باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سؤالاتی که متذکر یک افق برای مخاطب باشد، نه جزئی است و نه شخصی. ولی بعضاً سؤالاتی است که نیاز دارد با مبانی معرفتی مرتفع شود. این نوع سوالات است که باید افراد را به آن مبانی و کتابها رجوع داد 2- کتاب «مبانی نظری حبّ اهلالبیت» اشاره دارد به حقیقتِ فطری هر انسانی. زیرا امام صورت تعیّنیافتهی فطرت هر انسانی میباشد و به همین جهت اگر کسی در فضای تهذیبِ لازم قرار بگیرد و از طرف دیگر متذکر امام باشد، نور وجود امام را در جان خود احساس میکند، در آن حدّ که امام را آشنایِ جان خود مییابد. در مورد سایر نوشتجات بنده، موضوع تا حدّی متفاوت است. زیرا بنده به روش حکمت متعالیه، سعی بر عقل و قلب دارم، بدین معنا که از یک طرف عقلِ افراد مخاطب بنده است و از طرف دیگر اشاره به فهمِ قلبی و شوقی افراد میشود. به همین جهت اگر خوانندگان محترم سعی بفرمایند در عین تعمق در مطالب، ارادهی سلوکیِ خود را نیز به صحنه بیاورند، بنده به آنچه باید در وظیفهی خود به آن برسم؛ بدان نایل خواهم شد 3- بنده دعاگوی جنابعالی به حکم تذکری که دادید بودم و امید آن میرود که خداوند توفیقات کامل ماه رجب و شعبان را برای جنابعالی مقدّر فرماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح و ذات انقلاب اسلامی ضد استکباری است و فکر نمیکنم دولت موجود ادامهی انقلاب باشد. اینها بیشتر به دنبال کشوری هستند که در ادامهی فرهنگ مدرنیته، مردم آن کشور مرفه باشند و در عین حال نماز هم بخوانند. ولی ذات انقلاب اسلامی و مردم انقلابی در راستای مبارزه با استکبار که آمریکا امروز نمونهی کامل آن است، معنا پیدا میکنند و به این شکل تاریخی که حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» شروع کردند؛ ظهور میکند و ادامه مییابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به راحتی نمیتوان در این موضوع تفاوت مشخصی بین آنها گذاشت. شاید همه در نسبت حق به خلق به نحوی متوجهی تجلی باشند. ولی در معنای تجلی و لوازم آن نگاهشان متفاوت باشد. ملاصدرا تشکیک در وجود را به طرز عالمانهای تدوین کرد که ما متوجه لوازم آن از جمله هویت تعلقیِ معلول نسبت به علت حقیقی باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نگاه وحدت وجود، خدا همهی عالم را پر کرده حتی در جواب طلب اعیان ثابتهی مخلوقات، این خدا است که در صحنه است. منتها حدّ ظهور او برای ما متفاوت است و این نوع نگاه با نگاه سوبژکتیویته که ملاک فهم عالَم را صرفاً ذهن انسان قرار داده و معتقد است که انسان به عالَم، معنا می دهد، فرق دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد «امتثالاً لأمر مولا» باید عمل کرد. یعنی چون به ما فرمودهاند که اینچنین بخواهید، ما دعا میکنیم، به امید آنکه به آن ادعا نزدیک شویم. مثل اینکه در نماز میگوییم «تنها فقط تو را میپرستیم و از تو کمک میخواهیم». در مورد میّت هم همینطور است که اگر مؤمن بوده است میخواسته است گناهی انجام ندهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آهنگهای آقای حامد زمانی با آن محتوای خوبشان بسیار مؤثر است. بنده حکم فقهی آنها را نمیدانم، ولی آهنگ سرود «ای مطهر» با اینکه موسیقی غلیظی داشت، حضرت امام فرمودند اشکال ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه آقای هوشنگ ابتهاج شعرهای خوبی دارد، حرفی نیست. ولی وقتی بخواهیم او را با جناب حافظ لسانالغیب مقایسه کنیم، او را کودکی میدانیم که اساساً قابل مقایسه نیست با حافظ و اشارات او. در این مقایسه است که اشعار آقای ابتهاج بسیار سطحی جلوه میکند. از این جهت ابداً درست نیست که ایندو را با هم مقایسه کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اخلاق به تنهایی اگر رویکرد توحیدی نداشته باشد و قرب الهی در آن لحاظ نگردد، منجر به راحتی روح در دنیا میشود ولی سعادت اخروی به همراه ندارد. در عین حال در قیامت مانند انسانهایی نیستند که به جهت ظلم و جنایت گرفتار عذاب میشوند و در موضوع انحصار در حقانیت دینی، باید بحث را به نگاه توحیدی دین سپرد. لذا هراندازه که آن دین به توحید نزدیکتر است، بیشتر موجب سعادت اخروی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پولهایی که در مورد خمس به مراجع عظام پرداخت میشود عموماً در مسیر پرورش طلاب دین صرف شهریهی آنها میشود و نمایندگان آنها عموماً آن پولها را خدمت مراجع محترم میدهند یا از طرف آنها مأمورند در همین مسیر خرج کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت نگاه اخلاقی با عرفانی در آن است که در نگاه عرفانی در عین آنکه از همین دستورات اخلاقی استفاده میشود ولی رویکرد آن در راستای تغییر درجهی وجودی است در حالیکه در نگاه اخلاقی از آن جهت که افراد متشرع به دستورات اخلاقی نگاه میکنند، سعی آنها آن است که آن صفات را بر شخصیت خود عارض کنند مثل آنکه عارف در دوری از دنیا انقطاع إلی اللّه را اراده میکند ولی انسان اخلاقی، زهد را برای دریافت بهشت پیشه میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که نتیجه گرفتهاید. یعنی بعضاً ما آثار عدم تعادل نفس به جهت گناه را در غیر نرمالشدنِ ترشحات هورمونها مییابیم. فکر میکنم این مسائل به صورت مبنایی در کتاب خویشتن پنهان مطرح شده است. موفق باشید
