بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15388

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: با تشکر از مطالب مهم و تحلیل های عمیقتون می خواستم بپرسم که «الگوی ولایت پذیری» چیست؟ چگونه و با چه مدلی می توانیم خودمون رو به اندیشه امام و رهبری نزدیک کنیم؟ مخصوصا جامعه مذهبی ما از این موضوع رنج میبرن که اختلاف فکری گاها عمیقی با آقا دارند. این نشون میده ولایت پذیری ها بیشتر شعاری شده، از شما خواهش دارم که روشی ارائه کنید که آقا رو درست بفهمیم. حتی برای مدل و الگوی رجوع به ائمه هم، حداقل من ندیدم در حوزه رو این موضوعات بحثی صورت بگیره. با تشکر التماس دعا، یا علی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «راز ماندگاری انقلاب اسلامی و خطر نفوذ و استحاله» که در قسمت «یادداشت ویژه» در صفحه‌ی اصلی سایت هست، نکاتی در این مورد خدمتتان عرض شده است. موفق باشید

14704

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليکم: فرق موت با فوت در قرآن چيست؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر نوع مردن از جمله رحلت را موت گویند ولی فوت به معنای از بین‌رفتن است. موفق باشید

14221
متن پرسش
سلام علیکم: آقای طاهرزاده طلبه ای که برای تزکیه و ریاضت و خودسازی و مهم تر از همه تحصیل علم وارد حوزه شده تا خلوتی برای کتب عرفانی و انس با خدا داشته باشد، ضعف ها، ترس ها و نقص هایی در خود می بیند که نه می تواند به کسی بگوید و هم دیگران از او انتظار نداشتن چنین نقص ها و ترس ها را دارند از جهت دیگر هم شیطان به این موضوع دامن می زند خواهش می کنم امید رهایی از این نقص ها را با دلیل برایمان بیان کنید. یا هر پاسخ مناسبی که می بینید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده آن است که یک طلبه راه را به لطف الهی درست پیدا کرده است، حال به مرور نقص‌ها و ضعف‌هایش را پشت سر می‌گذارد و بدون ادعا سعی می‌کند فرهنگ امامان معصوم را به جامعه متذکر شود. موفق باشید

14213
متن پرسش
سلام علیکم: مباحث استاد مرحوم مهندسی و مرحوم صفایی می تواند کمک کند به ما؟ این دو استاد مورد تاییدند؟ آخر من نمی شناسم. یه بار خواستم در مورد عالم ذر تحقیق کنم رفتم تو سایت دروس حوزه دیدم فقط یک نفر درس عالم ذر داشته. دانلود کردم گوش دادم. هر چی بلد بودم هم قاطی شد. صوت آقای سیدان بود. بخاطر همون می ترسم. این دو نفر اونجوری که نیستن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا رحمت کند مرحوم صفائی را که با دلسوزیِ تمام نکات خوبی را برای ما به ارث گذاشته است. مرحوم مهندسی را نمی‌شناسم، ولی افراد مورد اطمینان از ایشان به‌خوبی یاد می‌کنند. موفق باشید

13877
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و محترم: در رابطه با تمدن نوین اسلامی که رهبری مد نظر دارند و مبارزه با فرهنگ مدرنیته راهکاری عملی ارایه دهید و درصورت امکان یک مرجع برای مطالعه ارایه دهید. و من الله التوفیق...
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ان‌شاءالله کتاب مدرنیته و توهم و کتاب تمدّن زایی شیعه برایتان مفید باشد. موفق باشید

12953
متن پرسش
سلام و خدا قوت استاد: چرا تفسیر هایی که شما از قرآن فرمودید که بیشتر هم بر پایه المیزان است چاپ نمی شوند؟ یا حداقل به عنوان شرحِ تفسیر المیزان چاپ نمی شود که بیشتر استفاده کنیم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  کار بزرگ و سنگینی است فعلاً در مورد سوره‌ی کهف کار شد و بر روی سایت قرار گرفت. موفق باشید

10145
متن پرسش
استاد گرانقدر سلام: ان شاءالله در آستانه سفر به عتبات هستم خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید آنجا چگونه باشم، به حضرت معصومین چه بگویم.........
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ چیز به اندازه‌ی زیارت نامه‌های آن بزرگان عامل ارتباط صحیح با آن‌ها نیست. بر روی محتوای زیارت‌ نامه‌ها تأمّل بفرمایید. موفق باشید
8749
متن پرسش
سلام علیکم. خواستم نظر شما را در مورد سخترانی حجت الاسلام والمسلمین رضا غلامی رئیس مرکز پژوهش های علوم انسانیِ اسلامی در مراسم اختتامیه همایش ملی فرهنگ و تکنولوژی در تاریخ 23 اردیبهشت 93 در دانشگاه صنعتی شریف بدانم. متن سخنرانی: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930224000869
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نکات بسیار ارزنده‌ای را فرموده‌اند و به طوری بسیار ظریف و عالمانه نشان داده‌اند چگونه رابطه‌ای بین هر نوع تکنیک و فرهنگ سازندگان آن تکنیک هست. و چقدر خوب است که ملت ما به این خودآگاهی برسند تا معنای درستی از آن تمدن نوین اسلامی که باید در افق نگاهشان داشته باشند، پیدا کنند. موفق باشید
7715
متن پرسش
باعرض سلام وطول عمرباعزت برای استاد ازباب اینکه بدانیدما شاگردان خوبی برای شماهستیم واخذنظرحضرت عالی درخصوص سیر(صعودی)انسان دردنیا وبرزخ (برازخ)تاقیامت واینکه درکتاب معادفرمودید نگرانی معصومین علیهم السلام ازبرزخ شیعیان شان می باشدبنده به زعم خودم اینگوه برداشت می کنم همانطورکه برای وروددردنیا بایستی جنین به مراحل رشدتکاملی خویش برسدتاشان حیات دردنیا راکسب نماید وچنانچه ناقص بدنیا بیایدمحکوم به زوال ونابودی است پس دربرزخ هم برای ورودبه قیامت بایستی لیاقت وشایستگی ورودبه ان نشه راپیداکندتا وارد شودواین می شودکه برزخ عده ای سالیان طولانی طول می کشدتاکامل شوندوبعضی همین حالا دربهشتندآیا صحیح است؟ضمنادرخصوص استفاده از فایل صوتی معادازپنجاه به بعدوجزوات تفسیرقران ونهج البلاغه درسایت تغییری که قولش راداده بودیدصورت نگرفته است باتشکرفراوان انشائ اله ایام نوروزسفرکربلا درپیش دارم جهت فیض بیشترازان مکان مقدس خوشحال می شوم توصیه ای بفرمایید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بحمداللّه مطلب درست برداشت شده منتها در عین آن‌که عده‌ای از جهاتی همین حالا در قیامت هستند از جهت دیگر تا حشر اولین و آخرین محقق نشود آن حساب نهایی که مخصوص قیامت است واقع نمی‌شود. در مورد فایل‌های صوتی از جلسه‌ی 50 به بعد معاد فرمودید؛ دوستان باید سعی بفرمایند دی‌وی‌دی آن را تهیه کنند چون در حال حاضر قرار دادن آن‌ها روی سایت مقدورشان نیست تا ببینیم در سایت جدید چه می‌شود کرد. زیارت مولایمان حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» می‌روید یادتان باشد مفتخر به توفیقی می‌شوید که دیگر بین شما و حضرت حق گناهی باقی نمی‌ماند و لذا عباداتتان قلبی می‌شود، آن‌ها را رها نکنید التماس دعا. موفق باشید
7513
متن پرسش
سلام علیکم. گاهی اوقات سعی میکنم در اعمال و رفتار روزانه ام دقت کنم و تاحدودی موفق هم میشوم اما هر بار پس از مدتی یک اتفاقی پیش میاید که اعمالم را بر باد رفته میبینم و نا امید از خود میشوم. مثلا ده روزی خیلی خوب اوضاع پیش میرود و اما ناگهان روز یازدهم نماز صبحم قضا میشود! باز دوباره مراقبت میکنیم و اما پس از مدتی یک اتفاق دیگری رخ میدهد ( مثلا ناگهان و ناخواسته وارد فضای غیبت میشویم ) و... همین طور پشت سرهم برای بنده رخ میدهد. مشکل بنده چیست؟ آیا من آدم سست اراده و ضعیفی هستم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی از بزرگان می‌فرمایند «برای یک امر هفتاد بار توبه کردم تا از آن گناه راحت شدم» به این معنی که هر بار عزم می‌کردم که آن گناه را مرتکب نشوم و باز شیطان زمینه‌ی انجام آن را فراهم می‌کرد و اوّاب به همین معناست که دائم پس از هر غفلتی بدون این که مأیوس شود به خدا رجوع می‌کند تا به لطف الهی آرام‌آرام زمینه‌های ارتکاب گناه از بین برود. موفق باشید
7228
متن پرسش
باسلام کثرت جلسات ولو به نیت خالص خود حجاب نمیشود؟آیا صرفا با این سیر های مطالعاتی میتوان به مقصد رسید؟ عجیب است که می بینیم چگونه در زمان رسول الله بجای اینکه زیاد بخوانند و بشنوند، "میشدند" ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «گرچه بهشت‌اش نه به کوشش دهند.... آن‌قدر ای دل که توانی بکوش». موفق باشید
1826
متن پرسش
سلام علیکم . اینکه خداوند متعال با آن همه عظمت غیر قابل فهم فرموده : آیا به شتر نمینگرند که چگونه خلق شده . چه سری در آن است خلقت شتر چگونه انسان را هدایت میکند وبه چه سوال بزرگی پاسخ میدهد .سوال دوم اینکه فرموده انسان به غذایش بنگرد بسیاری گفته اند یعنی در غذایش دقیق شود یا اینکه منظور غذای روح است ولی من فکر میکنم با توجه به آیه بعدش که فرموده ما آب را فرو ریختیم و..... منظور اینست که عالم طوری تنظیم شده که حتی انسان اگر به چگونگی آماده شدن غذایش بنگرد میفهمد کار طبیعت نیست و این طبیعت خودش مقهور حکیمی است که همه چیز را برای انسان آفریده . آیا این برداشت من درست است ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- در ابتدای سؤال خود به بنده لطف‌ها کرده بودید که ضمن تشکر، قسمت اول سؤال را حذف کردم، امیدوارم خداوند بر همه‌ی ما منت بگذارد و از پرتو انوار امام زمان‌مان محروم‌مان مگرداند، دائم به فکر مولایمان امام عصر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» باشید، از خدا می‌خواهم شما را و من را از موالی اماممان قرار دهد. 2- قسمت اول سؤال‌تان هم برمی‌گردد به همان نکته‌ای که در قسمت دوم سؤال متوجه شده‌اید. یعنی خداوند ما را به نظر به شتر و چگونگی خلق آن دعوت می‌کند تا نحوه‌ی ربوبیت خدا را در نظامی بنگریم که شتر نیز جزیی از آن نظام است. علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» می‌فرمایند: خداوند می‌خواهد از این طریق ما را متوجه نبوت بگرداند و بفرماید ما در راستای ربوبیت خود، به همان شکل که شتر را در زندگی شما قرار دادیم تا در شرایط زندگی بیابانی بتوانید زندگی خود را ادامه دهید، انبیاء را فرستادیم تا ربوبیت خود را کامل گردانیم و شما در ادامه‌ی حیات معنوی موفق گردید. به همین جهت علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» معتقدند عموم این مثال‌‌ها جهت اثبات ضرورت نبوت است. موفق باشید
1522

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم / سلام علیکم / گاهی اوقات که با مخالفین انقلاب اسلامی خصوصا مخالفینی که در سلک روحانیت هستند به بحث می نشینیم حقیقتا حجتی برای مخالفتشان ندارند و نهایتا به سخنانی از علامه طباطبایی و بزرگان در رد انقلاب تمسک می کنند که نمونه ای از آن در یکی از پرسش و پاسخ های قبلی شما نیز به چشم می خورد. اما غالبا ناکارآمدی دین در سیاست و اداره مملکت را دلیل مخالفت خویش می دانند و مشکلات اقتصادی و بی عدالتی ها و فساد های موجود را شاهد می آورند و همه آنها را به پای انقلاب می نویسند. اما برخی از این ضد انقلاب های دو آتشه نظرشان فراتر از این حرفهاست به طوری که می گویند خود حضرت امام را نیز آمریکاییها روی کار آوردند یعنی گفتند شاه برود و خمینی بیاید، در نتیجه این نظام نیز پشت پرده وابسته به آمریکاست. هر چند برای این ادعایشان نیز سندی ارائه نمی کنند اما یکی از آنها به سخنانی از آقای صادق طباطبایی برادر زن حاج احمد آقا استناد می کرد که او در یک مصاحبه ای چنین اعترافی کرده است. صرف نظر از همه این مسایل خواستم ببینم آیا شما قبلا با این شبهه برخوردی داشته اید؟ و به این شبهه چه پاسخی می دهید؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: قرآن در مورد این حرف‌ها می‌فرماید: « قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فی‏ خَوْضِهِمْ یَلْعَبُونَ. بگو: «خدا!» سپس آنها را در گفتگوهاى لجاجت‏آمیزشان رها یشان کن، تا سرگرم باشند . موفق باشید
18556
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد طاهرزاده: ببخشید استاد یک سوال از حضورتون داشتم. خواستم اگه امکان داره این لینک رو که عنوان آن (دیدگاه علامه طباطبایی درباره بزرگان است) ، در اولین مورد نظر علامه طباطبایی را راجع به رهبر کبیر و بنیان گذار انقلاب حضرت روح الله بیان می کند و در بخشی از آن اینطور می گوید که: متخصصان فلسفه می گفتند که فلسفه آیت الله خمینی بر فلسفه علامه مقدم است. خواستم بپرسم آقای طاهرزاده واقعا اینطور بوده است؟ از لحاظ عرفان چی؟ http://rasekhoon.net/article/show/115793/
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساسا نباید این بزرگان را با همدیگر مقایسه کنیم. بلکه هر کدام در دستگاه فکری خودشان اساتید بزرگی هستند و ما به هرکدام از آن‌ها نیاز داریم. در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» سؤال و جوابی شده است که فکر می‌کنم در این موضوع بتواند کمک کند آن را در ذیل خدمتتان ارسال می‌شود. موفق باشید

سؤال: عده‌اي مي‌گويند همان‌طور که حضرت امام عارف کاملي بودند، هر عارفي هم در جاي خود يک عارف کامل است. چرا بايد شخصيت اشراقي حضرت امام خميني«رضوان‌الله‌تعالي‌‌عليه» را براي سلوک خود بپذيريم؟ به عنوان مثال چرا روش سلوکي علامه طباطبائي را نپذيريم و اساساً اگر حضرت امام را پذيرفتيم نسبت ما با ساير عرفا چه مي‌شود؟ در حالي که به نظر مي رسد روش و مشي آيت الله طباطبائي با حضرت امام متفاوت است، چرا نگوئيم هر کدام از اين دو عزيز حامل جلوه‌هاي عظيمي از حقيقت امر در اين دوران هستند که بايد از هر دوي آن‌ها استفاده کرد بدون سلوک در ذيل شخصيت يکي از آن‌ها؟

جواب: البته معلوم است که عارف‌شناسي فرهنگ خاص خود را دارد و کسي که هنوز گرفتار اعتباريات است هيچ وقت نمي‌تواند عارف‌شناس شود پس وقتي نحوه شناخت عارف از عالِم مشخص شد، مي‌آييم سراغ اين که واقعاً علامه طباطبائي در آن نوع رجوعي که به صورت قلبي به حضرت حق داشتند چه چيزي را اراده کرده‌اند و آيا در انتقال آنچه از حضرت حق براي ما گرفته‌اند چيزي کم گذاشته‌اند؟ به گفته نيچه: «ابر مرد و انسان کامل همچون نقاشي است که خودش خود را دارد نقاشي مي‌کند. ولي او برعکس مردم معمولي، طوري خود را نقاشي مي‌کند که در آخر هرگز نمي‌خواهد در آن تجديد نظر بکند.» چون مي‌بيند هماني را که مي‌خواسته بکشد کشيده است. علامه طباطبائي در رجوع‌شان به حضرت حق و نسبت به آن چيزي که حساس بودند و دغدغه‌شان بوده است چيزي کم ندارند. مشکل آنجا است که متأسفانه بعضي‌ها انتظار دارند همه‌ي عرفا يک طور باشند. در حالي‌که علامه طباطبائي«رحمة‌الله‌عليه» در رجوع به خداوند چيزي را دنبال کردند که حاصل آن را شما به خوبي در آثارشان به‌خصوص در سرمايه‌ي بسيار ارزشمند تفسیر الميزان مي‌يابيد و حضرت امام را بايد نسبت به آن رجوعي که به حضرت حق داشتند و آن اهدافي که مطابق آن مي‌خواستند شخصيت خود را نقاشي کنند، بنگريم. به اين معنا که حضرت حق براي هدايت بشرِ اين دوران در قلب هر کدام کششي و گرايش خاصي قرار داد. بنده هر چه نگاه مي‌کنم مي‌بينم علامه طباطبائي«رحمة‌الله‌عليه» هر چه را بايد جهت هدايت ما در موضوعات خاصي که دنبال می‌کردند در اختيار ما قرار مي‌دادند، به ما داده است. علامه طباطبائي«رحمة‌الله‌عليه» با توجه به موضوعاتي که بايد مطرح مي‌کردند سعي داشتند به عنوان يک چهره سياسي مطرح نباشند. همه‌ي تلاش ايشان اين بود که درگير مسائل سياسي جزئي نشوند تا بتوانند کاري را که به‌عهده دارند به‌خوبي به سر منزل برسانند ولی آن نقاشي که ايشان مي‌خواهند از شخصيت خود بر روي تابلوی زندگي بکشند، نقاشي شخصيت حضرت امام خميني«رضوان‌الله‌تعالي‌‌عليه» براي خود نيست.

تفاوت عالَم حضرت امام و علامه طباطبائي«رحمة‌الله‌عليهما»

ممکن است تصور شود چون اين دو بزرگوار در يک زمان و در يک عصر زندگي مي‌کردند بايد يک دغدغه داشته باشند و يک نوع حضور در جامعه پيدا مي‌کردند. بايد عرض کنم به يک معنا اين دو بزرگوار دو دغدغه‌ي متفاوت داشتند و از اين جهت دو نوع رجوع به حضرت حق دارند. حضرت امام خود را به مشروطه وصل کردند و با مرحوم مدرس ملاقات دارند و به صورت جدّي در تاريخي حاضر مي‌شوند که تاريخ تقابل بين مرحوم آيت الله کاشاني و دکتر مصدق است. يعني حضرت امام در عصري حضور يافته که بنا است نظام سياسي عالم عوض شود و حضرت علامه در عالمي حاضر شده‌اند که بنا است نظام الحادي عالم عوض شود و از اين جهت مي‌توان گفت در دو عالَم زندگي مي‌کنند که به يک جا ختم مي‌شود. آيا ائمه معصومين (ع) با اين‌که همه معصوم‌اند، در شرايط مختلف ظهورات مختلف ندارند؟ به اين معنا که حضرت حق از طريق آن‌ها براي انجام رسالتي که داشته‌اند متفاوت ظهور کرده است. اين تفاوت‌ها به اين معنا نيست که بگوئيم يکي ناقص است و ديگري کامل. بنده اگر يک ذره نقص در حقيقتِ نگاه علامه مي‌ديدم اظهار مي‌کردم، آنچه معتقدم اين است که براي اين تاريخ علامه بايد بيايد و ما را تغذيه کند و هرگز نمي‌توان تفسير الميزان را يک کار ساده‌اي دانست که بدون آن امکان ادامه‌ي انقلاب ممکن باشد. تفسير گرانسنگ الميزان به معناي خاص خودش در تاريخ ما حاضر شده ولي با اين‌همه، مباني فکري اين تاريخ را انقلاب اسلامي و امام خميني«رضوان‌الله‌تعالي‌‌عليه» شکل داده‌است. خدمت علامه طباطبائي در دل انقلاب اسلامي بي‌نظير است. آقاي مطهري‌ها آن معارف عاليه را از علامه گرفتند و انقلاب اسلامي را تغذيه کردند ولي بستري را که بتوان افکار علامه طباطبائي و امثال ايشان را به ظهور آورد، انقلاب اسلامي فراهم کرد. مکرر عرض کرده‌ام آيت الله جوادي که يکي از پشتوانه‌هاي تمدني اين انقلاب‌اند، هر چه از نظر فکري دارند از علامه دارند و اگر هم به حضرت امام رجوع دارند اين رجوع هم انعکاس فکر علامه است، با اين همه اين انقلاب اسلامي و شخصيت حضرت امام است که آن معارف را در جاي خود قرار مي‌دهد و به معناي حقيقي خود تبديل مي‌کند.

اين‌که عرض مي‌کنم حضرت الله بر قلب مبارک اين بزرگان تجلي مي‌کند به اين معنا نيست که حضرت الله در قلب هر عالمي يک شکل ظهور دارد. اسم جامع الله در عين جامعيت براساس نسبتي که آن عالم با آن پيدا مي‌کند به صحنه مي‌آيد و از اين جهت مي‌توان گفت، حضرت الله بر قلب علامه طباطبائي تجلي مي‌کند و حاصلش تفسير الميزان مي‌شود و بر قلب حضرت امام تجلي مي‌کند و حاصلش انقلاب اسلامي مي‌گردد و با توجه به حضوري که در عوالم بالا دارند، سال‌هاي سال در تاريخ جلو مي‌روند و تفصيل مي‌يابند. ابي سعيد خراز مي‌گويد درست است اسم جامع الله در هر جا و در هر مظهري هست، اما وقتي مي‌خواهد ظهور پيدا کند، براساس آن شرايط ظهور پيدا مي‌کند، هر چند در همان‌جا هم که به اسمي خاص مثل قدير ظهور مي‌کند، الله است که ظهور کرده و اوست که قدير است، الله است که سميع است. در واقع ما پشت اين دو اسم یعنی اسم قدیر و سمیع، اسم الله را مي‌بينيم به جامعيت. مثل آن که در آينه انقلاب اسلامي و تفسير الميزان حضرت الله را مي‌يابيم که با ما سخن مي‌گويد ولي در دو آينه و براي يک هدف.

با توجه به آنچه عرض شد سلوک ذيل شخصيت امام خميني«رضوان‌الله‌تعالي‌‌عليه» يک معناي عميق‌تري پيدا مي‌کند و قضيه‌ي اصلاح نظام سياسي عالم با حضور انقلاب اسلامي، به عوالم ديگر مرتبط مي‌شود، با اين‌همه براي تصحيح نظام فرهنگي عالم بايد از علامه غفلت نکرد وگرنه در اين امر عظيم متوقف مي‌شويم.

18512

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز:ان شاءلله که حالتان خوب باشد. مدتی ست در جامعه واژه ی «ازدواج سفید» به کار برده می شود که ترجمه ی تحت الفظی اصطلاحی انگلیسی است و در ایران به رابطه ی بین زن و مرد نامحرمی گفته می شود که بدون ایجاد پیوند زناشویی با یکدیگر زندگی می کنند و ارتباط زناشویی دارند. جدا از همه ی مسائل مربوط به این پدیده ی شوم، بحث بنده در مورد به کار بردن و رواج این واژه حتی در سخنرانی ها و محافل مذهبی ست. ما مسلمان هستیم و تا جایی که بنده اطلاع دارم روابط زناشویی در اسلام شیعی به سه صورت است: ۱. ازدواج دائم ۲. ازدواج موقت ۳. زنا ما شکل چهارمی به اسم ازدواج سفید نداریم. این عمل، زنا محسوب می شود. ازدواج نیست که بخواهد سیاه باشد یا سفید!!!! به نظر بنده به کار بردن این واژه برای عمل شرم آور زنا و فحشا، در عادی کردن این گناه نقش دارد. بنده اخیرا شنیده ام که افراد مذهبی هم شاید با تصور مودبانه تر بودن این واژه، از این کلمه استفاده می کنند. ولی واژه ی «ازدواج سفید» نه تنها زشتی و قبح این عمل را در کلام منتقل نمی کند، بلکه به کار بردن کلمه ی «ازدواج» برای این موارد، شکل عرفی و مقبول به این کار می دهد. قشری از جامعه در بیان و عمل، پدیده ی شرعی ازدواج موقت را اینقدر زننده و قبیح معرفی می کنند که گویا بدتر از زنا ست، بعد اسم زنای علنی رو می گذارند «ازدواج سفید»!!!!!!! مزاحم جنابعالی شدم تا نظرتان رو در مورد این واژه بدانم. شاید بنده گرفتار وسواس شده ام و زیادی سخت می گیرم. نمی دانم. خدا خیرتان دهد ان شاءلله. التماس دعا. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر شما موافقم مگر آن‌که این افراد که می‌خواهند بدون پذیرش بارِ حقوقی ازدواج، یا آزادشدن از مشکلات رسمی ازدواج با هم باشند؛ به حکم شرع صیغه‌ای بخوانند حال یا موقت و یا دائم که گرفتار گناه نشوند. شاید حال که شرایط طوری است که بعضی نمی‌توانند به طور رسمی ازدواج کنند اعم از دختر و پسر، افراد مذهبی توصیه کنند ازدواج سفید را به این شکل انجام دهند تا قبح زنا از بین نرود. موفق باشید

17449

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام و تشکر: استاد یک کلیپ از آقای رفسنجانی دیدم به این مضمون که در اواخر جنگ به علت دسترسی صدام به موشک هایی که به تهران هم می رسید و خطر ایجاد فاجعه ای در شهرهای بزرگ در ایران مانند آنچه که در حلبچه اتفاق افتاد، و سایر مشکلات کشور به امام توصیه کردن که پایان جنگ را بپذیرن و امام پس از دیدن نتایج توقف جنگ، لفظ شیرین شدن زهر را استفاده کردن و... (عقل مادی این حرف را می پذیرد) استاد بنده چگونه و از چه زاویه ای به موضوع نگاه کنم تا حقیقت را در این موضوع بیابم؟ ادامه جنگ یا فرصت برای ساختن ایران و جلوگیری از ویرانی بیشتر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» از ابتدا فرمودند صدام هرکاری می‌تواند بکند، انجام می‌دهد. یعنی فکر نکنید با کوتاه‌آمدنِ شما، او کوتاه می‌آید مگر آن‌که نتواند کاری بکند. لذا اگر مسئولان کشور بیشتر از آن‌چه انجام داده‌اند بر روی جنگ و جبهه سرمایه‌گزاری کرده بودند، ما نتایج بهتری به‌دست می‌آوردیم. موفق باشید

16106

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: از استیکرهایی که در کانال قرار می دهید با موضوع روزه یکی از آنها توصیه ای از استاد طاهر زاده بود بنابر اینکه تا کمی بعد از افطار هم غذا نخوریم تا اسب چموش رها نشود و جالب است استاد تعابیری سنگین دارند از جمله تقوی از دست می رود و اسب چموش بر می گردد. این دیگر چه تدینی است؟ کجای دین گفته اند بعد افطار هم غذا نخوری مستحب است؟ چرا ریاضات شرعیه باید به اسم مراعات تقوی لحاظ شو؟ تقوی که هیچ، ورع هم این اقتضا را ندارد، چون مبنا غلط است، مگر مبنای ما شهود در عالم است؟ مبنا ایمان و عمل صالح است یا شهود؟ اگر مبنای ما ریاضات شرعیه باشد که تا حدی با مرتاضان و امثالشان مشترک الوجهیم و این اوج بی اخلاصی است، اخلاص زمانی است که دستور و فرامین الهی اجرا شود،نه بدعت هایی که تمایل نفس را به کشف و شهود بالا می برد. بعد هم گیرم که دستور العمل سازنده ای باشد و مجرب آیا برای همه قابل اجراست؟ آیا با نشر مجربات خود مردم را از دستورات جامع اهل بیت (ع) دور نمی کنیم؟ بله اگر به عنوان سفارشی برای نگهداری نفس از لذایذ مطرح می شد بسیار عالی بود اما حواسمان باشد تقوی معنای جامعی دارد و یک اصطلاح است. و بقول آیت الله میرباقری حواسمان باشد درکمان از مفاهیم هم بر شهودمان تاثیر دارد. حتما جوابم را بدهید. یا علی مدد. با آرزوی سلامتی برای استاد طاهرزاده
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به عنوان طاهرزاده هیچ‌جایی عرض نکرده‌ام با رسیدن به موقع افطار باید غذا نخوریم!! – و اشکال شما به چنین سخنی اشکال به‌جایی است – عرض بنده آن است که مواظب باشیم هنگام افطار پرخوری نکنیم زیرا در آن صورت نتیجه‌ی لازم را نمی‌گیریم ولی نه به آن معنا که روزه‌مان قبول نمی‌باشد. در آخر آیه‌ی روزه می‌فرماید: «لعلکم تتقون» و این نشان می‌دهد باید برای تحقق تقوا زمینه‌های دقیقی را در روزه فراهم کرد. موفق باشید

15928

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. برای دانش آموزان نخبه یا مستعد نخبگی (متوسط به بالا) دبیرستانی (4 سال آخر - قبل دانشگاه) چه موضوعات (ریز) معرفتی رو پیشنهاد می کنید، که اونها رو تا حدودی واکسینه کنه؟ برای دانشگاهی ها چطور؟ لازمه عرض کنم این دانش آموزان پسر هستند که قراره تا دانشگاه و بعد هم در دانشگاه با ما همراه باشن. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن و کتاب «انقلاب اسلامی، بازگشت به عهد قدسی» و کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» إن‌شاءاللّه کارساز خواهند بود. موفق باشید

14064

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرانقدر: زیارت هایتان مورد قبول درگاه حق ان شاءالله. استاد بنده در یکی از استان های محروم زندگی می کنم و به صورت حق التدریس در دانشگاه ها و دبیرستان های شهرم کار می کنم. این ترم با خواهش یکی از دوستان که مسئولیتی در دانشگاهی خارج از شهر خودمان دارد به آنجا رفتم و هفته ای یک روز را در آنجا به سر می برم. خوب این مسئله باعث شده مشغله ام زیاد شود و کمتر به سیر مطالعاتی و کارهای شخصی خودم برسم. از طرفی با خواهش ها و اصرار دانشجویان آنجا مواجه شدم برای اینکه ترم های بعد هم آنجا باشم. با توجه به محرومیت هایی که آنجا می بینم آیا وظیفه ای دارم برای خدمت در آنجا؟ البته اگر بشود اسمش را خدمت گذاشت. بنده تدریس در رشته برق را صرفا علاقه ی شخصی ام می دانم و نمی توانم رابطه ای با خدمت برایش پیدا کنم. آن هم در منطقه ای که از لحاظ صنعتی فوق العاده محروم اند و اکثریت مردمش کاری جز قاچاق سوخت ندارند! و دانشگاه فقط فارغ التحصیل بیکار وارد جامعه می کند. خدمت را کار شما اساتیدی می دانم که با روح و روان دانشجو سر و کار دارید. البته برای خودم توجیهاتی می آورم ولی هیچ کدام بنده را قانع نمی کند. استاد نظر شما چیست؟ با این مسئله چه برخوردی داشته باشم؟ بنده شما را مانند پدر دلسوز خودم می دانم، حتی اگر بگویید به عنوان یک خانم نیازی به تدریس نیست می گویم: چشم
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب است اگر بتوانید با آموزش‌های فنی که به جوانان می‌دهید، آن‌ها را به زندگی امیدوار کنید و از هزاران دام که جلوی آن‌ها پهن شده نجاتشان دهید. موفق باشید

13035
متن پرسش
سلام علیکم استاد: از پاسخ های کریمانه شما سپاسگزارم: 1. در پاسخ سوال قبل ابهامم برطرف شد فقط چون در یک پرسش و پاسخ فرموده بودید از آن‌جایی که فطرت انسان با خوبی همراه است عمل خیر او سریعاً در شخصیت او تثبیت می‌شود اینطور در ذهن ایجاد می شود که عمل خوب فورا اثر خودش را می گذارد این با حالت خوف و رجایی چگونه قابل جمع است؟ ۲. سوالات قبلی ام در مورد ثواب اعمال خیر بود ولی ترک گناه ثوابش قطعی است یا آن هم حالت خوف و رجا حاکم است. با سپاس و معذرت فراوان حلال فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! عمل خوب فوراً اثر خود را می‌گذارد. عمده آن است که متوجه باشیم شخصیت انسان، شخصیت گسترده‌ای است و هرگز نباید سوء ظن نسبت به خود را در عین کریمانه‌دیدنِ حضرت حق، فراموش کنیم و جایگاه خوف و رجاء در این‌جا است. موفق باشید

12756
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: 1. استاد خیلی دوست دارم فقط از خدا خودش را بخواهم اما دوباره دعا هام را تکرار می کنم چکار کنم؟ 2. استاد در شرح حدیث اباذر در جلساتی مانند 22 و 23 در مورد خنده صحبت کردید. استاد دلم برای خنده لک زده از غم و اشک خسته شدم از این سبک زندگی خسته شدم چکار کنم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچکس اشک و غم و غصه را دوست ندارد مگر اشکی که موجب انکشاف حقیقت می‌شود که آن اشک برای سیدالشهداء«علیه‌السلام» و اشک اولیاء الهی در نیمه‌های شب است. موفق باشید

11210

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز چگونه باید با کودکان و نوجوانان کار کرد و آنها را با اعتقادات آشنا کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر باید مثل بحث «من کو؟» در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» با آن‌ها صحبت کرد. موفق باشید
11050
متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب آشتی با خدا فرمودید چون خدا کمال مطلق است خلق می کند از اینجا دو سئوال پیش می آید: 1. پس اگر خلق نکند کمال مطلق نیست فلذا مجبور است که خلق کند، آیا مجبور است؟ 2. خداوند فرمود من گنجی بودم که می خواستم ظاهر شوم و خلق کردم، آیا خدا به ما نیاز دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ خداوند از آن‌جایی که کمال مطلق است و هیچ بخلی در ذاتش نیست هر موجودی که امکان خلقت دارد را خلق می‌کند نه ازآن جهت که مجبور است بلکه از آن جهت که ذاتش اقتضای آن را دارد که هیچ امکانی را بی جواب نگذارد. 2ـ خدا به ما نیاز ندارد بلکه شناخت او لطفی است به ما و لطف او منجر به خلقت ما شد. موفق باشید
10772

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: این آیه از قرآن که می فرماید خدا از چشم هایی که به خیانت گردش می کند مطلع است چه تفسیری دارد؟ آیا منظور یک کنایه است و به چیز دیگری اشاره دارد یا همین معنی ظاهری مدنظر است و اگر معنی ظاهری مدنظر است چه نگاه هایی خیانت محسوب می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند در آیه‌ی 19 سوره‌ی غافر می‌فرماید: «او دانای به چشم‌های خیانت‌پیشه و دانای به همه‌ی آن چیزی است که در سینه‌ها هست». آیه متذکر می‌شود که تا چه اندازه خداوند در عالم حاضر است. موفق باشید
9705
متن پرسش
سلام استاد: 1. تفاوت کتاب «فرزندم این چنین باید بود» چاپ های قبلی با ویرایش آن را می خواستم بدانم؟ 2. هم صوت شما را داریم و هم کتاب شما را به نظرتان کدام را کار کنیم تا بیشتر استفاده کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث اخلاقی و تذکرات سلوکی چیزی نیست که با رجوع مجدد به بهره‌ای بیشتر نرسید. اگر در ویرایش جدید حول سخنان حضرت مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» بیشتر بچرخید به نتایج بیشتری نایل می‌شوید. موفق باشید
نمایش چاپی