بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13041
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: آیا مرجع تقلید میتونه اشتباه بکنه؟ یعنی زمانی حکمی بده و بعد از مدتی حکمش رو عوض کنه؟ (مثلا جایز بودن کاری رو حالا حرام اعلام کند). این شبهه ای است که یکی از دوستان مطرح کرده و مدعی است یکی از مراجع در مورد مسئله ای به این صورت اقدام کرده (که البته تعبیر خوبی هم به کار نبردند به اینصورت که از روند کار مطلع نبودند!! و بعد از مدتی که اون کار غیر قانونی تلقی شد حکمشان را عوض کردند!!!). بنده چون احتمال می دادم با اغراض شخصی این حرف رو میزنه از ایشون نپذیرفتم. در توجیه این دوست چه باید گفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته هیچ مجتهدی معصوم نیست، به گفته‌ی خودشان کسی که متخصص امری باشد نسبت به بقیه در آن امر کم‌تر اشتباه دارد و عاقلانه آن است که انسان‌ها در هر امری به متخصص آن رجوع کند، در عین آن‌که می‌داند احتمال اشتباه هست. موفق باشید

12761

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: می خواستم در مورد تفسیر آیه شریفه «وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» توضیح بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد به تفاسیر رجوع فرمایید به‌خصوص تفسیر قیّم المیزان، اگر سؤالی پیش آمد در خدمتتان هستم. موفق باشید

11964

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد عزیز: شما در مباحث خود فرمودید که حضرت عیسی (ع) به روش حضرت محمد (ص) نماز می خوانند. مگر حضرت عیسی (ع) بعد از عروجشان به آسمان، مجددا بازگشت کردند که نیاز باشد نماز بخوانند آن هم به شیوه ی حضرت محمد (ص)؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که حضرت عیسی«علیه‌السلام» در خود احساس بندگی می‌کنند  - حال در هر عالَمی که باشند - و بخواهند حق ربوبیت ربّ را به‌جا آورند، باید مطابق نور محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» این کار را انجام دهند. موفق باشید

11327
متن پرسش
سلام علیکم در بحث ورزش در کتاب جوان و انتخاب بزرگ سوالاتی برام پیش اومده که مطرح میکنم. 1. ارتباط کنترل بر بدن در مورد زنده و مرده با نتیجه ای که میگیرید مشخص نیست. یعنی چون ما زنده ایم کنترل ما بیشتر از مرده است لذا زنده تر بودن یعنی کنترل بیشتر. چطور همچین رابطه ای شکل میگیره؟ 2. بر فرض قبول وجود ارتباط، منظورتون از زنده بودن چیه؟ یعنی شخصی مثل هاوکینگ که هیچ کنترلی بر بدن خودش نداره زنده تر از خیلیا نیست؟ 3. ارتباط ورزش با کنترل بر بدن مشخص نیست. به عبارتی چرا ورزش رو بهترین وسیله برای کنترل بر بدن میدونید؟ جایگاه روزه و مشابهات اون چیه؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نفس انسان یک حقیقت دارای شدت و ضعف است، مثل نور. و لذا اگر تعلق آن به بدن کم شود از جهت حیات شدت بیشتری پیدا می‌کند 2- هرکس به اندازه‌ای که بر بدن خود و امیال خود حاکم باشد، به همان اندازه زنده‌تر است به‌خصوص وقتی بر اساس احکام الهی بر امیال خود حاکم باشد 3- این قسمت در کتاب عرض شده دوباره مطالعه فرمایید. در ضمن کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن در این رابطه نکات خوبی را در اختیار شما می‌گذارد. موفق باشید
9792
متن پرسش
به نام خدا با سلام و عرض ارادت خدمت استاد عزیز: با توجه به ارسال سؤالات مدیریتی و پاسخ های حکیمانه حضرتعالی برای جمع بندی سوالات ذیل را خدمتتان می فرستم: 1- آیا مبانی علم مدیریت غربی کاربردی در جهت مدیریت اسلامی دارد؟ 2- نگاه مدیریت غربی به جامعه چگونه است؟ 3- نگاه مدیریت اسلامی به جامعه چگونه است؟ 4- نگاه به سازمان در مدیریت غربی چیست؟ 5- نگاه به سازمان در مدیریت اسلامی چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از نظر روش می‌توان از مدیریت غربی استفاده کرد با این توجه که ما کرامت انسان را نادیده نمی‌گیریم 2- مدیریت غربی از ساحات متعالی انسان غفلت دارد و سعی می‌کند انسان را در حدّ یک ماشین تقلیل دهد، چیزی که مرحوم چارلی چاپلین در فیلم عصر جدید نشان می‌داد 3- اولاً: با طبیعت تعامل دارد و طبیعت را صرفاً منبع سودجویی نمی‌داند ثانیاً: انسان را خلیفة اللّه می‌داند که باید در زمین کار خدایی کند 4- سازمان مدیریت چه غربی و چه اسلامی قالبی است که اهداف مورد نظر در آن به صورت کاربردی در می‌آیند، اگر اهداف اسلامی مدّ نظر باشد قالب کاربردی آن را تحت عنوان سازمان اسلامی شکل می‌دهیم. موفق باشید
8812
متن پرسش
محضر شریف جناب استاد طاهرزاده سلام علیکم برای اینجانب واقعه ای اتفاق افتاده است که نیاز به کمک شما دارم. یکی از آشنایان بنده در روستایی دور افتاده چند سالی است که دعا نویسی میکند (البته بنده تازه متوجه شده ام) اخیرا در منزل مادریشان از وی خواسته شد که برای فرزند بنده دعایی بنویسد بنده نیز در میان جمع به اکراه فراوان پذیرفتم. خود این فرد دعا نویس در همین مجلس تعریف میکرد که آنها در کربلا بودند و با دعای ایشان برای دوستش تریاک آوردند. بنده به ارتباط ناخواسته این فرد روستایی با جنیان مشکوک شدم. حال وظیفه اینجانب در قبال این دعای نوشته شده و این فرد روستایی ساده که با ما نیز یک رابطه خویشاوندی دور دارد چیست؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: بنده عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» داشته‌ام که إن‌شاءاللّه می‌تواند مفید باشد و کتاب بر روی سایت هست. متوجه باشید که عموماً ما در این موارد با تحت تأثیرقرارگرفتنِ ذهن، منفعل می‌شویم و با آزادکردنِ ذهن از طریق عقاید صحیح توحیدی دیگر پدر جدّ جنّ و جادوگر و شیطان هم هیچ‌کاری نمی‌توانند بکنند. موفق باشید
8767

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: جناب استاد عزیز ای کاش اعلام می کردید گروه المیزان این حدود ده هزار پرسش و پاسخ را موضوع بندی و چاب می کردند بخصوص که از تکرار سوالات جلوگیری می شود. با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: دوستان در تلاش‌اند این کار را در چند مرحله انجام دهند. موفق باشید
8345
متن پرسش
با سلام حضور استاد عزیز و گرانقدرم بنده زنی28 ساله ام حدود1سال پیش ازدواج کردم.قبل از ازدواج در مورد همسرم کاملا تحقیق کردیم و همه وی را تایید کردن در مورد خانواده اش زیاد تحقیق نکردیم.باشوهرم از لحاظ عقیدتی مشکل ندارم ولی با خانواده اش در تضاد کامل هستم.3خواهر و پدر و مادرش بی قید و بندن فجیع آرایش میکنن واجبات رو انجام نمیدن ب راحتی دروغ میگن غیبت میکنن تهمت میزنن یکی از خواهراشم شوهر داره ولی با مردانامحرم ارتباط جنسی داره ب تازگی متوجه شدم 3 خواهر و مادرش دستشون کج و دزدی میکنن.من خیلی پرهیز میکنم از لقمه ی حرام .چون نمیدونم غذاشون از کجا تهیه شده رفت و امدمو ب خونشون کم کردم.مدام ب من میگن برا شام و ناهار بیا خونمون و من هر دفه طفره میرم.با توجه ب اینکه والدین در قران شامل پدر و مادر همسر هم میشه من از شما تقاضا دارم به بنده راهنمایی کنین من در چه حد باید با این خانواده رفت و امد کنم؟ ارادتمند استاد عزیز و گرانقدرم هستم با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این موارد را سعی بفرمایید از دفتر مرجع تقلیدتان سؤال بفرمایید. ظاهراً در این موارد سخت‌گیری نمی‌کنند و اجازه می‌دهند ارتباط‌ها برقرار باشد. موفق باشید
8170
متن پرسش
سلام علیکم حضرت آیت الله جوادی آملی فرموده اند:فدک که برای حضرت امیر(ع) نبود که از حقّ خودش صرف‌نظر کند یا فدک برای ملت نبود تا بگوییم او ولیّ مسلمین است، فدک برای بچه‌های فاطمه(س) بود و حضرت امیر(ع) نتوانست آن را استردادکند.لطفا چرایی این عدم باز پس گیری فدک را توضیح دهید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شاید اگر مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» در زمان خلافت خودشان مبادرت به اخذ فدک می‌کردند، منافقان جوّسازی می‌کردند که حضرت از مقام خود سوء استفاده کردند و از فضایی که خلیفه‌ی اول در توجیه کار خود انجام داده بود استفاده می‌کردند و به شخصیت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» ضربه می‌زدند و حضرت از وظیفه‌ی اصلی‌شان باز می‌ماندند. موفق باشید
7837
متن پرسش
سلام علیکم آیا ارتباطی بین افسردگی و رفاه زدگی هست؟هرچقدر تکنولوژی پیشرفت میکند افسردگیها و خودکشی ها و دیگر کشیها و گرایش به نیهیلیسم افزایش می یابد آیا بین این دو رابطه ای هست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حتما هست؛ زیرا رفاه‌زدگی ما را در پایین‌ترین ساحت‌های عالم یعنی عالم ماده متوقّف می‌کند و از عالم بی‌‌کرانه‌ی معنویت محروم می‌نمایاند. موفق باشید
6864

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی--جایی در پاسخ به پرسشها فرموده بودید اینکه گفته میشود مرد برزن ولایت دارد غلط است-تعجب کردم واقعا--حقیقتا اینگونه است؟ پس رلبطه چگونه تعریف می شود؟ وظیفه زن چیست؟من حس میکنم زن خلقت خاص و هدف خاصی دارد چگونه میتوان در این زمینه مطالعه بیشتری کرد؟مباحث شما در این زمینه را مطالعه نموده ام
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک مسئله‌ی فقهی است که زن فقط در دو مورد باید از شوهر تبعیت کند یکی در موضوع تمکین جنسی و دیگر در عدم خروج از خانه. موضوع را می‌توانید در استفتائات فقها در رابطه با وظیفه‌ی زن نسبت به مرد دنبال کنید. موفق باشید
6082
متن پرسش
سلام استاد خواهش میکنم به یاری خدا منو نجات بدید.مدتیه گریه برای اباعبدلله علیه السلام از من گرفته شده.وقتی به این فکر میکنم که این زجرهایی که اونروز امام علیه السلام و اصحابشون در روز عاشورا کشیدن برای اونا که داشتن برای خدا میجنگیدن لذت بوده نه رنج و اینکه همه شون مطمئن بودن پایان این راهی که میرن بهشته دیگه گریم نمیگیره!فکر میکنم برای ما اهل دنیا اینا مصیبت بوده نه برا اونا.و گیریم که زجر هم بوده باشه اما چنین زجر بدنی و جسمی که چندان شاید ارزشی برای گریه که اینهمه تو دینمون هم براش تاکید شده شاید نداشته باشه. خواهش میکنم تفکر منو نجات بدید.کتاباتونم خوندم اما متاسفانه فرقی نکردم وقتی از لبخند رضایت اباعبدلله در قتلگاه میگید بیشتر به این باورم افزوده میشه که پس چرا گریه؟؟؟اونا که یه سرانجام خیلی خوبی داشتن.یعنی فقط برای زجرها و شکنجه های جسمی شون این همه سال باید همه بگرییم و بهش توصیه شده؟ ازتون ممنونم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: گریه‌ی ما برای اباعبداللّه«علیه‌السلام» از آن جهت است که آن حضرت از طریق خود انسانیت را به عالی‌ترین شکل ظهور دادند و آن را به عنوان هدف در مقابل ما گذاشتند و ما با نگاه قلبی به آن مقام ،اشک می‌ریزیم تا با پای اشک به هدف متعالی خود نزدیک شویم و قبلاً نیز عرض کردم که چگونه یک کودک وقتی شیرینی می‌بیند گریه می‌کند تا به مطلوب خود برسد، گریه‌ی ما گریه‌ی طلب مطلوب متعالی ما است که از طریق کربلا در منظر ما قرار گرفت. با این دید به کربلا نظر کنید و پس از آن راضی باشید به آن‌چه خداوند برایتان پیش می آورد. موفق باشید
5971
متن پرسش
سلام.حضرت استاد پس از دغدغه ای که برایم درجهت ارائه درست وجایگاه شریعت در هستی ونحوه کارکرد آن درنظام تکوین و انسان پیش آمدباری دیگر کتاب چه نیاز به نبی وخطرمادی شدن دین و...را مطالعه کردم تا نکاتی را برای دوستان که سخت گرفتار اعتباری بودن احکام شریعت و قائل به عصری شدن دین بودند بیان کنم.خوشبختانه توانستم تا حدودی برخی را متوجه باطن دار بودن احکام شریعت کنم ونظرشان را به عالم غیب ومعنا که اصل ایمان است معطوف کنم اما بیشتر تاثیرگذاری من در باب اعما فردی وبه عبارت اخری عبادت نظیر نماز و روزه ووضو و..بود وجنبه ی اجتماعی احکام اسلام به شدت مورد هجمه قرار گرفت که آن احکام تابع شرایط وتمدن آن زمان دنیا وحتی برای فرهنگ خاص عربی بوده است ومی توان با توجه به اقلیم ها وشرایط تمدنی خاص این احکام تغییرکند.مثلا ااین بحث مطرح شد که زکات وخمس واینها شاید می توانسته نظام اقتصادی آن زمان را تامین کند ولی نباید بر روی این قواعد واحکام تحجر پیدا کرد که اینها دارای باطنی غیبی هستند پس بنابراین غیرقابل تغییر وباید مثلاطبق حکم اسلام زکات به انعام ثلاثه وغلات اربعه ونقدین تعلق بگیرد بلکه با سیستم های اقتصادی امروز هیچ فایده ای در جهت تامین نیازهای اقتصادی مسلمین نمی کند بلکه ایشان را هر روز در اعماق عقب افتادگی می اندازد.یعنی اینها حکم به دادن زکات ومتعلقات آن وجایگاه مصرف آن را تنها تامین نیاز اقتصادی میدادند واگر این غرض تامین نشد پس نتیجه می گیرند که این اعمال منسوخ شده وباید قوانین نوعی بنا شود.آیا حکم به دادن زکات به عنوان مثال تنها جهت تامین نیاز اقتصادی جامعه بوده ویا مثلا حقیقتی غیرازاین دارد وماتنها باعقل جزئی خود این محسوس را می فهمیم ودیگر حکمت هایی که امر به این سنخ احکام شریعت شده را نمی دانیم؟اگر دارای باطن وحکمت هایی غیراز ظاهر آن می باشند لطفا توضیح دهید. واما بعد.اگرقائل به باطن دار بودن این سنخ از احکام شدیم ولی غرض ابتدایی وظاهری آن که مثلا تامین نیاز اقتصادی مسلمین بود برطرف نشد این مشکل پیش می آید که برای این غرض باید چه کرد وچرا اسلام چاره ای نیندیشیده؟واگر اندیشیده پس قابلیت اجرا نداشته که مسلمین هیچ گاه نتوانسته اند با این قوانین جامعه را به درستی اداره کنند. حرف دراین باره زیاد است ولی چه میشود کرد که بیش از این انگشتان من تاب تایپ ندارند وشما خود هرچه صلاح می دانید بفرماییدتا بنده بتوانم استفاده کنم. یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: این‌که می‌فرمایید قوانین اقتصادی قابلیت اجراء نداشته وگرنه اجراء می‌شد؛ عنایت داشته باشید این وظیفه‌ی مسلمانان است که اگر احکام شریعت الهی را حق می‌دانند تلاش کنند در زندگی فردی و اجتماعی خود پیاده کنند تا نتیجه‌ی لازم را ببرند. تعجب بنده از این‌جا است که مگر آنچه امروز به نام اقتصاد در سطح دنیا جریان دارد توانسته مشکل بشر را حل کند؟ آیا این‌که بشریت برای زندگی دنیایی خود باید این‌همه تلاش کند تا زندگی‌اش تا حدّی تأمین شود و در کنار آن دولت‌ها و سرمایه‌دارها هرطور خواستند فرمان برانند را ما اقتصاد سالم می‌دانیم؟ یادم هست چند سال قبل عده‌ای از اقتصاددان‌ها تحقیق کردند اگر زکات اسلامی در جامعه اجراء شود – عنایت داشته باشید زکات را حاکم باید اخذ کند به اختیار مردم نیست که اگر خواستند بدهند – با همان قواعدی که اسلام فرموده نه‌تنها هیچ مشکلی در جوامع اسلامی نخواهیم داشت، بلکه از حکومت بیرحمانه‌ی دولت بر مردم که یکی از آفات اقتصاد امروز جهان است، نجات می‌یابیم و بحث خمس هم که عموماً مربوط به امور فرهنگی است و تعالی دینی جامعه نقش خود را ایجاد می‌کند. آری دین روشن کرده اگر در زمانی زکات به خاطر مشکلی خاص کفاف امور را نداد به چیزهای دیگر – به حکم ثانوی – مالیات بسته شود. همان‌طور که علی«علیه‌السلام» در زمانی به اسب‌ها نیز مالیات بستند. در هر حال خوب است از یک طرف خلأهای اقتصادی موجود جهان را – به حضوص در رابطه با حاکمیت بیرحمانه‌ی دولت‌ها – بررسی بفرمایید و از طرف دیگر روح انسانی‌بودن اقتصاد اسلامی را هم بررسی کنید تا مطمئن شوید تنها راه برگشت به اقتصاد اسلامی است آن‌هم در بستری که فرهنگ معنوی اهل‌البیت«علیهم‌السلام» حاکم باشد و نه فرهنگ اموی و عباسی و یا فرهنگ غرب‌زده‌ی قاجار. موفق باشید
5441
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام در بسیاری از ایات قران داستانهایی از گذشته می گوید و بعد به نبی مکرم می فرماید تو انجا نبودی و خبر نداشتی حال با توجه به این که ما معتقد به حقیقت نوری این بزرگواران هستیم و حتی در روایت معروفی که علی ع می فرماید من با نوح و ابراهیم و موسی و.... بودم و می گویند علم اولین و اخرین پیش ماست این دو چگونه قابل جمع است اگر بفرمایی ان شان نبوت و ان دیگری شان ولایت است مگر این دو از هم منفک و جدا است و دو گانگی وجود دارد و پیامبر با مقام نوری خود اتحاد ندارند و اسا سا منظور خدا از تکرار این مطلب چیست. و مطلب دیگر این که چرا خداوند به شان نبوت این همه می پردازد ولی درجایی به طور روشن خبر از وجود نوری و اول ما خلق الله نمی دهد با توجه به اهمیت و نقش هدایتی که این مو ضوع دارد و باید با تاویل و نفسیر این مقام را ثابت کرد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن تماماً در مقام تشریع است و در سیر الی‌الخلقی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» برای رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نازل شده، یعنی در مقامی که حضرت جبرائیل«علیه‌السلام» معلم است و نفس مبارک رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» شاگرد. تنها در بعضی از آیات اشاره‌هایی هست که معلوم می‌کند رابطه‌ای دیگر نیز بین رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و خداوند بوده است که ماوراء این نوع وحی بوده مثل آن‌جا که می‌فرماید: «ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى× فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى× فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى» ملاحظه کنید علاوه بر این‌که خبر از قرب رسول اللّه می‌دهد، قربی که از نزدیکی دو سر یک کمان کم‌تر است از آن مهم‌تر می‌گوید: پس به بنده‌اش وحی فرستاد، آنچه وحی فرستاد، که حکایت از ارتباطی است غیر قابل توصیف و در آیه‌ی بعد یعنی آیه‌ی 11 می‌گوید: «مَا کَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى» دل حضرت آنچه را دید دروغ نبوده. حضرت چه دیده‌اند که باورکردنی نیست؟ موفق باشید
5303

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم ... وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ... با عرض سلام و ادب وعرض تسلیت بمناسبت ایام سوگواری امیرالمومنین علیه السلام... امسال که پس از اتمام دوره سربازی با مدرک کارشناسی کامپیوتر تصمیم ورود به حوزه را گرفتم ، سومین باری هست که قصد ورود به این راه را دارم منتها تفاوت آشکار امسال با سالهای قبل در اینه که امسال خداوند کریم مرا به یک نکته بسیار مهمی آشنا کرد که سرمایه خوبی شد که با قوت و قدرت در این راه وارد بشم و اونهم درک جایگاه صدق وعده های خداوندی است که در قرآن کریم به اونها اشاره شده که البته این توفیق رو بسیاربسیار مدیون اشاره های مکرر مقام معظم رهبری در توجه دادن به این موضوع هستم که باعث شد نسبت به اهمیت این باب حساس بشم و دیگه ترسی نداشته باشم از اینکه نکنه خدای ناکرده در این راه کم بیارم و شرمنده خدا و اهل بیت بشم. برادر، من در سن 27 سالگی می خوام وارد این راه بشم و حساسیت های خاصی برای خودم دارم از جمله اینکه منطبق بر عرایض فوق ، اراده الهی اینگونه جاری شده که من به عنوان تکلیف و احساس وظیفه قدم در این راه بگذارم و بخواهم در مسیر انبیاء و رسالت الهی گام بردارم. اهمیت این موضوع برام به حدیه که نمی توانم ساده از کنارش بگذرم. رو این حسابه که فکر می کنم باید در مسیر طلبگی مخصوصا در سالهای نخستین این راه، نسبت به نکاتی توجه داشته باشم که منطبق بر روش انبیاء و مقتضیات زمان باشه. با توجه به صحبت های مقام معظم رهبری در اینکه اولویت امروز کشور، جنگ نرمه می خوام بگم که البته برای من اجتهاد مهمه و بسیار مطلوب، اما مهمتر اینه که در این مسیر به وظیفه عمل کنم و بتوانم مبلغ خوب و موثری باشم باذن الله . اینها رو گفتم که بگم برای منِ نوعی در آغاز راه یه چیزهایی خیلی مهمترازخود درس و تحصیله. حقیقت، من از روحانیتی که از جامعه غریبه است و گرفتار ریا و خودبزرگ بینی شده بیزارم و نمی خوام در این مسیر گرفتار این آفات بشم. لذا یک سری نکاتی را تحت عنوان ادب طلبگی برای خودم آماده کردم که میخوام خودم را ملزم به رعایت اینها در سالهای نخستین کنم. می خواستم ببینم نظر شما در باره این نکات و کل صحبت هایی که عرض شد چیه؟! آیا نکته ای هست که در آغاز راه من ازش غافل باشم ؟! آیا موضوع مهمتری هست که باید متوجه باشم؟! خلاصه می خواستم بنده رو از راهنمایی و نصیحت لازم محروم نکنید... یاعلی ادب طلبگی با توجه به مقتضیات زمان : 1- ایمان و اتقان کامل به هدف و این راه 2- توسل دائمی به اهل البیت (ع) در سایه معرفت ناب به آنها 3- تهجد و قیام شب 4- استقامت و پشتکار 5- خلوص ویقین 6- شجاعت و شهامت 7- تعیین افق و نظام حرکتی در حوزه 8- خود شناسی و مبارزه با نفس 9- قطع تعلقات دنیایی 10- سکوت 11-انس با قرآن کریم و حفظ آن درمدت 3 الی 4 سال 12-ورزیدگی بدنی و تناسب اندام 13-کسب تسلط به زبان انگلیسی و عربی 14-ازدواج و عقل معاش (قناعت ، تدبیر در سایه توکل ) 15- شما بفرمائید ...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: (شخصی) شروع کنید إن‌شاءالله نتیجه‌ای که به دنبال آن هستید حاصل می‌شود. نکات خوبی را مدّ نظر قرار داده‌اید. موفق باشید
1324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام چندماه پیش توسخنرانیتون ازنداشتن زبان دین به روز ومتناسب بانیازهای جوانان صحبت کردید. نظرتون درمورد زبان دین ازمنظرحکمت متعالیه وبه کل فیلسوفان اشلامی چیه؟میشه درموردش پایان نامه نوشت؟باتوجه به این که این موارددر فلسفه دین درغرب بیشتر کارشده میشه اینهارادرموردفیلسوفان اسلامی هم گفت
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام اولاً: نظرتان را به جواب سؤال 1323 جلب می‌کنم. ثانیاً: نوشتن پایان‌نامه در این امر کار بسیار ارزشمندی است که همه‌جا قابل بحث است ولی کار سختی است چون مقدمات آن هنوز فراهم نشده. آقای دکتر داوری در کتاب «شاعران در عسرت» به تبعیت از هایدگر می‌خواهند حرف‌هایی در این رابطه بزنید. موفق باشید
16644
متن پرسش
سلام علیکم: همانطور که در نظر بزرگان داریم محبت ایمانی به جنس مخالف بلامانع است و روی این مورد سوالی نداریم ولی به نظر می رسد این محبت با حساسیتی همراه است مثلا خوبی جنس مخالف (چه مرد به زن و چه زن به مرد) ممکن است برای ما با حساسیت همراه باشد یا مثلا اگر کسی در قالب وظیفه بخواهد برای جنس مخالف وظیفه ای انجام دهد آن کار را با حساسیت انجام می دهد حال سوال این است این حساسیت ها (فارغ از هرگونه بحث شهوانی) طبیعی است؟ و لطمه ای به ارزش محبت ایمانی یا وظیفه ای که ما در قبال جنس مخالف انجام می دهیم نمی زند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شریعت الهی با طرح موضوع نامحرم‌بودنِ جنس مخالف، متوجه بوده که عموماً انسان‌ها در ارتباط با جنس مخالف گرفتار تحریک قوه‌ی واهمه می‌شوند و بدین لحاظ است که خداوند تأکید دارد کم‌ترین ارتباط را انسان با جنس مخالف داشته باشد مگر در حدّ ضرورت عقلی و شرعی. حال شما در نظر بگیرید وقتی کسی عکس غیر محجوب جنس مخالف را بنگرد قوه‌ی واهمه‌ی او چه بلایی بر سرش می‌آورد و چگونه او را از عالی‌ترین رابطه با عالم قدس و معنا محروم می‌نماید. موفق باشید  

16381
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز آقای طاهرزاده: حقیقتا بنده در اینترنت به صورت اتفاقی به مطلبی برخورد کردم بدین صورت که اگه اشتباه نکنم چند آیه از قرآن بود و گفته بود که قبل از اینکه نگاه به متن (آیه ها) بکنید، آرزو کنید و سپس آیات را بخوانید و باید برای 10 نفر هم این مطلب را بفرستید تا در اینصورت بعد 28 دقیقه کسی به شما زنگ بزند و خبر خوبی به شما دهد و اگر این مطلب را برای ده نفر نفرستادید، در عرض چهار روز اتفاقات بدی برایتان می افتد. بنده این متن را برای کسی نفرستادم و برای همین حقیقتا مقداری می ترسم که نکند اتفاق بدی برایم پیش اید. البته توکلم به خداست ولی نمیدونم چرا تو این جور وقت ها خیلی می ترسم. لطفا راهنمایی ام کنید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کارها روشی است برای آن‌که ببینند چه اندازه آدم‌های ساده در دنیا وجود دارد. زیرا ما در روایات خود داریم برای کم‌عقلی‌ انسان همین بس که بی‌دلیل به دنبال هر حرفی می‌رود و آن را می‌پذیرد. موفق باشید

14987

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت: بنده در حال نوشتن مقاله و تحقیقی در زمینه مبارزه و پیشگیری از خرافات می باشم. لطفا در این زمینه کتاب معرفی بنمایید. با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد فکر خاصی نداشته‌ام. شاید کتاب «تحریفات» مرحوم شهید مطهری الهاماتی به شما بدهد. سری هم به کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» بزنید. موفق باشید

14866

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد خسته نباشند ان شاءالله. در مورد سوال 14854: یعنی اینکه معصومین هم کرارا به خاطر استفاده از بدیهیات هستی و ثابتات در بدیهیات برای اثبات امری مهم تر ما را متوجهِ این کردند که اینگونه می شود رفتار کرد و به حقیقت رسید. (همانگونه که در حدیث مفضل امام صادق (ع) استفاده می کنند از این قضیه). همینطور است استاد. ۲- عین ثابت موجب محدودیت مخلوقات است نسبت به خالق؟مفصل این را در کدام صوت شما بیابم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مباحث در عرفان نظری و فصوص‌الحکم بحث می‌شود. کتاب «عرفان نظری» استاد یزدان‌پناه در این مورد کتاب خوبی است ولی خوب‌تر از آن، آن است که شما به عنوان یک طلبه در حال حاضر گِردِ این مطالب نگردید، وگرنه از دروس اصلی بدون آن‌که ملکه‌تان شود، از دروس عبور می‌کنید. موفق باشید

14228
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فرزانه تا آنجا که اطلاع دارم برای درمان بیماریهای روحی از جمله وسواس به روانشناسانان زیاد اعتماد ندارید و می فرمایید آنها بعد باطنی انسان را نمی شناسند. از طرفی در برخی موارد در پاسخ سوالات برای درمان افسردگی سایت انشا را معرفی می کنید. سایت انشا همانطور که مستحضرید، مباحث روانشناسی را بررسی می کند. از جمله درمان بیماریهای روحی، من طلبه و در مقطع ارشد مشاوره مشغول به تحصیل هستم. آیا با ادامه تحصیل من در این رشته موافقید؟ هدف من درمان بیماریهای روحی خود و مریضی ها است. آیا این رشته به من کمک می کند؟ یا به رشته دیگری بروم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این درست است که روان‌شناسی همه‌ی ابعاد انسان را نمی‌تواند مدّ نظر قرار دهد ولی بعضی از بیماری‌های روحی و از جمله بعضی از وسواس‌ها مربوط به ابعاد نازله‌ی روان انسان است که روان‌شناسی در این حوزه‌ها می‌تواند کمک کند. موفق باشید

13840

در اربعینبازدید:

متن پرسش

سلام: لطفا در چند سطر عظمت پیاده روی اربعین را بیان بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اخیراً عرایضی در قسمت صفحه‌ی اول سایت قرار گرفته. موفق باشید

13814
متن پرسش
سلام علیکم استاد: با عرض پوزش می خواستم ببینم آیا شما نسبت به شاعر عاصر هوشنگ ابتهاج آشنایی دارید و ایشان چگونه اند؟ عده ای می گویند که شعرهایش طعنه می زند به اشعار حافظ ولی بنده با آن سواد ناکافی که دارم می دانم اشعاری چون حافظ از خزینه ای سرازیر می شود که بسته به غیب است و روزی هر مرغکی انجیر نیست از طرفی هم می خواستم بدانم گویا ایشان اندیشه های سکولار هم دارند که چه بدتر اینچنین اندیشه ای اشعار او را چگونه می خواهد پرورش بدهد شعری که از انوار غیبیه بر قلب است را خیالی می پروراند که اندیشه ی غیبی به دیگران بدهد حال با چنین تفکری مگر می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که آقای هوشنگ ابتهاج شعرهای خوبی دارد، حرفی نیست. ولی وقتی بخواهیم او را با جناب حافظ لسان‌الغیب مقایسه کنیم، او را کودکی می‌دانیم که اساساً قابل مقایسه نیست با حافظ و اشارات او. در این مقایسه است که اشعار آقای ابتهاج بسیار سطحی جلوه می‌کند. از این جهت ابداً درست نیست که این‌دو را با هم مقایسه کنیم. موفق باشید

12442
متن پرسش
سلام علیکم: سوالی درباره نحوه بینش توحیدی داشتم که پاسخ این سوال بسیار برایم کلیدی خواهد بود در بینش توحیدی داریم که اگر کسی کاری خیر برای ما انجام می دهد در واقع خدا خواسته که چنین کاری انجام بشود و آن بنده خدا وسیله بوده است، حال روش وسیله دیدن بنده چگونه است؟ چون درک می کنیم که بالاخره این شخص این کار برای ما نجام داده است و عامل کار خیر بوده است، به عبارتی عامل دیدن شخصی که کار خیر انجام می دهد منافاتی با وسیله دانستن او ندارد؟ 2. ما در باطن خود اعتقاد داریم الطافی که از طریق بندگان بما می رسد از جانب حق است ولی در زندگی روزمره تنها به عامل بودن بنده نظر داریم و به لطف حق منتقل نمی شویم. درست است که ما متنقل نمی شویم ولی آیا اعقاد باطنی که عرض شد بما کمکم میک ند که در حیطه جهان بینی توحیدی باشیم هرچند با نازله؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری همه‌ی عالم واسطه و وسیله‌ی ظهور اراده‌ی حضرت حق هستند ولی بالاخره شایستگی آن را داشته‌اند که حضرت حق از آن طریق با ما ارتباط داشته باشد و بدین لحاظ ارزش و احترام واسطه‌ها را پاس می‌داریم و در روایت داریم چون پدر و مادر واسطه‌ی وجود شما از طرف خداوند هستند، باید مورد احترام‌تان باشند 2- در هر صورت مبنای کلی هر انسان موحدی آن است که همه‌چیز از آن خدا است و لذا غفلت‌های جزئیه او را از آن حضور کلی خارج نمی‌کند هرچند که به طور عادی به واسطه‌ها، بیشتر نظر داشته باشد. موفق باشید

12323
متن پرسش
سلام علیکم: 1. خداوند هادی است و حتی به پیامبر (ص) می فرماید هدایت دست خداست و خدا هر که را بخواهد هدایت می کند حال ما در زیارات اما اهل البیت (ع) را هادی می دانیم منطور از هادی اینجا چیست؟ 2. علمای ربانی که شاگردان خود را هدایت می کنند آیا صرفا وسیله هدایتند یا اینکه خود به نوعی هادی محسوب می شوند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هدایت امامان و علماء به معنای تذکر قلبی است تا انسان‌ها با رجوع به فطرت خود که مُهرِ خدایی دارد به خدا رجوع کند، به همان معنایی که به رسول خود فرمود: «وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى‏ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنينَ» و پيوسته تذكّر ده، زيرا تذكّر مؤمنان را سود مى‏بخشد. موفق باشید

نمایش چاپی