بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7829
متن پرسش
سلام استاد . خدا به شما و زحمتکشان سایت خیر دهد. چه کنم که از خودم نجات پیدا کنم . از قدیم دوست داشتم مورد توجه قرار گیرم الان هم که به میانسالی رسیده ام هنوز درگیر این افکارم و طوری رفتار میکنم (البته در حد شرع) که همه تعریفم کنند . مثلا در بخشش و انجام کارهای خیر و مسجد رفتن و ... دوست دارم همه متوجه شوند با اینکه میدانم اشتباه است ولی برایم ملکه شده و واقعا سخت است . استاد واقعا خسته شده ام .
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: جواب سؤال 7828 کمک می‌کند. هرچه نور توحید بیاید نقش بقیه عوامل و افراد ضعیف می‌شود. موفق باشید
7599

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم. با تشکر از زحمات شما اگر دختران 14تا18سال( دبیرستان) بخواهند سیرمطالعاتی داشته باشند، چه کتابها یا سی دی سخنرانیهایی را پیشنهاد می کنید. مادران و پدران این دانش آموزان اگر تا کنون سیر مطالعاتی نداشته باشند ، چه کتابهایی را بخوانندیا از سی دی استفاده کنند. در پناه امام زمان (عج)موید الهی باشید. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید کتاب‌ های جوان و انتخاب بزرگ و چه نیاز به نبی و فرزندم این چنین باید بود برای آن جوانان خوب باشد. و والدین‌ شان مباحث معرفت نفسی را دنبال کنند. مثل کتاب آشتی با خدا و ده نکته در معرفت نفس. موفق باشید
7526
متن پرسش
سلام علیکم .جناب استاد در پاسخ به سوال در مورد ضمانت رزق طالب علم فکر میکنم در این زمینه یک اشتبباهی اتفاق افتاده و اینطور که شما فرموده اید و خیلی ها برداشت کرده اند یک چهره نا مطلوب و نا مطبوع از طلبه های عزیز بوجود خواهد آمد خداوند متعال اگر رزق طالب علم را ضمانت کرده از راه و مسیر عقلانی و درستش یعنی کار و فعالیت ضمانت کرده نه اینکه به امید این روایت یک طلبه بنشیند و مطمین باشد و هیچ فعالیت اقتصادی مستقیم یا غیر مستقیم نکند رزقش میرسد اینکه یعنی سربار دیگران بودن و ایجاد یک وجهه بد بین مردم از طلبه ها .مدرس هم طلبه بود کار هم میکرد و خیلی های دیگر مهم اینست که طلبه نیت طلب علم و نیت کار کردن را داشته باشد و روایت شاید ناظر بر این مفهوم است که خدا رزق او را بواسطه اندک کاری یا براحتی میرساندو از جاییکه گمان نمیبرد روزی میدهد و این فرق دارد با اینکه شما تشویق کنید طلبه ها را کار نکنند فقط بنشینند طلب علم کنند .برعکس این مطلب هم هست خدا اگر نخواهد علمی نصیب کسی بشود شما اگر کار کردن را رها کنی وشبانه روز دنبال علم بروی نخواهی یافت نمونه اش ایمه اطهار هیچ کدام در نهایت فعالیت های علمی دست از کشاورزی برنداشتند و امام باقر در داستان معروف عرق میریخت فرمود اگر کار میکنم تا محتاج امثال شما نشوم . مگر ایمه ع الگو نیستند پس چرا مطلب را سخت جلوه میدهید .ضمانت روزی برای همه هست طبق نص صریح قران ولی بواسطه کار و فعالیت معمول در دنیا برای طالب علم شاید از بقیه راحت تر و غیر منتظره تر وبیشتر از جایی که گمان نمیبرد باشد ولی هیچ کدام نیت کار و فعالیت را رد نمیکند وضمنا طلبه ای که هم دنبال علم است وهم باری از دوش فعالیت ها وامور دنیایی بر میدارد بهتر میتواند در نشر فرهنگ دینی و عقاید صحیح جلو برود
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نمی‌دانم چرا نباید کسب علم و تلاش برای انتشار علم را کار به‌حساب آوریم؟ چرا فعالیت یک استاد دانشگاه که در علوم تجربی یا جامعه‌شناسی وارد می‌شود را کار به‌حساب بیاوریم و تلاش عالمانی مثل علامه طباطبایی و حضرت امام را کار و فعالیت به حساب نیاوریم. در ضمن عنایت داشته باشید ائمه«علیهم‌السلام» علم لدنی دارند ولی ما و شما باید با مطالعه‌ و تدبّر در متون دینی علم خود را به‌دست آوریم و در همین رابطه قرآن در آیه‌ی 122 سوره‌ی توبه می‌فرماید: «وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ» شایسته نیست مؤمنان همگى(به‌سوى میدان جهاد) کوچ کنند؛ چرا از هر گروهى از آنان، طایفه‏اى کوچ نمى‏کند(و طایفه‏اى در مدینه بماند)، تا در دین(و معارف و احکام اسلام) آگاهى یابند و به هنگام بازگشت به‌سوى قوم خود، آن‌ها را بیم دهند؟! شاید(از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خوددارى کنند. موفق باشید
4836
متن پرسش
با سلام و عرض ادب محضراستاد طاهرزاده امام خمینی می فرمایند نگذارید انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بیافتد تحلیل حضرتعالی از نا اهلان و نا محرمان چه کسانی هستند؟ بعضی کاندیدا نا اهلان را به معنی کسانی که تخصص کافی ندارند تحلیل می کنند و نظرشان این است اگر کسی به مبادی انقلاب اسلامی پایبند باشد و تخصص کافی نداشته باشد شایسته ریاست جمهوری نیست آیا چنین برداشتی درست است؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده فکر می‌کنم منظور حضرت امام از نااهلان و نامحرمان کسانی‌اند که جایگاه تاریخی انقلابی که آمده است از فرهنگ غرب عبور کند را نمی‌شناسد وگرنه چه اشکال دارد انسان هم تخصص کافی داشته باشد هم جایگاه انقلاب را بشناسد. موفق باشید
4766
متن پرسش
سلام استاد.خوشحالم از این طریق من که در مشهد هستم هم می تونم ازتون سوال کنم. سوال من این است که با توجه به رابطه ی من و تن و اینکه با ورزش باعث تقویت اراده می شویم. ورزشی مثل زیبایی اندام هم توجیه پذیر است؟ اگر انسان با هدف زیباتر بودن در جلوی همسر یا داشتن یک پارامتر مثبت در نگاه جنس مخالف برای ازدواج اینگونه به تن بپردازد توجیه پذیر است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» عرض شد در ورزش باید رویکرد ما حاکمیت اراده بر تن باشد تا تن میل خود را بر روح ما حاکم نکند. ولی با رویکرد زیبابودن برای همسر از جهت دیگر کار خوبی است نه از جهت حاکمیت اراده بر تن. موفق باشید
3785
متن پرسش

سلام استاد. درود بر شما به گرمای پاسخهاتان. استاد مدتی است هر زمان احساس می کنم قلبم زنگار گرفته روایت فتح را می بینم، با شهدا مانوس می شوم و اشک می ریزم و خدا می داند جقدر احساس می کنم زلال می شوم، استاد نمی دانم چرا اینقدرصدا و کلام و جنس حرفهای شهید آوینی قلبم را روشن می کند و اشکم را جاری. استاد خوب ما، ایا این ارتباطات تاثیری در روحانیت قلب دارد یا ما داریم راه را اشتباه می رویم و باید مستقیم سراغ امام حسین برویم. به نظرم می رسد من به ان شدت هنوز ظرفیت ارتباط مستقیم با خود سیدالشهداء را ندارم. استاد من اصلا نه جبهه ها را دیده ام و در زمانی که جنگ تمام شد کودک بودم اما نمیدانم چرا اینقدر قلبم در انجا حضور دارد. استاد راهنماییم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهید آوینی با ملکوت حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» آشنا شده بود و از آن زاویه به شهدایی نظر می‌اندازد که ظهور ملکوت حضرت روح الله هستند. حضرت روح اللهی که با سیر و سلوک خود عالی‌ترین آشنایی را با اهل‌البیت«علیهم‌السلام» پیدا کرده، پس به‌حمدالله قصه‌ی شما قصه‌ی رجوع کامل به حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» است مواظب باشید جاده را گم نکنید. جاده‌ی روایت فتح به نور رسول خدا«صلواة‌الهل‌علیه‌وآله» ختم می‌شود. موفق باشید

2456

اداب زیارتبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد کسی که می خواهد به سفر کربلا برود باید چه کتابهایی مطالعه کند و چه سفارشاتی دارید و آیا با فرزندان 3 و 8 ساله می شود کربلا رفت یا نتیجه ای که باید بگیریم حاصل نمیشود؟با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: جزوه‌ای در رابطه با دعا و زیارت در سایت هست إن‌شاءالله مفید خواهد بود به‌خصوص قسمت آخر جزوه که مربوط به زیارت است. عموماً بچه‌های کوچک بهره‌ای از زیارت نمی‌برند و ممکن است مانع زیارت شما هم بشوند. موفق باشید
2420

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی من در زندگی زنان زیادی را دیدم که همه چیز خود را به پای شوهر ریختند اما در اخر رها شدند بی هیچی جتی پشتوانه مالی من مقدار مهریه ام بسیار کم است و ناچیز و الان به خاطر خرید خانه ناچارم هرچی طلا دارم بفروشم اما این موضوع خیلی فکرم رو مشغول کرده چون دیگه هیچ پشتوانه مالی ندارم از طرفی هم دوست ندارم از شوهرم بخام فسمتی از خانه را به نامم بزنه اون هم خودش ادمی نیس که اینکارو بکنه خیلی فکرم مشفوله اطفا راهنمایی بفرمایید لطف کنید این سوال را در بخش پرسش های عمومی قرار ندهید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: با همه‌ی این احوالات طوری عمل کنید که شوهرتان احساس نکند که با او دوگانه هستید. به‌خصوص که قوانین موجود طوری است که اگر خدای ناکرده کار به طلاق کشید زن را در اموال شوهر شریک می‌دانند. موفق باشید
1475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله رب محمد / سلام علیکم / بزرگان می فرمایند که رزق بندگان به صورت عام و رزق طلبه به صورت خاص از جانب خداوند تضمین شده است / استنادا به همین سخن برخی بر این عقیده اند که طلبه فقط باید درس بخواند و به کار دیگری مشغول نشود و خداوند روزی او را به هر نحوی باشد به او می رساند / از طرف دیگر علما و بزرگانی مانند شهید مدرس را می بینیم که با کارگری اموراتش را می گذراند و یا شهید اول (یا ثانی) است که از راه خارکنی ارتزاق می کند تا بتوانند درس بخوانند / سوال روشن است آیا برداشت مذکور در رابطه با رزق طلبه خطاست یا کار شهید مدرس و امثال او؟ / با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اصل بر این است که اگر انسان وظیفه‌ی خود را انجام دهد رزق او می‌رسد، همچنان که امثال حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» عمل کردند و اگر امثال شهید مدرس در برهه‌ای از زمان تشخیص دادند به کارگری رو آورند مربوط به تشخیصی است که در آن مرحله داده‌اند. موفق باشید
853

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1- فعل امام عین وحی است آیا یعنی همان وحی است به نازله ، مثل عقل و خیال و لفظ که لفظ همان عقل است اما به نازله ؟ 2- تفاوت مقام نبوت با امامت با ولایت با عصمت چیست ؟ 3- مظهر مقام عقل کل در مقابل نفس کل یعنی چه ؟ ( کتاب زن ص 47 ) 4- چرا اصطلاح تشکیک را در مورد موجودات مادی مثل نور هم به کار می بریم ؟ میدانم که وجود نور و حتی ماهیتش حقیقی است چون بشر در آن نقشی نداشته اما علت سؤال من دو گانگی است که در موجودات مادی مطرح است به دلیل اشغال مکان ، اما در وجود وحدت است ؟ 5- جامع ابعاد با جامع اسماء چه فرقی دارد ؟ حال انسان به خاطر کدام جامعیت مقام ارزشمندی پیدا کرده است ؟ 6- زمینی که حضرت آدم درآن خلق شدند با زمینی که به آن هبوط کردند جه فرقی دارد ؟ 7- مگر اصل وحقیقت انسان روح یا نفس نیست پس چرا ملایکه باید بر خاک سجده می کردند آن هم خاکی که هنوز روح بر آن دمیده نشده بوده ؟ در ضمن چرا ملایکه باید بر خاک آدم سجده می کردند نه بر حوا ؟ و دیگر اینکه چرا خاک آدم زودتر از حوا خلق می شود ؟ 8- یعنی چه انسان باید آزاد باشد مشغول هیچ چیز نباشد ، آیا مثلاً در حال نماز یعنی فعالانه ذکر بگوییم حتی اگر چه نفهمیم چه می گوییم چون نباید به نماز هم مشغول شد ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: 1- وقتی طبق آیه‌ی 73 سوره‌ی انبیاء گفته می‌شود فعل امام عین وَحی است یعنی جان امام در قبضه‌ی وَحی الهی است و حرکات امام مطابق آن نوری است که جان امام را قبضه کرده و نباید تصور کرد که آن فعل نازله‌ی وَحی است 2- نبوت مأموریتی است جهت ارائه‌ی وَحی الهی و امامت مأموریتی است جهت تبیین وَحی و هر دو در کار خود معصوم هستند و در کنف الهی قرار دارند تا در مأموریت خود موفق شوند و بشریت از دینداری صحیح محروم نگردد، ولی ولایت از یک جهت مقامی است که نبی و امام در راستای قرب الهی به‌دست آورده‌اند و به خدا نزدیک شده‌اند و از جهت دیگر به معنی ظهور ولایت الهی است بر مخلوقات تا حکم خدا را بر خلق إعمال کنند 3- ظاهراً همین نور که ما می‌بینیم یک حقیقتی است که نفس ناطقه آن را درک می‌کند و نه چشم مادی و لذا می‌توان همان خاصیتی که در موجودات مجرد هست یعنی تشکیک را نیز برای آن لحاظ کرد. (در کتاب حقیقت نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام») به این موضوع پرداخته شده 5- در واژه‌ی جامع اسماء، نظر به جنبه‌ی فعلی موجود می‌‌باشد ولی در واژه جامع ابعاد نظر به ظرفیت پذیرش موجود می باشد 7- قسمت هفتم سؤال‌تان را در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» دنبال کنید تا روشن شود در بهشتِ برزخی نزولی موضوع خاک و این حرف‌ها نیست. ملائکه با حقیقت آدم یعنی آدمیت روبه‌رو شدند که فوق حضرت آدم و حوا است و این دو بزرگوار مصداق‌های بعدی آن حقیقت هستند 8- موضوع را در کتاب «عالم انسان دینی» و کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» دنبال بفرمایید. موفق باشید
21673
متن پرسش
سلام: چرا روانشناسی اسلامی وجود ندارد و در صورت وجود کاربردی ندارد؟ ۱. چیزی که از سال 94 تحت عنوان روانشناسی اسلامی در رشته روانشناسی تدریس می شود مربوط به رشته علوم قرآن و حدیث است. ۲. روان شناسی اسلامی روش تحقیق مشخصی ندارد (برخلاف روانشناسی رایج در دنیا) ۳. در صورتی که بپذریم که روانشناسی علم است علم به اسلامی و غیر اسلامی تقسیم نمی شود، همان گونه که فیزیک اسلامی و غیر اسلامی نداریم روان شناسی اسلامی و غیر اسلامی بی معنا است. ۴. ممکن است صاحبان قدرت و ثروت از روان شناسی اسلامی برای اهداف سیاسی و ... استفاده کنند و بعضی امور را که به روانشناسی مربوط نیست از زبان روان شناسی مطرح کنن. ۵. هر مکتبی در روانشناسی نظریه پرداز های خود را دارد اکنون من این سوال را از طرفداران روانشناسی اسلامی می پرسم چند نظریه پرداز روانشناسی اسلامی نام ببرید. ۶. تجربه دو ساله تدریس روانشناسی اسلامی در دانشگاه ها این مطلب را نشان داد که روانشناسی اسلامی تفاوت چندانی با درس های عمومی مثل اندیشه اسلامی ۱ و ۲ ندارد در انتها اعلام می کنم من با دین مخالف نیستن و از تاثیر دین داری در درمان های شناختی آگاه هستم ولی معتقد هستم چیزی به نام روانشناسی اسلامی وجود خارجی ندارد فقط اسمی که در دهان ها می چرخد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روان‌شناسی به عنوان یک علم تجربی و کاربردی که با مطالعه‌ی عکس‌العمل‌های انسان‌ها قواعدی را جهت کنترل روان دنبال می‌کند، یک علم است و اسلامی و غیر اسلامی ندارد. ولی انسان‌شناسی به عنوان علمی که در صدد است تا حقیقت انسان را مدّ نظر او قرار دهد و نگاه او به انسان آنتولوژیک و وجودشناسانه است؛ بیشتر در حوزه‌ی معرفت نفس است و نه روان‌شناسی. و با نگاه اسلامی و توحیدِ دینی بهتر می‌توان به حقیقت انسان نزدیک شد. موفق باشید

19511
متن پرسش
موج: سلام علیکم:خدا قوت و طاعات و عبادات شما قبول درگاه حق. استاد عزیز، بنده به کمک خداوند یک جوان انقلابی پر انرژی و فعال فرهنگی هستم که به دعای شما ان شاءلله دوستدارم راه شهدا را ادامه دهم. استاد عزیز در کانالهای مختلف می خوانم که نوشته اند حضرت آقا تنها هستند عمار ندارند خودشان به وسط میدان آمده اند و بقیه کوتاهی می کنند اولا این درست است وقتی امثال شما. استاد حسن عباسی حاج آقا پناهیان، حاج‌ آقا رئیسی عزیز و بزرگواران دیگری دارند مجدانه و شبانه روز تلاش می کنند؟ سوال دوم: جناب استاد با وجود این همه مسایل ضد دینی (۲۰۳۰، برجام. تلاش برای کشف حجاب، اقتصاد ربوی وضعیت ناامن سایر شیعیان منطقه.....) و به قول استاد عباسی وجود دولت  لیبرالی در کشور، آیا به نظر ارزشمند شما (که برای بنده حجت است) وضعیت کشور وضعیت بحرانی است و نیاز به اقدامات اورژانسی و فوری دارد اگر جوابتان مثبت است بفرمایید «دقیقا» امثال بنده باید چه کار کنیم؟ خیلی اوقات واقعا خونم به جوش می آید و دوستدارم زودتر شر این لیبرالها را کوتاه کنم. رهبر انقلاب در این مقطع چه انتظاری از ما به عنوان سرباز دارند؟ آیا هنوز باید به مبارزه با افکار باطل بپردازیم یا نوبت به مبارزه با افراد باطل هم رسیده است؟ و سوم اینکه در این مقطع بعد از انتخابات کار فرهنگی و روشنگری جامعه در چه درجه از اولویتی قرار دارد؟ (حقیقتش بعضی اوقات به خودم نهیب می زنم نکند چون هنوز عافیت طلبی دارم از حرکات جهادی به کارهای فرهنگی پناه آورده ام). البته این نهیب را فقط به خودم می زنم و اصلا قصد گستاخی و جسارت به مقام عزیزان فرهنگ ساز ندارم و به خدا پناه می برم حتی از تصور این جسارت. در ضمن از صمیم قلب سالگرد عروج امام خمینی (ره) این مرد آسمانی را به شما تسلیت می گویم. مسلما رحلت ایشان برای امثال شما بسیار جانگداز بوده و هست. سایه نایب نورانی ایشان و شما استاد عالم و عامل بر سر ما جوانان مستدام ان شاءلله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع بسیار مهمی است که پیش کشیده‌اید. بنده کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» را بر همین مبنا نوشته‌ام. زیرا نه ما امروز می‌توانیم مثل زمان شاه با دولتی‌ها مبارزه کنیم و نه مثل زمان دفاع مقدس. باید با حکمت و طمأنینه‌ی لازم مثل کاری که رهبر عزیز انقلاب انجام می‌دهند و نمونه‌ی عالی آن را در 14 خرداد امسال ملاحظه کردید. باید موارد انحراف تبیین کنیم و معنویت را به مردم متذکر شویم. جواب سؤال شماره‌ی 19471 تحت عنوان «وظیفه‌ی ما و ادامه‌ی انقلاب در متن دموکراسی» می‌تواند متذکر این امر باشد. موفق باشید

17295
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: حضرتعالی در جزوه سبک زندگی به شیوه تمدن اسلامی یا در بعضی از آثار دیگرتان فرمودید که برای نظام سازی بایستی «فکر» و «برنامه ریزی» کنیم، از طرفی در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام (ره)» بخش ویژه ای را اختصاص دادید به بحث «تجلی اشراق بر قلب جوانان » از همین رو بنده را به تامل وادار کرد که جمع بین این دو مطلب مذکور از حضرتعالی چگونه ممکن است؟ لطف بفرمایید چگونه باید عمل کرد؟ آیا برای دمیدن یک روح توحیدی و نوری در جامعه باید فکر کنیم یا با تزکیه منتظر تجلی اشراق الهی شویم؟ با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی با اُنس با کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» متوجه‌ی هندسه‌ی فکری مربوطه شدیم، برنامه‌ریزی در دلِ چنین هندسه‌ی فکری در مسیر تربیت اسلامی و اقتصادِ مربوطه معنا می‌دهد و در افق انقلاب اسلامی و انسان ترازِ انقلاب، اقتصادی برنامه‌ریزی می‌شود که در آن جوابگوی به حرص و ثروت‌اندوزی و اشرافیت معنا ندارد. موفق باشید

15658
متن پرسش
سلام علیکم: 1. فرموده اید: مراء آن نوع بگو مگویی است که طرفین قصد استعلا و برتری نسبت به هم داشته باشند. خب اگر کسی در بگو مگویی حرفش حق و درست باشد باعث استعلا و برتری اش می شود چون حرف حق فی نفسه برتر و عالیست اینجا مرا محسوب می شود؟ 2. فرض کنیم دو تیم فوتبال هر کدام سعی کند بر تیم دیگری استعلا و برتری پیدا کند این نوع استعلا و نظیر آن مشکل ندارد و با مساله مراء ربطی ندارد؟
متن پاسخ

 بباسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همین را می‌گویند مراء، زیرا ما تنها وظیفه داریم حرف حق خود را اگر زمینه‌ی گفتن آن فراهم است، تبیین کنیم بدون آن‌که به دنبال محکوم‌کردن طرف مقابل باشیم 2- در همان فوتبال هم باید بازی و فعالیت بدنی مدّ نظر باشد. به همین جهت امروز فضای فوتبال سالم نیست و از مسیر اصلی خود خارج شده است. موفق باشید  

15573
متن پرسش

سلام و عرض ارادت و تبریک به مناسبت حلول ماه رجب: 1. لطفا سیری جهت مطالعات کتب شهید آوینی بفرمایید. 2. کدام یک از کتاب هایشان را با دقت بیشتری بخوانیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم برای کتاب‌های آن عقل بزرگ، سیر مطالعاتی نیاز باشد. کدام «توسعه و فرهنگ» نکات خوبی دارد در عین حال که همه‌ی نوشته‌ها و گفته‌های مرحوم شهید آوینی ظهور یک عقل قدسی است که ما برای ادامه‌ی انقلاب، بدان نیاز داریم. موفق باشید

14854
متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: ۱. در مورد کتاب از «برهان تا عرفان» سوالی پیش آمد برایم. چرا ما باید قاعده این که «کلُّ مابالعَرَض لابد ان ینتهی الی مابالذات» را در رابطه ی بین خدا و انسان جاری کنیم؟ خدا و انسان حقیقتشان غیر ماده است. شاید اشتباه باشد که با این مثال رابطه بین خدا خلق مشخص شود. نه؟ 2. روایتی هم داریم در این رابطه؟ التماس دعای فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک امر بدیهی است که هر «مابالعرضی» باید به «مابالذاتی» ختم شود. مگر امر بدیهی سند و مدرک می‌خواهد؟!! اساساً تمام روایات و آیات به جهت مبتنی‌بودن بر امور بدیهی اصالت دارند. موفق باشید

14203
متن پرسش
سلام علیکم: خوبید استاد؟ 1. پیش نیاز کتاب عرفان نظری از استاد یزدان پناه چیست؟ 2. بنده از آقای صمدی و یزدان پناه خیلی خوشم میاد، ولی کسانی میان و منو به شک میندازن. همش به من میگن آقای صمدی مرتد شده. آقای صمدی رو علامه هم قبول نداره و... من که طلبه نیستم بدونم چه خبره تو حوزه... واقعا آقای صمدی مرتد شده؟ آخه من خیلی دوست دارم مباحثشون رو دنبال کنم. کمکم کنید از این ابهامات و سوالات در بیام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مباحث ده نکته و برهان صدیقین و معاد به‌عنوان پیش‌نیاز کمک می‌کند 2- همین‌طور که قبلاً عرض شد کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند هیچ فهمی از عرفان ندارند، زیرا هر علمی زبان خاص خود را دارد. موفق باشید

14075
متن پرسش
سلام علیکم: با تبریک حلول ماه ربیع الاول لطف و کرم امام حسین (ع) به جناب حر را می دانم و ثواب های بی حد زیارت آقا را شنیده ام اما به دلیل گناهان زیاد خجالت می کشم به کربلا بروم (شاید هم چون دستم به گوشت نمی رسد می گویم بو می دهد). البته می دانم (یا حداقل به زبان می گویم ) که عالم محضر اهل بیت (ع) است اما باز هم از رویارویی با حضرت به شدت خجالت می کشم. لطفا راهنمایی بفرمایید با تشکر و آرزوی توفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «با کریمان کارها دشوار نیست» آن‌ها خانواده‌ی کرم‌اند بدون آن‌که بدی‌های ما را به چشم آورند، دستگیری می‌کنند، آن‌هم چه دستگیری‌هایی! موفق باشید

13760
متن پرسش
سلام: آیا یک شخص میتونه با همین بدن خاکی به عوالم بالا صعود کنه به این معنی که به تجرد مثالی و عقلی حتی همین بدن خاکی برسد؟ و بعد دوباره به عالم ماده نازل شود؟ برخی این موضوع که حضرت مسیح در آسمان است را اینگونه تفسیر کردند که منظور از آسمان، عوالم غیر مادی است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» روشن شده است که اگر ماده از مرتبه‌ی مادی‌بودن بالاتر رود، دیگر از مادی‌بودن در می‌آید و این‌که قرآن می‌فرماید حضرت مسیح«علیه‌السلام» را به بالا برده است، باید بالابردن رتبه‌ای باشد که یک‌نوع برگشت به هویتِ مجرد است و این غیر از بالابردن مکانی است. موفق باشید

13758
متن پرسش
سلام استاد: با آرزوی توفیقات روز افزون برای شما: در مبحث غرب شناسی و مدرنیته شما تاکید شدید دارید که غرب باعث دوری بشر از خدا و مادی گرایی شده است. در حالی که اگر غرب نبود افراد دیگر و حتی از کشور خودمان برای راحتی و آسایش ملت ماشین تولید می کردند و جاده می ساختند و تکنولوژی پیشرفت می کرد؟ ثانیا در زمان گذشته جمعیت کم بود ولی اکنون جمعیت خیلی زیاد شده و اجبارا نیاز به جاده و وسیله حمل و نقل دارد و نمی شود به سبک قدیم زندگی کرد. البته من قبول دارم که غرب باعث مادی گرایی و حسی شدن انسان ها شده و همه روایات را در زمینه مادی ترجمه می کند ولی این را متوجه نمی شوم بالاخره با گذشت زمان نیاز به وسیله و ابزار جدید است و نمی شود با حالت گذشته زیست. این همه کوبیدن غرب توسط دستگاه فکری شما به چه معناست؟ لطفا مسئله را روشن کنید با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوعات به طور مفصل بحث شده است و نقد مدرنیته بیشتر به فرهنگی است که در درون این تکنیک‌ها نهفته است و مسلّم با وجود چنین تکنیک‌هایی به جای این‌که انسان‌ها در گستره‌ی زمین، پراکنده باشند و در دل طبیعت با طبیعت زندگی کنند، شهرها را شلوغ و پر ازدحام می‌کنند و این بدین معنا نیست که ما امروز بتوانیم به این تکنولوژی که بیشتر در شرایط تقابل با طبیعت است، به راحتی عبور کنیم و به تکنیکی برسیم که در مقام تعامل با طبیعت می‌باشد. در کتاب «شیعه و تمدن‌زایی» عرایضی شده است. شاید مفید افتد. موفق باشید

13150
متن پرسش
سلام علیکم استاد معظم بسیار ممنونم از جواب قبلی شما، یک سوال دیگر هم داشتم. یک سالک از استفاده کدام غذاها باید خود داری کند (البته منظورم از نوعیت غذا نه بلکه غذایی است که شخص در دعوتی های بزرگ و یا کوچک دعوت می شود و استفاده می کند و یا غذای بازار) یا بهترخدمت شما عرض کنم که آیا یک سالک باید یک برنامه غذایی داشته باشد و یا دارد؟ با احترام شریفی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساتید می‌فرمایند اولاً تنقلات‌خور نباشد، ثانیاً: هر روز گوشت نخورد، ثالثاً: قبل از سیرشدن از خوردن دست بکشد، رابعاً: چند نوع غذا را در یک سفره تناول نکند. موفق باشید

12495

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: می خواستم در مورد مفهوم زمان از نظر عرفا بیشتر بدونم. چون تقریبا همه ی عرفا به ذهنی بودن زمان و موهومی بودن اون اشاره کردند لطفا منبعی معرفی کنید تا بیشتر در این مورد تحقیق کنم. اگر ممکنه خوتون هم توضیحاتی را بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث حرکت جوهری جناب صدرالمتألهین بر همان مبنای نگاه عرفا نسبت به زمان مطرح است. هنر جناب صدرا آن است که توانسته است آن نگاه را با روش عقلی به صحنه بیاورد. موفق باشید

10558

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
سلام: خسته نباشید حدود 8 سال پیش در مواجهه با پدیده ای تحت عنوان اختلال روانی در بنده، این سوال برایم پیش آمد که «روح و روان [1] چه رابطه ای دارند؟» برای پاسخ به این سوال نیاز است هر دو جنبه ی جسم [2] و روح را خوب شناخت، واضح است که بنده اشراف کافی و قابل اعتمادی بر مباحث ندارم اما می شود گفت اولیات لازم را با مطالعه مباحث نفس شناسی علمای مسلمان، برخی مباحث مطرح شده در روان شناسی تجربی، تفکر در احوالات خویش و مشاهده رفتار اطرافیان را می دانم. به علاوه دانستن مباحث بیولوژیکی و ژنتیک در حد الفبای این علوم باعث شد رویکرد بنده بیشتر به سمت این برود که این رابطه در تنگاتنگی بسیاری با هم قرار دارد. حدود دو سال پیش این سوال را نزد دوستم که گویا در دانشگاه تهران یا تربیت مدرس کلاس فلسفه ملاصدرا یا شاید هم معرفت النفس شرکت می کردند، مطرح کردم. ایشان گفتند طبق فلسفه صدرا نمی توان برای این دو جدایی قائل شد. دوستم می گفت آنجا حتی استاد شاگردان را از استفاده از تعبیر جسم و روح منع می کرده و حداقل جدایی را با تعبیر جسم ـ روح مطرح می کرده است. به علاوه حدود یک سال پیش گفتگوی بسیار مختصری پیرامون این سوال با ایشان داشتم این بار بنده را به مباحث نفس شناسی مطرح شده در کتب اخلاقی حضرت امام (ره) ارجاع دادند و گفتند نمی توان این دو را از هم جدا دانست و این دو در تأثیر و تأثر بسیار نزدیکی بر هم به سر می برند. این گذشت، تا همین چند وقت پیش که بنده در جلسه ای شرکت کردم که کتاب آشتی با خدای استاد طاهرزاده را مطالعه و مباحثه می کردند. در این جلسه باز سوال مذکور به ذهنم متبادر شد و تقریبا تمام بحث جلسه به این سمت کشیده شد، نمی گویم استاد حاضر در جلسه استاد توانمندی بود اما بالاخره با استفاده از واژه اتحاد بین جسم و روح تا حدی بنده را قانع کرد اما این قناعت به طول نینجامید. در همین بین بنده برای یافتن مطلبی به سایت استاد طاهرزاده مراجعه کردم و کتاب ترجمه اسفار را دیدم. به فهرست کتاب نگاه کردم و مرور کلی تا آخر کتاب داشتم در حد ورق زدن فقط و احساس کردم پاسخ خیلی از سوالاتم را در آنجا می توانم بیابم (که به علت نداشتن وقت کافی و ندانستن خیلی از مقدمات ضروری فلسفه مطالعه را به زمان مناسبش موکول کردم). همچنین مجدداً به «شرح جنود عقل و جهل امام(ره)» مراجعه کرده و آن جمله نسبت غیب نفس به شهادت و برزخ آن، نسبت ظاهریت و مظهریت نیز نیست، بلکه نسبت ظهور و بطون شى ء واحد است و مباحث بعدی آن را دیدم. این مبحث قوت این سوال و انگیزه پرداختن به آن را برای بنده دو چندان کرده است. ----------------------------------------------------------------------------------------------------------- [1] الف) روان به آن بعد از انسان اطلاق می شود که توسط مغز و اجزاء آن با سازوکار خاصی کنترل می شود (مثل عواطف، احساسات، ادراک، حافظه و... شاید بشود تا حدی لذات و شهوات را هم در این دسته بندی قرار داد). آثار این ها در رفتار و حالات و زندگی فرد مشهود است که البته وجود این ها در حیوان هم اثبات شده... از طرفی وجود انسان یک نشئه دیگری دارد که او را از حیوان متمایز می کند و اکثراً به روح تعبیر می شود در این مجال هم ما از واژه روح استفاده خواهیم کرد. این که این روح چیست و چه آثاری بدان مترتب می شود این جا موضوع بحث ما نیست. با اینکه تفاوتهایی در تعاریف اهل این علم وجود دارد، اشتراکاتی هم وجود دارد، فعلا اشتراکات را مد نظر گرفته و تفاوتها را مورد مناقشه قرار نمی دهیم. ب) اکثر اختلالات روانی ناشی از اختلالات سلولی ـ مولکولی یا بافتی مغز هستند که اگر اینها را به طریق مادی یا همان فیزیولوژیکی رفع و یا کنترل نکنیم ادعای گزافی است که بتوان آن را تحت اراده انسان بیمار کنترل کرد! حتی اثبات شده که خیلی از رفتارها و سبک زندگی های اشتباه هم اثرات فیزیولوژیک در حد سلولی ـ مولکولی در بدن یا به تعبیر دقیقتر مغز ایجاد می کند که باز برای درمان آنها باید از روش فیزیولوژیک اقدام کرد هرچند در مواردی که خیلی تأثیر شدیدی بر بدن نگذاشته اند می توان درمان را از راههای نرم افزاری صورت داد. [2] که روان هم ذیل آن قرار می گیرد. [3] ناگفته نماند که حقیر تا به حال کتاب آشتی با خدا، ده نکته در معرفت نفس, از برهان تا عرفان, هدف حیات زمینی استاد طاهرزاده، بخش هایی از فرزندم این چنین باید بود را مطالعه کرده ام و تا حد زیادی با مباحث ایشان آشنایی دارم و خب ارتباط خوبی هم با تفکر ایشان گرفته ام.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته‌ای که شما مطرح می‌فرمایید در مباحث معرفت نفس ردّ نمی‌شود، با این تفاوت که ما می‌گوییم اگر بدن به عنوان بستری مناسب در میان باشد نفس انسان بهتر می‌تواند نقش خود را انجام دهد، این یعنی نفس و جسم در این موقعیت رابطه‌ای تنگاتنگ دارند و اگر بدن گرفتار اختلال شود نفس در مرتبه‌ای که با بدن ارتباط دارد -که شما آن را روح می‌نامید - در تدبیر بدن گرفتار مشکل می‌شود و روان‌پزشک با درمان بدن عملاً باری از روی روان انسان برمی‌دارد. موفق باشید
10350
متن پرسش
گاهی همه ی عالم و آدم دست به دست هم می دن تا آدم رو هدایت کنن ولی آدم حالش به هم می خوره. و گاهی تو نیمه های شب خوندن سوال 10307 سایتتون آدم رو متحول می کنه و آدم توبه می کنه و پشیمون می شه از بد بودن. زمونه ای که توش بد بودن خوبه. فقط استاد طاهرزاده زندگی رو زیبا می کنه.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً زمانه گناه‌آلود است و باید بسیار امیدوار بود که با فروریختن پرده‌ی آلوده‌ی گناه، عصمت به جوانان معصوم ما برگردد. اگر باید به آینده امیدوار بود که باید بود، به جهت دل نورانی این جوانانی است که گرفتار گناه‌اند ولی آلوده به آن نیستند و دلشان در جای دیگری است، خدا کند شیطان آن‌ها را مأیوس نکند. کار حُرّ، آن شخصیت عجیب، آن زاده‌ی آدم، آن مخزن تحول و توبه، همان کار انقلابی بود که افکار را از اسارت عادت دوران آزاد کرد و جرأت روبه‌رویی با مرگ را و نهراسیدن از آن را به بشریت برگرداند و مرزهای حقیقت را برای او باز نمود و روشن کرد آن منبع لیاقت با همه‌ی انسان‌ها هست، پس از هیچ‌کس مأیوس نشوید و هیچ‌کس هم از خود مأیوس نگردد، هرچند دشمن همه‌ی اطراف شما را گرفته باشد و مرگ از هر سو بر شما ببارد، باز زندگی و آزادگی در اختیار شماست و نه در اختیار دشمن. خداوند با «توبه» ،حرّ را در صدر نشاند و افتخار آزادگی را به کشته‌ای غرق به خون داد. پس ما نیز باید از زیر بار سنگین گناه برخیزیم، هرچند آن گناه به سنگینی کوه باشد. با یک حرکت خود را از طوری به طور دیگر درآوریم. موفق باشید
9324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: اذکار سبعه چیه، می شه راهنمایی بفرمایید؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در مجامع روایی خود چیزی به نام اذکار سبعه نداریم. موفق باشید
نمایش چاپی