بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
814

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. خسته نباشید. استاد گرامی، در فرمایشات امام علی علیه السلام در نهج البلاغه آمده است که برخی صفات برای مردان عیب و برای زنان چسندیده است مثل بخل و تکبر و ترس. استاد سوال من این است که آیا این تکبر برای زنان نسبت به همدیگر رواست؟ من خودم کسانی را میشناختم که آنقدر مرا اذیت کردند از بس به حسب و نسب خود افتخار میکردند که ما چنین هستیم و چنان هستیم و با اینکه بنده به لطف خدا از جانب پدر و مادر سید هستم و به لطف خدا نسب شریفی است (اگرچه خداوند این نعمت را از راه الطاف واسعه خود به ما داده وگرنه ما هرگز لایق نبودیم )اما ایشان آنقدر خاندان خود را بر سر من کوبیدند که حد و حساب نداشت و فقط بحث خاندانشان نبود تحصیلات خانواده شان را آنقدر به رخ می کشیدند(اگرچه بنده خداها تا لیسانس معمولا تحصیل کرده بودند و حتی هم اینگونه نبود که حالا خیلی تا مقاطع بالا ادامه داده باشند = منظور اینکه این چیزها به نظر خودشان خیلی مهم و عجیب و عامل بزرگی و فخر بود وگرنه آنقدرها هم بلحاظ ظاهری بالانبودند که فکر میکردند. گرچه اصالت به این چیزها(خاندان و تحصیلات و پروت و ...) نیست و این توهماتی بیش نیست. اما استاد یعنی کارهای و تکبرات این افراد گناه نبوده - چون امام علی داشتن تکبر را برای خانمها خوب قلمداد میکنند - و آیا من که سعی کردم متکبر نباشم دارم خلاف خواسته امام علی علیه السلام رفتار میکنم؟ لطفا راهنمایی فرمایید. تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: منظور حضرت آن است که زنان با مردان نامحرم قاطی نشوند و از آن‌ها فاصله بگیرند و در اموال شوهر خود بذل و بخشش راه بیندازد و بی‌پروا هر جایی نروند، نه این‌که در امور اخلاقی تکبر کنند، تکبر در امور اخلاقی بر هر زن و مرد مسلمان ناروا است. موفق باشید
812

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر شما استاد عزیز بنده و دوستانی چند بنا داریم به فضل الهی تحقیقی در باب شناخت حقایق : «عقل»، «قلب»، «نفس»، «فطرت»، «روح» و رابطه ی آن ها، انجام دهیم . لطفاً پیشنهاد خودتان را در مورد شیوه ی تحقیق و منابع لازم مرقوم فرمایید .یا حق
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: مباحث آیت‌الله جوادی«حفظه‌الله» در تفاسیر موضوعی‌شان کمک‌کار خواهند بود. موفق باشید
723

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید. استاد عزیز من در زندگیم غالبا توکلم بر خدا بوده و از همین رو معمولا کم استرس هستم و در درونم یک آرامش نسبی درونی نسبت به خیلی مسائل دارم. و سعی میکنم خدا را همه کاره بدانم(اگرچه گاهی شیطان دلهره و .. ایجاد میکند) گاهی دیگران مرا به بی خیالی متهم میکنند و میگویند نه این توکل نیست و این بیماری روتنی است. با اینکه من در مسائل مختلف سعی و تلاش خود را میکنم البته نه با ولع و حرصی که برخی افراد امور را دنبال میکنند. به من بگویید آیا این آرامش داشتن اشتباه است و باید با جدیت بیشتری به همه چیز نگاه کنم و هر مسئله را طوری ببینم که انگار زندگیم وصل به آن است؟ لطفا مرا راهنمایی کنید. تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام بنده آرزو دارم همان آرامشی را داشته باشم که شما دارید و این به معنی آن نیست که با برنامه‌ریزی کارها را جلو نبریم. مهم آن است که حرص بی‌جایی که به جان مردم افتاده است را با توکل به خدا از خود دور کنیم. موفق باشید
22227
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: ببخشید وقتتون رو می گیرم. استاد من چند وقتیه نمیدونم چرا خیلی برام شبهه به وجود میاد! بعد از این همه سال زندگی تو اوج جوونی که دوست دارم مثل شهدا سیر کنم و به خدا برسم تازگی دائم برام شبهه به وجود میاد. درباره همه چیز مثلا درباره جایگاه زنان در عالم و اینکه خداوند مردان رو از زنان بیشتر دوست داره چون تو این دنیا همه چیز به نفع مردان هست مثلا قدرت داشتن و اینکه خانم ها تو همه چیز باید از همسرشون اجازه بگیرن و اینکه در هر موقعی که مردان تقاضا داشته باشن خانم ها باید گوش کنند حتی اگر روی شتر باشند. آخه واقعا چرا؟ یا مثلا تو خطبه ۸۰ نهج البلاغه حضرت علی گفته اند که خانم ها از نظر ایمان و بهره خرد کم دارند مثلا از نظر ایمان کم دارند چون عادت ماهانه می شوند و نمی توانند نماز و روزه بخوانند و واقعا هم همینطور است. مثلا خانم ها وقتی عادت ماهانه می شوند در ماه رمضان نمیتونند کامل کسب فیض کنند و محروم میشن. استاد این شبهات واقعا داره اذیتم میکنه. درباره همه چیز برام شبهه به وجود میاد. میشه لطفا یک راهکار به من بدید تا من خودمو اصلاح کنم و دیگه برام شبهه به وجود نیاد؟ می خواهم بچه دار شوم اما با این شبهات می ترسم بچه دار شوم. می ترسم بچه بی ایمانی تربیت کنم. خیلی خیلی دعا می کنم که درست بشم اما نمیدونم چرا اثر نمیکنه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عمده آن است که متوجه‌ی جایگاه زن در عالَم از دیدگاه معارف الهی باشیم تا در دلِ چنین جایگاهی به دستورات دین نسبت به زن، فهم کنیم و ببینیم هدف ربّ العالمین بیشتر آن بوده که طرف خانم‌ها به عنوان عنصر تربیتیِ انسان‌ها بگیرد؟ یا طرف مردها را؟ 2- در مورد خطبه‌ی 80 نهج‌البلاغه در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» سؤال و جوابی مطرح شده که عیناً خدمتتان ارسال می‌شود:

سؤال: گاه شبهاتى راجع به جايگاه زن در اسلام مطرح مى ‏شود و به آياتى از قبيل 5 و 6 سوره مؤمنون، 24 سوره نساء و 14 سوره آل عمران و آياتى كه مضمونى به ظاهر مردسالار دارد استناد شده و مى‏ گويند در خطبه‏ 80 نهج ‏البلاغه زنان افرادى كم عقل خوانده شده ‏اند يا به علت‏ عادت ماهيانه كه امرى غير ارادى است براى آنها نقص در ايمان قائل شده‏ اند. لطفاً راجع به خطبه حضرت و آيات نامبرده توضيح بفرماييد.

جواب: در مورد خطبه 80 نهج ‏البلاغه كه سيد رضى صراحت دارد كه پس از جنگ جمل ايراد شده و با توجه به اين‏كه روش سيد رضى تقطيع‏ كردن خطبه‏ هاى حضرت بوده و قسمت‏هايى را مى ‏آورده كه جنبه‏ ى بلاغت آن زياد بوده معلوم مى‏ شود عايشه مورد خطاب است. به گفته‏ ى آيت‏ اللّه‏ جوادى اين خطبه هيچ پايگاهى ندارد، چون برهان‏ هايى مى‏ آورد كه خود را نقض مى‏ كند، لذا به اهلش وا مى‏ گذاريم. براى آن‏كه فرهنگ قرآن را در مورد زنان بدانيم بايد آيات زيادى را مدّ نظر قرار دهيم، در ضمن در رابطه با موضوع كنيزان كه در جنگ اسير مى‏ شدند و به عنوان غنائم جنگى خريد و فروش مى ‏شدند، لازم است مفصلًا بحث شود، همين قدر بدانيد كه اسلام با ورود آن‏ها در خانواده‏ ى يك مرد مسلمان نه ‏تنها پناهى براى او ايجاد مى‏ كرد و جلوى فحشاء گرفته مى‏ شد، زمينه‏ ى مادر شدن او پيش مى‏ آمد و جهت شخصيت او تغيير مى ‏كرد كه البته شرح آن احتياج به بحث طولانى دارد. اما در مورد شخصيت زن در اسلام، عنايت داشته باشيد ابتدا بايد آيات صريح را كه موضوع را روشن مى‏ كند مورد توجه قرار داد و سپس بقيه‏ ى آيات را بر مبناى آن‏ها تحليل نمود. موفق باشید   

21629
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید. ببخشید من اخلاق بسیار تند و بدی با همه مخصوصا با همسرم دارم و بعد از عصبانیت و تندخویی شدیدم بسیار ناراحت میشم و روزها درگیر موضوع می شوم خودم رو سرزنش می کنم و بسیار گریه می کنم. آقای استاد اخلاقم بدجور قالب شده و اذیتم میکنه. حقیقتش همیشه فکر می کنم خدایی نکرده اگر برای همسرم اتفاقی بیوفته چطور باید صبوری و مهربانی و اخلاق بسیار نرمشو بیاد بیارم و طاقت بیارم. حالم خیلی بد است. شما برای من و همسرم دعا کنید که هر دو در کنار هم عاقبت بخیر باشیم. ممنون از توجهتون. لطفا کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه باشید بهترین جایی که شیطان بهره‌های خود را می‌برد، تندی زن و شوهر نسبت به یکدیگر است. باید اصلی را بر خود بنیان کرد تا شیطان مأیوس شود. موفق باشید

20434
متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده: با اطلاعات اندک بنده در نوشته ها یا سخنرانی ها ندیدم و نشنیدم که ائمه اطهار علیهم السلام از امام سجاد تا امام حسن عسکری در جهاد اصغر یا (جهاد با شمشیر) شرکت کرده باشند هر چند در ابعاد دیگر در حال جهاد بوده اند مثل اعتقادی ، علمی ، فقهی و . . . البته می دانم خلفای بنی امیه و بنی عباس باطل بوده اند یا مثلاً جهادی پیش نیامده حرف این حقیر این است مصداقاً جهاد با شمشیر پیش نیامده نقص محسوب نمی شود اگر پیش می آمد و شرکت می کردند نحو خاصی از کمال بود و در حقیقت کامل تر می شدند؟ چرا شرایط را خدا طوری پیش نیاورد که توفیق حضور در جهاد پیدا کنند؟ یا چرا امام سجاد در جنگ حره (مدینه) مقابل دشمن شامی مقابله نکرد و شامیان آن همه جنایت مرتکب شدند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند است که شرایط انجام وظیفه را فراهم می‌کند و اگر در آن شرایط از انجام وظیفه کوتاهی کنیم ناقص می‌مانیم، وگرنه به صِرفِ جهادنکردن موقعی که وظیفه، جهاد نیست موجب کوتاهی نمی‌شود 2- در مورد واقعه‌ی «حرّه» حرکت انقلابیون حرکتی همراه با شناخت شرایط و عقل‌مندی نبود و متوجه‌ی جایگاه تاریخی حرکت خود نبودند به همین جهت با آفات و ضربات و خسارات زیادی همراه بود. آیا نباید سران آن نهضت لااقل با امام سجاد «علیه‌السلام» مشورت می‌کردند. موفق باشید

20026
متن پرسش
با تقدیم سلام: در تکمیل بحث عین ثابته گاهی ریشه سوالات به نوع نگاه ما برمی گردد همه می پرسیم چطور ممکن است عین ثابته ی کسی فقر را انتخاب کند اما کسی نمی پرسد چطور عین ثابته کسی ثروتی را انتخاب کرده که منجر به کفرش شده، با تعجب بسیار می پرسیم چطور عین ثابته ی کسی رحم زناکار را انتخاب کرده اما نمی پرسیم چطور رحم غیبت کننده را انتخاب کرده غیبتی که از ۳۶ بار زنا بدتر است و اعجاب ما باید چند برابر باشد. اگر معیار، حقیر بودن است که رحم دومی حقیرتر باید باشد گاهی زنا و فقر و صورت نازیبا و غصه ای جسمی را بد می دانیم چون جامعه اینها را بد می داند و اگر وارد جامعه ای شویم که اینها را نه تنها بد که نعمت می داند این سوالات هم منتفی می شوند ثانیا طبع انسان نارضایتی و اعتراض است ما به نعمتها هم اعتراض داریم اوائل خوشحالیم ولی در ادامه کار به انکار می کشد یعنی نارضایتی ثالثا شاید جواب این سوال که چرا برخی از ما همسران با ایمان یا خانواده بزرگان را انتخاب نکردیم یا چرا نجفی قوچانی در خانه ی قاضی به دنیا نیامد این باشد که اتفاقا گاهی چون ایمان را انتخاب کرده ایم باید کنار همسر بد و در خانواده ی بد باشیم چون اگر با این شخصیت و ضعفها در خانه بزرگان بودیم شاید خوبیهایی داشتیم اما چون تقلیدی بود ارزش کمی داشت ولی در خانواده معمولی این شخصیت خودش را مجبور به جستجو و تعمق می بیند و به عالی ترین درجات می رسد البته نگاههای دقیق تری در این میان هست. درست است جناب استاد؟ ۲. عین ثابته در عین یک سری اختیارها اما قدر و اندازه اش معلول اختیارش نبوده درست است؟ عین ثابته یعنی شخصیتی با این میزان هوش و یا ظرفیت حافظه و خیال و... این را خدا بدون اختیار ما خلق کرده. یعنی اختیار تام نداریم درست است حضرت استاد؟ سپاس بسیار
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خوب است 2- همین‌طور که عرض شد عین ثابته‌ی هر شخص، حدّ ذاتیِ امکان آن است و از این جهت تنها وجود علمی دارد و در علم خداوند است و خداوند آن وجودِ علمی را با خطابِ «کن» یعنی باش، وجود می‌دهد. پیشنهاد می‌شود در این مورد علاوه بر مقاله‌ی «عین ثابته»، مباحثی که در شرح سوره‌ی حمد حضرت امام و شرح کتاب «مصباح الهدایه» ایشان شد را دنبال فرمایید. موفق باشید

19759
متن پرسش
سلام: با توجه به روایاتی که می فرمایند: هر قیام و پرچمی قبل از خروج سفیانی برچم ضلالت و پرچمدار آن طاغوت است. و اینکه هر کس تقیه را قبل از قیام امام زمان (عج) ترک کند از ما اهل بیت (ع) نیست. و اینکه شیعیان باید جان خود را در عصر غیبت حفظ کنند و خود را به کشتن و شهادت ندهند. و با توجه اینکه (تا آنجا که خبر داریم) هیچ مرجع تقلیدی آن هم بزرگان آن زمان نگفتند اسلام در خطر است جز امام خمینی که هنوز هم مرجع به آن صورت نشده بود. چرا قیام کردیم؟ که با توجه به روایات هیچ قیامی شکل نمی گیرد مگر اینکه بر رنج و ناخوشی اهل بیت (ع) و شیعیان می افزاید. (و مردم به این اقرار دارند که وضع بدتر شد.) به علاوه اینکه الان عقاید مردم هم بیش از پیش متزلزل شده و به دستورات اسلام و روحانیون دهن کجی می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اگر انقلاب اسلامی در این تاریخ به صحنه نمی‌آمد، در تاریخی که فرهنگ سکولاریته‌ی غربی همه‌ی عالم را فرا گرفته است، تزلزل عقیده که چه عرض کنم، اصلاً چیزی از اسلام نمی‌ماند.

تازه، مگر اطلاع ندارید که بعد از رحلت آیت اللّه بروجردی اکثر فضلای قم مردم را به امام ارجاع می‌دادند و ایشان در سال‌های 41 و 42 یکی از مراجع مطرح جهان تشیع بودند.

امر به معروف و نهی از منکر در هیچ تاریخی تعطیل‌بردار نیست و مگر انقلاب اسلامی جز تذکر به این معروف بزرگ است که حاکمیت جامعه‌ی اسلامی باید بر اساس احکام اسلامی باشد؟

مگر بعد از حاکمیت تشیع در زمان صفویه هنوز هم باید شبیه حاکمیت منصور دوانقی که دستور به تقیّه داده بودند، تقیّه کنیم؟! موفق باشید  

16850
متن پرسش
یاس: سلام استاد بزرگوار، بنده طلبه یکی از حوزه های اصفهان هستم، و ان شاءالله با یاری خدا، سال تحصیلی پیش رو، سال آخر تحصیلی بنده در سطح دو حوزه خواهران هست، قصد دارم در یکی از مساجد محله یا امامزاده نزدیک منزل، فعالیت کنم، خودم فکر کردم در حد فهم عامه مردم، جلسه تفسیر قرآن بگذارم، که هم بانوان با قرآن مانوس بشن ان شاءالله، و هم خودم تا جایی که بشه، وظیفم رو در قبال قرآن و اسلام، در حد توانم انجام بدم و اینکه در خلالش، کمی مسائل احکامی و باز هم در حد مطالعه ای که دارم، اخلاقی، در مورد همون موضوع اون روز، در خدمت خلق خدا باشم، مزاحم شما شدم تا در زمینه تفسیر، کتبی که در این زمینه میتونن کمک بنده باشن رو معرفی کنید، و یا در مورد مسائل اخلاقی حتی، به بنده معرفی کنید، و به نظرتون بیشتر از کدام سوره ها، شروع کنم؟ و اگر نظرتون اینه که بلکل این زمینه رو رها کنم و در زمینه های دیگه فعالیت کنم، مسرور میشم بنده رو راهنمایی بفرمایید. و من الله التوفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای عبوردادنِ جامعه از ظلمات سکولاریسم، در هر حال باید به وجهِ حضوری قرآن و نه صرفاً مفهومی و عقلانیِ آن رجوع نمود و این کار در این تاریخ، از طریق مرحوم علامه‌ی طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» با تفسیر قیّم المیزان انجام شده. خوب است که جنابعالی تفسیر المیزان را مدّ نظر داشته باشید، ولی برای مردم آن را به زبان ساده – و نه سطحی – مطرح کنید. جزوه‌ی «روش کار با المیزان» بر روی سایت هست. وقتی با نگاه مرحوم علامه با قرآن آشنا شدید، دیگر فرق نمی‌کند که با چه سوره‌ای شروع کنید. در حین مطالعه‌ی تفسیر، مسئله‌ برایتان روشن می‌شود. پیشنهاد بنده آن است قبل از مطالعه‌ی المیزان، جهت آشناشدن با ادبیاتِ آن، صوت‌های تفسیریِ سوره‌های عنکبوت و روم و شوری و زمر را استماع فرمایید – فایل صوتی آن‌ها بر روی سایت هست - در زمینه‌ی اخلاق نیز، دعای «مکارم‌الاخلاق» پیشنهاد می‌شود. فایل‌های صوتی آن بر روی سایت هست. موفق باشید

15732
متن پرسش
با سلام و درود فراوان: استاد محترم بنده در مبانی حکمت متعالیه چندی است که تحقیقاتی به لطف الهی دارم اما در مبنای اصالت وجود که آقای جوادی بیان میکنن ایشون ماهیات رو به طور کلی در خارج از ذهن نفی میکنن. چند تا از سوالات رو هم که پرسیده شده بود در سایت خوندم اما همچنان در یک شک و دودلی هستم. آیا ایشون ماهیات به معنای اشیائی که با حواس ظاهر دیده و درک میشه رو در خارج از ذهن نفی میکنن؟ چون حواس ظاهر ما فقط با ماهیات مرتبطه و دوم اینکه اگه قائل به این باشیم که هیچ مصداقی از مفاهیم ماهوی در خارج نیست، مثل شکل و رنگ و اندازه و ... پس جهان خارج از ذهن ما مجرد هست چون خواص ماده رو نداره کما اینکه ماده هم خودش از سنخ ماهیت هست، آیا اینطور قائل هستید و یا هستند؟ و سوال سوم آیا در عرفان همونطور که خدا مجرد هست جلوه اون هم مجرد هست و تمام تشکیکی که در هویت این جلوه قائل هستن همه مجرده یا این جلوه مرتبه عقل و مثال و ماده هم درش مطرحه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی نظر به «وجود» باشد، ماهیاتْ حدّ وجود خواهند بود و نه چیزی مستقل. و حضرت استاد متأله، ما را متوجه این امر می‌کنند. 3- در نگاه عرفانی «یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد» لذا در آن نگاه بحث مجرد و ماده مطرح نیست این واژه‌ها مربوط به تفکر فلسفی است. موفق باشید

13028
متن پرسش
با سلام: اولا آدرس الکترونیکی را الکی زدم چون نداشتم، عفوکنید. اما سوال: بنده ادعا می کنم که از راه های کوناگون چه در خواب و چه در بیداری صوت می شنوم و مطالبی به من گفته می شود مثلا به من گفته می شود که انسانها را باید خدا بزرگ کنه یا اینکه می گویند که ولایت مال رسول الله است و نظریه ولایت فقیه را که من مطرح می کردم را زیر سوال می برند. یا اینکه گفته می شود که صداقت مال بزرگترهاست یا شما گفتید که آیت الله جوادی رشد خوبی کردند تفاوت بین رشد خوب و بزرگ کردن انسان توسط خدا چیست؟ مطالبی را خدمتتان عرض کردم رو چگونه با هم دیگه جمع کنم؟ با تشکر موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید مواظب بود خود را در اختیار این نوع اصوات و خطورات قرار ندهیم وگرنه شیطان از این طریقه وارد می‌شود و به صورت‌های مختلف و انواع شبهه‌ها ما را بیچاره می‌کند. ملاک ما در فهم و تعقل، قرآن و روایت و نظر علماء باید باشد نه خطوراتی که به سراغ ما می‌آید. موفق باشید

12906

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نمی خواهم مزاحم شوم ولی در شرح کتاب ده نکته در نکته ی چهار و پنج از قول خودتان می گویید که وقتی امام (ره) رحلت کردند با یک روح برخی ارتباط برقرار کردم. راه این کار چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده احضار روح نکرده‌ام و این کار را هم قبول ندارم. موضوع آن جلسه از این نوع کارها نبود، بلکه آن روح برزخی بنا به مأموریتی که برایش تعیین کرده بودند، مأمور بود تذکراتی از طریق زبان آن جوان به جمع برساند و بنده نیز در آن جلسه دعوت شده بودم. و این‌طور نیست که راه‌کار خاصی برای این امور در میان باشد. موفق باشید

11937

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر شما: سوال:1. آیا بدیهیات انسان ذهنی است و یا قلبی؟ 2. اینکه ما بدیهیات را به وضوح درک می کنیم آیا در نفس است یا اضافه بر نفس؟ 3. آیا بدیهیات را حضورا درک می کنیم یا حصولی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال شماره‌ی 11934 عرایضی داشتم لذا وقتی بدیهیات عین وجود ما است و ما وجود خود را حضوری درک می‌کنیم، بدیهیات را هم در همان فضا، وجودی درک می‌کنیم. موفق باشید

11770

فایل سوالاتبازدید:

متن پرسش
با سلام: خواهش دارم فایل سوالات همراه با جواب رو برای دانلود و مطالعه آف لاین بزارین ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی

سلام علیکم

فایل سوالات بصورت یک فایل اکسل اماده شده است ولی بدلیل اینکه استفاده از آن به سختی انجام میگرفت وبراحتی برای کاربرانقابل استفاده نبود تصمیم برآن شد که  طراحی فرمت آن تغییرکند که انشاالله درصورت آماده شدن در اختیارعزیزان قرار خواهد گرفت.مدیریت سایت

9500
متن پرسش
با سلام: 1. آیت الله جوادی می فرمودند ما دراصول بدنبال استادی بودیم که بین اعتباریات و حقیقت جدایی قایل باشد فلذا سراغ امام رفتیم چون ایشان می فرمودند دست امور اعتباری از حقیقت بسته است، یا در سخنان علما داریم که این علوم اعتباری است، حال سوال این است که مگر این اعتباریات ریشه در تکوینیات ندارد و مگر علم فقه و اصول و ... ریشه در تکوینیات ندارد؟ 2. منظور از علم که در روایات آمده چیست آیا فقط همان توحید و اخلاق و فقه است یا فیزیک و شیمی هم هست چون آیت الله جوادی می فرمودند همه عالم فعل خداست پس همه علوم دینی است؟ 3. در کتاب معاد آیه ای آورده اید: او قادر است که مردگان را زنده کند و میفرمایید صحبت از زنده کردن خود مردگان است نه امثال آنان، و حال اینکه ما قایلیم نفس و خود انسان هیچ وقت نمی میرد پس چرا اینجا فرمودید خود آنها را زنده می کنند خود انسان که نمی میرد؟ 4. در کتاب گزینش تکنولوژی می فرمایید باید گزینش کنیم بعد می فرمایید فرهنگ خاص دارد پشت این ابزار، سوال این است پس اگر فرهنگ خاص دارد و ضرر دارد نباید استفاده کنیم بطور مطلق نه اینکه گزینش کنیم؟ 5. نظر شما درباره استاد قراملکی و آثار ایشان چیست؟
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حقیقتاً ما باید در بحث اصول فقه بین امور اعتباری و حقیقی تفکیک کنیم و قواعدی که مربوط به امور حقیقی است را به امور اعتباری سرایت ندهیم، هرچند آن اعتبار از طریق شریعت الهی باشد و ریشه در تکوینیات داشته باشد، بالاخره فعلاً به عنوان یک اعتبار مورد توجه است و حکم اعتبار دارد 2- عموماً علومی مثل فیزیک و شیمی را با واژه‌ی فضل و دانش نام می‌برند با این‌همه باید از خود جمله متوجه شد منظور از علم در آن جمله یا روایات کدام نوع علم است. در ضمن باید دقت کرد عالَم فعل خدا است ولی علم ما به عالم عموماً با پیش‌فرض‌هایی همراه است و لذا نمی‌توان گفت علم ما به طبیعت عین علم به فعل خدا است. جناب اَیان باربر در کتاب «علم و دین» این نکته را به‌خوبی روشن کرده است 3- شاید از آن جهت که بدن ما همیشه بدن ما است هرچند تغییر کند، وقتی گفته شده خودتان را زنده می‌کنیم یعنی خودتان را با بدن خودتان زنده می‌کنیم 4- همین طور است که می‌فرمایید برای همین هم اگر با خوآگاهیِ لازم تکنولوژی را گزینش کنیم زهر آن را کم می کنیم ولی کار نهایی آن است که ما با نگاه توحیدی خودمان تکنولوژی مناسب اهداف خودمان را شکل دهیم 5- با آثار ایشان به طور جدّی آشنایی ندارم خیلی گذرا رد شده‌ام. موفق باشید
8969
متن پرسش
سلام علیکم. رهبری در جایی در مورد اینترنت نکاتی میفرمایند و در ادامه این آیه قرآن رو ذکر میکنند: «بَدَّلوا نِعمَتَ اللهِ کُفراً» بدین مضمون که اینترنت نعمت الهی است و نباید از آن در جهت ناصحیح استفاده کرد. نظر شما چیست؟ متن سخنرانی مقام معظم رهبری: http://shiayan.ir/3949/آیت-الله-خامنه‌ای-ما-افتخارمان-به-این/
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم رفته در یک نگاه کلی همین طور است که روح غربی از دست آوردهایش در جهت منفی استفاده می کند و مقام معظم رهبری نیز متذکر آن هستند. این غیر از آن است که بررسی شود آیا فرهنگ های الهی مسیرشان به پدیدآوردن اینترنت ختم می شود و یا با ارتباط های قدسی این نوع نیازها را به صورتی طبیعی برطرف می کنند. موفق باشید
8706

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خسته نباشید. من شدیدا دچار افسردگی شده ام مدام خودم را مقایسه میکنم با دیگران و احساس کمبود میکنم. همیشه خودم را پایین تر از دیگران میبینم و تمام زندگیم تمام وقتم به این افکار میگذره خسته شدم از خودم متنفر میشم واقعا کمکم کنید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این سایت در این موارد حرفی برای گفتن ندارد. شاید سه جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» تذکری در این مورد باشد در ضمن به جواب شماره8698 نظری بیندازید. موفق باشید
8052
متن پرسش
سلام استاد،خسته نباشید.چراورزش در درمان افسردگی و اضطراب اینقدر موثر است؟این بیماریها یعنی زیادی به خیالات میدان داده شده ولی کار کردن با به نیت ورزش ورزش کردن دو تاثیر متفاوت دارند وکار جای ورزش را نمی گیرد،باوجود اینکه در هر دو تا اراده روح بر بدن تثبیت می شود ولی ورزش تاثیر عجیبی دارددر دفع خیالاتوکار نمی تواند جایگزین ورزش شودومن به دنبال تاثیر ورزش در دفع خیالاتم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده در این مورد در قسمت سوم کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» تحت عنوان تأثیر روح بر حرکات ورزشی عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
7554

تشکیک وجودبازدید:

متن پرسش
با سلام آیا میتوان ارتباط روح ثابت آدمی با جسم لطیف قیامتی را دهر تعریف کرد؟اینطور که تحقیق کردم میرداماد ارتباط موجودات ثابت را با موجودات متغیر شامل دهر میداند.(همانطور که ارتباط موجوادت این جهان با یکدیگر شامل تقدم و تاخر میشود و همان را زمان میدانیم)
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در آن دستگاه حرف همان است که جناب میردامادی می‌زند. ولی اگر بحث اصالت وجود به میان آید و موجود متغیر به عنوان مرتبه‌ای از وجود مدّ نظر قرار گیرد که در ذات خود متغیر است بحث ارتباط ثابت با متغیر در میان نخواهد بود بلکه تشکیک وجود در میان است و در آن صورت رابطه‌ی وجود نازله با وجود بالاتر مطرح است که در حرکت جوهری به‌خوبی به آن پرداخته شده است. موفق باشید
6517
متن پرسش
سلام 1. که من این را بس شنیدم کهنه شد چیزدیگرگو به جز آن ای عضد چیزدیگر تازه ونو گفته گیر باز فردا زو شوی سیر ونفیر دفع علت کن،چو علت خو شود هرحدیث کهنه پیشت نو شود 2.امام: در میخانه گشایید به رویم شب و روز که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم اگر می شود یه شرحی در مورد این دو شعر بدهید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اشعار عرفانی مبانی عمیق معرفتی دارد که در کلاس‌های ادبیات و عرفان باید بحث شود و هرکدام از اشعاری که مرقوم فرموده‌اید نیاز به چند ساعت بحث دارد که مسلّم در سؤال و جواب نمی‌گنجد. مگر این‌که در بررسی اشعار در یک نکته‌ای سؤال داشته باشید که اگر بتوانم نظرم را عرض می‌کنم. در حالی‌که در ادبیات مذکورمولوی می‌خواهد افق مخاطب خود را از روزمرّگی‌ها بالا ببرد و حضرت امام می‌خواهند از علم حصولی به علم حضوری سیر کنند که در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» آن شعر مورد بررسی قرار گرفته. موفق باشید
6153
متن پرسش
رابطه اخلاق با معرفت نفس چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ابتدای کتاب «انسان از تنگنای زمین تا فراخنای قرب الهی» عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
5509
متن پرسش
بسنه تعالی سلام وقت بخیر به نظر شما تحصیل در رشته پزشکی برای یک خانم جایز است ؟ از این جهت عرض میکنم که این رشته ارتباط زیادی با نامحرم دارد و حیا جایگاه کمرنگی در این رشته دارد . و اگر جایز نیست پس اگر هیچ خانمی در این رشته تحصیل نکند بر اساس فتوای مراجع تقلید که تا می توانید خانم به پزشک خانم مراجعه کند , چه می شود ؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین دلیل که باید خانم‌ها به پزشک خانم رجوع کنند پس لازم است خانم‌ها در عین رعایت حیا رشته‌ی پزشکی را ترک نکنند. موفق باشید
4603
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالی بنده قبلا از شما در مورد این ییت حافظ که میفرماید همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید اخر پرسیده بودم شما هم جواب خوبی مرحمت فرموده بودید ولی حالا در سوالات سایت پیدا نکردم اگر ممکن است دوباره بفرمایید یا از مسئولین سایت بخواهید ادرس ان سوال را مرحمت فرمایند با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار مشکلی است ولی سخن حافظ در آن بیت قصه‌ی سیر از خودخواهی سالک است به عشق الهی و ظهور آن عشق در حرکات و سکنات سالک. موفق باشید
2784

نفخه ی صوربازدید:

متن پرسش
سلام نفخه ی صور اول موجب مدهوشی اهل آسمان و زمین میشود.و نفخه ی دوم همه را بیدار میکند. سوال: برای نفسی که مرگ ندارد و فرسایش نمیابد و همواره باقی و بودن است ((مدهوشی)) و ((هوشیاری پس از آن)) چه معنا میدهد؟ 2.آیاتی که بر جسمانی بودن معاد و وجود جسمی برزخی بجز این جسم مادی معرفی کنید؟ 3.منظور از اینکه مثلا فلان میوه بهشتی است چیست؟(چون مطمئنا همان میوه که در بهشت با همان صورت موجود نیست و ثانیا هر شی یک حقیقت باطنی دارد و مختص چند میوه (چیز) خاص نمیشود.)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1ـ نفس نسبت به تعلقات خود در نفخه‌ی اول می‌میرد و با نفخه‌ی دوم آزاد از آن تعلّقات زنده می‌شود. 2ـ در جزوه‌‌ی نحوه‌ی حیات بدن اخروی آیات و روایات مربوطه را دنبال کنید و یا در تفسیر آیه سوره یس موضوع را دنبال نمائید که می‌فرماید « الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلى‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنا أَیْدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُون‏....» که روشن می‌کند در قیامت دست و پا شخیت افراد را می‌نمایانند. 3ـ تمام آن‌چه در بهشت به صورت نعمت‌ها ظاهر می‌شود صورت عقاید واخلاق و ملکات مؤمنین است. موفق باشید.
1361

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . استاد شما در کتاب "ادب عقل و خیال و قلب" فرمودید همه ابعادخود را رشد دهید و یکی ازاین ابعاد را درس خواندن معرفی کردید بعنوان بعدتجربی و همچننین دوران انشجویی را بهترین دوران برای بالفعل کردن بالقوه ها . دررشته مهندسی تحصیل میکنم و تمام تلاشم اینه که معارف دینی را هم در کناردرس کارکنم اما احساس میکنم خوندن این درس ها واقعا بیفایده ست و به نوعی نمیتواند مرا در "عالم دین نگه دارد . و اینکه اصلا محیط بگونه ای نیست که دانشجو ها بتوانند باهم معارف دین را کار کنند در این محیط که همه درگیر کثرت ها هستند و من نیز به نوعی چگونه ازکثرتها آزاد شویم؟چگونه از این افکار که تمام ذهنم را درگیر کرده آزاد شوم و با یک هدف متعالی درس خواندن را ادامه دهم؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فکر می‌کنم عرضی که به سؤال شماره‌ی 1350 داده شده برای جنابعالی نیز کارساز باشد. موفق باشید
نمایش چاپی