بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10928

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده.بنده چند سالی است به طور پراکنده ونا منظم با مباحث شما ودیگر اساتید کمی آشنایی دارم ولی حال با توجه به علاقه واحساس نیاز به مباحث معرفتی و اتمام دروس دانشگاه و داشتن وقت می خواهم به مباحث معرفتی بپردازم. برای یک برنامه بلند مدت از کجا شروع کتم وبه چه ترتیب ادامه دهم ؟فلسفه و منطق و عرفان وفقه یا هر چیزی که به نظر شما لازم است را چکونه وبا چه کتابهایی ادامه دهم؟ آیامی توانم به طور شخصی این مباحث را دنبال کنم یا لازم است مثلا در حوزه یا دانشگاه یا با اساتیدی مباحث را دنبال کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید به طور رسمی به حوزه متصل شوید که خیلی خوب است و اگر برایتان ممکن نیست سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست إن‌شاءاللّه راهگشا خواهد بود. موفق باشید
9323

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» چه مفهومی دارد؟ چه چیزی میخواد بگه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالعه بفرمایید تا برایتان معلوم شود. موفق باشید
9062

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: یک زن طلبه پس از سطح دو چه خصوصیاتی را باید کسب کرده باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی به حوزه‌ی خواهران وارد نیستم. اصل را بر آن بگذارید که ادبیات عربی خوبی به‌دست آورید تا در فهم متن آیات و روایات و متونی مثل اسفار مشکل نداشته باشید. موفق باشید
8988
متن پرسش
با سلام: بنده فارغ التحصیل ارشد کامپیوتر و 30 سال سن دارم و مجرد و مشغول کار هم هستم. در دانشگاه هم تدریس کردم ولی از نظر روحی ارضاء نشدم! احساس نیاز به مطالعات دینی از قدیم در بنده وجود داشته ولی احساس میکنم باید مسیر تحصیل حوزه را انتخاب کنم. البته سختی هایی دارد. اکنون خیلی ذهنم درگیره و احساس پوچی و بی خود بودن میکنم! فکر میکنم باید تو یک ساختار تحصیلی و تربیتی قرار بگیرم. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر تنها می‌خواهید مشکلات خودتان را از جهت معرفتی حل کنید، از طریق سیر مطالعاتی که روی سایت است کار را جلو ببرید ولی اگر می‌خواهید در مسیر تبلیغ اسلام قرار گیرید باید به طور رسمی وارد حوزه‌ی علمیه شوید. موفق باشید
8777
متن پرسش
با سلام و ادای احترام به استاد گرامی اگر کسی به عنوان جاهل مقصر مرجع تقلید انتخاب نکند و اعمال عبادی انجام داده باشد و از دنبا رفته باشد هیچ کدام از اعمالش قبول نیست؟ به عبارتی شرط قبولی اعمال مطابقت اعمال با نظر مرجع تقلید است؟ 2. اگر کسی قبل از بلوغ اعمالش را بدون تقلید انجام داده باشد و اتفاقا بعد از بلوغ اعمالش با نظر مرجعی که انتخاب کرده مطابقت نداشت. عملش قبول خواهد بود؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این سؤالات در حوزه‌ی تخصص بنده نیست. موفق باشید
8645

مبشراتبازدید:

متن پرسش
با سلام. در جواب سوالی فرموده اید: "در روایت داریم هر اندازه عقل انسان رشد کند، خواب‌دیدن‌هایش کم می‌شود." پس اینکه حضرت رسول هر روز صبح از اصحابشان می پرسیدند هل من مبشرات چه میشود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: خواب دیدن‌هایی که در اثر تحرک غیر قابل کنترل قوه‌ی خیال باشد، با رشد عقل و کنترل خیال کم می‌شود ولی آن حالاتی که در اثر صعود نفس ناطقه بر عالم بالا برای نسان صورت می‌گیرد پای برجاست که به آن، مبشّرات می‌گویند. موفق باشید
7785

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام حدمت استاد بزرگوار پسری 26 ساله هستم که حدود 4سال هست مشغوبل کار هستم با توحه به تورم بالا و نوسان قیمتها و بی تجربگی خودم نتوانستم در امد جندانی به دست بیاورم تا از لحاظ اقتصادی اماده ازدواج شوم با توجه به اینکه از تمامی حهات نیاز به ازدواج دارم ولی از لحاظ اقتصادی می ترسم ازدواج کرده چون کارم نیز ازاد هست وثبات چندانی شاید در اینده نداشته باشد از لحاظ فکری و مدیریت خانواده فکر میکنم تا حدودی مبانی را بدانم ودر این ضمینه سعی کرده ام با شناخت سنت پیغمبر ص روش را بر این مبنا گذاشته و فکر می کنم از جنبه های دیگر نیز شرایط را دارم ولی باور بفرمایید تا فکر تامین مخارج ازدواج می افتم می ترسم که نکند دختر مردم که به امید همسر من میشود به زحمت افتاده و خودم نیز در شرایط سخت دچار لغزش شوم از این کار منصرف می شوم ولی باز به خودم میگویم من که بدنی سالم دارم و به لطف خدا کار هم دارم و همت کار هم دارم بقیه را باید به خدا سپرد و از طرفی اگر مردان از ترس این مسله تن به ازدواج ندهند قطعا جامعه دچار بحران های بدتر از ان خواهد شد و مسولیت شرعی و اچتماعی خود در قبال جامعه چه می شود لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید که ایا صبر کنم تا پس انداز جمع کنم اصلا رویکرد درست نسبت به این قضیه چیست و چه موقع مرد از لحاظ اقتصادی برای این کار می تواند اقدام کند لطفا نظر خود نسبت به این قضیه بفرمایید واگر منبعی برای تحقیق بیشتر صلاح می دانید بفرمایید اجر شما با خداوند
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: وقتی با صداقت کامل جلو بروید و به آن خانم هم بگویید بدون هیچ پس‌اندازی می‌خواهید یک زندگی ساده‌ای را تشکیل دهید و با یک عقد و یک سفر زیارتی بدون هرگونه جشنِ هزینه‌بر، برمی‌گردید به خانه‌ی کوچکی که اجاره کرده‌اید، هیچ مشکلی پیش نمی‌آید و خداوند با نظر رحمت به این نوع زندگی‌ها می‌نگرد. موفق باشید
7004

علوم سیاسیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم بنده علاقه زیادی به علوم سیاسی دارم و آنجایی که فضای تحصیل در این برایم فراهم نشده ، تصمیم دارم که بصورت مطالعه ی آزاد این مسیر را شروع کنم. به نظر شما از چه کتاب هایی و یا از چه نویسندگانی در این زمینه بهره مند شوم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این صورت که می‌فرمایید در تخصص من نیست. شاید کتاب‌های آقای دکتر موسی نجفی و آقای جواد. منصوری مثل ـ شناخت استکبار. ـ ۲۵ سال حاکمیت آمریکا در ایران. ـ فرهنگ استقلال. ـ مقدمه‌ای بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران. ـ جنگ فرهنگی علیه انقلاب اسلامی. ـ شناخت و تحلیل پدیده‌های سیاسی. ـ سیر تکوینی انقلاب اسلامی. ـ فرهنگ استقلال و توسعه. ـ قیام ۱۵ خرداد به روایت اسناد ساواک برای شروع مفید باشد. موفق باشید
5966
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام در روایتی هست خدا به حضرت داود فرمود فلان شخص ریاکار است وقتی مرد حضرت به تشیع نرفتند خداوند خطاب فرمود چرا نرفتی عرض کرد خودت فرمودی ریا کار است خداوند فرمود اری ولی موقع دفن چهل نفر گفتند ما هیچ بدی از او ندیده ایم من هم او را آمرزیدم ( روایت نقل به مضمون شد) حال با توجه این که علم و عمل جو هرند و انسان ساز و تطلع علی الافئده که اعمال ادمی از درون جان او نشات می گیرد و این که قیامت صورت اعتقاد و اخلاق و اعمال انسان است و این که مثلا پیا مبر می فرماید اگر کسی ذره ای کبر در قلبش با شد به بهشت نمی رود چه می شود اساسا با گفتن چند نفر انهم با این که همه می دانند حرفشان حقیقت نیست همه این مسائل حل می شود و ایا این روایات تجری بر گناه نمی اورد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی : سلام علیکم: این نوع روایت ظرائف خاص خود را دارد اولاً: عنایت داشته باشید که می‌فرماید چهل مؤمن اظهار کنند که او آدم خوبی بوده. چهل مؤمنی که خدا آن‌ها را مؤمن بداند نه هرکسی. ثانیاً: روایت می‌رساند که قلب این چهل مؤمن وجهی از شخصیت آن فرد را درک می‌کرده‌اند که نسبت به آن وجهی که حضرت حق به حضرت داود خبر دارد متفاوت بوده و ظریف‌بودن کار در همین است که خدا مؤمن است – یکی از اسماء الهی مؤمن می‌باشد – حال خدا در مقام قلب این چهل مؤمن وجه دیگر آن فرد را مدّ نظر قرار داده و عملاً می‌خواهد به حضرت داوود«علیه‌السلام» بفرماید می‌تواند وجهی از نور خدا و هدایت الهی را نسبت به عالم و آدم در قلب مؤمنین دنبال کند. و جریان «وشاورهم فی‌الأمر» که خداوند به رسول خودش دستور می‌دهد در همین رابطه است و این غیر از دموکراسی است که فکر کنیم در ذهن و زبان هرکس می‌توان حق را پیدا کرد. هرچه انسان‌ها مؤمن‌تر باشند نظرشان به حق نزدیک‌تر است و دموکراسی واقعی وقتی است که جامعه با نور ایمان خود در امری متقن شوند. از این روایت می‌فهمیم که می‌توان از اسمی از اسماء الهی به اسمی دیگر از اسماء او رجوع کرد و او نیز با آن اسمی که ما به او رجوع کرده‌ایم بر ما تجلی می‌کند. خوشا به حال آنانی که با رجوع به مؤمنین و رعایت حقوق آن‌ها دل آن‌ها را نسبت به خود نرم می‌کنند تا دل حق را که او نیز مؤمن است به خود جلب کنند. موفق باشید
4701

معنا ی خلوصبازدید:

متن پرسش
//الّآ عبادک منهم مخلصین // در این آیه.... خلوص یعنی چه؟؟ خلوص محض از کجا به دست می آید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خلوص یعنی حالتی که انسان در رجوع به خداوند هیچ انگیزه‌ای جز اُنس با خداوند نداشته باشد و هدف اصلی او از عبادت خودِ خداوند باشد. ولی در آیه‌ای که آورده‌اید بحث مخلَصین مطرح است. مخلَص یعنی کسی که خداوند او را برای خود برگزیده و به تعبیر علامه‌طباطبایی«رحمت‌الله‌علیه» هیچ‌کس هیچ سهمی در او ندارد که مصداق آن پیامبران و ائمه«علیهم‌السلام» می‌باشند. موفق باشید
4077
متن پرسش
سلام استاد جان. نظر شما در خصوص روانشناسی غربی چیست؟تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: روان‌شناسی موجود همان روان‌شناسی غربی است. ما در اسلام اخلاق تعلیم و تربیت را به جای آن داریم و چون نگاه روان‌شناسی غربی به انسان، نگاه اومانیستی است نمی‌تواند چیز مفیدی باشد. این را بنده از قول بعضی از روان‌شناس‌هایی می‌گویم که پس از بررسی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی به آن رسیده‌اند. موفق باشید
4014

«معرفت نفس»بازدید:

متن پرسش
با سلام و ادب و احترام خدمت استاد بزرگوار : 1- در پاورقی کتاب ده نکته ارجاع داده اید به کتاب شرح معرفت نفس آیت الله صمدی که ایشان خواندن چند کتاب مثل شرح طهارت و .. را قبل معرفت نفسشان تاکید کرده اند آیا به نظر شما آن کتابها را هم باید بخوانیم و همچنین خواندن معرفت نفس ایشان شاید چند سالی طول بکشد آیا این دور ماندن از سیر شما ایراد ندارد و در کنار آن مطالعه کتابهای دیگرتان را پیشنهاد نمی کنید با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نوارهایی در سال‌های قبل از ایشان دیدم تحت عنوان «معرفت نفس»، منظورم آن سخنان بود. موفق باشید
3480
متن پرسش
سلام استاد یه چندتا سوال ازتون پرسیده بودم که لطف کردینو برام فرستادین- اما سوال جدیدم اینه که 1-چطوری باید شرایط تاریخی و پیچ تاریخی که توی اون هستیم را بشناسیم ؟راهی هست که حداقل بتونم در این باره یه راهنمایی بگیرم؟ 2-برای انتخابات در راه بنظر شما زوده از الان وارد شیم؟ 3-بنظر شما جبهه پایداری باید چیا داشته باشه که بشه بهش امید داشت و میشه نظرتونو در مورد افراد این جبهه بفرمایین؟ 3-من اگه بخوام یه فردی بشم که سیاسی تر از اینی که الان هستم بشم(البته الانم چیزی نیستم1!!)باید از کجا شروع کنم ؟برای این راه تنها برم یا اگه شد دست چند نفر دیگه ام تو تکامل سیاسی خودم بگیرمو راه بیوفتم؟ 4-استاد من خیلی دوست داشتم شما مارو مستقیم تو سیاست راهنمایی کنید از نزدیک می دونم خواسته بزرگیه و برای من خیلی زیاده اما اگه ما چند تا دانشجو باشیم که واقعا به خدا توکل کردیم تا بتونیم باری از دوش مولامون بر داریم هرچند که بارم میذاریم !!و از شما بخوایم یه چند جلسه واسه ما هم وقت بذارین قبول میکنید ؟؟خیلی بی ادبانه خواسته مو از کسی مثل شما خواستم اما .... لطفا خصوصی باشه به امید ظهور فرزند مادرم زهرا....
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- پیشنهاد می‌کنم جزوه‌ی « جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و جریانات سیاسی در آینده» که بر روی سایت هست را مطالعه فرمایید شاید نگاهمان را به شرایط تاریخی که در آن قرار داریم بیندازد ولی در هرحال روح تاریخ قابل فهم به علم حصولی نیست باید نمونه‌‌های موجود در تاریخ خود را کالبدشکافی کرد تا آن روح کشف شود و بتوان آن را احساس نمود کاری که رهبر معظم انقلاب انجام می‌دهند 2- با اشارات رهبری باید عمل کرد 3- حُسن جبهه‌ی پایداری آن است که متوجه شده‌اند باید از اصول‌گرایی حزبی عبور کرد و از نظر ذهنی با آزادی بیشتر تصمیم گرفت، ولی در مورد آقای احمدی‌نژاد آن هوشیاری که امثال دکتر الهام از خود نشان داد از خود نشان ندادند. امید است در آینده خوب‌تر عمل کنند 4- بر مبنای سخنان رهبری تقیّد افراد و گروه‌ها را ارزیابی کنید تا با نگاه سالمی سیاست را دنبال بفرمایید و در این راستا به آن‌چه رسیدید به دوستانتان نیز کمک کنید. بنده در جلسات شنبه سعی می‌کنم مثال‌هایی که باید در رابطه با آیات قرآن بزنم مثال‌های روز باشد و به نظرم این راه خوبی است برای درست‌تحلیل‌کردن موضوعات جامعه، زیرا مبنایمان آیات قرآن است. امید است در این راه قرآن دستمان را بگیرد. موفق باشید
3257

عقل و قلببازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد عالیقدر اصغر طاهرزاده بنده چند روزی است که با وب سایت و سخنرانی های حضرت عالی آشنا شده ام و آشنایی با شما و معارفتان حقیقتا باعث وجد بنده شد که اولین گام های خود را در کسب معارف عقلی بر می دارم. آشنایی با امکان مطرح کردن سوال در سایت باعث شد که با شوق زیاد بخشی از سوالاتی که از گذشته در ذهنم جمع شده را خدمتتان مطرح کنم. از این که با این پرسش طولانی وقت شریفتان را می‌گیرم عذرخواهی می‌کنم و از سعه‌ی صدر شما در پاسخگویی به آن بسیار متشکرم. انشاءاله خداوند بر توفیقات شما بیافزاید. سوالی که از محضرتان داشتم در مورد نسبت بین عقل و قلب است و مهم تر از آن این که چرا با وجود این که عقل در قرآن، روایات دینی و حکمت صدرایی منزلت بسیار بالایی دارد اما همین عقل در لسان عرفا مورد مذمت قرار می گیرد؟ اجمالا جواب هایی به این سوال خودم دارم. از جمله این که آن عقلی که مورد مذمت است عقل مشوب به وهم است، یا این که عقلی است که به واسطه مفاهیم و اصطلاحات میخواهد حقایق را درک کند و به همین خاطر توقف در عقل باعث می شود انسان به معارفی که بدون واسطه صورت های عقلی و از طریق اشراق و حضور قابل دریافت است باز بماند. اما سوال بنده این است. مگر نه این است که تمام معارف انسان اعم از معارف مفهومی و دریافت‌های اشراقی از عقل فعال (جبرئیل) اخذ می شود؟ و مگر در میان انسان ها کسی غیر از رسول اکرم (ص) بوده‌اند که در سلوک خود فراعقلی شوند و از جبرئیل نیز به خدا نزدیک تر شوند به گونه ای که جبرئیل نیز برای ایشان حجاب شود؟ پس با این حال چرا عقل مورد مذمت عرفا است؟ در همین راستا باز می‌توان پرسید که انسان‌هایی که بدون کسب معارف به اصطلاح عقلی به مراتب بسیار بالایی از معنویت و بندگی عاشقانه رسیده‌اند (مثل شهدای دفاع مقدس) آیا می‌توان همه‌ی حالات و مقاماتشان را به عقل فعال ارجاع داد؟ در آن صورت آیا باز تمام مقامات معنوی و عرفانی و حتی عبودیت عاشقانه به عقل فعال رجوع نمی‌کند؟ در این میان جایگاه قلب که فراتر از عقل منفصل (عقل نازل انسان) پنداشته می‌شود چیست؟ آیا همه‌ی این‌ها در ذیل عقل فعال قرار می‌گیرند، و عقل حجاب‌سازی که به قول شهید آوینی منشأ تمام خودبینی‌های انسان است همان عقل منفصل انسان است که هنوز از شر وهم آزاد نشده است؟ با تشکر فراوان از توجه حضرت عالی
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: سؤالی است که نیاز به بحث گسترده دارد اولاً: عنایت بفرمایید که اصطلاحات فلسفی با اصطلاحات دینی خلط نشود. عقلی که قرآن می‌فرماید جدا از قلب نیست. می‌فرماید: «لَهم قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها» انسان‌ها می‌توانند به مقامی برسند که برای آن‌ها قلوبی است که با آن تعقل می‌کنند که این همان عقل قدسی دینی است. ثانیاً: عقل فعّال مربوط به نگاه فلسفی به حقایق قدسی است چون در فلسفه انسان سعی دارد با مفاهیم حقایق مرتبط شود در حالی‌که در عرفان سعی بر آن است که قلب با خودِ حقایق مأنوس گردد و از این جهت حرف عرفا این است که درک مفهومی حقایق کافی نیست. ثالثاً: عرفا عموماً عقل جزیی را نقد می‌کنند که نظر به ماهیات دارد و حجاب «وجود» است. مولوی در همین رابطه می‌گوید: «عقلِ جزوِی عقل را بد نام کرد.... کامِ دنیا مرد را بی‌کام کرد». رابعاً: شهداء در ذیل شخصیت اشراقی حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» توانستند به ملکوت عالم رجوع کنند. در این رابطه طرح عقل فعّال که در نگاه فلسفی مدّ نظر قرار می‌گیرد و سعی در فهم حقایق دارد و نه اتحاد با حقایق، موضوع را در حجاب می‌برد. شاید کتاب «ادب خیال، عقل و قلب» تا حدّی بحث را باز کند. موفق باشید
2905
متن پرسش
سؤال19: ما قبول داریم که امام‌خمینی حکومتی بنا نهادند که دیگران خیلی که هنرکنند، باید آن حکومت را خوب حفظ کنند. و شاید اگر حضرت امام نبود، هیچ عالم دیگری نمی‌توانست چنین کاری کند؛ خصوصاً که آن انقلاب و سیرة امام در شکست‌دادن حکومت پهلوی از طریق به صحنه آوردن مردم با دست خالی و شهیدشدن آنها، بر خلاف عقل انسان‌های عادی، بلکه بر خلاف عقل اندیشمندان و عرفایی مثل شهیدمطهری و علامه طباطبائی بود، تا آنجا که آیت‌الله میانجی گفته‌بود: «امام‌خمینی به سیرة عقلا عمل نمی‌کند.»! البته الآن که انقلاب پیروز شده، ما همه بسادگی می‌پذیریم که آن استراتژی عاقلانه بوده. پس شاید بتوان گفت که حضرت امام در شکست‌دادن حکومت شاه، عقلی فوق حتی عقل علما و عرفا و فلاسفه و مفسرین داشته‌است. آری، ما قبول داریم که این انقلاب، بدون امام‌خمینی پیروزنمی‌شد. اما بحث بر سر این مطلب است که ما می‌خواهیم از طریق استدلالی عقلی که در صفحة 46 آمده، مقامی خاص را برای حضرت امام حتی در این زمان (بعد از رحلت‌شان) هم ثابت کنیم! لبّ استدلال شما در دلیل سوم این جمله است: «خداوند به همان دلیل که پیامبر فرستاد و امامان را پرورش داد، در زمان غیبتِ امام زمان، فقیهی که بتواند جامعه را درست هدایت کند می‌پروراند.»، طبق این استدلال، مصداق این استدلال در زمان حاضر باید فرد زنده‌ای باشد. پس این استدلال، نه تنها این مقام را برای حضرت امام در این دوران اثبات نمی‌کند، بلکه نفی هم می‌کند!
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: لازمه‌ی هدایت الهی در زمان غیبت امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» فقه و فقهایی است که الفبای حیات دینی در زمان غیبت را در زمانی تدوین کند، حال در یک زمان شیخ طوسی این کار را می‌کند و سال‌ها آن فقاهت جوابگوست، و یک زمان صاحب جواهر به میدان می‌آید و فقه جواهری را شکل می‌دهد و با این‌که او رحلت می‌کند ولی سیره‌ی او زنده است و در دوران معاصر که نظام سیاسی جهان شکل خاصب به‌خود گرفت خداوند حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی» را پروراند که سال‌ها پس از رحلت او سیره‌ی او در صحنه خواهد ماند، پس از آن برهان لازم نمی‌‌آید نظر به شخص خاصی که زنده است بکنیم. عمده سنت پرورش فقیهی است که الفبای حیات دینی در زمان غیبت را تدوین کند، سایر فقها سال‌ها باید بر اساس آن الفبا و در آن جاده حرکت کنند. موفق باشید
2333
متن پرسش
سلام استاد.برای من مساله ای پیش آمده و میخواستم شما راهنمایی بفرمایید.قضیه از این قراره که یه آقایی هست که به وسیله قرآن،غیب میگه.اصطلاحا بهشون دعا نویش میگن.این آقا تو یه اتاق کوچیک با یه مبلغ خیلی مختصر(1000 تومن) و فقط از طریق قرآن راحت از آینده یا مشکلات فرد یا کارایی که باید بکنه خیر میده،تا اینجا همه چی خوبه،اما چند وقت قبل یکی از آشناها چند سال بود چند تیکه وسیلش رو یهم گم کرده بود و مطلقا پیدا نمی شد،این آقا گفته بود اجنه برداشتنشون،بعدش با کلمات قران و ورق زدن جاهای مختلف و یادداشت کردن کلمات و عبارات،دعایی درست کرده بود و گفته بود اینو ب توسل به ائمه و صلوات فرستادن و بردن نامه ائمه میسوزونی.سوزونده ود و چند ساعت بعد به طرز عجیبی وسایلش تو خونه پیدا شده بودن.استاد چیزی که منو گیج کرده و توانایی تشخیص حق و باطل رو از من گرفته اینه که آیا سوزوندن کلمات و عباراتی که از قرآن نوشته شده جایز و شرعی و درسته؟این آقا که نه دنبال پول و دکون زدنه،کارشم که فقط با قرآنه،از اون طرف گفته این سوزوندن حتما باید با صلوات و توسل باشه،چجوری میشه اینا رو با هم جمع کرد؟پس باید نتیجه بگیریم کارش درست و شرعیه و اون عبارات و کلمات رو هم که درآورده طبق یه رموز خاصی بوده نه اینکه اسمش قرآن سوزوندن باشه.این آقا هیچ جای کارش شبیه جن گیرا نیست و به نظر نمیرسه کارش سیاه و شیطانی و ضاله باشه.لطفا جوابی بدین تا مرز حق و باطل کار این آقا روشن بشه
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: فریب این افراد را نخورید، قرآن بهانه است این خبرها همه از طرف جنّیان شرور به او می‌رسد و جنّیان شرور به او خدمت می‌کنند و هیچ برکتی برای شما ندارد. به کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» رجوع بفرمایید مسائل آن‌جا عرض شده. موفق باشید
2277
متن پرسش
سلام.... بنده در جلسات سه روزه تان، که پیش از ماه رمضان در مسجد برگزار شد، حضور داشتم سوالی پیرامون اداب و رسومی که در بعضی از اقواممان هست، دارم: دربعضی از خانواده ها رسم است، از مصرف بعضی چیز ها خود داری می کنند. برای مثال:در خاندان ما، از نگهداری اردک می ترسند و معتقدند که نسبت به آن توبه دارند (یعنی در صورت نگهداری ان ممکن است اتفاق بدی بیفتد) و یا در یکی از اقوام دیگرمان درست کردن مربای انجیر را صلاح نمی دانند و میگویند توبه داریم. البته من خودم اعتقادی به این ها ندارم ولی جهت اطمینان خواستم از شما بپرسم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: انسان عاقل نباید به‌چیز‌هایی وابسته شود و خود را محدود کند که آن محدودیت ها مبنای عقلی و شرعی ندارد. موفق‌باشید.
1744
متن پرسش
سلام علیکم وخسته نباشید خدمت استاد عزیز : آیا انسان در این دنیا می تواند به مقام انسان کامل برسد یا اینکه در ادامه زندگیش در برزخ می تواند به این مقام برسد ؟ واینکه می گویند انسان قبل از آفرینشش امتحان می شود یعنی قبل از پا به دنیا گذاشتنش امتحان می شود و با اختیار خودش مسیر زندگیش را انتخاب می کند واین می شود که حضرت فاطمه (س)انسان کامل می شود ومن انسان عادی ،من این اختیار رانمی توانم درک کنم لطفا توضیح دهید . اجر کم عند الله
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام انسان در ذات خود موجود مختاری است و بر همان اساس قبل از خلقت در علم خدا موجود است و با اختیار خود آن نوع شخصیتی را که خواست برای خود انتخاب می‌کند و همواره به جهت اختیاری که دارد می‌تواند بر انتخاب خود باقی باشد و می‌تواند آن را تغییر دهد. ممکن است کسی در آن عالم انتخاب کند که انسان کاملی باشد و بعد که در عالم کثرات قرار گرفت بر انتخاب اولیه‌ی خود پایدار نماند و یا ممکن است در همان عالم شرارت را انتخاب کند و در دنیا هم بر همان انتخاب پایدار بماند. هنر زهرای مرضیه«سلام‌الله‌علیها» آن بود که در آن دنیا بهترین انتخاب را کردند که در حوادث بعد از رحلت پیامبر شکیبا و پایدار بمانند و بر آن انتخاب پایدار ماندند و خداوند نیز همین را در حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» دید و برای این کار بزرگ او را خلق کرد. در ضمن جواب شماره 1364 در رابطه اعیان ثابته ممکن است موضوع را روشن کندموفق باشید
1418

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم: سلام عرض می کنم خدمت استاد گرامی...اون طوری که خودم از خودم برداشت کردم فکر می کنم که ارتباط قلبی با ائمه نمی تونم برقرار کنم مثلا در مورد مصیبت حضرت حسین و وقایع کربلا سوالاتی دارم که هیچ گاه حل نمی شوند یعنی می رم سراغ کتاب های مختلف دلایل عقلی عظمت واقعه ی عاشورا رو می خونم و قانع می شم اما همین که می خوام ارتباط قلبی برقرار کنم دوباره اون دلایل از ذهنم می ره مثل این که اصلن وارد دلم نشده بوده و می گم خب که چی؟چرا این مصائب عظیم هستند و چرا اعظم هستند زیارت عاشورا رو به سختی می تونم بخونم چون درک نمی کنم اعظم مصابی یعنی چه؟اگر مصیبت هایی هست که جسما وارد شده مصائی بالاتر از این در تاریخ بوده و اگر از نظر معنوی هست و ضایعه ای که به اسلام و حرمت مقام انسان کامل وارد شده خب مظلومیت حضرت زهرا و حضرت علی آیا بالاتر از این نیست؟جزوه ی کربلا سیران عشق الهی رو هم خونده ام قبول دارم اما در دلم باور ندارم عشق به دلم راه نداره نمی دونم ایراد کار از کجاست.اگر مسئله ای از طریق عقلی و منطقی برام ثابت بشه باهاش ارتباط برقرار می کنم و از طرفی هم اگر ثابت هم بشه باز هم یک چیزی در درونم کمبود احساس می کنم و نمی دونم این به چه دلیلی هست من خیلی نگران هستم که نمی تونم کربلا و عشق در کربلا رو درک بکنم. این خصوصیات در من هست که دلتنگ دیگران نمی شم مگر این که کاری رو ازشون انتظار داشته باشم اون حس محبتی که دیگران نسبت به هم دیگر دارند رو من ندارم و آیا می شه گفت اگر من بخوام در مسیر سیر الهی قرار بگیرم چون وجه محبت رو ندارم شاید نتونم به طور کامل به ظرفیت خودم برسم؟ یا محبت ویژگی فطری برای همه ی انسان هاست.من آدم ایده آلیستی هستم و حتما می خوام از بعد عشق و محبت وارد دین بشم اما الان که این موضوع رو در درون خودم پیدا نمی کنم نمی دونم چه کار باید بکنم. اگر بنا به فرموده شما در جزوات نهایت ظرفیت وجود انسان در عشق و بندگی از روی عشق و حب در کربلا اتفاق افتاده و من نتونم این مسئه رو بچشم چه خسران بزرگی است.غالبا در مراسمات روضه حضرت اباعبدالله دلم می گه خب این ها که گریه نداره برای چی باید گریه بکنم اما با عقلم اون دلایل رو می چینم و خودم رو به گریه وادار می کنم. وقتی به مسئله ی ظهور فکر می کنم و دلایل عقلیش رو بررسی می کنم می گم خب ما منتظر انسان کاملی هستیم تا بیاد و شرایط رو مهیا بکنه برای بندگی کردن به طور کامل اما چه لزومی داره ما دلباخته ی چنین انسانی باشیم مگر نمی شود منتظر بود اما دلباخته نبود؟ آیا این سوال هایی که من دارم مثل همون مسئله ای نیست که شما در آشتی با خدا اشاره کرده اید که کسی که می گه که چی؟ چون به هدفش در زندگی نرسیده شاید چون من در درون محبت قرار ندارم و محبت رو نچشیدم این سوالات رو می پرسم. ممنون می شم لطف بفرمایید و راهنمایی بکنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در مورد ارتباط با حقیقت کربلا پس از آن‌که رعایت حرام و حلال الهی را دنبال کردید یک نحوه یگانگی با حضرت اباعبدالله«علیه‌السلام» پیدا می‌کنید و آن حضرت را جنبه‌ی ایده‌آل خود احساس می‌نمائید و طبیعی است که در چنین حالتی انعکاس شوق اُنس با حضرت همان اشک است که در جواب سؤال 1417 به آن پرداخته شده. در ضمن محبت به اهل بیت«علیهم‌السلام» را با معرفت به مقام قدسی آن‌ها می‌توان به‌دست آورد . سعی بفرمایید در مورد حقیقت نوری اهل بیت«علیهم‌السلام» مطالعاتی داشته باشید تا إن‌شاءالله شوق اُنس با حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» نیز در شما صورت منطقی به‌خود بگیرد. موفق باشید
1094

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آیا در این رابطه حدیثی داریم که دو خانواده فامیل یا فرضا دوست با هم در یک منزل یا در همسایگی هم نباشند. بنده معتقدم که از این نزدیکی ها چون که باعث پیش آمدن یک سری ناراحتی ها می شود که موجب جدایی و کدورت می شود بهتر است اجتناب شود . خواستم ببینم در این رابطه حدیثی داریم یا نه؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بنده چیزی نشنیده‌ام و فکر هم نمی‌کنم حدیثی در این مورد باشد. موفق باشید
413

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام و ارزوی توفیق-باتوجه به اینکه بنده کتابهای زیادی را در مورد مسائل مهدویت و اخرالزمان مطالعه کرده ام و نیز با برخی از صاحب نظران وعالمان این حوزه در ارتباطم اما باز هم سوالی در یک مورد مرا ازار می دهد که ان را محضر شما مطرح میکنم -همان طور که می دانیم عصر ما ابستن حوادثی میباشد که شباهت زیادی با ان عصری دارد که ایات وروایات مطرح کرده اند و سوال اینجاست که ایا تطبیق شخصیت هایی را که ائمه علیهم السلام نام برده اند از جمله شعیب بن صالح-سید حسنی -سید یمانی -مصری -و000 با شخصیت های سیاسی ونظامی امروز صحیح می باشد یا خیر-والسلام.
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی می‌توان تطبیق آن‌ها را با شخصیت‌های امروز حدس زد، ولی نمی‌توان مطمئن بود. موفق باشید
20046
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: سوالی که این روز ها ذهن این حقیر را درگیر کرده است در روند کار ها و فعالیت هایمان بسیار تاثیر گذار بوده است. تلاش می کنم که این سوال را بپرسم هر چند که هنوز سوالی که پس ذهنم است را پیدا نکرده ام! و این مسئله به خودی خود بسیار برایم آزار دهنده است. اما سعی می کنم کمی منظورم را برسانم. اگر ما یکی از بزرگترین مشکلات انسان عصر امروزی را به خصوص اگر دل در گرو مذهب داشته باشد را خرد بی خردی و یا ایدئولوگ بودن بدانیم و در برابر این ایدوئولوگ نگاه کردن به مسائل و عدم فهم همدیگر بحث مفاهمه و دعوت به تفکر را به میان آوریم و برای دیدگاه های دیگران آنطور که شایسته ی آن دیدگاه می باشد وجوهی از حقیقت را قائل باشیم، و دیگران را نیز به این رویکرد «فکر کردن به حقیقتی بیرون از خود» دعوت نماییم، به طور مثال علی رغم همه ی نقد هایمان به اصول گرایان حزبی و یا اصلاح طلبان غرب زده به معنای اصطلاحی رایج، سعی در شنیدن حرف آنان داشته باشیم و وجوهی از فکر آنان را نیز جلوه هایی از فکر حضرت امام رضوان الله علیه بدانیم، چه کنیم تا دچارِ ایده ی کثرت گرایی آمریکایی نشویم؟ و هویت خود را بر باد رفته و تهی نیابیم؟ اگر قبول نماییم که عالم پست مدرن آمده است تا این هر آنچه سخت و دشوار می نماید را به سخره گیر و دود نماید؛ اگر عالم پست مدرن نتواند افراد را از این نگاه ایدئولوگ برهاند، می تواند این ایدئولوژی ها را پوچ و تهی و بی هویت نماید. هنگامی که این ایدئولوژی ها بی معنا و تهی شد، دیگر نمی توان به آن بازگشت و یا دست به دامان ایدئولوژی دیگری شد. حال آنکه اگر انسان هویت خود را که در تعریف در غیرت با دیگری شکل گرفته است را بر باد رفته بداند هیچ انگیزه ای برای مبارزه ندارد. به عبارتی دقیق تر سوال بنده این است که چگونه می توان خود را از مرز بندی های رایج نجات داد و جایگاهی برای دیگران و تفکران آنان قائل شد در عین حال بی هویت نشد و نشاط داشت؟ مرز های درگیری ما در دانشگاه باید چگونه باشد تا در عین حال که افراد را اسیران زندان توسعه می دانیم و مرزبندی های رایج و نامطلوب با سایر تشکل ها را نداشته باشیم در حال بتوانیم مبارزه کنیم و مقابل کفر بایستیم؟ با تشکر از وقتی که می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی دقیقی را در میان آورده‌اید به همین جهت هم اگر مواظب نباشیم، قصه‌ی ما قصه‌ی کسی می‌شود که «رفت آب بیاورد، آب بردش». به همین جهت گفته می‌شود در بستر سنتی خاص باید آن نوع ارتباطات و تعاملات برقرار باشد و همواره اصولی مدّ نظر قرار گیرد که از نظر بنده آن اصول در متن تشیع در این زمانه انقلاب اسلامی و اهداف انقلاب و رهنمودهای رهبری است در چنین سنتی باید ارتباط با دیگران در میان باشد وگرنه هرکس در جزیره‌ی خود با خود زندگی می‌کند. در حالی‌که انسان‌ها با انسان‌ها، انسان می‌شوند. موفق باشید   

18914
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم استاد عزیز سلام: خدا شما را حفظ کند و بر توفیقاتتان بیفزاید. جناب استاد از یک طرف در بعضی روایات و دستورات دین آمده است که مومن باید دوستدار سختی ها و بلا ها باشد چنانچه جنابعالی در کتاب «فرزندم اینچنین باید بود» می فرمایید: «روحیه ای در خود ایجاد کن که به سختی ها عادت کند، کسانی که از سختی ها می گریزند آبروی مردانگی را می برند... روحیه انسان باید روحیه سختی پذیری باشد... سختی در راه خدا به خودی خود انسان ساز است...» مخصوصا می فرمائید باید به استقبال از سختی ها رفت و مواردی دیگر. از طرفی در موارد دیگر به ما دستور داده اند از خدا بخواهیم سختی ها به ما نرسد مثلا در دعای عالیه المضامین که در عالی ترین شرایط یعنی بعد از زیارت و توسل معصوم علیه السلام وارد شده می فرماید: «و تصوننی فی هذه الدنیا من العاهات و الآفات و الامراض الشدیده و الاسقام المزمنه و جمیع انواع البلاء والحوادث» چنانچه مشاهده می شود در این فراز از بلاها، آفات، بیماریهای شدید، بیماریهای مزمن و خفیف و به طور کلی از جمیع بلاها و حوادث مصونیت می خواهد و باز می فرماید: «و تغلق ابواب المحن عنی» درهای رنج و سختی را بر من ببند. «و لا تسلبنی ما مننت به علی و لا تسترد شیئا مما احسنت به الی و لا تنزع منی النعم التی انعمت بها علی...» و موارد دیگر. حال جناب استاد چگونه این دو تحلیل می شود؟ یک جا گفته می شود به استقبال سختی ها باید رفت، یک جا می گوید ابواب محن را بر من ببند و آنچه در بالا آمد. در ضمن این درخواست دوری از بلاها و سختی را مطلق آورده و از طرفی این دعا آن قدر معارف بلند و بالا دارد همچون درخواست محبت تام و اطاعت ائمه علیهم السلام، مواسات با اخوان دینی، اشک پیوسته قرب آور، عقل کامل و لب راجح، توبه نصوح و... که نمی توان گفت برای عوام مسلمین آمده است. جزاکم الله خیرا التماس دعای فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مرحوم شهید مطهری در کتاب «عدل الهی» می‌ فرمایند دو نوع سختی داریم؛ یکی سختی‌های تکامل ساز و دیگری سختی‌های تکامل سوز. آن سختی‌هایی که در اثر گناهان و سهل‌انگاری‌های ما پیش می‌آید، سختی‌های تکامل سوزند و از خداوند می‌خواهیم که آن‌ها را از ما دور کند ولی سختی‌های تکامل ساز، بلاهایی هستند که به انسان وسعت و مقاومت می‌دهند و به ما دستور داده‌اند از این سختی‌ها فرار نکنیم. موفق باشید

15869
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید 1. در آیه شریفه «انّاللّه و انّا الیه راجعون» قوس صعود و نزول مد نظر است؟ می توان گفت تمام اسفار اربعه یعنی این آیه شریفه؟ (چرا که تمام اسفار در مورد قوس نزول و صعود است. البته مسلما نظر جناب ملاصدرا به قوس صعود است بیشتر...) 2. برای کسی که زود عصبی می شود و تصمیم ها و کلام های بسیار عجولانه از سر عصبانیت می گوید و به شدّت استرس دارد چه کاری بهتر است تا درمان شود؟ (بنده هر چه فکر کردم به راه دقیقی نرسیدم تا به آن شخص بگویم تا بهتر شود. بخاطر همین از شما کمک می خواهم. چرا که این بنده خدا تقریبا زندگیش به خاطر عصبی بودنش مختل شده) 3.نجوای درونی که انسان با خود در دل می کند، برای حضور قلب در نماز ضرر دارد؟ 4. در مورد کتب کلام اسلامی مثل الغدیر. بهترین رویکرد یا رویکردها چیست که با آن به نتایج مطلوبتری رسید؟ 5. در مورد تاریخ چطور؟ رویکرد تمدنی کافی است؟ التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این یک برداشت خوبی است از آیه‌ی (انّا للّه و انّا الیه راجعون) 2- در راستای عبور از عصبانیت، انسان اولاً: باید متوجه باشد عالَم در قبضه‌ی حضرت حق است و نه در دست دیگران و ثانیاً: نباید انتظارات فوق طاعت از افراد داشت. ثالثاً: سعی باید کرد محملی برای کوتاهی‌های مردم پیدا کرد. زیرا خداوند مداراکردن با مردم را دوست دارد 3- نجوای درونی اگر با نظر به حضرت حق باشد، ضرری برای حضور قلب ندارد 4- کتاب شریف «الغدیر» یک تحقیق عالمانه است، با نظر به متون اصلی اهل سنت نسبت به حقانیت تشیع. و بسیار لازم است که در وقت خودش خوانده شود 5- تاریخ بستر ظهور اراده‌ی خداوند است در مراحل مختلف زندگی. موفق باشید

15662
متن پرسش
با سلام استاد: علت گرفتاریهای زیاد و سر به گریبان بودن و اینکه هر توسل و توکل جواب داده نمیشه و هر روز بدتر از دیروز مخصوصا در امور معنوی مثل نخوندن نماز، دعوا با پدر و مادر، بد و بیراه به خدا و زمونه، اینها میتونه به خاطر نداشتن ولایت در عالم ذر باشه و تاوانش در این دنیا اینگونه نشون داده میشه و میشه در این دنیا ولایت طلب کنیم و بهش برسیم. با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ذات خود عین اختیار است و اگر هم در عالم ذر چیزی را انتخاب کرده، هرگز در آن انتخاب، متوقف نیست هرلحظه می‌تواند هرطور خواست ادامه‌ی زندگی خود را انتخاب کند و در ولایت امام معصوم قرار گیرد و در آن فضا زندگی را ادامه دهد. موفق باشید 

نمایش چاپی