بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8196

معاد جسمانیبازدید:

متن پرسش
سلام آیا ملاصدرا معاد جسمانی را قبول داشته؟ آیا تفسیری که ایشان از معاد جسمانی ارائه میکنند با معاد جسمانی در قران مطابقت دارد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حتماً قبول داشته. حضرت امام در شرح جلد هشتم و نهم اسفار که تحت عنوان تقریرات درس فلسفه‌ی امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه»، چاپ شده روشن می‌کنند چقدر نگاهی که ملاصدرا به معاد جسمانی دارد به آیات و روایات ما نزدیک است نسبت به آن‌هایی که معاد جسمانی را تنها همان معاد مادی و گوشتی قلمداد کرده‌اند. موفق باشید
5110
متن پرسش
سلام.بعضی از مطالب تفسیر شریف المیزان ثقیل می باشند که شاید نسبت کمی به سایر مطالب باشد ولی سوال اینجاست که در برخورد با این مطالب پافشاری کنیم تا تمام المیزان را به زعم خویش بفهمیم (وترس از آن می رود که آن گوهر المیزان در این بخش ثقیل باشد که با رد شدن از آن بهره را از دست دهیم).ویا رد شویم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید اجمالاً مطالب در دستتان باشد تا بتوانید ادامه دهید. موفق باشید
4940

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
در سؤال قبلی این مثال را مطرح کردم که: «انسان در اثر علم حضوری به خداوند، از گناهانش خجالت کشیده توبه می‌کند.»، و شما در پاسخ فرمودید که: «همین‌که توانست به آن محبت فطری نظرکند و محبّت به حضرت حق در او پرتو بیفشاند، دیگر از معصیت بدش می‌آید.». اولاً آیا می‌توان نتیجه گرفت که: «پس در مورد علم حضوری به خداوند، نه تنها علم حصولی به این علم حضوری منشأ تصمیم‌گیری و عمل می‌شود، بلکه حتی خود این علم حضوری هم منشأ تصمیم‌گیری و عمل می‌شود.»؟ ثانیاً آیا می‌توان نتیجه گرفت که: «پس علم حضوری به خداوند، جزء مبادی عملی است.»؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم حرف درستی است. موفق باشید
4608
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی. چند سوال از محضر شما داشتم: 1.تگر ما بخواهیم می توانیم شبیه حضرت زهرا(س) شویم یا نه؟ 2.بدست اوردن مقام ان حضرت امکان پذیر است ؟ 3.تفاوت در بدست اوردن مقام حضرت زهرا و شبیه خودشان شدن چه فرقی باهم دارد؟ 4.چرا بعضی از انسانها ساداتند بعضی دیگر خیر؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2- به گفته‌ی امیرالمؤمنین«علیه‌السلام»: « َ لَا یُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ ص مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَد » احدی از این امت قابل مقایسه با آل محمد نیست. آن‌ها در مقام طهارت‌اند و ما اگر بخواهیم به طهارت برسیم باید آن‌ها را الگو و اسوه‌ی خود قرار دهیم. مثل آن‌که اگر کسی خواست تشنگی خود را برطرف کند باید به آب رجوع کند. این بحث در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در بحث آیه‌ی تطهیر شده است 3- شبیه‌شدن به مقام معصوم همان‌طور که عرض شد به آن است که در ذیل شخصیت آن بزرگان قرار گیریم 4- از خدا بپرسید که مصلحت امور افراد را می‌داند. موفق باشید
4508
متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . . حقیقتا کارد به استخوان رسیده. . . یک هفته بیشتر تا ماه رجب نمانده اما ترس تمام وجودم را فرا گرفته که چگونه قدم در این بزم بگذارم. . .بگذارید دلیلش را باز نکنم تا تاییدی باشد بر ستار العیوبیش. . .اما چه کنیم؟نگویید برو جزوه فلان،کتاب فلان،مفاتیح یا المراقبات بخوان که ان شاء الله وقت خواهم گذاشت. . .و البته همه را از برم و شما هم بنده را میشناسید. . .اما با این دل ترسو چه کنم؟درست مثل حالت شب قدر پارسال که با ترس وارد شدیم و طبق معمول شرمنده شدیم از عطایای شیرین. . . استاد میترسم. . . به کی متوسل شم؟چه کنم؟در خانه که بروم؟.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بی‌خود می‌ترسید. همین‌که متوجه‌ی طلیعه‌ی ماه رجب هستید خبر از آن می‌دهد که روحتان آماده است از آن شرایط فوق‌العاده استفاده کند. به گفته‌ی فیض کاشانی: «گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی.... گفتا که خوب بنگر شاید رسیده باشی» در خانه‌ی صاحب ولایت علی مرتضی«علیه‌السلام» برو و بگو آقا ما را در بهره‌مندی از این ماه شریف همراهی کنید. موفق باشید
4011

جوهرو عرضبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ارادت قلبی این که اعراض وجودهای مستقلی ندارند و تماما وابسته به جوهرند و اینکه موجود خارجی یک جوهر دارد ویک عرض، صرف یک انتزاع عقل از موجود خارج است. حال سوال حقیر این است که اگر از برای موجود، این انتزاع را انجام ندهیم ، بلکه بگوئیم هرچه در خارج هست (فقط) همان عرضیات است (کم کیف أین متی وضع) چه اشکالی پیش میآید؟ مثلا اگر سیب را میبینیم انتزاع جوهر و عرض نکنیم، بلکه بگوئیم سیب یعنی همین جسمِ خاص با همین اعراضِ خاص ( هرچند با این ادعا مفهوم کلی دیگر ممنوع میشود و تبعات دیگر..) اما اگر این ادعا را قبول کنیم (یعنی عدم انتزاع جوهر از موجود خارجی) برهان اول در حرکت جوهری بی معنا خواهد شد. تشکر میکنم اگر تفصیلا پاسخ بفرمائید
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: همین که می‌گویید «بگوییم سیب همین جسم خاص است با همین اعراضِ خاص» عملاً برای اعراض یک جوهر قائل شده‌اید و متوجه‌اید اعراض نمی‌توانند مستقل باشند. از طرفی مگر به اراده‌ی ما است که انتزاع نکنیم، این اقتضاء تفکر است. می‌توانید با دیدن حسن و رضا و بتول و فاطمه، مفهوم انسان را انتزاع نکنید و مَا بِه الإشتراک آن‌ها را نیابید؟ در آن صورت فکر نکرده‌اید. موفق باشید
3405

تأنی و عجلهبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت. «تأنی» یعنی چه؟ جایگاه «تأنی» در آموزه های اسلامی چیست؟ لطفا اگر آیه یا حدیثی در این باره هست بیان بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در روایت داریم: «التّأنّی من اللَّه و العجلة من الشّیطان‏» تأنی نوری و لطفی است که از طرف خدا می‌آید و عجله از شیطان است و از همین حدیث می‌فهمیم معنی تأنی روحیه‌ای است در مقابل عجله. موفق باشید
2787
متن پرسش
سلام علیکم تعداد جلسات شرح کتاب معاد، هفتاد جلسه است؟ به نظر می رسد باید تعداد جلسات بیشتر باشد چون شرح مطالب کتاب تمام نشده است.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: درست می فرمائید.مجموعاً 6 7 جلسه است . موفق باشید
1304

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم من طلبه ای هستم چند ماهی است که به قم آمده ام وتصمیمم این است که بعد از گذراندن چند سالی تحصیل در قم به شهرستانهای اطراف اصفهان برگشته ودر یکی از حوزه های آنجا فعالیت حوزوی وتبلیغی ام را انجام دهم حالا چند سوال دارم یکی اینکه آیا اساسا چنین هدفی را در سنین جوانی دنبال کردن به صلاح است یا نه؟ دوما برای چنین هدفی بهترین راه برای آمادگی پیداکردن برای این مسئولیت خطیر چیست؟ با توجه به اینکه چندین سال هم هست با کتابهای شما کم وبیش مأنوس بودم آیا باید زودتر سیر کتب شما را تمام کرده وبه مطالعات دیگر بپردازم یا اینکه بیشترین وقتم را باید در همین کتب صرف کنم؟ از اینکه برای ما وقت می گذارید وخود را به زحمت می اندازید اجر شما با امام زمان علیه السلام ما از تشکر عاجزیم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- به نظر بنده اگر سعی کنید اخلاص خود را نگهدارید، راه خوبی را انتخاب کرده‌اید. 2- در کنار مطالعه‌ی کتاب‌ها آرام‌آرام انس با المیزان و کتاب‌های روایی را شروع کنید. موفق باشید
1066

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم.چند سوال در مورد رزق داشتم:1- آیاتی نظیر"لئن شکرتم لأزیدنکم" و "و لو آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء" فقط مربوط به رزق مادی است و یا اینکه رزق معنوی را هم شامل می شود؟2- آیا از این آیات نمی توان استنباط کرد که در صورت شکرگذاری و رعایت تقوی رزق و روزیمان از لحاظ "کمی" افزایش می یابد؟اگر این طور نیست این آیات(و مخصوصا آیه دوم) را چگونه باید تفسیر کرد؟3- آیا می توان گفت که چون خدا به خاطر عجله بندگانش عجله نمی کند و رزق فردای آنان را امروز نمی دهد و رزق هر روز را در همان روز خلق می کند پس "قرض و وام گرفتن" نوعی عجله در طلب روزی است؟ 4- آیا با توجه به دیدگاه اسلام نسبت به رزق می توان به وام متمسک شد چون در حقیقت وام مقدار پولی است که بیشتر از ما یحتاج امروز ماست و ما آن را برای روزهای آینده می گیریم؟ 5- بنده فردی را می شناسم که حاضر به قرض گرفتن نیست و می گوید آنچه برای دنیا و آخرتم لازم است را خدا میرساند(البته در حد معمول و معقول برای کسب روزی تلاش می کند). از این رو وامی را که دولت برای مسکن مهر می دهد نمی گیرد و با همین استدلال می گوید فعلا لازم نیست که صاحب خانه شوم؟ 6- اگر وام گرفتن نوعی عجله در طلب روزی است، پس در جامعه کنونی چگونه باید حداقل معیشت را برای خانواده تامین کرد؟ چون هم اکنون در تهران رهن کوچکترین خانه ها بیش از ده، دوازده میلیون می باشد؟ در پناه ولایت موفق باشید- یا علی مدد
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی دو آیه‌ای که مطرح فرمودید مخصوص رزق مادی نیست به‌خصوص که در آیه‌ی دوم برکات آسمان را مطرح می‌کند که بیشتر به معنی مددهای معنوی است. در بستر طبیعی همان برداشت دوستتان درست است ولی متأسفانه بشر شرایطی برای خود به‌وجود آورده که بیشتر به اضطرار و اَکل میته شبیه است و چاره‌ای ندارد تا ظهور دولت یار در این اضطرار زندگی کند. موفق باشید
17690

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده: پرسشی شد در باب روش تربیتی جذب افراد شبه روشنفکر که فرمودید به دل آنها نباید عمل کنیم و با آنها نباید همراهی کنیم چون نفس اماره شان را ارضا می کنیم. عرض بنده این است که به نظر حضرتعالی چه روشی بهترین شیوه جذب این طیف فکری است؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین داشتن خُلق محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و برخورد خوب با آن‌ها، باید متذکر وجوه فطری آن‌ها شد و از خوبی‌های عمل دینی برایشان حرف زد. موفق باشید

17376

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: تفسیر مشهور آیه: «وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ» این است که اگر کسی فقیر باشد و ازدواج کند خدا از فضلش او را بی نیاز می کند. اما شما در کتاب رزق خودتون این آیه رو به این نحو تفسیر کردین که اگه کسی وظیفه اش رو انجام بده ولی با این حال نتونه ازدواج کنه خدا نیازش به ازدواج رو به نحو دیگری پاسخ میده. سوالم اینه که آیا برای این تفسیر قرینه و منبع دیگه ای دارین و اینکه آیا قبل از شما استاد دیگه ای چنین تفسیری از این آیا داشته؟ ممنون از اینکه امکان ارتباط و دریافت پاسخ سوالات رو برامون قرار میدین
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که از ظاهر آیه به راحتی بر می‌اید که می‌فرماید: باید آن کسی که نکاحی برای خود نیافت، عفت به خرج دهد و خود را گرفتار شهوترانیِ حرام نکند تا خداوند او را از فضل خود به نحوی برخوردار کند. حال یا نکاحی برای او پیش می‌آورد و یا ذهن او را نسبت به این موضوع، منصرف می‌نماید. موفق باشید

16831
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: نظرتون را راجع راهپیمایی روز عفاف و حجاب و ضرورت اون می خواستم بدونم؟ آیا اصلا راهکار خوبی هست و تاثیری دارد؟ آیا این درسته که خیلی از مشکلات ما مربوط به لقمه حلال است و این موضوع را با راهپیمایی مقایسه کنیم و گفته بشه تا لقمه حلال و وضعیت ربا در جامعه درست نشه، راهپیمایی عفاف و حجاب بی تاثیره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 16758 به این شکل عرض شد: «باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در راستای نمایاندن تعهد ما بر عفاف و حجاب باشد؛ کار خوبی است ولی نه به آن معنا که فکر کنیم از این طریق می‌شود با بی‌حجابی مقابله کرد که آن، بیشتر یک کار فکری و فرهنگی است و باید با اصلاح نظام آموزشی که از آن غفلت فراوان شده است، مشکل را حل کرد. موفق باشید». در این‌که باید نسبت به لقمه‌ی حلال جدّی و حساس بود، حرفی نیست؛ ولی تعظیم شعائر الهی جای خود دارد و آن راهپیمایی یک نوع تعظیم شعائر الهی بود. موفق باشید 

15768

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در مورد این جمله که خدا آفریننده نور و ظلمت و فاعل سایه و غیر سایه هستند. منظور از آفریننده ظلمت و فاعل غیر سایه چیست؟ و بطور کلی اینکه می گویند خداوند بر قلب عارف تجلی می کند، قبل از این تجلی هر انسانی چگونه نسبتی با خدا داشته بوده؟ و منظور از تجلی خدا بر قلب عارف چگونه تجلی ای است؟ کتاب های خویشتن پنهان و معرفت نفس و از برهان تا عرفان و... را مطالعه کرده ام. دوم اینکه آیا فیض اقدس همان روح گفته شده در نفخت فیه من روحی است؟ و در آخر اینکه در تعریف شما از درخت ممنوعه می خواستم بدانم که شاخص و میزان ممنوع بودن این دنیا چیست یعنی تا چه حد استفاده از این دنیا ممنوع نیست؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع فاعلِ ظلمت‌بودنِ خداوند، حضرت امام در کتاب «شرح حدیث عقل و جهل» نکات خوبی دارند مبنی بر آن‌که حضرت حق به تبع خالقیت نور، خالق ظلمت و سایه‌اند و نه مستقیماً. و تجلی بر قلب عارف به معنای تعالی احساس انوار الهی و اسماء ربانی است. و در مورد شجره‌ی ممنوعه، خوب است که به کتاب «هدف حیات زمینی آدم» رجوع فرمایید. موفق باشید

14619
متن پرسش
سلام استاد: بنده در حال مطالعه سوالای دوستامون بودم که چند پیشنهاد به ذهنم رسید که خواستم هم با شما هم با شاگردانتون و هم دوستان موسسه المیزان مطرح کنم. کاش که گوش بدهند. و خوبها را عمل کنند. «پیشنهادها» به نظرتان امثال سوالات 14588 نشان از این نمیده که نیاز هست یک فهرست موضوعی تهیه بشه؟ دوستان که بعضیاشون بسیار فعالن و بسیار هم مطالعه کردن آثار شما رو. خب اینها همت کنند و فهرست موضوعی تهیه کنند تا هم وقت شما گرفته نشه هم کسی ناراحت نشه. مثل سوال 14588 و چند نمونه دیگه. که احتمال زیاد دوستان ناراحت می شوند. ما که نمی شناسیم چه کسی هستند که سوال می فرستند. ولی این را می دانیم که افرادی که با مباحث شما کار میکنن خیلی روحیه ذوقی و لطیفی دارند. پیشنهاد دیگرم اینه که اگه میشه در برخی مسایل مهم مثل کتب پیشنهادی در موضوعات مختلف (از نظر استاد) یا یادداشت ویژه تهیه شود. یا نظر استاد رو بنویسند به هر نوعی که دوست دارند. مثلا در مورد سیر مطالعاتی فلسفه از نظر استاد (بدایه - نهایه و...) یا مثلا در مورد عرفان (فصوص با شرح استاد یزدان پناه. و...) در مورد سیاست (صحبتهای رهبر و کتب سیاسی رهبر مثلا ) اینهارو یک بار تهیه کنند که دیگر دوباره کاری پیش نیاید و اگر کسی خواست رجوع کند. این خودش از حجم سوالات کم می کند. «انتقادها»: 1. دوستان سایت المیزان سایت را ارتقاء بدهند و قابلیت به آن بیفزایند که استاد راحت تر باشند. 2. استاد! بعضی وقتا شما به دوستان یک ضدحالی می زنید که من وقتی دارم اینجا سوالارو میخونم .سنگینیش رو حس می کنم. البته من کوچیک شمام. ولی حرف رو باید گفت..... . چون از لحاظ روانی (متن) لهجه و گویش نداره طرف سریع ناراحت میشه. حتی ممکنه شما با خنده نوشته باشید متنی را ولی آن طرف چون این را نمی داند ناراحت می شود. 3. در اطلاع رسانی ضعیف هستند دوستان المیزان. کتاب جامع السعادات شروع شده و خیلی ها نمیدونند. 4. استاد! سرتان بسیار شلوغ است درست. سوالات بی ربط می پرسند درست. ولی بعضی از سوالات مربوط هم بعضا جواب داده نمیشه. این بخاطر چیه؟ واس منم پیش اومده. 5. بعضی ها طلبه اند. بعضی ها دانشجو و... . اگر بشه یک یادداشت کوچکی مثل یادداشتی که برای طلاب است برای دانشجویان هم روی سایت باشد چقدر خوب می شود تا آنها هم با سیستم مزخرف دانشگاه بدانند چه کنند. (احساس می کنم شما طلاب رو بیشتر دوست دارید.) خلاصه بیخشید طولانی شد. بنده قصد جسارت نداشتم. قصدم کمک بود و دیگر هیچ. اگر می شود روی سایت قرار بگیرد تا همه ببینند و از پاسخ شما استفاده شود. خداحافظ استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهادهای خوبی است ولی شرایط و امکانات ما چندان نیست. إن‌شاءاللّه آرام‌آرام تاریخِ تحقق این نوع پیشنهادها توسط دوستان فراهم می‌شود. حقیقتاً اگر رفقا سؤال‌های دمِ دستی خود را مطرح نکنند، ما در جواب‌دادن به سؤال‌های جدّی رفقا فرصت بیشتری به خرج می‌دهیم. در مورد طلاب، مشکل موقعیت تاریخی خاصی است که آن عزیزان در آن قرار دارند و لازم است با تأمّل بیشتر این نوع موقعیت تبیین شود وگرنه اگر دانشجویان عزیز هم مباحثی آن‌چنان را به طور مشخص مطرح بفرمایند، بنده در حدّ توان خود در خدمت آن عزیزان هستم. موفق باشید

14426

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: ضمن عرض خدا قوت و خسته نباشید یک سئوال برایم مطرح شده و آن اینکه: من به خانواده سفارش کرده ام که در صورت مرگ مغزی با اهدای اعضای من برای پیوند موافقت نمایند ولی در یکی از پاسخ ها این را دیدم که نفس هنوز از بدن مفارقت نکرده است و با جدا کردن اعضا انگار فرد به قتل می رسد. اگر اینگونه باشد موافقت با این کار ایراد پیدا می کند (لااقل از نظر معرفت نفسی ظاهرا اینگونه هست) ولی به نظر می رسد ملاک عمل ما باید فقهی باشد. در این زمینه فقها چه نظری دارند و ما چه کنیم که از تردید در آییم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بین فقها نیز موضوع متفاوت است از طرفی فقیه وقتی عملی را جایز بداند یعنی این کار حرام نیست ولی آیا از آن جهت که نفس انسان در آن حالت اگر اعضاء‌اش را جدا کنند به زحمت می‌افتد یا نه، موضوع دیگری است. موفق باشید

14148
متن پرسش
سلام استاد: جسارت بنده را ببخشید. درباره نحوه پاسخ به سؤالات عرضی داشتم. حضرتعالی پاسخ را هم به طور شخصی به سؤال کننده ارسال می کنید و هم برای استفاده دیگران در سایت قرار می دهید مگر اینکه شخص خود درخواست کند پاسخ را تنها برای خود او بفرستید. درست است؟ بنده پیشنهاد می دهم به این وجه اخیر این دسته از سؤالات را هم اضافه کنید: سؤالاتی که هیچ فایده ای برای عموم مراجعه کنندگان به سایت ندارد مخصوصا آنهایی که خود حضرتعالی از پاسخ به آن سؤال استنکاف می ورزید مثل کسانی که از شما انتظار تعبیر خواب دارند و .... چون امثال بنده در پاسخهای حضرتعالی دنبال نکات ناب می گردیم تقریبا تمام پرسش و پاسخها را می بینیم. وقتی می بینیم سؤال یک مسئله کاملا شخصی است و شما هم به هر دلیل پاسخ خاصی برای او ندارید هم حجم سؤال و جوابها در سایت بالا می رود و هم وقت ماها گرفته می شود. البته جسارت بنده را ببخشید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته که می‌فرمایید واقعاً یک مشکل است که از طریق بعضی از کاربران محترم به‌خصوص از طریق کاربران جدید پیش می‌آید و به همین جهت مجبوریم مثلاً باز به آن‌ها تذکر داده شود: «بنده تعبیر خواب نمی‌دانم». یا تذکر دهیم: «کار بنده معلمی است، در جواب‌دادنِ به سؤالات عقیدتی و نه مشاوره». رسالتی که سایت «لب المیزان» به عهده دارد فرهنگ‌سازی است ذیل شخصیت إشراقی حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و انقلاب اسلامی. موفق باشید

13978
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت محضر استاد محترم: ما می خواهیم گروهی تشکیل دهیم و با هم یک سیر مطالعاتی منظم درباره حقانیت دین شیعه یا سنی برنامه ریزی کنیم اما نمی دانیم چطوری شروع کنیم؟ چه کتابهایی را در اولویت قرار دهیم؟ و چه بخوانیم؟ از شما خواشمندم که جهت این کار به ما کمک کنید چرا که مدتهاست من این نیاز را در خود احساس می کنم. از مساعدت شما خیلی ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر ابتدا کتاب «بصیرت حضرت فاطمه«سلام‌اللّه‌علیها» را مطالعه کنید و بعد به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» بپردازید؛ و در نهایت به «الغدیر» رجوع کنید؛ بهره‌ی خوبی خواهید گرفت. جناب آقای محمد حسن شفیعی شاهرودی ترجمه و تلخیص خوبی از «الغدیر» کرده‌اند. در ضمن کتاب «آن‌گاه هدایت شدم» از جناب آقای تیجانی به عنوان مقدمه نکات خوبی دارد. موفق باشید

13755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد ارجمند: بنده دختری ۲۲ ساله هستم که بسیار مذهبی و ولایی و انقلابی هستم و همواره سعی دارم پیرو بیانات امام خامنه ای باشم. اخیرا خواستگاری برایم آمده که طلبه است و فرزند یکی از سرداران شهید است و خانواده مذهبی ای هم دارد. خودش هم خیلی از نظر مذهبی دقیق است و با بسیاری از معیار های من تناسب دارد. ولی چند مورد برایم جای تامل است. مهمترین آنها اینکه ایشون از نظر سیاسی با من همراه نیست. من در انتخابات ریاست جمهوری اخیر به آقای جلیلی رای دادم و یا جبهه پایداری موافق تر هستم و اصلا و به هیچ عنوان دل خوشی از آقای روحانی ندارم و خیلی دعا کردم که ایشون انتخاب نشود از وقتی هم که باب مذاکره با آمریکا را باز کرده است همواره خون به جگر بوده ام و خیلی در تلاطم بودم که هر طوری هست به دیگران و کسانی که می توانم بفهمانم که راه و رسم فکری ایشان با اصل و اساس انقلاب دچار تضاد است وقتی به راحتی می گوید امام حسین (ع) با عمر سعد مذاکره کرد! وقتی دین و ایمان مردم را جدای از حکومت می داند و همش بچه مذهبی ها را به بهانه افراطی گری می کوبد. وقتی در سازمان ملل یک کلمه حرف از صهیونیست و خطراتش نمی زند، وقتی خودش در انگلیس و زیر دست اجانب تحصیل کرده و معلوم نیست چقدر از فرهنگ مبارزاتی مردم کوخ نشین فاصله دارد و آیا اصلا انقلاب پابرهنگاني که مایه امید امام بودند را به رسمیت می شناسد یا نه، وقتی آقای ظریف می رود با شیطان بزرگ دست می دهد، با دستی که آلوده به خودن هزاران کودک مسلمان است، این ها بیانگر تفاوت های فکری و عقیدتی بین این دست با اصل انقلاب و رهبری است. هر چند که آقا تا آخرین لحظات هم کسی را نمی رانند و حتی درباره آقای خاتمی هم همان زمان تعابیری از قبیل فاضل و مومن و غیره داشتند چون ایشان معتقد به جذب حداکثری هستند ولی به راحتی می گویند با مذاکره با آمریکا مخالفم. دل خوشی از این قماش نداریم و... خب با این وجود این جناب خواستگار با اینکه حتی به دیده بوسی رهبری هم می رود و حتی اهل کار تبلیغی حوزوی در روستا ها است و می گوید رهبر را قبول دارد ولی می گوید برای رفع مشکلات کشور باید آدم ماهر سر کار باشد و روحانی توانسته تورم را کاش دهد در نتیجه اقتصاد مردم خوب می شود و بنابراین دیگر با نظام مخالفت نمی کنند. و اصل نظام حفظ می شود و دست دادن ظریف را هم توجیه می کند که خب برای اینکه مذاکرات به نتیجه مطلوب تری برای مملکت برسد باید یه سری چیزهایی که متداول روابط دیپلماسی است را رعایت کنند!! من ولی می گویم به قول آقا باید از ظرفیت های داخلی کشور با اقتصاد مقاومتی استفاده کنیم ایشون کلا میگه این اختلاف دیدگاه های سیاسی نباید در زندگی مشترک وارد بشه و اهمیت پیدا کنه ولی به نظر من ما تفاوت عقیدتی داریم نه فقط اختلاف ذائقه های جزيي سیاسی و بنظرم مشکل پیدا خواهیم کرد. مادرم ولی می گوید سختگیری نکن! چون از نظر اعتقادی هم سختگیر تر از معمول هستی اینجور مواردی در این دوره و زمان کم پیدا می شود. تا الان هم خواستگاران زیادی داشته ام ولی هیچ کدام را بدون حجت قطعی رد نکرده ام. بعضی ها هم خودشان من را نپذیرفتند. حالا استاد اگر می شود راهنمایی ام کنید لطفا. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم حرف مادرتان درست است. زیرا اگر کسی در کلّیت نظام در صراط مستقیم باشد، تفاوت‌های فکری و سلیقه‌ای نباید منجر به دوگانگی با این افراد بشود. ملاحظه کردید که رهبری انقلاب، دست‌دادنِ آقای ظریف با اوباما را به صرف این‌که آقای ظریف گفتند اتفاقی بوده؛ حمل بر صحت کردند و از موضوع، عبور نمودند. به نظرم بعضاً رفقای جبهه‌ی پایداری و کیهان در عین دلسوزی، موضوعات را یک‌وجهی می‌نگرند. لذا اگر آن بنده‌ی خدا از نظر سجایای اخلاقی مشکلی ندارد، می‌توانید با او کنار بیایید. موفق باشید

13701
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید ان شاءالله سوالی دیگر از محضرتان دارم. جناب شیخ اکبر که بر این عقیده بودند که آنهایی که جهنمی می شوند به آن عادت می کنند یا به عبارتی اگر آنها را از آنجا بیرون ببرند اذیت می شوند. این را شما در معرفت نفس و حشر در پاورقی آوردید ولی متاسفانه در تایپ اشتباه شده. در جلد 9 اسفار است. در آنجا فرمودید علامه بر این عقیده بودند که ایشان از نظرشان برگشتند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً متوجه فرمایش شما نشدم. ملاصدرا در جلد 9 اسفار، صفحه‌ی 346 به استقبال سخن محی‌الدین رفته و معتقد می‌شود عذاب، دائمی نمی‌باشد و معتقد است از آن‌جایی که قرآن می‌فرماید: «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ» (اعراف/179) به یقین عده‌ی زیادی را برای جهنم آفریدیم. پس ذات عده‌ای برای جهنم است و از این جهت که ذات آن‌ها با جهنم مناسبت دارد نباید جهنم برای آن‌ها آزاردهنده باشد و به همین جهت از درخت زقّوم با ولع می‌خورند. البته ملاصدرا در کتاب «عرشیه» که از آخرین آثار اوست از عقیده‌ی قبلی برمی‌گردد و معتقد می‌شود دار جهنم دار آلام و رنجِ ابدی است. در کتاب «عرشیه» این طور شروع می‌کند: صاحب فتوحات مکیه، ابن عربی، در این باب امعان نظر کرد و در آن کتاب، بحث فراوان نمود و در فصوص گفت: اما دوزخیان، فرجام کار آن‌ها به سوی نعمت است؛ زیرا صورت آتش برای دوزخیان پس از سپری شدن مدت عقوبت، سرد و سلامت می‌شود. «و اما انا و الّذي لاح لى بما انا مشتغل به من الرياضات العلميّة و العمليّة ان دار الجحيم، ليست بدار النعيم و انما هى موضع الألم و المحن و فيها العذاب الدائم، لكن آلامها متفننة متجددة على الاستمرار بلا انقطاع و الجلود فيها متبدلةامّا من، آنچه که برایم با اشتغال به ریاضت‌های علمی و عملی، ظاهر و آشکار شده، این است که دوزخ و سرای جحیم جای نعمت نیست بلکه جای درد و رنج است و در آن، عذاب دائم و همیشگی وجود دارد امّا رنج‌ها و دردهایش گوناگون و نو به نو و در عین حال پیوسته و بدون پایان است. پوست‌ها در آن دگرگون می‌شوند. آن‌جا جای راحتی و آسودگی و رحمت و آرامش نیست؛ زیرا منزلت دوزخ و دار جحیم در آن سرای، همانند منزلت عالم کون و فساد، از این عالم دنیاست.(ملا صدرا، عرشیه، انتشارات مولى، 1361، ص 282.) موفق باشید

13640
متن پرسش
با عرض سلام: در مورد کتاب کامل الزیارات می خواستم ازتون سوال کنم. این کتاب به لحاظ سندی تا چه حد معتبر هست؟ و یک سوال دیگه اینکه آیا اصلا چنین کاری، یعنی اینکه ما بیاییم و احادیث معصومین را صرفا در یک موضوع گردآوری کنیم و کتاب بشود؛ آیا چنین کاری درست هست؟ اصلا چرا خود ائمه چنین اقدامی نکردند؟ آیا ما اجازه چنین کاری را داریم؟ بنده کتاب کامل الزیارات را نخوانده ام. ولی به عینه دیده ام که این کتاب، فارغ از انگیزه مولف آن، به گسترش و بسط عوام زدگی دامن زده و می زند. چرا که این نحوه گردآوری احادیث معصومین که تنها به یک یا چند موضوع مورد اشاره آنها می پردازد؛ باعث می شود که خواسته یا ناخواسته احادیث دیگر آنها به حاشیه برود. مخصوصا در زمانه ما که کم توجهی به جنبه های معرفتی دین، حقیقتا خسارت های زیادی را به بار آورده است. در چنین فضایی که تفکر و معرفت به حاشیه رفته است؛ به نظر بنده امثال این کتاب می توانند نقش تخدیری داشته باشند و فرد با دیدن احادیثی که در فضیلت عزاداری و اشک بر اباعبدالله گفته شده، به کل خود را بی نیاز از رجوع به بقیه جنبه های دین می یابد و باعث توقف و رکود شخص در برخی وجوه خاص دین می شود. البته بنده باز هم تاکید می کنم که این کتاب را نخوانده ام و صرفا دارم از روی آثار این کتاب، درباره آن قضاوت می کنم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک کار لازمی است که جناب ابن قولویه انجام داد که پا به پای امام، نحوه‌ی زیارت ائمه را همراه با برکات زیارت آن ذوات مقدس برای ما گزارش کرد. می‌ماند که ما از آن درست استفاده کنیم و هرگز نباید تصور کنیم این کار موجب می‌شود تا ما از بقیه‌ی روایات ائمه محروم شویم. موفق باشید

13373
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و ادب خدمت حضرت عالی: بنده به فضل خدا بعد از اتمام دانشگاه وارد حوزه شده ام و مشغول تحصیل هستم. حقیقتا با اینکه می دانم اکنون باید خوب درس بخوانم تا در آینده مشخص شود که چه وظیفه ای بر عهده ام خواهد آمد ولی چند روزی است که خیلی ذهنم درگیر شده که بالاخره چه کاری در آینده باید انجام دهم (تبلیغ، تالیف، تدریس) و چه مسئولیتی خواهم داشت، هر چند در جزوه ی عالم طلبگی شما خوانده بودم که باید در زمان حال زندگی کرد و انجام وظیفه داشت ولی از طرفی به خودم می گویم شاید باید بدانی که چه کار خواهی کرد تا خود را برای آن آماده تر کنی، حال سوال اینجاست که در این شرایط چه کنم؟ سوال دیگر اینکه احساس می کنم (البته مطمئن نیستم) که بعد از ورود به حوزه برخی از مشکلات اخلاقی ام رو آمده و آشکار شده، در صورتی که قبلا خیلی با آنها درگیر نبودم، به عنوان مثال بنده قبل از ورود به حوزه تقریبا در شرایط مختلف عصبانی نمی شدم ولی بعد از ورود به حوزه یکی دو بار از کوره در رفتم، آیا اصلا این مطلب صحیح است که بعد از ورود به حوزه برخی رذائل اخلاقی آشکار شده اند؟ اگر بلی راهکار مقابله با آنها چیست؟ با تشکر از اینکه زمان ارزشمندتان را به پاسخ سوال ما اختصاص می دهید. ان شاء الله عاقبتتان ختم به خیر شود.
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فعلاً مشغول دروس رسمی حوزه باشید و پس از حضور در درس خارج، افق برایتان روشن می‌شود. زیرا در هرحال با سرمایه‌ی همین دروس رسمی است که هرکاری را طلبه بخواهد انجام بدهد، می‌تواند انجام دهد 2- شیطان خودش در مقابل خدا ادعا کرده است: «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ»(16/ اعراف) حتماً در مسیری که به سوی تو ختم می‌شود می‌نشینم. تا مانع سیر انسان به سوی حق شود و در همین رابطه احوالات خود را بپایید. این نشان می‌دهد راهی که انتخاب کرده‌اید، راهِ حقی است و لذا بیشتر از حدّ معمول باید در حفظ خود بکوشید. موفق باشید

12849
متن پرسش
سلام: استاد عزیز در یکی از صحبت های امام خامنه ای هست که می فرمایند جوان با همه خوبی هایی که دارد یک بدی دارد و آن این است که ثبات قدم ندارد. بنده این را در درون خودم زیاد می بینم اما بنده دوستانی دارم که با وجود جوان بودن ثبات قدم فوق العاده ای دارند، مثلا بنده چند روز به شدت در نگاه به نامحرم خودم را کنترل می کنم و چند روز نمی توانم این کار را بکنم. چند روز نماز اول وقت در دستور کارم است چند روز هر وقت شد می خوانم. اما دوستانی دارم که همیشه آنها را در ثبات شخصیتی اسلامی و رعایت حرام و حلال می بینم. می خواهم بدانم به نظر شما نقاط قوت آنها چیست که ثبات دارند و نقاط ضعف بنده چیست که بی ثباتم و اینکه چگونه می شود ثابت قدم بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید متوجه سنت‌ها و حقایق پایدار عالم شد تا از لحظه‌گرایی آزاد گشت. کتاب «فرزندم؛ این‌‌چنین باید بود» و کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» إن‌شاءاللّه در این مورد کمک می‌کند. موفق باشید

12321

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد بنده چون زیاد به خدا امیدوارم راحت گناه کبیره می کنم و بعدش پشیمون میشم و چون به بخشنده بودن خدا یقین دارم از خدا طلب مغفرت می کنم و از خدا میخوام که به من کمک کنه که دیگه گناه نکنم اما نمیدونم چی میشه که دوباره تو موقعیت گناه که قرار می گیرم هرچی به خودم نهیب میزنم بازم زور گناه میچربه و از طرفی چون بیش از حد به بخشندگی خدا امیدوارم راحت گناه می کنم. استاد از این وضع خسته شدم، دلم میخواد دیگه گناه نکنم، فکر می کنم دیدم به بخشندگی خدا غیر واقعیه و مکر شیطانه که من اینجوری فکر می کنم، لطفا دید من رو نسبت به گناه و آثار گناه با توضیحاتتون عوض کنید، خدا میدونه که از چه چیزهایی به واسطه گناه محروم شدم و خودم خبر ندارم، لطفا کمکم کنید و مسیر و دید درست رو به من نشون بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید حدّاقل مشکلی که در این رابطه برایتان پیش می‌آید عقب‌افتادن از عالَمی است که می‌توانید در آن عالَم در مقام سکینه و طمأنینه قرار گیرید و فوق این لذت‌ها با لذاتی غیر قابل توصیف زندگی کنید. موفق باشید

12151
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: پسر من در ترم چهارم دانشگاه مشغول به تحصیل است و به دختری علاقه مند شده و می خواهد با او ارتباط برقرار کند برای همین با من مشورت کرد و من او را از این کار نهی کردم اما او گفت در دانشگاه ما بچه های مذهبی هم این ارتباط ها را به شکلی کنترل شده تجربه می کنند و کاملا عادی است. من به او گفتم اسلام به شما اجازه نمی دهد همین و بس! و او ضمن صحبتهایی که مطرح کرد و اینکه این علاقه مندی برایش درگیری فکری شدید ایجاد کرده و به روند تحصیلیش لطمه زده و از طرفی از من پرسید مرز اسلام در اینگونه ارتباطات کجاست؟ و گفت من نمی توانم قبول کنم که خدایی که ما را آفریده و خودش به ما قلب داده هیچ راهی برای این نوع ارتباط نگذاشته باشد و گفت من می خواهم با رعایت حد و مرز دینی وارد این ارتباط شوم و با کمی تامل مادر حد و مرز دین کجاست؟ حال من از شما استاد عزیز یاری می طلبم برای پاسخ دادن به جوان دلباخته ام یاریم دهید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند علاقه به جنس مخالف را در انسان قرار داده تا خانواده شکل بگیرد و چنانچه دختر و پسر جهت تشکیل خانواده با یکدیگر صحبت کنند از نظر شرعی در آن حدّ مجازاند، ولی صحبت با نامحرم به خودی خود شرعی نیست و موجب از بین‌رفتن روح ایمانی انسان می‌گردد. موفق باشید

نمایش چاپی