بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17111

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد عزیز من در جمع گروهی قرار گرفتم که پس از اینکه مدتی در این جمع بودم احساس می کنم که از دیگران عقب ماندم ( افراد گروه حداقل 5 سال از من بزرگتر هستند) ایده ها و نظرات و برداشت هایی می کنند که من غبطه می خورم که چرا این سوالات به ذهن من نرسید و احساس می کنم که در کارهای فرهنگی فوق العاده عقبم. با توجه به این که من از مهر ماه در شهر دیگری دانشگاه می روم و می دانم که با برنامه ریزی می شود در آن زمان هم مطالعه کرد ولی خب زمان کمتری نسبت به تابستان دارم. به نظر شما با مطالعه مشکلم حل می شود؟ اگر حل می شود چه کتابی مناسب است؟ آیا راه حل دیگری به جز مطالعه هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فعلاً سیر مطالعاتی روی سایت پیشنهاد می‌شود. إن‌شاءاللّه راه‌هایی گشوده می‌شود که جبران مافات خواهد بود. موفق باشید

15890

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و ادب: 1. در احادیث ذکر شده زمانی که حضرت حجت (عج) ظهور می کنند مردم تصور می کنند ایشان «دینی جدید» آورده اند. بر این اساس بین آنچه ما امروز از دین می دانیم و تبلیغ می گردد با آنچه حضرت ارائه خواهند داد زاویه قابل توجهی وجود دارد و دین مدنظر ما با دین واقعی اسلام یکسان نیست. به صورت مشخص این زاویه چیست؟ چه شاخص ها و ویژگی هایی دارد؟ آیا در آنچه ما از اسلام می دانیم آمیخته با تاویل ها و تفسیر به رای هایی شده است؟ 2. حضرتعالی به صورت مرتب بر آشنایی با اندیشه ها و زوایای فکری امام راحل تاکید دارید. بی تردید یکی از روشهای آشنایی با هر تفکری، آشنایی با تفکر مقابل آن است که باعث می شود زوایای آن تفکر به صورت مشخص ارائه گردد. بر همین اساس سوالی است که سالهاست برایم مطرح است و متاسفانه در این زمینه بخاطر پاره ای مصلحت اندیشی ها مساله بصورت شفاف تبیین نمی گردد، خواهشمندم به صورت مشخص و شفاف در این زمینه راهنمایی فرمایید. تفسیر سوره حمد حضرت امام به دلیل فشارهایی (نه از سوی آمریکا و از سوی یهودیان بلکه از داخل ایران و از درون حوزه علمیه) متوقف گردید. در این زمینه ماجرا را (در صورت صلاحدید به صورت مبسوط) توضیح بفرمایید. مگر امام چه می گفت که با تفکراتی در تقابل شدید قرار گرفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست هر اندازه ما با عمق بیشتر با آموزه‌های دین آشنا شویم و عبادات خود را بیشتر خلوص ببخشیم، شرایط ظهور آن حضرت و امکان فهم رهنمودهای مولایمان، بهتر فراهم می‌شود. موفق باشید

15737

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليكم خدمت استاد عزيز: بنده طلبه سال دوم هستم و تصميم دارم برنامه ريزي مطالعاتي دقيقي داشته باشم. بنده با توجه به رهنمود شما و بزرگان ديگر تصميم گرفتم تا مبناي فكري ام را بر شما بگذارم. يعني ان شاء الله بتوانم خودم را بر مباني انديشه هاي شما بسازم. و در حال حاضر مي خواهم بدانم با توجه به اينكه مباني برنامه ريزي مطالعاتي معرفتي ام آثار شما است. پيشنهاد مي فرماييد كه در كنار كتب شما آثار استاد صفايي را نيز مطالعه كنم؟ چون علاقه وافري به آثار ايشان نيز دارم. ولي اين برايم مهم است كه شما اين را دستور مي فرماييد يا خير. و بطور كلي مطالعه چه آثاري را در كنار سير مطالعاتي خودتان پيشنهاد مي فرماييد؟ از شما ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این را لطف خدا بدانید که خداوند قلب شما را متوجه آثار استاد صفائی حائری آن مرد الهی و دلسوز و ره‌رفته کرده است. در نهایت آثار حضرت امام و علامه‌ی طباطبایی و استاد آیت اللّه جوادی و آیت‌اللّه حسن‌زاده مدّ نظرتان باشد. موفق باشید

15088
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم: استاد عارض ام خدمتتون،صلاح هست که طلبه ها وارد جریانات سیاسی شوند به همان کیفیتی که حضرت آقا فرمودند؟ جزئیات اش رو میشه شما بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضع‌گیری‌های کلّی و فهم جایگاه کلّی حادثه‌ها و جریان‌ها لازم است در جریان‌های سیاسی حاضر باشید ولی در مسائل جزئی باید مواظب بود قرار نگیرید و به تعبیر مقام معظم رهبری، دشمن‌شناسی را فراموش نکنید. موفق باشید

14873
متن پرسش
با سلام: 1. عرفا معتقد هستن که انسان در سیر عروج با صادر اول اتحاد وجودی پیدا میکنه میتونیم کیفیت این اتحاد رو اینطوری توضیح بدیم که نفس ناطقه انسان از اشراقات صادر اول هست و هر گاه صادر اول اشراقات خودش رو شدید کنه در واقع بود و هستی انسان شدید شده و در اثر شدت اشراق و تجلی انسان همسنگ و مانند صادر اول میشه تا جایی که هر دو دارای یک درجه از شدت وجود میشن که در این صورت انسان ذاتا و صفاتا و افعالا با اون حقیقت یگانه شده و در این حال چون هر دو دارای یک درجه از وجودن دیگه دو تا نیستن یکی هستن و این فقط در معصومین هست. 2. چون کل مجردها عاقل و مدرک هستن صادر اول هم به طریق اولی مدرک و دارای شعور هست و یک شخصیته، اما مثل نفس زید که یک شخصیت جزئی هست اینطوری خیر بلکه کلی سعی هست حالا چطوری دو شخصیت در اتحاد یک شخصیت میشن این اجتماع نقیضین نیست؟ چون به نظر میاد یکی منقلب به دیگری شده به خصوص اینکه صادر اول از دیدگاه عرفا ماهیت نداره و انسان هم در اون مقام منسلخ از ماهیت میشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همین‌طور است که می‌فرمایید، در نکته‌ی دهم معرفت‌النفس نکاتی در این رابطه مطرح شده است 2- مثل همان نکته‌ای که در قسمت اول سؤال فرمودید انسان تا جایی جلو می‌رود که خود را به وسعت صادره‌ی اول احساس می‌کند با همه‌ی کمالاتی که در آن مرتبه هست. موفق باشید

11982

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: بفرمایید بعد از طلاق زن، نفقه او به عهده چه کسی می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زن یک انسان مستقل است و مثل همه‌ی انسان‌ها چنانچه در نفقه‌ی مردی نبود برای خود برنامه دارد. جامعه باید طوری باشد که اگر کسی جویای کار بود بتواند کار کند. موفق باشید

11435
متن پرسش
با سلام: استاد گرامی؛ بر چه اساسی گفته می شود «الله» مستجمع جمیع اسما الهی است؟ روایتی داریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در سوره‌ی اعراف می‌فرماید: «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها» یعنی همه‌ی اسماء حسنی و کمالات مورد تصور از آنِ «اللّه» است. از این جهت می‌توان گفت: «اللّه» مستجمع جمیع اسماء الهی است. موفق باشید

10573
متن پرسش
سلام استاد: این نوشته، سوال به اون معنا نیست اما یک سوال! و شایدم خواهش است. امکان نظر دادن و کامنت گذاشتن در جواب شما به سوالات ملت چرا فراهم نیست؟ یعنی ذیل سوال ملت و جواب استاد جایی برای کامنت باشه یا اینکه یجای دیگه سایت حالت گفتمانی باشه و جوابهای شما را تحلیل و بعضا نقد کنیم و اون از دسته از شاگردای قوی ترتان بجوابند. مثلا درباره اون خانم که نوشتید فقیه محشور میشید و با خود کسانی را باذن الله می برید بهشت مو بر تن من سیخ شد و مطالبی بنظرم اومد که بگم (راستی چه سوال خوبی و چه جواب عجیبی بود درود بر شما و ایشان) ولی خوب راهی برای ارتباط با شما یا مخاطبان فرهیخته و دغدغه مند و انقلابی شما فراهم نیست متاسفانه. مثلا یک کسی اگه بخواد بهتون بگه سایت ضعیف و کم مطلب 72sq اسم شما را گذاشته و از اون مطلبتون در تجلیل از این سایت (که یکم از شما بعید بود) داره سوءاستفاده میکنه راهی جز اومدن به اینجا نیست یا اینکه یکی بهتون بخواد بگه استاد دوستتون داریم راهی نیست. موفق باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار پیشنهاد خوبی است و نه‌تنها بنده بهتر متوجه بازخورد عرایض‌ام می‌شوم، کاربران محترم نیز به صورت فعّال‌تری در ارتقاء امور فرهنگی سهیم می‌گردند هرچند در حال حاضر هم کاربران محترم می‌توانند در مورد یک سؤال با بنده چند بار با رفت و برگشت موضوع وارد بحث شوند. موفق باشید. مسئول محترم سایت: بررسی بفرمایید آیا می‌توان باب این پیشنهاد را در سایت باز کرد؟
8759

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. گاهی اوقات که به حضور مینشینم بعضی از اعضای بدنم تکان شدید میخورد و منقبض میشود و پس از اندکی به حالت اولیه و عادی باز میگردد. این عمل بار ها تکرار میشود تا اینکه از حالت حضور خارج شوم. ایا این تکان ها علت خاصی دارد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: یک موضوع و تجربه‌ی عمومی نیست که بنده بتوانم در این مورد نظر داشته باشم. موفق باشید
7254

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم از حضرتعالی در صورت صلاحدید خواستارم که مقاله امام پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی؟ اقای دکتر سید علی اصغر غروی را نقدی عالمانه بفرمایید تا استفاده کنیم تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در سخنرانی روز تاسوعا تحت عنوان جریان روشنفکری و تقابل آن با تمدن‌سازی غدیر و کربلا- نقدی بر مقاله ی علی اصغر غروی در روزنامه ی بهار. داشتم. مفصل نقدی که به این سخنان می‌توان داشت را در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» باید دنبال کنید که آیات قرآن نقش اجرایی و سیاسی برای امام قائل است نه آن‌طور که آقای غروی می‌گویند که عملاً امام معصوم حکم سازمان ملل را پیدا می‌کند که سیاست‌مداران با احترام به او کار خود را می‌کنند. موفق باشید
6322
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر در درس معرفت نفس آموختم که روح چون با بدن احساس وحدت میکند نمی تواند عضو پیوندی را بپذیرد و آنرا پس میزند،در مورد بیماریهایی که سیستم ایمنی بدن نسبت به عضوی از اعضای بدن واکنش نشان میدهد این موضوع چطور صورت میگیرد؟به عنوان مثال سیستم ایمنی بدن در بیماری ام اس نسبت به سیستم عصبی واکنش نشان داده و شروع به تخریب آن میکند،چطور است که روح نسبت به تنی که خودش ساخته احساس وحدتش را از دست میدهد؟آیا از بعد معرفت نفسی میتوان راهی برای درمان این بیماریها یا حداقل جلوگیری از عود آنها پیشنهاد کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرقی نمی‌کند وقتی روح مختل شد با اعضاء خودش هم درگیر می‌شود باید کاری کرد که اگر ممکن است روح انسان به تعادل برسد تا همه‌ی اعضاء خود را تدبیر کند. موفق باشید
1598

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز و آرزوی بندگی تام برای شما و خودمان که شما متذکر آن به ما می شوید، چند سوال از محضرتان داشتم:1- در جواب سوال 1352 فرمودید که چادر می تواند رنگ غیر مشکی داشته باشد اما هیچ قیدی هم برای ان مطرح نکردیدولی مگر حجاب برای این نیست که هیچ جلب توجه از طرف زن برای دیگران نباشد تا سلامت روح فرد و جامعه تامین شده و عبودیت افراد ثمر بگیرد حال رنگ غیر مشکلی خصوصا رنگهای زننده و حتی بگویید سفید قطعا جلب توجه می کنند و حتی اگر حجاب هم کامل باشد همین رنگها باعث مفسده خواهد شد. 2-شما در یک بحث می گویید که باید انسانهای عالم دار شناخت و به آثار آنها رجوع کرد اما در برنامه گره در مورد افرادی مثل هایدیگر گفتید که گل را از هر جا که بود باید چید و نکات خوب سخنانشان را گرفت حال سوال این است که نسبت اخذ مطالب خوب باید چقدر باشد ما چقدر می توانیم مطمئن باشیم که اگر به امید اخذ مطالب خوب هایدیگر وارد اثار ایشان شویم و بعد فضای ذهنی ایشان که بالفرض اشتباه باشد روی ذهن ما اثر نگذارد؟ خلاصه اینکه درست متوجه نشدم که به سمت انسانهای عالم دار برویم یا اینکه از همه کس مطلب بشنویم و بخوانیم و خوبش را اخذ کنیم؟ ملاک این تفکیک چیست؟ به چه نسبتی باید روی آن وقت گذاشت؟ 3-نسبت دشمن شناسی و خود شناسی چقدر است در مباحث شما که می گویید باید هم خودو انقلاب و اسلام را خوب شناخت و هم خوب غرب را شناخت اما واقعا چقدر لازم است به غرب بپردازیم ایا اگر بیشتر به خود بپردازیم بهتر نیست یعنی به منابع دینی که اگر تا اخر عمر هم کار کنیم باز هم تمام نمی شود بپردازیم خود به خود نمی توان به مقابله با غرب رفت؟ البته قبول دارم که شناخت جبهه مقابل ما را در رویارویی با آنها کمک می کند اما بهتر نیست بجای اینکه با انها اینگونه درگیر شویم جوانان را خوب به اسلام آشنایی دهیم تا خودشان هر وقت هر نوع تفکر شیطانی و غربی را دیدند بشناسند و مبارزه کنند؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- همین‌طور که می‌فرمایید حجاب باید موجب جلب توجه نشود، حال چه رنگ آن مشکی باشند و چه نباشد 2- وقتی انسان عالَم دینی خود را شناخت و متوجه شد مسیری را شروع کرده که بنا است آزاد از زمان و مکان، او را تا ملکوت سیر دهد، از هر اندیشه‌ای که او را در این راستا کمک کند استقبال می‌کند، حال یا به او کمک می‌کند تا از توهمات فرهنگ مدرنیته آزاد شود و یا به او کمک می‌کند تا در مسیر إلی الله سرعت گیرد. اندیشه‌ی هایدگر در عبور از توهمات فرهنگ مدرنیته می‌تواند کمک کند 3- برای سلوک شخصی با رجوع به انوار الهی و اسماء حسنای خداوند در بستر شریعت محمدی«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» نیازی به غرب‌شناسی نداریم ولی اگر بخواهیم افراد جامعه را متذکر دین و دینداری کنیم باید آن ها را ازضعف افکاری که تحت تأثیر غرب دارند آگاه کنیم. موفق باشید
1218

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد گرامی مقام ثبوت و مقام اثبات چیست ؟ توضیح شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی برایم کافی نبود.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: مقام ثبوت، مقام شی ء فی نفسه است و مقام اثبات، مقام شی ء برای ماست.توضیح مطلب این است: فرض کنید یک عده پزشک قلب در یک شهر وجود دارند. در مقام واقع و نفس الامر ممکن است همه اینها در یک درجه باشند و ممکن است آقای «الف» درجه اش در حد اعلا باشد یعنی بهترین و متخصص ترین و عالمترین طبیب قلب باشد، آقای «ب» درجه دوم، آقای «ج» درجه سوم و آقای «د» درجه چهارم باشد. اما مردم چگونه می شناسند؟ آنها در نزد مردم چه ارزش و اعتباری دارند؟ آیا ارزش و اعتباری که اجتماع برای آنها قائل است، با ارزش و اعتباری که در واقع و نفس الامر دارند یکی است؟ آقای «الف» که پزشک درجه اول قلب است، جامعه هم او را به عنوان پزشک درجه اول می شناسد؟ آقای «ب» که پزشک درجه دوم این شهر است، جامعه هم او را پزشک درجه دوم می شناسد؟ گاهی همین طور است. ولی ممکن است عکس مطلب باشد، یعنی اجتماع در اثر عواملی، تبلیغاتی، اشتباهاتی، جریاناتی، در مقام اثبات و در مقام شی ء برای ما، درست بر خلاف واقع قضاوت کند: پزشک درجه چهارم را اول بداند، سوم را درجه دوم و دوم را درجه سوم بداند و آن را که در واقع درجه اول است، درجه چهارم به شمار آورد. پس در اینجا مقام اثبات با مقام ثبوت فرق می کند، شی ء برای ما با شی ء فی نفسه فرق می کند.
1158

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت شما، استاد عزیز در جزوه ولایت فقیه اززبان شیخ عبدالله ممقانی در اثبات ولایت انتصابی فقیه فرمودید امام دو شان دارد یکی شان اشراق ودیگی شان رفع ظلم وفساد واصلاح کارمردم که نیابت پذیراست،مسئله ای که مرا بسیار رنج میدهد حوادث پس ازانتخابات است که دائم ازسوی جبهه مخالف دولت به ما متذکر میشوند وولایت فقیه را زیر سوال میبرند ،استاد عزیز آیا فاجعه کهریزک ظلم وفساد نبود وولی فقیه در این قضیه دیر وارد صحنه نشدند،اگراین دیروارد شدن هیچ توجیهی نداشته باشد پس ایشان درانجام وظیه خود که اصلاح کار مردم ورفع ظلم وفساد است کوتاهی نمودند؟ باتشکرلطفا جواب پاسخ مرابه گونه ای دهید تا من بتوانم مقابل جریانات انحرافی پاسخی داشته باشم
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی عنایت بفرمایید که بین عزم بر ظلم و کوتاهی بر ظلم کارگزاران با ظلم به جهت گستردگی حوزه‌ی کار باید فرق گذاشت. در زمان حاکمیت علی«علیه‌السلام» هم توسط بعضی از کارگزاران ظلم واقع می‌شد و به مجرد اطلاع حضرت، حضرت برخورد می‌کردند، در مورد بازداشتگاه کهریزک نیز از روزی که مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» مطلع شدند عکس‌العمل نشان دادند و موضوع را دنبال کردند، منتها آنچه ضد انقلاب مطرح می‌کند با آنچه قاضی پرونده دنبال می‌کند یکسان نیست، اولاً: قاضی باید بین قصور و تقصیر فرق بگذارد. ثانیاً: هرکس به اندازه‌ای که مقصر است و یا کوتاهی کرده است باید مجازات شود ولی رادیوها و تلویزیون‌های بیگانه تلاش دارند به بهانه‌ی مشکلی که در بازداشتگاه کهریزک وجود داردبهترین نیروهای انقلاب را که از آن‌ها ضربه خورده‌اند نشانه روند و چون روند کارها در جهت اهداف آن‌ها جلو نمی‌رود شلوغ راه می‌اندازند که عدالت صورت نگرفته است. موفق باشید
854

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ؛ راستش من از وقتی که طبق پیشنهاد خود شما مباحثه ای کتاب می خوانم خیلی کم سؤالاتم را از کسی پرسیدم و همه اش با زحمت فکری و نوشتاری خودم به جواب می رسیدم اتفاقاً خیلی شارژ بودم احساس استقلال خیلی خوبی می کردم چون با زحمتهای فکری بقیه ، هم ممکن بود من قانع نشوم ، هم نمی شود همه اش مزاحم اساتید شد هم آن لذتی که بعد از زحمت خودم می برم در شنیدن جواب از اساتید نیست ، من از خواهران طلبه هستم آیا می توانم جواباتی که خودم با زحمت خودم به آنها رسیدم را به هر کس که از من سؤال کرد بدهم البته منظورم توضیحات و برداشتها و فهم خودم از آنچه در دین ( کتابهای شما ) وجود دارد نه چیز خارج از دین ؟ در غیر این صورت چه فایده ای در مباحثه و کار فکری هست وآیا راه دیگری هست بر اینکه ما تقلیدی حرف نزنیم و در تفقه در دین مستقل شویم غیر از این راه ؟ ثالثاً من همیشه نگرانم که نکند برداشتهای من از کتابهای شما اشتباه باشد و همه خوشحالی های من هم کاذب و خیالی باشد، از کجا مطمین شوم که دقیقاً دارم همان راهی را میروم که شما مد نظرتان هست ؟در ضمن یکی از شاگردان شما (برادرم) بد جور ما را و خانواده مان را اذیت می کند البته نه به قصد اذیت به قصد کمک ، می فهمیم که خودش خیلی در فشار است البته خودش می گوید نمی توانم با شما ارتباط برقرار کنم و خیلی در فشارم ، می گوید چون با قلب صحبت می کنم برای شما سنگین است اما استاد عزیز من هم می فهمم که او نمی تواند بی تفاوت از هر مسأله ای بگذرد و دغدغه دارد و قلبش در صحنه است ولی نمای بیرونی اش شکل بدی دارد به طوری که بد اخلاق شده شاید ما این جور معنا می کنیم ولی تا حدی شده که مادرم گفته دیگر مرا مادر صدا نکن ، البته این حالاتش شدت و ضعف دارد و گاهاً دل مادر را به دست می آورد اما کاری کرده که ما نمی فهمیم باید چه کار کنیم که او راضی شود ، دیگر کسی دوست ندارد با او همنشینی کند حتی به خود من اینقدر گیر میدهد که دیگر گیج شده ام علت بعضی از نگرانی ها و شکها و سؤالاتم هم او شده ، همه اش دارد به من می گوید بچه ای ، هنوز بزرگ نشدی ،مادر و پدر دارند به ما ظلم می کنند به خودت شخصیت بده و... این است که من فکر می کنم برداشتهایم از کتابهای شما اشتباه است کاملاً گیجم از طرفی فکر می کنم حق با برادرم هست اما نمی توانم اخلاق تندش را معنی کنم از طرف دیگر من حرفهای او را نمی فهمم و نمی دانم چگونه باید خود را عوض کنم ، شخصیت خود را مثل کوفیان می بینم چون بین حرفهای برادرم وبین آنچه خودم میفهمم و... مانده ام ، وسط هوا و زمینم ، گیج هستم ، همه چیز برایم مبهم شده ، و باعث و بانی اش هم برادرم بوده ، دیگر دارم نسبت به همه چیز بی تفاوت می شوم ، البته برادرم با تذکراتش می خواهد ما نسبت به همه چیز حساس باشیم به یک روش دلخوش نباشیم اما اثر بیرونی تذکراتش این است که من نا امید شده ام و دلم به هیچ کاری نمی رود و فقط می خوابم ، حتی پدرم برای جلب رضایت او هر کاری که او گفته کرده اما باز با اخم و تخم او مواجه می شود ، او با تندی به پدرم می گوید بچه ای ، البته راست می گوید ما روحمان کوچک است اما نمی فهمیم باید چی کار کنیم ، سؤال من این است با این زبان نفهمی در خانه ما باید چه کار کرد ؟ روح چگونه بزرگ می شود ، من آنچه از کتابها ی شما می فهمم را سعی می کنم عملی کنم مثلاً در حال حاضر سعیم این است که نگذارم در نماز یا بیرون از نماز فکر جای من بنشیند ، سعی می کنم در نماز حضوری فعالانه داشته باشم و خودم را مشغول معنای نماز نکنم و...البته وقتی خسته می شوم خودم را رها می کنم و بعد دوباره شروع می کنم ، اما برادرم همچنان می گوید بچه ای ، و برای اینکه بیشتر حساسم کند طلبه بودنم را هم هی تذکر می دهد و....... راستی روح چگونه بزرگ می شود ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: مباحث دینی فطرت انسان‌ها را مورد خطاب قرار می‌دهد و از آن‌جایی که انسان‌ها موضوعات را به صورت اجمالی می‌شناسند وقتی با تفصیل آن‌ها روبه‌رو می‌شوند تصدیق می‌کنند. پس اگر از درون خود موضوعات را تصدیق می‌کنید دیگر جای نگرانی نیست. خواهران عموماً با فطرت دل با موضوعات برخورد می‌کنند و برادران با فطرت عقل، چقدر خوب است اگر خواهران از برداشت‌های فطرت عقل که بیشتر خداوند نورش را در برادران گذاشته استفاده کنند و برادران از برداشت‌های فطرت دل که خداوند بیشتر نورش را در خواهران گذاشته استفاده نمایند و چقدر بد است اگر هرکدام برداشت‌ دیگری را نفی کند و آنچه خودش برداشت کرده است را ملاک ارزیابی برداشت‌های دیگران قرار دهد. شاید علت اخلاق تند برادرتان همین باشد که باید به خدا پناه برد تا ما را منور به حُسن خلق کند و متوجه نوری بشویم که در قلب دیگران به‌خصوص در قلب پدر و مادران است. بزرگی روح به تواضع در مقابل دیگران و احترام به بقیه است و شدیداً برای سایر انسان‌ها ارزش قائل‌بودن. بنده از جمله‌ی برادرتان که به پدر و مادر و خواهرش می‌گوید بچه‌ای، بسیار ناراحت شدم امیدوارم متوجه باشند گاهی شیطان با عُجبی که در ما ایجاد می‌کند همه‌چیز را از ما می‌گیرد و سخت مواظب باشند. باید بتوانیم به خوبی‌های انسان‌ها نظر کنیم تا راه ارتباط و نظر به قلب کل یعنی حضرت صاحب‌الامر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» برایمان گشوده شود، وگرنه از لطف آن جام جهان‌نما که دست افراد را می‌گیرد و به مقصد می‌رساند محروم می‌شویم. به قول حافظ: «چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی.... که جام جم نکند سود وقت بی‌بصری» یعنی ابتدا باید خود را آماده کرد تا بتوانیم به‌خوبی‌ها نظر کنیم وگرنه اگر بصیرت لازم را نداشته باشیم با جام جم هم که حامل همه‌ی اسرار الهی است اگر برخورد کنیم بهره‌ای نمی‌گیریم. باز تأکید می‌کنم روح انسان با تواضع و خوش‌بینی و گذشت بزرگ می‌شود. موفق باشید
19532
متن پرسش
سلام: همانطور که می دانید رهبر انقلاب در نطق اخیر خود فرمودند: 1. حضور گسترده مردم در انتخابات نشانه «اعتماد عمومی به نظام» و موجب افزایش اعتبار کشور است. 2. اکثریت هفتاد و چند درصدی مردم با حضور در انتخابات به نظام جمهوری اسلامی آری گفتند و آن را تأیید کردند و این رأی، در واقع رأی به نظام اسلامی بود. 3. افرادی که ممکن است در دل از نظام گله داشته باشند، با رأی دادن در چارچوب نظام، نشان می‌دهند که این چارچوب را قبول، و به آن اعتماد دارند و آن را کارآمد می‌دانند. و اما بنده به تفکیک در مورد هر شماره مطالبی را عرض می کنم: 1. از آنجا که مردم ترسانده شده اند (اول توسط رهبری) که اگر رأی ندهید امنیت کشور (امنیت خودتان) به خطر می افتد و مثلا دشمن حمله می کند پس رأی 73 درصدی آنان ممکن است نه به خاطر اینکه خود نظام نزد آن ها ارزشی داشته باشد بلکه به دلیل ترس از به خطر افتادن امنیت خودشان باشد. 2. بله درست است که رأی مردم به منزله تأیید کردن نظام است، ولی قلبا شاید نخواهند نظام را تأیید کنند ولی به خاطر یه سری از عوامل پای آن را امضاء کردند مثل اینکه شما قرار دادی را قبول ندارید چون سود قابل توجهی برای شما ندارد ولی برای حفظ خودتان و دفع ضرر احتمالی آن را امضاء می کنید: دسته ای از آن عوامل احتمالی برای دفع ضرر این است: الف) اگه رأی ندیم دشمن حمله میکنه. ب) شناسنامه ات مهر بخوره که پس فردا برات مشکل ساز نشه! ج) از ترس اومدن یکی بریم به یکی دیگه رأی بدیم. مثلا بریم رأی بدیم که رئیسی نشه و روحانی رأی بشه! (مثل اون سال که از ترس سعید جلیلی رفتند به یکی دیگه رأی دادند. که جنگ نشه) سوال ضمنی: این همه ترس در وجود مردم ریشه در کجا دارد؟ آیا منشاء عقلائی دارد یا وهمی است؟ و چرا مردم از نظام می ترسند؟ و چرا باید از حکومت اسلامی! بترسند؟ 3- رأی دادن از سر ناچاری با کارآمد دانستن نظام فرق می کند. تنها کسانی نظام را واقعا قبول دارند که آگاهانه و با رغبت رأی دهند. از این 41 میلیون نفر چند نفر اینگونه اند و چند درصد به دلایل دیگر مثل ترس و غیره رأی می دهند؟ 4. مردم (به دلیل عوامل بالا) که جرأت ندارند رأی ندهند و فکر می کنند با رأی دادن کارشان درست می شود ولی اگر نظام جرأت دارد، یک رفراندوم آزاد برگزار کند و به مردم اطمینان خاطر دهد که اگر ما را واقعا نمی خواید شرکت نکنید تا ما برویم. آن وقت می بینید چند میلیون از 40 میلیون ریزش می کند. 5. رهبری فرمودند ما انتخابات آزاد داریم. فکر کنم منظورشان این است که مثلا مجبور نیستی به روحانی یا رئیسی رأی دهی یا می توانی رأی ندهی اما: فکر کنم آزاد یعنی شش نفر را از بین خودتان انتخاب نکنید تا مردم به هرکدامشان رأی دادند فرقی نکند و انتصابات باشد. بلکه بگذارید از دل مردم و از بطن جامعه افرادی کاردان و متخصص و البته متعهد رئیس شوند تا کشور آنقدر در مشکلات دست و پا نزند. با تشکر به همه موارد بالا جواب دهید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده ممکن است موارد قلیلی باشد که فکر کنند اگر شناسنامه‌شان مهر نخورد برایشان مشکل به‌وجود می‌اید؛ ولی اکثراً مثل من و شما هستند که می‌دانیم در رأی‌دادن و رأی‌ندادن آزادیم و نیز می‌دانیم بالاخره باید مشکلات را با همین نظام حل کرد و مقام معظم رهبری از این جهت می‌فرمایند رأی‌دادن نحوه‌ای از تأیید نظام را در بر دارد. موفق باشید

18138

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی با سلام: با توجه به سوال 18126 در مورد رزق آیا می توان به روایت اگر فقر از دری وارد شد ایمان از در دیگر خارج می شود به مضمون زیر نظر کرد؟ با توجه به اینکه اگر فقر را به عنوان فقر فرهنگی در نظر بگیریم و اینکه ما از فرهنگ اصیل اسلامی دور شده ایم و به تمدن غرب نزدیک پس لازمه این دوری شامل فقر اقتصادی و چشم و هم چشمی و دور شدن از رزاقیت حق و سایر آسیبهای اجتماعی و منکر غیب و قیامت شدن و ندیدن خدا در زندگی است. وقتی با توجه به دوری از فرهنگ دینی که همان فقر و خالی بدون است صله ارحام کم شد انسانها دچار فقر اقتصادی و خلا در زندگی و پناه بردن به بیگانگان می شود و سبب ساز بسیاری از بیماریهای روحی و روانی. و این باعث کم رنگ شدن و محو شدن ایمان به غیب و قیامت است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم برداشت خوبی است. ولی عنایت داشته باشید روحِ آن روایت در ابتدای امر نظر به فقر اقتصادی دارد. موفق باشید

17877
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز، با توجه به اینکه در این عالم دنیا تزاحم است و اگر مثلا دو سیب داشته باشیم و سه نفر انسان باشند اینجا داشتن سیب برای یک نفر برای داشتن دیگری تزاحم ایجاد می کند، و جنگ و نزاع ایجاد می شود، آیا این ویژگی تزاحم در عالم خیال هم وجود دارد؟ و با توجه به ویژگی بهشت که تزاحم نیست پس آیا بهشت موعود در عالم عقل است؟ لطفا راهنمایی فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عالم برزخ و قیامت دارای درجه‌ی وجودی شدیدتری هستند و بدین لحاظ صورت‌ها در آن‌جا محدودیت‌های عالم ماده را ندارد. موفق باشید

17716

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله با عرض سلام و احترام: دو سوال از محضر استاد طاهرزاده داشتم. 1. آیا این صحت دارد که تفسیر قرآن کریم از جناب ملاصدرا، اثر ایشان نیست و مربوط به جناب قاشانی است؟ 2. با توجه به «النفس جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا» که مربوط به حدوث جسمانی نفس است، چگونه می توان عالم ذر و نیز آیه «الست بربکم، قالوا بلی» (که وجود نفس همه انسانها، قبل از خلقت جسمانی) را که توجیه نمود؟ با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آن‌چه هست تفسیری است که مشهور است به تفسیر محی‌الدین، که از جناب عبدالرزاق کاشانی است. ولی اساساً سیاق تفاسیر جناب ملاصدرا هیچ‌گونه ترکیبی با سخنان کاشانی ندارد 2- در مورد قسمت دوم سؤال به جواب سؤال شماره‌ی 17708 رجوع فرمایید. موفق باشید

17542

راز خلقتبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در عرفان نظری و در باب هدف خداوند از خلقت و اینکه چرا او دست به خلق زده اند مسئله حب ذات و همچنین استجلا را مطرح کرده اند؛ حال سوال بنده این است که «آیا خداوند چون می خواست خود را در کثرات ببیند ممکنات را ایجاد کرد» یا «چون می خواست ظهورات او به واسطه معرفت به او به کمال برسند ممکنات را ایجاد کرد؟» ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در عرفان نظری نسبت به راز خلقت، در نظرِ حق به جمال خود است در مقام تفصیل. و اگر هم فرمود: «فخلقت الخلق لکی ان اُعرف» برمی‌گردد به این‌که باز در آیه‌ی مخلوق می‌خواهد خود را به تفصیل در قلب عارف باللّه ببیند. موفق باشید

15926

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: با توجه به جزوه جنود عقل و جهل در انقلاب اسلامی و نحوه حضور تاریخی افراد دغدغه و مشکل (مانع) اصلی کشور را چه می دانید؟ برای رفع حجب آن چه باید کرد تا انقلاب اسلامی کامل ظهور کند و فرج نهایی بشر حاصل گردد؟ لطفا به اختصار بیان بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه قدرت تفکر و رعایت اخلاق را جدّی بگیریم انقلاب اسلامی در این تاریخ، ظهور خود را خواهد داشت. موفق باشید

15735

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و گرانقدر، نظر حضرتعالی نسبت به تبلیغ دین در فضای مجازی چیست؟ تبلیغ به صورت حضوری بهتر است یا در فضای مجازی؟ برخی معتقدند تبلیغ در فضای مجازی تاثیرگذاری آن کم است و بهتر است تبلیغ فقط به صورت حضوری باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو لازم است ولی تبلیغ حضوری، بهتر است. موفق باشید

14559
متن پرسش
سلام: دیشب برای خودم اینجوری نوشتم نظر شما چیه؟ تحلیلی متفاوت تدبیر را همیشه می پسندم اما همیشه تدبیر به معنای صلح نیست و گاهی تدبیر مقاومت و جهاد است. این فرهنگ قرآن است و قرآن کلام خداوند و خداوند همه کاره عالم و همه هستی است و خالق همه. من اقدام اخیر دولت و نیروهای مسلح را صد درصد درست می دانم و تاخیر این کار را به مصلحت آن هم در آستانه اجرای مثلا برجام نمی دانستم اما یک نکته امشب به ذهنم زد که فکر کنم کسی نگفته باشه یا من ندیدم، این نگاهی متفاوت به قضیه تفنگداران امریکایی است که اگر ایمان و تعهد و انقلابی بودن ظریف را نادیده بگیریم میشه اونو پذیرفت یا حداقل بهش فکر کرد. این کار امریکایی ها را کاملا هماهنگ و عمدی می دانم و البته این نکته اصلی نیست بلکه چیزی که بنا شده بود از قبل خروجی این اقدامی نظامی امریکا و بعد ایران و سپس حل و فصل آن باشد را می گویم. مشخصا می خوام بگم این که 1. حتما باید این کار در سطح وزیر خارجه دو کشور حل بشه تا کم کم اینها عادی سازی بشه (نمیگم بده یا حتی خوب، حرفم چیز دیگری ست) 2. هماهنگ و حساب شده عمل کردن طرفین بعد اتمام قضیه، ظریف بیاد بگه دیپلماسی جواب میده، کری دقیقا همینو بگه (امروز در دانشکده دفاع ملی گفت آیا می شد 3 یا 4 سال پیش این را تصور کرد (دقت شود) و فرماندهان نیروهای مسلح هم یجورایی همین را بگن. دقت کنیم که همه رودست خوردند نظامی و غیر نظامی در دو کشور و این بین کسانی از داخل و خارج کاملا هماهنگ شده بود و طراحی از قبل (یک فرض متهورانه است اما از سیاست چیزی بعید نیست) من موافق کلیات اقدامات ظریف و اغلب جزئیات او تو دو سال اخیرم اما فقط یک لحظه به این فکر کنیم که می شینیم برنامه ای می ریزیم بعد با دخالت وزاری خارجه حل می کنیم و تصمیم گیری نظامی را دربند تصمیم وزارت خارجه می کنیم بعد داخل و خارج همه همزمان میگیم دیدید دیپلماسی جواب داد و نتیجه گیری مهم اینکه: بله ملت نگاه کنید دیپلماسی جواب داد. سپس این را تعمیم میدیم. خوب تا حالا میشه گفت این ها همه درسته اما مسئله تداوم این جور نتیجه گیری ست و یخورده مسئله خطرناک میشه. این که آمریکا شیطان بزرگ نیست، رهبری بیخود اینقد تاکید بر آمریکا ستیزی میکنه و آمریکا هم میشه با دیپلماسی رام کرد و داخل آمریکا هم کنگره بفهمه ایران را با دیپلماسی میشه رام کرد. خوب نتیجه میشه اسلام رحمانی و نه اسلام همه جانبه. باید فکر کرد. من نظری ندارم درباره خروجی های خوب یا بد این تدبیر و دیپلماسی اما حرفای بسیار خوشکل و صوابی ست که ممکنه نتایج بدی به بار بیاره. خوبه تنش کم بشه خوبه اما طاغوت که دنیا را به لجن کشیده تفکر حاکم بر یک درصد راس در آمریکاست به همراهی صهیونیست ها و تئوری به مرحله اجرا درآمده دین بر علیه دین (داعش و وهابی و سلفی و ...) هم زاییده زحمات 50 یا 100 ساله همین مغزهای متفکر غربی ست (خوبه مجددا به کتاب همفر سری بزنیم تا کار دستمان بیاد چقدر دقیق طراحی بلندمدت دارند این ها). طراحی داعش نسخه دقیق و علمی و منظم دشمنان اسلام و مسلمانان برای ملت های خاورمیانه و غیره را تورق کنیم. نحوه مبارزه با افراط گری در سوریه و عراق را نگاه کنیم تا واقعیت آمریکا را بشناسیم و هزاران سیاست ظالمانه و مخوف این ها را. میخوام بگم در عین تدبیر نباید از طاغوت و خداستیزی آشکار سیاستمدران فعلی جهان غافل شد و فکر خامی ست حل شدن همچی با دیپلماسی. دیپلماسی هم وقتی جواب میده که پشتوانه ای از قدرت علمی و نظامی و مردمی داشته باشه و لاغیر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست ما باید در حال حاضر در دو جاده حرکت داشته باشیم: یکی در جاده‌ی استکبارستیزی که عامل بقای ما و حفظ هویت ما است، و دیگر در عین حفظ هویت، ارتباط‌داشتن با دنیا است و جمع این دو کار هرکسی نیست. رهبری عزیز در این مسیر بسیار موفق بوده‌اند. ولی آن‌هایی که به آمریکا خوشبین هستند یقیناً شکست می‌خورند. موفق باشید

14196
متن پرسش
باسمه تعالی با سلام: حدیثی در مورد ازدواج داریم که پیامبر فرمودند: ازدواج سنت من است هر کس از آن روی بر گرداند از من نیست. استاد آیا این برداشت درست است که برای برآورده شدن نیازهای جنسی یا باید طبق حدیث ازدواج کرد و یا به هر دلیلی که نمی شود ازدواج کرد باید عفت پیشه کرد. و در این صورت باز هم انسان در صنف دوستداران و پیروان رسول الله است و منظور از پیروی نکردن می تواند کسانی باشد که اهل زنا و ..... می باشند؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف بسیار درستی است زیرا حتی پیامبرانی مثل حضرت یحیی ازدواج نکردند در حالی‌که در مقام نبوت و مقام اُنس با خدا بودند. موفق باشید

13977

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده می خواستم کتب شفا را بخوانم (برهان شفا و الهیات شفا و طبیعیات شفا) خواستم از کتاب برهان شفا شروع کنم. 1.شرح جناب آیت الله مصباح بر آن خوب است؟ 2. کتاب نهایه را هم با شرح استاد مصباح بخوانم بهتر است؟ اگر کتابی یا صوتی قوی تر می شناسید معرفی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سؤال را خوب است از اساتیدی مثل استاد یزدان‌پناه دنبال کنید. بنده کتاب «شفا» را نخوانده‌ام. موفق باشید

نمایش چاپی