بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14170
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد مهربان: لطفا این جمله حضرت علامه حسن زاده را اندکی شرح دهید: (غضب و انتقام نیز از عین رحمت اوست زیرا اکثر اهل عالم به سبب غضب و انتقام به کمالی که برایشان مقدر شده می رسند اگر چه ملایم طبعشان نباشد.) سدره المنتهی فی تفسیر قرآن المصطفی. چرا رسیدن به غضب را کمال مقدر می نامند چگونه تقدیری است؟ و اساسا چرا غضب را از عین رحمت می دانند آری اگر مجرمی زودتر از دنیا برود برایش رحمت است چون از میزان گناه او کم می شود ولی نفس گرفتاری در عذاب را چگونه رحمت بدانیم؟ 2. در رابطه با ایمان فرعون در همان کتاب حضرت علامه ظاهرا از قول ابن عربی آورده است: «فقبضه طاهرا مطهرا لیس فیه شی من الخبث لانه عند ایمانه قبل ان یکتسب شیئا من الاثام و الاسلام یجب ما قلبه و جعله آیه علی عنایه سبحانه بمن شاء حتی لا ییاس احد من رحمه الله ..... فلو کان فرعون ممن آیس ممن ما بادر الی الایمان.....» و در توضیح خودش هم تایید فرموده است با توجه به سخن جنابعالی که ایمان فرعون را غیر قابل قبول فرمودید پس مبنای حرف این بزرگان چیست و آیا این دلیل که چون فرعون ادعای ایمان کرد پس جزء کفار که آیس از رحمت خداوندند نبوده است زیرا کافر هیچ گاه طلب رحمت از خدا نمی کند و لو این که هزار بار در دریا غرق شود چنانچه ابوجهل در زمان قتل خود گفت من در این حال نیز از مخالفت محمد (ص) پشیمان نیستم درست است؟ پس آنها هم که در قیامت رب ارجعون می گویند بشرح ایضا و اساسا اکثری آدمها در حال معاینه و سکرات به خاطر دیدن حقایق و چشیدن سکرات ایمان می آورند و آنگاه آیا این مطب با مطلب نخست که فرمودند اکثریت انسانها به غضب دچار می شوند تضاد ندارد؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: غضب بر کسی جاری می‌شود که امکان رسیدن به کمالات الهیه در او باشد و او نسبت به جذب آن کمالات، کاهلی کرده باشد و لذا با نظر به کمالی که می‌توانسته است به‌دست آورد به او غضب می‌کنند تا به وَجه کمالیش برگردد و از این جهت، غضب نیز ذیل رحمت الهی به‌ صحنه می‌آید. می‌ماند بحثی که محی‌الدین در فصّ اسماعیلی پیش می‌کشد در رابطه با «عَذْب» و گواراشدنِ عذاب، که در این مورد اختلاف نظر هست.[1]  2- آیات مربوط به فرعون در حالی‌که داشت غرق می‌شد موجب تفاوت نظر در مورد ایمان فرعون شده است که گفت: «آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ»(یونس/90)‏ در حالی‌که خداوند در جواب او فرمود: « آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدينَ (91) . و این نشان می‌دهد که فرصتِ ایمان گذشته است. موفق باشید

 

 


[1] - محی‌الدین می‌گوید بعد از آن‌که اسم منتقم کار خود را کرد، عذابِ حسّی مثل دردناک‌بودن مار و عقرب قطع می‌شود، ولی عذاب نفسی ابدی است. می‌گوید اهل جهنم در شرایط «لا یَمُوتُ و لا یَحْیی» قرار می‌گیرند و مثل کسی که در اثر درد شدید غش می‌کند دیگر احساس درد را ندارند و در همین حدّ یک نوع نعمت برای آن‌ها محسوب می‌شود، هرچند از آتش خارج نمی‌شوند. می‌گوید: «لأنَّهم لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْ النّار ابداً» ولی تخدیری در حسّ آن‌ها پدید می‌آید که اَلَمِ موجود در آتش را احساس نمی‌کنند و حتی گاهی برای بعضی از آن‌ها یک نعیم خیالی پدید می‌آید، «نعیماً خیالیا» مثل خواب‌دیدن کسی که در حالت بیداری در سختی است ولی در خواب شرایط دیگری را خواب می‌بیند.

می‌گوید در قرآن اگر عذاب الیم فرموده با خالدبودن همراه نیاورده تا معلوم شود عذاب تا آخر با دردناک‌بودن همراه است و تبدیل به عَذْب نمی‌شود، هرچند آن کسی که چرک و خون می‌خورد و به آن عادت می‌کند، غیر از آن کسی است که از نعمت‌های بهشتی لذّت می‌برد. ولی اهل نار بعد از آن‌که از خروج از نار مأیوس شدند مزاج‌شان مناسب عذاب می‌شود و دردشان با نوعی لذّت آمیخته می‌گردد و این همان مآل إلی الرحمه است(فصّ هودی).

ملاصدرا در جلد 9 اسفار، صفحه‌ی 346 به استقبال سخن محی‌الدین رفته و معتقد می‌شود عذاب، دائمی نمی‌باشد و معتقد است از آن‌جایی که قرآن می‌فرماید: «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ»(اعراف/179) به یقین عده‌ی زیادی را برای جهنم آفریدیم. پس ذات عده‌ای برای جهنم است و از این جهت که ذات آن‌ها با جهنم مناسبت دارد نباید جهنم برای آن‌ها آزاردهنده باشد و به همین جهت از درخت زقّوم با ولع می‌خورند. البته ملاصدرا در کتاب «عرشیه» که از آخرین آثار اوست از عقیده‌ی قبلی برمی‌گردد و معتقد می‌شود دار جهنم دار آلام و رنجِ ابدی است. در کتاب «عرشیه» این طور شروع می‌کند: صاحب فتوحات مکیه، ابن عربی، در این باب امعان نظر کرد و در آن کتاب، بحث فراوان نمود و در فصوص گفت: اما دوزخیان، فرجام کار آن‌ها به سوی نعمت است؛ زیرا صورت آتش برای دوزخیان پس از سپری شدن مدت عقوبت، سرد و سلامت می‌شود. «و اما انا و الّذي لاح لى بما انا مشتغل به من الرياضات العلميّة و العمليّة ان دار الجحيم، ليست بدار النعيم و انما هى موضع الألم و المحن و فيها العذاب الدائم، لكن آلامها متفننة متجددة على الاستمرار بلا انقطاع و الجلود فيها متبدلة.» امّا من، آنچه که برایم با اشتغال به ریاضت‌های علمی و عملی، ظاهر و آشکار شده، این است که دوزخ و سرای جحیم جای نعمت نیست بلکه جای درد و رنج است و در آن، عذاب دائم و همیشگی وجود دارد امّا رنج‌ها و دردهایش گوناگون و نو به نو و در عین حال پیوسته و بدون پایان است. پوست‌ها در آن دگرگون می‌شوند. آن‌جا جای راحتی و آسودگی و رحمت و آرامش نیست؛ زیرا منزلت دوزخ و دار جحیم در آن سرای، همانند منزلت عالم کون و فساد، از این عالم دنیاست.(ملا صدرا، عرشیه، انتشارات مولى، 1361، ص 282.)

علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» پس از بحث بر روی آیات 163 تا 167 سوره‌ی بقره، بحثی را در همین رابطه به میان می‌کشند  و می‌فرمایند:

«این مسئله مطرح است كه آيا عذاب قيامت انقطاع مى‏پذيرد و يا خالد و جاودانه است، مسئله‏اى است كه نظريه علماى اهل بحث در آن مختلف است، هم از نظر ادله‌ی عقلى و هم از جهت ظواهر لفظى. و آنچه در اين باره مي‌توان گفت، اين است كه از جهت ظواهر لفظى، بايد دانست كه كتاب خدا نص است در خلود و جاودانگى و مى‏فرمايد: «وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنَ النَّارِ»، ايشان به هيچ وجه از آتش بيرون نخواهند شد، و سنت از طرق ائمه‌ی اهل بيتh نيز آن قدر زياد است كه به اصطلاح به حد استفاضه رسيده.

   از جهت عقل، باید گفت: نعمت و عذابِ عقلى كه عارض بر نفس مى‏شوند، به خاطر تجردش و تخلقش به اخلاق و ملكات فاضله يا رذيله و يا به خاطر احوال خوب و بدى كه كسب كرده. اين احوال و ملكات در نفس، صورتى نيكو و يا قبيح ايجاد مى‏كند كه نفسِ سعيده از آن صورتِ نيكو متنعم، و نفسِ شقي از آن صورتِ قبيح متألم مي‌شود. و در صورتى كه اين صورت‌ها در نفس رسوخ نكرده باشد و صورى ناسازگار با ذات نفس باشد، به زودى زايل مى‏گردد، براى اين‌كه عقل براى ناسازگارى دوام و اكثريت نمى‏بيند و قسر، فشار، زور و ناسازگارى محكوم به زوال است (پس اگر ذات نفس سعيده باشد، صورت‌هاى رذيله و زشت دير يا زود از آن زايل مى‏گردد و اگر ذات نفس شقی باشد، صورت‌هاى نيكو و جميل كه در آن نقش بسته، به زودى زايل مي‌شود). و نفس خودش مي‌ماند و آن سعادت و شقاوت ذاتي‌ا‌ش، پس اگر نفس مؤمن به خاطر گناهانى صورت‌هاى زشتى به خود گرفت، سرانجام آن صورت‌ها از بين مى‏رود، چون با ذات نفس سازگار نيست هم‌چنان كه نفسِ كافر كه ذاتاً شقى است، اگر به خاطر تكرار كارهاي صالح صور حسنه‏اى به خود گرفت، آن صور بالأخره از نفس زايل مي‌شود، چون محيط نفس با آن سازگار نيست و همه‌ی اين مطالب  روشن است.  و اما در صورتى كه صورت‌هاى عارضه بر نفس، در نفس رسوخ كرده باشد، و در نتيجه صورت جديدى و نوعيت تازه‏اى به نفس داده باشد، مثلاً او را كه انسان بود و داراى صورت انسانيه بود، بخيل كند كه چنين انسانى يك نوع جديدى از انسانيت است، همان‌طور كه ناطقه وقتى با جنس حيوان ضميمه شود يك نوع حيوان درست مى‏كند كه نامش انسان است  و اين هم معلوم است كه اين نوع يعنى انسان، نوعى است مجرد در نفس، و موجود مجرد دائمى الوجود است؛ در نتيجه هر گناهى كه از او صادر شود، در صورتى كه نفس او سعيده باشد و با گناه سنخيت نداشته باشد و خلاصه عوامل خارجى گناه را به گردنش گذاشته باشد، در چنين صورتى وبال و عذاب آن گناهان را مى‏چشد و پاك مي‌شود، و از عذاب نجات مى‏يابد و در صورتى كه نفس او شقى باشد و با گناه سنخيت داشته باشد در اين صورت هرچند كه هرچه از چنين نفسى سر مى‏زند به اذن خدا است و ليكن از آن‌جا كه گناهان بدون قسر و فشار از او سر مى‏زند، چون نفس او نفسى گناه دوست است، لذا چنين نفسى دائماً در عذاب خواهد ماند. و مَثَل چنين انسانى كه دائماً گرفتار و معذّب به لوازم ملكات خويش است به وجهى مثل كسى است كه به مرض ماليخوليا و يا مرض كابوس دائمى مبتلا شده كه دائماً صورت‌هايى هول‌انگيز و وحشت‏آور و زشت از قوه‌ی خياليه‏اش سر مى‏زند، چنين كسى همواره از آن صورت‌ها فرار مى‏كند و با آن‌ها در جنگ و ستيز و بالأخره در عذاب است، با اين‌كه خود او اين صورت‌ها را درست مي‌كند و صدور آن از نفسش به قسر قاسر و به فشارى از خارج نيست، و كسى اين صورت‌ها را در نفس او مجسم نكرده، بلكه كار، كار نفس خود او است، ولكن هر چه باشد بالأخره از آن صورت‌ها رنج مى‏برد و از آن صورت‌ها مى‏گريزد و مگر عذاب، غير آن چيزى است كه انسان قبل از ابتلاء بدان از آن مي‌گريزد؟ و بعد ازآن‌كه بدان مبتلا شد، در جستجوى خلاصى از آن بر مى‏آيد؟ و اين تعريف و مثال بر آن امور زشت و صورت‌هاى غير جميل كه انسان شقى در دار آخرتش با آن‌ها روبه‌رو مي‌شود، صدق مى‏كند، پس معلوم شد كه عذاب جاودانه و انقطاع‌ناپذير، از انسان شقى، خود شقاوت و بدبختى ذاتى او است، و قاسرى و خلاصه كسى او را بدان مبتلا نكرده است. حال كه مسئله‌ی خلود در عذاب‏ برايت روشن گرديد، اينك اشكال‌هايى كه به آن كرده‏اند از نظرت مى‏گذرد، آن وقت خواهى ديد كه تا چه حد فاسد و بى‌پايه است.

اشكال اول اين‌كه؛ خداى سبحان با اين‌كه داراى رحمت واسعه است، چگونه رحمتش اجازه مي‌دهد كسى را بيافريند كه بازگشت او به سوى عذاب دائم باشد، عذابى كه هيچ موجودى تاب تحمل آن را ندارد.

دوم اين‌كه؛ عذاب وقتى عذاب است كه با طبع معذب سازگار نباشد و يا به عبارت علمى قسرى و غير طبيعى باشد و در جاى خود مسلم شده، كه قسر دوام ندارد، پس چگونه عذاب دائمى تصور مي‌شود؟

سوم اين‌كه؛ بنده‌ی خدا هر گناهى هم كه كرده باشد، بالأخره پایان داشت، مثلاً هفتاد سال گناه كرد، چرا بايد تا ابد معذب باشد؟ و آيا اين ظلم نيست؟

چهارم اين‌كه؛ افراد شقى هم همان دخالت و تأثير را در نظام تكوين دارند كه افراد سعيد دارند، و خدمتى كه آنان به اين نظام كرده و مى‏كنند، از خدمت افراد سعيد كم‌تر نيست، چون اگر نيك بنگرى زمينه‌ی سعادت افراد سعيد را همين اشقيا فراهم نموده و مى‏نمايند، پس ديگر چرا بايد در عذاب دائمى معذب باشند؟

پنجم اين‌كه؛ عذاب هر متخلف و نافرمانبر به طور كلى براى اين است كه عذاب‌كننده آن نقصى را كه به وسيله‌ی نافرمانى متخلف و ظالم متوجه او شده، جبران كند، كه اين جبران را به عبارتى كوتاه‏تر انتقام هم مى‏گوييم، و انتقام از خداى تعالى تصور ندارد، چون عصيان و نافرمانى بنده، نقصى بر او و بر مقام ربوبى او وارد نمى‏كند تا بخواهد با عذاب‌كردن عاصى، آن را جبران نمايد، و اين اشكال تنها مربوط به عذاب دائم نيست بلكه به عذاب موقت نيز متوجه مي‌شود، چيزى كه هست در عذاب دائم بيشتر وارد است.

اين بود آن اشكال‏ها كه بر عذاب خالد كرده‏اند، البته اشكال‌هاى ديگرى نظير اين‌ها كرده‏اند، و خواننده‌ی عزيز اگر آن طور كه بايد به معناى بيانى كه ما در باره‌ی خود در عذاب كرديم، احاطه پيدا كند، خواهد ديد كه اين اشكال‌ها از اصل ساقط است، براى اين‌كه گفتيم: عذاب خالد اثر و خاصيت آن صورت نوعيه شقاوت‌بارى است كه نفسِ انسان شقى به خود گرفته، اين نوع انسان هم نمي‌تواند نوع ديگرى شود، چون تصور و گفتگوى ما از چنين نفسى بعد از آن است كه نخست به اختيار خود گناهانى مرتكب شد و سپس به دنبال آن گناهان احوالى پى در پى در نفس او پديد آمد، و به دنبالش استعداد شديدى در ذات نفس پيدا شد. و همين شدت‌يافتن استعداد نفس، علتى است كه در تمامى حوادث باعث مي‌شود صورتى متناسب با آن استعداد در نفس پديد بياورد. در نتيجه همان‌طور كه بعد از انسان‌شدن نان و گوشت و ميوه و عناصر و مواد ديگرى كه انسان مركب از آن است، ديگر صحيح نيست بپرسيم چرا اين مركب شعور پيدا كرده و چرا فكر دارد و چرا و چرا و صدها چراى ديگر، براى اين‌كه پاسخ به همه‌ی اين سؤالات يك كلمه است، و آن اين است كه چون انسان شده، همچنين در مورد بحث ما، صحيح نيست بپرسيم چرا شقاوت دست از يقه او بر نمي‌دارد و دائماً آثار شقاوت از آن سر مى‏زند؟ كه يكى از آن آثار، عذاب جاودانه است، چون جواب همه‌ی اين‌ها اين است كه چون او به دست خود و به اختيار خود، خود را شقى ساخت، يعنى انسانى خاص كرد كه شقاوت، لازمه‌ی وجود او است».[1]

در رابطه با این‌که خداوند به وعده‌ی خود عمل می‌کند ولی آن‌طور نیست که حتماً به وعیدی که می‌دهد عمل کند، حضرت صادقu می‌فرمایند: «مَنْ وَعَدَهُ اللَّهُ عَلَى عَمَلٍ ثَوَاباً فَهُوَ مُنْجِزٌ لَهُ وَ مَنْ أَوْعَدَهُ عَلَى عَمَلٍ عِقَاباً فَهُوَ فِيهِ بِالْخِيَار»؛ كسى را كه خدا وعده‏ى پاداش در كردارى دهد آن پاداش برايش ثابت است و كسى را كه خدا وعده‏ى بر مجازات دهد او مختار است كه اگر بخواهد عوض كند.(بحارالأنوار، ج 74، ص 154)

جناب حجت‌الاسلام آقای یزدان‌پناه در جمع‌بندی این بحث چنین می‌فرمایند که در اسماء الهی در جمع، اسماء خیر می‌چربد و از طرفی حدیث  «سَبَقَتْ رَحْمَتِي غَضَبِي» جدّی است و امیرالمؤمنینu نیز در دعای کمیل با اعتقاد به رحمت الهی عرضه می‌دارند: «فَبِالْيَقِينِ أَقْطَعُ لَوْ لَا مَا حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِيبِ جَاحِدِيكَ وَ قَضَيْتَ بِهِ مِنْ إِخْلَادِ مُعَانِدِيكَ لَجَعَلْتَ‏ النَّارَ كُلَّهَا بَرْداً وَ سَلَاماً وَ مَا كَانَ‏[1] لِأَحَدٍ فِيهَا مَقَرّاً وَ لَا مُقَاماً لَكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ أَقْسَمْتَ أَنْ تَمْلَأَهَا مِنَ الْكَافِرِينَ‏ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ‏ وَ أَنْ تُخَلِّدَ فِيهَا الْمُعَانِدِين‏».

و از آن‌جایی از نظر عقلی و عرفانی در نظام اَحسن خیر کثیر است و شرّ قلیل، می‌توان گفت در عین عذاب یک نوع لذّت هم باید در میان باشد. زیرا هرچیزی که ملکه‌ی جان انسان شد چنانچه ملکه‌ی دیگری مقابل آن نباشد، آن ملکه کار خود را می‌کند و صورت برزخی و قیامتی خود را همراه دارد و از این جهت می‌توان گفت چگونگی جهنم به حسب افراد و استعدادهای آن‌ها است به طوری که ائمه‌ی کفر تا آخر در رنج و اَلَم هستند در عین لذّات خاص خود از آن عذاب. مثل آن‌که در خبر داریم وقتی ابوجهل در جهنم است با عبور رسول خداf از کنار جهنم نسیمی خنک به جهنم و جهنمیان می‌رسد، وقتی ابوجهل می‌فهمد این راحتی به جهت عبور رسول خداf است از غضبی که دارد می‌گوید جلو این نسیم را ببندید، با این‌که در حال عذاب است ولی لذّت باقی‌ماندن در آن عذاب نسبت به راحتی نسیمی که عبور رسول خداf برای او آورده، برایش بهتر است. همه‌ی کفار در جهنم در یک حدّ نیستند، بعضی قطع رنج دارند که همین برای آن‌ها یک نوع رحمت است و بعضی نه‌تنها قطع رنج دارند بلکه عذاب آن‌ها به عَذْب تبدیل می‌شود زیرا در دنیا در عین کفر دارای صفات حسنه‌ای مثل سخاوت بوده‌اند.

جناب حجت‌الاسلام استاد یزدان‌پناه، نظر استادشان آیت‌اللّه حسن‌زاده را نیز این‌طور بیان می‌کنند که خلود در عذاب هست، ولی چون به آن خو می‌کنند آن عذاب از رنج‌آوربودن در می‌آید. می‌فرمایند ظاهراً شریعت این موضوع را سربسته گذارده و به اعلام همان عذابی که سال‌های متمادی برای اهل جهنم هست بسنده کرده و اگر هم عذاب در نهایت همراه با رنج و درد نباشد همان قبح منظری که جهنمی‌ها دارند که با خوردن غساق همراه است، سر جای خود محفوظ است.

آیت‌اللّه جوادی معتقدند مسئله‌ی ابدیت عذاب بدون شناخت انسان میسر نیست و اگر انسان یک گوهر داشته باشد آن وقت می‌توان بحث کرد آیا این عوارض در جهنم عارض بر جان انسان شده یا همسنخ انسان است و اگر همسنخ انسان است دیگر عذاب نیست و اگر همسنخ انسان نیست ابدی نیست. ولی وقتی انسان دارای یک گوهر نبود و دارای فطرت و طبیعت بود موضوع متفاوت می‌شود بدین معنا که فطرت او آنچه را طبع او به عنوان ملکاتِ خلاف شریعت در خود نهادینه کرده است نمی‌پذیرد و همواره این تضاد که مسخر به انواع عذاب‌های رنج‌آور می‌شود در چنین انسانی باقی است.

 

14137
متن پرسش
به نام خدا با سلام به استاد عزیز: با روشی که در جزوه تفسیر المیزان فرموده بودید کار را شروع کرده ام در مورد سوال ذیل فرمودید گاهی علامه نظری در مورد بعضی از آیات نمی دهند. لطف بفرمایید یک مثال خودتان بزنید با یک آیه که علامه نظر خود را داده باشد. متن سوال قبلی: بنده به لطف خدا و کمک جنابعالی مطالعه تفسیر المیزان را شروع نموده ام با روشی که در جزوه فرمودید اما گاهی برای پیدا کردن نظر علامه دچار مشکل می شوم می خواهم راهنمایی فرمایید. مثلا در آیه 25سوره توبه (لقد نصرکم الله) نظر علامه در متن تفسیر المیزان کدام است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این امور را به عهده‌ی بنده نگذارید. بر فرض که در موردی با ابهام روبه‌رو شوید. آن‌چه را احتمال می‌دهید یادداشت می‌کنید و یک علامت سؤال بر روی آن می‌گذارید، بعداً که بیشتر با روح «المیزان» آشنا شدید، آن ابهامات برطرف می‌شود. موفق باشید

13913

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام: استاد گرامی با توجه به توصیه های اکید حضرتعالی جهت شرکت در مراسم اربعین برای اینجانب و دوستانمان به دلایلی از جمله نداشتن پاسپورد و ویزا و... امکان خروج از کشور را نداریم و احتمال اینکه مانند سال گذشته مرز ها باز گردد ضعیف است. سوال ما از محضرتان این می باشد که آیا با این احتمال ضعیف هم به سمت مرز برویم یا خیر؟ نظر حضرتعالی برای ما حجت است. اگر نتوانستیم برویم هزینه اش را چه کار کنیم که در این اقدام سهیم باشیم. پول هایمان را بدهیم برای کار های فرهنگی یا برویم زیارت امام رضا علیه السلام یا بدهیم فقرا ... تکلیف چیست؟ وضعیت روحی مناسب برای انجام همه کارهای ذکر گردیده وجود دارد اما دل های ما منتظر نظر حضرتعالی گردیده اند و نظر شما برای ما تکلیف است. در پایان توفیقات روز افزون حضرتعالی را از خداوند متعال مسئلت می کنم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر پاسپورت و ویزا ندارید، به مرز تشریف نبرید و اگر امکان زیارت حضرت به طور مستقیم در روز اربعین برایتان فراهم نشد در روز اربعین قبل از ظهر در جایی خلوت به طرف حرم مبارک حضرت قرار بگیرید و زیارت اربعین آن حضرت را بخوانید. موفق باشید

13117
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید مزاحم اوقات شریف شما می شوم. یک سوال درباره فراماسونری دارم. آیا می توان همه کسانی که عضو این تشکیلات بودند یا با آن همکاری داشتند - البته منظور بنده سیدجمال (ره) نیست - انسانهای خائن یا لااقل مظنون به خیانت دانست یا نه گاهی کسانی صرفا برای اینکه فضای بازی برای فعالیتهای سیاسی یا فرهنگی در حکومت پهلوی وجود نداشته است به این تشکیلات روی می آورده اند. به طور خاص نظر حضرتعالی درباره دکتر زرین کوب از این منظر چیست؟ متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه‌اید واقعاً کار مشکلی است که در آن فضا آیا واقعاً امثال آقای زرین‌کوب در مقابل اسلام و در راستای تقویت نظام استکباری عضویت لوژها را پذیرفته‌اند؟ یا در فضای دیگری که ژست فرهنگی فراماسونری اقتضاء می‌کرد، اینان وارد شدند و در همین حدّ باید آن‌ها را خطاکار دانست. موفق باشید

13016
متن پرسش
با عرض سلام و وقت بخیر: خدا داری یعنی چه؟ شما فرمودید خدا دانی مثل آدرسی است که به ما می دهند و راه زندگی ماست و ابزار و اسباب پیمودن راه همان طور که خداوند در سوره کهف می فرمایند عبارت است از: عمل صالح و در عبادت پروردگار هیچ کس را شریک او قرار ندادن و غیر خدا را در زندگی موثر قرار ندادن بعد از ساختن زندگی خود با این اعمال و نگاه ها از کجا بفهمیم که به خدا داری رسیده ایم؟ حتما باید شهود غیب حاصل بشه؟ ۀیا امکان ندارد شهودی غیر الهی برایمان حاصل بشه و ما اشتباه گرفتیم که الهی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که انسان سعی کند با حضور قلب به حضرت حق رجوع نماید، از خدادانی به خداداری سیر خواهد کرد. مباحث کتاب «رسالة الولایه» در این مورد کمک می‌کند إن‌شاءاللّه. موفق باشید

12529

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: چرا دولت احمدی نژاد را بهترین دولت معرفی می کنید. دولتی که هر چند وقت یکبار صدایی از یکجایش در می آید. مگر می شود مردم را با این حرف ها قانع کرد؟ معاونین یکی یکی دارند ناک اوت می شوند. چرا صرفا تفکر را مد نظر قرار می دهید؟ باور کنید این دولت نمی تواند بهترین باشد. در مواردی بهترین است مشخصا بگویید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هرگز نمی‌گویم آن دولت بهترین است، در مقایسه با دولت‌های قبل و بعد چنین عرضی دارم و در این رابطه نظر جنابعالی را به سخنان حضرت آیت اللّه حائری شیرازی در سایت خبری «میدان 72» جلب می‌کنم. موفق باشید

12067
متن پرسش
با سلام: نظر استاد محترم درباره این فرموده ی آیت الله بهجت رحمت الله علیه درباره ی اینکه کسی که مطلق نماز (نه لزوما با حضور قلب) را مقید به خواندن در اول وقت باشد تکوینا به مقامات می رسد چیست؟ آیا افرادی امثال بنده که نه مراقبه ای در چشم و گوش و زبان دارند به صرف عمل به این دستور به مقامات می رسند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که خداوند به جهت اطاعت شما از امر او نور هدایت‌اش را به قلب متجلی می‌کند. موفق باشید

10245
متن پرسش
با سلام خدمت شما و عرض خدا قوت: اولین سوالم این که مدتی مدید است که بی سوال شده ام و آن عطشی که قبلا در یافتن یک عالم و پرسیدن سوالهای متعدد در من بود از بین رفته است. آیا این نشانه ی خوبیست یا ن؟ سوال دو: این که چه نوع تمایلاتی از آن دسته آرزوهایی تلقی می شود که اسلام در قرآن و مکتب اهل بیت (ع) آن را منع نموده و برای انسان مخرب و از حیله های شیطانی بر شمرده؟ یا اینکه این آرزو و انگیزه است که محرک انسان است! افق فکر انسان در مورد آینده و برنامه ها و آرزوهایش تا کجا باید بالا برود و توقعات و خواسته های انسانی کدامش وسوسه ی شیطانی ست و کدام در جهت رشد و تعالی؟ سوال سوم اینکه نیاز به داشتن و ارتباط با یک مرشد را تا چه حد ضروری می دانید؟ اصلا ضرورتی در این امر وجود دارد یا خیر؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بعضاً می‌شود که روح انسان به صورت اجمالی به مراتب مورد نظرش می‌رسد، در این موارد دیگر سؤال ندارد ولی سعی می‌کند با تهذیب نفس آن اجمال به تفصیل در آورد 2- نهایت آرزوی انسان باید قرب الهی باشد و هر مقدمه‌ای که جهت این امر قرار گیرد و موجب بندگی ما باشد الهی است وگرنه شیطانی خواهد بود. در بسیاری موارد بدی یا خوبی کارها بستگی به رویکر انسان دارد. موفق باشید
7963

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم شما در بحث مکارم اخلاق فرمودید بهترین رفتار با کسی که غیبت شما را کرده این است که حسن اخلاقش را به دیگران بگوییم من اقوامی دارم که به محض روبرو شدن با آنها دچار غیبت می شویم مدام از خانواده همسرمان بد گویی می کنیم بارها به آنها تذکر دوستانه دادم دفاع تا حدودی کردم حتی به دروغ به آنها گفتم که خانواده همسرم از شما تعریف می کنند اما خودم هم دچار غیبت می شوم رابطه ما شاید در سال در جمع به 3 یا 4 شب برسد ولی همین برای یک سال کافیست بفرمایید بهترین راه مقابله با غیبت که دچار آن نشویم چیست ؟ممنون
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حرف همان است که حضرت سجاد«علیه‌السلام» در دعای مکارم‌الأخلاق فرمودند و شما متذکر شدید. در هرحال شما نباید غیبت کنید و به غیبت دامن بزنید. موفق باشید
3269
متن پرسش
با سلام با توجه به بی عدالتی ها و پارتی بازیهای که در حکومت انجام می شود ما چگونه می توانیم یه حکومت اسلامی خودمان ایمان داشته باشیم.مثلا مهدی هاشمی مگر محارب نیست چرا اعدامش نمی کنند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ما به کلیت نظام اسلامی ایمان داریم و می‌دانیم با ادامه‌ی انقلاب می‌توانیم از این مشکلات عبور کنیم، از طرفی به این زودی قضاوت نکنید بگذارید قاضی حکم بدهد. موفق باشید
2308
متن پرسش
باسلام نظرشمادر رابطه با روشن فکری دینی چیست.اگر ریشه ای توضیح دهیدممنون شما هستم.باتشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از مباحث خوب جناب آقای حسن‌پور ازغدی استفاده کنید که تحت همین عنوان بحث کرده‌اند. موفق باشید
1672

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام/آیا میتوان گفت که خدای متعال جهت تسهیل امر دین داری و هدایت انسانها مودت به اهل بیت (ع) را به ما توصیه کرده اند چرا که اساسا کشف حقیقت دین اسلام به جامعیت با توجه به محدودیت های تکوینی عقل انسان بدون حب انسان کامل-البته حب جامعی که شکاف طبیعی نظر و عمل آدمی را پر می کند- امری نشدنی است؟و این مهم-حب اهل بیت -عظیم ترین مظهر ربوبی حضرت الله است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده کاملا با این نظر موافق هستم، حقیقتا موضوع از همین قرار است. موفق باشید.
1035

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا و با سلام استاد مکرم؛تاکنون برای کنترل خیال و راهکار عملی برای دستیابی به این موضوع ، به نتیجه ای نرسیده ام.حال آنکه طمئنم یکی از بزرگترین مشکل من در مطالعه همین عدم کنترل خیال است.لطفا مثل همیشه راهنمایی بفرمایید چگونه میتوان به این مهم دست یافت؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بنده کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را در جواب همین سؤال شما تنظیم کردم. موفق باشید
26107
متن پرسش

با سلام و تسلیت: ببخشید یک سوال؟ با توجه به اینکه الان ایام امتحانات است و طلاب هم امتحان دارند و از طرفی تشییع شهید حاج قاسم سلیمانی است. کدام اولویت دارد؟ الان وظیفه ما شرکت و دفاع از سردار امنیت است و هیچ. این درست است؟ یا اینکه استدلال که تشییع شهید آن هم چنین شهید والا یک بار است ولی امتحان بعد هم می شود. یا اینکه مثلا ۸ سال دفاع مقدس کسانی که درس را رها نکردند و به جبهه نرفتند باختند. و دیگر اینکه آیا آنجا که امام در کلاس درس بودند و خبر شهادت حاج آقا مصطفی را به ایشان دادند و ایشان کلاس را ترک نکردند و فرمودند امانت الهی بودند و... آیا این خط به ما می دهد یا ربطی ندارد؟ متشکرم. در این زمینه راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به طور جدّی به درستان لطمه‌ای نخورد، حضور در تشییع بدن مبارک آن مرد الهی، حضور در صحنه‌ای است که ملائکة اللّه به نحو چشم‌گیری در آن‌جا حاضرند و افق‌های نظر به حقایق عوالم بالا را در مقابل جان شما می‌گشایند. موفق باشید

20800
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: اخیرا سخنانی از حضرتعالی در نقد رئیس دولت نهم و دهم منتشر شده است. طبق این نقل، شما از وجود یک دوگانگی نظری بین رهبر انقلاب با رئیس جمهور سابق و بالتبع زاویه گرفتن ایشان از رهبر انقلاب سخن گفته اید و تاکید داشتید: «تا ایشان ذیل زعیم بود خیلی حکیم بود، آمد بیرون شروع به بچه بازی کرد.» حقیر در این زمینه دیدگاهی جزیی داشته و ممنون می شوم نظر خویش را در مورد این دیدگاه اعلام فرمایید؛ دوگانگی نظری بین رئیس دولت نهم و دهم با رهبر انقلاب امری است که مصادیق آن به وضوح دیده می شود. ریشه این دوگانگی، الزاما در شکاف «حق-باطل» نیست بلکه شکافی بین دوگانه «آرمان گرایی- واقع گرایی» است که نمونه های آن در برهه های مختلف عصر غیبت، بین ولی فقیه زمان و چهره های برجسته ای که برخی بعدا خود ولی فقیه شدند دیده می شود. پیش از اسلام نیز در عصر پیامبران اولوالعزم دیده می شود؛ از جمله دوگانگی نظری بین دو پیامبر خدا «موسی - خضر» است که در قرآن کریم به تفصیل به آن پرداخته شده است. نتیجه آنکه، دوگانگی «آرمان گرایی - واقع گرایی» امری غیر عادی نبوده و امروز این دوگانگی در موضوع مدنظر ما در قالب دوگانگی «عدالت - ولایت» بروز و ظهور یافته است. از حسن توجه حضرتعالی سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع حضرت خضر و حضرت موسی«علیهماالسلام» موضوع ِ حضور در دو ساحت است. ولی موضوع حضور ولیّ فقیه زمان با نظر به اصول کلی مدیریت جامعه و تحقق عدالت، مدّ نظر می‌باشد و بهترین نگاه آن است که متوجه شویم خداوند بر قلب زعیمِ زمانه، هدایت‌هایی را إعمال می‌کند که در پرتو آن هدایت‌ها جامعه به سعادت می‌رسد و مسئولان اجرایی در این موارد باید در پرتو رهنمودهای زعیم جامعه کارها را جلو ببرند، نه آن‌که عقل خود را در عرض عقل زعیم قرار دهند. در همین رابطه از حضرت رضا«علیه‌السلام» داریم: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ» اگر خداوند بنده‏ اى از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب كرد، سينه ‏ى او را گشاده مى‏ گرداند. تا در مديريت خود كوچك‏ترين لغزشى نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. «فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ» در نتيجه آنچنان توانا مى ‏شود كه در جواب‏گويى به هيچ نيازى در نمى‏ ماند و غير از صواب از او نخواهى يافت و به خوبى مصلحت مردم را در نظر مى ‏گيرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ»[1] پس او در كار خود موفق و محكم و مورد تأييد الهى است. البته این بدین معنا نیست که آن ولیّ امر معصوم باید باشد، بلکه می‌فرمایند طوری او مورد تأیید الهی قرار می‌گیرد که از راهنماییِ جامعه ناتوان نخواهد بود. موفق باشید


[1] - تحف العقول، ص 443

19661
متن پرسش
به نام خدا. با سلام خدمت استاد گرامی: بنده دانشجوی داروسازی هستم. کتب «علل تزلزل تمدن غرب» و «فرهنگ مدرنیته و توهم» را مطالعه کردم. درست است که بسیاری از مطالب ذکر شده در این کتب را قبول دارم، اما در نهایت پس از اتمام این کتاب ها نتوانستم به این نتیجه برسم که باید چه کنم؟! بنده چند سال پیش بسیار علاقه مند به علوم تجربی بودم و همواره یکی از اهداف بنده ادامه ی تحصیل در رشته ی خودم و تدریس در دانشگاه بوده است، اما بعد از خواندن این کتب و شنیدن تعدادی از سخنرانی ها (مثلاً سخنرانی های استاد شجاعی) و با فهمیدن نواقص این علوم در جهان امروز (مانند معنویت زدایی از علم) تنها اتفاقی که برای بنده افتاد این است که دلسرد شدم و هدف گذاری برایم بسیار سخت شد. سوالی که دارم این است که درست است که من می دانم علم تجربی نواقصی دارد و می دانم که علم تجربی نمی تواند بیانگر همه ی حقایق عالم باشد، اما با توجه به اینکه رشته ی بنده که خود به نوعی می توان گفت بنیادش بر اساس علم تجربی است یکی از علایق اصلی من است، چگونه می توانم ادامه ی تحصیل دهم (که البته در صورت ادامه ی تحصیل مسلماً طبق همین سیستم علم تجربی امروز به بنده تدریس خواهد شد نه طور دیگر) که در عین حال از معنویت و قرب به خدا دور نشوم؟ اساساً اگر به دنبال علم تجربی رفتم، «نیت» یا «هدف» ام باید چگونه باشد که دچار انجراف از مسیر الهی نشوم و همچنین اگر در این زمینه استاد شدم مایه ی انحراف دیگران نیز از تدین نشوم؟ چگونه بدون ناامیدی از علم تجربی، دوباره مثل سابق به ادامه ی تحصیل و تدریس فکر بکنم به طوری که هم فکر من منحرف از معنویت نباشد و هم بتوانم بیشترین سود را به جامعه برسانم؟ دفعه ی پیش سوال نسبتاً مشابهی از طریق سایت از شما کردم که جواب برایم کمی مبهم بود. بنابراین این بار تصمیم گرفتم سوال را بیشتر باز بکنم و دقیق تر بپرسم، چرا که دانستن جواب این سوال می تواند مسیر زندگی من را عوض کند. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خودآگاهی در تحصیل علوم تجربی بسیار مهم است تا در عین ورود به آن علوم، نقص‌ها و محدودیت‌های آن را بشناسیم و شیفته‌ی آن نگردیم بلکه به حسب ضرورت از آن استفاده کنیم و آن‌جایی که می‌توانیم برای آن جایگزینیِ مناسبی تعیین نماییم، غفلت نکنیم. آری! بنا نیست علوم تجربی را زیر پا بگذاریم، بلکه باید متوجه بود نگاهِ علم تجربی علاوه بر آن‌که تنها نگاه به عالَم نیست، بلکه نگاه‌های کامل‌تر و مفیدتری هم هست و بسیاری از مشکلات مردم با نظر به نگاه‌هایی که عالَم معنا و معنویت را مدّ نظر دارد حلّ می‌شود. موفق باشید

19536

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در این روزهای مبارک بنده رو از دعای خیر خودتون محروم نکنید. استاد می خواستم نظر خودتون در مورد حرز امام جواد و اینکه واقعا اثر داره یا نه بیان کنید. اگر این حرز رو قبول دارین میشه فایل کامل این حرز رو برای ما بزارین؟ صحیحه ابودجاجه صحیح هست یا خیر؟ خواهش می کنم در مورد این حرز ها و تاثیراتشون راهنمایی کاملی ارائه بدین. ممنونم
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته اگر شرایط و مصلحت باشد، حرزها مؤثر خواهند شد 2- فرق چندانی ندارد که از کدام حرزها استفاده کنید 3- از جستجوگر گوگل می‌توانید آن‌ها را به‌دست آورید. موفق باشید

17561

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: عزاداری ها برای حضرت اباعبدالله و خاندان اهل بیت (ع) مقبول درگاه حق. استاد! به حدیث عجیبی برخوردم امروز قائل بر نبش قبر دو خلیفه توسط امام زمان (عج) بعد از ظهورشان و عذاب آن دو به دست ایشان و ابتلاء عظیم مردم در این باره! در حالی که می دانم به خاطر حفظ وحدت شیعه و سنی نقل علنی این حدیث شاید جایز نباشد، اما محتوای حدیث مرا شگفت زده کرد. آیا این حدیث از حیث سندی و محتوای تأیید شده؟ نظر حضرت عالی در مورد محتوای آن چیست؟ نبش قبر به ظاهر خلاف شرع است و عذاب کردن چند باره افراد در این دنیا نمی دانم چه قدر با دیگر تعالیم شریعت سازگار است گرچه بعید نیست بعد از ظهور خیلی از احکام عوض شود و عمل به خلاف شریعت در ماجرای حضرت خضر و موسی (ع) نیز سابقه داشته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً با این حدیث نیز باید مثل سایر احادیث آخرالزمانی با نگاهِ تأویلی نگاه کرد. به آن معنا که با ظهور حضرت، سیره‌ی آن دو بازخوانی می‌شود و از آن سیره و حرکات پرسش می‌گردد. احتمالاً ناقلینِ حدیث، حدیث را درست نقل نکردند و به جایِ نقد افراد، فضای خصومت بین شیعه و سنی در روح‌شان حاکم بوده است. موفق باشید

17541
متن پرسش
سلام به استاد عزیزم: خیلی ممنونم از سعه صدر شما و تحمل حرف های مخالف. من جواب شما ناظر به سوال 17483 «تعجب می‌کنم که با فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» که تأکید داشتند نیروهای متدین از فضای مجازی پیام انقلاب را به جهانیان اظهار داشتند، چگونه جنابعالی این حرف‌ها را می‌زنید؟!! حالا اگر تلگرام از آنِ صهیونیست‌ها است و آن‌ها می‌توانند از این نوع بحث‌ها با خبر شوند چیز بدی است؟ و اطلاعاتی از ما دزدیده‌اند؟ از طرف دیگر شرایط تلگرام طوری شده است که کارشناسان معتقدند نیروهای انقلابی آن را به نفع خود تصرف کرده‌اند، حتی خبرها از آن حکایت دارد که بناست سِروِرِ آن به نحوی از مسیری که به سوی اسرائیل می‌رود و برمی‌گردد، تغییر کند. موفق باشید» را به گروهی از کارشناسان فضای مجازی دادم و آن ها پاسخ دادند. سلام، سرور اين نرم افزار هنوز داخل ايران نيست و پاول دورف مديرعامل نرم افزار تلگرام اين خبر را رد كرده است. دوم اينكه ما با استفاده از اين نرم افزار هم ارز از كشور خارج مي كنيم و هم اطلاعاتي كه امروزه ارزش آنها بر هيچ كسي پوشيده نيست. سوم اينكه 80 درصد از كاربران اين نرم افزار ايراني هسند و 20 درصد بقيه كشورها، و شما فقط با هم كيشان خود در ارتباط هستيد نه با جهانيان به علاوه اينكه محتواي اين نرم افزارها فيلترينگ حبابي مي شود و آنها هر مطلبي را كه بخواهند فراگير مي كنند نه هر مطلبي كه شما بخواهيد. آنها مي گويند: «مهم نيست چند نفر يك حرف را مي زنند، مهم اين است يك حرف را چند نفر گوش مي دهند» يعني اينكه ممكن است شما يك حرف راست را در اين نرم افزار ها بگوييد ولي كسي آن را نبيند (يعني توسط صاحبان اين نرم افزار فيلتر مي شود.) چهارم، رهبري مي فرمايند: «حمايت از توليد داخلي» رهبري مي فرمايند: «مواجهه فعال و مبتكرانه با فضاي مجازي» سايت آموزش سواد فضاي مجازي: www.24on.ir رهبري مي فرمايند: «در زمين دشمن بازي نبايد كرد چون چه ببريم، چه ببازيم به نفع اوست.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که مقام معظم رهبری اگر در این شرایط می‌فرمایند در فضای مجازی باید فعّال بود، به خوبی می‌دانند که فعلاً حتی ما یک موتور جستجوگرِ ملی نداریم. آیا اگر بخواهیم آن جمله‌ی رهبری عزیز را که در مورد استفاده از تولیدات داخلی تأکید دارند، در این‌جا سرایت دهیم، دیگر استفاده از فضای مجازی اعم از اینترنت و سایر کانال‌ها برای ما می‌ماند؟ موفق باشید

17503

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض تسلیت ایام محرم حسینی قهرمانی که (به قول مرحوم شریعتی تشنه لبیک بود تا آب و درد دین داشت تا زخم تیر و نیزه) حیف برای ما فقط مقاتل را حفظ می کنند و یک عمر است می خوانند. سوالم در رابطه با همین مساله است که با توجه به حفظی بودن و غیر مفهومی بودن اغلب آموزش ها در سیستم های ما به خصوص در آموزش پرورش و در زمینه دین و معرفت چطور می توان این اصل مهم و کلیدی اسلام و ایمان که هیچ چیز مستقل از خدا نیست و همه چیز از جزیی تا کلی زندگیمان دست خداست را در عمق وجود بچه ها بیدار کنیم چون می فرمایید همه در جان خود دارند. اما بچه ها واژه توحید را فقط حفظ کرده اند و حتی مفهومش را. مثلا بچه های سن 11 می پرسند چطور گردش خون ما دست خداست خب ما بدنمان خودش کار می کند و همین طور بیشتر مسایل علمی دنیا. یا وقتی اثبات می شود اگر خدا دو تا شد نظم جهان به هم می ریزد می گوییند پس چرا ما دو نفر با هم مبصر کلاس بودیم و همکاری کردیم و کارها بهتر پیش می رود و.... لطفا راهنمایی ام کنید که مدیون بچه ها نباشم آیا باید از راه فلسفی اثبات کرد یا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را از یک طرف و بحث «صفات خدا» در جزوه‌ی «کلام 1» را از طرف دیگر کار کنید، می‌توانید جواب سؤال‌های خود را بگیرید زیرا این نوع مباحث، مباحثی نیست که با سؤال و جواب حل شود. موفق باشید

16375
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم استاد محترم سلام علیکم: در صورت امکان لطفا نظر خود را در مورد یادداشتی که در مورد تشخیص عشق واقعی از عشق دروغین و رابطه عشق زمینی با عشق الهی در وبلاگ شخصی خود منتشر کردم بفرمایید. لینک مطلب http://goo.gl/zKoiHj سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه شده‌اید یکی از معضلات این دوران، فهمِ درست عشق مجازی است که تنها با نظر به نور مطلق الهی می‌توان مظاهر انوار آن نور را دریچه‌ی رجوع به حضرت معبود در نظر گرفت و چیزهایی که جز گرایش‌های عاطفی و یا جنسی است را به نام «عشق» از صحنه‌ی فرهنگ این جامعه بیرون دانست. موفق باشید    

16236

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: 6 سالی هست که در تهران با یک سری از دوستان مباحث شما را کار و مباحثه می کنیم و جلسات به صورت منظم هفتگی برگزار میشه که به لطف خدا دستاوردهای خوبی هم داشته، معرفت نفس و خویشتن پنهان دوبار، برهان صدیقین و حرکت جوهری دو بار، انسان از فراخنای... یک بار، آشتی با خدا و معاد هم یک بار مباحثه شده می خواستیم از شما راجع به بحث بعدی نظر بخواهیم که کدوم مبحث را پی بگیریم؟ ما در حین کار مباحثاتی در حال انجام کارهای فرهنگی هم بودیم حالا کم و بیش مثلا یه صندوق قرض الحسنه تشکیل دادیم و به مومنای نیازمند واقعی وام میدیم و ... دوستان میخوان بدونن در حال حاضر اولویت کار فرهنگی ما چی باشه؟ چون نظر خود بنده این هست همین سیر معرفتی و تحکیم مبانی معرفتی خودش بهترین کار فرهنگیه اما بازخواستیم نظر شما که همیشه برای ما مثمر ثمر بوده را بدونیم، آیا ما باید بیشتر ریز بشیم تو کارهای جزیی تر یا همین سیری که میریم و درکنارش کارهای دیگه هم می کنیم خوبه؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند توفیق کامل به عزیزان مرحمت کند. هر اندازه در معارف الهی عمیق‌تر شوید، رسالت فهم دین خدا و تبیین آن را که به گفته‌ی مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» نیاز امروز جامعه است، بهتر انجام می‌دهید. پیشنهاد بنده آن است که بعد از مطالعه‌ی کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» به شرح تفسیر حمد امام مشغول شوید که صوت آن مباحث، بر روی سایت هست. در ضمن در مباحث غرب‌شناسی از کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» و «مدرنیته و توهّم» غفلت نشود تا إن‌شاءاللّه رفقا آماده‌ی اُنس با کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» گردند. موفق باشید

16088

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من مدت یک سال است که با مباحث شما آشنا شدم. من دانش آموز چهارم تجربی هستم، مدرسه تیزهوشان تا سال دوم دبیرستان بهترین دانش آموز شهرمان بودم اما بعد از آن به دلیل تحولاتی که به خاطر بلوغ در من اتفاق افتاد این رویه عوض شد و من دچار سردرگمی و سوالات زیادی شده بودم تا اینکه با مباحث شما آشنا شدم. بعد از آن نگاهم به دنیا به کلی عوض شد. برای مثال فهمیدم که نسبت به انقلاب اسلامی وظیفه ای بر دوش دارم این نگاه من را از بن بست خارج کرد و تلاشم را مضاعف کرد به طوری که در نوبت اول معدلم 19.54 شد اما هنوز می بینم که همه ی تلاشم را نکردم و سربار انقلابم چه کار کنم که هم این تفکرم کامل بشه و هم برام عقیده بشه. من امسال کنکور دارم ان شاءالله اگه توفیق شد با یاری امام زمان همه ی تلاشم را می کنم تا پزشکی قبول بشم. مباحثی که تا یه حال خوانده ام: ده نکته، جوان و انتخاب بزرگ، آشتی با خدا، برهان صدیقین، چگونگی فعلیت یافتن باور های دینی، استاد در حال حاضر کدام یک از مباحث را دنبال کنم تا این طرز تفکر کامل و اصلاح شود؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر کتاب «خویشتن پنهان» را با حوصله دنبال بفرمایید و سپس کتاب «معاد» را همراه با شرح صوتی آن پیگیر شوید و صوت شرحِ سوره‌های عنکبوت و شوری و احزاب را مدّ نظر قرار دهید، راهِ خوبی در مقابل شما گشوده می‌شود. موفق باشید

13784
متن پرسش
سلام: قبلا به شما عرض کرده بودم که کتابهای شما را برای کتابخانه نابینایان گویا می کنم، در کتابهایی که در سیر مطالعاتی نوشته شده، بخش اول را به غیر از کتاب معاد گویا کردم. بخش دوم را نمی دانم کدام کتاب مطابق با صوت سخنرانی شما نیست تا گویا کنم، یکی از آقایان اساتید گفتند کتاب زیارت عاشورا خیلی متفاوت با سخنرانی است که در برنامه ام هست گویا کنم اما بقیه کتابها را نمی دانم چقدر مطابق با سخنرانی هست لطفا بفرمایید. بخش سوم، سه کتاب حقیقت نوری، امام و تعلیم به ملائکه و امام در تکوین و تشریع رو دیدم که کاملا مطابق صوت سخنرانی است، گویا نکردم و کتاب مقام لیلة القدری را هم از خودتان پرسیدم که گفتید گویا کنم و قابل فهم برای عموم هست. بقیه این بخش را گویا کردم. در بخش چهارم، همه کتابهای مهدویت را گویا کردم غیر از فلسفه حضور تاریخی حضرت حجت که کتاب کم حجمی است و کاملا متن و عناوین شبیه کتاب دعای ندبه بود. در بخش پنجم همه کتابها را گویا کردم و در انتهای کتاب تمدن زایی شیعه هستم. بخش ششم را هنوز شروع نکردم و نمی دانم آیا همه کتابها را بخونم یا بعضی کتابها مطابق صوت سخنرانی هستند. لطفا بفرمایید در این بخش ها کدام مورد را بخوانم. این کار را رایگان به خاطر علاقه به مباحثی که مطرح کردید و علاقه برای ترویج این مباحث انجام دادم انتظار دریافت حق الزحمه هم نداشته و ندارم اما متاسفانه مشکلی که پیش آمده و قبلا هم به شما گفتم باعث شده که من نتونم امسال برای اربعین کربلا برم و بعضی مشکلات دیگری را در خونه و بیرون آن برای من درست کرده اگر امکان دارد محبت کنید و بمن راهنمایی کنید که چه باید بکنم. با تشکر. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: گویاکردن کتاب‌های مذهبی برای روشن‌دلان کشور کار ارزشمندی است تا آن‌ها از معارف دینی بیگانه نباشند. ثانیاً: این‌که مشغول گویاکردنِ کتاب‌های سخنرانی‌شده نگشته‌اید، روش درستی است. ثالثاً: اگر سؤال و جواب‌های مهمی که بر روی سایت هست را گزینش کنید و گویا بفرمایید، فکر می‌کنم از این جهت هم کمکی به طبقه‌ی روشن‌دلِ ما کرده‌اید. رابعاً: از خدا بخواهید بهشتِ رضایت به آن‌چه برای شما تقدیر کرده است را در مقابل شما بگشاید. حال چه در اربعین در کربلا باشید و چه در گوشه‌ی خانه، بهشت را در راضی‌بودن به تقدیرات الهی جستجو کنید و در این مسیر خود را رشد دهید. موفق باشید

13315

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. من از شما شنیده ام که فرمودید خانم هایی که استخر می روند وارد وادی عفت نمی شوند (البته عین سخن شما نیست بلکه مضمون اش را گفتم دقیقش در ذهنم نیست) آیا برای آقایان هم همین گونه است؟ و اگر پاسخ شما منفی است آیا آقایان با چه پوششی وارد استخر شوند که عفت رعایت شود؟ آیا با پوششی مثل بقیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد خانم‌ها شاید نتوان به راحتی این حرف را زد، مگر در فضایی که بدن‌نمایی بر شناکردن غلبه داشته باشد. باید فضای استخر، فضای بدن‌نمایی نباشد که فکر می‌کنم برای مردها عموماً فضای استخر این مشکل را ندارد. موفق باشید

نمایش چاپی