بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6922
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر با توجه به اینکه ملایکه مجردند و همه جا هستند معنای اینکه هر قطره بارانی را یک ملک می آورد چیست؟گویا ادامه روایت هم اینست که هر قطره را یک فرشته می آورد که دیگر هیچ قطره بارانی را نمی آورد اگر درست است ادامه روایت به چه معناست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام عالم با حضور اسماء الهی مدیریت می‌شوند، همان‌طور که حیات دست شما با حضور اسم حیّ ظهور می‌یابد و فرشتگان مظهر آن اسماء هستند. حال اسم رحمان و اسم ساقی و اسم لطیف که توسط فرشتگان به صحنه می‌آیند موجب ریزش قطرات باران هستند و هر قطره‌ای مظهر تجلی اسمی است از اسماء الهی و مسلّم اگر قطره‌ای دیگر در صحنه آید تجلی دیگری در میان است مثل آن‌که لامپ اطاق پشت سر هم نور تشعشع می‌کند که نور بعدی غیر از نور قبلی است. موفق باشید
6826
متن پرسش
سلام علیکم استاد من یکبار فایلهای شرح معرفت نفس و آشتی با خدا را گوش کردم . الان هم دارم روی کتاب از برهان تا عرفان کار میکنم و طبق برنامه ای که دارم سپس میخواهم روی کتاب خویشتن پنهان کار کنم و سپس فایلهای صوتی معاد را گوش کنم و پس از آن تفسیر و تشریح مجموعه مقالات استاد شجاعی را تهیه کنم. حال دو سوال داشتم اول اینکه من مباحث فلسفی شما را به راحتی متوجه میشوم وچندماه پیش رفتم دی وی دی رحیق مختوم (شرح اسفار آیت الله جوادی ) را تهیه کردم ولی هیچی نمیفهمم.میخواستم بپرسم برای آموختن فلسفه همین مباحث شما کافیست یا باید مطالب دیگر بزرگان را هم بخوانم؟ و برای اینکه رحیق مختوم را متوجه بشوم باید ازقبل فلسفه مشاء و اشراق را یاد داشته باشم یا اینکه علوم دیگری نیاز است برای اینکه بتوان شرح اسفار آیت االله جوادی و یا شرح فصوص الحکم را متوجه شد ؟ اگر نیاز است میتوانید سیر مطالعاتی دروس پیش نیاز اسفار و فصوص را برایم بگویید سوال دوم اینکه شما هر سه جلد مجموعه مقالات استاد شجاعی را شرح داده اید یا فقط جلد اول آن را ؟ سوال سوم : شما در کتابی در خصوص عالم دینی فرموده بودید.حال من برای این عالم دینی خودم مباحث و سیر مطالعاتی شما را انتخاب کردم .آیا باید وارد عالم دیگر علما هم شد یا فقط روی آثار شما کار کنم؟ سوال چهارم : نمیدانم چرا وقتی مباحث دکتر دینانی( مباحث مربوط به عرفا و حکما) را دنبال میکنم دل ام یاری نمیکند و پای رفتن اش لنگ میزند و گاهی هم برایش حجاب پیش می آید اما با مباحث شما چنین قضیه ای رخ نمیدهد و حتی در شرخ نامه ی 31 نهج البلاغه آنقدر این دل پای رفتن گرفته بود که از رفتن باز نمی ایستاد و از هرچه عارف و حکیم از مولوی بگیر تا حافظ از صدرا بگیر تا ابن سینا بی نیاز شده بود و الطاف ربوبی را در حد بضاعت خود حس میکرد .با این حال پیگیری آثار استاد دینانی لازم است یا خیر ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در صورتی که با ادبیات عرب آشنا باشید و با مقدماتی که طی کرده‌اید و بدایة‌الحکمة را نیز کار کرده باشید، اگر متن اسفار را جلوی روی خود قرار دهید و با شرح استاد مطالب را دنبال کنید إن‌شاءاللّه متوجه نکات ظریف اسفار می‌شوید. 2- بنده هرسه جلسه را شرح داده‌ام 3- آثار بنده باید مقدمه‌ای باشد تا بتوانید با آثار علمائی مثل حضرت امام و شهید مطهری و علامه طباطبایی و آیت‌اللّه جوادی و آیت‌اللّه حسن‌زاده و امثال این‌ بزرگان مأنوس گردید 4- این یک قاعده است که روح‌ها مشرب‌های متفاوتی دارند. بحث در مورد آقای دکتر دینانی نیست که ایشان برای ما بسیار محترم‌اند، ولی شما باید ببینید با کدام مشرب می‌توانید تشنگی خود را سیراب کنید. خدا را شکر که از چشمه‌ی آل‌اللّه«علیهم‌السلام» که در نامه‌ی 31 مطرح است، احساس سیرابی می‌کنید. موفق باشید
6408
متن پرسش
با سلام شما در جواب سوالی فرموده اید:با همان اراده‌ی الهی که شکل موز و خرمای این دنیا شکل گرفته مؤمنین در بهشت به اراده‌ی الهی و با همان تصور متعالی خداوند که منجر به ایجاد موز و خرما شده، آن‌ها در بهشت میوه‌های بهشتی خود را ایجاد می‌کنند.منظور از تصور متعالی خداوند چیست؟با سپاس فراوان از محضر استاد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر عملی مبتنی بر تصوری است و عمل ایجاد موجوداتِ کامل مبتنی بر تصور کامل و متعالی است. این میوه‌هایی که شما در اوج نظم و زیبایی ملاحظه می‌کنید توسط خداوند خلق شده، حال مؤمنین در بهشت که دارای عالی‌ترین تصور هستند میوه‌های بهشتی را مطابق آن تصور خلق می‌کنند با این تفاوت که آن میوه‌ها لازم نیست تا ضعف مادی‌بودن همراه گردد. موفق باشید
6236
متن پرسش
با سلام یکی از دوستان پرسید: دلیل شما چیست که در صفحه30 کتاب سلوک می فرمایید: «غرب ذیل بیکن سلوک کرده است.»؟لطفا چند تا از مبادی فکر بیکن را که غرب بر اساس آن پیش رفت را ذکربفرمایید. چه دلیلی دارید که مردم غرب مبادی فکری شان را از بیکن گرفتند نه این که در عرض هم با هم به یک سری نتایجی برسند و ادامه دهند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخنی است که در فلسفه‌ی غرب مشهور است. هرکس مختصر اطلاعی از فلسفه‌ی غرب داشته باشد می‌داند که بیکن را پدر غرب جدید می‌دانند و تمام مبانی عملی غرب بر اساس کتاب «ارغنون نو» بیکن بنا شده. دوستتان اگر فرصت کرد کتاب «فیلسوفان انگلیسی» از کاپلستون، و یا «سیر حکمت در اروپا» را مطالعه فرمایند. موفق باشید
5904
متن پرسش
سلام علیک ورضوانه حضرت استاد میخواستم نظر تان را راجع به هفته نامه نه دی،بدانم چرا که امروز هجمه ها بر این هفته نامه زیاد شده و عده ای شدیدا با سر دبیر آن اقای رسایی و همچنین اقای روانبخش به شدت مخالفند و انان را انقلابیون افراطی خطاب میکنند.و اشتباهات این هفته نامه و این اقایان را به پای حضرت علامه مصباح(حفظه الله )مینویسند.التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: عمده‌ جهت‌گیری خوب هفته‌نامه‌ی 9 دی می‌باشد و تعهد و دلسوزی آقایان. باید از ضعف‌های جزئی انسان‌های متعهد چشم‌پوشی کرد. موفق باشید
4186
متن پرسش
باعرض سلام و تحیت وافر حضور استاد معزز و ارزوی آنکه شما و ما عمارگونه ذیل بیرق ولایت، پایداری کنیم. استاد سوالی از حضورتان داشتم، استاد با تاکید نص قرآن کریم، مسلمین موظف به الگوبرداری از سبک و سیاق زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند(....فی رسول الله اسوه الحسنه....)از طرفی دیگر در روایات داریم که شخصی روزه می گرفت و شب زنده داری می کرد و...خانواده اش به امام علی علیه آلاف تحیه و سلام و ثناء شکیتش را بردند و حضرت به او فرمود این روش را ترک کند و .... که آن شخص به امیرالمومنین گفت پس چرا خود شما اینگونه اید و...امام علی علیه السلام فرمود: من با شما فرق دارم و وظیفه من چیزی است و ...(البته قریب به این مضامین)، استاد سوال من از حضرتعالی این است که ما در چه جاهایی موظف به الگوبرداری از معصومین هستیم و کجا دیگر بنابر نقش آنان در عالم، صرفا وظیفه آنان است. در حقیقت چه بخش از زندگی معصومین برای ما الگو محسوب می شود؟اگر همه اش، پس جایگاه اینگونه روایات کجاست؟تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در سلوک عرفانی سالک مبتدی نباید مشغول اذکار و عباداتی شود که سالک ره‌رفته به آن‌ها مبادرت می‌کند، هرچند نمونه‌ی عالی خود را سالک ره‌رفته در نظر می‌گیرد. همه‌ی انسان‌ها نسبت به امامان معصوم در حکم سالک مبتدی هستند که در انجام واجبات و ترک محرمات امامان معصوم برایشان اُسوه‌اند ولی این‌طور نیست که در همه‌ی مراحل سلوک الی‌الله کسی طاقت اعمالی را دارد که آن انسان‌های واصل به آن اعمال مبادرت می‌کنند. موفق باشید
3184

وجود وماهیتبازدید:

متن پرسش
با سلام .وجود به چه معناست؟و ماهیت به چه معناست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این‌ها را باید در کتاب‌های فلسفی دنبال بفرمایید. موفق باشید
1970
متن پرسش
سلام علیکم! تا آنجائیکه من قسمت پرسش و پاسخ را دیدم متوجه شدم که در هر بخش آخرین سوالات مطرح شده وجود دارد. اما اگر بخواهیم به کل سوالات دسترسی داشته باشیم چه کنیم!؟
متن پاسخ
بسمه تعالی باسلام خدمت کاربران گرامی. جهت دسترسی به "همه سوالات"در سمت راست صفحه پرسش وپاسخ گزینه "همه موارد"راانتخاب فرمایید. باتشکر. مدیریت سایت
18937
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: ببخشید استاد یک سوال برام پیش اومده. اینکه مرتاض ها و اهل عرفان های غیر اسلامی که عرفان های کاذب هسند و مدیتیشن و امثال اینا دارند؛ آیا اینها می توانند همانند عرفای مسلمان مراتب وجود را با مدیتیشن و ریاضت و تمرکز و... طی کنند و مثلا به درجات توحیدی و شهودات توحیدی برسند؟ اگر نه پس نهایت صعود و بالا رفتن اینها تا چه حد است؟ عالم مثال یا عقل؟ آخه استاد یه جایی میخوندم که بعضی از این افراد تجربیات عرفانی خودشونو گفته بودن که در حالت خلسه و تمرکز و... روح از بدنمون جدا شد و میتونستیم در اسمون بریم و... یا اینکه یکیشون گفته بود که یکی از تجربیاتم این بود که روحم را که از بدنم جدا شده بود انقدر شفاف و پاک و زلال و... دیدم و احساس فرح و بهجتی و... داشتم و امثال این حالات که بر اساس مطالب مندرج در رساله لب اللباب علامه طهرانی، گویا حالات این افراد مثل حالات سالکین مسلمان در عالم عقل است که تجرد روحی و... را احساس میکنن. استاد واقعا این افراد به عالم عقل میتونن برسن؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جاهای دیگر بحث شده‌است که توانایی مرتاضان به جهت تقویت نفس ناطقه است و نظر به قوای نفس ناطقه در حالی که روش عرفا عبور از خود و رجوع به حق است؛ به همین جهت مرتاض با همه‌ی تمرکزی که دارد از حوزه‌ی خود و اوهام خود خارج نمی‌شود و رجوعی به حضرت حق و اسماء الهی ندارد و این تفاوت اساسی بین عارف و مرتاض و امثال آنان است. موفق باشید

18404

نمی‌دانمبازدید:

متن پرسش
سلام: زبان تکلم حضرت آدم چه بوده است؟ علت پدید آمدن زبان های مختلف نظیر فارسی انگلیسی و... چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم؟!!! موفق باشید

18118
متن پرسش
سلام علیکم حضرت استاد: خواهشمندم متن زیر را بخوانید: «همانگونه که به عرض رسانديم قوة خيال اگر درست تطهير شود مي تواند دستگاه عکسبرداري نفس نسبت به ماوراي طبيعت باشد. اينجاست که شخص خوابهاي خوش مي بيند و تمثّلات شيرين زلالي پيش مي آيد، حقائق آينده را مي بيند، باطن افراد را مي بيند، مي تواند با بو کردن انسانها را بشناسد و بعد با ايشان ارتباط برقرار کند و ... يعني عقل به واسطة قوة خيال مي تواند اسرار عالم و اسرار درون مردم را عکسبرداري کند. انسان هر وقت ديد نمي تواند آن را که در ذات افراد نهفته است ببيند و عکسبرداري کند، معلوم مي شود که هنوز قوة خيالش را تطهير نکرده است. لذا در مورد انبياء آمده است که ايشان به محض پا گذاشتن در اجتماع و وارد شدن در جمع مردم مي توانستند تشخيص دهند که چه کسي سر به راه است و چه کسي منحرف شده است. ايشان به واسطة دستگاه عکسبرداري‌شان درون افراد را مي بينند و اعلام مي دارند که اين درون خراب است ولو اينکه نماز شب خوان هم باشد و آن ديگري ذات پاکي دارد ولو اينکه شرابخوار باشد يا حجابش را رعايت نکند. اين است که حضرت عيسي «عَلَيهِ السَلام» هميشه به دنبال اوباش بود و سعي داشت از بين همين لاتها صحابه انتخاب کند. بعضي از خواص به ايشان مي گفتند: «آقا مگر ديوانه شده اي؟ به دنبال ما بيا و از بين ما صحابه بگير». حضرت مي فرمود: «نه! در بين همين ها کساني هستند که قابليت دارند و بايد به دام من بيفتند». اتفاقاً آن حواريوني که از خواص حضرت عيسي «عَلَيهِ السَلام» بودند نوعاً از بين ياغيهاي بيابانها به شکار حضرت در آمده بودند.» متنی را که خواندید قسمتی از شرح معرفت نفس علامه حسن زاده آملی توسط استاد صمدی آملی می باشد. چند سؤال برایم پیش آمده و آن اینکه آیا عرفا همیشه خوب یا بد بودن آدم‌ها را می ببینند یا اینکه بعضی وقتها این حالت برایشان پیش می آید؟ اگر بعضی وقتها این حالت برایشان پیش می آید خب چرا؟ این‌ها (عرفا) که دائما قوه‌ی خیالشان طهارت دارد پس دائما هم باید اسرار عالم و درون مردم برایشان مکشوف باشد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع ستارالعیوب‌بودنِ خداوند را فراموش نکنید که خداوند بعضاً اسرار بنده‌ی خود را برای احدی فاش نمی‌کند مگر برای کسانی‌که امکان هدایت آن بنده در آن‌ها هست و آن‌ها نیز مظهر ستارالعیوبی خداونداند. موفق باشید

18078
متن پرسش
سلام علیکم: آیا حقیقاً دین مبین اسلام و مذهب حقه تشیع با اصل فلسفه و فراگیری آن در این دو مورد یعنی مباحث اعتقادی و غیر اعتقادی‌ مخالف شدید بوده و آن را به شدت تحریم کرده و اینکه ما در روایاتمان داریم که فلسفه و اهلش را در حد کفر و ضلالت برده و اینکه عده از اعاظم فقهای فقید و حال حاضر نسبت به آن موضع گیری منفی و علی الخصوص موضع گیری خشم آلودی نسبت به فلسفه صدرایی و مسائل وحدت وجودش دارند؟ (لطفاً توضیح دهید)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایات مربوط به تقبیح فلسفه مربوط به زمانی است که معتزلیان مدعی فلسفه بوده‌اند و آموزه‌های اسلامی را با نگاه فلسفه‌ی یونانی بررسی می‌کردند و این غیر از روش فیلسوفان بزرگی است که از فارابی تا ملاصدرا به صحنه آمدند. این فیلسوفان سعی بر آن دارند که عقاید حقه‌ی الهی را عقلانی کنند که امروزه ما در کار بزرگانی مثل علامه‌ی طباطبایی و مرحوم شهید مطهری ملاحظه می‌کنیم. اینان حتی اگر آموزه‌ای از دین را در حدّ درک عقل فلسفی نیافتند، ضعف را از فلسفه می‌دانند و نه از دین. و این درست بر عکسِ روش معتزلیان است. موفق باشید   

18006
متن پرسش
سلام استاد عزیز: استاد همچنان که خود حضرتعالی در یکی از صوت های جلسات فرمودید که هنگام نماز «مکروه» است که چشم را ببندیم، بلکه بایستی چشم را باز نگه داریم تا حضرت حق و تجلیلت الهی را ببینیم لذا بنده سعی کردم این حکم را رعایت نمایم اما گاها جهت امتحان چه در نماز و غیر نماز که چشمم را می بندم، بهتر حضور خدا را حس می کنم. اولا بفرمایید این حس وهمی است یا قلبی و حضوری؟ ثانیا خوب است که ما هنگام نماز چشم بسته نماز بخوانیم؟ در حالی که مکروه می باشد!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به مراتب انسان‌ها دارد. آری! در مراتبِ بالای سلوک، انسان بهتر است که چشم خود را نبندد تا با نگاه قلبی و ماورای آن‌چه در مقابل چشمش هست، با حضرت ربّ مرتبط شود ولی فرموده‌اند در ابتدایِ راه و در میانه‌ی آن، جهت تمرکز بیشتر، اشکال ندارد که چشم خود را ببندد. و این ربطی به غلبه‌ی وَهم ندارد. موفق باشید

17216

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بنده 22 سال دارم، در سن 15 سالگی آقای مکارم را به عنوان مرجع تقلید انتخاب کردم; اما انتخاب بنده بر اساس نظر دو نفر عادل عالم نبود و تنها از میان لیست ارائه شده حوزه علمیه بدون آگاهی ایشان را انتخاب کردم. یک نفر عالم عادل به پیشنهاد دادند که می توانم از آقای سیستانی یا خراسانی تقلید کنم و ایشان را اعلم می دانستند. در ویدئوهای منتشر شده از آقای خراسانی و صحبت های آقای سیستانی نیز بسیار بهره و لذت بردم و به دلم نشست. سوالی که دارم این است که آیا آقایان را برای تقلید اعلم می دانید؟ نظر شما برای بنده می تواند کمک دهنده باشد، چرا که بسیار از سخنرانی های شما بهره برده ام. اگر ضرورتی ندارد این مطلب را در سایت منتشر نکنید، چون بیشتر سوال بنده شخصی است. با تشکر فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه امروز فقهای اعلم جامع الشرایط از جمله همان عزیزانی که نام بردید، کم نداریم. بنده از آن جهت که نیز مرجع تقلید باید عالم به زمانه‌ی خویش باشد؛ حضرت آیت اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» را انتخاب کرده‌ام که در فقه و فقاهت بنا به تشخیص فضای ترازِ اول حوزه، هیچ کمبودی نسبت به بقیه‌ی اعاظم ندارم؛ و از جهت بصیرت سیاسی، اعلم علماء هستند. موفق باشید

16059
متن پرسش
بسم الله النور سلام علیکم: و اما بعد، بنده به چند سایت و وبلاگ که آدرس آنها در ذیل می آید و دیدن آن برای استحضار و درک مطلب لازم است را چندی پیش رویت نمودم. درک بنده این بود که این آموزه ها دارای بار منفی و ملحدانه بعضا می باشد. چرا که اولا یک نوع اصالت برای این نیروها در روح مطالب آن مفروض شده و از طرفی ذوقیات ضاله که هیچ ما به ازای خارجی ندارد مطروح شده و چه بسا اگر هم ما به ازای خارجی داشته باشد این ما به ازا در برابر روش باطل مثل کهانت و سحر بدست می آید. بنده در تذکری به گردانندگان آن معروض داشته: (بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم مع الاسف و العجب بارگذاری مطالب ضاله و بعضا شهوانی و ترویج عقائد الحادی مکاتب ضاله چون هندویسم، چون سونامی فساد و فحشاء جامعه را به بلیات شیطانی مبتلا می سازد. که البته شکی نیست قدرت تخیل و تمرکز و تفال نیک مثل سایر نیروهای موجود در گیتی یک امر مبرهن است لکن باید دیگران را بدین اعتقاد حقه رهنمون کرد که تمامی این نیروها به اذن الهی متنفذ می شود در حالی که روح برخی این خاطرات داستانی، اصالت دادن به این نیروها مفاهمه می شود. و این بزرگترین خطر یا همان فرموله کردن عقائد الحادی و تفکرات ضاله می باشد که اظهر من الشمس است که این قبیل پایگاهها برای تخدیر اعتقادات و اخلاقییات جوامع اسلامی کفایت کرده و می تواند دریچه ی نفوذ استکبار جهانی و ایادی آن را تسریع کرده و جامعه ی ما را به زخارف شیطانی و ملغمه های الحادی آلوده کند. و درگاهی که شاکله اش بر اساس تباهی باشد یقینا تالی مفاسدی چون انهدام کانون مصفای خانواده و التهابات فردی - اجتماعی را رقم زده و ام القرای جامعه ی اسلامی را به گرداب ضلالت و تباهی و فرو ریختن ارکان هدایت سوق می دهد و جامعه را به سرنوشت آندلس و عواقب شوم آن منتهی می کند. و حقیقتا این عملکرد واهی، قبح منکرات اخلاقی را شکسته و از طرفی اباحه گری اخلاقی و اعتقادی را ترویج می کنند همان رویه ی باطل شیطانی که در قرآن مجید مذمت شده و رهیافت آن را انکار معاد و سایر اعتقدات صحیحه می داند. ( بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ ﴿٥﴾ يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ: بلکه انسان مي خواهد [با دست و پا زدن در شک و ترديد] فرارويش را [از اعتقاد به قيامت که بازدارنده اي قوي است] باز کند [تا براي ارتکاب هر گناهي آزاد باشد!] ( 5 ) [با حالتي آميخته با ترديد] مي پرسد: روز قيامت چه وقت است؟ سوره : القيامة آیه : 6 و7 و در آخر شما را به خشیت در برابر اوامر عالیه ی الهی دعوت نموده و از نشر و تسهیل مبادی فساد و فحشاء بجد بر حذر داشته لذا بایسته است به چارچوبهای مدون در نظام مقدس اسلامی پایبند بوده و از این گناه دخیل درسرنوشتتان، خود و دیگران را رهایی بخشید. و مبادا اینکه به سهولت خود را در دام کبائر محرمه بیاندازید که تاوان دنیوی و اخروی آن بسی سخت و سهمگین خواهد بود و نور فطرت و عظمت روحانی آدمی را مضمحل می کند. :(قَوْله تَعَالَى: { مَنْ يَشْفَع شَفَاعَة حَسَنَة يَكُنْ لَهُ نَصِيب مِنْهَا وَمَنْ يَشْفَع شَفَاعَةسَيِّئَة يَكُنْ لَهُ كِفْل مِنْهَا } هر كس وساطت پسنديده‏ اى (در هر امر خيرى در نزد خدا يا مخلوق) انجام دهد او را بهره‏ اى از آن (پاداشى در دنيا يا آخرت) خواهد بود، و هر كس وساطت ناروايى (در هر امر باطلى يا در حق شخص ناشايسته ‏اى) انجام دهد او را نيز نصيبى از (گناه و وبال) آن خواهد بود، و خداوند همواره بر هر چيزى توانا و نگهبان است.) حال سوال اساسی اینجاست به نظر حضرت استاد این درک بنده از جریانات مذکور درست و حق است یا اینکه این طیف در دایره ی ضلالت نیستند؟ لطفا جواب مکفی داده و برخی خلأ های احتمالی را متذکر شوید. با تشکر و امتنان فراوان والسلام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد باید با دقت نظر و با نظر به رویکرد نهایی هر سایتی با آن برخورد نمود. آری! آن نوع سایتی که همان‌طور که شما می‌فرمایید عمل می‌کند، بدیهی است که باید به همان شکل جواب داد. ولی اگر سایتی صِرفاً به عنوان سرگرمی و تفنن کارهای خود را جلو می‌برد، نمی‌توان آن را متهم به دریچه‌ی نفوذ استکبار نمود. موفق باشید

15976

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز، می دانیم که علم و وجود مساوق هستند، حال سوالم این است که اراده و خواست یک فرد، چه نسبتی با علم او دارد؟ آیا این حرف درست است که علم که مساوق با وجود است، ذاتی است و علم و وجود او با اراده انسان تجلی می یابد؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چندان معنا نمی‌دهد بگوییم علم و وجود مساوق هم هستند. بلکه آن‌چه می‌توان گفت مساوقتِ وجود با وحدت است. آری! وجود مطلق که عین کمال است، عین علم و حیات نیز هست از آن جهت که علم و حیات، کمال است. و موضوع رابطه‌ی علم و اراده موضوع دیگری است که هر اراده‌ای مسبوق به علم است تا ما تصور علمیِ چیزی را نداشته باشیم، اراده‌ای نسبت به آن نمی‌کنیم. موفق باشید

15952
متن پرسش
سلام: نوشتن ها با کاغذ و قلم باشد یا با سیستم های الکترونیک؟ به طور واضح تر اینکه در جزوه نویسی ها از کاغذ و قلم استفاده شود و یا در سیستم و رایانه جزوه نویسی شود؟ با توجه به دو نکته: اولا اینکه روح نوشتن در استفاده از قلم و کاغذ بیشتر است و ذیل همین هم از علامه طباطبایی نقل شده که با نی می نوشتند و از استفاده از خودکار های آهنی اجتناب می ورزیدند. و ثانیا با توجه به امکاناتی که در سیستم های رایانه ای فراهم آمده و تسریعی که در آن ها وجود دارد و میزان قابل استفاده بودن آن و امکاناتی که برای نوشتن در اختیار ما می گذارد و امکاناتی که در ویرایش ها و اضافه کردن ها وجود دارد. و همچنین امکان توزیع بسیار زیادی که در استفاده از این گونه وسایل وجود دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر این امکانات نبود که عدم استفاده از آن‌ها حکم عقب‌ماندن ما را نسبت به وضع موجود ظاهر نمی‌کرد، بهترین حالت آن بود که خودمان بنویسیم و در نوشته‌ی خود، خود را به بهترین شکل به تماشا بنشینیم. ولی امروز شرایط طوری است که نمی‌توانیم در آن فضا بمانیم و عملاً از وظایفی که در این تاریخ به عهده داریم، باز می‌مانیم. موفق باشید

14650
متن پرسش
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی که در حال مطالعه و سمع درس معاد است کار را اینطور پیش ببرد که من، که خواهی نخواهی به برزخ خواهم رفت، چرا درس را با منظر فردایی دیدن برزخ ببینم بیایم و درس را صرفا در امروزی که زنده هستم مصداقهایش را بیابم مثلا وقتی سخن از طی کردن برازخ می شود من نگاه به خود کنم در کنار گذاشتن عقاید و اخلاق و اعمال باطل و این را گذر حساب کنم یا در تجلی خداوند با اسامی خاصش در لحظات خاص در درونم البته به شرط درست فهمیدن تجلیات و نه توهم ان تجلیات را رفع پرده های حجاب بنگرم. چطور است؟ آیا شما مصداقی برای درست دیدن برزخ در امروز لطف می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار درستی است. برزخ یعنی داشتن احساسی از خود که در آن هیچ نسبتی از نسبت‌های دنیا در آن نیست. حال هراندازه ما نیز نسبت‌های اعتباری دنیایی را، اعتباری و غیر اصیل ببینیم؛ به همان اندازه به احساسِ برزخی خود نزدیک می‌شویم. موفق باشید

14372

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در شعر: مرغ بر بالا پران و سایه اش / می دود...... آیا مولوی قصد این را هم داشته که علاوه بر اشاره کردن به تن و نفس به منشا سایه هم اشاره کند؟ یعنی سایه ای که از مرغ افتاده است اصل آن نیست ولی اگر خورشید نوری نمی داد سایه ای هم نبود. این نکته را هم می توانم برداشت کنم؟ التماس دعا استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین‌طور است که می‌فرمایید. موفق باشید

14149
متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما استاد معزز و محترم: این حقیر کتاب جایگاه رزق در زندگی انسان را دو بار و دقیقا" (در حد بضاعت کم خویش) مطالعه نمودم اما آنچنان که باید به ذهنم ننشست، با توجه با این حقیقت که گفته اند: تنبلی یکی از کهنه ترین میراث بشریت است و تلاشی پی گیر و مجدانه می طلبد تا بر این مشکل فایق آییم و از طرفی در کتاب حضرت عالی به نحوی تلاش را غیر موثر جلوه داده بود. چگونگی حل این مطلب برای این حقیر ناسفته ماند. در صورت وقت و امکان جواب بفرمایید و در غیر هر دو صورت دوستدار شما خواهم بود. یا علی.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه‌اید هرگز نباید کسی به بهانه‌ی آن‌که رزق، مقسوم است و از اول تعیین شده؛ تلاشی جهت کسب رزق نکند. زیرا اولاً: در بسیاری موارد رزقِ مقسوم او را منوط به تلاش او کرده‌اند. ثانیاً: اگر تلاش لازم را جهت کسب رزق نکند بر فرض هم که رزق او به او برسد، همراه با عزّت نفس نخواهد بود. از همه مهم‌تر وظیفه‌ای خداوند در مسیر کسب رزق برای ما نسبت به مردم تعیین کرده است تا راه محبّت به حق از طریق محیت به خلق در مقابل ما گشوده شود. موفق باشید

14015
متن پرسش
سلام: در کتب شیخ صدوق اگر بخواهم مطالعه کنم با چه ترتیبی مطالعه کنم استاد؟ احساس می کنم جنبه حدیثی ام بسیار ضعیف شده. یک سیر در کتب شیخ صدوق به بنده بگویید تا نتیجه بهتری بگیرم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر منظورتان صرفا مطالعه‌ی خلاصه‌ای از احادیث شیعه در امور معرفتی و اخلاقی است، خوب است کتاب خلاصه‌ی «میزان الحکمه» از جناب آقای ری شهری را مطالعه فرمایید و اگر قصد مطالعه‌ی منابع حدیثی در اخلاق و معارف دارید، کتاب اصول کافی و تحف العقول منابع بسیار ارزش‌مندی جهت این امر است؛ زیرا معمول نیست کتب شیخ صدوق به این شکل که شما می‌فرمایید مطالعه شود. کتب مرجع است که علمای اهل فن به آن رجوع می‌کنند. موفق باشید

13368

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خسته نباشید. لطفا با دقت پاسخ داده شود چون ترتیب مباحث دقیق و منطقی است و نتیجه سه سال تحقیق در این رابطه است. البته بحث خود نشان دادن هم نیست. ۱. شما فرمودید: آیت الله بهجت رحمت الله چون فرمودند استاد شما علم شماست، ولی از کجا باید فهمید که منظور ایشان این بوده که (تا آخر می شود بی استاد بود). دلالت جمله های ایشان به نداشتن استاد عرفان تا آخر، کجاست؟ به واقع برایم حل نشده است. لطفا استدلال بفرمایید. ۲. از کجا معلوم ایشان به عموم نگفته اند؟ همانطور که استادشان مرحوم قاضی (ره) فرمودند: هرکس نماز اول وقت بخواند و به مقامات نرسد مرا لعن کند. درحالی که هم شما می دانید هم بنده حقیر که فقط با نماز اول وقت صرفا نمی شود به مقامات عالیه رسید و منظور ایشان این بوده که برای عموم مردم شروع رسیدن به مقامات عالیه با همین کافیست و باب این می شود که برسند. ولی خودش که کافی نیست. خب ایشان هم منظورشان همین می تواند باشد که برای عموم بفرمایند. الان کسانی هستند که نماز خواندن و ترک محرمات کامل و انجام واجبات به طور کامل، و حتی بالاتر از آن انجام بعضی مستحبات بسیار دقیق و پر ثواب که موجب رفع حجب است هم کاملا برایشان ملکه شده ولی طبق قراین و شواهد هیچگونه پیشرفتی نکرده اند و با معاشرت با آنها می فهمیم که رفع حجبی برایشان نشده، درحالی که طبق صحبت آقای بهجت (ره) باید به جایی می رسیدند و حداقل یک فتح بابی می شد برایشان. شواهد بسیار است. درست است که شما فرمودید ترک محرمات یه سری کارها را خودبخود به همراه دارد ولی خب این افراد این کارها را هم انجام داده اند ولی نتیجه خاصی نگرفته اند. مثلا عقایدشان را با ملاصدرا اصلاح کردند. و حتی بالاتر از آن بعضی را می شناسم که فصوص کار کرده اند ولی باز هم حجاب و حتی حجاب بدتر از گذشته که دیگر تند تند حرف دیگران را رد می کنند و به حرف کسی گوش نمی دهند. پس مشخص بفرمایید که آیت الله بهجت به عموم نفرمودند. یکی از اساتید معروف اخلاق که مدت زیادی با آیت الله بهجت حشر و نشر داشته و بسیار از ایشان سوال پرسیده و کتب بسیار معتبری هم دارند و اجازه تربیت هم دارند، فرمودند: آیت الله بهجت به ما فرمودند مرد راه نمی بینم وگرنه شاگرد می گیرم. بله ممکن است بگویید از کجا معلوم این قضیه راست باشد. من شما را ارجاع می دهم به مستند حدیث سرو که بسیار معتبر است. که در آن مستند یک نفر را نشان می دهند که می فرمایند (من دنبال استاد بودم و مضطر بودم، و با توسل خدا آیت الله بهجت را سر راهم قرار داد و ایشان مرا اجابت کرد) حضرت استاد اینها نزدیکان آیت الله بهجت هستند. شیخ علی بهجت هم که پسر ایشان است می فرمایند: ایشان شاگرد خصوصی داشتند ولی بسیار کم. حال شما این را جواب بدهید تا در سوالات بعدی، من نقد دلایل دیگر شما را هم بنویسم. منظورم (تفسیر سوره حمد امام، شهدا ، و...) التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال بنده در حدّ خود عرایضی داشته‌ام. شما خودتان فکر کنید بهترین راه کدام است و همان راه را بروید. این موضوعات موضوعاتی نیست که نیاز به بحث داشته باشد. موفق باشید

13262
متن پرسش
سلام: درباره اون سوال و جواب و فرمایشات شما به نظرم اومد با ذکر این جمله تان «حاصل سال‌ها تفکر بنده جهت جمعِ بین تفکر و عدالت؛ در آن می‌باشد که دینداری در جلوه و سیره‌ی یک انسان قدسی محقق شود.» دارید سوالات بی جواب رضا داوری اردکانی را این گونه راه حل می دهید و ما را از گیجی مطالعه افکار دکتر داوری بزرگوار می رهانید؟ درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دکتر داوری همیشه سعی دارد اشاراتی را مدّ نظر ما قرار دهد که در دل آن اشارات، ما خودمان راه را پیدا کنیم. و در جمع‌بندی بنده عرض کردم در این تاریخ با نظر به شخصیت اشراقی حضرت امام، تفکر به تاریخ ما برمی‌گردد، زیرا ما در سابقه‌ی دینی خود باید به دنبال تفکر باشیم و عقل دینی برای ما امکان تفکر را فراهم می‌کند. موفق باشید

12640

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليکم: استاد عزيز آن خطبه اى که حضرت امير (ع) بر خوارج خواند و چند هزار نفر از آنها جدا شدند آيا موجود است وکدام خطبه است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در یاد ندارم. فکر می‌کنم اگر در کتاب‌های تاریخ وقایع سال‌های 40 هجری را دنبال کنید، جواب خود را پیدا می‌کنید. موفق باشید

10450
متن پرسش
با سلام و تسلیت به مناسبت این ایام. ببخشید استاد می خواستم بدانم این عبارت که می گویند آدمی از هرچه بترسد سرش می آید آیا ریشه دینی هم دارد یا نه؟ اگر اینگونه است چرا در دعای علقمه بعد از زیارت عاشورا می خوانیم که خدایا ما را کفایت کن از آنچه ازش می ترسم و یا از کید کسی که از کید او می ترسم و... یعنی بلاخره یک سری چیزها هست که انسان از آن می ترسد و خوف دارد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن نه مبنای عقلی دارد و نه مبنای روایی، بلکه ریشه در وَهم دارد و از این جهت است که اگر انسان خود را در دست اوهام خود داد، خود اوهام او را به جایی می‌کشانند که می‌خواست از آن فرار کند. با پناه‌بردن به خدا می‌توان خود را از اوهام رهانید. موفق باشید‌
نمایش چاپی