بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
16041
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: مدت زيادي هست كه با خواندن قرآن و دعا و طولاني كردن نماز و امثال آن سعي مي كنم خود را به ساحت قدس نزديك تر كنم. ولي نتايج چندان جالب توجهي دريافت نكردم. بارها از شما كمك خواستم فرموديد استقامت كن و من همين كار را مي كنم ولي گاهي فكر مي كنم شايد در پرونده اعمال من گناهي وجود دارد كه راه دعا را بسته يا شايد رذيله اي دارم كه خدا بواسطه آن به من نظر نمي كند، چون در تمام اين سال ها احساس درجا زدن شديدي دارم و بسيار كلافه ام. آيا راهي مي شناسيد كه جلوي اينگونه نشتي ها را اولا با اطلاع از آنها بگيرم؟ اطرافيان مرا فرد مهذبي مي دانند و اين بيشتر آزارم مي دهد، چون فكر مي كنم دچار ظاهرسازي هم شده ام. سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در رابطه با پایداری و صبر نسبت به وظایف شرعی می فرماید: وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ. آن هایی که در وظایف شرعی خارج از اینکه حالی باشد یا نباشد پایداری می کنند مطابق آن بهترین عملی که در طول زندگی برایشان پیش می آید همه ی اعمالشان را جزا می دهیم. بنابراین باید متوجه بود که با همین عبادات به قول شما کم حضور بعدها چگونه همه ی آنها را به صورت آن عالی ترین نماز یا عالی ترین قرآن خواندن که حتی یکبار برایمان پیش آمد جزا می دهد. موفق باشید 

15679

تفاوت فقهابازدید:

متن پرسش
آیا فقها که التفاتی به عرفان عملی ندارند می توانند انسان کامل باشند و یا فقط عرفا اینچنین اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم آن‌ها در جایگاه خود مورد قبول شریعت هستند، ولی همان طور که قرآن می‌فرماید: «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْض‏» که بعضی از پیامبران نسبت به بعضی دیگر برتری دارند، و این تفاوت به تعبیر علامه طباطبایی به جهت عمق متفاوت آن‌ها نسبت به «توحید» است. در مورد فقها نیز می‌توان این را مورد توجه قرار داد. موفق باشید     

14989

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد حضور قلبی که در نماز باید باشه حتما باید در ارتباط با ذکرهای مربوطه باشه مثلا حضور قلب در رکوع را حتما باید با ذکر رکوع بدست آورد؟ استاد بعضی وقتا یه حضور قلبی در نماز در من پیدا میشه نمی دونم چطوری اما ربطی به ذکر نداره. زبانم ذکر میگه اما قلبم با خدا ارتباط بر قرار کرده. استاد ممنون میشم راهنمایی بفرمایید این حالت که بوجود میاد را باید حفظش کنم یا باید قطع کنم و با ذکر مربوطه حضور قلب بر قرار کنم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه از دوست رسد، نیکوست. شما استقبال کنید إن‌شاءاللّه به همان چیزی که متوجه‌ی آن هستید، یعنی تطابق قلب با اذکارِ نماز می‌رسید. موفق باشید

13912

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: شهید آوینی (ره) در یکی از مقالتشان از عالم هیچکاک می گویند شما هم در مباحث نقد مدرنیته از فیلسوفانی {که} فیلم های خوب ساخته اند گفته اید. می خواستم بدانم که نظر شما در مورد فیلمی که بتواند غرب را نقد کند چیست؟ خواهشا نگویید که نمی دانم یعنی ناز نکنید و گرنه با خدا طرفید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً فیلم‌هایی هست و بعضاً هم بنده به طور پراکنده آن‌ها را دیده‌ام. ولی چون در تخصص بنده نبوده حتی نام آن‌ها را هم در ذهن خود نگاه نداشته‌ام. ناز نمی‌کنم باور کنید همین‌طور است که عرض می‌کنم! تهدید هم نکنید! موفق باشید

13401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: سوالاتی دارم ممنون می شوم که جوابهایی هر چند مختصر بفرمایید. 1. خداوند از حضرت ابراهیم (ع) حمایت های زیادی کرده (مثل گلستان کردن آتش) چرا انسانهایی دیگر یا امامانی که در مقابل طاغوت ایستادگی کردند و شهید شدند این چنین مورد حمایت خدا قرار نگرفتند؟ 2. خداوند می فرماید ما مکه را شهری امن و امان ساختیم. منظور از این امنیت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاکِ حضرت حق، نفوذ توحید در جامعه‌ی بشری است از طریق انبیاء و اولیاءاش. حال یک‌وقت با حفظ حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» از آتش، توحید حفظ می‌شود و یک‌وقت با شهادت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» این کار عملی است. و به همین جهت حضرت امام حسین«علیه‌السلام» در آخرین جملاتشان، رضایت خود را اعلام می‌کنند و متوجه‌ی توفیق الهی در انجام مأموریت خود هستند که بنده عرایضی در کتاب «راز شادی امام حسین«علیه‌السلام» در قتلگاه» داشته‌ام. موفق باشید

13184
متن پرسش
سلام استاد: حضرتعالی در پاسخ سوال فرمودید: حضرت حق را فقط می‌توان در مظاهرش مورد توجه و محبت قلبی قرار داد. در فایل صوتی خود فرموده اید: «دین می خواهد ما را به اوج برساند تا با خدا ملافات کنیم. این ملاقات با رجوع به اسماء الهی ممکن است و اسماء الهی تجلیاتش اهل البیت (علیهم السلام) هستند.» پاسخ اول شما این تصور را ایجاد می کند که ما فقط به تجلیات اسم که اهل البیت هستند می توانیم محبت بورزیم و در آنجا متوقف می شویم. ولی فایل صوتی این را بیان می کند که وقتی قلب ما تجلیات (اهل البیت) را شناخت به خود اسماء منقل می شود. این برداشت درست است که ما از طریق محبت به اهل البیت متوجه تجلیات اسماء الهی می شویم و از طریق تجلیات به خود اسماء الهی منقل می شویم؟ امثالی می زنم اگر صحیح است راهنمایی فرمایید: هنگام خواندن دعای جوشن کبیر داریم خدا را به خود اسماء می خوانیم (نه تجلیات که اهل البیت هستند) چون از طریق حب اهل البیت تجلی را شناختیم الان به خود اسماء مرتبط شده ایم. به عبارت بهتر وقتی با توجه فلبی می گوییم یا علی قلب ما متوجه تجلی اسما می شود. ولی وقتی در دعای جوشن می خوانیم يا عَظيمُ، يا قَديمُ يا عَليمُ، اینجا با خود اسما مرتبط شده ایم (نه تجلیات که اهل البیت هستند) (لطفا مثال دعای جوشن کبیر را هم جداگانه پاسخ فرمایید) 2. جایگاه حب البیت را تبین می نمایید ممنون می شود جایگاه محبت به دیگران (همسر، فرزند، مومنین و حتی سایر مخلوقات خدا نظیر پرندگان) را در دیدگاه توحیدی بیان نمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت آن وقتی هم که در دعای شریف جوشن کبیر ندا می‌کنیم یا عظیم! اگر بخواهیم قلب ما در کنار معنای آن دعا در صحنه باشد، باید نظر به مظهریت آن اسم در مظاهر داشته باشیم تا موضوع ملموس باشد و با نظر به تصدیقی که قلب از اسماء در مظاهر دارد با حق روبه‌رو می‌شویم، به‌خصوص وقتی مظاهری را مدّ نظر داریم که بسیار مصفّا هستند و ما را به حق مرتبط می‌کنند. عنایت داشته باشید در همين رابطه حضرت باقر (ع) مى‏فرمايند: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ لَا يَكُونَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ حِجَابٌ حَتَّى يَنْظُرَ إِلَى اللَّهِ وَ يَنْظُرَ اللَّهُ إِلَيْهِ فَلْيَتَوَالَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ يَتَبَرَّأْ مِنْ عَدُوِّهِمْ وَ يَأْتَمَّ بِالْإِمَامِ مِنْهُمْ فَإِنَّهُ إِذَا كَانَ كَذَلِكَ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ نَظَرَ إِلَى اللَّه»[1] هركس مايل است‏ بين او و خدا حجابى نباشد تا خدا را ببيند و خداوند نيز او را مشاهده كند بايد آل محمّد را دوست بدارد و از دشمنانشان بيزار باشد و پيرو امامى از اين خانواده گردد. اگر چنين بود خدا را مى‏ بيند و خدا نيز او را مى‏ بيند.

 


[1] ( 1)- بحارالأنوار، ج 23، ص 81.

12667
متن پرسش
سلام علیکم: چرا برای شب قدر سوره های «روم» و «دخان» و «عنکبوت» باید خوانده شود؟ چرا باید برای بخشیده شدن در ماه رمضان اطمینان داشت و آیا روایات بخشیده شدن شامل همه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً علت خواندن سوره‌های مذکور را در شب قدر نمی‌دانم. وقتی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» ماه رمضان را ماه رحمت و مغفرت معرفی کرده‌اند چرا به مغفرت خداوند در این ماه اطمینان نداشته باشیم؟ موفق باشید

10118
متن پرسش
سلام: طی الارض چگونه انجام می شود؟ اینکه نفس با یک اراده بدنش را از یک مکان خلع وجود می کند و در مکان دیگر وجود می دهد چگونه امکان پذیر است در حالی که قوانین ماده این اجازه را نمی دهد که مثلا بدن یک شخص مسافتی طولانی را بدون گذر زمان طی کند؟ و یا در حین این عمل، ماده نیست بشود؟ لطفا توضیح بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «برهان حرکت جوهری» در این موارد عرایضی داشته‌ام. این سایت بیشتر می‌تواند جوابگوی عزیزانی باشد که مباحث را کار کرده‌اند و در دل مطالعه‌ی مباحث، سؤالاتی دارند. موفق باشید
8222

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد ارجمندم جناب آقای اصغر طاهرزاده. چندی پیش مطلبی را فردی به نام «م.م» که دکترای الهیات و علوم قرآنی و حدیث دارد درباره روضه حضرت زهرا (س) برایم کامنت گذاشتند که بعد از خواندن آن سوالاتی برایم مطرح شد که خواستم جواب آن را از شما بپرسم. ابتدا سخن ایشان را برایتان مستقیم بیان می کنم: انبوهی از کتابهای قدیم شیعه و سنی تصریح دارند که گروهی از حامیان خلافت ابوبکر ، از جمله عمر بن خطاب پس از وفات پیامبر(ص) به خانه علی(ع) حمله ور شدند و تهدید کردند که علی(ع) باید از خانه بیرون آمده ، برای بیعت با ابوبکر بشتابد وگرنه خانه ی ایشان را با ساکنانش به آتش خواهند کشید! در آنجا شخصی گفت: در این خانه دختر پیامبر (ص) نیز حضور دارد. اما عمر پاسخ داد: «حتی اگر فاطمه (س) در این خانه باشد فرقی نمی کند». روایات اشاره دارند که مهاجمان هیزم و آتش آوردند تا جدی بودن تهدید خود را نشان دهند. در قریب به اتفاق روایات ، گفته نشده که «آتش زدن در خانه امیرالمؤمنین(ع)» در مقام عمل نیز تحقق یافته بلکه آنچه قطعی است اینست که مهاجمان «تهدید به آتش زدن» را بر زبان آورده ، آتش را نیز حاضر کرده اند تا جایی که گویا دود به درون خانه امیرالمومنین(ع) راه یافته است. درباره چگونگی پایان یافتن ماجرا نیز روایتهای متفاوت و متعارضی وجود دارد. برخی از روایات می گویند از میان کسانی که در خانه تحصن سیاسی کرده بودند ، زبیر بیرون آمد و با مهاجمان درگیر شد که شمشیرش را به سنگ زدند و شکستند. اینکه شخص امیرالمؤمنین (ع) نیز دست به شمشیر دراز کرده باشند صرفا در چند روایت ضعیف نقل شده و اثبات آن دشوار است. جزئیات درگیری ها و بگومگوها بین دو طرف بسیار متعارض و متنوع نقل شده ولی اکثر این روایات دلالت دارند که مهاجمان در نهایت علی(ع) را با خود برده اند. قاعدتا بردن امیرالمؤمنین(ع) با وضع توهین آمیزی بوده و با ایشان همانند یک متهم رفتار کرده اند اما وقوع درگیری مسلحانه بین ایشان و مهاجمان در هیچ روایت معتبری ذکر نشده است. گویا ایشان نیز مثل هر مخالف سیاسی که نیروهای امنیتی برای دستگیری او به خانه اش هجوم می برند با آنان رفته اند و مقاومت جدی نشان داده اند. با این حال دستگیری توهین آمیز امیرالمؤمنین(ع) ، در نهایت سودی برای مهاجمان نداشت زیرا علی(ع) زیر فشار تهدید و در اثر حمله مهاجمان با کسی بیعت نکردند. تا اینجا مسأله هجوم به خانه فاطمه(س) و تهدید به آتش زدن خانه همراه با ساکنانش و دستگیر کردن توهین آمیز امیرالمؤمنین (ع) از اموری است که علمای شیعه از آغاز تاکنون درباره اش اتفاق نظر داشته و دارند و حتی در منابع اهل سنت نیز جسته و گریخته مورد اشاره یا تصریح قرار گرفته است و جای تردید ندارد. بی تردید توهین به امیرمؤمنان علیه الصلاة و السلام و تهدید به آتش زدن خانه ی اهل بیت پیامبر(ص) کاری نیست که بتوان آن را توجیه کرد یا سرپوشی بر آن گذاشت. همه ما به عنوان شیعیان امیرالمؤمنین(ع) بطور طبیعی در هر عرصه ای که آن حضرت در یک جبهه و دیگران در جبهه دیگری قرار گیرند در کنار مولایمان قرار می گیریم و بی تردید از آن حضرت دفاع می کنیم. دسته دوم روایات روایاتی در منابع قدیم وجود دارد که می گوید در اثر ضربه یا لگد قنفذ یا مغیره به بازو یا بدن حضرت زهرا(ع) ، آن حضرت آسیب دیده اند و حضرت محسن سقط شده است. این روایات گرچه در منابع هزار سال پیش نیز یافت می شود اما علمای ما در همان زمان نیز درباره میزان صحت این روایتها اختلاف نظر داشتند. برخی از علمای قرن 4 و 5 مثل ثقة الاسلام کلینی (صاحب کتاب مشهور کافی) و شیخ مفید (دانشمند برجسته شیعه) اعتقادی به صحت این روایات نداشتند. از سوی دیگر بزرگانی مانند شیخ صدوق و ابن قولویه قمی که هر دو از علمای قرن 4 هستند ، صحت روایت مربوط به شهادت حضرت محسن و حضرت زهرا (س) را محتمل می دانستند و دو روایت را درباره این موضوع –البته با سند ضعیف- نقل کرده اند. بنابراین علمای بزرگ حدیث و کلام شیعه تا حدود سال 500 هـ درباره این روایت که حضرت زهرا(س) مورد ضرب و جرح بدنی قرار گرفته اند و به همین علت شهید شده اند اختلاف نظر داشتند. در قرنهای بعدی به تدریج در اثر عوامل مختلف تاریخی و اجتماعی – از جمله غلبه رویکرد اخباری بر علمای شیعه در عصر صفوی - علما به این سمت گرایش پیدا کردند که ماجرای ضرب و جرح بدنی حضرت زهرا(س) را قطعی تلقی کنند. به نظر می رسد سید بن طاوس در قرن هفتم در تثبیت و تقویت این دیدگاه نقش بارزی داشته و پس از ایشان نیز این روند ادامه یافت تا در عصر صفوی که با غلبه رویکرد اخباری در محافل علمی و حدیثی ، تقریبا اجماع بر صحت این روایات تحقق یافت. » ایشان همچنین قضیه میخ در «مسمار» که به سینه حضرت اصابت می کنند را کاملا ساختگی می دانند و معتقدند این روضه صد سال است که درست شده. خواستم بپرسم که آیا واقعا مرحوم کلینی درباره روایات مذکور اظهار تردید کرده اند و حقیقتا ماجرا در و دیوار و قرار گرفتن حضرت در آن وضعیت و مصیبتهای وارد بر حضرت (س) قطعی تاریخی نیست و اینها از زمان ابن طاووس وارد روضه ها شده است؟ ممنون می شوم که بنده را از این شبهه بیرون بیاورید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این یک سخن تحقیقی و عالمانه است و بنده با این حساسیت مطالب را دنبال نکرده‌ام. آنچه در کتاب «بصیرت فاطمه«سلام‌اللّه‌علیها» پس از بررسی روایات آورده‌ام، اثبات اصل ماجرا است. ولی وقتی ابن‌ابی‌الحدید معتزلی، محسن را نیز به عنوان یکی از فرزندان علی«علیه‌السلام» نام می‌برد که به آن صورت سقط شده و با توجه به روحیه‌ی ابن‌ابی‌الحدید که در آوردن سخن دقت دارد باید موضوع را منتفی ندانست. عنایت داشته باشید ما در شرایط تاریخى سخت آن زمان انتظار نداریم مورخینِ اهل سنت آنچه را که نسبت به فاطمه علیهاالسلام واقع شده بالصراحه بنویسند، ولى به همان اندازه ناقص هم که اشاره کرده‏اند خواننده را متوجه اصل قضیه مى‏نماید. به عنوان مثال: ابن‏ابى‏الحدید در ج 1 ص 134 و ج 2 ص 19 شرح نهج‏البلاغه پس از ذکر سند مى‏گوید: ابابکر به دنبال على فرستاد و از او بیعت خواست و على بیعت نکرد، و با عمر شعله‏اى از آتش بود، فاطمه عمر را در درب خانه خود دید و گفت: «یَابْنَ‏الْخَطّاب! اتُراکَ مُحَرِّقاً عَلى بابى؟ قالَ نعم، و ذلک اقوى فیما جاءَ بِهِ ابُوکَ وَ جاءَ عَلِى فَبایَعَ» یعنى؛ اى پسر خطّاب! مى‏بینم که مى‏خواهى خانه مرا آتش بزنى؟ گفت: و این آتش‏زدن در آنچه پدر تو آورده استوارتر است، و على آمد و بیعت کرد. و نیز ابراهیم بن‏سعید ثقفى با طرح سند روایت مى‏گوید: «واللهِ مَا بایِعَ عَلِى حَتّى رَآى الدُّخانَ‏ قَدْ دَخَلَ بَیْتِه» یعنى؛ به خدا سوگند على بیعت نکرد مگر این‏که دید دود داخل خانه شد (امام‏شناسى از آیت‏الله‏حسینى تهرانى ج 10 ص 395). و نیز عبدالفتّاح عبدالمقصود در ج 1 کتاب امام على علیه السلام ص 343 مى‏نویسد: فاطمه به سلمى گفت: «بستر مرا در وسط خانه بگستران» و در ادامه گفت: «در این ساعت روح از بدنم مفارقت مى‏کند، شستشو کرده‏ام، دیگر کسى بازوى مرا برهنه نسازد». موفق باشید
6750
متن پرسش
تفاوت نظریه شیعه و اهل سنت در رابطه با خصوصیات رهبر چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شیعه معتقد است خداوند رهبری جامعه را با امام معصوم جلو می‌برد و در زمان غیبت آن رهبری از طریق رهنمودهای امامان معصوم با ولایت فقیه عملی می‌شود ولی متأسفانه اهل سنت به‌کلی معتقد به این امر نیستند که باید بعد از رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» رهبری جامعه به کمک انسان‌های معصوم صورت گیرد. موفق باشید
5235
متن پرسش
سلام با آرزوی قبولی طاعات و عبادات تان . معرفت نفس یعنی چی ؟ یعنی باید چه کار کنیم ؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان مقدمه کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» کمک می‌کند. موفق باشید
1997
متن پرسش
با سلام استاد عزیز آیا می توان گفت علامه حسن زاده (حفظ) از لحاظ سیر در عوالم غیب و مقام ولایت بر عوالم در مرتبه ای بالاتر از امام خامنه ای هستند ؟ ضمنا آیا مقام معظم رهبری کتابهای فصوص و امثالهم را کار کرده اند ؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: خداوندبه هر کدام از علماء به حکم آمادگی و وظایفی که در خود احساس می‌کنند لطف خاص خود را دریغ نمی‌دارد ولی نوری که به زعیم یک ملت می‌دهد یک نور خاصی است که با هیچ نوری نباید مقایسه شود و همه‌ی انوار سایر علماء در ذیل نور زعیم امت معنای حقیقی خود را پیدا می‌کند. در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» در این مورد مفصل بحث شده. در ضمن نمی‌دانم آقا فصوص خوانده‌اند یا نه ولی دقت‌هایی که در قرآن دارند نشان می‌دهد بحمدالله بهره‌های لازم را گرفته‌اند. موفق باشید
1803
متن پرسش
سلام استاد درآیه 48سوره نمل خداوندمحل زندگی قوم صالح راباکلمه مدینه مشخص کرده است. مگرمدینه به جایی نمی گویند که ازلحاظ تقوای مردمان آن دیارآباد باشدپس چرادراین آیه از مدینه به جای قریه استفاده کرده است درحالی که قوم صالح افراد فاسدی بودند؟(طبق تفاسیر قریه به جایی می گویندکه مردمان آن دیار بی ایمان باشندهرچندآن شهر به لحاظ ظاهر آباد باشد؟یادرآی 67سوره حجر درباره قوم لوط نیز از واژه مدینه استفاده کرده است چرا؟ لطفا توضیح دهید ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام طبق همین آیات که ملاحظه می‌فرمایید، نمی‌توان این تعریف را برای مدینه تعمیم داد که همیشه به معنای محل که مدینه زندگی افراد با ایمان است. موفق باشید
1285

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد میشود این قسمت از مقدمه کتاب هدف حیات را برایم توضیح تفصیلی بدهید {......سرمایه فکری تدوین شده توسط دانشمندان بز رگ اسلامی زمینه تدبردر قران وروایات را به خوبی فراهم میکند .........واکنون تاریخ مسئولیت بزرگی را بر عهده ما کذاشته.......}با توجه به مقدمه شماره 4 این برداشت میشود که فلسفه وحکمت چیزی برای جدید شدن ندارد اگر این چنین است الان ماچه وظیفه ای داریم که در اینده آیت الله جوادی یا علامه طباطائی زمان خود شویم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام علمای بزرگ همیشه راه را نشان می‌دهند و در هر صورت ما هستیم که باید با تعقل و تفکر چگونه رفتن را بیابیم و حرکت کنیم بنده معتقدم اگر در ذیل تفکر حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» جلو برویم به نتایجی از تفکر می‌رسیم که هنوز متولد نشده. در این مورد می‌توانید به جزوه‌ی «سلوک در ذیل اندیشه‌ی امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه»» رجوع فرمایید. موفق باشید
161

بدون عنوان**بازدید:

متن پرسش
sسلام خسته نباشید من شنیدهام امام خمینی در شبانه روز سه ساعت بیشتر نمی خوابیدند ایا صحت دارد؟ایا برای رسیدن به چنین چیزی راه عملی وجود دارد؟مرا راهنمایی کنید.با تشکر
متن پاسخ

علیک السلام؛
جواب: باسمه تعالی
نه برادر! این حرف‌ها درست نیست. همان‌طور که خواب زیاد بُعد حیوانی انسان را قوت می‌بخشد، خواب کم‌تر از اندازه هم قوه‌ی وَهمیه را رشد می‌دهد. علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» فرموده‌اند: یک‌سوم و یا یک‌چهارم از بیست‌و‌چهارساعت خواب، خواب طبیعی است. یعنی بین 6 تا 8 ساعت.
موفق باشید

21660
متن پرسش
سلام علیکم: سوال دارم مختصر: در زمان ابو مسلم خراسانی که بر علیه ستم بنی امیه قیام شد چرا امام صادق علیه السلام همراهی یا تایید مشروط نکردند آیا ایشان به حضور تاریخی اعتقاد نداشتند؟ جنابعالی حضور تاریخی را اصل می دانید در حالی که امام راحل عمل به وظیفه را اصل می دانستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً چون حضرت متوجه‌ی شرایط تاریخی آن زمان بودند، وارد صحنه نشدند. ابومسلم اسبابِ دستِ بنی‌العباس بود و هزاران شیعه را به قتل رساند. بد نیست سری به جزوه‌ی «هویت گمشده‌ی شیعه» قسمت مربوط به امام صادق «علیه‌السلام» بزنید. جزوه بر روی سایت هست. موفق باشید

21585

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت استاد. ۱. صوتهای آقای دیباج به دست حضرتعالی رسیدند یا اینکه بنده اشتباه فرستادم؟ ۲. بعضی روایات هستند که امام معصوم (ع) می فرمایند از کسی اگر خوشت آمد، آن شخص هم از تو خوشش می آید، یا کسی که به دلت نشست او انسان خوبی است. و آن روایت که می فرماید: ارواح مومنین با هم مرتبط است. این روایات را چگونه تفسیر می شود کرد؟ آیا آن شخص که روایت به او فرموده شده، شخص خاصی بوده؟ آخر دیده شده برخی با تمسک به این روایات، به ظن بد و گمان بد و قضاوت و بدبینی و خود بزرگ بینی مبتلا شده اند؟! 3. متن خوانی دکتر صافیان، که در مورد کتب هایدگر است، مورد اعتماد می باشد؟ در کانالشان به تازگی عضو شدم، ظاهرا کتب هایدگر را تدریس می کنند. ۴. در مورد سخنان اخیر دکتر داوری، بنده احساس می کنم، یک نوع قضاوت عجولانه و بدون تفکر ، راجع به صحبتهای ایشان شکل گرفت، و باعث شد این صحبتهای دکتر را عامدانه و غیر علمی توصیف کنند. بنده که قابل نیستم، ولی هر چه بدنبال حرف غیر منطقی در این گفتار بودم، پیدا نکردم. استاد، بنده در اشتباهم، یا درست فکر می کنم؟! 5. معرفت النفس عملی دقیقا به چه معناست؟ ۶. در کتب استاد زرشناس، و دکتر داوری که دقت می شود، کتب دکتر داوری نقد غرب دارند، ولی با شیوه ای که به کسی بر نخورد و کاملا هم حکیمانه. ولی در کتب آقای زرشناس، احساس می کنم: سیاهی غرب بیشتر است. اینکه غرب چیست و چقدر فرهنگش انحراف دارد را قبول داریم و می دانیم، منتها این تفاوت بیانی بین آقای زرشناس و دکتر داوری از چیست؟ آقای زرشناس خیلی سیاه می بینند، یا آقای داوری مسامحه می کنند؟! ۷. بحث عالَم داشتن و بحث های پیرامون آن را بعد از کتب شما در این مورد، در چه کتبی می توان یافت؟ یعنی در کدام کتب عرفانی صحبت از عالم داشتن شده است که رجوعی داشته باشیم؟ ۸. در مباحث جامعه شناسی، به چه استاد یا نویسنده و یا کتابهایی می شود اعتماد کرد؟ ۹. آیا اساسا، چیز به نام روانشناسی اسلامی، طب اسلامی و امثالهم می تواند موجود باشد؟ ۱۰. در خواندن طب اسلامی چه رویکردی باید داشته باشم که به مشکلات پیش رو نخورم؟! ۱۱. در خواندن روانشناسی، چه رویکردی موجب می شود که بنده، مرعوبِ قضاوتهای نادرست روانشناسان، و وحی منزل دانستن روانشناسی نشوم؟ چگونه ورود و خروجی به علم روانشناسی باید داشت؟ ممنونم، از محضر استاد پوزش می خواهم. التماس دعا. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- صوت‌های آقای دیباج رسید 2- به نظر می‌آید که در عین نگاه مثبت به آن روایات، مواظب خطورات شیطانی که موجب سوء ظن می‌شود، باید بود 3- کار خوبی را آقای دکتر صافیان شروع کرده‌اند 4- بنده هم همین‌طور فکر می‌کنم. در این مورد بد نیست به جواب سؤال شماره‌ی 21542 و بحثی که دیشب در جلسه‌ی تفسیر تحت عنوان «عدالت؛ شرط قوام و بقاء نظام اسلامی» رجوع فرمایید. 5- یعنی رعایت دستورات شرع با رویکردی که انسان نظر به حقیقت خود داشته باشد تا آن حقیقت ظهور کند 6- نگاه دکتر داوری همانند هایدگر بیشتر هستی‌شناسانه است 7- شاید با این عنوان بحثی نشده باشد، ولی روح سلوک برای انسان عالمِ خاص خود را می‌آورد 8- نمی‌دانم 9- بحث دیشب در این مورد شاید کمک کند 10- در طبّ اسلامی نظر به معرفت نفس، زیربنای آن طبّ است 11- در این مورد بد نیست به صحبت‌های 9 اسفند آقای دکتر داوری که سیمافکر آن را تهیه کرده، نگاهی بیندازید.  موفق باشید

20125

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: چرا جواب سوالات م ارو نمیدید؟ سوالات 20105-20064-20065-20061-20067
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤال‌ها به صورت شخصی جواب داده شده است. احتمالاً مشکلی در ایمیل‌تان هست و یا در قسمت spam ذخیره شده است. موفق باشید

19778
متن پرسش
با سلام و تشکر از شما استاد عزیز: می بخشید پاسخم را به ایمیلم ارسال فرموده بودید مطالعه کردم ولی متاسفانه متوجه نشدم به پاسخ سوال دیگری نیز بنده را ارجاع دادید که بر روی سایت نبود. سوالم در مورد عالم ذر بود حالا اگر صلاح می دانید فقط بفرمایید ما در عالم ذر اختیار داشته ایم یا نه؟ بسیار ممنون. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که قرآن می‌فرماید خداوند از همه‌ی فرزندان آدم پرسید «الست بربّکم؟» و آن‌ها جواب دادند: «بلی شهدنا»؛ خبر از آن می‌دهد که انسان در آن عالم مختار بوده است. موفق باشید 

19765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز! حقیر طلبه هستم و چند سالی است که در حوزه هستم و با روحانیت حشر و نشر دارم. به جرأت می توانم بگویم که بزرگترین مشکل روحانیت فعلی، این است که با جامعه انس ندارد، با جوانان و نوجوانان انس ندارد. بزرگترین ضربه را زمانی خوردیم که بین مردم و روحانیت فاصله ایجاد شد. جسارت مرا ببخشید ولی این اشکال خیلی از بزرگان حوزوی هم هست که با جامعه انس ندارند. استاد! به داد اسلام برسید! به داد جوانان برسید! که دشمن دارد آنها را به خودش جذب می کند. مردم تا زمانی که روحانیت را یک تافته ی جدا بافته بپندارند، حاضر نیستند به روحانیت رجوع کنند. حقیر در این رابطه از شما دو سوال دارم. 1. بفرمائید که در نگاه تربیتی و اجتماعی چگونه با مردم و مخصوصا جوانان، ارتباط بگیریم و آنها را جذب اسلام کنیم؟ به راستی این معضلی بسیار عظیم است که مردم و جوانان به خاطر خیلی از این مقدس نما ها از دین فراری شده اند. به راستی چرا جامعه کنونی از روحانیت و از اسلام زده شده اند؟ اشکال در کجاست؟ در خودشان یا در ما مذهبی ها و ما آخوندها. 2. شما در پاسخ بسیاری از سوالات طلبه ها در خصوص معمم شدن، فرموده بودید که اوایل درس خارج. حقیر پایه چهارمم را به اتمام رسانده ام. استاد من خودم را می شناسم! اگر معمم بشوم ان شاءالله هم از لحاظ تقوایی بهتر می شوم و هم از لحاظ درسی. خودم هم قلبا دوست دارم که زودتر ملبس بشوم. آیا شما صلاح می دانید که حالا که در اوایل پایه پنجم هستم، دائما معمم شوم. اگر نظرتان مثبت است خواهشا یک نصیحت جامع و کاملی بکنید که چه کنم که به آبروی اسلام و آبروی اهل بیت علیهم السلام و روحانیت ضربه نزنم و برای تاریخی که در آن قرار گرفته ام مفید باشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مشکل اصلی تبلیغات فرهنگ سکولارِ غربی است که مردم را در کلّ جهان از دیانت فاصله داده تا آن‌که به روحانیت رجوع نکنند. البته که ضعف‌هایی در روحانیت هست، ولی بیشتر وظیفه‌ی همه‌ی مردم است که برای حفظ دیداری خود به روحانیت رجوع کنند 2- چه اشکال دارد اگر احساس می‌کنید با معمم‌شدن بهتر می‌توانید بهتر کار کنید، معمم شوید به شرطی که بیشترین فرصت را جهت دروس حوزوی صرف کنید و تقوا و تواضع را ملکه‌ی خود نمایید. موفق باشید

18433
متن پرسش
با سلام خدمت مبارک استاد عزیز: دو سوال از محضر منور دارم. این که حضرتعالی در پاسخ این حقیر فرمودید که زیرساخت های معرفتی برای انسان تراز انقلاب اسلامی در راستای دولت اسلامی فراهم نیست. آیا مقصود حضرتعالی انسان های که برخوردار از یک مبانی علمی (معرفتی) و عملی عمیق باشند و در راستای تحقق دولت اسلامی تلاش کنند را نداریم یا این که مردم آمادگی پذیرش دولت اسلامی را ندارند؟ سوال دوم این که بنده پرسیدم که آیا دولت اسلامی باید ملهم و منطبق بر سیره حکومتداری نبوی و علوی باشد که جنابتان فرمودید: حتما باید این گونه باشد اما کارهای زمین مانده زیادی داریم. سوال این حقیر این است که مقصود از این کارهای زمین مانده چیست؟ مصادیق آن را نام ببرید؟ با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ به صورت نظام مند هنوز معارف به روز تنظیم نشده‌است و استادان و طلابی هم که بتوانند آن معارف را ارائه دهند به انداز‌ه‌ی کافی نیستند. هنوز ما در حدّ معارفی که در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود و عملا بسیار از نظر محتوا و موضوع ضعیف است، متوقف هستیم. 2ـ کارهای زمین مانده ارائه‌ی معارف قرآنی است با همان منطق وجودی و حضوری قرآن. موفق باشید

18117
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیزم: با تشکر از زحمات فراوان شما. 1) یک روحانی می گفت که اکثر این داعشی ها بهشتی هستند زیرا جهلشان منجر شده که این جنایات را انجام دهند. به نظر من و با توجه به جواب شما به یکی از سوالات با عنوان «چه کنیم داعشی نشویم»، حرف خیلی ... زده است. اگه اینجوری باشه که اونوقت باید بگیم تو کربلا هم، بیچاره ها جهل داشتن و نمی دونستن دارن چیکار می کنن، ان شاءلله که میرن بهشت! سوالم ایجاست که با توجه به آیه ی «انا هدیناه السبیل»، آیا اصلا ممکن است شخصی در شرایطی قرار گیرد که نتواند از عقل و فطرت خود استفاده کند و دچار گناه ناخواسته شود؟ آیا اصلا ما گناه ناخواسته هم داریم... مگه داریم....مگه میشه.....! 2) این که در روایات زیاد به چشم می خورد عبارت «شیعیان گنهکار»، اصلا برایم قابل هضم نیست؛ چون در مقابلش هم روایت داریم که اگر به آنچه ما عمل کردیم، عمل می کنی، از شیعیان ما هستی و الا فلا... .. اصلا این عبارت «شیعه گنهکار»، چطور باید معنا شود؟ اگر شیعه، پیرو است که دیگر گناه نمی کند. اگر گناه می کند هم که محب محسوب می شود. پس فرق بین شیعه ی گنه کار با محب در چیست؟ 3) در روایت هست که شخص کریم، چهار نشانه دارد؛ که من با دو تای این نشانه ها کار دارم. یکی اینکه می بخشد کسی را که به او ظلم کرده (تعفو عمن ظلمک) . دیگر اینکه احسان می کند به کسی که به او بدی کرده... سوالم این جاست که خدایی که خودش گفته کریم باشید و خودش هم معدن کرم و کرامت است، چطور آن دنیا کسی را که به او ظلم کرده، بازخواست و عذاب می کند؟ چطور بدی را با بدی جواب می دهد در صورتی که خودش گفته احسان کن به کسی که به تو بدی کرد؟ خدای کریمی که از قبل می دانسته این بندگانی که دارد خلق می کند، اکثرشان جهنمی هستند، اصلا چرا آنها را خلق کرده است؟ 4) آیا گناهان فردی، باعث تاخیر در ظهور می شوند؟ اگر برایتان امکان دارد به طور خلاصه بفرمائید که موانع ظهور حضرت، چه چیزهایی هستند؟ این سوال خیلی از افراد است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عرایضی در رابطه با قسمت اول سؤال در جواب سؤال شماره‌ی 16645 شده است 2- این‌که در روایت می‌فرماید: ««حُبُّ عَلِيٍّ حَسَنَةٌ لَا يَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَةٌ وَ بُغْضُ‏ عَلِيٍ‏ سَيِّئَةٌ لَا يَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة»[1]دوستى على حسنه‏ اى است كه با داشتن آن، سيئه زيانى نمى‏ رساند و دشمنى على سيئه ‏اى است كه با وجود آن، حسنه سودى ندارد. نظر به جهت‌گیریِ انسان دارد که اگر جهت‌گیریِ کلی او درست باشد، ضعف‌های جزئی او شخصیت او را به عنوان یک گنه‌کار تثبیت نمی‌کند. 3- حضرت حق به هیچ‌وجه به کسی ظلم نمی‌کند، بلکه نتیجه‌ی اعمال انسان‌ها است که پاپیچِ آن‌ها می‌شود و حضرت حق با ارسال رسل کمک می‌کند تا ما مرتکب اعمالی نشویم که حاصل آن در ابدیتِ ما مزاحم ما باشد 4- کتاب «بصیرت و انتظار فرج» نکاتی در مورد نحوه‌ی ظهور و عوامل ظهور مطرح کرده است. جواب جدّی خود را می‌توانید با مطالعه‌ی آن کتاب إن‌شاءاللّه به‌دست آورید. کتاب بر روی سایت در قسمت نوشتار هست. موفق باشید


[1] - نهج الحق و كشف الصدق، ص 259. كنوز الحقائق، طبع بولاق مصر، ص 53، 57، 67، ينابيع المودة، ص 19.

17184
متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد طاهرزاده عزیز: بنده تازه وارد حوزه علمیه شده ام، سخنی از قول حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله) شنیده ام که می فرمایند: «ما هرچه داریم از 6 ماه اول طلبگی مان است» می خواستم بپرسم که منظور استاد چیست؟! در این 6 ماه چه کار کردند که اینطور شکوفا شدند؟! ما باید در اول طلبیگی مان چیکار کنیم؟! ممنون و متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقا نمی دانم منظور آیت الله چیست. ولی اگر با همان عزمی که آمده اید نظم کارها را دنبال کنید و خود را به جز امور طلبگی به کارهای دیگری مشغول ننمایید مزه ی طلبگی به کام شما آنچنان شیرین می آید که تا آخر آن را حفظ می کنید. موفق باشید

15822

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود: استاد فاضل و ارجمند، چرا غربی ها در کاربردی کردن علوم انسانی قوی تر از مسلمانها بوده اند. اگر مسلمانان تنبلی کرده اند. چرا انگیزه غربی ها در کاربردی کردن علوم انسانی قوی تر از مسلمانان بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در برهه‌ای از تاریخ، عقلی که این علوم را به دنبال آورد در غرب ظهور کرد و مردم آن خطه آن را دنبال کردند به‌خصوص بعد از جنگ‌های صلیبی و ارتباط با مسلمانان به هوش آمدند. موفق باشید

15482

ماه رجببازدید:

متن پرسش
با سلام: لطفا با توجه به نزدیک شدن ایام رجب در خصوص اعمال و توصیه ها در این ماه و چگونگی ورود به آن راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «ماه رجب؛ ماه یگانه‌شدن با خدا» شده است. کتاب بر روی سایت هست. إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید

نمایش چاپی