بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11106

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: نظر استاد محترم درباره فیلم تاثیر گذار شیار 143 چیست؟ مخصوصا عوامل فیلم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه بنده هنوز آن فیلم را ندیده‌ام، منتظرم ویدئوی آن به بازار بیاید. موفق باشید
11038

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جوانی 25 ساله هستم که از 3 سال پیش خداوند ما را هدایت و به رویت قلبی و انس با خداوند رسیده ام و دلم میخاد اعمالم همیشه خدایی و بدون انتظار پاداش باشه اما با توجه به حدیثی که میگه روز قیامت به تعداد ساعات بنده صندوق باز میشه برای اینکه اون دنیا حسرت نخورم دلم میخاد طبق اصول اخلاق پیش برم ولی سوال بنده اینه که برای اینکه اون دنیا حسرت نخورم آیا درونی کردن کمالات کافیه؟ یا اگر ذکر نگم حسرت میخورم؟ ممنون استاد عزیز
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید ظاهر و باطن را جمع کرد. موفق باشید
11002

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: بنده مقلد یکی از مراجع هستم ولی حب مقام معظم رهبری روز به روز در قلبم بیشتر می شود لطفا در این باب بنده را راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسئله‌ی تقلید در امور فردی، نظر آن مجتهدی که اعلم می‌دانید دنبال کنید و در حکم حکومتی، همه تابع حکم رهبری هستیم. بنده در عین احترام وافر به همه‌ی مراجعی که جامعه‌ی مدرسین مورد تأیید قرار داده‌اند در جمع‌بندی مرجع تقلید خود را آیت‌اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» انتخاب کرده‌ام. موفق باشید
9405

نماز شببازدید:

متن پرسش
با سلام: میخواستم بپرسم که حداقل نماز شب، چقدر است؟ یعنی میتوان صرفا دو رکعت و یا هشت رکعت نماز خواند یا حتما یازده رکعت باید خوانده شود؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نماز شب همان یازده رکعت است که چهار تا دو رکعت فقط با خواندن حمد، و دو رکعت به نام شفع با حمد و سوره معوذتین - یعنی سوره‌های فلق و ناس- و یک رکعت با حمد و معوذتین و سه بار سوره‌ی «قل هواللّه احد»، و در قنوت 70 با ذکر «استغفر اللّه ربّی و اتوب الیه» و اگر فرصت بود 300 مرتبه «العفو» و بعد تقاضای غفران برای 40 مؤمن - زنده یا مرده - . با این‌همه فرموده‌اند اگر فرصت نبود فقط دو رکعت «شفع» و یک رکعت «وتر» را بخوان، و اگر نرسیدی فقط یک رکعت «وتر» را بخوان. موفق باشید
9121
متن پرسش
سلام علیکم. آیا شما هم معتقد هستید طب پزشکی مدرن نگاه مکانیکی به انسان دارد؟ بنده در تمام موارد درست نمیدانم. ولی بعضی مواقع خیلی برام این نظریه پررنگ میشود و نمیدانم درست است یا نه. مثلا یکی از روش های درمان گذاشتن باتری در قلب است. یا اینکه در معالجه دیسک کمر با دریل استوان را تراش میدهند و مهره جابگزین را قرار میدهند و پیچ میکنند. یا استفاده از پلاتین و... نمیدانم چند درصد از اینها از نوع نگاه مکانیکی ناشی میشود! شاید بنده خیلی بدبین باشم. اگر بنده را راهنمایی بفرمایید ممنون میشوم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرایط طبیعی باید تلاش کنیم تا روح خودش بیماری‌ها را درمان کند ولی وقتی دنیای امروز مکانیکی شده و انسان‌ها گرفتار انواع سرعت‌ها و انواع سموم شده‌اند مقابل مشکلاتی که این‌چنین به وجود می‌آید همین کار‌هایی است که می‌کنند. موفق باشید
7735
متن پرسش
سلام علیکم استناد برخی که با صلوات با صدای بلند(حالت داد) موجب آزار کسانیکه در کنارشان نشسته اند میشوند به حدیث قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: ارْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ بِالصَّلَاةِ عَلَیَّ؛ فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالنِّفَاق‏ صحیح است؟ آیا این بلند کردن صدا مثل میزان بلند کردن صدا در نمازهای جهری نباید باشد؟یعنی در دل نباشد و جوهره داشته باشد.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: فکر می‌کنم این روایت اشاره به آن دارد که اگر مؤمنین به صورت جمعی می‌خواهند صلوات بفرستند بلند صلوات بفرستند، ولی در حالت عادی که به صورت ذکر فردی می‌خواهیم صلوات بفرستیم باید رعایت اطرافیان را بکنیم که حواس آنها پرت نشود. موفق باشید
3992
متن پرسش
سلام علیکم .بعضی میگویندچرا من یادیگری نبی یاامام نشدیم؟یااینکه چراخداآن عقلی که به حضرت آدم یاحضرت مسیح ویا سایر معصومین داده به من نداده تامرتکب اشتباه وعصیان نشوم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سی‌دی‌های نبوت این مباحث شده است. موفق باشید
3401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام. بنده استادی دارم صاحب باطن، اما بعد از حدود دو سال که شاگرد ایشان هستم هنوز نتوانستم از باطن ایشان بهره ببرم، می خواستم بنده را راهنمایی بفرمایید که در معارف اسلامی برای برقراری رابطه ی باطنی با استاد چگونه باید عمل کرد و چه آداب خاصی دارد؟ این که می گویند سالک در ابتدای سلوک باید تصویر استادش را درحال عبادات خود مجسم کند به معنای تجسم خیالی استاد است؟ آیا برای برقراری رابطه با باطن استاد باید حضور قلب پیدا کرد؟ آیا استاد خودش باید تشخیص دهد که این شخص آماده ی دستگیری است یا شاگرد با اراده خود می تواند از باطن استاد بهره ببرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وظیفه‌ی ما است در ذیل شریعت الهی و انقلاب اسلامی به آن استاد سلوکی ارادت بورزیم تا قلب ما امکان ارتباط با ملکوت استاد را پیدا کند. آری باید تجسم خیالی از او داشت. موفق باشید
3284
متن پرسش
سلام علیکم در بحث معاد روشن شد که : (مبدا بهشت جسمانی اعمال صالحه از قبیل نماز و روزه و حج و جهاد و کسب اخلاق فاضله و ملکات کامله است.) -آیا منظور از اعمال صالحه همان انجام دادن دستورات فقهی(احکام شریعت) می باشد؟ -اگر منظور این نیست، پس احکام چه نقشی در سلوک انسان دارند؟ باتوجه به این مقدمه و اینکه بنده طلبه پایه پنج هستم و در حال خواندن اصول و لمعه هستم ، در بسیاری از احکام میبینیم که به خاطر تفاوت مبنا باعث می شود که کلا نظر دو مجتهد باهم فرق دارد، و مقلدین هم وظیفه دارند طبق نظر مرجع خود این احکام را انجام دهند.(در صورتی که در این موارد حکم واقعی معلوم نیست و مطمئنا یکی از دو نظر با حکم واقعی مخالف است) نمیدونم خوب تبیین کردم که شما متوجه این اشکال بشوید. حال وظیفه کسی که باید برای سلوک خود این احکام را انجام دهد چیست؟ #درد و دل# ما وقتی این اشکالات را به اساتید فقه و اصول عرض میکنیم به ما میفرمایند که در فقه جای عقل نیست و باید تعبد داشت. چون بنده خیلی وقت هست که با آثار شما انس دارم و شما ما را به تعقل دعوت میکنید به خاطر همین در بسیاری از این موارد واقعا متحیر می شویم. استاد لطفا من را دعا کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بزرگان دین فقه را سه قسمت می‌کنند؛ فقه اکبر در عقائد و فقه اوسط در اخلاق و فقه اصغر در احکام و مسلّم جمع این سه، دینداری انسان را تشکیل می‌دهد. حال اگر شما با عقاید پاک و اخلاق فاضله طبق وظیفه و مطابق نظر مرجع تقلید خودتان عملی را انجام دهید به اعتبار آن که در زمان غیبت راه رسیدن به وظیفه‌ی عملی، رجوع به فقهاست، وظیفه‌ی خود را انجام داده‌اید. در این مورد موضوع تبعیت حکم مولی مطرح است که موجب تقویت بندگی ما می‌شود غیر از موردی است که در فقه اکبر و فقه اوسط مطرح می‌باشد که یکی نظر به واقعیت دارد و دیگری نظر به نفس ناطقه‌ی انسان. در ضمن در مباحث اصولی که در آینده با آن‌ها بیشتر مواجه خواهید شد می‌بینید که از مسائلی تحت عنوان «مصلحت تسهیل» و «مصلحت سلوکیه» و مانند آن بحث می شود و پاسخ سوالتان را بیشتر خواهید یافت. موفق باشید.
1329

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام استاد گرانمایه دوست داشتم دیدگاه دین را راجع به صوفیه بدانم. ایشان معتقدند حتی اتیک الیقین یعنی تا زمانی که به یقین نزرسیدی عبادت کن و ...تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: شما در زیارت پیامبر«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و امامان «علیهم‌السلام» عرضه می‌دارید: و عَبَدتَ الله مخلصا حتی أتاک الیقین، بندگی خدا را ادامه دادید تا به یقین رسیدید. یقین در این جا به معنی رحلت از این دنیاست،‌ یعنی امامان تا آخرین مرحل از زندگی از بندگی خدا دست برنداشتند و همه‌ی علما و عرفا این‌چنین بوده‌اند. آن‌هایی که از جمله‌ی آن‌ها طوری برداشت کرده‌اند که می‌توان در مدتی از عمر عبادت نکرد حرف عرفا را نفهمیده‌اند ،‌این از همان اتهاماتی است که هرگز مصداق خارجی ندارد. موفق باشید.
1029

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید. استاد من دوبار از طریق این بخش سوالی را از شما رسیدم یک مرتبه ارجاع دادید به مباحث معرفت النفس و ... که مباحث را دنبال کردم اما به طور صریح جواب نگرفتم. دوباره سوال را پرسیدم از همین طریق اما شما پاسخ دادید که قبلا جواب داده اید من دوباره سوالات و پاسخهای موجود در سایت را بررسی کردم به طوری که سرم گیج رفت اما جواب واضحی نگرفتم. میخواستم خواهش کنم حتی اگر قبلا به کسی دیگر در همین سایت پاسخ این سوال را داده اید یکبار برای خدا هم هم به من پاسخ بدهید چون هرچه گشتم چیزی نیافتم. سوالم این است که آیا خدا دوست دارد مثلا ما بگوییم یا امام رضا من فلان حاجت را از شما میخواهم و یا از سایر ائمه حات بخواهیم و یا بیشتر دوست دارد که ما از خودش بخواهیم اما به مقام ائمه قسمش بدهیم. در واقع از ائمه بخواهیم برای ما دعا کنند و یا اینکه بخواهیم حوائجمان را مستقیم خودشان بدهند(با علم به اینکه قدرتشان را از خدا دارند). ممنون.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی عمده توجه ما باید به حضرت حق باشد چون اوست که منشأ همه‌ی کمالات است منتها یک وقت با نظر به امامان معصوم – که آیننه‌ی نمایش کمالات الهی هستند – به حق نظر می‌کنیم و از امام می‌خواهیم مظهر رسیدن لطف خدا به ما شوند که این همان است که می‌گویید: ای امام رئوف شما سبب شوید تا خداوند فلان حاجت مرا برآورده فرماید. اما یک‌وقت نظر به خداوند دارید و متوجه‌اید آن خدا آنچنان لطف دارد که چنین انسان‌های معصومی را پرورانده و لذا می‌گویید: ای خدا به حق لطفی که به حضرت زهرای مرضیه«سلام‌الله‌علیها» کرده مرا از برآوردن فلان حاجت محروم مگردان. هر دو شکل فوق ممکن است. شما در خودتان ملاحظه کنید از کدام مشرب می‌توانید استفاده کنید. موفق باشید
21080
متن پرسش
با سلام: لطفا تفاوت عرض ذاتی با عرض لازم را بیان کنید. آیا برای خداوند تصور عرض ذاتی امکان پذیر است؟ اگر نه چرا در «رساله ولایت» علامه طباطبایی در فصل 4 مثال می آورند. و اگر امکان پذیر است لطفا مثال بزنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تعریف تفاوت چندانی بین عرض ذاتی و عرض لازم پیش نمی‌آید إلا این‌که عرض ذاتی طوری است که اگر از شیئ گرفته شود، آن شیئ امکانِ بقاء ندارد مثل گرما برای آتش. و عرض لازم طوری است که همراه با شیئ است مثل درجه‌ای از حرارت برای آب، هرچند لازمه‌ی آب‌بودن درجه‌ای از حرارت نیست، ولی هرگز آب بدون درجه‌ای از حرارت پیش نمی‌آید. برای خداوند بایداز صفاتی سخن گفت که عین ذات است، حالا اگر اسم آن را عرض ذاتی هم می‌گذارند؛ منظور صفات ذاتی است. موفق باشید

21039
متن پرسش
سلام استاد: در مورد رجوع به روانشناسان و متخصصان اعصاب و روان برای حل مشکلات روانی و اخلاقی افراد برای افزایش کیفیت روابط خانوادگی سوال دارم. همانطور که می دانید در این زمینه از رهبری معظم جملاتی نقل شده در سایت ها که مردم را به این روش توصیه و دعوت کرده اند. سوال بنده دو بخش دارد: اول اينکه همه مردم در جامعه اسلامي همه اخلاق و اصول اسلامی را رعایت نمی کنند و به دیگران لطماتي وارد می کنند. لذا افرادی هستند که به دلایل مختلف از جمله بد رفتاری هایی که از کودکي دیده اند و حقوق شان ضایع شده و چه در خانواده و چه در جامعه و مدرسه و... به انواع مختلف به آنها ظلم شده و دچار عقده ها و افسردگی ها و مسائل روانی و وسواس و خشونت و... شده اند ، آیا برای رفع این مسائل ، که در خیلی هایشان خودشان تقصیری نداشته اند و جبر محیط علتش بوده ، آیا از نظر خداوند ، اینها باید بقدری در اعتقادات و.... قوی مي بوده اند که به این حالت گرفتار نشوند و یا اینکه مثل سایر بیماران جسمی و یا افراد مظلوم ، خدا شرایط آنها را در نظر می گیرد و آنها را مقصر نمي داند و به آنها برای بهبودشان کمک می کند؟ و سوال بعد اينکه آیا رجوع به مشاوران و متخصصان روانشناس و روانپزشک متخصص و متعهد برای روان درمانی و استفاده از داروهای ضد افسردگی و آرام بخش و... چیزی است که خدا از این بندگان توقع دارد یا راه دیگری وجود دارد که به نظر اسلام اولی است؟ ممنون می شوم پاسخ هر دو سوال را بفرمائید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظر بنده اگر چنین افرادی به ایمان پناه ببرند به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «إنّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّـيِّئَات»ِ یعنی کارهای نیکو، آثار کارهای بد را از بین می‌برد. ایمان به حضرت پروردگار آن ضعف‌های روانی را از شخصیت انسان پاک می‌کند و بنده افرادی را می‌شناسم که این موضوع را تجربه کرده‌اند 2- در هر حال چه اشکال دارد که انسان با رجوع به مشاوران و متخصصان روانشناسی و روانپزشکی، نظرات و راهنمایی‌های آن‌ها را نیز تجربه کند. موفق باشید

19710
متن پرسش
با سلام: با این‌که سعی می‌کنم در مطالعات خود محکم و استوار باشم و از فلسفه‌ی اسلامی و بیش از آن از فلسفه‌ی غرب بهره‌هایی می‌برم، از یونان گرفته و افلاطون و از دکارت گرفته تا کانت و هگل و هایدگر، مشغول کند و کاو هستم و نسبت به انقلاب اسلامی نیز بی‌تعلق نیستم، و اندک استعدادی به اقرار دوست و دشمن در من هست؛ نمی‌دانم با این‌همه چرا در بعضی موارد می‌خواهم از غصّه بمیرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی                                                                                                             سلام علیکم: گفت: :                                                                                                 اگر که یار نداری چرا طلب نکنی / اگر به یار رسیدی چرا طرب نکنی

ما در تاریخی زندگی می‌کنیم که قصه‌ی انتحار روشنفکران قرن نوزده سخن بزرگی با ما در میان گذاشته است. بنده از کتاب «فرجام نیچه» اثر «هارتموت لانگه» این را فهمیدم که چون هوشیارانی مثل نیچه یا حساسیت‌هایی که گوته‌ی جوان در آثار خود پیش می‌‌آورد، دیگر نمی‌شود آدم‌های هوشیار را دعوت به زندگی کرد که عملاً  نفس‌کشیدن است و بس. لذا یا باید آن حساسیت نورانی را به جایی برد که آن‌جا روشنی‌گاهی است در ظلماتِ دوران. و اگر از آن مأیوس شویم از آن‌جایی که نظام مدرن چنین انسان‌هایی را از هرگونه زندگی محروم می‌کند، یا باید تصمیم به جنون گرفت چون نیچه و هولدرلین، و یا باید به آن نوع خودکشی‌ها دست زد که عده‌ای با آثار گوته دست زدند. امروز روشنی‌گاهِ ما با فلسفه‌های معمولی در مقابل ما خود را نمی‌گشاید. من هنوز حیران راهی هستم که شهدا در مقابل ما گشودند. خدا کند که این راه، معنیِ تاریخی خود را بنمایاند. آیا امثال شما می‌توانند برای آن‌که از غصه نمیرند، زبانِ راهی باشند که شهداء گشودند؟! می‌دانم که واژه‌ی «راهِ شهداء» کمی حالت متافیزیکی و مُرده پیدا کرده است ولی واقعیتِ قضیه به‌شدت زنده است، به همان معنایی که آن پیر فرزانه فرمود: «خدا می داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست و این ملت ها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود.
 همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.». چه کسی است که باید نشان دهد راه و رسمِ شهادت، کورشدنی نیست؟ راستی را حکیمانه خون دل خوردن و حجاب‌های این راهِ گشوده را متذکرشدن همان، «مداد العلماء افضلُ من  دماء شهداء» نیست؟

موفق باشید

 

18972
متن پرسش
نظریه خلق از عدم زمانی چه ناسازگاری با معارف عرفانی دارد؟ - با عرض سلام و تشکر فراوان – نظریه خلق از عدم زمانی که متکلمین ارائه داده اند چه ناسازگاری با معارف عرفانی دارد که ابن عربی آن را مردود می داند؟ اول اینکه انتظار می رود و از آراء متکلمین چنین فهمیده می شود که آنها خلق از عدم را ارائه دهند نه خلق از عدم زمانی را که یک نظریه پیشرفته و سازگار با مبانی فلسفی و عرفانی است. عرفا و فلاسفه صدرایی معتقدند عدم به وجود تبدیل نمی شود لذا کثرات از عدم نمی توانند خلق شوند و حتما قبلا در علم خدا موجود بوده اند (همان بحث عین ثابت) ولی متکلمین با خلق از عدم گمان کنم مشکلی ندارند؟ دوم اینکه خلق از عدم زمانی، اشاره دارد که کثرات - به عنوان نمونه انسان - در زمان خاصی وجود نداشته است. و وجود او را خارج از ظرف زمان منتفی نمی داند پس این نظریه با معارف عرفانی همخوانی دارد. چرا ابن عربی معترض آن شده؟ پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگذارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه‌اید، آن‌چه به عنوان مخلوق در صحنه است، تجلیات وجودی حضرت حق است و حضرت حق علت وجود آن مخلوق می‌باشد و متکلّمین از این جهت متشکل دارند که نسبت وجودی بین خالق و مخلوق که همان تجلی وجودی است را درست تصور نمی‌نمایند و معنای خلق از عدم به این معنایی که پدیده از نظر وجود به خدا متصل است چیزی نیست که فلسفه و عرفان متوجه نباشند. خلق از عدم به معنایی که رابطه‌ی وجودی بین خالق و مخلوق نیست چیز غیر قابل قبولی است. موفق باشید

18372

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا آیه ای در قرآن هست که شیطان خدا را سرزنش کرده باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنین چیزی یادم نمی‌اید. آن‌چه در قرآن هست ملامتی است که شیطان بر پیروانش در قیامت می‌کند و می‌گوید: «وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَ ما كانَ لِيَ عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لي‏ فَلا تَلُومُوني‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ» و شيطان، هنگامى كه كار تمام مى‏ شود، مى ‏گويد: «خداوند به شما وعده حق داد؛ و من به شما وعده(باطل) دادم، و تخلّف كردم! من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اينكه دعوتتان كردم و شما دعوت مرا پذيرفتيد! بنا بر اين، مرا سرزنش نكنيد؛ خود را سرزنش كنيد (ابراهیم/22). موفق باشید

17923
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز من چندین کتاب زیبای شما را خوانده ام، سوال اینکه آیا کتاب مبین با لوح محفوظ فرق می کند؟ و اینکه شما در مورد لوح محو و اثبات فرمودید که از لوح محفوظ تقدیرات به ظهور آمده و یکی پس از دیگری اثبات شده و محو شده و می روند، در روایتی خواندم که نوشته بود لوح اثبات اعمال ثبت شده است و اگر اعمال خوبی یا بدی انجام دهیم اعمال خوب و بد قبلی قابل محو یا اثبات است، یعنی در این روایت محو و اثبات را به این معنی گرفته اند. من در اینجا نفهمیدم که این لوح محو و اثبات کدام یکی می شود. خواهشا راهنمایی فرمایید. با تشکر.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: لوح محفوظ که مقامِ ثابتات است – مثل مقام عقل انسانی – با لوحِ محو و اثبات که محل تغییرات است – مثل ذهن انسان – فرق دارد و بحث آن تخصصی‌تر از آن است که در محدوده‌ی سؤال و جواب روشن شود. إلاّ این‌که در اسفار ملاصدرا به طور خاص و در المیزان به طور موردی آن مطلب را دنبال کنید. موفق باشید

16710

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: به نظر شما چه کتاب هایی مناسب سن دختران نوجوان دوازده سیزده ساله است که بتوان درباره ی آن ها به بحث و گفتگو پرداخت؟ اگر مقدور هست چند کتاب مفید برای این سنین معرفی کنید که بشه با بچه ها به مباحثه گذاشتشون. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان آخرین کتاب‌ها در این مورد نیستم. شاید کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «چه نیاز به نبی؟» که بر روی سایت هست، کمک کند. موفق باشید

16415

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و ادب خدمت شما استاد بزرگوار: استاد آیا گوش دادن به صوت قاریان وهابی از حیث اخلاقی مشکل دارد؟ آیا از جهت اخلاقی باعث کاهش نورانیت قرآن می شود؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به صوت قرآن می‌توان به آن صوت‌ها به جهت رعایت قواعد قرائت قرآن، گوش داد. موفق باشید

16171

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: وظیفه ی پدر و مادر در قبال فرزند 18 ساله ی کاهل نماز پسر چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما وظیفه‌ی چندانی نسبت به او به عهده ندارید. نهایتاً چون این نوجوانان در حال حاضر گرفتار تبلیغات دشمن‌اند، در حدّ تذکر و دلسوزی و بدون دعوا و قهر، با آن‌ها برخورد کنید. موفق باشید

15763
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: ادبار قلب آیا به معنای پر شدن یا نداشتن ظرفیت معنوی جهت دریافت انوار الهی انسان است؟ لطفا معنا را روشن کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خاصیت قلب، تبدیل و تحول و تقلیب است و در این رابطه گاهی در «ادبار» قرار می‌گیرد و نسبت به رجوعِ به حقیقت جلو نمی‌رود که در این حالت، انسان باید با صبرِ بر فرائض، بندگی خود را به نمایش بگذارد. و لازم نیست که تصور کنیم حتماً به جهت گناهان ما، قلبْ در ادبار قرار گرفته است. موفق باشید

14880
متن پرسش
با سلام: استاد در قسمتی از کتاب شرح 10 نکته از معرفت نفس می فرمایند: اكثر قريب به اتفاق بيماري‌ها به اين صورت شروع مي‌شود که ابتدا روحِ انسان آماده‌ي پذيرش آن بيماري مي‌شود و سپس آن را به جسم سرايت مي‌دهد و جسم مريض مي‌شود و يا ابتدا روح از تعادل خود خارج مي‌شود و بدنِ خود را درست تدبير نمي‌کند و آثار آن عدم تدبير آن است که عضوي از اعضاء بدن نمي‌تواند به حرکت طبيعي خود ادامه دهد. سوال بنده این بود که بیماری هایی که ائمه و پیامبران دچار آن می شدند مانند بیماری امام سجاد (ع) در کربلا و .... چگونه با این مسئله تطبیق داده می شود؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در مورد امام سجاد«علیه‌السلام» می‌دانید؛ آن بیماری به اراده‌ی خاص الهی واقع شده بود تا وظیفه‌ی جهاد از دوش حضرت برداشته شود. در مورد سایر اولیاء معصوم نیز باید قضیه از همین قرار باشد. البته این غیر از بیماری‌هایی است که در اثر عوامل خارجی مثل «زهر» پیش می‌آید. مفصلِ این نکته را در کتاب «خویشتن پنهان» می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید

14108
متن پرسش
سلام استاد: ظاهرا این سوال ارسال نشده بود برایتان. احتمالا ایمیلم قطع بود. پرسیده بودم: کتب سیر آفاقی چه کتبی هستند؟ استاد صلاح می دانند بخوانم؟ کمک میکند به سیر انفسی؟ مبنا سیر انفسی باشد و کمک سیر آفاقی. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر آفاقی همان نگاهی است که قرآن به عالَم می‌اندازد و قواعد و سنن جاری در عالَم را متذکر می‌شود. در هر صورت بهترین سیر، سیر آفاقی و انفسی است. موفق باشید

13976
متن پرسش
سلام: جناب محی الدین فرموده اند: «العالم متوهم ما له وجود خارجی.» استاد بنده بعد از کار کردن روی کتاب از برهان تا عرفان برداشتهایی داشته ام از این جمله. ولی می خواستم از استاد خواهش کنم اگر بتوانند در چند خط منظور آن را بفرمایند بنده سعی می کنم روی آن کار کنم. التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این بحث مهمی است که محی‌الدین در فصّ یوسفی به میان آورده است و شاهد خود را روایت مشهور پیامبر خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» قرار می‌دهد که حضرت می‌فرمایند: «النَّاسُ نِيَامٌ‏ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا» مردم در حال حاضر در خواب‏اند وقتى مردند، تازه بيدار مى‏ شوند. بيدار مى‏ شوند و مى‏ بينند عالم اطرافشان طورى شده كه نسبت به دنيا برايشان يك نحوه بيدارى است. به همين جهت قرآن در رابطه با قيامت به شخص گناهكار مى‏ فرمايد: «لَقَدْ كُنْتَ في غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَديدٌ» حقيقتا تو از اين عالم در غفلت بودى ما پرده را از مقابل تو عقب زديم و حالا چون چشمت تيزبين شده اين‏ها را در اطراف خود مى‏ بينى ولى در دنيا نديدى در حالى‏كه در دنيا هم اين‏ها اطراف تو بود. محی‌الدین دنیا را نسبت به عالم بالا دارای وجود اصیل نمی‌داند، ولی نه این‌که آن را غیر واقعی بداند. سعی بفرمایید مطلب را در فصّ یوسفی دنبال فرمایید. موفق باشید

 


[1] ( 2)- بحار الأنوار، ج 50، ص 134.

[2] ( 3)- سوره‏ى ق، آيه‏ى 22.

12911

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا الزامی وجود دارد که رهبر یک مملکتی مانند ایران حتما روحانی باشد؟ مثلا اگر امام خامنه ای روحانی نبودند می توانستند بعنوان رهبری انتخاب شوند؟ بحث من اینجاست که اگر یک شخصی تمام شرایط یک رهبر را داشته باشد ولی روحانی نباشد یعنی دروس حوزوی را خارج از حوزه فرا گرفته باشد اما به مسائل آگاه باشد می تواند در جایگاه رهبری قرار بگیرد؟ اگر نه چرا؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک برای رهبری کشور ایران، مطابق قانون اساسی، فقاهت است که عموماً فقیهان مجتهد در آن حدّ که عالِم به ابعاد فقه حکومتی نیز باشند، در کسوت روحانیت ظهور دارند. موفق باشید

نمایش چاپی