار تربیتی هستیم. در زمینه مبانی و الگوی تربیت مخصوصا نوجوان و جوان در کدام یک از آثار استاد مطالبی وجود دارد؟ کدام یک از شاگردان استاد در این موضوع قابل استفاده می باشند؟ اگر ممکن است شماره تماس ایشان را اعلام فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیاز به نبی» و «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» در ابتدای امر خوب است تا این‌که «ده نکته در معرفت نفس» را برایشان شروع کنید. در مورد افرادی که بتوانند کمک کنند با آقای توکلی مسئول گروه فرهنگی المیزان تماس بگیرید. موفق باشید

6743

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد درپاسخ به سوال6567 فرمودند که در جلسه دعای مکارم الاخلاق درمورد توافق صحبت کرده اند.مربوط به چه تاریخی است؟روی سایت هست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری روی سایت در همان صفحه‌ی اول دست راست تحت عنوان « خانواده مرکزصمیمیت»، آن بحث موجود است. موفق باشید
6453
متن پرسش
با سلام و احترام استاد بنده اکثر کتاب های شما را مطالعه کرده ام ولی هنوز برایمن این سوال حل نشده که در ساخت یک تمدن باید از کجا شروع کرد؟ آیا باید فلسفه را زیر بنای شروع یک عالم و تمدن دانست یا اینکه آنچه بر قلم و فکر فیلسوفان جاری می شود پس از شروع فرایند تمدن سازی است؟ ساده تر بپرسم اینکه آیا برای ساخت تمدن جدید(غربی یا اسلامی یا ... ) باید به صورت دستور کار اداری (!) منتظر فعالیت باشیم؟ یا اینکه تا فلسفه ی آن تمدن و تفکر تدوین نشده باشد نمیشود به ساخت تمدن فکر کرد؟ خواهشا ارجاع به کتاب ندهیدو در صورت امکان توضیح دهید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ساختن یک تمدن هرگز بخشنامه و دستور از بالا کار نیست. باید یک ملت بتواند تصوری اجمالی از تمدنی که می‌خواهد بسازد در خود ایجاد کند و آرام‌آرام در طی یک فرایند دویست‌ساله آن را در زندگی به تفصیل آورد و فلسفه مثل هر تفکر دیگری پشتوانه‌ی آن آرمانی خواهد بود که آن ملت در صدد رسیدن به آن است. همین‌طور که امروزه در کشور ملاحظه می‌کنید نیروهای مذهبی هرکدام از وجهی برای تغییر سبک زندگی غربی در حال فکرکردن‌ هستند و این همان شروعی است که باید می‌شد و هرکس باید تلاش کند از تاریخی که شروع شده عقب نیفتد چه از جهت تئوریک و چه از جهت عمل. در هرحال باید در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» تأمل شود و این‌که می‌فرمایید ارجاع به کتاب ندهم معلوم است می‌خواهید بدون فکر طولانی به تصور درستی نسبت به تمدن اسلامی فکر کنید و این محال است. موفق باشید
4974
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی بنده حدود دو سال است که ازدواج کرده ام. خدا شاهد است که این کار را به قصد تقرب به خدای تعالی و بدست آوردن نصف دین انجام دادم. ولیکن با گذشت این دو سال حس میکنم که از توفیقات دینی ام کم شده، نمازهایم بی حال شده و اصلا قابل مقایسه با قبل نیست. علاوه بر این حس میکنم این ازدواج باعث عقبگرد همسرم هم در امور دینی شده. از حضرتعالی درخواست دارم که بنده را راهنمایی نموده و به حقیر علت ان را هم توضیح دهید که چرا این عقبگرد اتفاق می افتد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عجله نکنید؛ با بازخوانی مجدد مسیر صحیح ظهور می‌کند. از همدیگر انتظار زیادی نداشته‌باشید وسعی کنید در کنار همدیگر و رعایت حقوق همدیگر بندگی خدا را برای خود معنی کنید. موفق باشید
4701

معنا ی خلوصبازدید:

متن پرسش
//الّآ عبادک منهم مخلصین // در این آیه.... خلوص یعنی چه؟؟ خلوص محض از کجا به دست می آید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خلوص یعنی حالتی که انسان در رجوع به خداوند هیچ انگیزه‌ای جز اُنس با خداوند نداشته باشد و هدف اصلی او از عبادت خودِ خداوند باشد. ولی در آیه‌ای که آورده‌اید بحث مخلَصین مطرح است. مخلَص یعنی کسی که خداوند او را برای خود برگزیده و به تعبیر علامه‌طباطبایی«رحمت‌الله‌علیه» هیچ‌کس هیچ سهمی در او ندارد که مصداق آن پیامبران و ائمه«علیهم‌السلام» می‌باشند. موفق باشید
3781
متن پرسش
سلام استاد،سوال من درمورد امنیت اجتماعیه و رابطه اون با اعمالی مثل زورگیری؛اینکه امنیت چقدر در حکومت اسلامی اهمیت داره ؟ میدونم که توجیه فقر اقتصادی برای این اعمال،اگرچه بی تاثیر نیست ولی چندان جایگاهی نداره،ولی آیا مجازات وتشدید اون و عمومی کردنش میتونه تاثیری در ارتقا امنیت اجتماعی وکاهش جرم داشته باشه؟میخوام آیات و احادیث در این رابطه رو بدونم.متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم ولی در فقه بحثی هست تحت عنوان «المرجفون فی المدینه» یعنی آن‌هایی که جامعه را متزلزل و مضطرب می‌کنند که حکم آن‌ها تبعید یا قتل است حتی اگر آن تزلزل در حدّ یک شایعه باشد که مستند به آیه‌ی 60 سوره‌ی احزاب است که خداوند می‌فرماید: «لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فیها إِلاَّ قَلیلاً» اگر منافقان و بیماردلان و آنها که اخبار دروغ و شایعات بى‏اساس در مدینه پخش مى‌کنند دست از کار خود بر ندارند، تو را بر ضدّ آنان مى‏شورانیم، سپس جز مدّت کوتاهى نمى‏توانند در کنار تو در این شهر بمانند!. موفق باشید
413

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام و ارزوی توفیق-باتوجه به اینکه بنده کتابهای زیادی را در مورد مسائل مهدویت و اخرالزمان مطالعه کرده ام و نیز با برخی از صاحب نظران وعالمان این حوزه در ارتباطم اما باز هم سوالی در یک مورد مرا ازار می دهد که ان را محضر شما مطرح میکنم -همان طور که می دانیم عصر ما ابستن حوادثی میباشد که شباهت زیادی با ان عصری دارد که ایات وروایات مطرح کرده اند و سوال اینجاست که ایا تطبیق شخصیت هایی را که ائمه علیهم السلام نام برده اند از جمله شعیب بن صالح-سید حسنی -سید یمانی -مصری -و000 با شخصیت های سیاسی ونظامی امروز صحیح می باشد یا خیر-والسلام.
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی می‌توان تطبیق آن‌ها را با شخصیت‌های امروز حدس زد، ولی نمی‌توان مطمئن بود. موفق باشید
20893
متن پرسش
به نام خدا سلام جناب استاد عزیز: آیا به کتاب مصباح الشریعه به همراه شرح جناب آقای مصطفوی می توان به عنوان یک دوره سیر و سلوک عملی نگاه کرد؟ با تشکر و التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب خوبی است ولی با توجه به این‌که تنظیم آن توسط غیر معصوم بوده و او تنها شواهدی برای سخن خود از معصوم آورده است؛ نمی‌تواند به خودی خود یک کتاب سلوکی باشد. موفق باشید

18630
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: بی تعارف بفرمایید قبر حضرت زهرا سلام الله علیها کجاست؟ حالا شما بفرمایید نمی دانم!!!! جسارت نباشد اما ما که نه قبول می کنیم نه باورمان می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود کتاب «بصیرت فاطمه زهرا«سلام‌اللّه‌علیها» را دقیقاً و کامل مطالعه فرمایید، تا به جای پیداکردنِ قبر مبارک آن حضرت، رازِ پنهان‌بودنِ آن را پیدا کنید که هزار بار بالاتر از پیداکردنِ جای قبر مبارک آن حضرت است! موفق باشید    

17333

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: معذرت می خواهم از اینکه وقت شریفتان را می گیرم. به نظر شما برداشتِ حقیر از این حدیث شریف امام امیر المومنین علیه السلام صحیح است؟ «الروح فی الجسد کالمعنی فی اللّفظ» 1. می توانیم بگوییم برهان صدیقین و مبانی آن از این حدیث گرفته شده است، 2. با توجه به اینکه (روح) در فرهنگ دینی ما به معنای روح در فارسی بکار نمی رود، این حدیث را می توانیم یک قاعده کلی در عالَم بدانیم که بر کل عالم حاکم است و یک روح و یک لفظ یا جسد وجود دارد که این جسد یا لفظ به خودی خود اصلا معنی ندارد و روح معناست که به آن لفظ معنا می دهد. یعنی در واقع لفظ نیست و فقط معناست. اگر معنا نباشد لفظ هیچ است. «هویت تعلقی». 3. اینکه پیامبر (ص) فرمودند: «الفقرُ فَخری» فقر به معنای عرفانی آن است؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2- روایت فوق بحث حضور «وحدت در کثرت» را و جریان توحید در همه‌ی عالم را مدّ نظر قرار می‌دهد 3- فقر در روایت فوق به هر دو معنا می‌باشد؛ هم به لحاظ این‌که نظر به هویتِ تعلقی‌شان دارند و هم به معنای این‌که نخواهند ثروت‌مند باشند بدون آن‌که بخواهند محتاج مردم گردند. موفق باشید

17207
متن پرسش
سلام علیکم: استاد نظر شما درباره ی تحصیل خانم هایی که فعلا موقعیت ازدواج ندارند چی هست؟ شما در کتاب «زن آنگونه که باید باشد» فرمودید: که خانم های مجرد می توانند مسیر عرفانی را راحت تر طی کنند (جمله ای با همین مذموم اگر اشتباه نگارش کردم پیشاپیش عذر خواهی می کنم) به نظر شما حضور این خانم ها در اجتماع بهتر نیست تا اینکه در خانه باشند و نتوانند با ادامه تحصیل و در آینده به مردم خدمت کنند؟ به نظر شما حضور یک خانم مجرد مذهبی در عرصه علم (احتمالا شمای بزرگوار از سطح علم دانشگاهی اطلاع دارید) به عنوان معلم یا استاد دانشگاه بهتر نیست تا یک خانمی که افکار صد و نقیض و گاهی سکولاری دارند و احتمال تاثیرگذاری ایشان و تاثیر پذیری از طرف مقابل هست! نظر شما چیست؟ آیا سخن حصرت امام (رحمه الله علیه ) شامل این مورد هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:

هنوز هم معتقدم شرایط و روحانیت دیگری را خداوند برای خانم‌هایی که شرایط ازدواج برایشان فراهم نشده مقدر کرده است که تحقق آن شرایط با روحیه‌ی عرفانی آن‌ها به فعلیت و ظهور می‌آید و در دل چنین روحیه‌ای همچون سربازی فداکار برای اسلام می‌توانند در فعالیت‌های اجتماعی و دانشگاهی حاضر و فعّال باشند. موفق باشید

14066
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامى: استاد عزيز شما داستانى نقل کرديد از پيامبر (ص) و يکى از يارانش که به مرحله يقين رسيده بود که شخص به پيامبر (ص) مى فرمايد من الان پيروان شما را در آتش مى بينم و صداى فريادشان را مى شنوم اسمشان را بگويم که پيامبر (ص) مى فرمايند سکوت کن. آيا وقتى گفته مى شود هم اکنون قيامت هست و هم اکنون جهنم و بهشت است و يا اينکه گفته مى شود خداوند براى انسان سرنوشتى در قضايش قرار داده و خدا مى داند انسانها جهنمى اند يا بهشتى، پس جايگاه اراده و اختيار انسان کجاى اين اراده و علم خداوند قرار دارد بنده صوت هاى مربوط به عدل الهى و قضاوقدر شما را که شرح کتاب شهيد مطهرى بود گوش دادم اما پاسخ سوالم را نگرفتم. لطفا راهنمايى بفرماييد درپناه حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه داشته باشید که علم خدا به عمل بنده بر اساس اختیار بنده‌اش می‌باشد. یعنی خداوند می‌داند این بنده‌اش در آینده با اختیار خود چه می‌کند و از این لحاظ است که جبر پیش نمی‌آید، زیرا عمل بنده به جهت علم خدا نیست، بلکه علم خدا به جهت عمل بنده است زیرا علم خدا، علم به واقعیت است. موفق باشید

13559
متن پرسش
سلام علیکم حقیر طلبه هستم. با توجه به لزوم داشتن اطلاعات سیاسی و تحلیل سیاسی و بصیرت سیاسی (و رجوع مردم به روحانیت درباره ی مسائل سیاسی) که مقام معظم رهبری خیلی روی آن تأکید کردند، در این راستا چه کار کنم و چه کتابهایی مطالعه کنم؟ مثلا برای اطلاعات سیاسی، گوش دادن به اخبار کافی است یا باید به چه منابع دیگری رجوع کنیم؟ این حقیر خوب می دانم که یکی از وظایف مهم روحانیت، حفظ انقلاب از تحریف و انحراف و حفظ ارزشها و آرمان های انقلابی است، با توجه به اینکه دشمنان داخلی و خارجی درصدد تحریف انقلاب اسلامی و تحریف اهداف انقلاب اسلامی هستند، برای مقابله با این جریانات و بصیرت کافی پیدا کردن درباره ی انقلاب اسلامی و حفظ انقلاب از تحریف، چه کار کنم و چه کتابهایی را مطالعه نمایم؟ تمام کتابهای جناب عالی را تهیه کردم، آیا فقط کتاب های خودتان را در این زمینه مطالعه کنم یا به کتابهای دیگری هم رجوع کنم؟ لطفا در زمینه ی بصیرت سیاسی و انقلاب اسلامی و دفاع از آرمانه و ارزش‌های انقلابی و مواردی که بیان شد، هر کتابی را که برای یک طلبه، سودمند می دانید معرفی کنید. با تشکر از زحمات استاد و التماس دعا از ایشان در این شبهای غمناک ولی بصیرت افزا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آرام‌آرام بعد از فهم انقلاب اسلامی از طریق کتاب‌های مربوطه و دقت بر روی کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» با تمرکز بر روی سخنان مقام معظم رهبری از یک طرف و اُنس طولانی با صحیفه‌ی حضرت امام؛ إن‌شاءاللّه بصیرت لازم را که اقتضای این تاریخ است، به دست خواهید آورد. البته برای یک طلبه دروس رسمی حوزه، اولویت دارد. موفق باشید 

12420
متن پرسش
سلام علیکم: حالتان چطور است؟ نظری در این خصوص هست که جناب محی الدین رضوان الله تعالی علیه عالم حصولی نبوده است و مطالب حصولی از قبیل کلام و فلسفه و ... را نمی دانسته است و هر آنچه از علوم و معارف ارزشمند چون مروارید و صدفی که از لسان ایشان در کتابهایشان نقش بسته است همه کشف و شهود وی بوده است و همه را به نحو علم حضوری دریافت کرده است. یعنی می گویند ایشان علم حصولی نداشته است ولی مطالب ارزشمندی را که بیان کرده است هیچ عالم حصولی قادر به بیان اش نبوده است. اما عده ای از قبیل آقای یزدان پناه معتقدند که ایشان بر کلام و فلسفه عصر خود اشراف داشته است. می خواستم ببینم سند و مدرکی وجود دارد که ابن عربی به کلام و فلسفه و علوم حصولی اشراف داشته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس مختصر مطالعه‌ای از کتاب‌های جناب محی‌الدین داشته باشد می‌بیند که با چه دقتی متوجه علم کلام و فلسفه‌ی زمان خودش بوده است در حدّی که حتی در متن فصوص‌الحکم به‌خوبی از اصطلاحات فلسفه و کلام در راستای اهداف خودش استفاده کرده است. آری محی‌الدین بنا ندارد که با نگاه کلامی و فلسفی مسائل را طرح کند. موفق باشید

11114
متن پرسش
سلام علیکم: جایگاه و ضرورت خواندن منطق برای ورود به فلسفه را بفرمایید. آیا برای فلسفه خواندن، نیاز به منطق خوانی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه‌ی فهم فلسفه، منطق نیست، ولی از آن‌جایی که فلاسفه با زبان منطق سخن خود را فرموده‌اند باید اصطلاحات علم منطق را بشناسیم. موفق باشید
نمایش چاپی