بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5518
متن پرسش
سلام علیکم. یکی از دلایل وجود روح و بعدی غیر مادی ثابت بودن "من " میباشد. یکی از بحث های این است که سلول ها در طول سال ها عوض میشوند ولی ما خودمون هستیم و تغییر نکرده ایم. یکی از تناقضاتی که وجود دارد ژنتیک است. اگر سلول ها عوض میشوند پس ژن ها هم باید عوض شوند ولی مشاهده میکنیم ژن ما اصلا تغییر نمیکند. پس دلیل می اورند این اطلاعات حافظه هم مانند هر اطلاعات دیگری در ما حفظ میشود و ربطی به تبدیل سلول ها ندارد. این تناقض چگونه برطرف میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌کس در این شک ندارد که سلول‌ها عوض می‌شود ولی باز بدن ما همان بدن است چون روحی که بدن را تدبیر می‌کند ثابت است و در همان راستایی که بدن‌های بعدی همان بدن روح است باید ژن‌ها را به‌عنوان عامل ثبات بعضی از ابعاد بدن تعریف کرد وگرنه اتفاقاً تناقضی که می‌فرمایید برای طرف مقابل هست که این عامل ثبات که خودش تغییر می‌کند چگونه وسیله‌ی ثبات شخصیت می‌شود چون بالاخره ژن‌ها در متن سلول‌هایی است که تغییر کرده، مگر آن‌که متوجه شویم عامل ثبات سلول‌ها و ژن‌ها چیز بالاتری است که یک نحوه ثبات در آن هست و آن روح است. موفق باشید
4661
متن پرسش
در مناجات شعبانیه داریم که: «الهی لم‌یکن لی حولٌ فاَنتقِلَ به عن معصیتک إلا فی وقتٍ أیقَظتَنی لمحبَّتک». آیا منظور از «محبت» در این جمله، همان محبتی است که قلب به علم حضوری درک می‌کند؟ یعنی طبق این جمله یا طبق تجارب شخصی، آیا علم حضوری به حضور خداوند در هستی، باعث شرم از او و ترک معاصی می‌شود؟ یا منظور این است که خاطرة حصولیِ علم حضوری به حضور خداوند است که باعث ترک معاصی می‌شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان به طور فطری گرایش و محبت به کمال مطلق دارد لذا همین‌که توانست به آن محبت فطری نظرکند و محبّت به حضرت حق در او پرتو بیفشاند، دیگر از معصیت بدش می‌آید چون با تمام وجود احساس می‌کند چگونه معصیت موجب محروم‌شدن از آن محبت می‌شود. موفق باشید
3100
متن پرسش
با سلام و احترام به نظر شما چرا علما و مراجع نه تنها عکس العملی در برابر این پرسش بیمورد نمی کنند بلکه در جهت تائید آن متوسل به حدیث و روایت هم می شوند؟ این پرسش اینست: علت اینکه مردمان کافر در غرب از انواع نعمتهای خداوندی برخوردارند چیست ؟ مانند بارندگی فراوان در صورتی که نه سئوال کننده معنای کافر را می داند و نه مردمان غرب کافر هستند
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: علمای ما مثل علامه طباطبایی‌ها در رابطه با سنت استدراج که غرب گرفتار آن است سخن‌ها گفته‌اند و روشن نموده‌اند این راحتی و رفاه افراطی فرصتی است تا خداوند باطن آن‌ها را ظاهر کند تا به شدیدترین نحو عقوبت نماید. پیشنهاد می‌کنم حتی اگر در اینترنت «سنت استدراج» را جستجو کنید مطالب خوبی به‌دست ‌آورید. موفق باشید
2135
متن پرسش
سلام من هر چه فکر می کنم نمی توانم این تناقض را حل کنم،شما یک بار می گویید قیامت کبری هنوز برپا نشده(طبق آیات قرآن) و آن روزی است که همه با هم محشور می شوند(با همه ویژگی ها و اتفاقات و رویداد ها و مطالبی که در احادیث ذکر شده)،بار دیگر می گوییدانسان الان در قیامت(نه برزخ )حاضر است،بار دیگر می گویید برزخی ها دارند به سوی قیامت پیش می روند.بالاخره یا قیامت کبری واقع شده،یا نشده،اگر نشده و همه با هم محشور می شوند پس قیامتی شدن و به قیامت رسیدن و الان قیامتی قیامتی شدن یعنی چه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از نظر وجودی، قیامت هم اکنون هست، ‌مثل خدا که هم‌اکنون هست ولی همین‌طور که انسان‌ها باید به سوی خدا سیر کنند و به قرب الهی برسند، عالم و آدم باید سیر کنند تا به قیامت برسند. موفق باشید
1684

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نیاشید شوهرمن به شدت شمارو قبول داره و دائما مشغول مطالعه کتابها و گوش دادن به سخنرانی های شماس منم چنتا از کتب شمارو مطالعه کرد اما شوهرم بعد از مطالعه این کتابها به شدت ادم تک بعدی شده و اصلا به مسایل زندگی توجه نداره جوریکه بیشتر کارهای عروسیمونو خودم به تنهایی انحام دادم جتی کارهایی که وظیفه ایشون بود ادمهایی رو که از لحاظ دینداری زیاد قوی نیستند رو اصلا قبول نداره و همه چیزشون رو زیر سوال میبره حتی اخلاق و برخورد خوبشون رو در صورتی که خودش با ابن همه مطالعه هنوز نتونسته به یه خوش اخلاقی نسبی هم برسه من واقعا رنح میبرم ازین موضوع هر جایی که باهاش میرم همش تنو جونم میلرزه که نکنه الانم یه یکی یه چیزی بگه یا بار شروع کنه یه کوبیدن مزدم و اوقاتمون تلخ بشه ایشون فقط دیش میخاد در م.رد مسایل دینی صحبت کنه جتی وقتی من در مورد مسائل روزمره هم باهاش صحبت میکنم یاشه حرقی نمیزنه یا میگه اینا همش وهمه و ازین حرقا واقعا عذاب مبکشم ایا دین یه همچین رفتاری رو تایید میکنه؟ من خودم ادمی اجتماعی هستم که باهمه برخورد خوبی دارم حتی کسایی که ضعف اعتقادی دارن البته تا حایی که به عقایدم توهین نشه کدوم رفتار درسته؟ ایا ایشون درست رفتار میکنن که من هیچ لذتی از زندگی با شوهرم نمیبرم و بیشتر دوس دارم وقتمو با دوستام بگذرونم؟وحتی نسبت به کنابها و شخص شما بسیار بدبین شدم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام به او نصیحت کنید که هم او سعی ‌کند شما را درک کند و هم شما سعی کنید در اموری که شریعت الهی رخصت داده است، او را درک کنید. بنا نیست کسی با مطالعه‌ی کتاب‌های بنده خود را از اُنس با همسر و لذت حلال محروم کند. بنده این موضوع را در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» عرض کرده‌ام و در بحثی هم در سوره‌ی روم داشتم. برای همدیگر از بعضی خواسته‌هایتان کوتاه بیایید. در ضمن به همسرتان بگویید: همه‌جانبه حرکت کنید، عجله نکنند، برای آبادکردن جان خود اطراف را هم بپایید. موفق باشید
1041

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام من توسط یکی از شاگردهایتان با شما اشنا شدم و اما سوال من همه مباحث اعتقادی را قبول دارم ولی ته دلم حس انکار دارم یعنی انکار میکنم مشکل من چیست و از شما می خواهم سیر مطالعاتی به من بدهید تا درست هم خدا را بشناسم و هم امامانم را با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی فکر می‌کنم اگر از طریق معرفت نفس جلو بروید از آن انکار که به نظر بنده در جای خودش خوب هم هست به سوی باوری می‌روید که دیگر آن مشکل را ندارید. سیر مطالعاتی که در روی سایت هست إن‌شاءالله کمک‌تان می‌کند. موفق باشید
21251
متن پرسش
با سلام: لطفا معنی این کلمات و جملات در پیام رهبر انقلاب در خصوص ارتحال علامه طهرانی را مشخصا بیان فرمائید و چرا عبارت عربی پایانی آن (تا جائی که من تحقیق کرده ام) و یا نظیر آن را برای شخص دیگری استفاده نکرده اند؟: خبر رحلت عالم عامل ربّانى، و سالك مجاهد روحانى، آيت الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی را با اندوه و افسوس بسيار دريافت كردم و عميقا متأسّف و مصيبت زده شدم. ايشان از جمله فرزانگان معدودى بودند كه مراتب برجسته علمى را با درجات والاى معنويّت و سلوك توأما دارا بودند، و در كنار فقاهت فنّى و اجتهادى، به فقه الله الأكبر نيز كه از مقوله شهود و محصول تجربه حسّى و مجاهدت معنوى است نيز نائل گشته بودند. فقدان آن عزيز براى آشنايان و ارادتمندانشان خسارتى دردناك و غمى هائل است. اين جانب با قلبى اندوهگين و ملول به شما آقازادگان محترم و والده محترمه و ديگر فرزندان و اخوان و كسان و نزديكان و نيز دوستان و ارادتمندان ايشان تسليت مى‌گويم، و از خداوند متعال براى ايشان علوّ درجات و حشر با احبّه و اولياء را مسألت مى‌كنم. هنيئًا لَهُ ما أعدَّهُ اللهُ لإوليآء اللهِ و عبادِه الصّالحين. و سلام عليكم و رحمة الله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون واقعاً آیت اللّه تهرانی علاوه بر فقاهتِ فنی و اجتهادی در فقه‌اللّه اکبر و سلوک به سوی توحید حضرت ربّ العالمین زحمت کشیده بودند و انصافاً همین بود که حضرت آقا متذکر این امر شدند. بنده خود نیز از آثار ایشان بهره‌ها برده‌ام. موفق باشید

20969
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد گرامی مرز جهان ماده کجاست؟ با آنکه گفته می شود مجردات محدودیت ندارند ولی در جهان ماده نیز چه در بحث ابعاد نجومی و چه در بحث ابعاد اتمی انتهای آن مشخص نیست. منجمین با وجود اینکه با تخمین می‌توانند تا فاصله 9 میلیارد سال نوری، چیزهایی را تشخیص دهند، ولی هنوز هم نشانه‌ای از پایان جهان پیدا نکرده‌اند. در ابعاد اتمی نیز اگر طبق نظام علت و معلولی پیش برویم با توجه به دانش امروز بشر نهایتا به الکترون ها می رسیم که مشخص نیست خود آن ها از چه درست شده اند و عملا به بن بست می خوریم همانگونه که خداوند در خصوص آسمان ها می فرماید «ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَ هُوَ حَسِيرٌ» در خصوص اتم ها و ذرات تشکیل دهنده آن نیز همین حالت پیش می آید. آیا همانند پرتقالی که انسان در ذهن ایجاد می کند جهان ماده نیز خیالی بیش نیست؟ (البته کلمه خیال در مورد خداوند کلمه مناسبی نیست.) آیا همانگونه که گفته می شود در ذات خدا نباید تفکر نمود در این مورد نیز نباید فکر کرد؟ لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا زمانی که در عالم ماده هم‌چنان سیر کنید، تنها با ماده روبه‌روئیم. این‌طور نیست که یک‌جایی ماده تمام شود و از آن به بعد مجرد باشد، زیرا همان‌جا هم باز ماده است. عالم مجردات در ساحت دیگری قرار دارد، نه در عرض عالم ماده. مثل نفس ناطقه‌ی شما که در ساحتی غیر از ساحت بدن شما مستقر است. در این مورد با مطالعه‌ی مباحث «معرفت نفس» می‌توانید بهتر این نکات را دنبال کنید. موفق باشید

20004
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد جان! این خیال واقعاچه قوه ای است؟! استاد آیا حضرت امام خمینی (ره) که از نوجوانی و جوانی سیر و سلوک خود را آغاز کرده! واقعا سال با این خیالات دست و پنج نرم کرده؟ استاد بنده خیالات بسیار پوچ و باطلی به سراغ من می آید، که بعضاً وقتی ریشه یابی می کنم متوجه میشم که ناشی از یک رذیله اخلاقی است! ولی الحمدالله خدا آگاهم کرده که نباید این رذیله را داشته باشم، و به لطف الهی بسیار منزجر هستم از این رذیله اما واقعا خیالات بدجوری اذیتم می کند، حتی حتی حتی در زیارت امام معصوم (ع) که هم اکنون هستم!! استاد بی زحمت به سئوال های این حقیر پاسخ دهید. 1. آیا حضرت امام (ره) هم در دوران جوانی خود چنین خیالاتی به سراغ ایشان می آمده؟ میخوام بدونم آیا هجوم این خیالات پوچ و زشت برای همه ی طالبان و سالکان یکسان هست؟ 2. استاد این که حضرتعالی از فیوضات زیارت امام معصوم (ع) سخن می رانید، به ویژه در سلوک الی ا.... پس چرا الان خیالات این اجازه را نمی دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آیت اللّه حسن‌زاده «حفظه‌اللّه» می‌فرمودند خطورات که در خیال وارد می‌شود، تا آخر برای انسان هست ولی می‌توان با تجربه‌ای که انسان به‌دست می‌آورد، از آن‌ها به‌خوبی عبور کرد به همان معنایی که آیت اللّه بهجت «رحمة‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند: آمدنِ آن خطورات، در اختیار شما نیست، ولی عبور از آن‌ها و اعتنانکردن به آن‌ها در اختیار شماست 2- با زیارت ائمه «علیهم‌السلام» امتحان کنید که چه اندازه در زیر سایه‌ی آن بزرگواران کارها راحت جلو می‌رود. موفق باشید

18528
متن پرسش
با سلام: جلسه 12 یا 13 صوت مصباح الهدایه بود که به لطف خدا مطالبی را متوجه شدم در مورد عین ثابته ی محمدی صلوات الله علیه و اله که خیلی برام عالی بود و می خواستم اونا را برای شما مطرح کنم تا ببینم آیا این دید درسته که این کار را بخاطر اینکه وقت حضرتعالی را نگیرم نپرسیدم، تا اینکه دیدم تو جلسه ی 15 همه ی اون چیزهایی که به لطف خدا متوجه شده بودم از زبان بیان شد، از شما خیلی ممنونم که این راه را جلوی راه همه ی عاشقان دین و دینداری گذاشتید. بنده شاید خیلی قدیم تر هم به صورت اجمالی متوجه این حقایقی که شما بهش اشاره می کردید می شدم با اینکه خیلی آدم با تقوایی نبودم ولی متوجه اونا می شدم تا اینکه امروز بهشون رسیدم، احساس می کنم نسل امروز اگه ذهنشون درگیر مسایل جزیی نباشه و بتونن ازش خارج بشن خیلی خوب می تونن از این مباحث استفاده کامل کنن، استاد بنده احساس معنویت و حضوری که از مباحث مصباح الهدایه بهم دست میده را در هیچ کدام از مباحث شما اعم از تفسیر و ... نمی تونم مقایسه کنم. خدا به شما طول عمر با عزت بده. خیلی ملتمس دعای خیر شما هستم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به کمک آن نوری که خداوند به قلب‌شان انداخته بود نه‌تنها متوجه این مطالب مهم عرفانی و معرفتی شدند، حتی متوجه شدند مطالب نیازِ بشر این دوران است و از این جهت دست به قلم شدند و آن‌ها را نوشتند. این مطالب، غذای روحانی جوانان این دورانی هستند که شیطان با همه‌ی توانایی‌هایش به صحنه آمده است. موفق باشید   

18501

چرا صدقه؟بازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: لطفا بفرمایید که چه قائده ایی برای پرداخت صدقه با عنایت بر دافع بلا بودن آن وجود دارد؟ مثلا بنده برای آنکه در طول هفته بلایی ناخواسته بر سرم نیاید بعضی روزها از پول خورد هایی که ته جیبم هست و یا آن مقدار پول اندکی که نیاز اساسی به آنها ندارم و می توانم از آن دل بکنم را در صندوق های صدقات می اندازم، لطفا بفرمایید که این نحوه از پرداخت صدقه با توجه به معارف دینی ما روش خوبی است یا اینکه باید در رابطه با صدقه دادن دقت بیشتری داشته باشیم؟ اصلا جایگاه صدقه در زندکی دینی کجاست؟ چرا بزرگان دین در کنار دستوراتی مانند خمس و زکات و قرص الحسنه و احسان به خویشاوندان صدقه را هم مطرح کرده اند و صدقه در مقایسه با این ها چه مفهومی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان نسبت به این موضوعِ توحیدی آگاه شده باشد که مدیریت عالَم در دست خدا است، بیشتر متوجه می‌شود از طریق حضرت حق باید مشکلات را حل کرد. یکی از راه‌های رفع مشکلات همان صدقه‌دادن است آن‌هم به هر شکلی که پیش آید حتی در حدّ خوشحال‌کردن یک فقیر. خداوند به دنبال بهانه است تا بنده‌ی خود را به خود نزدیک کند و راه‌های هدایت را به سوی او بگشاید. موفق باشید  

18454
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: خبر ناگوار زیر آوار ماندن نزدیک به 20 آتش نشان و احتمالا افراد دیگر در زیر آوار ساختمان پلاسکو در تهران دلها را رنجاند. 1. آیا جان باختن فردی در سر شغلش مثل آتش نشان، پلیس، برقکار، نیروهای امداد و... واقعا به دور از تعارفات معمول و در معارف دینی در نزد پروردگار شهید است یا تنها یک متوفی است با اجری خاص و نه واقعا شهادت؟ 2. آیا در تمدن سازی نوین اسلامی در جایی که حفظ جان می تواند در کسب معارف عالیه توحیدی مفیدتر باشد از فداکاری برای حفظ جان مخلوقات دیگر. لازم است انسان صرف تبلیغات رسانه ای و یا جوشش احساسات لحظه ای اینگونه خود را خالی از توحید به آن دنیا منتقل کند؟ شما مستحظرید که بر اثر تبلیغات تلویزیونی خیلی ها اقدام به اهدای عضو بعد از مرگ مغزی می کنند در صورتی که شما به ما چیز دیگری در باب به زحمت افتادن نفس می فرمایید. 3. معلولان ذهنی که عین ثابته شان همینطور است چه لزومی بر نگهداریشان در منزل است اگر کسی آنها را آسایشگاه بگذارد مگر در نزد پروردگار خاطی محسوب می شود؟ مسائل احساسی به کنار می خواهم حق مطلب معارف در اینگونه موارد خاص را بدانم و گرنه انسان دوستی به جای خود. موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهادت در اصطلاحات دینی مربوط به کسانی است که «المقتول فی معرکة الحرب» یعنی آن‌هایی که برای دفاع از کیان اسلامی در مقابله با کفر جان خود را از دست بدهند و شاید از این جهت افرادی که در سؤال می‌فرمایید شهید می‌گویند که با فداکاریِ تمام جهت نجات جان انسان‌ها تلاش کردند.

خدمت به معلولان ذهنی و سالخوردگان اگر در خانه میسر باشد، برکات خاص خود را دارد و فرشتگانی در آن خانه حاضر می‌شوند که اگر آن‌ها بروند آن فرشتگان هم خواهند رفت. موفق باشید 

17410
متن پرسش
با عرض سلام: با تشکر فراوان از استاد عزیز، در مورد موضوع «نماد» در فرهنگ اسلامی به کدام مطالبتان (کتاب یا جزوه) مراجعه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم به طور خاص در این مورد صحبتی کرده باشم. می‌ماند که در روایات ما بحث «اشارات» را ماوراء «عبارات» به میان می‌آورد تا متذکر شوند چگونه می‌شود از متون دینی به عنوان یک نماد استفاده کرد. از حضرت صادق داريم که مي‌فرمايند: «كِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى أَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ- عَلَى الْعِبَارَةِ وَ الْإِشَارَةِ وَ اللَّطَائِفِ وَ الْحَقَائِقِ- فَالْعِبَارَةُ لِلْعَوَامِّ وَ الْإِشَارَةُ لِلْخَوَاصِّ- وَ اللَّطَائِفُ لِلْأَوْلِيَاءِ وَ الْحَقَائِقُ لِلْأَنْبِيَاء»[1] كتاب خدا به چهار صورت است. «عبارت» و «اشاره» و «لطايف» و «حقايق»، عبارت مخصوص عوام است و اشاره مربوط به خواص است و لطائف مخصوص اولياء است و حقايق مخصوص انبياء. و يا از بزرگان اهل عرفان هست: «العاقل یکفيه الاشاره» براي عاقل يک اشاره کافي است تا متوجه موضوع شود. موفق باشید

 


[1] - بحار الانوار، ج75، ص278.

17119

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام .استاد وارد این لینک بشوید و به قسمت پایین صفحه بروید. 193 کتاب برای دانلود دارد که کتابهای بسیار خوبی هستند و واقعا قابل استفاده اند. لطفا نظرتان را بفرمایید که کتابها خوب بودند یا نه؟ http://soufisafinaameh.blogsky.com/1394/10 2. استاد بفرمایید نظرتان درباره شعر زیر (که شبیه قالب کتاب گلشن راز است) چیست؟ سراینده آن می تواند عارفی حقیقی و کامل باشد؟ شعر: سوال: در طریق عارفان و صوفیان اجبار چیست؟ شوق و ذوق و شاهد و هم معنی دلدار چیست؟ جواب : سالها طی شد مرا در بحث جبر و اختیار زان میان جز حیرت از آثار یارم نیست کار این معما حل نمی گردد مگر خود با سلوک هرچه ما را باز دارد نیست غیر از فکر پوک نیست کار عقل ما حل کردن این چیستان عاشقی؟ هم ناقه را سوی محبت باز ران شوق و ذوق و شاهد و معنی دلدار است او ای خوشا مستی که شد دیوانه ی رخسار هو دلستان و دلبر و دلدار ما هم ذات اوست اختیار و جبر و عقل و عشق، هر دم مات اوست شوق ما از شوق او گردیده مشتق ای رفیق ذوق ما باشد به ذوق ذات بی حدش غریق شاهد و مشهود و مشهد نیست جز رخسار وی جز خودش کو دلبر و کو دلستان، دلدار وی؟ سوال: اندکی از معنی خال و لب و گیسو بگو اندکی از غم بگو وز همت و دیدار چیست جواب: خال وحدت بر لب سرخ نگارم دیدنی است بوسه تنها از دهان او برایم چیدنی است گیسوش کسرات بی حد وجود ممکنات پیچ و تابش آرزو های کثیر جان مایت غم و هم و همت و دیدار نیست از سوی ما پیش آن جبار مطلق بود ما گردیده لا سوال: نور و علم و جهل و ظلمت را چه باشد رابطه خلوت و جلوت چه باشد معنی افکار چیست؟ جواب: جهل و ظلمت بود ماشد عین نور و علم، او نور ظلمت را کشد، علم است بر جهلت عدو ما فنا گردیم چون جهلیم و ظلمت تا ابد او بقا دارد که نور است و نباشد هیچ بد جلوت و خلوت زما در نزد او بی اعتبار جز هوا داری و مستی نیست خوش در نزد یار سوال: جلوت و خلوت چه باشد؟ ظاهر و باطن یکی است در کنار جوهر حق معنی افکار چیست؟ جواب: هر که او از سر گذشت، داند همو این سرگذشت که ندارد عشق و مستی هیچ این خاک پلشت چون حسین بن علی(ع) خاک تنت را ده به باد تا بمانی زنده و حی تا دم یوم التناد تا بر این خاک سیه چسبیده ای پستی و دون هان بخوان بر خویشتن انا الیه راجعون سوال: کیست هشیار و که باشد سالک مشتاق دوست؟ هم بگو مخمور و مست هالک و مختار چیست؟ جواب: سالک هشیار و مشتاق است مجذوب خدا تا که جذبش را نیابی، نیستی از خود رها هالک آن کو گشته زندانی این جسم خفیف سالک آن کو می پرد در عالم جان لطیف مستی و مخموری ما از سر هستی ماست در فنای مطلق ای جان آخرین مستی ماست در جهان جز ذات بی حد خدا مختار نیست این همه نقش و نگار و خال و خط بیکار نیست اختیار ای جان فقط زیبنده ی مولای ماست بندگی و اختیار اینجا ز یکدیگر جداست سوال: هم سکوت و هم خروش و هم یقین را گو به من این میان اثباط و نفی و برترین کردار چیست؟ جواب: در خروش آثار بودن در سکوت عطر فناست در یقین آرام جان و شک، همه غوغای لاست برترین کردار ما صوم و صلات و بندگی است غیر از این ابراز هستی موجب شرمندگی است نفی و اثبات این میان در لا و الا شد عیان لا فتی الا علی در نفی و اثباتت بخوان لا اله نفی و الاالله، اثبات وجود کفر نفی و دین ما هم عین این اثباط بود نفی خود بنما که اثبات خدا در نفی ما است این فنا جانا بقا اندر بقا اندر بقاست سوال: زادراه معرفت ای رهنما از جنس چیست؟ منزل و محمل چه باشد قافله سالار چیست؟ جواب: زاد راه معرفت پرسیده ای از جنس چیست زادراه معرفت ای دوست غیر از عشق نیست هر که بی عشق است او افتاده دور از معرفت بی حیات عشق ما مردار پستیم عاقبت منزل آنجایی که کردی قصد اسکان و نزول محمل آن باری که بندی تا درگاه وصول منزلت در منزل ما نیست در رفتار ماست رفتن و رفتن فقط ای دوست بهتر کار ماست تا که رفتن هست جانا حرفی از رفتن مزن پاره کن هر دم ز دست و پات بند ما و من قافله سالار تو آن رهبر فانی تست او که یار و جانپناه و دلبر جانی تست آن کسی کو غیر خیرت را نمی خواهد ز دوست قافله سالار جستی این نشان از آن اوست سوال: وندکی از عالم بالا و هم لاهوت گو تا چه باشد قسمت این کمترین اقمار چیست؟ من که ناسوتی و پستم شرح لاهوتی مخواه خاکبین و خاک بیزم نبودم دیدار شاه شوق دیداری که می بینی هم از یار من است عالم بالای من این رشته ی دار من است وحشت از گور و حراس از قبر تنگ و تار نیست چون در آنجا هم کسی غیر از نگار و یار نیست آفرین بر چشم یکتا بین مردا خدا لعنت و نفرین به هر کو دیده از چشمش دو تا ای قمر، رو روبرو بر شمس بنشین، نور جو همچو آیینه بجز از خوبی دلبر مگو همچو آیینه که بیرنگ است و بیرو و ریا باش مجلای شعاع نور خورشید خدا تا نبیند هیچکس غیر از خدا در بود تو نیست جز صیقل دلا بر سینه ی تو سود تو هر چه افزاید مرا من می گریزم از درش هر که می کاهد مرا خواهم که باشم در برش
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از راهنمایی شما. به طور اجمال سایت مذکور را نگاه کردم، فکر کنم بتوانم از آن استفاده نمایم 2- شعر مذکور از نظر محتوا خوب است و نگاه عرفانی به مسائل دارد ولی از نظر آهنگ شعری، هنوز کار دارد. موفق باشید

16306

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: شخصی به اسم «سالم مولی ابی حذیفه» را چرا عرفا تعریف می کنند؟ این آدم به خانه حضرت زهرا (س) حمله کرده. مثلا آیت الله سعادت پرور (پهلوانی تهرانی) گفته: ایشان از عرفا بوده. دیگران هم تعریف کرده اند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً تشابه اسمی باید باشد، وگرنه غلام حذیفه یکی از 24 نفری است که صحیفه را امضاء کرد و قسم یاد کردند که نگذارند بعد از پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه؛ مولایمان علی‌ابن ابیطالب«علیه‌السلام» راه آن حضرت را ادامه دهد. موفق باشید

15936
متن پرسش
سلام استاد عزیز: با توجه به حدیث جنود عقل و جهل امام خمینی (ره)، فرق بین کبر و عجب در چیست؟ چون بعضی مواقع خود شخص هم متوجه نیست که دچار عجب شده است. برای رفع آنها چه باید کرد؟ لطفا به اختصار بیان بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «عجب» زیرمجموعه‌ی کبر است. اگر انسان متوجه نور توحید افعالی بشود، و همه‌چیز را از خدا بداند کمالی برای خودش به صورت استقلالی قائل نمی‌باشد و در همین رابطه، توفیقاتی را هم که به‌دست می‌آورد از خدا می‌‌داند و برای رهایی از «عجب» به خود می‌گوید: «هر عنایت که داری ای درویش / هدیه‌ی حق بدان، نه کرده‌ی خویش». موفق باشید

15003
متن پرسش
با عرض سلام: اینکه در حدیث قدسی آمده که ای انسان من همه چیز را برای تو خلق کردم و تو را برای خودم یعنی اینکه ما را خداوند نماینده خود در عالم وجود قرار داده و ما وسعتش را داریم که منعکس کننده صفات خداوند باشیم تا به کمال خود دست یابیم. آیا این درست است و هدف ما از خلقت همین است و اینکه آیا ما می توانیم تمام صفات خداوند را به منصه ظهور برسانیم صفاتی مانند: حی- لاتخذه سنته ولا نوم - رحمن و رحیم و... یا فقط یک سری صفات را می توانیم در خود رشد دهیم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طورِ همین‌طورِ همین‌طور است. چه وسعتی است آن‌وقت که انسان از محدوده‌ی تنگ خود در آید و نور خود را ذیل نور خدا در عالم هستی چه در دنیا و چه در قیامت، احساس کند، آن‌هم با وسعتی همه‌جانبه که گفتنی نیست. خوشا به حال آنان‌که چشیدند!! به قول حافظ: «رونق عهد شباب است دگر بستان را / می‌رسد مژده‌ی گل، بلبلِ خوش‌الحان را» یعنی؛ حال که با رفع حجاب‌های خودبینی و خودخواهی رونق عهد شباب برای سالک در گلستان عالمِ وجود ظهور کرده؛ مژده‌ی گل برای بلبلِ خوش‌ الحان در حال رسیدن است تا ترانه‌های مناجات اُنس با محبوب را آغاز کند که فرصت وصال سر رسیده. موفق باشید

13971
متن پرسش
سلام: حضرت آقا در مورد راهپیمایی کربلا صحبت فرمودند. بعد این شعر را خواندند: گرچه دوریم، به یاد تو سخن می گوییم / بعد منزل نبود در سفر روحانی معنی این چیست؟ احساس می کنم آقا یک حرف بزرگی می خواهند بگویند، ولی نمی دانم چه... راهنمایی ام کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دل کسی در صحنه‌ای از صحنه‌های عالَم وجود حاضر باشد همه‌ی حقیقت او در آن صحنه حاضر است و از بهره‌های معنوی خاص آن صحنه برخوردار می‌شود به همان معنایی که گفته شده: «گردر یمنی چو با منی پیش منی/ گرپیش منی چو بی منی در یمنی». موفق باشید

13053
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: پیرو بحث برکات زیستن عالمانه نکات و سوالاتی به ذهنم رسید که مایل به دریافت پاسخ آقای طاهرزاده می باشم، لذا قسمت هایی که به سوالات بنده مرتبط است را انتخاب کرده و سوالاتم را مطرح می کنم. «فرق فقها با روشنفکران در رویارویی با غرب آن بود که روشنفکران مذهبی در صدد بودند غرب را بپذیرند ولی وجه غیر شرعی آن را نپذیرند، ولی فقها متوجه روح فرهنگ غرب بودند و با فقه اکبر خود یعنی معارف الهی مواظب بودند ایران، ترکیه‌ی آتاتورک نشود.» از آنجا که دغدغه ی کنونی برخی در فضای حوزه و دانشگاه ارائه ی سبک زندگی اسلامی ایرانی ست و در این وادی الگوهایی که سبک زندگی را متناسب با زمان و مکان اشخاص تعریف کرده باشند غیرقابل دسترس به نظر می آیند؛ لذا از این دریچه و از این فضا که چطور مناسبات خود را به خصوص در ارتباط با غرب تعریف کنیم یقینا راه را برای طرح موضوعات عمیق و ریشه دار بازتر می کند چرا که گاهی پذیرش مسئله ی غرب که جنابعالی فرمودید راه را چه بسا به انحرافی می کشاند که سالک هم متوجه انحراف خود نیست چنان که در زندگی های کنونی موارد متعددی از این سبک و سیاق به چشم می خورد. مایلم کمی راحت و بی تکلف از زمزمه های بسیاری در نگاه به غرب سخن بگویم. اینکه برخی معتقدند غرب و متعلقات آن از فرهنگ تا فناوری و آداب و قوانین مربوط به آن همگی حکم چاقویی را دارند که گاهی ابزار آسانی انسان را فراهم می کند و گاهی ابزار قتل و می شود آلت قتاله ... 1. به نظر شما چطور می توان بر اساس روحیه ی فقها و عالمان استدلال چاقو و امثال آن (بلندگو ...) را کنار زد؟ 2. اینکه برخی غرب را سراسر فناوری و تکنولوژی می دانند و ما را انسان هایی عقب مانده، آیا روح ِ تقل تقلید از غرب برای ساخت موشک های بالستیک) نشان از عقب ماندگی ما نیسید در پذیرش غرب (به طور مثال؟) 3. اصلا آیا پذیرش غرب حد و حدودی دارد و یا به طور مطلق تعیین می شود؟ 4. و به عنوان سوال آخر بنده؛ جناب سید جمال الدین اسد آبادی فرمودند: رفتم به غرب اسلام را دیدم ولی مسلمان ندیدم، برگشتم به شرق مسلمان دیدم اما اسلام ندیدم. لطفا بفرمایید این کدام غرب است که سید جمال الدین اسد آبادی اسلام را در آن می بیند؟ این نشان از پذیرش غرب است و یا نقدی دلسوزانه به اوضاع شرق؟ قبلا از پاسخگویی شما متشکرم. ان شاءالله با پاسخ های شما بنده جرأت و جسارت طرح سوالات بعدی خود را داشته باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در شرایط حاضر نمی‌توانید به‌کلّی این نوع فن‌آوری‌ها را زیر پا گذاشت. با خودآگاهیِ لازم باید روح غربی را شناخت و سعی در عبور از آن داشت. 2- ما در این تاریخ قرار داریم و در مقابل روحِ شیطانی غرب باید مجهز به تسلیحاتی شویم که تجاوز را دفع کند 3- در این مورد نظرها متفاوت است. بنده عرایضی را در کتاب «مدرنیته و توهّم» عرض کرده‌ام. در مورد سید جمال خوب است به جواب سؤال‌های 3491 و 6830 و 12047 رجوع فرمایید. موفق باشید

12893

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب: جناب استاد بنده پیشتر به خاطر نزدیکی به برخی جریان ها در مقام نقد شما متاسفانه بی محابا بودم و احیانا غیبت شما را و - خاک بر سرم - ناروا و تهمتی را به شما روا داشته ام. الان به جد پشیمانم و رضایت حضرت عالی برایم بسیار بسیار بسیار مهم است. بفرمایید چه کنم تا رضایت حضرت عالی کسب شود؟ هر چه باشد به گوشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان وقت هم که غیبت می‌کردید، به دنبال نقدِ بدی‌های بنده بودید و من راضی بودم چه برسد به حالا. موفق باشید

12389

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در حادثه ی کربلا اگر جناب حر علیه السلام راه را بر امام حسین علیه السلام برای ورود به ایران نمی بست آیا ماجرا متفاوت می شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری مسلّم اگر حرّ چنین اقدامی را نمی‌کرد ممکن بود شرایط دیگری به‌وجود آید. ولی این ظاهر قضیه است، گویا تقدیری که حضرت حق اراده کرده بود همان بود که می‌خواست با شهادت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» امویان را حذف کند. موفق باشید

9389
متن پرسش
سلام علیکم: شما در آثارتان وقتی که نحوه سلوک در عصر حاضر را تبیین می کنید به عنوان مصداق کامل به دفاع مقدس و شهدا توجه می کنید. ولی من هنوز متوجه نشدم که در زمان حاضر و الآن وظیفه ما چیست که به اون سلوک شهدا برسیم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این را بحمداللّه در جلسه‌ی پنجم جزوات «امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و تقدیر تاریخی زمانه» تا حدّی شرح داده‌ام مبنی بر این‌که اگر امروز با نظر به حقیقت انقلاب اسلامی و نظر به نور اشراقی آن از مقام معظم رهبری و نگاه او استفاده کنیم، حجاب‌هایی که بین ما و حضرت حق هست برطرف می‌شود زیرا صورت مشیت اراده‌ی الهی جهت هدایت بشر در این زمان در راستای شریعت اسلام، بر قلب حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» اشراق شد و آن روحی گشت در کالبد انقلاب اسلامی، مثل حضور نفس در بدن، و لذا در صورت اتحادی خاص با انقلاب اسلامی از طریق سلوک ذیل شخصیت امام خمینی، می‌توانیم با خداوند به صورتی حضوری مرتبط شویم و راه رجوع به خدا را در مقابل خود بگشاییم. این است آن سلوک إلی اللّه که امروز خداوند در مقابل شما گشوده است. تا ما با مشیت الهی در این دوران مرتبط نگردیم نمی‌توانیم از انس با خدا به معنای واقعی آن سخن بگوییم. راه‌های رسیدن به خدا به عدد انفاس خلایق است ولی همه‌ی این راه‌ها امروز از مسیر انقلاب اسلامی می‌گذرد که می‌خواهد دوران نسیان بشر از خدا را پشت سر گذارد. از این جهت تأکید می‌شود امروز رجوعِ به حق با انقلاب اسلامی ممکن است. وقتی انقلاب اسلامی را آینه‌ی گفتگوی خدا با بشرِ امروز دیدید - مشروط بر این‌که انقلاب را در نظام اجرایی محصور ندانید- به مشیت و اراده‌ای نظر کرده‌اید که در کالبد انقلاب اسلامی ظهور کرده و در معادلات جهانی در حال تعیّن بخشیدن خویش است، مثل نفخه‌ی روح در جسم و تعیّن آن روح در حرکات و سکنات انسان که در عین ظهوری محدود در حرکات بدن، نامحدودبودن خود را حفظ می‌کند و در عضوی محصور نمی‌شود، انقلاب اسلامی نیز در دولتی محصور نمی‌گردد بلکه زاینده‌ی همه‌ی آن‌ چیزی خواهد بود که بشر امروز به آن نیاز دارد. موفق باشید
8456

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام آیه ای که در آن می فرماید : فلا (انساب) بینهم یومیذ . و آیه ای که در آن می فرماید : والذین آمنوا واتبعتهم ذریتهم بایمان الحقنا بهم (ذریتهم ) چگونه قابل جمع است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ذرّیه در آیه‌ی مذکور معلوم نیست به معنای همسر و فرزند باشد بعضاً می‌فرمایند منظور نتایج اعمال باشد. از طرفی درست است که در قیامت این نوع نسبت‌ها از میان می‌رود ولی مؤمن هرچه را که خواست دارد. حال اگر به دلائل اُنس ایمانی طالب همسر و فرزندان خود بود آن‌ها را در کنار خود دارد. موفق باشید
6869
متن پرسش
هوالمحبوب سلام و عرض ادب خدمت استاد محترم طاهر زاده، خدا قوت. بنده تحقیقی رو شروع کردم در رابطه با وعده های الهی در المیزان ولی با مشکل مواجه شدم. سوال مشخص بنده این است که لطفا نحوه مواجه با المیزان در رابطه با این موضوع و همچنین کتابهایی که در این رابطه مفید برای مطالعه هستند به بنده معرفی کنید. ممنون یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً در سوره‌های قرآن با وعده‌های الهی روبه‌روئید. وعده‌ای که به مؤمنان می‌دهد مثل آن‌که می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنُوا» و یا وعده‌ای که به غیر مؤمنین می‌دهد و می‌فرماید: « وَ لا یُفْلِحُ السَّاحِرُ حَیْثُ أَتى‏» ساحران رستگار نمی‌شوند. پس باید حداقل یک دور قرآن را مطالعه کنید. موفق باشید
6317
متن پرسش
سلام علیکم الف)صفاتی که برای بهشت در آیات مختلف قرآن بدانها اشاره شده نظیر عدن-رضوان-خلد-فردوس مراتب بهشت هستند یا هرکدام به صفتی از بهشت اشاره دارند؟ب)لفظ تسنیم که چشمه ای در بهشت است به چه معناست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حقیقت بهشت که مقام جامع اسماء الهی است جلوات مختلف دارد که هرکدام از این صفات یکی از کمالات آن را توصیف می‌کند 2- فعلاً نمی‌دانم. یادم رفته. آیت‌اللّه جوادی اول جلد اول تفسیرشان نکاتی فرموده‌اند. موفق باشید
نمایش چاپی