باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده با طرحِ مقدمات میتوانیم مردم را متوجهی انقلاب و جایگاه رهبر انقلاب بنماییم، به عنوان حقیقتی که به دنبال آن هستند و از آن غفلت دارند بدون آنکه عنادی داشته باشند. ۲. حقیقتاً باطن اکثر بالاتفاقِ مردم ایران منوّر به نور انقلاب و ارادت به رهبریِ انقلاب است. باید آنها را با زبانی نرم متوجهی امر باطنیشان نمود.
تا زمانی که جهشی به سوی هستی خود انجام ندادهایم نمیتوانیم تقدیر هستی خود را احساس کنیم و سخن هستی خود را بشنویم. آنطور که با یاد حاج قاسم در درون ما آن حالت به صدا درآمد، چیزی جز سخن هستی ما نبود، هرچند در همان حالت هم باز هستی ذات خود را از ما دریغ میدارند تا راه ادامه یابد.
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دعا بعضا جهت بهتر استفادهکردن از تقدیرات الهی است نه تغییر تقدیرات مثل اینکه با دعا، یک خانم تغییر جنسیت نمیدهد که مرد شود، ولی میتواند به کمک دعا خانم خوبی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرفانهای حلقه انسانها را گرفتار یک توهّم میکند بدون آنکه رجوع به حق در میان باشد. خودسازی واقعی، رعایت حرام و حلال الهی است و تلاش برای بهدستآوردن معارفی که انسان را در مسیر إلی اللّه کمک کند. توصیهی ما سیر مطالعاتی بر روی سایت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اجازه نمیخواهد!! این حق مردم است که از معارف الهیِ قرآنی بهرهمند شوند 2- چون پایِ قرآن در میان است حتی بدون مباحث «معرفت النفسی»، کار خود را میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کهنهشدن پدیدههای مادی غیر از ثابتبودنِ حقایق است. به همان معنایی که هیچوقت 2 به اضافهی 2 از چهاربودن خارج نمیشود. از طرفی وقتی در تحقیق تاریخی متوجهی استمرار یک موضوع در طول تاریخ میشویم این امر موجب اعتماد ما به آن موضوع میشود. مثل آنکه ملاحظه میکنید قرآنهایی را که از صدر اسلام تا حال، همه ثابت و یگانه هستند 2- کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت هست میتواند در مورد اخیر کمککار باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید بتوانید از این شبهات رها شوید وگرنه در سکرات یقهی شما را میگیرد. با رفقایی که معرفت نفس را کار کردهاند شبهات خود را در میان بگذارید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «هر عنایت که داری ای درویش/ هدیهی حق بود نه کردهی خویش». وقتی انسان متوجه باشد اگر توفیقی در امری دارد به لطف الهی است، میفهمد که تنها با تواضع نسبت به خلق آن توفیق برایش میماند. هرکس به هرجا رسید از تواضع رسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سعهی صدر خوبی از طرف جناب آقای وکیلی به ظهور آمد و آقای عبدالکریمی بر خلاف ادعاهایشان بیشتر گرفتار مفهومات خود بودند که هیچ گشایشی را بر نمیتابیدند، لذا ملاحظه کردید در آخر مناظره، جناب آقای وکیلی را متهم کردند که متوقف در منطق ارسطویاند؛ که البته این نوعی فرار از مطلب است. جناب آقای وکیلی از ایشان خواستند مبانی خود را در انتقاد به متفکران مشخص کنید، و ایشان عملاً گفته و یا ناگفته خواستند بگویند مبانی خود من هستم. اگر غیر از این است باز جنابعالی آن مناظره را استماع فرمایید. بنده از جناب آقای وکیلی که قهرمانانه وارد این میدان شدند، تشکر میکنم. البته بنده با توجه به صحبتهایی که آقای عبدالکریمی میکنند و بعضاً هم دلسوزانه است؛ آنچنان گرفتار مفاهیم و محفوظات خود هستند که هیچ چیز و هیچکس را نمیتوانند ببینند. و نمیدانم نیهیلیسم جز این است؟! و آیا آنهایی که در گردونهی تفکر آقای عبدالکریمی گرفتار شدند تا از نیهیلیسم فرار کنند، به عمیقترین شکلِ آن گرفتارنشدند؟ به طوری که انسان در گرداب پوچی و بیثمری و بریدن از همهچیز فرو میافتد، هرچند که ممکن است آقای عبدالکریمی نادانسته پای در این راه گذاشته باشند. این را از آن جهت عرض میکنم که بعضاً جسته و گریخته در بعضی از صحبتهایشان بویی از غمِ غربت بشر میآید. ولی به قول مولوی:
آه زندانی این دام بسی بشنیدیم حال مرغی که رهیده است از این دام بگو
آقای عبدالکریمی چرا جوانان را به سوی تاریخی رهنمون نمیباشند که حاج قاسمها پروریده است؟ امید است آن مناظره هشدارباشی باشد که با مناظره کاری حل نمیشود باید در بستری از تاریخ قدسیِ انقلاب اسلامی همه تلاش کنیم برای رسیدن به راهی که خداوند امروز به ما عطا فرموده است.
اهمیت نگاه هایدگر آن است که اگزیستانس طرف مقابل را خطاب قرار میدهد که انسان در چشماندازی وجودی، حضوری را که در جهان دارد احساس کند و نوعی همسخنی ظهور کند و هر کدام آینهی دیگری شوند، و این در مناظره به چشم نمیخورد. در حالیکه جناب آقای وکیلی چنین تلاشی داشتند.
آقای عبدالکریمی بعضاً در جاهای دیگر ورودهای خوبی داشتند، مثل انتقادی که به آقایان دکتر ملکیان و دکتر عبدالکریم سروش داشتند، و یا صحبتی که در رابطه با فلسفهی اسلامی در دانشگاه اصفهان انجام دادند، ولی مسئلهی اصلی جوانانِ ما حضور تاریخی مهمی است که امثال دکتر فردید متوجهی آن شد و انقلاب اسلامی راهی جهت آن حضور یافت تا انسانها در معرض عطایای الهی قرار گیرند، و سخنان سال گذشتهی آقای عبدالکریمی در دانشگاه تبریز در مقایسه بین انقلاب فرانسه و روسیه و ایران به شدت از این نحوه بصیرت خالی بود.
بنده نمیدانم آقای دکتر عبدالکریمی بالاخره بنا دارند چه کمکی به مخاطبان خود بکنند؟ مثلاً در نظر بگیرید جلسات اخیر ایشان تحت عنوان «ایران به منزلهی یک پرابلماتیک» با همهی مسائل رنگارنگی که تحت عنوان مسائل ما مطرح میکنند، آیا کوچکترین راهکاری برای مخاطبان ارائه میدهند؟ آیا همان انتقاداتی که به روشنفکران دارند، که انتقادات بهجایی است؛ در مورد خود ایشان صادق نیست؟ از آن جهت که هیچ راهکارِ بومی که با خِردِ قومی و فرهنگ دینی ما همراه باشد، در کلمات ایشان یافت نمیشود؟ ای کاش آنهایی که به سخن ایشان گوش فرا می دهند، دائم از خود بپرسند پس باید چهکار کرد؟ اینجاست که بنده معتقدم اگر اینهمه انرژی صرف نمایاندن راهی بود که حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» به میان آوردند و آوینیها آن را گزارش کردند؛ میشد مخاطبان ایشان از سرگردانیها که گرفتارش هستند و بعضاً به قول خودشان در پوچیِ دوران میسوزند، نجات مییافتند.
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون حضرت میفرمایند اولین مخلوق، نور من بود، پس اولاً: بحث مخلوقیت در میان است، ثانیاً: آن خلقت نوری را به خود نسبت میدهند. لذا به اعتبار روایتی که میفرمایند: « «وَ أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ (ص) وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ (ص) وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ (ص)»[1] اول ما و اوسط ما و آخر ما محمد (ص) است. لذا روایت مورد بحث، مربوط به مقام اهلالبیت «علیهمالسلام» میباشد و ربطی به احدیت که شئونی از شئون الهی است، ندارد. در این مورد خوب است کتاب «مصباح الهدایه» حضرت امام مطالعه شود. موفق باشید
[1] ( 1)- بحارالأنوار، ج 25، ص 363.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده موقعیت شما شبیه موقعیت سؤالکنندهی شمارهی 16617 میباشد، خوب است به جواب آن سؤال رجوع فرمایید. و عنایت داشته باشید که مسلّم فرزند جدید از رزق خالق خود بهرهمند خواهد شد، منتها با برنامهی خداوندِ عالم و نه برنامهی شما. حتی ممکن است با تعادلی که در زندگی شما پیش میآید، جایِ رزق او باز شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «معروف» یعنی آنچه در جان و فطرت انسانها شناخته شده است. آری! برای تذکر به «معروف» باید شرایطی فراهم شود که حجابهای ظلمانی از مقابل فطرت زدوده گردد. از این جهت باید در مسیر رفع حجابها که از جمله تحقق عدالت است، تلاش نمود ولی با رویکرد نظر به «معروف» و «نهی از منکر». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان به راحتی از تعلقات نفس امّاره عبور کرد و فطرت او به میدان آمد، در همه حال در سیر إلی اللّه خود در ابتهاج و لذت قرار میگیرد، حتی در هنگام شهادت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر یاد خدا به معنای نظرِ قلب به حضرت حق باشد و با توجه به اینکه گناهکردن یعنی پشتکردن به حکم خدا، یادِ خدا با گناهکردن جمع نمیشود و آن یاد خدایی که میفرمایید، یادِ خدای واقعی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نتوانستم در این مورد ورودی داشته باشم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت اللّه حسنزادهی آملی کتابی تحت عنوان «قرآن هرگز تحریف نشده» تدوین فرمودهاند که در آنجا به این سؤالات جنابعالی نیز پرداختهاند. خلاصهی آن به صورت جزوهی «قران هرگز تحریف نشده» شاید بر روی سایت باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون حیوانات نیز نفس ناطقه دارند، توفی دارند و چون خیال دارند خواب هم میبینند ولی چون مثل انسان آرزو برای یکنوع زندگی برتر ندارند، خوابهایشان مانند خوابهای انسان نیست 2- چون کودکان تصورات کمی در ذهن دارند، خواب آنها هم ساده است 3- تفاوت خواب روز و شب، ریشه در حالات بدن انسان دارد که در روز و شب متفاوت است 4- سیر مطالعاتی روی سایت خوب است ولی با اینهمه میتوان اگر بحثی را برای خود لازم دیدید همان را دنبال کنید چون طوری بحث نمیشود که مخاطب نسبت به مقدمات بیگانه گردد 5- من چه کسی هستم که چنین ادعایی بکنم!؟ ما همه به قول خداوند که از طرف انسانهای معصوم به ما رسیده است، اعتماد داریم و به شفاعت آنها امیدواریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای درک درست هرکدام از این سؤالها حدّاقل باید یک کتاب مطالعه فرمایید. در کتاب «از برهان تا عرفان» سؤال اول را مییابید و در کتاب «مبانی عرفان نظری» از استاد یزدانپناه، سؤالهای بعدی برایتان روشن میشود. نظر آیت اللّه حسنزاده در مورد بحث «فیض اقدس و مقدس» است که این نیز در کتاب «مصباحالهدایه» حضرت امام بحث شده است. موفق باشید
