بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11201

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: الهی خدا نعمت‌هایی مثل شما رو از ما جوونا نگیره. استاد آیا این امکان وجود داره که شیطان در قالب کسی مثل عرفا در بیاد و انسان رو تا یه جاهایی به خدا نزدیک کنه و بعد مسیر رو کج کنه و انسان گمراه بشه؟ بنده قبلا هم در مورد اطمینان از اساتید سوال پرسیده بودم ازتون...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شیطان دارای روح استکباری است و لذا در هر صورتی که درآید از کبر و استکبارش دست برنمی‌دارد و هرکس به‌خصوص هر عارفی به‌خوبی می‌تواند بفهمد که در مسیر بندگی قرار دارد و بنده‌ی خدا بودن برایش مطرح است یا فخرفروشی به بندگان خدا. اگر کسی بنا بر خودنمایی خود و تحقیر دیگر بندگان خوب خدا دارد قابل اطمینان نیست. موفق باشید
10582
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالی: آنچه در مورد فصل اخیر فرموده اید را نمی توان قبول کرد چون وقتی انسان به عنوان نوع مطرح است و برای او جنس و فصل در نظر گرفته می شود و همان جنس و فصل را به شرط لا می گیرند و به عنوان ماده و صورت مطرح می کنند دیگر نمی توان آنها را جداگانه در نظر گرفت. آنچه در بدایه و شرح آقای شیروانی آمده بدن را به عنوان ماده و نفس ناطقه را به عنوان صورت مطرح کرده است برای همین آن مطلب خدمتتان عرض شد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع روشنی است که بدن و روح دو جوهر متفاوت‌اند و هرکدام جنس و فصل خود را دارند و تدبیر بدن توسط روح موجب می‌شود که بدن برزخیِ روح به کمال مربوط به خود برسد. موفق باشید
10502
متن پرسش
سلام علیکم: چرا خیر و شر از یکدیگر تفکیک ناپذیرند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرّ مربوط به محدودیت‌ پدیده‌های مادی است. در مباحث «عدل الهی» می‌خوانید که خوبی آب به جهت روان‌بودن آن است و سیل‌شدن آن نیز به جهت همان روان‌بودنش است، پس نمی‌شود آب باشد ولی سیل نشود هرچند می‌شود ما طوری زندگی خود را شکل دهیم که در معرض سیل قرار نگیریم. پس چون محدودیت را نمی‌توان از پدیده‌های مادی گرفت، شرّبودن آن‌ها نیز از ماده انفکاک‌ناپذیراست. موفق باشید
10234
متن پرسش
سلام: آقای صمدی آملی در شرح ابیات آقای حسن زاده نوشته اند: «سر قرآن که صورت عینیه انسان کامل است چنانکه نوشته آن صورت کتبیه انسان کامل است، حقائق نوریه است که فوق مقوله جوهر و عرض است، هر کس که به هر اندازه از صورت عینیه قرآن را داراست به همان اندازه صاحب ولایت است.» منظور از صورت عینیه چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: صورت عینیه‌ی قرآن به شکل کامل همان وجود مقدس اهل‌البیت«علیهم‌السلام» است و در مرتبه‌ی نازل‌تر آن اولیای الهی و علمای عامل هستند که قرآن را در حرکات و سکنات خود ظاهر می‌کنند و شخصیت آن‌ها عین عقیده شان می‌باشد نه این‌که عقیده و اخلاقشان بر نفس‌شان عارض شده باشد. موفق باشید
10207
متن پرسش
سلام استاد: تعریف غیبت را می دانم در معراج السعاده هم خواندم. اما آنچه دلم را به درد آورده به شما می گویم: من در مورد شخصی که از هر نظر بد به سرم آورده تهمت، توهین، بی احترامی، موجب قطع رحم من با شخصی از ارحامم شده و...و...غیبت کردم. کوتاه می کنم. او را پیش خدایم بخشیده ام. در دلم هم خیلی سعی می کنم ببخشمش تا منجر به کینه نشه اگر چه گاهی می خواهم زار بزنم از دستش و برایم خیلی عزیز بوده... از ارحامم هم هست. سوالم اینه که: با کسانی که در موردش درد دل کردم و در واقع چیزایی که خودشون میدونستن گفتم. و حتی اگه من خوب هم در مورد این شخص بگم کسی باور نمیکنه...چون هر کسی دردی به دلش اومده ازین آدم...گفته های من در حد همون رفتاراییه که همه ازش سراغ دارن منهم به نیت خراب کردن نگفتم... هرچی بود تکرار مکررات بود. با این حال بسیار داغون میشم بعد از حرف زدن... ضمن اینکه اونی که بهش گفتم تحت تاثیر قرار نمیگیره و حتی راهنماییم میکنه وخودش همه چیزو میدونه.... من چه کنم با این گناهی که ریشه اش در ضربه شدیدی هست که از او خوردم و ضربه هایش هنوز هم ادامه دار ست و جاری است. راستی من شنیده ام یکی از راههای جبران غیبت اصلاح سخن راجع به غیبت شونده ست. اما من وقتی می خوام این کار رو کنم خیلیها دعوام میکنن و کاملا مشخصه دارم فیلم مییام. خیلی دعا می کنم که بر نفسم غلبه کنم و آنچه را گذشت می کنم دیگه فکرش رو نکنم اما زخم عمیقیه ... درد داره استاد بزرگوار... به خدا از پاره جگر ضربه خوردن درد داره... چه کنم که حرف راجع به این شخص نزنم ...؟ البته گفته باشم همه جا سکوت می کنم یا ازش تعریف می کنم ...این قضیه غیبت فقط مربوط به همان 2نفر محرم من هستند که تاثیری روشون نمیزاره حرفای من.. طولانی شد ببخشید...خیلی مساله مهمیه ...برای مسیرم مانعه...کمک بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرحال همان‌طور که خودتان می‌دانید باید ذهن خود را از او منصرف کنید تا راه‌های معنوی در مقابل شما گشوده شود زیرا فرموده اند: «در سینه‌ی پر کینه، اسرار نمی‌گنجد». موفق باشید.
8812
متن پرسش
محضر شریف جناب استاد طاهرزاده سلام علیکم برای اینجانب واقعه ای اتفاق افتاده است که نیاز به کمک شما دارم. یکی از آشنایان بنده در روستایی دور افتاده چند سالی است که دعا نویسی میکند (البته بنده تازه متوجه شده ام) اخیرا در منزل مادریشان از وی خواسته شد که برای فرزند بنده دعایی بنویسد بنده نیز در میان جمع به اکراه فراوان پذیرفتم. خود این فرد دعا نویس در همین مجلس تعریف میکرد که آنها در کربلا بودند و با دعای ایشان برای دوستش تریاک آوردند. بنده به ارتباط ناخواسته این فرد روستایی با جنیان مشکوک شدم. حال وظیفه اینجانب در قبال این دعای نوشته شده و این فرد روستایی ساده که با ما نیز یک رابطه خویشاوندی دور دارد چیست؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: بنده عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» داشته‌ام که إن‌شاءاللّه می‌تواند مفید باشد و کتاب بر روی سایت هست. متوجه باشید که عموماً ما در این موارد با تحت تأثیرقرارگرفتنِ ذهن، منفعل می‌شویم و با آزادکردنِ ذهن از طریق عقاید صحیح توحیدی دیگر پدر جدّ جنّ و جادوگر و شیطان هم هیچ‌کاری نمی‌توانند بکنند. موفق باشید
8792
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز بنده طلبه پایه شش حوزه تهران هستم. بنده چند وقتی هست که خیلی دغدغه علمی پیدا کردم به طوری که تمام مسیرهای زندگیم را بر این مبنا قرار دادم . بنده موازی با برنامه ی حوزه؛خودم مشغول به خواندن فلسفه شدم. وقتی که خیلی عمیق وارد مسایل فلسفی شدم و نظرات و اختلافات رو دیدم خیلی برام شبهه پیش اومد. بنده این شبهات رو به صورت کلی بیان میکنم و فقط مختص به فلسفه نیست. اولین شبهه: این همه اختلاف که فقط ثمره ی علمی دارد (در همه ی علوم)؛ هیچ فاییده ای برای ما ندارند. دومین شبهه: اصولا چه رویکردی باید در مقابل علوم داشت تا بتوانیم از این علوم برای تعالی خودمان و تعالی انقلاب بکار گیریم؛ به طور مثال خدمتتون عرض میکنم: اگر من فلسفه رو خوب خوندم؛ یا در علوم دیگر متخصص شدم؛ این علمم رو باید چیکار کنم؟ استاد دقیقا میخوام بگم باید چیکار کنم نا بیست سال دیگه که متخصص شدم با این علمم به پوچی نرسم و فقط این علمم رو به گور ببرم. استاد خیلی از افرادی که الان در خیلی از علوم متخصص هستند؛ علمشان فقط به درد محافل علمی میخوره؛ برای رشد جامعه و حتی برای رشد انقلاب هیچ فایده ای نداره.... استاد میخوام برای تعالی و رشد انقلابی که زمینه ساز ظهور حضرت حجت (عج) هست؛ خدمتی بکنم. ولی چه کنم که راهی جلوم نیست.... خیلی حرف برای گفتن دارم ولی نمیخوام وقتتون رو بگیرم. امیدوارم منظورم رو فهمیده باشید. استاد اگر بهم راه نشون بدید و انگیزه خوبی بدید قول میدم به این انقلاب خیلی خدمت کنم التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- اگرچه ما در ابتدای ورود به هر علمی ممکن است با اختلاف نظرات افراد روبه‌رو شویم، ولی با کمی پشت‌کار متوجه می‌شویم اختلاف‌های علمی همه‌ چهره‌های مختلف آن علم است و ما را به تعمق بیشتر می‌کشاند 2- علومی مثل کلام و فلسفه و عرفان و تفسیر، حاصل تدبّر عالمان است بر روی متون دینی و کمک می‌کنند تا ما با آیات و روایات با عمق بیشتری برخورد کنیم و در ارائه‌ی دین به جامعه، ادامه‌دهنده‌ی راه مطهری‌ها باشیم. فعلاً در کنار دروس حوزوی باید با کلام و فلسفه و عرفان و تفسیر آشنا شوید تا «راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید
7505

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام اخیرا شنیده ام که در شهرداری مسابقه ای در رابطه با کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود برگزار می شود آیا این موضوع با اصل این کتاب در تناقض نیست؟شاید به نظر بنده روح این کتاب خارج از هیاهوی فهمیدن و حصولی شدن است و حیف است که...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متذکر این نکته باشند که باید آن کتاب را به عنوان تذکر به عالم معنا نگاه کرد و مسابقه را زمینه‌ی خواندن کتاب با این رویکرد بپذیرند، بد نیست، وگرنه مشکل همان است که جنابعالی متذکر شده‌اید. موفق باشید
6572
متن پرسش
باسلام وخداقوت مدتی دریک تشکل اسلامی درحال فعالیت بودم درحقم ظلم شدوبابی انصافی ازمن خواسته شدکه مجموعه راترک کنم یک سال برای اثبات بی گناهی خودتلاش کردم نتیجه ای بدست نیاوردمالان بسیارآشفته هستم فقط دلم میخواهدگریه کنم هم ازبیکاری رنج میرم وهم ازاین اتفاق خیلی تلاش کردم مجموعه دیگری برای فعالیت بروم ولی نشد لطفاراهنماییم کنید باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم:از کجا می‌دانید مصلحت شما فعالیت در آن‌جا بوده. چرا متوجه نیستید خداوند راه دیگری را جلوی شما گشوده است. راه رجوع به خدا به عدد انفاس خلایق است. موفق باشید
6149

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد میخواستم ببینم از زوایه معرفت نفس تأثیر روابط جنسی زناشویی بر سلوک معنوی و سلامت جسمی و روحی چیست؟ آیا تأثیر منفی دارد یا مثبت؟ میزان متعادل آمیزش جنسی برای زوج هایی که به کمالات معنوی اهمیت میدند چه قدر باید باشد؟ انگار امروز گرایش به روابط جنسی زیاد در بین زوج های جوان زیاد شده آیا این خوب است یا نه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم‌رفته اُنس جنسی با همسر مانع سلوک انسان نیست ولی در موارد دیگر می‌توانید به سایت‌های دیگری رجوع فرمایید که مسئول این نوع سؤالات‌اند مثل سایت پرسمان. موفق باشید
2867
متن پرسش
با سلام نظر جنابعالی در مورد کتاب های اقای سید حسین نصر چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از نظر نقد غرب نکات خوبی دارند. موفق باشید
1969

عالم خیالبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. . . سلام علیکم. . . استاد عزیز،با توجه به مطالعه مباحث معرفتی حب اهل البیت علیهم آلاف تحیه و الثناء به قسمت عالم خیال رسیدیم. . . خواستم بپرسم ویژگی این عالم یه چه صورت است؟. . . هر چه میخواهم در موردش فکر کنم میترسم با ندانستن اصول این عالم،معارف اشتباهی را مد نظر قرار دهم،اگر میشود توضیحی جامع بفرمایید تا مشکلاتمان در مورد تعریف این عالم و شناخت آن حل شود،یا اگر مجالش نیست کتابی معرفی بفرمایید،یا مثالی بزنید. . . هر طور صلاح میدانید. . .موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: فکر می‌کنم اگر سی دی شرح کتاب «حب اهل البیت علیهم السلام» را گوش بدهید تا حدی موضوع خیال و جایگاه آن روشن شود. کتاب «عوالم خیال» از ویلیام چیتیک کمک می کند. موفق باشید
1438

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد گرامی وقتی دعای جوشن کبیر می خونم و به اسمائی مثل یا مُفَرِّجَ الْهُمُومِ، یا مُنَفِّسَ الْغُمُومِ ، یا کاشِفَ الْکُرُوبِ، یا مَنْ یُنْقِذُ الْغَرْقى‏، یا مَنْ یُنْجِى الْهَلْکى‏، می رسم و می خوام ارتباط برقرار کنم این مسئله تو ذهنم پیش می آد که این هلاکت و این غم و کرب چون در این دنیاست به خاطر شرایط این دنیا و اهداف خداوند از این شرایط برای انسان پیش می آد و اگر دنیا نبود خب هلاکت و غم و... هم نبود پس این عبارات نمی تونه صفت و اسم الهی باشه چون همیشه برقرار نیست.اما می دونم که استدلالم درست نیست می شه در این مورد توضیح بدهید...ممنون...
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: باید متوجه تفاوت بین صفات ذاتی خداوند و صفات فعلی او باشید، آری صفات فعلی مربوط به مخلوق است و از آن جهت که مخلوقی هست آن صفات ظهور می‌کند. مثل رزّاق‌بودن خدا، که تا مخلوقی هست و رزق می‌خواهد این صفت ظهور دارد ولی اگر مرزوقی نبود این صفت معنا ندارد. ولی «حیات» این‌طور نیست و در ذات خدا است. به همین جهت می‌فرمایند: آن صفاتی که عدم آن موجب نقص خدا است صفت ذات است و آن صفاتی که عدم آن موجب نقص خدا نمی‌شود صفت فعل است. موفق باشید
302

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیک 1)چگونه می توان فهمید که ظرفیت تلاش انسان در راه سلوک چقدر است 2)اگر من طبق آن چیزهایی که می دانم عمل کنم تکلیف نادانسته هایم که به هر حال در زندگی من تاثیر دارند چیست؟ 3)چگونه می توان به راه سلوکی دست یافت که آدم در آن همیشه رو به جلو حرکت کند و بر قبض و بسط روحی فائق آید ؟ مشکل من تلاش هایی است که آن ها را از دست رفته می بینم
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام وقتی انسان در مسیر اصلاح نفس قرار گرفت و مقصد خود را رؤیت انوار الهی قرار داد، فطرت او راهنمای خوبی است تا نگران نادانسته‌هایش نباشد و لذا شریعت الهی را «تذکر» نام نهادند، چون سرمایه‌ی اصلی نزد خودِ انسان هست. چرا نگران قبض هستید و می‌خواهید فقط با اسم جمال حق مرتبط باشید. اسم جلال حق هم که موجب قبض و خوف می‌شود، عشق است. گفت: عاشقم بر لطف و بر قهرش به‌جدّ....... ای عجب من عاشق این هر دو ضد نگران از دست‌رفتن هیچ تلاشی که قصد قربت در آن داشته‌اید نباشید، بالاخره آثار مثبت آن در مرحله‌ای از مراحل زندگی‌تان سر بر می‌آورد. موفق باشید
20431
متن پرسش
هو العالم با عرض سلام خدمت استاد عزیز: در مبحث تراریخته سوال و شبهه ای پیش آمده است برایمان! و آن اینکه آیا فناوری نانو و اتمی و رویان و ... هم با همان استدلال ایراد پیدا می کنند!؟ یعنی در فناوری نانو و اتمی از مواد بیش اندازه از ظرفیتشان استفاده می شود و باعث بهم ریختن نظم طبیعت می شود! البته جوابی بعضی از دوستان دادند که به خاطر شرایط زمانه مجبور به استفاده و پیشرفت در این زمینه هستیم که بسیار درست است! اما از نظر تمدنی و نگاه عمیق می خواستیم ببینیم این موارد هم ایراد دارد یا نه؟ در مورد نانو بعضی گفتند چون در موادی که جمادات هستند و حیات ظاهری ندارند هست مانند آهنگری ست! ولی خب طبق تعریف علمی نانو تکنولوژی که گفته می شود «به کارگیری خواص جدیدی از مواد و سیستمهایی در این ابعاد (بسیار کوچک) است که اثرات فیزیکی جدیدی - عمدتاً متأثر از غلبه خواص کوانتومی بر خواص کلاسیک» است به نظر میاد نظم ماده را و عالم را شاید تغییر دهد (البته حقیر علم این موضوع را دقیق ندارم فقط بردداشت خود را از این علم گفتم) در مورد رویان هم به نظر میاد مانند قضیه اهدای عضو نفس ناطقه با رحم و نطفه هماهنگی کاملی ندارد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یک وقت با دنیا باید رقابت کنیم، که البته نباید عقب باشیم. ولی یک وقت در مسیرِ شکل‌دادن به تمدنی هستیم که بیرون از امیال انسان‌های مدرن است. فکر می‌کنم در مورد فناوری نانو و حتی انرژی اتمی اگر موضوع ما، موضوعِ دوم باشد ما نیاز چندانی به آن‌ها نداریم. موفق باشید

17083
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام! استادی گفتن که گرفتاریهای زندگی ما به خاطر گناهانمان است هرچند ندونیم و با خبر نباشیم از اینکه گناهمون چی بوده، راهشم اینه که دوره های استغفار برداریم مثل چهله ی استغفرالله یا ذکر استغفار دیگه ای که تو مفاتیح هست که دو ماه هر روز 400 مرتبه باید بگیم، بعد می گفتن اینکه الان با تقوا شدی کافی نیست و گذشته ات رو باید با این ذکرها جبران کنی، بهشون می گفتیم ما چند بار این ذکر ها رو برداشتیم ولی وسطش قطع شده و .... گفتن اگه حال ذکر ندارید خوب با مشکلاتتون سر کنید، استاد عزیز اینکه گفتن این ذکرها خوبه که شکی درش نیست ولی آیا ضروریه؟ و راه جبران گناهان گذشته و رفع مشکلات گفتن این ذکر؟ خود بنده از گناهان گذشته پشیمونم سعیم هم بر تقوا و دوری از گناه و معصیت است اما انگار به گفتن ایشان اینها کافی نیست!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خیلی از این حرف‌ها سر در نمی‌آورم و در سیره‌ی معصومین هم چنین حرف‌هایی ندیده‌ام. دین ما به ما می‌فرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئات‏» یعنی در إزای اعمال نیک که همان دستوران دین باشد، خود به خود گناهان رفع می‌شود. مهم آن است که جهت‌گیری خود را، عبور از اردوگاهِ کفر و حضور در جبهه‌ی توحید قرار دهیم. در آن حدّ که قرآن می‌فرماید: «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ» ﴿٢﴾/ محمد) یعنی اگر ایمان و عمل صالح را پیشه‌ی خود کنیم و به دین اسلام باور داشته باشیم، نه‌تنها گناهانمان پوشیده و برطرف می‌شود، بلکه امورات معنوی و دنیایی ما نیز به بهترین نحو به سامان می‌آید. و معنای استغفار به آن است که رجوع‌مان از باطل به سوی حق باشد و ذکر مبارک استغفار در همین رابطه جهت ما را شکل می‌دهد. موفق باشید     

16585
متن پرسش
استاد سلام: با توجه به توضیحاتی که در ارتباط با کلمات مشکات و زجاجه و مصباح در آیات سوره نور فرمودید، اگر مشکات و زجاج و... را در وجود مبارک پیامبر (ص) بدانیم، دیگر انسانها و مخلوقات خداوند چگونه مشکات و مصباح هستند و چه رابطه ای با مصباح و زجاج دارند؟ با توجه به اینکه موجودات دیگر هم مخلوق خداوند هستند. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مردم، ذیل نور اولیاء که واسطه‌ی فیضِ ربوبی هستند، معنای خود را می‌توانند جستجو کنند و ما نیز می‌توانیم در جمال آن‌ها آثار انوار حق را با همان واسطه‌هایی که در صحنه هستند، بیابیم. مگر شما امروز نور خدا را به مدد حضرت صاحب الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در جمال حضرت امام خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» مشاهده نمی‌کنید؟ موفق باشید

16127

جایگاه دعابازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم با سلام خدمت استاد عزيز: جناب استاد با توجه به سوال 16057 و جواب حضرتعالي، من جواب سوالم را نگرفتم و احساس کردم پاسخ شما بیشتر ناظر به مقام رضا و حکمت است، ولی سوال اين است با توجه به روايات فراوان که مثلا امام کاظم می فرماید دعا برمی گرداند آنچه مقدر شده و آنچه نشده .... و یا روایت «لا یرد القضا الا الدعا» و یا روایت زیاد دعا کن که دعا کلید رحمت و رسیدن به هر حاجت است و جملات بزرگانی چون شهید مطهری که می فرماید دعا قضا و قدر را عوض می کند. یا پاسخ که در سایت اساتید و طلاب آمده که دعا و توسل و شفاعت در رتبه بالاتر از مقدرات قرار داشته و بر آنها احاطه دارد و آنها را تغییر می دهد. حال با توجه به این مطلاب آیا شما معتقدید چیزی که مقدر نشده می شود با دعا مقدر شود و یا فقط کارکرد دعا در این حوزه این است که ظهور آنچه مقدر شده را خوب می کند؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با نظر به همان نکات که جنابعالی می‌فرمایید و با نظر به مباحث «قضا و قدر» و با نظر به آیه‌ی 22 سوره‌ی حدید که می‌فرماید: «ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا في‏ أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرٌ» هيچ مصيبتى در زمين و نه در وجود شما روى نمى‏ دهد مگر اينكه همه آنها قبل از آنكه زمين را بيافرينيم در لوح محفوظ ثبت است؛ و اين امر براى خدا آسان است‏. عرض خود را خدمت‌تان نوشتم. لذا با توجه به این موارد می‌توان گفت امثال روایات «الدّعا یردّ القضاء و لو ابرم ابراما» می‌خواهد بگوید آن قضایی که شما را از تقدیر شما محروم می‌کند، از طریق دعا می‌توانید دفع کنید، نه آن‌که تقدیر الهی را تغییر دهید. موفق باشید

16110
متن پرسش
سلام: متن زیر درباره شهدای مدافع حرم ناظر به مباحث شما تنظیم گشته است. لطفا ضمن رد یا تایید، از جایگاه تاریخی مدافعان حرم برایمان بگویید. مدت ها بود بر سر این مساله با خود درگیر بودم که امروز کدام وظیفه برای من در اولویت است؟ دفاع از حرم اهل البیت علیهم السلام در شام و عراق یا دفاع از مرزهای فکری _ فرهنگی انقلاب اسلامی در کشور خودم؟ و عموما پس از اندک تاملی، براحتی خودم را قانع می نمودم که الیوم، دفاع از انقلاب اسلامی در عرصه جنگ نرم به مراتب از جنگ سخت در میدان نبرد با جریانات تکفیری ضروری تر است. این کشمکش و جنگ درونی تقریبا اغلب اوقات با من بود تا اینکه... این اواخر، هجمه ی تبلیغاتی سنگین جریانات رسانه ای رذل مآب جبهه استکبار به مدافعین حرم اهل البیت علیهم السلام، توجه و حساسیت مرا نسبت به علت و چرایی این جنگ رسانه ای کثیف بر انگیخت. البته این حساسیت با علم به این واقعیت شکل می گرفت که استکبار، تا وقتی دفع ضرر و یا کسب منفعت برایش مطرح نباشد، حاضر نیست حتی یک سِنت از جیب نامبارکش هدر برود. پس دقیقا این سوال برای من بوجود آمد: مخارج و هزینه های هجمه ی رسانه ای غرب بر ضد مدافعین حرم، در راستای جلب کدام منفعت و یا دفع کدام مضرت برای استکبار قابل تفسیر است؟ لذا در پی پاسخ به این سوال به جستجوی اثرات و ثمرات جانفشانی مدافعین حرم در پاسداری از حریم اهل البیت علیهم السلام پرداختم تا شاید علت بغض مستکبرین از ایشان را در یابم. و الحمدلله، در نتیجه ی کاوش این ثمرات، یافتم آنچه را که باید... همه ما خوب می دانیم که بعد از فتنه سال 88، نگاه برخی اقشار و بخصوص برخی جوانان و نخبگان پایتخت نسبت به نظام مقدس اسلامی، بدبینانه و فضای فتنه آلود آن مقطع، بین این عزیزان با حقیقت انقلاب زاویه ایجاد نمود. و این دل چرکی که مطلوب دشمنان انقلاب در پیاده سازی استراتژی نفوذ بود ادامه داشت و تبلیغات مسموم رسانه های استکبار نیز روز بروز این شکاف را عمیق تر می نمود. این ماجرا ادامه داشت تا آنجا که خون سرخ مدافعین حرم، تاثیر خود را در صفحات شخصی جوانان و نخبگان این مرز و بوم در فضای مجازی گذاشته و تقریبا تمامی تیپ های فکری و فرهنگی به نوعی ارادت خود را نسبت به این شهدا ابراز داشتند. ابراز ارادت نسبت به شهدایی که ذیل ولایت، جان در کف، کیلومتر ها آن طرف تر از مرزهای جغرافیایی ایران، از مرزهای عقیدتی اسلام و انقلاب دفاع می کنند، واقعیتی به شدت تلخ و مرگبار برای جریان نفوذ نرم و موذیانه ی مستکبرین در حریم انقلاب اسلامی و صاحبان حقیقی آن یعنی مردم ایران است. مدافعین حرم، پیش از آنکه مدافع حرم اهل البیت باشند، مدافع حریم فکری فرهنگی اهل البیت اند که تجلی حقیقی آن در این زمانه، انقلاب اسلامی ست. این عزیزان مدافعان حقیقت انقلاب در برابر جریان نفوذند. و مگر این شهدا چه کرده اند جز دفاع از حرم اهل البیت و دفاع از مظلومان دیار شام و عراق؟! بزرگی می فرمود: این بچه ها (مدافعین حرم) رفتند تا از حرم حضرت زینب دفاع کنند اما سرنوشت تاریخ را تغییر دادند. حقیقت آن است که مدافعین حرم، اثری غیرقابل وصف در جهت توجه دادن قلوب به افق تمدنیِ انقلاب اسلامی داشته و دارند. امروز به برکت خون شهدای معرکه ی برون مرزیِ شام، اقشار مختلف مردم و نخبگان، از دانشجو و هنرمند و ورزشکار گرفته تا عموم ملت، با وجهه ای از انقلاب تحت عنوان «دفاع از مظلوم در اقصی نقاط عالم» بطور ملموس آشنا شده و عظمت انقلاب به عنوان یک حقیقت تمدنساز را به برکت خون این مردانِ مرد، با تمام وجود احساس نموده اند. و کیست آنکه نداند نظر به بعد تمدنی انقلاب اسلامی، بلای جان نفوذی های استکبار که همه ی وجود منحوس خود را ذیل تمدنی دیگر و در افق غرب جستجو می کنند است. خون شهدای حرم، قبله ی جان ملت و نخبگان را ماورای دعواها و فتنه های سیاسی، مشکلات اقتصادی، فساد و دیاثت های خیانت بار، متوجه حقیقت تمدنی انقلاب نموده و تمام آرزوهای این قوم منافق در دلسردی ملت و انحراف کشتی آرمان های انقلاب را نقش بر آب می نماید. درود خدا بر آن عزیزانی که با نثار خون خویش، هم افق جدیدی در پیش دیدگان مردمان زمانه ی ما گشوده و انقلاب را بیمه نمودند و هم به دفاع از حرم اهل البیت پرداختند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده به خوبی متوجه‌ی جایگاه تمدنیِ شهدای مدافع حرم شده‌اید. آری! سیاستمداران ما بعضاً نتوانسته‌اند روح انقلاب را آن‌طور که شایسته‌ی انقلاب است در صحنه‌های سیاسی جهان به میدان آورند تا معلوم شود انقلاب اسلامی راهی است غیر از راه تمدن غربی. شهدای مدافع حرم از یک طرف، و حزب اللّه لبنان از طرف دیگر در سوریه نشان دادند که فرهنگ دیگری غیر از تمدن غربی به صحنه آمده است و این رساترین و روشن‌ترین حضور تمدن اسلامی در این تاریخ است و بدیهی است که تمدن غربی با تمام عواملش در مقابل شما بایستد.  موفق باشید

16053
متن پرسش
با عرض سلام و احترام: سوالی که در پیش رو داریم مسئله ای شخصی نیست، و به عنوان یک «پدیده» برایم سوال شده که ممنون می شوم با دقت آن را بخوانید: خداوند نظام احسن را آفرید، همه ی هستی را با اوصافی که در قرآن ذکر شده زوج آفرید. زن و مرد را از یک روح خلق کرد، زن را سرشار از نیازهای عاطفی و مرد را با نیازهای جنسی اش آفرید تا با وحدتشان هر دو به تکامل برسند. این وسط یک اتفاقی هم افتاد که همیشه مورد اذعان بشر بوده، مرد طوری خلق شد که نیاز عاطفی زن را درک نمی کند و زن طوری خلق شد که نیاز جنسی مرد را درست درک نکند. خدا مجبور شد (نه اجبار به معنای عرفی) تمکین را بر زن واجب کند تا درک نشدن مرد، آسیبی وارد نکند (صرف نظر از اینکه متعاقبا وجوبی برای مرد نگذاشت که زنش را درک کند...) هزاران سال می گذرد که زن و مرد محتاج هم هستند ولی درکی از هم ندارند. روانشناسان صدها کتاب نوشتند مثل زنان مریخی مردان ونوسی، خدا زن و مرد را از بودن با همجنس خود نهی کرد و کراهت آن را در فطرتشان قرار داد. و گفت زن حق ندارد با مردی غیر از شوهر خود باشد و چنانکه گذشت مرد هم به گونه ای خلق شد که درکی از زن ندارد. خداوند برای درک شدن زن از روایات و راهنمایی های دینی استفاده کرد تا به زور به مرد بفهماند چگونه با زن خود رفتار کند ولی در تاریخ معدود افراد انگشت شماری بودند که بواسطه ی روایات، نیاز همسر خود را درک کردند. برخی کج اندیشان میگن نعوذبالله خدا سادیسم داشت و خدا خواست بشر را آزار دهد که قطعا ما چنین اعتقادی نداریم. شیطان می گوید خدا خواست بشر را بیازارد چون خدا گفت ببین ولی دست نزن. گفت دست بزن ولی نچش. گفت بچش ولی نخور. شیطان می گوید من محدودیتی برای بشر نذاشتم و میخوام بشر به همه ی نیازهاش برسه. پاسخ به شیطان روشن است. سوال من ناظر به مسائل مقطعی نیست. مثلا در روزه گرفتن خدا نگفته هرگز نخور. بلکه گفته از صبح تا غروب نخور. یا در ارتباط با نامحرم نگفته که با هیچ مردی نباش، گفته فقط با محارم خود باش. سوال من ناظر به مسائل غیرمقطعی و دائمی است که «تمامی عمر انسان» را شامل می شود. گویا صبر بشر مسئله ای را عوض نمی کند و خاتمه ای ندارد. از جمله مسئله ی درک نشدن نیازهای زن توسط مردی که فقط او برای رفع نیاز زن خلق شده. به راستی چرا خدا این بلا را سر بشر (بهتر است بگویم سر زن ) آورد که هزاران سال نیازهای اولیه ی انسانی تأمین نشود چون زن و مرد درکی از هم ندارند؟ خدا زن را سرشار از عاطفه و احساس و غریزه آفرید تا جایی که خودش اعتراف کرد عقل زن تحت الشعاع احساساتش است. بعد گفت باید مثلا صد سال زنده باشی و در این سالها فقط با یک مرد سپری کنی. که طبیعتا چون مردان از کره ی ونوس آمده اند جهان را جور دیگری می بینند. با توجه به احسن بودن نظام خلقت، اساسی ترین سوال من این است که چه «حکمتی» در آزار دیدن و رنجاندن زنها وجود دارد؟ همه ی اینها متقابلا برای جنس مرد هم هست ولی چون خدا محدودیتی در حرمت رابطه ی مرد با دیگر زنها ندارد و هر مرد امکان این را دارد که زنان بی شماری را بر خود حلال کند (در صورتی که ایذاء مؤمن نباشد)؛ لذا بیشتر سوالم ناظر به زن است. چرا پاسخ به این همه خواستن و فوران نیازهای درونی و عاطفی و جنسی زن با نوع خلقت مرد نزدیک به محال است؟ از طرفی هم فقط عرفا هستند که در قبال کمبودها دچار حسرت و عقده و اختلالات روانی نمی شوند و عواقب سرکوب این همه نیاز و احساس در زن، تا نسل ها باقی می ماند. حکمتش را ناظر به همه ی آنچه در متن گفتم می خواهم بدانم. با تشکر فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در نسبت به همدیگر و به‌خصوص نسبتِ بین زن و مرد و بالأخص در نسبت بین زن و شوهر؛ از طریق نفوذ فرهنگِ مدرنیته آن‌چنان به‌هم ریخته‌ایم که حقیقتاً یکی «ونوسی» و دیگری «مریخی» است. و این همان دوره‌ی هبوط تاریخیِ ما است. در حالی‌که ذیل شریعت الهی در سیری که خداوندِ خالق زن و مرد فراهم کرده بود، به خوبی انسان‌ها همدیگر را درک می‌کردند و زن و شوهر، ماوراء فرهنگ فمینیستی نسبت به همدیگر و نسبت به جامعه‌ی خود احساس مسئولیت داشتند. عمده آن است که برای برگشت به عهدِ قدسیِ خود، با نگاه فرهنگ مدرنیته به عالَم و آدم ننگریم. موفق باشید

13735

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید بنده در رشته روانشناسی در یکی از دانشگاه های آمریکا مشغول به تحصیل هستم. با استادی کار می کنم که خانمی است که شاید به دلیل حجاب اسلامی و تاکید بنده بر عدم حضور در جلساتی که مشروبات الکلی وجود دارد و غیره، مدام بر ارزش های اسلامی و حکومت حاکم بر ایران توهین می کند. حتی یک بار گفت که حکومت شما یک حکومت شیطانی است. مدام مسائلی مانند تسخیر لانه جاسوسی در ایران را دستاویز قرار می دهد و گوشه کنایه می زند. بنده اکنون مرحله اولیه تحصیلم را دارم به پایان می رسانم و با دشواری هایی امکان عوض کردن این استاد شاید برایم وجود داشته باشد ولی از آنجا که این خانم استاد برجسته ای در زمینه کاری بنده به حساب می آید و کلیه مسیر تحصیلی ام دچار تغییر می شود بسیار بر این امر مردد هستم. از طرفی شکنجه روحی می شوم و احساس می کنم عزت من تحت شعاع قرار گرفته و از سوی دیگر اگر بتوانم با توجه به سطح علمی او شرایط را تحمل کنم، شاید بتوانم خدمات ارزنده ای ان شاءالله بعد از بازگشت به میهن داشته باشم. نمی دانم در این امر باید کدام را در نظر بگیرم. عزت یک مسلمان و یا وضعیت علمی آینده ام. می ترسم از سر خودخواهی و هوای نفس تصمیمی بگیرم که متضرر شوم. لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد این افراد به جهت جهل و نادانی‌شان این‌طور قضاوت می‌کنند. بدون این‌که لازم باشد کلاس را ترک کنید، در فرصتی مناسب او را دعوت کنید به ایران تا خودش راحت‌تر قضاوت کند. موفق باشید

13108

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: اگر ممکن است مایلم منظور امیرالمومنین را از حکمت 238 نهج البلاغه بدانم: زن همه اش بدی و شر است و بدتر از آن این است که از داشتن وی گریزی نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» مطابق شواهد روایی عرض شد، بعضاً از جملات خود حضرت روشن می‌شود که زن به معنای مظهر شهوت است و در این رابطه می‌فرمایند شرّ است که شهوت به خودی خود اگر در کنترل شریعت قرار نگیرد، چنین تبعاتی را به همراه دارد و از آن جهت می‌فرمایند از آن گریزی نیست که انسان نباید شهوت را سرکوب نماید بلکه باید آن را کنترل کند. موفق باشید

13025
متن پرسش
سلام استاد: آیا لباس روحانیت در سلوک تاثیر دارد؟ شاید سوال خنده داری باشد ولی به هرحال برایم سوال شده. اگر می شود دیدِ عرفانی که می شود به ملبس شدن کرد را بفرمایید که کمی دلگرم شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لباس روحانیت از آن جهت که می‌تواند شما را در عالَم انسان‌هایی وارد کند که آن‌ها ماوراء روزمرّگی‌های اهل دنیا نظر به حقایق داشته و متذکر آن حقایق هستند، جایگاه خاصی دارد. به یک معنا در لباس روحانیت انسان اگر آمادگی لازم را داشته باشد راحت‌تر خود را در عالم بیکرانه‌ی وجود احساس می‌کند. موفق باشید

12479
متن پرسش
سلام: بنده پرسشگر پرسش شماره ی 12464 هستم. استاد! بنده کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» شما را هم سه سال پیش خوانده ام و برکات زیادی در زندگی بنده داشته است. من قبل از مطالعه ی این کتاب انسان بسیار خیال پردازی بودم و دچار احساسات شدید و گاها غیرقابل کنترل و هیجانی. خدا را شکر بعد از خواندن این کتاب و تمرین و ممارست زیاد تا نود درصد مسئله حل شده است. البته ویژگی هایی دارم که نمی دانم مشکل محسوب می شود یا صرفا یک ویژگی ست. در مورد پاسخ به سوال 12464 باید عرض کنم که بنده قبلا در مورد شدت محبت و علاقه ام به رهبری در سوالی شخصی خدمتتان عرض کرده بودم. ولی مدتی است شدید احساس می کنم نیاز دارم کسی را در اطراف خود داشته باشم، حالا تحت هر عنوانی: دوست، همسایه، استاد، فامیل و... که رنگ و بوی خدایی داشته باشد و من هم بتوانم از نزدیک با او در ارتباط باشم. محبت به رهبری پاسخگوی این نیاز من نیست. شاید چون من در سطحی از معنویت نیستم که محبتی گمنام و از راه دور و بدون گفت و شنود و دیدار قلبم را جلا دهد. شهدا تکلیفشان مشخص است. در مرحله ما قبل شهادت بوده اند. یعنی ما قبل بهشت. من در دوزخ دنیا گرفتار روزمرگی های دنیا و بازیهای شیطانم، آن هم بازی های نه چندان پیچیده ی شیطان، بازی های دسته چندم. من چه کنم؟ آیا این نیاز، نیازی باطل و وهم آلود است؟ چگونه این نیاز را به سمتی درست ببرم تا دلم آرام گیرد؟ ببخشید استاد! شما، امثال بنده را درک می کنید؟ من گاهی احساس می کنم چقدر دلم برای پیامبر (ص) تنگ شده است. حتی ساعتی از این دل تنگی گریه می کنم، گویی تا چند صباح پیش همنشین پیامبر (ص) بوده ام و مدتی ست جدایی افتاده است، هنوز هم گرفتار وهم هستم؟ آرام نیستم. ممنون. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت سیر از کثرت به حقیقت وحدانی چیزی است بسیار ارزشمند و همان سیر است که در زیر سایه‌ی آن می‌یابید که با پیامبر خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌» ارتباط دارید و احساس یگانگی می‌کنید. یعنی انسان می‌تواندفوق تعیّن‌های محسوس با حقایق عالیه مأنوس باشد و با حقیقت اولیاء زندگی محبت‌آمیز داشته باشد و محبت خود را از سرگردانی که با دل‌بستن به موجودات محدود به‌دست می‌آید نجات دهد. شهداء که در مدیریت محبت خود تا آن‌جا پیش رفتندکه زندگی دنیایی و بدن مادی در آن محبت به چیزی گرفته نمی‌شد، توانستند به جایی برسند که سخن‌شان شد: «با خمینی تا شهادت» و این زیباترین راهی از محبت است که در این تاریخ به سوی بشر گشوده شد. از خود نمی‌پرسید در شب‌های حمله وقتی بسیجیان برای خداحافظی همدیگر را بغل می‌کردند و شانه‌هایشان از شدت اشک می‌لرزید، در چه عشقی به‌سر می‌بردند؟! آیا قصه‌ی تاریخ امروز ما چیزی غیر از این محبت است؟ موفق باشید

12470

عالم «ذر»بازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزيزمان: سوال بنده اين بود که عالمى به اسم عالم «ذر» وجود دارد؟ و ابعاد آن چگونه است؟ بنده به ياد دارم در يکى از سخنرانى هايتان به روايتى با اين کليات اشاره کرديد که زمانى که مردم با حضرت على عليه السلام بيعت مى کردند حضرت از يکى از آنها خواست که چند بار با ايشان دوباره بيعت کند و بعد حضرت گفت آن زمانى که يارانم با من بيعت کردند چهره تو در بين آنها نبود که گفته ميشه اون شخص ابن ملجم بود و در اينجا هم منظور حضرت همان عالم ذر است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن شرایطی که انسان در حقیقت و فطرت خود با حضرت حق روبرو شده‌ است را به تعبیری عالم «ذر» گویند ولی شرایطی که بدان در رابطه با حدیث مذکور اشاره کردید را عالَم «ارواح» گویند و ربطی به عالم «ذر» ندارد. موفق باشید

نمایش چاپی