بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15260

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید ان شاءالله تعالی. غرض از مزاحمت: خداوند به بنده توفیقی عنایت کرد تا بدانم دو رذیله را در خود دارم. یکی منیت. و دیگری کمی نفاق. به معنی الاعم. حال از حضرت استاد خواستارم: 1. راهنمایی عملی ای بفرمایید. 2. در مباحث اخلاقی شما. کدام صوتها را بگردم تا این دو رذیله را توضیح داده باشید؟ 3. حال که خدا عنایتی کرد و بنده را متوجه این دو ساخت. در رفع زودتر اینها هم راه را می گشاید؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سال‌ها باید برنامه‌ریزی کرد تا آرام‌ارام از این رذایل آزاد شویم. ابتدا باید بدانیم ما با منیت و نفاق خود، حجابِ تجلی حق می‌شویم. لذا سعی بر آن باشد که کمتر خود را مطرح کنیم، به هر معنایی که ممکن است. موفق باشید

14989

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد حضور قلبی که در نماز باید باشه حتما باید در ارتباط با ذکرهای مربوطه باشه مثلا حضور قلب در رکوع را حتما باید با ذکر رکوع بدست آورد؟ استاد بعضی وقتا یه حضور قلبی در نماز در من پیدا میشه نمی دونم چطوری اما ربطی به ذکر نداره. زبانم ذکر میگه اما قلبم با خدا ارتباط بر قرار کرده. استاد ممنون میشم راهنمایی بفرمایید این حالت که بوجود میاد را باید حفظش کنم یا باید قطع کنم و با ذکر مربوطه حضور قلب بر قرار کنم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه از دوست رسد، نیکوست. شما استقبال کنید إن‌شاءاللّه به همان چیزی که متوجه‌ی آن هستید، یعنی تطابق قلب با اذکارِ نماز می‌رسید. موفق باشید

14548

شک دکارتى‏بازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در مجموعه آثار شهید مطهری جلد 4 در صفحه 188 فرضیه دکارت مورد بحث است. دکارت معتقد است که چون فکر می کند، پس وجود دارد یعنی آمده هست به همه چیز شک کرده است و می خواهد از یک نقطه شروع کند به یقین کردن. ولی اولین چیز برای یقین می گیرد، خود شک است. یعنی می گوید در هر چیزی شک کنم، به خود شک که نمی توام شک کنم. من شک می کنم، پس من فکر می کنم، پس من وجود دارم. در ابتدا این مسله را بصورت ساده شرح بفرمائید که اصلا دکارت چه می گوید. در صفحه 189 همین کتاب بوعلی سینا این نظریه را رد کرده است. بنده نمی خواهم متنش را برایتان بنویسم. مطمئنا خودتان می دانید که چیست. این را هم یه توضیحی بفرمائید. البته ساده. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوه فلسفه غرب در قسمت شک دکارت این طور نوشته ام شاید به کارتان آید:

شك دكارتى‏

آنچه عامل معرفت است يكى حواس است و ديگرى تعقل. اما دكارت خواست به آنچه در اثر به‏ كار بردن «حواس» و «عقل» در نفس انسان حاصل مى‏ شود شك كند. مى‏ گويد: كيست كه به من اطمينان بدهد حواس ما هميشه ما را فريب نمى ‏دهد؟ و يا كيست به من اطمينان دهد كه وقتى من خيال مى‏ كنم درست استدلال كرده ‏ام، به حقيقت دست يافته ‏ام و در اشتباه نمى ‏باشم؟ بدين‏ سان از نظر دكارت؛ نه حواس و نه عقل و خرد، براى اثبات يك قضاوت كافى نيست، و در همين جاست كه او نخستين مطلب خود را به نظر خود كشف مى ‏كند كه «من مى ‏انديشم پس هستم». مى‏ گويد: حواس و عقل تنها منبع كسب معرفت انسانى نيستند منبع ديگرى هم هست كه از آن بسيار غفلت شده ‏است و آن تجربه درونى است كه هر وجدانى نسبت به خود دارد. مى‏ گويد: «من مى‏ انديشم» حقيقتى است كه نه حواس و نه خرد آن را به من تعليم نداده ‏اند. و من اين حقيقت را در نتيجه يك عمل وجدانىِ بى‏ واسطه مى ‏شناسم و فقط به وسيله اين عمل است كه حس مى‏ كنم مى‏ انديشم. حال من در نتيجه تجربه درونى به وجود خاص خودم پى‏ بردم. پس من به حقيقت مسلّمى دست يافته ‏ام و آن وجود انديشه من است كه براى من يقينى و فوق هر گمانى است و اين نخستين يقينى است كه من مى ‏توانم داشته باشم و انديشه من ممكن نيست رؤيا باشد و حقيقت آن از همان لحظه ‏اى كه شروع به كار مى‏ كند و به كاركردن خود وجدان دارد، مسلم است.

مى‏ گويد: ممكن است فكر كنم راه مى ‏روم، بى ‏آن‏كه راه بروم. اما نمى ‏توان فكر كرد كه فكر مى‏ كنم، بى ‏آن‏كه فكر كنم. و لذا اين حال كه «فكر مى‏ كنم، پس هستم» حالت ممتازى است غير اين‏كه بگويم راه مى‏ روم پس هستم، و لذا اين قضيه از تمام سفسطه ‏هاى شكاكان مصون است.

فقط چيزى كه او در فلسفه ‏اى كه مطرح مى‏ كند، متوجه است اين‏كه تعيين حقيقت تخمينى است، چون در واقع روح ما با تعقل مى‏ تواند چيزى بسازد، حال چه اعتمادى داريم كه اين تعقل ما را فريب نمى‏ دهد. دكارت مى‏ گويد: اگر ممكن باشد كه وجودِ يك خداى فوق ‏العاده خوب و فوق ‏العاده قادر را ثابت كنم خيال ما به كلى آسوده خواهد شد.

مى‏ گويد: خدا فوق ‏العاده خوب است، زيرا نخواسته است ما را فريب بدهد، و فوق‏ العاده قادر است پس او مى ‏تواند از همان لحظه‏ اى كه بخواهد ما را فريب ندهد، فريب ندهد پس ما مى‏ توانيم به او و در نتيجه به عقل خود اعتماد داشته باشيم . موفق باشید

14283
متن پرسش
با سلام: پرسشهای سایت را که از نظر گذراندم سوالاتی مشابه سوال خودم نیافتم و به همین علت مزاحم وقت شما شدم 1. آیا نپرداختن وجوه شرعی می تواند عامل بی برکتی رزق باشد؟ 2. اگر شخص ولی با وجود تذکر اولاد نسبت به پرداخت این وجوه سهل انگاری کند، تکلیف از فرزندانش ساقط است، اما آنها نیز دچار قهر خداوند می شوند. آیا این ناعدالتی نیست؟ 3. بطورکلی آیا در هر بلا و سختی که بدان دچار می شویم کاوش در زندگی خویش برای یافتن سابقه گناه و خطا برای جبرانش امر صحیحی است؟ 4. بطور کلی در شدائد و مشکلات چگونه می توان تفاوت عقوبت گناه و امتحان را از یکدیگر تشخیص داد؟ راه برون رفت چیست؟ (بخصوص در زمینه تنگی رزق و دشواری معیشت)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حتماً نپرداختن وجوه شرعی موجب بی‌برکتی رزق خواهد شد 2- تکلیف فرزندان در این مورد ساقط است و هرگز به جهت سهل‌انگاریِ پدر خانواده، آن‌ها گرفتار قهری نخواهند شد 3- تا حدّی خوب است که گذشته‌ی خود را نسبت به خطاها، بازخوانی کنیم ولی ریشه‌ی بلایا بعضاً امتحان است و تشخیص آن‌که بلاها به جهت خطاهای ما است یا امتحان الهی است؛ کار مشکلی است. لذا در عین توبه نسبت به خطاهای گذشته زیباترین کار صبر بر بلایا و راضی‌بودن به قضای الهی است که موجب رشد واقعی می‌شود. موفق باشید

8969
متن پرسش
سلام علیکم. رهبری در جایی در مورد اینترنت نکاتی میفرمایند و در ادامه این آیه قرآن رو ذکر میکنند: «بَدَّلوا نِعمَتَ اللهِ کُفراً» بدین مضمون که اینترنت نعمت الهی است و نباید از آن در جهت ناصحیح استفاده کرد. نظر شما چیست؟ متن سخنرانی مقام معظم رهبری: http://shiayan.ir/3949/آیت-الله-خامنه‌ای-ما-افتخارمان-به-این/
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم رفته در یک نگاه کلی همین طور است که روح غربی از دست آوردهایش در جهت منفی استفاده می کند و مقام معظم رهبری نیز متذکر آن هستند. این غیر از آن است که بررسی شود آیا فرهنگ های الهی مسیرشان به پدیدآوردن اینترنت ختم می شود و یا با ارتباط های قدسی این نوع نیازها را به صورتی طبیعی برطرف می کنند. موفق باشید
8949

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: می خواستم ببینم که برای ریختن یک برنامه که انسان را از پراکندگی خیال به وحدت خیال برساند غیر از ورزش و مطالعه چه چیزهای دیگری باید در نظر گرفت؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس باید خودش طبق اهدافی که دارد نسبت به آن اهداف برنامه‌ریزی کند و اولویت‌های خود را مشخص نماید. موفق باشید
7139
متن پرسش
باسلام حضرت استاد طاهرزاده ارتباط بین مکاتب مختلف غربی مانند پوزیتیویسم ، پلورالیسم و... با اومانیسم چیست ؟ درصورت انسجام این مکاتب ذیل اومانیسم چگونه رابطه بین این مکاتب با اومانیسم را می توان اثبات کرد ؟ 2- این نکته را بنده نمی فهمم که چگونه علوم مختلف انسانی مثل جامعه شناسی یا مدیریت و... اساس ساختارشان را بر مبنای فلسفه غرب پی ریزی می کنند در مطالعات مبنایی علوم حتی علوم کاربردی انها مملو از مکاتب فلسفی غرب است
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اومانیسم به معنای محوربودن انسان، ملاک هست و نیست را درک ذهنی انسان می‌داند. در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» ابعاد چنین نگاهی تا سوبژکتیویته تعیین شده، در چنین فضایی پوزیتیویسم ظهور می‌کند که انسان تا ساحت حسّ نزول می‌کند و درک محسوسات محور تفکر قرار می‌گیرد و معلوم است که با این نگاه هیچ‌چیزی حق نیست بلکه پلورالیسم به میدان می‌آید که هر درکی از هر انسانی قابل پذیرش است چون حقیقتی مدّ نظر اومانیسم غیر از آنچه انسان درک می‌کند نیست . در این فضای فکری حدّ جامعه‌شناسی و یا مدیریت، از درک انسان‌ها بالاتر نیست تا نظرها را به سنن جاری در هستی بیندازند. موفق باشید
6920
متن پرسش
باسلام با توجه به اینکه در قیامت به انسان گفته میشود که نامه عملت را بخوان که خودت کافی هستی چرا اعمال انسان را ملایکه هم می نویسند؟چه لزومی دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملائکه مظهر انوار و اسماء الهی هستند تا سنت الهی عالم مادون محقق شود و بدین لحاظ نور اسم حفیظ به صورت فرشتگان آنچه را انسان انجام داده در صحیفه‌ی نفس‌اش ثبت می‌کنند و حال وقتی انسان به‌خود آید و صحیفه‌ی نفس خود را بنگرد آثار حفیظ را می‌یابد. موفق باشید
6296
متن پرسش
با سلام و عرض ارادت خدمت استاد گرامی درادامه سئوال شماره ( 6265 ) سئوال خود را به این صورت کامل می کنم که شما در جایگاه انقلاب اسلامی از غدیر تا انقلاب اسلامی 7 نقطه عطف در صعود انقلاب اسلامی و 6 نقطه عطف در سراشیبی طرح نموده اید ، و انقلاب اسلامی در یک حرکت سینوسی و رو به بالا از غدیر شروع شده و به اینجا رسیده است، سئوال بنده این است که جایگاه حکومت آل بویه و قبل و بعد آن در جایگاه انقلاب اسلامی کجاست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر شروع حکومت آل بویه به عنوان یک نحوه ظهور شیعه در حاکمیت را سال 322 هجری و پایان آن را سال 447 بدانیم که در ذیل خلفای عباسی سعی دارند بر دستگاه خلافت مسلط شوند، می‌توان منحنی ظهور آن‌ها را در دل دستگاه خلافت در سال 322 دانست که پس از اوج‌گیری خود با شکست از ترکان سلجوقی در سال 447 منحنی آن‌ها به انتها رسید تا آن‌که در دل حاکمیت ترکان عثمانی دولت صفوی ظهور کرد. آل بویه با گرایش شیعی که داشتند با مراجع بزرگی مثل شیخ صدوق و شیخ مفید و شیخ طوسی و سید مرتضی روابط حسنه برقرار کردند ولی هرگز موفق به ایجاد یک حکومت شیعی نشدند زیرا در شرایطی قرار داشتند که جوّ حاکم در اختیار اهل سنت بود و به همین جهت آل بویه در دل حاکمیت دستگاه خلافت عمل می‌کردند، هرچند سعی داشتند با آزادی‌دادن به همه‌ی مذاهب شیعه را از مظلومیت مطلق خارج کنند و معزالدوله دیلمی در سال 352 دستور داد در بغداد روز عاشورا را تعطیل کنند و همان سال روز عید غدیر را جشن بگیرند، ولی با این‌همه نمی‌توانستند به عنوان جبهه‌ای از شیعیان اظهار وجود کنند به طوری که در همین زمان کتابخانه‌ی شیخ طوسی را در بغداد آتش زدند و به شیخ مفید توهین کردند و دستگاه حاکم نمی‌توانست علناً مقابله کند هرچند به شیخ طوسی کمک کرد تا در نجف حوزه‌ی کار خود را شروع نماید. از این جهت در جواب آن سؤال عرض کردم آل بویه و سربداریه دو نحوه از ظهور شیعه در تاریخ است با گرایش حاکمیت که منجر به حاکمیت مستقلی به نام صفویه شد و این نشان می‌دهد شیعه یک روزهم از عهدی که در غدیر با علی«علیه‌السلام» بسته غفلت ننموده، هرچند به صورت‌های مختلف در صحنه حاضر شده تا در نهایت با تکامل هرچه بیشتر به صورت انقلاب اسلامی ظاهر شد. موفق باشید
5680
متن پرسش
سلام علیکم. با آرزوی توفیق درخواست دارم در صورت صلاحدید ، به صورت مبسوط دیدگاه جناب هاشمی و طیف ایشان نسبت به جبهه مقاومت (حزب الله لبنان ، سوریه و ...) را بیان نمایید. توضیح اینکه در این سالها دیدگاههای ایشان نسبت به انقلاب و مسائل داخلی ایران تا حدودی برای نیروهای انقلاب آشکار شده ولی به موضوع دیدگاه ایشان نسبت به جبهه مقاومت کمتر پرداخته شده است. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: اجازه دهید فعلاً وارد این مسائل نشویم به امید آن‌که در ذیل توصیه‌های رهبر عزیز هرچه بیشتر در راستای وحدت ملی جلو برویم و إن‌شاءاللّه در شرایط جدید جریان‌های غرب‌گرای انقلاب مواضع خود را بازخوانی کنند و بیشتر به امکانات درون نظام اعتماد نمایند. تلاش رهبر عزیز«حفظه‌اللّه‌تعالی» آن است که جریان‌های غرب‌گرای اسلامی هرچه بیشتر از اعتماد به غرب فاصله بگیرند. باید تلاش کرد زمینه‌ی تحقق هدف رهبری فراهم گردد. موفق باشید
5287
متن پرسش
سلام.جناب استاد اتهام پلورالیسم واومانیستی که به عرفا می دهند چه منشا ء ای دارد وتا چه حد عرفا به این 2نزدیک هستند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک تهمت بزرگ به عرفای واقعی است. ما عرفای واقعی را افرادی مثل حضرت امام می‌دانیم، آیا امثال حضرت امام معتقدند در حال حاضر همه‌ی ادیان حق‌اند؟ بعضی‌ها نه پلورالیسم را فهمیده‌اند و نه اومانیسم را و نه عرفان را، این‌ها عموماً مطالب را قاطی می‌کنند. موفق باشید
5054
متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز شما شما در یکی از کتب غربشناسیتان گفته اید که با پیدایش ماشین به تدریج خانه ها از هم فاصله گرفت. اما به نظر میرسد با توجه به رشد جمعیت کشور و دنیا چاره ای جز آپارتمان نشینی و فاصله گرفتن خانه های اقوام از یکدیگر وجود ندارد. میخواستم نظر شما را در این رابطه بدانم. چون علی الظاهر اگر هم ماشینی اختراع نشده بود بازهم خانه ها مثل الان فاصله زیادی وجود داشت و ما مجبور بودیم برای دیدن اقوام راه زیادی را با پای پیاده و یا طرق دیگر طی کنیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌هایی که روی موضوع ماشین و تکنولوژی بحث کرده‌اند پدیده‌ی جمع‌شدن تعداد زیادی از انسان‌ها را در یک شهر و زندگی آپارتمانی را نیز به جهت تکنولوژی و ماشین می‌دانند وگرنه انسان‌ها باید در گستره‌ی زمین پخش می‌شدند و با طبیعت زندگی می‌کردند. موفق باشید
3500
متن پرسش
عرض سلام و ادب دوستی پرسید که چرا در جنگ تحمیلی برخی افراد را که در خدمت سربازی بودند و رضایت نداشتند که در جنگ شرکت کنند، بالاجبار باید در جنگ شرکت می کردند و اگر شرکت نمی کردند مجرم محسوب می شدند و ....؟ این با فرار کردن از معرکه جنگ فرق می کند، چرا که اینها از همان ابتدا تمایل شرکت در جنگ را نداشته اند. بعد دوستم پرسید که آیا سنت پیامبر صل الله علیه و آله و امیر مومنان علیه السلام نیز همینگونه بود؟ البته شکی نیست که این گونه افراد کم بودند و اکثر رزمنده ها مخلص و متعهد بودند. اما خب منکر این گونه موارد هم نمی توان شد. در جواب چه باید گفت؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این یکی از وظایف شهروندی است که وقتی دشمن به مرزهای کشور حمله کرد آن‌هایی را که قانون تعیین کرده باید از کشور دفاع کنند، به جبهه بروند. و این غیر از آن است که بسیجیان ما جهت حفظ نظام اسلامی به جهاد می‌رفتند. موفق باشید
1573

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد سوال بنده این است که اگر امام زمان در پایان دنیا به شهادت برسند که باز ظلم بر دنیا حاکم شده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: با حاکمیت امام معصوم عالم ارض به کمال خود می‌رسد و دوره‌ی زمین به پایان می‌رسد و با رفتن امام معصوم دنیا آخر می‌شود. موفق باشید
1414

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام . استاد شما در کتاب جایگاه واسطه فیض گفتید در زمان ظهور دیگر خبری از علم فیزیک یا شیمی نیست پس دیگر چه لزومی دارد این درسها را در دانشگاه ان هم فقط بی هدف و به اجبار پاس کرد . واقعا دیگه هیچ دلیلی یرای ادامه تحصیل نمیبینم .لطفا راهنماییم کنید . استاد برامون دعا کنید .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: ما فعلاً در زمان غیبت امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» زندگی می‌کنیم، هنر ما آن است که در زمان غیبت مطابق همین زمان زندگی کنیم، بر اساس همین هنر بود که فقیه بزرگی مثل حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» متوجه شدند در زمان غیبت باید انقلاب کرد و مطابق همین زمان زندگی اسلامی را شکل داد و نگفتند باید امام زمان تشریف بیاورند و حالا دست روی دست بگذاریم. ما در زمان غیبت باید آنچه موجب رونق نظام اسلامی می‌شود را به‌کار گیریم تا نظام اسلامی مورد توجه جهان شود و زمینه‌ی ظهور فراهم گردد. موفق باشید
1366

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم اقای نصیری در مناظره با اقای غرویان مطرح کرده بودند که: اینکه عرفا و حکمای اسلامی در تفسیر "صمد" میگویند "صمد" به معنای جوف نداشتن و میان تهی نبودن است_همان طور که حضرت امام رحمه الله علیه در کتاب اداب الصلاه در ذیل تفسیر سوره توحید به ان اشاره فرمودند._صحیح نیست و در روایت داریم که "صمد" به معنای میان تهی است. لطفا این موضوع را تبیین فرمایید؟ با تشکر...
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: «صمد» به معنی چیزی است که میان‌تهی نباشد. مفردات در تعریف صمد می گوید:« و هو الّذی لا جوف له‏» در نتیجه با اعتقاد به صمد بودن خداوند نباید طوری برای مخلوقات موجودیت قائل شد که در آن‌جا که مخلوقات هستند خدا نباشد و حضور همه‌جانبه‌ی خداوند با خلاء روبه‌رو شود زیرا او «واسعٌ علیم» است. به همین جهت باید مخلوقات را آیت الهی گرفت که نسبت آن‌ها با خداوند مثل نسبت ما است با پرتقالی که در ذهن خود ایجاد می‌کنیم که از یک‌طرف آن پرتقال از نفس ناطقه‌ی شما جدا نیست و از طرفی عین نفس ناطقه‌ی شما نمی‌باشد و در عین حال نزد شما است. مثل آن‌که همه‌ی مخلوقات «عندالله» هستند. وقتی قرآن در مورد خداوند می‌فرماید: «لم یلد و لم یولد» می‌خواهد ما را متوجه کند رابطه‌ی خدا با مخلوقات مثل رابطه‌ی مادر و فرزند نیست که دوگانگی در میان باشد وگرنه لازم می‌آید در جایی که مخلوقات هست خدا حاضر نباشد و معنی وحدت وجود نیز به همین معنی است. آیت الله ملکی تبریزی در کتاب لقاء الله می فرمایند:حکایت شده مرد حکیمى در اصفهان بود و عادتش بر این بود که چو ن وقت غذایش م ىرسید، خادم خود را مى فرستاد تا براى او و براى هر کس که در نزد اوست - هر که مى خواهد بوده باشد - غذا بخرد؛ و آن حکیم با آن شخص حاضر با هم غذا بخورند . اتفاقاً روزى در وقت غذا یکى از طلاب شهر براى حاجتى نزد وى آمده بود، حکیم به خادمش گفت: براى ما غذا بخر، تا ما تغذى نماییم .خادم روانه شد و براى آن دو نفر غذایى خرید و حاضر کرد .حکیم به آن مرد فاضل گفت: بسم الله، بیا غذا بخوریم! آن شیخ گفت: من غذا نمى خورم !گفت: آیا غذا خورد هاى؟! گفت: نه ! گفت: چرا غذا نمى خورى با آنکه هنوز غذا نخورده اى؟! گفت: من احتیاط مى کنم از غذاى شما بخورم ! گفت: سبب احتیاط تو چیست؟ گفت: من شنیده ام که تو قایل به وحدت وجود هستى !و آن کفر است و جایز نیست براى من که با شما از غذاى شما بخورم؛ زیرا که غذا به واسطه ملاقات و تماس با شما نجس مى شود ! گفت: تو معناى وحدت وجود را چه تصور کرده اى، تا اینکه حکم به کفر قایل به آن، نموده اى؟ ! گفت: به جهت آنکه قایل به وحدت وجود مى گوید به اینکه خدا همه اشیاء است و جمیع موجودات، الله هستند ! حکیم گفت: اشتباه کردى، بیا غذا بخور! زیرا که من قایل به وحدت وجود هستم و نم ىگویم که جمیع اشیاء خدا هستند؛ چون از جمله آن اشیاء، جنابعالى مى باشد و من شکى ندارم در اینکه شما در مرتبه الاغ هستید یا پست تر از الاغ؛ پس کجا مى تواند کسى قایل به الوهیت شما گردد؟! بنابراین احتیاط شما بدون وجه است و اشکال در غذا خوردن نیست! اینک تشریف بیار و غذا بخور ! خلاصه سخن اینکه؛ نفى وجود از موجودات، لازمه اش قائل شدن به اتحاد موجودات با خدا نیست و اصولاً وحدت غیر از اتحاد است؛ براى اینکه اتحاد صورت نمی گیرد مگر بین دو چیز و این با قول به وحدت منافات دارد . پس اگر بگویى: به فرض آنکه قبول کنیم که کلمه وحدت با کلمه اتحاد نمى سازد ولى از کلمات مفصل عارفان در تفسیر این الفاظ همین معنى به دست مى آید؛ زیرا مى گویند :در دار وجود به جز او دیارى نیست .و می گویند :اعیان خارجى همگى عبارتند از حدود و اعدام و آنچه وجود خارجى دارد همان وجود است و آن هم خداوند متعال می باشد. و براى این معنا دریا و موج دریا را مثال مى زنند که موج وجودى ندارد هرچه هست همان آب دریاست . در جوابشان گفته شده که مقصودشان از این الفاظ آن است که این اعیان از خودشان وجودى ندارند و این به آن معناست که اگر حقایق این اعیان فرض شود - نه وجودهاى آنها - همان اعتبارات و اعدا ماند . پس اگر بگویى: ما قبول نمى کنیم که مرادشان این باشد؛ براى اینکه اینان مى گویند که اعیان پس از آنکه موجود شدند نیز اعدام هستند و حدود وجود به شمار می آیند . در پاسخ مى گویم: مقصودشان آن است که ماهیات امکان ندارد متصف به وجود حقیقى شوند و وجود حقیقى خارجى یک چیز یگانه است که در حقیقت براى او شریکى قابل تصور نیست و او یکتاست و امکان ندارد دو تا گردد و حقایق و اعیان، همگى شئون این وجود و موجود حقیقى هستند ولى چون تو وجود حقیقى را به خوبى نشناخته اى، وقتى ظهور و نمودى را که براى خودت و غیر خودت می بینى خیال مى کنى که این گونه وجود همان وجود حقیقى است، همان گونه که جوهرهاى این عالم را می پندارى که واقعاً جوهر هستند ولیکن اگر عمیق و صحیح بیاندیشى یا حقیقت امر براى تو به وسیله کشف شهودى صورت پذیرد خواهى دید که همین جوهرها در حقیقت اعراض و اشکال وجود حقیقى هستند بلکه اینها اعراض و حدود براى وجود منبسط می باشند و وجود منبسط شأنى از شئون وجود حقیقى به شمار مى آید و یک امر ارتباطى است که در حقیقت اصل و ریشه اى ندارد . موفق باشید
1294

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
من طلبه ای هستم که به سال دوم میروم.راستش نمیدانم باید چه طور از وقتهای آزادم استفاده کنم.حداقل این سوالات خیلی اذیتم میکند. 1-چه قدر باید در حوزه ادبیات خواند؟ 2-کنار قرآن چه تفسیری باید خواند؟تفسیر نمونه من را ارضا نمی کند.تفسیر المیزان را هم اساتید میگویند زود است .بدون استاد متن عربی آن را هم خوب نمی فهمم .نظر شما چیست؟ چه طوری باید به لغت مراجعه کرد مثلا خواندن التحقیق؟ 3-وقت آزاد طلبه باید چه طوری پر شود ؟کتابهای شهید مطهری در اول راه کنار کتابهای تخصصی یا بعد از تخصص خواندن کتابهای ایشان یا آثار متفکرین دیگر یا ... . 4-شما چه قدر با کار فرهنگی انجام دادن طلبه در اول راه موافقید؟اینکه میگویند فهم روایات مبتنی بر حضور در جامعه است موافقید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- یک طلبه باید کاملاً ادبیات را مسلط باشد و به موارد نادر هم در ادبیات باید توجه داشته باشد. 2- به نظرم باید المیزان را بخوانید ولی عجله نکنید فعلاً موضوعات معرفت‌ نفسی را دنبال کنید تا ادبیاتتان در حدّی بشود که متن عربی المیزان را مطالعه کنید 3- مطالعه‌ی کتاب‌های شهید مطهری«رحمة‌الله‌علیه» در ابتدای کار طلبگی از بهترین کتاب‌ها جهت وقت آزاد طلبه است 4- طلبه باید طوری با متون درسی برخورد کند که تمام فکر و ذکرش را به آن‌ها بسپارد و در حدّی باید به حواشی و یا کار فرهنگی بپردازد که ذهن او در درس و بحث متون درسی مشغول کار دیگری نباشد. موفق باشید
1162

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی ببخشید استاد بحث انتخاب خریدن لوازم زندگی از جمله همین ماشین لباسشویی یک سوالی ذهن من رو درگیر کرده و اینه که در صورتی که خانمی بخواد کارکنه و به وظایف همسری و مادری هم برسه در این شرایط داشتن ماشین لباسشویی باعث ایجاد وقت آزاد میشه که باعث میشه کار کردن مانع انجام وظایف اصلیش نشه به دلیل همون وقتی که ایجاد شده .حال نکته ای که مطرح میشه اینه که خانم باید کارش را رها کند و به این وظایف مثل لباس شستن و اینا برسد که نیازی به خریدن اینجور لوازم نباشه یا این که این شرایطی است که خریدن این لوازم مشکلی ایجاد نمیکنه و کارش را هم ادامه بده؟ با تشکر از لطفتون
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی در حال حاضر آیا از استفاده از وسایلی مثل لباسشویی گریزی هست؟ موفق باشید
1091

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . آیا در برزخ هم میتوان با خدا ارتباط برقرار کرد؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی همه‌ی زیبایی برزخ و قیامت به آن است که حجاب‌های بین انسان و پروردگارش برطرف می‌شود و انسان به ملاقات خدا می‌رود و مطابق «اِلیه راجعون» به او برمی‌گردیم. موفق باشید
951

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد.من دانشجوی رشته ی دندانپزشکی هستم که اتفاقا علاقه بسیار زیادی به مطالعه کتب دینی دارم به نحوی که هر روز یک جلسه از تفسیر آقای جوادی را گوش میدهم و مقداری از کتب شهید مطهری را هم میخوانم.با توجه به اینکه دروس ما واقعا سخت است بنابراین وقت ندارم برای تثبیت مطالب دو بار یک کتاب را بخوانم یا دو بار تفسیر را گوش دهم چون اعتقاد دارم که دو بار مطلبی را خواندن بسیار بیشتر ااز یک بار تاثیر گذار است.میخواستم لطف کنید راهی را برای مطالعه صحیح با بازدهی بالا به من نشان دهید
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی شما در حال حاضر با کاری که می‌کنید افق معنوی و معرفتی خود را شکل می‌دهید تا وقتی بار دروس رسمی کم شد با دقت بیشتری مطالعه فرمایید، نگران نباشید نتیجه‌ی کامل را به‌دست می‌آورید. موفق باشید
723

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید. استاد عزیز من در زندگیم غالبا توکلم بر خدا بوده و از همین رو معمولا کم استرس هستم و در درونم یک آرامش نسبی درونی نسبت به خیلی مسائل دارم. و سعی میکنم خدا را همه کاره بدانم(اگرچه گاهی شیطان دلهره و .. ایجاد میکند) گاهی دیگران مرا به بی خیالی متهم میکنند و میگویند نه این توکل نیست و این بیماری روتنی است. با اینکه من در مسائل مختلف سعی و تلاش خود را میکنم البته نه با ولع و حرصی که برخی افراد امور را دنبال میکنند. به من بگویید آیا این آرامش داشتن اشتباه است و باید با جدیت بیشتری به همه چیز نگاه کنم و هر مسئله را طوری ببینم که انگار زندگیم وصل به آن است؟ لطفا مرا راهنمایی کنید. تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام بنده آرزو دارم همان آرامشی را داشته باشم که شما دارید و این به معنی آن نیست که با برنامه‌ریزی کارها را جلو نبریم. مهم آن است که حرص بی‌جایی که به جان مردم افتاده است را با توکل به خدا از خود دور کنیم. موفق باشید
619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ba salam khedmate ostad taherzade soale man in ast keh dar sharayete konoony vazifeheye man be onvane yek dokhtare mosalman chist? aya tahsil dar yek reshteye mohandesi dar sharayete feliye daneshgahha ,manye bandegie maneh? ba tashakor .eltemase doa...
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی هدف اصلی حیات زمینی ما بندگی خداوند است تا راهی به حقیقت محض و کمال مطلق بر جان خود بگشاییم، منتها بستر بندگی برای هرکس فرق می‌کند. ببینید خداوند چه چیزی پیش می‌آورد، اگر بندگی در بستر خانه‌داری و همسرداری را پیش آورد، از آن استقبال کنید و اگر بندگی در بستر فعالیت‌های دانشگاهی را پیش آورد، از آن استقبال کنید. در هر حال: «در تمام کارها چندین مکوش ..... جز به کاری که بُوَد در دین مکوش» موفق باشید
22210
متن پرسش

سلام: در اعتکاف فرمودید با این عزم به مسجد بیایید که با ملکوت عالم روبرو شوید. اگر نیت ما روبرو شدن با ملکوت مسجد باشد پس‌ رضای خدا چه می شود؟ آیا اگر صرفا به نیت رضای الهی به مسجد برویم و یا هر کار دیگری انجام دهیم آیا روبرو شدن با ملکوت خودبخود حاصل نمی شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با فرضِ طلبِ رضای خدا باید سعی کرد نظر به ملکوت مسجد داشته باشیم تا با نور حضرت حق بهتر مرتبط گردیم. موفق باشید

19861

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقتی همه چیز در این عالم ظهور وجود است و شدت و ضعف خاص خودش را دارد در مورد اجسام عظیمی مثل خورشید و یا زمین حتما این وجود از شدت بسیار بالایی برخورداره. مثلا خورشید که خودش عین نور هست و ظهوری نورانی و با شدت دارد حتما داراری وجودی با مراتب بسیار بالاست که ظهورش اینچنین شدید است. آیا این فکر درست است؟ با سپاس از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شدت وجود ربطی به بزرگی و کوچکی پدیده‌ها ندارد. تمام عالم ماده که شامل خورشید و همه‌ی کهکشان‌ها می‌شود، از نظر وجودی در پایین‌ترین از درجه‌ی وجود قرار دارند. شدت وجود، به جامعیتِ موجود است از نظر کمالاتی که دارد. موفق باشید

19759
متن پرسش
سلام: با توجه به روایاتی که می فرمایند: هر قیام و پرچمی قبل از خروج سفیانی برچم ضلالت و پرچمدار آن طاغوت است. و اینکه هر کس تقیه را قبل از قیام امام زمان (عج) ترک کند از ما اهل بیت (ع) نیست. و اینکه شیعیان باید جان خود را در عصر غیبت حفظ کنند و خود را به کشتن و شهادت ندهند. و با توجه اینکه (تا آنجا که خبر داریم) هیچ مرجع تقلیدی آن هم بزرگان آن زمان نگفتند اسلام در خطر است جز امام خمینی که هنوز هم مرجع به آن صورت نشده بود. چرا قیام کردیم؟ که با توجه به روایات هیچ قیامی شکل نمی گیرد مگر اینکه بر رنج و ناخوشی اهل بیت (ع) و شیعیان می افزاید. (و مردم به این اقرار دارند که وضع بدتر شد.) به علاوه اینکه الان عقاید مردم هم بیش از پیش متزلزل شده و به دستورات اسلام و روحانیون دهن کجی می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اگر انقلاب اسلامی در این تاریخ به صحنه نمی‌آمد، در تاریخی که فرهنگ سکولاریته‌ی غربی همه‌ی عالم را فرا گرفته است، تزلزل عقیده که چه عرض کنم، اصلاً چیزی از اسلام نمی‌ماند.

تازه، مگر اطلاع ندارید که بعد از رحلت آیت اللّه بروجردی اکثر فضلای قم مردم را به امام ارجاع می‌دادند و ایشان در سال‌های 41 و 42 یکی از مراجع مطرح جهان تشیع بودند.

امر به معروف و نهی از منکر در هیچ تاریخی تعطیل‌بردار نیست و مگر انقلاب اسلامی جز تذکر به این معروف بزرگ است که حاکمیت جامعه‌ی اسلامی باید بر اساس احکام اسلامی باشد؟

مگر بعد از حاکمیت تشیع در زمان صفویه هنوز هم باید شبیه حاکمیت منصور دوانقی که دستور به تقیّه داده بودند، تقیّه کنیم؟! موفق باشید  

نمایش چاپی