بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6451
متن پرسش
آیا هم اکنون کسانی هستند که مانند هایدگر دغدغه سیره تکنولوژی بر بشر را داشته باشند و راهکار هم داشته باشند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هایدگر راهی را گشود که امروز متفکران زیادی در دنیا در این رابطه فکر می‌کنند. موفق باشید
5391

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام.میخواستم بادوتاازدوستان طلبه پیرامون نبوت وامامت شناسی عمیقا کار کنم .درباره ی کم وکیف کار ومنابع کمکم کنید.ممنون.این سوال روی بارپرسیدم ولی .....
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض کردم کار بسیار خوبی است و شاید کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که در دست چاپ است کمک کند. موفق باشید
5096

توحیدی صمدیبازدید:

متن پرسش
ره رسیدن به توحیدی صمدی که علامه حسن زاده آملی فرمودند چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است این موضوعات را در کلام همان عزیزان دنبال کنید . کتاب «از برهان تا عرفان» می‌تواند کمک کند. موفق باشید
4970
متن پرسش
باعرض سلام بنده در مورد مباحث ده نکته از معرفت النفس از نوار های صوتی آن این طور متوجه شده ام که این که شما میفرمایید بحث یک بحث تجربی است و اگر مطلبی را عقلی و نقلی بپذیریم ضرر کرده ایم، به این خاطر است که با حقیقت خودمان که همان نفس است روبه رو شویم و راه درک خود بدون تن و راه سلوک را پیدا کنیم. اگر این درست باشد بنده فکر میکنم لازم است قبل از کار کردن بحث های تجربی ده نکته مباحث عقلی و نقلی آن را کار کنیم. چون بحث اگر صرفا تجربی مطرح شود، خدشه پذیر است. با این کار، هم به آن مقصود عالی میرسیم و هم در طول کار کردن مباحث چون عقلا بحث را پذیرفتیم با خیال راحت جلو میرویم. با این توضیحات آیا مناسب میدانید قبل از کار کردن مباحث ده نکته، بحث روح و حقیقت انسان و توفی و... را به صورت عقلی ونقلی کار کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی تلاش ما در بحث ده نکته آن است که از مفهوم نفس عبور کنیم و خودِ نفس را درک کنیم. آن نوع تجربه‌ای خدشه پذیر است که موضوع آن مادّی باشد ولی وقتی موضوع آن حقایق باشد، بهترین مسیر است همان‌طور که انبیاء حقایق را حس می‌کردند. در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» در این مورد عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
4304
متن پرسش
آیا ملاک حضوری بودنِ یک علم، این است که خود معلوم نزدش باشد نه صورتش؟ یا ملاکش این است که بدون مقدمات عقلی و استدلالی حاصل شده‌باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این دو یکی است. وقتی معلوم بدون مقدمات عقلی و استدلالی نزد عالم باشد یعنی مفهوم معلوم نزد عالم نیست بلکه وجود معلوم نزد عالم است. موفق باشید
3601

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام. لطفا درصورت امکان، سوال و جواب روی سایت قرار نگیرد. استاد ، من و همسرم ( که طلبه و سرباز امام زمان هستند) در مشهد زندگی می کنیم، قبل از عقد از زمان خواستگاری شرط کردیم که هر مسئله ای در زندگیمان ایجاد شد با رجوع و مشورت شما حل کنیم. چند وقتی است که مسائلی زندگی رو به کام ما تلخ کرده که به تنهایی هر کدام جزئی است ولی وقتی روی هم جمع می شود به طلاق عاطفی منجر می شود ، جدیدترین مسئله رو براتون ذکر می کنم تا شما قضاوت کنید ، بقیه مسائل به امید خدا خودش حل شود . انشاءالله که حرف هاتون برایمان راهگشا باشد. این سوال رو دو نفره داریم برایتان می نویسیم : مثال : امروز صبح بیدار شدم هوا نسبتا تاریک بود دیدم همسرم نیست ، در وهله ی اول وحشت زده و سپس ناراحت شدم، بعد از این که منزل را با اندکی ترس گشتم ، با او تماس گرفتم و فهمیدم یک ربع قبل رفته بیرون ، حال نگاه من و همسرم به مسئله به قرار زیر است : همسرم می گوید : از اذان صبح تا ساعت 6:10 چند مرتبه خانومم رو صدا کردم ولی بیدار نشد ، و به سه دلیل من ساعت حدود 6:15 رفتم بیرون: 1- نمی خواستم بین الطلوعین رو خواب بمونم و چون خیلی خسته بودم احتمال زیاد می دادم اگر منزل بمانم خوابم می گیرد. 2- دلیل محوری و اصلی : چون ساعت 7 کلاس دارم ، امکان داشت خوابم ببرد و از کلاسم باز بمانم و قبلا هم تجربه داشتم که خوابیدم و به کلاس های بعدیم نرسیدم. 3- احساس می کردم خانمم تا روشن شدن هوا بیدار نشود. ضمنا فکر نمی کردم زود رفتن من ( که در طول این چند ماه برای اولین بار بود) حمل به بی اهمیتی به همسرم شود. من : استاد، دو روز گذشته اش رو من ساعت 4:55 دفیقه بیدار شدم و هر دو روز بیدارشون کردم ولی ایشون یک روز زودتر بلند شدن ، زود از خانه زدن بیرون . خیلی از اوقات بین الطلوعین رو خواب هستن و این طور نیست که واقعا از مکروهات خودداری کنن و کارهای دیگر مکروه رو انجام میدن که من سال هاست انجام نمی دم بعد میگن برای این که کراهت داشت زدم بیرون تا خواب نمونم !!! استاد از منزل ما تا مدرسه شان 10 دیقه پیاده راه است و معمولا 10 دیقه به 7 میرن بیرون . ازطرفی من همیشه ساعت رو اگر نیم ساعت به اذان صبح نذارم ، نهایتا برای ساعت 6:30 کک می کنم و همیشه رویه ام این بوده که به محض بیدار شدن، همسرم رو بیدار می کردم ولی ایشون می گن که فکر کردن من ساعت 7 برای نماز بلند می شم !!! ضمنا بر خلاف حرف ایشون که میگن تجربه ی خواب موندن داشتن، تا حالا نشده که خواب بمونن فقط یکی دو مورد اون هم برای زمانی که شرایط زندگی مون خیلی با الان فرق داشت و واقعا محتمل بود که خواب بمونن نه الان که شرایط فرق کرده. غیر از این هروقت می رفتن بیرون برای من یادداشت می ذاشتن حتی اگر قبلش گفته بودن و اون روز یادداشتی نذاشتن و من حیران و سرگردان دنبال خودشون یا نشانه یا یادداشتی ازشون بودم !!! ضمنا،بنده این مسئله رو حمل به بی اهمیتی نکردم بلکه شاید قبلا سبک زندگی ییلاقی ایشون، به گونه ای بوده که فکر می کنند منزلشان هم یک کاروان سرا مثل دیگر کاروان سراهاست. استاد من واقعا از همسرم خسته شدم ، میگن نیم ساعت وقتشون میرفته که خونه بمونن و تو تاریکی هوا میزنن بیرون که خوابشون نبره از طرف دیگه روز قبلش فقط 5 ، 6 ساعت با رفقاشون بحث غیر معرفتی و غیر حوزوی می کردن ( سیاسی و رفاقتی). در کل رویه ای دارند که اصلا به زن و زندگیشون اهمیت نمیدن ، درحالی که اگر ایشون اولیاتی رو رعایت می کردند ، آدم سازشکاری هستم و بارها بهشون گفتم هیچی ازشون نمی خوام و با سختی های زندگی میسازم با این فرض که به زن و زندگی شون اهمیت بدن. واقعا مادیات برای من مهم نیست حتی اگر نان خالی هم برای شام نداشته باشیم اعتراضی ندارم و هرگز راضی نمیشم ایشون وقتشون تلف بشه یا ناراحت بشن ولی با این بساطی که داریم انگیزه ای ندارم کارهای منزل را انجام بدم و امروز بهشون گفتم هیچی در منزل نداریم ، باید همه چیز بخرن و بیارن خونه و ایشون هم بلافاصله قبول کردن که این ها از بحث من خارجه . منظور من اینه که به دلیل بی اهمیتی ایشون به زندگی ، برکت از زندگی بنده و خودشون رفته مثل این که من گاهی شام درست نمی کنم و ایشون مجبورن خودشون وقت بذارن و شام درست کنن درصورتی که اگر به زندگی اهمیت می دادن من شام درست می کردم تا وقت ایشون نره.استاد، ایشون کار شاذی انجام میدن که از نظر خودشون شاذ نیست و براش دلیل دارن ولی من رو خیلی مأیوس از زندگی می کنه. چند بار تا حالا غذرخواهی کردن و اقرار کردن که به من اهمیت نمیدن و دوباره با هم خوب شدیم اما باز این روند تکرار شده . ضمنا ایشون درسهاشون خیلی سنگینه و وقتشون واقعا کم هست ، البته حرف من اینه که نیاز نیست وقت زیادی بذارن و اگر روحیه ی اهمیت به زندگی را داشته باشند، کیفیت زندگی بهتر شده و وقتشان هم برکت پیدا می کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ( 1- در مورد قسمت اول سؤال معلوم است که ایشان غفلت کرده‌اند و باید حدّاقل می‌نوشتند: «عزیز من! کار داشتم رفتم و دلم نیامد تو را بیدار کنم» 2- در مورد دوم شما باید در هر حال وظیفه‌تان را انجام می‌دادید، اعم از تهیه‌ی غذا و رسیدن به خانه و رسیدن به خودتان 3- برادر عزیز طلبه‌مان هم طبق این‌طور که شما توصیف کرده‌اید، باید جای هرچیزی را در زندگی معلوم کنند، تا اُنس با همسر هم جای خود را پیدا کند در ضمن شما هم ایشان را درک کنید که در شرایط سختی قرار دارند و خیلی نخواهید آن‌طور که شما می‌خواهید زندگی کنید. در کنار همدیگر باشید ولی هرکدام خودتان باشید. چیزی نیست به همین زودی‌ها با محبت بیشتر به همدیگر نزدیک می‌شوید. موفق باشید
3450
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد عزیز با بررسی آیات مربوط به خلقت آدم و زندگی او در بهشت و هبوط آدم روی زمین و اینکه خداوند جانشین در روی زمین قرار می دهد ، در یک جمع بندی و کنار هم قرار دادن این آیات چنین به نظر می رسد که خداوند علاوه بر جضرت آدم علیه السلام که او را از خاک آفرید انسانهای دیگری را هم همزمان یا بعد از خلقت آدم علیه السلام از خاک آفرید و در همان بهشت موقت جای داد. منتها حضرت آدم بعنوان نماینده آن انسانها و برگزیده خداوند بود که علم اسماء را تنها به او یاد داد و مورد سجود فرشتگان بطور رسمی قرار گرفت که با ترک اولی آدم علیه السلام همگی از بهشت خارج شدند و خداوند فرمود : قلنااهبطوا منها جمیعا.... که بدنبال آن هر کدام در گوشه ای از زمین فرود آمدند و این پراکندگی انسانها روی زمین نیز از همانجا ناشی می شود. خداوند برای هر گروهی نیز رسولی جهت هدایت آنها از بین خودشان برانگیخت که به تعداد معدودی از آنها در قرآن کریم اشاره شده است. نظر استاد در این باره چیست؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نمی‌توان چنین نتیجه‌ای گرفت. در مورد «قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمیعا» نیز گفته‌اند منظور آدم و حواء و شیطان بوده‌اند. و یا چون آدم برزخ نزولی حقیقت مثالی همه‌ی آدم‌ها است خطاب جمع به آن شده. زیرا اگر همه‌ی ما در آن‌جا نبوده‌ایم مگر می‌شود یک نفر به شجره‌ی ممنوعه نزدیک شود و فرزندان او تقاس او را بکشند؟ در موضوع پراکندگی انسان‌ها بر روی زمین بعضی تحقیقات نشان می‌دهد که در زمان‌های گذشته این‌ها با همدیگر ارتباط داشته‌اند. شاید کتاب «هدف حیات زمینی آدم» کمک کند. موفق باشید
2990

توهم وتجملبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز و حکیم ما سوالی در مورد سبک زندگی در یک مورد خاص دارم. مسلما ساده زیستی و دوری از تجمل یکی از عوامل گشودن دریچه ملکوت به زندگی افراد است. سوال من در مورد خریدن ماشین است. اگر بخواهیم ماشین با امکانات ایمنی مورد قبول داشته باشیم باید ماشینی گرفت که ناخواسته بسیاری از تجملات را نیز دارا میباشد. آیا از لحاظ عقلی میتوان با این توجیه که مرگ و زندگی دست خداست به یک ماشین ساده بسنده کرد و آیا مثلا با خریدن ماشینی مانند پراید که ساده است ولی ایمنی ماشینهای 50 میلیونی را ندارد مرتکب اشتباه در سلامتی و ایمنی جسممان نمیشویم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: باید بین خطرات احتمالی با احتمال پایین با خطرات احتمالی با احتمال زیاد تفکیک کرد. مثلاً نمی‌توان گفت چون این احتمال هست که سقف اطاق هرچند فعلاً سالم است، بر سر ما فرود آید در زیر سقف اطاق ننشست، ولی باید در زیر سقف اطاقی که ترک برداشته و احتمال فروریختن آن در یک حرکت هست، ننشست. در مورد ایمنی ماشین‌سواری هم قضیه از همین قرار است که آیا می‌خواهیم از هر احتمالی فرار کنیم و از این طریق به دنبال ماشین گران‌قیمت هستیم، این یک نوع وَهم‌گرایی است. ولی یک وقت می‌خواهیم از خطری فاصله بگیریم که نزدیک است و در اولین مرحله با ما برخورد می‌کند، در آن صورت فاصله‌گرفتن از آن خطر منطقی است. موفق باشید
2897
متن پرسش
سلام در رابطه با قسمت دوم سوال2846 مگر همه فقط باید در جلسات شما باشند تا گوش و چشم و قلبشان جهت الهی بگیرد؟ مگر چه اشکالی دارد در جلساتی شرکت کنیم که مبنای فکری درستی دارند ولی جلسات شما نیستند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نمی‌دانم چرا از جمله‌ی من که عرض کرده‌ام« باید در جلساتی شرکت کنیم که موجب یاد خدا و یاد معادشود» برداشت کرده‌اید که باید در جلسات بنده شرکت نمایند. هدف بنده آن است که بتوانم افراد را به آثار علمایی مثل امام و علامه طباطبایی و شهید مطهری و آیت‌الله جوادی و آیت‌الله حسن‌زاده و آیت الله محمد شجاعی و امثال این بزرگان آشنا کنم و مبنای سخنم هم روایت مشهور است که رسول خدا(ص) می‌فرمایند از حضرت عیسی«علیه‌السلام» پرسیدند: مَنْ نجالس؟ با چه کسی مرتبط باشیم و با او نشست و برخاست کنیم و حضرت عیسی«علیه‌السلام» فرمودند: «.مَنْ یُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ رُؤْیَتُهُ وَ یَزِیدُ فِی عِلْمِکُمْ مَنْطِقُهُ وَ یُرَغِّبُکُمْ فِی الْآخِرَةِ عَمَلُه‏.». کسى که دیدنش خدا را بیاد شما آورد، و سخن او در علم و دانشتان بیافزاید، و عمل و کردارش شما را خواهان آخرت و سراى دیگر گرداند موفق باشید
1008

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خدا قوت! میخواستم ببینم تفسیر شما از این بیت حضرت حافظ چیه؟ "قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست/ قوم دگر حواله به تقدیر میکنند" یا علی...
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی شرح این بیت احتیاج به مقدمه دارد که این مقال جای آن نیست ولی همین اندازه بدانید که حافظ متذکر دو انسان است؛ انسانی که می‌خواهد با تلاش خود امورات خود را به نتیجه برساند و انسانی که در عین انجام وظیفه امورات خود را به خدا می‌سپارد و بر اساس تقدیراتی که خداوند اراده کرده عمل می‌کند با توجه به این امر که معلوم نیست انسان نوع اول با تلاش بیشتر به چیزی بیشتر از تقدیرات الهی دست یابد. موفق باشید
905

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم در بحث جبر و اختیار وقتی که به خود رجوع می کنیم متوجه می شویم که این خودمان هستیم که باید تلاش کنیم و خود را نجات دهیم و وقتی که با توجه به بحثهای معارفی برخوردمی کنیم متوجه می شویم که این خدا و ذوات مقدس ائمه هستند که قطعا نقش هدایتگری را در وجود ما بازی می کنند و حتی بالاتر از علم و معرفت به این موضوع خودمان هم با رجوع به مسائلی که در زندگی امان پیش می اید حضورا حس می کنیم که کسی دیگری مسیر زندگی را برایمان ترسیم می کند و ما خودمان به تنهایی نمی توانستیم به این موفقیتهای برسیم حال سوال این است که چگونه باید این دو حقیقیت(یعنی اراده خود و اراده خدا) را با هم بفهمیم و بالاتر درک کنیم یعنی در همان لحظه ای که خودمان با اراده خودمان دست به کاری می زنیم در همان لحظه هم کار را دست خدا بدانیم؟ باتشکر و التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: از جزوه‌ی جبر و اختیار و سی دی صوتی مربوط به آن انشاءالله جواب خود را می‌گیرید. موفق باشید.
415

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی . سوال مهمی دارم . من 22 سال دارم و امکان سفر بدون اجازه ی والدین برای شرفیاب شدن خدمت بزرگان عرفان برایم هست . اما برای تاسوعا عاشورا از مامانم اجازه گرفتم و ایشان اجازه ندادند که من بروم . در صورتی که من رفتن خدمت اساتید را به شدت در رشد خود موثر میدانم و هر چه از دین فهمیده باشم از ادراکاتی است که با ملاقات بزرگان گیرم آمده. میخواهم بدانم: 1) آیا در صورت عدم رضایت والدین من میتوانم بروم خدمت بزرگان ؟؟ 2)اگر اجازه ندادند میشود دروغ بگویم که نمیروم ولی بروم ؟؟ 3) میشود اصلا اطلاع ندهم و بروم ؟؟ با وجود این که میدانم اگر بدانند رفتم ناراحت میشوند. 4) از رفتم و بعد تماس تلفنی با من داشتند و پرسیدند که العان کجایم ، آیا میشود دروغ بگویم که مثلا العان خوابگاه هستم ؟؟ 5) در آخر این که از دست دوستان ، هم اتاقی ها ، خانواده و یا در کل هر کس دیگری که سنگ در جلو پای ما می اندازد و مانع رشد میشود چه کار باید کرد ؟؟
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی هرچه دارید از دعای مادرتان است که در آن‌جایی که مانع کار هستند با ایشان مخالفت نکرده‌اید، اگر گفته نروید، نروید، ولی لازم نیست هرکاری را از ایشان اجازه بگیرید و دروغ هم به ایشان نگویید. در مورد دوستان و خانواده که سنگ جلو پایتان می‌اندازند، مدارا کنید، خداوند راه بهتری را می‌گشاید. إن‌شاءالله موفق باشید
18333

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اگر ممکنه این سوالمو شفاف جواب بدین آیا در جلسات پسر علامه طهرانی دست بوسیدن پسرشون درسته یا بدعته و اینکه خواهرزادشون در قم که آمریکا هم بودن اندیشه هاشون با علامه طهرانی مغایرت داره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کارها با سلوک حکیمانه‌ی علامه‌ی طهرانی سازگاری ندارد، یک نوع مریدبازی است که انسان را از حکمت و تعقل دور می‌کند. موفق باشید

16158
متن پرسش
سلام علیکم استاد: بدلیل ضعف مبانی معرفتی بنده، هر وقت هر تعریف و تحلیلی از توحید افعالی می بینم و می خوانم، فورا معنای جبر در ذهنم متبادر می شود، چه کنم استاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید افعالی ما را متوجه می‌کند که چون خدا قادر است هر فعلی که انسان انجام می‌دهد با کمک به قدرت حضرت حق است. ولی این بدین معنا نیست که جهت فعلِ ما نیز در قبضه‌ی حق باشد. ما می‌توانیم به مسجد برویم و می‌توانیم به میخانه برویم و از این جهت ما مسئول اعمال خود هستیم. موفق باشید

13812

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد تعریف دانشمندان فیزیک از نفس یا من چیست؟ کدام فیزیک دان به نظر معرفت النفسی توانسته نزدیک بشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امثال آیان‌باربر در کتاب «علم و دین» و یا وایتهد در مجردبودن نفس مشکلی ندارند. بحث در دقایق موضوع است که آن‌ها ورود پیدا نکرده‌اند. موفق باشید

13390

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: می خواستم بدونم نظر استاد طاهرزاده درباره هیئت های هفتگی که جوونای بسیاری رو جذب کرده چیه؟ جلساتی که بعد از روضه سینه زنی های نسبتا طولانی با شور و سبک تند دارند؟ مداحای معروف مثل حاج عبدالرضا هلالی که واقعا بنظرم جریان سازی بسیاری خوبی رو ایجاد کردند و جوانان رو بیش از هر چیزی ولایتی و بعد دوستدار اهل بیت (ع) می کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت باید این جلسات را مقدماتی قرار داد برای تعمق‌بخشیدن به معارف الهی، وگرنه امتی که با احساساتی بیایند، با احساساتی می‌روند. موفق باشید

12984
متن پرسش
سلام استاد: کسی تو وبلاگش پرسید: فرض کنید شما در یک کشور اروپایی و یا آمریکای شمالی دانشجو هستید، یکی از همکلاسی هاتون ابراز تمایل می کنه به اسلام، شما برای شروع از او چه درخواستی می نمایید؟ حجاب؟ نماز؟ روزه؟ خمس؟ زکات؟ جهاد؟ و یا تفکر درباره ی توحید و معاد؟ نظر شما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید بعد از ایمان به توحید و معاد متوجه‌ی نبوت شود؛ یعنی راهی که او را به درستی به مبدأ و معاد می‌رساند و سپس باید متوجه نبوت رسول خدا به معنای خاص گردد و در راستای پذیرش نبوت آن حضرت، جایگاه احکام الهی در متن چنین راهی برای او روشن می‌شود و در این مسیر البته شخصیت‌های برجسته‌ی اسلام کارساز‌اند. موفق باشید

12940

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت استاد عزيزمان: سوالى داشتم: آيا هميشه اينطور هست که شخصى که نماز رو ترک کرده يک گناه بزرگى انجام داده و يا به سمت انجام گناهان همش رفته که خدا اون رو از توفيق نماز خواندن محروم کرده يا اينکه امکانش هست طرف آدم پاک و درستى باشه ولى از روى تنبلى و داشتن نگاهى اعتبارى به دين نماز رو ترک کنه؟ اگر حالت دوم امکان پذير باشد امکان برگشتش هست؟ در پناه حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به راحتی نمی‌توان رازِ کوتاهی در نماز را به کدام صفاتی که می‌فرمایید نسبت دهیم، ولی در هر صورت امکان برگشت برای هرکس با هر موقعیتی هست زیرا تا انسان در این دنیا زندگی می‌کند فطرت او به‌عنوان مذکّر درونی در صحنه است. موفق باشید

12274

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: از یکی از اساتید سیر مطالعاتی خواستم ارجاع دادند به استاد طاهرزاده برای اینکه از استاد طاهرزاده مشاوره درباره سیر مطالعاتی شهید مطهری بگیرم از چه طریقی می تونم اقدام کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نسبت به سیر مطالعاتی مرحوم شهید مطهری چیز تدوین‌شده‌ای ندارم ولی اگر خودتان از کتاب‌های آسان ایشان مثل «داستان راستان» و «سیره‌ی نبوی» و «جاذبه و دافعه» و «سیری در نهج‌البلاغه» شروع کنید آرام‌‌آرام بقیه‌ی کار برایتان روشن خواهد شد. احتمالاً سایت‌هایی هست که در این مورد کار تدوین‌شده‌ای داشته باشند. موفق باشید

10618

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و با دعا برای موفقیت بیشتر شما: سوال اول اینکه آدرس روایتی که در سخنرانی سوره واقعه گفتید امام صادق (ع) گفتند رابطه عادی با اهل سنت داشته باشید حتی دختر هم بدهید کجاست؟ سوال دوم روایاتی که می گویند در آخرالزمان مسلمان اهل اهواز و ری با امام می جنگند را چقدر احتمال درست بودن می دهید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظرم در اصول کافی دیدم 2- عموماً روایات مربوط به آخرالزمان تأویلی است و به ظاهر آن نمی‌توان اکتفا کرد. کتاب «تحلیل تاریخی نشانه‌ی ظهور» از جناب آقای حجت الاسلام و المسلمین مصطفی صادقی کمک می‌کند. موفق باشید
10016
متن پرسش
سلام استاد: چه طوری میشه از عقل استدلالی عبور کرد بعدش ملاک تشخیص حق و باطل چیه ممنون از حوصله تون.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید عبورکردن از عقل استدلالی به معنای زیرِ پاگذاشتن آن نیست، به این معنا که با قلب نیز به حقایق نظر کنیم و متوجه باشیم همه‌ی ابعاد حقیقت در معرض عقل قرار نمی‌گیرد، ولی در هر حال موضوعی که باید مورد نظر قلب قرار ‌دهیم از نظر عقل، وجودش ثابت شده باشد وگرنه گرفتار انواع خرافات می‌شویم. موفق باشید
8922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. بنده گمان می کنم یکی از مصادیق این حدیث، که به مضمون این است «احادیث را بفهمید و عمل کنید نه بشنوید و نقل کنید» تکنولوژی تلویزیون است. چرا که تلویزیون به عمق سخنان حکیمانه و عالمانه توجهی ندارد و دین را سطحی می کند و به ظاهر بسنده می کند. نظر شما چیست؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم همین‌طور است که شما می‌گویید. اکثراً در فضای تماشای تلویزیون در فضای عزمِ در عمل قرار نمی‌گیرند. موفق باشید
8304

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام ببخشید می خواستم ببینم نطر شما در مورد کار های فرهنگی برای یک طلبه چه قدر است
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در حدّی که به دروس حوزوی‌اش لطمه نخورد. موفق باشید
8176
متن پرسش
با سلام .استاد عزیزمیخواستم از شما تقاضا کنم در بحثهایتان به مسائل و مشکلات زندگی زن و شوهر بیشتر توجه کنیدمخصوصا در مورد رفتارهای افراطی بعضی اقایان که واقعا زنان را کلافه کرده و برای هرچیزی از ما ایراد میگیرند ای کاش این گیر دادنها دوستانه و منطقی باشد متاسفانه اکثر انها به بحث و دعوا کشیده میشوداستاد عزیز مثلا همسر خودم خیلی شما را قبول دارند وتمام بحثهای شما را کار کرده ودر جلسات شما حضور دارد ولی صحبتهای شما را تا جایی قبول دارد که به نفع خودش باشدمن تمام شئونات اسلامی را رعایت میکنم و همیشه سعی کرده ام حرام و حلال را رعایت کنم ولی همسر با پوشش من مشکل داردبا روحیه حساس من مشکل داردهمیشه دوست دارد تنها باشد وکسی مزاحم خلوتش نشود زیاد حرف نمیزند با کسی(دوستان مذهبی اش) رفت و امد نمیکند که مبادا از دین دور شود تفریح نمیرود چون باید زندگی ما مذهبی ها با بقیه فرق داشته باشدو...از طرفی هم دلم نمیخوادهمسرم از من ناراضی باشدو اکثر اوقات کوتاه میام ولی باز هم هضم یک سری مسائل برام مشکله لطفا مرا راراهنمایی کنید با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حتماً صحبت‌های فوق‌العاده نورانی رهبری عزیز را در روز شنبه 30/1/93 گوش دادید. بنده وظیفه‌ی خود دانستم که جلسه‌ی شنبه را منحصر کنم به شرح همان سخنان. چون این یک مشکل اساسی برای زن و مرد ما است که جای همدیگر را در این تاریخ نمی‌شناسند. امیدوارم جنابعالی و آن رفیقمان عرایض روز شنبه را که إن‌شاءاللّه مسؤلان محترم سایت روی سایت می‌گذارند، دنبال کنید. مقام معظم رهبری در آن صحبت می‌فرمایند: « من نمیگویم هرچه به نام دین در دهانها مى‌افتد آدم قبول کند؛ نه، از همان دین صحیح، که با شیوه‌ى درستِ استنباط و به وسیله‌ى اهل و شایستگان این کار انجام میگیرد، استفاده شود؛ » این سخن نکاتی دارد که إن‌شاءاللّه در عرایض بنده دنبال فرمایید. با این‌همه مطمئن باشید اگر جهت رعایت همسرتان از بعضی از خواسته‌هایتان کوتاه بیایید به حقیقت محمد و آل محمد«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» قسم، در این دنیا و آن دنیا برای جبران آن خواسته‌ها، بهشت‌ها در قلب شما گشوده خواهد شد. موفق باشید
6454

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد ارجمند - با توجه به علقه ای که بین روح و جسم حتی پس از مرگ وجود دارد و روح حالات جسم را درک می کند آیا اهدا اعضا افرادی که مرگ مغزی شد ه اند، به روح آنان فشار وار نمی کند ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً نیز عرایضی در این مورد داشته‌ام. بنده با نظر شما موافقم. موفق باشید
نمایش چاپی