بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20999

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز جناب استاد: شعارهای دیروز تهران و امروز اصفهان را شنیدید. تهران: اسلام رو پله کردند. مردم رو ذله کردند. اصفهان: ما انقلاب کردیم چه اشتباهی کردیم. استاد جان مگر در روایت نداریم حکومت با کفر باقی می ماند ولی با ظلم نه. استاد جان می بینیی فساد و ظلم و جنایت دارد سر به آسمان می ساید ظلم و اجحاف حکومت جان مردم را به لب رسانده آنچه در تهران و اصفهان اتفاق افتاد یعنی به زودی باید منتظر تظاهرات خیابانی و در پی آن بازداشت و حتی کشته باشیم دیگر زبان ما بند آمده هیچ دفاعی نمی شود از انقلاب کرد شما می دانید و ما نیز آنچه شاهدیم آشی است که دیگش را هاشمی بنیان گذاشت. چرا وقتی هاشمی که بنیان تجملات، تشریفات، تضاد طبقاتی، اشرافیت، اختلاس را می‌گذاشت رهبر عزیز در مقابل او کاری نکرد؟ کاری نمی‌توانست بکند؟ خوب این القاب و شلقاب چه بود به ریش او می بست تا دیگر آنهایی که عمق فاجعه را می‌فهمند نتوانند هیچ حرفی بزنند؟ القابی مثل «خداي بزرگ را سپاس كه در اين نوبت نيز، رأي مصيب ملت، مسؤوليت را به دستهاي تواناي مردي سپرد كه در ميدانهاي دشوار، لياقت و امانت و صلاحيت و كارداني و برجستگي او را آزموده بود. مردي بزرگ از سابقينِ اوّلينِ انقلاب و از حوارييّن و انصار ديرين امام راحل. عالِمي متفكّر، سياستمداري هوشمند، فقيهي زمان شناس، مجاهدي خستگي نشناس، برادري مهربان براي ضعيفان و مديري كاردان براي كشور.» استاد واقعا هاشمی فقیهی زمان شناس بود که تا هم فیها خالدون فرهنگ منحط سرمایه داری اشرافی غرب را در این کشور نهادینه کرد، کسی که در روز تاسوعا که ارمنی ها هم عزاداری می کنند برای تفریح به همراه فرزندان به سد لتیان می رود و کسی که در زمانی که بسیاری از دوچرخه ای محروم بودند به گفته خودش تفریح فرزندانش اسکی و اسب سواری بود، کسی که اختلاس و دزدی را به چیزی نمی انگارد، کسی که رشوه را هدیه نامید و حال رشوه دارد مردم را خفه می کند؟ و هزاران موارد دیگر، اصلا واقعا هاشمی برادری مهربان برای ضعیفان بود؟ مگر نه این که از زمان هاشمی له شدن ضعیفان کلید خورد؟ خاتمی و روحانی هم که دو سیئه از سیئات او هستند. احمدی نژاد هم نتوانست با این غول و یارانش مبارزه کند و در آخر هم دیوانه شد. استاد جان مردم بیش از آن که ما فکر می کنیم از انقلاب زده شده اند چه می خواستند و چه شد. کو عدالت؟ کو اجرای احکام؟ اسلام کو؟ انسانیت کو؟ ساده زیستی و زی طلبگی کو؟ رسیدگی به محرومان به زلزله کرمانشاه نگاه کن جگر آدم کباب می شود. فساد جنسی دارد تا اعماق حتی خانه های مذهبیون رخنه می کند کو انقلاب؟ کو ارزشها؟ استاد حرف اصلی مردم این است که به اسم انقلاب و اسلام دارند جنایت می کنند. استاد جان راستی باید منتظر لرزش پایه های انقلاب باشیم؟ سخنی بگوئید که داریم دق می کنیم. ايميل خراب است لطفا در سایت جواب فرمائید. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نمی‌دانم چه اندازه در جریان شخصیت آقای هاشمی هستید؟ آن القابی که می‌فرمایید که در مورد ایشان گفته شده، مربوط به هاشمیِ اول است که حقیقتاً با استعدادهایی که داشت در صدد خدمت بود و در این رابطه خدماتی از او سر زد. ولی در مرحله‌ای ایشان احساس کرد با انقلاب و تأکید بر اهداف اصیل آن نمی‌توان کار را ادامه داد و به نحوی به جریان سکولاری که اصالت را به غرب می‌داد، نزدیک شد. در حالی‌که باید تجربه‌ی تاریخیِ ما برای ایشان روشن می‌کرد که هرچه ما مشکل داریم از غرب و غرب‌زده‌ها است و مدیرانی که با نظر هاشمیِ دوم خواستند کشور را اداره کنند 2- راه‌کارِ اصلی برگشت به ریشه‌های انقلاب است و رهبر معظم انقلاب با تدبیر حکیمانه‌ی خود مواظب‌اند که جریان غرب‌زده در زیر سایه‌ی آقای هاشمی با لطایف‌الحیل مردم را همان‌طور که در انتخابات به خطا انداختند؛ به خطا نیاندازند. به این شکل که به مردم القاء شود با نزدیکی به غرب، مسائل‌شان حل می‌شود و اگر رهبری مستقیماً با این جریان درگیر شوند، در این شرایط میدان به غرب‌زده‌ها داده می‌شود به‌خصوص که رسانه‌های بیگانه نیز در این رابطه می‌توانند بر روی مردم تأثیر بگذارند. به همین جهت ما وظیفه داریم اولاً: رهبری را تقویت کنیم. ثانیاً: سعی کنیم مردم را متوجه‌ی اشارات رهبری و دغدغه‌های ایشان بکنیم. موفق باشید

20854
متن پرسش
سلام: این آخرین جوابی است که برایتان می فرستم و دوس دارم جواب پایانی شما را نیز بشنوم. با توجه به صحبت های مکرر و سوال 20843 حدیث این بود: «.......إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ قد امن من الخطا و الزلل ، خصه بذلک لیکون ذلک حجه علی خلقه ، شاهدا علی عباده ، فهل یقدرون علی مثل هذا فیختارونه فیکون مختارهم بهذه الصفه ؟!» تحف العقول به نظرم این که فرمودید اجتهاد در مقابل نص است. زیرا اولا حدیث می گوید که آن حاکم و امام جامعه از خطا و لغزش مبراست ، درحالی که ولی فقیه مبرا نیست. ثانیا در آخر حدیث می فرماید: خدا تنها قادر است چنین شخصی را انتخاب کند. پس از عهده ی خبرگان ملت خارج است. ولی حتی بدون توجه به این حدیث می شود گفت که خدا حتی حاکم ظالمی را که بر مسلمین مسلط است، در مواردی کمک می کند. به خاطر اهمیت امر مسلمانان و شیعیان. (طبق همان قاعده لطف یا قواعد دیگر) پس لطفا کاری با این حدیث نداشته باشید!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:

1- بدون شک، روایت فوق در مورد امامت است ولی به مورد، موجب تخصیص حکم نمی شود همان طور که در اصطلاح گفته می شود «مورد مخصِّص نیست».

توضیح این مطلب آن است که وقتی قضیه ای آورده شود و سپس ذیل آن قضیه، تعلیلی بیاید، آن تعلیل حیطه و دایره ی حکم را مشخص می کند. آری شنیده اید که «العله تعمم و تخصص» یعنی این که علت، موجب تعمیم حکم و یا تخصیص آن می شود. مثال معروفش آن است که وقتی دکتری به مریضش بگوید «انار نخور چون ترش است»، به این معنی نیست که وی، فقط انار نخورد بلکه علتی که در ذیل کلامش آورده است و گفته است «چون ترش است» موجب می شود که حکم (نخور) به هر چیزی که ترش است سرایت کند به این معنی که این شخص هیچ شیء ترشی نباید بخورد و به همین خاطر، به او می گویید سرکه هم نباید بخوری هر چند «سرکه» درعبارت دکتر موجود نبود بلکه به خاطر عمومیت تعلیلی که در ذیل کلامش بود، حکمش را تعمیم دادیم.

خب حال توجه کنید که این روایت، هر چند در مورد امام است، ولی نمی توان مورد را موجب تخصیص حکم دانست بلکه به وسیله ی تعلیل ذیل که عبارت است از «ان الله اذا اختار عبده....» به هر موردی که عبدی از عباد الهی توسط خداوند (بدون واسطه و یا با واسطه ی اولیاء معصومین او) به منصبی گماشته می شود سرایت کرده و حکم تعمیم داده می شود و از این مورد است، فقیه جامع الشرایط که طبق روایات ما به عنوان «حجتی علیکم» به اختیار خدا و به واسطه ی امام معصوم به عنوان حجت بر بندگان منصوب شده است.

آری، احکامی که در این روایت به عنوان امر اختصاصی امام معصوم آمده است (مثل «الْإِمَامُ الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْمُبَرَّأُ عَنِ الْعُيُوبِ الْمَخْصُوصُ بِالْعِلْم‏....») به فقیه سرایت داده نمی شود.

2- بر روی نیابت چنین امامی فکر کنید. اگر این لطف، یک حقیقت وجودی است، پس امری است تشکیکی و دارای شدت و ضعف، لذا صورت تامّ آن مربوط به امام معصوم است ولی مراتب نازله‌ی آن در شرایط خودش جاری است.

3- اساساً تفاوت نبوت و ولایت در این است که نبوت، مقامی نیست که به کس دیگری جز نبی سرایت کند. ولی ولایت، در عین آن‌که مقام حضرت اللّه است و فرمود: «اللّه ولیّ الّذین آمنوا» می‌بینید که برای اولیاء الهی نیز با شدت و ضعف لازمه سریان و جریان دارد و بدین لحاظ نمی‌توان ولیّ فقیه را از چنین تأثیری بر روی مولّی علیه خارج دانست.

4- انتظار امثال بنده از رفقای اهل فکر آن است که از متون مقدس بیشتر از آن‌چه در ابتدای امر ظهور دارند، بفهمیم، نه آن‌که خود را فقط متوقف در همان فهم اولیه‌ی خود نماییم. این حالت هرگز در تاریخ جواب نمی‌دهد. در حالی‌که علم اصول از جهتی  و علم پدیدارشناسی از جهت دیگر به ما کمک می‌کند تا به بنیاد سخن نظر کنیم و مطابق آموزه‌های اصلی دینِ الهی، همه‌ی اشارات آن سخن را دریابیم، وگرنه چگونه بتوانیم از متون دینی در زمانه‌ی خود استفاده کنیم؟

5- تعجب بنده از بعضی از رفقا می‌باشد که گمان می‌کنند اگر زعیم مؤید به مدد الهی باشد، دیگر نباید مشکلاتی در جامعه واقع شود، غافل از آن‌که اگر زعیم جامعه امام معصومی همچون علی«علیه‌السلام» باشد و مردم تلاش نکنند رهنمودهای وی در جامعه پیاده شود، آن‌ها هیچ بهره‌ای از او نبرده‌اند، نه آن‌که او مقصر باشد. در همین رابطه حضرت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» در خطبه‌ی 35 نهج‌البلاغه می‌فرمایند:

 «الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ إِنْ أَتَى الدَّهْرُ بِالْخَطْبِ الْفَادِحِ وَ الْحَدَثِ الْجَلِيلِ وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ [وَحْدَهُ‏] لَا شَرِيكَ لَهُ لَيْسَ مَعَهُ إِلَهٌ غَيْرُهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» ‏أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مَعْصِيَةَ النَّاصِحِ الشَّفِيقِ الْعَالِمِ الْمُجَرِّبِ تُورِثُ الْحَسْرَةَ وَ تُعْقِبُ النَّدَامَةَ وَ قَدْ كُنْتُ أَمَرْتُكُمْ فِي هَذِهِ الْحُكُومَةِ أَمْرِي- وَ نَخَلْتُ لَكُمْ مَخْزُونَ رَأْيِي لَوْ كَانَ يُطَاعُ لِقَصِيرٍ أَمْرٌ فَأَبَيْتُمْ عَلَيَّ إِبَاءَ الْمُخَالِفِينَ الْجُفَاةِ وَ الْمُنَابِذِينَ الْعُصَاةِ حَتَّى ارْتَابَ النَّاصِحُ بِنُصْحِهِ وَ ضَنَّ الزَّنْدُ بِقَدْحِهِ».

 پس از حمد و ستايش خدا، بدانيد كه نافرمانى از دستور نصيحت كننده مهربان دانا و با تجربه، مايه حسرت و سرگردانى و سرانجامش پشيمانى است. من رأى و فرمان خود را نسبت به حكميّت به شما گفتم، و نظر خالص خود را در اختيار شما گذاردم. ولى شما همانند مخالفانى ستمكار، و پيمان شكنانى نافرمان، از پذيرش آن سرباز زديد، تا آنجا كه نصيحت كننده در پند دادن به ترديد افتاد، و از پند دادن خوددارى كرد.

6- اساساً انتظاری که از رفقا داریم، تفکر در سنت اصولیون است و نه اخباریون؛ و حوزه‌های علمیه‌ی نجف و قم افتخار آن را دارند که از اخباریون عبور کرده‌اند. حال نمی‌دانم چه شده است که بعضی از رفقا بهره‌ی لازم از نهضتی که منجر به استحکام حوزه‌‌های علمیه‌ی ما شده است، نبرده‌اند.

7- حضرت در یک قاعده‌ی کلی به موضوع امامت و جایگاه آن اشاره می‌کنند یعنی مصداق را ذیل یک فهم کلی می‌آورند، چرا در مصداق متوقف شویم و از آن امر کلی که امام در ابتدا آورده‌اند غافل گردیم که در این حالت از تفکر همه‌جانبه نسبت به آن روایت باز می‌مانیم. هنر ما این است که با تدبّر در آیات و روایات، متوجه باشیم آنان متون منجمدی نیستند وگرنه از حضور تاریخی خود نسبت به آن متون محروم می‌شویم. موفق باشید

17655
متن پرسش
سلام استاد: قصد دارم از مطالب کتاب «سوره کهف راز زندگی توحیدی» در کانال استفاده کنم. اولا آیا اجازه می دهید؟ ثانیا برای مخاطبان جوان که دوره های معرفت نفس را نگذارنده اند مناسب است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اجازه نمی‌خواهد!! این حق مردم است که از معارف الهیِ قرآنی بهره‌مند شوند 2- چون پایِ قرآن در میان است حتی بدون مباحث «معرفت النفسی»، کار خود را می‌کند. موفق باشید

17286

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: بنده کارمندم و حقوق ثابتی دارم توان انجام شغل دوم را نیز ندارم مدتی بود که همسرم اصرار داشت که فرزند دومی داشته باشیم ولی من به دلیل وضعیت مالی قبول نمی کردم ولی با اصرارهای او و این که می گفت روزی دست خداست و برکت به زندگیمان می آید قبول کردم ولی در این چند ماهی که از بارداریش می گذرد نه تنها برکتی در زندگیمان نیامده بلکه در چندین مورد دچار ضرر مالی نیز شده ایم الان به شدت پشیمان هستم و نمی دانم چطور هزینه های این بچه اضافه شده را تامین کنم گاهی به سقط فکر می کنم ولی دلم به حال همسرم می سوزد شما بفرمایید چکار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده موقعیت شما شبیه موقعیت سؤال‌کننده‌ی شماره‌ی 16617 می‌باشد، خوب است به جواب آن سؤال رجوع فرمایید. و عنایت داشته باشید که مسلّم فرزند جدید از رزق خالق خود بهره‌مند خواهد شد، منتها با برنامه‌ی خداوندِ عالم و نه برنامه‌ی شما. حتی ممکن است با تعادلی که در زندگی شما پیش می‌آید، جایِ رزق او باز شود. موفق باشید

17249

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: سوالی دارم که خیلی وقت ها باعث آزار و اذیت بنده می شود: 1. بعضی ها می گویند که ما چند سال پیش خود را به یاد نداریم یا به عنوان مثال یک کفش که مال پنج سال پیش است را دور می اندازیم و... چگونه می توان به تاریخ 1400 سال پیش اعتماد کرد و چگونه باید ثابت کرد که در این تاریخ ها تحریفی نشده و خود واقعیت هستند؟ لطفا کامل شرح دهید. 2. کتابی یا... برای معرفی از شما درخواست دارم که با شرح ساده بتواند ثابت کند که بین ادیان دین اسلام و شیعه جعفری حق است و امر بدیهی است اگر به عنوان مثال از فرد مسیحی که مقید به دینش است این پرسیده شود می گوید مسیحیت و یا هرکس در هر دینی. حال می خواستم به بنده منبعی معرفی کنید که به این حقیقت برسم. با تشکر. التماس دعا... یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کهنه‌شدن پدیده‌های مادی غیر از ثابت‌بودنِ حقایق است. به همان معنایی که هیچ‌وقت 2 به اضافه‌ی 2 از چهاربودن خارج نمی‌شود. از طرفی وقتی در تحقیق تاریخی متوجه‌ی استمرار یک موضوع در طول تاریخ می‌شویم این امر موجب اعتماد ما به آن موضوع می‌شود. مثل آن‌که ملاحظه می‌کنید قرآن‌هایی را که از صدر اسلام تا حال، همه ثابت و یگانه هستند 2- کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت هست می‌تواند در مورد اخیر کمک‌کار باشد. موفق باشید

16822
متن پرسش
سلام: استاد عزیز من خیلی دچار تشوش خاطر هستم و نمیتونم درباره چیزی تمرکز کنم، برای همین خیلی دارم آسیب می بینم، راه کار شما برای اینکه فکرام رو جمع کنم و بهش جهت بدم چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان متوجه‌ی وظیفه و رسالت تاریخی خود بشود که بنا است جهت معنابخشیدن به خود و زندگی خود در این تاریخ به عنوان سرباز انقلاب اسلامی به میدان بیاید در حوزه‌ی علم و عمل با تمام جدّیت وارد می‌شود و نه دیگر برای او تنبلی می‌ماند و نه بی‌صبری. در ضمن پیشنهاد می‌شود از مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» و راه‌کارهایِ مطرح‌شده در آن کتاب غفلت نفرمایید. موفق باشید

16019
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: من مباحث کتابهای شما رو با یکی از همکاران که چندین سال هم فلسفه را دنبال می کنند مطرح کردم ضمن تایید اظهار داشته اند چند سال پیش شما به دلایل سخنانتون به زندان افتادین می خواستم ببینم با توجه به حمایت قاطع شما از نظام، این موضوع شایعه است یا واقیعت دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش بنده هم که خبر ندارم بعد از انقلاب، زندان رفته باشم. شاید آقایان خبر دارند و بنده بی‌خبر باشم!! باید از این جهت تأسف خورد که چگونه دشمنان اسلام می‌توانند افراد مذهبی را بازی دهند! اگر شما خبر دارید که بنده بعد از انقلاب زندان رفته‌ام، به من هم خبر دهید که این‌همه در جهل و نادانی نمانم. موفق باشید

15359

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: می گویند برخی شخصیت ها و روحانیون اگر چه عالم دارند و نگاه شهودی دارند ولی هنوز استاد نشده اند که بتوانند نفسا روی شاگردان خود اثر گذارند و آنها را بالا بیاورند. آیا کتب این افراد را توصیه می فرمایید بخوانیم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کتاب‌ها و آثار این بزرگان متذکر حقیقت باشند، چرا از آن‌ها استفاده نشود؟! موفق باشید

14864
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: من یک زن متخصص در رشته های پزشکی هستم که در دانشگاه نسبتا مذهبی ...در حال گذراندن دوره طرح تخصصی خودم هستم. بنده در مورد اشتغال خانم ها بخصوص شرایط خودم که در مقطع دکترای تخصصی، سوال داشتم. به این امر واقفم که بهترین شرایط برای خانم ها فعالیت در منزل است و یقین دارم و هیچ مشکلی با خانه نشستن ندارم و به همین دلیل هم تنها در مورد دوره طرح خودم، با توجه به استفتایی که از مرجع تقلیدم داشتم، مجبور به کار در دانشگاه شدم و الان پایان طرح بنده رسیده، ولی در محل کارم به من و ظرفیت هایی کاری که دارم، احتیاج است که خودم هم قبول دارم. سوالم این است که تخصص من برایم تکلیفی ایجاد می کند که با تمام جوانب منفی اشتغال زن، باز هم باید کار کنم، یا نه برای هر زنی در هر شرایطی بهتر است کار در محیط های مختلط نکند؟ از توجه شما بسیار متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال وقتی رسالت تاریخی پیش بیاید خانم نسیبه هم در جبهه و در میان مردان جنگجو حاضر می‌شود و زخمی‌ها را مداوا می‌کند و در برهه‌ای هم شمشیر گرفته از پیامبر دفاع می‌کند و زخمی می‌شود و رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نه‌تنها او را از این کار منع نکردند، بلکه فرمودند: «یا نُسَیبه! بارک اللّه فیک». و امروز نیز زنان نمی‌توانند از حضور در جامعه خودداری کنند. موفق باشید

14444

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام: اینکه میگن آیت الله قرهی گفتن 13سال بعد ظهور میشه درسته؟ http://www.fetan.ir/home/24534
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نتوانستم در این مورد ورودی داشته باشم. موفق باشید

13927
متن پرسش
با سلام: این اشکالاتی که برخی از بزرگان به حرکت جوهری و جسمانیت الحدوث و روحانیت البقا و وحدت وجود کرده اند تا چه اندازه وارد است؟ وحدت شخصی وجود به چه معناست؟ اینکه گویند ابتدا همه یک نفس بودند یعنی چه؟ و اینکه گویند در مراتب بالای نفس بزرگان کثرت نمی بینند و وحدت وجود می بینند یعنی چه؟ اگر مثالی بزنید ممنون میشم. در شرح آیت الله حسن زاده آملی بر اشارات و تنبیهات ابن سینا نوشته بود که اولین صادر با اولین مخلوق فرق دارد آیا درست است؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای درک درست هرکدام از این سؤال‌ها حدّاقل باید یک کتاب مطالعه فرمایید. در کتاب «از برهان تا عرفان» سؤال اول را می‌یابید و در کتاب «مبانی عرفان نظری» از استاد یزدان‌پناه، سؤال‌های بعدی برایتان روشن می‌شود. نظر آیت اللّه حسن‌زاده در مورد بحث «فیض اقدس و مقدس» است که این نیز در کتاب «مصباح‌الهدایه» حضرت امام بحث شده است. موفق باشید

12253
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزيز: در صورت امكان بفرماييد، فلسفه حركت دادن انگشت سبابه در حين قرائت دعاي يا من ارجوه لكل شي «يا ذالجلال و الاكرام» چيست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً در عرب این‌کار به معنای اظهار ذُلّ و فروتنی در مقابل خداوند است و ما با تأسی به حضرت صادق«علیه‌السلام» این کار را انجام می‌دهیم. موفق باشید

10471
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: چندی است که عده ای از دوستان که مباحث شما را دنبال می کنند با ما هم که با مباحث شما آشنا و مطالعه می کنیم بحث می کنند که امروز نیاز جامعه ما حکمت متعالیه است و الان وقت گذاشتن و صرف کردن وقت و انرژی و نیرو برای هیئت بیهوده و بیخود است، باید رو بیاوریم به سمت مبانی زیرا عقیده دارند بر اینکه هیئت اصلا ذات ندارد که قابلیت کار داشته باشد معتقدند که هیئت خروجی درستی ندارد و محلی که در آن انسان تربیت شود، بندگی تقویت شود نیست.... بلکه نظر بر این دارند که گریه ۵ درصد کار است و هیئت ها آسیب بزرگی به نظام هستند و نمی شود آن ها را اصلاح کرد، بلکه بدتر نه تنها بازدارندگی ندارند دافعه دارند و بتی شده اند در مقابل مسجد... ولی استاد نمی دانم به هیچ وجه هم از ما حرف قبول نمی کنند می گویند ما به این رسیدیم که باید زانو زد در پای منبر علماء و مسجد و عزاداری ساده ای داشته باشیم با این سخنان گفتم شاید شما جوابی وافی و کامل ارائه کنید که استاد لااقل ما اگر اشتباه می کنیم نظرمان را تصحیح کنیم چون ما بر این باوریم که این هیئت ها می توانند بلندگوی نظام و سنگرهای انقلاب اسلامی و محلی برای شور و حماسه و همت های حسینی و روحیه سلحشوری باشد و در کنار آن هم باید به تقویت مبانی فکری و دینی هم عمیق پرداخته شود حال از شما خواهش داشتم اگر مقدور است سخنانتان را حتی اگر نمی توانید عمومی بگوئید در ایمیل بنده بگذارید اما جامع باشد که ما متوجه باشیم استاد از اینکه باعث اذیت جنابتان شدیم حلال کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور عزیزانی که به هیئت‌ها انتقاد دارند به جهت افراطی است که در بعضی هیئت‌ها هست که جوانان را مشغول سینه‌زنی و دسته می‌کنند بدون آن‌که متذکر معارف درستی شوند. راه‌کار، نفیِ هیئت نیست زیرا بعضی از این جوانان اگر همین هیئت‌ها هم نباشد می‌روند دنبال کارهای دیگر. بلکه راه‌کار آن است که آرام‌آرام برنامه‌ی هیئت‌ها را به سوی جمع معارف الهی و اخلاق و دسته و سینه‌زنی بکشانیم که بحمداللّه بعضاً عزیزان در این مورد موفق بوده‌اند. موفق باشید
10229
متن پرسش
سلام: در کتاب «مبانی نظری و عملی حب اهل بیت (ع)» سه نوع عشق را معرفی کردید. عشق حیوانی که مربوط به عشق های خیابانی است و بیشتر جنبه شهوت جنسی دارد. عشق مجازی که مربوط به عشق به اهل بیت (ع) است. عشق حقیقی که فقط عشق به خداست. حال عشق به همسر در شرایط دینی و یا عشق به مومنین و پدر و مادر در کدام نوع دسته بندی قرار می گیرد؟؟ آیا می شود گفت که اینها مربوط به دسته عشق مجازی هستند ولی در درجه پایین. درجه اعلای عشق مجازی، عشق به اهل بیت (ع) است چون کامل ترین آینه نمایش حق تعالی هستند؟؟ ممنون یاعلی مدد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که این نوع محبت‌ها که فرمودید می‌تواند مسیر تعالی معنوی انسان شود می‌توان آن را در زمره‌ی عشق مجازی قرار داد. موفق باشید
8738

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: چرا خداوند در بسیاری آیات خودش را غایب خطاب میکند با این که گوینده خود اوست؟ مثلا: «و اذ قال ربک... » و نمیفرماید و قلت فلان؟ 2. چند سوال در مورد آینده مجلس و سیاست پرسیدم جواب ندادید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- یکی از اسماء حضرت حق «ربّ» است حال اگر حضرت حق بخواهد ما را متوجه تجلی اسم ربّ کند باید همین‌طور سخن بگوید، حاکی از آن‌که وقتی حضرت حق به نور اسم رب به ملائکه چنین و چنان گفت. 2- گاهی سؤالات به درد عموم نمی‌خورد. اگر ایمیل بدهند می‌توانم جواب دهم. موفق باشید
8125

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد، اول به خاطر این که لطف میکنید و وقت با ارزشتون را برای جواب دادن به سوالها در اختیار ما میگذارید از شما تشکر میکنم. خیلی وقته این صفحه پرسش و پاسخ یکی از دلخوشی های زندگیم شده. ان شاء الله هفته دیگه با کاروان عمره طلاب برای اولین بار عازم عمره ام، میخواستم لطف بفرمائید با توجه به این که وقت زیادی تا سفر نمونده و من هم متاسفانه نتونستم مطالعه ای داشته باشم برای این مدت کوتاه قبل از سفر، طول سفر و بعداز سفر توصیه ای بفرمایید.استاد دعامون کنید. ممنون
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: جزوه‌ی «حقیقت حج» و جزوه‌ی «وظیفه‌ی حجاج بعد از حج» را با خود ببرید. فراموش نکنید به ملاقات خدا می‌روید، دلتان را آماده کنید تا نوری که از طرف حق به شما می‌رسد احساس کنید. در مسجد شجره یا هرجا که محرم شدید عالی‌ترین عهدها را با خدا ببندید و مطابق آن لبیک بگویید. موفق باشید
7688
متن پرسش
سلام. نظر جناب عالی در مورد سخنان اخیر آیت الله مصباح یزدی چیست؟ ((کسانی که فرمایشات حضرت امام(ره) را در سخنرانی‌ها و کتاب‌هایشان دیده باشند، می‌دانند که امام(ره) از لفظ حکومت اسلامی استفاده می‌کردند، اما از آنجا که واقعه انقلاب در این جهان اتفاق می‌افتد و جهان می‌خواهد بداند چه حکومتی در ایران قرار است بر سرکار بیاید، امام از ادبیات سیاسی روز استفاده کرده و منطقی را اتخاذ کردند که مورد توافق و فهم دیگران باشد.امروز در ادبیات سیاسی دو نوع حکومت سلطنتی و جمهوری وجود دارد و نوع سومی ذکر نشده است، لذا امام(ره) وقتی قرار است با کسانی سخن بگویند که حکومت را منحصر در دو نوع می‌دانند و از طرفی امام(ره) در صدد نفی حکومت سلطنتی موجود در ایران بودند، باید به گونه‌ای سخن می‌گفتند که آنها هم متوجه شوند و لذا لفظ جمهوری را به کار بردند، هرچند امام قید اسلامی را هم اضافه کردند که آن‌ها متوجه نقش دین در این نوع حکومت بشوند و این یکی از زیرکی‌ها و دوراندیشی‌های امام راحل(ره) بود. لذا وقتی برخی گروه‌ها در اویل انقلاب، جمهوری دموکراتیک را مطرح کردند، امام (ره) فرمود "جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر".لذا اینکه امام(ره) مثلا می‌فرمایند میزان رأی ملت است، نه به این معنا که اگر ملت دیگر اسلام را نخواستند، ما هم اسلام را کنار بگذاریم، بلکه از آنجا که آنچه در ادبیات سیاسی امروز ملاک عمل قرار گرفته، رأی مردم است، امام (ره) برای اقناع طرف‌های مقابل، به رأی مردم استدلال می‌کنند. لذا امروز هم اگر رهبری از حقوق بشر و نقض حقوق بشر در غرب سخن می‌گویند نه به دلیل این که حقوق بشر غربی را پذیرفته باشند، بلکه از باب جدال و استفاده از مقبولات آنها برای اقناع آنهاست. )) آیا واقعا امام برای اقناع طرف های مقابل به رای مردم استدلال میکنند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این یک موضوع فقهی فنی است که آیا رأی مردم عامل مشروعیت نظام اسلامی است یا عامل مقبولیت آن. در هر دو حال رأی مردم مطرح است ولی با دو نگاه. موفق باشید
7569
متن پرسش
هو العلیم:سلام علیکم: در صورت امکان مطالب ذیل را تبین نمایید. عالم ماده دارای مکان وزمان است،ولى عالم بالاتر از ناسوت نیاز به مکان وزمان ندارد، ١- آیا این امر ممکن است،انسان با بدن مادی به عالم مجردات سیر کند؟ ٢- پیامبری که وجود شریفش در همه عوالم حاضر است،چه نیازی به عروج از مدینه تامسجدالاقصی واز بیت المقدس تا دارد؟ ٢- جسم مطهر عیسى علیه سلام در کدام عالم است؟ اگر در عالم برزخ یا بالاتر بأشد،نیاز به مکان دارد، آیا عالم مجردات دارای مکان هم هستند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- در آن حالت دیگر بدن مادی نخواهد داشت بلکه آن ماده شدت می‌یابد و مجرد می‌شود. مثل بدنی که شما در خواب دارید و یا مثل بدن مثالی در عالم برزخ 2- متوجه تفاوت بین حقیقت محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» با نفس ناطقه‌ی آن حضرت باشید. حضرت در مقام نفس ناطقه از جبرائیل«علیه‌السلام» وَحی می‌گیرند و یا به‌وسیله‌ی عزرائیل«علیه‌السلام» قبض روح می‌شوند یا از مدینه به مسجدالأقصی سیر می‌کنند 3- جسم مقدس حضرت عیسی«علیه‌السلام» به جهت آن‌که قرآن می‌فرماید بالایش بردیم، مسلّم مادی نیست که مکان نیاز داشته باشد. می فرماید »إِذْ قالَ اللَّهُ یا عیسى‏ إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رافِعُکَ إِلَیَّ » موفق باشید
7531

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم استاد گرامی اجازه می دهند در جلسات دانشجویی ، عمومی به مناسبت های فرهنگی و مذهبی از مطالب ، مقاله ها و سخنرانی های شما استفاده کنیم و از روی آنها قرائت کنیم . التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر احساس می‌کنید آن مطالب برای اسلام و انقلاب مفید است نه‌تنها بنده راضی‌ام، خوشحال هم می‌شوم و هیچ احتیاجی نیست که بگویید آن مطالب از چه کسی است. موفق باشید
7420

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم تفسیر سوره ق را بر روی سایت قرار دهید اگر امکان پذیر است. با تشکر
متن پاسخ
به نام خدا باسلام باتوجه به حجم زیاد فایل های صوتی استاد ومحدود بودن سایت وفضای آن ،موارد درخواستی را که بصورت محدود مورد استفاده کاربران عزیز میباشد ازطریق تماس باپخش آثار استاد:09136032342 اقدام فرمایید.باتشکر. مدیریت سایت
5682
متن پرسش
با احترام خدمت استاد بزرگوار، بحث زن دوم رو خاتمه می دم و هرچند برای تک تک مواردی که جناب سوال 5606 عرض کردند پاسخ دارم اما اینجا به احترام نظر شما، ادامه نمی دم فقط یک مسئله ای که از ابتدا تا انتهای حرف بنده در جواب آن آقا و دیگر حضراتی که زن دوم به بعد را حلال می دانند و رویکرد کلی حرف بنده بوده را مجددا عرض می کنم که حرف نهایی بنده هست و چون آخرین پاسخ است لطفا رو سایت بذارین. انشالا که جواب شبهات روشن بشه. روایاتی که در سؤال 5656 عرض کردند حصر را نمی رساند که مخالفت با زن دوم فقط و فقط از روی حسادت باشد. بنده هم نگفتم حسادت هیچ زنی نمی تواند باعث این امر شود. گفتم "فقط" حسادت نیست . اما این در اصل بحث بنده اثری ندارد. رویکرد کلی من این است که : بعد از این که ما و شما پذیرفتیم که مراجع محترم قطعا با توجه به آیات و روایات نقل شده از معصومین علیهم السلام و کتاب و سنت و دیگر منابع استخراج احکام ، احکام شرعیه را استخراج کرده اند ، حال منظور خود را با چند جمله، از بحث نگاه زمان شناسانه به آیات و روایات و دیگر منابع روشن می کنم. با تعمّق در مطلبی که استاد طاهرزاده در پاسخ به شبهه ی چندزن داشتن پیامبر مطرح کردند مسائلی معلوم می شود ، از آن جمله جایگاه ازدواج برای بشر زمان پیامبر دارای جایگاه متفاوتی از زمانه ی امروز بوده. قبل از تبیین این مسئله ، از یکی از مثال هایی که استادطاهرزاده مطرح کرده اند در این جا استفاده کنم که شما فکر نکنید بنده منکر منابع استخراج احکام شرعی هستم و باز برای بنده آیه و روایت بیاورید. متأسفانه گاها از جایگاه تاریخی آیات و روایات غفلت شده است. مثالی از استاد محترم بیاورم که برای بار اول که حرف را می شنوید اگر شما ندانید این را استاد طاهرزاده فرموده اند احتمالا این سخن را به لیدرهای مدافع حقوق زنان ! نسبت می دهید. البته من یک کلیتی در ذهن دارم اگر مطلب را خراب می کنم لطفا خود استاد شرح بفرمایند. از دوستی شنیدم که از قول استاد فرمودن چون ماها که به اسلام اعتقاد داریم روی حقوق زن به خوبی کار نکردیم ، فمنیسم ها خیلی مدعی شده اند وگرنه برخی حرف هایی که می زنند خیلی هم بد و بیراه نیست. مثلا زن و شوهری که در یک منزل هستند ، خب وقتی مرد بیرون از خانه کار می کند ، زن هم داخل خانه کار می کند . پس اموالی که با کار کردن شوهر عاید می شود باید بین زن و مرد تقسیم شود نه این که همه اش به نام مرد باشد. حال اگر مرد فوت شود، یک هشتم این اموال به زن به ارث می رسد و باقی بین سایرین تقسیم می شود. و زن بعد از یک عمر زندگی با مرد ، درست زمانی که همسرش را از دست می دهد باید آواره شود. چون از این به بعد خانه ای که درش نشسته است شرعا و قانونا متعلق به دیگران است ، حتی وسایلی که دارد و ... . این مسئله از نظر مراجعی که نگاه زمان شناسانه به منابع دینی ندارند هیچ اشکالی ندارد و خلاف شرع هم نیست. این مسئله از نگاه شما، عین حکم خداست که از منابع دینی اعم از آیات و روایات و ... استخراج شده است!!!. درحالی که در وهله ی اول باید اموال مرد در زمان حیاتش بین زن و مرد نصف شود و بعد هم مسئله ی ارث که به صورت زمان شناسانه حکم دیگری پیدا می کند. اما بد نیست آن چه که از نظر استاد هم در این رابطه صحیح می باشد را خودتان بروید و بخوانید. مسائل این چنینی کم نیستند که به دلیل اختصار کلام از ذکر دیگر مثال ها خودداری می کنم. شوهر بنده هم با حکم زن دوم به صورتی که امروزه توسط دین دارها عملی می شود و شرعی هم هست، مخالف است، ایشان هم حسادت دارند ؟ این یک بحث علمی است فارغ از حب و بغض های شخصی و نفسی.حال به مثال اصلی باز گردیم، پدیده ی ازدواج در زمان پیامبر به عنوان یک ابزاری برای رفع خیلی از مشکلات محسوب می شده. به همان نسبتی که انسان معاصر ، با انسان زمان پیامبر و دیگر زمان ها متفاوت است، به همان نسبت هم پدیده هایی همچون ازدواج ، یا ازدواج مجدد ، جایگاه یا تعریف متفاوتی نسبت به آن زمان برای انسان امروزی دارد و "نتایجی" متفاوت. این به معنی تعطیل کردن احکام شرعیه نیست بلکه باید با نگاه زمان شناسانه ، احکام شرعیه مطابق با روح زمانه ی امروز که حتی بشر مؤمن و مسلمان را هم اسیر خود کرده است از منابع فقهی استخراج شود. پیامبر ص به راحتی ازامر ازدواج برای وحدت دو قبیله استفاده می کردند اما امروز اگر نگوییم اثر عکس دارد، به قطع می توان گفت اثری که پیامبر مدنظر داشته را هرگز نمی دهد. اجمالا می توان گفت امروزه ازدواج مجدد نه تنها مشکلی را حل نمی کند چه بسا بر مشکلات هم می افزاید. بنده موافقم که به راحتی نمی توان حکم داد و یک عمر تلاش برای استخراج حکم خداوند در زمان امروز لازم است . اما با لحاظ افقی که آیات و روایات و سنت اهل البیت دراختیار ما گذاشتند ، ببینیم چگونه در زمان امروز می توانیم به همان افق دست یابیم. در معرفت شناسی سیره ی اهل البیت، اعمال انسان کامل از یک نظر به دو دسته تقسیم می شود . یک دسته اعمالی که عینا باید تکرار شود همچون ذکر بعد از نماز حضرت زهرا س، و یک دسته اعمالی که عینا نباید تکرار شود بلکه باید هدف آن عمل طبق زمانه ی امروز لحاظ شود. همچون ازدواج مجدد. چنان که می بینیم سیره ی بزرگان حاضر بر تک همسری است. در استخراج احکام شرعیه از منابع فقه هم باید این مسئله لحاظ شود. این به معنای عرفی شدن دین نیست بلکه خواه ناخواه شرایط جدیدی بر بشر معاصر حاکم شده است که باید حکم خداوند در شرایط امروز استخراج شود، آن هم نه با نگاه منفعلانه. برای بنده سوال است چطور اسلام باید دستوری را مستحب بداند که در زمانه ی امروز ، با برهم زدن اَنس زن و مرد نه تنها شرایط دینداری بیشتر را فراهم نمی کند بلکه در اغلب موارد موجب تحقق مبغوض ترین حلال خداوند می شود چرا که برفرض تحمل زن اول، زن دوم نمی تواند با وجود زن اول زندگی کند هرچند با علم به وجود زن اول، ازدواج کرده است. مرد معاصر هم ، هرگز نمی تواند با زن دومش به انسی برسد که با زن اول می رسیده . خدا می داند بنده از نزدیک دیده ام انسان های واقعا مؤمنی که با این امر به زعم خودشان حلال و حتی با افکار دینی، به صرف این عمل مستحب به زعم شما و برخی مراجع ! در زمانه ی امروز، زندگی خود و همسر اول و دوم و حتی تا چند نسل بعد از خود را به تباهی کشیده اند . با تشکر از استاد طاهرزاده و دیگر دوستانی که حوصله به خرج دادن . در انتها در یک جمله عرض کنم که تفاوت است بین این که : ("من" دوست دارم شخصا فرزند بیشتری از نسلم وجود داشته باشد پس ازدواج مجدد می کنم) با این که ( جامعه به لحاظ تاریخی دچار معضل پیری شده است که باید فکری تاریخی برای حل این معضل کرد و آیا ازدواج مجدد راهی برای حل این معضل هست یا خیر). التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: در هرحال از این گفت و شنودها معلوم می‌شود که موضوع دارای جوانب متعددی است و حقیقتاً باید در موضوع جایگاه زن یک بازخوانی تاریخی شود و مسلّم در دل آن بازخوانی با رویکردی جدید به احکام الهی نظر می‌شود. بنده در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» تلاش کرده‌ام آن نگاهی را که تصور می‌کنم باید به زن انداخته شود مدّ نظر خوانندگان قرار دهم. به همین جهت در مقدمه کتاب گفته شد این کتاب را مردان نیز بخوانند. در مقدمه‌ی آن کتاب باب موضوعی را بازکردم که در جای دیگر باید به آن پرداخت و آن این بود که نه یک کمباین پدیده‌ای است که به جای 200 مرد آمده، بلکه پدیده‌ای است جدید با نسبت‌هایی جدید و نمی‌توان گفت اگر 200 مرد کشاورز با 200 داس وارد مزرعه‌ای شوند مثل آن است که یک کمباین وارد شده، و نه می‌توان گفت: زن‌های ما همان مادربزرگ‌های گذشته‌اند و متوجه نسبت جدیدی که پیش آمده و زن با تعریف جدیدی در تاریخ ظهور کرده نباشیم. موفق باشید
5131
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر-پس از مطالعه ی کتاب سلوک ذیل اندیشه امام و همچنین مباحث غرب شناسی این سوال را داشتم که این تغییر نکرش در رنسانس و چرخش فکری و نگاهی که کانت و هیوم و دکارت در صحنه آوردن،این تغییر نگرش چه تاثیری در عرصه ی اجتماعی از جمله مسائل فرهنگی سیاسی و اقتصادی داشت.در واقع ظهور این تغییر نگرش را در کجا می توان دید و ظهور این ذهنیت در عینیت به چه گونه بوده است..سپاسگذارم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان محور اندیشه و میل خود را تنها ذهن خود قرار داد همه‌چیز به گرد انسان می‌گردد، حتی باوری به نام خداباوری. تمام شئونات زندگی اجتماعی و فردی انسان غربی به این معنا مبتنی بر سوبژکتیویته است. موفق باشید
3893
متن پرسش
سلام استاد عزیز تر ازجانم:‌استاد ایا شما از حلقه ی رحیم مشایی هستین؟آیا شاگردان شما انصار حزب الله هستند که تجمعات را به هم میزنند و بعضا به افراد لباس شخصی تعبیر می شوند.برای رفع شبهه لطفا پاسخ بفرمایید.ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر جنابعالی را به جواب سؤال شماره‌ی 3882 جلب می‌کنم. عنایت داشته باشید نفوذی‌های صهیونیست در محافل مذهبی با این تهمت‌ها تلاش دارند هرکدام از یاران رهبر عزیز را با انگی از صحنه خارج کند تا رهبر را تنها بگذارد در حالی‌که خودشان هیچ ارادتی به رهبر معظم انقلاب ندارند وگرنه از ایشان تبعیت می‌کردند و پروژه‌ی ایجاد تنفر بین نیروهای متدین به انقلاب و ولایت را دامن نمی‌زدند، وظیفه‌ی شما است به آن‌هایی که این تهمت‌ها را می‌زنند بگویید دلیل‌ات چیست و تا دلیل برای حرفش نیاورده یقه‌اش را رها نکنید. موفق باشید
2808
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت. دو سوال مدت زمانی زیادی ذهنم را به خود مشغول کرده ولی با پرسش از اساتید قانع نشده ام . قبل از طرح سوال اجازه دهید بگویم طالب حقیقت هستم نه شبهه وارد کردن. 1- همیشه وقتی به این مطلب می اندیشم که خداوند ما انسانها را مختار آفرید تا با ارادۀ خود راه کمال و قرب را طی کنیم و درآخر نیز به سوی او رجوع می کنیم . خدا می داندکه ما با اختیارمان سعید یا شقی می شویم علم خدا هم که تغییر و تبدیل پذیر نیست پس ما همان که خدا می داند را با اختیار خود انجام می دهیم و در آخر متناسب عملکرد خود ثواب یا عقاب را می چشیم. سوالی که همیشه کنار ذهنم می آید این جمله است (که چی؟) (چرا خلقمان کرد که بعد به سویش برگردیم) 2- ما ممکن الوجود در ذات خود هستیم که از خودمان است 50در صد عدم و50در صد وجود که در حقیقت هیچی است داریم.سوالم این است که آن 50درصد وجود که در یک مخلوق امکان پروانه در مخلوق دیگر امکان انسان شدن و همین طور به اندازۀ همۀ مخلوقات ممکن که مثلادرپروانه می توانندپروانه بشود وجود دارد.(این 50درصد وجود در هر نوع از مخلوقات روی چه حسابی بوده است؟) از اینکه برای این سوال وقت گرانبهای خود را صرف می کنید کمال تشکر را دارم. التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- در ابتدای کتاب «آشتی با خدا» بحثی در رابطه با «چرا خدا ما را خلق کرد؟» شده ، فکر می‌کنم می‌توانید جواب خود را بگیرید 2- نمی‌دانم چرا ممکن‌الوجود را این‌طور معنا کرده‌اید. ممکن‌الوجود یعنی معدومی که امکان پذیرش وجود را از طرف حق دارد و تنها همان مخلوقی می‌شود که در ذات خود امکان آن را دارد و هرگز این‌طور نیست که 50٪ امکان پروانه‌شدن داشته باشد و 50٪ امکان انسان‌شدن. موفق باشید
1221

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام واحترام. دردی که همه علوم انسانی خوانده ها دردانشگاه دارند(البته مذهبیون) بیگانگی علوم انسانی با اسلامی تکلیف؟ 1)دانشگاه راتا دکتری ادامه دهم،در کنارش دین بخوانم. 2)دانشگاه را تاکارشناسی متوقف کنم،10سالی حوزه برم بعد برگردم رشته ام را ادامه دهم 3)تحصیلات تکمیلی را در دانشگاه همراه با ورود به حوزه پیش ببرم 4) . . . دانشگاه فردوسی مشهد،سال آخر روان شناسی بالینی هستم. ممنون می شم از نظرتون برای طرح ریزی برنامه ام استفاده کنم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: نمی‌توان برای همه یک پیشنهاد داشت. عمده آن است که درد را درست تشخیص داده‌اید، هرکدام از روش‌هایی که مطرح کرده‌اید می‌توان درست باشد. موقعیت خودتان را در نظر بگیرید و بررسی کنید کدام با موقعیت شما هماهنگی دارد، در هر حال باید اندیشه‌ی اصلی را از قرآن و فرهنگ اهل بیت«علیهم‌السلام» گرفت و این طرف را رجحان داد. موفق باشید
نمایش چاپی