بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد. کلاس های دانشگاهی من با جلسات هفتگی شما تداخل دارد. پیشنهاد شما چیست؟ کدام را رها کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: باید در سر کلاس‌های دانشگاه حاضر شوید تا از نظر رشته‌ی علمی خود شخصیت دست دومی نباشید. سی‌دی جلسات را بگیرید و با سی‌دی جلو بروید. موفق باشید
20215
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته: ضمن آرزوی سلامتی حضرت استاد حکیم طاهرزاده: نظر به پاسخ تان به پرسش 20163. خواهشمندم مرحمت فرموده لینک دریافت درس گفتار «شرح برهان صدیقین» را به بنده ارائه کنید. هر چه این عنوان را در سایت جست و جو می کنم، نمی یابم. والحمدلله رب العاشقین
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب را در نوار بالای صفحه‌ی سایت در قسمت نوشتارها می‌توانید بیابید و صوت آن را در http://lobolmizan.ir/sound/1130 می‌یابید. موفق باشید

19440
متن پرسش
با عرض سلام: ۱. استاد زبانم لال، اگه یک وقت برای رهبرمون اتفاقی بیفته، آیا انقلاب اسلامی به پایان نمی رسه؟ آخه بعد از رهبری چه کسی می تونه این راه را مثل ایشون ادامه بده؟ ۲. آیا آخرش دولت میتونه سند ۲۰۳۰ را اجرا کنه یا این که متوقف می شود؟ این دولتی که من دیدم تا این سند را به لطایف الحیلی اجرا نکنه دست بردار نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا متوجه نباشیم در بستری که حضرت روح الله خمینی در این تاریخ گشوده‌است همواره زیبایی‌های برتری ظهور خواهد کرد. مگر به این آیه‌ی قرآن شک دارید که می‌فرماید: «ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» (106/بقره). هیچ آیه‌ای از آیات الهی – مثل آیت حق حضرت روح اللّه خمینی – نبردیم مگر آن‌که آیه‌ای بهتر از او یا مثل او را آوردیم، آیا نمی‌دانید خداوند بر هرچیز قادر است – و خودش این انقلاب قدسی را به‌خوبی حفظ می‌نماید -. در رابطه با این‌که هرگاه حقیقتی قدسی در تاریخ ظهور کرد، بر عکس باطل که زهوق و بی‌آینده خواهد بود، همواره زنده‌تر و تازه‌تر به بهترین نحو جلو خواهد رفت. و مولوی در همین رابطه می‌گوید:

اندک اندک جمع مستان می‌رسند

اندک اندک می پرستان می‌رسند

دلنوازان نازنازان در ره اند

گلعذاران از گلستان می‌رسند

اندک اندک زین جهان هست و نیست

نیستان رفتند و هستان می‌رسند

جمله دامن‌های پرزر همچو کان

از برای تنگدستان می‌رسند

لاغران خسته از مرعای عشق

فربهان و تندرستان می‌رسند

جان پاکان چون شعاع آفتاب

از چنان بالا به پَستان می‌رسند

خرم آن باغی که بهر مریمان

میوه‌های نو زمستان می‌رسند

موفق باشید    

18688
متن پرسش
چیست بی معنا ترین؟ کدامست توخالی ترین؟ تو خالی ترین مفهوم، «من» است. به‌ راستی چرا وصف ذاتی «من» نزد کانت، استعلایی ست؟ آیا منِِِ شبه متعالی کانت، جز سایه‌ای موهوم و شبحی گریزان است؟ این بنیاد، عین بی بنیادی ست. در توضیح این‌که چرا در دوره‌ی جدید، فلسفه به «روش»، تقلیل یافت، می‌توان چنین گفت: «انسان در سودای فهم محض و پیراسته از پیش‌داوری، خواست به «خود» اتکا کند که «هیچ» را شهود کرد و در تجربه ی عدمی بی‌معنا، هراسناک به «روش» پناه برد، تا بی‌معناترین را بپوشاند.»
متن پاسخ


باسمه تعالی: سلام علیکم: از پریروز که با این سؤال کشنده‌ی شما روبه‌رو شده‌ام، نه می‌توانم آن را نادیده بگیرم و فراموشش کنم، و نه می‌توان به‌راحتی با آن روبه‌رو شوم و با چنگال‌های خود آن را تکه پاره کنم.
چگونه در چنین ظلماتی که روش‌مندی‌های عقلِ ریاضی همه‌چیز را در سیطره‌ی خود گرفته، می‌توان ندا سر داد که پدیدارها در چنبره‌ی این روش‌ها، هیچ رویی از خود نمی‌نمایانند؟!
منِ استعلایی، انسان را در جزیره‌ی تنگ و محدود خود خلاصه می‌کند تا هرچه هست تصور انسان باشد نه چیز دیگر.
کجاست آن حضوری که انسان در بیکرانگیِ خود در همه‌ی عالم و با همه‌ی مخلوقات، یگانه باشد و با آن‌ها به‌سر برد؟!
خلیفه‌ی الهی حامل همه‌ی اسماء الهی است و هر مخلوقی از مخلوقات، حامل اسمی از اسماء الهی می‌باشد که همه‌ی آن نزد خلیفة اللّه است و از این جهت، خلیفة اللّه به گستردگی همه‌ی عالَم در عالَم حاضر است. و این شاید همان معنایی است که یوگیِ آلمانی تحت عنوان «در جهان‌بودگی» بنای گفتنش را دارد. در حالی‌که قابیل، که همان منِ استعلایی است، هابیل را، یعنی این منِ گسترده در همه‌ی عالم را به قتل رساند و دربه‌در به دنبالِ دفن‌کردن آن است!
آیا آن منِ استعلایی، برادر آن منِ گسترده که با همه و همه‌جا هست، نیست؟! برادر هستند و برادر نیستند. برادراند چون هر دو یک چیز را مدّ نظرها می‌آورند، ولی چگونه قاتل و مقتول برادر باشند که یکی می‌خواهد دیگری را دفن کند؟
آدم وقتی در مقابل این سؤال شما قرار می‌گیرد با ظلماتی سهمگین روبه‌رو می‌شود، ظلماتِ زندان تنگ و تاریکِ «روش»؛ اگر بخواهد بگوید ما را با «روش» کاری نیست، انبوه اشکالات بر سرت ریخته می‌شود که می‌خواهی بدون برنامه زندگی کنی. و اگر بخواهی متذکر شوی که در چارچوب‌بردنِ پدیده و گشتل‌کردنِ آن، عملاً رابطه‌ی خود را با عالَم و آدم قطع کرده‌ای؛ خیره‌خیره به تو می‌نگرند در حدّی که گویا حرف قابل فهمی با آن‌ها در میان نگذاشته‌ای. حال وقتی در ذهن انسان چنین مسائلی می‌گذرد نمی‌داند باید تکلم کند یا این‌که چون از عهده‌ی ظهورِ ابعاد مختلف سؤال و جواب برنمی‌آید، سکوت نماید. و چند کلمه‌ای تند و تیز جواب دهد به‌خصوص اگر مثل من پیرمردی کم‌حوصله باشد، راهی نمی‌بیند مگر آن‌که به رسم فردیدی، جواب‌های تندی مطرح نماید تا او را متهم به کم‌حوصلگی و عصبانیت کنند. تازه، دیوانه‌شدن نیچه‌ای و گیج و منگ‌شدنِ هولدرلینی پیشکش! گویا زمانه زمانه‌ای است که سخن‌گفتن هردم‌بیلی شده است و لذا چاره‌ای جز سکوت نمی‌ماند مگر آن‌که گشایشی در بستر زبان آیات و روایات فراهم شود، اما نه زبانی که باز، حجابِ ظهور آیات و روایات گردد. موفق باشید

 

17505
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: ببخشید مجددا مزاحم اوقات شریف شدم. یک سوالی بدجوری درگیرم کرده. این که ما شیعیان بالاخره باید از شخصیت «مختار» چه تحلیلی داشته باشیم؟ قبل از کربلا و بعد از کربلا! قیام مختار به بهانه ی حکومت چی؟! فیلم مختار بنده ملاحظه می کنم استنباط ام از شخصیت مختار این است که مختار عمدتا بر اساس منطق عقلی عمل می کرده نه بر اساس عشق و شیدایی به اهل بیت سلام الله علیهم، حال نظر جنابعالی چیست؟ به نظر شما بهتر نبود فیلم مختارنامه را بر محوریت اصحاب دیگر اهل البیت (علیه السلام) می ساختند تا بر محوریت مختار ثقفی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمانی که فیلم مختارنامه نمایش داده می‌شد عرایضی داشتم مبنی بر آن‌که مسلّم جناب مختار با برنامه‌ی اهل‌البیت کار خود را شروع نکرد. می‌ماند که دست انتقام الهی بود و از این جهت در روایات داریم که ائمه را با کار خود خوشحال کرد. موفق باشید

17003
متن پرسش
سلام: در جلسه امروز (شنبه) اشاره ای به سخنرانی امام خمینی در مورد کاپیتولاسیون داشتید. اگر امام خمینی با سنت خدا آشنا بودند و معنای «اجر عظیم» را دریافته بودند و به وعده خدا اعتماد داشتند چرا چند شب نخوابیده بودند و اظطراب داشتند و ناراحت بودند و آرزوی مرگ می کردند و گفتند اسلام از دست رفت؟! با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق هدیه‌ای بزرگ به نام اسلام از طریق رسول خود«صلوات‌اللّه‌علیه» به بشریت داده تا رجوع به حضرت حق را از آن طریق در مقابل انسان‌ها بگشاید. حال اگر عده‌ای این راه را در حجاب ببرند، وظیفه‌ی همه‌ی مسلمان‌ها است که نگران باشند. و آن کسانی که بهتر و بیشتر متوجه‌ی ارزش اسلام عزیز هستند، بیشتر نگران خواهند بود. زیرا از طرف حضرت حق کوتاهی نشده است، چرا ما کوتاهی کنیم؟ امثال حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در چنین مواقعی، حتماً نگران خواهند بود که نکند کوتاهی نمایند و همین نگرانی بود آن اجر عظیم یعنی انقلاب اسلامی را به ایشان مرحمت فرمود. و در همین رابطه که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» همه‌ی تلاششان آن بود که اسلام بماند، خداوند به آن حضرت خطاب می‌کند: « لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنينَ (3)/شعراء) گویا از فرط نگرانی از این‌که مردم ایمان نمی‌آورند و تحت تأثیر نظام ابوسفیانی هستند، می‌خواهی غالب تهی کنی. موفق باشید

16950

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد محترم سلام علیکم: بارها تجربه کرده ام و سوال فقهی واحدی را از مراکز مختلف پاسخ گویی پرسیده ام و جواب های متفاوت داده اند. حتی یک سوال را یک بار بصورت اینترنتي از سایت حضرت آقا پرسیدم و بار دیگر تلفنی با دفتر تماس گرفتم، جواب ها مثل هم نبود، چه برسد به طلبه ها و روحانيونی که خیلی وقت ها انسان می بیند جواب را صحیح نمی گویند. سوال بنده این است که در چنین شرايطي به هر حال وظیفه ما چیست و کدام مرکز قابل اعتماد است و حجت کيست؟ خصوصا اینکه حضرت آقا رساله هم ندارند و بسیاری از مطالب فقهی در «اجوبه الاستفتائات» و يا «راهنماي اختلاف فتاوا با رساله حضرت امام» هم نیامده باید چه کنیم واقعا؟ خیلی از عمر و توان انسان در این زمینه صرف می شود و واقعا خسته کننده است. بنده دیگر وقتی مي خواهم جواب سوال فقهی ای را پیدا کنم بقدری غصه دارم و نگران می شوم که گویی منتظر نتیجه کنکور هستم! خیلی انسان گیج می شود. خدا امام زمان پ0عج) را برساند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در رابطه با جایگاه فقها در زمان غیبت امام معصوم در قسمت دوم کتاب «چه نیازی به نبی» شده است. عنایت داشته باشید که ما نهایتاً به همان طریقی که فعلاً در مقابل خود داریم وظیفه‌ی فقهی خود را از دفتر مرجع‌مان جویا می‌شویم، و بعد از آن دیگر نباید خود را گرفتار دغدغه کرد. موفق باشید 

14216

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در سئوال 14186 فرمودید: به طوری‌که دختر حضرت امام می‌فرمودند از یک طرف حضرت امام به ما سخت می‌گرفتند در رعایت حفظ حریم محرم و نامحرم؛ و از طرف دیگر اجازه می‌دادند در مباحث مربوط به مسائل اجتماعی و انقلاب، ساعت‌ها با مردان نامحرم به بحث بنشینیم. می شود اگر حضور ذهن دارید منبع این سخنان رامعرفی کنید؟ قسمت دوم جمله رو می شود شرح دهید؟!!
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل مطلب در مصاحبه‌ای که دختر حضرت امام داشتند و سایت رجانیوز حدود دو سال پیش آورده بود؛ ملاحظه کردم 2- نمی‌دانم ابهامی که می‌فرمایید در جمله‌ی دوم هست، چیست؟ موفق باشید

14179
متن پرسش
سلام علیکم: آقای طاهرزاده در جواب آن کاربری که گفتید که طلبه همه کارش خلوت با خداست لطفا کمی مطلب را روشن کنید چون عموما طلبه هایی را می شناسم که در فضای سلوکی و کمالی خودشان قدم بر نمی دارند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طلبه یعنی کسی که با خدا معامله کرده است که تماماً زندگی خود را در تفقه در دین بگذراند و آن‌چه را که خدا برای بشریت تشریع فرموده است به انسان‌ها برساند و خدا هم امورات او را متکفّل شود. از این جهت تمام فکر و ذکر یک طلبه، تعمقِ عقلی و قلبی در دین خداست. موفق باشید

13877
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و محترم: در رابطه با تمدن نوین اسلامی که رهبری مد نظر دارند و مبارزه با فرهنگ مدرنیته راهکاری عملی ارایه دهید و درصورت امکان یک مرجع برای مطالعه ارایه دهید. و من الله التوفیق...
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ان‌شاءالله کتاب مدرنیته و توهم و کتاب تمدّن زایی شیعه برایتان مفید باشد. موفق باشید

13781

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: نظرتان پیرامون آیت الله علی عابدی شاهرودی چیست؟ می توان در زمینه فلسفه و عرفان نظری از ایشان بهره گرفت؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آثار ایشان را مطالعه نکرده‌ام، ولی ذکر خیر ایشان را شنیده‌ام. موفق باشید

13752
متن پرسش
سلام علیکم: شبهه ای که ذهنم را مشغول کرده است و آن اینکه وقتی مراجع عظام تقلید نسبت به ربوی بودن سیستم بانکی اعلام موضع می کنند، چرا کسی ترتیب اثر نمی دهد و بانکها طبق روال خود عمل می کنند؟ رهبری در تاریخ 22/2/82 در خصوص سوالی که از ایشان مبنی بر عدم ورود مستقیم معظم له در مسائلی همچون کنترل وضعیت فساد اقتصادی کشور پرسیدند، ایشان فرمودند: «مدیریّت انقلاب، غیر از مدیریّت اجرایی کشور است. برای رهبری، وارد شدن در میدان اوّلاً به صورت طرح مسأله و بسیج افکار عمومی است؛ ثانیاً به صورت خواستن از دستگاههای اجرایی است. برخی از دستگاههای اجرایی، مخصوص این کارند. در زمینه مبارزه با فساد، هم قوّه مجریّه و هم قوّه قضاییّه درگیرند. بنده از هر دو قوّه به‌طور جد خواسته‌ام و آنها درگیرند؛ ورود رهبری این‌جاست. بله؛ اگر روزی معلوم شود دستگاههای قوّه مجریّه و قوّه قضاییّه آماده نیستند کار کنند، رهبری چاره‌ای پیدا نخواهد کرد جز این‌که خودش وارد میدان شود.» خوب، به روشنی واضح است که دستگاه های اجرایی در خواب پاییزی به سر می برند! وقتی که آیت الله جوادی آملی می فرمایند: «که کارمندان بانک ملعونند!» این یعنی چه؟ یعنی عمق فاجعه در سیستم بانکی به وضوح نمایان است. یا در تاریخ 14/8/94 آیت الله نوری همدانی علام فرمودند: «اخذ دیر کرد بانکی حرام است. منبع فارس» حال سوال اصلی بنده اینست چرا رهبری نسبت به این موضوع ورود مستقیم نمی کنند؟ اگر هنوز سیستم بانکی به نهایت ربوی بودن خود نرسیده است، پس فریاد های این مراجع برای چیست؟ و اگر ربا در آن سیستم به اوج خود رسیده است، پس چرا رهبری گرد و خاک به پا نمی کند؟ ما روایات زیادی داریم که ربا را معادل جنگ با خدا دانسته اند. آیا وقت این نشده است که رهبری جلوی این جنگ را که تقریبا دامن گیر همه مردم ایران اسلامی شده است بگیرند؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این قاعده را فراموش نکنید که نباید برای آبادکردنِ دهی شهری را خراب کرد. مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» به عنوان انسانی بصیر و همه‌جانبه‌نگر تلاش دارند این کشتی را در این دریای طوفانی به سوی مقصد قدسی‌اش جلو ببرند و بنا است ما از یک تاریخ که تماماً غرب‌زده است با مناسبات غربی و سرمایه‌داری، عبور کنیم. و اگر برای اصلاح نهادهای موجودطوری برخورد کردیم که آن‌ها ناکارآمد شدند، قضیه قضیه‌ای است که منافقین در ابتدای انقلاب برای انقلاب در رابطه با ارتش پیشنهاد کرده بودند که چون ارتش طاغوتی و ناکارآمد است پس باید به‌کلّی حذف شود و با این کار، ما یک افغانستان دیگر می‌شدیم و رهبری عزیز در همان زمان هم که رئیس جمهور بودند همّت به‌خرج دادند و ارتش را بازسازی نمودند. موفق باشید

13685
متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده در محل کارم که یک شرکت خصوصی هست دو همکار خانم دارم که دائما در حال توهین به نظام و رهبری و مردم مومن و روحانیت و سپاه هستند و اگه ساعت کاری 8 ساعته اونها 5 ساعت رو دارن بین خودشون و با صدای بلند بحث های سیاسی و عقیدتی که همش توهین به نظام و رهبری و گاها اسلام هست میکنن و تبلیغ شبکه های ماهواره ای bbc و ... میکنن، و کاملا واضحه که با نظام سر دشمنی دارن مخصوصا یکیشون که خیلی ام روی حرفاش اسرار داره و تبلیغ هم میکنه، البته مدیر شرکت هم اصلاح طلبه با اون تفکرات مخصوص به خودشون، بنده چند بار با این خانم بحث کردم و از نظام دفاع کردم که به دلیل اینکه منطقا کم آورد شروع به جدل و مسخره کردن کرد، البته بنده زیاد برام مهم نبود اما چون مدیریت این شرکت هم تقریبا با این شخص هم تفکره اگه بخوام بحث کنم و از نظام دفاع کنم باید پیه اخراج رو به تنم بمالم، بنده متاهل هستم، از طرفی از این محیط کار به دلیل این توهین ها راضی نیستم. لطفا به بنده بفرمایید با توجه به این مطالب و خطر اخراج و ناراضی بودن از محیط کار تکلیفم چیست، چه کنم، آیا جلوی این خانم بایستم و باهاش بحث کنم که نتیجش اخراجه، و یا با حالت ناراضی از محیط کار هیچ چیزی نگم و خودم رو سرکوب کنم و به کارم ادامه بدم؟ لطفا بنده را راهنمایی کنید و راهی جلوی پای بنده قرار دهید. با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر به ما نفرموده‌اند: «إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً»(72/فرقان) وقتی با سخنان لغو روبه‌رو شدید خود را هم‌سنگ آن‌ها نکنید و بزرگواری خود را حفظ نمایید بگذارید در ذهنیات خود بمانند! شرایط طوری است که حجت برای جنین افرادی تمام شده است، بنابراین مسئولیتی نسبت به آن‌ها ندارید. موفق باشید

13263
متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: در پاسخ به سوال 13242 قانع نشدم و سوالاتی در ذهن دارم که عرض می کنم: اولا چگونه به آن علم نظر داشته باشیم که گرفتار فرهنگ پنهان تکنولوژی نشویم در ثانی این روحیه را چگونه در خود به وجود آوریم که مدام به آن علم نظر داشته داشته باشیم چون تفکیک آن علم و این تکنولوژی خیلی سخته و هر لحظه باید مراقب بود به بهانه نظر داشتن به آن علم گرفتار تکنولوژی و فرهنگ پنهان آن نشویم. سوال دیگر این است که مگر آن علمی که شما می گویید اصلا قابل تفکیک با این تکنولوژی است؟ من در بحث تفسیر خطبه ی 83 نهج البلاغه «قسمت4» شما یک بحث معرفت نفس پیش کشیدید و فرمودید که: اسلحه این جوری به وجود آمد: از مرگ ترسیدیم پس گشتیم در طبیعت نظام عالم دنبال چیزی که مرگ را کنترل کند و آن چیز اسلحه بود که تند تند آدم بکشیم که یک وقت ما را نکشند. شما هر چیزی که در دنیا بطلبی دنیا بهت می دهد روح شما مجرد است مجرد در عالم تجرد می تواند سیر کند عالم ماده باطنش عالم مجرد است اگر روح دنبال چیزی بود کجا سیر می کند؟ در عالم مجرد، در عالم مجرد که سیر کرد اشارات عالم مجرد قلب او را متوجه ی ابزاری از عالم ماده می کند که مطلوب اوست (که در عالم مجرد دنبالش می گشت). پس انسان قبل از رنسانس این جوری نبود که ابزارهای رنسانسی را می خواست و نیافت بلکه چون نمی خواست نیافت پس شما آنچه می خواهید را می یابید. تا این جا سخن شما بود. حالا می خواهم نتیجه بگیرم که انسان رنسانسی در عالم تجرد دنبال علمی گشت که باهاش بتواند تکنولوژی درست کند. علم که جنسش مادی نیست بلکه مجرد است پس روح انسان رنسانسی در عالم تجرد آن علم را یافت و در عالم ماده مطابق آن علم تکنولوژی را ساخت پس چه جوری شما می گویید یک علمی در دل این تکنولوژی نهفته که اگر ما به آن نظر کنیم به مرور تکنیک مطابق فرهنگ خودمان را می یابیم؟ مثلا روح خواجه نصیر در عالم تجرد گشت علمی را پیدا کرد که آن علم در عالم ماده شد رصد خانه ی مراغه، حالا یک انسان رنسانسی خودش را بکشد نمی تواند با علم خواجه نصیر به ابزاری غیر از رصد خانه ی مراغه برسد چون آن علم و ابزار مطابق هم هستند. البته این غرب شناسی خیلی پیچیده است (لااقل برای خودم) چون من برای رد حرف خودم مثال نقض دارم و آن این که شنیدم (البته فقط شنیدم مطالعه و تحقیق نکردم) که غربی ها آثار دانشمندان ما را ترجمه کردند و یاد گرفتند. یعنی مدتی شاگردی ما را کردند که حالا به این جا رسیدند. سوال این جاست که آنها چطور توانستند علم را از دانشمندان اسلامی بگیرند اما به تکنولوژی ای برسند که ضد اسلام و یا ضد عالم دینی است در حالی که طبق سخن قبل آن علم عالم تجرد و این ابزار عالم ماده مطابق هم هستند و در ثانی در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» شما خواندم که اگر می خواهید عالم دار شوید کتابهای علمای عالم دار (مثل علامه طباطبایی) را بخوانید، خب علمای گذشته ی ما مثل ابن سینا و غیره هم که عالم دینی داشتند چطور غربی ها با ترجمه ی آثار آنها وارد عالم آنها نشدند و ابزاری ساختند بر خلاف عالم آنها؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم در این مورد سخن هایدگر کمک می‌کند که می‌گوید: «علم نمی‌اندیشد» یعنی در دل علم تکنیکی غرب می‌توان اندیشه‌ای را إعمال کرد که رویکردش به غیر از رویکردی باشد که غرب از علم خود گرفته است و از آن طریق از دام تکنولوژی و حکومت آن رهایی یافت. فراموش نکنید که امروز متفکران دنیا معتقدند این تکنیک است که بر اندیشه‌ی عالمان حکومت می‌کند و آن‌ها را به تکنیکی مافوقِ تکنیک گذشته می‌کشاند. اصلاً علم و تکنیک نمی‌اندیشید که بخواهد به تفکر گوش کند. متفکر معاصر باید بداند که مهار زندگی و فرهنگ انسان معاصر در دست اموری است که نمی‌اندیشند؛ بنابراین برای فهم وضع کنونی بی‌خانمانی و رفع بحران، باید در جستجوی راه‌های دیگری باشد. اگر قرار است انسان‌ها آینده‌ای روشن داشته باشند، این آینده نمی‌تواند تداوم گذشته یا حال باشد. «هورکهایمر» و «آدورنو» سرنوشت انسان اسیر تکنیک و مناسبات ساخته‌ی خودش را شرح دادند. اگر انسان به قصد سلطه بر طبیعت صاحب دانش و تکنولوژی شده، اکنون همین دستاوردها اسارت وی را باعث شده است. امروز تهدید سرشت انسان موضوعی کاملاً ملموس است. در گذشته، طبیعت مرجع نهایی نظم و سامان حیات ما تلقی می‌شد و همه‌ی تغییرات و تخریب‌ها، در نهایت، در دریای طبیعت منحل می‌گشت؛ اما امروز، بنیاد طبیعت دستخوش تهدید است و به دشواری می‌توان علائمی حاکی از غلبه‌ی عقل و اراده‌ی آدمی بر سرنوشت خود نشان داد. موفق باشید

12756
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: 1. استاد خیلی دوست دارم فقط از خدا خودش را بخواهم اما دوباره دعا هام را تکرار می کنم چکار کنم؟ 2. استاد در شرح حدیث اباذر در جلساتی مانند 22 و 23 در مورد خنده صحبت کردید. استاد دلم برای خنده لک زده از غم و اشک خسته شدم از این سبک زندگی خسته شدم چکار کنم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچکس اشک و غم و غصه را دوست ندارد مگر اشکی که موجب انکشاف حقیقت می‌شود که آن اشک برای سیدالشهداء«علیه‌السلام» و اشک اولیاء الهی در نیمه‌های شب است. موفق باشید

12057
متن پرسش
سلام استاد گرامی: من تا به حال مطالعاتی در زمینه معرفت نفس نداشتم. می خواستم بپرسم شروع سیر مطالعاتی در این موضوع در شرایط کنونی چقدر لازمه و اینکه چقدر میتونه به ما کمک کنه؟ آیا اگه کسی سراغه این سیر نره خیلی ضرر میکنه؟ و در آخر سیر مطالعاتی پیشنهادی خودتونو بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش ما به تأسی به روش حضرت امام و علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیهما» معرفت نفس است و در روایت داریم: «معرفة النفس انفع المعارف» معرفت نفس نافع‌ترین معارف است. موفق باشید

11275
متن پرسش
به نام خدا عرض سلام: می خواستم نظر جنابعالی را در مورد علم روانشناسی که متاسفانه در جامعه کنونی مخصوصا نسل جوان خیلی رایج شده و بخصوص در بحث ازدواج خیلی مورد استقبال قرار گرفته را جویا شوم که آیا به این روانشناسان و اصل علم آنها می شود اعتماد کرد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از بعضی جهات که به روش تجربی – و نه نظریه‌پردازی - به عکس‌العمل‌هایی نسبت به رفتار انسان‌ها رسیده‌اند مثل هر علم تجربی و تنها در حوزه‌ی تجربه می‌توان به آن علم توجه کرد. جناب آقای دکتر خسرو باقری که خودشان در این رشته کار کرده‌اند به‌خوبی محدودیت‌های این علم را متذکر می‌شوند، امید است دست به قلم شوند و اندیشه‌های خود را به رشته‌ی تحریر در آورند. موفق باشید
11138

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتی امام علی (ع) خطبه متقین را می فرمودند و آن شخص در اثر شنیدن آن خصوصیات مردند این چه نوع مرگی است؟ و در کدام نوع از مرگهایی که در معرفت النفس شرح داده اید قرار دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع مرگ با جذبه‌های الهی پیش می‌آید که به فعلیت‌یافتن همه‌ی مابالقوه‌ها می انجامد که همان مرگ طبیعی است. موفق باشید
8749
متن پرسش
سلام علیکم. خواستم نظر شما را در مورد سخترانی حجت الاسلام والمسلمین رضا غلامی رئیس مرکز پژوهش های علوم انسانیِ اسلامی در مراسم اختتامیه همایش ملی فرهنگ و تکنولوژی در تاریخ 23 اردیبهشت 93 در دانشگاه صنعتی شریف بدانم. متن سخنرانی: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930224000869
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نکات بسیار ارزنده‌ای را فرموده‌اند و به طوری بسیار ظریف و عالمانه نشان داده‌اند چگونه رابطه‌ای بین هر نوع تکنیک و فرهنگ سازندگان آن تکنیک هست. و چقدر خوب است که ملت ما به این خودآگاهی برسند تا معنای درستی از آن تمدن نوین اسلامی که باید در افق نگاهشان داشته باشند، پیدا کنند. موفق باشید
7228
متن پرسش
باسلام کثرت جلسات ولو به نیت خالص خود حجاب نمیشود؟آیا صرفا با این سیر های مطالعاتی میتوان به مقصد رسید؟ عجیب است که می بینیم چگونه در زمان رسول الله بجای اینکه زیاد بخوانند و بشنوند، "میشدند" ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «گرچه بهشت‌اش نه به کوشش دهند.... آن‌قدر ای دل که توانی بکوش». موفق باشید
6620
متن پرسش
سلام خدمت استاد محترم. سلام ببخشید میخواستم بدونم جلسه سلوک که در مدرسه معصومیه برگزار شد هرهفته برگزار خواهدشد؟ فقط برای آقایونه یا خانومها هم میتونن شرکت کنن؟بنده تازه ارشد را در یک رشته فنی به اتمام رسانده ام. علاقه مند به علوم دینی و عرفان هستم . چون خلق شدم برای شناخت خداوند. اگر هدف خلقت معرفت الهی و عرفان است، با این اوضاع اقتصادی و صبح تا شب دنبال کار و پول که به اجبار هم هست کسی به جایی در معرفت نمیرسد. پس بهتراست بیاییم حوزه و قید کار و درامد و ... را بزنیم. چون اخر عمر حسرت میخوریم. شدیم یه فرد 50 یا 60 ساله که دیگه اصلاحش سخته. خیلی جدی باید عرض کنم که من واقعا مانده ام چه کار کنم. لطفا بفرمایید اگر حوزه نیایم چگونه به عرفان که هدف خلقت است برسم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هریک ماه برگزار می‌شود ولی به جهت سفر به کربلا این هفته یعنی در تاریخ 19/9 تشکیل می‌شود و خانم‌ها هم می‌توانند شرکت کنند. در مورد قسمت دوم سوال باید عرض کنم :در عین آن که حوزه بستر مناسبی است برای کسی که بخواهد سلوک عرفانی داشته باشد تنها راه نیست ، در کنار زندکی غیر حوزوی ، راه معرفت نفس راه خوبی است. موفق باشید
5840
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز در جواب سوال 5809 فرموده اید ((همان واجبات را انجام دهید به لطف الهی از پل صراط دنیا و آخرت عبور می‌کنید و راه اُنس با خدا را در مقابل خود می‌گشایید.))استاد انسان چکار کند که در هنگام عبور از پل صراط دچار اضطرابهای عظیم روز قیامت نشود روزی که خداوند میفرماید حتی کودکان از اضطراب پیر میشوند یعنی نتنها از این پل رد شود بلکه حتی دچار اضطراب نباشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: هر اندازه انسان از تعلقات دنیایی آزادتر باشد با سرعت بیشتری پل صراط را طی می‌کند. در کتاب معاد عرایضی در این مورد داشته‌ام. موفق باشید
4013
متن پرسش
سلام استاد جان در روایات داریم پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: حضرت مهدی ، خودش همنام من است و پدرش هم همنام پدر من . و ابن تیمیه می گوید : بر این اساس مهدی فرزند حسن عسکری، مهدی آل محمد نیست؛ چون اسم پدر این مهدی، عبدالله نیست و باید مهدی بن عبدالله باشد. این احادیث تفسیرش چگونه است؟تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب به این سؤال در تخصص بنده نیست باید روایات متعدد دیده شود و صحت و سقم موضوع بررسی گردد. موفق باشید
3601

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام. لطفا درصورت امکان، سوال و جواب روی سایت قرار نگیرد. استاد ، من و همسرم ( که طلبه و سرباز امام زمان هستند) در مشهد زندگی می کنیم، قبل از عقد از زمان خواستگاری شرط کردیم که هر مسئله ای در زندگیمان ایجاد شد با رجوع و مشورت شما حل کنیم. چند وقتی است که مسائلی زندگی رو به کام ما تلخ کرده که به تنهایی هر کدام جزئی است ولی وقتی روی هم جمع می شود به طلاق عاطفی منجر می شود ، جدیدترین مسئله رو براتون ذکر می کنم تا شما قضاوت کنید ، بقیه مسائل به امید خدا خودش حل شود . انشاءالله که حرف هاتون برایمان راهگشا باشد. این سوال رو دو نفره داریم برایتان می نویسیم : مثال : امروز صبح بیدار شدم هوا نسبتا تاریک بود دیدم همسرم نیست ، در وهله ی اول وحشت زده و سپس ناراحت شدم، بعد از این که منزل را با اندکی ترس گشتم ، با او تماس گرفتم و فهمیدم یک ربع قبل رفته بیرون ، حال نگاه من و همسرم به مسئله به قرار زیر است : همسرم می گوید : از اذان صبح تا ساعت 6:10 چند مرتبه خانومم رو صدا کردم ولی بیدار نشد ، و به سه دلیل من ساعت حدود 6:15 رفتم بیرون: 1- نمی خواستم بین الطلوعین رو خواب بمونم و چون خیلی خسته بودم احتمال زیاد می دادم اگر منزل بمانم خوابم می گیرد. 2- دلیل محوری و اصلی : چون ساعت 7 کلاس دارم ، امکان داشت خوابم ببرد و از کلاسم باز بمانم و قبلا هم تجربه داشتم که خوابیدم و به کلاس های بعدیم نرسیدم. 3- احساس می کردم خانمم تا روشن شدن هوا بیدار نشود. ضمنا فکر نمی کردم زود رفتن من ( که در طول این چند ماه برای اولین بار بود) حمل به بی اهمیتی به همسرم شود. من : استاد، دو روز گذشته اش رو من ساعت 4:55 دفیقه بیدار شدم و هر دو روز بیدارشون کردم ولی ایشون یک روز زودتر بلند شدن ، زود از خانه زدن بیرون . خیلی از اوقات بین الطلوعین رو خواب هستن و این طور نیست که واقعا از مکروهات خودداری کنن و کارهای دیگر مکروه رو انجام میدن که من سال هاست انجام نمی دم بعد میگن برای این که کراهت داشت زدم بیرون تا خواب نمونم !!! استاد از منزل ما تا مدرسه شان 10 دیقه پیاده راه است و معمولا 10 دیقه به 7 میرن بیرون . ازطرفی من همیشه ساعت رو اگر نیم ساعت به اذان صبح نذارم ، نهایتا برای ساعت 6:30 کک می کنم و همیشه رویه ام این بوده که به محض بیدار شدن، همسرم رو بیدار می کردم ولی ایشون می گن که فکر کردن من ساعت 7 برای نماز بلند می شم !!! ضمنا بر خلاف حرف ایشون که میگن تجربه ی خواب موندن داشتن، تا حالا نشده که خواب بمونن فقط یکی دو مورد اون هم برای زمانی که شرایط زندگی مون خیلی با الان فرق داشت و واقعا محتمل بود که خواب بمونن نه الان که شرایط فرق کرده. غیر از این هروقت می رفتن بیرون برای من یادداشت می ذاشتن حتی اگر قبلش گفته بودن و اون روز یادداشتی نذاشتن و من حیران و سرگردان دنبال خودشون یا نشانه یا یادداشتی ازشون بودم !!! ضمنا،بنده این مسئله رو حمل به بی اهمیتی نکردم بلکه شاید قبلا سبک زندگی ییلاقی ایشون، به گونه ای بوده که فکر می کنند منزلشان هم یک کاروان سرا مثل دیگر کاروان سراهاست. استاد من واقعا از همسرم خسته شدم ، میگن نیم ساعت وقتشون میرفته که خونه بمونن و تو تاریکی هوا میزنن بیرون که خوابشون نبره از طرف دیگه روز قبلش فقط 5 ، 6 ساعت با رفقاشون بحث غیر معرفتی و غیر حوزوی می کردن ( سیاسی و رفاقتی). در کل رویه ای دارند که اصلا به زن و زندگیشون اهمیت نمیدن ، درحالی که اگر ایشون اولیاتی رو رعایت می کردند ، آدم سازشکاری هستم و بارها بهشون گفتم هیچی ازشون نمی خوام و با سختی های زندگی میسازم با این فرض که به زن و زندگی شون اهمیت بدن. واقعا مادیات برای من مهم نیست حتی اگر نان خالی هم برای شام نداشته باشیم اعتراضی ندارم و هرگز راضی نمیشم ایشون وقتشون تلف بشه یا ناراحت بشن ولی با این بساطی که داریم انگیزه ای ندارم کارهای منزل را انجام بدم و امروز بهشون گفتم هیچی در منزل نداریم ، باید همه چیز بخرن و بیارن خونه و ایشون هم بلافاصله قبول کردن که این ها از بحث من خارجه . منظور من اینه که به دلیل بی اهمیتی ایشون به زندگی ، برکت از زندگی بنده و خودشون رفته مثل این که من گاهی شام درست نمی کنم و ایشون مجبورن خودشون وقت بذارن و شام درست کنن درصورتی که اگر به زندگی اهمیت می دادن من شام درست می کردم تا وقت ایشون نره.استاد، ایشون کار شاذی انجام میدن که از نظر خودشون شاذ نیست و براش دلیل دارن ولی من رو خیلی مأیوس از زندگی می کنه. چند بار تا حالا غذرخواهی کردن و اقرار کردن که به من اهمیت نمیدن و دوباره با هم خوب شدیم اما باز این روند تکرار شده . ضمنا ایشون درسهاشون خیلی سنگینه و وقتشون واقعا کم هست ، البته حرف من اینه که نیاز نیست وقت زیادی بذارن و اگر روحیه ی اهمیت به زندگی را داشته باشند، کیفیت زندگی بهتر شده و وقتشان هم برکت پیدا می کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ( 1- در مورد قسمت اول سؤال معلوم است که ایشان غفلت کرده‌اند و باید حدّاقل می‌نوشتند: «عزیز من! کار داشتم رفتم و دلم نیامد تو را بیدار کنم» 2- در مورد دوم شما باید در هر حال وظیفه‌تان را انجام می‌دادید، اعم از تهیه‌ی غذا و رسیدن به خانه و رسیدن به خودتان 3- برادر عزیز طلبه‌مان هم طبق این‌طور که شما توصیف کرده‌اید، باید جای هرچیزی را در زندگی معلوم کنند، تا اُنس با همسر هم جای خود را پیدا کند در ضمن شما هم ایشان را درک کنید که در شرایط سختی قرار دارند و خیلی نخواهید آن‌طور که شما می‌خواهید زندگی کنید. در کنار همدیگر باشید ولی هرکدام خودتان باشید. چیزی نیست به همین زودی‌ها با محبت بیشتر به همدیگر نزدیک می‌شوید. موفق باشید
3119

اربعینبازدید:

متن پرسش

سلامٌ علیکم. در مورد بازگشت اهل بیت علیهم السلام از شام به کربلا در اولین اربعین اقوال بسیاری است . از 1 طرف سید بن طاووس در اقبال خود ، مدت اقامت ایشان در شام را 1 ماه ذکر میکند و البته جنابعالی نیز این موضوع را در خلال سخنرانی های قدیمی خود ذکر فرمودید، و همچنین شهید مطهری هم به شدت این عقیده یعنی برگشتن اهل بیت ع در اربعین اول را مردود میشمارد؛ و از 1 طرف سید علی قاضی در اربعین و مجلسی ره در بحار ج45ص196 مدت اقامت را 10 روز و برگشت را غیر محال و اتفاق افتاده میدانند.لطفا رفع ابهام بفرمائید و ضمنا اگر برگشتن محال باشد باتوجه به ترویج روضه این حادثه در مداحی ها و سخنرانی ها آیا نیازی به جلوگیری میباشد؟ .وفقناالله انشاءالله

متن پاسخ

باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم و برای هر دو نظر وجوه قابل پذیرشی هست پس نباید سخت‌گیری کرد. موفق باشید

نمایش چاپی