بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11002

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: بنده مقلد یکی از مراجع هستم ولی حب مقام معظم رهبری روز به روز در قلبم بیشتر می شود لطفا در این باب بنده را راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسئله‌ی تقلید در امور فردی، نظر آن مجتهدی که اعلم می‌دانید دنبال کنید و در حکم حکومتی، همه تابع حکم رهبری هستیم. بنده در عین احترام وافر به همه‌ی مراجعی که جامعه‌ی مدرسین مورد تأیید قرار داده‌اند در جمع‌بندی مرجع تقلید خود را آیت‌اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» انتخاب کرده‌ام. موفق باشید
9460
متن پرسش
سلام علیکم: میخواستم نظرتان را درباره این جمله بدانم: «با درک آثار خدا، او را خواهیم شناخت» "رابرت بویل" پدر شیمی مدرن
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از این جمله این را می‌فهمم که با نظر به آیات الهی متوجه اسماء حسنای حضرت حق می‌شویم و این نکته‌ای است که آموزه‌های دینی به ما آموخته‌اند. موفق باشید
9121
متن پرسش
سلام علیکم. آیا شما هم معتقد هستید طب پزشکی مدرن نگاه مکانیکی به انسان دارد؟ بنده در تمام موارد درست نمیدانم. ولی بعضی مواقع خیلی برام این نظریه پررنگ میشود و نمیدانم درست است یا نه. مثلا یکی از روش های درمان گذاشتن باتری در قلب است. یا اینکه در معالجه دیسک کمر با دریل استوان را تراش میدهند و مهره جابگزین را قرار میدهند و پیچ میکنند. یا استفاده از پلاتین و... نمیدانم چند درصد از اینها از نوع نگاه مکانیکی ناشی میشود! شاید بنده خیلی بدبین باشم. اگر بنده را راهنمایی بفرمایید ممنون میشوم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرایط طبیعی باید تلاش کنیم تا روح خودش بیماری‌ها را درمان کند ولی وقتی دنیای امروز مکانیکی شده و انسان‌ها گرفتار انواع سرعت‌ها و انواع سموم شده‌اند مقابل مشکلاتی که این‌چنین به وجود می‌آید همین کار‌هایی است که می‌کنند. موفق باشید
8457

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض تبریک ایام الله ماه رجب . از حضرتعالی سوال داشتم که با همسری زدواج کردم .که از خانواده اهل دین بودند . بعد از گذشت 6 سال از زندگی مشترک دارای یک فرزند که اکنون سن او 2 سال می باشد فرزندم دارای مشکلاتی است که از شما خواهشمندم درصورت امکان اینجانب را راهنمای فرمایید .1- فرزندم اصلا با بچه های دیگر بازی نمی کند و اگر بچه ای هم بخواهد با او بازی کند با او پرخاشگری می نماید 2- اصلا با وسایل بازی خودش هم بازی نمیکند . 3- او را به پارک هم که می برم با وسایل بازی داخل پارک هم بازی نمیکند .4- به دلیل این که مادرش از کوچکترین قضیه دچار استرس می شود می ترسم که او هم به مشکل مادرش دچار شده باشد از این که به صحبت های این جانب گوش کردید بسیار متشکرم مارا هم از دعای خیرتا در این ایام بهره مند سازید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مستحضر هستید که این موارد مواردی است که باید به متخصصی خاص رجوع فرمایند و بنده، راه‌کاری در رابطه با این مشکل ندارم. موفق باشید
5597
متن پرسش
باسلام باتوجه به غربی بودن علوم انسانی که در دانشگاههای کشورمان تدریس میشود ایا شما تحصیل در این دروی امثال روانشناسی و یا مشاوره را برای افراد مذهبی توصیه می کنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با این شرط که این دروس بهانه باشد تا شما بتوانید به متون اسلامی رجوع فرمایید و آن‌ها را مطرح کنید و با آن معارف مشاوره بدهید. موفق باشید
5453
متن پرسش
با سلام با توجه به اینکه مقام پیامبر و ائمه صلوات الله علیهم از ملائکه و حضرت جبرئیل بالاتر است، چرا ایشان وحی را مستقیما دریافت نمیکردند و با واسطه جبرئیل دریافت میکردند یا برخی علوم را با وساطت ملائکه دیگر از حضرت حق دریافت مینمودند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر حقیقتی در محدوده‌ی خودش امکان ظهور دارد. وَحی از آن جهت که شامل احکام تشریعی و عقاید و اخلاق است تنها در ظرف خاصی می‌تواند ظهور کند که آن ظرف وجود نورانی حضرت جبرائیل«علیه‌السلام» است و در مظروف خاصی نیز جای می‌گیرد که آن نفس ناطقه‌ی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» است در حالی‌که در رابطه با اُنس رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» با حقایق بالاتر، نه ظرف جبرائیلی در میان است و نه مظروفی در حدّ نفس ناطقه‌ی رسول اللّه، بلکه حقیقت نوری رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» با نوری بالاتر از نور جبرائیل در تماس است. مثل وقتی که جان رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» قرآن را یک‌جا دریافت. موفق باشید
1639

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی می خواستم بدانم برای درمان غفلت و تنبلی و همچنین برای افزایش همت خود در حد مطلوب چه باید کرد؟ خدا قوت.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: با برنامه‌ریزی جهت آنچه وظیفه‌ی خود می‌دانید نگذارید زندگی‌تان به روزمرّگی بگذرد. با دوستانتان در مورد مباحث معرفتی مباحثه کنید. موفق باشید
839

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت شما استاد گرامی خواستم بپرسم تفسیر فرمایش حضرت زهرا مبنی بر اینکه هیچ چیز برای زن بهتر از این نیست که نه او مردی را ببیند و نه مردی او را ببیند در دنیای امروز که نیاز حضور بانوان در جامعه احساس میشود چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: در آن روز هیچ نیاز نبود که زنان با مردان ارتباط داشته باشند مگر آن موقعی که حضرت مجبور شدند برای دفاع از ولایت به صحنه بیایند. امروز هم فقط در آن حدّ که نیاز است باید با نامحرم ارتباط داشت. موفق باشید
25502
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: با عرض پوزش ترجیحا بدون مقدمه وارد اصل مطلب میشوم خدمت شما عارضم من امام خمینی را قبول دارم ولی منتقدشان هستم و همچنین آیت الله خامنه ای را هم قبول دارم ولی به بعضی از رفتارهای ایشان نقد جدی دارم و شاید هم خلاف امرشان رفتار کنم و جسارتا شما را هم قبول دارم و بسیار به شما ارداتمندم و عشق می ورزم اما منتقد شما نیز هستم آیا این به منزله انحراف من هستش؟ و دیگر شما مرا نمی پذیرید؟ و یا کلا من از خط انقلاب اسلامی و اهدافش خارج شدم؟ آیا فقها معصوم هستند؟ ایا ایت الله مکارم شیرازی یا ایت الله نوری و غیره با آن فقاهت خطا ندارند؟ آیا آیت الله جوادی آملی از حدتعادل گاهی سخنانش خارج نشده است؟ ( فرمایش صریح شما در خصوص از تعادل خارج شدن سخن آیت الله جوادی در خصوص رحلت اقای رفسنجانی — بخاطر خلاصه کردن موضوع را بیان نمی کنم) و بسیاری از فقهای ما - پس عقل و تفکر من در انتخاب راه چه نقشی دارد؟ هرچند اطاعت از فقها را در جای خویش لازم می بینم و قطعا اطاعت می کنم آیا در تاریخ و راویات نداریم شخصی با امام صادق (ع) جهت سفری مشورت کردند و امام ایشان را نهی کردند ولی آن شخص به سفر رفت هر چند از لحاظ معنوی ضرر کردند اما آیا رفتار آن شخص به منزله این بود که از خط امام صادق (ع) خارج شده است؟ اصلاً فقیهان به کنار فرض که دوران امام علی (ع) است و ایشان مالک اشتر را منصوب فرموده است مگر در خود نهج‌البلاغه در نامه به مردم مصر پس از کلی تعریف و تمجید و تأیید مالک تذکر نداده‌اند که به‌شرطی اطاعتش کنید که مطابق حق فرمان دهد؟ چرا فکر می‌کنید مردم امکان شناخت حق را ندارند و باید هرچه ولی فقیه گفت را بپذیرند حال آنکه حتی امام علی (ع) چنین رابطه‌ای میان خود و مردم قائل نبود؟ این توجیهاتی که دربارهٔ عدم امکان اشتباه رهبری در برخی افکار وجود دارد براستی تفاوت چندانی با نظریهٔ باب شیخ احمد احسایی که از دلش بابیت و بهاییت درآمد ندارد با این تفاوت که این بار باب مفروض، فقها و مشخصاً ولی فقیه است و با این طبقهٔ اجتماعی سر دشمنی ندارد که هیچ دوست توجیه‌گر هم هست! شاید اگر شیخ احمد و شاگردانش هم به‌جای مقابله با فقیهان، تأییدشان می‌کردند و می‌گفتند باب یکی از فقیهان زمان است که از همه عالم‌تر و عادل‌تر و شجاع‌تر است کارشان به سرکوب و اعدام و تبعید نمی‌کشید! خیلی تصادفی صحبت شما را درخصوص خارج شدن جناب احمدی نژاد از خط ولایت را شنیدم با وجود اینکه به برخی از رفتارهای ایشان منتقدم با این حال ایشون را ولایی تر از دولت موجود و بقیه دولتها می دانم و صد البته مردمی تر اما این به این معنا نیست که بطور مطلق قبولش دارم و برخلاف نظر شما رفتار ایشون را درخصوص انتخابات ۹۶ خلاف ولایت نمی دانم ایشون صرفا مشورت کردند همانطور که هر انسانی مشورت می کند ولی قرار نیست با نظر مشاور مسئله ای را به خودمان تحمیل کنیم حتی اگر آن مشاور رهبر باشد. وقتی بخشی از جامعه پیرو تفکری است چرا نباید نمایندهٔ آن تفکر حق حضور در انتخابات را داشته باشد؟ مگر غیر این است که امام علی به‌ صراحت می‌فرماید چون خیل جمعیت حجت را بر من تمام کرد خلافت را پذیرفتم؟ حتی امام علی (ع) که حکومت حق مسلمش بود و غصب شده بود وقتی تن به آن داد که مطمئن شد اکثریت مردم او را می‌خواهند. اگر کسی معتقد است حق را شناخته و خود نماد بارز آن است پس حتماً خوب هم بلد است آن را عرضه و تبلیغ کند و اگر واقعاً حق است و اگر به لطف جمهوری اسلامی طاغوت که حجاب حق است برچیده شده است چرا باید از شنیدن صدای مخالف و به رأی گذاشته شدن نظرش بترسد؟ ۴۰ سال حماقت صغیر تصور کردن مردم و تحمیل نظارت استصوابی به آنان که از دلش انتخاباتی بین بد و بدتر و مجلس و دولت‌هایی هریک بی کفایت تراز قبلی کافی نیست؟ هرچند از نظر رهبری این دولت بهترین است و مهم نیست مردم هرروز دارند بیشتر از دیروز له می‌شوند مهم امنیت و حفظ نظام است (نظریهٔ اصالت دولت (نظام) و در خدمت نظام بودن همهٔ مردم که اگر قدری افراطی‌تر شود می‌شود همان فاشیسم!) هرچند از نظر ایشان امنیت فقط نبود جنگ و ترور است وگرنه باقی عناصر امنیت به فنا رفته است. شما اگر در شرایط کنونی چیزی از امنیت روانی، اقتصادی و حتی سیاسی سراغ دارید بفرمایید بماند که در روایات داریم فقر از هر دری بیاید ایمان از در دیگر می‌رود. بی‌شک اینکه رهبری به خود اجازه دهد تعیین تکلیف کند چه کسی در انتخابات شرکت کند یا نکند عین طاغوت و صغیر فرض کردن مردم است. بیایید با خودمان صادق باشیم اگر جمهوری اسلامی است و اگر این حکومت همان حکومت است که امام خمینی انتظار داشت مردم حق داشتند که رهبرش را استیضاح کنند و امثال بهشتی از آزادی بیان و اظهار عقیده حتی در وسط جنگ می‌گفتند پس «من صلاح نمی‌دانم» و «من این را می‌گویم» را بریزیم در سطل آشغال! رهبری هم باید به مردم پاسخگو باشد رهبری هم فقط باید نظرش را بگوید و تحمیلی در کار نیست رهبری هم باید در مقابل هر دستوری که می‌دهد برای مردم دلیل کافی بیاورد و اگر مردم نپذیرفتند کوتاه بیاید مگر آنکه خودش را از امام علی هم بالاتر بداند که در آن صورت بهتر آن است که به عقیدهٔ آیت‌الله مصباح تن دهیم و نام جمهوری را حذف کنند. مگر استاد عزیز نظر علامه طباطبایی دربارهٔ آیهٔ دوازدهم سورهٔ مدنی تغابن این نیست که حتی اگر مسلمانان نافرمانی کردند پیامبر وظیفه‌ای جز تذکر دادن ندارد؟ (در تفسیر المیزان در توضیح این آیه آمده است: «و معناي‌ جمله‌ ‌اين است‌: ‌که‌ ‌اگر‌ ‌شما‌ ‌از‌ اطاعت‌ ‌خدا‌ ‌در‌ آنچه‌ ‌از‌ دين‌ تشريع‌ كرده‌، و ‌يا ‌از‌ اطاعت‌ ‌رسول‌ بدان‌ جهت‌ ‌که‌ ولي‌ امر ‌شما‌ ‌است‌ ‌در‌ آنچه‌ ‌به‌ ‌شما‌ دستور مي‌دهد اعراض‌ كنيد، ‌رسول‌ ‌ما نمي‌تواند ‌شما‌ ‌را‌ مجبور ‌بر‌ اطاعت‌ كند، ‌براي‌ اينكه‌ ‌او‌ مامور ‌به‌ ‌اين رفتار نشده‌ بلكه‌ تنها مامور ‌شده‌ ‌که‌ رسالت‌ ‌خدا‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌شما‌ برساند، ‌که‌ رسانيد») صراحت این آیه و توضیحات علامه و تأکید قرآن بر عدم تسلط پیامبر بر مردم یعنی حکومت اسلامی توسط خود مردم پیاده می‌شود و مردم باید بخواهند فلان مسئله طبق نظر شرع پیش برود و هیچ جبری بر آنان نیست حتی اگر پدرانشان در ۴۰ سال قبل چنین جبر طاغوت‌واری را پذیرفته باشند. مطمئن هستم شما اهل مطالعهٔ تاریخ هستید و خوب می‌دانید بسیاری از توجیهات امروز را زمانی بنی‌امیه و بنی‌عباس بهتر و دقیق‌تر و مستندترش را می‌ساختند تا صدای مخالفت مردم در برابر خلیفه را خفه کنند. پس لطفا اجازه ندهید تفکر از دیگران گرفته شود و چشم بسته همه مسائل را به رهبری وصل کنیم و بگوییم چون زعیم ماست خداوند کمکشان می کند و ایشون اشتباه نمی گویند و یا اشتباه رفتار نمی کنند که نمونه هایی مبنی بر اشتباه رفتن مسیر در طی رهبری ایشان وجود داشته است که حتی خود رهبری گاها به ان موارد اشاره کرده است (یه نمونه از چند نمونه را عرض می کنم در خصوص کاهش جمعیت ایران که بعدها رهبری گفتند که حمایتش از این طرح اشتباه بوده هرچند شما این را اشتباه ندانید ولی تاثیر سوء آن در مردم دیده شد) حتی نمونه های اعترافی امام خمینی مبنی بر بعضی از تصمیمات اشتباهش در تاریخ وجود دارد. باید پذیرفت وقتی یک غیر معصوم را در حد معصوم بالا ببریم و مقدس پنداری می کنیم و تمام رفتارهایش را از روی حکمت و حکیم بودنش می دانیم در واقع چشمان واقعیت را بسته ایم و تعقل را تعطیل کردیم و اشتباهات را توجیه می کنیم چه آن شخص من نوعی باشم و یا آقای احمدی نژاد و چه رهبری و یا هر شخص دیگری باشد به نظر بنده باید حد تعادل را نگه داشت و امکان خطا را در زمانی که معصوم حضور ندارد برای همه در نظر داشت حتی ولی فقیه و توجیه نکنیم که اشتباهات آنها فاحش نیست چرا چنین جواز ناچیز بودن اشتباه را فقط برای ولی فقیه جایز می دانیم؟ بدانیم تنها کسی که از خطا عاریست فقط امام معصوم است و این عقیده ایست که شما به ما شاگردان خود آموخته اید ببخشید که با این صراحت نظر دادم و انتقاد کردم امیدوارم چنین انتقادی به معنای این نباشد که از خط ولایت خارج شده ام یا ارداتم به شما کاسته شده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه جامعه‌ی ما به آن‌چنان بلوغی رسیده است که از دوره‌ی «فراروایت» عبور کرده است. به این معنا که افراد، چراغ خرد خاموش کنند و بدون فکر از کسی تقلید نمایند. آری! بسترِ گشوده‌ای است به نام اسلام و انقلاب، که خود به خود میدانِ تفکر است و تفاوتِ فهم‌ها نسبت به اسلام و انقلاب، نشانه‌ی سعه‌ی ملکوتیِ اسلام و انقلاب است و ما را از انجمادِ فکری نجات می‌دهد. از سخنان شما چنین برداشت کردم که نمی‌خواهید در انجمادِ فکری، خود را متوقف و راضی کنید و همین امر موجبِ ارادت بنده به امثال شماست. حقیقتاً در این تاریخ، باید در بسیاری از برداشت‌ها و فهم‌های خود تجدید نظر کنیم و آن‌ها را بازخوانی نماییم، هرچند که در بعضی نکات به نظر خودم عجله کرده‌اید. مثل آن‌که گمان فرموده‌اید علت مخالفت بنده با آقای احمدی‌نژاد مربوط به سال ۹۶ و عدول ایشان از مشورتی است که با مقام معظم رهبری داشت. چنین نیست؛ ولی فعلاً هم مهم نیست. مهم آن است که شما در موضوعات فکر می‌کنید و حتی برای مقام معظم رهبری، جایگاهِ عصمت قائل نیستید. از آن طرف انتظار بنده آن است که اهل تفکر به سخن متفکران از جمله متفکری مثل آقای خامنه‌ای فکر کند و در مقایسه با سخن مخالفانِ ایشان آن‌چه بهترین است را دنبال نماید. بنده به هیچ‌وجه نگاهِ شخصیت‌هایی امثال شما را، نه‌تنها نگاهِ مغرضانه نمی‌دانم، بلکه چشم‌اندازی می‌بینم برای آینده‌ای که سختْ بدان امیدوارم. همان‌طور که اشاره دارید بحث در حکمِ حکومتی رهبری است که در آن‌جا نه به اعتبار آن‌که آن سخن و آن حکم، بی‌عیب است بلکه از آن جهت که باید بالاخره به گفته‌ی افلاطون، یک کسی حرف آخر را بر مبنایِ معارف تعریف‌شده بزند تا امورِ شهر و کشور جلو برود.

اجازه بدهید به تک‌تکِ اشکالاتی که فرمودید پرداخته نشود؛ ولی در جمع‌بندی معتقدم «عقل» و «حکمت» اقتضاء می‌کند نظام ما آن‌چنان بی‌هویت و بی‌اصالت نشده است که به براندازی نسبت به آن فکر کنیم؛ بلکه برعکس، شاید بگویم از بی‌نظیر نظام‌هایی است که اگر دلسوزانه و بی‌سر و صدا در رفع مشکلات آن قدم برداریم، حتماً به نتیجه خواهیم رسید. بنده بر اساسِ تجربیات گذشته‌ی خود در این وادی قدم برمی‌دارم و سختْ امید به رحمتِ الهی دارم و سخنان مقام معظم رهبری را نه از آن جهت که «باب اللّه» است بلکه به اعتبار این‌که گویا خدا بنا دارد از طریق سخنان ایشان، هدایتی به این ملت عطا کند؛ ارج می‌نهم در آن حدّ که گاهی به این فکر می‌افتم چقدر خوب است این سخنان را مثل یک متن ارزشمند در جمع دوستان مورد بحث و بررسی قرار دهیم، به نظر بنده ارزش این کار را دارد. موفق باشید

22338
متن پرسش
از استاد طاهرزاده می پرسم: سلام استاد محترم: ۱. شما می‌فرمایید که گاهی پیران اهل دل با موسیقی یک تلنگری به حواس باطنی می‌زنند و فعالش می کنند، یعنی یک ضربه کم داشتند که با موسیقی این ضربه را وارد می کنند ولی جوانان اگر موسیقی گوش کنند مطمئنا حواس باطنی و چشم دلشان را تعطیل می کنند. میشه کمی بیشتر توضیح بدهید یا ارجاع دهید به آثار خودتون که در این زمینه به تفصیل بیشتری پرداخته اید؟ ۲. و عرض دیگرم هم این بود که بنده شنیده ام که برخی عرفا نظرشان این هست که عشق زمینی برای فرد وقتی اتفاق می‌افتد یا حتی با نظر و تعمق روی عشق های زمینی تا حدودی می تواند عشق الهی رو درک کنه و عشق و حرارتش نسبت به محبت و عشق به حضرت حق فعال یا فعال‌تر هم میشه اگر درست استفاده کنه. بنده از اون پس دیدم نسبت به این چیزها تغییر کرده و حتی چند شب پیش یک فیلم عاشقانه با این امید که حس عاشقی ای که چند صباحی در دلم افتاده بود از خدا دوباره گُر بگیره و الان روزها و ماه هاست که آرزوی اون حالات رو دارم و الان هم غم فراق خدا که به دلم هست رو مدتها و مخصوصا اخیرا بعد دیدن اون فیلم بدجور آتش گرفتم و سه ساعتی به وقت اذان صبح مونده بود و رفتم سجده و فقط اشک و شرح درد فراق بود با خداجون. یاد وصیتنامه شهید باغانی افتادم و دلنوشته‌ها و مناجاتاش با خداوند متعال البته میدونم من به گردپای امثال شهید باغانی هم نمی رسم. حالا استاد آیا بنده به عنوان یه جوان دوست‌دار مسیر خدا با یک فیلم حلال و عاشقانه، وقتی آتش عشق الهی‌ام روشن شد، روشم اشتباه بود یا اینکه اون عشق نبوده و توهم بوده برام که در اثر اون فیلم رخ داده؟ و یعنی چشم حق بینم رو تازه تعطیل کردم؟ ۳. جواب سوال ۲۲۳۰۳ رو نمیدونم چرا هرچی میگردم در ایمیلم نیومده، ببخشید میشه لطف بفرمایید مجدد بفرستید؟ خیلی از شما ممنونم و واقعا نمیدونم چطور تشکر کنم، سعی می کنم لااقل به فرمایشاتتون خوب عمل کنم حاج آقا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. غزالی در رابطه با این‌که چرا شیوخ عرفا در جلسه‌ی سماع عرفانی شرکت می‌کنند، می‌گوید: سماع، آن‌چنان را آن‌چنان‌تر می‌کند. یعنی افرادی که در وجوه روحانی خود استقرار داشته باشند با حضور در جلسه‌ی سماع آن حالت شدت می‌یابد که به نظر بنده برای شیعیان این حالت به نحو احسن در زیارت اولیاء معصوم «علیهم‌السلام» شکل می‌گیرد ۲. مولوی می‌گوید: «عشق‌ها گر زین سرا گر زان سر است / عاقبت ما را بدان سر رهبر است» یعنی اگر عشق، عشق باشد و در راستای زیبایی‌های محبوب جلو رود و نه در دام شهوت‌رانی‌ها، در هر صورت جان را به سوی محبوب مطلق می‌کشاند ۳. در جواب آن سؤال این‌طور عرض شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: باید انسان احساس کند آن کتاب و یا آن جلسه، جوابِ طلب حقیقی اوست و به نحوی او می‌تواند از آن طریق تغذیه شود. موفق باشید

20137
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: ۱. می خواستم نظر شریفتان را در مورد بیانات رهبری که در ذیل آمده بیان کنید. خبرگزاری فارس: مقام معظم رهبری در بازدید از صدا و سیما و در جمع اهالی موسیقی در سال 1375 با بیان اینکه هنر موسیقی تلفیقی از دانش، اندیشه و فطرت خدادادی است می‌فرمایند: در غرب موسیقی‌هایی که گاهی یک ملت را نجات داده کم نبوده است. به گزارش خبرگزاری فارس در آستانه برگزاری نخستین جشنواره شعر و موسیقی ضدآمریکایی طبس مروری بر سخنان مقام معظم رهبری در بازدید از صدا و سیما و در جمع اهالی موسیقی در سال 1375 منتشر شد. آنچه در زیر می‌آید این سخنان است. * هنر موسیقی تلفیقی از دانش، اندیشه و فطرت خدادادی آنان که در امر نوازندگی یا خوانندگی فعال بودند اظهار داشتند که طبق فطرت و ذوقی سلیم، نظم منطقی را در کار معمول می‌داشته، و قواعد را رعایت می‌کرده‌اند. هفت دستگاه اصلی موسیقی و دستگاه‌های فرعی آن، که تنها مربوط به موسیقی ایرانی نیست، بلکه در همه آهنگ‌های جهان وجود دارد، به گونه‌ای تکوین یافته که هر صدایی شما دربیاورید، در یکی از آن دستگاه‌ها هست. بدین ترتیب می‌توان نتیجه گرفت هنر موسیقی، تلفیقی از دانش، اندیشه و فطرت خدادادی است؛ که مظهر فطرت خدادادی، در درجه اول، حنجره انسان‌ها، و در درجه دوم، سازهایی است که به دست انسان‌ها ساخته شده است. پس می‌بینید که پایه، پایه الهی است. اولین نتیجه‌ای که می شود گرفت آن است که ما این هنر را، در راه خدا مصرف کنیم. * تعالی موسیقی ما از دوران جوانی خودمان حرف‌های برخی از اهالی هنر را می‌شنیدیم که روشنفکر مآبانه و واقعاً بی­ پایه و اساس، مبتنی به این نکته بود که «ما هنر را در راه فکر و پیش‌بینی و سیاست، به کار نمی‌بندیم». آنها که ادعاهایی چنین داشتند، هنرشان - اعم از شعر و دیگر فنون - بیش از سایرین در خدمت سیاست‌ها قرار می‌گرفت. قصد ورود به چنین بحث‌هایی را ندارم. اما می‌خواهم بگویم هر کاری که متکی به اراده انسان است، باید برای هدفی انجام گیرد. هرچه هدف متعالی‌تر باشد، آن کار یا هنر ارزشمندتر می‌شود. متأسفانه هدف موسیقی در شرق، در حد تعالی خود موسیقی نبوده است. * در غرب موسیقی‌هایی که گاهی یک ملت را نجات داده کم نبوده است درست است که در غرب، موسیقی رقص و لهو و سایر موسیقی‌های منحط وجود دارد، اما در همان نقطه از جهان، از دیرباز موسیقی‌های آموزنده و معنادار هم بوده است؛ موسیقی‌ای که برای گوش سپردن به آن، انسان عارف واقف خردمند، می‌تواند بلیت تهیه کند، در سالن اجرای کنسرت بنشیند و ساعتی از آن لذت ببرد. در غرب موسیقی‌هایی که گاهی یک ملت را نجات داده و گاهی یک مجموعه فکری را به سمت صحیحی هدایت کرده، کم نبوده است. غرب برخوردار از چنین ویژگی‌ای نیز بوده، و هست. * موسیقی لهوی حرام در شرقی که راجع به آن گفتم (یعنی در محدوده جغرافیایی مورد اشاره) متأسفانه موسیقی از چنین اعتبار و جایگاهی برخوردار نبوده است. موسیقی در اینجا عبارت از آهنگ‌ها و آلات و ادوات لهو بوده؛ که فقها از آن، به «موسیقی لهوی حرام» تعبیر کرده‌اند. فرض بفرمایید فلان خلیفه، شبی دچار بی‌خوابی می‌شده است. موسیقی­دان با آن خصوصیاتی که گفتم «اهل خرد و قریحه و ذوق است»، بایستی خود را می‌شکست، پای تخت خلیفه می‌نشست، تا خلیفه از حالت افسردگی بیرون می‌آمد! این وضعیت موسیقی در بارگاه خلفا و امرای عرب بود. عین همین قضیه، در مورد سلاطین ایران هم صدق می‌کند. پادشاهانی که اهل موسیقی لهو بوده و دربارهای موسیقی طلب داشته‌اند، کم نیستند. که از آن جمله می‌توان به دربار قاجار و پادشاهان آن سلسله اشاره کرد. توجه می‌کنید که موسیقی در خدمت چه جریان­ها و کسانی بوده است؟! اینکه می‌بینید در کلمات فقها، موسیقی، مقوله‌ای حرام و ممنوع و دست نزدنی و نزدیک نشدنی است، به همین خاطر است. * موسیقی که هدف متعالی داشته باشد پاک و مقدس است حرف من با موسیقی‌دان‌ها این است که موسیقی را به سمت معنا و هدف‌های متعالی ببرید؛ هدف‌هایی فراتر از هدف عیاشی؛ فلان عاشق کذایی که بهمان معشوقه کذایی‌تر را دوست می‌داشته، و چون مورد بی اعتنایی وی قرار گرفته و دلش شکسته است، می‌خواهد پای فلان ساز بنشیند، و در اثر آهنگ و ترانه سوزناک، اشکی از ره فراق بریزد! چنین هدفی در استعمال موسیقی ارزشمند نیست. چه ارزشی دارد که به خواهش دل یک نفر بسازند و بخوانند و بنوازند، و آن اندیشه ریاضی و محاسبه علمی و منطقی را - که اعتبار موسیقی است - چنین خوار و ذلیل کنند؟! ارزش و هدف و تعالی در موسیقی، این نیست. موسیقی متعالی، موسیقی‌ای است که برای هدف متعالی باشد. اگر چنین باشد، آن وقت می‌شود موسیقی را پاک و مقدس نامید. * وجود کلام، از محسنات موسیقی ماست موسیقی را باید به سمت هدف متعالی بکشانید. این را هم فراموش نکنید که، کلام، از محسنات موسیقی ماست. اصلاً نقطه قوت در موسیقی فارسی و عربی، وجود کلام به صورت اغلبی است. یعنی غالباً چنین بوده که موسیقی با کلام همراه می‌شده است. مسلماً کلام، بر جهت‌گیری کار مجموعه شما، تأثیر می‌گذارد. درخواست من از شما آقایان موسیقی‌دان‌ها و افرادی که در این زمینه بسیار مهم صاحب نظر و هنر هستید، این است که احساس مسئولیت کنید، و موسیقی را نجات دهید. * موسیقی را هدف­دار کنید بعضی از موسیقی­دان‌های سنتی اصیل و ریشه‌دار، گاهی می‌گویند که «موسیقی قبل از انقلاب دچار ابتذال شده بود؛ ولی در دوران انقلاب الحمدالله، آن ابتذال از بین رفت». من این را نمی‌خواهم بگویم. من تقسیم دیگری را می‌خواهم مطرح کنم. چون تنها به اینکه آن ابتذال‌ها از بین برود، قانع نیستم. بلکه می‌گویم در همین موسیقی غیرمبتذل سنتی عالمانه هم، شما وظیفه دارید جهت‌گیری درست ایجاد کنید. توقع من از شما، هدف­دارکردن موسیقی است. به دنبال مسائلی چنین، در وادی موسیقی باشید. موسیقی باید در این جهت برود و صدا و سیما، موظف‌ترین و مسئول‌ترین مرکز برای این کار است. اینکه از صدا و سیما اسم می‌برم، بدین معنا نیست که وزارت ارشاد را فراموش کنیم. وزارت ارشاد هم جزو موظف‌ترین­هاست. اما شما جزو متعهدترین و موظف‌ترین­ها هستید. پس، به سراغ این کار بروید. ۲. آیا در بین فقهای قدیم و جدید کسی مانند این نظر را گفته است؟ ۳. آیا الان ایشان از این نظر عدول کرده اند و نظرشان تغییر کرده؟ خیلی ممنون از لطفتان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد نه‌تنها صاحب‌نظر نیستم، حتی استعدادی که به موسیقی جذب شوم نیز، در من نیست. ولی می‌دانم که حقیقتاً موسیقی قدرت عجیبی در میان‌آوردنِ ابعادی از انسان را دارد در آن حدّ که جناب فارابی با نوعی از موسیقی در یک جلسه، همه را به خندیدنِ بی‌قرار می‌کشاند و در همان جلسه با نوع دیگری از موسیقی همه را به خواب می‌برد. آیا واقعاً ملت ما چنین مبنایی را برای متأثرشدن از موسیقی دارا هستند یا نه، نمی‌دانم؟! شاید چیزی مثل شعر جای موسیقی را تا حدّی گرفته است و شاید آرام‌آرام روح توحیدی انقلاب اسلامی نوعی از موسیقی را به صحنه آورد که انسان تحت تأثیر آن، رازهای نهفته‌ در انقلاب را که زبانِ دیگری نمی‌تواند ظاهر کند، به میان آورد. می‌گویند سمفونی‌های بتهون چنین توانایی‌هایی دارد و هگل در تقسیم هنر نسبت به ظهور بواطن عالم، کم‌ترین ارزش را برای معماری و بالاترین ارزش را برای نقاشی و موسیقی می‌گذارد. واللّه اعلم. در مورد نگاه فقهی به این موضوع، مطابق آن‌چه اخیراً بعضی از فضلای حوزه مطرح می‌کنند، احتمالاً باید حوزه‌ی موسیقی و زیباشناسی را در موضوعات حُسن و قبح عقلی و ذاتی قرار داد و نه در موضوعاتِ مربوط به فقه. و مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» شاید با توجه به این امر، نظرات خود را به میان آورده‌اند. موفق باشید 

17379
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد بهتر از جانم: با تشکر بابت بذل عنایت به سوالات مطرحه سعی می کنم زیاد مصدع نشوم. ولی امر مسلمین مشکل کمبود جمعیت را طرح و امر به حرکت درستی در این باره فرموده اند؛ حقیر نیز در خود احساس وظیفه و تکلیف می کنم و از نظر خودم که ان شاءالله تصحیح بفرمایید اصلا رسالت خانواده را غیر از این نمی بینم یا حداقل مهم ترین رسالت این است. با عنایت به عرایض دو سوال دارم از خدمتتان: 1. چقدر رضایت زن و شوهر در این داستان مهم و دخیل است؟ یعنی اگر یکی راضی نباشد به هر دلیل. 2. اگر مشکلی که یکی از زوجین از لحاظ عقیدتی مثلا توکل ضعیف به خدا باعث این نارضایتی باشد چه باید کرد؟ ضمنا حقیر صاحب دو فرزند دختر 7 ساله و 2 ساله هستم. خدا خیرتان دهد. یا علی مدد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال عنایت داشته باشید که بحث در رابطه با احساس وظیفه‌ای است که خانم‌ها نیز در این شرایط باید بدان نظر کنند وگرنه اگر بدون رضایت آن‌ها در این موارد اقدام کنید، ابداً آن نتیجه‌ای که به دنبال آن هستید، را به دست نخواهید آورد. البته خوب است که خانم‌ها متوجه باشند که نیاز روحی آن‌ها نیز در داشتن کودکی است که به عنوان نمک زندگی همواره در مقابل ما نشو و نمو داشته باشد. بسیاری از افسردگی خانم‌ها به جهت غفلت از این مسئله است. در حالی‌که هر کودکی رزق خود را به همراه می‌آورد. موفق باشید

16144

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با توجه به آیه ۲۹ بقره آیا نتیجه نمی گیرم که حرف فلاسفه کی می گویند: اول عالم غیب خلق شده بعد دنیا. اشتباه است چون در آیه انگار اول خلقت زمین بیان شده بعد آسمانها.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی مذکور می‌فرماید: آن‌چه در زمین خلق شده برای شماست – نه آن‌که شما برای آن‌ها باشید - پس بعد از آن‌ به آسمان‌ها پرداخت – نه آن‌که بعد از آن، آسمان‌ها را خلق کرد - به آسمان‌ها پرداخت در رابطه با مراتب آسمان و نحوه‌ی حضوری که باید حضرت حق در آسمان‌ها داشته باشد، معنا می‌دهد. موفق باشید

15221
متن پرسش
با سلام استاد: این حرف‌های اخیر آقای روحانی در یزد چه‌چیز را می‌رساند که این‌‌چنین زحمات دولت گذشته را نادیده می‌گیرند، بدون آن‌که فرصتی باشد تا لااقل دولت گذشته بیاید از خود دفاع کند؟ مگر مقام معظم رهبری به آقای روحانی و دولت ایشان تأکید نکردند از فعالیت‌های خودتان بگویید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی توانایی کاری مطابق نیاز زمان را در خود ببیند، هرگز گرفتار چنین گفتارهایی نمی‌شود که بخواهد به خدمتگزاران این ملت که در گذشته و مطابق آن زمان، خدماتی انجام داده‌اند؛ این‌طور بیرحمانه حمله کند. استادان فلسفه به ما آموخته‌اند این نوع گفتارها، خبر از بیگانه‌شدن از زمانه است. باید بدانیم با این حرف‌ها، جهانِ تازه‌ای بنا نمی‌شود، بلکه تنها می‌توان به مراحلی از تجدد که دیگران آن را پشتِ سر گذاشتند، رسید. این‌طور حمله به گذشتگان، هیچ چشم‌اندازی را برای آینده ظاهر نمی‌کند بلکه فضایی خشک و خشن و ملال‌آور را به همراه می‌آورد.برای بزرگ جلوه دادن کار های خود زحمات گذشته گان را نفی می‌کنند. هوشیاران تاریخ، معنایِ این گفتمان‌ها را بی‌حاصلیِ کارِ گویندگان آن قلمداد می‌کنند و گویندگان این‌نوع سخنان، محکوم به بی‌آیندگی در تاریخ هستند. موفق باشید

 

14440
متن پرسش
سلام: جناب آقای حسن زاده آملی در هزار و یک کلمه ظاهرا می فرمایند: پس از معصومین کسی مانند آقای قاضی نداشته ایم. استاد بنده نمی دانم چطور جمع کنم بین این نظرات. کسی می گوید آقای قاضی. کسی می گوید امام (ره) کسی می گوید علامه طباطبایی. بالاخره کدامشان بزرگتر بوده اند؟ به نظر خودم اصلا این نوع مقایسه ها غلط است. آنقدر اینها به هم نزدیک هستند که زیاد معلوم نمی شود. فکر کنم نظر آقای حسن زاده هم اثبات آقای قاضی بوده بدون کم کردن آنهای دیگر. درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احسنت! حتماً همین‌طور است. این‌ها هرکدام گل‌های بوستان محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» هستند و هرکدام بویی از آن انوار الهی را به مشام جان می‌رسانند. موفق باشید

12105

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: 1- جنس اطلاعات و تفکرات در نفس چیست که برخی نفوس قوی می توانند ذهن و تفکر نفس دیگر را بخوانند و بفهمند در ذهن و فکر شخص چه می گذرد؟ آیا نفس قوی به صورت غیر محسوس بر نفس ضعیف تر احاطه پیدا می کند که متوجه آن تفکرات و اطلاعات می شود و یا نه چیز دیگری هست؟ لطفا توضیح دهید. 2- حال که بدن علت معده و ابزار نفس می باشد و خاطرات و تفکرات ما در نفس جای دارد پس چرا وقتی شخصی تصادف می کند و سرش ضربه می خورد حافظه اش را از دست می دهد؟ مگر حافظه مربوط به نفس نیست چس چرا خاطرات یادش نمی آید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جنس اطلاعات و تفکر از جنس علم است و واقعیتی است مجرد، حال اگر نفسی بتواند یا به جهت هدایت الهی مثل ائمه، یا به جهت قوت نفس مثل مرتاض‌ها یا با خبری که جنّیان به او می‌دهند مثل جادوگرها متوجه اطلاعات درونی نفس دیگری شود باید مشخص شود از چه پایگاهی استفاده کرده 2- خاطرات در نفس است ولی وقتی نظام عصبی انسان به هم بخورد ابزار استفاده و ارائه‌ی آن خاطرات را ندارد و به همین جهت اگر نظام عصبی او ترمیم شود می‌توان آن خاطرات را به کمک نفس خود اظهار کند. موفق باشید

11243

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حاج آقا: خدا به شما عمر با برکت بده. حاج آقا لطف کنید یک کتاب در مورد زندگی یکی از بزرگان عرفان معرفی کنید تا بنده مطالعه کنم و تذکری بر این قلب رمیده باشه.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «روح مجرد» از آیت‌اللّه طهرانی، کتاب عالمانه‌ای است. موفق باشید
10952
متن پرسش
سلام علیکم: دلیل اصرار شما بر ندادن سیر اعمال عبادی چیست؟ آیا نگران عمل زدگی و محدود شدن فضای فکری هستید و یا شاید سیر اعمال عبادی فقط مخصوص افراد خاصی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خودم فکر می‌کنم اگر معرفت دینی ما عمیق شود همین دستوراتی که برای عموم هست – اعم از واجب و مستحب – کافی است. موفق باشید
9925
متن پرسش
سلام علیکم: با عرض ادب. بنده طلبه ام پایه دو برای اعتقادات چه کتابی مناسب است که شسته رفته باشد و بیشتر نیاز به تفکر داشته باشد. برای ایجاد اخلاص در برنامه چه کار توصیه می فرمایید.؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه کتاب‌های «آشتی با خدا» و «ده نکته در معرفت نفس» کمک می‌کند. وقتی برایمان روشن شد حقیقت همه‌چیز حضرت حق و اسماء حسنای اوست، برای رسیدن به خدا و انوار او باید برای هیچ جریانی استقلال قائل نباشیم و اگر این را در عمل پیاده کردیم به وادی اخلاص وارد شده‌ایم. إن‌شاءاللّه. موفق باشید
7724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و ادب خدمت استاد ابتدا از حضرتعالی در خصوص ارسال بایسته های اقدام کلان فرهنگی تشکر می کنم و چند سوال مهم : بنده بعد از اتمام دانشگاه وارد بر حوزه شدم و در حالی پایه اول را سپری می کنم که کمتر بهره ای از این بخش نصیبم گشته است. از آن شور و حالی که 5 سال پیش از مباحث معرفت نفس گرفتم و حس حضوری که درک کردم در اینجا خبری نبود. هر چه خودم نگاه می کنم متوجه می شوم طریق من روش داشمندی نیست که انبار اطلاعات باشم بلکه آنچه روح مرا ارضا می کند روش اندیشمندی و طهارت باطن است که با درک حضور حضرت رب العالمین جلا و علا حاصل می گردد. و در این بین ازدواج را بسیار برای خود لازم می یابم چرا که اقتضای شرایط سنی ام (28 سال) و آنچه که در این بین از انس نصیبم می شود را موثر در تمرکز و جمع حواس می دانم . بر این اساس در خصوص معرفت نفس و ازدواج برنامه جدی دارم. بنده با یک هدف بسیار متعالی وارد بر حوزه شده ام اما متاسفانه تا کنون شاید 10 درصد آن محقق نشده باشد و شور و رغبت را از من در مطالعه جدی و مباحثه ربوده است. گویی نوعی افسردگی برای من ایجاد شده و قلب من محبوب خود را گم کرده و لذا در جستجوی این محبوب به همسری صالح و معرفت حضوری پروردگار می اندیشم. در نظر دارم در تابستان امسال برخی دروس را ارتقائی بخوانم تا در سال تحصیلی جدید فرصت بیشتری برای پیگیری آنچه تشنه آنم داشته باشم. نظر حضرت عالی در این خصوص چیست؟! بنده در مسیر ورود به حوزه فشار زیادی را تحمل می کنم و لذا نمی توانم خود را با بی ثمری مواجه ببینم. از اینکه بنده را راهنمایی می فرمائید سپاسگزارم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این‌که می‌فرمایید می‌خواهید بعضی دروس را ارتقائی بخوانید اشکالی ندارد، ولی در مورد ادبیات عرب کوتاهی نکنید و نیزانتظار نداشته باشید در ادبیات عرب هم مثل معرفت نفس در حال حضور باشید. ادبیات عرب جنبه‌ی «راه» را دارد برای رسیدن به مقصد. راه؛ مقصد نیست که انتظار حال حضور از آن دارید. در موضوع ازدواج هم بنده دعا می‌کنم به بهترین نحو موفق باشید. موفق باشید
7581
متن پرسش
با سلام در جایی میخواندم که روح استفاده از ماشین ظرفشویی رفاه طلبی است.در نظر شما در این مورد چیست؟آیا تا جایی که میشود از خرید و استفاده آن باید خودداری کرد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حتماً این ابزارها بر اساس روح رفاه‌طلبی ساخته شده ولی زندگی امروزین ما طوری شکل گرفته که در استفاده از بعضی آن‌ها مجبوریم تا سبک زندگی خود را إن‌شاءاللّه تغییر دهیم. موفق باشید
7145
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی ابتدا میخواستم در مورد پاسخ شما در مورد سوالم از شما تشکر کنم که واقعا انگیزه ی خوبی به من داد. در مورد پاسخ سوال شما به سوال قبلی من بدین مضمون: "با توجه به این‌که رشته‌ی مکانیک در حدّ خود ، انسان را متفکر بار می‌آورد می‌توانید با ادامه‌ی کار دانشگاه با قدرت تفکر بیشتر به معارف اسلامی و آیات و روایات رجوع کنید پس با تعادل کامل برای هرکدام از دروس دانشگاهی و دروس معرفتی و عبادات وقت بگذارید تا آرام‌آرام معلوم‌تان شود چه فضایی نیاز است تا عده‌ای پیدا شوند لااقل حرف وجود مقدس مولایمان را بفهمند." 1- اگر امکان دارد منابعی را برای تفکر بیشتر به معارف اسلامی و آیات و روایات بفرمایید. 2-آیا فعلا مطالعه کتب و شنیدن به سخنرانی های شما کافی است؟ 3-ازیکی از نزدیکان مطلبی را شنیدم که میگفت: "خواندن قرآن و یا خواندن تفسیر آن به تنهایی باعث شده که بعضی از افراد به سعادت نرسند و به جهنم بروند مثلا در دوران پیامبر از این قبیل افراد بودند که ابتدا با پیامبر بودند اما بعدا از ایشان حمایت نکردند" چطور میتوانم جزء این قبیل افراد نباشم؟ 4-آیا به نظر شما عاقلانه است که از درس و دانشگاه کناره بگیرم و به عنوان مثال در کلاس های اسلام شناسی شرکت کنم؟ 5-با توجه به اینکه رشته ام مکانیک است و به آن علاقه دارم پیش خودم فکر کردم که اگر در آینده بتوانم به جامعه ام خدمت کنم و کاری کنم که به جای وارد کردن ، خودمان در کشورمان تولید کنیم میتوانم خدمتی به اسلام کرده باشم ولی از این نگرانم که که آیا خدمت بزرگ دیگری میتوانم به اسلام بکنم مثلا وارد رشته ی دیگری بشوم؟ علت اینکه اینقدر در مورد رشته و تحصیلم سوال میکنم این است که نمیخواهم پس از چند سال نگران باشم از این که بدون خدمت به اسلام از این دنیا رفته ام به همین دلیل میخواهم از تجربه های شما استفاده کنم واقعا از طولانی شدن سوال هایم بسیار شرمنده ام
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده سیر مطالعاتی که روی سایت هست را مفید می‌دانم 2- شروع خوبی است به شرطی که اولاً: رویکرد متوسط شما فهم آثار حضرت امام و علامه طباطبایی باشد ثانیاً: رویکرد نهایی شما فهم قرآن و روایات باشد و قلبی‌کردن آن‌ها 3- رویکردشان قرب الی اللّه نبوده 4- جمع آن دو بهتر است 5- فعلاً همین‌طور ادامه دهید مطمئن باشد در این شرایطی که هستید ضرر نمی‌کنید، اگر بعداً راه دیگری جلو شما باز شد گذشته‌ی شما چراغ راه آینده‌تان می‌شود. موفق باشید
3992
متن پرسش
سلام علیکم .بعضی میگویندچرا من یادیگری نبی یاامام نشدیم؟یااینکه چراخداآن عقلی که به حضرت آدم یاحضرت مسیح ویا سایر معصومین داده به من نداده تامرتکب اشتباه وعصیان نشوم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سی‌دی‌های نبوت این مباحث شده است. موفق باشید
3669
متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده آیا موضوع برادر بودن شیعه وسنی با وجود تفاوت های اعتقادی موجود بین دو مذهب و بحث حساس فدک آیا امری است که در زمان حال برای رودررویی با دشمن مشترک اسلام است ویا اینکه این یک اصل اصیل وپابرجاست؟ چرا؟وایا بعد از ظهور نیز بحث برادری وجود دارد یا اینکه حق بودن شیعه اثبات شده وهر عقیده ای ضد شیعه دشمن محسوب می شود؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم مردم مسلمان اهل سنت چیزی جز همان اسلام ناب را نمی‌خواهند اگر تشنجات کنار رود و اسلام در فضایی سالم مطرح شود حتماً گرایش جهان اسلام به شیعه شدید می‌شود و همیشه علماء بزرگ شیعه به دنبال چنین فضایی بودند و بر موضوع تقریب مذاهب بر این مبنا تأکید دارند و این یک اصل اصیل است و بعد از ظهور حضرت حجت«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» با آن روش عالمانه‌ی حضرت حجت«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» اهل سنت به‌خوبی به مکتب اهل‌البیت«علیهم‌السلام» رجوع خواهند داشت. موفق باشید
3215
متن پرسش
شما در صفحة 62 و 63 می‌فرمایید که اگر فلسفه و عرفان و تفکر اجتماعی خود را از امام نگیریم، در تمام این عرصه‌ها به باطل می‌افتیم! ما اشکال کردیم که: یعنی باید فلسفة ملاصدرا را هم از امام بگیریم؟! شما پاسخ فرمودید: «در مبادی عملی باید به شخصیت خاص امام رجوع کرد و مواظب باشیم تقسیم‌بندی‌های مربوط به مبادی نظری ذهن ما را به خود مشغول ننماید.». من نفهمیدم؛ بالاخره در مبادی نظری باید به امام نظرکنیم یا در مبادی عملی؟ الف) منظورتان از «مبادی نظری» چیست؟ آیا منظورتان همین علوم نظری مثل فلسفه و عرفان نظری است؟ ب) منظورتان از «مبادی عملی» چیست؟ آیا منظورتان همین دستورات شریعت در امور فردی و اجتماعی است؟ ج) این که «در مبادی عملی (مثل ترک معصیت) به حضرت امام نظرکنیم» یعنی چه؟ د) اگر در مبادی عملی باید به امام نظرکنیم، پس چرا در کتاب فرموده‌اید: «باید فلسفه و عرفان‌مان را هم از امام بگیریم»؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در کتاب عرض شد حتی انگیزه‌ی استدلال ما در موضوعی مبتنی بر مبادی پذیرفته‌ی ما است و آن مبادی حضوری است و گزاره‌های حصولی در آن‌جا جا ندارند. باید سعی بفرمایید در جایی که بنا است مبادی خود را پیدا کنید با پای حصولی وارد نشوید. مبادی عملی، شخصیت ‌پذیرفته‌شده ای است که در ذیل آن شخصیت طوری می توان به فلسفه و عرفان رجوع کرد که فلسفه و عرفان از حالت حصولی صرف در ایند. موفق باشید
نمایش چاپی