باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید به روانکاوان رجوع کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً از هایدگر عبور کرده است و به حضرت روح اللّه«رضواناللّهتعالیعلیه» رسیده است. ولی عبور از هایدگر به آن معنا نیست که دائم متذکر تذکرات او نباشد. هایدگر همواره معلم بزرگ سؤال از متافیزیک خواهد ماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آرامآرام و پس از سالها، در فصّ یوسفی مطلب را نیابید، به نظرم به هیچ وجه سخن محیالدین را در این رابطه نخواهید گرفت. در این موارد تنها انتظار، کارساز است تا وقتی بدان رسیدید ندا سر دهید: «چون یافتمت جانان / بشناختمت جانان». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنایی است که در جواب سؤال شمارهی 14174 عرض شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب خواجه عبداللّه انصاری میگوید: «حال» از جلوات شهود الهی است در دیدن حقایق، و راهِ باقیماندن آن «شهودُ الحقيقةِ لا كسباً، و رفضُ الدَعْوَى لا علماً، و البقاءُ مع نورِ اليقظةِ لا تَحَفُّظاً.»
استقامت احوال، استقامت در شهود حقیقی است که کسباً بهدست نیامده و سعی کند آن شهود و آن برق بماند و یا لااقل زود نرود و نیز در استقامت احوال ادعا را بردارد ولی نه به صورت علمی. طوری شود که از حالش بجوشد که ادعا نکند و به حسب حال رفض ادعا کند و نیز در استقامت احوال بر نور یقظه باقی باشد ولی نه از سر تکلّف بلکه به اقتضای همان حال. رویکرد سالک باید در این مرتبه چنین باشد که حال را که شهود حقیقت است و به سراغ او آمده حفظ کند، و در ادامهی این استقامت در آن حالِ خوش معنوی، نظر به خود نداشته باشد تا دعوی نقشداشتن در این امر بکند و این غیر از آن است که از نظر علمی خود را متذکر کند که همهچیز از آن خدا است و من هیچکارهام. در حضوری قرار گیرد که «إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّه»(آلعمران/154) و در ادامه باقی بماند به آن نور یقظه که در ابتدا بدان منور شد و از این طریق خود را از هر غفلتی محفوظ بدارد. البته به وقتش این موضوعات بیشتر روشن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! عقل ارسطویی یک نوع عقل است و نمیتواند متوجه همهی ابعاد حقیقت شود، همانطور که عقل ریاضی تنها در حوزهی کمیّتها میتواند نظر بدهد. عقلی که بتواند إشراق را بفهمد، عقلِ منوّر به قلب است یعنی عقل فطری، که قرآن تحت عنوان «قلوبٌ یعقلونِ بها» از آن یاد میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هنوز هم تفکر آقای احمدینژاد را از جنس انقلاب میدانم و معتقدم دشمنان انقلاب اسلامی به همان اندازه که با انقلاب مخالفند، با آقای احمدینژاد نیز مخالفند. و نیز معتقدم به آقای احمدینژاد ظلم شده است، چه در زمان ریاست جمهوری ایشان و چه در این زمان که دولت یازدهم میداندارِ امور اجرایی است که عملاً ظلم مضاعفی با قلب واقعیت به ایشان شده است، و این غیر از ضعفهای شخصی ایشان است که روحیهی تکروی بر نگاه جمعی بر ایشان غلبه دارد و این غیر از ضعفی است که جریان اصولگرا در عدم تعامل با ایشان از خود نشان داد و همهی اینها حکایت از آن دارد که هنوز ما زیرساختهای فکری و فرهنگی عبور از جبههی غربگرایِ انقلاب را در خود شکل ندادهایم. با اینهمه به نظرم نباید ذهن خود را مشغول چیزی بکنیم که نه به دار است و نه به بار، و خودِ آقای احمدینژاد بنای کاندیداشدن ندارند، البته بنده فکر میکنم بهتر است آقای احمدینژاد خودشان هم وارد عرصهی کاندیداشدن برای رئیس جمهوری نشوند. و مطمئن باشید شرایط روز به روز برای نمایاندن هرچه بیشتر حقانیت ایشان فراهم خواهد شد، چه بهتر به احمدینژادی فکر کنیم که تعالییافتهی تاریخ گذشتهی ما باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «ای لقاء تو جواب هر سؤال/ مشکل از تو حل شود بیقیل و قال». واقعاً نهتنها از طریق وجود مقدس امام زمان«عجلاللّهتعالیفرجه» همهی مشکلات بشر حلّ میشود، حتی با وجود نایب آن حضرت نیز چنین بهرهای به جامعه میرسد. آری همانطور که در جواب سؤال شمارهی 11818 عرض شد وقتی در جامعه گرفتار سیاستزدگی باشیم تفکرکردن بر روی موضوعات به حاشیه میرود و تنها یا باید طرفدار این طرف باشید یا طرفدار آن طرف، گویا نمیشود فکر کرد و گفت جایگاه تاریخی آن بیانیه یک بحث است، و محتوای آن بحث دیگر، و تقابل عمل استکبار با آن بیانیه بحث سوم. که رهبری عزیز در دو موضوع دوم و سوم راهنماییهای ارزشمندی کردند در حدّی که گویا خود ایشان هم صلاح ندیدند به عقبنشینی غرب نسبت به مواضع بر حق ما نیز اشاره کنند، در حالیکه این مواضع بر حق مربوط به دولت خاصی نیست که نظر به آنها صرفاً موجب طرفداری از دولت به حساب آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اگر فرصت کار فرهنگی برای یک خانم متدیّن و متعهد در میان است، و از طرفی در مدتی که مشغول کار فرهنگی در بیرون خانه است، یک نفر خانم قابل اعتماد را برای نگهداری فرزندانش بگیرد. این کار را باید بکند. نه اینکه خانمها خود را مشغول کارهای عادی که مردان هم میتوانند انجام دهند، بنمایند و فرزندانشان را به مهدهایی بفرستند که به قول شما همهی زحمات پدر و مادر فرزندان را از بین میبرند. موفق باشید
